سریال زندگی در بهشت | قسمت 174 - صفحه 66 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

911 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    امین محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2181 روز

    سلام بر استاد نازنینم و همه بچهای نازنین سایت😊

    چقد موضوع جذابی،شاید نمیخوام به سوال پاسخ بدم،من میخوام صرفا برداشتمو بگم

    با این سوال میشه کلی از مفاهیمو درک کرد و در واقعیت دید

    (اولیش قانون مدارها)استاد توی آمریکا همه اون چیزای منفی که میگنم هست به قول خودتون تو آمریکاشم کارتون خواب هست، حالا نه به اون شدت و هدت اما این مدار ماست که مشخص میکنه با چه چیزایی مواجه بشیم ،بچها اگه استاد امروز هدایت شده به امریکا و فقط زیبایی میبینه و زیبایی میبینه و زیبایی دلیلش، بودن تو مدار زیباییاست

    اگه استاد فقط انسانهای خوبو مهربونو کسایی که عاشقانه بهش کمک میکننو حس خوب میدن دلیلش حضور تو مدار این آدماست

    اگه استاد هر جا میره فقط شادیو زیباییو لذتو میبینه چون تو مدار این شادیو لذتاست

    اگه استاد این زندگی رویاییو داره که حتی خیلی از مردم آمریکا هم باورشون نمیشه دلیلش حضورش در مدار خوشبختیه

    آره،استاد به قول خودش نون باورشو میخوره😁

    درک این جمله زیبای استاد که بچها اگه باورتون عوض بشه ،هدایت میشید

    بچها این جهان دوقطبیه توش همه چی هست ،این ماییم که انتخاب میکنیم با چی برخورد کنیم (ثروت هست،فقرم هست،سلامتی هست ،بیماریم هست،انسانهای در صلح با خودشونم هست ،عکسشم هست ،هر آنجه که در زندگیمون به عنوان واقعیت پذیرفتیم نقطه مخالفشم هست ،فقط اگه ما داریم تجربش میکنم چون براساس باور هامون هدایت شدیم به این مدار

    چقد زیبا میگه استا کلانمد هولاء و هولاء

    چقد زیبا میگه استاد خدا سیستمه

    چقد زیبا میگه استاد خدا مارو به هر سمتی که بخوایم هدایت میکنه

    خواستن ما چیه(باورامون،احساسمون در هر لحظه)

    اگه استاد امروز این زندگیو تو آمریکا تجربه میکنه مسیرش از اعراض از پیش فرضا و چرتو پرتاییه که در مورد آمریکا شنیده و اون چیزی که میخواسته تو آمریکا تجربه کنه خودش تو ذهنش ساخته

    اگه استاد الان تو بهترینو زیباترین ایالت آمریکا زندگی میکنه چون توجهش رو زیبایی ها بوده چون باورهای زیبایی داشته که هدایت شده به این مکان زیبا با اتفاقات و آدمهای زیبا

    و استاد طبق قانون بدون تغییر خداوند اجازه نداره با چیزی مخالف باورهاش روبرو بشه

    و چقد قشنگ تر میشه زندگی اگه هر کاری میخایم بکنیم پیش فرضا و چیزایی که شنیدیمو،بهمون احسای بدی میده رو بزاریم کنار و با باورهای درست و توجه به زیبایی ها اجازه بدیم هدایت بشیم به سمت زیبایی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    سپیده معصومی گفته:
    مدت عضویت: 2014 روز

    باعرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار وخانم شایسته عزیز

    جواب من به سوال شما گسترده تر ازدیدگاه من به آمریکا هست راستش این مسئله درمورد تمام دیدگاه ها وشنیده ها درمن ایجاد شده من حدود یکسال ونیم به صورت مداوم فایلهای رایگان شما رو گوش میدم اینطور دیدگاه من تغییرکرده به این صورت تمام شنیده ها ازطریق محیط اطرافم به گوش من میرسد وبعد توسط ذهنم با توجه به قانونهایی خداوند تحلیل میشود وبعد درصورت مطابقت به بخش باور وجودی ام میره ودرصورت عدم مطابقت دور ریخته میشه هرچندوقت یکبارم برمیگردم به گذشته ویه بازنگری اساسی به باور هام دارم دنبال دلیل برای هر باورم میگردم که به چه دلیل مثلا من فکر میکنم آمریکا جای خوبی نیست ازدل این سوالاتم منشا باور رو پیدا میکنم من نمیتونم بگم همه اوقات ولی بیشتر زمانم سعی میکنم تمرکز روی اون چیزی باشه درذهنم میگذره اززمانی که ارتباطم رو با رسانه ها تقریبا قطع یا بسیار محدود کردم به طور دقیقتر توجه ام ازاینکه ببینم بیرون چه خبره به سمت این رفته که ببینم درونم چه خبره گفتگوی ذهنی من که تصمیمات ورفتارهای من محصولات عملکرد آن گفتگوها وباورهاست به چه صورت است

    اصول مهمی که به من کمک کرده دیدگاه ها وباور که ازطریق خانواده وجامعه ورسانه ها به من انتقال پیدا کرده رو تغییربدم اول اینکه هیچ کسی رو قضاوت نکنم،دوم اینکه باشخصی که سخنی یاکاری روانجام میده توجهی نکنم بلکه به محتوای سخن ومفیدودرست بودن عمل اشخاث ودولت ها توجه کنم ازوقتی یادگرفتم روی خودم تمرکز از مسیرهایی منو دعوت میکنه روی عملکرد دیگران تمرکز کنم دوری میکنم یکی از اون مسیرها رسانه هاهست من قبل ازاین تغییر دیدگاه پذیرش همه ی افرادی که متفاوت بودن ازمن برام سخت بود ولی به معنای واقعی با این نگرش تونستم تمرین صدر قلب یعنی پذیرش همه آدمهای اطرافم همه دولت ها وهمه کشورها درکل پذیرش تفاوت رادروجود راحتر کنم ،توجه به نکات مثبت زندگی خودم واطرافم باعث شدمتوجه شوم چقدر رسانه ااشماراباپخش اخبار بدوناگوار شما تشویق به توجه به نکات منفی میکنند،سریال زندگی دربهشت مخصوصا قسمتهایی که دوستان امریکایی شما به منزلتون تشریف اورده بودند برای من بسیار لذت بخش بودچه ساده بی تکلف بودند چقدر مسئولیت پذیر این که شما میفرماییدوضعیت یک جامعه روافراد یه جامعه تعیین میکنند خیلی مشهوددررابطه شما باشهروندان آمریکایی این سوال ذهن منوهمشه مشغول میکرد اینکه مامسلمونیم وخوبیم چرازندگی ما روندپیشرفت ما وسایرابعاد زندگیمون اینقدر متفاوته درصورتی که میگن اونا بدن بعدازتعالیم شما متوجه شدم دین درحقیقت روش زندگی تو هست نه فقط یک اسم حتما پیشرفت یه جامعه موافق قوانین الهی است حتما افرادی که موجب این پیشرفت درجامعه خود وجامعه انسانی میشود برمدارنزدیکتری ازقرب الهی قرار گرفتن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    بانوی آرامش گفته:
    مدت عضویت: 2168 روز

    به نام خدای دانا وتوانا

    سلام استاد جان ومریم بانو

    وای استاد چی بگم واز کجا بگم من از وقتی سریال زندگی در بهشت وسفر به دور امریکا رو دیدم کلا ۳۶۰ درجه نظرم عوض شد

    چی بود چی شد😅

    من فکر میکردم امریکا ۳ بخشه

    یکیش بیابون خشک وبی آب وعلف با خارهای بزرگ وپر از سربازهای غول پیکر امریکایی که خیلی خشن هستن وبدون استثناء عینک دودی زدن 😎

    با ماشینهای بزرگ که کلا لباسهاشون وماشینهاشون رنگ خاکه 😄

    قسمت دوم جنگلهای پر درخت وشلوغ امریکات که هر روز در حال آتش سوزیه وداره به مرور از بین میره وهمیشه از اون بالا هلکوپترها دارن آب میپاشن روی آتیش ولی بی فایدس 🙄

    سوم محلهای شلوغ وداغون امریکات که توی هر ساختمون کلی آدم زندگی میکنه بچه ها با سر وشکل نامرتب ،گرسنه،لاغر یا دارن گدایی میکنن یا مواد مصرف میکنن

    واینکه توی کشور آدمها هر کدوم یه شیشه مشروب دستشه ویه اسلحه به کمرش وراه میرن تند تند آدم میکشن😐

    واینکه شهر پراز کاواره هست که پر از مشروب خور هست وزنها دارن توش حرکات …..میرن😅

    وتنها ساختمون خوبش کاخ سفیده که سران مملکتش توش جمع دارن نقشه میریزن ببینن چطوری ایران رو نابود کنن😑

    فکر میکردم تو امریکا کلا دارن سیاه پوستا رومیکشن

    واینکه هرروز ،تاکید میکنم هرروز،توی مدرسه چند تا بچه با اسلحه چند تابچه دیگه رو میکشه ومدیر وناظم و والدین بچه های کشته شده از ترس نمیتونن چیزی بگن🤐

    اینکه هر کی اونجا روسری سرش باشه روسریشو از سرش در میارن وکتکش میزنن🤐

    خدا منو ببخشه ابتدایی که بودم سر صف وقتی ناظم میگفت بلند بگین مرگ بر امریکا

    چنان از ته دل داد میزدم مرگ بر امریکااااا فکر میکردم الان با داد من کلی امریکایی الان میمیرن😂😂😂😂😂

    چقدر داغون بودیم خدا😁

    هر کی میگفت فلانی رفته امریکا فکر میکردیم کافره😬

    آقا تو مراسم مختلف که پرچم امریکا رو آتیش میزدن از اونجایی که حس میکردم امریکا باید نابود بشه

    وقتی پرچمش میسوخت مو روی تنم سیخ میشد واشک تو چشمام حلقه میزد که چه کار بزرگی انجام شده🙄🙄🤕🤕😂😂😂😂

    خدایا توبه😅😅😅😅

    واینکه فکر میکردم عامل تمام بدبختیهای ایران زیر سر امریکاست 🙃

    از ماهواره نگم براتون که 😆

    فکر میکردم امریکا دونه دونه ماهواره رو ساخته یواشکی از مرز میاره تو میده به خونوادها تا جوونهاشونو از راه به در کنه😄

    خلاصه استاد دست رودلم نزارید که الان یاد اون دوران میفتم عرق شرم میریزم😅😅😅

    ولی الان با دیدن تصاویری که شما وعزیز دلتون خانم شایسه عزیز برامون گذاشتید فهمیدم که

    امریکا

    کشوری هست

    با مردمی که کاملا باخودشون در صلح هستن

    مردمش دنبال هر بهانه ای برای جشن وپایکوبی هستن 😍😍

    مردمی پر از شادی وانرژی بالا

    مردمی پایبند به خانه وخانواده

    کشوری پر از نظم وقانون

    کشوری پر از سر سبزی و درخت وجنگل وروخانه

    کشوری پر از تکنولوژی

    کشوری پیشرفته

    مردمی آگاه

    مردمی باشعور

    مردمی با احساس

    کشوری پراز خانه های زیبا

    پراز ماشینهای لوکس وزیبا

    هوایی عالی

    طبیعتی زیبا وبکر

    مردمی مهمان نواز

    مردمی خوش برخورد وخوش صحبت

    همه با هر رنگ ونژاد وملیتی و پوشش ومذهبی کنار هم به راحتی زندگی میکنن

    چقدر امکانات عالی برای مسافرت

    خرید گردش رستوران ……

    استاد به جرات میتونم بگم

    من در کنار شما توی امریکا غیر از زیبایی وشادی چیزی ندیدم

    غیر از خوشی وآرامش وآسایش چیزی ندیدم

    الان فقط وفقط در حال تحسین کردم هستم

    تحسین این همه زیبایی که یه عمر ازش غافل بودیم

    اصلا دیوانه کنندس این همه خوبی

    این همه شادی این همه زیبایی

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت وهزاران بار شکرت توی این سن تونستم حقیقت ودرک کنم😭😭😭

    استاد الان بغض کردم که چقدر در خواب غفلت بودیم

    الان هر فایلی که از شما میبینم با برادر وخواهرهام میشینیم ساعتها در موردش حرف میزنیم وثانیه به ثانیه در حال هدایت هستیم

    استاد وقتی شما توی کلبه قشنگ چوبیتون میشینید به خودم میگم بهشت کجاست

    آنجایی که نهرهایی از زیر پا میگذرن درختان زیبا آرامش آسایش خب همه در پارادایس جم شده ودر خدمت استاد هستن😍😍😍😍

    اینجا میشه گوشه ای از بهشت

    وای خدا چقدر خوشحالم که هدایت شدم

    استاد از شما ومریم عزیز ممنونم که این حقایقو به ما نشون دادین

    سپاسگزارم😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    مریم صادقی گفته:
    مدت عضویت: 2149 روز

    سلامممم و درود به استاد جان و مریم عزیزم و همه ی دوستای ارزشمندم توی سایت کلی دوستون دارم و تبریک میگن پیشاپیش به برنده این جایزه و تحسینش میکنم 😍البته شاید هم خودم برنده شدم 😍بریم سراغ دیدگاه من نسبت به آمریکا قبل از اشنایی با شما و دیدن زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا دید من خیلی منفی بود و اصلا حس خوبی به امریکا مردمش و سرزمینش نداشتم چرا بریم سراغ

    داستانش واقعا الان برام خنده داره من با شعار مرگ بر امریکا از کوچیکی در مدرسه بزرگ شدم و با به اتیش کشیدن پرچمش و همه ی اونها بدبختی ایران رو هرچه فساد و فحشارو مسببش رو امریکا میدیدیم چرا چون همش در مدرسه مدیر ناظم میگفتن جوونها فساد رو از امریکا یادگرفتن در سخنرانی های تلوزیون و رسانه همش میگفتن امریکا مسبب بدبختی ملته😂 حاجااقایی که از کوچیکی میدیدم داخل روضه ها ته سخنرانی هاشون میگفتن خدایا امریکا و کفر را سرنگون کن و طبق چیزهایی که به ما انتقال دادن آمریکا سرار نا امنی ،بی قانونی،فساد،ویه صحرای خشک بی ابو علف با مردمانی سنگ دل و بدبجنسو بی دینو ایمان بود و کلا طبق این ورودی ها حس خوبی بهش اصلا نداشتم و یک جهنم گرمو بی ابو علف بودویک ملت برای نابودیش دعا میکردن و حال تغییراتم بعد از دیدن سفرنامه و‌زندگی در بهشت واقعا امریکا بهشتی بود که ازش غافل بودم و حال جز ارزوهامه که در اون ملک شخصی داشته و زندگی کنم اونرو‌ طبیعتی بی نظیر میبینم اینهمه طبیعت سرسبزی کجا بوده اخه خود بهشت😍چقدر جاهای خوبی برای گردش داره اخه کویر کجا بود😕از مردمانش نگم براتون هرچقدر میبینم بیشتر محبتشونو تحسین میکنم محبت لری به استاد یا اونروز که استاد با جت اسکی بنزین تموم کرد چه فداکارانه‌از تفریحشون زدن و برای استاد بنزین اوردن اون خانوم معلم بی نظیزو خوشگله مایک و همه و همه نشون دهنده ی خوبی و مهربونی مردم امریکا بود امنیت و ارامش و صلحی که در همه ی جا پابرجا بود و جز صلح دوستی چیزی نذیدم من❤️❤️❤️انقدر امنو عالی که مریم جون مایک استاد به راحتی تنهایی سفر میکنن و خیالشون راحته یا یکی دیگه از ورودی های بد دیگم که داده بوذن اینکه اونا با ایرانیا مثل افراد بیکانه برخورد میکنن و اصلا آدم خسابشون نمیکنن و دیدم چقدر مردمان شریفین و اصلا نژاد پرست نیستن و چقدر شرافت مندانه با استاد که یک ایرانیه برخورد میکنن و چقدر عزتمندانه استاد زندگی میکنن در کل کشور بی نظیریه ممنون استاد عزیزم که باورمون رو عوض کردی نسبت به آمریکا ی دوست داشتنی و نشونمون دادی باور های درست چقدر سازنده هستن سپاسگذارم آی لاویو کالیفورنیا

    آیلاو‌یو امریکا❤️❤️❤️❤️

    و در آخر بگم تمام این بهشت نتایج باورهای درست شماس به همه چیز😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    هادی گفته:
    مدت عضویت: 2260 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت دوستان و استاد عزیزم

    هر وقت که کامنت گذاشتم فقط یا بخاطر لایک بوده یا جلب توجه !!

    یه بار هم شده میخوام برای دلم بنویسم .

    اول بگم که من قسمت های کمی ( حدودا ۱۳۰ ) از سریال زندگی در بهشت و سفر به دور امریکارو دیدم ولی باز هم دیدگاه هام تا حدودی تغییر کرده

    دیدگاه ها قبلا نسبت به امریکا :

    تجاوز به دختران زیاد

    مست کردن و فقط به فکر مهمونی

    راحتی بیش از حد و بخور بخواب

    سیاه پوستا خییییلی وحشی و خطر ناکن

    اونجا خلاف زیاده

    نژاد پرستی زیااااااااااد

    زورگویی و دعوا و تخریب بقیه

    خلاصه یه کشوری که مردمش همش پی عشق و حالن و هیچ کس رو ادم حساب نمیکنن و به خاطر این ازادی زیاد دزدی و خلاف و تجاوز و ……. زیاده.

    دیگاه های الانم نسبت به امریکا:

    تجاوز همجا هست و تو همه ی کشور ها یک جوره

    توی امریکا هم درصدی از ادم ها که خیلی هم کمن این کار ها رو میکنن

    امنیت در امریکا بیداد میکنه

    پلیس امریکا بسیار قدرت منده و با این اسوده خاطری که استاد سر سفارش های امازون که یک هفته دم خونه میمونه یا اینکه در خونه ها بدون هیچ حصاری در خیابان بازه

    دیگه مطمئن شدم که امریکا بسیار امنیتش خوبه

    سیاه پوستا هم قوانین خودشون رو دارن و خیلی جدی هستن ولی نه همشون !

    خیلی هاشون هم مثل ادم های عادی دارن کار میکنن

    خوبه که یه عده ادم مهمونی بگیرن و حال کنن البته من از مشروب و الکل بدم میاد ولی اون ها عادت دارن و براشون راحته و بدون عذاب وجدان استفاده میکنن

    حس میکنم بیشتر حسودیم میشد به این مهمونی ها تا این که بخوام ایرادی بگیرم

    دلیلش هم اینه که من همش تنهام به همین خاطر حس بدی به این موضوع داشتم.

    دلیل این باور های غلط:

    رسانه /خانواده/دوستان/تمام جامعه و …….

    حسم بهتر شد نسبت به این کامنت

    ممنون بابت این اگاهی ها که همه جوره به ما انتقال میدین

    به امید دیدار شما و خانم شایسته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مریم فاطمی گفته:
    مدت عضویت: 2414 روز

    با سلام به استاد محترم آقای عباس منش و خانم شایسته عزیز

    اتاق پذیرایی ، بهترین ظرفها، بلورها، کریستالها در این اتاق چیده می شن، میوه ها که از راه میرسه، بهترین اونها میره طبقه بالای یخچال، اتاق پذیرایی اتاق پذیرایی

    یواشکی در رو باز می کنم و میرم توی اتاق پذیرایی، اوووو چقدر زیباست، اوووو یعنی میشه اینجا بود و بازی کرد، ناگهان با صدایی از اتاق میرم بیرون،

    دیگه توی اتاق نری ها، اونجا مال مهمونه، وووو مهمون، کسی که از ما بهترونه!!! دفعه بعد می خوام باز برم توی اتاق، در اتاق قفله، بهم گفته می شه توی اتاق چند تا مار هست و هر کس به جز مهمون بره توش نیشش می زنن و می خورنش، صداهایی میاد و بهم ثابت میشه که اتاق پذیرایی وحشتناکه

    هر وقت به اتاق پذیرایی نگاه می کنم، با خودم تکرار می کنم ، اون اتاق وحشتناکه، وووو همه میگن ببین و بارو می کنم

    باور می کنم که اون اتاق مخوفه، ترسناکه، نمی شه رفت توش و باور میره و جاش رو محکم و محکم تر می کنه

    و توی ذهن ثابت می شه که رفتن به اون اتاق غیر ممکنه، غیر ممکنه

    تا وقتی که

    وقتی مهمونی میاد ،

    نه یک مهمون معمولی ، نگاهش می کنم با بقیه مهمونها فرق داره، حرفهاش به دل می شینه

    مهمون جدید دستش گلهایی هست که غیر قابل وصفه، عطر گلها همه جا پخش شده، زیبایی گلها تمام خونه رو پر کرده

    می خواد بره توی اتاق پذیرایی ، ووووووو الان مارها نیشش می زنن!!!!؟؟؟؟

    میره اتاق پذیرایی،

    از پشت دیوار با احتیاط و شک بهش نگاه می کنم، روی مبلهای اتاق پذیرایی می شینه، لبخندی به لب داره و خیلی خوشحاله، بی دلیل شاده، می خنده، می گه و همه رو می خندونه

    مگه میشه با وجود اون همه مار شاد بود؟؟!!!!

    الانه که یکی از مارها بیاد و نیشش بزنه

    مهمون بلند بلند می خنده، صدای خنده اش همه رو توی خونه و همسایه شاد می کنه

    همسایه ها میان و می گن ،

    مهمونتون کیه که انقدر شاده!!!

    یکدفعه دیوار باور سالها خاک و گل خورده ذهنم ترک بر می داره

    ترک بزرگتر وبزرگتر میشه

    ذهن تکرار می کنه ، نه برو سراغ باورها، اونها درستن

    دل لبخندی می زنه

    کدوم رو انتخاب کنم، ذهنم یا دلم ؟؟؟؟

    آهان حسم ، حسم چی می گه؟؟

    مهمون حرف می زنه و حرف می زنه و بوی گلها بیشتر و بیشتر میشن، همه خونه رو بوی عطر گرفته

    حسم عالیه

    یکدفعه دیوار باروهای نادرست فرو می ریزه

    وووووو چی شد؟

    دیوار پذیرایی کوتاه و کوتاه تر شد،

    چی شد؟

    اتاق پذیرایی دشتی شد که توش درختهایی کاشته شدن، نهری جاری است که کنارش پرنده ها آواز می خونن،باد ملایمی می وزه و همه خوشحالن، همه حسشون عالیه،

    مهمون اونجا تنها نیست، همه انسانهای شاد و خوشحال دور و بر مهمون هستن، انرژی مثبت همه جا رو فرا گرفته

    پیروزی ، پیروزی همه داد می زنن و همه پیروز پایین رفتن دیوارهای اتاق پذیرایی رو جشن می گیرن

    نفس عمیق و ووووو

    یعنی میشه

    غیر ممکن ممکن شد

    لبخند مهمون بزرگ و بزرگتر می شه

    آره میشه در نور الهی ، توی کریستال زندگی و در بلور داشته ها زندگی عالی داشت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    علي قرباني گفته:
    مدت عضویت: 2936 روز

    سلام استاد عباس منش سلام خانم شایسته سلام خانواده عباسمنشی

    استاد من انقدر فیلم و سریال امریکایی دیدم که پیش فرضم در مورد امریکا خوب هست و از وقتی که سریالهای سایت دیدم دیگه کاملا برام درستیش روشن و واضح شد البته دیگه تقریبا ٧٠٪؜ مردم تهران میدونن که امریکا بهترین کشور دنیاست

    استاد عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    سمیرا بیات گفته:
    مدت عضویت: 2074 روز

    به نام خدا

    استاد عزیزم سلام

    ای کاش کلمات میتونست احساس همه ما عباس منشی هارو نسبت به شما نشون بده .

    من از بچه های دوازده قدم هستم و میدونم چرا شما دقیقا به تمام تضادها و سوالهایی جواب میدید که بعد از ۳۷ سال زندگی که براشون هیچ جوابی نداشتم رو بهش اشاره میکنید. و حالا تونستم بفهمم که دلیلش چیه

    از یکی از بستگان به سرماخوردگی شدیدی دچار شدم اما دیشب با کنترل ذهنم تونستم بدن درد شدیدم رو به کلی فراموش کنم .و دائم این جمله ی شما در ذهنم تکرار و تکرار میشد که کنترل ذهن یعنی همه چی این کلمه رو هزار بار تو فایلهای دوازده قدم گفتید و دقیقا این همون نکته تمامی فایل های زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکاست.

    کنترل ذهن یعنی گذاشتن یادادشت برای فردی که به ماشینش آسیب زدی .چون اومدی برای لذت بردن از زندگی.

    اونو رها کردن و کارها رو به خدا سپردن و رفتن دنبال کار خودت .و بعد اومدن فردی در مدار خودت با اینکه ممکن بود با کنترل نکردن ذهنت اون وجهی از اون آدم رو بیرون بکشی که برای اون لحظه با تو برخورد بدی بکنه .و جالبه این آدم برای نهایی ترین ایده ی چکین تراکتور مرغ ها از راه میرسه و توی پیچ کردن آهن ها چقدر به شما و مریم جون کمک میکنه و کنترل ذهن یعنی اومدن دستان خداوند .و یا اون خانم مسنی که با باغچه گلهای زیبا و بدون مرزش با حفاظ و دیوار از فضای بیرون شما رو به دیدن مریم مقدس باغچه ی زیبایش هدایت میکنه و از این کار لذت میبره بدون اینکه یکی از بستگان مثل شوهر یا بچه ها از پنجره سرشون بیرون بیارن و بهش بگن این غریبه ها کی هستن آوردی تو خونه .یا اینکه به شما یا به عقل پیر ایشون بی احترامی بکنن و …

    و هزاران مثال از صاحب قبلی اون خونه ی هشت خوابه که بسیار تمیز بوده و یا دیدن معلمان غواصی و خلبانی شما که بسیار با مهربانی و عادی به هر نوع جنسیتی آموزش میدادن و یا فروشندگان مهربان فروشگاه که با هر نوع مدل و لباس و رنگ پوست و یا حتی تتو روی دست هاشون دارن کار میکنن و یا تفریح میکنن و این تتو رو از کسی مخفی نمیکنن

    و این یکی از ویروس های ذهن من بود قبل از اومدن به سایت شما استاد عزیز یادم در مسابقه ی فوتبالی یکی از بازیکنان ایرانی این کار رو انجام داد بود و سوژه رسانه ها بود و ایشون مجبور بود در بازی های ملی لباس ورزشی آستین بلند بپوشه که البته خود من هم یکی از اون کسانی بودم که این کارو اصلا نمیپسندیدم.

    اما امروز با تقویت عزت نفسم این رو آویزه ی گوشم کردم که هر کسی همون جوری زندگی میکنه که توش هم شاده و هم لذت میبره و هم در مدار خدای خودش هست و این به تو ربطی نداره سمیرا جون .

    البته من از اول این اخلاق رو در خودم میدیدم اما با حرفهای شما استاد عزیز نهادینش کردم .چطور🙃🙃

    و خیلی از موضوعات از سوال و درخواست شما برای نوشتن کامنت که دیگه نگم.

    یادم کلاس سوم که برای گروه ۱۳ آبان داشتن گروه سرود انتخاب میکردن من خودم و به زور گریه تو گروه جا کردم تا سر صف بالای پله ها با بقیه بچه ها این سرود و بخونم

    ۱۳ آبان

    ۱۳ آبان. روز قهرمانان روز آزادی با صلاح قرآن

    دانشگاه تهران .قتل گاه عاشقان

    دانش آموزان. دانش آموزان

    …….

    ……

    ….و در ادامه

    جمله بر لبانشان

    منطقی شعارشان.

    فریاد مرگ بر شاه

    مرگ بر آمریکا

    و در ادامه که 😔😔😔

    اینجوری استاد .همین جوری با یه شعر اول بسم الله

    اومدن به بچه ها با یه شعر و ملکه کردن در ذهنش، این باور رو درست میکنن که باید مرگ بفرستی به زن ها و مردهایی و بچه ها و همون سیاه پوست هایی که الان همین اینها مدافع حقوقشان هستن.

    حالا یه سوال اگه ما مرگ میفرستیم به آمریکایی ها دقیقا به کدوم دسته باید مرگ بفرستیم. دقیقا منظورمان کدوم دسته هست .کل آمریکا یا سیاه پوستها یا بچه هایی که الان در اخبار پیگیر سلامتی یا حفظ جونشون هستیم .

    و این موضوع فقط با کنترل ذهن ما جواب داده میشه .

    ورودی هات رو کنترل کن .جهان تو رو به جایی هدایت میکنه که دلت میخواد باشی .

    و نمونه ی بارزش همینه سریالی که شما از زندگی شخصی تون به ما نشون میدید .شما وقتی دوربین به دست میگیرید نمی تونید که بگید مثلا شما فلان حرف رو بزن یا فلان کار رو بکن.

    این جریان عادی زندگی شماست که خیلی ها نمیتونن باور کنن

    وخیلی از نکات درکامنت بچه ها بود در مورد آزادی لباس .اما یه چیز خنده دار اگه اینجا خانمی مثل اون خانومی که در قسمت قبلی حتی در یک عروسی و مجلس زنانه هم اون جوری باسنش رو تکون بده و شادی کنه .نصف مجلس دیگه حتی نگاهش هم نمیکنن و اونو کسی میدونن که اگه بهشون نزدیک بشه ممکنه با این حرکات شوهرشو از دستش در بیاره 😂😂😂

    حالا یه سریال داره پخش میکنه یه خانم بازیگر نسبتا معروفی داره هی این موضوع رو میکنه تو مخ زن ها که مواظب شوهرت باش .نره زن بگیره

    واقعا تاسف. تاسف

    همه ی وردی های ویروس های ما مربوط به نشناختنمون از همین کتابی هستکه اول هر چیزی وارد خونه ای که میخریم .ماشینی که میخریم و یا مغازه ای که اجاره میکنیم .میکنیم اما یه کلمه هم ازش نخوندیم.

    از شناخت غلطی که از قانونهای درست زندگی هستن داریم . که هیچ کدوم تا الان نمیدونستیم.

    از سریالهای آینه ی عبرت و ….گرفته تا

    فیلم های هندی که یارو با کارگری و یه روپیه. یه روپیه جمع کردو عرق ریختن و رو زمین خوابیدن و نون خالی خوردن و تو جوب آب خودشو شستن و یه تیکه پارچه دور خودش پیچیدن و بعدش با پولهایی که جمع کرد شد مهاراجه .

    مامانم همیشه به شاه فحش میده و میگه روس ها وقتی اومدن ایران از ترس اینکه به زنها تجاوز نشه اون ها رو تو گودال هایی تو زمین قایم میکردن که اگه اینجوری بود الان باید پدر من روسی بود.

    شاید این اتفاق چند باری افتاده باشه .اما تمام اونها اینجوری نبودن مثل کاپیتان کشتی کورز شما در بندر عباس .

    روس ها الان در نظر ما آدم هایی شهوت ران و مست و غارتگر هستن.پس چطور اون ملت الان با فرستادن فضا پیما به فضا با آمریکا و چین در حال رقابت هست.

    و حالا ما سه .چهار دهه مقاومت ذهنی داریم

    اگه ما هم از اول یه کم منطقی فکر میکردیم الان چه جایگاهی داشتیم. نه در نیا ، در زندگی خودمون

    وقتی من اینقدر عزت نفس ندارم که به خاطر سفیدی موهام اونا رو از همه قائم میکنم و هر هفته یه بار رنگ میکنم و اون بو و مسائل رو تحمل میکنم .

    در حالی که جایی در دنیا رنگ مو برای خانواده و اطرافیان مهم نیست

    وقتی عزت نفس من اونقدر پایینه که بدون بلوز و دامن در جلوی خانواده شوهر ظاهر شدن بر خلاف سنت خانوادگی هست و دیگران فکر میکنن من به خاطر اونها آرایش میکنم یا لباس راحت پوشیدم و یا اگه با برادر شوهرم بگم بخندم میخوام اونو از راه بدر کنم. و هزارن مثال دارم از تضادهایی که در زندگیم دارم که باعث شده در همین راستا باشم و همون چیزهایی رو دریافت کنم که صبح تا شب باهاشون در گیرم .مامان و بابای من که منبع باورهای محدود کننده هستن .یادمه که برای بردن پرونده ی بارداریم به تهران باید به یکی از بیمارستان ها میرفتم با مامانم توی آژانس بودیم و وقتی از کنار برج میلاد می‌گذشتیم من گفتم چقدر قشنگه آدم بره از نزدیک ببینش، مامانم گفت اونجا جای از ما بهترونه.

    و بعد راننده که خیلی هم آدم با شخصیت و مسنی بود و به خاطر باردار بودن من کولر هم زده بود .با خنده گفت این چه حرفیه مادر جان .شما هم ارزشمند هستید .راستش من یه کم خجالت کشیدم از فقر فکری مادرم .اما چاره ای نبود و نیست چون من الان که قانون رو میدونم فهمیدم قادر به عوض کردن کسی نیستم اما میتونم خودم رو نجات بدم از رسیمان های کهنه

    و این نکته از قلم نیوفته که دو سال بعد خواهرم با خانواده ش توسط دعوت یک دوست با یک هزینه ی کمی تونسته بودن از ۶ طبق ی برج میلاد دیدن کنن.و این به من نشون داد که ععععه پس میشود.

    میشه با یه مبلغ که خیلی هم زیاد نیست میشه از جایی دیدن کرد که خیلی ها فکر میکنن جای از ما بهترونه .

    مثل همین سفر نامه ها و خونه ها و موتورهای که سما دارید و از هر چیزی که آرزوی اونو داری و میشود که داشته باشی .به شرط لازمش که کنترل ذهنه

    با دروغهای که تا الان شنیدم تو همین راستا بچه هام و با شما هم آشنا کردم .و در فلشی که داریم و همسرم توش فقط برای بچه ها کارتن گرفته تا از تلوزیون ایران چیزی دریافت نکنینم فایلهای شما رو هم ذخیره کردم و قسمت تمرکز بر روی نکات مثبت قدم دوم رو با تلوزیون با بچه ها تماشا کردیم و بچه ها اون تیکه آهنگ آخر و بازی بچه ها روی تشک آب رو خیلی دوست دارن و بارها تماشا کردن .

    شده یه کم دلم بگیره اما نمیزارم در و دیوار و غم بگیره …

    فکر کنم تا اینجا تونسته باشم به درخواست شما استاد عزیزم پاسخ مناسبی داده باشم .

    از پیش ذهن هام در مورد عراقی ها که الانم هست و دارم روش کار میکنم .مثلا همیشه پیش خودم این رو دارم که اونا این همه از جونای ما رو کشتن و الان شدن برادران عراقی و کلی هم گوجه و خیار و پیاز و سیب زمینی که الان گرون شده برای اونا ارسال میشه اما الان دیگه با این موضوعات جایگزین کردم که صدام هم تحت اون شرایطی که بزرگ شده که شما در یکی از فایلهای رایگان گفته بودی بهش باید حق داد که مصوب چنین کارهایی باشه و به یاد آوردن این قانون که هر کسی هر جایی که هست جای درستشه.

    پس اگه شما الان در زیبا ترین ایالت یه کشور خوب هستید جای درست شما همون جاست.

    و منی که تا الان در بمباران افکار محدود کننده بودم جایگاه درستم همین جاست .اما خبر خوب اینه که با کنترل ذهنم و تغییر میتونم این جایگاه رو تغییر بدم و خالق شرایط دلخواه خودم باشم .

    خبر خوب اینه که عزت نفسم رو بالا بردم و برای اولین بار بعد از ۱۴ سال وقتی خبر دار شدم پدر و مادر همسرم دارن میان خونم .موهای سفیدم رو رنگ نکردم .یه بلوز آزاد تهیه کردم با یه شلوار گشاد گل دار پوشیدم بدون اینکه از مادر شوهرم بخوام نظر بده که خوبه یا بابا بدش میاد من ایجوری جلوی بگردم .

    صبح به خاطر اینکه سفرم خالی نباشه تخم مرغ هم درست کردم .البته این باور محدودکننده اونها نزاشت که ای بابا صبح اول صبح هم سرخ کردنی بخوریم .نمیخواییم

    اما من باز هم کار خودم رو کردم و برای بچه ها درست کردم و بدون در نظر گرفتن. نظر اونها پسر کوچیکم رو سیر کردم .

    عزت نفس یعنی اینکه لاک ناخنی که یه کمش روی ناخن هام مونده به زور چاقو پاک نکنم از دست اینکه اونا چه فکری میکنن و چند تا مثال دیگه دارم که میخوام در قدم سوم جلسه ی سوم بنویسم که برای نظر دیگران زندگی نکنم و خودم باشم و اگه کم کم هر کسی یاد بگیره به نظر و دیدگاه و انتخاب ها و کارهای دیگران احترام بگذاره کم کم جامعه از این همه هرج و مرج دخالت در کار دیگران خارج میشه و دیگه شعارها رنگشون رو از دست میدن چون دهان ها بسته میشه و کم کم هر کسی که در مدارش قرار بگیره اشتباهات و گناهان خودش رو میبخشه و راه درست رو می بینه.

    بچه ها برای ادامه ی سیاست غلط شعر حفظ نمیکنن و فکر نمیکنن با هزار تومن هزار تومن بعد از ۷۰ سال میتونن یه خونه ی دو خوابه با ۱۶ سال درس خوندن و سی سال کار کردن میتونن با حقوق بازنشستگی بشینن تو پارک تا بمیرن و خلاص شن از این زندگی سگی

    من از

    استاد عزیز م یاد گرفتم که با کنترل ذهنم با دادن ورودی های مناسب حتی در زمانهای به ظاهر نامناسب به جایی هدایت میشوم که در محیط امن خداوند هست و در اونجا زن ها و مردها با نژاد پرستی آمیخته نیستن.

    لباس هاشون برای افکار دیگران طراحی نشده

    از لبخند و شادی در مسابقات حساس هم استفاده میکنن. خیابانهای تمیز میزبان شادی اونهاست.

    سن رنگ لباس و زن و مرد

    مجردی یا خانوادگی از این فرصت زندگی بر روی زمینی که خداوند براشون مهیا کرده در هر ساعت از شبانه روز استفاده میکنن.

    بر خلاف باورهای ما که الان که دیگه شبه کجا بریم؟

    بگیریم بخوابیم برای فردا سر کار و….

    استاد عزیزم من خواهان تهیه ی قدم چهارم هستم و اگه واقعا کامنت من اون سطح از خواسته ی شما رو اجابت کرده باشه .خوشبخت ترین عضو سایت میشم که لایق جایزه شما باشم .

    از تک تک کلماتتون در دوره ی ۱۲ قدم سپاس گزارم .

    من تونستم با کنترل ذهنم از دردهایی که بر اثر ورودی های نامناسب گاهی به جسم من خطور میکنه جلوگیری کنم .کمی شاد تر زندگی کنم .کمی کمتر عصبانی بشم . عزت نفسم رو در مقابل کسایی اجرایی کنم که مقابله شدن باهاشون برام کاوس بود و نیازی به تائید اونها ندارم ‌.چند باری اومدم به همسرم بگم که دیدی چقدر تغییر کردم اما ایشون اهمیت نداد و تازه یادم افتاد که این بر خلاف قانونه.

    بیام اینجا رد پا بگذارم تا توسط هم فرکانسی هام تشویق بشم نه کسی که با من هم مدار نیست

    بی نهایت خوشحال و خوشبختم از کامنتی که مینویسم و استاد عزیزم با عشق اونو مطالعه میکنه.

    پس من فرد مهم و ارزشمندی هستم .

    خدارو به خاطر تو تک لحظالتم سپاس گزارم. حتی از اون وقت هایی که در شرک بودم .چون اونها باعث شد من به راه حقیقت هدایت بشم.

    استاد عزیز و مریم جان دوستتون دارم و از این سیستم انتشار کامنت ها هم بی نهایت سپاس گزارم چون یکی از کسانی بودم که فکر میکردم استاد با این سیستم دیگه خودش کامنت منو نمیخونه.

    من از تمامی جهان سپاس گزارم 🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    بهنام خدا گفته:
    مدت عضویت: 1989 روز

    به نام خدای یکتا

    پیش فرضهایی که من در مورد کشور امریکا داشتم تقریبا مثل همه مردم ایران هست

    چون همه پیش فرض های ما از اخبار بسیار منفی که از تلویزیون ایران پخش میشه داریم

    مانند:

    قتل

    گروگان گیری

    تبعض نژادی

    کشتن سیاه پوستان

    …..

    ….

    ویااز فیلم های آمریکایی که ادم کشتن علاوه براین که بسیار آسون هست لذت بخش هم هست یاپخش فیلم های که امریکارا شهر کثیف یا پراز مواد مخدر نشون میده

    ولی البته من همیشه ته دلم این بود که امریکا کشور ثروتمند و پیشرفته ای است وشاید بخاط همین هدایت شدم که سریال زندگی دربهشت یا سفر به دور آمریکارا ببینم و کلا عاشق آمریکا بشم به دلیل فرهنگ بالا

    اصلا افرادی که در آمریکا زندگی میکنند شرک کمتری نسبت به خداوند دارند به دلیل سبک زندگی شخصی که دارند

    وچقد راحت زندگی میکنند و بدون دلیل شاد هستند

    من بعد از ورود به سایت شما استاد عزیز و آشنایی با خانواده فوق العاد عباسمنش واقعا عاشق امریکا شدم و واقعا میشه ازادی .لذتت. الله و همه چی و هرچیزی که ما مسلمانان تو ایران آرزوش داریم اونجا ببینم

    البته الله را میتوان در همه جا دید منظورم انسان های باخدا بیشتر و بهتری است حتی نسبت به ایران خودمان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    مصطفی گفته:
    مدت عضویت: 3010 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شاسیسته و شما همراهان

    تصویری که در ذهن من ساخته شده بود این بود که به فرض مهال اگر که راهمون بدن به آمریکا یه خونه کوچیک بهمون میدن با زن و بچه باید هفته ها بمونیم توش تا بهمون اعتماد کنن بعد هفته ای یک بار بیان بگن برید بیرون یه دور بزنید و هر هفته برامون غذا و احتیاجاتمون رو بیارن تا چند وقت هم زن و بچه مون رو ازمون جدا کنن تو قرنتینه باشیم تا زبانشون رو یاد بگیریم و اطرافیان و رسانه ها انسانهای زیادی رو نشون میدن که تمام خونه و زندگیشون رو فروختند رفتن آمریکا و اونجا تو یه خونه کوچیک دارن زندگی میکنن و بهشون اجازه می دن فقط 8 ساعت کار کنن و تو یه رستوران زمین رو تی میکشن با اینکه تو ایران برو بیایی داشتن برای خودشون و سرهنگ بودند النم پشیمانن و روی برگشتن به ایران رو ندارن اگر هم بیان جایی برای زندگی ندارند مجبورن تا وقت مرگشون تحمل کنن این خاری و ذلت رو و انجا از ناچاری بمونن و برای اینکه زنده بمونن و برق و آب رو روشون قطع نکنن کار کنن تا شارژ ماهیانه شون رو پرداخت کنن و زن و مرد حتما باید باهم کار کنن تا خرجشون در بیاد تازه اگر اجازه کار بهشون بدن یه پول زیادی باید داشته باشند تا زمانی که اجازه کار بدن بهشون اونجا دوام بیارن بهشون به چشم یک تروریست و یه ایرانی که جایگاهی ندارند نگاه میکنن و احساس شرمساری میکنن موقع ورود حسابی میگردنشون به تیپ و قیافشون نگاه میکنن و اگه خوششون نیاد موقع ورود دیپورتشون می کنن

    اصلا گفته شده به ما آمریکا یعنی داخل فرودگاهش بری همونجا یه مامور میبینه شما رو و اگه از شما خوشش نیاد ریش داشته باشی دیپورتی و از همونجا باید برگردی هزینه رفتن به آمریکا هم خیلی گرونه کلی باید خرج کنی آخرشم هیچی همه چی هم اونجا گرونه یه کافه بخوایی بری کلی هزینش میشه بعد از یه دورانی که تو قرنتینه بودی کار پیدا کردی تو رستورانی جایی که تی بکشی و ظرف بشوری فوقش یه آپارتمان کوچیک تو یه جای شلوغ داری که باید مدام کار کنی تا از پس هزینه هات در بیایی

    رانندگی که هیچی باید اول تو کشور خودت گواهینامه بین المللی بگیری که خیلی سخت میگیرن و بعد اونجا امتحان می گیرن ازت قوانین خیلی سختی هم داره پلیسشم ببینه تو خیابون کوچکترن مشکلی داشته باشی دیپرتت میکنن و برت میگردونن ایران

    اونجا آدمهایی داره که تو خودشونن و کاری باهات ندارن اگر هم ببیننتون یه نگاه بدی میکنن بهتون

    فقط برای شبها خوبه بری تو فروشگاهای مختلف و کازینوها همه جا وسایل شرط بندی و پولتو از دست میدی تازه اگر راهت بدن

    خیلی ذهنیت منفی بابت پلیس و دیپورت شدن میسازن تو ذهنمون صداو سیما هم که مدام نشون میده زدن و کشتن

    البته خودم تو صدا و سیما هستم سالهاست که تلویزیون نگاه نمی کنم و اخبار نمیبینم

    کارم فنی و تو اتاق فرمان فقط کار خودم رو می کنم و ازم میپرسن غذاش چی بود و این چی گفت اصلا میگم بابا من فقط رو کار خودم تمرکز داشتم و نگاه نکردم

    خیلی دوست دارم مهاجرت کنم از هزینش میترسم و اینکه اونجا دیپورتم کنن و بهم کار ندن ونتونم زندگی رویایی برای خانوادم درست کنم مدام تو یه خونه بمونیم فوقش بعد از ظهر یه دور تو خیابون آنجا بزنیم و برگردیم

    الان که این فایلهای سفر به آمریکا و زندگی در بهشت رو میبینم میفهمم که آمریکایی ها و آدمهای اونجا چقدر با خودشون در صلح هستن چقدر از هر موقعیتی استفاده میکنن تا شاد باشن و به هم حس خوب بدن و شما که ازشون فیلم میگیرید تصورم این بود ناراحت بشن ولی میبینم که حتی براتون دست تکان میدن و میخوان بگن چه خوشحالن که ازشون فیلم میگیرید و خوشحالیشون رو بیشتر نشان میدن

    پلیس اونجا چقدر به فکر راحتی و آسایش مردمه و شاده و کمک میکنه و اونا هم خودشون رو از مردم جدا نمیدونن و همراه مردم هستند

    چقدر ثروت وجود داره و هر کسی از هر چیزی که بلده ثروت درست میکنه و به همنوع خودش کمک میکنه و خدمات اضافه تری میده و در عوض هم مردم دوست دان با انعام بیشتری دادن جبران کنن و هدیه بدن

    چقدر برای مردم آسایش درست کردند و به هم کمک میکنن

    هیچ کس با عقاید بقیه کار نداره و اونها رو قضاوت نمیکنه هر کس کار خودش رو میکنه و همدیگه رو هم تشویق میکنن تحسین میکنن و باعث احساس ارزشمندی در هم میشوند چقدر آدمهای اونجا باخودشون در صلح هستند

    منم یاد میگیرم یه دختر دارم که نزدیک 2 سالشه بیرون که میبریمش برای همه دست تکون میده و بوس میفرسته همه هم قربون صدقش میرن و دست تکون میدن براش و براش آرزوی سلامتی میکنن فروشکاهی جایی هم میریم میگم بهش با صندوق دار بایی بای میکنه و دست تکون میده و چقدر کادرو شکلات بادکنک میگره و تخفیف که خدا میدونه

    تو فروشگاه های بزرگ که میریم بعضی پرسونل باهاش راه میان و حرف میزنن باهاش ما هم حس خوب منتقل میکنیم که یاد گرفتیم از مردم آمریکا خشک نباشیم و کسی نمیخواد بهمون صدمه بزنه

    دیدم که چقدر مردم آمریکا از علابقشون کار درست میکنن و ثروت

    چقدر جاهای تفریحی و خدمات برای مردم گذاشتن که شاد باشن جای بازی برای بچه ها و آرامش برای بزرگترها

    حس امنیت برای مردم احترام به قوانین برای زندگی بهتر و راحتتر

    چقدر امکانات به روز برای سفر و گردشگری

    حتی امکان دریافت سفارش در طبیعت

    یاد گرفتم مردم آمریکا اول با خودشون در صلح هستند بعد با دیگران و چقدر به هم کمک میکنن و چقدر امنیت وجود داره که روزها بسته شما پشت درب میماند که شما هم نگران نیستید

    باید قوانین رانندگی هم راحت باشد که شما با اتوبوس هم به راحتی سفر میکنید به دور آمریکا

    میبینم مردم به جای کری خوندن برای تیم دیگه به تیم خودشون کمک میکنن و تشویق و شادی میکنن حمایت میکنند

    و دولت چقدر برای مردمش ارزش قاعل برای جان و مالشون و اگر کسی هم مشکلی براش پیش بیاد سهوی و عمدی اول به فکر رفع مشکل و کمک کردن بهش هستند به جای اینکه توبیخ و دعواکنن و جریمش کنن مثل آتشی که به عمد برای از بین بردن علفهای هرز درست کردید و آمدند و خاموشش کردند برخورد خوبی هم داشتند

    تصویری که قبل از مستند های شما داشتم یه چهار راه شلوغ با چراغ قرمز از آمریکا بود ولی الان یه راه خوش آب و هوا با مناظر زیبا که چراغ های قرمز بارسیدن شما به سمتشون سبز میشن و شما میتونید از راهتون لذت ببرید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      رضوان یوسفی گفته:
      مدت عضویت: 2477 روز

      سلام دوست عزیز

      بسیار زیبا و جذاب نوشته بودید.

      مطمئن هستم با درس هایی که استاد به ما میدهند در آینده نه چندان دور این رویای شما تحقق پیدا میکنه و مهاجرت میکنید

      برادر همسرم هم در صدا و سیما کار میکنه، بیشتر همکارانش به کشورهای مختلف مهاجرت کردند و زندگی بسیار عالی دارند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: