این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/12/abasmanesh1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-12-06 07:30:232024-08-27 06:24:47سریال زندگی در بهشت | قسمت 232
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد من خودم سئو (seo) کار هستم و وقتی شما گفتی دسترسی موتور های جستجو رو به سایت بستید واقعا هنگ کردم و یهو کل باور هام زیر و رو شد!!!!
توی شرایطی که همه دنبال راه های سریع و غیر مجاز هستن که توی نتایج گوگل صفحه اول باشن، یهو یکی پیدا میشه که بر خلاف این مسیر حرکت میکنه و برام جالبه که این همه مخاطب هم جذب میکنه. 🤷🏻
استاد چه خوب میشد اگه از باورهایی که درباره سایت و جذب کاربر دارین هم صحبت کنید 😍 مشتاقانه منتظرم که بشنوم. ❤️❤️❤️
سلام به استاد و مریم عزیزم و دوستان خوب هم فرکانسی
استاد عزیزم من هر بار که کار کردن روی خودم رو شروع میکردم خداوند بهم الهام میکرد که زندگی در بهشت رو شروع کن من از اولین باری که شروع کردید فایل های زندگی در بهشت رو سایت گذاشتید تا چندین قسمت همراهی کردم ولی باز رها کردم نمیدونستم چرا من هی یه تایمی رو میذاشتم و روی خودم کار میکردم ولی بینش رهاش میکردم با اینکه هر بار که من روی خودم کار میکردم نتایج خوبی رو نسبت به اون مقداری که زمان میذاشتم و روی خودم کار میکردم میگرفتم ولی ثابت نبود،هر بار که در این چهارسالی که شروع میکردم به این گفته های شما عمل میکردم از بار قبل بهتر میشدم و الان که فکر میکنم نیاز داشتم که تکاملم رو طی کنم و یه سری باورهام زمان میبرد تا عوض بشن خلاصه که اخرین باری که من متعهدانه و خیلی بهتر از بارهای قبل زمان گذاشتم و شروع کردم به کار کردن روی خودم نزدیک هشت ماه پیش بود و من خیلی قانون تکامل رو بهتر درک کرده بودم و داشتم آرام آرام پیش میرفتم و نتیجه میگرفتم و خودم میفهمیدم که اگه به همین روند ادامه بدم خیلی خیلی پیشرفت میکنم تا موقعی که یک دفعه در اوایل سال جدید بی حس و حال شدم منی که با علاقه آموزه های شما رو دنبال میکردم و ارتباطم با خدای بزرگ خیلی بهتر شده بود هرچی میومدم تو سایت یا میخواستم فایل گوش بدم یا روی خودم کار کنم بی حس و حال میشدم و علاقه ای نداشتم میگفتم من که خوب پیش رفتم این بار از هر بار بهتر پس چی شد متوجه نمیشدم ،خلاصه که نزدیک ۸ ماه من دور بودم اما چون تو این چهار سال هر بار میومدم و رو خودم کار میکردم ناخودآگاه یکسری کارهای درست رو انجام میدادم مثلن توکل به الله یکتا در انجام کارها هدایت خواستن ازش در انجام دادن کارها یا بیشتر در فضاهایی میرفتم که حاشیه ی کمتری داشت و من خودم دوست نداشتم تو فضاهای منفی باشم یا دیدن فیلم هایی بود که بیشتر انگیزشی بودن و فضای مثبت تری نسبت به بقیه ی فیلم ها داشتن یه چیز خوب من اون موقع هم هدایت الله رو داشتم و هدایت شدم به دیدن فیلم های چینی کلن فضای کشور چین جوری هست که خیلی مراقب فیلم هایی که میبینن هستن و کلن فیلم سریال هایی هم میسازن که علاوه بر اون که یه درسی توش دارن فوق العاده مثبت نگر تر از بقیه ی کشورهایی که من قبلن ها میدیدم هستن(البته که من فیلم دیدنم دوباره کنار گذاشتم و چون اخرش یکسری باورهای اشتباه دارن که رو کانون توجهم اثر میذارن و از مسیر اصلی منحرفم میکنن)خلاصه من همین طور بودم تا آذر ماه که خودم متوجه شدم که اوضاع داره کم کم شروع میکنه به خراب شدن و جهان داره نشانه ها رو میفرسته چطور؟لب تابم ناخوداگاه خاموش شد،گوشیم سوخت،بحث هام با دور و اطرافیا زیاد شده بود و شروع کرده بودم کم کم گله کردن و خودم میدونستم دلیش اینکه خیلی دور شدم ولی هر چی میخواستم بیام شروع کنم سختم بود همون موقع گفتم خدایا کمکم کن و یه نشونه بفرست که انگیزه بشه همون موقع گفت یه کاری هست که یکی دو ساله به تعویق انداختی با همون شروع کن، البته بگم این الهام نزدیک سه چهار ماه بود بهم میشد ولی من ترس داشتم و انجام نمیدادم اینجا بود که گفتم دیگه گول زدن خودت بسه تو باید از همین جا شروع کنی و بلند شی و بگم هدایتم شدم به فایل عالیه پنج قدم اول که راجع به هدف گذاری بود و انرژی من دو چندان شد و رفتم تو دل ترسی که نزدیک دو سال بود با من بود و از همون جا بود که دوباره شروع کردم و ارام ارام برگشتم به راه اصلی اوایل سخت بود چون من خیلی وقت بود دور شده بودم ولی چون من تکامل رو بهتر درک کرده بودم و ارامشم هم خیلی بیشتر شده بود و عجول نبودم ارام ارام اومدم جلو و فایل ها رو گوش دادم و عمل کردم و الان نزدیک دو هفتس هدایت شدم و فهمیدم دلیل بزرگ و نشتی اینکه چرا هی با قدرت میومدم و وسط را وا میدادم چی بوده من همیشه تو گفته های استاد تو تمام فایل ها به طور واضح میدیدم میگن توجه رو فقط بذار روی خودت و احساس دلسوزی یا نصیحت و راه درست به دیگران نشون دادن رو بذار کنار ولی انگار نمیشنیدم و البته تا حدودی حق داشتم چون باید تکاملم رو طی میکردم منی که یادمه از کودکی چون بچه ی اول بودم یاد گرفته بودم که الگوی خواهرام باشم و درست و غلط رو بگم بهشون و همه جا حس میکردم مسئول کمک کردن و راه درست رو نشان دادن بهشون هستم حالا هم با این آگاهی ها آشنا شده بودم دیگه ببین چی شده بود زمان میبرد تا این باور عوض بشه ولی خیلی خوب و به جا بود چون مثل قانون تکاملی که حس میکنم هر بار دارم کمی بهتر درک میکنم این رو هم الان دارم بهتر هر روز در گفته های شما درک میکنم استاد و تعهد دادم که سعی کنم سرم به کار خودم باشه دیگران به من ربطی ندارن،من یک هفتس شروع کردم به دیدن دو بارهی فایل های زندگی در بهشت و امروز هدایتی به این قسمت اومدم و وقتی گفتین رفتارهایی که باید عوض بشن که اگر عوض بشن زمان بیشتری دارید برای کار کردن روی خودتون و آرامش داشتن بیشتر دیدم همین بود من خیلی خیلی دارم تلاش میکنم و این چند روز خیلی ارام تر شدم و خیلی بیشتر تمرکزم داره میره روی کار کردن روی اهدافم و خیلی کارها برام روون تر پیش میرن با عوض کردن همین یه عادت احساسم بهتره و تضاد کمتر میبینم و حالم در طول روز بهتر شده چون که گفتم اقا مسائل بقیه رو بذار خودشون حل کنن و برای نشان دادن راه درست به اونا خود خدا هست تو فقط هر روز خودت رو بهتر کن و خودت رو نصیحت کن که کجاها باید بهتر بشی و چقدر دارم از این کار نتیجه میگیرم و حس میکنم اگه مراقبت کنم و همین طور برم جلو انشالله نتایجم بزرگتر میشن ،راستی وقتی داشتید میگفتید ببینید چیا باید عوض بشن و تغییر کنن دیدم من ناخودآگاه به دلیل دیدن فایل های شما زندگی در بهش و سفر به دور آمریکا این کارو بعضی جاها دارم انجام میدم مثلن چند روز پیش شروع کردم که به جای اینکه به بقیه بگم چرا فلان کار رو نمیکنین خودم دست به کار شدم و هر روز کوچیک کوچیک قسمت هایی از خونه که توجهی بهش نمیشد رو تمییز کردم جا قاشقی که دیدم خیلی کهنه شده رو بدون اینکه نظر مامانم رو بخوام انداختم رفت(از شما یاد گرفتم یسری جاها که میدونی کارت درسته و ضرری به کسی نمیرسونه انجامش بده نیازی به پرسیدن و نظر خواستن نیست) فرداش دیدم یه نو و خوشگلترش رو خریده گذاشته جاش که اینم کار خودشه من انجام دادم جوابم رو دادخدایا شکرت، یه روز کفش های اضافی که کسی ازشون استفاده نمیکرد رو ریختم تو گونی بدم بازیافت و چقدر حسم عالی شد جا کفشی باز شد و کفش هایی که تو راه پله بودن و به دلیل نبودن جا میذاشتیم اونجا رو گذاشتم سر جای اولش،یه روز حمام طبقه ی بالا که استفاده ای از نمیشد ولی کثیف شده بود رو شستم،تمام وسایل داخل قفسه های حمام طبقه ی اول که بلااستفاده بود رو ریختم دور و قفسه ها رو تمییز کردم باعث شد جا برای گذاشتن وسایل مورد نیاز باز بشه، یه جفت کفش عالی ورزشی و وسایل دیگه ای که خیلی وقت بود باید میخریدم رو خریدم،چند روزی هم هست بهم الهام میشه سیستمم رو بیارم از اتاق بیرون تا دسترسی راحت تری به نت داشته باشم که حتمن امروز انجامش میدم یکی دیگه از کارهایی که باید انجام بدم کتاب های اضافه ی که نمیخوام رو جمع کنم و بدم بازیافت،لباس های تابستونم رو که فعلن نیازی ندارم جمع کنم.خدایا برای تمام الهامات و آگاهی هایی که میرسونی شکرت.
استاد برای این فایل زیبا که البته تمام فایل های شما بی نظیر و پر از نکته و درس هستن سپاس فراوان دارم،مریم گلی به خاطر وقتی که میذاری و این فایل های زیبا رو اوکی میکنی و تدوین میکنی سپاسگذارم.دوستان همفرکانسی از شماهم برای کامنت های عالی تون سپاسگذارم.خدایا شکرت.
سلام به استاد عزیزم و مریم جان و همه بچه های فوق العاده سایت
من چندین بار این فایل رو گوش دادم خیلییی عجیب آگاهی هاش و عمل به اونها سبک زندگیمو تغییر داده بود
من از پارسال تا به الان کلی از این نشتی های انرژی رو از بین بردم
قبلا یه میز تلویزیون دادیم درست کردن برامون که چند سال پیش خیلی مد بود که ام دی اف با طرح شلوغ میزدن منم دیدم فقط خود میز تلویزیون که روی 5 پایه اصلی سواره و سه تا کشو داره لازم میشه بقیه باکس هاشو از دیوار برداشتیم و مدل روی همون سه کشو رو هم برداشتیم چون اصلا نیازی بهشون نبود حالا امسال که دارم خونا تکونی میکنم میفهمم که چقدر کارم ساده تر و زودتر انجام میشه بدون اتلاف انرژی
چند روز پیش هم که داشتم کابینت ها رو پاکسازی میکردم متوجه شدم هیچ چیز اضافه ای نیست و خیلی زود و راحت تمیز کردم چون از پارسال کلی ظرف و ظروف که اضافه بود و هیچوقت استفادشون نمیکردم دادم به کسی و اینجوری نشتی انرژی رو از بین بردم و خیلی کار کردن برام لذت بخش شد حتی یه پایه ای که توی آشپزخونه واسه قابلمه هام داشتم و همش باید جا به جا میکردم و قابلمه هایی که خیلی استفاده نمیشد هم روی اون پایه بود و همش گردو خاک میگرفت منم پایه رو حذف کردم و قابلمه ها رو توی کابینت گذاشتم
یه پرده هم جلوی تراس داشتیم که طبق باورهای قبل واسه اینکه کسی نبینه ما رو روی تراس وصل کرده بودیم بعد که بهش فکر کردم گفتم دیگه لازم نیست بهش وقتی برداشتیمش وااای کلی لذت بخش شد برامون آسمون و درخت و نور و ماه و ستاره و خورشید همه چی آشکار شد
این دیدگاه یک ردپاست برای آیندهی خودم ، چطور مسیر رسیدن به اهدافم رو فراموش نکنم
به نام خدای مهربان رزاق و وهاب
درود به شما استاد عزیزم و خانم شایستهی گرامی
سلام و درود به تمام دوستان ارزشمندم
الهی شکر برای یک صلاه در راه خداوند ، یعنی توجه به خواسته ها و سپاسگزاری از خداوند
بعد از اینکه دیشب (طبق عادت همیشگی ام که قبل از خواب حدود یک ساعت با تماشای زندگی در بهشت و یا سفر به دور آمریکا سپاسگزاری می کنم و با حس خوب می خوابم) دو مرتبه این قسمت از صحبت های استاد در مورد تغییر عادات دیدم
امروز ظهر بهم الهام شد یک لیبل جدید در (گوگل کیپ نوت) موبایلم ایجاد کنم با عنوان «هر روز بهتر از دیروز» هر روز در این لیبل یک نت جدید باز می کنم با این عنوان « 12 دی 1403 ، پنج شنبه »
این برای عنوان هر نُت هست
تو متن یادداشت بالا می نویسم « گزارش بهبود های امروزم »
به همین شکل مواردی که در اون روزم بهبود داشتم ، کوچک یا بزرگ ، همه رو ارزشمند می دونم و مینویسم و به خودم افتخار می کنم که دارم در راستای اصل هر روز بهتر از دیروز قدم های کوچک ولی متوالی بر می دارم
به خودم افتخار می کنم که در مسیر درست ، مسیر رشد هستم ، خدایا شکرت
خانم شایستهی روی صحبتم با شماست: این شیوهی گزارش نویسی روزانه هم از صحبت های ارزشمند شما در فایل « دستور العمل پروژه مهاجرت به مدار بالاتر » یاد گرفتم در واقع با گوش دادن چند باره به صحبت های ارزشمند شما این ایده الهامی رو دریافت کردم و خیلی هم خوشحالم
چرا که نه تنها اونقدر قلبم رو پاک کردم و احساس ارزشمندی می کنم که خداوند به روش های مختلف باهام حرف میزنه
بلکه با عمل به ایده های الهامیم و نتیجه گرفتن بیشتر احساس لیاقت رو درونم ایجاد می کنم
خیلی دوستتون دارم و تا درودی دیگر بدرود :))
مواضب قلب پاکتون باشید … یادتون نره این بزرگترین سرمایهی زندگیتون هست ، بزرگترین سرمایه زندگیتون رو سر هیچ و پوچ نبازید …
خدای من چه فایل قشنگی بود واقعا فیض بردم از دیدن عشق شما دو نفر ،، چه قد خوبه با عشقت کار کنی چقد لذت بخشه اون کار اصلا گذر زمان احساس نمیشه عاشق اون خستگیه کارم که با عزیز دلت تجربه کنی چه خوب یکی باشه مثل خودت پایه همه چی باشه جفت روحیت باشه واقعا اگه این لذت این عشق نبود کی حاضر بودین باهم این همه کارو انجام بدین مسپردینش به یکی دیگه چه کار با کیفیتی باشه وقتی توام با حال خوب و عشق و انرژی فوق العاده باشه .. واقعا لذت بردم از این دو فایل 233و232 بیشتر از اینا بذارین لطفاً
من فایل بعدی 233 نشانه روزانه ام بود ولی الان یه حسی گفت بیا اینم ببین
مریم جونم قدر استادو بدون اینجوری با عشق واست آهنگ میخوناااا این دیگه نهایت عشق یه مرد میتونه همین باشه
خداااای من این بزا رو نگاه نژادشون فرق میکنه بیشتر به گوسفند میمونن اینجا از اینا نیست مگه یه سریا اونم به ندرت اونم فروشنده میگه که نژاد خارجیه فک کنم شیرشون به نسبت بیشتر باشه ،،، بابا این بزا خیلی شیطونن شماها بخاطر اینکه زیاد باهوش بودین اهلی ترن مال ما فقط باید دنبالشون دوید ،،، وقتی کوچولون ساعتها میرم نازشون میکنم و بغلم میگرمشون و میبوسمشون ولی بزرگ بشن انقد بالا وپایین میپرن نمیتونم بهشون دست بزنم ،، تازه فقط سرگل رو هم میخورن از بس لوسن ولی گوسفند کل ساقه و تنه گیاهو مبخوره
شکرت چه هوای پاییزیه خوبی عجب سیستم و وسایلی که به این راحتی چوبارو خورد کرد همممم بوی اون چوبا خدایااا من واقعا بوشونو احساس کردم بوی زندگیه ، من همیشه عاشق بوی چوبم اونم درخت چنار
اوه اوه مرغ گردن طلا چه نازی تو تا الان همچین مرغی ندیدم پرهاش خاکستری و زغالی بود سر و گردنش زرو و سفید
استاد اینکه به این فایل هدایت شدم این بود دیروز غروب اتفاقی چشم به یه باغ روبه رو خونمون افتاد چندتا درخت بزرگ گردو داره یکی از درختا که از همه بزرگتر بودبه درختای اطرافش فشار آورده بود و مانع رشد اونا به سمت خودش شده بود و اونا کج و معوج رشد کردن روبه سمت بالا رشد نکردن از قضا این درخت گردو بزرگ 2،3 سال پیش خشک شد و بریدنش و کلا الان جاش درختی نیست و فضای اون قسمت خالیه ولی دیدم اون درختای کناریش به همین منوال که از اول رشد کرده بودن دارن به همون سمت میرن و کج م خم شدن خب درخت هر ساله چند سانت قد میکشه ولی چونکه عادت کردن به اون سمت میرن با وجود اینکه اون درخت دیگه نیست ولی روند رشدشون تغییر نکرده ،،، این قضیه کمی دهنمو درگیر کرد همین که داشتم لباسارو پهن میکردم به این موضوع تو زندگی خودما انسانها فک میکردم که خیلی مواقع ماهم تحت تاثیر یه سری شرایط و موقعیت ها بودیم در گذشته که شاید روند زندگیمونو تغییر داده باشه ولی اون مانع یا مشکل الان دیگه نیس یا اهمیتی نداره ولی ما هنوز خودمونو ذهنمونو درگیر اون مسئله کردیم و طبق عادت دیرینه همون راه رو داریم میریم
خیلی دوست داشتم فایلی در این باره روسایت پیدا کنم که بیشتر موضوع رو واسم باز کنه و به درک عمیقتر این موضوع کمکم کنه که الحمدلله به این فایل هدایت شدم ،، شکرت خدا چقد سریع الاجابه به قول خودش ما به درون سینه شما آگاهایم واقعا ما در هر لحظه در حال هدایت و تغییریم اگه خودمونو با اون شرایط جدید وقف ندیم مثل همون درختا نه تنها رشد خوبی نخواهیم داشت بلکه کج و معوج و ناقص رشد میکنیم ،،، جهان در حال پویایه و حرکت ،، ثابت بمونی و عادت و رفتارهای دیرینتو حفظ کنی و نخوای تغییر کنی زیر این چرخای جهان له میشی
صبح ها معمولا مشغول تماشای زندگی در بهشت هستم. امروز این قسمت رو گذاشتم.
قبل از اینکه برسه به این نکته درخشان یه لحظه از ذهنم گذشت که من چرا رخت خوابم رو اینجا پهن میکنم چرا نمیرم اونورتر با اینکه جا هست. همین.
بعد که فیلم رسید به این قسمت و این نکته طلایی و بعد از اینکه استاد گفتن دقیقا موضوع رخت خواب رو من با اینکه دیگه عادت کردم به شگفت زده شدن بسیار خوحشال شدم چون این جذبای کوچیک رو نشانه در مسیر بودن میدونم.
داستان من اینه که رخت خوابم الان جاییه که واقعا نمیدونستم چرا.
بعد متوجه شدم که زمستون به خاطر اینکه دوست دارم نزدیک بخاری بخوابم اینجارو انتخاب کردم. و با اینکه دو ماهه بخاری رو برداشتیم اما من هنوز اینجام.
نکته مهم تر میشه اینجا برام
رخت خوابم دقیقا هر شب جایی پهنه که عملا مزاحم دو برادر دیگه م هست برای اینکه صبح بخوان لباسی بردارن. عملا از رو من رد میشن صبح ها و هم اونا مزاحم من هستن و هم مزاحم اونها.
با این حال هرگز پیش نیومد که بگن یکم جاتو بنداز اونورتر.
حتا من جایی مه الان هستم باعث میشه پاهام بخوره گاهی به دراور. قبلا بهای این بود که کنار بخاری هستم اما الان چی؟؟؟
اینکه دیگران هم عادت کرده بودن برام عجیب تر کرد ماجرارو.
تصمیم گرفتم امشب فکز کنم بار اول وارد این اتاق شدم (که باعث بشه خوب ببینم و در لحظه باشم نه در دیتابیس قدیمی) و ببینم کجا حس بهتری بهم میده برای اینکه رخت خوابم رو پهن کنم.
یاد این شعر مولوی افتادم:
هر زمان نو می شود دنیا و ما
بی خبر از نو شدن اندر بقا
یعنی ما حواسمون که نباشه بی خبریم از این نو شدن و در ذهن بقاییم
یعنی ذهنی که باقی مانده از گذشته
عملا یعنی در لحظه نیستیم و دیتا ها جدید نیست که متناسب باهاش تصمیم تازه بگیریم
اینم فکز میکنم به خاطر مکانیزم مغزه که دنبال راحتی میگرده. سریع میخواد یه الگو پیدا منه و کمترین انرژی رو خرج کنه
اینم چیزیه که باید متوجهش بود. چون گاهی آدم رو در غفلت نگه میداره و نیازه که آدم بعد از هر زمانی مدام خودشو نو کنه
بهار، تابستان، پاییز، زمستان… و دوباره بهار
این هم نام یک فیلمه که هنوز ندیدمش
اما این حرفا منو یادش انداخت
بسیار شگفت انگیز بود این نکته و بسیار بسیار حائز اهمیت.
دستبندم رو که همیشه میندازم دست چپ
امروز بعنوان تمرین انداختم دست راستم.
ممنونم و متشکر از همگی و شما که این آگاهی ها رو با ما به اشتراک میذارید
ممنون از سخاوت و مهرتون
و ممنون از خانم شایسته که اصرار کردن استاد راجع به این نکته خیلی خیلی مهم صحبت کنن
این نکته های طلایی و دیدن زندگی روزمره شما بسیار بسیار آگاهی بخشه
ممنونم
و امیدوارم خدا همیشه حس و انرژی اتصال به خودش رو که همیشه همراه با وجد و رضایت قلبیه درونتون جاری کنه که همیشه چیزی که گفته میشه به اشتراک بگذارید رو به اشتراک بگذارید
بعد از یه مدت طولانی کامنت گذاشتم دلم برای کامنت نوشتن تنگ شده بود اما سریال ها رو دنبال میکنم و کامنت بچه ها رو میخونم تقریبا هر روز یا یک روز در میون
در رابطه با بخشی ک استاد عزیزم گفتن راجع به همون کارهایی ک قبلا بازم بوده انجامش ولی حالا ضروری نیست یا در واقع همون نشتی انرژی چند تا نکته و مثال بهم یاداوری شد گفتم اینجا هم بگم
در رابطه با وسایل خانه ما یه کمد خیلی خفن و کارا گرفته بودیم ک جنس چوبش هم گویا ازین با دواماست که لباس هامون یا وسایل حتی کتابا رو توش جا میدادیم چون خونه ای ک قبلا توش زندگی میکردم قدیمی و حیاط دار بود و جا برای لباس و وسایل اینا نداشتیم اما بعدا که نقل مکان کردیم دیگه همش خونه های اپارتمانی میرفتیم و کمد دیواری و قفسه و حتی کشو داشتن و این کمد جاگیر بود اما مامانم میگفت حیفه بخوایم بدیمش بره جنسش خوبه و گرون خریدیم و ازین داستانا خلاصه هنوزم از سمت مامانم مقاومت هست اما راضیش کردم بده به خواهرش و قراره بیان ببرنش وسیله بعدی هم چون ما تو همون خونه قدیمی با مادربزرگم زندگی میکردیم و اکثرا مهمون زیاد داشتیم ک شب میموندن رختخواب های اضافه زیاد داشتیم ک اونم بعدا به یه سرویس ختم شد از ظرف و ظروف و لیوان و اینا هم که نگم براتون طی یه اقدام عملی با خواهرم از شرشون خلاص شدیم حتی لباس های اضافه و… صرفا ن بخاطر اینکه خونمون کوچیکتر شده بود با ناراحتی ازشون بگذریم دیگه واقعا نیازی بهشون نداشتیم و الکی جاگیر بودن پرده ها حتی بخاطر اینکه خونه قبلیمون پنجره زیاد داشت
مورد بعدی اپلیکیشن های تو گوشیم بود قبلا بخاطر کارم و رفت و امد با یسری افراد یه اپلیکیشن های خاصی رو داشتم که چون فکر میکردم براشون زحمت کشیدم نیاز هست ک تو گوشیم باشه اما جاگیر بود و سرعت گوشیم و پایین اورده بود حتی عکس ها و فیلم ها همشون دیلیت شدن
مورد بعدی یسری رفتار خاص و تیپ خاص بود ک با ادمی ک بودم اونجور میطلبید و دوس داشت اما مدتها بود دیگه با اون ادم یا افرادی ک اون سبکی بودن رابطه ای نداشتم پس اون عادت اون شرایط اون طرز لباس پوشیدن دیگه نیازی نبود ادامه پیدا کنه و اونا هم حذف شد
کلی مورد یادم اومد اما خیلی ریزه شاید از حوصله بقیه خارج باشه اما اینا چون بلد بود یادم موند و نوشتم مرسی استاد جونم ک وسط زندگیتون و کارهاتون بازم میاین ب ما نکات ارزشمند میگین و باعث شدین یادم بیاد چه تغییراتی حتی خیلی ریییز داشتم ️
ممنونم از مریم جونم ک یاداور این موضوع رو ب استاد کردن دوستتون دارم
سلام استاد مهربونم این اولین کامنتی هست که میذارم وخییییلی خوشحال هستم که بلاخره تونستم عضوسایتتون بشم قبل ازاین فقط میتونستم فایلهاییکه میذارین رودان کنم وگوش بدم ولذت میبردم مثل یهآدم معتادی شدم که انرژیم وحال خوبم رو بانگاه کردن به همین فایلهایی که میذارین بدست میاوردم هرروز چک میکنم فایل جدید نذاشتین یه لیستی از چیزهایی که حالم عالی میکنه نوشتم مثل رفتن بهکوه کتاب خوندن ورفتن به پارک ووقت گذاشتن براخودمخریداماازاون لیست حال خوب کن سایت عباسمنش یه چیز دیگه ست شماباآموزشهای خوبتون دنیای منو وزندگی منو دگرگون کردین وازاطلاعات وآگاهیهایی که به لطف خداوند به شما داده شده رو باتمام وجودتون در اختیارمون گذاشتین بمعنای تمام معنی زندگی روفهمیدم وزندگی میکنم قبل ازاین توی تاریکی بودم. کلا راه وروش زندگیکردنمبا بقیه عوض شد.نگاهم به موضوعات عوض شد بدون اینکه بخوام خیلی بخودم فشاربیارم که یه چیز رو بپذیرم اینقدرخوب بیان میکنید اونچیز انگارتوذات ووجودم هست فقط یکی میخوتست بیدارم کنه
استادازتغییراتی بظاهرکوچیک که انجام دادم ولی تغییرات اساسی در زندگی ایجادکردن بگم براتون. تمیزکردن گوشیم از شماره تلفنهایی که ذخیره کردم برای روز مباداشاید یه روزی به فلانی نیازپیداکنم واز این حرفهای وذهنیتها ،هرچندوقت یکبارگوشیم روپاکسازی میکنم از شماره هایی که یه زمانی بخاطر یه کاری لازم داشتم والان نیازی به اوناندارم ودیدگاهم رواینجوری تغییردادم که خداوند هروقت لازم باشه ادمی که بخواد کارم رو راه بندازه سرراهم میذاره ونیازی به شماره داشتن فلانی بخاطراینکه شایدیه روز لازمم بشه ندارم وواقعاهمینطورهست.
استاد خداقوت و خداروشکرمیکنم که باشما آشناشدم وزندگی رو دارم زندگی میکنم دوستتون دارررررم
این فایل نشانه ی امروزم بود.خداراصدهزار مرتبه شکراتفاقا من هم امروز بعدازمدتها آخور بزها وگوسفندم را تمیزکردم وخاکش را بردم برای باعچه ها چون کود حیوانی خیلی بهترازکودشیمیایی است.قراره چندروز دیگر بزم بچه هایش رابدنیا بیاره به امید الله مهربان.بچه ی قبلیش 7ماه پیش بدنیا آمدوبرا خودش ماشاالله دختر خوشگلی شده.گفتم تا یک ساله نشده شوهرش ندم بهتره.دو روزپیش یک گوسفندماده خریدم این تقریبا 5ماهش میشه وانشاالله دوماه دیگرشوهرش میدم.راستی یک جوجه ماکیان هم چندروزپیش خریدم عشق جوجه فقط باغچه هست من هم آب وغذایش را گذاشتم توی باغچه.باغچه ام سه نخل خرما داره که بزرگترینش که مضافتی هست امسال به فضل الله هشت خوشه آورده وتا شهریور بایدصبر کنم تا خرمایش رسیده بشه ونخل بعدی ربی است هنوز به خوشه دادن نرسیده بایدچهارپنچ سالی به قول استاد عزیز تکاملش راطی بکنه ومن هم بایدصبرجمیل داشته باشم .وسومین نخل اسمش شن دش کن هست وماه رمضان تازه نهالش را برادرخانم عزیزم به من هدیه داد ومن هم فوری گودالی کندم وکاشتمش الله مهربان دانا هست که بایدچندسال باید صبرکنم تا به من خرما دهد این خرما در سراوان خیلی گم هست وبه شدت هم گران قیمت.جاهای خالی راریحان ونعناع کاشتم خدایا بی نهایت شکر ت.خدای من چقدر به این بند ه ات لطف داشته ای متشکرم که به منخانه داده ای تا سرپناهم باشد در تابستان کولر داده ای تا خنک باشدودر زمستان وسایل گرمایشی داده ای تا با خانواده ام اززندگی لدت ببریم.خدایا شکرت که به همه اعضای خانواده سلامتی داده ای .خدایا شکرت بخاطر نعمت های مادی ومعنوی ونعمت های آشکار وپنهان خدایا من ازتو راضی ام . رضیت بلله ربا وبه اسلام دینا وبه محمدصل الله علیه وسلم رسولا ونبیا…خدای من امشب هوا چقدر بهاری هست شکرت بابت این هوا.توی خیاط خانه روی تخت چوبی نشستم واین کامنت رانوشتم.دوستتان دارم اعضای معبد عباسمنش.وهمیشه ازربم برای سلامتی وشادی وسعادت دنیا وآخرت استادوخواهرگلم مریم دعا میکنم.خدانگهدار احمدرضا ملک زاده.ازبلوچستان سراوان
با تمام وجود خوشحالم که شمارو دارم و از خداوند به خاطر خلقت شما سپاسگزارم
باورتون نمیشه صبح و شب با فایلهای شما سپری میکنم چه قبل از خرید دوره و چه الان که قدم چهارم رو خریدم اتفاقات خارق العاده ای در زندگیم در حال وقوع هست و الان باز گو نمیکنم زیرا تمام هدفم دیدن شما از نزدیک است و تصمیم دارم وقتی با شما ملاقات میکنم کلی نتایج عالی در دست داشته باشم
استاد جان چند وقته که خرید دوره سلامتی در سرم افتاده اما هنوز موفق به خرید نشده ام خواهش دارم افزایش قیمت نداشته باشید تا من بتوانم دوره رو خریداری کنم
از خداوند منان برای شما و مریم عزیزم سلامتی ارزو دارم بمانید برایمان تا ابد 😍
سلام استاد عزیزم 😍
استاد من خودم سئو (seo) کار هستم و وقتی شما گفتی دسترسی موتور های جستجو رو به سایت بستید واقعا هنگ کردم و یهو کل باور هام زیر و رو شد!!!!
توی شرایطی که همه دنبال راه های سریع و غیر مجاز هستن که توی نتایج گوگل صفحه اول باشن، یهو یکی پیدا میشه که بر خلاف این مسیر حرکت میکنه و برام جالبه که این همه مخاطب هم جذب میکنه. 🤷🏻
استاد چه خوب میشد اگه از باورهایی که درباره سایت و جذب کاربر دارین هم صحبت کنید 😍 مشتاقانه منتظرم که بشنوم. ❤️❤️❤️
به نام الله یکتا و مهربان
سلام به استاد و مریم عزیزم و دوستان خوب هم فرکانسی
استاد عزیزم من هر بار که کار کردن روی خودم رو شروع میکردم خداوند بهم الهام میکرد که زندگی در بهشت رو شروع کن من از اولین باری که شروع کردید فایل های زندگی در بهشت رو سایت گذاشتید تا چندین قسمت همراهی کردم ولی باز رها کردم نمیدونستم چرا من هی یه تایمی رو میذاشتم و روی خودم کار میکردم ولی بینش رهاش میکردم با اینکه هر بار که من روی خودم کار میکردم نتایج خوبی رو نسبت به اون مقداری که زمان میذاشتم و روی خودم کار میکردم میگرفتم ولی ثابت نبود،هر بار که در این چهارسالی که شروع میکردم به این گفته های شما عمل میکردم از بار قبل بهتر میشدم و الان که فکر میکنم نیاز داشتم که تکاملم رو طی کنم و یه سری باورهام زمان میبرد تا عوض بشن خلاصه که اخرین باری که من متعهدانه و خیلی بهتر از بارهای قبل زمان گذاشتم و شروع کردم به کار کردن روی خودم نزدیک هشت ماه پیش بود و من خیلی قانون تکامل رو بهتر درک کرده بودم و داشتم آرام آرام پیش میرفتم و نتیجه میگرفتم و خودم میفهمیدم که اگه به همین روند ادامه بدم خیلی خیلی پیشرفت میکنم تا موقعی که یک دفعه در اوایل سال جدید بی حس و حال شدم منی که با علاقه آموزه های شما رو دنبال میکردم و ارتباطم با خدای بزرگ خیلی بهتر شده بود هرچی میومدم تو سایت یا میخواستم فایل گوش بدم یا روی خودم کار کنم بی حس و حال میشدم و علاقه ای نداشتم میگفتم من که خوب پیش رفتم این بار از هر بار بهتر پس چی شد متوجه نمیشدم ،خلاصه که نزدیک ۸ ماه من دور بودم اما چون تو این چهار سال هر بار میومدم و رو خودم کار میکردم ناخودآگاه یکسری کارهای درست رو انجام میدادم مثلن توکل به الله یکتا در انجام کارها هدایت خواستن ازش در انجام دادن کارها یا بیشتر در فضاهایی میرفتم که حاشیه ی کمتری داشت و من خودم دوست نداشتم تو فضاهای منفی باشم یا دیدن فیلم هایی بود که بیشتر انگیزشی بودن و فضای مثبت تری نسبت به بقیه ی فیلم ها داشتن یه چیز خوب من اون موقع هم هدایت الله رو داشتم و هدایت شدم به دیدن فیلم های چینی کلن فضای کشور چین جوری هست که خیلی مراقب فیلم هایی که میبینن هستن و کلن فیلم سریال هایی هم میسازن که علاوه بر اون که یه درسی توش دارن فوق العاده مثبت نگر تر از بقیه ی کشورهایی که من قبلن ها میدیدم هستن(البته که من فیلم دیدنم دوباره کنار گذاشتم و چون اخرش یکسری باورهای اشتباه دارن که رو کانون توجهم اثر میذارن و از مسیر اصلی منحرفم میکنن)خلاصه من همین طور بودم تا آذر ماه که خودم متوجه شدم که اوضاع داره کم کم شروع میکنه به خراب شدن و جهان داره نشانه ها رو میفرسته چطور؟لب تابم ناخوداگاه خاموش شد،گوشیم سوخت،بحث هام با دور و اطرافیا زیاد شده بود و شروع کرده بودم کم کم گله کردن و خودم میدونستم دلیش اینکه خیلی دور شدم ولی هر چی میخواستم بیام شروع کنم سختم بود همون موقع گفتم خدایا کمکم کن و یه نشونه بفرست که انگیزه بشه همون موقع گفت یه کاری هست که یکی دو ساله به تعویق انداختی با همون شروع کن، البته بگم این الهام نزدیک سه چهار ماه بود بهم میشد ولی من ترس داشتم و انجام نمیدادم اینجا بود که گفتم دیگه گول زدن خودت بسه تو باید از همین جا شروع کنی و بلند شی و بگم هدایتم شدم به فایل عالیه پنج قدم اول که راجع به هدف گذاری بود و انرژی من دو چندان شد و رفتم تو دل ترسی که نزدیک دو سال بود با من بود و از همون جا بود که دوباره شروع کردم و ارام ارام برگشتم به راه اصلی اوایل سخت بود چون من خیلی وقت بود دور شده بودم ولی چون من تکامل رو بهتر درک کرده بودم و ارامشم هم خیلی بیشتر شده بود و عجول نبودم ارام ارام اومدم جلو و فایل ها رو گوش دادم و عمل کردم و الان نزدیک دو هفتس هدایت شدم و فهمیدم دلیل بزرگ و نشتی اینکه چرا هی با قدرت میومدم و وسط را وا میدادم چی بوده من همیشه تو گفته های استاد تو تمام فایل ها به طور واضح میدیدم میگن توجه رو فقط بذار روی خودت و احساس دلسوزی یا نصیحت و راه درست به دیگران نشون دادن رو بذار کنار ولی انگار نمیشنیدم و البته تا حدودی حق داشتم چون باید تکاملم رو طی میکردم منی که یادمه از کودکی چون بچه ی اول بودم یاد گرفته بودم که الگوی خواهرام باشم و درست و غلط رو بگم بهشون و همه جا حس میکردم مسئول کمک کردن و راه درست رو نشان دادن بهشون هستم حالا هم با این آگاهی ها آشنا شده بودم دیگه ببین چی شده بود زمان میبرد تا این باور عوض بشه ولی خیلی خوب و به جا بود چون مثل قانون تکاملی که حس میکنم هر بار دارم کمی بهتر درک میکنم این رو هم الان دارم بهتر هر روز در گفته های شما درک میکنم استاد و تعهد دادم که سعی کنم سرم به کار خودم باشه دیگران به من ربطی ندارن،من یک هفتس شروع کردم به دیدن دو بارهی فایل های زندگی در بهشت و امروز هدایتی به این قسمت اومدم و وقتی گفتین رفتارهایی که باید عوض بشن که اگر عوض بشن زمان بیشتری دارید برای کار کردن روی خودتون و آرامش داشتن بیشتر دیدم همین بود من خیلی خیلی دارم تلاش میکنم و این چند روز خیلی ارام تر شدم و خیلی بیشتر تمرکزم داره میره روی کار کردن روی اهدافم و خیلی کارها برام روون تر پیش میرن با عوض کردن همین یه عادت احساسم بهتره و تضاد کمتر میبینم و حالم در طول روز بهتر شده چون که گفتم اقا مسائل بقیه رو بذار خودشون حل کنن و برای نشان دادن راه درست به اونا خود خدا هست تو فقط هر روز خودت رو بهتر کن و خودت رو نصیحت کن که کجاها باید بهتر بشی و چقدر دارم از این کار نتیجه میگیرم و حس میکنم اگه مراقبت کنم و همین طور برم جلو انشالله نتایجم بزرگتر میشن ،راستی وقتی داشتید میگفتید ببینید چیا باید عوض بشن و تغییر کنن دیدم من ناخودآگاه به دلیل دیدن فایل های شما زندگی در بهش و سفر به دور آمریکا این کارو بعضی جاها دارم انجام میدم مثلن چند روز پیش شروع کردم که به جای اینکه به بقیه بگم چرا فلان کار رو نمیکنین خودم دست به کار شدم و هر روز کوچیک کوچیک قسمت هایی از خونه که توجهی بهش نمیشد رو تمییز کردم جا قاشقی که دیدم خیلی کهنه شده رو بدون اینکه نظر مامانم رو بخوام انداختم رفت(از شما یاد گرفتم یسری جاها که میدونی کارت درسته و ضرری به کسی نمیرسونه انجامش بده نیازی به پرسیدن و نظر خواستن نیست) فرداش دیدم یه نو و خوشگلترش رو خریده گذاشته جاش که اینم کار خودشه من انجام دادم جوابم رو دادخدایا شکرت، یه روز کفش های اضافی که کسی ازشون استفاده نمیکرد رو ریختم تو گونی بدم بازیافت و چقدر حسم عالی شد جا کفشی باز شد و کفش هایی که تو راه پله بودن و به دلیل نبودن جا میذاشتیم اونجا رو گذاشتم سر جای اولش،یه روز حمام طبقه ی بالا که استفاده ای از نمیشد ولی کثیف شده بود رو شستم،تمام وسایل داخل قفسه های حمام طبقه ی اول که بلااستفاده بود رو ریختم دور و قفسه ها رو تمییز کردم باعث شد جا برای گذاشتن وسایل مورد نیاز باز بشه، یه جفت کفش عالی ورزشی و وسایل دیگه ای که خیلی وقت بود باید میخریدم رو خریدم،چند روزی هم هست بهم الهام میشه سیستمم رو بیارم از اتاق بیرون تا دسترسی راحت تری به نت داشته باشم که حتمن امروز انجامش میدم یکی دیگه از کارهایی که باید انجام بدم کتاب های اضافه ی که نمیخوام رو جمع کنم و بدم بازیافت،لباس های تابستونم رو که فعلن نیازی ندارم جمع کنم.خدایا برای تمام الهامات و آگاهی هایی که میرسونی شکرت.
استاد برای این فایل زیبا که البته تمام فایل های شما بی نظیر و پر از نکته و درس هستن سپاس فراوان دارم،مریم گلی به خاطر وقتی که میذاری و این فایل های زیبا رو اوکی میکنی و تدوین میکنی سپاسگذارم.دوستان همفرکانسی از شماهم برای کامنت های عالی تون سپاسگذارم.خدایا شکرت.
سلام به استاد عزیزم و مریم جان و همه بچه های فوق العاده سایت
من چندین بار این فایل رو گوش دادم خیلییی عجیب آگاهی هاش و عمل به اونها سبک زندگیمو تغییر داده بود
من از پارسال تا به الان کلی از این نشتی های انرژی رو از بین بردم
قبلا یه میز تلویزیون دادیم درست کردن برامون که چند سال پیش خیلی مد بود که ام دی اف با طرح شلوغ میزدن منم دیدم فقط خود میز تلویزیون که روی 5 پایه اصلی سواره و سه تا کشو داره لازم میشه بقیه باکس هاشو از دیوار برداشتیم و مدل روی همون سه کشو رو هم برداشتیم چون اصلا نیازی بهشون نبود حالا امسال که دارم خونا تکونی میکنم میفهمم که چقدر کارم ساده تر و زودتر انجام میشه بدون اتلاف انرژی
چند روز پیش هم که داشتم کابینت ها رو پاکسازی میکردم متوجه شدم هیچ چیز اضافه ای نیست و خیلی زود و راحت تمیز کردم چون از پارسال کلی ظرف و ظروف که اضافه بود و هیچوقت استفادشون نمیکردم دادم به کسی و اینجوری نشتی انرژی رو از بین بردم و خیلی کار کردن برام لذت بخش شد حتی یه پایه ای که توی آشپزخونه واسه قابلمه هام داشتم و همش باید جا به جا میکردم و قابلمه هایی که خیلی استفاده نمیشد هم روی اون پایه بود و همش گردو خاک میگرفت منم پایه رو حذف کردم و قابلمه ها رو توی کابینت گذاشتم
یه پرده هم جلوی تراس داشتیم که طبق باورهای قبل واسه اینکه کسی نبینه ما رو روی تراس وصل کرده بودیم بعد که بهش فکر کردم گفتم دیگه لازم نیست بهش وقتی برداشتیمش وااای کلی لذت بخش شد برامون آسمون و درخت و نور و ماه و ستاره و خورشید همه چی آشکار شد
خلاصه خیلی موارد هست که به همین اکتفا میکنم
به خدای بزرگ میسپارمتون
این دیدگاه یک ردپاست برای آیندهی خودم ، چطور مسیر رسیدن به اهدافم رو فراموش نکنم
به نام خدای مهربان رزاق و وهاب
درود به شما استاد عزیزم و خانم شایستهی گرامی
سلام و درود به تمام دوستان ارزشمندم
الهی شکر برای یک صلاه در راه خداوند ، یعنی توجه به خواسته ها و سپاسگزاری از خداوند
بعد از اینکه دیشب (طبق عادت همیشگی ام که قبل از خواب حدود یک ساعت با تماشای زندگی در بهشت و یا سفر به دور آمریکا سپاسگزاری می کنم و با حس خوب می خوابم) دو مرتبه این قسمت از صحبت های استاد در مورد تغییر عادات دیدم
امروز ظهر بهم الهام شد یک لیبل جدید در (گوگل کیپ نوت) موبایلم ایجاد کنم با عنوان «هر روز بهتر از دیروز» هر روز در این لیبل یک نت جدید باز می کنم با این عنوان « 12 دی 1403 ، پنج شنبه »
این برای عنوان هر نُت هست
تو متن یادداشت بالا می نویسم « گزارش بهبود های امروزم »
1- فلان کار رو انجام دادم
» فلان اتفاق مثبت افتاد = فلان اتفاق مثبت هم افتاد
2- …
به همین شکل مواردی که در اون روزم بهبود داشتم ، کوچک یا بزرگ ، همه رو ارزشمند می دونم و مینویسم و به خودم افتخار می کنم که دارم در راستای اصل هر روز بهتر از دیروز قدم های کوچک ولی متوالی بر می دارم
به خودم افتخار می کنم که در مسیر درست ، مسیر رشد هستم ، خدایا شکرت
خانم شایستهی روی صحبتم با شماست: این شیوهی گزارش نویسی روزانه هم از صحبت های ارزشمند شما در فایل « دستور العمل پروژه مهاجرت به مدار بالاتر » یاد گرفتم در واقع با گوش دادن چند باره به صحبت های ارزشمند شما این ایده الهامی رو دریافت کردم و خیلی هم خوشحالم
چرا که نه تنها اونقدر قلبم رو پاک کردم و احساس ارزشمندی می کنم که خداوند به روش های مختلف باهام حرف میزنه
بلکه با عمل به ایده های الهامیم و نتیجه گرفتن بیشتر احساس لیاقت رو درونم ایجاد می کنم
خیلی دوستتون دارم و تا درودی دیگر بدرود :))
مواضب قلب پاکتون باشید … یادتون نره این بزرگترین سرمایهی زندگیتون هست ، بزرگترین سرمایه زندگیتون رو سر هیچ و پوچ نبازید …
به نام خالق یکتا
سلام استاد عزیزم و مریم خانم مهربون
خدای من چه فایل قشنگی بود واقعا فیض بردم از دیدن عشق شما دو نفر ،، چه قد خوبه با عشقت کار کنی چقد لذت بخشه اون کار اصلا گذر زمان احساس نمیشه عاشق اون خستگیه کارم که با عزیز دلت تجربه کنی چه خوب یکی باشه مثل خودت پایه همه چی باشه جفت روحیت باشه واقعا اگه این لذت این عشق نبود کی حاضر بودین باهم این همه کارو انجام بدین مسپردینش به یکی دیگه چه کار با کیفیتی باشه وقتی توام با حال خوب و عشق و انرژی فوق العاده باشه .. واقعا لذت بردم از این دو فایل 233و232 بیشتر از اینا بذارین لطفاً
من فایل بعدی 233 نشانه روزانه ام بود ولی الان یه حسی گفت بیا اینم ببین
مریم جونم قدر استادو بدون اینجوری با عشق واست آهنگ میخوناااا این دیگه نهایت عشق یه مرد میتونه همین باشه
خداااای من این بزا رو نگاه نژادشون فرق میکنه بیشتر به گوسفند میمونن اینجا از اینا نیست مگه یه سریا اونم به ندرت اونم فروشنده میگه که نژاد خارجیه فک کنم شیرشون به نسبت بیشتر باشه ،،، بابا این بزا خیلی شیطونن شماها بخاطر اینکه زیاد باهوش بودین اهلی ترن مال ما فقط باید دنبالشون دوید ،،، وقتی کوچولون ساعتها میرم نازشون میکنم و بغلم میگرمشون و میبوسمشون ولی بزرگ بشن انقد بالا وپایین میپرن نمیتونم بهشون دست بزنم ،، تازه فقط سرگل رو هم میخورن از بس لوسن ولی گوسفند کل ساقه و تنه گیاهو مبخوره
شکرت چه هوای پاییزیه خوبی عجب سیستم و وسایلی که به این راحتی چوبارو خورد کرد همممم بوی اون چوبا خدایااا من واقعا بوشونو احساس کردم بوی زندگیه ، من همیشه عاشق بوی چوبم اونم درخت چنار
اوه اوه مرغ گردن طلا چه نازی تو تا الان همچین مرغی ندیدم پرهاش خاکستری و زغالی بود سر و گردنش زرو و سفید
استاد اینکه به این فایل هدایت شدم این بود دیروز غروب اتفاقی چشم به یه باغ روبه رو خونمون افتاد چندتا درخت بزرگ گردو داره یکی از درختا که از همه بزرگتر بودبه درختای اطرافش فشار آورده بود و مانع رشد اونا به سمت خودش شده بود و اونا کج و معوج رشد کردن روبه سمت بالا رشد نکردن از قضا این درخت گردو بزرگ 2،3 سال پیش خشک شد و بریدنش و کلا الان جاش درختی نیست و فضای اون قسمت خالیه ولی دیدم اون درختای کناریش به همین منوال که از اول رشد کرده بودن دارن به همون سمت میرن و کج م خم شدن خب درخت هر ساله چند سانت قد میکشه ولی چونکه عادت کردن به اون سمت میرن با وجود اینکه اون درخت دیگه نیست ولی روند رشدشون تغییر نکرده ،،، این قضیه کمی دهنمو درگیر کرد همین که داشتم لباسارو پهن میکردم به این موضوع تو زندگی خودما انسانها فک میکردم که خیلی مواقع ماهم تحت تاثیر یه سری شرایط و موقعیت ها بودیم در گذشته که شاید روند زندگیمونو تغییر داده باشه ولی اون مانع یا مشکل الان دیگه نیس یا اهمیتی نداره ولی ما هنوز خودمونو ذهنمونو درگیر اون مسئله کردیم و طبق عادت دیرینه همون راه رو داریم میریم
خیلی دوست داشتم فایلی در این باره روسایت پیدا کنم که بیشتر موضوع رو واسم باز کنه و به درک عمیقتر این موضوع کمکم کنه که الحمدلله به این فایل هدایت شدم ،، شکرت خدا چقد سریع الاجابه به قول خودش ما به درون سینه شما آگاهایم واقعا ما در هر لحظه در حال هدایت و تغییریم اگه خودمونو با اون شرایط جدید وقف ندیم مثل همون درختا نه تنها رشد خوبی نخواهیم داشت بلکه کج و معوج و ناقص رشد میکنیم ،،، جهان در حال پویایه و حرکت ،، ثابت بمونی و عادت و رفتارهای دیرینتو حفظ کنی و نخوای تغییر کنی زیر این چرخای جهان له میشی
سلام به شما عزیزان و این زوج دوست داشتنی
صبح ها معمولا مشغول تماشای زندگی در بهشت هستم. امروز این قسمت رو گذاشتم.
قبل از اینکه برسه به این نکته درخشان یه لحظه از ذهنم گذشت که من چرا رخت خوابم رو اینجا پهن میکنم چرا نمیرم اونورتر با اینکه جا هست. همین.
بعد که فیلم رسید به این قسمت و این نکته طلایی و بعد از اینکه استاد گفتن دقیقا موضوع رخت خواب رو من با اینکه دیگه عادت کردم به شگفت زده شدن بسیار خوحشال شدم چون این جذبای کوچیک رو نشانه در مسیر بودن میدونم.
داستان من اینه که رخت خوابم الان جاییه که واقعا نمیدونستم چرا.
بعد متوجه شدم که زمستون به خاطر اینکه دوست دارم نزدیک بخاری بخوابم اینجارو انتخاب کردم. و با اینکه دو ماهه بخاری رو برداشتیم اما من هنوز اینجام.
نکته مهم تر میشه اینجا برام
رخت خوابم دقیقا هر شب جایی پهنه که عملا مزاحم دو برادر دیگه م هست برای اینکه صبح بخوان لباسی بردارن. عملا از رو من رد میشن صبح ها و هم اونا مزاحم من هستن و هم مزاحم اونها.
با این حال هرگز پیش نیومد که بگن یکم جاتو بنداز اونورتر.
حتا من جایی مه الان هستم باعث میشه پاهام بخوره گاهی به دراور. قبلا بهای این بود که کنار بخاری هستم اما الان چی؟؟؟
اینکه دیگران هم عادت کرده بودن برام عجیب تر کرد ماجرارو.
تصمیم گرفتم امشب فکز کنم بار اول وارد این اتاق شدم (که باعث بشه خوب ببینم و در لحظه باشم نه در دیتابیس قدیمی) و ببینم کجا حس بهتری بهم میده برای اینکه رخت خوابم رو پهن کنم.
یاد این شعر مولوی افتادم:
هر زمان نو می شود دنیا و ما
بی خبر از نو شدن اندر بقا
یعنی ما حواسمون که نباشه بی خبریم از این نو شدن و در ذهن بقاییم
یعنی ذهنی که باقی مانده از گذشته
عملا یعنی در لحظه نیستیم و دیتا ها جدید نیست که متناسب باهاش تصمیم تازه بگیریم
اینم فکز میکنم به خاطر مکانیزم مغزه که دنبال راحتی میگرده. سریع میخواد یه الگو پیدا منه و کمترین انرژی رو خرج کنه
اینم چیزیه که باید متوجهش بود. چون گاهی آدم رو در غفلت نگه میداره و نیازه که آدم بعد از هر زمانی مدام خودشو نو کنه
بهار، تابستان، پاییز، زمستان… و دوباره بهار
این هم نام یک فیلمه که هنوز ندیدمش
اما این حرفا منو یادش انداخت
بسیار شگفت انگیز بود این نکته و بسیار بسیار حائز اهمیت.
دستبندم رو که همیشه میندازم دست چپ
امروز بعنوان تمرین انداختم دست راستم.
ممنونم و متشکر از همگی و شما که این آگاهی ها رو با ما به اشتراک میذارید
ممنون از سخاوت و مهرتون
و ممنون از خانم شایسته که اصرار کردن استاد راجع به این نکته خیلی خیلی مهم صحبت کنن
این نکته های طلایی و دیدن زندگی روزمره شما بسیار بسیار آگاهی بخشه
ممنونم
و امیدوارم خدا همیشه حس و انرژی اتصال به خودش رو که همیشه همراه با وجد و رضایت قلبیه درونتون جاری کنه که همیشه چیزی که گفته میشه به اشتراک بگذارید رو به اشتراک بگذارید
چون حقیقتا دومینوی آگاهی و عشق رو فعال میکنه
سرشار از طراوت و تازگی باشید
غرق در عشق الهی
سلام بر عزیزان
بعد از یه مدت طولانی کامنت گذاشتم دلم برای کامنت نوشتن تنگ شده بود اما سریال ها رو دنبال میکنم و کامنت بچه ها رو میخونم تقریبا هر روز یا یک روز در میون
در رابطه با بخشی ک استاد عزیزم گفتن راجع به همون کارهایی ک قبلا بازم بوده انجامش ولی حالا ضروری نیست یا در واقع همون نشتی انرژی چند تا نکته و مثال بهم یاداوری شد گفتم اینجا هم بگم
در رابطه با وسایل خانه ما یه کمد خیلی خفن و کارا گرفته بودیم ک جنس چوبش هم گویا ازین با دواماست که لباس هامون یا وسایل حتی کتابا رو توش جا میدادیم چون خونه ای ک قبلا توش زندگی میکردم قدیمی و حیاط دار بود و جا برای لباس و وسایل اینا نداشتیم اما بعدا که نقل مکان کردیم دیگه همش خونه های اپارتمانی میرفتیم و کمد دیواری و قفسه و حتی کشو داشتن و این کمد جاگیر بود اما مامانم میگفت حیفه بخوایم بدیمش بره جنسش خوبه و گرون خریدیم و ازین داستانا خلاصه هنوزم از سمت مامانم مقاومت هست اما راضیش کردم بده به خواهرش و قراره بیان ببرنش وسیله بعدی هم چون ما تو همون خونه قدیمی با مادربزرگم زندگی میکردیم و اکثرا مهمون زیاد داشتیم ک شب میموندن رختخواب های اضافه زیاد داشتیم ک اونم بعدا به یه سرویس ختم شد از ظرف و ظروف و لیوان و اینا هم که نگم براتون طی یه اقدام عملی با خواهرم از شرشون خلاص شدیم حتی لباس های اضافه و… صرفا ن بخاطر اینکه خونمون کوچیکتر شده بود با ناراحتی ازشون بگذریم دیگه واقعا نیازی بهشون نداشتیم و الکی جاگیر بودن پرده ها حتی بخاطر اینکه خونه قبلیمون پنجره زیاد داشت
مورد بعدی اپلیکیشن های تو گوشیم بود قبلا بخاطر کارم و رفت و امد با یسری افراد یه اپلیکیشن های خاصی رو داشتم که چون فکر میکردم براشون زحمت کشیدم نیاز هست ک تو گوشیم باشه اما جاگیر بود و سرعت گوشیم و پایین اورده بود حتی عکس ها و فیلم ها همشون دیلیت شدن
مورد بعدی یسری رفتار خاص و تیپ خاص بود ک با ادمی ک بودم اونجور میطلبید و دوس داشت اما مدتها بود دیگه با اون ادم یا افرادی ک اون سبکی بودن رابطه ای نداشتم پس اون عادت اون شرایط اون طرز لباس پوشیدن دیگه نیازی نبود ادامه پیدا کنه و اونا هم حذف شد
کلی مورد یادم اومد اما خیلی ریزه شاید از حوصله بقیه خارج باشه اما اینا چون بلد بود یادم موند و نوشتم مرسی استاد جونم ک وسط زندگیتون و کارهاتون بازم میاین ب ما نکات ارزشمند میگین و باعث شدین یادم بیاد چه تغییراتی حتی خیلی ریییز داشتم ️
ممنونم از مریم جونم ک یاداور این موضوع رو ب استاد کردن دوستتون دارم
سلام استاد مهربونم این اولین کامنتی هست که میذارم وخییییلی خوشحال هستم که بلاخره تونستم عضوسایتتون بشم قبل ازاین فقط میتونستم فایلهاییکه میذارین رودان کنم وگوش بدم ولذت میبردم مثل یهآدم معتادی شدم که انرژیم وحال خوبم رو بانگاه کردن به همین فایلهایی که میذارین بدست میاوردم هرروز چک میکنم فایل جدید نذاشتین یه لیستی از چیزهایی که حالم عالی میکنه نوشتم مثل رفتن بهکوه کتاب خوندن ورفتن به پارک ووقت گذاشتن براخودمخریداماازاون لیست حال خوب کن سایت عباسمنش یه چیز دیگه ست شماباآموزشهای خوبتون دنیای منو وزندگی منو دگرگون کردین وازاطلاعات وآگاهیهایی که به لطف خداوند به شما داده شده رو باتمام وجودتون در اختیارمون گذاشتین بمعنای تمام معنی زندگی روفهمیدم وزندگی میکنم قبل ازاین توی تاریکی بودم. کلا راه وروش زندگیکردنمبا بقیه عوض شد.نگاهم به موضوعات عوض شد بدون اینکه بخوام خیلی بخودم فشاربیارم که یه چیز رو بپذیرم اینقدرخوب بیان میکنید اونچیز انگارتوذات ووجودم هست فقط یکی میخوتست بیدارم کنه
استادازتغییراتی بظاهرکوچیک که انجام دادم ولی تغییرات اساسی در زندگی ایجادکردن بگم براتون. تمیزکردن گوشیم از شماره تلفنهایی که ذخیره کردم برای روز مباداشاید یه روزی به فلانی نیازپیداکنم واز این حرفهای وذهنیتها ،هرچندوقت یکبارگوشیم روپاکسازی میکنم از شماره هایی که یه زمانی بخاطر یه کاری لازم داشتم والان نیازی به اوناندارم ودیدگاهم رواینجوری تغییردادم که خداوند هروقت لازم باشه ادمی که بخواد کارم رو راه بندازه سرراهم میذاره ونیازی به شماره داشتن فلانی بخاطراینکه شایدیه روز لازمم بشه ندارم وواقعاهمینطورهست.
استاد خداقوت و خداروشکرمیکنم که باشما آشناشدم وزندگی رو دارم زندگی میکنم دوستتون دارررررم
سلام علیکم
بسم الله الرحمن الرحیم
این فایل نشانه ی امروزم بود.خداراصدهزار مرتبه شکراتفاقا من هم امروز بعدازمدتها آخور بزها وگوسفندم را تمیزکردم وخاکش را بردم برای باعچه ها چون کود حیوانی خیلی بهترازکودشیمیایی است.قراره چندروز دیگر بزم بچه هایش رابدنیا بیاره به امید الله مهربان.بچه ی قبلیش 7ماه پیش بدنیا آمدوبرا خودش ماشاالله دختر خوشگلی شده.گفتم تا یک ساله نشده شوهرش ندم بهتره.دو روزپیش یک گوسفندماده خریدم این تقریبا 5ماهش میشه وانشاالله دوماه دیگرشوهرش میدم.راستی یک جوجه ماکیان هم چندروزپیش خریدم عشق جوجه فقط باغچه هست من هم آب وغذایش را گذاشتم توی باغچه.باغچه ام سه نخل خرما داره که بزرگترینش که مضافتی هست امسال به فضل الله هشت خوشه آورده وتا شهریور بایدصبر کنم تا خرمایش رسیده بشه ونخل بعدی ربی است هنوز به خوشه دادن نرسیده بایدچهارپنچ سالی به قول استاد عزیز تکاملش راطی بکنه ومن هم بایدصبرجمیل داشته باشم .وسومین نخل اسمش شن دش کن هست وماه رمضان تازه نهالش را برادرخانم عزیزم به من هدیه داد ومن هم فوری گودالی کندم وکاشتمش الله مهربان دانا هست که بایدچندسال باید صبرکنم تا به من خرما دهد این خرما در سراوان خیلی گم هست وبه شدت هم گران قیمت.جاهای خالی راریحان ونعناع کاشتم خدایا بی نهایت شکر ت.خدای من چقدر به این بند ه ات لطف داشته ای متشکرم که به منخانه داده ای تا سرپناهم باشد در تابستان کولر داده ای تا خنک باشدودر زمستان وسایل گرمایشی داده ای تا با خانواده ام اززندگی لدت ببریم.خدایا شکرت که به همه اعضای خانواده سلامتی داده ای .خدایا شکرت بخاطر نعمت های مادی ومعنوی ونعمت های آشکار وپنهان خدایا من ازتو راضی ام . رضیت بلله ربا وبه اسلام دینا وبه محمدصل الله علیه وسلم رسولا ونبیا…خدای من امشب هوا چقدر بهاری هست شکرت بابت این هوا.توی خیاط خانه روی تخت چوبی نشستم واین کامنت رانوشتم.دوستتان دارم اعضای معبد عباسمنش.وهمیشه ازربم برای سلامتی وشادی وسعادت دنیا وآخرت استادوخواهرگلم مریم دعا میکنم.خدانگهدار احمدرضا ملک زاده.ازبلوچستان سراوان
سلام استاد عشق استاد مهربانی استاد توانمند
با تمام وجود خوشحالم که شمارو دارم و از خداوند به خاطر خلقت شما سپاسگزارم
باورتون نمیشه صبح و شب با فایلهای شما سپری میکنم چه قبل از خرید دوره و چه الان که قدم چهارم رو خریدم اتفاقات خارق العاده ای در زندگیم در حال وقوع هست و الان باز گو نمیکنم زیرا تمام هدفم دیدن شما از نزدیک است و تصمیم دارم وقتی با شما ملاقات میکنم کلی نتایج عالی در دست داشته باشم
استاد جان چند وقته که خرید دوره سلامتی در سرم افتاده اما هنوز موفق به خرید نشده ام خواهش دارم افزایش قیمت نداشته باشید تا من بتوانم دوره رو خریداری کنم
از خداوند منان برای شما و مریم عزیزم سلامتی ارزو دارم بمانید برایمان تا ابد 😍