این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/05/abasmanesh-23.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-05-20 10:04:132025-01-19 10:29:21سریال زندگی در بهشت | قسمت 28
273نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلااام و ودرووود بر استاد عباس منش و خانم شایسته ی عزیز
از تماشاکردن این قسمت از سریال زندگی دربهشت لذت بردم،برای لحظاتی از دغدغه هام دور شدم،و چشمم به زیباییها گره خورد،اون نگاه نافذ وپرهیجان این پسر شاد وقبراق امیدم به زندگی رو بالاتر برد،تمرکزش بر به نتیجه رسوندن کاری که شروع کرده(ماهیگیری)تا لحظه ی صید ماهی واقعاََ اعجاب انگیز بود که نایستاد،خسته نشد،جا نزد ناامید شد،برای رسیدن به مقصدی که دوست داشت،فقط به یک راه اکتفا نکرد،راهها بسیار بودن و اونم مرد راه،اون فراوانی رو دیده بود و باور کرده بود پس نرسیدن براش در اون لحظه مفهومی نداشت،تلاش کرد و ادامه داد و به دستش اورد،گاهی با خودم میگم چرا ما آدم بزرگ ها دیگه بچه نمیشیم،چرا کنجکاو ونترس وپرهیجان نمیشیم،چرا برنمیگردیم تا داشته های دیروزمون رو برداریم وباخودمون به الانمون بیاریم،چرا این ذهن استدلالی هراسیده رو با ذهن پراز شور شوق خیالمون معاوضه نمیکنیم،ما چرا حیران خودمونیم ،چرا باورهامون رو باور نمیکنم دوباره؟؟؟؟
مریم جان عزیز و استاد گرانقدرم ازتون بسیار سپاس گزارم به خاطر اینکه انقدر سخاوت مندین که تمام لحظات خوبتون رو با ما قسمت میکنین
بسیار خداوند رو شاکرم که باشما استاد عباس منش و مریم جان آشنا شدم و شما روزیم شدین
این فایل نشونه ی امروزم بود . من خداروشکر یک دستاورد خیلی خیلی خوبی داشتم این چند وقت اشنا شدن با سایت و حتما میخواستم بنویسم ولی الان رو دیدم بهترین تایمه برای گفتنش
من خیلی ترسو بودم از حیوانات . حتی اینکه ذوق میکردم از دیدنشون ولی اگه فقط یکم نزدیکم میشدن از ترس احساس خوبی نمیگرفتم . بارها میشد اطرافیانم پرنده داشتن یا سگ و گربه و خیلی منو اذیت میکرد این موضوع ترسم و لذت نبردن از بودنشون ولی این چند وقتی که فایل گوش میدادم و چیزی که خیلی شنیدم ازتون ترس خط قرمز استاده چون محدودشون میکنه حدودا یکماه پیش وقتی دخترخالم عروس هلندیشو اورده بود بهش میگفتم میخواسم ترسم بریزه و خیلی به راحتی جوری که خودمم تعجب بودم ترسم ازش ریخت و میگرفتمش و بعدش این تجربه چندین بار تکرار شد و اصلا من اون ترسوی سابق از حیوونا نبودم و لذت میبردم و ابراز علاقه به موجود زنده ای که اونم پاره ای از خداست
واقعا این برام یک دستاورد بود
من خیلی اسب سواری دوست دارم ولی هر دفعه میخواستم تجربه کنم نفسم حبس میشد و هیچ لذتی نمیبردم
یا چند روز پیش بره های کوچولویی که پدر بزرگم خریده بود رو راحت میتونستم برم پیششون و خیلیم شیطون و گوگولی بودن
خیلی برام ارزشمند بود و قابل تحسین
خدایا شکرت
نمیدونم دقیق چی باعث شکستن این ترسها میشند ولی این یکی از بهترین تجربه هام بود . واقعا هر ترسی که از بین بره انگار یک تیکه از روح از جاش خارج میشه و میتونه پرواز کنه
اینکه تغییر کردنمون در اینجا مسیرش لذت بخشه واقعا از نکات فوق مثبتشه . مثل تبدیل شدن زمستون به بهار اول هوا از سردیش کم و کم و کمتر میشه . بعد به خنکی دلچسبی میرسه بعد هم برگای کوچولو که هر روز یه ذره ذره بزرگ میشند و همه جا سبز و دل انگیز و گرم شده
همه ی سعیما دارم میکنم برای تغییر شخصیتم ولی این همه ی سعیم مثل این نیست که شبای امتحان با هزار مشقت و استرس درسو تموم کنم و بعدشم خلاص شه بره. الان همه ی سعیم یعنی هر روز و پیوسته اگاه باشم نه که بخوام همه چیز یک شبه بیاد و بعدم بره
خدایا شکرت
گفتم بهت مسیر و تو هم سریع منو نشوندی اینجا
همونطور که گفتم این فایل نشونه ی روزم بود. امروز صبح تو کتابفروشی بودم و طبق قبلا ها کتابای موفقیت و تغییر زندگی و از این قبیل میدیدم که به خودم حسی گفت حالا که دیگه این کتابارو نمیخونم برم سراغ کتابای اطلس شناسی و یا راجب اطلاعات طبیعت و این جور چیزا که تجربشو خیلی خیلییی دوست دارم ولی نخریدم و محل ندادم حالا که راجب کتابای علمی تو این فایل گفتید ذهنم جرقه زد دیدی فاطمه این همون بود
حتما شروعش میکنم . خدایا شکرت . اینم قدمی ست بی شک از طرف خودت
استااااد چقدر این رابطه فوق العادست که ادم از لذت بردن عشقش لذت میبره از دور و حتی ازش فیلم هم میگیره
این فایل خیلی خیلی حس خوبی داشت . شما انسانهای پاک همراه بچه های کوچیک و عشششق که انقدر با خودشون از بچگی حالشون خوبه
سلام به استاد عزیزم ، مریم جان و همه اعضای خانواده صمیمی ام 🌹
نشانه روزم و درس های که برام داشت
اولین نکته که واسم جذاب به نظر اومد تحسین مریم جان بود ، که چقد با عشق یه پسر کوچولو رو تحسین میکرد اونم عمیق
در واقع همین تحسین مریم جان بود که باعث میشد لیوای دوباره و دوباره آگاهیاشو با عشق بگه و اینکه بعد تحسین مریم جان چقد این پسر پذیرا بود نه حس غرور و خودشیفتگی نه حس مقاومت و نپذیرفتن و شکسته نفسی کردن
واقعا مادر خانواده رو تحسین میکنم که با عشق و دقت بچه هاش رو پرورش داده اونم نه یکی ۴ تا
یعنی همزمان به ۴ فرزندش رسیده اونم هر کدوم جدا جدا و با دقت ….
این آرامش و خودشکوفایی فرزندان مطمینأ تو یه محیط امن و آزاد سرشار از عشق شکل گرفته
پس من تحسین میکنم اون عشق و هماهنگی بین مادر و پدر خانواده
تو یه فایل که مصاحبه با مادر خانواده بود یادم میاد که گفته بود همسرش مرد خیلی فوق العاده ای هست و دنبال خوشحال کردن دیگرانه و آدمی نیست که منم منم بکنه
همزمان آزادی دادن و حفظ امنیت باعث شکوفایی بیشتر بچه ها میشه
مادر این خانواده واسه من شد یه الگوی قوی ، همیشه دوست داشتم بچه های زیادی داشته باشم ولی با باورهای محدود کننده فکر می کردم شاید نشه ولی وقتی این مادر رو دیدم ایمان تو من شکل گرفت و سپاسگذارم از مریم جان واسه این همه دقت به جزییات که حتی به این هم فکر کرده بچه های سایت یه الگوی همچنینی ببینن
من که واقعا نیاز داشتم به دیدن همچین خانواده ای ، رویای منه 😍😍😍
یه نکته دیگه هم که توجهم رو جلب کرد این بود که واسه ماهی پیدا کردن گفتین
۱ – همه ایده هایی که به ذهنتون میرسید که منطقی بود یا نبود جواب میداد یا نمیداد رو امتحان کردین ( من یاد گرفتم زمان هایی که هدایت مستقیم نیاد گیر ندم ایده های مختلف که به ذهنم برسه رو عملی کنم منتظر ایده اصلی که جواب میده همیشه نمونم )
۲- وسط کار نا امید نشدین حتی وقتی که طول
کشید و ماهی گیرتون نیومد ( ایمان به غیب ) پ بالاخره این ایمان قلبی شما با برداشتن قدم های عملی به واقعیت تبدیل شد
۳- غلبه بر ترس هام باعث عمق بخشیدن به
شخصیتم میشه پس نباید فقط به این فکر کنم حالا این یه ترسه دیگه مواجهه باهاش شدن جز تجربه کردن چه فایده داره ، فایده های عمیق تو شخصیتم داره و اصل و ریشه شخصیتم رو بهبود می بخشه که خب این باعث میشه تو همه ابعاد زندگیم اثر داشته باشه پس به این قضیه ساده و سرسری نگاه نکنم
خدا رو شکر که این مهمانی پر از خیر و برکت و لذت و درس ادامه داره.
بریم سراغ این قسمت:
فایل با صدای زیبای خانم شایسته شروع میشه و مژده شنیدن و درک کلی نکات مثبت رو میده.
خدا رو شکر برای رابطه عالی این چهارتا برادر با هم که دید من رو به نسبت به اولین قسمتی که دیدمشون کلی تغییر داد و کلی درک منو نسبت به روابط فرزندان باهم و والدین با فرزندان تغییر داد، این رابطه دوستانه، پذیرش عالی تفاوت های همدیگه و تحسین همدیگه، تشویق و کمک کردن به همدیگه، و ارزشمند دانستن تفاوت خودشون و تفاوت های همدیگه. واینکه با وجود این همه تفاوت های شخصیتی، یک گروه همدل، و دوست داشتنی رو تشکیل دادن، که یکی از اصلی ترین دلایل شکل گیری این گروه و این رابطه عالی بدون شک رفتار های درست، دخالت های به جا و اعراض های صحیح پدر و مادرشان بوده، آفرین به این گروه بی نظیر و پدر و مادر فوقالعاده و درک و بیان عالی خانم شایسته نازنینم 👏👏👏
قسمت قبل مربوط به جیکوب و خلاقیتش و علاقه برای فعالیت در یوتیوب و این قسمت مربوطه به لیوای عزیز و دوست داشتنی و درونگرا است. عاشق بازی های ویدیو گیم هست و عاشق موضوعات علمی و عاشق آرامش و چالش های ذهنی.
خدای من، کل وجودش عشق به ستاره ها رو فریاد میزنند کلام پر هیجانش، بدن پر انرژیش، چشمان براقش.
چقدر عالی در مورد ستاره ها صحبت می کنه و آفرین به مادرش که این عشق رو با خرید کتابی در مورد ستاره ها تقویت و تحسین و تشویق کرده.
خانم شایسته نازنینم در مورد مطالعه که صحبت کردین. من عاشق خوندن و مطالعه ام اصلأ از خوندن خسته نمیشم، روزهایی بوده که یک کتاب ۳۰۰ _ ۴۰۰ صفحه ای رو بدون توقف خواندم و تمام کردم، ولی الان تقریبا دوساله که شده ماهی یک کتاب در حوزه تخصصی خودم و روزی چند ده صفحه از یک کتاب چند صد صفحه ای که هر روز جلد جدیدش منتشر میشه. کتابی پر از درس زندگی از هزاران انسان شریف و مثبت بین و سپاسگزار و توحیدی، کتاب بی نظیر کامنت های خانواده صمیمی عباسمنش
خدایا شکرت برای این نعمت بی نظیری که مرا در مدار تجربه و درک و لذت بردن ازش قرار دادی 💖 💖💖
با خواندن ترجمه های عالی دوستان در مورد صحبت لیوای، غرق لذت ، سپاسگزاری و خشوع و خضوع در برابر عظمت و قدرت فرمانروای جهانیان شدم ، برای خلق این همه زیبایی و عظمت در آسمان و در این جهان، خدا جونم عاشقتتتتم.💖💖💖
و عاشق اون لحظه ایم که خانم شایسته به لیوای گفت تو فوقالعاده ای ( البته اگر درست متوجه شده باشم) و لیوای با اعتماد به نفس عالی و بینظیر تایید کرد و گفت: « هستم».👏👏👏 دقیقا مثل واحد عملی یک قسمتی از جلسه سوم دوره بی نظیر عزت نفسه در مورد پاسخ به تحسین دیگران در مورد خودمونه. عالییییییییه این لیوای دوست داشتنی.😍😍
قراره با خانم شایسته نازنینم و لیوای دوست داشتنی بریم قایق سواری و ماهیگیری 😍😍
خداااااااای من، زیبایی های پارادایس از توی قایق هزاران برابر بیشتر میشه، آب آرام و زیبای دریاچه، درختان سرسبز و استوار، چمن های سبز و شاداب و زیبا، آسمان صاف آبی رنگ، خدا جونم سپاسگزارم بابت این همه زیبایی 💖
خداااااااای من ، صدای اون پرنده دیونه کرد منو😍😍😍. زیبایی های کلبه روی آب ، آبی آسمان با اون ابرهای سفید قشنگ، درختان و چمن زیبا و در طیف های مختلفی از رنگ سبز خدایا شکرت 💖💖
آفرین به خانم شایسته عزیزم که دل به دل لیوای داده و سعی نمی کنه تجربیات خودش رو به لیوای القا کنه، و هر چی که لیوای میگه ، با تحسین کردن ایده اش، با اون همراه میشه و کلی بهش باورهای عالی و عزت نفس هدیه می کنه، 👏👏👏
و آفرین به لیوای که مرتب به الهامات قلبش عمل می کنه و اینقدر مجهز اومده و در این کار پشتکار و استقامت می ورزه و خدای پاسخگو و اجابت کننده هم که این همه اشتیاق و ایمان رو می بینه یک ماهی بزرگ و خوشگل بهش هدیه می کنه.👏👏👏
عزیزززززم، چقدر عشقین شما دوتا ( خانم شایسته نازنینم و استاد عزیزم) ، چقدر هم مدار و هم فرکانس هستین که حتی وقتی صدای همدیگه رو هم نمی شنوین و از هم فاصله فیزیکی دارین، بازهم همزمان بهم عشق می ورزیم و عشق تون رو ابراز می کنین.💖💖.
وقتی خانم شایسته در مورد ماهیگیری بچهها و احساس خطر ماهی ها توضیح داد کلی خندیدم 👌👏👏
🙋 سلام براونی،مرد بزرگ، بخور، بخور و روز به روز بهشت رو زیباتر کن، نوش جان
خانم شایسته عزیزم، شما که قصدتون خیره، پس خوشگل ترین ماهی هم فرکانس تون رو دریافت می کنه و میاد که شما رو خوشحال کنه.
خانم شایسته وقتی در مورد ماهی هایی که مایک می گرفته توضیح داد، متوجه یک نکته شدم و اینکه اینقدر استاد عزیزم و خانم شایسته در روابط شون پر از عشق و احترام و بدون وابستگی هستن که حتی یکبار هم ندیدیم که برای نبود مایک تاسف بخورن یا دلتنگی کنند، که اگر من بودم و این هم بچهها رو می دیدم کم کم ، حداقل و در بهترین حالتش هر ۵ دقیقه یکبار می گفتم، جاش خالی، کاش اونم الان اینجا بود ، ولی اینقدر شما دوتا عزیز، توحیدی هستین، اینقدر عشق تون به همه بدون شرط و شروط و وابستگیه، که تا همیشه باید به تحسین کردنتون ادامه بدم و ازتون درس بگیرم. درود بر شما 👏👏👏
خانم شایسته نازنینم توضیحات عالی تون در مورد تجربه کردن چیزهای جدید و رفتن تو دل ترساتون خیلی برام درس داشت، ممنونم عزیزم 💖
خانم شایسته نازنینم گفت برین امروز با بچهها یک تجربه لذت بخش داشته باشین و خوب امروز یک باد عالی برای بادباک بازی داره میاد، و چون امروز جمعه هم هست همسریم خونه، برم برای پیشنهاد دادن یک گردش عالی به همراه فرشته کوچولو هامون و بادباک بازی.
💖
💖
💖
سلام مجدد
امروز شنبه است و من اومدم تا کامنتم رو کامل کنم، ان شاالله
💖
خوب با همراهی و اشتیاق و استقبال همسریم و فرشته کوچولو هام رفتیم بادباک بازی، مقصد شد، تپه حاج عنایت، که محل رصد خانه شهرمون هم هست، رفتیم اونجا باد هم کاملاً موافق لذت بردن ما و بچهها بود، و من چون برای ماموریت این قسمت رفته بودم، کل تمرکزم روی صحبت ها و رفتارهای فرشته کوچولو هام بود، کلی ذوق می کردن برای بادباک هاشون و هر چقدر اونا بالا تر می رفتن ، اشتیاق و انرژی و انگیزه اینا هم بیشتر می شد ، و دخترم کلی هم ایده می داد که اینطور نخش رو بکشیم، یا اونوری بریم. کلی لذت می برد و بعد پسرم که ۴سال و نیمشه جذابیت بادبادک بازی براش کمرنگ شد ، و دست من و گرفت و گفتم بیا گل ها رو ببینم، اینقدر زیبا و با کلمات قشنگی رنگ گلها و شکل هاشون رو توصیف می کرد که من تا حالا این همه زیبایی توی یک گل ندیده بودم ، برای هر گلی کلی ذوق می کرد و وقتی زنبور عسل روی هر کدوم می نشست می گفت این گله از همه خوشگلتره چون زنبوره اونو انتخاب کرد تا شیرینی اش رو توی سطلش بریزه و ببره برای من عسل درست کنه، بعد که بادباک بازی دخترم هم تموم شد و کلی لذت برد و جیغ کشید و شادی کرد ، اونم اومد یکسری صحبت های کارشناسی در مورد گل ها و شهدشون و زنبورهای عسل برای من برادرش انجام داد. بعد دوتایی رفتن تاورودی رصد خانه، جالب اینجا بود که بزرگترین لذت دنیا رو از یک بالا پایین رفتن ساده از پلهها می برند، خیلی لذت بردم و احساس سبکی و شادی بیشتری می کردم وقتی از دریچه چشم اونا دنیا رو می دیدم. کلی دخترم در مورد ماکت کره زمینی که اونجا بود و تلسکوب و ستاره ها توضیح داد، و من دیدم که واقعاً فرشته کوچولوی هفت ساله و نیمه من یک نابغه است توی ارائه اطلاعات، خدا رو شکر، و خواست بریم ببینیم که می تونیم بریم توی رصد خانه و ستاره ها رو ببینم، که من رفتم از نگهبانش پرسیدم ، اونم بهم شماره داد و گفت بعد از تعطیلات عید فطر تماس بگیر تا بهتون وقت بدیم. و کلی هم بچه ها رو تشویق و تحسین کرد . جالب اینجا بود که بین این همه جایی که توی شهر ما مناسب برای بادباک بازی هست همسرم به این مکان اومد جایی که اصلأ من بهش فکر نکرده بودم ، و الان که داشتم ادامه کامنت رو می نوشتم یه دفعه توی ذهنم جرقه زد که این به خاطر توضیحات عالی لیوای و درگیر شدن ذهن من در مورد ستاره ها رقم خورده بود و خدا اینقدر عالی من رو به اون مکان هدایت کرد. و یک نشانه واضح از قدرت کانون توجه و ورودیهای ذهن به من نشون داد، عاشقتتتتم تنها قدرت و فرمانروای جهانیان، بهترین برنامه ریز دنیا. وبرای قوانین ثابت و غیر قابل تغییرت سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم 💖💖💖
خانم شایسته نازنینم برای طراحی این تمرین و تجربه بی نظیر ممنونم، خیلی برام درس و لذت داشت خدا روشکر.
خدا جونم برای اینکه دیدن و دریافت آگاهی ها و نکات زیبا و این همه لذت و دیدن این فایل زیبا را روزیم کردی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم 💖
در پناه خدا، شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
مگه میشه شما نیازمند مترجم باشید و نگار سهرابی فر سر صحنه حاضر نشن ؟؟؟
خخخخخخخ
ایشالله یه روزی با افراد اسپانیایی حرف بزنید و از من بخواید ترجمه کنم اخه دارم زبان اسپانیایی یاد میگیرم هوراااااااااا
شایسته جان شما گفتید اون پسر به شخصیت شما نزدیکتر بود و برای همین با اون بیشتر تایم میگذروندید … اتفاقا من دقیقااا برعکسم از نشستن و کتاب خوندن خیلی بدم میاد و متوجه شدم توی قسمتای قبلی که این پسره اینحوریه و کلا کاری به کارش نداشتم خخخخ توجهم روی جیکوب و جوزف با اون چشای رنگی خوشگلش بود … بیشتر از همه من با جوزف ارتباط گرفتم و بیشتر با اون حرف مبزدم و شیطونی میکردم
چون من شخصیتم نزدیکتر به جیکوب و جوزف هست، کنجکاوم ، شیطونم ، فعالبت جسمی دارم ، عاشق گشت و گذارم ، عاشق تحرکم ، به درست کردن و ادیت ویدیو و یوتیوب علاقه دارم ،
این هفته ی آخر که گذشت یک الهامی بهم شد که بیام یک بلاگ درست کنم یه جورایی مثل چک اپ کامل اما خیلی طولانی تر
چیکار کردم
اومدم عمل کردم به این الهامم و اومدم از شنبه تا جمعه ام رو بلاگ درست کردم از اینکه از صبح تا شب چیکار میکنم
یه جورایی این الهام با این دلیل اومد که من در سالهای اینده که موفق شدم این مدرک و سند رو داشته باشم که از چه مسیری حرکت کردم ، عادتها و روتین روزانه ام چی بود ، چطور برای خودم والش درست میکردم و چطور برخورد میکردم با چالش ها ، و …
اره خلاصه اومدم حالت بلاگ یه جورایی همونکاری که جیکوب توی یوتیوبش میکنه انجام دادم
ولی این دفعه نتیجه ای که ازش گرفتم خیلی گسترده تر از فقط یک مدرک و سند داشتن برای اینده بود
من متوجه شدم چه که قدر به این بلاگ درست کردن علاقه دارم ، عاشق ادیت ویدیو هستم ، عاشق ویدیو درست کردنم ، من توی اون هفته چون ذوق این بلاگ درست کردن رو داشتم کفتم بیام خودمو تو به چالشی بندازم
اومدم توی ویدیوهام کفتم من میخوام فستینگ 72 ساعته برای اولین بار توی زندگیم بگیرم
و با هم بریم که ببینیم من توی این سه روز چیکار میکنم و چطچر همون روتین ورزشی و رقصی رو ادامه میدم به چه موانعی و نجواهای ذهنی برمیخورم و همشو براتو تو وبدیو میگم و اینکارو کردم :))))
بعدش دیدم که وای من چه قدر اینکارو دوست دارم و اصلا از اینکار من میتونم کسب درامد کنم
من میتونم یوتیوبر بشم و این چالش های فستینگ رو برم و فیلم بگیرم بذارم یوتیوب همین کاری که من میکنم 99 درصد ادمای توی دنیا نمیتونن انحام بدن و خیلی ها ذوق دیدن این ویدیوی منو دارن
اقا جان دلم براتون بگه بعدش باز ایده ها اومدن
من میتونم درباره ی شغلم که رقصه ویدیو درست کنم و بذارم یوتیوب
میتونم درباره ی ازمایش قبل دوره و بعد دوره ام حرف بزنم و بذارم یوتیوب
میتونم موضوعات مختلف توی رقص رو تجزیه تحلیل کنم کانتنت درست کنم بذارم یوتیوب چون توی رقص هم اصلا این چیزا نداره هنوز یوتیوب و کسی این ایده های منو انحام نداده چون کسی شرایط و موقعیت منو نداره و خییییلی ها نیازمند تجربه و اطلاعات من هستن
خیلی هاااا
و من خیییلی تجربه و توانایی دارم که دیگران ارزو دارن که کاش توی یوتیوب همچین محتوایی باشه
اقا جان اینقدر این العام منو بزرگتر کرد که دیگه هر روز دارم بهش فکر میکنم
هی ایده های بیشتری میاد و بالاخره از یک جا شروعش میکنم
مثلا ایده اومد که برم با یه گیاهخوار باهم ویدیو درست کنیم و بعد ازمایش بگیریم نتایج ازمایشو تحلیل کنم
مثلا درباره ی چالش عایی که توی رقص دارم بگم مثل اینکه من خودم به شخصه با رقصیدن توی جمع و به خصوص پسرا راحت نیستم بیام این مسئله رو درونم حل کنم یعنی برم توی دل ترسم و حلش کنم و ویدیو درست کنم که چطور میتونیم غلبه کنیم به این ترس ها و جلوی جمع برقصیم و …
خیلی ایده ها اومد
و میبینم که خداوند چطور داره هدایتم میکنه و بهم میگه اروم باش من هواتو دارم
الهی شکرت
شکرت که همه چیز از تو دارم تو داری هدایتم میکنید
تو داری هدایتم میکنی
باز ایده اومد چون دارم زبان اسپانیایی میخونم یک سری ویدیو برای اسپانیایی زبان ها درمورد شهر خودم اصفهان بذارم به زبان اسپانیایی توضیح بدم اصفهانو بعد میتونم جایی مسافرت رفتم مثل عید امسال بیام محتوا برای مردمان اسپانیایی درست کنم که علاقه دارن درباره ی ایران بدونن
بخدا یه ایده هایی میاد به ذهنم اصن خودم توش میمونم میگم خدایا داری با من چیکار میکنی
ولی ارومم میذارم اروم اروم طی بشه مدارم
همین که یک هفته بلاگ از خودم براب خودم درست کردم و هدفم نبود و نیست که جایی بذارمش و برای دل خودم و مدرکی برای اینده ام بود همین یک پله از اون تکامل بود و الان که انجامش دادم مشخص شد
الهی شکرت الهش شکرت الهی شکرت
.
.
.
اقا بریم برای ترجمه زیبا و دلنشین که من هرچه قدر به این زبان انگلیسی با لهجه ی اصیل آمریکایی گوش بدم خسته نمیشم که مشتاق تر میشم
. ..
دقیقه 3:36
خانم شایسته ازش میپرسه نیک نیم تو چیه ( یعنی اسم لقبی چیزی که بقیه بهش لقب دادن )
و اون گفت livan the science guy
یعنی لیوان پسره علم
بعد خندید گفت چرا خنده داره ؟
خانم شایسته گفتن نه خنده دار نیست
استاد عباسمنش همونجا پشت صحنه به خانم شایسته میگه
از لیوان درباره ی علم بپرس
اون خیلی درباره ی ستاره ها میدونه
و لیوان شروع میکنه
ستاره یک جورایی دایره ای از مجموعه ای از گازها هست
که خیلی خیلی داغه و ده ها یا هزار ها سال عمر داره
و یه جورایی یه ورژن خیلی کوچیکتر از خورشیده
و اونا یه جورایی انرژی میسازن
در فضا هستند و خیلی بزرگتر از اون چیزی هستن که ما میبینیم یا فکر میکنیم
اونها فقط در منظومه ی شمسی نیستن بلکه در تمام کهکشان ها هستن
و مثل حبابی بزرگ از گازها و غبار و انرژی گرما هستن
و ستاره ها از گرما و انرژی کمی شروع میشن به وجود اومدن که به احتمال زیاد از بقایای انفجار یک ستاره ی دیکه اس
یعنی ستاره ها از ستاره ها ساخته میشن و اون ستاره های جدید اون گرما و انرژی باقی مونده از ستاره ی قبلی رو جمع میکنن و اروم اروم با گذر زمان انرژی و گرما رو بیشتر میکنن و بزرگتر میشن
و بعضی از ستاره ها بیلیون ها سال عمر میکنن و بعد منفجر میشن
و ما گرما و رنگ های مختلفی از ستاره ها داریم
بعضی ستاره ها رنگ سفید دارن که معمولا اینطور هست
و بعضی ستاره ها ابی هستن که به شدت گرما و انرژی دارن
ستاره ی ما زرد و نارنجی هست و همه مردم فکر میکنن که زرد و نارنجی گرمترین رنگه اما این اشتباست شما اگه اتیش رو ببینی روش زرده اما زیر زیرش که بیشترین انرژی و گرما هست ابیه
و چون که انرژی و گرمای رنگ ابی خیلی زیاد هست تا میاد به بالاتر برسه به برخورد به فصا و دمای کمتر کمی خنک میشه و تبدیل به رنگ زرد میشه
شایسته جان :
واااو تو چطور این رازها رو درباره ی ستاره ها میدونی ؟؟؟
بقیه اش هم درباره ی معلم کلاس چهارم دبستانش میگه که خود خانم شایسته ترجمه میکنه توی ویدیو و نیازی نیست من بگم
مامانش توی ده سالگی برای کریسمس یه کتاب سه اینچی درباره ی علم و فضا رو تو به ماه میخونه
شایسته
تو تلسکوپ داری
بله
تو تاحالا چند تا ستاره شناسایی کردی
سخته که شناسایی کنی یک ستاره رو … که شایسته جان حرف میزنن و من دیگه بقیه اش رو نمیشنوم خخخخخخخخ
.
بعد از حرفای خانم شایسته بازم لیوان میگه
ستاره ها شامل بیلیون ها مایل از غبار هستن که وسطشون مرکزی دارن که دسترسی بهشون غیر ممکنه
شایسته : تو چند سالته الان ؟
من پنجم دبستان هستم یازده سالمه و دبستانم نه حتی راهنمایی هنوز نرفتم
شایسته : تو این همه اطلاعات رو فقط تو یک سال کسب کردی؟
نه فکر نکنم توی یک سال من واقعا نمیدونم واقعا عجیبه که چطور وارد علم شدم
چون من همیشه عاشق ریاضی بودم
و متنفر از نوشتن بودم اینچیزا
من اهل اینچیزا نبودم
ولی وقتی جلو تر اومدم دیدم ریاضی خیلی سخته
پس دیگه علاقمو به اون موضوعات از دست دادم و دیدم علم برام خیییلی زیاد جذابه
شایسته جان
واااو تو شگفت انگیزی
لیوای
بله هستم ( همینطوره )
شایسته : لیوای پسره علم
لیوای
مردم منو خیلی اشتباه میگیرن
پدر اومد
شما دارید چیکار میکنید
لیوای
ما داریم ویدیو علمی طور درست میکنیم
پدر
بیاید به ما ملحق بشید
.
.
.
.
و اتمام ترجمه ی ما
این آخراش توی حرفاش لیوای کلمه ی یوریکا رو به کار برد برای ریاضی که نفهمیدم چیه فهمیدم مروبط به موضوعی از ریاضی هست اگه کسی میدونه دقیقا چیه بگه بهم اون قسمتو مرررررررررسی
..
.
.
.
.
.
سپاسگزار خداوندم که بار دیگه اجازه داد دست به قلم بشم و بنویسم
همه چیز من دست خداست
تمام اموز زندگیه من دست خداست
همین دانشی که از زبان انگلیسی دارم از لطف خداست
برگی بدون اذن خداوند بر روی زمین نمیوفته
الهی شکرت خداجونم سپاسگزارتم که تعهد دادی نعمت هات رو برمن تمام کنی اگر من بندگی رو بر تو تمام کنم
واقعا کامنتاتو که میخونم لذت میبرم و وقتی کامنت میزاری برام نوتیف میاد و سریع میام با عشق کامنتاتو میخونم
ازت ممنونم بابت ترجمه ای که واسمون کردی بی نهایت لذت بردم
و یه سوالی که داشتم اینه چجوری رو زبانت کار کردی ک انقد مسلطی؟ چون منم میخوام رو زبانم کار کنم ولی خب فیلم و اینا به خاطر باور های محدود کننده که به خورد ذهنمون میدن نمیتونم ببینم
ممنون میشم تجربیات راجب زبان با من به اشتراک بزاری
من از بچگی کلاس زبان میرفتم و همیشه فیلمای خارجی میدیدم اهنگای خارجی گوش میدادم همین الانشم به جز اهنگ انگلیسی اسپانیایی ندارم تو گوشیم که خب علاقه ام هست چیزیه که عاشقشم و ادما توی اون چیزی که عاشقش هستن خیلی راحت رود پیشرفت میکنن …
اول از همه علاقه اس ببین چه قدر واقعا دوست داری زبان رو
من میبینم خیلی ها میخوان یاد بگیرن اما برا چی میخوان یاد بگیرن چون فقط میگن این باعث پیشرفتمون میشه و از جنبه ی کاری وارد میشن نه عشق و علاقه
نمیگم نمیشه با این دلیل ولی این به تنهایی کافی نیست و اگر دلیل فقط برا پیشرفت باشه باید اهرم رنج و لذت عالی هیولایی پشتش باشه تا به نتیجه برسه و انگیزه و روش مطالعه ی مناسب اون فرد
اگر صفر هستید تو زبان مطمعن باش میتونی خیلی خوب توش پیشرفت کنی اگر روزانه تمرین کنی من هم توی ورزش صفر بودم اما دارم روزانه تمرین میکنم و طی چند سال ادامه ی روند روزانه به هدفم میرسم توهم همینطور
اول اگه میتونی که کلاسشو برو
اگر نه انلاین کلاس بگیر
اگر نمیتونی این دو تا رو خودت کتاب های مبتدی برو بگیر و سعی کن با زبان بیشتر حال کنی چون اگه رنج باشه نمیتونی ادامه اش بدی
میتونی کتاب های مبتدی با سی دی بگیری کلی منبع هست که با فیلم و صوت از پایه مبتدی میتونی شروع کنی و هر روز اینکارو بکنی به خودت قول بده هر روز حداقل مثلا 1:30 وقت میذاری
ببین چجوری با زبان بیشتر حال میکنی
فیلمی ؟ صوتی ؟ یا کتابی داستانی؟
یه چیزی که ازش لذت ببری
فیلمها گاهی ورودی منفی دارن ولی اگه تو با نگاه قانون نگاه کنی اتفاقا باعث رشدت میشه
تو فقط شروعش کن متعهد کن خودتو مطمعن باش خداوند بهت میگه چیکار کنی اصن نیازی نیست از من یا کسی بپرسی
و سلامی به گرمی آفتاب فلوریدا به همه ی دوستان همفرکانسم
خدارو شکر میکنم که در ۲۸مین روز از زندگی در بهشت حضور دارم
خدارو شکر میکنم بابت این مسیری که داره منو به ذات خودم وصل میکنه
خدارو شکر میکنم بابت مهمانهای بینظیرمون که بهشتمون رو با اومدنشون نورانی تر کردن
مریم جانم واقعا منم از روز اولی که این خونواده اومدن،نکات مثبت پدر و بچه ها رو دیدم،خیلی خیلی تحسین کردم،خیلی از رفتارها رو من از بچه ها یاد گرفتم که تووی شخصیتم اجراشون کنم،مثه اعتماد به نفس توو حرف زدنشون،مثه ذوق و شوقشون برای تجربه ی هر چیزی،مثه رفتن توو دل ناشناخته ها،مثه غلبه کردن بر ترسهاشون و خونسرد بودن پدر خونواده و خیلی خیلی رفتارهای دیگه که واقعا تحسین برانگیز بودن
خیلی خوشحالم که الان اینجام،با شما،دو سالی میشه من توو این مسیر قرار گرفتم،اما هر بار که تمرین میکردم بعد از مدتی خسته میشدم و اون تمرین رو رها میکردم،اما از روز عید که متوجه شدم عضو سایت هستم هر روزم داره بهتر و قشنگتر از دیروزم میگذره،هر روز بیشتر از خداوند میخوام هدایتم کنه به این مسیر،احساس میکنم تازه دارم طعم تسلیم شدن در مقابل پروردگارم رو مزه مزه میکنم،احساس میکنم این خوشمزه ترین طمع دنیاست،رها شدن و تسلیم شدن و سپردن خودت به دست پروردگار
شما نمیدونید با این سریال چه کمک بزرگی به من کردین،درکی که خیلی متفاوت تر اون چیزهایی بود که شنیده بودم
حدود یکسال پیش بود که مطمئن شدم خداوند انرژی،اولش وقتی از دوستم شنیدم که خداوند انرژی،پیش خودم گفتم هلن دیوونه شده،چی میگه خب خیلی برام عجیب بود،اما کم کم خداوند هدایتم کرد تا از انرژی بودنش مطمئن شدم و از وقتی تووی سایت اومدم،دارم هر روز بیشتر و بیشتر این انرژی رو درک میکنم
واقعا ازتون بی نهایت سپاسگذارم که زندگیتون برای ما فیلم کردین تا به درک بیشتری از خداوند و قوانینش برسیم
خدایا شکرت که من رو در این مسیر،مسیری که به تو ختم میشه،هدایت کردی
عزیزم لیوای،چقدر این پسر خوشگله،گفتم مرضیه ببین نقاشی خدا رو.خدایا شکرت
مریم جانم واقعا درکش برای من سخت بود که درک کنم پسری که چهارم دبستان یک کتاب به قطر سه اینج خونده باشه
واقعا مادر لیوای رو تحسین میکنم که به علاقه ی پسرش اهمیت داد و برای تشویقش برای ادامه دادن و رفتن به دنبال علاقه ش براش کتاب خریده،اونقدر در بچه ی خودش توانایی دیده که نرفته کتاب داستان راجب ستاره ها براش بخره،رفته یک کتابی براش خریده که قطرش ۳اینجه
و همین باعث اعتماد به نفس بیشتر پسرش میشه،واقعا تحسین میکنم این پدر و مادر رو
و چیزی که من از لیوای توو این قسمت یاد گرفتم اینکه وقتی سوالی ازم میشه،یا مسئله ایی برام پیش میاد با تفکر جواب بدم و با تأمل اون مسئله رو حل کنم
علاقه ی لیوای به ستاره ها رو تحسین میکنم،واقعا ستودنی ست
چیزی که نظر من رو جلب کرد این بود که انسانها نسل به نسل زندگیشون داره راحتتر میشه،چون جهان رو به گسترشه،و این تفاوتها تووی دهه به دهه ی انسانها مشخصه،و همین تفاوتها جهان رو زیباتر کرده.خدایا شکرت
ماهی گرفتن لیوای و مریم جانم درسی که برام داشت،این بود که وقتی ایده ایی به ذهنم میاد براش اقدام کنم حتی اگه فکر کنم غیرممکنه اجرا بشه،ایمان داشته باشم و حرکت کنم
تو پای به ره بنه و هیچ مپرس
که خود راه بگویدت که چون باید رفت
و با اجرا کردن ایده ها یکی پس از دیگری،اگه ایده ایی جواب نداد،ناامید نشم و ادامه بدم تا به نتیجه برسم
خدای من بهشتمون چقدر زیباست،رقص نوری که خداوند با خورشیدش روی آب دریاچه ی بهشتمون داره خودنمایی میکنه،خیلی محشره،موج روی آب،درختان،خونه ی روی آب،رنگ آسمون و ترکیب ابرهای سفید در رنگ آبی
خدایا واقعا چی بگم،آخه من چی دارم که برات بگم،اینجا خوده خوده خوده بهشته بخدا،بابا من دیوانه شدم از اینهمه زیبایی
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
عزیزم استاد که خیلی راحت در کمال آرامش در همک دراز کشیده و داره نظرات دوستان رو منتشر میکنه،خدا برامون حفظش کنه
عزیزم براونی،چند روزی بود،ندیده بودمش،دلم براش تنگ شده بود که دیشب هدایت شدم به سفر به دور امریکا و هدایت استاد،مریم جان و مایک به لونه ی اسب ها در کنتاکی
و قسمتی که مریم جان از قانون تکامل برامون گفت که اسبها از کجا به کجا رسیدن،با تغییر جثه شون،دندونهاشون،نوع غذا خوردنشون و…
که دوباره به من یاداوری کرد که صبور باشم،عجله نکنم و از مسیرم لذت ببرم
خدایا شکرت برای قانون زیباییت چون قانون تکامل که هر روز دارم بیشتر درکش میکنم
خدایا شکرت بابت فراوانی ماهی ها در بهشتمون
خدایا شکرت بابت فراوانی نعمت و ثروت در بهشتمون
و بازی برد،بردی که بازی زندگی رو برام یادآور کرد،اینکه دارم روی خودم کار میکنم،احساس خوب دارم،وقتی به خواسته هامم برسم احساس خوب دارم همش احساس خوب که برد و برد و برد
خدایا شکرت برای قطب نمایی چون احساس در درونم
و تجربه کردن چیزهای کوچیک کوچیک که به زندگیمون عمق میدن و باعث پیشرفتمون میشن و در نتیجه هم خودمون رشد میکنیم و هم جهان گسترش پیدا میکنه
و غلبه کردن بر ترسها،که تجربه بیشتر و در نتیجه لذت بردن از زندگی رو برامون به ارمغان میاره،خدایا شکرت
دوست خوبم ممنونم که همیشه بهم انرژی مثبت میدی،همیشه با خوندن کامنت هات کلی انرژی میگیرم،مصمم تر میشم برای ادامه دادن
قانون تکامل،قانونی که این مدت باعث شده،بیشتر از زندگیم لذت ببرم،عجله نکنم،و من عاشق این قانونم،به هر چیز نگاه میکنم،به تکاملش دقت میکنم،مثه گلی شکفته،برمیگردم توو ذهنم از لحظه ایی که اون گیاه کاشته شده تا گل داده رو برای خودم ترسیم میکنم و کلی لذت میبرم،همین باعث شده نوع تفکر خیلی تغییر کنه
سلام میکنم خدمت استاد عباسمنش، خانم شایسته و لیوای که بازیگرای اصلی این قسمت بودن وسلام میکنم خدمت دوستای عزیزم
بینهایت سپاسگذار خداوندی هستم که منو به این مسیر الهی و پر از آگاهی هدایت کرده، خدایا شکرت که امروز هم به من فرصت زیستن دادن تا تجربه کنم این زندگی رو و من هر شب به عشق اینکه فردا صبح بشه و من بیام به سایت عباسمش میخابم؛ خدایا شکرت بخاطر چشمای هام که میبینم این سریال های پر از آگاهی و زیبایی رو و خدایا شکرت بخاطر انگشتانم که الان دارم باهاشون تایپ میکنم کلماتی که به قلبم جاری میکنید
واقعا وقتی دارم فکر میکنم میبینم من چقدر تغییر کردم، چقدر زاویه نگاهم تغییر کرده، چقدر آرامش دارم، چقدر سپاسگذار شدم بخاطر هر چیزی که تو زندگیمه و دیگه گله و شکایت از چیزی و از کسی نمیکنم و این تغییر شخصیت رو ابتدا مدیون خداوندم که منو به این مسیر هدایت کرده و سپس مدیون استاد عزیزم هستم بخاطر این سایت فوق العادشون بخاطر سبک زندگی بی نظیرشون و سپس مدیون خودمم که با تعهد و با عشق دارم ادامه میدم
خدایا با تموم وجودم با تک تک سلول های بدنم ازت سپاسگذارم و عاشقتم و چقدر حس میکنم که این عشقی که الان نسبت به من داری، با من رفیق تر شدی، به من نزدیک تر شدی و هر روز گوش میدی ببینی من چی میخام و برام فراهم میکنی؛ راضی ام ازت
و این قسمت و این سریال هم مثل همیشه پر بود از فراوانی، آگاهی و نکات مثبت؛ که خانم شایسته به زیبایی و با لذت میشینه و توجه میکنه به و ویژگی های مثبت بچه ها و از شخصیتشون میکشه بیرون و با ما به اشتراک میزاره؛ چقدر آدم میتونه خودشو دوست داشته باشه و عاشق خودش باشه و عاشق دیگران باشه و جهان هم به فرکانس هاش جواب میده و هر چی آدم فوق العادست به زندگیتون هدایت میکنه و اون آدم ها ویژگی های خداییشو رو به شما نشون میده؛ این سبک تفکر و تامل شما قابل تحسین خانم شایسته که برعکس ما میشینین و دقت میکنین تا شخصیت ها و ویژگی های مثبت دیگران رو بکشین بیرون بهشون توجه کنین
و اونقدر این عشق شما به دیگران انرژیش مثبته که آدم دوست داره ساعت ها بشینه در مورد موضاعاتی که اطلاعات داره باهاتون صحبت کنه؛ چون شما خوب بلدین بشنوین
بینهایت تحسین میکنم این چهارتا برادر رو بخاطر ویژگی های شخصیتی فوق العاده ایی که دارن و لذت بردم وقتی خانم شایسته داشتن از ویژگی هاشون میگفتن
بینهایت تحسین میکنم پدر و مادر این چهارتا برادر رو بخاطر مداری که توش قرار دارن و ثمرش این چهارتا پسر با ویژگی های فوق العادشون هست
و بینهایت تحسین میکنم استاد عزیزم و خانم شایسته رو بخاطر مدارشون که همچین افراد و مهمان هایی رو خداوند به سمتشون هدایت میکنه
واقعا لذت میبرم این سبک زندگی استاد عباسمنش و خانم شایسته رو که سراسر عشقه، سراسر لذته، سراسر تجربه های شگفت انگیز و فوق العادست، سراسر زیبایی و فراوانیه و شما هر روز دارین بیشتر از این دنیا لذت میبرین واقعا تحسین برانگیزه
استاد مرسی که ثروت مند شدی و تونستی همچین ملک فوق العاده ایی رو بخرین؛ 20 هکتار ملک شخصی با جنگل های انبوه با دریاچه بینظیرش و پر از فراوانی و نعمت و ماهی و مرسی که این فراوانی ها و زیبایی هارو با ما به اشتراک میزارین و این خواسته ها در ما شکل میگیره که ماهم به استقلال زمانی، مکانی و مالی برسیم، منم به همچین نعمت و ثروتی دست بیابم و منم لذت ببرم از تک تک لحظات زندگیم، منم هر روز تجربیات شگفت انگیز رو کسب کنم، همینه من برا همین اومدم به این دنیا که لذت ببرم، که عشق کنم، هر روز با تموم وجودم بخاطر شرایطی که دارم از خداوند سپاسگذاری کنم و هر روز بخاطر فرصت دوباره ایی که خداوند بهم داده برای نفس کشیدن و تجربه کردن و دیدن این دنیای شگفت انگیز از خداوند سپاس گذاری کنم
خداوند وهابم شما صاحب تمام نعمت ها و گنج های آسمان و زمین هستی و من چون بنده ایی هستم که روح تو در من دمیده شده خودمو لایق این گنج ها، نعمت ها و ثروت های فراوان میدونم و ازت میخام بی حساب و کتاب به من بخشی از جایی که من فکرشو نمیکنم از در و دیوار؛ نعمت ثروت و روزی فراوان وارد زندگی من بکن، ثروتی آسمانی در زندگی من روانه کن
من هر روز که میرم ساحل پیاده روی از خدام میخام به عظمت همین دریات به من ببخش، فقط تویی که میتونی به من ببخشی به من نعمت و ثروت بی انتها ببخشی، ثروت بی حساب
خدایا هر روز منو به مسیر، شرایط، اتفاقات ، انسان ها و ایده هایی هدایت کن که نعمت، ثروت و روزی فراوان روانه زندگی من بشه؛ چرا که ثروت مند شدن معنوی ترین، بهترین و خدایی ترین و راحت ترین کاره دنیاست
چرا که به این نتیجه رسیدم هر چقدر ثروت مند تر بشم به تو که منبع منی نزدیک تر میشمو وصل میشم و هیچ کاری آسون تر از ثروت مند شدن نیست چرا که ثروت از جانب فرمانروای این آسمان ها و زمین ها قراره روانه زندگی من بشه و من فقط درخواست میکنم و خداوند وارد زندگی من میکنه
چقدر زیبا نوشتی و چقدر فراوان به فراوانی ها توجه کردی.
پسر تو فوق العاده هستی.
آخرین جوابت را خواندم و از خدا خواستم منو هدایت کنه که کجا برات بنویسم.
وقتی داشتم این کامنتت را میخوندم، سراسر شور و شعف شدم.
نکات ریز را کشیدی بیرون و با تحسین کردن زمین و زمان تمام آنها را به سمت خودت دعوت میکنی.
تحسینت میکنم و احسنت میگم برای این حجم از
تعهد
آشنایی با قانون
مثبت اندیشی
صلح با خودت
ثروتی که ساختی
وضوح خواسته آت
ایمانت به مسیر
دانستن کار مورد علاقه آت
وقتی که برای خودت اختصاص میدی
عزت نفست
زیبایی چهره آت
زیبایی سیرتت
خوش پوشی آت
خوش قد و بالا بودنت
تحسینت میکنم پسر
افلاطون دوست عزیزم، بگذار تجربه ی دیروزم را با تو در میان بگذارم.
دیروز از آزادی زمانی ام استفاده کردم و رفتم جنگل بلگراد.
یه جنگل بی نهایت زیبا، بزرگ، با فراوان درخت، فراوان برگ، فراوان موجود زنده، فراوان خاک، فراوان پرنده، فراوان راه برای گشتن.
وقتی میخای از ورودی جنگل بگذری باید ورودی پرداخت کنی، ولی قبل از ورودی یه راه بیست دقیقه ای هست تا ورودی جنگل و همینطور که داری جاده را میری، سمت چپت درخت ها و جنگل هست و سمت راستت خونه، نه اینکه فکر کنی بافت شهری باشه شاید سر هم پنجاه تا منزل مسکونی توی جیب جریب جنگل.
وای افلاطون نمیدانی، خونه های لوکس و ویلایی، خونه های مستقل یه چیزی شبیه ملک استاد ولی با یک خونه ی لوکس در وسط ملک
ماشینم را پارک کردم و گفتم میخام راه برم و این خونه ها را از نزدیک ببینم.
بی نظیر بودن
فراوان ثروت
فراوان زیبایی
فراوان انسان های توحیدی
آرام
تمیز
زیبا
مثل یک تک نگین بر روی انگشتر
همینطور که رفتم رسیدم به یک رودخانه.
باورت میشه؟ وسط استانبول رودخانه.
مثلا تهران رودخانه داره یا بابلسر ولی تو استانبول نمیتونی کوه و رودخانه را خیلی واضح پیدا کنی.
و من وسط استانبول ، وسط بافت شهری رودخانه پیدا کردم.
و کنار این رودخانه ها، از همین خونه های زیبا و مستقل.
خونه یک طرفش رودخانه و طرف دیگرش بی نهایت جنگل.
امروز وقتی داشتم دیروز را تو ذهنم تکرار میکردم گفتم بهار برای داشتن یه خونه مثل ملک استاد لازم نیست از شهر بری بیرون
بابااااا
خدا همه چیز میشود همه کس را
و من لذت بردم و لذت بردم و لذت بردم.
امیدوارم بزودی آزادی مکانی ، زمانی و مالی را تجربه کنی و ملکی از خدای وهابیت دریافت کنی، بی همتا و مخصوص تو
باورت میشه من یکی از سپاسگذاری های روزانه ام اینه که به این سایت هدایت شدم ودوستان نازنینی چون شما دارم، بینهایت خوشحالم که دوست نازنینی چون شما دارم
بهار جان بینهایت سپاسگذارم بخاطر لطف و محبتی که بهم داری بخاطر لطف و محبت بینهایتت، بخاطر انرژی فوق العادت؛ هروقت کامنتی از شما برام میاد من سرشار از شورو شعف میشم: وقتی نوشته های شمارو میخونم با تموم وجودم لذت میبرم
خدایا 1000 بار شکرت
بهار عزیزم بی نهایت ازت تشکر میکنم که تجربه های زیبا، تجربه هایی که نشان از فراوانی داره رو با من به اشتراک میذاری: بخدا حستون رو میگیرم: به گونه ایی که انگار خودم اونجا تو اون جنگل بلگراد حضور داشتم و منم پیاده روی کردم اون مسیر رو و اون ملک های هیولا و بی نظیر رو دیدم
انقدر با انرژی فوق العاده برام نوشتی که منم انگار بودم کنارت و داشتیم از تماشای رودخونه وسط استانبول لذت میبردیم
بزار منم برات یه مطلبی روبگم: من تا سن 28 سالگی شبی نبوده که دور از خانواده باشم جز مسافرت: چون من سربازی نرفتم، دانشگاهم تو شهر ما بوده نیاز به خوابگاه نداشتم: عملا تا سن 28 سالگی تجربه زندگی مستقل رو نداشتم، کل کارام با مادرم بوده، حتی یه تخم مرغ هم برا خودم درست نمیکردم و عملا کاملا وابسته بودم
من قصد داشتم ماشینمو عوض کنم؛ ولی باید ماشین فعلیمو میفروختم و با پول نقدی که داشتم ماشینمو عوض میکردم، اما چون برخلاف قانونه که برای خرید، نباید من چیزیو بفروشم صرف نظرکردم از خرید ماشین دلخواهم: پولشو داشتم اما بر خلاف قوانین بود صرف نظر کردم: با اینکه چون دلار بالا رفته اون ماشینی که من خواستم بخرم خیلی بالارفته اما ماشین من نه: دوروبریام بهم میگفتن بابا بخر پولت بی ارزش میشه، ولی من گفتم تو این شرایط باید یه خودی نشون بدم و به قانون عمل کنم
دقیقا هفته قبل یه ندایی اومد که مستقل شو و از پدر و مادرت جدا شو برو شهر محل کارت، من شهر محل کارم با خونه پدریم حدود 1 ساعت راهه که من هر روز باید این مسیرو میرفتمو بر میگشتم
من دوس داشتم خونه بخرم بعد مهاجرت کنم ولی یه ندایی اومد کمالگرایی رو بزار کنار، یه فضای ایزوله برا خودت ایجاد کن برای کار کردن روی خودت و این قانون منم گفتم چشم ولی گفتم خدایا با این پولم تو این شهر ساحلی اجاره ها بالاست یه مورد باشه به پولم بخوره ولی یه خونه نوساز به پستم بخوره؛ چون واقعا اصلا نمیخاستم تو خونه قدیمی زندگی کنم
شاید باورت نشه تو اولین سرچم یه خونه نوساز کلید نخورده با امکانات کامل دیدم با قیمتی که به هر کی میگم باورش نمیشه: زنگ زدم دیدم مالکش رفیقمه
فرداش باهاش قرار گذاشتم جمعه هفته قبل رفتم خونه رودیدمو قراردادو بستم و نقل مکان کردم به خونه جدیدم
آخه انقدر دقیق؟؟؟؟ دقیقا همون چیزی که من از خونه تو ذهنم بود این خونه داره
نوساز، شیک، خواب مستر، درب حیاط برقی
اونقدر آرامشم رفته بالا که همش میگم من 1401 هم رو قانون کار میکردم هم کلی تنش داشتم هم گاهی اوقات حالم بود این همه نتیجه گرفتم؛ امسال هر روز حال دلمو آرامشم بیشترو بیشتر میشه چه معجزه ایی میخاد رخ بده خدا میدونه
یه معجزه دیگه اینکه من پدرو مادرم بخاطر وابستگی دوس نداشتن که من جدا ازشون زندگی کنم حتی بعد ازدواجم من گاهی اوقات با پدرم شوخی میکردم ناراحت میشد که تو باید با یکی ازدواج کنی با ما زندگی کنه
وقتی بهم الهام شد بابت خونه؛ گفتم خدایا من اصلا دوس ندارم با پدر و مادرم بابت این موضوع وارد چالشی بشم خودت ردیف کن؛ که دیدم در کمال ناباوری هیچ مقاومتی نکردن و رضایت دادن
و الان تو خونه خودم دارم برات کامنت میذارم و هر روز تو زندگی من معجزه رقم میخوره
منم مثل استاد؛ خونه رو چراغونی کردم: از این نوار مخفی ها انداختم، برا اتاق خوابم چراغ خواب گرفتم، لوستر آویزون کردم و یه تلویزیون 55 انداختم جلو تختم تو اتاق خواب: شاید باورت نشه تک تک سلول های بدنم احساس شورو شعف دارن، انقدر خوشحالم تو خونه خودم با آرامش کامل میتونم هر جوری دوس دارم زندگی کنم و رو خودم کار کنم، اینجا فقط آرامش میباره، این طرز تفکر و سبک زندگی جدیدمو مدیون استادم و عملگرایی خودم که 123 عمل میکنم
یه چیز دیگه اینکه من اصولا از کاره خونه فراری بودم؛ ولی میام تو خونه اونقدر ذوق دارم که دستمال میکشم همه جارو، ظرفارو میشورم، غذا درست میکنم، طی میکشم همه جارو، اصلا انگار میام خونه جون میگیرم
خدایا با تک تک سلول های بدنم ازت سپاس گذارم بابت شرایط فوق العاده ایی که برام به وجود آوردی: واقعا قدرت تمرکز کلمات رو دارم درک میکنم: من مدتیه که همیشه از خدا میخام منو به شرایطی هدایت کنه که از تک تک لحظات زندگیم لذت ببرم و خونه گرفتن و مستقل شدن یه معجزه ایی هست که هر روز برام لذت بخشه واقعا
بهار عزیزم صحبت کردن با شمارو خیلی دوست دارم: منم دوست دارم همچین داستان هایی رو از شما بشنوم دوست عزیزم
دوست دارم هر برات معجزه رقم بخوره و بیای برام بگی
از خداوند برات نعمت و ثروت الهی میخام لایق بهترینایی دوست خوبم
بی نهایت خدا را شاکرم برای این فضای بهشتی. جایی که امن امن میتونی از خودت بگی، از نقایصت بگی از شجاعت ها بگی و بعد باشند افرادی که نه تنها درک میکنند بلکه تو را تشویق و تحسین میکنند.
افلاطون در درونم دارم فریااااااد میکشم.
چقدر تو شجاع هستی
چقدر تو توحیدی هستی
چقدر تو مودب هستی
چقدر تو عملگرا هستی
وای وای وای
افلاطون عزیز
من میدانم یعنی چی وقتی میشه با خانواده زندگی کرد ولی تو میری و خونه برای خودت اجاره میکنی.
میفهمم چقدر شجاعت پشت کاری که کردی هست.
و چقدر این خدای ما وهاب هست نه تنها برای ثروت و نعمت بلکه برای وهابیت در عشق.
و کافی است تو بخوای آنگاه پدر و مادرت هم رضایت میدهند.
افلاطون چه کار خوبی کردی که آن یک ساعت راه هدر رفت انرژی را بستی.
اگر تا صبح بنویسم و تحسینت کنم دلم خنک نمیشه.
چه حس خوبی است که از خونه ی خودت که درش فقط صدای عشق و توحید پخش میشه برای من نوشتی.
افلاطون مثل رووووووز برایم روشن هست که امسال سال رویایی توست.
در ضمن چقدر تحسینت کردم برای حل مسیله ی راننده ات.
یعنی مدار ثروت این شکلی است.
ایده های میاد که کارهایت را ساده تر و ثروتت را بیشتر میکنه و تو چقدر زیبا در این مدار هستی.
افلاطون میخام ماجرایی را تعریف کنم ولی ذهنم هنوز درگیر شجاعت تو، فکرهای خلاقانه ی توست.
بگذار دوباره تحسینت کنم فردی که تا الان یه لحظه هم دور نبوده از خانواده و بعد در اثر الهامی ترسش را، وابستگی اش را قربانی میکند مثل ابراهیم خلیل الله
احسنت احسنت
منتظر پاداش ها باش
پاداشهایی بی حساب از جایی که فکرش را نمیکنی
از الان تبریک از الان نوش جاااااانت.
افلاطون امروز داشتم از کنار خط ساحلی رد میشدم. خط ساحلی اینجا با خط ساحلی شمال ایران متفاوت هست یه کم.
وقتی داری از جاده ای به موازات دریا عبور میکنی، دریا را میبینی و فراااااااااوان کشتی های باری.
افلاطون فراااااوان و غیر قابل شمارش.
یعنی در یک قاب کوچک عکاسی میلیاردها دلار ثروت جای میگیره.
و من وقتی داشتم رد میشدم به خدا گفتم: خدایا من میخام سفر با یات ( کشتی های تفریحی شخصی) را تجربه کنم.
مخصوصا که یه ویدیو از یک یوتوبر دیدم به اسم انس ییلمازر Enes Yılmazer که از یات شخصی تامی هیلفیگر معروف صاحب برند تامی فیلم گرفته بود.
اگر به یوتیوب دسترسی داره حتما ویدیو های انس را ببین.
میدونی آن یات چهل و هفت میلیون دلار بود. و این در حالی است که خیلی خونه هایی که انس ازشون ویدیو گرفته در این رنج قیمت هست.
خلاصه بعد از دیدن آن ویدیو بیشتر دلم خواسته بود برای داشتن این تجربه.
صبح من درخواستم را فرستادم و چهار ساعت بعد یه پیغام رسید از یه دوست که یه روز وقتت را خالی کن که بریم با یات وسط دریا.
خدا شاهده من از هر کسی انتظار داشتم چنین پیشنهادی غیر از این دوستم.
یعنی این دوستم اگر میگفت حاضر باش آخر هفته بریم فلان کشور خارجی برام باورپذیر تر بود.
و من را میگی خاشع تر شدم، متوکل تر شدم، تسلیم تر شدم.
و تحسین و تایید کردم که من صبح خواستم و تو در چشم بهم زدنی بهم نشانه هایش را دادی.
من کلا تمرکزم روی ثروت هست و بیشتر سعی میکنم نسبت به ثروت در حال تایید و تحسین باشم لذا دوست دارم این تمرکز تو را روی ثروت.
بینهایت سپاسگذار خداوندی هستم که منو به این مسیر الهی هدایت کرده و سبب شده افراد نازنین و پر انرژی چون شما بهار جان بشن دوست من
واقعا سخاوتمندانه کلمات از زبانت جاری میشن: بینهایت ازتون تشکر میکنم: هر وقت برام کامنت میذارین من به وجد میام و با تموم وجودم خوشحالم که دوستی چون شما دارم
اولین بار که این کامنتو خوندم تو چشام اشک جمع شد: واقعا شما سرشار از انرژی مثبتین و آدم دوست داره شبانه روز باهاتون صحبت کنه
با تموم وجودم ازتون سپاسگذارم بخاطر لطف و محبتی که به من دارین، بخاطر کلمات و جمله های بی نظیری که به من میگین؛ بخدا حالم دگرگون میشه، تموم وجودم سرشار از شورو شعف و حال خوب میشه، اصلا دوست ندارم این مکالمه منو شما به پایان برسه
بهار جان بگذار یک چیزی رو بگم: اونقدر ذوق و شوق دارم وقتی باهاتون صحبت میکنم که نمیدونم احساستمو چطور باید بیان کنم
از خدا میخام بی حساب و کتاب به قلب مهربونت ببخشه، از جایی برسه که فکرشو نمیکنی؛ نعمت و ثروت آسمونی نصیب قلب مهربونت بشه
حتما به روی چشم به پیشنهاد شما: ویدئو های انس رو خواهم دید و لذت خواهم برد و توجهمو مثل همیشه به فراوانی معطوف خواهم کرد
خیلی برای انرژی فوق العاده شما خوشحالم بابت درخواستی که فرستادین و 4 ساعت بعد به خواستتون رسیذین: بخدا قسم شما لیاقتشو داری که به تموم خواسته هاتون برسین.
بینهایت سپاسگذارم که تجربیات ارزشمندتونو با من به اشتراک میذارین: دوست دارم بیشتر از شما، از نتایجتون و از تجربیات ارزشمندتون، از سوپرایز ها و معجزاتی که براتون رقم خورد به من بگین
شما واقعا انسان مهربان، زیبا و با سخاوتی هستین که خداوند رو میشه در شما و در کلامتون حس کرد: خوشبحالت دختر خدا
راستی یه چیزی ام بگم من چون این خونه ایی که الان دارم توش زندگی میکنم رو خدا برام فراهم کرده اسمشو گذاشتم خونه خدا
این دومین کامنت من هست در پاسخ به تو و بلافاصله بعد از قبلی مینویسم.
بعد از جواب دادن و تحسین شجاعتت اومدم و دوباره کامنتت را خواندم.
افلاطون باید بگم و تحسینت کنم.
نوش جانت خانه ی نوسازت.
خانه ای زیبا و درجه یک با بهترین قیمت دنیا
خواب مستر
درب برقی
تمیز و شیک لایق یک مرد توحیدی
افلاطون چقدر تحسین میکنم کارهایی که در خانه آت کردی
نورهایی که گذاشتی
لوستر
تلویزیون جلوی تخت
چقدر خوبه که تو اینقدر عملگرا هستی.
و چقدر عالی ایده میگیری.
خیلی آزادی و استقلال حس خوبی است.
زندگی کردن به روش خودت عالی است.
صد در صد با این کاری که کردی و عمل به الهامت و این تمرکز فراوانی که بر روی خودت و قانون میگذاری به راحتی وارد مسیری خواهی شد برای خلق ثروت بیشتر که منجر میشه به خرید ماشین و خونه.
دیگه زمانت را برای رفتن به یه شهر دیگه صرف نمیکنی و دیگه خودت هستی و خودت و نشتی انرژی نخواهی داشت.
پیشاپیش تبریک برای خلق خواسته هایت
دوستت دارم و منتظر شنیدن ریز ریز ماجراهایت معجزاتت هستم
من 4 روز قبل پیام های شمارو خوندم و سرشار از شورو حال فوق العاده شدم و نتونستم پاسخ شمارو بدم
بخدا قسم خیلی خوشحالم که دارم با شما صحبت میکنم؛ انرژی فوق العاده ایی دارین، تمام کلامتتون بوی خدارو میده، انگار خدا داره با من صحبت میکنه، انقدر اروم میشم وقتی پیام های شمارو میخونم: تمام روح و روانم سرشار از حال خوب و آرامش میشه
خدایا من عاشقتم که منو به این سایت هدایت کردی، منو به این فضا هدایت کردی و بخاطر وجود دوست های نازنینی چون بهار بختیاری ازت سپاس گذارم
بازم میگم از صحبت کردن با شما سیر نمیشم: و تصمیم گرفتم کامنت های شمارو بخونم تا بیشتر باهاتون آشنا بشم
بینهایت دوست دارم دوست نازنینم؛ حتما شما اولین نفری هستین که دوست دارم موفقیت ها و معجزاتی که تو زندگیم رقم میخوره رو اینجا به شما بگم؛ حس بسیار نزدیکی بهتون دارم انگار سال هاست که میشناسمتون
از خداوند وهابم که بی حساب و کتاب میبخشه میخام؛ بهار بختیاری ثروت مند ترین دختر ایرانی در استانبول بشه و برسه به نوک قله های موفقیت
“” اونا به دنبال رشدن! و دور از حاشیه که مومنان کسانی هستند که عن الغو معرضون!””
مرسی از اقای امیرحسین
چقد این جمله یکی از اصولی بود ک خیلیا جوگیر میشن و یادشون میره و همین میشه مصیبت براشون…..نمونه اش توی اینستاگرام زیاده….
کسانی ک بصورت ناخوداگاه میل دارن ب دیگران نشون بدن هدف زندگی تجربه کردن و رشد هست ولی در عمل ناخوداگاه دارن من ذهنیشون رو تغذیه میکنن و حاشیه هایی میسازن برای خودشون ک اصلا تاثیری در ترغیب دیگران برای زندگی صحیح نداره و فقط ذهنشون ی بهونه پیدا کرده ک با جا انداختن شیوه ی زندگی خودشون،حس کنه داره تاییدیه میگیره در درون خودش…..کسی ک مث استاد و مث بچه های کم سن،دنبال رشد باشه واقعا،این کلک ذهنش و کلک نجوای شیطان رو خیلی خوب متوجه میشه ک قلقلک میده “اعراض نکن از انواع زندگی هایی ک در دیگران میبینی ،اهمیت بدهو بیا نقدشون کن تا با کمک نقدهای تو جامعه اصلاح بشه” !🤪
و همین میشه فرکانسی ک پی در پی براشون حاشیه درست میکنه و حتی موجب ایجاد دشمنی و توی دردسر افتادنشون میشه،
درحالیکه خودشونم متوجه نیستن چرا اینجوری میشه
و میگن ما ک نیتمون خیر بود
ما ک میخواستیم ب مردم کمک کنیم بهتر زندگی کنن
و….
اخرشم تبعید میشن حتی از کشورشون…..
و بجای اینکه درس بگیرن و بگن چ چیزی در من هست ک این چیزارو رقم میزنم برای خودم ،میان میگن مردم نامردن و حکومت متعصبه و…..
ما اگه دنبال رشد باشیم
و حتی بخواییم ب کسی کمکی بکنیم
مث استاد میشیم
اولا همونجور ک برای خودمون ازادی عقیده قائلیم
برای هر نوع انسانی با هرطرز فکری ازادی عقیده قائل میشیم و اینکه عقاید اونا ب جامعه ضربه میزنه و در نهایت مارو بدبخت میکنه (شرک) رو بهونه نمیکنیم واسه نقد کردنشون…..
دوما
همین باعث میشه اعراض کنیم و سرمون توی کار خودمون باشه و جای اینکه جلوی ادمارو بگیریم،جنگل خودمون رو میکاریم و ابیاری میکنیم و در اخر روی خرد جمعی اثر خودمون رو میزاریم…..
اینجوری حاشیه ای هم ایجاد نمیشه
علت اصلی اینکه انقد استاد زندگیش طرفدار داره
و انقد فایلاش موفقه
همین هست اعراض میکنن و زوم هستن روی روش خودشون و میدونن خداوند انسان هارو ازاد افریده ،پس ما هم باید ازاد بزاریم دیگران رو.
و اگر بهونه میکنیم ک عقایدشون مانع رشد ما میشه پس باید باهاشون بجنگیم،شرک مارو میرسونه.
درست مثل مثال دوستمون ک میگن بچه ها اینجوری دنبال رشدن
بدون حاشیه….
دین خداوند
دین یکتا پرستی
فقط با این شیوه زنده میمونه
ک دیگران ب تو نگاه کنن و براشون سوال بشه ک چرا این شخص همه چی براش خوبه
اونوقت میان سمتت
مثل امامان
مث پیامبران
و خودشون دلشون میخواد تورو الگو بگیرن
بدونه اینکه تو از شیوه زندگیشون ایراد گرفته باشی و بگی بیا مث من باش
همونجور ک دشمنان پیامبر ،پیامبر رو دوست داشتن
حتی وقتی ایشون قران میخوندن یواشکی گوش میدادن بهشون
و اختلافاتشون بابته مسائل سیاسی بوده و کارهای جنگی پیامبر از روی من ذهنی و کمبود و تعصب نبوده….
برای خودمون حاشیه نسازیم با شرکمون ،و از روی عزت نفسی ک نقص داره….
و بدنبال اصل باشیم
ک دراینصورت حتی تاثیرش رو در محیط و جامعه خواهد گذاشت لاجرم…نیازی ب نقد نیازی ب سرکوب کردن سایر عقاید نیس
و چقدر ادم ها خیال میکنن این کار مساویه با اینکه برات مهم نیس کمک ب دیگران🙃
کافیه ی نگاه ب زندگی استاد و نتیجه ی اعراض هاشون بکنیم
ی نگاه ب نتیجه ی نقدهای اون اشخاص ک درعالم خودشون میخوان ب رشد جامعه کمک کنن
کدوم بهتر تاثیر گذاشته و در کنارش باعث برکت زندگی خودشونم شده؟😉
کار استاد
یا اونا
؟ 😜🤗
استاد ایران باشه ادم عاشق ایران میشه و مردمش
امریکا باشه عاشق امریکا میشه و مردمش
علتشم فقط اینه ک استاد زیبایی هارو پیدا میکنه در هرجا و نشونشون میده و صحبت میکنه
این درسایی هست ک من میگیرم طول روز با دیدن رفتار دیگران و رفتار استاد،و انتخابِ اینکه چطوری باشم با این اوصاف✌
تامل در نشانه های خداوند
راه راست و سعادت ک هم ب نفع خودمونه هم دیگران کدومه….
نام امامان و پیامبران بی دلیل جاودانه نشده
علتش همین کاراشون بوده💫
حواستون باشه در “درونتون” حتی نقد نکنید زندگی دیگران رو ک از قانون غلط استفاده میکنن
چون فرکانستون برای خودتون شرایط ناخواسته خلق میکنه.
بقول کتاب از دولت عشق کاترین پاندر
ک کاترین پاندر ب شخصی ک احساس سنگینی میکرد توی زندگیش گفته بود،تو خیلی خوب ایراد زندگی همه رو کشف میکنی و این سنگینی نتیجه ی باری هست ک با پیدا کردن ایراد زندگی دیگران در خودت جمع کردی….
اگر ب زندگی دیگران نگاه میکنی،زیبایی هاشون رو ببین و عشق ها رو پیدا کن در زندگیشون.
من خودم ب شخصه حتی توی فایل های استاد میبینم میلم میکشه بگم نکات منفی رو ولی زود یادم میارم ک نتیجه اش چی میشه برام
انگار این کار ب ذهن حس قدرت میده ک ببین چقد خوب بلدی ایرادارو پیدا کنی و زبل هستی!
نمیدونیم ک داریم هیزم جهنم خودمون رو تدارک میبینیم😒
بنام خدایی که ما رو خیییلی بزرگتر از خواسته هامون خلق کرده❤
سلااااام به همه شما عزیزانم و سلام به پرادایس بی نظیر که کلی باورهای بی نظیر در حوزه های مختلف واسم ایجاد کرد و کلی درسها ازش گرفتم
خدایا شکرت 🙆🙏🎉🎨⭐🌴❤
جمله ای که استاد به جیکاپی که خودش تو یک خانواده ثروتمند زندگی میکنه بهش گفت:
میخوام ذهنت رو نسبت به اینکه چطور پول بسازی تغییر بدم، خدددددددای من، چی میکنند این باورها؟؟
چقدر هیجان و اشتیاق برادرهای جیکاپ و البته پدرش در کمک کردن بهش رو تحسین میکنم، لیوای که با تمام سلولهای بدنش داشت توضیح میداد😍
چقدر از تحسین مریم جان از لیوای، اونجا که گفت عاشق ویدیوگیم هست لذت بردم، درحالیکه وقتی باور، محدود باشه فکر میکنیم همونطور که بقول استاد، فقط لات ها یا فقط از سر اجبار ممکنه یکی سوار موتور بشه درحالیکه میشه موتورهای بی نظیری داشت و کلی باهاشون کییییف کرد، این مورد درخصوص ویدیو گیم هم هست.
یکی از بی نهایت نکته مهمی که از صحبت های مریم جان از لیوای یاد گرفتم، اونجا بود که از توانایی گوش دادن و تأمل کردن لیوای میگفت، دو موردی که اگر بخوایم خواسته هامون رو براحتی و زیبایی خلق کنیم باید رعایت کنیم: خوب گوش دادن و فکر کردن، مخصوصا تو قانون جهان، اینکه بزاریم درس هامون رو در حالی که از مسیر، لذت می بریم، یاد بگیریم و قانون تکامل رو نخوایم که دور بزنیم.
سؤالی که مریم جان درخصوص ستاره ها از لیوای پرسید زیاد متوجه جوای لیوای نشدم ولی خییییییلی لذت بردم از توضیح دادن لیوای با اشتیاق اما در حین آرامش و دقت، اونجا که گفت معلم علوم چهارمش بالث علاقه مندی ای شده، متوجه میشیم بجز لیوای ، بچه های دیگه ای طبیعتا بودن ولی احتمالا همه شون مثل اون علاقمند نشدن، معلم، واسه همه یکیه، امکانات یکیه، مطالب یکیه ولی کی علاقمند میشه ؟کی توجه میکنه؟کی میتونه اینطوری قشنگ درمورد ستاره ها توضیح بده و یک کتاب به اون قطوری هم با عشق درموردشون بخونه درحالیکه نه اصراری از طرف مادرش هست نه معلم که حتما باید همه تون عاشق ستاره ها بشید بعد کلاس من؟؟؟ نه فقط کسی که خودش بخواد، مَا أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظٍ.
چه صدای زیبایی تو دریاچه پیچید وقتی لیوای و مریم جان تو قایق بودن😍 و چه ترکیب رنگ بی نظیری با همکاری دریاچه، درخت ها و آسمون پرادایس، ایجاد شد، خدای من شکرت😍❤
اونجا که مریم جان گفتن از لذت اون(استاد) که تو نانو درحال منتشر کردن کامنت هاست، لذت میبریم، خدای من فقط همین یک مورد، سپاسگذار بودن و شاد شدن از فراوانی، شادی و ثروت دیگران، چی مییییییکنه با ما😍
آقا مگه میشه به یه چیزی توجه کرد و وارد زندگی ات نشه😝
خدایا شکرت واسه روحیه بی نظیر لیوای، این پسری که بجای اینکه با چندبار امتحان کرد، اول نتوستن ماهی بگیرن، بخواد ناراحت و خسته بشه، ایده پشت ایده تو ذهنش میاد و به مریم جان میگه حالا بریم فلان جا رو امتحان کنیم و همزمان از همون لحظه لذت میبرد و بله💪 بالاخره ماهی به تور افتاد 😝 خدایا شکرت😍 و چقدر من لذت بردم از ذوق لیوای که انگار واسه اولین بار تو عمرش ماهی میگیره و خدا رو شکر میکنم برای این تجربه زیبای مریم جان که باعث شد کلی ازش یاد بگیره و لذت ببره
و اما درمورد پیشنهادی که مریم جان در اخر فایل گفتن که سعی کنید حتما تجربه های ساده رو داشته باشید مثل وقت گذروندن با بچه ها، خدا رو شکر که این تجربه رو با خواهرزاده ام دارم و اتفاقا هم دیشب یک بحث خیلی جالبی داشتیم درحالیکه تنها ۵ سالش هست درمورد ترس و استرسی که این روزها خیلی ها با خودشون دارند، نظر فوق العاده ای داشت، گفت اصلا نیازی نیست ما این همه وسواس داشته باشیم، خدا خودش این مسأله رو (کرونا) رو حل میکنه چون اصلا فقط اون میتونه این کار رو بکنه ما چرا اینقدر نگرانیم😍 چقدر لذت بردم که خیلی ساده نظرش رو اینطوری گفت و یاداوری کرد بهم که اگر ما بخواهیم خدا بشدت برای ما کافیست،ما از مسیر لذت ببریم نه اینکه بقول استاد هی بخوایم خودمون رو درگیر برهه های حساس کنونی کنیم😝😝
باز هم بی نهایت سپاسگذارم ازتون استاد عزیزم و مریم بانوی شایسته برای تمام زحماتی که با عشق برای ما میکشید و این فایل ها رو آماده میکنید
سلام بر استاد عباس منش عزیزم سلام بر خانم شایسته مهربان و دوست داشتنی و سلام بر مهمونای عزیزشون
اینقدر این قسمتهای سریال زندگی در بهشت عالی و زیبا و پر از نکات و درسه برای هممون که واقعا قابل بیان نیست. جالبه هر قسمتم داره به سوالات ذهنیم پاسخ میده یجورایی برام سوال بود که لیوار چطور بچه ای از قسمتای قبلی این سوال توی ذهنم نقش بسته بود اونجایی که همه رفتن داخل آب و اون آخرین نفر رفت یا تو بعضی قسمتا معلوم بود که بیشتر تو حال خودشه و از با خودش بودن داره لذت میبره. حالا چرا برام جالب بود چون من هم شخصیتی مثه لیوار داشتم وقتی بچه بودم اغلب تنهایی رو به بودن در جمع ترجیح میدادم البته یه بخشی از این ویژگیمم به کمبود اعتماد بنفسم بر میگشت اما لیوار اعتماد بنفس خیلی خوبی داره چقدر قشنگ اومد و با خانم شایسته صحبت کرد این بچه در مورد علاقه مندیش و من از پاسخهاش به سوالات ایشون در مورد ستاره ها شگفت زده شدم!!!!! چندین درس داشت برام کلا تمام این فایلا یه کلاس آموزشی تمام و کماله اول اینکه دیدم یه بچه با مطالعه کتابی که در مسیر علاقه مندیهاشه و بقول خودش سه اینچ قطرش بوده چه اطلاعات جالب و کاملی رو میتونه کسب بکنه و یادگیری این موضوعات چه اعتماد بنفسی بهش داده بود که بیاد و با قدرت با خانوم شایسته صحبت کنه جلوی دوربین پس اگه ما در مسیر علائقمون حرکت کنیم هم لذت میبریم و هم هدایت میشیم به مسیر و راه های بهتر اینجا یاد مثالی از استاد عباس منش افتادم که میگفت فردی رو در ایران که بودن میشناخته که بخاطر علاقه مندیش به پرورش ماهی کلی کتاب خونده بوده که بقول استاد نگاه به اون کتابام آدمو به وحشت مینداخت! اما اون فرد یکی یکی اونا رو خونده بوده عشق اینه! دوما بقول خانوم شایسته عزیز چرا ما با اینکه میدونیم اینقدر مطالعه در مسیر علائقمون میتونه بما کمک بکنه بازم از زیرش طفره میریم و بهانه داریم واسه مطالعه نکردن! صحبت های این بچه اینقدر برای من زیبا و دلنشین بود که دوست دارم صد بار دیگه بشینم بهشون گوش بدم چون از یه عشق درونی بر میاد مثه صحبتهای استاد عباس منش عزیزمون که چون تو مسیر عشق و علاقشونه به دل مخاطبان که ماها باشیم میشینه بقول شاعر “آنچه از دل بر آید بر دل نشیند” یعنی عاشق این خونوادم عاشق تک تک اعضاشون عاشق رفتارهای توام با درک متقابل و محترمانه و زیباشون. واقعا هرچقدر این بچه ها و پدرشونو تحسین کنیم بازم کمه
ماهیگیری یکی از لذت های زندگیمه و تجربیات مختلفی از انجامش دارم چون چندین سال بهش شدیدا مشغول بودم و اون لذتی رو که خانوم شایسته عزیز از گرفتن ماهی در دستانشون داشتند میبردند رو با تمام وجود احساسش میکنم و چقدر مسیر جالبی رو تا گرفتن اون ماهی با لیوار طی کردند اول اومدن از یه جا شروع کردند توی اون دریاچه بزرگ بعد لیوار با عمل به الهاماتش به خانوم شایسته گفت به کنار پل برن بعد دوباره جریان هدایت اونا رو به پشت سرشون هدایت کرد و ریختن تکه نان ها در داخل آب که باز هم هدایتی از سوی خدا بود و نهایتا رسیدن به هدف! بخدا کل کل این فایلا رو دارم بصورت درسهای زندگی دنبال میکنم استاد خدا داره از زبان همین فایلا ما رو راهنمایی میکنه که چطور به هدفامون برسیم دیگه از این قشنگتر باید با ما صحبت کنه و البته خانم شایسته عزیز و لیوار در این مسیر احساس خودشونو با تمرکز بر زیباییها و ارسال فرکانس مثبت چقدر عالی و خوب نگه داشتن. خدایا شکرت از خانم شایسته بابت توضیحاتشون در مورد این فایل و زمانی که گذاشتن تا برامون آماده کنن بینهایت سپاسگزارم.
سلااام و ودرووود بر استاد عباس منش و خانم شایسته ی عزیز
از تماشاکردن این قسمت از سریال زندگی دربهشت لذت بردم،برای لحظاتی از دغدغه هام دور شدم،و چشمم به زیباییها گره خورد،اون نگاه نافذ وپرهیجان این پسر شاد وقبراق امیدم به زندگی رو بالاتر برد،تمرکزش بر به نتیجه رسوندن کاری که شروع کرده(ماهیگیری)تا لحظه ی صید ماهی واقعاََ اعجاب انگیز بود که نایستاد،خسته نشد،جا نزد ناامید شد،برای رسیدن به مقصدی که دوست داشت،فقط به یک راه اکتفا نکرد،راهها بسیار بودن و اونم مرد راه،اون فراوانی رو دیده بود و باور کرده بود پس نرسیدن براش در اون لحظه مفهومی نداشت،تلاش کرد و ادامه داد و به دستش اورد،گاهی با خودم میگم چرا ما آدم بزرگ ها دیگه بچه نمیشیم،چرا کنجکاو ونترس وپرهیجان نمیشیم،چرا برنمیگردیم تا داشته های دیروزمون رو برداریم وباخودمون به الانمون بیاریم،چرا این ذهن استدلالی هراسیده رو با ذهن پراز شور شوق خیالمون معاوضه نمیکنیم،ما چرا حیران خودمونیم ،چرا باورهامون رو باور نمیکنم دوباره؟؟؟؟
مریم جان عزیز و استاد گرانقدرم ازتون بسیار سپاس گزارم به خاطر اینکه انقدر سخاوت مندین که تمام لحظات خوبتون رو با ما قسمت میکنین
بسیار خداوند رو شاکرم که باشما استاد عباس منش و مریم جان آشنا شدم و شما روزیم شدین
سلااممممم
سلامی به زیبایی این دریاچه ی زیبا
این فایل نشونه ی امروزم بود . من خداروشکر یک دستاورد خیلی خیلی خوبی داشتم این چند وقت اشنا شدن با سایت و حتما میخواستم بنویسم ولی الان رو دیدم بهترین تایمه برای گفتنش
من خیلی ترسو بودم از حیوانات . حتی اینکه ذوق میکردم از دیدنشون ولی اگه فقط یکم نزدیکم میشدن از ترس احساس خوبی نمیگرفتم . بارها میشد اطرافیانم پرنده داشتن یا سگ و گربه و خیلی منو اذیت میکرد این موضوع ترسم و لذت نبردن از بودنشون ولی این چند وقتی که فایل گوش میدادم و چیزی که خیلی شنیدم ازتون ترس خط قرمز استاده چون محدودشون میکنه حدودا یکماه پیش وقتی دخترخالم عروس هلندیشو اورده بود بهش میگفتم میخواسم ترسم بریزه و خیلی به راحتی جوری که خودمم تعجب بودم ترسم ازش ریخت و میگرفتمش و بعدش این تجربه چندین بار تکرار شد و اصلا من اون ترسوی سابق از حیوونا نبودم و لذت میبردم و ابراز علاقه به موجود زنده ای که اونم پاره ای از خداست
واقعا این برام یک دستاورد بود
من خیلی اسب سواری دوست دارم ولی هر دفعه میخواستم تجربه کنم نفسم حبس میشد و هیچ لذتی نمیبردم
یا چند روز پیش بره های کوچولویی که پدر بزرگم خریده بود رو راحت میتونستم برم پیششون و خیلیم شیطون و گوگولی بودن
خیلی برام ارزشمند بود و قابل تحسین
خدایا شکرت
نمیدونم دقیق چی باعث شکستن این ترسها میشند ولی این یکی از بهترین تجربه هام بود . واقعا هر ترسی که از بین بره انگار یک تیکه از روح از جاش خارج میشه و میتونه پرواز کنه
اینکه تغییر کردنمون در اینجا مسیرش لذت بخشه واقعا از نکات فوق مثبتشه . مثل تبدیل شدن زمستون به بهار اول هوا از سردیش کم و کم و کمتر میشه . بعد به خنکی دلچسبی میرسه بعد هم برگای کوچولو که هر روز یه ذره ذره بزرگ میشند و همه جا سبز و دل انگیز و گرم شده
همه ی سعیما دارم میکنم برای تغییر شخصیتم ولی این همه ی سعیم مثل این نیست که شبای امتحان با هزار مشقت و استرس درسو تموم کنم و بعدشم خلاص شه بره. الان همه ی سعیم یعنی هر روز و پیوسته اگاه باشم نه که بخوام همه چیز یک شبه بیاد و بعدم بره
خدایا شکرت
گفتم بهت مسیر و تو هم سریع منو نشوندی اینجا
همونطور که گفتم این فایل نشونه ی روزم بود. امروز صبح تو کتابفروشی بودم و طبق قبلا ها کتابای موفقیت و تغییر زندگی و از این قبیل میدیدم که به خودم حسی گفت حالا که دیگه این کتابارو نمیخونم برم سراغ کتابای اطلس شناسی و یا راجب اطلاعات طبیعت و این جور چیزا که تجربشو خیلی خیلییی دوست دارم ولی نخریدم و محل ندادم حالا که راجب کتابای علمی تو این فایل گفتید ذهنم جرقه زد دیدی فاطمه این همون بود
حتما شروعش میکنم . خدایا شکرت . اینم قدمی ست بی شک از طرف خودت
استااااد چقدر این رابطه فوق العادست که ادم از لذت بردن عشقش لذت میبره از دور و حتی ازش فیلم هم میگیره
این فایل خیلی خیلی حس خوبی داشت . شما انسانهای پاک همراه بچه های کوچیک و عشششق که انقدر با خودشون از بچگی حالشون خوبه
خدایا شکرت
شاد و پرانرژی و ثروتمند باشید
بنام خدای فراوانی ها
سلام به استاد عزیزم ، مریم جان و همه اعضای خانواده صمیمی ام 🌹
نشانه روزم و درس های که برام داشت
اولین نکته که واسم جذاب به نظر اومد تحسین مریم جان بود ، که چقد با عشق یه پسر کوچولو رو تحسین میکرد اونم عمیق
در واقع همین تحسین مریم جان بود که باعث میشد لیوای دوباره و دوباره آگاهیاشو با عشق بگه و اینکه بعد تحسین مریم جان چقد این پسر پذیرا بود نه حس غرور و خودشیفتگی نه حس مقاومت و نپذیرفتن و شکسته نفسی کردن
واقعا مادر خانواده رو تحسین میکنم که با عشق و دقت بچه هاش رو پرورش داده اونم نه یکی ۴ تا
یعنی همزمان به ۴ فرزندش رسیده اونم هر کدوم جدا جدا و با دقت ….
این آرامش و خودشکوفایی فرزندان مطمینأ تو یه محیط امن و آزاد سرشار از عشق شکل گرفته
پس من تحسین میکنم اون عشق و هماهنگی بین مادر و پدر خانواده
تو یه فایل که مصاحبه با مادر خانواده بود یادم میاد که گفته بود همسرش مرد خیلی فوق العاده ای هست و دنبال خوشحال کردن دیگرانه و آدمی نیست که منم منم بکنه
همزمان آزادی دادن و حفظ امنیت باعث شکوفایی بیشتر بچه ها میشه
مادر این خانواده واسه من شد یه الگوی قوی ، همیشه دوست داشتم بچه های زیادی داشته باشم ولی با باورهای محدود کننده فکر می کردم شاید نشه ولی وقتی این مادر رو دیدم ایمان تو من شکل گرفت و سپاسگذارم از مریم جان واسه این همه دقت به جزییات که حتی به این هم فکر کرده بچه های سایت یه الگوی همچنینی ببینن
من که واقعا نیاز داشتم به دیدن همچین خانواده ای ، رویای منه 😍😍😍
یه نکته دیگه هم که توجهم رو جلب کرد این بود که واسه ماهی پیدا کردن گفتین
۱ – همه ایده هایی که به ذهنتون میرسید که منطقی بود یا نبود جواب میداد یا نمیداد رو امتحان کردین ( من یاد گرفتم زمان هایی که هدایت مستقیم نیاد گیر ندم ایده های مختلف که به ذهنم برسه رو عملی کنم منتظر ایده اصلی که جواب میده همیشه نمونم )
۲- وسط کار نا امید نشدین حتی وقتی که طول
کشید و ماهی گیرتون نیومد ( ایمان به غیب ) پ بالاخره این ایمان قلبی شما با برداشتن قدم های عملی به واقعیت تبدیل شد
۳- غلبه بر ترس هام باعث عمق بخشیدن به
شخصیتم میشه پس نباید فقط به این فکر کنم حالا این یه ترسه دیگه مواجهه باهاش شدن جز تجربه کردن چه فایده داره ، فایده های عمیق تو شخصیتم داره و اصل و ریشه شخصیتم رو بهبود می بخشه که خب این باعث میشه تو همه ابعاد زندگیم اثر داشته باشه پس به این قضیه ساده و سرسری نگاه نکنم
به نام هدایتگر وهاب
سلام
خدا رو شکر که این مهمانی پر از خیر و برکت و لذت و درس ادامه داره.
بریم سراغ این قسمت:
فایل با صدای زیبای خانم شایسته شروع میشه و مژده شنیدن و درک کلی نکات مثبت رو میده.
خدا رو شکر برای رابطه عالی این چهارتا برادر با هم که دید من رو به نسبت به اولین قسمتی که دیدمشون کلی تغییر داد و کلی درک منو نسبت به روابط فرزندان باهم و والدین با فرزندان تغییر داد، این رابطه دوستانه، پذیرش عالی تفاوت های همدیگه و تحسین همدیگه، تشویق و کمک کردن به همدیگه، و ارزشمند دانستن تفاوت خودشون و تفاوت های همدیگه. واینکه با وجود این همه تفاوت های شخصیتی، یک گروه همدل، و دوست داشتنی رو تشکیل دادن، که یکی از اصلی ترین دلایل شکل گیری این گروه و این رابطه عالی بدون شک رفتار های درست، دخالت های به جا و اعراض های صحیح پدر و مادرشان بوده، آفرین به این گروه بی نظیر و پدر و مادر فوقالعاده و درک و بیان عالی خانم شایسته نازنینم 👏👏👏
قسمت قبل مربوط به جیکوب و خلاقیتش و علاقه برای فعالیت در یوتیوب و این قسمت مربوطه به لیوای عزیز و دوست داشتنی و درونگرا است. عاشق بازی های ویدیو گیم هست و عاشق موضوعات علمی و عاشق آرامش و چالش های ذهنی.
خدای من، کل وجودش عشق به ستاره ها رو فریاد میزنند کلام پر هیجانش، بدن پر انرژیش، چشمان براقش.
چقدر عالی در مورد ستاره ها صحبت می کنه و آفرین به مادرش که این عشق رو با خرید کتابی در مورد ستاره ها تقویت و تحسین و تشویق کرده.
خانم شایسته نازنینم در مورد مطالعه که صحبت کردین. من عاشق خوندن و مطالعه ام اصلأ از خوندن خسته نمیشم، روزهایی بوده که یک کتاب ۳۰۰ _ ۴۰۰ صفحه ای رو بدون توقف خواندم و تمام کردم، ولی الان تقریبا دوساله که شده ماهی یک کتاب در حوزه تخصصی خودم و روزی چند ده صفحه از یک کتاب چند صد صفحه ای که هر روز جلد جدیدش منتشر میشه. کتابی پر از درس زندگی از هزاران انسان شریف و مثبت بین و سپاسگزار و توحیدی، کتاب بی نظیر کامنت های خانواده صمیمی عباسمنش
خدایا شکرت برای این نعمت بی نظیری که مرا در مدار تجربه و درک و لذت بردن ازش قرار دادی 💖 💖💖
با خواندن ترجمه های عالی دوستان در مورد صحبت لیوای، غرق لذت ، سپاسگزاری و خشوع و خضوع در برابر عظمت و قدرت فرمانروای جهانیان شدم ، برای خلق این همه زیبایی و عظمت در آسمان و در این جهان، خدا جونم عاشقتتتتم.💖💖💖
و عاشق اون لحظه ایم که خانم شایسته به لیوای گفت تو فوقالعاده ای ( البته اگر درست متوجه شده باشم) و لیوای با اعتماد به نفس عالی و بینظیر تایید کرد و گفت: « هستم».👏👏👏 دقیقا مثل واحد عملی یک قسمتی از جلسه سوم دوره بی نظیر عزت نفسه در مورد پاسخ به تحسین دیگران در مورد خودمونه. عالییییییییه این لیوای دوست داشتنی.😍😍
قراره با خانم شایسته نازنینم و لیوای دوست داشتنی بریم قایق سواری و ماهیگیری 😍😍
خداااااااای من، زیبایی های پارادایس از توی قایق هزاران برابر بیشتر میشه، آب آرام و زیبای دریاچه، درختان سرسبز و استوار، چمن های سبز و شاداب و زیبا، آسمان صاف آبی رنگ، خدا جونم سپاسگزارم بابت این همه زیبایی 💖
خداااااااای من ، صدای اون پرنده دیونه کرد منو😍😍😍. زیبایی های کلبه روی آب ، آبی آسمان با اون ابرهای سفید قشنگ، درختان و چمن زیبا و در طیف های مختلفی از رنگ سبز خدایا شکرت 💖💖
آفرین به خانم شایسته عزیزم که دل به دل لیوای داده و سعی نمی کنه تجربیات خودش رو به لیوای القا کنه، و هر چی که لیوای میگه ، با تحسین کردن ایده اش، با اون همراه میشه و کلی بهش باورهای عالی و عزت نفس هدیه می کنه، 👏👏👏
و آفرین به لیوای که مرتب به الهامات قلبش عمل می کنه و اینقدر مجهز اومده و در این کار پشتکار و استقامت می ورزه و خدای پاسخگو و اجابت کننده هم که این همه اشتیاق و ایمان رو می بینه یک ماهی بزرگ و خوشگل بهش هدیه می کنه.👏👏👏
عزیزززززم، چقدر عشقین شما دوتا ( خانم شایسته نازنینم و استاد عزیزم) ، چقدر هم مدار و هم فرکانس هستین که حتی وقتی صدای همدیگه رو هم نمی شنوین و از هم فاصله فیزیکی دارین، بازهم همزمان بهم عشق می ورزیم و عشق تون رو ابراز می کنین.💖💖.
وقتی خانم شایسته در مورد ماهیگیری بچهها و احساس خطر ماهی ها توضیح داد کلی خندیدم 👌👏👏
🙋 سلام براونی،مرد بزرگ، بخور، بخور و روز به روز بهشت رو زیباتر کن، نوش جان
خانم شایسته عزیزم، شما که قصدتون خیره، پس خوشگل ترین ماهی هم فرکانس تون رو دریافت می کنه و میاد که شما رو خوشحال کنه.
خانم شایسته وقتی در مورد ماهی هایی که مایک می گرفته توضیح داد، متوجه یک نکته شدم و اینکه اینقدر استاد عزیزم و خانم شایسته در روابط شون پر از عشق و احترام و بدون وابستگی هستن که حتی یکبار هم ندیدیم که برای نبود مایک تاسف بخورن یا دلتنگی کنند، که اگر من بودم و این هم بچهها رو می دیدم کم کم ، حداقل و در بهترین حالتش هر ۵ دقیقه یکبار می گفتم، جاش خالی، کاش اونم الان اینجا بود ، ولی اینقدر شما دوتا عزیز، توحیدی هستین، اینقدر عشق تون به همه بدون شرط و شروط و وابستگیه، که تا همیشه باید به تحسین کردنتون ادامه بدم و ازتون درس بگیرم. درود بر شما 👏👏👏
خانم شایسته نازنینم توضیحات عالی تون در مورد تجربه کردن چیزهای جدید و رفتن تو دل ترساتون خیلی برام درس داشت، ممنونم عزیزم 💖
خانم شایسته نازنینم گفت برین امروز با بچهها یک تجربه لذت بخش داشته باشین و خوب امروز یک باد عالی برای بادباک بازی داره میاد، و چون امروز جمعه هم هست همسریم خونه، برم برای پیشنهاد دادن یک گردش عالی به همراه فرشته کوچولو هامون و بادباک بازی.
💖
💖
💖
سلام مجدد
امروز شنبه است و من اومدم تا کامنتم رو کامل کنم، ان شاالله
💖
خوب با همراهی و اشتیاق و استقبال همسریم و فرشته کوچولو هام رفتیم بادباک بازی، مقصد شد، تپه حاج عنایت، که محل رصد خانه شهرمون هم هست، رفتیم اونجا باد هم کاملاً موافق لذت بردن ما و بچهها بود، و من چون برای ماموریت این قسمت رفته بودم، کل تمرکزم روی صحبت ها و رفتارهای فرشته کوچولو هام بود، کلی ذوق می کردن برای بادباک هاشون و هر چقدر اونا بالا تر می رفتن ، اشتیاق و انرژی و انگیزه اینا هم بیشتر می شد ، و دخترم کلی هم ایده می داد که اینطور نخش رو بکشیم، یا اونوری بریم. کلی لذت می برد و بعد پسرم که ۴سال و نیمشه جذابیت بادبادک بازی براش کمرنگ شد ، و دست من و گرفت و گفتم بیا گل ها رو ببینم، اینقدر زیبا و با کلمات قشنگی رنگ گلها و شکل هاشون رو توصیف می کرد که من تا حالا این همه زیبایی توی یک گل ندیده بودم ، برای هر گلی کلی ذوق می کرد و وقتی زنبور عسل روی هر کدوم می نشست می گفت این گله از همه خوشگلتره چون زنبوره اونو انتخاب کرد تا شیرینی اش رو توی سطلش بریزه و ببره برای من عسل درست کنه، بعد که بادباک بازی دخترم هم تموم شد و کلی لذت برد و جیغ کشید و شادی کرد ، اونم اومد یکسری صحبت های کارشناسی در مورد گل ها و شهدشون و زنبورهای عسل برای من برادرش انجام داد. بعد دوتایی رفتن تاورودی رصد خانه، جالب اینجا بود که بزرگترین لذت دنیا رو از یک بالا پایین رفتن ساده از پلهها می برند، خیلی لذت بردم و احساس سبکی و شادی بیشتری می کردم وقتی از دریچه چشم اونا دنیا رو می دیدم. کلی دخترم در مورد ماکت کره زمینی که اونجا بود و تلسکوب و ستاره ها توضیح داد، و من دیدم که واقعاً فرشته کوچولوی هفت ساله و نیمه من یک نابغه است توی ارائه اطلاعات، خدا رو شکر، و خواست بریم ببینیم که می تونیم بریم توی رصد خانه و ستاره ها رو ببینم، که من رفتم از نگهبانش پرسیدم ، اونم بهم شماره داد و گفت بعد از تعطیلات عید فطر تماس بگیر تا بهتون وقت بدیم. و کلی هم بچه ها رو تشویق و تحسین کرد . جالب اینجا بود که بین این همه جایی که توی شهر ما مناسب برای بادباک بازی هست همسرم به این مکان اومد جایی که اصلأ من بهش فکر نکرده بودم ، و الان که داشتم ادامه کامنت رو می نوشتم یه دفعه توی ذهنم جرقه زد که این به خاطر توضیحات عالی لیوای و درگیر شدن ذهن من در مورد ستاره ها رقم خورده بود و خدا اینقدر عالی من رو به اون مکان هدایت کرد. و یک نشانه واضح از قدرت کانون توجه و ورودیهای ذهن به من نشون داد، عاشقتتتتم تنها قدرت و فرمانروای جهانیان، بهترین برنامه ریز دنیا. وبرای قوانین ثابت و غیر قابل تغییرت سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم 💖💖💖
خانم شایسته نازنینم برای طراحی این تمرین و تجربه بی نظیر ممنونم، خیلی برام درس و لذت داشت خدا روشکر.
خدا جونم برای اینکه دیدن و دریافت آگاهی ها و نکات زیبا و این همه لذت و دیدن این فایل زیبا را روزیم کردی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم 💖
در پناه خدا، شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
سلام سلام سلاممممم
به به بهههههه
مگه میشه شما نیازمند مترجم باشید و نگار سهرابی فر سر صحنه حاضر نشن ؟؟؟
خخخخخخخ
ایشالله یه روزی با افراد اسپانیایی حرف بزنید و از من بخواید ترجمه کنم اخه دارم زبان اسپانیایی یاد میگیرم هوراااااااااا
شایسته جان شما گفتید اون پسر به شخصیت شما نزدیکتر بود و برای همین با اون بیشتر تایم میگذروندید … اتفاقا من دقیقااا برعکسم از نشستن و کتاب خوندن خیلی بدم میاد و متوجه شدم توی قسمتای قبلی که این پسره اینحوریه و کلا کاری به کارش نداشتم خخخخ توجهم روی جیکوب و جوزف با اون چشای رنگی خوشگلش بود … بیشتر از همه من با جوزف ارتباط گرفتم و بیشتر با اون حرف مبزدم و شیطونی میکردم
چون من شخصیتم نزدیکتر به جیکوب و جوزف هست، کنجکاوم ، شیطونم ، فعالبت جسمی دارم ، عاشق گشت و گذارم ، عاشق تحرکم ، به درست کردن و ادیت ویدیو و یوتیوب علاقه دارم ،
این هفته ی آخر که گذشت یک الهامی بهم شد که بیام یک بلاگ درست کنم یه جورایی مثل چک اپ کامل اما خیلی طولانی تر
چیکار کردم
اومدم عمل کردم به این الهامم و اومدم از شنبه تا جمعه ام رو بلاگ درست کردم از اینکه از صبح تا شب چیکار میکنم
یه جورایی این الهام با این دلیل اومد که من در سالهای اینده که موفق شدم این مدرک و سند رو داشته باشم که از چه مسیری حرکت کردم ، عادتها و روتین روزانه ام چی بود ، چطور برای خودم والش درست میکردم و چطور برخورد میکردم با چالش ها ، و …
اره خلاصه اومدم حالت بلاگ یه جورایی همونکاری که جیکوب توی یوتیوبش میکنه انجام دادم
ولی این دفعه نتیجه ای که ازش گرفتم خیلی گسترده تر از فقط یک مدرک و سند داشتن برای اینده بود
من متوجه شدم چه که قدر به این بلاگ درست کردن علاقه دارم ، عاشق ادیت ویدیو هستم ، عاشق ویدیو درست کردنم ، من توی اون هفته چون ذوق این بلاگ درست کردن رو داشتم کفتم بیام خودمو تو به چالشی بندازم
اومدم توی ویدیوهام کفتم من میخوام فستینگ 72 ساعته برای اولین بار توی زندگیم بگیرم
و با هم بریم که ببینیم من توی این سه روز چیکار میکنم و چطچر همون روتین ورزشی و رقصی رو ادامه میدم به چه موانعی و نجواهای ذهنی برمیخورم و همشو براتو تو وبدیو میگم و اینکارو کردم :))))
بعدش دیدم که وای من چه قدر اینکارو دوست دارم و اصلا از اینکار من میتونم کسب درامد کنم
من میتونم یوتیوبر بشم و این چالش های فستینگ رو برم و فیلم بگیرم بذارم یوتیوب همین کاری که من میکنم 99 درصد ادمای توی دنیا نمیتونن انحام بدن و خیلی ها ذوق دیدن این ویدیوی منو دارن
اقا جان دلم براتون بگه بعدش باز ایده ها اومدن
من میتونم درباره ی شغلم که رقصه ویدیو درست کنم و بذارم یوتیوب
میتونم درباره ی ازمایش قبل دوره و بعد دوره ام حرف بزنم و بذارم یوتیوب
میتونم موضوعات مختلف توی رقص رو تجزیه تحلیل کنم کانتنت درست کنم بذارم یوتیوب چون توی رقص هم اصلا این چیزا نداره هنوز یوتیوب و کسی این ایده های منو انحام نداده چون کسی شرایط و موقعیت منو نداره و خییییلی ها نیازمند تجربه و اطلاعات من هستن
خیلی هاااا
و من خیییلی تجربه و توانایی دارم که دیگران ارزو دارن که کاش توی یوتیوب همچین محتوایی باشه
اقا جان اینقدر این العام منو بزرگتر کرد که دیگه هر روز دارم بهش فکر میکنم
هی ایده های بیشتری میاد و بالاخره از یک جا شروعش میکنم
مثلا ایده اومد که برم با یه گیاهخوار باهم ویدیو درست کنیم و بعد ازمایش بگیریم نتایج ازمایشو تحلیل کنم
مثلا درباره ی چالش عایی که توی رقص دارم بگم مثل اینکه من خودم به شخصه با رقصیدن توی جمع و به خصوص پسرا راحت نیستم بیام این مسئله رو درونم حل کنم یعنی برم توی دل ترسم و حلش کنم و ویدیو درست کنم که چطور میتونیم غلبه کنیم به این ترس ها و جلوی جمع برقصیم و …
خیلی ایده ها اومد
و میبینم که خداوند چطور داره هدایتم میکنه و بهم میگه اروم باش من هواتو دارم
الهی شکرت
شکرت که همه چیز از تو دارم تو داری هدایتم میکنید
تو داری هدایتم میکنی
باز ایده اومد چون دارم زبان اسپانیایی میخونم یک سری ویدیو برای اسپانیایی زبان ها درمورد شهر خودم اصفهان بذارم به زبان اسپانیایی توضیح بدم اصفهانو بعد میتونم جایی مسافرت رفتم مثل عید امسال بیام محتوا برای مردمان اسپانیایی درست کنم که علاقه دارن درباره ی ایران بدونن
بخدا یه ایده هایی میاد به ذهنم اصن خودم توش میمونم میگم خدایا داری با من چیکار میکنی
ولی ارومم میذارم اروم اروم طی بشه مدارم
همین که یک هفته بلاگ از خودم براب خودم درست کردم و هدفم نبود و نیست که جایی بذارمش و برای دل خودم و مدرکی برای اینده ام بود همین یک پله از اون تکامل بود و الان که انجامش دادم مشخص شد
الهی شکرت الهش شکرت الهی شکرت
.
.
.
اقا بریم برای ترجمه زیبا و دلنشین که من هرچه قدر به این زبان انگلیسی با لهجه ی اصیل آمریکایی گوش بدم خسته نمیشم که مشتاق تر میشم
. ..
دقیقه 3:36
خانم شایسته ازش میپرسه نیک نیم تو چیه ( یعنی اسم لقبی چیزی که بقیه بهش لقب دادن )
و اون گفت livan the science guy
یعنی لیوان پسره علم
بعد خندید گفت چرا خنده داره ؟
خانم شایسته گفتن نه خنده دار نیست
استاد عباسمنش همونجا پشت صحنه به خانم شایسته میگه
از لیوان درباره ی علم بپرس
اون خیلی درباره ی ستاره ها میدونه
و لیوان شروع میکنه
ستاره یک جورایی دایره ای از مجموعه ای از گازها هست
که خیلی خیلی داغه و ده ها یا هزار ها سال عمر داره
و یه جورایی یه ورژن خیلی کوچیکتر از خورشیده
و اونا یه جورایی انرژی میسازن
در فضا هستند و خیلی بزرگتر از اون چیزی هستن که ما میبینیم یا فکر میکنیم
اونها فقط در منظومه ی شمسی نیستن بلکه در تمام کهکشان ها هستن
و مثل حبابی بزرگ از گازها و غبار و انرژی گرما هستن
و ستاره ها از گرما و انرژی کمی شروع میشن به وجود اومدن که به احتمال زیاد از بقایای انفجار یک ستاره ی دیکه اس
یعنی ستاره ها از ستاره ها ساخته میشن و اون ستاره های جدید اون گرما و انرژی باقی مونده از ستاره ی قبلی رو جمع میکنن و اروم اروم با گذر زمان انرژی و گرما رو بیشتر میکنن و بزرگتر میشن
و بعضی از ستاره ها بیلیون ها سال عمر میکنن و بعد منفجر میشن
و ما گرما و رنگ های مختلفی از ستاره ها داریم
بعضی ستاره ها رنگ سفید دارن که معمولا اینطور هست
و بعضی ستاره ها ابی هستن که به شدت گرما و انرژی دارن
ستاره ی ما زرد و نارنجی هست و همه مردم فکر میکنن که زرد و نارنجی گرمترین رنگه اما این اشتباست شما اگه اتیش رو ببینی روش زرده اما زیر زیرش که بیشترین انرژی و گرما هست ابیه
و چون که انرژی و گرمای رنگ ابی خیلی زیاد هست تا میاد به بالاتر برسه به برخورد به فصا و دمای کمتر کمی خنک میشه و تبدیل به رنگ زرد میشه
شایسته جان :
واااو تو چطور این رازها رو درباره ی ستاره ها میدونی ؟؟؟
بقیه اش هم درباره ی معلم کلاس چهارم دبستانش میگه که خود خانم شایسته ترجمه میکنه توی ویدیو و نیازی نیست من بگم
مامانش توی ده سالگی برای کریسمس یه کتاب سه اینچی درباره ی علم و فضا رو تو به ماه میخونه
شایسته
تو تلسکوپ داری
بله
تو تاحالا چند تا ستاره شناسایی کردی
سخته که شناسایی کنی یک ستاره رو … که شایسته جان حرف میزنن و من دیگه بقیه اش رو نمیشنوم خخخخخخخخ
.
بعد از حرفای خانم شایسته بازم لیوان میگه
ستاره ها شامل بیلیون ها مایل از غبار هستن که وسطشون مرکزی دارن که دسترسی بهشون غیر ممکنه
شایسته : تو چند سالته الان ؟
من پنجم دبستان هستم یازده سالمه و دبستانم نه حتی راهنمایی هنوز نرفتم
شایسته : تو این همه اطلاعات رو فقط تو یک سال کسب کردی؟
نه فکر نکنم توی یک سال من واقعا نمیدونم واقعا عجیبه که چطور وارد علم شدم
چون من همیشه عاشق ریاضی بودم
و متنفر از نوشتن بودم اینچیزا
من اهل اینچیزا نبودم
ولی وقتی جلو تر اومدم دیدم ریاضی خیلی سخته
پس دیگه علاقمو به اون موضوعات از دست دادم و دیدم علم برام خیییلی زیاد جذابه
شایسته جان
واااو تو شگفت انگیزی
لیوای
بله هستم ( همینطوره )
شایسته : لیوای پسره علم
لیوای
مردم منو خیلی اشتباه میگیرن
پدر اومد
شما دارید چیکار میکنید
لیوای
ما داریم ویدیو علمی طور درست میکنیم
پدر
بیاید به ما ملحق بشید
.
.
.
.
و اتمام ترجمه ی ما
این آخراش توی حرفاش لیوای کلمه ی یوریکا رو به کار برد برای ریاضی که نفهمیدم چیه فهمیدم مروبط به موضوعی از ریاضی هست اگه کسی میدونه دقیقا چیه بگه بهم اون قسمتو مرررررررررسی
..
.
.
.
.
.
سپاسگزار خداوندم که بار دیگه اجازه داد دست به قلم بشم و بنویسم
همه چیز من دست خداست
تمام اموز زندگیه من دست خداست
همین دانشی که از زبان انگلیسی دارم از لطف خداست
برگی بدون اذن خداوند بر روی زمین نمیوفته
الهی شکرت خداجونم سپاسگزارتم که تعهد دادی نعمت هات رو برمن تمام کنی اگر من بندگی رو بر تو تمام کنم
و چه کسی متعهد تر از خداوند نسبت به وعده اش ؟؟؟؟
خدانگهدارتون
سلام نگار عزیز از خدا میخوام هرجا که هستی توی بهترین مدار و فرکانس باشی
ازت سپاسگزارم که درباره ایده هات توضیح دادی
درباره قدم های عملیت توضیح دادی
خیلی برام انگیزه بخش بود
اینکه توی یک موضوعی که بهش علاقه مندی چه قدر ایده های ناب و درجه یکی بهت الهام شده
و حتی از دل همون تضادت هم (که رقصیدن جلوی پسرا برات سخته بوده)یه تصمیم عالی گرفتی احسنت بهت دختر افرین که جسارت به خرج دادی و درحرکت هستی
و سپاسگزارم بابت ترجمه عالیت وقتی که داشتم فایل رو میدیدم با خودم گفتم ای کاش توی متن انتخابی پایین فایل ترجمه باشه و متن شما اولین متن بود برای من
تا استفاده کنم از صحبت های لیوای و خانم شایسته عزیز
الهههههیی شکرت
سلام نگار عزیز
واقعا کامنتاتو که میخونم لذت میبرم و وقتی کامنت میزاری برام نوتیف میاد و سریع میام با عشق کامنتاتو میخونم
ازت ممنونم بابت ترجمه ای که واسمون کردی بی نهایت لذت بردم
و یه سوالی که داشتم اینه چجوری رو زبانت کار کردی ک انقد مسلطی؟ چون منم میخوام رو زبانم کار کنم ولی خب فیلم و اینا به خاطر باور های محدود کننده که به خورد ذهنمون میدن نمیتونم ببینم
ممنون میشم تجربیات راجب زبان با من به اشتراک بزاری
سلام عزیزم
ممنونم بابت پاسخت خیلی خوشحالم کردی عزیزم
من از بچگی کلاس زبان میرفتم و همیشه فیلمای خارجی میدیدم اهنگای خارجی گوش میدادم همین الانشم به جز اهنگ انگلیسی اسپانیایی ندارم تو گوشیم که خب علاقه ام هست چیزیه که عاشقشم و ادما توی اون چیزی که عاشقش هستن خیلی راحت رود پیشرفت میکنن …
اول از همه علاقه اس ببین چه قدر واقعا دوست داری زبان رو
من میبینم خیلی ها میخوان یاد بگیرن اما برا چی میخوان یاد بگیرن چون فقط میگن این باعث پیشرفتمون میشه و از جنبه ی کاری وارد میشن نه عشق و علاقه
نمیگم نمیشه با این دلیل ولی این به تنهایی کافی نیست و اگر دلیل فقط برا پیشرفت باشه باید اهرم رنج و لذت عالی هیولایی پشتش باشه تا به نتیجه برسه و انگیزه و روش مطالعه ی مناسب اون فرد
اگر صفر هستید تو زبان مطمعن باش میتونی خیلی خوب توش پیشرفت کنی اگر روزانه تمرین کنی من هم توی ورزش صفر بودم اما دارم روزانه تمرین میکنم و طی چند سال ادامه ی روند روزانه به هدفم میرسم توهم همینطور
اول اگه میتونی که کلاسشو برو
اگر نه انلاین کلاس بگیر
اگر نمیتونی این دو تا رو خودت کتاب های مبتدی برو بگیر و سعی کن با زبان بیشتر حال کنی چون اگه رنج باشه نمیتونی ادامه اش بدی
میتونی کتاب های مبتدی با سی دی بگیری کلی منبع هست که با فیلم و صوت از پایه مبتدی میتونی شروع کنی و هر روز اینکارو بکنی به خودت قول بده هر روز حداقل مثلا 1:30 وقت میذاری
ببین چجوری با زبان بیشتر حال میکنی
فیلمی ؟ صوتی ؟ یا کتابی داستانی؟
یه چیزی که ازش لذت ببری
فیلمها گاهی ورودی منفی دارن ولی اگه تو با نگاه قانون نگاه کنی اتفاقا باعث رشدت میشه
تو فقط شروعش کن متعهد کن خودتو مطمعن باش خداوند بهت میگه چیکار کنی اصن نیازی نیست از من یا کسی بپرسی
ببین الان دور برتو نگاه کن سکوت کن ببین خدا چی میگه توی قلبت
اون بت میگه چیکار باید بکنی
و اگر ترمزی باشه باز باید از همون بخوای که راهنمایی ات بکنه
اینکاریه که من میکنم در تمام جنبه های زندگیم
انشالله موفق باشی دوست عزیز
خداوندا از شر نجواهای شیطان به تو پناه میبرم
به نام خالق زیبایی ها
سلام به استاد عزیزم
سلام به مریم جانم
و سلامی به گرمی آفتاب فلوریدا به همه ی دوستان همفرکانسم
خدارو شکر میکنم که در ۲۸مین روز از زندگی در بهشت حضور دارم
خدارو شکر میکنم بابت این مسیری که داره منو به ذات خودم وصل میکنه
خدارو شکر میکنم بابت مهمانهای بینظیرمون که بهشتمون رو با اومدنشون نورانی تر کردن
مریم جانم واقعا منم از روز اولی که این خونواده اومدن،نکات مثبت پدر و بچه ها رو دیدم،خیلی خیلی تحسین کردم،خیلی از رفتارها رو من از بچه ها یاد گرفتم که تووی شخصیتم اجراشون کنم،مثه اعتماد به نفس توو حرف زدنشون،مثه ذوق و شوقشون برای تجربه ی هر چیزی،مثه رفتن توو دل ناشناخته ها،مثه غلبه کردن بر ترسهاشون و خونسرد بودن پدر خونواده و خیلی خیلی رفتارهای دیگه که واقعا تحسین برانگیز بودن
خیلی خوشحالم که الان اینجام،با شما،دو سالی میشه من توو این مسیر قرار گرفتم،اما هر بار که تمرین میکردم بعد از مدتی خسته میشدم و اون تمرین رو رها میکردم،اما از روز عید که متوجه شدم عضو سایت هستم هر روزم داره بهتر و قشنگتر از دیروزم میگذره،هر روز بیشتر از خداوند میخوام هدایتم کنه به این مسیر،احساس میکنم تازه دارم طعم تسلیم شدن در مقابل پروردگارم رو مزه مزه میکنم،احساس میکنم این خوشمزه ترین طمع دنیاست،رها شدن و تسلیم شدن و سپردن خودت به دست پروردگار
شما نمیدونید با این سریال چه کمک بزرگی به من کردین،درکی که خیلی متفاوت تر اون چیزهایی بود که شنیده بودم
حدود یکسال پیش بود که مطمئن شدم خداوند انرژی،اولش وقتی از دوستم شنیدم که خداوند انرژی،پیش خودم گفتم هلن دیوونه شده،چی میگه خب خیلی برام عجیب بود،اما کم کم خداوند هدایتم کرد تا از انرژی بودنش مطمئن شدم و از وقتی تووی سایت اومدم،دارم هر روز بیشتر و بیشتر این انرژی رو درک میکنم
واقعا ازتون بی نهایت سپاسگذارم که زندگیتون برای ما فیلم کردین تا به درک بیشتری از خداوند و قوانینش برسیم
خدایا شکرت که من رو در این مسیر،مسیری که به تو ختم میشه،هدایت کردی
عزیزم لیوای،چقدر این پسر خوشگله،گفتم مرضیه ببین نقاشی خدا رو.خدایا شکرت
مریم جانم واقعا درکش برای من سخت بود که درک کنم پسری که چهارم دبستان یک کتاب به قطر سه اینج خونده باشه
واقعا مادر لیوای رو تحسین میکنم که به علاقه ی پسرش اهمیت داد و برای تشویقش برای ادامه دادن و رفتن به دنبال علاقه ش براش کتاب خریده،اونقدر در بچه ی خودش توانایی دیده که نرفته کتاب داستان راجب ستاره ها براش بخره،رفته یک کتابی براش خریده که قطرش ۳اینجه
و همین باعث اعتماد به نفس بیشتر پسرش میشه،واقعا تحسین میکنم این پدر و مادر رو
و چیزی که من از لیوای توو این قسمت یاد گرفتم اینکه وقتی سوالی ازم میشه،یا مسئله ایی برام پیش میاد با تفکر جواب بدم و با تأمل اون مسئله رو حل کنم
علاقه ی لیوای به ستاره ها رو تحسین میکنم،واقعا ستودنی ست
چیزی که نظر من رو جلب کرد این بود که انسانها نسل به نسل زندگیشون داره راحتتر میشه،چون جهان رو به گسترشه،و این تفاوتها تووی دهه به دهه ی انسانها مشخصه،و همین تفاوتها جهان رو زیباتر کرده.خدایا شکرت
ماهی گرفتن لیوای و مریم جانم درسی که برام داشت،این بود که وقتی ایده ایی به ذهنم میاد براش اقدام کنم حتی اگه فکر کنم غیرممکنه اجرا بشه،ایمان داشته باشم و حرکت کنم
تو پای به ره بنه و هیچ مپرس
که خود راه بگویدت که چون باید رفت
و با اجرا کردن ایده ها یکی پس از دیگری،اگه ایده ایی جواب نداد،ناامید نشم و ادامه بدم تا به نتیجه برسم
خدای من بهشتمون چقدر زیباست،رقص نوری که خداوند با خورشیدش روی آب دریاچه ی بهشتمون داره خودنمایی میکنه،خیلی محشره،موج روی آب،درختان،خونه ی روی آب،رنگ آسمون و ترکیب ابرهای سفید در رنگ آبی
خدایا واقعا چی بگم،آخه من چی دارم که برات بگم،اینجا خوده خوده خوده بهشته بخدا،بابا من دیوانه شدم از اینهمه زیبایی
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
عزیزم استاد که خیلی راحت در کمال آرامش در همک دراز کشیده و داره نظرات دوستان رو منتشر میکنه،خدا برامون حفظش کنه
عزیزم براونی،چند روزی بود،ندیده بودمش،دلم براش تنگ شده بود که دیشب هدایت شدم به سفر به دور امریکا و هدایت استاد،مریم جان و مایک به لونه ی اسب ها در کنتاکی
و قسمتی که مریم جان از قانون تکامل برامون گفت که اسبها از کجا به کجا رسیدن،با تغییر جثه شون،دندونهاشون،نوع غذا خوردنشون و…
که دوباره به من یاداوری کرد که صبور باشم،عجله نکنم و از مسیرم لذت ببرم
خدایا شکرت برای قانون زیباییت چون قانون تکامل که هر روز دارم بیشتر درکش میکنم
خدایا شکرت بابت فراوانی ماهی ها در بهشتمون
خدایا شکرت بابت فراوانی نعمت و ثروت در بهشتمون
و بازی برد،بردی که بازی زندگی رو برام یادآور کرد،اینکه دارم روی خودم کار میکنم،احساس خوب دارم،وقتی به خواسته هامم برسم احساس خوب دارم همش احساس خوب که برد و برد و برد
خدایا شکرت برای قطب نمایی چون احساس در درونم
و تجربه کردن چیزهای کوچیک کوچیک که به زندگیمون عمق میدن و باعث پیشرفتمون میشن و در نتیجه هم خودمون رشد میکنیم و هم جهان گسترش پیدا میکنه
و غلبه کردن بر ترسها،که تجربه بیشتر و در نتیجه لذت بردن از زندگی رو برامون به ارمغان میاره،خدایا شکرت
ممنونم استادم،ممنونم مریم جانم
پروردگارم از تو برای همه چیز سپاسگزارم
دوستون دارم
سلام مریضه جانم..
خواهههر قدرتمندم..
عزیزمم چقدر برام اون قسمت تکامل اسبا که گفتی یادآوری شیرینی بووود..
من اونودیده بودم ولی یادم رفته بوود.
الان با خوندن کامنتت چقدر برام تازگی داشت این حرفتت.
مرسی مرسی عزیزمم که این نکاتی رو یاد میگیری رو برامون مینویسی..
دوستت دارم خواهر قدرتمندم
سلام عزیزم
دوست خوبم ممنونم که همیشه بهم انرژی مثبت میدی،همیشه با خوندن کامنت هات کلی انرژی میگیرم،مصمم تر میشم برای ادامه دادن
قانون تکامل،قانونی که این مدت باعث شده،بیشتر از زندگیم لذت ببرم،عجله نکنم،و من عاشق این قانونم،به هر چیز نگاه میکنم،به تکاملش دقت میکنم،مثه گلی شکفته،برمیگردم توو ذهنم از لحظه ایی که اون گیاه کاشته شده تا گل داده رو برای خودم ترسیم میکنم و کلی لذت میبرم،همین باعث شده نوع تفکر خیلی تغییر کنه
از خداوند برات بهترینها رو آرزومندم
دوست دارم عزیزم👩❤️👩
سلام میکنم خدمت استاد عباسمنش، خانم شایسته و لیوای که بازیگرای اصلی این قسمت بودن وسلام میکنم خدمت دوستای عزیزم
بینهایت سپاسگذار خداوندی هستم که منو به این مسیر الهی و پر از آگاهی هدایت کرده، خدایا شکرت که امروز هم به من فرصت زیستن دادن تا تجربه کنم این زندگی رو و من هر شب به عشق اینکه فردا صبح بشه و من بیام به سایت عباسمش میخابم؛ خدایا شکرت بخاطر چشمای هام که میبینم این سریال های پر از آگاهی و زیبایی رو و خدایا شکرت بخاطر انگشتانم که الان دارم باهاشون تایپ میکنم کلماتی که به قلبم جاری میکنید
واقعا وقتی دارم فکر میکنم میبینم من چقدر تغییر کردم، چقدر زاویه نگاهم تغییر کرده، چقدر آرامش دارم، چقدر سپاسگذار شدم بخاطر هر چیزی که تو زندگیمه و دیگه گله و شکایت از چیزی و از کسی نمیکنم و این تغییر شخصیت رو ابتدا مدیون خداوندم که منو به این مسیر هدایت کرده و سپس مدیون استاد عزیزم هستم بخاطر این سایت فوق العادشون بخاطر سبک زندگی بی نظیرشون و سپس مدیون خودمم که با تعهد و با عشق دارم ادامه میدم
خدایا با تموم وجودم با تک تک سلول های بدنم ازت سپاسگذارم و عاشقتم و چقدر حس میکنم که این عشقی که الان نسبت به من داری، با من رفیق تر شدی، به من نزدیک تر شدی و هر روز گوش میدی ببینی من چی میخام و برام فراهم میکنی؛ راضی ام ازت
و این قسمت و این سریال هم مثل همیشه پر بود از فراوانی، آگاهی و نکات مثبت؛ که خانم شایسته به زیبایی و با لذت میشینه و توجه میکنه به و ویژگی های مثبت بچه ها و از شخصیتشون میکشه بیرون و با ما به اشتراک میزاره؛ چقدر آدم میتونه خودشو دوست داشته باشه و عاشق خودش باشه و عاشق دیگران باشه و جهان هم به فرکانس هاش جواب میده و هر چی آدم فوق العادست به زندگیتون هدایت میکنه و اون آدم ها ویژگی های خداییشو رو به شما نشون میده؛ این سبک تفکر و تامل شما قابل تحسین خانم شایسته که برعکس ما میشینین و دقت میکنین تا شخصیت ها و ویژگی های مثبت دیگران رو بکشین بیرون بهشون توجه کنین
و اونقدر این عشق شما به دیگران انرژیش مثبته که آدم دوست داره ساعت ها بشینه در مورد موضاعاتی که اطلاعات داره باهاتون صحبت کنه؛ چون شما خوب بلدین بشنوین
بینهایت تحسین میکنم این چهارتا برادر رو بخاطر ویژگی های شخصیتی فوق العاده ایی که دارن و لذت بردم وقتی خانم شایسته داشتن از ویژگی هاشون میگفتن
بینهایت تحسین میکنم پدر و مادر این چهارتا برادر رو بخاطر مداری که توش قرار دارن و ثمرش این چهارتا پسر با ویژگی های فوق العادشون هست
و بینهایت تحسین میکنم استاد عزیزم و خانم شایسته رو بخاطر مدارشون که همچین افراد و مهمان هایی رو خداوند به سمتشون هدایت میکنه
واقعا لذت میبرم این سبک زندگی استاد عباسمنش و خانم شایسته رو که سراسر عشقه، سراسر لذته، سراسر تجربه های شگفت انگیز و فوق العادست، سراسر زیبایی و فراوانیه و شما هر روز دارین بیشتر از این دنیا لذت میبرین واقعا تحسین برانگیزه
استاد مرسی که ثروت مند شدی و تونستی همچین ملک فوق العاده ایی رو بخرین؛ 20 هکتار ملک شخصی با جنگل های انبوه با دریاچه بینظیرش و پر از فراوانی و نعمت و ماهی و مرسی که این فراوانی ها و زیبایی هارو با ما به اشتراک میزارین و این خواسته ها در ما شکل میگیره که ماهم به استقلال زمانی، مکانی و مالی برسیم، منم به همچین نعمت و ثروتی دست بیابم و منم لذت ببرم از تک تک لحظات زندگیم، منم هر روز تجربیات شگفت انگیز رو کسب کنم، همینه من برا همین اومدم به این دنیا که لذت ببرم، که عشق کنم، هر روز با تموم وجودم بخاطر شرایطی که دارم از خداوند سپاسگذاری کنم و هر روز بخاطر فرصت دوباره ایی که خداوند بهم داده برای نفس کشیدن و تجربه کردن و دیدن این دنیای شگفت انگیز از خداوند سپاس گذاری کنم
خداوند وهابم شما صاحب تمام نعمت ها و گنج های آسمان و زمین هستی و من چون بنده ایی هستم که روح تو در من دمیده شده خودمو لایق این گنج ها، نعمت ها و ثروت های فراوان میدونم و ازت میخام بی حساب و کتاب به من بخشی از جایی که من فکرشو نمیکنم از در و دیوار؛ نعمت ثروت و روزی فراوان وارد زندگی من بکن، ثروتی آسمانی در زندگی من روانه کن
من هر روز که میرم ساحل پیاده روی از خدام میخام به عظمت همین دریات به من ببخش، فقط تویی که میتونی به من ببخشی به من نعمت و ثروت بی انتها ببخشی، ثروت بی حساب
خدایا هر روز منو به مسیر، شرایط، اتفاقات ، انسان ها و ایده هایی هدایت کن که نعمت، ثروت و روزی فراوان روانه زندگی من بشه؛ چرا که ثروت مند شدن معنوی ترین، بهترین و خدایی ترین و راحت ترین کاره دنیاست
چرا که به این نتیجه رسیدم هر چقدر ثروت مند تر بشم به تو که منبع منی نزدیک تر میشمو وصل میشم و هیچ کاری آسون تر از ثروت مند شدن نیست چرا که ثروت از جانب فرمانروای این آسمان ها و زمین ها قراره روانه زندگی من بشه و من فقط درخواست میکنم و خداوند وارد زندگی من میکنه
خدایا با تموم وجودم با تک تک سلول های بدنم عاشقتم
افلاطون عزیزم سلام
چقدر زیبا نوشتی و چقدر فراوان به فراوانی ها توجه کردی.
پسر تو فوق العاده هستی.
آخرین جوابت را خواندم و از خدا خواستم منو هدایت کنه که کجا برات بنویسم.
وقتی داشتم این کامنتت را میخوندم، سراسر شور و شعف شدم.
نکات ریز را کشیدی بیرون و با تحسین کردن زمین و زمان تمام آنها را به سمت خودت دعوت میکنی.
تحسینت میکنم و احسنت میگم برای این حجم از
تعهد
آشنایی با قانون
مثبت اندیشی
صلح با خودت
ثروتی که ساختی
وضوح خواسته آت
ایمانت به مسیر
دانستن کار مورد علاقه آت
وقتی که برای خودت اختصاص میدی
عزت نفست
زیبایی چهره آت
زیبایی سیرتت
خوش پوشی آت
خوش قد و بالا بودنت
تحسینت میکنم پسر
افلاطون دوست عزیزم، بگذار تجربه ی دیروزم را با تو در میان بگذارم.
دیروز از آزادی زمانی ام استفاده کردم و رفتم جنگل بلگراد.
یه جنگل بی نهایت زیبا، بزرگ، با فراوان درخت، فراوان برگ، فراوان موجود زنده، فراوان خاک، فراوان پرنده، فراوان راه برای گشتن.
وقتی میخای از ورودی جنگل بگذری باید ورودی پرداخت کنی، ولی قبل از ورودی یه راه بیست دقیقه ای هست تا ورودی جنگل و همینطور که داری جاده را میری، سمت چپت درخت ها و جنگل هست و سمت راستت خونه، نه اینکه فکر کنی بافت شهری باشه شاید سر هم پنجاه تا منزل مسکونی توی جیب جریب جنگل.
وای افلاطون نمیدانی، خونه های لوکس و ویلایی، خونه های مستقل یه چیزی شبیه ملک استاد ولی با یک خونه ی لوکس در وسط ملک
ماشینم را پارک کردم و گفتم میخام راه برم و این خونه ها را از نزدیک ببینم.
بی نظیر بودن
فراوان ثروت
فراوان زیبایی
فراوان انسان های توحیدی
آرام
تمیز
زیبا
مثل یک تک نگین بر روی انگشتر
همینطور که رفتم رسیدم به یک رودخانه.
باورت میشه؟ وسط استانبول رودخانه.
مثلا تهران رودخانه داره یا بابلسر ولی تو استانبول نمیتونی کوه و رودخانه را خیلی واضح پیدا کنی.
و من وسط استانبول ، وسط بافت شهری رودخانه پیدا کردم.
و کنار این رودخانه ها، از همین خونه های زیبا و مستقل.
خونه یک طرفش رودخانه و طرف دیگرش بی نهایت جنگل.
امروز وقتی داشتم دیروز را تو ذهنم تکرار میکردم گفتم بهار برای داشتن یه خونه مثل ملک استاد لازم نیست از شهر بری بیرون
بابااااا
خدا همه چیز میشود همه کس را
و من لذت بردم و لذت بردم و لذت بردم.
امیدوارم بزودی آزادی مکانی ، زمانی و مالی را تجربه کنی و ملکی از خدای وهابیت دریافت کنی، بی همتا و مخصوص تو
بهار جان سلام
باورت میشه من یکی از سپاسگذاری های روزانه ام اینه که به این سایت هدایت شدم ودوستان نازنینی چون شما دارم، بینهایت خوشحالم که دوست نازنینی چون شما دارم
بهار جان بینهایت سپاسگذارم بخاطر لطف و محبتی که بهم داری بخاطر لطف و محبت بینهایتت، بخاطر انرژی فوق العادت؛ هروقت کامنتی از شما برام میاد من سرشار از شورو شعف میشم: وقتی نوشته های شمارو میخونم با تموم وجودم لذت میبرم
خدایا 1000 بار شکرت
بهار عزیزم بی نهایت ازت تشکر میکنم که تجربه های زیبا، تجربه هایی که نشان از فراوانی داره رو با من به اشتراک میذاری: بخدا حستون رو میگیرم: به گونه ایی که انگار خودم اونجا تو اون جنگل بلگراد حضور داشتم و منم پیاده روی کردم اون مسیر رو و اون ملک های هیولا و بی نظیر رو دیدم
انقدر با انرژی فوق العاده برام نوشتی که منم انگار بودم کنارت و داشتیم از تماشای رودخونه وسط استانبول لذت میبردیم
بزار منم برات یه مطلبی روبگم: من تا سن 28 سالگی شبی نبوده که دور از خانواده باشم جز مسافرت: چون من سربازی نرفتم، دانشگاهم تو شهر ما بوده نیاز به خوابگاه نداشتم: عملا تا سن 28 سالگی تجربه زندگی مستقل رو نداشتم، کل کارام با مادرم بوده، حتی یه تخم مرغ هم برا خودم درست نمیکردم و عملا کاملا وابسته بودم
من قصد داشتم ماشینمو عوض کنم؛ ولی باید ماشین فعلیمو میفروختم و با پول نقدی که داشتم ماشینمو عوض میکردم، اما چون برخلاف قانونه که برای خرید، نباید من چیزیو بفروشم صرف نظرکردم از خرید ماشین دلخواهم: پولشو داشتم اما بر خلاف قوانین بود صرف نظر کردم: با اینکه چون دلار بالا رفته اون ماشینی که من خواستم بخرم خیلی بالارفته اما ماشین من نه: دوروبریام بهم میگفتن بابا بخر پولت بی ارزش میشه، ولی من گفتم تو این شرایط باید یه خودی نشون بدم و به قانون عمل کنم
دقیقا هفته قبل یه ندایی اومد که مستقل شو و از پدر و مادرت جدا شو برو شهر محل کارت، من شهر محل کارم با خونه پدریم حدود 1 ساعت راهه که من هر روز باید این مسیرو میرفتمو بر میگشتم
من دوس داشتم خونه بخرم بعد مهاجرت کنم ولی یه ندایی اومد کمالگرایی رو بزار کنار، یه فضای ایزوله برا خودت ایجاد کن برای کار کردن روی خودت و این قانون منم گفتم چشم ولی گفتم خدایا با این پولم تو این شهر ساحلی اجاره ها بالاست یه مورد باشه به پولم بخوره ولی یه خونه نوساز به پستم بخوره؛ چون واقعا اصلا نمیخاستم تو خونه قدیمی زندگی کنم
شاید باورت نشه تو اولین سرچم یه خونه نوساز کلید نخورده با امکانات کامل دیدم با قیمتی که به هر کی میگم باورش نمیشه: زنگ زدم دیدم مالکش رفیقمه
فرداش باهاش قرار گذاشتم جمعه هفته قبل رفتم خونه رودیدمو قراردادو بستم و نقل مکان کردم به خونه جدیدم
آخه انقدر دقیق؟؟؟؟ دقیقا همون چیزی که من از خونه تو ذهنم بود این خونه داره
نوساز، شیک، خواب مستر، درب حیاط برقی
اونقدر آرامشم رفته بالا که همش میگم من 1401 هم رو قانون کار میکردم هم کلی تنش داشتم هم گاهی اوقات حالم بود این همه نتیجه گرفتم؛ امسال هر روز حال دلمو آرامشم بیشترو بیشتر میشه چه معجزه ایی میخاد رخ بده خدا میدونه
یه معجزه دیگه اینکه من پدرو مادرم بخاطر وابستگی دوس نداشتن که من جدا ازشون زندگی کنم حتی بعد ازدواجم من گاهی اوقات با پدرم شوخی میکردم ناراحت میشد که تو باید با یکی ازدواج کنی با ما زندگی کنه
وقتی بهم الهام شد بابت خونه؛ گفتم خدایا من اصلا دوس ندارم با پدر و مادرم بابت این موضوع وارد چالشی بشم خودت ردیف کن؛ که دیدم در کمال ناباوری هیچ مقاومتی نکردن و رضایت دادن
و الان تو خونه خودم دارم برات کامنت میذارم و هر روز تو زندگی من معجزه رقم میخوره
منم مثل استاد؛ خونه رو چراغونی کردم: از این نوار مخفی ها انداختم، برا اتاق خوابم چراغ خواب گرفتم، لوستر آویزون کردم و یه تلویزیون 55 انداختم جلو تختم تو اتاق خواب: شاید باورت نشه تک تک سلول های بدنم احساس شورو شعف دارن، انقدر خوشحالم تو خونه خودم با آرامش کامل میتونم هر جوری دوس دارم زندگی کنم و رو خودم کار کنم، اینجا فقط آرامش میباره، این طرز تفکر و سبک زندگی جدیدمو مدیون استادم و عملگرایی خودم که 123 عمل میکنم
یه چیز دیگه اینکه من اصولا از کاره خونه فراری بودم؛ ولی میام تو خونه اونقدر ذوق دارم که دستمال میکشم همه جارو، ظرفارو میشورم، غذا درست میکنم، طی میکشم همه جارو، اصلا انگار میام خونه جون میگیرم
خدایا با تک تک سلول های بدنم ازت سپاس گذارم بابت شرایط فوق العاده ایی که برام به وجود آوردی: واقعا قدرت تمرکز کلمات رو دارم درک میکنم: من مدتیه که همیشه از خدا میخام منو به شرایطی هدایت کنه که از تک تک لحظات زندگیم لذت ببرم و خونه گرفتن و مستقل شدن یه معجزه ایی هست که هر روز برام لذت بخشه واقعا
بهار عزیزم صحبت کردن با شمارو خیلی دوست دارم: منم دوست دارم همچین داستان هایی رو از شما بشنوم دوست عزیزم
دوست دارم هر برات معجزه رقم بخوره و بیای برام بگی
از خداوند برات نعمت و ثروت الهی میخام لایق بهترینایی دوست خوبم
افلاطون عزیزم
بی نهایت خدا را شاکرم برای این فضای بهشتی. جایی که امن امن میتونی از خودت بگی، از نقایصت بگی از شجاعت ها بگی و بعد باشند افرادی که نه تنها درک میکنند بلکه تو را تشویق و تحسین میکنند.
افلاطون در درونم دارم فریااااااد میکشم.
چقدر تو شجاع هستی
چقدر تو توحیدی هستی
چقدر تو مودب هستی
چقدر تو عملگرا هستی
وای وای وای
افلاطون عزیز
من میدانم یعنی چی وقتی میشه با خانواده زندگی کرد ولی تو میری و خونه برای خودت اجاره میکنی.
میفهمم چقدر شجاعت پشت کاری که کردی هست.
و چقدر این خدای ما وهاب هست نه تنها برای ثروت و نعمت بلکه برای وهابیت در عشق.
و کافی است تو بخوای آنگاه پدر و مادرت هم رضایت میدهند.
افلاطون چه کار خوبی کردی که آن یک ساعت راه هدر رفت انرژی را بستی.
اگر تا صبح بنویسم و تحسینت کنم دلم خنک نمیشه.
چه حس خوبی است که از خونه ی خودت که درش فقط صدای عشق و توحید پخش میشه برای من نوشتی.
افلاطون مثل رووووووز برایم روشن هست که امسال سال رویایی توست.
در ضمن چقدر تحسینت کردم برای حل مسیله ی راننده ات.
یعنی مدار ثروت این شکلی است.
ایده های میاد که کارهایت را ساده تر و ثروتت را بیشتر میکنه و تو چقدر زیبا در این مدار هستی.
افلاطون میخام ماجرایی را تعریف کنم ولی ذهنم هنوز درگیر شجاعت تو، فکرهای خلاقانه ی توست.
بگذار دوباره تحسینت کنم فردی که تا الان یه لحظه هم دور نبوده از خانواده و بعد در اثر الهامی ترسش را، وابستگی اش را قربانی میکند مثل ابراهیم خلیل الله
احسنت احسنت
منتظر پاداش ها باش
پاداشهایی بی حساب از جایی که فکرش را نمیکنی
از الان تبریک از الان نوش جاااااانت.
افلاطون امروز داشتم از کنار خط ساحلی رد میشدم. خط ساحلی اینجا با خط ساحلی شمال ایران متفاوت هست یه کم.
وقتی داری از جاده ای به موازات دریا عبور میکنی، دریا را میبینی و فراااااااااوان کشتی های باری.
افلاطون فراااااوان و غیر قابل شمارش.
یعنی در یک قاب کوچک عکاسی میلیاردها دلار ثروت جای میگیره.
و من وقتی داشتم رد میشدم به خدا گفتم: خدایا من میخام سفر با یات ( کشتی های تفریحی شخصی) را تجربه کنم.
مخصوصا که یه ویدیو از یک یوتوبر دیدم به اسم انس ییلمازر Enes Yılmazer که از یات شخصی تامی هیلفیگر معروف صاحب برند تامی فیلم گرفته بود.
اگر به یوتیوب دسترسی داره حتما ویدیو های انس را ببین.
میدونی آن یات چهل و هفت میلیون دلار بود. و این در حالی است که خیلی خونه هایی که انس ازشون ویدیو گرفته در این رنج قیمت هست.
خلاصه بعد از دیدن آن ویدیو بیشتر دلم خواسته بود برای داشتن این تجربه.
صبح من درخواستم را فرستادم و چهار ساعت بعد یه پیغام رسید از یه دوست که یه روز وقتت را خالی کن که بریم با یات وسط دریا.
خدا شاهده من از هر کسی انتظار داشتم چنین پیشنهادی غیر از این دوستم.
یعنی این دوستم اگر میگفت حاضر باش آخر هفته بریم فلان کشور خارجی برام باورپذیر تر بود.
و من را میگی خاشع تر شدم، متوکل تر شدم، تسلیم تر شدم.
و تحسین و تایید کردم که من صبح خواستم و تو در چشم بهم زدنی بهم نشانه هایش را دادی.
من کلا تمرکزم روی ثروت هست و بیشتر سعی میکنم نسبت به ثروت در حال تایید و تحسین باشم لذا دوست دارم این تمرکز تو را روی ثروت.
افلاطون خرید ماشین مثل آب خوردنه
میخری
خونه آت
ماشین دلخواهت
امپراطوری آت در کارت
همگی هستن و آنها منتظر تواند.
روز و شبت خوش پسر توحیدی و زیبا صورت و زیبا سیرت.
بهترین نعمت ها درجه یک ترین آنها برای تو
بهار جان دوست خوبم سلام
بینهایت سپاسگذار خداوندی هستم که منو به این مسیر الهی هدایت کرده و سبب شده افراد نازنین و پر انرژی چون شما بهار جان بشن دوست من
واقعا سخاوتمندانه کلمات از زبانت جاری میشن: بینهایت ازتون تشکر میکنم: هر وقت برام کامنت میذارین من به وجد میام و با تموم وجودم خوشحالم که دوستی چون شما دارم
اولین بار که این کامنتو خوندم تو چشام اشک جمع شد: واقعا شما سرشار از انرژی مثبتین و آدم دوست داره شبانه روز باهاتون صحبت کنه
با تموم وجودم ازتون سپاسگذارم بخاطر لطف و محبتی که به من دارین، بخاطر کلمات و جمله های بی نظیری که به من میگین؛ بخدا حالم دگرگون میشه، تموم وجودم سرشار از شورو شعف و حال خوب میشه، اصلا دوست ندارم این مکالمه منو شما به پایان برسه
نمیدونم چطور توصیف کنم حالمو وقتی کامنت های شمارو میخونم
بهار جان بگذار یک چیزی رو بگم: اونقدر ذوق و شوق دارم وقتی باهاتون صحبت میکنم که نمیدونم احساستمو چطور باید بیان کنم
از خدا میخام بی حساب و کتاب به قلب مهربونت ببخشه، از جایی برسه که فکرشو نمیکنی؛ نعمت و ثروت آسمونی نصیب قلب مهربونت بشه
حتما به روی چشم به پیشنهاد شما: ویدئو های انس رو خواهم دید و لذت خواهم برد و توجهمو مثل همیشه به فراوانی معطوف خواهم کرد
خیلی برای انرژی فوق العاده شما خوشحالم بابت درخواستی که فرستادین و 4 ساعت بعد به خواستتون رسیذین: بخدا قسم شما لیاقتشو داری که به تموم خواسته هاتون برسین.
بینهایت سپاسگذارم که تجربیات ارزشمندتونو با من به اشتراک میذارین: دوست دارم بیشتر از شما، از نتایجتون و از تجربیات ارزشمندتون، از سوپرایز ها و معجزاتی که براتون رقم خورد به من بگین
شما واقعا انسان مهربان، زیبا و با سخاوتی هستین که خداوند رو میشه در شما و در کلامتون حس کرد: خوشبحالت دختر خدا
راستی یه چیزی ام بگم من چون این خونه ایی که الان دارم توش زندگی میکنم رو خدا برام فراهم کرده اسمشو گذاشتم خونه خدا
دوست دارم دختر خدا
افلاطون عزیز سلام
این دومین کامنت من هست در پاسخ به تو و بلافاصله بعد از قبلی مینویسم.
بعد از جواب دادن و تحسین شجاعتت اومدم و دوباره کامنتت را خواندم.
افلاطون باید بگم و تحسینت کنم.
نوش جانت خانه ی نوسازت.
خانه ای زیبا و درجه یک با بهترین قیمت دنیا
خواب مستر
درب برقی
تمیز و شیک لایق یک مرد توحیدی
افلاطون چقدر تحسین میکنم کارهایی که در خانه آت کردی
نورهایی که گذاشتی
لوستر
تلویزیون جلوی تخت
چقدر خوبه که تو اینقدر عملگرا هستی.
و چقدر عالی ایده میگیری.
خیلی آزادی و استقلال حس خوبی است.
زندگی کردن به روش خودت عالی است.
صد در صد با این کاری که کردی و عمل به الهامت و این تمرکز فراوانی که بر روی خودت و قانون میگذاری به راحتی وارد مسیری خواهی شد برای خلق ثروت بیشتر که منجر میشه به خرید ماشین و خونه.
دیگه زمانت را برای رفتن به یه شهر دیگه صرف نمیکنی و دیگه خودت هستی و خودت و نشتی انرژی نخواهی داشت.
پیشاپیش تبریک برای خلق خواسته هایت
دوستت دارم و منتظر شنیدن ریز ریز ماجراهایت معجزاتت هستم
دوست خوبم بازم سلام
من 4 روز قبل پیام های شمارو خوندم و سرشار از شورو حال فوق العاده شدم و نتونستم پاسخ شمارو بدم
بخدا قسم خیلی خوشحالم که دارم با شما صحبت میکنم؛ انرژی فوق العاده ایی دارین، تمام کلامتتون بوی خدارو میده، انگار خدا داره با من صحبت میکنه، انقدر اروم میشم وقتی پیام های شمارو میخونم: تمام روح و روانم سرشار از حال خوب و آرامش میشه
خدایا من عاشقتم که منو به این سایت هدایت کردی، منو به این فضا هدایت کردی و بخاطر وجود دوست های نازنینی چون بهار بختیاری ازت سپاس گذارم
بازم میگم از صحبت کردن با شما سیر نمیشم: و تصمیم گرفتم کامنت های شمارو بخونم تا بیشتر باهاتون آشنا بشم
بینهایت دوست دارم دوست نازنینم؛ حتما شما اولین نفری هستین که دوست دارم موفقیت ها و معجزاتی که تو زندگیم رقم میخوره رو اینجا به شما بگم؛ حس بسیار نزدیکی بهتون دارم انگار سال هاست که میشناسمتون
از خداوند وهابم که بی حساب و کتاب میبخشه میخام؛ بهار بختیاری ثروت مند ترین دختر ایرانی در استانبول بشه و برسه به نوک قله های موفقیت
بهترینا نصیب قلب مهربونت بهار جان
“” اونا به دنبال رشدن! و دور از حاشیه که مومنان کسانی هستند که عن الغو معرضون!””
مرسی از اقای امیرحسین
چقد این جمله یکی از اصولی بود ک خیلیا جوگیر میشن و یادشون میره و همین میشه مصیبت براشون…..نمونه اش توی اینستاگرام زیاده….
کسانی ک بصورت ناخوداگاه میل دارن ب دیگران نشون بدن هدف زندگی تجربه کردن و رشد هست ولی در عمل ناخوداگاه دارن من ذهنیشون رو تغذیه میکنن و حاشیه هایی میسازن برای خودشون ک اصلا تاثیری در ترغیب دیگران برای زندگی صحیح نداره و فقط ذهنشون ی بهونه پیدا کرده ک با جا انداختن شیوه ی زندگی خودشون،حس کنه داره تاییدیه میگیره در درون خودش…..کسی ک مث استاد و مث بچه های کم سن،دنبال رشد باشه واقعا،این کلک ذهنش و کلک نجوای شیطان رو خیلی خوب متوجه میشه ک قلقلک میده “اعراض نکن از انواع زندگی هایی ک در دیگران میبینی ،اهمیت بدهو بیا نقدشون کن تا با کمک نقدهای تو جامعه اصلاح بشه” !🤪
و همین میشه فرکانسی ک پی در پی براشون حاشیه درست میکنه و حتی موجب ایجاد دشمنی و توی دردسر افتادنشون میشه،
درحالیکه خودشونم متوجه نیستن چرا اینجوری میشه
و میگن ما ک نیتمون خیر بود
ما ک میخواستیم ب مردم کمک کنیم بهتر زندگی کنن
و….
اخرشم تبعید میشن حتی از کشورشون…..
و بجای اینکه درس بگیرن و بگن چ چیزی در من هست ک این چیزارو رقم میزنم برای خودم ،میان میگن مردم نامردن و حکومت متعصبه و…..
ما اگه دنبال رشد باشیم
و حتی بخواییم ب کسی کمکی بکنیم
مث استاد میشیم
اولا همونجور ک برای خودمون ازادی عقیده قائلیم
برای هر نوع انسانی با هرطرز فکری ازادی عقیده قائل میشیم و اینکه عقاید اونا ب جامعه ضربه میزنه و در نهایت مارو بدبخت میکنه (شرک) رو بهونه نمیکنیم واسه نقد کردنشون…..
دوما
همین باعث میشه اعراض کنیم و سرمون توی کار خودمون باشه و جای اینکه جلوی ادمارو بگیریم،جنگل خودمون رو میکاریم و ابیاری میکنیم و در اخر روی خرد جمعی اثر خودمون رو میزاریم…..
اینجوری حاشیه ای هم ایجاد نمیشه
علت اصلی اینکه انقد استاد زندگیش طرفدار داره
و انقد فایلاش موفقه
همین هست اعراض میکنن و زوم هستن روی روش خودشون و میدونن خداوند انسان هارو ازاد افریده ،پس ما هم باید ازاد بزاریم دیگران رو.
و اگر بهونه میکنیم ک عقایدشون مانع رشد ما میشه پس باید باهاشون بجنگیم،شرک مارو میرسونه.
درست مثل مثال دوستمون ک میگن بچه ها اینجوری دنبال رشدن
بدون حاشیه….
دین خداوند
دین یکتا پرستی
فقط با این شیوه زنده میمونه
ک دیگران ب تو نگاه کنن و براشون سوال بشه ک چرا این شخص همه چی براش خوبه
اونوقت میان سمتت
مثل امامان
مث پیامبران
و خودشون دلشون میخواد تورو الگو بگیرن
بدونه اینکه تو از شیوه زندگیشون ایراد گرفته باشی و بگی بیا مث من باش
همونجور ک دشمنان پیامبر ،پیامبر رو دوست داشتن
حتی وقتی ایشون قران میخوندن یواشکی گوش میدادن بهشون
و اختلافاتشون بابته مسائل سیاسی بوده و کارهای جنگی پیامبر از روی من ذهنی و کمبود و تعصب نبوده….
برای خودمون حاشیه نسازیم با شرکمون ،و از روی عزت نفسی ک نقص داره….
و بدنبال اصل باشیم
ک دراینصورت حتی تاثیرش رو در محیط و جامعه خواهد گذاشت لاجرم…نیازی ب نقد نیازی ب سرکوب کردن سایر عقاید نیس
و چقدر ادم ها خیال میکنن این کار مساویه با اینکه برات مهم نیس کمک ب دیگران🙃
کافیه ی نگاه ب زندگی استاد و نتیجه ی اعراض هاشون بکنیم
ی نگاه ب نتیجه ی نقدهای اون اشخاص ک درعالم خودشون میخوان ب رشد جامعه کمک کنن
کدوم بهتر تاثیر گذاشته و در کنارش باعث برکت زندگی خودشونم شده؟😉
کار استاد
یا اونا
؟ 😜🤗
استاد ایران باشه ادم عاشق ایران میشه و مردمش
امریکا باشه عاشق امریکا میشه و مردمش
علتشم فقط اینه ک استاد زیبایی هارو پیدا میکنه در هرجا و نشونشون میده و صحبت میکنه
این درسایی هست ک من میگیرم طول روز با دیدن رفتار دیگران و رفتار استاد،و انتخابِ اینکه چطوری باشم با این اوصاف✌
تامل در نشانه های خداوند
راه راست و سعادت ک هم ب نفع خودمونه هم دیگران کدومه….
نام امامان و پیامبران بی دلیل جاودانه نشده
علتش همین کاراشون بوده💫
حواستون باشه در “درونتون” حتی نقد نکنید زندگی دیگران رو ک از قانون غلط استفاده میکنن
چون فرکانستون برای خودتون شرایط ناخواسته خلق میکنه.
بقول کتاب از دولت عشق کاترین پاندر
ک کاترین پاندر ب شخصی ک احساس سنگینی میکرد توی زندگیش گفته بود،تو خیلی خوب ایراد زندگی همه رو کشف میکنی و این سنگینی نتیجه ی باری هست ک با پیدا کردن ایراد زندگی دیگران در خودت جمع کردی….
اگر ب زندگی دیگران نگاه میکنی،زیبایی هاشون رو ببین و عشق ها رو پیدا کن در زندگیشون.
من خودم ب شخصه حتی توی فایل های استاد میبینم میلم میکشه بگم نکات منفی رو ولی زود یادم میارم ک نتیجه اش چی میشه برام
انگار این کار ب ذهن حس قدرت میده ک ببین چقد خوب بلدی ایرادارو پیدا کنی و زبل هستی!
نمیدونیم ک داریم هیزم جهنم خودمون رو تدارک میبینیم😒
سلام دوست خوبم پریای عزیز
نکات خیلی مهمی یادآوری کردی ممنونم که درک و تجربتو به اشتراک گذاشتی
واقعا همینه یعنی من هم نباید اجازه بدم که از درون زندگی دیگران رو نقد کنم سناریو توی ذهنم بسازم
یه مقدار طول کشید این رو بفهمم اما الان بهتر دارم کار میکنم چون نسبت بهش آگاهم
چون همونجور که گفتی توجهم رو میبره سمت ناخواسته ها و کوله باری از چیزهای غیرضروری با خودم حمل میکنم
لذت بردم از نوشته ات
بدرخشی مث الماس 💎
سایت رو انگلیسی کردم چقد کامنتا باحال میشه😂
بنام خدایی که ما رو خیییلی بزرگتر از خواسته هامون خلق کرده❤
سلااااام به همه شما عزیزانم و سلام به پرادایس بی نظیر که کلی باورهای بی نظیر در حوزه های مختلف واسم ایجاد کرد و کلی درسها ازش گرفتم
خدایا شکرت 🙆🙏🎉🎨⭐🌴❤
جمله ای که استاد به جیکاپی که خودش تو یک خانواده ثروتمند زندگی میکنه بهش گفت:
میخوام ذهنت رو نسبت به اینکه چطور پول بسازی تغییر بدم، خدددددددای من، چی میکنند این باورها؟؟
چقدر هیجان و اشتیاق برادرهای جیکاپ و البته پدرش در کمک کردن بهش رو تحسین میکنم، لیوای که با تمام سلولهای بدنش داشت توضیح میداد😍
چقدر از تحسین مریم جان از لیوای، اونجا که گفت عاشق ویدیوگیم هست لذت بردم، درحالیکه وقتی باور، محدود باشه فکر میکنیم همونطور که بقول استاد، فقط لات ها یا فقط از سر اجبار ممکنه یکی سوار موتور بشه درحالیکه میشه موتورهای بی نظیری داشت و کلی باهاشون کییییف کرد، این مورد درخصوص ویدیو گیم هم هست.
یکی از بی نهایت نکته مهمی که از صحبت های مریم جان از لیوای یاد گرفتم، اونجا بود که از توانایی گوش دادن و تأمل کردن لیوای میگفت، دو موردی که اگر بخوایم خواسته هامون رو براحتی و زیبایی خلق کنیم باید رعایت کنیم: خوب گوش دادن و فکر کردن، مخصوصا تو قانون جهان، اینکه بزاریم درس هامون رو در حالی که از مسیر، لذت می بریم، یاد بگیریم و قانون تکامل رو نخوایم که دور بزنیم.
سؤالی که مریم جان درخصوص ستاره ها از لیوای پرسید زیاد متوجه جوای لیوای نشدم ولی خییییییلی لذت بردم از توضیح دادن لیوای با اشتیاق اما در حین آرامش و دقت، اونجا که گفت معلم علوم چهارمش بالث علاقه مندی ای شده، متوجه میشیم بجز لیوای ، بچه های دیگه ای طبیعتا بودن ولی احتمالا همه شون مثل اون علاقمند نشدن، معلم، واسه همه یکیه، امکانات یکیه، مطالب یکیه ولی کی علاقمند میشه ؟کی توجه میکنه؟کی میتونه اینطوری قشنگ درمورد ستاره ها توضیح بده و یک کتاب به اون قطوری هم با عشق درموردشون بخونه درحالیکه نه اصراری از طرف مادرش هست نه معلم که حتما باید همه تون عاشق ستاره ها بشید بعد کلاس من؟؟؟ نه فقط کسی که خودش بخواد، مَا أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظٍ.
چه صدای زیبایی تو دریاچه پیچید وقتی لیوای و مریم جان تو قایق بودن😍 و چه ترکیب رنگ بی نظیری با همکاری دریاچه، درخت ها و آسمون پرادایس، ایجاد شد، خدای من شکرت😍❤
اونجا که مریم جان گفتن از لذت اون(استاد) که تو نانو درحال منتشر کردن کامنت هاست، لذت میبریم، خدای من فقط همین یک مورد، سپاسگذار بودن و شاد شدن از فراوانی، شادی و ثروت دیگران، چی مییییییکنه با ما😍
آقا مگه میشه به یه چیزی توجه کرد و وارد زندگی ات نشه😝
خدایا شکرت واسه روحیه بی نظیر لیوای، این پسری که بجای اینکه با چندبار امتحان کرد، اول نتوستن ماهی بگیرن، بخواد ناراحت و خسته بشه، ایده پشت ایده تو ذهنش میاد و به مریم جان میگه حالا بریم فلان جا رو امتحان کنیم و همزمان از همون لحظه لذت میبرد و بله💪 بالاخره ماهی به تور افتاد 😝 خدایا شکرت😍 و چقدر من لذت بردم از ذوق لیوای که انگار واسه اولین بار تو عمرش ماهی میگیره و خدا رو شکر میکنم برای این تجربه زیبای مریم جان که باعث شد کلی ازش یاد بگیره و لذت ببره
و اما درمورد پیشنهادی که مریم جان در اخر فایل گفتن که سعی کنید حتما تجربه های ساده رو داشته باشید مثل وقت گذروندن با بچه ها، خدا رو شکر که این تجربه رو با خواهرزاده ام دارم و اتفاقا هم دیشب یک بحث خیلی جالبی داشتیم درحالیکه تنها ۵ سالش هست درمورد ترس و استرسی که این روزها خیلی ها با خودشون دارند، نظر فوق العاده ای داشت، گفت اصلا نیازی نیست ما این همه وسواس داشته باشیم، خدا خودش این مسأله رو (کرونا) رو حل میکنه چون اصلا فقط اون میتونه این کار رو بکنه ما چرا اینقدر نگرانیم😍 چقدر لذت بردم که خیلی ساده نظرش رو اینطوری گفت و یاداوری کرد بهم که اگر ما بخواهیم خدا بشدت برای ما کافیست،ما از مسیر لذت ببریم نه اینکه بقول استاد هی بخوایم خودمون رو درگیر برهه های حساس کنونی کنیم😝😝
باز هم بی نهایت سپاسگذارم ازتون استاد عزیزم و مریم بانوی شایسته برای تمام زحماتی که با عشق برای ما میکشید و این فایل ها رو آماده میکنید
عاشقتونم❤💜
سلام دوست عزیز🌹
چقدر حرف خواهر زاده عزیزتون زیبا بود درباره خداوند و حل مسائل
خداوند به شما و خانواده عزیزتان خیر برکت عطا کند 🌹🌹🌹🌹
سلام دوست عزیز و الهی ام.
واقعا وقتی تو مسیر درست باشیم، همه چی خواهد بود تا ما رو به خواسته هامون پیوند بزنه😍
در پناه رب العامین، شاد، سلامت و ثروتمند در دنیا و اخرت باشی💜
سلام بر استاد عباس منش عزیزم سلام بر خانم شایسته مهربان و دوست داشتنی و سلام بر مهمونای عزیزشون
اینقدر این قسمتهای سریال زندگی در بهشت عالی و زیبا و پر از نکات و درسه برای هممون که واقعا قابل بیان نیست. جالبه هر قسمتم داره به سوالات ذهنیم پاسخ میده یجورایی برام سوال بود که لیوار چطور بچه ای از قسمتای قبلی این سوال توی ذهنم نقش بسته بود اونجایی که همه رفتن داخل آب و اون آخرین نفر رفت یا تو بعضی قسمتا معلوم بود که بیشتر تو حال خودشه و از با خودش بودن داره لذت میبره. حالا چرا برام جالب بود چون من هم شخصیتی مثه لیوار داشتم وقتی بچه بودم اغلب تنهایی رو به بودن در جمع ترجیح میدادم البته یه بخشی از این ویژگیمم به کمبود اعتماد بنفسم بر میگشت اما لیوار اعتماد بنفس خیلی خوبی داره چقدر قشنگ اومد و با خانم شایسته صحبت کرد این بچه در مورد علاقه مندیش و من از پاسخهاش به سوالات ایشون در مورد ستاره ها شگفت زده شدم!!!!! چندین درس داشت برام کلا تمام این فایلا یه کلاس آموزشی تمام و کماله اول اینکه دیدم یه بچه با مطالعه کتابی که در مسیر علاقه مندیهاشه و بقول خودش سه اینچ قطرش بوده چه اطلاعات جالب و کاملی رو میتونه کسب بکنه و یادگیری این موضوعات چه اعتماد بنفسی بهش داده بود که بیاد و با قدرت با خانوم شایسته صحبت کنه جلوی دوربین پس اگه ما در مسیر علائقمون حرکت کنیم هم لذت میبریم و هم هدایت میشیم به مسیر و راه های بهتر اینجا یاد مثالی از استاد عباس منش افتادم که میگفت فردی رو در ایران که بودن میشناخته که بخاطر علاقه مندیش به پرورش ماهی کلی کتاب خونده بوده که بقول استاد نگاه به اون کتابام آدمو به وحشت مینداخت! اما اون فرد یکی یکی اونا رو خونده بوده عشق اینه! دوما بقول خانوم شایسته عزیز چرا ما با اینکه میدونیم اینقدر مطالعه در مسیر علائقمون میتونه بما کمک بکنه بازم از زیرش طفره میریم و بهانه داریم واسه مطالعه نکردن! صحبت های این بچه اینقدر برای من زیبا و دلنشین بود که دوست دارم صد بار دیگه بشینم بهشون گوش بدم چون از یه عشق درونی بر میاد مثه صحبتهای استاد عباس منش عزیزمون که چون تو مسیر عشق و علاقشونه به دل مخاطبان که ماها باشیم میشینه بقول شاعر “آنچه از دل بر آید بر دل نشیند” یعنی عاشق این خونوادم عاشق تک تک اعضاشون عاشق رفتارهای توام با درک متقابل و محترمانه و زیباشون. واقعا هرچقدر این بچه ها و پدرشونو تحسین کنیم بازم کمه
ماهیگیری یکی از لذت های زندگیمه و تجربیات مختلفی از انجامش دارم چون چندین سال بهش شدیدا مشغول بودم و اون لذتی رو که خانوم شایسته عزیز از گرفتن ماهی در دستانشون داشتند میبردند رو با تمام وجود احساسش میکنم و چقدر مسیر جالبی رو تا گرفتن اون ماهی با لیوار طی کردند اول اومدن از یه جا شروع کردند توی اون دریاچه بزرگ بعد لیوار با عمل به الهاماتش به خانوم شایسته گفت به کنار پل برن بعد دوباره جریان هدایت اونا رو به پشت سرشون هدایت کرد و ریختن تکه نان ها در داخل آب که باز هم هدایتی از سوی خدا بود و نهایتا رسیدن به هدف! بخدا کل کل این فایلا رو دارم بصورت درسهای زندگی دنبال میکنم استاد خدا داره از زبان همین فایلا ما رو راهنمایی میکنه که چطور به هدفامون برسیم دیگه از این قشنگتر باید با ما صحبت کنه و البته خانم شایسته عزیز و لیوار در این مسیر احساس خودشونو با تمرکز بر زیباییها و ارسال فرکانس مثبت چقدر عالی و خوب نگه داشتن. خدایا شکرت از خانم شایسته بابت توضیحاتشون در مورد این فایل و زمانی که گذاشتن تا برامون آماده کنن بینهایت سپاسگزارم.