سریال زندگی در بهشت | قسمت 35 - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

391 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا مستانی گفته:
    مدت عضویت: 2533 روز

    سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته عزیز

    سلام به همه ی دوستای خوبم

    امروز خیلی دوست داشتم که یه فایلی از سریال زندگی در بهشت گذاشته بشه ومن ببینم چه جالب دقیقا همین امروز یه فایل گذاشته شد واقعا که قانون هیچ موقع اشتباه نمیکنه این ویدئو برام پراز نشونه بود پراز نشونه ثروت ؛ پراز نشونه آزادی؛ پراز احساس خوب وشاد بودن درلحظه؛ احترام گذاشتن به نظرات دیگران درعین توجه کردن به خواسته های خودت و…….

    بریم که باهم آگاهی های این دوره رو مرور کنیم

    وای خدااااااااااااای من چقدرثروت خوبه وقتی ثروت داشته باشی فرزاندانت میتونند راحت تر زندگی کنند چقدر راحت تر میتونی براشون بهترین هدیه ها وبهترین امکانات رو براشون محیا کنی چقدر میتونه روابط رو عالی کنه

    وقتی ثروت داشته باشی چقدر راحتتر میتونی با انسان های ثروتمند رفت وآمد داشته باشی تازه چقدر هم میتونی آزاد زندگی کنی

    خدایا شکرت

    چقدر روابطشون عالی بودرواقعا لذت بردم ورابطه خانم شایسته وآقای عباس منش هم همین طور چقدر زیبا بود وچقدر احساس صمیمیت دربینشون موج میزد

    چقدر آزادی داشتند هرکس داشت با توجه به سلیقه خودش لذت میبرد وهیچ اجباری در کار نبود یکی با دوچرخه سواری یکی با پینک پنک یکی باماهیگیری و…….. خدایاشکرت

    خدایاشکرت که آدم هایی رو دارم میبینم که چقدر به تفاوت ها احترام میذارند وچقدر قانون رو خوب فهمیدند به خاطر چیزهای کوچیک حتی لذت میبرند وچقدر ذوق میکنند

    چقدر اعضای خانواده داشتند برا بردن وسیله ها بهم کمک میکردند این نشون دهنده ی همون رابطه ی فوق‌العاده ست خدایاشکرت

    چقدر اون خانم خونه راحت بود وسعی میکرد با فرزندانشون خوش بگذرونه حتی خونه ی یکی دیگه همیشه فکر میکردم خونه کسی وقتی میری ؛ زن زشته که با بقیه بازی کنه اما این فایل نگاه منو کاملا تغییر داد زن میتونه خیلی هم لذت ببره حتی زمانی که میهمونی میره ومجبور نیست که از اول تا آخر تو آشپزخونه کمک خانم خونه بکنه

    چقدر از انرژی اون خانم وخانم شایسته که چقدر باذوق وشوق همدیگرو بغل کردند خوشم اومد واین انرژی روتحسین کردم

    چقدر اون پسر باانگیزه بود که حتی اونجاهم ویدئو میگرفت که تو کانالش بزاره این داشت به من میگفت چقدر میتونی راحت پول بسازی درعین حالی که داری لذت میبری

    اون ماشین نشونه ثروت بود

    اون میز پینکپنک نشونه ثروت بود

    اون وسیله هایی که بچه ها همراه خودشون آورده بودند نشونه ثروت وفراوانی بود

    اون موتور نشونه ثروت بود

    خدایاشکرت

    اما ثروت فقط پول نیست

    اون روابط عالی نشونه ثروت بود

    اون شادی بیکران که دراین فایل موج میزد نشونه ثروت بود

    سلامتی تک تک اعضای خانواده وازجمله استاد عزیز وخانم شایسته نشونه ثروت بود

    وای خدای من پارادایسو که نگو کلی ثروت فقط تو این مکان هست که هرروز هم خدا داره بیشترش میکنه اون دریاچه؛ اون مسیری که برا موتور سواری ودوچرخه سواری محیا شد؛ اون فضای سبز؛ اون درختان زیبا که نشونه فراوانیه؛ اون قایق زیبایی که تو آب بود نشونه ثروته ؛اون احساس راحتی واحترام به دیگران نشونه ثروته

    خدایا شکرت شکرت شکرت شکرت

    باآرزوی خوشبختی و ثروت درتمام جنبه های زندگی براهممون

    ممنونم ازاینکه این فایلو باما به اشتراک گذاشتید

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    زینب سلمان زاده گفته:
    مدت عضویت: 2777 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلااااااااااام دوستای بهشتی ام😍🙋

    خدای من چقدر خوشحال شدم دوباره این خانواده دوست داشتنی و بی نظیر رو می بینم😍 همزمانی شروع زندگی در بهشت با ورود من در دوره ۱۲ قدم همیشه واسم یاداوری میشه که که چقدر زیبا و فوق العاده هست، دیروز من جلسه دوم قدم سومم رو گوش داده بودم که در مورد ارزش حرف مردم و تاثیرش در جنس اتفاقات زندگی مون و عزت نفس بود و امروز صبح که سایتو دیدم یه دفعه چشم خورد به برادر بزرگ این خانواده بیییی نظیر و لبخنده رفت زودی بشینه روی لب هام😝😍 این قسمت زندگی در بهشت یه مثال خوب دیگه بود واسم برای درک بیشتر و بهتر جلسه دوم قدم سومم، اینکه این خانواده بعد دو ساعت از رفتنشون پیام میدن که دوباره برگردن و این بار مادر هم باشه که این بار همه با هم لذت ببرند، چیزی که تو فرهنگ ما چیز زشتیه که این فقط بخاطر اینه که استاد و مریم جان اییییینقدر روی خودشون عاااالی کار کردن و همیشه در حال انجام این کار هستن که اینقدر با خودشون در صلح هستن که اینطوری این خانواده عشق میکنه وقتی باهاشون باشن، خدای من پسرا با چه ذوق و شوقی هی می خواستن واسه مادرشون تجربه هایی که داشتن رو از نزدیک به مادرشون نشون بدن با اینکه کللی قبلش فیلما رو هم نشونش داده بودن😍 واااااای بچه ها ماشین شون چقدر زیباست چقدر خفنه خدای من، همییییین ون رو من تو فایل تجسمی تو یدم دومم گڋاشنم کا باهاش کلی مسافرت به مناطق بکر و زیبا میرم😍

    چقدر احساس مسئولیت و همکاری این خانواده بی نظیر و زیباست ، همه شون میان همکاری میکنند وسایل شون رو ببرن داخل خونه، این بار هم کلی وسیله بیشتر اوردن با خودشون، خدای من چقدر این فرهنگ رو دوست دارم، قبلا حتی نمی دونستم آمریکایی ها چنین رفتاری دارن ولی الان دارم به چشم خودم می بینم، قبلا همیشه می خواستم جایی بریم بمونیم یا فامیلامون میومدن که چند روز بمونن من خیییلی ناراحت میشم چون در ار دو صورت لذته خیلی کمتر بود بخاطر سختی که به خودمون میدادیم، خدایا شکررررت شکرت که در مدار دیدن این نعمت ها هستم،

    ✅وقتی آگاهانه روی خودمون کار میکنیم و تکرار و تکرار بشه چه پاداش ها و نعمت اا تو زندگیمون براحتی خلق میشه، دیگه همه اش لذت میشه و لذت، ۲۰۰ تا توپ پینگ پینگ می خریم فقط برای اینکه یه بازی حرفه ای و خفن بکنیم💪😍

    چقدر مادرشون پرانرژی و مهم تر راحت راحت بود، تو همه چی، تو لباس پوشیدن و … واسه همین براحتی میتونه با پسراش و بقیه همراه بشه و لذت ببره بجای اینکه وقتشو بخواد بزاره هی بره لباس عوض کنه، تجدید آرایش کنه ، حالا بخواد پاک کنه😝

    جیکاپ تو همین چند روز چقدر تغییر کرده ، چقدر راحت تر شده، تازه موتورسواری یاد گرفته خیییلی راحت و خونسرد استاد و سوار میکنه میرن کیییف کنند😍👏👏 چه دوربین خفن و کوچیکی داره، چقدر با شوق و ذوق نیومده فیلم امروزش رو هم گرفت که آپلود کنه، خییییییلی دمش گرم👏👏

    چه روزی بود امروز، یه روز بهشتی فوق العاده دیگه، خدایا شکرررررررررررررررررررررررررت🙆😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      محمدرضا احمدی گفته:
      مدت عضویت: 3426 روز

      سلاااام بر دوست بهشتی ام

      سلااام بر زینب عشششق

      کامنتت خیلی خیلی به دلم نشست خدا رو شکر

      چققدر شما به خودت وصلی عزیزم چققدر لذت بردم عزیزم از خوندن کامنتت

      هر کجا هستی در پناه خدا باشی عشق دلم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        زینب سلمان زاده گفته:
        مدت عضویت: 2777 روز

        سلاااام من به روی ماهت جذااااااااااب، بی نظیر😍

        مرررررررررسی که اینجا واسم نشوتی و باعث شدی دوباره یه فلش بک بزنم به قسمت 35 و دوباره همین کامنتی که خودم نوشتم رو بخونم و چه زمانی هم نوشتی واسم😍 خدای من هدایتم کن همیشه در زمان و مکان و موقعیت مناسب باشم و همینطور محمدرضای عزیز و جذاااااااااااب رو، این قسمت درمورد تکاملی که جیکاپ فقط تو اون چند روزی که تو پرادایس بود و نرفته دوباره برگشتن گفته بودم و جدیدترین قسمت که دیروز آپلود شد هم دقیقا درمورد خانواده رایان بی نظیر بود که از آخرین باری که استاد و مریم جون رفته بودن خونه شون چه چیزای فوق العاده یا اضافه کردن از استخر و گیم روم

        محمدرضای عزیز و بی نظیر هر لحظه ات زیباتر و توحیدی تر و ثرومندتر در پناه رب العالمین

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    عاطفه مردانی گفته:
    مدت عضویت: 3051 روز

    سلام استاد مهربانم و مریم جان عزیزم.

    استاد واقعا نمیدونم باید چی بنویسم که بتونه احساس تحسینی که نسبت به شما و خانم شایسته عزیزو داره بیان کنه.این همه عشق این همه مهربانی و این همه خلوص که بی هیچ چشم داشتی عاشقانه نثار هر چیزو هر کسی میکنید که باهاتون در ارتباطه.نمیدونم ولی وقتی مهموناتونو دوباره دیدم به جایی که شما جا بخورین من جا خوردم.اخه چطور میشه این رابطه یا این نوع برخورد با زندگی و این شکل رفتار در ادما ایجاد بشه؟چطور میشه که ادما اینقدر بتونن راحت باشن و برای خودشون و خواسته هاشون اونقدر ارزش قائل باشن که هر چیزی به اسم تعارف،رودیباستی،خجالت یا هر چیز دیگه ایی که به تناسب شخصیت هر کدوم از ما ادما درمون شکل میگیره را کنار بزارن و اینقدر راحت درخواست خودشونو عنوان کنن.وقتی پدر خانواده هنوز با اینکه چیزی از رفتنشون نگذشته باز برای داشتن لحظات زیباتر و اینبار در کنار همسرش درخواست بده و حتی اجازه نده هر چیزی که ما اسمشو عدم عزت نفس میزاریم مانع رسیدن به خواستش بشه.چیزی که شاید ما و به طور قطع خودم هرگز تا بحال چنین کاریو اونم صرفا برای لذت خودم انجام ندادم.این ادما ستودنی هستن این ادما خیلی کمن و شاید ما در برخورد باهاشون به شدت رفتارشونو قضاوت کنیم و عملشونو خلاف اون عرف ساختگی بدونیم که همیشه باهاش دست و پای خودمونو بستیمو فرصت لذت بردنو از خودمون گرفتیم.استاد خودت که الگویی، همه کسانی هم که باهاتون در ارتباطن میتونن الگوهای مناسبی برای ما باشن.

    و چقدر لذت بردم از اینکه میدیدم این مهمونا اینقددددر بهشون خوش گذشته بوده که با عشق برگشتن و با این هیجان هر کدوم سعی داشتن تجربیات زیباشونو با مادرشون در میون بگذارن و همه اینا استاد فقط از احساس راحتی،مهربانی و بخشندگی و عشقی حاصل میشه که یه میزبان عالی میتونه به مهمونش بده.وقتی شما خودتونین و بی پرده عمل میکنید وقتی خودتونو تو معذورات حضور مهمان نمیزارین و به گونه ایی عمل میکنید که مهمان جزیی از خانواده شما و شما جزیی از اعضای اونا میشین دیگه اینجا جایگاه ها تعریفی نداره و چیزی که که مطرحه انسانیت،عشق و مهربانیه.

    حقیقتا در مدار و جایگاهی که الان قرار دارم هنوز مثل شما عمل کردن برام کار راحتی نیست و وقتی خودمو جای شما قرار میدم شاید نمیتونستم اینجوری که شما برخورد میکنید عمل کنم و اینجاست که تازه میفهمم چقدر زمان لازمه تا تکاملمو پشت سر بزارم.از اول تا اخر فایل فقط و فقط شمارو تحسین میکردم برای این همه قدرت پذیرش درونتون.اینکه شما حقیقتا خیللللللی زیاد روی خودتون کار کردین و تمامی تاثیرات محیطی که درش بزرگ شدینو تو خودتون به چیزهای بهتری تبدیل کردین.شمایی که در خانواده ایی بزرگ شدین که پدرتون اسطوره خست براتون بوده و تاثیرات این نوع از زندگی حتی تا بعد از ازدواجم همراتون بوده،چقددددر لازم بوده رو خودتون کار کنین تا بخشندگیو صفت اول وجودتون کنین و اینگونه زندگیتونو با تمامی امکاناتش در اختیار دیگران قرار بدین.استاد همه اینا برای ما درسه.برای منی که تو مسیر دوازده قدم پا گذاشتم تا راه درست زندگی کردنو یاد بگیرم و تلاش میکنم قدوهامو اونجایی بزارم که شما گذاشتین،اینا همه نمونه های مثالیه که بدونم باید تلاش کرد،تلاش برای اونچه که تو وجودت پیدا میکنی و میدونی باید از پاهات کنده بشن و شما چقدر عالی این کارو انجام دادین.

    با دیدن این فایل تازه فهمیدم تغییر یعنی چی و برای تغییر چقدر باید همت کنم.

    استاد لذت میبرم ازوجودتون به عنوان یک انسان خود ساخته،از سبک زندگیتون که همش بر پایه قوانین جهانه و لذت میبرم از مهمونای بسیار دوست داشتنیتون که مصداق کامل نوریانی هستند که جاذب نوریانند.

    عاشقتونم،شادو سلامت باشید⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      محمدرضا احمدی گفته:
      مدت عضویت: 3426 روز

      وااااییی چقققدر قشنگ

      سلام عاطفه جونم

      بی نهایت بی نهایت زیبا نوشته بودین عزیزم

      چچققدر چقدر چقدر تحسین تون میکنم

      فووق العاده نشوته بودین خیییلیییی زیادددد خییلی زیاد

      فوق العاده بودین

      بی نهایت بهتون افتخار میکنم مننننن خییلی زیادد عزیز دلمم خیلی خیلی زیاد

      اونجایی که نوشته بودین لذت میبرم از مهمونای بسیار دوست داشتنیتون که مصداق کامل نوریانی هستند که جاذب نوریانند.

      یعنی من اینجا تموووم شدم رفتم پی کارم فوق العاده بود که چقدر قشنگ چقققدر قشنگ این جمع رو به شعر مولانا تشبیه کرد هبودین

      عاشقتونم مننن

      درپناه خدا باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        عاطفه مردانی گفته:
        مدت عضویت: 3051 روز

        بسیااااار سپاسگزااارم محمدرضا عزززیز.

        ممنون از این همه عشقی که برای خوندن کامنتم گذاشتی و ممنون از این همه محبتی که داری.

        به خودم میبالم بابت قرار گرفتن در چنین خانواده بی نظیری و دوستان هم مسیر و سرشار از آگاهی و عشقی مانند تو دوست خوبم.

        برات ارزوی موفقیت روز افزون دارم

        در پناه هدایت الله یکتا❤️🙏

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        گزارش نقض قوانین سایت
  4. -
    میلاد خزائی گفته:
    مدت عضویت: 2558 روز

    سلام به همه دوستان

    واقعا خدایا شکرت چقدر زیبای داشت این فایل چقدر آرامش داشت این فایل

    نکته های مثبت عالی این که همزمانی واقعا چقدر منو به وجد آورد که استاد رفت و مهمونارو دید و چقدر خوبه درخواست کردن شاید من بودم بعد از ۳ روز باز نمیومدم ولی نکته ای که واسه من داشت این بود که درخواست کنم و از جواب منفی ناراحت نشم که در ۹۰ درصد مواقع و بیشتر جواب درخواست همیشه مثبته

    چقدر این خانواده مثبت هستن چقدر خوبه همیشه لبخند رو لبشون هست و چقدر نگاه و چهره زیبای دارن چقدر مادر خانواده مهربون بود چه لبخند زیبای داشت

    وای خدا این پرادایس چقدر زیباست باورم نمیشه که من هر سری میبینم پرادایسو انگار بار اولمه که دارم میبینم آنقدر که زیبای داره 🙏🌈🥰

    چقدر زیباست این زندگی و چقدر در کنار هم بودن و لذت شادی باهم تقسیم کردن زیبا ترش میکنه خدایا صد هزار مرتبه شکرت

    🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    پری سیفی گفته:
    مدت عضویت: 2871 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و سلام به مریم جان شایسته که انصافا شایستگی زندگی در بهشت رو داره و ایشون و استاد عزیز الگوی کاملی هستند از قانون احساس خوب = اتفاقات خوب و با دیدن این عزیزان دیگه شک و شبهه ای باقی نمیمونه و حتی اگر آموزشی هم نباشه این رو از رفتار و شیوه زندگی و نتایجشون میشه یاد گرفت…. سلام و درود خدمت همه دوستان عضو سایت

    سپاسگزار خداوند هستم بابت وجود آقای عباسمنش و آگاهی های بینظیرشون، مریم جانم، و خانواده صمیمی عباسمنش که صمیمانه در کنار هم هستند.

    اولین بار هست که برای این سریال زیبا کامنت میذارم. البته کامنت های من در سایت انگشت شمار هستند اما تصمیم گرفتم که بیشتر در سایت فعال باشم همونطور که هر روز با عشق به سراغ این سایت میام که هم قسمتی دیگر از سریال رو ببینم و هم سری به قسمت عقل کل بزنم نظر خودم رو بنویسم شاید من هم تمرین کنم برای تمرکز بر زیبایی ها و توجه به نکات مثبت هر چیز. اصلا من هدایت شدم. من یک هفته ای هست که تصمیم گرفتم بدون اینکه خودم رو در منگنه قرار بدم آرام آرام بیشتر از آگاهی های استاد استفاده کنم بیشتر در سایت باشم و این هم شاید بخاطر تضاد عدم آرامشی هست که بهش برخوردم و تصمیم گرفتم بجای درد و دل کردن با اطرافیانم و بیشتر کردن احساس منفی، تمرکزم رو روی این سایت زیبا بیشتر کنم. تا هم آرامش بیشتری داشته باشم و هم آینده بهتری رو برای خودم رقم بزنم. الان که این مطالب رو مینویسم با شرایطی که دارم شاید فقط من و خواهرم که آگاهی های استاد رو پیگیری میکنیم این حرفها و این مطالب رو بپذیریم اما اطرافیانم اگر اطلاع داشته باشند شاید جور دیگری برداشت کنند و من رو آدم خودخواه و بیخیالی تصور کنند. اما بعد از این همه سال غصه خوردن و توجه به ناراحتی ها به این نتیجه رسیدم که با این کار فقط ناراحتی های بیشتری رو به زندگی خودم و عزیزانم جذب میکنم. پس بابت همه چیز از خداوند سپاسگزارم

    اما دیدگاه من راجع به این قسمت از سریال زندگی در بهشت. اول این رو بگم که واقعا خوندن نظرات دوستان چقدر به من آگاهی میده و چقدر حال من رو دگرگون میکنه. واقعا دوستانی که این نظرات عالی رو به اشتراک میگذارن دارن درسهایی که از استاد یاد گرفتند رو برای منِ نوعی که کمتر کار کردند آماده و شُسته رُفته توضیح میدن و اونقدر این درس ها رو تکرار میکنند که جزئی از وجود همه ما بشه همه کسانی که در این سایت هستند. خدایا شکرت بابت این دوستان عالی.

    نکات زیبایی که من از این قسمت متوجه شدم اول از همه ساده گرفتن همه چیز هست وقتی استاد خیلی راحت پذیرای مهمان ها هستند و شوق و ذوقی که در وجودشون هست… خنده های استاد به سادگی خنده کودکی هست که اطمینان داره کسی غیر از خودش همه امکانات رو فراهم میکنه . تنها تفاوت در این هست که اون کودک شاید براش مهم نباشه که چه کسی این امکانات رو فراهم میکنه و شاید هم فکر میکنه پدرو مادرش، اما استاد ایمان به خداوندی داره که به محض اراده همه چیز رو براش فراهم میکنه و من به بی ایمانی خودمون بابت اضطراب پذیرایی از مهمان پی بردم و باور کنید همین الان به این مسئله پی بردم همین الان که مشغول تایپ این واژه ها شدم. وقتی استاد و البته مریم جان خودشون شوق و ذوق دارند امکانات تفریح و لذت بردن هم خودش فراهم میشه و این خانواده بسیار عالی خودشون این همه وسیله با خودشون میارن تا لذت ببرند. چرا ما باید تا سالهای سال غصه داشتن فلان مهمان ناخوانده رو بخوریم که انسان بی ملاحظه ای بوده و … اما استاد با چنین مهمانهای عالی برخورد کنه چون اولا ایشون در حال زندگی میکنه و به گذشته فکر نمیکنه و با ارسال فرکانس های عالی مهمانانی از همان جنس رو جذب میکنه و اینکه به زیبایی های افراد توجه میکنه و از نازیبایی ها چشمپوشی میکنه و خب رعایت قوانین دیگه‌ای که ما تا حالا هیچ اطلاعی از اونها نداشتیم.

    نکته بعد اینکه چقدر لذت میبرم که آشپزخونه و پختن غذای آنچنانی اهمیت بسیار کمی در این خونه داره برعکس تمام خونه های ما ایرانی ها. گرچه شعار خود من همیشه این هست که باید چنان از مهمان پذیرایی کرد که معذب نباشه و خداروشکر این رو در قسمت های قبلی هم دیدم که استاد تاکید داشتند که این ساده رفتار کردن برای هر دو طرف لذت بخش هست اما هنوز هم باورهایی در ذهنم هست که باید تا جایی که میتونم سعی کنم به مهمانم برسم (با وجود شعار زبانی). خوشحالم که تاییدش رو از استاد گرفتم.

    من از این قسمت یاد گرفتم که وقتی خانم خونه همش مشغول پختن غذا و پذیرایی و رسیدن به خونه و درد و دل کردن باشه انرژی براش باقی نمیمونه که بخواد با خانواده ش از این مهمانی لذت ببره.

    مورد بعد اینکه این خانواده 4 تا پسر دارن با شخصیت های متفاوت، که چقدر عالی و پر انرژی و در عین حال با احترام با هم و در کنار هم لذت میبرند و برعکس بچه های ما تو سرو کله هم نمیزنن. مادر خانواده به جای اینکه بشینه درد و دل کنه که ای کاش یکی از این پسرام دختر میشد تا با هم رفیق بودیم با همسر و پسراش رفیق هست و از زندگیش لذت میبره و این هم درس بزرگی هست برای من چون من خیلی به بچه دختر علاقمندم و دوست نداشتم در آینده مادر یک پسر باشم اما حالا باورهام تغییر کرد و متوجه شدم که میشه جور دیگری هم زندگی کرد شیوه ای غیر از شیوه 99 درصد اطرافیانم.

    و اینکه من ترغیب شدم زبان انگلیسیم رو تقویت کنم و این هم یکی از اهدافم شده که حتما حتما بهش میرسم. خدایا شکرت

    واقعا سپاسگزار خداوندم که من رو به این مسیر و این سایت هدایت کرد که لذت واقعی از زندگیم ببرم همیشه یه بی علاقگی به زندگی تکراری و بی رنگ اطرافیانم داشتم اما نه میدونستم علتش چی هست و نه راه حلی براش داشتم اما حالا میدونم… و هر روز خودم رو بیشتر و بیشتر رشد میدم و خودم رو مسئول نتایجم میدونم .

    آرزوی سلامتی ثروت و سعادت برای خودم و استاد عزیز مریم جانم و همه دوستان اعضای سایت دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      محمدرضا احمدی گفته:
      مدت عضویت: 3426 روز

      سلام پری جان دلم

      نمیدونی چققدر با کامنتت ارتباط برقرار کردم عزیزم نمیدونی

      واقعا حرفی که از دل براید لاجرم بر دل نشیند

      خییییییلی زیبا نوشته بودی عزیزم

      بی نهایت تحسینت میکنم که اینطوری داری روی خودت کار میکنی و به وضوح رسیدی خدا رو صد هزاران مرتبه شکر

      بی نهایت بهت افتخار میکنم و بی نهایت بی نهایت تحسینت میکنم عزیزم که اینقدر فوق العاده هستی عشق مننن اینقدر صاف و صادقی اینقدر خفنی اینقدر دوست داشتنی هستی عزیزم

      عاشقانه عاشقتم عزیزم

      هر کجا هستی در پناه خدا باشی عشقم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        پری سیفی گفته:
        مدت عضویت: 2871 روز

        سلام بر محمدرضای عزیز و دوسداشتنی. ممنون از انرژی مثبتت. راستش امروز بخاطر شرایطی که داشتم دنبال یه چیزی بودم که حالم رو خوب کنه و پیغامت رو با ایمیل دریافت کردم و چند پله احساسی که داشتم به سمت زیبایی ها کشیده شد. واقعا سپاسگزارم از این واژه های پر از عشق و محبتت. همین حرفهای زیبای شما من رو ترغیب کرد که باز هم بیشتر از گذشته روی خودم کار کنم تا مثل شما شادی و عشق رو در دنیای اطرافم گسترش بدم. واقعا ازت ممنونم. آرزوی روزهایی خوش و پر از عشق و ثروت و سلامتی برات دارم.🌹🌹🌹🌹🌹🌹

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    خوشبخت گفته:
    مدت عضویت: 2877 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربانم

    سلام به همه هم فرکانسی های عزیزم ، خدا رو شکر میکنم که در این جمع دوست داشتنی هستم….

    واااای خدای من چقدر ذوق کردم که دوباره این خانواده دوست داشتنی میهمان بهشت هستند،به محض دیدنشون لبخند بزرگی روی لبهام نشست و مشتاقانه محو دیدن این قسمت شدم.

    بعد از کار کردن روی دوره عشق و مودت من علاوه بر فکر کردن به حرفهای استاد در مورد شکل ارتباط با عشقشون، خیلی دنبال الگوی رابطه عاشقانه میگشتم و الگوهای خوبی رو هم میدیدم ولی بصورت کاملا جزئی از رابطشون میشنیدم.با شروع سفر به دور آمریکا انگار تیک خواسته من در مورد الگوی رابطه عاشقانه هم خورد ،و من بصورت عملی هرروز با چشمهای خودم روابط عاشقانه مریم جون و استاد رو می دیدم و این دو عزیز الگوی تمام و کمال من در رابطه عاشقانه و خیلی زمینه های دیگه شدند و من رو بی نیاز کردند از هر گشت و گزاری برای پیدا کردن الگو ،از همین جا اول از همه از خدای خودم سپاسگزارم که مریم جون رو هدایت کرد به سمت این ایده و بعد از اون از استاد و مریم عزیزم سپاسگزارم که خالصانه و سخاوتمندانه بخشی از زندگی خودشون رو و روابطشون رو به دور از هرگونه اغراق و یا سانسور با ما به اشتراک گذاشتند و یک عالمه باورهای خوب و خواسته های خوب برای ما ایجاد کردند . به نظر من سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت رو باید در کنار تمام دوره ها بارها و بارها دید و در موردش فکر کرد ،چون تاثیر نتیجه گرفتن از تمام دوره ها رو چندین برابر میکنه…خدایا شکرت

    و حالا با دیدن این خانواده شاد و دوست داشتنی خواسته یه خانواده خیلی شاد و پر انرژی و با محبت برای من شکل گرفت….خدایا شکرت چه الگوی خوبی…..

    چقدر اعضای این خانواده حالشون خوبه ، چقدر همگی و مخصوصا پدر و مادر با خودشون در صلحند،سری قبل مادر به دلیل مسائل کاری نتونست با بقیه همراه شه ولی کاملا براش پذیرفته بود که بقیه به این سفر چند روزه بروند،و وقتی که موقع خداحافظی قسمت قبل پدر گفت به زودی میبینیمتون مشخصه به این فکر میکرد که به زودی مادر رو هم با خودشون به اینجا بیارن و ایشون رو هم از این همه لذت و شادی بهره مند کنند. یاد استاد افتادم که در فایلی می گفتند من از لذت بردن عشقم لذت میبرم بدون توقع و وبارها شده جایی رفتم و بهم خوش گذشته اومدم دست عشقمو گرفتم بردم اونجا که ایشون هم لذت ببره……

    و چقدر من عاشق این خانواده دوست داشتنی هستم که اینقدر با خودشون در صلحند و ضمن احترام به دیگران برای خودشون ارزش قائل هستند و با وجود اینکه چند روز قبل اینجا بودند براحتی باز هم در خواست کردند که مهمان بهشت زیبای ما باشند و اصلا به این فکر نکردند که ای وای زشته ما چند روز قبل اینجا بودیم ،الان میگن چقدر اینها پررو هستن و حداقل نزاشتن یک ماه بگذره و بعد درخواست مجدد کنند و با این افکار خودشان را از کلی لذت و شادی و نعمت محروم کنند(الگو برای راحت در خواست کردن در دوره عزت نفس ،ضمن اینکه هر جوابی میگرفتن برااشون پذیرفته بود )

    خداروشکر چه مهمان های با محبتی که دوست داشتند قدرشناسیشون رو با هدیه هایی به استاد و مریم جون ابراز کنند،چقدراز این کارشون خوشم اومد که تمام امکاناتی که لازم داشتند رو با خودشون اوردند و میخواستند تا حد امکان هم راحت باشند و لذت ببرند هم میزبان رو به زحمت زیاد نندازند،چقدر شاد و پر انرژی اند ، چقدر خوب با هم همکاری می کنند،چقدر مسوولیت پذیرند،چه قدر روابط عالی دارند ، با هم میگن ، میخندن ، بازی می کنن،من با لذت این همه خوبی رو تحسین میکنم ،و میهمان نوازی مریم جون و استاد رو هم تحسین میکنم ، اینقدر که حالشون با خودشون خوبه و همه چیز رو هم برای خودشون و هم بقیه راحت گرفتند و لحظه های خوبی با این خانواده ساختند اونها رو باز به این بهشت زیبا کشاندند.

    راستی مریم جون اونجایی که ماهی از دستتون پرید منم یک لحظه دلم ریخت و ترسیدم و یه لحظه فکر کردم شما دیگه بیخیال میشید و بهش دست نمیزنید ولی با توجه به شناختی که ازتون پیدا کردم در کسری از ثانیه نظرم تغییر کرد و مطمئن بودم برش میدارید ، شما به ترسهای خیلی بزرگتر وارد شدید ،اینکه دیگه در برابر اونها شوخیه، من تحسینتون میکنم بانوی قدرتمند و دوست داشتنی ،شما بهترین الگو برای من هستید …..

    یه چیز دیگه هم دوست دارم بگم ،بعد از دیدن اون قسمتی که شما با استاد بازی می کردید و گفتید حمایت خدا برای من کافیه از اون روز این ورد زبون من شده حمایت خدا در همه زمینه ها برای من هم کافیه ……… خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      محمدرضا احمدی گفته:
      مدت عضویت: 3426 روز

      سلام عزیز دلم

      خیلی کامنتت زیبا و پر معنی بودش

      ببیییین یعنی اونجایی که شما گفتی درمورد پدر خانواده که اومد دست عشقش رو گرفت تا اون هم لذت ببره،خب

      من سریع اون فایل ششم مصاحبه با استاد اومد توی ذهنم که استاد گفتند هر جایی که میرم خیلی بهم خوش میگذره زودی میام دست عشقم رو میگیرم تا ببرم بهش نشون بدم اون زیبایی ها رو

      بعدش دیدم شما توی ادامه ی کامنتت هم اینو گفته بودی

      اصلاااا گفتم خدااااای من چه همزمانی ای رخ داده خدایا شکررررتتت

      خیلی خیلی برام جالب بود این همزمانی

      عاشقتم عزیزم

      در پناه خدا باشی عشقم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        خوشبخت گفته:
        مدت عضویت: 2877 روز

        سلام دوست خوبم…

        ممنون از نگاه زیباتون…

        خداروهزار بار شکر دیگه تکرار زیاد این هم زمانی ها برای همه ما داره عادی و طبیعی میشه،ولی خوبیش اینه هر چقدر هم که زیاد و عادی بشه ،باز هر بار ما رو ذوق زده میکنه و احساس خوبی بهمون میده و ایمانمون رو قوی تر میکنه…

        حال دلتون عالی باشه همیشه….

        در پناه خدا باشید..

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      یاحق👩‍🏫🌸 گفته:
      مدت عضویت: 3317 روز

      به نام خدای مهربانم

      چقد قشنگ بود لذت بردم از خوندن کامنتت عزیزم

      واقعا مریم جان الگوی عالی ای هست برای ما ..

      حمایت خدا برای من کافیه یادآوری عالی بود سپاسگزارم ازت عزیزم

      شاد و سلامت و ثروتمند باشی دوست خوبم 😘🌹💖

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        خوشبخت گفته:
        مدت عضویت: 2877 روز

        سلام عزیز دلم ، ممنون از توجهت و نگاه زیبا بینت ، منم از شما تشکر میکنم ،از دیدگاه شما در این قسمت خیلی استفاده کردم و حتی اسکرین شات گرفتم بخشیشو که بارها به خودم یاداوری کنم،حس میکنم دقیقا هدایت خدا بود چون دیگاهتون دقیقا پاسخ به نیازم در این بخش از زندگیم بود..

        آرزوهاتونو آرزو میکنم و امیدوارم هرلحظه به معنای واقعی زندگی کنید،در پناه خدا باشید…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    محدثه سوفسطائی گفته:
    مدت عضویت: 2511 روز

    و خدایی که در این نزدیکی است:

    لای این شب بو ها،پای آن کاج بلند.

    روی آگاهی آب، روی قانون گیاه.

    سلام سلام سلام😄

    به همه شما دوستای گلم و استاد عباسمنش عزیز و مریم جون مهربان

    چقدر و قتی صبح وارد سایت شدم و دیدم فایل جدید از سریال زندگی در بهشته ذوق کردم و چقدر خوشحال شدم و اونو هدیه ای دونستم از خدای مهربان به من به مناسبت روز دختر،ممنونتم خدا جون😄

    راستی این روز قشنگ و به همه دخترای قشنگ و مهربون خانواده عباسمنش تبریک میگم،دوستون دارم عزیزانم😘😍

    شاید باورتون نشه ولی از صبح تا حالا که فایل و دیدم ذهنم مقاومت شدیدی داشت که بیام و دیدگاهم را بنویسم آخه اونوقت که من فایل و دیدم هیچ کس دیدگاه نگذاشته بود ولی این بهانه مسخره ای بود گفتم حیف که من دیدگااهم را ننویسم خلاصه وارد ترسم شدم و الانم این جام که براتون بگم از حال خوب این فایل از نکات مثبتش،…،واقعا به خودم افتخار میکنم آفرین محدثه به این شجاعت و اعتماد به نفست😘

    چقدر لذت بردم و تحسین کردم 👌👌👌👌💓

    مهمان نوازی باعشق و ساده استاد جون و مریم جون چقدر راحت و با آرامش بودن

    شادی و ذوق مهمون ها از لذت بردن در کنار هم و خانواده استاد

    همیاری و مسئولیت پذیری اعضا خانواده فوق العاده بود.

    احترام و محبتی که بهم داشتند تحسین کردنی بود

    عشق و علاقه مادر بین فرزندان و اون بازی کردن با اونها و لذت بردنشان

    چقدر خوشحال شدم که مادر این خانواده دوست داشتنی دیدم چقدر با محبت و دوست داشتنی بود و با عشق طوری مریم جون بغل کرد که انگار هزار سال دوستان صمیمی بودن به به به اون کادو ها دلم میخواست ببینم چی آوردن مبارک باشه مریم جون و استاد جونم عاشقتونم😍😙😙😙💓

    راستی منم امروز ی عالمه کادو گرفتم و خدا رو سپاسگزارم که هر کدوم یکی از خواسته هام بودن واقعا عالی بود وبهم ثابت شد و ایمانم را قوی تر کرد که قانون جواب میده

    چقدر این بهشت زیبا ست و با وجود مهمونای عزیزمان زیباتر شده

    چقدر من آزادی در این خانواده دیدم که هر کس کاری را میکرد که علاقه داشت و لذت خودش را میبرد

    چقدر ثروت و نعمت دیدم در این خانواده و خداروشکر کردم

    چقدر با خودشون در صلح اند

    چقدر خودشانند بی ریا و ساده و در عین حال دوست داشتنی

    چقدر پسرای قشنگی دارن مخصوصا جیکاب جیگر طلا با ایمان و عمل

    ….

    ممنونم مریم جون و استاد جون که این لحظات پر از عشق و با ما به اشتراک میگزارید

    خدایا شکرت که چشمام و از همه مهمتر روحم و آرام و شاد و پر انرژی کردی وقتی این فایل رو دیدم واقعا عالی بود سراسر فایل لبخند روی لبم بود و دلم میخواست تمام نشه واقعا زیبا بود چقدر ایمانم قوی تر شد برای عمل به آگاهی ها خدایا شکرت 😍

    از خدا میخواهم برای خودم و همه شما دوستان خانواده گرم و صمیمی عباسمنش که همواره در راه استادعباسمنش ثابت قدم باشیم و دنیا را جایی زیباتر برای زندگی کنیم

    آااااامیینن واقعا خیلی مهمه خیلی ،که همیشه پای تصمیمون بمونیم برای دیدن زیبایی ها برای دیدن دنیا با عشق برای با خدا بودن و از خدا خواستن،…😍

    عاشقتونم عزیزانم و همچنین عاشق خود بااراده ام هستم که تصمیم گرفتم اینجا باشم😉😁😄😍😍😍😍😙😙😙

    در پناه الله یکتا شاد سالم و ثروتمند در دنیا و آخرت باشیم🙆👧💋💋

    به امید دیدار تان 😘💓

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      محدثه سوفسطائی گفته:
      مدت عضویت: 2511 روز

      بچه ها ی چیزی بگم که ایمان تون بیشتر شه من دیشب که این فایل و نوشتم وقتی داشتم ویرایش میکردم تبلتم خاموش شد بعد که زدم تو شارژ و روشنش کروم دیدم دیگه دیدگاههم نیست منم با کامل خونسردی گفتم خدایا خودت درستش کن فردا که رفتم دیدگاهم روی سایت باشه ممنونتم

      الان که اومدم و دیدم هست از خوشحالی بال درآوردم 😄

      واقعا همه خواسته های ما میتونند به راحتی تحقق یابند اگر و تنها اگر ما با تمام وجودمان باور کنیم

      دوستون دارم بوس بوس😃

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 2709 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بسم الله رب العالمین

    بسم الله الذی فاطر السماوات والارض

    الحمدالله الذی فاطر السماوات والارض

    سلام سلام و هزاران سلام و درود بر سرمایه بزرگ زندگیم، خانواده بسیار صمیمی و دوست داشتنی خودم.

    آی خدای من…بالاخره برگشتم خونه بهشتی خودم…باورم نمیشه انگار چند سال طول کشید دوری من از خونه بهشتیمون… از آخرین باری که توی فضای دلنشین سایت بودم و کامنت گذاشتم حدود سه هفته میگذره…توی این بازه زمانی اونقدر بهم خوش گذشت، اونقدر از زمانم نهایت استفاده رو بردم، اونقدر درک و آگاهی هام بصورت کوانتومی تغییر کرده، اونقدر اتفاقات عالی و جالب برام رخ داده، اونقدر تصمیمات و انتخاب های غول آسا گرفتم که حدو نصاب نداره… بخدا نمیدونم از چی بگم اونقدر حرف دارم که نمی‌دونم چطور همشو بنویسم. صدای قلبمو میشنوید؟! دارم از شدت شادی و هیجان میمیرم.. چقدر دلم تنگ شده واست استاد عزیزم…مری عزیزم انگار اولین باره صدای دلنشینتو میشنوم…دوستای ارزشمندم دلم واسه دیدار دوبارتون آرام و قرار نداشت. بیش از سه هفته کلا از فضای سایت آگاهانه و عمدا خارج شدم… چرا؟!! پس کدوم گوری بودم آره؟!! مگه قرار نبود متعهدانه روی خودت تا ابد کار کنی و توی خونه بهشتیمون باشی؟!! نکنه درجا زدی و کم آوردی؟!!…..نه نه نه…. خدای عزیزتر از جانم مرا لایق و قابل دونست و منو به سمت یک سفر کیهانی معنوی هدایت کرد… به عروج رفتم به عروج…آنچنان صعود کردم و بر فراز کهکشان ها پرواز کردم که گویی به معراج رفتم… حقیقتش از روزی که فهمیدم ایلان ماسک و شرکت اسپیس ایکس موفق شدن فضانورد به به iss بفرستن من دیگه توی پوست خودم نمیگنجیدم،منم باهاشون رفتم فضا…فیلم ها و عکس های این ماموریت و ایلان ماسک رو که دیدم انگار خودم این موفقیت رو بدست آوردم اشک شوق میریختم و بلند بلند می‌خندیدم…آرزوها و رویاهای دست نیافتنی منو محقق کرد و داره با نهایت توان و سرعت به پیش میره؛ ارسال انسان به فضا اونم با شرکت خصوصی، گردشگری فضایی، سفر به مریخ، پروژه های عظیم استار لینک و استار شیپ…«ایلان ماسک» نابغه قرن…یکی از مهمترین شخصیت های الهام بخش و الگوساز زندگیم… شخصی که اسماً و سطحی خیلی وقته میشناختمش ولی هیچگاه اونطور که باید و شاید نفهمیدمش و نشناختمش… این رویداد و موفقیت بزرگ منو به سمت مسیری هدایت کرد که باعث درک عمیق تر من به قانون و زندگی شد.

    سه هفته تمام فیکس یه حرکتی عجیبی زدم که خودم هم فکرشو نمی‌کردم یه روزی کارم به این اوضاع بکشه… از همون روز اول که خبر بسیار خوش حال کننده تیم اسپیس اکس رو متوجه شدم قدم به قدم ساعت به ساعت روز به روز به سمت چیزی که میخواستم و نیاز داشتم هدایت شدم… صفر تا صد زندگی موفق ترین و ثروتمند ترین افراد دنیا رو دراوردم… هر چی مصاحبه بود دانلود کردم… هر چی سایت بود گشتم و مطالعه کردم… یوتیوب رو زیررو کردم… توی این بازه بقدری روی این تحقیقاتم تمرکز لیزری داشتم که اصلاً متوجه نمیشدم که شبه یا روز،در خونه رو کامل بروی خودم بستم پرده های پنجره رو بستم، آیفون زنگ تلفن همچی خاموش، خودم تک تنها در خلوتی عمیق در بحر مکاشفات خویش فرو رفتم و به خودشناسی خداشناسی و جهان شناسی شگرفی رسیدم…اونقدر بی وقفه درگیر و مشغول بودم که قید کار و زندگی شخصیمو زدم و از خود بیخود شده بودم؛ گاهی میشد ساعت ها محو کنکاش و رصد کردن زندگی و باورهای افرادی مثل ایلان ماسک، مارک زاکربرگ،بیل گیتس، وارن بافت،ریچارد برانسن، جف بزوس و ده ها تن دیگر میشدم که غذا خوردن هم یادم می‌رفت، میوه تخمه هندونه شربت چای بیسکوییت و خوراکی میذاشتم جلوم که از جام بلند نشم برای خوردن غذا، توی این گرما تابستون فکر کنم ۱۰ روز نرفتم حموم اصلاً وقت نمی‌کردم و یادم می‌رفت… به حدی بسته اینترنت فعال و مصرف کردم که سامانه هنگ کرده بود…این همون چیزیه همیشه دلم میخاست، اونقدر انگیزه داشته باشی اونقدر غرق اهداف و رویاهات بشی که دیگه خستگی برات معنایی نداشته باشه و حاضر باشی با عشق هر بهایی رو برای تغییرات لیگاریتمی بپردازی… استاد عزیزم حالا دارم درک میکنم که رمز و رازهای اصلی رسیدن به خواسته ها و رویاها چیه حالا دارم درک میکنم که خوشبختی و زندگی سراسر زیبایی چجوری ایجاد میشه…چه شب ها و روزها گریه کردم از شوق و خندیدم از ذوق..به اندازه چند سال جلو افتادم و به سمت تغییرات بنیادین و تصمیمات حیاتی هدایت شدم… هی میخواستم بیام سایت و ردپاهای محکمی از خودم برای آینده رویایی خودم بجا بذارم که باور کنید حتی وقت نمی‌کردم… هرطور شده باید حال و روز این روزامو توی کامنت هام ثبت کنم و ماه ها و سال های بعد مرور کنم این تلاش ها و اقدامات خستگی ناپذیرمو که داره باورها و ذهن منو آماده خلق زندگی دلخواه می‌کنه…

    آآآی پروردگارا…. سریال زندگی در بهشت شروع شد و من تشنه تر و آماده تر از همیشه مشتاق لذت بردن و یادگرفتن هستم… آخ جوووووون خدایا شکرت شکرت شکرت… ببین چه سورپرایزی دارم بال بال میزنم…باز هم همزمانی…باز هم مژده و اتفاقات شگفت انگیز… منم اتفاقاً همین دیروز کارام و تحقیقاتم تموم شد و دقیقا سر موقع سریال شروع شد… یعقوب و یوسف و بَربَچ برگشتن، به مولا میدونستم برمیگردن ولی خیلی زود برگشتن استاد به جان خودم هرکس با شما نشست برخاست کنه دیگه به راحتی نمیتونه از شماها دل بکنه…ببین چقدر خوش بهشون گذشت که چند روز بعد این مسافت طولانی رو طی کردن تا برگردن به بهشت برّین… هنوز نرسیده به خونه مامان مامان جات خالی رفتیم جایی که تو خواب هم نمیدیدیم، بهشت واقعی بودا، درختان و جنگل سرسبز، یه خونه تماماً چوبی باحال روی دریاچه زلالی که انواع و اقسام ماهی توشه… یه جای دنج خلوت که آسایش و راحتی توش موج میزنه…با کلی امکانات…اینا رو به کنار… مامان نمیدونی چه انسان های شریف و دوست داشتنی بودن،نظیرشونو هیچ جای دنیا پیدا نمی‌کنیم،خوش اخلاق، دست دل باز و بخشنده، مهربون و خوش مشرب،خلاق و بروز، ثروتمند و پولدار، مامان تازه آر وی هم داشتن چه اتوبوس غول پیکر خفنی بودا، چقدر آدمای مثبت و عزیزی بودن، از خونه خودمون هم راحت تر بودیم اونجا بی نهایت خوش گذشت، آقای عباس منش باهامون بازی میکرد و کلی هوامونو داشت خانم مری چقدر بهمون عشق ورزید و تشویقمون کرد تازه چه دست پخت بینظیری داشت… مامانه دیگه تاب نیاورد؛ رایان رایان اینا چی میگن؟!! واقعاً؟؟!! یالا بجنبید من مرخصی میگیرم خودتونو دوباره آماده کنید و مجهز شید که منم میخام برم…come on guys… هورررااا ما برمیگردیم پرادایس…

    استاد پس چی فکر کردی!! آدم سیر نمیشه از بودن در کنار شما!! وای یا قران این برخورد گرم و بسیار زیبای شماها و مهموناتون منو وجد آورده… ای جانم مریمی چقدر پر انرژی و خیلی مثبت خانم خانواده رو در آغوش گرفتی و بهشون خوش آمد گفتی… بچه ها: مامان مبینی میز تنیسشونو وسط خونه آشپزخونه جمع و جور و شیک شونو نگا، این هم اتاق خوابه، بیا بیا حالا اینو داشته باش ببین چه ویو چشم نوازی داره این پشت…اینجا بود که ماهیگیری میکردیم و ساعت ها با عمو حسین تو آب شنا میکردیم و بازی…مامانه هم هاج واج داره نگاه می‌کنه و حس صفا و صمیمیت اونجا و اون انسان های ناز و دوست داشتنی به وجدش آورده… یا پیغمبر!!! ماشاالله همچی آوردن بابا اینا دیگه کین!!! رخت خواب… صندلی… دوچرخه…لباس و بندوبساط… آذوقه…پنکه هم آوردن!!!!!…فکر نکنم حالا حالاها برن و انگار موندنین.. من از خدامه که یه خونه نزدیک پرادایس بگیرن و هر هفته بیان… آخه مگه من از دیدن چشمای خوشگل یوسف،کنجکاوی و شیطنت های یعقوب، حرف زدنای لیوای،شور و هیجان لوک، متانت و ادب و فان بودن رایان،خوش اخلاقی و صمیمیت خانم رایان سیر میشم؟؟!! ای جانم به این تشکر جانانت مریم جان چقدر از ته دل میگفتی ثنک یو سو ماچ… خدایا ببین خانم خانواده چه بانوی دوست داشتنی و فوق العاده خوبیه…چقدر ساده و خودمونی لباس پوشیده و راحت با بچه هاش بازی می‌کنه… یکی از یکی بهتر…آقا و خانم هردو فوق العاده جفت و جورن از همچین زوجی همچین بچه های مودب و بینظیری رشد پیدا می‌کنه… دوستان خوب دقت کنیم؛ این خانواده نماد یه خانواده اصیل و نجیب امریکایی هستش نه اون چرت پرتای که توی رسانه و فیلم ها و سریال های اغراقی آبکی نشون میدن…طوری که آدم خیال می‌کنه خانواده امریکایی از هم پاشیده و بی بندباره….اینا همش مزخرفات فیلم هاست… خانواده آقای رایان یه نمونه عالی از خانواده آمریکایی… اینم از بحث الگو برداری… خوشم میاد همه از بذر ورود مشغول سرگرمی و کاری هستن؛ پدر خانواده داره با تمرکز قلاب های ماهی گیری رو مهیا می‌کنه… مادر خانواده با یوسف پینگ پنگ بازی میکنه.. لوک و لیوای دارن کارتک بازی میکنن، یعقوب هم از فرصت استفاده می‌کنه و در هر شرایطی ویدیو واسه چنلش درست می‌کنه(تشویق های استاد کار خودشو کرد)،این وسط استاد داره به مبل لم میده و فقط نظاره می‌کنه…گاهی نیاز نیست کار خاصی کرد فقط سکوت کن و با تمام حواست مشاهده کن این همه زیبایی را… استاد عزیزم داره مشتاقانه نگاه می‌کنه و هر لحظه تحسین می‌کنه سپاس گزاری می‌کنه و قانون رو توی ذهنش مرور میکنه، مریمی عزیزم که کار اصلی رو انجام میده و اونه که چشمان متحرک ماست و از زاویه دوربین تمام این لحظات ناب رو به تصویر میکشه و همزمان یاد میگیره و توی دلش این روابط خانوادگی عاشقانه رو تحسین می‌کنه… ای جانم مریم بانو که بی منت توی این شلوغی مهمونی واسمون فیلم میگیری سپاس بیکران خدای مریم…. فکر کنم دیروز روز دختر بود… روز دختر رو به شما مریم بانو و تمام دختران و بانوان عزتمند و ارزشمند تبریک میگم…به خودم می بالم به خاطر دختران و بانوان بینظیر باغ بهشتیمون که مایه امید و انگیزه بازی زندگی هستند…

    اوووو… خوب که یادم اومد…آخ نگم از دیروز که یکی از روزهای خاطره انگیز زندگیم شد… دیروز یه حسی بهم گفت میلادی وقتشه به خودت یه حال اساسی بدی بعد این همه روز کار بی وقفه… سریع زنگ به داداش و دایی هام زدم که من میخام امروز ظهر برم به یکی از زیباترین جاهای گردشگری اطراف، غذا و آذوقه و وسیله رو هم از من… اونا هم از خدا خواسته جمع شدیم رفتیم یه جایی که شاید باورتون نشه از پرادایس هم رویایی تر و بهشتی تره…منطقه سرسبزی که در دامنه کوهی که هنوز توی این شدت گرما برف داره…یه رودخونه بسیار چشم نواز و قشنگی که از چندین و چند چشمه روان بود…دور تا دور اونجا پر از درختان بلند و جواجور؛ از جمله انار انگور و لیمو … از لابلای علف ها و درختای سرسبز آب زلال و بسیار خنکی جریان داشت..از طرف زمین آب می‌جوشید ، کلی چشمه به شکل آبشار که پستی و بلندی ها و سنگ و صخره ها دره ها همه برایندشون بهشتی غیر قابل وصف بود…جالبه که قبلاً بارها شده که به منطقه برم ولی هیچگاه این همه زیبایی رو ندیده بودم ولی این بار اونقدر غرق زیبایی طبیعت خوش گذرونی شده بودم که یادم رفت عکس و فیلم یادگاری بگیرم(تغییر مدار)…عکس جدید پروفایلمو دیروز گرفتم… بی نهایت به هممون خوش گذشت… دو نوع کباب درست کردیم، کلی خوردیم و خندیدیم،پانتومیم بازی کردیم که طبق معمول توی هر مسابقه و بازی من برندم، تازه از قدرت حل مسئله خیلی استفاده کردم توی مسایل پیش اومده، هر لحظه سپاس گزاری میکردم و به هرجا می‌نگریستم خدا را میدیدم… یه روباه ناز مخملی دیدم… کلاغ های سیاه بزرگی که سایشون روی زمین گویی پهپادی از بالای سرت رد شده باشه…

    وااای استاد بالاخره به قولم و ایمانم عمل کردم و رفتم توی دل ترس هام… توی همون قسمتی که با بچها شنا می‌کردید و از رفتن توی ترس ها گفته بودید، کامنت گذاشته بودم که استاد به خودم قول میدم هر طور شده در اولین فرصت بپرم توی آب عمیق و شنا یاد گرفتن رو تمرین کنم…برای منی که فوبیا داشتم از این موضوع کار ریسکی بود… چون توی دوران بچگیم اتفاقی واسم اوفتاد که نزدیک بود فوت کنم، افتاده بودم توی آب عمیق و یه دیقه زیر آب دست و پا میزدم بدون اینکه کسی منو ببینه داشتم جون میدادم که عمه ام پرید توی آب و نجاتم داد… بعد اون واقعه بارها سعی کردم شنا یاد بگیرم و از بودن توی آب لذت ببرم اما بخاطر ترس و ناسازگاری که با آب داشتم همیشه حسرت میخوردم که این تفریح و لذتو تجربه نمیکنم… یاد قول خودم افتادم و تصمیم گرفتم که واسه همیشه از شر این ترسم خلاص شم و از زندگی نهایت لذتو ببرم… رفتم رو یه تخته سنگ وقتی نگاه اون حجم آب و سرعتش کردم حقیقتش ترسیدم..رود خونه از نوع کوهستانی پر شیب و پرسنگ بود دمای آب هم نزدیک صفر… گفتم خدایا خودم هوامو داشته باش من روی تو حساب میکنم نه داداش و داییم… خودت بهم دل جرأت بده… با وجود نجواها و تپش قلب هام پریدم توی آب و آروم شروع کردم به شنا کردن(اونجوری که داداش و داییم بهم گفتن) از یجایی به بعد خسته شدم و فکر کردم که پام میرسه به کف رود…یا خدا یکمرتبه دیدم زیر پام خالیه و آب از سرم گذشته… تا تونستم دست و پا زدم و خودم به حوضچه امن رسوندم… بعد هق هق هق بهم می‌خندیدن به جای کمک… خودمم خندم گرفت …دیگه ترسم خوابید و راحت میپریدم توی آب و شنا میکردم… حقیقتش شنا یاد گرفتن هم مثل هر چیز دیگه ای تمرین تکرار و آموزش میخاد… پیشنهادم اینه که توی استخر یاد بگیرید که آبش ساکنه نه توی رودخونه که خطرناکه و شوخی بردار نیست… خدا رو شکر خدا رو شکر خدا رو شکر….بخدا دلم میخواد فریاد بزنم که من خوشبخت ترین و شادترین آدم روی زمینم… چقدر حالم خوبه و دارم از ته دلم زندگی میکنم…. این روزا دیگه دارم از عشق جون میدم… پشت سد داره پر میشه از نیروی عشق ،هر آن ممکنه بترکه ، نه بذار اونقدر پر بشه که از بالای سد سرریز … گاهی مواقع اونقدر این حس عشق الهی به اوج میرسه که دلم میخاد برم صفحه پروفایل یکی از اعضای خانواده و این حس و حال غیر قابل وصفمو باهاش به اشتراک بذارم و سیل آسا بهش عشق بورزم….. از همینجا میگم که عاشقانه همتون رو دوست دارم و تحسینتون میکنم زیباهای من.💜💖😙😉👍😍😘❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3687 روز

    سلام

    دوباره کل لذت بردم حق دارند این مهمانها شما به خدادل کندن از پرادایس و دوستان خوبی مثل شما سخت است

    همه میخندند و شادند مرحبا

    به به چه شور و هیجانی مرسی عالیه

    چقدر زیباست لحظه ای را برای استفاده از طبیعت ازدست نمی دهند

    صدای پنکه مرایاد این انداخت که خودمان مغزمان را تربیت میکنیم خودمان ضمیر ناخودآگاه خود را برنامه ریزی کنیم و همه چیز دست خودمان است

    احساس مسئولیت وتعهد چیزیست که بسیار عالی است و همیشه باید الویت اول ما باشد بعد کارهای بعدی طبق آن انجام شود

    همیشه در همه جای فایلهای شما فراوانی را میبینم مثل توپ پینگ پنگ ها

    چیزی که برایم جالبه اینکه تمام کارهای این امریکایها براساس تغییر است و حرکت است ولی بیشتر ما میبینم که ایرانیها دوست دارندهیچ کاری نکنندفقط بشینند و حرکت نکنند

    همه چیزشان جدی است حتی بازی کردن ولذت بردن از طبیعت و خوردن وشادی کردن و …

    بد جنسی بد ذاتی و حیله گری اصلا توی این خانواده ندیدم مثلا بخواهد بازی را با کلک به نفع خودش ببره چقدر قشنگ و خالصانه است

    خان شایسته عزیزم عاشقتم دقیقا می دانیدما دنبال چی هستیم دقیق همه جاهایی که ما دوست داریم ببینیم رافیلمبرداری می کنید مرسی برای همین دوست دارم استاد در 12 قدم مصاحبه ای با شما داشته باشند یعنی سوال و جواب با شما ؛ تشکر

    چقدر صادق چقدر عادی و راستگو و رو راست اگر مثلا دسته ماهیگیری را آن خانم به استاد دادند اگر خیلیها در اطراف من بودند می گفتند قصد بدی داشته است و …. خدا راشکر که من خودم از اول این طوری نبودم و خیلی راحتم خدایا شکرت ولی با دیدن این مورد گفتم اگر فلانی وفلانی بود چقدر بهش بر میخورد یا شوهرش ناراحت میشد و به نظر من از این غریتهای الکی ببخشید این نظر من است

    لذت بردم واقعا

    موفقیت ادامه دارد …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      محمدرضا احمدی گفته:
      مدت عضویت: 3426 روز

      سلام اینا جان

      بی نهایت بی نهایت تحسینتون میکنم

      من همیشه ی همیشه از این صراحت کلام شما لذذت بردم و هر دفعه که کامنتتون رو خوندم کلللی بهتون افتخار کردم و تحسین تون کردم که چقدر این خانم فوق العاده هست چقدر با خودش در صلحه چقدر راحت حرفش رو میزنه فارغ از اینکه بقیه خوششون میاد یانه

      خدا رو شکر که دوست فوق العاده ای مثل شما دارم

      عاشقتونم خیلی خیلی زیاد

      در پناه خدا باشین عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    یاحق👩‍🏫🌸 گفته:
    مدت عضویت: 3317 روز

    به نام خدای مهربانم

    سلام به شما عزیزای دل

    میخوام رد پا بذارم تا ادامه بدم

    چند روز پیش توی فایل قسمت ۷۹ سفر به دور آمریکا، که نشونه بود برام، نوشتم درمورد موقعیت هایی که برام پیش اومده بود و اینکه قول داده بودم از موقعیت جدید فرار نکنم و فقط طی مسیر کنم، خب فرداش هم ادامه دادم به مسیرم با جدیت و فایل دیگه ای رو گوش دادم که میگف به هدایت خداوند گوش بده و عمل کن! و خب من هم هدایت شدم سمت یه همکار عزیز قدیمی و چقد خوب شد که این اتفاق افتاد! و ایشون دست عزیزی از خدای مهربان و قدرتمندم شد تا بیشتر کمکم کنه و یه مسئله ی اصلی رو برام حل کرد و حتی موقعیت های جدیدتری بهم پیشنهاد کرد!

    خب هی ادامه دادم اطلاعاتم رو بیشتر کردم تا آماده بشم برای امتحان یا همون مصاحبه، و متوجه شدم عزیزانی که قراره ازم آزمون بگیرن یکیشون شخصی هست که باهاش رودروایسی دارم و نجواها اومد تا من رو بترسونه که ادامه ندم! ولی سعی کردم و خودم رو آوردم تومسیر درست و هی دست های خدا اومدن و کمکم کردن و امروز بالاخره رفتم برای آزمون

    و انقدر عالی پیش رفت که بقول استاد که میگن وقتی مسئله ای رو حل میکنی اعتماد به نفست بیشتر میشه و هی تکامل رو طی میکنی،،، دیگه مطمئن شدم میتونم از پس هرکار این مدلی به خوبی بر بیام، فارغ از نتیجش البته! و خیلی یهویی بعدش هدایت شدم که برم بانک و متوجه شدم مبلغی که قبلا منتظرش بودم و بیخیالش شده بودم به حسابم واریز شده! و دقیقا حس کردم که خدا بهم پاداش داده برای جسارت امروزم.خدای من شکرت

    بعضی وقتا میشنیدم درمورد لحظه ی مرگ یا قبض روح صحبت میکردن، میگفتن که اون لحظه کل زندگیت مثل فیلم از جلو چشمت میگذره!..من از وقتی بهتر رو خودم کار میکنم حس میکنم که هر اتفاقی میفته مراحل بوجود آوردنده ش ، از جلو چشمم میگذره!و خیلی حس لذت بخشیه.

    وای استاد جان و مریم جان چقد حالم خوب شد و چقد خودم و برادرزادم خندیدیم و کیف کردیم با برگشتن مهمون های عزییزتون، دقیقا مثل ذوق همین بچه ها که همه چیو برا مامان عالیشون توضیح میدادن، اول فایل رو برا برادرزادم گذاشتم تنهایی دید بعد دوتایی باهم دیدیم و انقد ذوق داشت برام هی تعریف کنه که ببین اینجاش نشون میده دوچرخه ها رو آوردن،ماشینو ببین من اینارو دوس دارم ،وای ببین عمه اینجا الان نشون میده کلیییی توپ پینگ پونگ گرفتن و.. انقد ذوق داشت برای این قسمت که هی فیلم رو قطع میکردم توضیحاتشو گوش میدادم با ذوق و دوباره پلی میکردم! چقد این بچه ها انرژی دارن خدایا شکرت

    چه مادر بی نظیری چقد ساده پوش و راحت و زیبا و سرحال و خندان و پایه! چقد این بچه ها با هم و با خودشون در صلح هستن. احسنت به یعقوب که به مسیرش ادامه داده. احسنت به پدر خونواده که به نظر بچه های عزیزش اهمیت داد و برنامه ریزی کرد و وقت گذاشت و همسر و فرزندانش رو آورد بهشت، و چقد هماهنگ هستن باهمدیگه و چقد قشنگ کنار همسرش قرار میگیره تا زیبایی های اونجا رو بهش نشون بده، چقد روابط قشنگ و دوستانه ست واقعا لذت بردم.

    دقت کردین چقد بچه ها این بار راحت تر هستن؟حتی پسر بزرگ احساس میکنم دفه قبل جلوی دوربین یا توی ارتباط یه ذره معذب بود ولی این دفه خیلی خیلی راحت بود و بیشتر خودش بود! چقد همنشینی با شما و درکل همنشینی تاثیر داره. خدا میدونه چقد بعد از این همنشینی رابطه ی این خونواده عزیز باهمدیگه قشنگ تر هم بشه.

    🔴🔴دقیقا تا اینجای کامنت برای دیروز بود که توی یادداشت های گوشیم آماده میکردم تا توی سایت ثبت کنم و تا الان وقت نکردم! ولی بهتر شد! حالا ادامش تا همین الان رو تعریف کنم که چقد درس گرفتم و…

    خب من بخاطر صبح که عالی از پس آزمون بر اومده بودم قرار شد به خودم هدیه بدم! و یه سفر کوتاه رفتیم و اونجا چیزی که لازم داشتم رو با کیفیت ترینش رو براخودم گرفتم! و چقد حالم بهتر شد! توی این سفر همش درحال حرف زدن باخودم و تایید فراوانی و منطقی کردن این فراوانی و پیشرفت برای ذهنم بودم مثلا یه قسمت های مسیر کلا خشک و برهوت بود ولی من گفتم باید همینجا هم فراوانی تایید کنم پس گفتم ببین اینجا همین جاده ای که توش داریم میریم چقد قیر و آسفالت براش به کار رفته ، چقد رنگ نارنجی برای خط وسطش به کار رفته، چقد رنگ برای خط سفیدش به کار رفته، چقد آدم به کار گرفته شده برای این کارا، چقد ماشین و وسایل ساخته شدن و استفاده شدن برای ایجادش، چقد……. خب همه ی اینا مگه ثروت لازم نداره؟؟ اصلا میتونی حساب کنی چقد ثروت براش استفاده شده؟؟ و میدونم هم این جاده طی همین یکی دو ساله ایجاد یا ترمیم شده پس ببین چقد فراوانیه! اگه نبود که ساخته نمیشد!

    خب این کوه یا تپه هایی که اطراف بودن و خشک بودن ، مگه همینا رو با ماشین های مخصوص نکندن برای ایجاد جاده؟ خب پس همین کوه و تپه ،ثروت ایجاد کرده برای اون کارگرها و فروشنده های ماشین های مخصوص! و بعدش که جاده شده چقد ثروت توی همین جاده از از این شهر به اون شهر جا به جا شده! خدای من هرچیزی رو نگاه کنی ثروت و فراوانی هست! و بعدش توی ادامه ی مسیرمون همش سرسبزی و کشاورزی بود و جاده جدیدتر و سالم تر بود!

    خب یه چیز دیگه؛ این همه ثروت این همه وسیله این همه پیشرفت این همه تلاش ، براچی بوده؟؟ مگه همش تهش برای راحت تر شدن و ساده تر شدن کارها برا آدمها نیست؟؟؟ خدای من پس ببین راحتی و سادگی چقددددددر مهم هست!! پس باید این راحتی و سادگی رو جدی تر بگیریم! خدایا شکرت ( اینا رو همش دارم با خودم تکرار میکنم تا استمرار داشته باشم توی مسیرم )

    و

    خب بعدش یه موضوعی برام پیش اومد که حالم داشت میرفت ناخوب بشه، هی داشتم سعی میکردم حلش کنم و از خدا کمک خواستم و گفتم این موضوع چی میخواد به من بگه؟؟ و هی بهش فک کردم و یهو یه چیزی به وضوح برام روشن شد و گفتم نکنه این یه ترمز باشه برا اینکه اون خواستم برآورده نمیشه؟؟آره خدا؟ اینه؟؟ و خیلی به وضوح بهم گفته شد اینو حل کنی اون چیزی که منتظرشی و پشت سد وایساده روانه میشه سمتت! خدای من! عزمم رو جزم کردم که درستش کنم و برنامش رو ریختم برای صبح که بیدار شدم، خب صبح که بیدار شدم قبل از اینکه آماده بشم و برم دنبال حلش، رفتم سراغ نشانه ی من! الله اکبر! فایل آرزوها محقق میشوند اگر… و اونجا استاد دقیقا درمورد ترمز و گاز صحبت میکرد!دقیقا جواب من! داشتم گوشش میدادم و لباس بپوشم راه بیفتم که گوشیم زنگ خورد! اصلا نمیدونم چطور بگم و بتونم درست توصیف کنم اتفاقات رو! همکارم زنگ زد و با ذوق گف دیروز که رفتی برای مصاحبه،از بس کارت عالی بوده یه جای دیگه که شرایطش خیلی خیلی بهتر هست فهمیدن و دنبالتن که تو براشون کار کنی و شمارتو دادم بهشون!! رفتم مشغول حل همون ترمز بودم که بهم زنگ زدن و با جدیت دعوتم کردن برم پیششون مشغول به کار بشم و جای قبلی رو نرم! و این درصورتیه که خبر دارم خیلی های دیگه قبل از من همش در تلاش بودن و اصرار میکردن که این جا بپذیرنشون!

    خدای من! این ترمزهاست که جلوی اتفاق خوب رو میگیره!

    وقتی داری روی باورهات کارمیکنی پاتو از رو ترمز بردار تا اتفاقات خوب بمب بمب فوران کنن

    الان از وسط حل نهایی همون ترمز میام! و بعدشم یه اتفاق خوب دیگه افتاد! چقد حالم خوبه چقد حس فراغت و سبک بالی دارم حس قدرت!

    چقدر توکل و فارغ از نتیجه بودن خوبه!

    هدف سادگی و لذت و طی مسیر هست (جهت تاکید به خودم)

    از اول هفته به خودم گفته بودم طی مسیر میکنم و میدونم هر قدمی که بردارم هی به سمت خواسته ی اصلیم هدایت میشم و برام کاملا واضح بود که قراره چی بشه و کجا برم!به برادرم گفتم رفتم فلان جا و پیشنهادشون این بود اونی نیس که من میخوام ولی نشونه ست باید طی کنم برم جلو و بعدی میاد، میرفتم بعدی میگفتم میدونم بعدی هم میاد!تکاملم رو دارم طی میکنم. حالا هم متوجه شدم موقعیتی که قبولش کردم چقد توی مسیر هدف اصلیمه! خدای من چی میشه گفت از این همه قدرت و زیبایی سپاسگزارتم الله

    یاد حرف استاد افتادم که گفتن: من به اطرافیانم میگفتم مثلا سال دیگه من اینجام، بعدش بهشون میگفتم یادتونه بهتون گفتم اینجا رو میخوام و الانم بهش رسیدم؟

    باورهای درست و استمرار و طی مسیر (جهت تاکید به خودم)

    سپاسگزارم ازتون استادم و مریم جانم😍😘🌹❤

    شادتر، عاشق تر ، ثروتمندتر و سلامت تر باشین❤🌹😍😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      محمدرضا احمدی گفته:
      مدت عضویت: 3426 روز

      سلام عزیز دل

      چه کامنت پر مغزی بود

      خیلی بهتون تبریک میگم این جسارت و ایمان و توکلی که در عمل نشون دادین

      خیلی بهتون تبریک میگم که اینقدر عملگرا هستین و به این خوبی وارد ترسهاتون شدین واقعا واقعا افرین به شما درود بر شما عزیز دلم

      امیدوارم در اون کاری که عاشقش هستین پیشرفت کنین و فقط لذت پشت لذت ثروت پشت لذت وارد زندگیتون بشه عزیز دلم

      انشاالله هر کجا هستین در پناه خدا باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: