این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/07/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-07-01 08:48:482025-02-25 09:23:13سریال زندگی در بهشت | قسمت 39
348نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یه تشکر ویژه هم از حمید عزیز میکنم که زحمت کشیده و مکالمه رو برامون ترجمه کرده به شکل خیلی رَوون و ساده ، خیلی خیلی ممنون حمید جان زحمت کشیدی
و یه تشکر ویژه هم از بانو شایسته بابت این ایده که خدا بهش گفته جدا بشینه با مادر گپ و گفتی بکنه و شروع کنه به پرسیدن این سوالات زیبا که قطعا سوالاتشم خدا بهشون الهام کرده چی بپرسه که اینقدر کلیدی و مهمن و نتیجه ش برای خیلیامون کارآمده
در حالی که درونم پر از سپاسگزاری بعد از دیدن فایل بود اومدم بنویسم ولی دیدم اول باید از خدای عزیزم تشکر کنم که منو به سایت شما و به این فایل ها هدایت کرد
خدای من خدااااای من
من از وقتی خانم هوپ اومده عاشقش شدمو در این دو فایل اخیر واقعا از رها بودن و اعتماد بنفسش از لذت بردن از بچه هاش و زندگیش و طرز برخورد با دیگران مبهوت موندم
من حلقه ی گمشده ی خودم که اعتماد بنفسم هست رو توخانم هوپ دیدم
شخصیتی که دوست دارم باشم
مریم جونم چجوری بابت مصاحبه بابت این فیلم هایی که میگیری من ازت تشکر کنم
ما با نمود عینی قوانین و توحید مواجهیم.
چقدر توحید رو تو شما و این خانواده دیدم.
خدایا آخه از خوبی تو چی باید گفت که فقط از ما میخوای لذت ببریم از زندگی و شاد باشیم و تو فایل های سفرنامه فهمیدم که عمل صالح یعنی همین.
چقدر بد خدایی به ما نشون داده بودن و چقدر نمیپذیرفتمش وحتی وقتی عمل صالح و توحید و عبادت رو تو قرآن میخوندم دوست نداشتم چون نمیدونستم یعنی چی؟ فکر میکردم همین حرفها و کارهایی به اصطلاح مذهبیون منظور خداست.
خدایا قربونت برم که آروم کمی ازت شناختم چقدر بزرگی انقدر مهربان و بزرگ و قوی و بخشنده که در وصف نگنجی
چه صبح دل انگیز و زیبایی،چقدر ارامش موج میزنه،خدایا شکرت
چه دارکوب زیباییه،سرش قرمزه،چقدر دوست دارم یه دارکوبو از نزدیک ببینم،صدای نوک زدنشم یه لحظه شنیدم.
سلااام صبح بخیر همگی
ثروت بسیار بسیار چیز عالیه
با ثروتمون میتونیم خونه ها یی رو بگیریم،که انقدر بزرگ باشن،با امکانات کامل که وقتی مهمون داشته باشیم،هم مهمونها و هم خودمون در راحتی کامل باشیم،اینطوری هم به خودمون احترام و ارزش قائل شدیم،هم به مهمونمون.
واقعا تشریفات افراطی اصلا لازم نیست برای برگزاری مهمانیها،اصل رو باید بر سادگی و راحتی بذاریم.
راحت ترین کار هم اینه که آدم خودش باشه.
هر کس هر جور که خودش دوست داره زندگی کنه،برای نظر و خواسته و علاقه خودش ارزش قائل باشه،و به نظر و علاقه دیگران هم احترام بذاره،اینطور نباشه که یکی بخاطر دیگران از علاقه اش صرف نظر کنه.
چه قوانین و عادتهای خوب حال خوب کنی دارن این خانواده،مامان لیوانشو گم کرده همه بسیج شدن گروهی تا این لیوانوپیدا کنن،بدون کوچکترین ناراحتی و غر غر کردن.
لیوان گم شد ناراحت نشدن
گشتن پیدا نشد بازم ناراحت نشدن
به راحتی،رفتن یکی دیگه خریدن،خدااای من،چفدر عالیه
خیلی خوب پول میسازن،
خیلی خوب تجربه میکنن لذتهای مختلف رو
به خودشون سخت نمیگیرن
برای تجربه خواستهای بیشترشون،از خواستها شون نمیگذرن،،بلکه پول بیشتری رو میسازن تا اونها رو تجربه کنن.
جالبه،امروز داشتم فایل لایو شماره 12 استاد رو گوش میکردم،یک نفر پرسیدن،که حرف جدید بزنین،استاد گفتن،من حرف جدید ندارم بگم،من حرفی رو که درست هست رو همیشه تکرار میکنم،و مهمترین حرف تکراری،اینه که،بهترین و میانبرترین راه موفقیت،داشتن باورهای قدرتمند کننده و پیدا کردن الگوهای خوب و عمل کردن و باور کردن مثل اون افراد هست.
تحسین میکنم خانم هوپ رو برای داشتن و تربیت خوب این پسرها،آرزوی خوشبختی و موفقیتهای بیشتری رو براشون دارم.
درود بر تمامی دوستان امیدوارم در پرتو قدرت مطلق جهان سلامت و سعادتمند باشیم همگی
خدا قوت آقای عباسمنش، خانم شایسته و سایر کادر اجرایی سایت
بسیار قسمت عالی بود
اینکه گفتید علاوه بر جای استراحت، خواب و کارهای شخصیتان، غذا خوردنتان هم جدا از همدگیر هست خیلی برایم جالب بود!
اون دارکوب، واقعا زیبا بود
خداوند را شکر میکنم بابت خلقت عظیم و زیبایش
معلوم بود صبحونه توپی زدن، خانواده رایان
دستپخت آقای رایان رو باید یبار بچشیم
نوش جانشون!
داشتن اون بازی معروف کارتیشون رو انجام میدادن
فکر کنم اسمش بلک جک بود!
ماهیگیری هم که عالی
اینبار خانم هوپ از جوزف پیشی گرفته ولی با شناختی که از جوزف دارم صد درصد به بازی برمیگرده
آقای رایان هم خوب به خانم هوپ کمک میکرد!
جیکاپ هم یک سری به جوزف زد!
اون لیوان سرد نگه دار جدید خانم هوپ مبارک باشه
من ایمان دارم میتونن لیوان قبلیشون هم پیدا کنن
همکاری خانواده در پیدا کردن لیوان خانم هوپ قابل تحسین بود
اینکه گفتید شخصیت غالب آمریکایی ها جوری هست که باورهای قدرتمند کننده ای در مورد کسب ثروت دارند و هر آن را که اراده کنند برای خود تهیه میکنند و ازش لذت میبرند و دقدقه ی فکری ندارد خیلی قابل تحسین است و من سعی میکنم در این موضوع از آنها بیشتر یاد بگیرم!
مصاحبه با خانم هوپ هم در مورد چگونگی تربیت فرزندان و نوع زندگیشان در مجموع، برایم واقعا لذت بخش بود
بعضی از نکاتش هم به مادرم انتقال دادم
قسمتی از مکالمه ها را متوجه شدم و با خواندن ترجمه هم همه چیز رو گرفتم!
ممنونم از دوست یا دوستان عزیزی که ترجمه کرده و زمان گذاشتند!
اینکه خانم هوپ گفتند که فقط ایشون نبوده اند که بچه ها را تربیت کردند و همسرشان هم نقش پررنگی داشت برایم جالب بود
اینکه اشاره کردند که بچه هایشان را همان طوری که هستند دوستدارند و بهشان عشق می ورزند
و اینکه سعی در تغییر علایقشان ندارند برایم واقعا فوق العاده بود
احترام گذاشتن به سلایق همدیگر در این خانواده ی بینظیر، واقعا قابل تحسین هست!
از لیوایی که بیشتر به بازی های کامپیوتری علاقه دارد
تا برادر دو قلویش (جوزف) که به بازی های رقابتی و فیزیکی علاقه وافری دارد!
و جیکاپ و لوک هم در این میان شخصیت های خیلی خوبی دارند!
کمک کردن لوک و لیوای به مادر خانواده، استاد و خانم شایسته در کارهای آشپزخانه واقعا قابل تحسین بود!
دستپخت خانم هوپ صد درصد عالی است
امیدوارم از خوردن پیازچال و سالاد و سایر مواد غذایی لذت ببرید
جیکاپ و جوزف هم در زبان فارسی خیلی عالی پیشرفت کرده اند
در کل فایل فوق العاده ای بود از هر جهت و کلی درس گرفتم
خداوند را سپاسگزارم که من را در مسیر درستی که قدم گذاشته ام، لحظه به لحظه دارد هدایت میکند!
ممنونم آقای عباسمنش، خانم شایسته و سایر اعضای سایت
در پناه خداوند ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم همگی
من آرین عبّاسی ۱۷ ساله از تهرانم
من بهترین هستم چون همواره با اطرافیانم همکاری میکنم و به سلایقشان احترام میگذارم و افراد را همان جوری که هستند دوست میدارم!
مریم جون قسمت اول این کلیپ راجع به احترام گذاشتن به حقوق شخصی افراد،صحبت کردن وگفتن که وقتی به حقوق همدیگه احترام میزاریم ینی هرکسی هر سلیقه ومزاجی که داره راانجام میده وکسی تحمیلی به کسی امرونهی نمیکنه .
مریم جون درمورداحترام گذاشتن آداب و رسوم وفرهنگ ،قومیتها،گفتن .
مهموناشون راتوخونه آزادگذاشتن که هرطورکه میخان عمل کنن وهرچی خودشون دوست دارن بپزن وبخورن .
ایشون حتی درموردخودشون واستادمون گفتن که گاهی غذای متفاوت وطبق سلایق خودشون می خورن .
ولی متاسفانه بین ماها،کمترپیش میاد،اینطورعمل کنیم .بیشترطبق سلیقه مرد خونس،حتی ادویه ای که میخایم توغذابریزیم بایدهمان چیزی باشه که آقای خونه دلش بخواد.واگرنه با،قورزدن همسرت یااخم کردنش ،بایدروبروبشی .
تازه احساس هم بهش بگیم میگه من سلیقم خوبه هرچی من میگم ،همونوانجام بده.البته گاهی همین طوره ولی گاهی هم نه .
وقتی تعداد اعضای خانواده ،بیشترهم باشه که این مسئله سخت ترمیشه.بنابراین ماتصمیم گرفتیم ،همگی سعی کنیم ازتمام غذاهاخوشمون بیاد.حالااونی که باب طبعشه،بالذت میخوره واونی که باب طبعش نیس،بااکراه میخوره .تنوع توغذاهم عامل مهمی درلذت بردن ازغذامیتونه باشه .
واماصحبتهای شیرین ومنطقی ودرست ،خانم هوپ.
خیلی برام جالب وقشنگ بودکه یه مادرامریکایی ،انقدبرای بچه هاش ارزش و احترام قائل بود.
تاحالاکسیونداشتم که درموردفرهنگ وتربیت فرزندانش توکشوردیگه ای ،صحبت کنه ،میخام بگم هیچ شناختی به نحوه تربیت اونوریا،نداشتم .
اول از تعدازیادفرزندانشون تعجب کردم ،۴فرزند.
به نظرم خیلی زیاده .
اونم ۴تاپسرتقریبامستقل .
مشخصه خانواده ی محترم ومتحدی هستن .
منم باخانم هوپ،موافقم که مهارت تربیت پدرومادر،توبچه هاتاثیربسزایی داره .
باتوجه به بعضی از اختلاف سلیقه هابیت منووهمسرم ،ولی بابت بچه ها همیشه سعی میکنیم اشتراک نظرداشته باشیم .وازاین بابت مشکلی پیش نمیادودوگانگی نداریم .
خداروشکربچه های منم به لحاظ شخصیتی ،طوری هستن که مورد تایید دیگران والبته که خودمون ،هستن .
دخترم ۱۱سالشه وپسرم ۱۹سالش .
هردوشونوقوی وشجاع وباجسارت تربیت کردم .
به خاطر اینکه خودم و همسرم به علت خجالتی بودن پنداشتن اعتمادبه نفس آسیبهای زیادی خوردیم ،اجازه ندادم اونا،بی اعتمادبه نفس بشن.تاجایی که تونستم تشویق و حمایت ازشون کردم حتی اگه کارخاصی انجام ندادن ویاشکستی خوردن .
شهامت نه گفتن رابهشون یاددادم .
ازاستادقانون درخواست کردن رایادگرفتم وبه هردوشون ،آموزش دادم و گفتم انجام بدن .
منم مثل خانم هوپ،منتظرروی دادن اتفاق یااستعداد خاصی نیستم که توبه هام ببینم بعددوسشون داشته باشم .واقعن منووپدرشون اونهارابه خاطروجودخودشون دوست داریم .همه کاری براشون انجام میدم بدون توقع ،توقعی که اکثرپدرومادرهادارندکه بچه هام جبران کنن .
تنها چیزی که ازشون میخام مراقبت کردن سالم ودرست ازخودشونه .اینکه بچه های شجاعی باشن واجازه ندم که هیچ شکست یامشکلی به اونهاصدمه وارد کنه یااوناراتوحال بدنگه داره .
توجه وتمرکزبه زیبایی هارابهشون یاددادم تاازاحساس بددوربمونن .
خداراتووجودشون نهادینه کردم وگفتم بهترین یارویاور،بهترین کسی که توهرحالت کنارشماست ،خداس .ومیتونیدبهش تکیه کنید.
ازخدافقط انرژیهای مثبت راگفتم.به هیچ وجه درموردغضب خداوجهنم صحبتی نکردم تابه خاطرکاراشتباهی خودشونوسرزنش نکنن تابزرگتربشن وخودشون متوجه بشن .
قضاوت کردن درمورددیگران راگفتم کاری بیهودس.
اینکه مراقب حریم خصوصی خودشون ودیگران باشم رایاددادم .
کم توقع داشتن ازاین جهان رایادندادم،بلکه گفتم زیادبخواهیدوباورکنیدکه میشود.
ازشون خاستم باهدف زندگی کنن ولی نگفتم چ هدفهایی .
خاستم ودوست داشتم خودشون انتخاب کنن وتجربه کنن.
برام مهم نیس نمره ی چندبیارن .هیچ کنترلی روی درس خوندناشون ندارم .
سرخوندن یانخوندن ،حرص وجوشی نمیکنم .
حتی به خاطر اینکه توانتخاب رشته ی پسرم دخالتی کردم وبعدن پسرم اذیت شد،ازش عذرخواهی کردم وگفتم دیگه کاری بهت ندارم تاوقتی که خودت چیزی ازم بخای .خب اون موقع باورهام ،فرق میکردکه دخالت کردم .
هروقت هر زمانی توهرحالی ،هرکدوم نیازبه من داشته باشن که بامن حرف بزنن یادرددلی کنن ،درخدمتشونم .
خداروشکرمیکنم ازاین بابت که هردو،منودوست صمیمی ورازدارخودشون میدونن .واقعن مامان پایه ای هستم برای هردوشون .
منم مثل خانم خود خیلی وقتها تمایل ندارم بااوناچیزی ببینم یابازی ای ،بکنم امابه احترامشون وبرای استحکام روابط و نزدیک بودن بهشون ،باهاشون پایه میشم .
من ازاون مادرایی هم نیستم که وقتی برای خودم نداشته باشم ،اتفاقاخیلی برای خودم ارزش قائلم.واینوخانوادم میدونن.میدونن که ناهید۳روزتوهفته بایدباشگاه بره ،یه روزتوهفته استخر داره،ساعتهایی نیازبه خلوت داره که کتاب بخونه یافایلی گوش بده و بنویسه .واقعن تواین تایمها،اصلن مزاحمم نمیشن .ویاهرکارشخصی دیگه ای که داشته باشم .
اتفاقاهردوفرزندم ،اهل ورزش هستن ،حتی دوران مدرسه هم ترک نمی کنن .
من مادرمنضبط وقانون مندی هستم .سعی میکنم ودوست دارم بچه هام هم همین طورباشن .تحمیل نمیکنم وخودم انجام میدم تا انشالله اوناهم ازمن یادبگیرن.چیزی که می بینم ،همین طورمیشن انشالله.
تودوره ی عزت نفس استاد،خیلی چیزهایاد گرفتم ،وهمه ی درسهاوتجربه های استادنه تنها روی خودم اثرمثبت گذاشت بلکه توبالابردن عزت نفس واعتمادبه نفس بچه هام ،هم تاثیربسزایی داشت .
ذهنم به خیلی چیزهابازشد.وهمه ی درسها رابه هردوی اونها،توضیح میدادم .خداروشکرخانوادگی استادراقبول داریم ووقتی چیزی میگم هیچ کدوم بحث یامخالفتی نمیکنن .آخه بیشترمون وقت میزارم گوش میدم.
دمتون گرم و احسنت به شما عزیزان برای هماهنگی که با خودتون دارید
چقدر راحت میگذره وقتی مهمون خودش کارهاش انجام بده توقع نداشته باشه و از همه مهمتر هرکی همونجوری باشه که واقعا هست ،خدایا شکرت برای این کیفیت زندگی
چقدر تحسین برانگیزه هماهنگی بین خانوم هوپ و رایان برای تربیت بچه هاشون و چقدر عاشقانه خانم هوپ از عشق و علاقه ش بدون وابستگی به بچه هاش داره .
البته از دوست عزیزم که صحبتهای خانم هوپ و مریم عزیز رو ترجمه کرد سپاسگزارم
چقدر خوب از لیوای تعریف و توصیف میکنن چیزی که بین ما خیلی کم انجام میشه و این حرکت رو بجای اینکه بگیم لیوای شخصیتی رقابت طلب و همیشه موفق داره بیشتر میگیم حسود و خودخواه هست !خدایا چقدر تفاوت در فرهنگ و دیدگاه وجود داره
خدایا شکرت و سپاسگزارم برای این ماهی های بزرگ و پر برکت چقدر فراوانی نعمت هست خدایا شکرت
خدایا ببین چقدر زیبا ست این هماهنگی ک بمحض گم شدن ی وسیله همه متحد میش برای پیدا کردن و بقول مریم عزیز آمریکایی ها هم خوب پول میسازن و هم خوب استفاده میکنن ازش وخدا هم بهشون بیشتر برکت میده الحمدالله خدایا شکرت
و خیلی راحت خودش رو محدود نمیکنه د سریع رفت خرید و لیوان مورد نظرش رو جایگزین کرد احسنت به شما احسنت و خدایا شکرت برای این درک و برکت
خدایا شکرت برای وجود همسر وفادار مهربان احساسی و عاشقم ومهمتر صبور خدایا شکرت همراه و عاشق همدیگه هستیم و عشق و محبت خدایی و اللهی رو در زندگیمون سرشار کردی خدایا سپاسگزارم همیشه هوامو داری در هر شرایطی
خدایا شکرت برای فرزند عزیزم ک بیشتر از قبل متوجه شدم باید دوست و همراه هم باشیم
خدایا شکرت برای اطرافیانم که همگی دستان خودت برای پیشبرد شرایط زندگی من هستن و منو آسان کردی برای آسانی ها،خدایا شکرت که دست به هر کاری میزنم به ساده ترین شیوه حل و فصل میشه
خدایا شکرت برای ورود نعمتها و ثروت های زندگیم که خودت وکیل و مدافع من هستی برای کسی تجربه و لذت بیشتر زندگیم و خودت برام کافی هستی خدایا شکرت
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دو دنیا باشیم
من اوایلش شوقی برای دیدن زندگی در بهشت یا سفر به دور امریکارو نداشتم و بیشتر دوست داشتم حرفا تونو گوش کنم ولی دیشب برعکس اصلا حوصله حرف گوش کردن نداشتم چرا ک ذهنم پر شده از انبوهی از اطلاعاتی که بهش به خوبی عمل نمیکنم و فک کنم از طریق هدایت شدن رفتم به سمت دیدن زندگی در بهشت.
پسرم هم پیشم بود و چون تو فیلم بچه ها بودن و کارای فان میکردن اونم با من نشست نگاه کرد و برای اولین بار چقدر لذت برم و به شدت خودمو اونجا دیدم ولی یه صدای اومد ک تو نمیتونی اونجا باشی پیش استاد یا کشور دیگه، ولی ندایی دیگر امد(خخخخخ) صد درصد میتونی فقط باید هم فرکانس باشی، موفق باشی…
دقیقا شب ک خوابیدم خواب دیدم ک تو همین لوکیشن و پیش همین ادم هام، انگار یه دکمه زدیم و من اونجا ظاهر شدم بچه ها در حال بازی بودن و من هم وسط سالن رو زمین نشسته بودم و یهوو گفتم خیلی خستم، دیدم استاد عزیزم پشت من نشسته و درحال تعمیر یه وسیله ای هست و به من میگه اشکال نداره اگ خسته ای میتونی بهم تکیه بدی، و وقتی صداتونو شنیدم انگار اون جا بودن برام خیلی واقعی تر شد و خیلی خوشحال شدم از برخوردتون و بودن در اون لحظه، ولی انقد با ذهنم کلنجار رفتم ک من اینجا چیکار میکنم چطور اومدم امریکا،، چطور شد اومدم خونه استاد هیچی به ذهنم نرسید و شروع کردم به فکرهای بیهوده و گفتم من که همون ادم سابقم، من ک تغییر نکردم من پول نداشتم بیام، من ک هم فرکانس نشدم،،، ک کم کم دیدم دارم از اون خونه اون کشور دور میشم
واقعا خابهای من درسهای خیلی بزرگی به من میدن وقتی خودمو بی ارزش دیدم دور شدم. صبح از خواب بیدار شدم و کلی افسوس خوردم که به جای این حرف های منفی کاش از اون جمع بیشتر لذت می بردم ولی سعی کردم دیگه بهش فکر نکنم قسمت های بعدی زندگی در بهشت و دیدم و کلی حس خوب گرفتم دوباره پسرم اومد سمتم و با هم دیگه کلیپ هارو دیدیم چون دریا داشت خیلی خوشش اومد، این سری ک دیگه خیلی برام ملموس تر بود، میگفتم خب خوبه امد امریکا اینجا رم میرم میبینم. دوباره پر شدم از حس خوب و یه جرقه خورد تو ذهنم و از دوستی برای پیشرفت در کارهایم کمک گرفتم و او نیز مشتاقانه خواست کمکم کنه
خلاصه به این نتیجه رسیدم که چقدر مثبت اندیشی و ایمان داشتن و امیدواری میتونه همه چیز را تغییر بده و به نفع ما تمام کنه.
مطمئنم یه رو میبینمتون خیلی موفق، پر انگیزه و خوابم به بهترین شکل تعبیر میشه.
درسته من پارادایس نیستم اما حضورم و انجا حس میکنم ، حس میکنم خوشبختم و سعادتمند ، درس زندگی یاد میگیرم ،یاد میگیرم که چگونه شاد زندگی کنم ، فهمیدم که شاد زندگی کردن یک گزینه است که من میتوانم ان را انتخاب کنم
در اینجا یاد میگیرم رفتار با عشقت را ، رفتار با دوستان را
خودم بودم را ، شادی کردن و ورزش کردن را ، در دل ترس ها رفتن ، زیبا کردن محل زندگی
خدایا شکرت که در این مسیر هستم، و چقدر لذت بخش است وقتی انسان حریم خصوصی خودش را حفظ میکند و با اینکه مهمان دارد دست از تلاش نمیکشد.
چقدر جالب است دو خانواده با دو فرهنگ متفاوت اما با فرکانس های یکسان
به قول مریم جون ما در شهرهای مختلف زندکی نمیکنیم در فرکانسهای متفاوتی زندگی میکنیم ، احترام به حقوق یکدیگر از جمله نوع پخت و پز غذا نشان از یکسان بودن فرکانس شما دارد چرا که اگر در یک سری خانواده ها بود از جمله ما همه مجبور بودند از یک نوع بخورند و اگر نخورد بقیه ناراحت میشوند و معمولا هم اکثریت کارها روی دوش میزبان است ، و میزبان بنده خدا هیچ منفعتی از دور هم بودن نمی برد .
استفاده از ظروف یکبار مصرف باعث میشود بیشتر کنار هم باشیم و در واقع خودمان باشیم ، خود خودمان .
اینکه خانواده بسیج میشن برای پیدا کردن لیوان هپ نشان از همکاری بین انها دارد احسنت بر انها .
اونجایی که هپ میگه یه مادر باید شاد باشه در واقع تا وقتی خودت از درون شاد نباشی ، موفق نباشی ، هرگز نمیتوانی فرزندان شادی تربیت کنی مگر آنکه آنها خودشان شاد بودن را انتخاب کنند .
اینکه هپ تفاوت بچه ها رو درک میکنه واقعا تحسین برانگیزه ، چ بسا والدینی که فرزندان شون رک مجبور میکنند در رشته ی مورد علاقه ی انها تحصیل کنند.
باسلام خدمت استاد عزیزم ک خدا میدونه چقدر عاشق شما هستم بخاطر اینهمه صداقت واینهمه عشق پاکی ک در فایلهاتون جریان داره چقدر زندگی من زیباتر کردید از خدا میخام هرجاهستیدشادتروموفقتر وسلامتتر باشید
این فایل نشانه امروز من بود نیت کردم ونشانه من را فشار دادم چقد درسته این قانون همش میزنه ب هدف
امروز کمی بهم ریختم
من از وقتی دوره عزت نفس رو تهیه کردم رو پاشنه های اشیلم دارم کار میکنم که رابطم با دخترم یکیش بود ک در کامنتای قبلیم گفتم چقد با دوره عزت نفس خدا منو نسبت ب درس وانضباط دخترم ارام کرده دراین مدت
یکمدت پیش هرکس از معلم مدیر ناظم مادران بچه های مدرسه از دخترم پیشم انتقاد میکردن من تمام حرفاشون تایید میکردم وبشدت با دخترم برخورد میکردم ک حق دارن تو خیلی فضولی تو اذیت کردی تو اینجارو اشتباه جواب داذی وباعث شده بود هرروز رابطمون ب چالش بیشتری ودراخر ب حس بد من ختم میشد
ودراین چندروز ک ارامتر شدم با چندتا باور جدید دخترم بهتر شده وامتحاناتشو بهتر داذه
من از قانون برای این موضوع شاید 5 درصدم استفاده نمیکردم اما الان تعجب کردم خیلی برام جالب بود هرچی من ارامترمیشم توقعات من ازش کم میشه نتیجش بهتره
امروز گفتم بهم ریختم ومونده بودم چون تازه دارم رو موضوع دخترم کار میکنم تو شک افتادم از مدرسه تماس گرفتن وانتقاد کردن قبلا این موضوع توسط معلم دخترم ومدیر اتفاق افتاده بود
وگفتن دخترم دوروز اخراج میشه
من اول ب مدیر پیام دادم گف تماس بگیر
تماس گرفتم وبا اعتمادبنفس وبدون هیچ ترسی جواب انتقادات اینهمه مدت رو دادم گفتم شما ومعلمش خیلی از بچه انتقاد میکنید و برای ما مشاوره میذارید ک میگه حق ندارید بچه را تنبیه یا سرزنش یا عذاب وجدان بدید بهش وشما خلافش رو عمل میکنید
استاد شما گفته بودید که یک روش برای خودتون انتخاب کنید ک خودتون بهش رسیدید وبهش عمل کنیدفارق از اینکه بقیه خوششون میات یا خلاف دیدگاه بقیه هستش
باور کنید من هرسری حق میداذم ب معلم ومدیر اینسری مدیر گف شما طرفدار دخترت هستی درصورتیکه من از 2سالگی دخترم قوی باراومده بارها کتکها از بچه ها خورده ومن هیچی نگفتم اینقد این اتفاق افتاد براش تا دخترم تبدیل شد ب یک شخصیتی ک حمایتگر نداره وهرجا میره اصلا خجالت نمیکشه رک حرفشو میزنه راحت ورک درخاست میکنه اینقد ک میگن بچت شر وپررو هستش ومن خوشم میات ازین شخصیتی ک ساخته شد ازش
بچه من حتی مهد کودک برای من گریه نمیکرد بااینکه 3سالش بود
وخلاصه امروز خجالت رو گذاشتم کنار ودیدگاه جدیدم رو ب معلم ومدیر گفتم که قرار نیس برای هر مسعله ای من بچه را سرزنش یا تحقیر کنم بخاطر انتقادات شما
اینهمه مدت حرف بقیه چقد برام مهم بود وهرسری انتقادات وحشتناکتر میشد ومعلمش بهانه های جدیدتر حتی از خندیدن اون سرکلاس ایراد گرفته تمام بهانه ها برای من پذیرفتنی نبود امروز ومدیر گفت هرچی میگم شما دیدگاهت متفاوته بهش گفتم بله درست میگید کاملا متفاوته چون استاد شما گفتید اولش ک میاید تغییر کنید جامعه یا جهان باشما ساز مخالف میزنه ادمایی میان میگن نه تو نباید اینجور باشی حالا درهر زمینه ای من اینو تجربه کردم ک واقعا روی هرمسعله ای شروع ب کار میکنم چندنفر میان میگن نه دیدگاهت اشتباهه وکار ما درسته امروز ب شوهرم گفتم اگر حرف مدیر مدرسه معلم وجامعه درست بود خب وضع من تو ومردم این نبود واینهمه عزت نفس ما خورد نمیشد
ونشانه ی امروز من واضح کرد ک مسیر من صحیحه کاملا درسته فقط باید ادامه بدم وپایبند باشم به روشی ک خودم بهش رسیدم نه بقول شما برگی روی اب باشم جامعه ب هرطرفی خاست منو ببره
باورهایی ک ازشما یاد گرفتم اینا بود وهرروز توی حرف زدنم تکرار میکنم توی افکارم
1-قرار نیس من بچم رو حتما مهندس یا دکتر کنم
2-بچه من خالق زندگیشه وقرار نیس من خوشبختش کنم یا بدبخت
3-خیلیا تحصیل نمیکنن وچقد درراستای علاقشون ب موفقیت زیادی رسیدن
4-همه چیز ب باورها بستگی داره ن ب میزان مدارک
5-ب حرف مردم اهمیت ندم هرچقدم خوب باشم یا بچم خوب باشه مردم نظر میدن
6-کمالگرا نباشم ک پاشنه اشیل من بود حتی توی ازمون لیاقت نتیجش این بود من کمالگرا هستم وفک میکنم باید کامل باشم الان دارم میپذیرم من یک مادرم تمام تلاشمو همیشه کردم قرار نیس بی نقص باشم ک معلم دخترم یاهرکسی بگه به به وچه چه وافرین ب مادرت
چقد ارام شدم بااین باورها …
این فایل من را ارام کرد ک مسیر درسته هنوز از مدار قبل فاصله نگرفتم برای همین جهان داره من رو میسنجه پای دیدگاه جدیدم میمونم یا نه سریع تحت تاثیر حرفای بقیه عکس العملهای تکراری رو نشون میدم وهمیشه فکر میکردم چقد زشته الان معلمش چ فکری میکنه ک من عین خیالم نیس بچم فضولی کرده
امروز انگار خداوند تمام اون ترسها رو از من گرفت وبعداز گذشت چندماه برای بار اول یک عمل جدید انجام داذم وساز مخالف زدم از اون جاییکه ذهن دوست داره در دایره امن بمونه وافراد شبیه خودش جذب کنه امروز بهم ریختم چون برعکس گذشته ها عمل کردم ومیدونم نتایجش میات مثل همیشه نتایج امده
وچقد پذیرفتم ک بچه ها علایقشون متفاوته
اخلاقا رفتارهاشون متفاوته
همه کس وهمه چیز متنوعه درجهان
ودرمقابل اون عمل جدیدی ک انجام دادم مدیرش پشیمون شد وگفت دخترتون بذارید بیات مدرسه وباید ب من اطلاع بده اگر کسی اذیتش میکنه
همش این روزها دارم حل میکنم مساعلی ک سالها درگیرش هستم زندگیم از هر نظر راضی کنندست اما یکسری پاشنه های اینجوری جلوی رشد زیادم رو گرفته بادوره عزت نفس هرروز یک عمل جدیدی میزنم
وجدیدا رفتم سراغ کسب مهارت جدید خیلی ازش میترسیدم فقط ارزوشو میکردم دل و زدم ب دریا وارد ترسام شدم ک انشالله نتایجشو میذارم
سپاسگذارم استاد جونم دوستت دارم چقد شما زندگی هزاران نفر مثل من رو زیبا کردید
چقدر من عاشق این خانواده آمریکایی شدم. چقدر زیبایی ظاهری و باطنی دارند. چقدر رفتارهاشون و روابطشون با هم برام درس داره. همکاری تیمی که بین پسران خانواده هست، تحسین برانگیزه. برادرها بدون غر زدن و ناراحتی، با لذت به هم کمک می کنن و هوای هم رو دارن. واقعاً فرزند پروریه این پدر و مادر آمریکایی جای تحسین داره. این خانواده چقدر با هم در صلح هستن. درباره رابطه بین برادرها باید بگم عالی ترین برادر هایی هستن که تا بحال دیدم. آنچه من دارم در مستند “زندگی در بهشت” می بینم، کاملاً بر خلاف آنچه هست که تا حالا درباره خانواده های آمریکایی شنیده بودم. یه عمر در کل زمان مدرسه، مشاورهای مدرسه مرتب توی گوش ما می خوندند که توی آمریکا “خانواده” اصلاً معنایی نداره، خانواده ها از هم پاشیده هستن و تمام هدف آمریکا این هست که با برداشتن حجاب از سر زن های ایرانی، بنیان خانواده های ایرانی رو نابود کنه. همش به ما میگفتن، هدف آمریکا فروپاشی خانواده هاست. وقتی رابطه این خانواده آمریکایی 6 نفره رو با هم دیدم، به خودم گفتم: توی همه این سالها چقدر به ما چرت و پرت گفتن درباره نظام خانواده در آمریکا و من چقدر فکر نکرده، همه ی گفته های مشاورهایی که توی مدرسه برامون سخنرانی می کردن رو باور کرده بودم.
حالا دارم حقیقت بنیان خانواده در آمریکا رو با زبان تصاویر می بینم و این پدرو مادر رو برای تربیت چنین پسرایی تحسین می کنم. به نظرم دیدن زندگی این خانواده، رفتارهای صحیحشون و رابطه پر از عشقشون با هم، مشت محکمی هست بر دهن اونایی که سالهاست دارن این حرف های منفی و دروغ رو در مورد خانواده های آمریکایی میزنن.
به خدا که من از دیدن این خانواده لذت می برم و درس می گیرم. تمام سعی ام رو می کنم تا روزی که تشکیل خانواده دادم و برای خودم و صاحب فرزند شدم، مثل خانم Hope یه مادر نمونه باشم، بچه هام رو خوب بشناسم، علائق شون رو بفهمم و مثل خانم Hope که تک تک بچه هاشو میشناسه، میدونه کدوم پسر به چه چیزی علاقه داره، به علایقشون احترام میزاره و گاهی با اونا تو همون مسیر همراه میشه، هم خودم خوب زندگی کنم و هم کمک کنم بچه هام و همسرم زندگی خوبی داشته باشن. این نهایت احترام مادر به فرزند و در نتیجه احترام و عشق متقابل فرزندان به مادره. از تصاویر این قسمت، فقط عشق و محبت میبارید. دیدن این تصاویر و این واقعیت ها، باورای مخربم رو درباره آمریکا از بین برد. واقعاً از شما سپاسگزارم.
یه تشکر ویژه هم از حمید عزیز میکنم که زحمت کشیده و مکالمه رو برامون ترجمه کرده به شکل خیلی رَوون و ساده ، خیلی خیلی ممنون حمید جان زحمت کشیدی
و یه تشکر ویژه هم از بانو شایسته بابت این ایده که خدا بهش گفته جدا بشینه با مادر گپ و گفتی بکنه و شروع کنه به پرسیدن این سوالات زیبا که قطعا سوالاتشم خدا بهشون الهام کرده چی بپرسه که اینقدر کلیدی و مهمن و نتیجه ش برای خیلیامون کارآمده
خیلی خیلی ممنون دستان خدا
دوستتون دارم💚👑💎
سلام مریم جان و استاد عزیز
در حالی که درونم پر از سپاسگزاری بعد از دیدن فایل بود اومدم بنویسم ولی دیدم اول باید از خدای عزیزم تشکر کنم که منو به سایت شما و به این فایل ها هدایت کرد
خدای من خدااااای من
من از وقتی خانم هوپ اومده عاشقش شدمو در این دو فایل اخیر واقعا از رها بودن و اعتماد بنفسش از لذت بردن از بچه هاش و زندگیش و طرز برخورد با دیگران مبهوت موندم
من حلقه ی گمشده ی خودم که اعتماد بنفسم هست رو توخانم هوپ دیدم
شخصیتی که دوست دارم باشم
مریم جونم چجوری بابت مصاحبه بابت این فیلم هایی که میگیری من ازت تشکر کنم
ما با نمود عینی قوانین و توحید مواجهیم.
چقدر توحید رو تو شما و این خانواده دیدم.
خدایا آخه از خوبی تو چی باید گفت که فقط از ما میخوای لذت ببریم از زندگی و شاد باشیم و تو فایل های سفرنامه فهمیدم که عمل صالح یعنی همین.
چقدر بد خدایی به ما نشون داده بودن و چقدر نمیپذیرفتمش وحتی وقتی عمل صالح و توحید و عبادت رو تو قرآن میخوندم دوست نداشتم چون نمیدونستم یعنی چی؟ فکر میکردم همین حرفها و کارهایی به اصطلاح مذهبیون منظور خداست.
خدایا قربونت برم که آروم کمی ازت شناختم چقدر بزرگی انقدر مهربان و بزرگ و قوی و بخشنده که در وصف نگنجی
به نام خدای مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
چه صبح دل انگیز و زیبایی،چقدر ارامش موج میزنه،خدایا شکرت
چه دارکوب زیباییه،سرش قرمزه،چقدر دوست دارم یه دارکوبو از نزدیک ببینم،صدای نوک زدنشم یه لحظه شنیدم.
سلااام صبح بخیر همگی
ثروت بسیار بسیار چیز عالیه
با ثروتمون میتونیم خونه ها یی رو بگیریم،که انقدر بزرگ باشن،با امکانات کامل که وقتی مهمون داشته باشیم،هم مهمونها و هم خودمون در راحتی کامل باشیم،اینطوری هم به خودمون احترام و ارزش قائل شدیم،هم به مهمونمون.
واقعا تشریفات افراطی اصلا لازم نیست برای برگزاری مهمانیها،اصل رو باید بر سادگی و راحتی بذاریم.
راحت ترین کار هم اینه که آدم خودش باشه.
هر کس هر جور که خودش دوست داره زندگی کنه،برای نظر و خواسته و علاقه خودش ارزش قائل باشه،و به نظر و علاقه دیگران هم احترام بذاره،اینطور نباشه که یکی بخاطر دیگران از علاقه اش صرف نظر کنه.
چه قوانین و عادتهای خوب حال خوب کنی دارن این خانواده،مامان لیوانشو گم کرده همه بسیج شدن گروهی تا این لیوانوپیدا کنن،بدون کوچکترین ناراحتی و غر غر کردن.
لیوان گم شد ناراحت نشدن
گشتن پیدا نشد بازم ناراحت نشدن
به راحتی،رفتن یکی دیگه خریدن،خدااای من،چفدر عالیه
خیلی خوب پول میسازن،
خیلی خوب تجربه میکنن لذتهای مختلف رو
به خودشون سخت نمیگیرن
برای تجربه خواستهای بیشترشون،از خواستها شون نمیگذرن،،بلکه پول بیشتری رو میسازن تا اونها رو تجربه کنن.
جالبه،امروز داشتم فایل لایو شماره 12 استاد رو گوش میکردم،یک نفر پرسیدن،که حرف جدید بزنین،استاد گفتن،من حرف جدید ندارم بگم،من حرفی رو که درست هست رو همیشه تکرار میکنم،و مهمترین حرف تکراری،اینه که،بهترین و میانبرترین راه موفقیت،داشتن باورهای قدرتمند کننده و پیدا کردن الگوهای خوب و عمل کردن و باور کردن مثل اون افراد هست.
تحسین میکنم خانم هوپ رو برای داشتن و تربیت خوب این پسرها،آرزوی خوشبختی و موفقیتهای بیشتری رو براشون دارم.
ممنونم
خدانگهدار.
سلام بر خداوند رزاق و وهاب از این نوع تریبون
درود بر تمامی دوستان امیدوارم در پرتو قدرت مطلق جهان سلامت و سعادتمند باشیم همگی
خدا قوت آقای عباسمنش، خانم شایسته و سایر کادر اجرایی سایت
بسیار قسمت عالی بود
اینکه گفتید علاوه بر جای استراحت، خواب و کارهای شخصیتان، غذا خوردنتان هم جدا از همدگیر هست خیلی برایم جالب بود!
اون دارکوب، واقعا زیبا بود
خداوند را شکر میکنم بابت خلقت عظیم و زیبایش
معلوم بود صبحونه توپی زدن، خانواده رایان
دستپخت آقای رایان رو باید یبار بچشیم
نوش جانشون!
داشتن اون بازی معروف کارتیشون رو انجام میدادن
فکر کنم اسمش بلک جک بود!
ماهیگیری هم که عالی
اینبار خانم هوپ از جوزف پیشی گرفته ولی با شناختی که از جوزف دارم صد درصد به بازی برمیگرده
آقای رایان هم خوب به خانم هوپ کمک میکرد!
جیکاپ هم یک سری به جوزف زد!
اون لیوان سرد نگه دار جدید خانم هوپ مبارک باشه
من ایمان دارم میتونن لیوان قبلیشون هم پیدا کنن
همکاری خانواده در پیدا کردن لیوان خانم هوپ قابل تحسین بود
اینکه گفتید شخصیت غالب آمریکایی ها جوری هست که باورهای قدرتمند کننده ای در مورد کسب ثروت دارند و هر آن را که اراده کنند برای خود تهیه میکنند و ازش لذت میبرند و دقدقه ی فکری ندارد خیلی قابل تحسین است و من سعی میکنم در این موضوع از آنها بیشتر یاد بگیرم!
مصاحبه با خانم هوپ هم در مورد چگونگی تربیت فرزندان و نوع زندگیشان در مجموع، برایم واقعا لذت بخش بود
بعضی از نکاتش هم به مادرم انتقال دادم
قسمتی از مکالمه ها را متوجه شدم و با خواندن ترجمه هم همه چیز رو گرفتم!
ممنونم از دوست یا دوستان عزیزی که ترجمه کرده و زمان گذاشتند!
اینکه خانم هوپ گفتند که فقط ایشون نبوده اند که بچه ها را تربیت کردند و همسرشان هم نقش پررنگی داشت برایم جالب بود
اینکه اشاره کردند که بچه هایشان را همان طوری که هستند دوستدارند و بهشان عشق می ورزند
و اینکه سعی در تغییر علایقشان ندارند برایم واقعا فوق العاده بود
احترام گذاشتن به سلایق همدیگر در این خانواده ی بینظیر، واقعا قابل تحسین هست!
از لیوایی که بیشتر به بازی های کامپیوتری علاقه دارد
تا برادر دو قلویش (جوزف) که به بازی های رقابتی و فیزیکی علاقه وافری دارد!
و جیکاپ و لوک هم در این میان شخصیت های خیلی خوبی دارند!
کمک کردن لوک و لیوای به مادر خانواده، استاد و خانم شایسته در کارهای آشپزخانه واقعا قابل تحسین بود!
دستپخت خانم هوپ صد درصد عالی است
امیدوارم از خوردن پیازچال و سالاد و سایر مواد غذایی لذت ببرید
جیکاپ و جوزف هم در زبان فارسی خیلی عالی پیشرفت کرده اند
در کل فایل فوق العاده ای بود از هر جهت و کلی درس گرفتم
خداوند را سپاسگزارم که من را در مسیر درستی که قدم گذاشته ام، لحظه به لحظه دارد هدایت میکند!
ممنونم آقای عباسمنش، خانم شایسته و سایر اعضای سایت
در پناه خداوند ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم همگی
من آرین عبّاسی ۱۷ ساله از تهرانم
من بهترین هستم چون همواره با اطرافیانم همکاری میکنم و به سلایقشان احترام میگذارم و افراد را همان جوری که هستند دوست میدارم!
بدرود!
به نام خدایی که موفق وهدایتم کرد.
سلام به استادعزیزومریم عزیز.
سریال زندگی دربهشت قسمت ۳۹.
مریم جون قسمت اول این کلیپ راجع به احترام گذاشتن به حقوق شخصی افراد،صحبت کردن وگفتن که وقتی به حقوق همدیگه احترام میزاریم ینی هرکسی هر سلیقه ومزاجی که داره راانجام میده وکسی تحمیلی به کسی امرونهی نمیکنه .
مریم جون درمورداحترام گذاشتن آداب و رسوم وفرهنگ ،قومیتها،گفتن .
مهموناشون راتوخونه آزادگذاشتن که هرطورکه میخان عمل کنن وهرچی خودشون دوست دارن بپزن وبخورن .
ایشون حتی درموردخودشون واستادمون گفتن که گاهی غذای متفاوت وطبق سلایق خودشون می خورن .
ولی متاسفانه بین ماها،کمترپیش میاد،اینطورعمل کنیم .بیشترطبق سلیقه مرد خونس،حتی ادویه ای که میخایم توغذابریزیم بایدهمان چیزی باشه که آقای خونه دلش بخواد.واگرنه با،قورزدن همسرت یااخم کردنش ،بایدروبروبشی .
تازه احساس هم بهش بگیم میگه من سلیقم خوبه هرچی من میگم ،همونوانجام بده.البته گاهی همین طوره ولی گاهی هم نه .
وقتی تعداد اعضای خانواده ،بیشترهم باشه که این مسئله سخت ترمیشه.بنابراین ماتصمیم گرفتیم ،همگی سعی کنیم ازتمام غذاهاخوشمون بیاد.حالااونی که باب طبعشه،بالذت میخوره واونی که باب طبعش نیس،بااکراه میخوره .تنوع توغذاهم عامل مهمی درلذت بردن ازغذامیتونه باشه .
واماصحبتهای شیرین ومنطقی ودرست ،خانم هوپ.
خیلی برام جالب وقشنگ بودکه یه مادرامریکایی ،انقدبرای بچه هاش ارزش و احترام قائل بود.
تاحالاکسیونداشتم که درموردفرهنگ وتربیت فرزندانش توکشوردیگه ای ،صحبت کنه ،میخام بگم هیچ شناختی به نحوه تربیت اونوریا،نداشتم .
اول از تعدازیادفرزندانشون تعجب کردم ،۴فرزند.
به نظرم خیلی زیاده .
اونم ۴تاپسرتقریبامستقل .
مشخصه خانواده ی محترم ومتحدی هستن .
منم باخانم هوپ،موافقم که مهارت تربیت پدرومادر،توبچه هاتاثیربسزایی داره .
باتوجه به بعضی از اختلاف سلیقه هابیت منووهمسرم ،ولی بابت بچه ها همیشه سعی میکنیم اشتراک نظرداشته باشیم .وازاین بابت مشکلی پیش نمیادودوگانگی نداریم .
خداروشکربچه های منم به لحاظ شخصیتی ،طوری هستن که مورد تایید دیگران والبته که خودمون ،هستن .
دخترم ۱۱سالشه وپسرم ۱۹سالش .
هردوشونوقوی وشجاع وباجسارت تربیت کردم .
به خاطر اینکه خودم و همسرم به علت خجالتی بودن پنداشتن اعتمادبه نفس آسیبهای زیادی خوردیم ،اجازه ندادم اونا،بی اعتمادبه نفس بشن.تاجایی که تونستم تشویق و حمایت ازشون کردم حتی اگه کارخاصی انجام ندادن ویاشکستی خوردن .
شهامت نه گفتن رابهشون یاددادم .
ازاستادقانون درخواست کردن رایادگرفتم وبه هردوشون ،آموزش دادم و گفتم انجام بدن .
منم مثل خانم هوپ،منتظرروی دادن اتفاق یااستعداد خاصی نیستم که توبه هام ببینم بعددوسشون داشته باشم .واقعن منووپدرشون اونهارابه خاطروجودخودشون دوست داریم .همه کاری براشون انجام میدم بدون توقع ،توقعی که اکثرپدرومادرهادارندکه بچه هام جبران کنن .
تنها چیزی که ازشون میخام مراقبت کردن سالم ودرست ازخودشونه .اینکه بچه های شجاعی باشن واجازه ندم که هیچ شکست یامشکلی به اونهاصدمه وارد کنه یااوناراتوحال بدنگه داره .
توجه وتمرکزبه زیبایی هارابهشون یاددادم تاازاحساس بددوربمونن .
خداراتووجودشون نهادینه کردم وگفتم بهترین یارویاور،بهترین کسی که توهرحالت کنارشماست ،خداس .ومیتونیدبهش تکیه کنید.
ازخدافقط انرژیهای مثبت راگفتم.به هیچ وجه درموردغضب خداوجهنم صحبتی نکردم تابه خاطرکاراشتباهی خودشونوسرزنش نکنن تابزرگتربشن وخودشون متوجه بشن .
قضاوت کردن درمورددیگران راگفتم کاری بیهودس.
اینکه مراقب حریم خصوصی خودشون ودیگران باشم رایاددادم .
کم توقع داشتن ازاین جهان رایادندادم،بلکه گفتم زیادبخواهیدوباورکنیدکه میشود.
هرباوردرستی راکه ازاستادیادمی گیرم به هردوشون انتقال میدم .واوناهم استقبال میکنن.
ازشون خاستم باهدف زندگی کنن ولی نگفتم چ هدفهایی .
خاستم ودوست داشتم خودشون انتخاب کنن وتجربه کنن.
برام مهم نیس نمره ی چندبیارن .هیچ کنترلی روی درس خوندناشون ندارم .
سرخوندن یانخوندن ،حرص وجوشی نمیکنم .
حتی به خاطر اینکه توانتخاب رشته ی پسرم دخالتی کردم وبعدن پسرم اذیت شد،ازش عذرخواهی کردم وگفتم دیگه کاری بهت ندارم تاوقتی که خودت چیزی ازم بخای .خب اون موقع باورهام ،فرق میکردکه دخالت کردم .
هروقت هر زمانی توهرحالی ،هرکدوم نیازبه من داشته باشن که بامن حرف بزنن یادرددلی کنن ،درخدمتشونم .
خداروشکرمیکنم ازاین بابت که هردو،منودوست صمیمی ورازدارخودشون میدونن .واقعن مامان پایه ای هستم برای هردوشون .
منم مثل خانم خود خیلی وقتها تمایل ندارم بااوناچیزی ببینم یابازی ای ،بکنم امابه احترامشون وبرای استحکام روابط و نزدیک بودن بهشون ،باهاشون پایه میشم .
من ازاون مادرایی هم نیستم که وقتی برای خودم نداشته باشم ،اتفاقاخیلی برای خودم ارزش قائلم.واینوخانوادم میدونن.میدونن که ناهید۳روزتوهفته بایدباشگاه بره ،یه روزتوهفته استخر داره،ساعتهایی نیازبه خلوت داره که کتاب بخونه یافایلی گوش بده و بنویسه .واقعن تواین تایمها،اصلن مزاحمم نمیشن .ویاهرکارشخصی دیگه ای که داشته باشم .
اتفاقاهردوفرزندم ،اهل ورزش هستن ،حتی دوران مدرسه هم ترک نمی کنن .
من مادرمنضبط وقانون مندی هستم .سعی میکنم ودوست دارم بچه هام هم همین طورباشن .تحمیل نمیکنم وخودم انجام میدم تا انشالله اوناهم ازمن یادبگیرن.چیزی که می بینم ،همین طورمیشن انشالله.
تودوره ی عزت نفس استاد،خیلی چیزهایاد گرفتم ،وهمه ی درسهاوتجربه های استادنه تنها روی خودم اثرمثبت گذاشت بلکه توبالابردن عزت نفس واعتمادبه نفس بچه هام ،هم تاثیربسزایی داشت .
ذهنم به خیلی چیزهابازشد.وهمه ی درسها رابه هردوی اونها،توضیح میدادم .خداروشکرخانوادگی استادراقبول داریم ووقتی چیزی میگم هیچ کدوم بحث یامخالفتی نمیکنن .آخه بیشترمون وقت میزارم گوش میدم.
اینم ازهم مداربودن بااستاددیگه .هرکس حرفاشوبادقت میشنوه ،جذبش میشه .
بله من فرزندانم راآزادگذاشتم وفقط هرجا خودشون بخان ،کمک وراهنماییشون میکنم .درواقع اصل مطلب اینوبگم که کاملاسپردم به خداوباوردارم خدابیشتروبهترازمن مراقب فرزندان منه.هدایت خداراتوزندگی یادشون دادم اوناهم بااعتمادبه خداپیش میرن به خصوص پسرم که بزرگتره والان درکش بیشتره .
ما مثل گذشته هامون عمل نمیکنیم .
دقیقاهربلایی که بنده خدابزرگترای ،مابه سر،مااوورده بودن را،من برعکسش راانجام میدم تاباکمبودی مواجه نشن .
اینم بگم بچه های من لوس نیستن ،اتفاقابه جاش ،من مادرسختگیری هم هستم .ازلوس بازی هم خوشم نمیاد.
توبیماری ومریضی حتی لوسشون نمیکنم وکلن متفاوت بااکثرمادرا،برخوردمیکنم تاقویتربشن و همیشه تکیه به خودشون بکنن .
پدرشون هم باهاشون رفیقه وهم مهربون .
به نظر خودم هردومون تعادل اخلاقی باهاشون داریم ،ولی من بیشترکنارشونم .وباهاشونم وبامن راحترن .
ازدوره ی عشق ومودت هم خیلی چیزایادگرفتم به خصوص چندفایلش که مخصوص جوونهابود،بیشتردرموردروابط سطحی بچه ها،واقعن به پسرم خیلی خیلی کمک کرد.بچم ظاهراخیلی آسیبهاخوردولی دارم قوی شدنش وباورهای درست اجراکردنش رو توروابط دارم می بینم .وازاین بابت خوشحالم .وسپاسگزاراستادعزیزم هستم .
همین جاازتک تک مادران بافهم ودرک بالاتشکرمیکنم ودستشونومیبوسم وبه تک تکشون افتخارمیکنم که متفاوت با مادران گذشته عمل میکنن.
ازخانم هوپ هم تشکرویژه دارم که یادآور،دقت در تربیت فرزندانمون شدن .ومریم عزیز که سوالات قشنگ وبه جاودرست پرسیدن .
امیدوارم هرروز آگاهی هامون بیشتروبیشتربشه تابهترعمل کنیم .
استادجونم عاشقتم .
مریم جونم عاشق توهم هستم .
خداحفظتون کنه .
حق نگهدارتون باشه الهی🙏😘😘
فتبارک الله احسن الخالقین
سلام به همه عزیزان
دمتون گرم و احسنت به شما عزیزان برای هماهنگی که با خودتون دارید
چقدر راحت میگذره وقتی مهمون خودش کارهاش انجام بده توقع نداشته باشه و از همه مهمتر هرکی همونجوری باشه که واقعا هست ،خدایا شکرت برای این کیفیت زندگی
چقدر تحسین برانگیزه هماهنگی بین خانوم هوپ و رایان برای تربیت بچه هاشون و چقدر عاشقانه خانم هوپ از عشق و علاقه ش بدون وابستگی به بچه هاش داره .
البته از دوست عزیزم که صحبتهای خانم هوپ و مریم عزیز رو ترجمه کرد سپاسگزارم
چقدر خوب از لیوای تعریف و توصیف میکنن چیزی که بین ما خیلی کم انجام میشه و این حرکت رو بجای اینکه بگیم لیوای شخصیتی رقابت طلب و همیشه موفق داره بیشتر میگیم حسود و خودخواه هست !خدایا چقدر تفاوت در فرهنگ و دیدگاه وجود داره
خدایا شکرت و سپاسگزارم برای این ماهی های بزرگ و پر برکت چقدر فراوانی نعمت هست خدایا شکرت
خدایا ببین چقدر زیبا ست این هماهنگی ک بمحض گم شدن ی وسیله همه متحد میش برای پیدا کردن و بقول مریم عزیز آمریکایی ها هم خوب پول میسازن و هم خوب استفاده میکنن ازش وخدا هم بهشون بیشتر برکت میده الحمدالله خدایا شکرت
و خیلی راحت خودش رو محدود نمیکنه د سریع رفت خرید و لیوان مورد نظرش رو جایگزین کرد احسنت به شما احسنت و خدایا شکرت برای این درک و برکت
خدایا شکرت برای وجود همسر وفادار مهربان احساسی و عاشقم ومهمتر صبور خدایا شکرت همراه و عاشق همدیگه هستیم و عشق و محبت خدایی و اللهی رو در زندگیمون سرشار کردی خدایا سپاسگزارم همیشه هوامو داری در هر شرایطی
خدایا شکرت برای فرزند عزیزم ک بیشتر از قبل متوجه شدم باید دوست و همراه هم باشیم
خدایا شکرت برای اطرافیانم که همگی دستان خودت برای پیشبرد شرایط زندگی من هستن و منو آسان کردی برای آسانی ها،خدایا شکرت که دست به هر کاری میزنم به ساده ترین شیوه حل و فصل میشه
خدایا شکرت برای ورود نعمتها و ثروت های زندگیم که خودت وکیل و مدافع من هستی برای کسی تجربه و لذت بیشتر زندگیم و خودت برام کافی هستی خدایا شکرت
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دو دنیا باشیم
با سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربون
من اوایلش شوقی برای دیدن زندگی در بهشت یا سفر به دور امریکارو نداشتم و بیشتر دوست داشتم حرفا تونو گوش کنم ولی دیشب برعکس اصلا حوصله حرف گوش کردن نداشتم چرا ک ذهنم پر شده از انبوهی از اطلاعاتی که بهش به خوبی عمل نمیکنم و فک کنم از طریق هدایت شدن رفتم به سمت دیدن زندگی در بهشت.
پسرم هم پیشم بود و چون تو فیلم بچه ها بودن و کارای فان میکردن اونم با من نشست نگاه کرد و برای اولین بار چقدر لذت برم و به شدت خودمو اونجا دیدم ولی یه صدای اومد ک تو نمیتونی اونجا باشی پیش استاد یا کشور دیگه، ولی ندایی دیگر امد(خخخخخ) صد درصد میتونی فقط باید هم فرکانس باشی، موفق باشی…
دقیقا شب ک خوابیدم خواب دیدم ک تو همین لوکیشن و پیش همین ادم هام، انگار یه دکمه زدیم و من اونجا ظاهر شدم بچه ها در حال بازی بودن و من هم وسط سالن رو زمین نشسته بودم و یهوو گفتم خیلی خستم، دیدم استاد عزیزم پشت من نشسته و درحال تعمیر یه وسیله ای هست و به من میگه اشکال نداره اگ خسته ای میتونی بهم تکیه بدی، و وقتی صداتونو شنیدم انگار اون جا بودن برام خیلی واقعی تر شد و خیلی خوشحال شدم از برخوردتون و بودن در اون لحظه، ولی انقد با ذهنم کلنجار رفتم ک من اینجا چیکار میکنم چطور اومدم امریکا،، چطور شد اومدم خونه استاد هیچی به ذهنم نرسید و شروع کردم به فکرهای بیهوده و گفتم من که همون ادم سابقم، من ک تغییر نکردم من پول نداشتم بیام، من ک هم فرکانس نشدم،،، ک کم کم دیدم دارم از اون خونه اون کشور دور میشم
واقعا خابهای من درسهای خیلی بزرگی به من میدن وقتی خودمو بی ارزش دیدم دور شدم. صبح از خواب بیدار شدم و کلی افسوس خوردم که به جای این حرف های منفی کاش از اون جمع بیشتر لذت می بردم ولی سعی کردم دیگه بهش فکر نکنم قسمت های بعدی زندگی در بهشت و دیدم و کلی حس خوب گرفتم دوباره پسرم اومد سمتم و با هم دیگه کلیپ هارو دیدیم چون دریا داشت خیلی خوشش اومد، این سری ک دیگه خیلی برام ملموس تر بود، میگفتم خب خوبه امد امریکا اینجا رم میرم میبینم. دوباره پر شدم از حس خوب و یه جرقه خورد تو ذهنم و از دوستی برای پیشرفت در کارهایم کمک گرفتم و او نیز مشتاقانه خواست کمکم کنه
خلاصه به این نتیجه رسیدم که چقدر مثبت اندیشی و ایمان داشتن و امیدواری میتونه همه چیز را تغییر بده و به نفع ما تمام کنه.
مطمئنم یه رو میبینمتون خیلی موفق، پر انگیزه و خوابم به بهترین شکل تعبیر میشه.
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام خدمت همگی علی الخصوص مریم جان
درسته من پارادایس نیستم اما حضورم و انجا حس میکنم ، حس میکنم خوشبختم و سعادتمند ، درس زندگی یاد میگیرم ،یاد میگیرم که چگونه شاد زندگی کنم ، فهمیدم که شاد زندگی کردن یک گزینه است که من میتوانم ان را انتخاب کنم
در اینجا یاد میگیرم رفتار با عشقت را ، رفتار با دوستان را
خودم بودم را ، شادی کردن و ورزش کردن را ، در دل ترس ها رفتن ، زیبا کردن محل زندگی
خدایا شکرت که در این مسیر هستم، و چقدر لذت بخش است وقتی انسان حریم خصوصی خودش را حفظ میکند و با اینکه مهمان دارد دست از تلاش نمیکشد.
چقدر جالب است دو خانواده با دو فرهنگ متفاوت اما با فرکانس های یکسان
به قول مریم جون ما در شهرهای مختلف زندکی نمیکنیم در فرکانسهای متفاوتی زندگی میکنیم ، احترام به حقوق یکدیگر از جمله نوع پخت و پز غذا نشان از یکسان بودن فرکانس شما دارد چرا که اگر در یک سری خانواده ها بود از جمله ما همه مجبور بودند از یک نوع بخورند و اگر نخورد بقیه ناراحت میشوند و معمولا هم اکثریت کارها روی دوش میزبان است ، و میزبان بنده خدا هیچ منفعتی از دور هم بودن نمی برد .
استفاده از ظروف یکبار مصرف باعث میشود بیشتر کنار هم باشیم و در واقع خودمان باشیم ، خود خودمان .
اینکه خانواده بسیج میشن برای پیدا کردن لیوان هپ نشان از همکاری بین انها دارد احسنت بر انها .
اونجایی که هپ میگه یه مادر باید شاد باشه در واقع تا وقتی خودت از درون شاد نباشی ، موفق نباشی ، هرگز نمیتوانی فرزندان شادی تربیت کنی مگر آنکه آنها خودشان شاد بودن را انتخاب کنند .
اینکه هپ تفاوت بچه ها رو درک میکنه واقعا تحسین برانگیزه ، چ بسا والدینی که فرزندان شون رک مجبور میکنند در رشته ی مورد علاقه ی انها تحصیل کنند.
باسلام خدمت استاد عزیزم ک خدا میدونه چقدر عاشق شما هستم بخاطر اینهمه صداقت واینهمه عشق پاکی ک در فایلهاتون جریان داره چقدر زندگی من زیباتر کردید از خدا میخام هرجاهستیدشادتروموفقتر وسلامتتر باشید
این فایل نشانه امروز من بود نیت کردم ونشانه من را فشار دادم چقد درسته این قانون همش میزنه ب هدف
امروز کمی بهم ریختم
من از وقتی دوره عزت نفس رو تهیه کردم رو پاشنه های اشیلم دارم کار میکنم که رابطم با دخترم یکیش بود ک در کامنتای قبلیم گفتم چقد با دوره عزت نفس خدا منو نسبت ب درس وانضباط دخترم ارام کرده دراین مدت
یکمدت پیش هرکس از معلم مدیر ناظم مادران بچه های مدرسه از دخترم پیشم انتقاد میکردن من تمام حرفاشون تایید میکردم وبشدت با دخترم برخورد میکردم ک حق دارن تو خیلی فضولی تو اذیت کردی تو اینجارو اشتباه جواب داذی وباعث شده بود هرروز رابطمون ب چالش بیشتری ودراخر ب حس بد من ختم میشد
ودراین چندروز ک ارامتر شدم با چندتا باور جدید دخترم بهتر شده وامتحاناتشو بهتر داذه
من از قانون برای این موضوع شاید 5 درصدم استفاده نمیکردم اما الان تعجب کردم خیلی برام جالب بود هرچی من ارامترمیشم توقعات من ازش کم میشه نتیجش بهتره
امروز گفتم بهم ریختم ومونده بودم چون تازه دارم رو موضوع دخترم کار میکنم تو شک افتادم از مدرسه تماس گرفتن وانتقاد کردن قبلا این موضوع توسط معلم دخترم ومدیر اتفاق افتاده بود
وگفتن دخترم دوروز اخراج میشه
من اول ب مدیر پیام دادم گف تماس بگیر
تماس گرفتم وبا اعتمادبنفس وبدون هیچ ترسی جواب انتقادات اینهمه مدت رو دادم گفتم شما ومعلمش خیلی از بچه انتقاد میکنید و برای ما مشاوره میذارید ک میگه حق ندارید بچه را تنبیه یا سرزنش یا عذاب وجدان بدید بهش وشما خلافش رو عمل میکنید
استاد شما گفته بودید که یک روش برای خودتون انتخاب کنید ک خودتون بهش رسیدید وبهش عمل کنیدفارق از اینکه بقیه خوششون میات یا خلاف دیدگاه بقیه هستش
باور کنید من هرسری حق میداذم ب معلم ومدیر اینسری مدیر گف شما طرفدار دخترت هستی درصورتیکه من از 2سالگی دخترم قوی باراومده بارها کتکها از بچه ها خورده ومن هیچی نگفتم اینقد این اتفاق افتاد براش تا دخترم تبدیل شد ب یک شخصیتی ک حمایتگر نداره وهرجا میره اصلا خجالت نمیکشه رک حرفشو میزنه راحت ورک درخاست میکنه اینقد ک میگن بچت شر وپررو هستش ومن خوشم میات ازین شخصیتی ک ساخته شد ازش
بچه من حتی مهد کودک برای من گریه نمیکرد بااینکه 3سالش بود
وخلاصه امروز خجالت رو گذاشتم کنار ودیدگاه جدیدم رو ب معلم ومدیر گفتم که قرار نیس برای هر مسعله ای من بچه را سرزنش یا تحقیر کنم بخاطر انتقادات شما
اینهمه مدت حرف بقیه چقد برام مهم بود وهرسری انتقادات وحشتناکتر میشد ومعلمش بهانه های جدیدتر حتی از خندیدن اون سرکلاس ایراد گرفته تمام بهانه ها برای من پذیرفتنی نبود امروز ومدیر گفت هرچی میگم شما دیدگاهت متفاوته بهش گفتم بله درست میگید کاملا متفاوته چون استاد شما گفتید اولش ک میاید تغییر کنید جامعه یا جهان باشما ساز مخالف میزنه ادمایی میان میگن نه تو نباید اینجور باشی حالا درهر زمینه ای من اینو تجربه کردم ک واقعا روی هرمسعله ای شروع ب کار میکنم چندنفر میان میگن نه دیدگاهت اشتباهه وکار ما درسته امروز ب شوهرم گفتم اگر حرف مدیر مدرسه معلم وجامعه درست بود خب وضع من تو ومردم این نبود واینهمه عزت نفس ما خورد نمیشد
ونشانه ی امروز من واضح کرد ک مسیر من صحیحه کاملا درسته فقط باید ادامه بدم وپایبند باشم به روشی ک خودم بهش رسیدم نه بقول شما برگی روی اب باشم جامعه ب هرطرفی خاست منو ببره
باورهایی ک ازشما یاد گرفتم اینا بود وهرروز توی حرف زدنم تکرار میکنم توی افکارم
1-قرار نیس من بچم رو حتما مهندس یا دکتر کنم
2-بچه من خالق زندگیشه وقرار نیس من خوشبختش کنم یا بدبخت
3-خیلیا تحصیل نمیکنن وچقد درراستای علاقشون ب موفقیت زیادی رسیدن
4-همه چیز ب باورها بستگی داره ن ب میزان مدارک
5-ب حرف مردم اهمیت ندم هرچقدم خوب باشم یا بچم خوب باشه مردم نظر میدن
6-کمالگرا نباشم ک پاشنه اشیل من بود حتی توی ازمون لیاقت نتیجش این بود من کمالگرا هستم وفک میکنم باید کامل باشم الان دارم میپذیرم من یک مادرم تمام تلاشمو همیشه کردم قرار نیس بی نقص باشم ک معلم دخترم یاهرکسی بگه به به وچه چه وافرین ب مادرت
چقد ارام شدم بااین باورها …
این فایل من را ارام کرد ک مسیر درسته هنوز از مدار قبل فاصله نگرفتم برای همین جهان داره من رو میسنجه پای دیدگاه جدیدم میمونم یا نه سریع تحت تاثیر حرفای بقیه عکس العملهای تکراری رو نشون میدم وهمیشه فکر میکردم چقد زشته الان معلمش چ فکری میکنه ک من عین خیالم نیس بچم فضولی کرده
امروز انگار خداوند تمام اون ترسها رو از من گرفت وبعداز گذشت چندماه برای بار اول یک عمل جدید انجام داذم وساز مخالف زدم از اون جاییکه ذهن دوست داره در دایره امن بمونه وافراد شبیه خودش جذب کنه امروز بهم ریختم چون برعکس گذشته ها عمل کردم ومیدونم نتایجش میات مثل همیشه نتایج امده
وچقد پذیرفتم ک بچه ها علایقشون متفاوته
اخلاقا رفتارهاشون متفاوته
همه کس وهمه چیز متنوعه درجهان
ودرمقابل اون عمل جدیدی ک انجام دادم مدیرش پشیمون شد وگفت دخترتون بذارید بیات مدرسه وباید ب من اطلاع بده اگر کسی اذیتش میکنه
همش این روزها دارم حل میکنم مساعلی ک سالها درگیرش هستم زندگیم از هر نظر راضی کنندست اما یکسری پاشنه های اینجوری جلوی رشد زیادم رو گرفته بادوره عزت نفس هرروز یک عمل جدیدی میزنم
وجدیدا رفتم سراغ کسب مهارت جدید خیلی ازش میترسیدم فقط ارزوشو میکردم دل و زدم ب دریا وارد ترسام شدم ک انشالله نتایجشو میذارم
سپاسگذارم استاد جونم دوستت دارم چقد شما زندگی هزاران نفر مثل من رو زیبا کردید
خدایاشکرت بابت تمام هدایتات
چقدر من عاشق این خانواده آمریکایی شدم. چقدر زیبایی ظاهری و باطنی دارند. چقدر رفتارهاشون و روابطشون با هم برام درس داره. همکاری تیمی که بین پسران خانواده هست، تحسین برانگیزه. برادرها بدون غر زدن و ناراحتی، با لذت به هم کمک می کنن و هوای هم رو دارن. واقعاً فرزند پروریه این پدر و مادر آمریکایی جای تحسین داره. این خانواده چقدر با هم در صلح هستن. درباره رابطه بین برادرها باید بگم عالی ترین برادر هایی هستن که تا بحال دیدم. آنچه من دارم در مستند “زندگی در بهشت” می بینم، کاملاً بر خلاف آنچه هست که تا حالا درباره خانواده های آمریکایی شنیده بودم. یه عمر در کل زمان مدرسه، مشاورهای مدرسه مرتب توی گوش ما می خوندند که توی آمریکا “خانواده” اصلاً معنایی نداره، خانواده ها از هم پاشیده هستن و تمام هدف آمریکا این هست که با برداشتن حجاب از سر زن های ایرانی، بنیان خانواده های ایرانی رو نابود کنه. همش به ما میگفتن، هدف آمریکا فروپاشی خانواده هاست. وقتی رابطه این خانواده آمریکایی 6 نفره رو با هم دیدم، به خودم گفتم: توی همه این سالها چقدر به ما چرت و پرت گفتن درباره نظام خانواده در آمریکا و من چقدر فکر نکرده، همه ی گفته های مشاورهایی که توی مدرسه برامون سخنرانی می کردن رو باور کرده بودم.
حالا دارم حقیقت بنیان خانواده در آمریکا رو با زبان تصاویر می بینم و این پدرو مادر رو برای تربیت چنین پسرایی تحسین می کنم. به نظرم دیدن زندگی این خانواده، رفتارهای صحیحشون و رابطه پر از عشقشون با هم، مشت محکمی هست بر دهن اونایی که سالهاست دارن این حرف های منفی و دروغ رو در مورد خانواده های آمریکایی میزنن.
به خدا که من از دیدن این خانواده لذت می برم و درس می گیرم. تمام سعی ام رو می کنم تا روزی که تشکیل خانواده دادم و برای خودم و صاحب فرزند شدم، مثل خانم Hope یه مادر نمونه باشم، بچه هام رو خوب بشناسم، علائق شون رو بفهمم و مثل خانم Hope که تک تک بچه هاشو میشناسه، میدونه کدوم پسر به چه چیزی علاقه داره، به علایقشون احترام میزاره و گاهی با اونا تو همون مسیر همراه میشه، هم خودم خوب زندگی کنم و هم کمک کنم بچه هام و همسرم زندگی خوبی داشته باشن. این نهایت احترام مادر به فرزند و در نتیجه احترام و عشق متقابل فرزندان به مادره. از تصاویر این قسمت، فقط عشق و محبت میبارید. دیدن این تصاویر و این واقعیت ها، باورای مخربم رو درباره آمریکا از بین برد. واقعاً از شما سپاسگزارم.