این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/07/abasmanesh-6.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-07-13 08:51:482025-03-06 15:44:41سریال زندگی در بهشت | قسمت 44
214نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیز و ارزشمندم، سلام به مریم جان و تمام دوستان هم مسیر و قشنگ و با انگیزه ام
خداروشکر که رسیدم به قسمت بعدی و دارم با اشتیاق هربار بیشتر این مسیر رو ادامه میدم…خدایا شکرت برای این فرصت و این همه ایی که در اختیارم قرار میدی…
■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■
سریال زندگی در بهشت قسمت 44 اُم
این قسمت با صحبت استاد عزیز و چهره باحال و قشنگ و با اعتماد بنفس جیکوپ شروع میشه.صحبتی که بین استاد و جیکوپ هست و استاد ازش میخواد همین صحبت ها و دیدگاه هاشو در مقابل دوربین بگه و چقدر عزت نفس داره، چقدر خوبه این پسر که قبول میکنه و چقدر مسلط و قشنگ حرف میزنه و نظراتش رو در مورد موضوعی که استاد پرسیدن یا صحبت میکردن ادامه میده و براحتی بیان میکنه بدون خجالت، بدون موذب بودن، بدون مِن مِن کردن و تردید…واقعا عالی بود و تحسینـش میکنم.
بعدش هم میریم یک تفریح ساده اما مهیج راه میندازیم اونم توی شب با دوربین عکاسی DSLR و بعد هم یک عکس دسته جمعی زیبا و شاد اونم در شب…واقعا خیلی کیف کردم و لذت بردم. از صحبت کردن جیگوپ گرفته تا اون سرگرمی و خلاقیت هایی که هرکدوم برای یک طرحی رو با چراع قوه میکشیدین و اینا چقدر قشنگه و اینا چقدر یادآوری میکنه به من که هیچ چیزی کم نیست برای لذت بردن در لحظه، فقط باید بخوای و ایده هاش میاد و فقط لذت میبری و شاد میشی از زندگی کردن.
بقول جمله روی پیراهن استاد Be Happy
شاد باش و از زندگـی لذت ببر
وای که چقدر این دیدگاه جیکوپ به عنوان یک پسر 13 ساله قشنگ و پر از عزت نفس و خودشناسی بود…چقدر لازم داشتم تا یادم بیاد حالا که آخرین امتحانت رو دادی و حالا که دیدی چقدر میتونستی هنوز سوالات امتحانت رو دیروز بازم بنویسی و وقت کم آوردی بیشتر به نقاط ضعف و نقاط قوت توانایی خودم پی بردم وچقدر خوشحالم و چقدر از ترم یک تا الان پیشرفت داشتم و چقدر جا برای پیشرفت کردن رو در خودم بیشتر و بیشتر میبنم و درک میکنم.
خدایا شکرت برای این لحظه برای اینکه دارم هر روز نسخه بهتری از خودم رو میشناسم و برای بهبود خودم یک قدم برمیدارم و سعی میکنم ذهنم رو آزاد کنم از محدودیت ها…خدایا صدهزار مرتبه شکرت
@خداجونی شکرت برای اینکه انقد تو رفاه راحتی خونه خوشکل مرفهم
@خداجونی شکرت برای انقد سلامتی که اطرافمه
@خداجونی شکرت برتی این شوق انرژی توی قلبم که بیشتر بیشتر میشه
@خداجونی شکرت برای خونم که هر روز زیباییش بیشتر میشه یه مهارت هایی که کشف شد توی زندگیم شکرت
@شکرت برای طراحی که بلدم وهر روز بیشتر بیشتر میشه
@شکرت برای اموزش تکامل بهم و ارزش قدم های بهبود های کوچیکمو میدونم
@شکرت انقد اسوده میشه بهت وصل شد وزهنو کنترل کرد
@شکرت انقد راحت تر ایده های بهتر میاد ومنو به خودت وصل میکنه
خب چقد خوبیهای زندگیم گفتم با اینکه شاید بقیه اصلا نبینن
خوب دوس دارم من این همه توانایی های ارزشمندمو بیینم
خودمو دوس داشته باشم
خودمو قبول داشته باشم ولایق هر نعمتم هدایت
خودمو قبول داشته باشم موفقیت های خوبیم داشته
قلبم احساس میکنم به تشویق نیاز داره ودوس دارم تا میتونم خوبیهاشو ببینم تحسینش کنم
زیبایی ظاهری وباطنیشو
دوس دارم عاشق خودم باشم
کسی دنبال موفقیت بود تا عشق بدست بیاره از بقیه
الان میخام خودم عاشق خودم باشم درسته دوس دارم تو خانوادم پزیرفته بشم درسته منطقی ولی سعی کنم خودم خودمو بدون تایید بقیه بپزیرم الان با وجود تفاوتها وحتی شکستم خودمو بپزیرمو دوست داشته باشم
من تحسین میکنم این خانواده انقد پر از عشقو
من تحسین میکنم این خانواده شاد وبا عزت نفسی خالص وهیولا
جیکاب عزیزو تحسین میکنم برای این جرات ابراز خودش
تحسینش میکنم برای اینکه ما توی یه جمع کوچیک میخایم حرف بزنیم چقد سخته ولی این جلوی دوربین استاد کلی وقت بدون وقفه صحبت میکنه خوده من قبلا نمتونستم ابرازی نداشتم هر چی بقیه میگفتن همون اخه گفته بودن چقد حرف میزنی ومنم دیگه خودمو بروز نمیدادم واز مرموز بودن بیشتر خوشم میومد بعدش دیگه اروم حمله کردم به اسن باور محدود شیطانی
وسعی کردم هدایتی صحبت کنم واسوده تر شدم ومیدونم این رشد همچنان ادامه داره
وایی شکرت روزمو ساخت چه فایلی بود یه خانواده شاد ویه بازی ساده وانقد ادم پر زوق باحال توی جایی به این بکری انقد ساده لذت میبرند واقعا یه جا من خودم گفتم من اگه بودم چه طرحی میزدم که همونجا فکنم اسمش رایان پسر کوچیک خانواده تقریبا شبیهشو کشید وچقد زوق کردم من عاشق بازی سرگرمیو رقابطم
از همون اول که تو سریال چشم به جیکاپ افتاد از نظرم شباهت به ترامپ داشت
فکر میکردم به خاطر رنگ موش و مدل صحبت کردنش بود
ولی با دیدن این مصاحبه متوجه شدم این اقا کوچولو نه تنها که وقتی صحبت میکنی میمیک صورتش و و زبان بدنش مثل ترامپه بلکه طرز فکر و اعتماد بنفس و سخنوریش هم به ترامپ کشیده
خیلی باهاش ،خوش بیان هست
و استاد رو تحسین میکنم که اینطوری تو شکار نکات مثبت در شخصیت افراد قهاره
من هم با بچه ها مثل یه ادم بزرگ رفتار میکنم و اونارو به چالش میکشم و دوس دارم از زاویه ی دید اونا به مسائل پیش رومون نگاه کنم
و گاهی که غرق صحبت با کودکان بودم به خودم میومدم و میگفتم مگه تو هم سن اینایی و گاهی متاثر این سرزنش کردنام میشدم میگفتم نکنه واقعا از لحاظ عقلانی من با این بچه ی ده ساله تو یه رده هستم که انقدر از وقتم صرف هم نشینی با یه بچه شده
حالا میبینم که اینا همش از عزت نفسه
بچه ها قانون رو خیلی خوب بلدن چون هنوز ذهن منطقی شون فعال نشده
هیچ وقت نگران فرداشون نیستن
صادقن
منفعت طلب نیستن
دنبال زیبایی هان
دقت کردین چرابچه ها اتاق خوابشون انقدر رنگا و رنگه یا اینکه مثلا رنگ های تیره مثل مشکی رو کمتر میپسندن
چون ذهنشون زیبا بین هست
ما ادم ها با باورها و افکار سالم دنیا میاییم اما به مرور زمان با ورودی های نا مناسب باور هامون تغییر پیدا میکنن و فکر میکنیم دیگه بچه هامون بزرگ شدن عاقل شدن وقتی که میبینیم نگران اینده هستند وقتی که میبینیم خسیس میشن تو داشته هاشون و و و
خدای من چقدر این جیکاپ دوست داشتنی هست و چقدر درس گرفتیم از حرفها و رفتارش از اعتماد به نفس بالاش.
کاملا با استاد هم فرکانسه و چه حرفهای خوبی زده بود واقعا بیشتر از سنش.
درسته در درس خواندن زیاد خوب نیست اما این باعث نشده اعتماد به نفسش از بین بره و تواناییهای دیگش رو باور داره .
تحسین می کنم این برادرها رو که اینقدر با همه در صلحند اینقدر همدیگر رو عاشقانه دوست دارند وقتی برادرش داره حرف می زنه و استاد ازش فیلم می گیره و این توجهها رو جلب می کونه بدون هیچ حسادتی می یاد و چراغ رو می گیره و کمک می کنه در حالی که من بچه هایی رو دیدم که به دلیل تربیت غلط ما تو چنین مواقعی حسادت می کنند و می خوان اونها هم وارد بشن یا کمکی نمی کنند.
و تحسین می کنم استاد رو که با این بازی هیجان انگیز یه شب به یاد موندنی برای خودش و بقیه رقم زد.
چقدر این بازی با نور زیبا بود و چه شکلهای زیبایی ساختید.
وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰو بزودی پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی
با درود و وقت بخیر خدمت همه ی دوستان عزیزم و استادان نازنینم و ممنون که شما استادان عزیزم بهترین الگوهای من هستید
! مرسی
موضوع این قسمت
صحبت های جیکاپ jacob (یعقوب) در اون زمان 13 ساله بود
از خانم آیدای عزیز کامنت انتخابی و ترجمه ی زیبای این قسمت کمال تشکر و قدردانی رو دارم که هم انگلیسی این قسمت رو نوشتن و هم ترجمه ی فارسی رو برامون نوشتن . واقعا ممنون و سپاسگذارم آیدای عزیز و تحسینت میکنم که زبان انگلیسی رو به این زیبایی یاد گرفتی و به این زیبایی برامون ترجمه کردی ممنون و سپاس !!!! هر کجا که هستی برات بهترین ها رو آرزو میکنم !!!!
صحبت های تاثیر گذار جیکاب واقعا عالی بود که اینقدر قشنگ عملکرد شو توضیح داد !!! اینکه.
آیا عملکرد بد توی امتحان به این خاطر بود که چیزی در مورد ماه نمیدونستی یا اینکه آدم کند ذهنی هستی؟
نه به خاطر این بود که یا خیلی براش درس نخوندی و تلاش نکردی یا اینکه سوال برات مفهوم نبوده و گیج شدی. بنابراین نمره ها تعیین نمیکنند که چقدر باهوش یا تحصیل کرده هستین.
توی مدرسه یه روز موضوع درسمون قورباغه بود و من خیلی خوب میفهمیدم و در نهایت نمره امتحانم خوب شد ولی موضوع ماه برام سخت بود و در نهایت نمرم هم خوب نشد. پس موضوع درسی قورباغه از نقاط قوت من و موضوع ماه از نقاط ضعف من هست
نکته ی مهم از صحبت های جکاپ …
نقاط قوت و نقاط ضعیف وجود دارند
نمره ها فقط یک سری اعداد هستند و چیزی رو ثابت نمیکنند. نمره مهم نیست،
این مهم هست که چقدر تلاش میکنی، چند ساعت در روز وقت صرف اون کار میکنی مثلا من اگه برای درس ماه زیاد درس بخونم و تلاش کنم در نهایت نمره خوبی میگیرم و برای آینده آماده میشم. مثلا اگه امروز من اولویت اولم رو درس خوندن بزارم و بعد برم با دوستام بازی کنم، اینکار باعث میشه من هم نمره خوبی توی امتحان بگیرم هم تفریح کرده باشم و
در نهایت تلاش و سختکوشی من رو به آینده ای خوب هدایت میکنه این قسمت از حرفای جیکاپ واقعا نکته ی مهمی بود .. یعنی اول به اصل بپردازیم … اصل چیع ؟؟؟؟
اصل همان چیزی هست که الان من هم دارم به اون میپردازم و سعی میکنم ساعات شروع صبحگاهی مو با تمرکز و کنترل ذهنم شروع کنم
اصل اونه که اول صبح برای کل روزم برنامه ریزی کنم
اصل اینه که اول صبح وقتی چشمامو باز کردم و گوشم شنوا شد و خودمو پیدا کردم فوری با شادی و خوشحالی از خداوند سپاسگذاری کنم بخاطر خواب خوب و عمیق و با کیفیتم . اینکه سقف وسیعی با امنیت الهی و با عشق بالای سرم دارم . اینکه رختخواب گرم و نرمی داشتم و با آرامش سبز رو به صبح رساندم شکرگذاری میکنم ..
اینکه صدای آواز پرندگان رو بشنوم و از هوای نسیم صبحگاهی لذت ببرم و گلدون های بالکنمو ناز و نوازش کنم و با آرامش و شوق و ذوق منتظر طلوع خورشید از پشت اون کوههای دور دست باشم واقعا برام لذت بخشه …. ووووای خدای من چقدر دیدن این الماس نورانی طلوع خورشید صبحگاهی لذت بخشع خدایااآاا شکرت برای بیدار شدن های صبحگاهیم ممنون و سپاسگذارم
خدارو شکر میکنم که این سپاسگذاری های صبحگاهیم در من نهادینه شده و سعی میکنم در این موضوع خوب عمل کنم ..
مدتی بود که تنظیمات خواب و بیداری هام بهم ریخته بود بخاطر این تضادهای جنگ و شلوغی ها ولی شکر خدا توانستم دوباره زمان خوابیدن سر شب رو در پیش بگیرم برای اینکه بتونم سپیده دم صبحگاهی رو با سرحالی و خوشحالی ببینم خدارو شکر دفتر شکرگذاری مو گذاشتم جلوم و کتاب صوتی معجزه ی شکرگذاری راندابرن رو توی لپ تابم پلی کردم و گوش کردم و همچنین کتابشو کلی با ماژیک هایلایت کردم و در گوشه کنارش کلی عبارت های تاکیدی برای تغییر باورها مو نوشتم .. بهم گفت : ده تا از نعمت هامو بشمارم و بنویسم و به نعمت هایی که در گذشته داشتم ولی قدردان آنها نبودم و الان جاشون در زندگیم خالی است دقیقا تمرکز کنم و بهشون فکر کنم و بخودم یادآوری کنم که چرا آن نعمت ها رو از دست دادم و تضادها رو تجربه کردم مثلا تضادهایی که در شغل و کار و روابط خانوادگی و پول و ثروت و یا سلامتی داشتم رو بررسی کنم و برای به یاد آوردن هر یک از آنها کلی اشک ریختم و از اعماق قلبم سپاسگذاری کردم و نوشتم و طلب بخشودگی کردم و فهمیدم که مسیرم اشتباه بوده ولی الان با این آگاهی هایی که از استادم یاد گرفتم و به این سایت گوهر نشان هدایت شدم فهمیدم که برای اینکه به نتیجه برسم باید در آن زمینه هایی که نقطه ضعفم بوده باید بیشتر تلاش کنم تا نتیجه حاصل بشه .. البته من در اغلب زمینه ها و جنبه های زندگی درب و داغون شده بودم چون بنده ی شکرگذاری نبودم .. منظورم اینه که اصلا معنا و مفهوم شکرگذاری رو به معنای واقعی بلد نبودم.. اصلا خدا رو نمیشناختم . میخوام اینجا اعتراف کنم … که چقدر بنده ی ناشکری بودم … اصلا داشته هامو نمیدیدم .. انگار همه از من بالاتر بودن و همه چیز داشتن ولی من هیچی نداشتم در صورتی که در ناز و نعمت غرق بودم .. همش غر میزدم . همش برای کوچکترین موضوعی و یا مسعلع ای ناشکری میکردم .. خلاصه آنقدر ناسپاسی ادامه داشت که با کله از اون بالا افتادم زیر زمین و زیر اون لایه لایه های زیر زمین !!¡ باورتون نمیشه!؟؟?
ولی باور کنید خیلی بدجوری زمین خوردم .. بقول فیلم پایتخت باختممممم بدجوری ام باختممممم
ولی شکر خدا بعد از آشنایی ام با استاد عباسمنش عزیزم اولین چیزی که یاد گرفتم دیدن نعمت های اطرافم بود و برای دیدن این نعمت ها شکرگذار بودن رو یاد گرفتم و تونستم به زیبایی ها و نکات مثبت توجه کنم و از این طریق توانایی کنترل ذهن رو یاد گرفتم و شکر خدا توانستم آرام آرام از اون تاریکی ها نجات پیدا کنم و به این نقطه ای که الان هستم برسم .. هر چند باید بیشتر و بیشتر تلاش کنم تا به اون خواسته هایی که درک کردم برسم و باید ادامه بدم و ادامه بدم تا نتایج شفاف و واضح بشه و اولویت و اصل زندگیمو برای ترمیم نقاط ضعفم بذارم مطمعن هستم که بزودی مدارم بالاتر میره و تغییرات رو میبینم .. در واقع هر وقت درونم و شخصیتم تغییر کنه یعنی نتایج در بیرون هم آشکار میشه و من میخوام با تلاش و کوشش های ذهنی ام به نتایج و اتفاقات خوب و عالی هدایت بشم ..
خدا رو شکر میکنم که امروز هم فرصتی برای کامنت نوشتن در این قسمت به من داده شد تا بتونم دوباره تمرکز بیشتری بذارم روی فایل های دانلودی زندگی در بهشت پرادایس و سریال بینظیر سفر به دور آمریکا !!!!!!!!
اگر خوبیها رو به خوبی تصدیق کنید ، ما هم شما رو آسون میکنم برای آسونیها
خدایاااا شکرت تنها فقط و فقط ترا می پرستم و میخوام در مدار آزادی پولی و مالی و آزادی زمانی و آزادی مکانی و روابط درست و مناسب خوب و عالی باکیفیتی باشم
و خدایااا تنها فقط و فقط از تو یاری میخوام برای هدایت و آگاهی و انرژی و سلامتی و پول و ثروت و تداوم و پایداری و تمرکز. و نعمت و خیر برکت های الهی را می خواهم
من از این قسمت سریال زندگی در بهشت و ساکنین بهشت چی یاد میگیرم؟؟؟
یاد میگیرم مثل استاد همیشه مشتاقانه در جستجوی یادگیری از هر کسی و هر چیزی باشم….برام هم مهم نباشه که دارم از یه بچه نصف سن خودم یاد میگیرم یا از یه بزرگسال….دارم از یه درخت یاد میگیرم یا یه حیوون….وقتی جهان رو پیشگاه خداوند میدونم و انرژی خدا رو در هر چیزی جاری میدونم پس دیگه غرور رو کنار میذارم مثل موسی کفش هام رو از پا در میارم و بی ریا و غرور با فروتنی و مشتاقانه به کودک مشتاق درونم اجازه میدم تا در پیشگاه خدای حکیم و علیم بیاموزه
یاد میگیرم تا هر چیز تحسین شدنی رو پیدا کنم و تحسین ام رو به جهان اعلام کنم…تحسین و تشکر درخواست بسیار قدرتمندی برای دریافت نعمتهای بیشتر از سمت من به جهان میفرسته….به خودم اینطور توضیح میدم که وقتی تشکر میکنم با صفت شکور که از اسامی خداوند هست هم راستا میشم هم ارتعاش میشم پس جهان هم مثل خدا با من رفتار میکنه و باعث گسترش من میشه
یاد میگیرم ارزشمندی خودم رو تا حد امکان به اون فاکتورهای بیرونی مثل نمره و معدل و مدرک و سرتیفیکیت و شغل و آدمهایی که در رابطه با من هستند و هر عامل بیرونی دیگه ای گره نزنم….یاد میگیرم تا در نقاب اون استعدادهای ذاتی که نعمت خدا به من هستند خودم رو مخفی نکنم و به تمام ابعاد وجودم حتی ضعف هام اجازه نمایش بدم که من همیشه از بروز نقاط ضعف ام بیشتر یاد گرفتم و رشد کردم….حتی اگه تنها کارکرد نقاط ضعف من این باشه که حضور اونها منو بیشتر در برابر خدای خودم خاضع میکنه اونها رو ارزشمند میدونم…چه بسا که اگه عالی و بی نقص بودم هرگز طعم شیرین بندگی رو درک نمیکردم
در مجموع باور داشته باشم هر نادانسته ای قابل یادگیری هست….هر کاری که نمیتونم خوب انجام بدم میتونم با تمرین و مطالعه توش خوب بشم…
یاد میگیرم که زمانی که فرزندانی از سمت خداوند بهم روزی داده شد مثل هوپ و رایان محیطی براشون ایجاد کنم که مثل جیکاب و برادرانش هر کدوم به خاطر وجود و هستی شون اونقدر ارزشمند دونسته بشن که دنبال نشون دادن خودشون به بقیه نباشند…علایق و توانایی هاشون اونقدر ارزشمند هست که تفاوتهای اونها فقط باعث سرگرمی و جذابیت بیشتر میشه نه باعث سرافکندگی
یاد میگیرم که مثل لوک همیشه اگه کاری از دستم برمیاد داوطلبانه انجام بدم…منتظر نباشم حتما کسی ازم بخواد…کوچکتر از خودم رو دست نندازم…و بهش اجازه ابراز وجود بدم
یاد میگیرم مثل ساکنین بهشت همیشه برای تجربه های جدید ذوق زده باشم….و همیشه سپاسگزارانه با تمام داشته هام رفتار کنم
یاد میگیرم مثل استاد آرزوها و خواسته هام رو حتی اگه یه دوربین عکاسی باشه توی دلم نکشم و نگه شون دارم…باور داشته باشم روزی یه جایی به حقیقت تبدیل میشن اگه من از قوانین استفاده کنم…چون خواسته های من به قول مولانا “طلب هستند گروگان خدا در وجودم برای اینکه رسیدن به اونها منو به مقصدی که سزاوارش هستم میرسونه” رسیدن به هر خواسته منو به جایگاهی ارتعاشی بالاتری نزد پرودگارم نزد اصل ام میرسونه
باید وظیفه خودم بدونم که به خواسته هام برسم
گاهی اینطور تصور میکنم که خدا مثل والدینی که گنجی بزرگ رو بعنوان میراث برای فرزندش کنار گذاشت اما براش شرطی گذاشته که فرزند لیاقت داشتن اون گنج رو نشون بده….وقتی لایق بشه بی شک اون بهش داده میشه…
خیلی جاها که میخوام دوباره کم بیارم به یادم میارم که بهشت رو لایق ها، شایسته ها، پیروی کنندگان قانون خدا، موحدها، مومنان، صابرین و در کل به کسانی که اون ارزشمندی روح خدا در وجودشون رو درک میکنند و جوری رفتار میکنن که از خدا هستند و به سوی خدا برمیگردند…به ارث میبرند…
بازم به خودم میگم ضعیف نباش…وارد یه کار جدید شدی کلی چیز رو نمیدونی اما میتونی یاد بگیری…اصلا اینکه بقیه راجع بهت چی فکر میکنن مهم نیست….به قول جیکاب اینکه من توی یه چیزی فعلا ضعیف هستم دلیل نمیشه که ضعیف باشم….مثل یه عالمه چیز دیگه که نمیدونستم و یاد گرفتم اینم یاد میگیرم….روی نقاط ضعف ام کار میکنم…این خواسته خودم بود که وارد این چالش بشم پس باید ادامه بدم…اگه بخوام از انجام کارهای جدید بترسم و از ترس اینکه بقیه میفهمن که من فلان کارو نمیدونم فلان موضوع رو نمیدونم هیچ وقت رشد نمیکنم….من هرگز نمیتونم جلوی قضاوت ها رو بگیرم..هرگز نمیتونم دهن یاوه گویان رو ببندم…پس مهم نیست بقیه چی میگن یا نمیگن…ما به کارمون به مسیر رشدمون ادامه میدیم…اگه میخوایم جز دسته قوی ها باشیم باید به خدا اعتماد کنیم و وارد دل ترس هامون بشیم و ادامه بدیم
سپاس از این بهشت و از خالق بهشت و بندگان مومنی که خودشون رو لایق زندگی در بهشت نگه میدارند (((یادم باشه که استاد و خانم شایسته اگه سالهاست توی بهشت هستن براساس تصادف و بخت و اقبال نیست…براساس هر روز مرور و عمل کردن به قوانین خداوند هست))))
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که که خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
خوبی و زیبابینی توی نگاه خودت هست که بقیه رو خوب میدونی و تحسین میکنی
میدونم که خدای من ازت خواست این رو بنویسی….میدونی من اون چالش رو حلش کردم و توی کارم وارد یک چالش جدید شدم که داره منو با یک دنیای جدید آشنا میکنه…شاید سالها قبل این مسیر رو دوست داشتم اما به خاطر کلی باور مخرب در مورد خودم و توانایی هام دنبالش نکردم….وارد مسیر دیگه ای شدم اما با ادامه همین مسیر بازم رسیدم به همینجا….بازم اون نجواها….بازم اون احساس که تو اصلا اینا رو درک نمیکنی….خیلی طول میکشه که بتونی توی این زمینه به مهارتی برسی که بتونی ازش پول بسازی….
و من نیاز داشتم که این نوشته خودم رو بازم مرور کنم….چون اون موقع خواسته ام کارکردن توی همچین جای بزرگی بود…بهش رسیدم و برام عادی شد….تاکید میکنم عادی نه به معنای ناسپاسی و بدی….بلکه به معنای اینکه تکامل ام تا حدی طی شده که آماده مسیر جدید بشم…و دری از غیب برام باز شد….حالا باز ذهنم جلوی احساس خوبم رو میگیره
الان که این نوشته شما هدایتم کرد به شرایط اون روزم که چقدر چیزهایی که الان برام ساده شده اون زمان ترسناک بودند…میفهمم که بازم باید همون باورهای عزت نفس و ایمان و توکل رو ادامه بدم
چقدر صحبتهای جکوب از روی اگاهی بود و چقدر خوب بهش اموزش دادن که ارزش تو به نمره نیست و قرار نیست اگه نمرت خوب نشد پس خوب هم نباشی چیزیکه ما برعکسش بودیم و همین باعث شد هیچوقت خودمون دوست نداشته باشیم همیشه بخوایم بهتر و بهتر بشیم والدین سرزنشگر بجای تشویق کننده
من الان تازه دارم انقدر خودمو تشویق میکنم تلاش میکنم تا حرف بقیه برام مهم نباشه که بتونم پیشرفت کنم و نصف شکستهام از همین جا بود که تایید نمیشدم و برچسب های منفی میگرفتم
یکروزی من ریاضیم انقدر افتضاح بود که همیشه تنبیه میشدم و همیشه خانواده هم این برچسب میزدن تو در ریاضی نمیفهمی و تو درس ریاضی خوب نیستی من رفتم راهنمایی و معلم دوره راهنماییم انقدر زیبا اموزش میداد با گچ های رنگی که من از روز اول از ریاضی خوشم اومد سوال در کلاس پرسید و من جواب دادم فکر کرد من تقلب کردم گفت بیا روی تابلو راه حلتو بنویس من نوشتم و باز هم تعجب کرد چطور من انجامش دادم و کلی منو تشویق کرد منکه ریاضیم همیشه ده و یازده بود ترم اول هجده شدم و هیچ کس باورش نمیشد چطور من انقدر پیشرفت کردم و من شدم سرگروه تعدادی از بچه ها، و این فقط بخاطر تشویقهای معلمم بود برعکس خانوادم رفتار کرد من تونستم اعتماد بنفس پیدا کنم
واقعیت زندگی ما همینه وقتی بتونیم نقاط قوت خودمون ببینیم موفق میشیم اما متاسفانه انقدر منفی بهموم میگن که اصلا حس نمیکنی خوبی و عالی هستی
من الان دارم تازه ویژگی های مثبتمم مرور میکنم تا بتونم بپذیرم خوبم و نیاز نیست انقدر برای خوب و عالی بودن بجنگم ث خودمو اذیت کنم و این بچه سیزده ساله انقدر خوب اینو درک کرد چقدر زیباست
واقعا باید به این خانواده تحسین گفت چقدر اگاه هستن و چقدر من لذت بردم
ممنون استاد چقدر خوب که صحبتهاش فیلم گرفتید
…
چه ایده خلاقانه ای تصویر با نور و چقدر لذت بردم و داشتم تصور میکردم من بودم چی میکشیدم
بنام الله یکــتا
سلام به استاد عزیز و ارزشمندم، سلام به مریم جان و تمام دوستان هم مسیر و قشنگ و با انگیزه ام
خداروشکر که رسیدم به قسمت بعدی و دارم با اشتیاق هربار بیشتر این مسیر رو ادامه میدم…خدایا شکرت برای این فرصت و این همه ایی که در اختیارم قرار میدی…
■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■
سریال زندگی در بهشت قسمت 44 اُم
این قسمت با صحبت استاد عزیز و چهره باحال و قشنگ و با اعتماد بنفس جیکوپ شروع میشه.صحبتی که بین استاد و جیکوپ هست و استاد ازش میخواد همین صحبت ها و دیدگاه هاشو در مقابل دوربین بگه و چقدر عزت نفس داره، چقدر خوبه این پسر که قبول میکنه و چقدر مسلط و قشنگ حرف میزنه و نظراتش رو در مورد موضوعی که استاد پرسیدن یا صحبت میکردن ادامه میده و براحتی بیان میکنه بدون خجالت، بدون موذب بودن، بدون مِن مِن کردن و تردید…واقعا عالی بود و تحسینـش میکنم.
بعدش هم میریم یک تفریح ساده اما مهیج راه میندازیم اونم توی شب با دوربین عکاسی DSLR و بعد هم یک عکس دسته جمعی زیبا و شاد اونم در شب…واقعا خیلی کیف کردم و لذت بردم. از صحبت کردن جیگوپ گرفته تا اون سرگرمی و خلاقیت هایی که هرکدوم برای یک طرحی رو با چراع قوه میکشیدین و اینا چقدر قشنگه و اینا چقدر یادآوری میکنه به من که هیچ چیزی کم نیست برای لذت بردن در لحظه، فقط باید بخوای و ایده هاش میاد و فقط لذت میبری و شاد میشی از زندگی کردن.
بقول جمله روی پیراهن استاد Be Happy
شاد باش و از زندگـی لذت ببر
وای که چقدر این دیدگاه جیکوپ به عنوان یک پسر 13 ساله قشنگ و پر از عزت نفس و خودشناسی بود…چقدر لازم داشتم تا یادم بیاد حالا که آخرین امتحانت رو دادی و حالا که دیدی چقدر میتونستی هنوز سوالات امتحانت رو دیروز بازم بنویسی و وقت کم آوردی بیشتر به نقاط ضعف و نقاط قوت توانایی خودم پی بردم وچقدر خوشحالم و چقدر از ترم یک تا الان پیشرفت داشتم و چقدر جا برای پیشرفت کردن رو در خودم بیشتر و بیشتر میبنم و درک میکنم.
خدایا شکرت برای این لحظه برای اینکه دارم هر روز نسخه بهتری از خودم رو میشناسم و برای بهبود خودم یک قدم برمیدارم و سعی میکنم ذهنم رو آزاد کنم از محدودیت ها…خدایا صدهزار مرتبه شکرت
به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت برای چراغ هایی که توی زهنم روشن کردی
@خداجونی شکرت برای انقد زیباییم
@خداجونی شکرت برای انقد سلامتیم
@خداجونی شکرت برای انقد بهبود عزت نفسم
@خداجونی شکرت برای انقد لیاقت خالص درونیم
@خداجونی شکرت برای اینکه انقد تو رفاه راحتی خونه خوشکل مرفهم
@خداجونی شکرت برای انقد سلامتی که اطرافمه
@خداجونی شکرت برتی این شوق انرژی توی قلبم که بیشتر بیشتر میشه
@خداجونی شکرت برای خونم که هر روز زیباییش بیشتر میشه یه مهارت هایی که کشف شد توی زندگیم شکرت
@شکرت برای طراحی که بلدم وهر روز بیشتر بیشتر میشه
@شکرت برای اموزش تکامل بهم و ارزش قدم های بهبود های کوچیکمو میدونم
@شکرت انقد اسوده میشه بهت وصل شد وزهنو کنترل کرد
@شکرت انقد راحت تر ایده های بهتر میاد ومنو به خودت وصل میکنه
خب چقد خوبیهای زندگیم گفتم با اینکه شاید بقیه اصلا نبینن
خوب دوس دارم من این همه توانایی های ارزشمندمو بیینم
خودمو دوس داشته باشم
خودمو قبول داشته باشم ولایق هر نعمتم هدایت
خودمو قبول داشته باشم موفقیت های خوبیم داشته
قلبم احساس میکنم به تشویق نیاز داره ودوس دارم تا میتونم خوبیهاشو ببینم تحسینش کنم
زیبایی ظاهری وباطنیشو
دوس دارم عاشق خودم باشم
کسی دنبال موفقیت بود تا عشق بدست بیاره از بقیه
الان میخام خودم عاشق خودم باشم درسته دوس دارم تو خانوادم پزیرفته بشم درسته منطقی ولی سعی کنم خودم خودمو بدون تایید بقیه بپزیرم الان با وجود تفاوتها وحتی شکستم خودمو بپزیرمو دوست داشته باشم
من تحسین میکنم این خانواده انقد پر از عشقو
من تحسین میکنم این خانواده شاد وبا عزت نفسی خالص وهیولا
جیکاب عزیزو تحسین میکنم برای این جرات ابراز خودش
تحسینش میکنم برای اینکه ما توی یه جمع کوچیک میخایم حرف بزنیم چقد سخته ولی این جلوی دوربین استاد کلی وقت بدون وقفه صحبت میکنه خوده من قبلا نمتونستم ابرازی نداشتم هر چی بقیه میگفتن همون اخه گفته بودن چقد حرف میزنی ومنم دیگه خودمو بروز نمیدادم واز مرموز بودن بیشتر خوشم میومد بعدش دیگه اروم حمله کردم به اسن باور محدود شیطانی
وسعی کردم هدایتی صحبت کنم واسوده تر شدم ومیدونم این رشد همچنان ادامه داره
وایی شکرت روزمو ساخت چه فایلی بود یه خانواده شاد ویه بازی ساده وانقد ادم پر زوق باحال توی جایی به این بکری انقد ساده لذت میبرند واقعا یه جا من خودم گفتم من اگه بودم چه طرحی میزدم که همونجا فکنم اسمش رایان پسر کوچیک خانواده تقریبا شبیهشو کشید وچقد زوق کردم من عاشق بازی سرگرمیو رقابطم
عاشق ارتباطط گرفتنم
عاشق ادمای با عزت نفسم
عاشق ادمای حرفه ای پولدارم
عاشق شادی ام
در پناه هدایت رب
از همون اول که تو سریال چشم به جیکاپ افتاد از نظرم شباهت به ترامپ داشت
فکر میکردم به خاطر رنگ موش و مدل صحبت کردنش بود
ولی با دیدن این مصاحبه متوجه شدم این اقا کوچولو نه تنها که وقتی صحبت میکنی میمیک صورتش و و زبان بدنش مثل ترامپه بلکه طرز فکر و اعتماد بنفس و سخنوریش هم به ترامپ کشیده
خیلی باهاش ،خوش بیان هست
و استاد رو تحسین میکنم که اینطوری تو شکار نکات مثبت در شخصیت افراد قهاره
من هم با بچه ها مثل یه ادم بزرگ رفتار میکنم و اونارو به چالش میکشم و دوس دارم از زاویه ی دید اونا به مسائل پیش رومون نگاه کنم
و گاهی که غرق صحبت با کودکان بودم به خودم میومدم و میگفتم مگه تو هم سن اینایی و گاهی متاثر این سرزنش کردنام میشدم میگفتم نکنه واقعا از لحاظ عقلانی من با این بچه ی ده ساله تو یه رده هستم که انقدر از وقتم صرف هم نشینی با یه بچه شده
حالا میبینم که اینا همش از عزت نفسه
بچه ها قانون رو خیلی خوب بلدن چون هنوز ذهن منطقی شون فعال نشده
هیچ وقت نگران فرداشون نیستن
صادقن
منفعت طلب نیستن
دنبال زیبایی هان
دقت کردین چرابچه ها اتاق خوابشون انقدر رنگا و رنگه یا اینکه مثلا رنگ های تیره مثل مشکی رو کمتر میپسندن
چون ذهنشون زیبا بین هست
ما ادم ها با باورها و افکار سالم دنیا میاییم اما به مرور زمان با ورودی های نا مناسب باور هامون تغییر پیدا میکنن و فکر میکنیم دیگه بچه هامون بزرگ شدن عاقل شدن وقتی که میبینیم نگران اینده هستند وقتی که میبینیم خسیس میشن تو داشته هاشون و و و
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام و صبح همه بهشتی ها بخیر.
خدای من چقدر این جیکاپ دوست داشتنی هست و چقدر درس گرفتیم از حرفها و رفتارش از اعتماد به نفس بالاش.
کاملا با استاد هم فرکانسه و چه حرفهای خوبی زده بود واقعا بیشتر از سنش.
درسته در درس خواندن زیاد خوب نیست اما این باعث نشده اعتماد به نفسش از بین بره و تواناییهای دیگش رو باور داره .
تحسین می کنم این برادرها رو که اینقدر با همه در صلحند اینقدر همدیگر رو عاشقانه دوست دارند وقتی برادرش داره حرف می زنه و استاد ازش فیلم می گیره و این توجهها رو جلب می کونه بدون هیچ حسادتی می یاد و چراغ رو می گیره و کمک می کنه در حالی که من بچه هایی رو دیدم که به دلیل تربیت غلط ما تو چنین مواقعی حسادت می کنند و می خوان اونها هم وارد بشن یا کمکی نمی کنند.
و تحسین می کنم استاد رو که با این بازی هیجان انگیز یه شب به یاد موندنی برای خودش و بقیه رقم زد.
چقدر این بازی با نور زیبا بود و چه شکلهای زیبایی ساختید.
به ما هم حسابی خوش گذشت.
متشکرم.
سریال زندگی در بهشت |قسمت44
وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰو بزودی پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی
با درود و وقت بخیر خدمت همه ی دوستان عزیزم و استادان نازنینم و ممنون که شما استادان عزیزم بهترین الگوهای من هستید
! مرسی
موضوع این قسمت
صحبت های جیکاپ jacob (یعقوب) در اون زمان 13 ساله بود
از خانم آیدای عزیز کامنت انتخابی و ترجمه ی زیبای این قسمت کمال تشکر و قدردانی رو دارم که هم انگلیسی این قسمت رو نوشتن و هم ترجمه ی فارسی رو برامون نوشتن . واقعا ممنون و سپاسگذارم آیدای عزیز و تحسینت میکنم که زبان انگلیسی رو به این زیبایی یاد گرفتی و به این زیبایی برامون ترجمه کردی ممنون و سپاس !!!! هر کجا که هستی برات بهترین ها رو آرزو میکنم !!!!
صحبت های تاثیر گذار جیکاب واقعا عالی بود که اینقدر قشنگ عملکرد شو توضیح داد !!! اینکه.
آیا عملکرد بد توی امتحان به این خاطر بود که چیزی در مورد ماه نمیدونستی یا اینکه آدم کند ذهنی هستی؟
نه به خاطر این بود که یا خیلی براش درس نخوندی و تلاش نکردی یا اینکه سوال برات مفهوم نبوده و گیج شدی. بنابراین نمره ها تعیین نمیکنند که چقدر باهوش یا تحصیل کرده هستین.
توی مدرسه یه روز موضوع درسمون قورباغه بود و من خیلی خوب میفهمیدم و در نهایت نمره امتحانم خوب شد ولی موضوع ماه برام سخت بود و در نهایت نمرم هم خوب نشد. پس موضوع درسی قورباغه از نقاط قوت من و موضوع ماه از نقاط ضعف من هست
نکته ی مهم از صحبت های جکاپ …
نقاط قوت و نقاط ضعیف وجود دارند
نمره ها فقط یک سری اعداد هستند و چیزی رو ثابت نمیکنند. نمره مهم نیست،
این مهم هست که چقدر تلاش میکنی، چند ساعت در روز وقت صرف اون کار میکنی مثلا من اگه برای درس ماه زیاد درس بخونم و تلاش کنم در نهایت نمره خوبی میگیرم و برای آینده آماده میشم. مثلا اگه امروز من اولویت اولم رو درس خوندن بزارم و بعد برم با دوستام بازی کنم، اینکار باعث میشه من هم نمره خوبی توی امتحان بگیرم هم تفریح کرده باشم و
در نهایت تلاش و سختکوشی من رو به آینده ای خوب هدایت میکنه این قسمت از حرفای جیکاپ واقعا نکته ی مهمی بود .. یعنی اول به اصل بپردازیم … اصل چیع ؟؟؟؟
اصل همان چیزی هست که الان من هم دارم به اون میپردازم و سعی میکنم ساعات شروع صبحگاهی مو با تمرکز و کنترل ذهنم شروع کنم
اصل اونه که اول صبح برای کل روزم برنامه ریزی کنم
اصل اینه که اول صبح وقتی چشمامو باز کردم و گوشم شنوا شد و خودمو پیدا کردم فوری با شادی و خوشحالی از خداوند سپاسگذاری کنم بخاطر خواب خوب و عمیق و با کیفیتم . اینکه سقف وسیعی با امنیت الهی و با عشق بالای سرم دارم . اینکه رختخواب گرم و نرمی داشتم و با آرامش سبز رو به صبح رساندم شکرگذاری میکنم ..
اینکه صدای آواز پرندگان رو بشنوم و از هوای نسیم صبحگاهی لذت ببرم و گلدون های بالکنمو ناز و نوازش کنم و با آرامش و شوق و ذوق منتظر طلوع خورشید از پشت اون کوههای دور دست باشم واقعا برام لذت بخشه …. ووووای خدای من چقدر دیدن این الماس نورانی طلوع خورشید صبحگاهی لذت بخشع خدایااآاا شکرت برای بیدار شدن های صبحگاهیم ممنون و سپاسگذارم
خدارو شکر میکنم که این سپاسگذاری های صبحگاهیم در من نهادینه شده و سعی میکنم در این موضوع خوب عمل کنم ..
مدتی بود که تنظیمات خواب و بیداری هام بهم ریخته بود بخاطر این تضادهای جنگ و شلوغی ها ولی شکر خدا توانستم دوباره زمان خوابیدن سر شب رو در پیش بگیرم برای اینکه بتونم سپیده دم صبحگاهی رو با سرحالی و خوشحالی ببینم خدارو شکر دفتر شکرگذاری مو گذاشتم جلوم و کتاب صوتی معجزه ی شکرگذاری راندابرن رو توی لپ تابم پلی کردم و گوش کردم و همچنین کتابشو کلی با ماژیک هایلایت کردم و در گوشه کنارش کلی عبارت های تاکیدی برای تغییر باورها مو نوشتم .. بهم گفت : ده تا از نعمت هامو بشمارم و بنویسم و به نعمت هایی که در گذشته داشتم ولی قدردان آنها نبودم و الان جاشون در زندگیم خالی است دقیقا تمرکز کنم و بهشون فکر کنم و بخودم یادآوری کنم که چرا آن نعمت ها رو از دست دادم و تضادها رو تجربه کردم مثلا تضادهایی که در شغل و کار و روابط خانوادگی و پول و ثروت و یا سلامتی داشتم رو بررسی کنم و برای به یاد آوردن هر یک از آنها کلی اشک ریختم و از اعماق قلبم سپاسگذاری کردم و نوشتم و طلب بخشودگی کردم و فهمیدم که مسیرم اشتباه بوده ولی الان با این آگاهی هایی که از استادم یاد گرفتم و به این سایت گوهر نشان هدایت شدم فهمیدم که برای اینکه به نتیجه برسم باید در آن زمینه هایی که نقطه ضعفم بوده باید بیشتر تلاش کنم تا نتیجه حاصل بشه .. البته من در اغلب زمینه ها و جنبه های زندگی درب و داغون شده بودم چون بنده ی شکرگذاری نبودم .. منظورم اینه که اصلا معنا و مفهوم شکرگذاری رو به معنای واقعی بلد نبودم.. اصلا خدا رو نمیشناختم . میخوام اینجا اعتراف کنم … که چقدر بنده ی ناشکری بودم … اصلا داشته هامو نمیدیدم .. انگار همه از من بالاتر بودن و همه چیز داشتن ولی من هیچی نداشتم در صورتی که در ناز و نعمت غرق بودم .. همش غر میزدم . همش برای کوچکترین موضوعی و یا مسعلع ای ناشکری میکردم .. خلاصه آنقدر ناسپاسی ادامه داشت که با کله از اون بالا افتادم زیر زمین و زیر اون لایه لایه های زیر زمین !!¡ باورتون نمیشه!؟؟?
ولی باور کنید خیلی بدجوری زمین خوردم .. بقول فیلم پایتخت باختممممم بدجوری ام باختممممم
ولی شکر خدا بعد از آشنایی ام با استاد عباسمنش عزیزم اولین چیزی که یاد گرفتم دیدن نعمت های اطرافم بود و برای دیدن این نعمت ها شکرگذار بودن رو یاد گرفتم و تونستم به زیبایی ها و نکات مثبت توجه کنم و از این طریق توانایی کنترل ذهن رو یاد گرفتم و شکر خدا توانستم آرام آرام از اون تاریکی ها نجات پیدا کنم و به این نقطه ای که الان هستم برسم .. هر چند باید بیشتر و بیشتر تلاش کنم تا به اون خواسته هایی که درک کردم برسم و باید ادامه بدم و ادامه بدم تا نتایج شفاف و واضح بشه و اولویت و اصل زندگیمو برای ترمیم نقاط ضعفم بذارم مطمعن هستم که بزودی مدارم بالاتر میره و تغییرات رو میبینم .. در واقع هر وقت درونم و شخصیتم تغییر کنه یعنی نتایج در بیرون هم آشکار میشه و من میخوام با تلاش و کوشش های ذهنی ام به نتایج و اتفاقات خوب و عالی هدایت بشم ..
خدا رو شکر میکنم که امروز هم فرصتی برای کامنت نوشتن در این قسمت به من داده شد تا بتونم دوباره تمرکز بیشتری بذارم روی فایل های دانلودی زندگی در بهشت پرادایس و سریال بینظیر سفر به دور آمریکا !!!!!!!!
صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ ، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ
اگر خوبیها رو به خوبی تصدیق کنید ، ما هم شما رو آسون میکنم برای آسونیها
خدایاااا شکرت تنها فقط و فقط ترا می پرستم و میخوام در مدار آزادی پولی و مالی و آزادی زمانی و آزادی مکانی و روابط درست و مناسب خوب و عالی باکیفیتی باشم
و خدایااا تنها فقط و فقط از تو یاری میخوام برای هدایت و آگاهی و انرژی و سلامتی و پول و ثروت و تداوم و پایداری و تمرکز. و نعمت و خیر برکت های الهی را می خواهم
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST
خدایا هرچه دارم ازآن توست
سلام به استاد عزیزم ومریم جون
وسلام به خانواده رایان و دوستانم
خدای من چقدر راحت میشود شاد بود ولذت برد
جیکاپ با چه اعتماد بالایی صحبت میکند چقدر در کارهایش حرفه ای شده وچه عالی جلوی دیگران با بیانی قوی صحبت میکند ….
شب وسکوت شب وصدای جیرجیرکها
آهسته آهسته هوا تاریک میشود
چه آرامشی اطراف را پر میکند
چه برنامه زیبایی وشاد وخلاقی استاد ترتیب میده برای سرگرم شدن وازکنارهم لذت بردن
واقعا خانواده ی باحالی هستن خانواده ی رایان
پدر خانواده چه بامحبت همسرش رو بوس میکند و همگی درکنار هم میخندن وبازی میکنن
با چه ذوق و شوقی برای هم وقت میزارن چه ایده ی جالبی
همه بفکر خنده و تفریح بیشترن کسی سرش توی گوشی نیست اومدن در پرادایس ودرکنار استاد بهترین لحظه ها رو ثبت کنن عکسی که گرفته شد نمایانگر همین مطلب است
نقاشی آقای رایان فوق العاده س Raran
خداروشکر برای این خانواده ی پرانرژی وشاد
خداروشکر برای این مکان سرسبز وزیبا که هرچه بلند بخندی دادبزنی راحت راحتی
خداروشکر برای مریم عزیزم برای ضبط این قسمت زیبا
خداروشکر برای خنده های استاد با مهمانهایش
خداروشکر برای این پدرومادر آرام وهمپایه با بچه هاشون
خداروشکر برای این دوربین سرگرم کننده
خداروشکر برای سکوت وارامش شب
خداروشکر برای توجه استاد به صحبتهای جیکاپ
خداروشکر برای این بچه های آرام ومودب
خداروشکر برای دیدن این قسمت از سریال
خداروشکر برای گوشیم که بتوانم از سایت استفاده کنم
خداروشکر برای وقتی که برای دیدن این سریال برام جفت و جور شد
خدایا شکرت بینهایت شکر
چقدر عالی هستی و فروتن استاد جانم
که همیشه در حال پژوهش و درک بهتر قوانین در وجود هر کسی یا هر چیزی هستید
این رفتار و عملکرد شما نتیجه باورها ،عمل به قوانین و سوار بر موج هدایت بودن هست
اینکه تو لحظه هستی و داری لذت میبری از حضورت در اون لحظه
حالا میخواد خوابیدن باشه صحبت با یه دوست کوچک 13 ساله باشی عشق بازی با براونی باشه یا صحبت با عزیزدل و اشتراک آگاهی ها باشه
چقدر من این صلح و آرامش درونی شما رو دوست دارم و بارها و بارها تحسینت کردم
بنام خداوند بخشنده مهربـان
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و سرکار خانم شایسته مهربان
سلام به همه همفرکانسیهای عزیز در این سایت توحیدی
خدایا من به هر خیری که از تو به من برسه فقیرم محتاجم
خدایا فقط تو را میپرستم که جز تو خدایی نیست
خدایا فقط از تو کمک میخواهم که جز تو قدرتی نیست
خدایاشکرت بخاطرسقف بالای سرم
خدایاشکرت بخاطرحساب بانکیم
خدایاشکرت بخاطرزیباییم
خدایاشکرت بخاطرسلامتیهی وجودم.
عزت نفس و اعتمادبهنفس در تکتک اعضای این خانواده به زیبایی خودشو نشون میده،
وتمام اینها از والدینی نشات میگره که خودشون دارای عزت نفس و اعتمادبهنفس بالایی هستند و با خودشون در صلح هستند،
چونکه کسی میتونه به دیگران چیزی بده که خودش داشته باشه خودش پروسرشار باشه،
کسی که چیزی نداره چجوری میخواد به دیگران بده،
ازخداوند میخوام که عزت نفس و اعتمادبهنفسی بهم بده که برای خودم برای رسیدن به طرح الهی زندگیم، زندگی کنم، ومنو از هر گونه، تایید دیگران بینیاز کنه.
واقعا یکی از بزرگترین نعمتهایی که از خداوند میخوام داشتن اعتماد به نفس و عزت نفس هست.
خدایا شکرت برای این سایت زیبا و توحیدی و این آگاهیهای ناب که هر لحظه که میام و مطالب را میخونم یا قسمتی از این سریال را میبینم چیزی بهم اضافه میکنه.
استاد عزیزم، شما برای ما الگوی انسانیت و دانایی هستید.
هر کلامتان درسی از
عشق، حکمت و معرفت است.
و من، از صمیم قلب، شکرگزارم که فرصت دیدن زندگی در بهشت را دارم…
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
هرکجا که هستید در پناه خداوند مهربان
شاد و سلامت، سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید.
بنام خداوند مهربان و حکیم
من از این قسمت سریال زندگی در بهشت و ساکنین بهشت چی یاد میگیرم؟؟؟
یاد میگیرم مثل استاد همیشه مشتاقانه در جستجوی یادگیری از هر کسی و هر چیزی باشم….برام هم مهم نباشه که دارم از یه بچه نصف سن خودم یاد میگیرم یا از یه بزرگسال….دارم از یه درخت یاد میگیرم یا یه حیوون….وقتی جهان رو پیشگاه خداوند میدونم و انرژی خدا رو در هر چیزی جاری میدونم پس دیگه غرور رو کنار میذارم مثل موسی کفش هام رو از پا در میارم و بی ریا و غرور با فروتنی و مشتاقانه به کودک مشتاق درونم اجازه میدم تا در پیشگاه خدای حکیم و علیم بیاموزه
یاد میگیرم تا هر چیز تحسین شدنی رو پیدا کنم و تحسین ام رو به جهان اعلام کنم…تحسین و تشکر درخواست بسیار قدرتمندی برای دریافت نعمتهای بیشتر از سمت من به جهان میفرسته….به خودم اینطور توضیح میدم که وقتی تشکر میکنم با صفت شکور که از اسامی خداوند هست هم راستا میشم هم ارتعاش میشم پس جهان هم مثل خدا با من رفتار میکنه و باعث گسترش من میشه
یاد میگیرم ارزشمندی خودم رو تا حد امکان به اون فاکتورهای بیرونی مثل نمره و معدل و مدرک و سرتیفیکیت و شغل و آدمهایی که در رابطه با من هستند و هر عامل بیرونی دیگه ای گره نزنم….یاد میگیرم تا در نقاب اون استعدادهای ذاتی که نعمت خدا به من هستند خودم رو مخفی نکنم و به تمام ابعاد وجودم حتی ضعف هام اجازه نمایش بدم که من همیشه از بروز نقاط ضعف ام بیشتر یاد گرفتم و رشد کردم….حتی اگه تنها کارکرد نقاط ضعف من این باشه که حضور اونها منو بیشتر در برابر خدای خودم خاضع میکنه اونها رو ارزشمند میدونم…چه بسا که اگه عالی و بی نقص بودم هرگز طعم شیرین بندگی رو درک نمیکردم
در مجموع باور داشته باشم هر نادانسته ای قابل یادگیری هست….هر کاری که نمیتونم خوب انجام بدم میتونم با تمرین و مطالعه توش خوب بشم…
یاد میگیرم که زمانی که فرزندانی از سمت خداوند بهم روزی داده شد مثل هوپ و رایان محیطی براشون ایجاد کنم که مثل جیکاب و برادرانش هر کدوم به خاطر وجود و هستی شون اونقدر ارزشمند دونسته بشن که دنبال نشون دادن خودشون به بقیه نباشند…علایق و توانایی هاشون اونقدر ارزشمند هست که تفاوتهای اونها فقط باعث سرگرمی و جذابیت بیشتر میشه نه باعث سرافکندگی
یاد میگیرم که مثل لوک همیشه اگه کاری از دستم برمیاد داوطلبانه انجام بدم…منتظر نباشم حتما کسی ازم بخواد…کوچکتر از خودم رو دست نندازم…و بهش اجازه ابراز وجود بدم
یاد میگیرم مثل ساکنین بهشت همیشه برای تجربه های جدید ذوق زده باشم….و همیشه سپاسگزارانه با تمام داشته هام رفتار کنم
یاد میگیرم مثل استاد آرزوها و خواسته هام رو حتی اگه یه دوربین عکاسی باشه توی دلم نکشم و نگه شون دارم…باور داشته باشم روزی یه جایی به حقیقت تبدیل میشن اگه من از قوانین استفاده کنم…چون خواسته های من به قول مولانا “طلب هستند گروگان خدا در وجودم برای اینکه رسیدن به اونها منو به مقصدی که سزاوارش هستم میرسونه” رسیدن به هر خواسته منو به جایگاهی ارتعاشی بالاتری نزد پرودگارم نزد اصل ام میرسونه
باید وظیفه خودم بدونم که به خواسته هام برسم
گاهی اینطور تصور میکنم که خدا مثل والدینی که گنجی بزرگ رو بعنوان میراث برای فرزندش کنار گذاشت اما براش شرطی گذاشته که فرزند لیاقت داشتن اون گنج رو نشون بده….وقتی لایق بشه بی شک اون بهش داده میشه…
خیلی جاها که میخوام دوباره کم بیارم به یادم میارم که بهشت رو لایق ها، شایسته ها، پیروی کنندگان قانون خدا، موحدها، مومنان، صابرین و در کل به کسانی که اون ارزشمندی روح خدا در وجودشون رو درک میکنند و جوری رفتار میکنن که از خدا هستند و به سوی خدا برمیگردند…به ارث میبرند…
بازم به خودم میگم ضعیف نباش…وارد یه کار جدید شدی کلی چیز رو نمیدونی اما میتونی یاد بگیری…اصلا اینکه بقیه راجع بهت چی فکر میکنن مهم نیست….به قول جیکاب اینکه من توی یه چیزی فعلا ضعیف هستم دلیل نمیشه که ضعیف باشم….مثل یه عالمه چیز دیگه که نمیدونستم و یاد گرفتم اینم یاد میگیرم….روی نقاط ضعف ام کار میکنم…این خواسته خودم بود که وارد این چالش بشم پس باید ادامه بدم…اگه بخوام از انجام کارهای جدید بترسم و از ترس اینکه بقیه میفهمن که من فلان کارو نمیدونم فلان موضوع رو نمیدونم هیچ وقت رشد نمیکنم….من هرگز نمیتونم جلوی قضاوت ها رو بگیرم..هرگز نمیتونم دهن یاوه گویان رو ببندم…پس مهم نیست بقیه چی میگن یا نمیگن…ما به کارمون به مسیر رشدمون ادامه میدیم…اگه میخوایم جز دسته قوی ها باشیم باید به خدا اعتماد کنیم و وارد دل ترس هامون بشیم و ادامه بدیم
سپاس از این بهشت و از خالق بهشت و بندگان مومنی که خودشون رو لایق زندگی در بهشت نگه میدارند (((یادم باشه که استاد و خانم شایسته اگه سالهاست توی بهشت هستن براساس تصادف و بخت و اقبال نیست…براساس هر روز مرور و عمل کردن به قوانین خداوند هست))))
به نام هدایت الله
سلام خدمت شما دوست عزیز سعیده دوست ارزشمند و توحیدی وفعال سایت
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که که خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام به دوست خوبم محمدرضا
چقدر از نوشته شما شاد شدم
چقدر درست و به موقع نوشته شما به دستم رسید…
خوبی و زیبابینی توی نگاه خودت هست که بقیه رو خوب میدونی و تحسین میکنی
میدونم که خدای من ازت خواست این رو بنویسی….میدونی من اون چالش رو حلش کردم و توی کارم وارد یک چالش جدید شدم که داره منو با یک دنیای جدید آشنا میکنه…شاید سالها قبل این مسیر رو دوست داشتم اما به خاطر کلی باور مخرب در مورد خودم و توانایی هام دنبالش نکردم….وارد مسیر دیگه ای شدم اما با ادامه همین مسیر بازم رسیدم به همینجا….بازم اون نجواها….بازم اون احساس که تو اصلا اینا رو درک نمیکنی….خیلی طول میکشه که بتونی توی این زمینه به مهارتی برسی که بتونی ازش پول بسازی….
و من نیاز داشتم که این نوشته خودم رو بازم مرور کنم….چون اون موقع خواسته ام کارکردن توی همچین جای بزرگی بود…بهش رسیدم و برام عادی شد….تاکید میکنم عادی نه به معنای ناسپاسی و بدی….بلکه به معنای اینکه تکامل ام تا حدی طی شده که آماده مسیر جدید بشم…و دری از غیب برام باز شد….حالا باز ذهنم جلوی احساس خوبم رو میگیره
الان که این نوشته شما هدایتم کرد به شرایط اون روزم که چقدر چیزهایی که الان برام ساده شده اون زمان ترسناک بودند…میفهمم که بازم باید همون باورهای عزت نفس و ایمان و توکل رو ادامه بدم
ممنونم از محمدرضای خوش قلب برای نوشته خوبت
ممنونم از خدای عزیزم برای هدایت های نورانی
چقدر صحبتهای جکوب از روی اگاهی بود و چقدر خوب بهش اموزش دادن که ارزش تو به نمره نیست و قرار نیست اگه نمرت خوب نشد پس خوب هم نباشی چیزیکه ما برعکسش بودیم و همین باعث شد هیچوقت خودمون دوست نداشته باشیم همیشه بخوایم بهتر و بهتر بشیم والدین سرزنشگر بجای تشویق کننده
من الان تازه دارم انقدر خودمو تشویق میکنم تلاش میکنم تا حرف بقیه برام مهم نباشه که بتونم پیشرفت کنم و نصف شکستهام از همین جا بود که تایید نمیشدم و برچسب های منفی میگرفتم
یکروزی من ریاضیم انقدر افتضاح بود که همیشه تنبیه میشدم و همیشه خانواده هم این برچسب میزدن تو در ریاضی نمیفهمی و تو درس ریاضی خوب نیستی من رفتم راهنمایی و معلم دوره راهنماییم انقدر زیبا اموزش میداد با گچ های رنگی که من از روز اول از ریاضی خوشم اومد سوال در کلاس پرسید و من جواب دادم فکر کرد من تقلب کردم گفت بیا روی تابلو راه حلتو بنویس من نوشتم و باز هم تعجب کرد چطور من انجامش دادم و کلی منو تشویق کرد منکه ریاضیم همیشه ده و یازده بود ترم اول هجده شدم و هیچ کس باورش نمیشد چطور من انقدر پیشرفت کردم و من شدم سرگروه تعدادی از بچه ها، و این فقط بخاطر تشویقهای معلمم بود برعکس خانوادم رفتار کرد من تونستم اعتماد بنفس پیدا کنم
واقعیت زندگی ما همینه وقتی بتونیم نقاط قوت خودمون ببینیم موفق میشیم اما متاسفانه انقدر منفی بهموم میگن که اصلا حس نمیکنی خوبی و عالی هستی
من الان دارم تازه ویژگی های مثبتمم مرور میکنم تا بتونم بپذیرم خوبم و نیاز نیست انقدر برای خوب و عالی بودن بجنگم ث خودمو اذیت کنم و این بچه سیزده ساله انقدر خوب اینو درک کرد چقدر زیباست
واقعا باید به این خانواده تحسین گفت چقدر اگاه هستن و چقدر من لذت بردم
ممنون استاد چقدر خوب که صحبتهاش فیلم گرفتید
…
چه ایده خلاقانه ای تصویر با نور و چقدر لذت بردم و داشتم تصور میکردم من بودم چی میکشیدم
چه تفریح عالی