این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-08-16 09:31:382020-08-16 23:05:31سریال زندگی در بهشت | قسمت 71
230نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بنام خدای هدایتگرم به سمت خوشبختی و سعادت و ثروت و سلامتی
سلام به استاد عزیزم و مریم خانم نازنین عاشقانه دوستون دارم و خدارو شکر میکنم بابت اینکه خداوند از طریق شما داره به من میگه منم میتونم این نعمت های که شما دارین ازشون استفاده میکنند داشته باشم
اولا هزاراافرین به استاد عزیزم بابت این خانم شایسته ای که واقعا شایسته دارن و انقد قابل اطمینان انقد مستقل انقد صادقه و شجاعه خدایاشکرت و انقد سحرخیزه
دوم واقعا خانم شایسته و استاددر تمام جوانب زندگیتون تحسینتون میکنم که با هدایت شدنم به این فایل اشک شوق ریختم
و خدایاشکرت بابت این پرادایس زیبا و رویایی که ادمو محو خودش و طبیعتش میکنه
خدایاشکرت بابت این دریاچه بسیار زیبا که خداوند با نعمتش بارون میزنم پدرش میکنه
خدایاشکرت بابت این صداقت خانم شایسته که میگه من هنوز از تاریکی میترسم
خدایاشکرت بابت این سیر تکاملی جوجه برای به دنیا اودمنشون
خدایاشکرت که قوانین خدا در تمام ذرات مولکولی همین طور عمل میکنه
خدایاشکرت بابت بدرقه کردن رفت و آمد اسناد توسط مریم خانم و عاشقتم گفتن های مریم خانم و استاد به هم
خدایاشکرت بابت این استقلال مالی و مکانی و زمانی استاد که همه چیز میتونه بخره . هر کجا دلش بخواد میتونه زندگی کنه وزمانشک آزاده و در اختیار خودشه
خدایا صد هزار مرتبه شکرت خدایا بی نهایت بار شکرت که هرروز داری نعمت های فراوان تو نشونم میدی و میگی حاتم ببین این چیزایی که میبینی دوروبرت و میتونی به سادگی داشته باشی منمباوردارم که میشه در زمان درست و مکاندرست عاشقتونم استاد مریم خانم خونواده ی من
خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
سلام به استاد عزیزم
سلام به استاد شایسته مهربان
سلام به اهالی بهشت
میریم با عشق استاد جان رو با ارزوهای خوب براش بدرقه کنیم
و حالا برمیگردیم به بهشِت زندگی تا کلی بهبود دائمی و مستمر رو انجام بدیم و هر جایی که نیاز هست از منطقه امنمون بیایم بیرون
استاد شایسته واقعا خدابهتون قوت بده این ترس و تنهایی توی این طبیعت وحشی برای خیلی از اقایون سخته
واقعا این شجاعتِ شما تحسین برانگیزه
چقدر خوبه وقتی هم که به لحاظ فیزیکی پیش هم حضور ندارید دلخوشی ها و تجربیاتتون رو به هم به اشتراک میزارید و از این کار خیلی هم لدت میبرید
و در عین حال با خودتون و بهبودها و زیباییها کیف میکنید و لحظه حال رو در هر حالی تجربه میکنید
و این یعنی زندگی رو زندگی کردن
حل کردن مسائل شاید در ابتدا برامون سخت باشه ولی اگر در هر حالی از اون منطقه امن عبور کنیم واقعا یه حس و حال دیگه ای رو تجربه میکنیم که خیلی لذتبخشه
و برای هر کسی این منطقه امن شاید متفاوت باشه
استاد شایسته عزیز این بهبود و تمیزکاری برای خیلی از اقایون شاید خیلی سخت باشه چه برسه برای خانم ها
خدا قوتتون بده
وای استاد جانم وقتی از بهبود میگید و از عبور از منطقه امن در همون لحظه تمرکزتون روی فراوانی و نکاتِ زیبای اون موضوع هست و اینجا نشون میده ما برای درک لحظه حال چقدر ازادیم و چقدر میتونیم با یه نظر و نگاه به اطرافمون راحت به لذت و لحظه حال برسیم
وای خدای من هیچ حسی مثل رفتن زیر یه بارون دلچسپ حال منو عالی نمیکنه
واقعا دوست دارم هر بار که باران میاد برم و زیر باران رحمت الهی خیس شدن رو تجربه کنم
خیلی حس عالی رو بهم میده
با اجازتون منم توی بهشت این تجربه رو با تموم وجودم حس کردم
خدایا شکرت
به به چه جوجه های نازی
خدایا شکرت برای این خلق و بهبود
و جوجه های فندقی
خدایا شکرت برای این سکوت و این همه زیبایی بهشتِ زندگی مون
به هر جا رو میکنی جلوه ای از جمال دوست پیداست
خدایا عظمتت رو شکر
خدارو شکر برای تکامل ،قدم برداشتن و عبور از منطقه امن ،خدایا شکرت برای ذوق و شوق های فراوون توی بهشت و وجود این جوجه های ناز
خدایا شکرت برای باران بهشت در شب
چقدر زیباست
بریم با شما به استقبال استاد جانم و این خورشید زیبا و درختای کاجِ خوشگل و صدای روح نواز این پرندگان بهشتی و الانم استاد جان اومد به بهشت و چشممون به جمالِشون روشن شد
خدایااااااا بینهااااااایت شکررررررررت برای بینهایت دلخوشی های دمِ دستی و حضور بینهایتت توی بهشت زندگی
سلام به استاد عزیز و ارزشمندم و مریم بانو شایسته که الحق شایسته زیبایی ها هستین…
سلام به دوستان خوبم با ردپاهای زیبا و پر از نکته مثبتی که دارین…
خداروشـکر برای دیدن زیبایی ها و تولدها
خداروشکـر برای فرصت تنهایی که باعث رشد و تغییر میشه
خداروشکـر برای کنار هم بودن هایی و نبودن هایی که باعث رشد و تغییرات خوب میشه.
خدایا ازت میخوام منو اینقدر بزرگ کنی که محدودیتی جلوی منو نگیره، منو اینقدر بزرگ کنی که دل انجام کارهایی که شاید برای اولین بار میخوام انجام بدم رو به قدری داشته باشم که حمایت و هدایت هاتو فقط حس کنم.
■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■
سریال زندگی در بهشت قسمت 71 اُم
شروع این قسمت با موتور سوار شدن مریم جان و بدرقه کردن استاد شروع میشه و یک دعای خیر و قشنگ هم بدرقه راه استاد جان کردید. واقعا چقدر زیبا و عاشقانه بود،بنظرم این یکی از صحنه های رمانتیک و عاشقانه این سریال بود. نه از اون صحنه های رمانتیک توی فیلم و سریال ها، نه از اون عشق و رمانتیک بازی های وابسته گونه و پر از شرک…از اون لوس بازی هایی که یکی از طرفین میگه اگر تو نباشی به من خوش نمیگذره،بی تو هرگز، صبر میکنم تا تو بیای تا من از زندگی لذت ببرم، خلاصه از این مذل رفتارها و دیالوگ های توی فیلم ها اینجا خبری نیست. این سریال هم سکانس ها عاطفی و عاشقانه اش جنسی از خداست. یک رهایی و آزادی توام با عشق فراوان وجود داره. عشقی که فقط تنها نمونه و الگوش خداست که اصلا وابسته نیست و اگر ما بخوایم خدایی عاشقانه هایی رو در روابط مون تجربه کنیم یکم باید شبیه خدا بشیم و خداگونه تر رفتار کنیم. همون عشق بدون قید و شرط خدا، همون عشق بدون وابستگی خدا به بنده هاش، همون عشقی که فقط خیر و خوبی و عشق میخواد و توقع هم نداره بهش خوبی کنیم اگر این همه به ما خوبی میکنه. واقعا عشق خدا جنســش فرق داره. عشق خدا خیلی توش احترام هست، توش خیلی بهمون آزادی میده و قدرت اختیار رو ازمون نمیگیره ما رو محدود نمیکنه. عشق خدا جنـسش از جنس فراوانی و غنی بودن و رهایی و آرامـشـه…واقعا چقدر متفاوت میتونه بشه روابط عاشقانه وقتی کمی شبیه “عشق خدا” بخوایم رفتار کنیم. و این موضوع رو در رفتار و گفتار مریم و استاد میشه دید. که چقدر شبیه تر به جنسی از جنس عشق خدا رو در روابط شون پرورش دادند.واقعا تحسین تون میکنم عزیزانم واقعا تحسینت میکنم بانو توحیدی پرادایس که عزیزت رو اینجوری با عشق بدرقه کردی و همچین دعای خیری براش داشتی و گفتی: انشالله که در پناه خدای مهربون، شاد و سلامت و عالی باشی و بهت خیلی خوش بگذره…
مریم جان چقدر این یاد گرفتن موتور سواری بهتون آزادی عمل خوبی داده.
هربار میبینم برای انجام یکسری کارها از موتور براحتی استفاده میکنید تحسین تون میکنم و یاد اون صحنه ایی میفتم که استاد داشتن از شما فیلم میگرفتن و میگفتن داره بر ترس هاش غلبه میکنه و تشویق تون میکردن. واقعا ماشالله بهتون واقعا آفرین بهتون. چقدر قشنگ و تکاملی یک مهارت رو یاد گرفتید و بر ترس هاتون غلبه کردید و الان یکپا موتور سوار شدید و براحتی میرین و میاین.واقعا خداروشکر
خب برای اولین بار یک تجربه تنها بودن در پرادایس رو مریم جان تجربه میکنن و کلی غلبه بر ترس های دیگه رو…جالبه استاد هم اون روزها غلبه بر ترس ها و تجربه های جدید دیگه ایی داشتند سپری میکردن(مثل رفتن توی سردخانه و دیدن جنازه ها و …) هر کسی در مسیر تکامل خودش در حال رشد و تغییره. مریم اینجا در پرادایس استاد در تجربه ی این سفر پر از درس و نکته…
چقدر قشنگ بود جای جوجه های جدید رو آماده میکردین.
اینکه برامون از اتفاقات و ماجراها فیلم میگرفتین چقدر قشنگ بود مثل همون دوش گرفتن مرغ ها توی خاک…چقدر حیوان ها خوب هستن اصلا غُر نمیزنن، تاراحت نمیشن از هم دیگه،…
به جای اینکه آشغال ها رو ببریم زیر مبل، مسائل مون رو حل کنیم.
اگر از چیزی استفاده نکنیم همون جوری خوب و عالی نمی مونه و میگنده.
برای انجام کارها با بهونه هایی از انجام اون کار یا حل اون مسئله طفره نریم.
این جمله مریم جان چقدر قشنگ بود: چقدر حالم خوبه که این مسئله رو حل کردم واز حل مسائل با بهونه های واهی از حل اون مسئله (چِندش بودن اون جای جوجه ها) فرار نکردم.
و آخرش هم اینقدر احساس تون خوب بود که از آب این مایه حیات شکرگزاری کردین. آبی که پاک کرد و شست و به اون ظرف پر از کثیفی و چندش حیات دوباره و پاکی بخـشید. خدایا شکرت برای اینکه اب مایه حیات است.
چقدر دیدن به دنیا اومدن جوجه ها قشنگ بود.
چقدر حس خوبی داشت. اینکه اولین جوجه داشت با نوک زدن به تخمش از توی تخم سعی میکرد بیرون بیاد.چقدر قشنگ تکامل رو میشد دید. چقدر قشنگ بود این سیستم جوجه ها و اینکه یک مایه در تخم مرغ هست که بدن شون جذب میکنه و مواد غذایی مورد نیازشون رو تامین میکنه. چون اونا که پستاندار نیستند.چقدر قشنگ بود صحنه به دنیا اومدن جوجه ها…واقعا خیلی خیلی سپاسگزارم که برامون از این لحظات تا تونستید فیلم گرفتید و این مهارت و جسارت شما در فیلم برداری یکدستی این امکان رو داد تا وقتی هم جوجه ها رو با دست برمیداشتین تا ببرین جای مورد نظر، بینیم. واقعا جالب بود.
هر کدوم هم یک مدلی به دنیا اومدن، یکی پیچ خورده بود، یکی سرش بالا بود، یکی گیر کرد بود و هنوز داشت تلاش میکرد، یکی چپه شده بود، یکی زود یکی دیر…یکی هم آخرین ها بود و کلا شاید بمیره و زنده نمونهو یکجورایی تلاش شون و نوک زدن هاشون کافی نبود و نتونسته بود به موقع بیاد بیرون.(طبق اصل بقای اصلح) خلاصه که هرکدوم یک مدلی بودن.
وای دیدن این بارندگی ها و جَـر جَر و شُـر شُـر بارون ها خیلی باحال بود. و چه حس خوبی داشت. واقعا چقدر زندگی در این کلبه روی آب پر از ماجراهای طبیعت و شگفت هست.خدایا شــکرت
هرگز ! از دست و زبان که برآید کز عهده ی شُکر حقیقی او به در آید؟؟؟
خدایا هر آنچه آرامش بیشتر من در اون هست برایم مقدر فرما
خدایا شکرت که امروزم با شادی و نام و یاد تو آغاز شد
درود به استادان نازنینم و دوستان همراه در سریال زندگی در بهشت
موضوع این قسمت …..
خدایاااا شکرت که استاد عزیزمون بسلامتی و با شادی و خوشحالی حرکت کردند و خانم شایسته ی عزیز استادمون رو تا درب زمین بدرقه کردند و برای سفر استاد عزیزمون دعای خیر و برکت و سلامتی و خیر و خوشی در پناه خدای مهربون رو آرزو کردند الهی آمین
البته من همیشه برای آنکسی که همراه مسافرمون نیست هم دعا میکنم و میگم الهی همه چی برات بسادگی و به آسونی و خیر و خوشی باشه
البته خانم شایسته خودشون هم گفتند ما در این بهشت زیبا چند روزی تنها هستیم البته تنها که نیستیم !!! خدا هست . بچه ها هستند. جوجه ها قراره بدنیا بیان و کلی کارهای عقب افتاده است که باید بهشون رسیدگی بشه
چقدر خوبه که از فرصت ها و از زمان های خلوت مون و برای کارهای عقب افتاده مون بطور شایسته ای برنامه ریزی واستفاده کنیم
چقدر خوبه این مرغ و خروسا و جوجه ها در کنار همدیگر در آن غروب دل انگیز دارند خاک بازی میکنند و دوش خاک و آفتاب میگیرند
نکته ی بسیار بسیار مهمی در مورد تضادی است که باید بلطف همکاری خداوند حلش کنم چون این تضاد بخاطر باورهای محدود کننده آن تبدیل شده به تکرار شونده و باید بطور ریشه ای حلش کنم
بقول خانم شایسته ی عزیز بجای اینکه از مسایل مون فرار کنیم .. بیایم اون مسایل رو حلش کنیم
اینکه یک مدت روی ذهنم کار میکنم ..و در یک مدت زمان کوتاهی همه چی خوب پیش میره و همه چی گل و بلبله و اتفاقات برام عالی رقم میخورن.
البته بعدش فکر میکنم خب دیگه حل شده !!!! میام رهاش میکنم چون فکر میکنم اون گوشه از ذهنمو که نیاز بوده تمیز کردم و دیگه نیازی به تمیز کاری نداره
غافل از اینکه زمان این سرخوشی کوتاهه … و بعد از مدت کوتاهی دوباره اون تضاد بشکل خیلی سخت تر و بدتر اتفاق میوفته … در صورتی که حتی زمانی که همه چی داره خوب پیش میره باید بیشتر روی افکارم کار کنم تا این مومنتوم مثبت جون بگیره و سرعت بگیره .. و اینجا همون قسمتی است که ازش غافل میشم.. یعنی ادامه دادن حتی زمانی که همه چی گل و بلبلی!!!!
امروز دقیقا این موضوع رو فهمیدم در واقعا در مورد این تضاد تکرار شونده ای که مدام به دفعات در مبحث روابط تکرار شده باید بطور ریشه ای و اساسی حل بشه .. دیگه نمیتونم کوتاه بیام بلکه آنقدر مینویسم و آنقدر روی ذهنم کار میکنم تا این تضاد برای همیشه از زندگی من خارج بشه
علت اینکه این باورهای محدود کننده عین علف هرز به سرعت رشد میکنن اینه که من باید باورها مو تغییر بدم و آنقدر تکرار و تکرار و تمرین کنم که در ذهنم تثبیت بشه تا دوباره اتفاقات قبلی یا بدتر از اونا واسم اتفاق نیوفته چون باید با یک تعهد محکم هر روز روی ذهنم کار کنم ..
و باید شروع کنم به تمیز کاری و به دور ریختن آشغالهای ذهنم
حالا اون آشغال های ذهنی چی هست؟؟؟؟؟
ترس نگرانی .دلهره . نجواهای ذهنی از باورهای کمبود ..
اینکه فکر نکنم اگه تنها بشم چه اتفاقی میوفته
اینکه مدام به ناخواسته ها توجه نکنم
اینکه اشتباهات و خطاهامو بپذیرم و ازشون درس بگیرم .. اینکه آماده ی تغییرات خوب و عالی باشم و انتظارات مثبت در مسیر زندگیم داشته باشم.. میدونم تغییر این باورها کار آسونی نیست چون باید تلاش ذهنی مو بیشتر کنم .. چون حل مسعلع سبب رشد و پیشرفت من میشود
در واقع برای تغییر اون باورای محدود کننده ای که بارها و بارها و بارها تکرار شده بدین دلیل بوده که اهمیت ندادن و رهاشون کردم و آشغالا رو زیر مبل انداختم و برای مداوای این باورها دوباره .. باید کار سخت تری انجام بدم اما باید بدونم که ذهنم هر روز نیاز به تمیز کاری و رصد داره هر روز باید مواظبش باشم تا باورهای محدود کننده رشد نکنن….
نکته بعدی که
خانم شایسته بهش اشاره کردند و من خیلی دوسش دارم نعمت و قدرت شکرگذار بودن از داشته هامون هست
خدایا شکرت برای این نعمت باران
خدایاا شکرت برای این نعمت وسعت آب شفاف و زلال که به هرکجا برود پاکی و پاکیزگی رو بهمراه میاره خدایااا شکرت
خدایااا شکرت برای این نعمت فراوانی آب و باران و دیدن این زیبایی ها
خوش اومدید به پرادایس . خوش آمدید به بهشت!!! خوش آومدید که خوب جایی بدنیا آمدید!!!! خدایااا شکرت
دیدن تولد این جوجه ها داره به من این پیام و نشونه رو میده که برای تولد دیگر و یک شروع جدید خوب و عالی آماده باشم!!!
خدایااا شکرت که امروز منو بسمت این قسمت از سریال زندگی در بهشت هدایت کردی تا تولد جدید رو ببینم .. ببینم که برای یک شروع و تولد دیگر تکامل رو طی کردم و الان آماده ی بیرون آمدن از تخم هستم و باید یک دنیا و یک فضای جدیدی خارج از محل قبلی ام رو تجربه کنم .. خدایاااا کمکم کن و دستان پر قدرت و محافظ و حمایت کننده ی خودتو برام بفرست که از لحظات جدیدم استفاده کنم و لذت ببرم
.چقدر نگاه کردن به این جوجه ها درس داره . اینکه در زمان مناسب و بدون هیچ عجله ای دوران تکمیل شدن شون کامل میشه و بعد از خودشون با تلاش و کوشش خودشون از آن پوسته ی تخم بیرون میان و
خداوند جوجه ها رو جوری آفریده که مایع دورشونو جذب میکنن و تا 72 ساعت بعد نیاز به غذا ندارن خدایاآا شکرت
خدایاااا منم این خواسته رو دارم . دوست دارم یک فضایی مثل پرادایس داشته باشم و از این دستگاه های جوجه کشی داشته باشم و تعدادی مرغ و خروس و گل و گیاه و درختان میوه و باغ داشته باشم.. این خواسته امو اینجا به یادگار میگذارم تا روزی که به خواسته ام رسیدم هدایت بشم به این نوشته ام که برای خداوند نوشتم!!! الهی امین
وقت موعود وصال فرا رسیده خانم شایسته ی عزیزم با موتور بسمت درب ورودی زمین رفتند برای استقبال از عشقشون و ARV و
استاد عزیزمون . خدایااا شکرت استاد عزیزمون بعد از سه روز از مسافرت و از پیش دوستشون آقای تاد برگشتند خدایااا شکرت
در حین انتظار برای ورود استاد به پرادایس از یه ویوی زیبای دیگه رو نمایی میکنه و در همین حین استاااد ما با ARV بطور خیلی حرفه ای وارد پرادایس شدند و خانم شایسته مدام ابراز عشق میکنه!!!
دیدن یاری که از راه رسیده چقدر لذت بخشع!!! و انتظار مثبت آن یار و یاور دیگر برای دیدن همدیگر لذت بخش تر از هر چیز دیگری است
واقعا این روابط عاشقانه ی استاد و خانم شایسته رو تحسین میکنم خدایااآاا شکرت
بار الاها !!! مهربان خدایا !! ترا سپاس میگویم برای هر آنچه که در گذشته داشته ام و هم اکنون دارم و هر آنچه در آینده به فضل کرم وهابیت الهی دریافت خواهم کرد ممنون و سپاسگذارم !!! و تو خود پشتیبان و محافظ و حامی و هدایتگر من و داشته هایم هستی
وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ
و بزودی پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی
خدایااا شکرت تنها فقط و فقط از تو یاری میخوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم که امضای خاص و ویژه ی من است پس راه حل هارا برایم آسانتر و لذت بخش تر و زیباتر کن
خدایاا شکرت بخاطر شفای ذهن و روح و جسم و الهی ام که هم اکنون در تعادل و هماهنگی با همدیگر هستند
سلام به به استاد عزبزم و مریم جان که حس خوبی اول صبحی برای من ایجاد کردن دیدن جوجه ها
خداروشکر میکنم که این ویدو هارو میتونم ببینم و
خداروشکر میکنم که همچین سایتی میتونم از این همه. راه دور بتونم دانلود کنم ببینم
وقتی فکر میکنم که گذشته اصلا. اینترنتی نبود و حالا چقدر خوبه که اینترنت هس و میتونم چیزای جدید ببینم
من تا بحال. ندیده بودم جوجه ها. دقیقا چطوری از تخم میان بیرون خیلی حسه خوبی گرفتم
دقیقا من. خواب بودم صبح ساعت ٩بیدار شدم داشتم قبلش خواب میدیم که یه جوجه بزرگ مثل کاسکو. یکی داره بهش حمله میکنه و از خواب بیدار شدم چشمامو که باز کردم تصمیم گرفتم هر بار که از خواب بیدار میشم بیام فایلهای استاد گوش بدم یا ویدئوهایی که به سوی نشان من هدایت میکنن نگاه کنم که زدم روی نشانه و این قسمت از فایل واسم اومد بالا
یه چیزی مریم جان گفتن گفتن ببین مامانش داره روش خاک میریزه اما اون فقط جاشو عوض میکنه غر نمیزنه و چقد ما. بیشتر جاها غر میزنیم
از تمیزی مریم جان با خودش نمیگه واای حوصله ندارم میره دونه به دونه کارهاشو با عشششق انجام میده
بر ترس هاش غلبه میکنه توی یه جنگل بزرگگگ سه شب تنها میمونه و لذت میبره
با عشق مریم جان یاد گرفتن که چطوری اصلا باید. از جوجه ها مراقبت کنی
میدونین من با این کلیپ. فهمیدم چقد تقلا میکنم در طول روز چقد همش میخوام بدو بدو کنم جا نمونم. یه حس آرامش و تکامل داد بهم که آرام باشم لذت ببرم از زندگی در لحظه زندگی کنم همینطور که مریم جان گفتن
اما انگار داشتم مسابقه میدادم با کسایی که توی. رده کاری منن
امروز مریم جان استاد رو با عشق بدرقه می کنه تا به سفر بره وبه ما درس استقلال بده درس عدم وابستگی در روابط.
درسته که استاد و مریم جان عاشقانه کنار هم زندگی می کنند ولی قرار نیست وابسته باشند و یکی از علایقش بگذره برای دیگری چون هیچ کس مسول زندگی دیگران نیست استاد می ره مهمون دوستش بشه تا از تجربیات مزرعه داریش استفاده کنه و مریم جان می مونه تا بر ترسهاش غلبه کنه تا خودش رو تجربه کنه.
خوب مریم جان تنهاست البته استاد نیست اما خدا همیشه حضور داره اولین پاشنه آشیل که می ریم سراغش اینه که به بهونه بد دل بودن یا چندش بودن چیزی و وسواس بودن خودمون ,از حل مسأله نگذریم باید رفت تو دل کار و مسأله رو حل کرد و کاری مثل تمیز کردن این ظرف که موشها توش لونه کرده بودند بی کلاسی نیست بلکه قوی بودنه بلکه بر اومدن از پسه کاره.
بعضی وقتها کارها رو انجام نمی دیم چون می گیم مردونه هست یا من بدم می یاد دوست ندارم اما باید به استقلال فکر کرد به روزی که ممکنه تنها باشی و باید بتونی کار انجام بدید دارم به کارهایی که چون شوهرم همیشه انجام داده من اقدامی نکردم فکر می کنم باید از امروز شروع کنم لیست کنم و انجام بدم.
خوب از زیباییها هم غافل نشیم پرادایس همیشه زیباست و تمومی نداره با وجود این موجودات دوست داشتنی زیبا تر هم شده با وجود این همه ثروت و نعمت استاد و نعمتهایی مثل بارون که می باره زیباتر هم هست.
خدای من این نعمت آب توی این کشور همش من رو شگفت زده می کنه من رو به فکر فرو می بره چرا یه عده مردم این وفور نعمت رو دارن و یه عده برای اب خوردن محتاجند .
همش در سپاسگزاری هست شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند.
خوب جوجه ها دارن دنیا می یان و ذوق مریم جان برای تولدشون و خوش آمد گویی مریم جان همیشه ذوق زده هست انگار هر لحظه وارد یه دنیای جدید می شه و چیزهای جدید می بینه.
باز هم غلبه بر ترس و باورهای محدود کننده هر چقدر فکر می کنم تو دست گرفتن این جوجه های خیس تازه دنیا اومده برام سخته هنوز خیلی راه دارم.
مریم جان تحسینت می کنم نه یک بار بلکه هزار بار.
و باز قدرت خداوند و رزاق بودنش جوجه ها تا 72ساعت احتیاج به غذا ندارن و از همین مایع دورشون جذب می کنند خداوند همواره به بندگانش روزی می رسونه باران رحمت خدا همواره می باره کافیه ظرفیت رو زیر بارون بگیری .
جوجه ها دنیا می یان و مریم جان تجربیاتش اضافه می شه و شکرگزاری.
درسته که فراوانی در زندگی استاد هست اما دلیل نمی شه بی کار جایی بشینی و زندگی رو کسالت بار بگذرونی می تونی تجربه کنی و لذت ببری رها از حرف مردم.
و بالاخره استاد داره می یاد سه روز بدون استاد سه روز استقلال سه روز غلبه بر ترسها و شجاعت داشتن.
خدارو شکر مریم جان موتور سواری یاد گرفت و الان به راحتی به استقبال استاد می ره و چشمانش که از دیدن زیباییها تعطیل نمی شه همه جا پیداشون می کنه صدای زیبای این پرنده ما رو هم غرق لذت می کنه.
استاد می یاد و مریم جان مستقل ما ابراز عشق و علاقه می کنه به استاد .
درود
خدایا شکرت برای دیدن این قسمت
چه لحظه ی با شکوهی بود به دنیا اومدن جوجه ها
هم با شکوه هم باورنکردنی
خیلی حس زیبایی بود
وقتی صدای جوجه ها رو از بیرون دستگاه میشد شنید
اولین بارم بود که میدیدم جوجه ها اینجوری از تخم میان بیرون تو دستگاه
عالی بود
قدرت خداوند رو دوباره حس کردم که اینقدر هوشمندانه این جوجه ها داشتند از پوسته تخم بیرون میومدند
خداروشکر که تونستم این قسمت رو ببینم این شکوه و جلال رو ببینم
چقدر سریع از دستگاه تا فردا جوجه ها سر پا شدند روند رشدشون واقعا جالب و زیباست
هر جوجه ای که به دنیا اومد حالم رو خوش میکرد
وای که دیدن اون اردک ها زیر بارون هم بی نظیر بود دیوونم کرد نوک هاشون چقدر قشنگ میومد پایین و آب میخورند .
و نمیدوستم که عاشق بارونند برعکس مرغ ها که فراری بودند از بارون
شاید بخاطر اینه من عاشق اردکم چون عاشق بارونم
وای خدایا چه بارونی زد شب ،عجیب تند و شدید بود !!
به قول خانم شایسته جوجه ها یه برکت بودند بارون هم یک برکت دیگه
خداروشکر
موقع به دنیا اومدن جوجه ها یک ترسی اومد تو دلم که الان که خانم شایسته تنهاست چی کار کنه اینا به دنیا اومدند . ای کاش استاد بود.
دقیقا وقتی استاد رفت جوجه ها به دنیا اومدند اما خانم شایسته خوب تونست هندل کنه این جریان رو . و چه تجربه ی خوبی بود.
چقدر این تجربیات میتونه ادم رو قوی تر بکنه و آماده تر برای فردا
خداروشکر این قسمت هم عالی بود
سپاسگزارم از مریم شایسته عزیز
به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت خداجونی برای این رزق مقوی روحم
وایی موقع دیدنش چه قدر خندیدم چه لبخندهای گنده ای اسوده بعد از بیدار شدنم از روحم پزیرایی خوبی به عمل اوردم شکرررت
خانم شایسته دمت گرم زهن خیلی فراره وراحت جذب چیزای منفی میکنه خودشو ولی من اگاهانه میخام با تحسینه شما جذب شما بشه تا از شما بیشتر الگو بگیرم
تحسین عشق
چه لذتی داره عشقی داشته باشید انقد باهم هماهنگ
انقدر شاد سپاسگزار
انقد توی کار حرفه ای مرفح
انقد رها هستید وبدون ترس
وچقدر عشق خالص دلچسب
منم واقعا چنین زندگیو میخام
لذت زندگی بدون ترس از مرگ
لذت عشق بدون ترس از تنهایی
واقعا این ایمانتون واقعا قابل تحسین تو خونه ای به این بزرگی در مزرعه تنهایی سه شب وانقد پر انرژی شاد
وچقدر ایمانتون رهایتون واقعیه
چون کاملا احساسه خوبتون میشه حس کرد
وحتی عشقتون به استاد
اخه زهنی که از کاه کوه میسازه شما چجوری انقد رامش کردید
اخه شما چجوری انقد با دلی گرم گرمتر زندگی میکنید
زهن که هر روز نگرانتر ترسوتر میشه شما چقدر خوب مدیریتش میکنید علف های هرزشو میزنید با حرکت رفتن تو دل ترس هاتون دمتون گرم
خداجونی شما که هر روز گرما بخش احیا گر قلبه منید امروزم باشید ومیخام درجهت عشقتون باشم همیشه
در پناه عشق همیشگیه رب
بنام خدای هدایتگرم به سمت خوشبختی و سعادت و ثروت و سلامتی
سلام به استاد عزیزم و مریم خانم نازنین عاشقانه دوستون دارم و خدارو شکر میکنم بابت اینکه خداوند از طریق شما داره به من میگه منم میتونم این نعمت های که شما دارین ازشون استفاده میکنند داشته باشم
اولا هزاراافرین به استاد عزیزم بابت این خانم شایسته ای که واقعا شایسته دارن و انقد قابل اطمینان انقد مستقل انقد صادقه و شجاعه خدایاشکرت و انقد سحرخیزه
دوم واقعا خانم شایسته و استاددر تمام جوانب زندگیتون تحسینتون میکنم که با هدایت شدنم به این فایل اشک شوق ریختم
و خدایاشکرت بابت این پرادایس زیبا و رویایی که ادمو محو خودش و طبیعتش میکنه
خدایاشکرت بابت این دریاچه بسیار زیبا که خداوند با نعمتش بارون میزنم پدرش میکنه
خدایاشکرت بابت این صداقت خانم شایسته که میگه من هنوز از تاریکی میترسم
خدایاشکرت بابت این سیر تکاملی جوجه برای به دنیا اودمنشون
خدایاشکرت که قوانین خدا در تمام ذرات مولکولی همین طور عمل میکنه
خدایاشکرت بابت بدرقه کردن رفت و آمد اسناد توسط مریم خانم و عاشقتم گفتن های مریم خانم و استاد به هم
خدایاشکرت بابت این استقلال مالی و مکانی و زمانی استاد که همه چیز میتونه بخره . هر کجا دلش بخواد میتونه زندگی کنه وزمانشک آزاده و در اختیار خودشه
خدایا صد هزار مرتبه شکرت خدایا بی نهایت بار شکرت که هرروز داری نعمت های فراوان تو نشونم میدی و میگی حاتم ببین این چیزایی که میبینی دوروبرت و میتونی به سادگی داشته باشی منمباوردارم که میشه در زمان درست و مکاندرست عاشقتونم استاد مریم خانم خونواده ی من
به نام خداوند بخشنده و مهربانم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
حمد و ستایش مخصوص خداوندی است
که رب و فرمانروای جهانیان است
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ
خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
سلام به استاد عزیزم
سلام به استاد شایسته مهربان
سلام به اهالی بهشت
میریم با عشق استاد جان رو با ارزوهای خوب براش بدرقه کنیم
و حالا برمیگردیم به بهشِت زندگی تا کلی بهبود دائمی و مستمر رو انجام بدیم و هر جایی که نیاز هست از منطقه امنمون بیایم بیرون
استاد شایسته واقعا خدابهتون قوت بده این ترس و تنهایی توی این طبیعت وحشی برای خیلی از اقایون سخته
واقعا این شجاعتِ شما تحسین برانگیزه
چقدر خوبه وقتی هم که به لحاظ فیزیکی پیش هم حضور ندارید دلخوشی ها و تجربیاتتون رو به هم به اشتراک میزارید و از این کار خیلی هم لدت میبرید
و در عین حال با خودتون و بهبودها و زیباییها کیف میکنید و لحظه حال رو در هر حالی تجربه میکنید
و این یعنی زندگی رو زندگی کردن
حل کردن مسائل شاید در ابتدا برامون سخت باشه ولی اگر در هر حالی از اون منطقه امن عبور کنیم واقعا یه حس و حال دیگه ای رو تجربه میکنیم که خیلی لذتبخشه
و برای هر کسی این منطقه امن شاید متفاوت باشه
استاد شایسته عزیز این بهبود و تمیزکاری برای خیلی از اقایون شاید خیلی سخت باشه چه برسه برای خانم ها
خدا قوتتون بده
وای استاد جانم وقتی از بهبود میگید و از عبور از منطقه امن در همون لحظه تمرکزتون روی فراوانی و نکاتِ زیبای اون موضوع هست و اینجا نشون میده ما برای درک لحظه حال چقدر ازادیم و چقدر میتونیم با یه نظر و نگاه به اطرافمون راحت به لذت و لحظه حال برسیم
وای خدای من هیچ حسی مثل رفتن زیر یه بارون دلچسپ حال منو عالی نمیکنه
واقعا دوست دارم هر بار که باران میاد برم و زیر باران رحمت الهی خیس شدن رو تجربه کنم
خیلی حس عالی رو بهم میده
با اجازتون منم توی بهشت این تجربه رو با تموم وجودم حس کردم
خدایا شکرت
به به چه جوجه های نازی
خدایا شکرت برای این خلق و بهبود
و جوجه های فندقی
خدایا شکرت برای این سکوت و این همه زیبایی بهشتِ زندگی مون
به هر جا رو میکنی جلوه ای از جمال دوست پیداست
خدایا عظمتت رو شکر
خدارو شکر برای تکامل ،قدم برداشتن و عبور از منطقه امن ،خدایا شکرت برای ذوق و شوق های فراوون توی بهشت و وجود این جوجه های ناز
خدایا شکرت برای باران بهشت در شب
چقدر زیباست
بریم با شما به استقبال استاد جانم و این خورشید زیبا و درختای کاجِ خوشگل و صدای روح نواز این پرندگان بهشتی و الانم استاد جان اومد به بهشت و چشممون به جمالِشون روشن شد
خدایااااااا بینهااااااایت شکررررررررت برای بینهایت دلخوشی های دمِ دستی و حضور بینهایتت توی بهشت زندگی
و زندگی در بهشت و درک لحظه حال با قدرت ادامه داره
بدرود ….
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم
و همه ی دوستای بهشتیم
خدایا شکرت بی نهایت شکر برای
این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی
پیش به سوی
اولین تجربه ی تنهایی در پرادایس جان
و روبرو شدن با ترس ها …
آخی عزیزم
جوجه ها حموم خاک میگیرن کنار مامان مرغی و درس رها بودن بهمون میدن
شستن و آماده سازی ظرف مخصوص نگهداری جوجه ها
چقدر آگاهی داشت صحبت های شما ..
حل مسأله بجای فرار کردن ..
تمیز کردن این ظرف با مایع کارواش و سفید کننده و از بین بردن منبع آلودگی..
خیلی مهمه انجام دادن این کارها
مارو رشد میده و بزرگتر میشیم
اییییی جااااانم چه باران زیبایی
قطره های باران جان روی دریاچه میریزن
ادم حظ میکنه از تماشا کردن شون
وااااااییی خدایا اردک ها دارن از باران جان لذت میبرن و مرغ ها زیر ماشین قائم شدن که خیس نشن ..
بریم سراغ دستگاه جوجه کشی
ای جووونم یکی داره نوک میزنه و صداش میاد و کارتن اماده کردید
جوجه طلایی اومد بیرون
خوش اومدی به بهشت قشنگ جان
پرادایس جانم بببین آخهههه
چقدر ذوق داره از تماشای جوجه ها
اماده سازی خونه ی جوجه ها
پوشال داخل ظرف ریختید و گذاشتین
تو آفتاب و 9 تا جوجه تا الان بیرون اومدن
براونی اومده چشم روشنی
چی از این قشنگتر آخه
چه حس خوبیه
تو این فایل بهشتی
قانون رهایی ، قانون تکامل ، قدم برداشتن
تعهد و شجاعت به چشم میشه دید خداروشکر
ووووااااووو باران جان در شب پرادایس جان
خدایا چقدر زیباست
تماشای و شدت باران جان کاملا با نورهایی
که وصل کردین مشخص و واضح تره
چه ترکیب باحالی
باران جان و نور در دل شب …
سری دوم جوجه ها هم دارن بیرون میان
اینها مرغ شاخ دار هم دارن
چه شود این همه زیبایی …
بریم به استقبال استاد جان عزیزمون
با دنیایی از تجربه های سازنده وکاربردی
دراین فضای رویایی
درختنای چه شادن
ابرهای سفید میخندن
آواز پرنده ها چه زیباست…
خلاصه که کل طبیعت از برکت حضور جوجه ها خوشحال هستن ..
بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم
و استاد شایسته مهربونم بابت این
فایل بهشتی پراز برکت و آگاهی و زیبایی
خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم
خدا حفظ تون کنه
بـنام الله یکـتا
سلام به استاد عزیز و ارزشمندم و مریم بانو شایسته که الحق شایسته زیبایی ها هستین…
سلام به دوستان خوبم با ردپاهای زیبا و پر از نکته مثبتی که دارین…
خداروشـکر برای دیدن زیبایی ها و تولدها
خداروشکـر برای فرصت تنهایی که باعث رشد و تغییر میشه
خداروشکـر برای کنار هم بودن هایی و نبودن هایی که باعث رشد و تغییرات خوب میشه.
خدایا ازت میخوام منو اینقدر بزرگ کنی که محدودیتی جلوی منو نگیره، منو اینقدر بزرگ کنی که دل انجام کارهایی که شاید برای اولین بار میخوام انجام بدم رو به قدری داشته باشم که حمایت و هدایت هاتو فقط حس کنم.
■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■
سریال زندگی در بهشت قسمت 71 اُم
شروع این قسمت با موتور سوار شدن مریم جان و بدرقه کردن استاد شروع میشه و یک دعای خیر و قشنگ هم بدرقه راه استاد جان کردید. واقعا چقدر زیبا و عاشقانه بود،بنظرم این یکی از صحنه های رمانتیک و عاشقانه این سریال بود. نه از اون صحنه های رمانتیک توی فیلم و سریال ها، نه از اون عشق و رمانتیک بازی های وابسته گونه و پر از شرک…از اون لوس بازی هایی که یکی از طرفین میگه اگر تو نباشی به من خوش نمیگذره،بی تو هرگز، صبر میکنم تا تو بیای تا من از زندگی لذت ببرم، خلاصه از این مذل رفتارها و دیالوگ های توی فیلم ها اینجا خبری نیست. این سریال هم سکانس ها عاطفی و عاشقانه اش جنسی از خداست. یک رهایی و آزادی توام با عشق فراوان وجود داره. عشقی که فقط تنها نمونه و الگوش خداست که اصلا وابسته نیست و اگر ما بخوایم خدایی عاشقانه هایی رو در روابط مون تجربه کنیم یکم باید شبیه خدا بشیم و خداگونه تر رفتار کنیم. همون عشق بدون قید و شرط خدا، همون عشق بدون وابستگی خدا به بنده هاش، همون عشقی که فقط خیر و خوبی و عشق میخواد و توقع هم نداره بهش خوبی کنیم اگر این همه به ما خوبی میکنه. واقعا عشق خدا جنســش فرق داره. عشق خدا خیلی توش احترام هست، توش خیلی بهمون آزادی میده و قدرت اختیار رو ازمون نمیگیره ما رو محدود نمیکنه. عشق خدا جنـسش از جنس فراوانی و غنی بودن و رهایی و آرامـشـه…واقعا چقدر متفاوت میتونه بشه روابط عاشقانه وقتی کمی شبیه “عشق خدا” بخوایم رفتار کنیم. و این موضوع رو در رفتار و گفتار مریم و استاد میشه دید. که چقدر شبیه تر به جنسی از جنس عشق خدا رو در روابط شون پرورش دادند.واقعا تحسین تون میکنم عزیزانم واقعا تحسینت میکنم بانو توحیدی پرادایس که عزیزت رو اینجوری با عشق بدرقه کردی و همچین دعای خیری براش داشتی و گفتی: انشالله که در پناه خدای مهربون، شاد و سلامت و عالی باشی و بهت خیلی خوش بگذره…
مریم جان چقدر این یاد گرفتن موتور سواری بهتون آزادی عمل خوبی داده.
هربار میبینم برای انجام یکسری کارها از موتور براحتی استفاده میکنید تحسین تون میکنم و یاد اون صحنه ایی میفتم که استاد داشتن از شما فیلم میگرفتن و میگفتن داره بر ترس هاش غلبه میکنه و تشویق تون میکردن. واقعا ماشالله بهتون واقعا آفرین بهتون. چقدر قشنگ و تکاملی یک مهارت رو یاد گرفتید و بر ترس هاتون غلبه کردید و الان یکپا موتور سوار شدید و براحتی میرین و میاین.واقعا خداروشکر
خب برای اولین بار یک تجربه تنها بودن در پرادایس رو مریم جان تجربه میکنن و کلی غلبه بر ترس های دیگه رو…جالبه استاد هم اون روزها غلبه بر ترس ها و تجربه های جدید دیگه ایی داشتند سپری میکردن(مثل رفتن توی سردخانه و دیدن جنازه ها و …) هر کسی در مسیر تکامل خودش در حال رشد و تغییره. مریم اینجا در پرادایس استاد در تجربه ی این سفر پر از درس و نکته…
چقدر قشنگ بود جای جوجه های جدید رو آماده میکردین.
اینکه برامون از اتفاقات و ماجراها فیلم میگرفتین چقدر قشنگ بود مثل همون دوش گرفتن مرغ ها توی خاک…چقدر حیوان ها خوب هستن اصلا غُر نمیزنن، تاراحت نمیشن از هم دیگه،…
به جای اینکه آشغال ها رو ببریم زیر مبل، مسائل مون رو حل کنیم.
اگر از چیزی استفاده نکنیم همون جوری خوب و عالی نمی مونه و میگنده.
برای انجام کارها با بهونه هایی از انجام اون کار یا حل اون مسئله طفره نریم.
این جمله مریم جان چقدر قشنگ بود: چقدر حالم خوبه که این مسئله رو حل کردم واز حل مسائل با بهونه های واهی از حل اون مسئله (چِندش بودن اون جای جوجه ها) فرار نکردم.
و آخرش هم اینقدر احساس تون خوب بود که از آب این مایه حیات شکرگزاری کردین. آبی که پاک کرد و شست و به اون ظرف پر از کثیفی و چندش حیات دوباره و پاکی بخـشید. خدایا شکرت برای اینکه اب مایه حیات است.
چقدر دیدن به دنیا اومدن جوجه ها قشنگ بود.
چقدر حس خوبی داشت. اینکه اولین جوجه داشت با نوک زدن به تخمش از توی تخم سعی میکرد بیرون بیاد.چقدر قشنگ تکامل رو میشد دید. چقدر قشنگ بود این سیستم جوجه ها و اینکه یک مایه در تخم مرغ هست که بدن شون جذب میکنه و مواد غذایی مورد نیازشون رو تامین میکنه. چون اونا که پستاندار نیستند.چقدر قشنگ بود صحنه به دنیا اومدن جوجه ها…واقعا خیلی خیلی سپاسگزارم که برامون از این لحظات تا تونستید فیلم گرفتید و این مهارت و جسارت شما در فیلم برداری یکدستی این امکان رو داد تا وقتی هم جوجه ها رو با دست برمیداشتین تا ببرین جای مورد نظر، بینیم. واقعا جالب بود.
هر کدوم هم یک مدلی به دنیا اومدن، یکی پیچ خورده بود، یکی سرش بالا بود، یکی گیر کرد بود و هنوز داشت تلاش میکرد، یکی چپه شده بود، یکی زود یکی دیر…یکی هم آخرین ها بود و کلا شاید بمیره و زنده نمونهو یکجورایی تلاش شون و نوک زدن هاشون کافی نبود و نتونسته بود به موقع بیاد بیرون.(طبق اصل بقای اصلح) خلاصه که هرکدوم یک مدلی بودن.
وای دیدن این بارندگی ها و جَـر جَر و شُـر شُـر بارون ها خیلی باحال بود. و چه حس خوبی داشت. واقعا چقدر زندگی در این کلبه روی آب پر از ماجراهای طبیعت و شگفت هست.خدایا شــکرت
سریال زندگی در بهشت | قسمت 71
لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ
شکر نعمت به جای آرید شما رو میافزایم
هرگز ! از دست و زبان که برآید کز عهده ی شُکر حقیقی او به در آید؟؟؟
خدایا هر آنچه آرامش بیشتر من در اون هست برایم مقدر فرما
خدایا شکرت که امروزم با شادی و نام و یاد تو آغاز شد
درود به استادان نازنینم و دوستان همراه در سریال زندگی در بهشت
موضوع این قسمت …..
خدایاااا شکرت که استاد عزیزمون بسلامتی و با شادی و خوشحالی حرکت کردند و خانم شایسته ی عزیز استادمون رو تا درب زمین بدرقه کردند و برای سفر استاد عزیزمون دعای خیر و برکت و سلامتی و خیر و خوشی در پناه خدای مهربون رو آرزو کردند الهی آمین
البته من همیشه برای آنکسی که همراه مسافرمون نیست هم دعا میکنم و میگم الهی همه چی برات بسادگی و به آسونی و خیر و خوشی باشه
البته خانم شایسته خودشون هم گفتند ما در این بهشت زیبا چند روزی تنها هستیم البته تنها که نیستیم !!! خدا هست . بچه ها هستند. جوجه ها قراره بدنیا بیان و کلی کارهای عقب افتاده است که باید بهشون رسیدگی بشه
چقدر خوبه که از فرصت ها و از زمان های خلوت مون و برای کارهای عقب افتاده مون بطور شایسته ای برنامه ریزی واستفاده کنیم
چقدر خوبه این مرغ و خروسا و جوجه ها در کنار همدیگر در آن غروب دل انگیز دارند خاک بازی میکنند و دوش خاک و آفتاب میگیرند
نکته ی بسیار بسیار مهمی در مورد تضادی است که باید بلطف همکاری خداوند حلش کنم چون این تضاد بخاطر باورهای محدود کننده آن تبدیل شده به تکرار شونده و باید بطور ریشه ای حلش کنم
بقول خانم شایسته ی عزیز بجای اینکه از مسایل مون فرار کنیم .. بیایم اون مسایل رو حلش کنیم
اینکه یک مدت روی ذهنم کار میکنم ..و در یک مدت زمان کوتاهی همه چی خوب پیش میره و همه چی گل و بلبله و اتفاقات برام عالی رقم میخورن.
البته بعدش فکر میکنم خب دیگه حل شده !!!! میام رهاش میکنم چون فکر میکنم اون گوشه از ذهنمو که نیاز بوده تمیز کردم و دیگه نیازی به تمیز کاری نداره
غافل از اینکه زمان این سرخوشی کوتاهه … و بعد از مدت کوتاهی دوباره اون تضاد بشکل خیلی سخت تر و بدتر اتفاق میوفته … در صورتی که حتی زمانی که همه چی داره خوب پیش میره باید بیشتر روی افکارم کار کنم تا این مومنتوم مثبت جون بگیره و سرعت بگیره .. و اینجا همون قسمتی است که ازش غافل میشم.. یعنی ادامه دادن حتی زمانی که همه چی گل و بلبلی!!!!
امروز دقیقا این موضوع رو فهمیدم در واقعا در مورد این تضاد تکرار شونده ای که مدام به دفعات در مبحث روابط تکرار شده باید بطور ریشه ای و اساسی حل بشه .. دیگه نمیتونم کوتاه بیام بلکه آنقدر مینویسم و آنقدر روی ذهنم کار میکنم تا این تضاد برای همیشه از زندگی من خارج بشه
علت اینکه این باورهای محدود کننده عین علف هرز به سرعت رشد میکنن اینه که من باید باورها مو تغییر بدم و آنقدر تکرار و تکرار و تمرین کنم که در ذهنم تثبیت بشه تا دوباره اتفاقات قبلی یا بدتر از اونا واسم اتفاق نیوفته چون باید با یک تعهد محکم هر روز روی ذهنم کار کنم ..
و باید شروع کنم به تمیز کاری و به دور ریختن آشغالهای ذهنم
حالا اون آشغال های ذهنی چی هست؟؟؟؟؟
ترس نگرانی .دلهره . نجواهای ذهنی از باورهای کمبود ..
اینکه فکر نکنم اگه تنها بشم چه اتفاقی میوفته
اینکه مدام به ناخواسته ها توجه نکنم
اینکه اشتباهات و خطاهامو بپذیرم و ازشون درس بگیرم .. اینکه آماده ی تغییرات خوب و عالی باشم و انتظارات مثبت در مسیر زندگیم داشته باشم.. میدونم تغییر این باورها کار آسونی نیست چون باید تلاش ذهنی مو بیشتر کنم .. چون حل مسعلع سبب رشد و پیشرفت من میشود
در واقع برای تغییر اون باورای محدود کننده ای که بارها و بارها و بارها تکرار شده بدین دلیل بوده که اهمیت ندادن و رهاشون کردم و آشغالا رو زیر مبل انداختم و برای مداوای این باورها دوباره .. باید کار سخت تری انجام بدم اما باید بدونم که ذهنم هر روز نیاز به تمیز کاری و رصد داره هر روز باید مواظبش باشم تا باورهای محدود کننده رشد نکنن….
نکته بعدی که
خانم شایسته بهش اشاره کردند و من خیلی دوسش دارم نعمت و قدرت شکرگذار بودن از داشته هامون هست
خدایا شکرت برای این نعمت باران
خدایاا شکرت برای این نعمت وسعت آب شفاف و زلال که به هرکجا برود پاکی و پاکیزگی رو بهمراه میاره خدایااا شکرت
خدایااا شکرت برای این نعمت فراوانی آب و باران و دیدن این زیبایی ها
خدایااا شکرت برای نعمت شنیدن صدای سنفونی باران .. خدایااا دلم باران میخواد!!!
خدایااا شکرت برای این آسمان و ابرهای باران زا که وفور و فراوانی نعمت آب و این مایه ی حیات موجودات روی کره ی زمین را برامون فراهم کرده
خدایااآاا ممنون و سپاسگذارم که از آسمان بینظیرت طلا و جواهر میباره خدایااآاا شکرت سپاس سپاس سپاس
موعد بیرون آمدن جوجه ها از تخم فرا رسیده خدایاا شکرت
خوش اومدید به پرادایس پیش این استادان عزیزمون .
خوش اومدید به پرادایس . خوش آمدید به بهشت!!! خوش آومدید که خوب جایی بدنیا آمدید!!!! خدایااا شکرت
دیدن تولد این جوجه ها داره به من این پیام و نشونه رو میده که برای تولد دیگر و یک شروع جدید خوب و عالی آماده باشم!!!
خدایااا شکرت که امروز منو بسمت این قسمت از سریال زندگی در بهشت هدایت کردی تا تولد جدید رو ببینم .. ببینم که برای یک شروع و تولد دیگر تکامل رو طی کردم و الان آماده ی بیرون آمدن از تخم هستم و باید یک دنیا و یک فضای جدیدی خارج از محل قبلی ام رو تجربه کنم .. خدایاااا کمکم کن و دستان پر قدرت و محافظ و حمایت کننده ی خودتو برام بفرست که از لحظات جدیدم استفاده کنم و لذت ببرم
.چقدر نگاه کردن به این جوجه ها درس داره . اینکه در زمان مناسب و بدون هیچ عجله ای دوران تکمیل شدن شون کامل میشه و بعد از خودشون با تلاش و کوشش خودشون از آن پوسته ی تخم بیرون میان و
خداوند جوجه ها رو جوری آفریده که مایع دورشونو جذب میکنن و تا 72 ساعت بعد نیاز به غذا ندارن خدایاآا شکرت
خدایاااا منم این خواسته رو دارم . دوست دارم یک فضایی مثل پرادایس داشته باشم و از این دستگاه های جوجه کشی داشته باشم و تعدادی مرغ و خروس و گل و گیاه و درختان میوه و باغ داشته باشم.. این خواسته امو اینجا به یادگار میگذارم تا روزی که به خواسته ام رسیدم هدایت بشم به این نوشته ام که برای خداوند نوشتم!!! الهی امین
وقت موعود وصال فرا رسیده خانم شایسته ی عزیزم با موتور بسمت درب ورودی زمین رفتند برای استقبال از عشقشون و ARV و
استاد عزیزمون . خدایااا شکرت استاد عزیزمون بعد از سه روز از مسافرت و از پیش دوستشون آقای تاد برگشتند خدایااا شکرت
در حین انتظار برای ورود استاد به پرادایس از یه ویوی زیبای دیگه رو نمایی میکنه و در همین حین استاااد ما با ARV بطور خیلی حرفه ای وارد پرادایس شدند و خانم شایسته مدام ابراز عشق میکنه!!!
دیدن یاری که از راه رسیده چقدر لذت بخشع!!! و انتظار مثبت آن یار و یاور دیگر برای دیدن همدیگر لذت بخش تر از هر چیز دیگری است
واقعا این روابط عاشقانه ی استاد و خانم شایسته رو تحسین میکنم خدایااآاا شکرت
بار الاها !!! مهربان خدایا !! ترا سپاس میگویم برای هر آنچه که در گذشته داشته ام و هم اکنون دارم و هر آنچه در آینده به فضل کرم وهابیت الهی دریافت خواهم کرد ممنون و سپاسگذارم !!! و تو خود پشتیبان و محافظ و حامی و هدایتگر من و داشته هایم هستی
وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ
و بزودی پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی
خدایااا شکرت تنها فقط و فقط از تو یاری میخوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم که امضای خاص و ویژه ی من است پس راه حل هارا برایم آسانتر و لذت بخش تر و زیباتر کن
خدایاا شکرت بخاطر شفای ذهن و روح و جسم و الهی ام که هم اکنون در تعادل و هماهنگی با همدیگر هستند
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST
آی خدااااا
من عاشق این جوجه ها شدم قلبم پر از شگفتی شد وجودم سرشار از احساس مثبت شد وقتی تولد دونه به دونه شونو دیدم
چقد ناز بودن وقتی پر هاشون خشک شده بود
من حتی بوی خاص شون رو حس کردم اون لحظه
چقدر لذت بردم
منم نوروز واسه ی خودم دوتا دونه خریدم یکی دو روز باهاشون بازی کردم بعدش بخشیدمشون به سرایدار یه ویلا
خیلی خس خوبی دارن وقتی تو دستت خوابشون میبره وقتی یهدونه برنجرو چندین بار نوک میزنن تا بتونن بخورن
من عاشقتونم که این صحنه ها رو با ما به اشتراک میزارید
سلام به به استاد عزبزم و مریم جان که حس خوبی اول صبحی برای من ایجاد کردن دیدن جوجه ها
خداروشکر میکنم که این ویدو هارو میتونم ببینم و
خداروشکر میکنم که همچین سایتی میتونم از این همه. راه دور بتونم دانلود کنم ببینم
وقتی فکر میکنم که گذشته اصلا. اینترنتی نبود و حالا چقدر خوبه که اینترنت هس و میتونم چیزای جدید ببینم
من تا بحال. ندیده بودم جوجه ها. دقیقا چطوری از تخم میان بیرون خیلی حسه خوبی گرفتم
دقیقا من. خواب بودم صبح ساعت ٩بیدار شدم داشتم قبلش خواب میدیم که یه جوجه بزرگ مثل کاسکو. یکی داره بهش حمله میکنه و از خواب بیدار شدم چشمامو که باز کردم تصمیم گرفتم هر بار که از خواب بیدار میشم بیام فایلهای استاد گوش بدم یا ویدئوهایی که به سوی نشان من هدایت میکنن نگاه کنم که زدم روی نشانه و این قسمت از فایل واسم اومد بالا
یه چیزی مریم جان گفتن گفتن ببین مامانش داره روش خاک میریزه اما اون فقط جاشو عوض میکنه غر نمیزنه و چقد ما. بیشتر جاها غر میزنیم
از تمیزی مریم جان با خودش نمیگه واای حوصله ندارم میره دونه به دونه کارهاشو با عشششق انجام میده
بر ترس هاش غلبه میکنه توی یه جنگل بزرگگگ سه شب تنها میمونه و لذت میبره
با عشق مریم جان یاد گرفتن که چطوری اصلا باید. از جوجه ها مراقبت کنی
میدونین من با این کلیپ. فهمیدم چقد تقلا میکنم در طول روز چقد همش میخوام بدو بدو کنم جا نمونم. یه حس آرامش و تکامل داد بهم که آرام باشم لذت ببرم از زندگی در لحظه زندگی کنم همینطور که مریم جان گفتن
اما انگار داشتم مسابقه میدادم با کسایی که توی. رده کاری منن
پذیرفتن اینکه اومدی به دنیا که لذت ببری همینننن
بقیش با خداست
خدایا ممنونم واسه هدایتم به این فایل
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام به بهشت به اهالی بهشت.
امروز مریم جان استاد رو با عشق بدرقه می کنه تا به سفر بره وبه ما درس استقلال بده درس عدم وابستگی در روابط.
درسته که استاد و مریم جان عاشقانه کنار هم زندگی می کنند ولی قرار نیست وابسته باشند و یکی از علایقش بگذره برای دیگری چون هیچ کس مسول زندگی دیگران نیست استاد می ره مهمون دوستش بشه تا از تجربیات مزرعه داریش استفاده کنه و مریم جان می مونه تا بر ترسهاش غلبه کنه تا خودش رو تجربه کنه.
خوب مریم جان تنهاست البته استاد نیست اما خدا همیشه حضور داره اولین پاشنه آشیل که می ریم سراغش اینه که به بهونه بد دل بودن یا چندش بودن چیزی و وسواس بودن خودمون ,از حل مسأله نگذریم باید رفت تو دل کار و مسأله رو حل کرد و کاری مثل تمیز کردن این ظرف که موشها توش لونه کرده بودند بی کلاسی نیست بلکه قوی بودنه بلکه بر اومدن از پسه کاره.
بعضی وقتها کارها رو انجام نمی دیم چون می گیم مردونه هست یا من بدم می یاد دوست ندارم اما باید به استقلال فکر کرد به روزی که ممکنه تنها باشی و باید بتونی کار انجام بدید دارم به کارهایی که چون شوهرم همیشه انجام داده من اقدامی نکردم فکر می کنم باید از امروز شروع کنم لیست کنم و انجام بدم.
خوب از زیباییها هم غافل نشیم پرادایس همیشه زیباست و تمومی نداره با وجود این موجودات دوست داشتنی زیبا تر هم شده با وجود این همه ثروت و نعمت استاد و نعمتهایی مثل بارون که می باره زیباتر هم هست.
خدای من این نعمت آب توی این کشور همش من رو شگفت زده می کنه من رو به فکر فرو می بره چرا یه عده مردم این وفور نعمت رو دارن و یه عده برای اب خوردن محتاجند .
همش در سپاسگزاری هست شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند.
خوب جوجه ها دارن دنیا می یان و ذوق مریم جان برای تولدشون و خوش آمد گویی مریم جان همیشه ذوق زده هست انگار هر لحظه وارد یه دنیای جدید می شه و چیزهای جدید می بینه.
باز هم غلبه بر ترس و باورهای محدود کننده هر چقدر فکر می کنم تو دست گرفتن این جوجه های خیس تازه دنیا اومده برام سخته هنوز خیلی راه دارم.
مریم جان تحسینت می کنم نه یک بار بلکه هزار بار.
و باز قدرت خداوند و رزاق بودنش جوجه ها تا 72ساعت احتیاج به غذا ندارن و از همین مایع دورشون جذب می کنند خداوند همواره به بندگانش روزی می رسونه باران رحمت خدا همواره می باره کافیه ظرفیت رو زیر بارون بگیری .
جوجه ها دنیا می یان و مریم جان تجربیاتش اضافه می شه و شکرگزاری.
درسته که فراوانی در زندگی استاد هست اما دلیل نمی شه بی کار جایی بشینی و زندگی رو کسالت بار بگذرونی می تونی تجربه کنی و لذت ببری رها از حرف مردم.
و بالاخره استاد داره می یاد سه روز بدون استاد سه روز استقلال سه روز غلبه بر ترسها و شجاعت داشتن.
خدارو شکر مریم جان موتور سواری یاد گرفت و الان به راحتی به استقبال استاد می ره و چشمانش که از دیدن زیباییها تعطیل نمی شه همه جا پیداشون می کنه صدای زیبای این پرنده ما رو هم غرق لذت می کنه.
استاد می یاد و مریم جان مستقل ما ابراز عشق و علاقه می کنه به استاد .
زندگی یعنی این نچسبیدن رها بودن.
متشکرم.