این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/10/abasmanesh-14.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-10-10 06:27:562020-10-11 06:50:40سریال زندگی در بهشت | قسمت 78
209نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من فکر میکنم احساس ارزشمندی یعنی برای کارهای خونه نظافتچی بگیرم مثلا یکی بهم میگه توکه میتونی توان مالیشو داری نظافتچی بگیر با سه تا بچه … من میگم خب کارهام اسون پیش میره هم به بچهام میرسم هم کار خونه گاهی هم برای تمیزکاری اساسی نظافتچی میارم ولی میگن الان داغی جوونی نمیفهمی پس فردا کلی درد و مرض میگیری انقد بهت فشار میاد
بعد من میرم تو فکر از یه طرف من دوست دارم مث خانم شایسته کارهامو خودم کنم و لذت ببرم حس میکنم یه نوع سپاسگذاریه اصلا وقتی خودم تمیز کاری میکنم انگار فقط تمیز میشه خونه و به دلم میچسبه از طرفی یه مقاومتی ذهنم پیدا کرده که میگه تو اگر به خودت خیلی زحمت بدی خیلی کار کنی یعنی ارزشمند نیستی زن ارزشمند نظافتچی میگیره زن ارزشمند شوهرشو مجبور میکنه تو کارهای بچه داری کمکش کنه زن ارزشمند به خودش فشار نمیاره حتی جدیدا داره میگه زن ارزشمند به بچش شیر نمیده شیر خشک میده چون شنیدم فلانی انقد برای خودش ارزش قائل بود که شوهرش اینهمه پول شیرخشک میداد و زنه نمیخواست تو زحمت بیفته شیر بده به بچش یا دوست خودم دوقلو داشت از دوماهگی گفت دیگه شیر خشک دادم که راحت باشم احساس ارزشمندی در ذهن من با چیزهای اشتباهی عجین شده الان یه مقاومتی تو ذهنمه که هر وقت میخوام پی پی بچه هامو بشورم ذهنم میگه تو چرا بسوری شوهرت باید کمک کنه در حالی که شوهرم خیلی کمک میکنه و حتی بچه هارو هم میشوره ولی ذهنم نمیدونم چی میخواد؟ چه ترمزیه؟
شاید گفتن اینها مسخره باشه اما باید خودافشایی کنم و مغزمو بریزم بیرون تا بفهمم توش چیه خخخخ
اما وقتی به این فکر میکنم که خودم همه کارامو انجام بدم مستقل باشم حالم خیلی خوب میشه وقتی میگم ارزشمندی من ربطی به کمک کردن شوهرم به من نداره اگر خودم همه کارامو بکنم و کسی بهم کمک نکنه خودمو دوست دارم و احساس ارزشمندی میکنم … حالم خیلی خوب میشه
وقتی به این فکر میکنم که میخوام مثل بچها باشم … بچهام دوست دارن مستقل باشن دوست دارن خودشون غذا بخورن خودشون کارهاشونو بکنن خودشون لباس بپوشن خودشون یه چیزی رو که میخوام بردارن و اصلا تا جایی که بتونن از کسی نمیخوان اگر مثلا پسرم دستش به اب نرسه میاد لیوان میده به من یعنی بهم اب بده اگر من حواسم نباشه دو بار دیگه با اشاره میگه بعد وقتی دید من حواسم نیست اصلا ناراحت نمیشه میره لیوان میده دست باباش به اون میگه
گاهی که اون یکی پسرم اصلا نمیاد بگه اب بده وقتی من دارم اب میخورم خودشو سریع میرسونه و با اشاره میفهمونع تشنست و یه جور اب میخوره میفهمم خیلی تشنه بوده…
اینها یعنی روح انسان ارزشمندیش رو به اینکه دیگران براش کاری انجام بدن وابسته نکرده که اگر نکنن ناراحت بشه بچها میدونن برای تجربه ی همین کارها وارد جهان شدن لذت میبرن ازینکه خودشون کارهاشونو بکنن اکا ذهن ما یادش میره
جالبه هر وقتم نظافتچی اوردم حسم بد بوده و اون طرفم یه ادم بد از اب درومده چون حسم این بوده تو برای اینکه نشون بدی به شوهرت که ارزشمندی باید نظافتچی بیاری برای ثابت کردن احساس لیاقتت تو نباید کار زیاد کنی تو باید بقیه برات کار کنن وای که چقدر از احساس بی ارزشیم میاد اون وقت خانم شایسته با اون همه ثروت میگه من دلم میخواد خودم به خودم خدمت کنم یا استاد با اون همه پول واسه کارهای هرس و تمیزکاری تو باغ کارگر نمیگیره بیست هکتارو خودش تمیز میکنه امکانات و ابزارشو کامل میکنه اما خودش انجام میده چون از این کار لذت میبره این کار یعنی زنده بودن خداروشکر دوباره قانون سلامتی رو هم شروع کردم و انرژیم بیشتر میشه و به قول خیلی ها درد و مرضم نمیگیرم
سلام و درود خدمت خانواده صمیمی، استاد عزیزم و مریم جااااان.
خدایا شکرت که اینقدر پر از عشقم، پر از امیدم، پر از انرژی ام، پر از ایده ام…
باز هم قسمتی دیگر از این مجموعه زیبا و استثناییییییییییییییییی…
این قسمت خیلی باهاش ارتباط برقرار کردم.
اول که مسئله زیبایی پارادایس هست…
چی بگم من بابت این طبیعت زیبا…احسنت بر خالق این همه زیبایی…
خدایا دوستتتتتت دارم… نمیدونم یا من دیر به دیر فایلها رو تماشا میکنم یا اینکه واقعا دیدن پارادایس سبز و پرآب هیچ وقت رنگ نو بودن خوش رو از دست نمیده.. هر سری که دوربین میره سمت زیبایی های طبیعت پارادایس و همتصویر با اون مریم جان میگه خدایا شکرت بابت این بهشت زیبا… انگار خدایا برای اولین باره که من پارادایس رو میبینم… باز و باز تحسین میکنم و همکلام میشم با مریم جان:
خدایا… شکررررررت بابت اینهمه زیبایییی، اینهمه سرسبزی…این طبیعت بکر و فوق العاده… خدایا شکرت که چشمام میتونن اینهمه زیبایی هارو ببینن و تحسین کنن. خدایا من هر دفعه از دیدن این همه زیبایی مات میمونم و قشنگتر از اون اینه که هر دفعه انگار چشمام هم قشنگ تر میبیننش، بهتر درکش میکنن… انگار زیبایی و درک زیبایی درهم آمیخته تر میشن و یه پله زیبایی خالقی توانا رو بهتر درک میکنم… خدایا چقدر عشقت رو بیشتر درک میکنم.
چقدر با خودم در صلح هستم…
چقدر حرص نمیزنم…
چقدر به توانایی هام اطمینان بیشتر تری دارم…
چقدر دارم ”زندگی”میکنم… الله اکبر.
خدایا شکرت بابت این مسیر توحیدی…
جوجه ها خیلی زیبان… خیلی…
چقدر خوب میشه از طبیعت و این جوجه ها یاد گرفت…
میشه ساعت ها نشست و جوجو هارو نگاه کرد.😚😚😚
میشه به پایین اومدنشون نگاه کرد و تحسینشون کرد.
میشه تکامل و قدرت خالق این مخلوقات رو بیشتر و بیشتر درک کرد.
تکامل تو بعضی جوجو ها میگه از همون بالا بپر!
به بعضی دیگه میگه نپر! محتاط باش! صبر کن!
به بعضی هام میگه یواش یواش گاماس گاماس پله هارو امتحان کن!
تکامل خودش رو در وجود جوجه ها آزمایش میکنه
طبیعت هم استادی هست!!!
میریم سراغ نکته بعدی که مختص خاص من بود و بعید میدونم کس دیگری اینجوری که این فایل برای من ضبط شده باشه برای اونام پیام داشته باشه😆😃
من مدتی کارهای فنی انجام میدادم و یه کاری پیش اومد که باید یه قطعه ای تعویض میشد.
اول بگم اینکه موتور پمپ رو تعویض میکنین و نه تعمیر! خودش کلی جای تبریک داره.. ایول استاد. حالا ببریش تعمیر کنن بعد دوباره خراب بشه و دردسرهای بعدش…
برگردیم به ماجرای خودم.
خلاصه اگر ”من” قدیم بود، اون قطعه رو میبردم تعمیر که بعدش مجددا بیارم و ببندم که خودش چقدر کار زمانبری بود.
با توجه به آموزه هایی که داشتم گفتم چرا من قطعه نو نخرم اصلا؟ اگر من قدیم بود و اعتقادات کمبود😕 هیچ وقت همچین جسارتی نمیکردم! توجیه هم داشتم ها.. میگفتم مشتری براش کم هزینه تر در بیاد بنده خدا…
چه فکر اشتباهی خدایا…
یه لحظه یه تفکری اومد تو ذهنم آقا چکار داری به مشتری؟ چرا جای اون داری تصمیم میگیری؟ اصلا از کجا میدونی پول نداره و داری جای اون غصه کمبود میخوری؟😑
زنگ بزن بهشو بگو قطعه نو با کیفیت عالیتر و کار رو راحت کن!
تماس گرفتم و باورتون نمیشه، طرف بدون هیچ مقاومتی گفت بخر آقا! قطعه نو بخر!
کار دوروزه رو تو یه ساعت تحویل دادم و باور خودم نمیشد که چه کار با کیفیتی تحویل دادم. خاطر خودم و طرف هم جمع هست که حداقل چهارسال دیگه دستگاهش کار میکنه! بجای یه سال دیگه….
کیف کرده بودم از نتیجه آموزه ها!
البته نجواها بازم بودا!!!
برو قطعه کهنه رو بده درستش کن باز یجای دیگه ببندیش به کار!
یجور دیگه باور کمبود داشت خودشو وارد میکرد
همونجا کشتمش😬 قطعه رو تحویل صاحابش دادم گفتم برو هرکاری که دوس داری باهاش بکن.
امروز وقتی دیدم موتور پمپ رو در جا تعویض کردین استاد و نه تعمیر….
گفتم این مهر تایید همون باورهایی هست که ساختم…
حالا مثلا زنگ میزنیم بیان موتور رو ببرن برای تعمیر… دوروز طول میکشه تا دوباره بیارنش،آیا خوب کار بکند یا نه… دوباره بی آبی بکشیم…نکشیم؟
هیچی برای یه تعمیرکار خوش صداتر از این نیست که مشتری بگه:
هورا بازم آب داریم!!!
باور کنید، حداقل برای خود من که اینجوریه… کار باکیفیتی که تحویل میدم و تشکر مشتری برام باارزش تره…
خدایا شکرت بابت تعمیرکارای موحدت😅
که با ایمان کار درست رو تحویل میدن
کامنت فنی شد دیگه ببخشید😂😂
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند باشید
خدای من تو از دیشب تا الان انقدر کامنت ماشالا اومده که کامنتمو به سختی پیدا کردم ببینم دقیقه چندم
خدایا شکرت بزن بریم زیبابینانه شروع کنیم
از دقیقه
11 و 49 ثانیه
خدایا شکرت
1 خدایا شکرت چقدر کشو هاش عمیق و جادارن
2 خدایا شکرت برای این تنوع اندازه کشو ها بر اساس کارایی
3 خدایا شکرت برای این کاسه چوبی خوشگل
4 خدایا شکرت خدای چه اولویت خوبی
دسترسی اسان
در دسترس بودن بر اساس مصرف
و نظم
5 خدایا شکرت اخ اخ گل گفتی مریم جان
این بهبود عظیمیه که من باید در وسایلام بدم
که وقتی چیزی رو میخوام نخواد چند تا چیز دیگه رو بیرون بریزم تا یه چیزی رو بیارم
نه
باید دسترسیم خیلی راحت باشه
و باید سعی کنم تا حد امکان این موضوع تو چیدمانم رعایت بشه
و این در دسترس بودن و گذاشتن و برداشتن ساده هست که نظم میده
7 خدایا شکرت عجب جمله ای
نظم حاصل این نیست که یه روز خونه رو تمیز کنی بعد یه هفته بهم ریخته باشه
نه
نظم حاصل اینه که هرچیزی رو که نیاز دارم برمیدارم به محض اینکه کارم انجام شد برگردونم سرجاش
کی میتونی برگردونی سرجاش؟
کی تمایل پیدا میکنی؟
وقتی که دسترسی ساده تری داشته باشم
یعنی اگه من قرار باشه چیزی رو از زیر چیز دیگه بکشم بیرون تا ازش استفاده کنم قطعا در سرجاش گذاشتنم برام سخته
ولی وقتی چیدمان خوب انجام میشه
این تمایل بیشتر میشه
خدایا شکرت خیلی نکته خوبی بود
یاد گرفتم که باید بهبود های اساسی به وسایل و چیدمکانشون از لباس و لوازم التحریر و کاردستی و اسباب بازی و اشپز خونه و……..بدم
به طوری که دسترسی خیلی خیلی خیلی اسان تر باشه و نظم خیلی ساده تر ایجاد بشه و پایدار باشه نه موقت
8 خدایا شکرت اینم یعنی فراوانی
وقتی باوراتو درست میکنی و به خاطر باورای درست محصول با کیفیت تولید میکنی
چندیدن طبقه از شاپ افراد مختص محصولاتت میشه
9 خدایا شکرت برای اینهمه فراوانی و وفاداری و نعمت و ثروت و فروش
که از باورای درست که عمل که تولید محصول باکیفیته اب میخوره
10 خدایا شکرت برای این رنگ شاد این محصول
11 خدایا شکرت برای قدرت و ابتکار و کیفیت این محصول که فارغ از قیمت بالاش فروش بسیار بالا و مشرتی های بسیاری داره
12 خدایا شکرت و دوباره قانونی دیگه
مهم نیست چقدر قیمتات بالاست
هیچ وقت قیمت بالا دلیل کم فروخته شدن نیست
مهم کیفیت و کارایی محصولته
مهم باوراته که تعیین میکنه فروش بالاتو یا پایینتو
13 خدایا شکرت برای این یخچال خوشمزه
14 خدایا شکرت برای این پنکه زیبا و بخاری و گمونم این سومینه چوبی زیبا
15 خدایا شکرت عاشقتونم که صندلی ها اوردین و اینجا گذاشتید
16 خدایا شکرت چقدر لذت میبرم هرچی که از خونتون بیرون میکنید اینجا نمیارید و پر و ناکاراش نمیکنید و فقط چیزایی رو میارید که استفاده دارید
17 خدایا شکرت برای اینهمه فراوانی و تنوع ظاهر و ویژگی و کارایی کولر
18 خداای شکرت این یکی رو زمین مثل بخاری قرار میگیره
19 خدایا شکرت برای اون سرش که گمونم مثل کولر ماشین میچرخه و همه جارو خنک میکنه
20 خدایا شکرت برای لوله سفید و خوشگلش و پنجره و فضای مخصوصی که براش درست کردید
21 خدایا شکرت برای این فراوانی که همه جا همه چی امکانات عالی داریم
22 خدایا شکرت برای این مشعل دوست داشتنیمون که کلی باهاش اتیشای خفن و هیولا درست کردیم و پاکسازی کرد و روندو ساده تر و سریع تر کرد
23 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که تمرکزت بر زیبایی ها و نکا مثبته کولرتونه
24خدایا شکرت چقدر زیبا شما از ثروتتون برای لذت و اسانی بیشتر استفاده میکنید عوض حساب کتاب و رسیدن به واجبات و……..
25 خدایا شکرت و این یعنی ازادی مالی
که محدودیتی در هیچ ابعادی نیست
26 خدایا شکرت برای این سبد دوست داشتنی کوکا کولا و یاد اور سفر شگفت انگیزمون و کارخونه کوکاکولا و باورای درست و زاویه دید جالبشون به یه نوشابه ساده
به عنوان همراه و یاری ده خاطرات شیرین
خدایا شکرت
27 خدایا شکرت و این نگاه زیبا بین بود که ثروت افرید
28 خدایا شکرت برای این قیچی های عالی برای بریدن درختا
که با تکامل و قدم قدم ازمون و تجربه بهتر و بهتر و بهترشو گرفتید
29 خدایا شکرت که چند تا قفسه هم جلو در گذاشتید بازم بر مبنا و اساس دسترسی و کارایی اسان
این نشون میده این کارتون ناشی از باور تون و خواستتون به دسترسی اسانه
باور و تمایل به کارایی و دسترسی اسان این عادت و عمل رو درتون ساخت که با عملتون که به اون باور بیشتر و بیشتر استوار شید و ساده تر و کارا تر
30 خدایا شکرت برای این پوشار یا بوشار یا پر برای مرغای نازنینمون برای این فراوانی
برای اینهمه ایده برای ثروت سازی
برای این زبون بسته ها هم در حد خودشون جهانو به سمت ثروت و ثروت سازی و پیشرفت و گسترش پیش میبرن و با تمایل به جای نرم کارخونه ها و کسب و کارهایی برای تولید و بسته بندی و عرضه این محصولات به وجود اموده خدایا شکرت نامحدوده فرصت های ثروت سازی
واقعا خدایا شکرت
31 خدایا شکرت تازه با گوشتشون جهانو به سمت غذا ها و ابتکارات و پیشرفت ها و تنوع و ترکیب و ورود به دل ناشناخته ها و امتحان کردن بیشتر و با اعتماد به نفس شدن و…….پیش میبرن
32 خدایا شکرت چقدر قشنگ برای جایگذاری هر وسیله و تصمیمتون دلایلی منظقی دارید
نشون میده چقدر عالی به خودشناسی رسیدید و همواره دارید میرسید که تمایلات و خواسته هاتونو مثلا نظم ودسترسی اسان و کاراییه میدونید
2 چقدر این خودشناسی باعث شده در کسری از ثانیه تصمیمات جایگذاری وسایلو بر اساس خواسته هاتون بزارید
و 3 چقدر عالی چون خودتونو میشناسید تصمیمات درست میگیرید و با دلیل و منطقی صحیحی
و خدایا شکرت چقدر عالی به همه ابعادش می اندیشید که نریزه حتی بوشار یا……
33 خدایا شکرت چقدر لذت میبرم اینهمه فضای خالی هست بین قفسه ها و بهم یاد میده همیشه لازم نیست همه چی چپونده و پر باشه
یا به زور بزارم که پر شه
34خدایا شکرت چقدر باورای درست اخه
ببین هر روز ورودی ها و دریافت ها بهتر و بهتر خالص تر و بیشتر و کارا تر و مفید تر و هدایتی تر هستش
هر روز یک حل مسئله
یک افزایش عزت نفس
یک قدم در ساخت باور و عادت
بهبود بخشی
تاخیر ننداختن
وارد ناشناخته ها شدن
حل مسئله
و رشد شخصیت و یک قدم در رشد و گشترش جهان و کسب و کار ها از کارخونه بوش گرفته تا کارتون سازی و چاپ ککنده و حمل و نقل و ……………………….
واقعا خدایا شکرت
برای این وسیله اره کاری
35 خدایا شکرت برای این تصویر عالی که حتی خط کشش تو دستگاهو هم دقیق ترسیم کرده
36 خدایا شکرت که به سمت نعمتها و امکانات و تجهیزات هدایت میشیم
وقتی
به ودنبال راه حل و بهبود بخشی باشیم
وقتی غر نزنیم با برخورد به مسئله
37 خدایا شکرت و هیچ نهایتی نداره این بهبود بخشی
38 خدایا شکرت چقدر زیبا تازه اینم دم دست میزارید برای دسترسی
و بعد منتقل میشه
خدایا شکرت و این اولویت کارایی رو بر زیبایی نشون میده
که اگه زیبایی براتون مهم تر بود
میزاشتینش ته
39خدایا شکرت برای این کمپرسر باد پر قدرت برای اینهمه فراوانی و پیشرفت برای جهانی که انقدر گسترده و نامحدود افریدی که میشه باد هم تولید کرد
40خدایا شکرت برای این ایده زیبا و جالبشون که شلنگشو اینطوری درست کردن که کلی کش میاد
41 خدایا شکرت که انقدر کوچولو و جمع و جوره
42 خدایا شکرت برای اون دوچرخه زیبا
من عاشق دوچرخه سواریم
و تحسین میکنم دوچرخه سوارای پارکمونو
43 خدایا شکرت برای این بخاری زیبا شیک جمع و جور و بدون نیاز به لوله و بند و بساط و برقی و ساده و کارا
44 خدایا شکرت چقدر زیبا برندو حک کردن
45 خدایا شکرت ایول حتی جارو هم داره میل واکی
یعنی هم لوازم خانگی هم ابزار الات
46 خدایا شکرت ایول حتی بادم تولید میکنه یعنی ما دو تا کمپرسور داریم
47 خدایا شکرت چقدر باحال دو تا عمل متضاد رو انجام میده میکشه دم
باد میزنه فوت میکنه باز دم
چه خفن
فقط این باید روشن باشه و به برق یا باطری نیازه تا کار کنه
بدن ما در هر شرایط خاموش خواب یا روشن بیدار کار میکنه
خدایا شکرت همه ی ابداعات و ابتکارات و پیشرفت ها برگرفته از اونچه خدا افردیه و گسترششه واقعا خدایا شکرت
48 خدایا شکرت اهان مثل تلنبه میتونی تویوپ و…….باد کنی
49 خدایا شکرت مامانمم واستون یه ایده زده
میتونین برای تمیز کردن صفحه کلید و وسایل و کنار زد خاک از تلنبش استفاده کنید
موفق باشید
50 خدایا شکرت ما واقعا همه چی همه جا داریم
حتی تو اروی هم داریم که تو سفر به دور امرکا بدون هیچ حرکت فیزیکی ای توپ و دوچرخه هامونو باد زدیم
51 خدایا شکرت چقدر در قشنگه
چقدر شیشه هاش تمیزن
52 خدایا شکرت به به چه فضایی خدای من
طبیعت خالص
خدایا شکرت چقدر چمنا اب روان ابر و درختا زیبان
53 خدایا شکرت راستی خونتون که رو ابه
خودش معماری ارگنیکه
واقعا خدایاشکرت
کمترین دخل و تصرف در طبیعت و استفاده ازش در زیبایی و فضای محشر
54خدایا شکرت تحسین میکنم اینهمه پیشرفت فراورده های چوبو که روی اب و توشن و نمیپوسن و سالم و قدرتمندن واقعا خداای شکرت
چقدر نعمت برامون قرار دادی
و چقدر بهره برداری میتونیم بکنیم و کردیم و خواهیم کرد
واقعا خدایا شکرت
55 خدایا شکرت عاشقتونم که انقدر نظم براتون مهمه
به جای دوباره کاری و اجازه دادن به کثیف شدن و بعد تمیز کردن
از کثیف شدن جلو گیری کردید
و به قول امام علی
پیشگیری بهتر از درمان است
و خدایا شکرت
56 خدایا شکرت ماهمه چی همه جا داریم
تو اروی هم ازین فرشای خوب داریم
کی تونستیم همه چی همه جا داشته باشیم؟
وقتی باورشو
شدنی بودنشو
خواستنشو ساختیم
و نگفتیم نه
حالا یکی بسه همه جا استفاده میکنیم
و بازم این از باور و خوایته سادگی و کارایی و در دسترس بودن میاد
57 خدایا شکرت برای این همه ثروت اینهمه فراوانی اینهمه حل مسئله و تضاد کثیف شدن محیط با فرشا و بهبودش با وسایل ساده برای این ابتکار برای اینهمه فضا برای پیشرفت و بی انتهایی ش
برای این همه تفکر بهبود بخش
برای همه چی سپاسگزارم
خدایا شکرت
58 خدایا شکرت کی تونست از این ایده ساده ثروتن بسازه؟
کسی که وقتی به مسئله برخورد به خاطر عادات بهبود بخشی دنبال راه حل بود
و بهبود بخشی عادتش بود نه سر کردن با مسائل
واسه همینه که همه چی بهم ربط داره
و من باید عادات ساده ای چون بهبود بخشی رو در خودم بسازم و تثویت کنم
امروزم سعی کردم زیپ جای سیدی هارو درست کنم
تاجاهای خوبی پیرفت ولی
چون از اول به راه حل درست نینندیشیدم مثل لونه اولیه موغاتون
زیپش بار ها درومد
و متوجه شدم دیگه باید از اول شخم زد و زیپ دیگه نسب کنم
رو همون مدار زیپش
خدایا شکرت
تکامل میخواست
و نچسبیدن به یک راه حل و اجازه دادن برای هدایت شدن
59 خدایا شکرت ایول با این فرش هم بلوکو زیبا کرده که پله و کارا هست هم کارایی داره و تمیز میکنه
60 خدایا شکرت چه شیر اب زیبایی به به ایول به این بهبود هاتون
61 خدایا شکرت به به چقدر نور چراغ های ال ای دی تو شیشه در زیباست
او او گمونم یادتون رفت چراغو خاموش کنید
از بس که متمرکزانه رو دیدن و تحسین و توضیح زیبایی ها بودید
عزیزم
62 خدیاا شکرت چه ابرای قشنگی
63 خدایا شکرت خدایا شکرت برای سایه قشنگ خونه
خدایا شکرت برای افتاب درخشنده
خدایا شکرت
ارزش تضادو دیدی؟
وقتی این سایه رو دیدم زیبایی و درخشندگی نور خورشیدو و دو
ترکیب زیبای سایه روشنو دیدم واقعا خدایا شکرت
پس به حای غر زدن هنگام برخورد با تضادام
بیام زیبایی ها و ابعاد مثبت و قشنگشونو ببینم
64 خدایا شکرت واقعا گاراژی زیبامون
65 خدایا شکرت که 2 تا در هم در ورود ماشین هم ادم داره
66 خدایا شکرت راستی استاد موتورا رو هم میتونید داحلش بزارید
67 خدایا شکرت گمونم بزودی یه گاراژ خوشمل دیگه برای سانتافه زیبا و حت اسکی در راهه
68 خدایا شکرت برای این در کر کره ای زیبا
برای این طراحی هوشمندانه و فضایی اشغال نکرده و عالی برای این ایده که بعد از برخورد به تضاد فضای زیاد در به ذهن کسی الهام شده
نه به قلب کسی الهام شده که دنبال بهبود بخشی بوده نه عادت سرکرد با مسائل
خدایا شکرت که انقدر ساده هم دستی هم برقی بسته میشه
خدایا شکرت که انقدر سلامته و صداش خوب و طبیعی و بدون قیژ قیژ
69 خدایا شکرت این سپاسگزاری برای صداش کی ایجاد شد ؟
وقتی مغازه هایی دیدم قیژ قیژی
و برخورد با این تضاد منو زیبا بین تر کرد
پس تضاد ها نه تنها باور ها عادات و تجارب و عزت نفس و توانایی حل مسئله و شخصیتمو رشد و بهبود میدن و خواسته هامو واضح تر و دریافتامو بیشتر میکنن
بلکه
منو زیبا بین تر میکنن
که باعث میشه سپاسگزار باشم و ببینم نعمتها رو و سپاسگزاری کنم
و به قول خداوند
لئن شکرتم لازیدنم
ببخشید اگه اشتباه نوشتم
بهم کمک میکنه برم تو فرکانس و مداری که نعمتها رو بهتر و بهتر و بیشتر دریافت کنم
خدایا شکرت
چقدر این فرصت کامنت نوشتن و هدایت شدن بهش محشره
چقدر درکمو عمیق تر میکنه واقعا خدایا شکرت
رب من خودش منو هدایت کرده به کامنت نوشتن
خودشم همه کامنتامو میگه من مینویسم
تازه تایپمم عالی میشه
گود
نایس
خدایا شکرت
70 خدایا شکرت ایول که درو میبندید
71 خدیاا شکرت چقدر این طبیعت و رنگاش زیباست خدایا صد هزار مرتبه شکر
72 خدایا شکرت برای این چمنای خوشرنگ
73 خدایا شکرت جانمی جان
بازم مسئله
و حلش
و بزن بریم نتیجشو ببینیم
74 خدایا شکرت جمله طلایی
زندگی حل مسئلس
مسئله برخورد میکنی
خواسته متولد میشه(اگر درست برخورد کنی غر نزنی ببینی چی میخوای و به قول اقای شعبان علی میوش چیه )
میری به سمتش مسئله رو حل میکنی بعد اعتماد به نفس و خود باوریت بیشتر میشه زندگی لذت بخش تر میشه
75 خدایا شکرت و یه نکته اساسی
وقتی من مسئلمو حل میکنم
وقتی کسب و کار می افرینم
یا از کسب و کار بقیه که مسئلمو حل کردم کمک میگیرم جهانو رشد میدم
به سمت بهبود و پولسازی وخوشبختی
کی این دوتا کار ومیکنم؟
وقتی اصلا فکر کنم به بهبود به راهی بهتر
وقتی عادت خواستن به بهتر و بهتر شدنو بسازم با تکرار و تکرار این کار
اونوقته که هم مسئلمو حل و شخصیتمو رشد میدم هم ثروت می افرینم و به حل مسائل افراد دیگه کمک میکنم یا هم شخصیتمو رشد میدم و زندگیمو وو کمک میکنم به رشد کسب و کارافراد بهبود اندیش وقتی به خودم کمک کردم مسئلمو حل و بهبود ببخشم
میتونم به بقیه هم کمک کنم
خدایا شکرت
76خدای من شکرت خدای من خدای من دیوانه کنندس بازتاب طبیعت و اسمون که زیبایی شو نمیدونم با چه واژه ای وصف کنم در اب
رویایی الله اکبر خدای من مرسی
هر روز یه جور قشنگه از هر زاویه هر ساعت یه جر قشنگه این یعنی فراوانی
77 خدایا شکرت برای فرغون عزیز و زیبا و کارامون
که با بهبود چرخاش و حل مسئله کار رو یه سره کردیم عوض تکرار و تکرار کار و چرخی غلط و نامناسب
و هم راحت شدیم
هم ثروت رو موجی از ثروت رو به جهان و کسب و کار ها بخشیدیم و کارما میگه خب طبیعیه که ثروت و پول و مشتری و فراوانی بهت برمیگرده
78 خدای من شکرت خدای من چه کیفی میده
دور اتیش
همه باهم
منو شما
و مریم جان و مامانم و خواهرم و به افرین عزیزم (نمیدونم چرا ولی خدا بهم اورو نشون داد عمه ی این سایتم)
بشینیم
گپ بزنیم
شکلات و چوب و کلکسیون وسایلی که مبتکرانه مریم جان اماده میکنه رو بسوزونیم و البته ماشمالو و سوسیس و لذت ببریم
خدای من
(استیکر چشم قلبی 5 تا)
79 خدایا شکرت برای این ایده ساده و این فلز ال شکل که این شلنگ به این بزرگی رو نظم بخشیده
یه بهبود دیگه
منم باید تو حیاطمون یه فکری به حال شلنگ عزیز و پر قدرتمون کنم که زیر افتاب نپوسیده و نظم و سرو سامان بهش بدم با خلاقیتی ساده
و هدایت
80 خدایا شکرت برای این ظرف شویی زیبا و میز چوبی قشنگ و چراغ بالاش و همشون چوبی و ست با خونه قشنگمون بودن
81 خدای من خدای من خدای من
ازادی مکانی
من و فکر کنم بیشترمون از خواسته هامون پنجره با ویو بکر پشت سینک هست
و حالا
ویو رو داشته باش
بدون پنجره
باز باز
به نظرت ظرف شستن لذت بخش ترین کارا نمیشه؟
به به خدایا شکرت
میشه کلا اشپز خونه توفضای باز باشه بابا
پنجره هم به کنار
چه شود
82 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که انقدر چشم و گوش باز به جهان اطافت نگاه و سعد در بهبود داری
این مسئله برای جوجه های ماهم بود و هست
ولی ما حتی توجهی بهش نکردیم
و الان یاد گرفتم
و دی همین چند روزه
اندیشه میکنم
هدایت میشوم
دستی میکشم بر اب جوجه ها
یه صفایی بهشون میدم
مسئله رو حل میکنم
با قدرت حل مسئله ای قوی تر
پیش به جلو
لا لا لا لا
خدایا شکرت عاشقتونم که قدم قدم هی بهتر و بهتر با عمل که ایده های اولیه و ادامه دادن و خواستن به بهتر و بهتر شدم
خدایا شکرت ایول که این راه کاراهم انجام دادید و سرکه و ویتامینم بهشون دادید
83 خدایا شکرت عاشقتونم که نپذیرفتید که نه طبیعتشونه و راهی نیست و……و تسیم نجوا نشدید و سرچ کردید و جوینده یابنده هست
84 خدایا شکرت راستی یه نکته ای
استاد حتی تو تدوین فایلای هم دنبال بهبوده
مثلا سرعتشو بالا میبره
هم مطلبو میگیره و تدوین کاراشو انجام میده م هم از زمانش درست و بهینه تر استفاده میکنه ایولا
85 خدای من شکرت همین قطعه ساده و کوچک ببین چه میکند و چه بهبودی میبخشد
86 خدایا شکرت به به مریم جان در چه بک گراندی نشونش میدی
87 خدیاا شکرت چقدر م خوشرنگه
گمونم بی تاثیرم نباشه در نوک زدن جوجه ها
88 خدایا شکرت برای این سطل زیبا ابی خوشرنگ و همخونیش با قرمز قطعه کوچولو
89 خدایا شکرت چقدر دستش قشنگه
90 خدایا شکرت یادتونه گفته بودم برای حل مسئله کافیه از داشته ها و ترکیبشون استفاده کنیم و نمیخواد بسازیم؟
این دقیقا همینه
شما قطعه پازلی از امرزانو به سطل چسبوندید
وقتی دنبال حل مسئله گشتید پازل رو جهان فراهم کرد و هدایتتون بهش
91خدایا شکرت مثل نقشه گنج هایی که من با بچه ها بازی میکنم
پازلارو جا میدم
نقشه میدم و با نقشه هدایتشون میکنم به پازلا و چسبوندنشون
کی ؟
وقتی بخوان شرکت کنن و دنبالش بگردن نقشه رو میدم
92 خدی من شکرت چقدر ساده با استنفاده از ذات جوجه ها و تجربه کردنشون با نوک زدن اینو طراحی کردن
تازه اینطوری باهوش ترم میشن
و اب سالمو به سادگی میخورن
و البته بازم قانون اصل بقای اصلح
اونی که خودشو با شیوه جدید بروز کنه و ارتقا بده و یاد بگیره میتونه زنده بمونه
93 خدایا شکرت چقدر قشنگ و ساده
منم میتونم به همین سادگی با ایده هایی ساده و در دسترسم مسئله اب و دون جوجه هامونو حل کنم
94 خدایا شکرت عاشقتونم که یکیشم بنا کردید
95 خدایا شکرت عاشقتونم که ایده های ساده میزنید و مسئله رو حل میکنید
96 خدایا شکرت ایول
من اتفاقا برام سوال بود
مگه اولویت استاد ازادی نیست؟
خب این جوجه ها ونگه داری ازشون ازادی استادو میگیره که بره سفر و……..
اما تو قسمتهای قبل استاد داشت با موتور میرفت سفر فکر کردم یکیتون میمیونه نگه میداره اون یکی میره
ولی الان فهمیدم
نه ازین خبرا نیست
همیشه راهی برای لذت و ازادی و هم خدا هم خرما هست و شما پیداش میکنید
اب و غذاشونو زیاد میزارید و میتونید برید سفر
و قشنگیش اینجاست که تمایلتون به ازادی هدایتتون کرد که نخواید هر روز بهشون برسید و نباشید بمیرند و هدایت بشید به ظرفای بزرگ و…..
97 خدایا شکرت خدای من چقدر این داکامون که من فکر کردم غازند زیبا و سفید و دلبرن
نوک خوشرنگشونو ببین
98 خدایا شکرت خدای من ببین
کی اینهمه تجربه کردید اینهمه مسئله حل و بزرگتر شدید؟
وقتی رفتید به دل ناشناخته ها و تجربه کردن و خرید این مرغ و خروسا و گسترششون
و با فکر نکردن به چگونگی قدم قدم هدایت شدید از خونشون بهبود و بهبود گرفته تا غذا و اب و طرفشونو و………
99 خدایا شکرت راستی اون قفسیه که خریدید برای کیودی
وووووووواوووووووخدای من یعنی قسمتهای مربوط به اونم در راهه؟
یا نظرتون و هدایت به سمت دیگه ای پیش رفته؟
بزودی
در سایت عباسمنش دات کام
بوم بوم بوم
100 خدایا شکرت اخ خدا ای جانم این گوگولیای بور قشنگو ببین اخه
101 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان با اون ناز صدات
102 خدایا شکرت برای این در که به سادگی باز و بسته و قفل میشه
103 خدایا شکرت به به چه خوب و عالی
104 خدایا شکرت ای جانم خدا همین الان اومدن خوردن
105 خدایا شرت ای جانم یاد گرفتن و دوباره یادشون اومد اب بخورن
106 خدایا شکرت حتی کنجکاوی مقدسم دارن
که با این کنجکاوی شون یاد میگرن چطور به شیوه جدید اب بخورن
107 خدایا شکرت ای جانم با این رسیدگی 20 شما طبیعیه اینهمه رشد
108 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان با اون ناز صدات
109 خدایا شکرت ای جانم
ببین این یکی چه اعتماد به نفسی داره میاد جلو دوربین
چش تو چش
ای جان
110 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که انقدر پر مهر و محبت صحبت میکنی
111 خدای من شکرت چه پاهای خوشرنگی
112 خدایا شکرت که افتاب هم باهامون همراه و مسئله بورو حل میکنه
113 خدایا شکرت به به چقدر این خونشون زیباست چقدر رنگ و طرح چوبشون قشنگه
114 خدای شگرت چقدر این پنجرش که توری هم داره باحاله
115 خدایا شکرت چقدر باحال درش باز میشه
خدای من میبینی هماهنگی رو با استفاده از ذات مرغا که جای نرم تخم میزارن دسترسی رو اسان کردن و این دور باز میکنی و ازینجا میتونی تخم هارو برداری
و خیلی جالبه که هیچ جای دیگه ای خونه دوبلکس درندشت تخم نمیذارن
116 خدایا شکرت ای جانم قسمت بندی هم شده
117 خدایا شکرت عزیزم چه حس خوبیه یه عالیمه مرغ و خروس و غاز و اردک و..داشته باشی و تخم بزارن و برداری و……..
خدایا شکرت جوجه های ماهم انشاءالله بزودی بزرگ شن تخم بزارن ما هم از لذتش برخوردار شیم
118 خدایا شکرت چقدر عالی قفلم داره
119 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که انقدر عالی با دستی که تخم مرغ بود درو بستی با تخم مرغ سالم و از پاتم کمک گرفتی
120 خدایا شکرت مریم جان در این زمانی که گفتی خروس تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااماست هزار تا صفت ذهنم ساخت که یعنی کدمو میخوای بگی؟
از جمله قهرمان
شجاع و………
121 خدایا شکرت چقدر خوبه اینا خوشبخت و ازاد و رها و شادن و خونه بی نظیرشون
122 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که صحبت میکنی بعد یه بیت میگی بعد هی ادامش میدی قدم قدم
123 خدایا شکرت
124 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که انقدر باعشق بهشون رسیدگی میکنی
اخه چقدر شما فوق العاده ای
125 خدایا شکرت برای این فرش نرم و صندلی های دوست داشتنی مون
126 خدایا شکرت برای این حلوتی خونه و شلوغ و پر نبودنش
127 خدایا شکرت برای لامپ و پنکه سقفی زیبامون
128 خدایا شکرت برای دیوارای طرح فوق الهاده و در ها و ویو معرکش
129خدایا شکرت برای این ایده که فضای کمتری میگیره و ازادی بیشتری به ارمغان میاره که پنکه رو سقف باشه این یعنی تا بی نهایت بهبود بخشیدن و پیش رفتن
130 خدایا شکرت عاشقتم استاد که هم صبحانه میخوری هم فایل تدوین میکنی
منم گاهی هم سر کلاسم
هم دارم تو سایت فایل دانلود میکنم
هم گاهی تو کلاسم هم دارم پاسخ میدم به ئوستان سایت
هم تو کلاسم هم خواب
این یکی خیلی عجیبه
خدایا شکرت
131 خدایا شکرت به به صبحونه خوشمزه
نخود سبز
لوبیا
سس مخصوص قطعا زیرو کالری
132خدایا شکرت عاشقتم من استاد
133 خدایا شکرت عاشقتم من که نصفی رو فارسی نصفی رو انگلیسی میگی
خیلی هم قشنگه
134 خدایا شکرت ایول که با هربار تدوین کردن ماهر تر میشید در این کار
135 خدایا شکرت خدای من چقدر زیباست
کار و زندگی و تفریح و ثروت ساختن چیزی جدااز هم نیست
و این طبیعیه
فقط اکثریت از طبیعی دور شدن
ما باید نزدیک بشیم
همه میتونن
هرکیبخواد
خدایا شکرت مثل ثروت و معنویت که یکین و مرزی ندارن
136 خدیاا شکرت عاشقتم که هم صبحانه میخوری هم از ویو لذت میبری هم غذای مناسب به ذهنت میدی هم تدوین میکنی
137 خدایا شکرت عاشقتم که صبر میکنی صحبت مریم جان تموم بشه
138 خدایا شکرت به به چه ویو محشری
139 خدایا شکرت حتی در زاویه هم بهبود بخشی دارید خدای من
140 خدایا شکرت ابرا رو ببین
141 خدایا شکرت چقدر حاضر بودن و دیدن اتفاقات طبیعت هیچان انگیزه
142 خدایا شکرت و اسب زیبا و خوش مدار و ازادمون
143 خدایا شکرت عاشق سپاسگزاریتونم
144 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان
ممنونم برای عشقی که برای بروز رسانی سایت داشتی و انجامش دادی و نصفه رها نکردی و رفتی به دل ناشناخته هات و عزت نفستو بالا بردی چرخدنده هدایتتو روان تر کردی و کلی پیشرفت دیگه که خودت خبر داری
145 خدایا شکرت برای این هواپیمای زیبا و نمای جالبش
146 خدایا شکرت برای این تابلو های قشنگ که گمونم همه نقاشی اصل هستن
147 خدایا شکرت چقدر رویاییه
148 خدایا شکرت ای جانم
عجب پروانه زیبا و درشتی
خدای من انگار رو گل نشسته
نسل جدید پروانه ها
عوض شهد گل
گوشت
149 خدایا شکرت برای این طبیعت و احساس و تجارب فوق العاده داخلش
150 خدایا شکرت به به چه هوایی
151 خدایا شکرت چقدر بالش زیباست
152 خدایا شکرت عاشقتم استاد
که گل شدی
عوض اینکه تو بری دنبال پروانه
پروانه دورت میچرخه
153 خدایا شکرت عاشفتم من استاد
انقدر زیبا تارف میکنی بهش و عشق میدی و میگی عزیزم
154 خدایا شکرت ای جانم میان جلو وقتی میری سمت قفس
155 خدایا شکرت ای جانم خای من ببینشون چجوری با شوق میدوئن و گوشت میخورن
156 خدایا شکرت واقعا چه جنب و جوشی
157 خدایا شکرت چقدر صداشون نانازه
158 خدایا شکرت دقیقا جوجه های ماهم همینن
غذارو که برمیدارن میرن چند سانتی متر 5 سانتی متر یا 100 سانتی متر اونور تر میخورن
فکر میکردم میترسن اون یکی ازشون بگیره
ولی نه گمونم
کلا این مدلیا
خدا چه گوگولیین
راستی میدونستین اسم جوجه هامون گوگولی هست؟
البته کم صداشون میکنیم
مکملن
اسم یکی گوووو یکی گولی
که جمعا میشن گوگولی
159 خدایا شکرت چقدر باحال میچپونن
160 خدایا شکرت ای جانم چقدر خوشگله
161 خدایا شکرت سرشو ببین چه نازه
162 خدایا شکرت چجوری تو دوربین تماشا میکنع
خدای من
مریم جان اخه تو چه فرکانسی میفرستی که عالم و ادم و جوجه عاشقت میشن لبخند میزنن
خدای من
الله اکبر
163 خدای من چقدر پرش زیباست
164 خدایا شکرت چقدر هوا ابری و بی نظیره
165 خدایا شکرت
166 خدایا شکرت برای این دوتا برس
167 خدایا شکرت
اون نگاهی که دنبال بهبوده زنده میمونه جون سالم ه در میبره و رشد میکنه
الان اپلیکیشنای خیلی رایجو ببین
همش دارن بهتر وبهتر و با قابلیت تر میشن
168 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که انقدر زیبا بینانه میبینی نکات مثبتشو
فقط حیرتم به اینهمه توجهتون به زیبایی هاست که هرچقدر انسان به زیبایی ها توجه کنه زیبایی های بیشتری به چشمش خطور میکنه .
امروز کلا حال خوبی نداشتم و نشانه روز زدم که خدا هدایتم کنه به یک آموزش و این آموزش هارو دیدم .
یعنی یه فایل ساده از زندگی شما برای خود من کلی درس داره . یکی از درسهاش این بود که وقتی حالت بده حواست رو پرت کن و پاشو یه کاری انجام بده و در واقع با فیزیکت و بدنت ذهنت رو تغییر بده و نذار او اون حال بمونه و چقدر نیاز دارم همین رو کلی تکرار کنم برای خودم تا یادم بمونه .
یکی دیگه از درس هاش این بود که وقتی تو داری روی خودت کار میکنی و میخوای به زیبایی ها توجه کنی خود خدا هم دستت رو میگیره و در تقوایی که تو داری انجام میدی یاریت میکنه تا راحت تر کنترلش کنی و یه چیز خیلی جالب تر اینکه چقدر خدا توی زندگیتون جاریه یعنی من قشنگ حسش میکردم و اون انرژی رو میگرفتم ازتون که وقتی شما میخواید مسئله رو حل کنید خود خدا نشانه رو میفرسته و به قول خودتون مریم جون که گفتید درمورد اون سطل و سری که بهش وصل کرده بودید که گفتید این بهمون چشمک زد اینا همش هدایته الله یکتا هست و چقدر خوبه در جزیی ترین مسائل زندگیتون خدا هست .
واقعا خداروشکر که با شما هستم این مسیر بی نظیر و فوق العاده زیبا رو و واقعا به زندگیم معنا داده این مسیر که زندگی یک مسیر بینهایت زیبا هست به شرطی که تو با چشم بینا ببینیش .
یه آیه بود تو قرآن که خدا یه سری هارو کور محشور میکنه و وقتی از خدا میپرسه که چرا کور محشورم کردی خدا در جواب میگه که تو در دنیا هم اینطوری بودی و از یاد من روی گردان بودی .
و چقدر این اگاهی نابه واقعا که باورش کنم و بهش عمل کنم .خداروصدهزارمرتبه شکر . الحمدلله رب العالمین پروردگارم عاشقتم خداجونم
ممنونم ازتون مریم جون و استاد عزیزم بابت این فایل درجه یک
من وقتی فایلی رومیبینم یا زیبایی ها رومیبینم در لحظه بینهایت از ریز به ریزش، که حتی گاهی خیلی ها نمیبینن، لذت میبرم و بارها و بارها میبینمش و بشدت درونم تحسین میکنم و حظ میبرم از دیدنشون و خدارو شکر میگم…
اما همه اینها منو باز به خودم میبره…
و همینه که فقط درباره خودم مینویسم چون جذابترین و مهمترین مسئله برام شناختِ خودمه…
همه چیز در نهایت منو به درونِ خودم میکشونه و باعث میشه من به سمتِ کشفِ درونِ خودم برم، با الگوهایی که در طبیعت، آدمها، ابزار، زیبایی ها و کوچکترین و بزرگترین اتفاقاتشون میبینم…
من یه آدم بشدت منطقی ام!
یادمه از بچگی میدیدم خانواده و حتی فامیل به یه سری از بستگان که وضع مالی مناسبی نداشتن مدام کمک میکردن! به هر طریقی! چون میگفتن خدا گفته به مستضعفین کمک کنید! و اولویت به خویشاوندانه!
و سالها گذشت و من هر سال میدیدم اونها محتاج تر میشن!
و فهمیدم دلسوزی وکمکِ بیجا حتی به خویشاوندان باعث فقر بیشترشون میشه! چون این کمک های بیجا اونها رو قانع به فقر کرده!!!
و من منطقی شدم!
توی خانواده خودمون یا حتی سر کلاسام و توی آموزشگاه میدیدم که وقتی لقمهٔ آماده به کسی میدم و با اون لقمهٔ آماده سدِّ راهِ تلاش و جستجو و خلاقیتِ فردی میشم و اون فرد محتاج تر به من میشد، من بقول خودشون بدجنس میشدم و دیگه لقمه براشون نمیپیچیدم! چون دیدم من هرگز نمیتونم مسئول زندگی یا رفتارِ دیگری باشم حتی عزیزترینهام! آدمش نیستم!
و من منطقی شدم!
گاهی پیش میومد که دیگری کاری رو بدون فکر و سنجش انجام میداد شکست میخورد و بعد دست به دامنِ من میشد که درستش کن! و من متعجب بودم از این کار و نمیفهمیدم چرا من باید مسئولیتِ دیگران رو به دوش بکشم، و نمیپذیرفتم! و اونها بشدت ناراحت میشدن ومیگفتن تو چقدر بدجنسی!
و ذهن من منطقی میشد!
گاهی دیگری به خاطر تنبلی از من میخواست کاری براش انجام بدم و من هیچوقت نمیتونستم بپذیرم که من مسئولِ کارای دیگرانم و سر باز میزدم و باز میگفتن تو چقدر بدجنسی!
و خیلی وقتا میشد که خودم توی کارام سردرگم میشدم اما هرگز نمیتونستم بپذیرم از کسی طلبِ کمک کنم چون باور داشتم هیچکس توانمندتر از خودم و آگاه تر به خودم نیست جز خودم! و خودم به هر سختی و شدتی که بود انجامش میدادم و همیشه هم بهترین بودم! و چقدر رشد میکردم و چقدر درسها به من آموخته میشد…
و من منطقی میشدم!
خیلی از آدمها رو میدیدم که چقدر نعمت و فرصت در دسترسشون بود و به راحتی میتونستن ثروت بسازن برای خودشون اما فقط بخاطر دنباله روگذشتگان بودن، داشتن بسختی زندگی میکردن و هیچ چیزی جز فقر و ناشکری نسیبشون نبود!
و چقدر عجیب بود برام این صحنه ها! مثل این بود که دریای بیکران پیش روت باشه و تو اصرار کنی با انگشت آب برداری!!!
ونمی فهمیدمشون!! نمیفهمیدم چرا باید برده وار پیروِ سنت های گذشتهگان بود وقتی دنیا داشت پیشرفت میکرد و میشد بهترین ها رو داشت و چقدر زیباتر و راحت تر و مفید تر و ثروتمندتر و آرامتر و با عشق تر زندگی کرد! وهمین باعث شد هیچوقت به تاریخ وگذشتگان و حتی بناهای قدیمی و سبک زندگی سنتی و قدیمی علاقه نداشته باشم!
و ذهنم منطقی شد!
توی مدرسه، دانشگاه، محیط کار، و حتی باشگاه و گروه های ورزشیم آدمهای ضعیف زیادی میدیدم که همیشه جاشون ته کلاس بود! و من هرگز نتونستم باهاشون هیچ ارتباطی برقرار کنم چون نمیتونستم بپذیرم یک آدم میتونه اصلا ضعیف باشه! و بقیه به چشم آدمی مغرور وخودخواه بهم نگاه میکردن! یه جورایی گاهی احساس میکردن من از اونها برترم!!!!! چون قدرتمند بودم، چون همیشه اولین نفر داوطلب انجام همه کاری بودم، چون همیشه اولِ صف بودم، چون هرگز نمیپذیرفتم که من نمیتونم، پس تو کمکم کن!
و چون همیشه توی هر کاری اولین نفر داوطلبانه میرفتم، همیشه با چالشِ حلِ مسئله وکشفِ ناشناخته ها روبرو بودم، و این باعث شد شجاعت و خلاقیتم رشد کنه.. و صبور و صبورتر بشم.. و جسور شدم و مشتاقتر شدم مخصوصا وقتی میدیدم چقدر عالی از پسش بر میومدم… و این اعتماد بنفس بهم میداد..
چیزی که خیلی خیلی کم در اطرافیانم میدیدم و مداااام بهشونمیگفتم که اگه اعتماد بنفس داشته باشی و صبور باشی حله! اما کو گوشِ شنوا! و اونجا فهمیدم هرکسی تا خودش به درکی نرسه هزاران بار گفتنم فایده نداره!
و همین روحیه بود که منو عاشقِ دوچرخه سواری کرد..
چون محدودیت نداشت برام! چون همه جا اختیار و اولویت با من بود! چون حتی پشت چراغ قرمز که ۲کیلومتر ماشین وایساده بود من خیلی راحت میرفتم اولِ صف!
چون هرجا برای بقیه محدودیت بود برای من آزاد بود!
چون بهم حسِ رهایی و چشیدنِ طعمِ چالش و رفتن تو دلِ ناشناخته های جذابی رو میداد که با خفن ترین ماشین هام نمیشد طعمشو چشید!
چون خودم بودم تحتِ فرمانِ خودم!
من آدمی بودم که همیشه توی کارام و زندگیم نظم داشتم. شاید خیلی بچه بودم اما ذوق میکردم لباسام مرتب باشه.. بند کفشم خوشگل بسته بشه.. کفش و لباسم همیشه تمیز و خوش عطر و آراسته باشه.. بچه بودم اما همیشه حتی تر و تمیز غذا خوردن برام مهم و لذتبخش بود..
باورتون میشه حتی مدلِ نشستنم برام مهم بود و همیشه مثل یه شاهزاده خانم مینشستم😄 مخصوصا که عادت داشتم روی زانوی بابام مینشستم.. اینارو مثلا از سن ۴-۵ سالگیم یادم میاد…!! انقد منظم بودم که خواهرم بهم میگفت تو کارات خط کشیه!!!😄 ولی من فقط لذت میبردم از نظم و آراستگی.. حتی تو سنِ ۵سالگی..
چون باعث میشد همیشه راحت کارامو انجام بدم. باعث میشد از زمانم بهره بیشتری ببرم. باعث میشد با آرامش و تمرکز و دقت بیشتری کارامو انجام بدم. و همین بود که همیشه از همه جلوتر بودم و پیشتاز میشدم و اونهمه شخصیت و اعتماد بنفس و شجاعت و خلاقیت و کنجکاوی و کلی ویژگی های مثبت دیگم رشد میکرد… همین بود که من تحسین برانگیز میشدم و خیلی جاها لیدر میشدم چون یاد گرفته بودم از خودم که چجور خودم رو مدیریت کنم! و آدمی که یاد بگیره خودش رو مدیریت کنه، جهان رو مدیریت میکنه! متکی به خودم بودم همیشه و دنیا هم اینو بهم بیشتر یاد داد..
حتی من نمیتونستم بپذیرم که تقلب کنم!!!!! چیزی که برای همه عادی بود و اصلا قانونِ درس خوندن و امتحاناشون شده بود! چون خودم تجربش کردم تویِ تدریسم! و به لطف خدا رفتار و فرکانسم باعث شد شاگردامم که بشدت تقلبی شده بودن همرنگِ معلمشون بشن و با افتخار بیان بگن درس خوندم اومدم ۲۰ بگیرم و برم، با دانش و تلاشِ خودم نه با تقلب! و واقعا ۲۰ میگرفتن و من چقدر خوشحال میشدم که این منِ حقیقی بود که دنیامو همرنگِ خودم کرد…
و به چشمم دیدم وقتی من رفتار و باورم درست و قدرتمندانه باشه، این جماعته که همرنگِ من میشه!
باور میکنید یا نه نمیدونم، اما سر جلسه امتحان التماس میکردن بهم تقلب برسونن ولی من حتی نگاهشونم نمیکردم! حتی نمیذاشتم کسی از برگه من بنویسه وچقدر همه شاکی میشدن!!!! و برای من عجیب بود! درکشون نمیکردم! حتی یادمه یه بار پای تخته بودم و بلد نبودم مسئله هندسه رو حل کنم و همه مخصوصا شاگرد زرنگا داشتن بهم جواب میرسوندن که من با جدیت و یکمم خشونت برگشتم سمتشون و گفتم اگر قرار بود شما جواب بدید میگفتن شما بیایید پایِ تخته!!!😂😂😂 ( آخ آخ این صحنه رو هیچوقت یادم نمیره! وچقدر معلممون خندید و ذوق کرد 😂)
حتی یه بار امتحان جبر و احتمال ۸ گرفتم ولی حاضر نشدم تقلب کنم! چون باور داشتم خودم باید تلاش میکردم و اگه تلاش نکردم پس حقمه این نتیجه!!!!
هرچند این نمره فقط ۱بار توی کارنامم اومد ولی یادم موند!
یادم موند که به اندازهٔ تلاشم نتیجه میگیرم و هرگز کسی مسئولِ هیچ چیزِ زندگیِ من نیست!
حتی وقتایی که ذهنم میخواست بهونه بتراشه که نه اگر فلان اتفاق نیوفتاده بود این نمیشد بازم یکی میزد پشت شونم و میگفت اگه خودت خواسته بودی میتونستی! و اون یکی ندای درونم بود…
و این شد که هرگز نه تونستم خودم برای خودم بهونه بیارم و نه بهونه از دیگران میپذیرفتم!
میگفتم بگو نخواستم من میپذیرم ولی نگو نشد!!!! بهونه نیار برای من!!!
این جمله تو لحظه لحظهٔ زندگیم تو گوشم بود:
« اگه خودت بخوای میتونی، اگه خودت بخوای میشه»
چون بهم ثابت شده بود من قدرتمندترینِ خودمم برای زندگیِ خودم..
پس منطقی شدم!
و منطقِ من منطقِ جامعه نبود! مالِ خودم بود!
منطقی بود که حقیقت بود!
منطقی بود که میگفت کمکی که باعث فقیرتر شدنِ کسی بشه اشتباهه!
منطقی بود که میگفت نه تو مسئولِ زندگی و رفتارِ دیگرانی نه دیگران مسئولِ کارهای تو! حتی اشتباه! حتی به درست! هرکس فقط و فقط باید برای بقای خودش تلاش کنه، قدرتمندانه، و هرگز دلسوزی برای هیچ چیز و هیچکس معنایی نداره چون تمااااام شرایطِ خلق شده برای همه یکسان است!
منطقِ من منطقی خود ساخته بود که هیچکس قبولش نداشت و همه به چشم ظالم بودن بهش نگاه میکردن!
اما برای من هرگز اهمیتی نداشت به چشم دیگران چطوره!!!!! منطقِ من به من آرامش میداد…
به من لذتی را میچشاند که حتی زمانهایی که دیگران غرقِ ترس و نگرانی بودند من غرقِ خنده و شادی و آرامش بودم…
به من لذتی داد که من همه جا محبوبِ قلب ها میشدم…
به من لذتی میداد که دخترکِ خوش خنده میگفتنم…
به من لذتی میداد که وقتی نبودم همه دلتنگم میشدند، حتی همانهایی که گاهی مرا ظالم میدیدند….
و من به چشمخودم دیدم همان آدمهایی که مرا ظالم میدیدند به من گفتند تو فوق العاده ای دختر…
به من گفتند ما به تو دخترکِ شادمان افتخار میکنیم که انقدر شجاع و قدرتمندی…
و من، که نه دیروز از زخم زبانهایشان رنجیدم نه امروز از تمجید و تحسینشان غرق شعف شدم!
چون من برای خودم زندگی میکردم نه برای آنها!
چون من خودم هر لحظه خودم را تحسین میکردم و مینازیدم به این نازم…
من آنروزها فقط به خودم میبالیدم!
اما امروز به خودِ الهی ام بینهایت میبالم که اینها همه خدا بوده و هست در من…
و من امروز به خدایم میبالم که من اینم…
آنروزها من با هوش و توانایی و ذکاوتِ محدود خودم بهترین بودم! چشم من این را میدید!
اما امروز خووووب میدانم که من با خدایِ خودم که هوش و ذکاوت و دانایی و قدرتم شده دنیا را فتح میکنم، دنیای خودم را که بینهایت باشکوه است…
من هم دیگر روی شانه های خدا نشستنم را دیدم..
من با خدایم دنیا را شگفت زده خواهم کرد.
دیشب که داشتم این الهاماتِ درونم رو مینوشتم، دلم بهم گفت فردا فایلی میاد روی سایت که این نوشته رو اونجا ثبتش میکنی…
و امروز خداوندم بهم نشون داد که من پیش از دریافتِ عینی و فیزیکی به تو داده ام…
تو فقط سپاسگزار باش…
و سپاسگزاری که همانِ حسِ خوبِ آرامش با حضورِ خداست…💗
برای رسیدن به خواسته خیلی راحت می توانیم عمل کنیم و به آن برسیم.
این قدر منظره قشنگ است ودیوارها که برداشته شده است انگار که وسط دریاچه هستیم و هیچ مرزی هم بین ما نیست.
دقیقا تکامل را می توان دید در مرغها و خروسها در کارهای خانه و …
کاش شما رئیس جمهور شوید والله عالی میشه
نظر منم این است برای خودم منم همه کارهای زندگی را خودم انجام میدادم و میدهم.
وقتی کارهایمان را پارت پارت انجام میدهیم بسیار دلنشین است و به آدم خوش میگذرد ؛ همیشه خودم بایدکارهای خانه ام را انجام بدهم برعکس خیلیها که دیدم من اصلا در حدم نیست که کارهای خانه را انجام دهم میگویم که البته در دلم که من این قدر بزرگوارم که با بزرگی خودم کارهای خانه ام راانجام میدهم شاید یک نصف شب شاید 7 صبح و خیلی هم راحتم و می توانم ..
یادگرفتم که همیشه منظم باشد من همیشه الویتم برای نظم است بعد تمیزبودن و از بی نظمی بسیار بدم میآید واولویت اولم روی نظم است بعد تمیزی و همیشه هم راضی بودم
یادگرفتم که زندگی آدم باید چهارچوب برای من داشته باشه و من به آن متقاعد باشم و این طوری همیشه تکلیفم با خودم روشن است که چه می خواهم و بر چه مبنایی می خواهم زندگی کنم وراضیم و این طوری کارهایم روتین وار انجام میشود.
در این فایل یاد گرفتم که قشنگ خودم را فهمیدم و روی خودم کار کنم روی خودشناسی خودم و همیشه وقتی خودم را خوب بشناسم در نتیجه بهتر می توانم عمل کنم یعنی نمی خواد یک راه بلندی را بروم وبعد یاد بگیرم که باید چه کار کنم. وقتی خودم را بشناسم راه درستی را انتخاب می کنم و نمی خواد شکست بخورم بعد یاد بگیرم که باید چه کار کنم و راهم کوتاهتر و موفقتر می شود.
وقتی اولویتهای آدم مشخص باشه چقدر راهش لذت بخش تر و بهتر میشود؛ مثل ظرف آب برای جوجه ها که نشان دادید
بیشتر در این فایل ارزش ابزار را فهمیدم که چقدر مهم است وقتی ابزار درست مصرف کنیم خوب هم می توانیم کار کنیم و کلی کارهایمان هم جلو می رود. هم خوب کارمیکنیم هم لذت می بریم هم بهتر انجام میشود.
خیلی مهم است که کاری که انجام میدهیم کاربردی باشد و بعد زیبا همیشه این برایم مهم بوده است و خیلی هم راحتتر هر کاری راانجام میدهم با اینکه بیشتر درو بریهای من خیلی زیبا وشیک زندگی میکنند و زیباست وبا زجر چهار تا چیز را باید در بیاورند وبعداستفاده کنند بعد تازه دوباه می خواهند بزارند سر جایش کلی هم زجر و بدبختی دارد خدا را شکر اولویت اول من روی راحتی و کاربردی است و خیلی هم راضی هستم .
زیباییها راببینیم و خیلی موشکافانه روی زیباییها تمرکز کنیم و از آن لذت ببریم همه جا پر از زیبایی است پر از نعمت است و با نگاه دقیق به اطرفمان هر کجا که هستیم احساس خوبی برای خود بسازیم وداشته باشیم و با نگاه مثبت به اطراف آن را هم بیشتر کنیم یعنی خودمان آگاهانه زیبایی بیشتری برای خود خلق کنیم.
حلال مشکلات باشیم همیشه به خود می گویم هر مشکلی که باشد باید حل بشه و این توانایی درمن هست که مشکلات را حل کنم و از آنها درس بگیرم برای زندگی بهتر و راحتتر.
از حل مسئله نترسیم برویم توی دل ترسها و آنها را موقعیتی کنیم برای اوج گرفتن برای صعود کردم و برای تجربه اندوزی و بیشتر وقتها متوجه می شویم که وقتی در دل ترسها می رویم آنها خیلی بیخودی والکی هم بوده اند و مشکلات را به فرصت تبدیل کنیم اگر همیشه این طور باشیم زندگی چقدر زیباتر می شود و این عادت را در خود بپرورانیم
همیشه به خودم میگویم ازمسئله نترس این یعنی تو باید حلش کنی یعنی تو این قدر قوی هستی که خدا این مشکل را به تو داده است تا درستش کنی و از زندگیت لذت ببری.
چقدر خوبه که آدم همیشه بهترین را برای خود بخواهد یعنی توقعش را پایین نیاورد خودش را نگهدارد و بیرون باید خودش را هماهنگ کنه با خواسته این فرد ؛ مثل آب برای جوجه شاید خیلی ها این طور باشند بگن خوب حیونه دیگه کثیف می کنه عیب نداره تمیز میکنم خوبه که آدم بگه نه من می خواهم ظرفشون همیشه تمیز باشه وراهی را برایش پیدا کند و مسئله را حل کند به نفع و توقعات خودش ولی خودش آنرا حل کند.
نگاه کنجکاوانه به اطرافمون همیشه داشته باشیم وبه موقع تغییرات را انجام دهیم قبل از اینکه مجبور شویم با بدبختی تغییرکنیم مثل بزرگ شدن جوجه ها که آنها را می بینیم و لذت می بریم و میفهمیم که دارند تغییر میکنند.
وقتی حمله جوجه ها به گوشت رادیدم یاداین افتادم که باور فراوانی چقدر مهم است ولی باور عدم فراوانی باشه ؛ آدم فکرمیکنه نیست همیشه کمبود است همیشه نیست و هول می زنه و دعوا و … یعنی بیشتر دعواها سر کمبود است؛ کمبود آب برق و پول و همسر و دوست و ….
همیشه دنبال بهبود دائمی باشم به چیزی که هست قانع نباشم و فکر نکنم که همیشه همینی که هست هست و نخواهم که رشد کنم که این طوری از تغییرات سریع جهان عقب میمانم و پیشرفت نمیکنم پس همیشه باید به فکر بهبود دائمی باشم مثل فرچه هایی که از ایکیا بود.
همیشه دنبال این باشم که هر روز کمی فقط کمی بهتر از دیروز باشم همه چیز عالی پیش می رود.
خدایا شکرت بخاطر. هدایتم ب این مسیر زیبا سپاسگزارم
اگه زکیه ی قبل بودم الان با کلی احساس گناه التماس میکردم ب خدا ک ی لحظه ب حرفم گوش کنه و گناهان منو ببخشه
و فرشته ها همه اش منتظر بودن ک اعمال امشب و انجام بدم
و من می بایست تحت هرشرایطی بیدار میموندم و دعای جوشن کبیر و میخوندم و قرآن و سر میگرفتم تا بلکم خدا منو ببخشه
و اگه احیانا خوابم میگرفت یا پریود میبودم ک دیگه فک میکردم تنها فرصت همصحبتی با خدارو از دست دادم و شاید دیگه تا سال بعد زنده نباشم ،با کلی عذاب وجدان و احساس گناه از دنیا میرم ،و احساس بدبختی میکردم
خدایا صدهزار مرتبه شکرت بخاطر آگاهی هایی ک بهم دادی
بسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿1﴾سوگند به خورشید و تابندگى اش (1)
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا
﴿2﴾سوگند به ماه چون پى [خورشید] رود (2) وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا
﴿3﴾سوگند به روز چون [زمین را] روشن گرداند (3) وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا
﴿4﴾سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد (4) وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا
﴿5﴾سوگند به آسمان و آن کس که آن را برافراشت (5) وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿6﴾سوگند به زمین و آن کس که آن را گسترد (6) وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿7﴾سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد (7) فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿8﴾سپس پلیدکارى و پرهیزگارى اش را به آن الهام کرد (8) قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا ﴿9﴾که هر کس آن را پاک گردانید قطعا رستگار شد (9) وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا ﴿10﴾و هر که آلوده اش ساخت قطعا درباخت (10)
خداوند هرلحظه داره مارو هدایت میکنه
و خداوند خودش رو دهنده و بخشنده نعمت معرفی میکنه تو اولین آبه سوره فاتحه
خدایی ک منشا تمام نعمت ها،ثروت ها،خوشبختی، سعادت ،امید،برکته،خیر مطلقه
خدایی ک ب اسرار قلب من آکاهه
خدایی ک مسائل منو میدونه و راه رسیدن من ب خواسته هام رو میدونه و همیشه داره هدایتم میکنه
خدایی ک هرلحظه بامنه،همراه کنه
لازم نیست التماس کنم تا منو ب خواسته ام برسونه ،لازم نیست بارها تکرار کنم خواسته ام لازم نیست گریه کنم التماس کنم
خداوند برطرف کننده ی نیازهای منه
سالهاست ک داره ب نیازهای کل موجودات پاسخ میده و خواهد داد
همه چی تحت سیطره ی قدرت ومالکیت ربه
هیچ برگی بدون اذنش از درخت نمی افته،دانای نهان و آشکار
اول و آخر ،ظاهر و باطن است
هرچیزی ک در زمین فرو میرود و بالا میاد و هرجه از آسمان نازل میشود و بالا میرود را میداند
خدایی ک شمار قطره قطره های بارون و اقیانوس ها رو داره
بی نهایت بخشنده اس ،بینهایت دهنده اس ،نعمت میده ،ثروت میده عشق میده
خدا خودش گفته تو قرآن
همه ی عزت ها ثروت ها نزد اوست
خدایی ک ب تنهایی برای من کافیه
همه چیز میشود همه کس را
ادامه ی کامنتم رو شب بعد مینویسم
خدایا شکرت ک بهم اجازه دادی تا بیام دوباره بنویسم
الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت حس قشنگی ک موقع کامنت نوشتن دارم انگار قلبم باز میشه اکسیژن بیشتری بهم میرسه خیلی دوسشدارم
خدایا شکرت بخاطر باران رحمت الهی ک ب ما عیدی دادی
الهی شکرت بابت هوای فوق العاده عالی ،رشد دوباره چمن ها ،طراوت و تازگی هوا ،پرواز پرستوها آواز بلبل ها
جوونه های قشنگ درخت توت مون ک خییلی زیباتر شدن بزرگتر شدن،خوش رنگ ترشدن
رشد بیشتری کردن وهر روز داره بهم قانون تکامل و یادآوری میکنه
همه چی با تکامل شکل میگیره وهرچیزی ممکنه ،
تمام خواسته ها دستیافتنی هستند ب شرط طی کردن تکامل و با ایمان مسیرو ادامه دادن
خدایی ک این درخت مرده رو زنده کرده خدایی ک از هیچ منو خلق کرده کاری براش نداره ک خواسته های ناچیز منو محقق کنه
همه چی تحت سیطره و مالکیت خداونده ،هیچ برگی بدون اذن خداوند از درخت نمی افته
خداوند از رگ گردن ب من نزدیک تره
خدایا شکرت امروز عجب روز قشنگی بود و همچنین دیروز خدایا شکرت
چقد جالبه چن روز پیش ی خواسته ای داشتم و بهش چسبیده بودم
و هر چی در توانم بود انجام دادم ک رخ بده ولی اتفاق نیفتاد
ک ب خودم اومد زکی داری چیکار میکنی شاید اون چیز یا شخصی ک میخوایی اصلا در مدار تو نباشه
اصلا لایق تو نباشه رهاش کن ،بسپار ب خدا
اصلا بزار بنویسم ک بعدا یادم بیاد چ افکاری داشتم چ باورهایی داشتم و از چ مسیری اومدم
اعتراف میکنم دیروز و پریروز من خییلی دوسداشتم پسر عموم رو ببینم خیلی دلم براش تنگ شده بود چون همسن هستیم و تقریبا باهم بزرگ شدیم و ایشون تازه از اصفهان اومده بود
چندبار تلاش فیزیکی هم کردم ولی جواب نداد خخخخ
من عاشقتممم زکی بخاطر قلب پاک و پراز عشقت بهت افتخار میکنم . همیشه ب همه اطرافیان مخصوصا فامیل عشق دادی ومیدی
والان هم مشتاق دیدن پسرعموم بودم اینم بگم ک زیاد رفت وآمد نداریم با اینکه خونه هامون نزدیک هم هست
خلاصه بعد ک دیدم این دیدار اتفاق نیفتاد رهاش کردم دیروز ک خانم همسایه مون نذری آورده بود دوتا کاسه آش بهم داد بعد بهم گفت مهمون دارین گفتم آره گفت پس همرام بیا خونه ی کاسه دیگه هم بهت بدم خیلی خوش رنگ و لعاب بود هلوای خوش عطری هم درست کرده بود ک از اونم دوتا بهم داد اونم باعشق منم کلی تحسینش کردم
خلاصه از خونه شون ک اومدم بیرون ب همراه خانم همسایه ک میخواست بقیه نظری هارو پخش کنه
دیدم پسر عموم همراه عموم داره از دور میاد ی کم موندم ک رسیدن ب ما
و بعد از احوال پرسی از هم جدا شدیم
این اتفاق برای من ی درسی داشت اینکه اولا ب هیچ خواسته ای نچسبم و رها باشم در موردش
و اینکه نخوام با عقل ناقصم ی کاری و انجام بدم و همیشه برای خودم تکرار کنم
ک هراتفاقی ک بیفته ب نفع منه
و ی اتفاق دیگه ک چشم و گوش منو باز کرد این بود ک
عصری رفته بودم تو باغچه و داشتم از هوا لذت میبردم و خداروشکر میکردم
ک دیدم خانواده ی عموم ب همراه پسر عموم از خونه عموی دیگه ک رفته بودن عیددیدنی اومدن بیرون
این درحالیه ک از جلوی خونه ی ما رد شدن و خونه ی ما نیومدن :))
راستش اولش خیلی حسم بد شد ک چرا خونه ما نیومدن
ی لحظه پسر عموم متوجه حضور من شدو برگشت نگام کرد( من فرکانسشوحس میکنم )
ک باعث شد بیشتر دلم گرفته شه ولی
بعد ک فکر کردم دلیل احساس بدم چیه؟
و چرا مث قبل سپاسگزاری هام بهم اون حس قشنگ رو نمیده چبه؟
من احساس قربانی شدن داشتم احساس اینکه بقیه میتونن زندگی منو تحت تاثیر قرار بدن
اینکه کاری از دست من برنمیاد
رسیدم ب شرک
ب باور کمبود
ب باور بی ارزشی و عدم احساس لیاقت
من پسر عموم رو دوست دارم و قلبا همیشه تحسینش کردم
و میدونم چیزی ک در مدار من نباشه نمیتونه وارد زندگیم بشه
من لایق ی رابطه ی خوبم
من لایق روابط خوبم
من لایق عشق و احترامم
من لایق خوشبختی ام
هیچ کس هیچ قدرتی نداره تو زندگی من
دیدن این اتفاق باچشمای قشنگم پیغام قشنگی داشت برای من
اینکه لیاقت من خیلی بیشتراز چیزیه ک فکرش و میکنم
واینکه زن عموم رابطه ی خوبی با ما نداره این ی موهبت برای من
من امشب دوباره ب خدای درونم وصل شدم خدایا شکرت رب العالمینم
تو برای من کافی هستی خیلی از سرم هم زیادی
خداوند همه چیز میشه برای من
عشق میشه،حال خوب میشه،ثروت میشه ،سلامتی میشه
خدایا مرسی ک روشنم کردی امشب ک کجای کارم ،ذهنم داره چ خزعبلاتی میبافه برای خودش
خدایا شکرت ک آگاهم کردی ب افکارم
مرسی ک هرلحظه داری هدایتم میکنی و هرگز رهام نمیکنی
غروب تو حیاط داشتم قدم میزدم و شکر گزاری میکردم ک صدای بلندگوی مسجد بلند شد
بسم الله الرحمن الرحیم
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿1﴾سوگند به خورشید و تابندگى اش (1)
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا
﴿2﴾سوگند به ماه چون پى [خورشید] رود (2) وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا
﴿3﴾سوگند به روز چون [زمین را] روشن گرداند (3) وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا
﴿4﴾سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد (4) وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا
﴿5﴾سوگند به آسمان و آن کس که آن را برافراشت (5) وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿6﴾سوگند به زمین و آن کس که آن را گسترد (6) وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿7﴾سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد (7) فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿8﴾سپس پلیدکارى و پرهیزگارى
الهی صدهزار مرتبه شکرت ک هرلحظه داری بهم الهام میکنی خیر و شر رو
سپاسگزارم
خدایا شکرت بخاطر این آگاهی ها
باید همیشه یادآوری کنم ب خودم
چون شیطان ذهن هرلحظه داره نجوا میکنه
و هدفش اینه ک حال منو بد کنه و از مسیر خارج کنه
من باید ادامه بدم مسیر رو و عمل کنم ب آگاهی ها تا نتایج بیاد
خدایا شکرت بابت اتفاق های قشنگی ک داره میفته
دستان خدا میان کمکم و کارهام راحتتر انجام میشه
امروز صبح ی تاپ راحت برای خواب دوختم چقد حس خوبی داشت خنک و آزاد
خدایا شکرت بابت ایده ای ک بهم دادی و تونستم عملی کنم و نتیجه رو ببینم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز آجیم ظرفها رو شست
امروز پسرهمسایه مون از دور دست بلند کرد و سلام و احوال پرسی کرد
خدایا شکرت بابت وجود نوه ی خواهرم عسل چقد عشق ازش دریافت کردم چقد لبخند زیبایی داشت قلبم باز میشد وقتی نگاش میکردم
خدایا شکرت بخاطر وجود کیان خواهر زاده ام دیروز ی سوالی ازم پرسید ک خیلی منو بفکر فرو برد
گفت خاله زکیه ی سوال میپرسم جواب بده
گفتم باشه بپرس
گفت تا حالا چندبار نفس کشبدی
از بچگی تا الان
گفتم نمیدونم خییییلی
گفت چندساله
گفتم 33
گفت واقعااا من فک کردم 19 سالته
ی کم حساب کتاب کرد گفت بلد نیستم
دیروز صبح خیلی فکرم درگیر این سواله بود
اصن مغزم هنگ کرد اومدم زمان
گرفتم
تو یک دقیقه تقریبا 13 بار تنفس دم و بازدم انجام دادم
ک یک ساعت میشه ،780بار دم و بازدم
ک 24ساعت میشه18،720و...
چقد طبیعی شده برامون این کار چقد حیاتی هست برامون
تازه بعد هر باز دم بلافاصله دم میگیریم الله اکبر کاری ک 33 ساله سیستم تنفس من داره غیرارادی انجام میده بدون اینکه من خبر داشته باشم ازش
چ تو خواب چ تو بیداری
الله اکبر،اگه دست خودم بود ک همون روز اول زندگیم کارم تموم میشد
چقد ما ضعیف هستیم در برابر خداوند حتی نمیتونیم نفسمون رو مدیریت کنیم ی شب نخوابیم
چقد عاجز و محتاج خداوند هستیم
بعد ادعا مون هم میشه ک خودمون بلدیم همه چی رو
خدایا منو ببخش بخاطر تمام ظلم هایی ک درحق خودم کردم و تمام شرک هایی ک ورزیدم
خدایا هرآنچه دارم ازتو بهم رسیده.
من هیچی از خودم ندارم
من بهت فقیرم
من ضعیفم در مقابل تو
تو قدرتمندی
تو توانایی
تو عالم مطلق و قادر مطلق هستی
من ب هرخیری از سمت تو فقیرم و محتاج
منو تسلیم فرمان خودت قرار بده و آسانم کن برای آسانیها
اینقدر این عکس پروفایلت زیباست و انرژی مثبت داره که نگو
عزیز دلم….
چقدر لذت بردم از کامنتت قشنگت …
جوری که هر لحظه میگفتم وای حالا تموم میشه و بعد میدیدم چقدر خوشگل ادامه میدادی …
وقتی به آخر کامنتت رسیدم …زدم روی اسم خوشگلتون هدایت شدم به داستان هدایت شما …و چقدر لذت بردم از این هدایت شما و چقدر زیباست این هدایت که دقیقا از منم از کرونا شروع شد و 4 سال طول کشید که من آماده ی این فضای فرکانسی روحانی بشم ….
مخصوصا وقتی گفتید که قدم اول رو برای تولدتون اونم آبان خریدید …چقدر ذوق زده شدم …و متوجه شدم شما هم مثل من آبانی هستید ….
و چقدر برام باور پذیر تر شد اینکه با طی کردن تکاملم میتونم دوره های استاد. رو بخرم
.
.
راستی این کامنت رو یک و دو فروردین نوشتی …
عیدت مبارک دختر خوشگل …
مطمئنم امسال بهترین سالت خواهد بود
وقتی داشتی درباره ی شب های قدر میگفتی چقدر منو یاد خودم مینداختی …حتی امسالم یکم اون حس ها اومد ولی بعد تونستم خودمو کنترول کنم …منطق ها رو بیارم …
و چقدر زیبا صحبت میکردی از ورژن جاهل قبلی ات که البته قبلی منم بود ….
چقدر زیبا میگفتی ….
بعد از اون وقتی آیات رو آوردی…همینطور که داشتم قسم های خدا رو میخوندم …صدای استاد توی گوشم میپیچید…
یادمه استاد قمشه ای میگفت …
قرانو باز کردم دیدم خدا هی داره قسم میخوره …
به زمین و زمان داره قسم میخوره …
رو کردم گفتم خدایا چته …چی میخوای بگی …هی قسم قسم قسم ….
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا
.
.
با اینکه دوبار نوشته بودی ولی سیر نمیشدم از خوندن این آیات
و ازت واقعاااا ممنونم …..
.
.
و اونجایی که درباره ی پسر عموت گفتی ….اینکه دوسش داشتی ولی انگار که اون نادیده ات گرفت ...
من هنوز خیلی بی تجربه و کم سنم…اما یه تجربه کوچولو دارم …که واقعا خداوند محافظتم کرد که تونستم ازش بیرون بیام اونم سربلند ….
چیزی که خدا بهم گفت این بود …
ملیکا ! تو چیکار داری ….مگه فقط اون توی دنیاست …یه لحظه وایسا …فکر کن این دنیاست و این یک تصمیم که با اون بودنه ….خب ؟ هیچ قضاوت یا حرف مردم یا ترس و وهمی ام وجود نداره …حالا بگو آیا میتونی مسئولیت تمام این تصمیم رو به عهده بگیری و فارق از همه چیز بگی این بهترین و درست ترین تصمیمه و این مسیر درست منه من میخوام این مسیرو برم …به هیچ کسم هیچ ربطی نداره …
به خودت نگاه کن …به حست .. و حالا جواب بده ….
……..
به خودم نگاه کردم …دیدم نه …واقعا این تصمیم من نیست ..این خواسته ی من نیست …این حس خوبی به من نمیده …ولی آخه خدا ….!
+هیس …تموم شد دیگه …تا اینجا اوکیه …بقیشو من میگم …دیگه آخه خدا نداره …وایسا …
تا اینجاش قبول داری ؟…حستو خواسته ات رو و یا ناخواسته رو فهمیدی ….؟.
_اره ….ولی من بدون اون ناراحتم انگار …میخوام باهاش حرف بزنم …بخندم …شعر بخونم …خوش باشم …
+خب خب خب ….وایساااا دیگه …
الان من از تو میپرسم …باتوجه به تجربه ای باهاش داشتی …میدونم که میدونی اون آدم در حد تو نیست …و نمیتونی اون چیزایی که توی ذهنمه رو با اون تجربه کنی …الانم فهمیدی که اصلا خواسته ات نیست و حس خوبی هم بهت نمیده ….
میدونی این حرفات چقدر توش شرکه؟ میدونی چقدر مزه ی کمبود میده ! فکر میکنی فقط همین یه آدم توی این دنیاست …نه بابا اینقدر پسرای بهتر و جوون تر هم سن خودتو زیبا تر و شخصیت بهتر هست که نگو …از کی میخوای بپرسی؟ بیا از من بپرس که آدرس تک تکشون رو دارم …
حالا من از تو میپرسم …اگر یک پسر هم سنو سال خودت با تمام اون ویژگی های ظاهری و شخصیتی که دوست داری …
اگه الان کنارت بود …باهاش قرار میزاشتی …لذت میبردی …آیا دیگه به این فردی که الان فهمیدی ناخواسته ات هست اصلا فکر میکردی ؟
با تعجب به خودم نگاه میکردم …
_معلومه که نه …من اگه اونو داشته باشم حتی دیگه به این فرد فکرم نمیکنم ….
کما اینکه با بودن در کنار هم فرکانسی هامم اصلا به نبود اون توجه نمیکنم و غصه نمیخورم …. وقتی پیش یکی از دوستام که دختره …دوست عزیز و دیرینه و هم فکر و هم فرکانسی هست و چقدر توی همون دو ساعت سه ساعت 4 ساعت که به قول استاد میگن تلفنی اصلا متوجه گذر زمان نمیشیم چقدر لذت میبرم …دیگه فکر کن اون جنس مخالف عزیزم …با اون ویژگی ها وای بریم چقدر لذت ببریم ….
یه چیزی شبیه به رابطه ی دوست داشتنی و لذت بخش استاد و خانم شایسته میاد جلو چشمام ….وای چقدر فکر کردن بهشم لذت بخشه ….
+حالت چطوره ؟
_عالیم خدا عالی …اصلا یه حس خیلی خوبی گرفتم ….
+حالا فهمیدی وقتی یکی توی فرکانس تو نباشه چقدر با نبودشم تو رو عذاب میده …چرا رهاش نمیکنی ؟
من آدرس اون فرد دلخواه تو رو دارم …
آدرس تو رو هم دارم …
تو فقط خودتو بیار توی مدارای بالاتر …اونم برای اینکه با تو آشنا بشه داره خودشو آماده میکنه و نمیدونی چقدر ذوق داره ….
اصلا بیشتر از تو هم ذوق داره چون من این وعده رو بهش دادم ….چون میدونم تو چقدر خوش ذوق و زیبا هستی ….
خودتو دو دقیقه توی آینه ببین …اصلا اینه نه …
برو دو تا فیلما که داداشت وقتی حواست نبوده ازت گرفته رو ببین …اون وقت میفهمی چقدر دوست داشتنی هستی و چقدر لایق کسی هستی که میخوای …البته که باید این لیاقتو درون خودت کشف کنی و به این آدمای دور و بر فعلی ات که حاصل فرکانس های پایین هستن نچسب …..
.
.
حق با تو عه …میدونی چقدر آروم شدم …علاوه بر اینکه تا حالا هزار بار بهم گفته من اون شخص در بهترین زمان باهات آشنا میکنم ….تو فقط روی خودت ،اهدافت ، خواسته هات تمرکز کن …..
آی قربون این خدا برم …
همین الان یوهو مامانم این بیتو خوند ….
کنار آب و پای بید و طبع شعرو یاری خوش …
ای جان دلم که یاری خوش …
طبع شعر …
عاشقی شاعر شدن
دل دادن و دل را گرفتن …
خنده و شوخی ز با بی عقلی خویش
از خدا گفتن ز بی عقلی خود
ز ایمان و موسی و زلیخایی
ز بیمار و ز درمان قربانی
ز ابراهیم و عیسی و دین و تسلیمی
ز هر آنچه که توحید در آن بینی ….
.
.
خدا رو شکر
خداروشکر
خداروشکر به خاطر این
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا
عاشقتم خدا جانمممممم
.
.
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿1﴾سوگند به خورشید و تابندگى اش (1)
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا
﴿2﴾سوگند به ماه چون پى [خورشید] رود (2) وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا
﴿3﴾سوگند به روز چون [زمین را] روشن گرداند (3) وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا
﴿4﴾سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد (4) وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا
﴿5﴾سوگند به آسمان و آن کس که آن را برافراشت (5) وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿6﴾سوگند به زمین و آن کس که آن را گسترد (6) وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿7﴾سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد (7) فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿8﴾سپس پلیدکارى و پرهیزگارى
نمیدونی چقد انرژی گرفتم مرررسی ک دست خدا شدی برام مرررسی از لطف و محبتی ک بهم داشتی عزیزدلممم
منم عاشقتمممم دختر خوش قلب خوشگل
اومدم رد پای امروزم و بزارم گفتم کجا بنویسم
ک این صفحه برام باز شد
الهی صدهزار مرتبه شکرت
حس خیلی خوبی دارم الان خداوند یکبار دیگه برام معجزه کرد وقتی ک بهش توکل کردم و حرکت کردم
تو ردپا هام اشاره کردم ک با هدایت خدا برطرف معجزه گونه دارم دندون هام و درست میکنم
ی دندون عقل کشیدم و یکی هم جراحی کردم ک خدا پولشو برام اوکی کرد وقتی ک فقط از خودش خواستم و فقط روخودش حساب کردم
خداروشکر الان تقریبا جای دوتاش جوش خورده یکی از دندون های آسیابم هم ی مدتیه ک ی درد خفیف داره گاهی اوقات دیشب ک با انگشت لثه م رو لمس کردم دیدم ی کم ورم کرده
خلاصه تماس گرفت ساعت 10 منشی باعشق جوابم و داد گفت همین الان بیا
بعد یادم اومد ک ویزیت دکتر 150 تومنه و من پول ندارم ،نجوا میگفت تو ک پول ویزیتم نداری میخوایی بری چیکار الان آبروت میره ول کن نرو
بعد یادم اومد ک سری اول ک رفتم ازم ویزیت نگرفت گفتم توکل ب خدا میرم خدا خودش همه چی رو اوکی میکنه برام
ولی باز میکفت اگه الان گفت اول ویزیت بده بعد برو داخل چی
گفتم من میخوام ایمانم و نشون بدم ببینم خدا چیکار میکنه برام
آقا من کرایه هم نداشتم خخخخخ گفتم الان چیکار کنم خدا
داداشمم سرکار بود چشمم خورد ب 50 تومنی ک برای
صدقه رو طاقچه زیر کولر بود
بعد ک فک کردم گفتم چرا ما هی صدقه میدیم و از پول صدقه هم میترسیم.
چون فکر میکنیم با این پولا خدا دیگه بلا سرمون نمیاره
خدا ک کاری ب ما نداره ما نتیجه فرکانس خودمون رو میگیرم پس اشکال نداره برش دارم و یاد کامنت یکی از دوستان افتادم ک پولی ک خانواده اش برای خوندن نماز قضا برای پدرشون رو حسابش ریخته بودن ک بده ب ی بابایی ک براش نمازقضاهاش بخونه ولی بانک ب جای قسد عقب افتاده از حسابش برداشتش کرد افتادم و فهمیدم ک کارم درسته
خلاصه وقتی رفتم مطب مریض داخل بود باید منتظر میموندم
ک برگشتم نگاهی ب سمت راستم انداختم دیدم ی پنجره ی بزرگ با ویوی درخت سرسبز هست گفتم چقددد ویو پنجره قشنگه و چ آرامش و انرژی داره اینجا
ک منشی خندید گفت آره بعد شروع کرد تعریف کردن گفت باورت میشه چند وقت پیش ک رفتم کرج اکثر خونه ها آپارتمانی بود و تو همه بالکن ها پراز گل های رنگی و درخت و نورپردازی بود چقددد قشنگ بود
فقط نیم ساعت داشتم بالا رو نگاه میکردم سیر نمیشدم از دیدنشون تو دلم گفتم ببین زکی چقد قانون خدا درسته چقد قشنگ من هدایت شدم ب این مطب و این آدم و دکتر فوق العاده خوش قلب مهربون
.خلاصه کلی حرف زدیم
بعد ک رفتم داخل ی احوال پرسی گرم با دکتر و دستیارش کردم و اونا هم باعشق پاسخ دادن
دکتر ک دندونام و معاینه کرد گفت اوضاع دندون هات خوبه دوتایی ک کشیدی خیلی خوب جوش خورده ولی دوهفته دیکه بیا ک اون دندون آسیابت و ک گفتی ،داره میرسه ب عصب درست کنم
گفتم سمت راست چی،با دقت نگاه کرد و تو آینه ای ک ب دستم داد آینه کوچیک خودش و دیدم ک ی قسمت دندون آسیاب ک سیاه شده بود گفت این باید زود ترمیم بشه وگرنه میرسه ب عصب
گفتم هزینه اش چقده گفت 2 ونیم گفتم وقت داری الان انجام بدی گفت آره
خلاصه گفتم ی زنگ بزنم برمیگردم زنگ زدم داداشم و جریان و گفتم، گفت چقد لازم داری گفتم 2 ونیم
ک 2و600 برام فرستاد الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر اینکه همه چی و برام عالی چیدی
رفتم داخل بی حسی و زدم و اومدم خداروشکر حساب کردم
بعد مریض بعدی رفت داخل
منشی ک خانم فوق العاده خوش قلب و مهربونی بود بهم گفت ی دوست دارم ک تو راه آهن زندگی میکنه شوهرش هم راه آهن کار میکنه
گفتم خب
گفت خیییییلی شبیه توعه،خندیدندش
حرف زدنش،رنگ چشاش،رنگ پوستش اصلا باهات مو نمیکنه گفتم چ جالب
تو دلم گفتم خدایا شکرت بابت این همزمانی ها و اتفاقات قشنگ
خلاصه کلی حرف زدیم بعد باخودم ک فک کردم من معمولا اینقد حرف نمیزنم
بعد دیدم ک ایشون همدار و همفرکانس من هستند چون تمرکز دوتامون روی زیبایی ها بود وحتی عکس و فیلم های گالری م ک از گل و درخت و طبیعت گرفته بودم بهش نشون دادم کلی ذوق کرد
خلاصه کار دندونم عرض 10 دقیقه ی رب تموم شد
خیلی راحت،آسون،عزتمندانه
بدون اینکه ازم ویزیت بگیره
بدون اینکه پول کم بیارم و حسم بد بشه
خدا به ایمانم پاداش داد و باعث شد ی دندونم ک نمیدونستم نیاز ب ترمیم داره هم راحت بدون دردسر اوکی بشه
الهی صدهزار مرتبه شکرت
مرررسی ازت دوست عزیزم
بخاطر اینکه پیغام ربم رو بهم رسوندی
من آدرس اون فرد دلخواه تو رو دارم …
آدرس تو رو هم دارم …
تو فقط خودتو بیار توی مدارای بالاتر …اونم برای اینکه با تو آشنا بشه داره خودشو آماده میکنه و نمیدونی چقدر ذوق داره ….
اصلا بیشتر از تو هم ذوق داره چون من این وعده رو بهش دادم ….چون میدونم تو چقدر خوش ذوق و زیبا هستی ….
من ایمان دارم در زمان مناسب ب شخص مناسب ک خداوند برام کنار گذاشته همدار میشم
وامروز هم نشونه اش و دیدم وقتی ک از مطب اومدم بیرون سر راهم ی مزون لباس عروس دیدم ک چند دقیقه لباسهاشو نگاه کردم دیدم ی دختری تو اتاق پرو هست.
ک لباس عروس تنش هست خییلی زیبا بود و خوشگل گفتم ببین زکی این نشونه اس برای تو
و دوروز پیش هم هدایت شدم ب کامنت زیبای ساناز عزیز ک تو آرایشگاه بود داشت آماده میشد برای جشن عقدش
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر خوشبختی دوستم ساناز و رابطه ی عاطفی زیبایی ک بهش هدایت شد
این نشون میده ک میشود ک امکان پذیراست داشتن و تجربه ی یک رابطه ی زیبای عاشقانه و الیته توحیدی
الهی صدهزار مرتبه شکرت رب العالمین
سپاسگزارم
.عاشقتم ملیکای من ،فقط باید ادامه داد این مسیر رو
همه جی ب صورت طبیعی خودش در زمان مناسب اتفاق میفته وقتی ک از مسیر لذت ببریم و نچسبیم ب خواسته هامون
و ی چیز دیگه ک یادم اومد
میدونی من همیشه فک میکردم ک چون خودم پول ندارم و سرکار نیستم نمیتونم دندون هام و درست کنم ذهنیتم این بود
و برای همین اگه دندون درد هم داشتم نمیکفتم بخاطر احساس عدم ارزشمندی
ولی الان باور کردم ک میشه و میتونم چون من ارزشمند هستم سلامتی من آرامش من ارزشمند هست
من لایق ک دندون های سالم و خوبی داشته باشم
برای همین هدف این مدتم ترمیم و درست کردن دندون هام بود
ودیدم ک خداروشکر وقتی ذهنیتم و تغییر دادم بقیه چیزا خودش درست میشه وقتی ک فقط از خدا درخواست میکنم و فقط رو خودش حساب میکنم و اونم آسانم میکنه برای آسانی ها
الهی صدهزار مرتبه شکرت ک روز ب روز زندگیم داره زیباتر ،روانتر،نرم تر و لذت بخش ترمیشه
امروز خیلی بهم خوش گذشت وقتی ک اعتماد کردم ب خداوند و سپردم ب خودش
چه کار قشنگی …یعنی هر روز میای و روزت رو تعریف میکنی ؟
اینجوری برای خودت رد پا میزاری …
فدای تو بشم با این ایده ی خلاقانه و قشنگت …
راسش صبح برام ایمیل اومد که یه کامنت جدید دارید فکر کردم مال قبلیاس گفتم ولی بزار یه بار دیگه چک کنم شاید جدید اومده باشه و اومدم توی سایت و دیدم بله …زکیه ی عزیزم پیام داده ..ولی کدوم فایل ..در پاسخ به کدوم کامنت ….
نمیدونم ….
پس زدم روش و برای اینکه یادم بیاد رفتم از اول خوندم …
کامنت خودم رو هم خوندم و چقدر از این سوره لذت بردم ….
چقدر از شعری که گفتم لذت
چقدر از حرفای خدا لذت بردم …و میدونی چقدر به تک تک این کلمات نیاز داشتم ….
صبح که کامنت زیبای تو رو توی مینی بوس که داشت به طرف دانشگاه میرفت خوندم …اینقدر این تعهد و انرژی رو دوست داشتم که نگو ..
پس همون موقع به خودم گفتم منم دوست دارم مثل آجی زکیه بنویسم …روزم رو رد پا هام رو …اما آخه خدا یا چی بنویسم …پس یه کار کن …من قول میدم رد پا بنویسم تو اتفاقات شگفت انگیز رو جوری برام رقم بزن که زیبا ترین روز رو تجربه کنم یه کامنت پر بار باشه …
نمیدونم ولی الان ساعت 18 و 41 دقیقه است و حدودا 10 یا 11 ساعت از اون موقع گذشته و هر لحظه انگار خدا بهم میگه …چشم قربونت برم …
میدونی چرا …
بزار از صبح برات بگم …
ولی اول باید بگم که برای اینکه درک کنیم دو شخص در موقعیت های مشابه با کنترول ذهن چقدر نتایج متفاوت میگیرند نفر دوم داستان دوست من هست به نام سحر که دیر بیدار شده بود و عینا پیامایی که برام فرستاد رو میزارم ….
خب من دیروز از بس خسته بودم و بعد دیدن یکی از استادام دوباره منو به گذشته برد …حالم زیاد خوب نبود …
خلاصه تا شب خوابیدم و دیشبش حدودا شاید بگم 1 ساعت خوابیدم…
اما سعی کردن اون قضیه رو حل کنم و صبح خودم رو شاد کنم و فقط به روز زیبایی که قراره تجربه کنم فکر کنم …
خلاصه آهنگ گذاشتم و کلی با آهنگ خوندم و رقصیدم …
کمک برادرم کردم تا به مدرسه اش بره و بعد داداشم رو بیدار کردم تا با هم بریم دانشگاه …ولی اون دیر بیدار شد و طبق معمول اگر به اتوبوس 7 صبح نمیرسیدند باید تا 7و ربع صبر میکردیم و توی اون ترافیک سوار اتوبوس میشدیم…
تا داداشم اومد کاراشو بکنه، نگاه به ساعت کردمو دیدم 6 دقیقه به 7 شده و اوتوبوس تقریبا 5 دقیقه دیگه میرسه و مسیر خونه تا ایستگاه بیشتر از 7 یا 8 دقیقه بود …
به خودم گفتم لازم نیست عجله کنم …حتی اگه بدوم …ممکنه نرسم ..پس بهتره حسم رو خوب نگه دارم …مشکلی نیست با اوتوبوس بعدی میرم …پس ذهنمو کنترول کردمو نزاشتم بار روانی روی خودم و داداشم ایجاد کنم که ؛ حالا دیر میرسیم میوفتیم توی ترافیک و…
…خلاصه ما رفتیم دم ایستگاه و اتوبوس 7 و ربع رسید …منم با کنترول ذهنم بدون اینکه مثل دفعات قبل هول بزنم یا نق بزنم ..و بگم وای دیر شدو و چقدر شلوغه و اینا سوار شدم و وویس استاد توی گوشم و بود و سعی میکردم فقط توی لحظه باشم و هماهنگی های حتی چند لحظه بعد رو به خدا بسپارم …
خلاصه که حدودا هفتو 30 یا 35 دقیقه
رسیدیم ترمینال که تازه سوار مینی بوس های دانشگاه بشیم …
قبلش توی گروه رفت و آمد ،دو نفری رو از مسیر دیگه پیدا کرده بودیم که با هم اسنپ زدیم و وقتی دیدم اتوبوس ما اومد و اونا هم مکانی که گفته بودن رو رد کرده بود با اینکه اسنپ گرفته بودیم اینو نشانه ای دیدم و گفتم من لغوش میکنم و رفتیم ترمینال …
وقتی دیدم ساعت 7و35 دقیقه است سعی کردم خاطرات و ورودی های قبلی که میگفتن نمیرسی دانشگاه رو کنترول کنم …
و دیدیم که یه اتوبوس و مینی بوس پر شده و هیچ اسنپی هم قبول نکرده …
همون موقع مینی بوس زردی که البته مال دانشگاه داخل نجف اباد بود اومد و گفت بیاین من میرم دانشگاه آزاد…با اینکه اونا فقط باید دانشگاه سمیه که داخل نجف آباده ببرند …خلاصه سوار شدیم و گفت ولی 30 تومنه و ما گفتیم اشکال نداره و مینی بوس همون موقع پر شد …خیلی حس خوبی داشتم الان دیگه 7 و45 دقیقه بود و راه حدودا 40 تا 1 ساعته رو باید به دانشگاه میرفتیم …
(سحر :
ملیکا خوابم برد اصلا نه رو پوش اوردم نه جا کارتیما اوردم️️ فقط پریدم بالا راه افتادم
من :
اشکال نداره…یه کاریش میکنیم
منم تازه سوار شدم …
بیا دوتایی بریم سر آزمایشگاه 9 شروع میکنه …
سحر ؛
سکشن دوم تکوین از کی تا کیه میرسیم 12و45 بریم سر دفاع
وای سگگگگ تو این شانس سرنگ هم یادم رف بیارمممم
خدما جا نزاشتم خیلیه
اه اعصابم خورد شد
من :
عه راست میگی ….پس باید سکشن اول بریم …سرنگ دیگه چرا ؟بیخیال بابا …
سحر :
گف هر هفته داریم خونگیری
ووای خدایا چرا امروز همچبنهه
من :
نه بابا ..؟به ما نگفت ..
اشکال نداره سحر پیش میاد ….)
.
.
وقتی اول راه ترافیک رو دیدم نجوا های ذهنم شروع شد که وای چرا از اینطرف رفت چه ترافیکی اینجوری که تا صبح نمیرسیم….وقتی دیدم باز داره مغزم بازی در میاره سرمو کردم توی موبایلم اومدم توی سایت و کامنت زیبات رو با عشق خوندم …
بعدش یکم فایل های استاد رو گوش دادم و به طرز عجیبی راه انگار باز شده بود و ساعت 8 وقتی زدم روی مپ که ساعت چند میرسیم زد 30 دقیقه دیگه …
باورم نمیشد …
خلاصه رفتیم و وقتی رسیدیم ساعت 8 و 25 دقیقه بود
باورم نمیشد …به راحتی و به خوبی رسیدیم و طبق قراری که با دوستم گذاشتیم میخواستم کلاس اولمو جابجا کنم که با هم باشیم …بر عکس دفعات قبل این کار این دفعه حس خیلی خوبی بهم میداد…
رفتم داخل دانشگاه و سوار اوتوبوس های داخل دانشگاه شدم …به چه راحتی اصلا انگار اتوبوس اونجا وایساده بود تا من برسم و 5 دقیقه ای گذاشتمو دانشکده و من 8 و 30 دقیقه توی کلاس بودم ….و به استاد سلام کردمو گفتم که میخوام امروز به جای سکشن بعدی این سکشن بیام و برعکس دفعات قبل که بد اخلاقی کرد که نه شلوغه و اینا گفت باشه …
ساعت دیگه 7و 35 شده بود
استاد هنوز درسو شروع نکرده بود
(من ؛ کجایی؟
سحر ؛ تو راه
من ؛ من رسیدم
.
8و 45 دقیقه
.
سحر ؛ منم دم گیتام [ منظورش دم دانشگاهه …حالا باید سوار اتوبوسای دانشگاه میشد تا برسه دانشکده ]
من ؛بیا جلو جلو جا گرفتم برات
سحر ؛ممنون شرو کرده؟؟
من ؛ اره
سحر ؛ وای اتوبوس نمیاد
من ؛ عجله نکن بی خودی ….آروم باش
سحر ؛ امروز همه چیز دست به دست هم دادن چرا آخه اتوبوس نمیاد یعنی چ من نمیفهمم
8:51
سحر ؛اومد
بالاخره دوستم رسید و با اعصابی خورد ….
تقریبا دوتامون با هم راه افتادیم ولی حس ها و حتی زمان رسیدن به کلاسمون از زمان تا آسمون تفاوت داشته …تازه بد تر از اون چون از اول کلاس نبوده و نمیدونه جریان چیه یا استاد چیو درس داده اعصابش خورد تر بود …تا من که دیدم اینطوریه در حد چند تا جمله براش توضیح دادم …
تا ساعت 9 هنوز نفهمیدم چرا خدا بهم گفت این سکشن بیام این کلاس تا اینکه برقا رفت …
من اون لحظه خیلی خوشحال شدم …چون کلاس خودم آزمایشگاه و کار با میکروسکوپ بود و حالا که برق رفته بود عملا کلاس تا دو ساعت دیگه کنسل بود …
خلاصه که خیلی خوشحال بودم و سکشن بعد رفتیم که به کلاس بعدی برسیم و حتی کلاس بعدی یه ربع دیر تر شروع شد تا برقا بیاد …
اونجا گلوبول های خون رو دیدم و چقدر خوشحال بودم که کار های هفته ی پیش که خودم با استاد انجام داده بودم به نتیجه رسید تا استاد بهتر بتونه برای بچه ها توضیح بده که قطره ی خون رو قبل از اینکه بزارند زیر میکروسکوپ باید چطور روی لام بکشند…
شاید با توضیحات استاد همه فکر کنند این چیزیه که هر سال استاد به اونا میگفت اما پشت صحنه چیز دیگه ای بود و اون استاد اولین بارش بود و هفته ی پیش با کلی آزمون و خطا من و استاد فهمیدیم چه روشی رو پیش بگیریم بهتره …و چون من خیلی سریع تر کار ها رو میکردم و روش های مختلف رو با لام های مختلف امتحان میکردم خیلی هم زود به نتیجه رسیدیم …
خلاصه بعد از اون ساعت 12 بود و ما میخواستیم بریم سلف غذا بخوریم و قبل ساعت 12 و 45 سر کلاس باشیم چون این استاد خیلی روی به موقع سر کلاس اومدن حساسه …
خلاصه که دویدیم و دیدیم اوتوبوس داره میره جلوش دویدیم و برعکس دفعات قبل که نمی ایستاد گفت بچه ها بپرین بالا …ما هم تشکر کردیم و من سر دست اندازه افتادم زمین ولی با شادی پا شدم و گفتم چیزیم نشد و پریدیم بالا اتوبوس …
تا یه ربع بعدش داشتیم میخندیدیم …
دوستم گفت من یوهو کنارم رو نگاه کردم دیدم ملیکا نیست …خخخخخ
خلاصه رفتیم سلف و دو تا جوجه خوردیم و سریع هم نوبتمون شد و ده دقیقه ای غذامون رو خوردیم و راه افتادیم به سمت کلاس بعدی و حتی 5 دقیقه قبل کلاس اونجا بودیم …
باید یه تحقیق میدادیم و من با هوش مصنوعی تحقیق رو گرفتم و سر کلاس نوشتیم تا آخر کلاس تحویل بدیم …دیگه آخرای کلاس من وویس استاد رو گذاشتم تا فارق از اینکه کلاس خسته کننده و به درد نخورده یه چیزی یاد بگیرم …
خلاصه که به خیر و خوشی گذشت ..بعد کلاس داداشم زنگ زد و به هم رسیدیم ومیخواستیم با هم برگردیم …
و من از دوستم جدا شدم …
وویس استاد توی گوشم بود و من و داداشم پیاده رفتیم تا دم در و به خدا گفتم که خودت دو نفرو جور کن تا راحت با هم اسنپ بگیریم …
از در که خارج شدیم یکی اومد جلومو گفت شما میخواین برین ترمینال صمدیه گفتم آره…میاین اسنپ بگیرین گفت آره…ایستادیم یه نفر دیگه اومدو 4 تا شدیم و اسنپ گرفتیم و با نفری 26 تومن رفتیم …
چقدر حس خوب گرفتم …
بعد که سوار شدیم یکی از بچه ها گفت تو چه رشته ای گفتم ژنتیک …
گفت ترم چندی گفتم من 4 گفت من 6 هستم و کلی از استادا برام گفت و کلی درباره ی نحوه ی آزمون گرفتن و حتی اینکه چه درسایی رو برداری خوبه و اینا …و گفت اگه هر ترم حدودا 20 تا برداری مثل من 7 ترمه تمومی …خلاصه که کلی خوش گذشت و حتی شمارشم گرفتم …
قبلش میتونستم دم دروازه تهران پیاده بشم و با همون اتوبوسا برم ولی انگار یه حسی بهم گفت نه پیاده نشو …
بعد که در مقصد پیاده شدیم با هم خدا حافظی کردیم …که یکی از همونا با من دم ایستگاه موند و بعد ازم پرسید چطور میشه از اینجا بریم پل وحید گفتم بیا با من بریم گفت نه الان میان دنبالم کلا خواستم بدونم …گفتم با خط 94 ….گفت عه چه راحت ….
گفتم شما کجا میری گفت وحید گفتم ما هم همونجا میشینیم باغ دریاچه …
تازه ترم یک بود وفکر کنم جایی رو زیاد بلد نبود …بهش گفتم میشه منم باهاتون بیام گفت آره…
گفتم خیابان باغ زیار میشینی گفت نه کوچه باغ برج توی باغ دریاچه گفتم عه خوب ما یه کوچه قبل شماییم ….
خلاصه به چند دقیقه نکشید خالش اومد دنبالش و گفتم میخوای اول بپرسی و پرسید و خالش گفت آره حتما ….و منم سوار شدم و سریع منو تا حتی دم کوچمون رسوند …
خلاصه که زود رسیدم خونه …بعد با داداش کوچیکم یه فیلم دیدیدم که درباره ی قواصی بود و یادم به استاد افتاد …
داداشم گفت توی کیش یه جایی هست که میزارند با راهنما قواصی کنی …
بعد یادم افتاد که امروز روز دختر بود و دوست داشتم برم برای خودم یه جوجه بخرم …از همون خوشگلا که استاد داره …وای من عاشقشم …
به داداشم که گفتم گفت اوکیه از اینطرف میریم جوجه رو میخریمو میریم لب آب زاینده رود و توی پارک …خلاصه ساعت 5 بود رفتیم جوجه خوشگلو فرز و قشنگم گرفتیم و رفتیم لب آب توی پارک …برای جوجه یه جعبه برداشتم با ماژیک براش در و پنجره کشیدم و بالای خونه نوشتم welcome to paradise و روی در نوشتم
We trust in God
چه حس خوبی داشتم ….
خلاصه رفتیم دم آب و من رفتم با جوجه توی چمنا نشست و داداشم با توپ بسکتبال رفت توی زمین بازی و با بقیه بازی کرد …
همینجور که نشسته بودم یوهو دو نفر دختر خوشگل که به نظر میومد هم سن من باشن اومدن گفتن وای جوجشو ببین …و اومدن کنارم نشستن …اینقدر ذوق کرده بودم ….
کلی باهم حرف زدیم و بعد یکیشون رفت 3 تا بستنی گرفت و با هم خوردیم …
ولی چقدر اینا آدمای فوق العاده ای بودن باورم نمیشد که مال سال 69 باشن …اینقدر مهربون و خوب بودن …کلی با هم حرف زدیم و حتی شماره ی هم رو هم گرفتین …
چقدر خوش گذشت …حدودا شاید بگم یه یکی دو ساعتی پیش هم بودیم …
شابد باورتون نشه ولی بهش گفتم استاد عباسمنشو میشناسی ؟ گفت آره…گفتم الان نمیدونی چه حس خوبی ازتون گرفتم الان دقیقا حس سفر به درو آمریکا استاد رو دارم
..خدایاشکرت …باورم نمیشه …
خلاصه بعدش یه فیلم گرفتیم و شماره همو گرفتیم و خداحافظی کردیم و بعد با داداشم برگشتیم خونه …دیگه ساعت 7 شده بود …
یه روز پر از اتفاقات با حال …
پر از هم زمانی …
راستی روز دختر بر تمام دخترایی که دارند این کامنت. میخونند مبارک ..
زکیه عزیزم روز تو هم مبارک نفسسسس
خلاصه اومدیم خونه و بعدش داداش بزرگم با کلی کیک اومد خونه و گفت بیا عزیزم برات کیک گرفتم جشن بگیریم ولی راسش خیلی خوابم میومد .. کلی تشکر کردم و جشن و موکول کردم به فردا …راستی پدرمم کلی مرغ و گوشت و اینا گرفته بود …تا اگه خواستیم بعدا بریم لب آب جوجه کباب کنیم ….
خلاصه ..اینم از امروز من …
عاشقتم دختر …
مرسی که هستی …
راستی دوستایی که توی پارک دیدمشون توی آنلاین شاپ کار میکردن…با اینکه رشتشون معماری .بود ..
من یکمی تعجب کردم و اونا گفتن چرا تعجب کردی …گفتم آخه من فکر میکردم کسی که یه چیزی رو دوست داره توی همون رشته میره و کار میکنی و بعد ها شرکت میزنه و اینا …گفت آره ولی اینا رویاهای 20 سالگیه
…کلی خندیدیم و گفتم آره راست میگی البته منم دوست ندارم توی این رشته این کارو بکنم …
گفت مگه چه رشته ای؟ گفتم ژنتیک …گفت چرا دوسش نداری …گفتم چرا خیلی دوسش دارم ولی یه چیز دیگه رو بیشتر دوست دارم
گفت چی …؟
گفتم نویسندگی …
وای کلی ذوق کردو گفت ایشالا کتابات رو بخریم و اینا …
وای خدا من …
منم دوست دارم به زودی این نسخه چاپ بشه …
باورتون میشه …ظهر که رفتم با داداش کوچیکم فیلم ببینم بعدش یه مستند درباره ی نویسندگی فیلما بودکه دوبله بود و چقدر زیبا بود …انگار خدا اون موقع اونو آورده بود تا من از تلویزیون ببینم …خدایاشکرت…
عاشقتونم
مرسی که هستین …
راستی یه کانال درسی دارم که توی یک و نیم ترم الان 117 تا عضو داره چقدر هم دانشگاهی و هم کلاسیام ازم به خاطر محتوایی که توش میزارم ازم تشکر کردن …ایده ی خدارو اجرا کردم ولی راسش نه همشو …چون خدا گفته بود برای این خدمات پول بگیر هرچند ناچیز ولی من رایگان گذاشتم ..
ولی الان از طرفی راضیم …چون میگم من محتوا رایگان میزارم …مثل استاد …بعد محتوای پولی …
خدایاشکرت
مرسی که هستید …همتون …عاشقتونم …
در پناه لله یکتا باشید
یه چیزی بگم …الان که داشتم کامنتو ویرایش میکردم یه توت خوش مزه افتاد روی سرم …وای دوست دارم فقط برم لابلای درختا
نه فقط یک یا دو دیوار و پنجره و بقیه دیوار و حیاط پشتی
بلکه به طرز هوشمندانه ای از هر طرف به طبیعت بکر نما داره
4 خدایا شکرت خدای من قانون خلا رو دیدی؟
تخت بزرگ و قدیمیه که کارایی کمتری داشت که رفت
زیبا و کارا اومد
خوش اومد
5 خدایا شکرت به به بعد عمل
چقدر عالی حجمش شده
6 خدایا شکرت عجب روتختی زیبایی
7 خدای من شکرت چقدر دیوار و طرح چوب بی نظیره
8 خدایا شکرت
زندگی یعنی حل مسائل
بزرگتر شدن ازشون
و سادگی و کارایی و لذت بیشتر
9 خدایا شکرت برای اییا که انقدر امکانات بی نظیری برامون فراهم کرده
خدارو شکر میکنم برای هدایتت که بهش کردی و عملی که کرد و این ابتکارات انسان خالق کن وسایل رو زد و هی هربار بهتر و بهتر و گسترشش داد
10 خدایا شکرت چقدر طرح روتختی زیباست
واقعا ایول به سلیقتون
11 خدایا شکرت دقیقا
گمونم برای هممون این مسئله بوده
اما خدای من یک ذهن ثروتمند به دنبال بهبود هایی حتی کوچیکه چون میدونه قدم هایی کوچیک نتایج و لذت هایی بزرگ رو میسازن
12 خدایا شکرت من عاشقتم مریم جان
و بی نهایت تحسین میکنم
اهمیت دادنتو به تمیزی و نظم محیز اطرافت
13 خدایا شکرت وقتی شما دنبال حل مسئله و بهبود هستید هدایت میشید در زمان و مکان درست به ایده هایی که مسئلتونو حل کرده
14 خدای من خدای من خدای من
من تحسین میکنم این ذهن ثروتمندو
با ایده ساده
بدیهی و در دسترس همه
مسئله رو حل کرده
به به چه کاری کرده
خدای من اینا همه داره به من میگه
ستایش برای ثروتمند شدن
برای موفق شدن برای لذت بردن و برای هر انچه که میخوای
یه ایده و کار شاخ و عجیب و غریب و برزگ و غولپیکر و جدید نیاز نیست
فقط بهبود بخشی روندی ساده با ابزار و ایده های سادس
فقط نیاز به تفکر و گشودن راه دریافت هدایت هاست و همراه شدن باهاش
مثل پیام میمونه
پیاما برات میان و پیامای بقیه برات ارسال میشن فقط کافیه جلوش نگیری و اینترنتو خاموش نکنی
15 خدای من چقدر ساده
ذهن ثروتمندشو که از این گیره هایی که با یک ذهن ثروتمند دیگه خلق کرده استفاده و با چیز ساده کش (هر انچه برای حل مسئله نیاز داری هست موجوده نمیخواد بسازی فقط استفاده کن کش و فنر و گیره ها موجود بودن فقط استفاده کرد به کار برد ترکیب کرد کاراش کرد مسدله حل کرد)این مسئله رو حل کرده به به واقعا به به
16 خدایا شکرت اسانی اصل این جهانه
17 خدیا شکرت و اگه سخت بگیری جهانم بهت سخت میگیره
اسان گیر برخود کارها
کز روی طبع جهان سخت میگیرد برمردمان سخت کوش
18 خدایا شکرت خدای من حتی بسته بندیشم سادس
ببین با تکه ای مقوا و تا کردن کش و پلاستیکی مکعب شده
خدایا شکرت حتی کار دفترچه راهنما و…….رو ساده و اسون کرده
با یه عکس واضح با تولید محصولی ساده همه چیو حل کرده به سادگی و قابل فهم قرارش داده
19 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که انقدر زیبا توضیح میدی
کی میتونی انقدر عالی و زیبا توضیح بدی؟
وقتی خودت بفهمیش
کی میتونی با قانون به بقیه کمک کنی؟
وقتی خودت به خودت کمک کنی و پیشرفت کنی
20 خدایا شکرت و دوباره الارمی دیگر
به میزانی که مسائل بیشتری رو برای افرادی بیشتر حل و روندی رو ساده میکنی و به جهان کمک میکنی ثروت میسازی
21 خدای شکرت به به به این پنجره بزرگ و ویو نابش
وقتی چشماتو صبح باز میکنی
خداوند با زیبایی هاش این روز جدیدو بهت خیر مقدم میگه
22 خدایا شکرت چقدر لذت میبرن پرده هم نزاشتید برای زیبایی
و نور و ویو رو دریافت میکنید
و چقدر خوب که کارا هم هست و افتاب شدید و اذیت کننده نیست
23 خدای شکرت بری این کمد اینه ای زیبا
که فضای اتاقو واقعا بزرگتر و بهتر نشون میده
عالی
24 خدایا شکرت به به چقدر در زیباست
چقدر زنگ ملایم و لطیفی داره
چقدر عالی تراشیده و سیقل خورده و لطیفه دلم میخواد بچسبم بهش
25 خدای شکرت چقدر دستگیره زیباست
26 خدایا شرکت چقدر خوبه که لولا در اینوره که میشه پشتش میز گذاشت
27 خدایا ایول اینم یه ایده بهتر
این باز اینجا گذاشتید و فضای میز نرفت
و چقدر ترتمیز و عالی
28 خدایا شکرت به به جانم بازم کلی تولد در راهه
29 خدایا شکرت چقدر نامحدودیت هیچ محدودیت تعدادی رای تولد و بیشتر و بیشتر شدن نیست
30 خدایا شکرت چقدر لذت میبرم با اینکه شما گوشت نمیخورید و این جوجه ها براتون خوراکی نخواهند شد انقدر با عشق بیشترشون میکنید نگه داری شون میکنید مراقبشونید خدای من همه چیز عشقه
31 خدایا شکرت تکامل
17 روز تکاملشونو طی کردن
و 5 روز از تکامل برای تولد مونده البته 4 روز
و بعد قدم بعدی تکامل در رشد
32 خدایا شکرت چه اسپیر بزرگ و زیبایی
33 خدایا شکرت عاشقتم استاد که استپ میزنی و با کلامت عشق جاری میکنی
34خدای من شکرت چه رابطه زیبایی
بنا شده بر باورای درست
تحسین میکنم
35 خدایا شکرت چقدر این فرش زیباست
چقدر اندازش عالیه و زیر مبل نرفته
36 خدایا شکرت من عاشقتم استاد که در تمام موارد زندگیت حتی در تدوین هم به دنبال بهتر و ساده تر هستی و دراز میکشی و در راحتی تمام این کارو میکنی
37 خدایا شکرت برای این گزینه دوبرابر کردن سرعت
38 خدایا شکرت به به چه بک گراند محشری
39 خدایا شکرت این فایلو دیروز گرفتیم یعنی
عادت به تعویق ننداختن چند روز و هفته و همین فرداش تدوین و قرار دادن
40 خدایا شکرت فکر کردم اصل بقای اصلحه بعد فهمیدم
اووووووووووووووووووووووووووو
اها ن
اون فایل ارزشمدیه که استاد گفتید مریم جون در پارادایس موندن و مامانتون زندگ زد و در باره باور ها و شیوه درست گفتید
و الان یه نشونس که دوباره گوشش کنم
بریم پیداش کنیم انشاءالله بعد این کامنت یا فردا ببینیمش
خب گمونم قبل به روز رسانی سایت دانلودش کرده بودم حذفش کردم
دوباره دانلودش میکنیم ییییی
اها پیداش کردم
هرکی خواست دانلود کنه
در دانلود ها ص 2 عشق واقعی از دیدگاه استاد عباسمنش
داره دانلود میشه(ایموجی لبخند)
41 خدایا شکرت عالیه دیگه به قول استاد اخرت به تعویق ننداختنه
ببین دیروز بعد از ظهر گرفته صبح زود داره تدوین میکنه
حتی نزاشته شب یا ظهر
قبل از صبحانش
ایول
42 خدایا شکرت چقدر همه چی زیبا تمیز و عالیه
43 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که صبح زود داری با عشق فیلم میگیری
43 خدایا شکرت به به این قفسه هم اماده شد
44 خدایا شکرت چه چوبای زیبایی
45خدایا شکرت به به خدایا شکرت برای این قابلمه ها ماهیتابه ها و تنوعشون و کاربردشونو شیوه شونو سادگی ای که برامون فراهم کردن
46 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که قابلمه هاتم رنگی و شادن
47 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که انقدر با اعتماد به نفس و تفکر کننده ایده های خوب میدی و بیانش میکنی
48 خدایا شکرت ایول واقعا خیلی این طبقه ساده کمک کرده از فضا و نعمتها بیشتر استفاده کنیم
49 خدایا شرت چه برقی میزنن قابلمه ها
50 خدایا شکرت چقدرم زیبا بر اساس اندازه چیدی رو اون طبقه ابتکاریت
51 خدایا شرت منم یه ایده براتون دارم
که البته ممکنه تا الان زده باشینش
میتونین داخل این قفسه ها ال ای دی نسب کنید و روشانایی خوبی رو مهمون کنید
52 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که به همه جا دسترسی اسان هم فکر میکنی و ایده هایی که به ذهنت میرسه اینشرایطو برات فراهم میکنن
وقتی در مدار باشی
53 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که همینجوری فقط برای دکور زیبا نمیچینی
و بر اساس کارایی و استفاده و دسترسیت میچینی
54 خدایا شکرت ماهم قابلمه ها و ماهیتابه و……….که خیلی بزرگن و سال تا سال استفاده نمیکنیم توکابینت های بالا و بالا پشت بوم گذاشتیم و در کشو هم بر اساس اندازه تو همن
که غالبا کوچکترین که رو ترینه بیشتر مصرف میشه و وسایلی مثل توری برای کباب کردن مواد غذایی و ماهیتابه بزرگ کشو پایینی
و حتما میتونیم بهبود های بیشتر و بهتر هم در کابینتهای دیگه بدیم و سرلوحه زندگیمون اسانی و بهبود و کنترل کانون توجه رو قرار بدیم
55 خدایا شکرت برای این تنوع و کاربرد حتی دسته های ماهیتابه ها
56 خدایا شکرت خدای من چه طبقه خوشمزه ای
مخصوص قهوه و شکلات داغ
اووووووووم
57 خدایا شکرت خدای من چقدر جای کارد باحال و خوبه و عالی درست شده چقدر ساده و کارار
59 خدایا شکرت حتی جای کاردم با خونه ست و چوبیه
60 خدایا شکرت برای خلا ایجاد کردن و برداشتن دیوار که روشنایی و زیبایی اورد
61 دایا شکرت برای در دسترس بودن دستگیره ها و نبودنشون تو کشو و…….
61 خدایا شکرت دقیقا مثل جا قاشقی و روغن و…که ما کنار گاز میزاریم
یا سطل اشغال نزدیک ظرف شویی برای اسانی و کارایی بیشتر
یا خشک کن که ظرفای خیسو میچینی
هیچ وقت اونور اشپز خونه نیست
اصلا منطقی و طبیعیشه که در دسترس باشه
همیشه اسانی و کارایی و در دسترس بود طبیعی ترین حالته نه دکوری بدون کارایی
و منم باید سعی کنم در اتاقم و…اینطوری بهتر و بهتر عمل کنم
اولویت
62 خدای من شکرت صندلی های زیبامونم چوبین چه رویایی
63خدایا شکرت ارزش تضاد
تمام بهبود ها و پیشرفت های بشریت حاصل
برخورد به تضاد و مسئله
برخورد درست باهاش
تولد یک خواسته
حرکت در جهتش
هدایت
و به حقیقت پیوستنش و حل مسئله هستواقعا خدایا شکرت
به به
64 خدای من به به چه فضا و هوایی چه اب زلالی
چه احساس خوبی
65 خدای من شکرت چه جمله زیبایی
چه احساس خوبی
این دیگه نعمتهای پردایس رو برما تمام کرد
قشنگ راضیمون کرد
66خدای من شکرت چه دوش زیبا سبک کم حجم و کارایی
67 خدیا شکرت عاشقتونم که ایده هاتونو اجرا و قدم قدم بهبودش میبخشید و بهره میبرید و عشق میکنید
68 خدایا شکرت چقدر این دریاچه وسیع و زیباست
69خدایا شرت چقدر زیبا با ساده کردن یک روند ساده دوش گرفتن و داخل خونه نرفتن اینهمه لذت مهمانتون شد
70 خدایا شکرت خدای من شکرت چه فضای رویایی ای
مریم جان شما چقدر محشر توصیفش میکنی
ماه
نقشش تو اب
اب روان
هوای تازه
جیجیرکا
دوش اب گرم
مگه دلت میاد بیای بیرون؟
خدای من
71 خدایا شکرت
یک خواسته ی جدید
یک تجسم جدید
و بزودی یک دریافت تازه
72 خدای من شکرت ببین این تکاملو که مریم جان قدم قدم به ترسش غلبه کرد و جهان باهاش همراه شد و حالا لذتی بهش داده که حاصل اون غلبه بر ترسش نه تنها از شب فراری نیست عاشق تجربه دوش تو شبه
73 واقعا خدایا شکرت
فراوانی رو میبینی
هرچقدر میگذره نعمتها بیشتر میشه
هرچقدر میگذره لذت ها بیشتر میشه
تفریح و بهبود و شادمانی و امکانات و سپاسگزاری و برکت و رحمت و هدایت و زیبایی بیشتری دریافت میکنیم
وقتی تمرکز به زیبایی ها میکنی هدایت میشی به زیبا یی ها و تجارب همواره بکر ومحشر تر
خدایا شکرت واقعا و خدامیداند در اینده چه لذت هایی
چه نعمتها و فرصت ها و برکات و خوشبختی و سپاسگزاری ای شامل حالمان شود
به به
74 خدایا شکرت ای جانم خدای من دلم نمیخواد در جا نخ سوزنی رو ببندم
رنگ و وارنگه
از همه رنگه
ها بوگو
75 خدایا شکرت خدای من ای جانم
حتی در استفاده از شامپو هم به ساده تر اندیشیدید و با یک قطعه ساده الان در دسترستونه
76 خدای من شکرت ساده گرفتنو میبینی
ال ایز وان میبینی
همه چیز در یک چیز
ساده گرفتن که نمیدونم هزار نوع شامپو و نرم کننده و صابون و…….نیست و و به سادگی یکی برای هرکدومتون
و ببین هر تقویت کننده و و تمیز کننده و نرم کننده که مو و بدن بهش نیاز داره هست داخل این شماپو
77 خدای شکرت چقدر شیشه ها تمیزن
78 خدایا شکرت خدای من میبینی هدایتو
مریم جان قدم اولو تعیین میکنه دوربینو میگیره
دیگه قدم قدم به سمت موضوعات و …..هدایت میشه
کی ؟
وقتی درو نمیبنده به روی هدایت وقتی میخواد و قدم برمیداره و رها میکنه
79 خدایا شکرت نامحدودیت رو میبینی؟
ازادی زمانی و مکانی و مالی و دری
حتی تعداد در ها هم اینجا محدود نیست
بی نهایت در خروج و ورود داره این بهشت ما
80خدایا شکرت به به چقدر شیشه ها تمیزن ادم حز میکنه هز یا حظ یا حض یا هظ یا هض
81 خدایا شکرت برای این میز و صندلی تمیز و زیبا
و اسان میشوید برای اسانی ها
همواره ساده تر
82 خدایا شکرت ازادی صندلی ای
هرجا بخوای صندلی هست و نمیخواد از این ضلع صندلی رو جابه جا کنی
83 ای جانم خدای من درخشش ابو ببین
84 خدایا شکرت چقدر این پرتو نور خورشید محشره خدای من ممنونم
85 خدایا شکرت چقدر زیبا مریم جان میخواد استادو نشون بده دیده نمیشه
دیگه نمیچسبه میره سریع سراغ موضوع بعدی
86 خدایا شکرت به به چکمه های زرد خوشرنگ و مرغ و خروسی و پادری عشقمون
87 خدایا شکرت به به گوش چرخکرده فرد اعلا برای جوجه های ناناز
88 خدایا شکرت عاشقتونم که با اینکه خودتون نمیخورید برای اونا میخرید و تقویتشون میکنید
89 خدایا شکرت چقدر این راه قشنگه
به خدا یه حسی بهم گفت پل صراط هم همینقدر زیبا و لذت بخشه
کسی که در این دنیا لذت ببره و زندگیشو بسازه و جهانو رشد بده
با لذت از پل هدایت میشه به لذت جاودان
90 خدایا شکرت فراوانی علایق و سلیقه ها
و فرصتی برای ثروت سازی
برای هر قشری از علایق
علاقمند به گوشت
مرغ ماهی
سبزیجات
و………..
91 خدای من شکرت برای این همه چیز همه جا داشتنمون برای این فراوانی برای این ازادی
که دوش و ظرف شویی و شیر اب و کولر و……..تو خونه لب دریاچه جلوی شاپ و……داریم
92 خدایا شکرت برای اینهمه فراوانی
سانتافه
نماد ثروت
اروی نماد نا محدودیت و فراوانی
موتور
نماد لذت و ازادی و فراوانی و بی انتهایی
جت اسکی
فراوانی لذت فراوانی تنوع و فراهمی هر لذتی ابی کوهی و خیابانی و…….
خدای من این دایره اتیش و تنه چوبای دورش که منو دیوانه کرده
خونه مرغا نماد
اندیشیدن به همه چیز
موجودیت راه حل های بینهایت برای هر مسئله ای
سادگی و کارایی
استفاده از وسایل و نعمتهامون برای خلق چیزای بهتر و جدید و بهبود مسئله مثل اسفالت و استفاده ازش براس سفق
شاپ نماد فراوانی
نماد سادگی
نماد لذت
نماد برکت
نماد نظم
نماد ازادی زمانی و مکانی و مالی و فضایی و تفریحی
واقعا خدایا شکرت اخه این سایت چیه که پرده ندیدن نعمتها کنار میره و زیبابینی و سعد در سپاسگزاری پدیدار میشه
چقدر عالی میشه کم کم قدم قدم زندگیم و هر صبحی که اغاز میکنم باز کردن چشام
اون پرده باشه که کنار میره و هر بار زیبا بین تر و شاد تر و خوشبخت و سعادتمندانه تر زندگی میکنم
93 خدایا شکرت حتی این جعبه هم نماد فراوانی مشتری و ثروت و کسب و کار و ثروت و نماد موهبت و معنویت ثروته که با حل مسائل خودش و زندگیش یک فرد ثروتمند ،کسب و کار بقیه رو هم رشد میده
94 خدایا شکرت جانم نور خورشیدو ببین چه درخشنده میکنه چمنا رو
95 خدایا شکرت خدای من این مرغا و خروسای خوشبخت و ازادمونو ببین
96 خدایا شکرت ای جانم چقدر سانتافمون زیباست
97 خدای من شکرت چقدر اینجا بزرگ و وسیع و زیبا و تمیز و فوق العادس
98 خدایا شکرت چقدر این درختا زیباست الله اکبر
99 اووووم به به خدایا شکرت برای این پسته تازه های خوشمزه
100 خدای من شکرت شما چقدر زیبا می اندیشی
چقدر درست موضوعاتو برسی میکنی
چقدر قشنگ از انجام کارات لذت میبری
و چون میتونی لذت ببری نمیخوای کس دیکه برات انجام بده و چقدر عالی برای ذهن منطقیت منطق میاری که واقعا چه کسی بهتر از من میتونه به من خدمت کنه
خدای من خدای من خدای
من در جهانی که فرکانس ها و ارتعاشات و انرژی ما زندگیمونو میسازه
کی میتونه بهتر من فرکانس خوب و لذت و پاکی و انرژی عشق منو بپراکنه در محیط که من لذت ببرم
خدای من شکرت
چه نگاه زیبایی با لذت حتی جایی که تمیزه رو تمیز میکنید و انرژیتونو میپراکنید و بعد ازش استفاده میکنید
خدای من واسه همینه که تو قسمتهای اولیه زندگی در بهشت دست شویی رو که تمیزه تمیز تر میکنید
خدای من تکاملو میبینید
هر قسمت این زندگی مثل پازلی برای ساخت بهشته واقعا خدایا شکرت
خدای من این یعنی استقلل یعین عدم وابستگی
یعنی خلاف اونچه از ادمای ثروتمند در رسانه ها نشون میدادند
خدای من شکرت چقدر من عاشق این شیوتونم
چقدر سعی میکنم با تکامل کم کم مثل شما عمل کنم
101 خدایا شکرت عاشقتونم که هدفتون ازادیه و در هر موضوعی حتی هتل به سمتش هدایت میشید و چقدر عالی که همجین گزینه ای هست که خونده رو اجاره میده
101خدای من شکرت اینجا انگار برعکسه غالبیت هست
من ترحیح میدم همش رستوران باشم
اما شما بهش میرسید سیر میشید و گاهی در سفر ترجیحتون غذای خودتونه
انقدر عالی در غذاتون انرژی عشق میدهید و لذت میبرید و فقط بهش به چشم کار نگاه نمیکنید
این واقعا عمل کردنش برام تکامل میخواد
102 خدایا شکرت خدای من تازه 10 دقیقه ای این فایل رفته
فقط 10 دقیقا و اینهمه اگاهی ناب
اخه کدوم ده دقیقه زندگی من انقدر مفید طی میشه
البته که چند ساعته پت کامپیوترم ولی دارم اگاهی های 10 دقیقه رو درک میکنم فقط خدای من شکرت
واسه همینه که من عاشق این کارمو و فقط دقایقی کوتاه وسطش استراحت میکنم و تقریبا هیچ کاری نیست که با عشق اینهمه ساعت بشینم پشتش
103 خدای من شکرت خلاقیتو ببین از بلوک ساده واسه پله استفاده کرده ایول
104 خدایا شکرت چه در زیبایی من عاشق این در ها هستم به به
105 خدایا شکرت من عاشق این دستگیره های گرد پیچوندنیم
و صدای باز شدنش
106 خدایا شکرت به به به به به چقدر اینجا ترتمیزه
چقدر اینجا مرتبه
برخلاف تصور من از هر گاراژ و انباری ای که تا عنکبوت و بهم ریخته و اتو اشغال
اما اینجا خبری از اینا نیست
اینجا پاکی و کارایی و نظم و لذته ایول بابا
107 خدایا شکرت که چراغم گذاشتین خدای من هم اب هم برق هم کولر همه چی واقعا خدایا شکرت
نگفتنین دو دقیقه کار داریم و اب و برق و.نمیخواد و نا محدود فکر و عمل کردین واقعا تحسین
108 خدای من شکرت به به چه ال ای های زیبایی
109 خدایا شکرت چقدر این ال ای دی ها هم زیبایی هم کارایی و نور خوب دارن
110 خدایا شکرت من عاشقتم مریم جان که تایم کوتاهی هم که اینجایی میخوای ای ویو و نور استفاده و لذت ببری
111 خدایا شکرت برای این در کرکره ای زیبا و ساده باز شو
112 خدایا شکرت من بهترین کسی هستم که میتونم انرژی مثبتمو تو محیط اطرافم پراکنده کنم و لذت ببرم
13 خدایا شکرت چقدر عالی که پنجره هم داره
114 خدایا شکرت خدای من چقدر قفسه بندی عالیه
چقدر همه چیز مرتب دقیق و عالی هست
و نیازی به گشتن نیست
واقعا خدایا شکرت
115 خدایا شکرت برای اونهمه توپ زیبا سالم پر باد و خوشرنگ و تمیز
119 خدای شکرت چقدر فراوانی و ثروت و نعمت و امکانات عالی
120 خدایا شکرت که همین طبقه بندی موضوعی تونم بر اساس کارایی شده و ته ترا کم استفاده ترند و از هر طرف بری به اسانی و کارایی و نظم تحسین بر انگیزتون میرسیم
121 خدایا شکرت خدای من چقدر منظم و قشنگ چیدینشون
122 خدایا شکرت چقدر قشنگ نچپوندین و با فاصله مناسب گذاشنینشون
123 خدایا شکرت برای این جعبه و ظظرف قسمت بندی شده خوب
124 خدای من شکرت من عاشق این یکی شدم به چند دلیل
یک به دیلی نظم محشری که به انواع پیچ و مهره میده
دو به دلیل فراوانی تنوع پیچ و مهره و کارایی شون
سه به خاطر سادی دسترسی و لذت بخشیش که دنبال نوعیش نمیگردی همه چیر مشخصه
تازه یه ایده دارم براتون
میتونید از هر نوع پیچ یا مهره که تو کشو هست یکی شو رو کشو بچسبونید اونارو نگاه کنید کشو مد نظرتونو فقط باز کنید
با عشق
125خدایا شکرت من باید برم مشقامو بنویسم بعدش تولد مامانجونمه باید بریم خونشون
واقعا باورم نمیشه که اینقدر زیبا نوشتی کامنت رو با توجه به سن ات که من کامنت تو خودندم دیدم خیلی خوب تونستی به زیبایی ها توجه کنی و خیلی لذت بردم واقعا بچه هایی که این کامنت رو میخونن حتما برن پرفایل ستایش رو ام بخونن ببینید که این دختر چقد کوچولوهه و چه خوب هدایت شده و به شخص من خیلی انگیزه داد که دختر ۱۲-۱۳ سال ام میتونه هدایت بشه و از کوچولویی از قانون استفاده کنه و منو کلا به فکر فرو برد
و سلام به همه اعضای خانواده صمیمی عباسمنش دوستان نازنینم در سایت که عاشق تک تکشون هستم
خدایا شکرت که امروز رو تصمیم گرفتم متعهدتر روی خودم کار کنم و تصمیم گرفتم برم یه جای خوب و این فایل رو ببینم برای همین ماشین قشنگمو سوار شدم و اومدم روی یه بلندی مشرف به شهرمون و تو سکوت این دامنه کوه همراه با اواز پرنده های زیبا در پس زمینه دارم فایل رو میبینم و نوت برداری میکنم
خدایا شکرت برای ازادی زمانی و مکانیم
خدایا شکرت که ازین بالا دارم اینهمه نعمت و ثروت رو میبینم نعمتهایی که زبانم قاصره از شکرگذاریه برای تک تکشون
خدایا منو ببخش که اونطور که شایسته خدایی توهست سپاسگزارت نیستم
خدایا هزاران مرتبه شکرت برای ایده هایی که در جهان تبدیل به ثروت میشن
هیچوقت فکر نمیکردم همچین چیزی هم باشه که شیلد تخت رو محکم و مرتب نگهش داره
ببین چه نعمتایی هست که ما بیخبریم ازش
تبریک میگم تختتون خییییلی حرفه ای و زیبا شده استاد حالا دیگه همیشه مرتبه و نیاز نیست مریم جان هی مرتبش کنه
عاشقتمممم مریم جان که اینقد ریز بینی و اینقدر ایده پرداز از ایده قفسه قابلمه ها و ماهیتابه هات لذت بردم عزیز دلم تحسینتون میکنم برای قابلمه ها ورماهیتابه های حرفه ای و درجه یک و رنگارنگ و زیبا ❤️
وای وای استاد من دیوونه شدم شما رو دیدم اونجور راحت دراز کشیدین رو به بهشت و دارین فایل تدوین میکنین برامون من همونجا گفتم الله اکبر از این زاویه دید استاد به پرادایس و در اخر فایل دیدم که مریم جان اومد و زاویه دید شما رو با دوربین بهمون نشون داد خدای من 😭😭😭😭چقدر زیباست به خدا دارم اوردوز میکنم از اینهمه زیبایی
ببین از وقتی این اسلایدینگ دورا رو گذاشتین چه معرکه شده همه چی
خدای من دراز بکشی تو خونت بهشت رو ببینی دائما😍😍😍😍😍😍
خدای من اون زاویه دید شما رو اسکرین شات میگیرم میزارم جلوی چشمم
آبی آسمونش که با ابرای پفکی قلبمو برده سبزی درختای متراکمش که روحم رو به پرواز درآورده و دریاچه دلبرش که تیر خلاص رو میزنه
خدای من
خدای من شکرت برای دیدن اینهمه زیبایی
خدایا این حال خوب رو دائمی کن برام اشک در چشم و قلب گشاده برای دریافت
خدایا شکرت برای دیدن اینهمه زیبایی از دریچه دوربین مریم جان
ایمان دارم یه روزی حضوری هم میبینمشون
هرچند همین الانم خودمو دارم تصور میکنم تو این بهشت زیبا
خدای من ببین خانم مرغی و جوجوهاشو
خدای من چه ایده نابی اینکه انرژی خودم رو تو محیط زندگی خودم پراکنده کنم
عاشقتممممم مریم جان که اینقد درجه یکی شما
چقدر دارم ازت یاد میگیرم علاوه بر قانون و تمرکز بر زیبایی ها درس زندگی داری هم داری بهمون میدی شما اخه چقدر عشقی آخه
عاشقتمممم که شارپ زیبای بهشتمون رو اینطور منظم کردی به بهترین شیوه اونم
چقدر از ایده منظم کردنت که همه چی باید اسون برداشته بشه و گذاشته بشه سر جاش لذت بردم عزیز دلم اینم یه درس دیگه بود برام
خدایا شکرت برای پارت میلواکی برای اینهمه نعمت و ثروت
خدایا شکرت ببین همه وسایل از برندای خفن دنیاست بوش هم اونجاست خدایا شکرت
عاشقتمممم استاد که ارزش ابزار رو در عمل داری بهمون نشون میدی
خدای من چقدر همه چیز ستاپ شده و حرفه ایه توی گاراژ بهشتمون به همت مریم جان عزیز دل
حتی سینک شستن دست ها هم همونجاست تا کارها راحت و تمیز پیش بره خدایا شکرت واقعا
❤️❤️زندگی یعنی حل مساله❤️❤️عاشقتم مریم جان که اونقد تمیزی و اونقدر به فکری که جوجه های ناز بهشتمون اب تمیز بخورن و ببین ایده ها رو الله اکبر
باورم نمیشه همچین ایده های نابی برای رفع این مشکل عملی شده
ببین چقدر نعمت و ثروت جاریه همه جا
و ببین جوجه هامونو چه راحت یاد گرفتن آب خوردن از سیستم جدید رو
این جوجه ها خوشبخت ترین جوجه های عالمن که تو این بهشت دارن رشد میکنن و تکاملشونو طی میکنن
ببین اخه جوجه ها رو چیکار دارن میکنن برای گوشتا 😂چه همهمه ای شد 😂
ینی واقعا خوشبختن این جوجه ها که دارن دیر دست این دو تا عشق پرورش پیدا میکنن
عاشقتممممم استادم که هنوز رژیم خاص خودتو داری
راستش بخوای منم دلم خواست و حتما درستش میکنم صبونه خوشمزه رژیمی شما رو ❤️
استاد جانم عاشقتم که اینقدر قشنگ با عزیز دلت صحبت میکنی
سلام عشق ❤️❤️❤️❤️
خوب ما همه باهم عاشقتونیم استاد جان
شما که با تعهدت با ایمانت با شجاعتت با شجاعتت با شجاعتت به اینهمه نعمت و ثروت و آرامش رسیدی و چنین الگوی تمام عیاری برای ما شدید عاشقتونیمممممممممم
خدایا شکرت برای دیدن این فایل ها که پکیج کامله تمرکز بر زیباییها ، تقویت باورها، ورود آگاهی های ناب و حتی یادگیری کل حل مساله ست
خدایا شکرت
خدایا تنها تو رو می پرستم و تنها از تو یاری میجوییم مارو به راه راست هدایت فرما
راه کسانی که به انها نعمت بخشیدی و نه راه گمراهان و نه راه ظالمان
به نام تنها فرمانروای جهانیان، رب و صاحب اختیار من
سلام
سپاسگزار خداوندی هستم که امروز هم با هدایت و حمایتش مرا در مسیر مستقیم خودش ثابت قدم نگه می دارد.
سلام مریم جانم عزیزم ، من مشتاقم برای دیدن بخش مورد علاقه تو ، بعد از عمل.
ای جانم چه شیت و روتختی خوشگلی، مبارکتون باشه عزیزای دلم
مریم جونم من عاشقتم که اینقدر با سیلقه ای و اینقدر به مرتب بودن اهمیت میدی و چون باورهای درستی داری به بهترین و ساده ترین راه حل ها هم هدایت میشی، خوب تقریباً تمام ما این مسئله رو با رویه تخت داشتیم، اما شما چون باورهای عالی داشتی به راه حلش هدایت شدی و ما هم چون داریم روی خودمون کار. می کنیم و باورهای درست می سازیم با دیدن این راه حل ها، می تونیم پیدا کنیم یا حتی خودمون درست کنیم و لذتش رو ببریم، خدا رو هزاران مرتبه برای هدایت هر لحظه اش سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم 💖
ای جانم من عاشق اون فرش یا گلیم فرش اتاق شدم، چه رنگ و طرح خوشگلی داره، مبارکتون باشه.
به به چه اتاق مرتب و زیبا و تمیزی، تحسینت می کنم مریم جان و چقدر عالی که وسیلهی اضافی نیست و به همین خاطر انرژیش خیلی مثبته.
ای خدا جوجوای جدید هم داریم، جوجوا ما عاشق تونیم و مشتاق دیدنتون 😍😍😍
خدای من چقدر همه جا مرتبه و تمیزه ، چقدر انرژی همه جا مثبته ، پنجرهها و شیشه ها فوقالعاده تمیزن و میشه زیبایی های بهشت رو دید و لذت برد.
ای جانم استاد هم در راحترین حالت ممکنه داره فایل تدوین می کنه، من عاشق این راحتی، این آسانی و این لذت بردنتون از همه لحظات زندگی تونم. اصل همینه که همه چیز به راحترین حالت ممکن پیش بره.
ممنونم استاد جان برای این فایل فوقالعاده، فکر کنم فایل« عشق واقعی از دیدگاه استاد عباسمنش» ، که من دیونه آگاهی هاش شدم و کلی از خود فایل و از کامنت هاش درس گرفتم، خدا رو هزاران مرتبه شکر. ممنونم که به هدایت خدا عمل می کنی و این آگاهی های ناب رو در جهان مون منتشر می کنی.
مریم جانم مبارکت باشه قفسه های جدید ، که اینقدر همه چیز رو برات مرتب تر و دسترسی بهشون رو برات راحتر کرده، عشق من من تحسینت می کنم اینقدر وسایلت رو نو نگه می داری، انگار توی قفسه فروشگاهن، این همون قدر نعمت رو دونستنه، این همون شکر گزاری در عمله، من عاشقتم با سلیقه جان، من با تمام وجودم این با سلیقه بودن و داشتن سبک شخصی ات رو حتی در چیدمان وسایل رو تحسین می کنم.
خدای من چقدر آشپزخانه دلباز تر و پر نورتر شده، تحسینتان می کنم برای عمل کردن به ایده هاتون که چقدر همه جا زیباتر و بهتر شده، چقدر درس می گیرم از این روند رو به رشد تون.
همه بهبود ها از اونجا ایجاد میشه که ما به یک تضادی می خوریم، یک خواسته درونمون شکل می گیره ، برای اون خواسته حرکت می کنیم، بعد این همه بهبود اتفاق می افته
خدای من چقدر قانون توی همین قسمت از صحبت هاتون تکرار شد و بابت درک بهتر ما شد ، ممنونم، مطمئناً با این باور عالی روز به روز این بهبود ها وسیعتر هم میشه.
ای جانم 😍😍😍 من عاشقتم که اینقدر با ذوق مزیت های این دوش out side رو توضیح می دی، خدای من ویو و موسیقی و هوای دوش گرفتن هم کاملاً بهشتی شد، حتی از تجسمش هم چشمام برق می زنه، نوش جونت مریم جانم تجربه این همه لذت و زیبایی. من عاشقتم برای بیان و توضیح دادن احساس و حال و هوای دوش گرفتن در بهشت، خیلی اینکار برام تحسین برانگیزه خیلی. من عاشقتم 😘😘😘
و چقدر کاربردیه این دوش ، هر چند که آب پرادایس تمیز و گواراست ولی اینکه قبل از ورود به خونه دوش بگیری و خودت خشک کنی و بعد داخل خونه بشی،به نظر من خیلی خیلی عالی تره. ای خدا من عاشق اون قسمتی که برای شامپو ها کنار دوش درست کردین شدم، اولش فکر کردم پشت پنجره گذاشتین، اما وقتی دیدم براشون یک طاقچه مانند درست کردین کلی تحسینتان کردم که اینقدر کارتون درسته.
چقدرررررر زیباست این بهشت، همه جاش ، همه جاش پر از زیباییه، همه جاش پر از فراوانیه، همه جاش پر از ثروته، پر از حس خوبه، پر از عشقه، پر از خداست 😍😍😍
جوجه های گوشت خوارمون رو بگو ، معلومه که با این تغذیه خوب و توی این آب و هوای عالی و این همه عشقی که از شما دریافت می کنند باید روز به روز بهتر و عالی تر رشد کنند.
مریم جان عزیزم، ممنونم برای توضیحات عالیت برای انجام دادن کارهای شخصیت، و اینکه می خوای انرژی خودت پخش شه، تو فضا ، می دونی این توضیحاتت چقدر برای من ارزشمند بود چقدر من رو به صلح درونی بیشتری رسوند، چون من همش فکر می کردم این ویژگی من که وقتی جایی می ریم دوست دارم یکبار هم به شیوه خودم اونجا رو تمیز کنم، وسواسی بودنه، و حالا با این باور که من می خوام انرژی مثبت خودم رو منتشر کنم در اون فضا، چقدر این ویژگی و این کار برام لذت بخش تر شد و چقدر احساسم عالی تر شد ممنونم
خدای من چقدر مرتب شده، این شاپ خوشگل، چقدر وسایل به بهترین شکل جا شده، ببینا حتی سقف اینجا رو هم نور پردازی کردن 😍😍😍 چقدر تمرکزتون روی زیباتر کردن همه جاست ، تحسینتان می کنم.
نظم حاصل اینه که شما هر چیزی رو که نیاز داری بر میداری، به محض اینکه کارت انجام شد، برگردانی سر جاش
واقعاً به کار بردن این روش خیلی عالیه ، خیلی . کلی در زمان صرفه جویی میشه، هم اون زمانی که صرف مرتب کردن بعدا وسایل میشه، هم با قراردادن هر وسیله در جای خودش ، جای مشخص اون همیشه یادمون می مونه، وقتی نیاز داریم راحت و سریع پیداش می کنیم.
خدایا شکرت برای این همه بهبود دایمی در جهان مون، ایده حل مسئله آب خوردن جوجه ها خیلی خیلی عالی بود، ببین راه حل ها چقدر راحت و اتفاقا در دسترسن، یه وسیله به این کوچیکی چقدر مسایل رو حل کرده، هم مسئله تمیز موندن آب، هم مسئله آب داشتن طولانی مدت.
ای جانم بند انگشتی رو نگاه کن، خدایا شکرت که جوجه ها اینقدر عالی رشد کردن.
خدایا شکرت برای این کلبه چوبی زیبا و رویایی، برای آب دریاچه فراوان و روان، برای آسمان آبی ، برای ابرای سفید پفکی، برای درختان استوار کاج و برای چمن های سرسبز و شاداب، خدا شکرت برای همین لحظه، که من دارم با توجه به زیبایی ها زندگیش می کنم.
استاد جانم، نوش جونت اون صبحانه مقوی و سالمت، ان شاالله روز به روز قوی تر و سالم تر و پر انرژی تر بشی.
تحسینتان می کنم برای انجام رسالت زندگی تون که اینطور عالی و لذت بخش، هم کار، هم تفریح، هم استراحت، هم زندگی شخصی تون با هم ترکیب شده.
خدای من، من دیونه شدم با دیدن ویوی رویایی دفتر کارتون استاد، آخه دیگه بهشت چه جوری باید باشه، تا ما قبول کنیم.
خدایا شکرت برای هدایت من به این مسیر که می بینم کسانی رو که به راه تو هدایت شدند و تو به آنها نعمت داده ای. بشینی توی این بهشت با این ویوی رویایی لبریز ثروت و عشق و سلامتی و آزادی مالی و راحتی و سپاسگزاری و کارت رو انجام بدی، خدایا شکرت شکرت شکرت
براونی زیبا ما خیلی دوستت داریما
مریم جانم عشق من ، من تا همیشه قدردانت هستم برای این کار بی نظیر، این اثر ارزشمندی که ایجاد کردی و با دسته بندی و به روز رسانی فایل ها اثر بخشی اونا رو هزاران برابر برای ما بیشتر کردی
پروانه رو ببین، چقدر زیباست، چه پرهای قشنگی، چه نقش و نگارهای زیبایی. گوشت داره می خوره😂😍😍.
من تحسینتان میکنم برای این آزادی مالی که به جوجه ها گوشت میدید نگاهشون کن، نمیذارن استاد ظرف رو بذاره، چه جنب و جوشی راه انداختن برای گوشت. بخورین ، نوش جونتون
من تحسین می کنم این بهبود های دایمی آی کیا رو ، چون بازخورد می گیره. همیشه کاری می کنه تا مشتری ها راضی تر باشند.
استاد جون مبارکت باشه خرید باتری جدید برای جت اسکی، ان شاالله قرار بازم تجربیات عالی داشته باشین و ما هم با دیدنش لذت ببریم.
من عاشقتم مریم جانم که اینقدر بر حل کردن مسائل تاکید داری و فقط توی این فایل چندین بار این نکته رو یادآوری کردین وقتی مسئله ای پیش میاد خواسته ای شکل می گیره بعد در جهت اون خواسته حرکت می کنیم و بهبود ایجاد میشه. ممنونم عشق جان که اینقدر تمام کارهای و صحبت هات برای من درس داره.
مریم جانم، استاد عزیزم برای تهیه و تدوین و به اشتراک گذاری این فایلها بی نهایت از شما سپاسگزارم
دوستان عزیزم برای کامنت های عالی تون از شما ممنونم
خدا جونم برای اینکه دیدن این همه زیبایی و دریافت این همه آگاهی و نوشتن در موردشان و درک بهترشان رو روزیم کردی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم 💖💖💖
در پناه خدا، شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید 🌹🌹🌹
سلام
این فایل نشانم بود و چقدر خوب زد به هدف
من فکر میکنم احساس ارزشمندی یعنی برای کارهای خونه نظافتچی بگیرم مثلا یکی بهم میگه توکه میتونی توان مالیشو داری نظافتچی بگیر با سه تا بچه … من میگم خب کارهام اسون پیش میره هم به بچهام میرسم هم کار خونه گاهی هم برای تمیزکاری اساسی نظافتچی میارم ولی میگن الان داغی جوونی نمیفهمی پس فردا کلی درد و مرض میگیری انقد بهت فشار میاد
بعد من میرم تو فکر از یه طرف من دوست دارم مث خانم شایسته کارهامو خودم کنم و لذت ببرم حس میکنم یه نوع سپاسگذاریه اصلا وقتی خودم تمیز کاری میکنم انگار فقط تمیز میشه خونه و به دلم میچسبه از طرفی یه مقاومتی ذهنم پیدا کرده که میگه تو اگر به خودت خیلی زحمت بدی خیلی کار کنی یعنی ارزشمند نیستی زن ارزشمند نظافتچی میگیره زن ارزشمند شوهرشو مجبور میکنه تو کارهای بچه داری کمکش کنه زن ارزشمند به خودش فشار نمیاره حتی جدیدا داره میگه زن ارزشمند به بچش شیر نمیده شیر خشک میده چون شنیدم فلانی انقد برای خودش ارزش قائل بود که شوهرش اینهمه پول شیرخشک میداد و زنه نمیخواست تو زحمت بیفته شیر بده به بچش یا دوست خودم دوقلو داشت از دوماهگی گفت دیگه شیر خشک دادم که راحت باشم احساس ارزشمندی در ذهن من با چیزهای اشتباهی عجین شده الان یه مقاومتی تو ذهنمه که هر وقت میخوام پی پی بچه هامو بشورم ذهنم میگه تو چرا بسوری شوهرت باید کمک کنه در حالی که شوهرم خیلی کمک میکنه و حتی بچه هارو هم میشوره ولی ذهنم نمیدونم چی میخواد؟ چه ترمزیه؟
شاید گفتن اینها مسخره باشه اما باید خودافشایی کنم و مغزمو بریزم بیرون تا بفهمم توش چیه خخخخ
اما وقتی به این فکر میکنم که خودم همه کارامو انجام بدم مستقل باشم حالم خیلی خوب میشه وقتی میگم ارزشمندی من ربطی به کمک کردن شوهرم به من نداره اگر خودم همه کارامو بکنم و کسی بهم کمک نکنه خودمو دوست دارم و احساس ارزشمندی میکنم … حالم خیلی خوب میشه
وقتی به این فکر میکنم که میخوام مثل بچها باشم … بچهام دوست دارن مستقل باشن دوست دارن خودشون غذا بخورن خودشون کارهاشونو بکنن خودشون لباس بپوشن خودشون یه چیزی رو که میخوام بردارن و اصلا تا جایی که بتونن از کسی نمیخوان اگر مثلا پسرم دستش به اب نرسه میاد لیوان میده به من یعنی بهم اب بده اگر من حواسم نباشه دو بار دیگه با اشاره میگه بعد وقتی دید من حواسم نیست اصلا ناراحت نمیشه میره لیوان میده دست باباش به اون میگه
گاهی که اون یکی پسرم اصلا نمیاد بگه اب بده وقتی من دارم اب میخورم خودشو سریع میرسونه و با اشاره میفهمونع تشنست و یه جور اب میخوره میفهمم خیلی تشنه بوده…
اینها یعنی روح انسان ارزشمندیش رو به اینکه دیگران براش کاری انجام بدن وابسته نکرده که اگر نکنن ناراحت بشه بچها میدونن برای تجربه ی همین کارها وارد جهان شدن لذت میبرن ازینکه خودشون کارهاشونو بکنن اکا ذهن ما یادش میره
جالبه هر وقتم نظافتچی اوردم حسم بد بوده و اون طرفم یه ادم بد از اب درومده چون حسم این بوده تو برای اینکه نشون بدی به شوهرت که ارزشمندی باید نظافتچی بیاری برای ثابت کردن احساس لیاقتت تو نباید کار زیاد کنی تو باید بقیه برات کار کنن وای که چقدر از احساس بی ارزشیم میاد اون وقت خانم شایسته با اون همه ثروت میگه من دلم میخواد خودم به خودم خدمت کنم یا استاد با اون همه پول واسه کارهای هرس و تمیزکاری تو باغ کارگر نمیگیره بیست هکتارو خودش تمیز میکنه امکانات و ابزارشو کامل میکنه اما خودش انجام میده چون از این کار لذت میبره این کار یعنی زنده بودن خداروشکر دوباره قانون سلامتی رو هم شروع کردم و انرژیم بیشتر میشه و به قول خیلی ها درد و مرضم نمیگیرم
خدایاشکرت به خاطر نشانه امروزم
بنام پروردگار عشششششق
بنام خدای خودم،رفیقم، دوستم، مراقبم، همدمم، نفسم، زندگیم….
سلام و درود خدمت خانواده صمیمی، استاد عزیزم و مریم جااااان.
خدایا شکرت که اینقدر پر از عشقم، پر از امیدم، پر از انرژی ام، پر از ایده ام…
باز هم قسمتی دیگر از این مجموعه زیبا و استثناییییییییییییییییی…
این قسمت خیلی باهاش ارتباط برقرار کردم.
اول که مسئله زیبایی پارادایس هست…
چی بگم من بابت این طبیعت زیبا…احسنت بر خالق این همه زیبایی…
خدایا دوستتتتتت دارم… نمیدونم یا من دیر به دیر فایلها رو تماشا میکنم یا اینکه واقعا دیدن پارادایس سبز و پرآب هیچ وقت رنگ نو بودن خوش رو از دست نمیده.. هر سری که دوربین میره سمت زیبایی های طبیعت پارادایس و همتصویر با اون مریم جان میگه خدایا شکرت بابت این بهشت زیبا… انگار خدایا برای اولین باره که من پارادایس رو میبینم… باز و باز تحسین میکنم و همکلام میشم با مریم جان:
خدایا… شکررررررت بابت اینهمه زیبایییی، اینهمه سرسبزی…این طبیعت بکر و فوق العاده… خدایا شکرت که چشمام میتونن اینهمه زیبایی هارو ببینن و تحسین کنن. خدایا من هر دفعه از دیدن این همه زیبایی مات میمونم و قشنگتر از اون اینه که هر دفعه انگار چشمام هم قشنگ تر میبیننش، بهتر درکش میکنن… انگار زیبایی و درک زیبایی درهم آمیخته تر میشن و یه پله زیبایی خالقی توانا رو بهتر درک میکنم… خدایا چقدر عشقت رو بیشتر درک میکنم.
چقدر با خودم در صلح هستم…
چقدر حرص نمیزنم…
چقدر به توانایی هام اطمینان بیشتر تری دارم…
چقدر دارم ”زندگی”میکنم… الله اکبر.
خدایا شکرت بابت این مسیر توحیدی…
جوجه ها خیلی زیبان… خیلی…
چقدر خوب میشه از طبیعت و این جوجه ها یاد گرفت…
میشه ساعت ها نشست و جوجو هارو نگاه کرد.😚😚😚
میشه به پایین اومدنشون نگاه کرد و تحسینشون کرد.
میشه تکامل و قدرت خالق این مخلوقات رو بیشتر و بیشتر درک کرد.
تکامل تو بعضی جوجو ها میگه از همون بالا بپر!
به بعضی دیگه میگه نپر! محتاط باش! صبر کن!
به بعضی هام میگه یواش یواش گاماس گاماس پله هارو امتحان کن!
تکامل خودش رو در وجود جوجه ها آزمایش میکنه
طبیعت هم استادی هست!!!
میریم سراغ نکته بعدی که مختص خاص من بود و بعید میدونم کس دیگری اینجوری که این فایل برای من ضبط شده باشه برای اونام پیام داشته باشه😆😃
من مدتی کارهای فنی انجام میدادم و یه کاری پیش اومد که باید یه قطعه ای تعویض میشد.
اول بگم اینکه موتور پمپ رو تعویض میکنین و نه تعمیر! خودش کلی جای تبریک داره.. ایول استاد. حالا ببریش تعمیر کنن بعد دوباره خراب بشه و دردسرهای بعدش…
برگردیم به ماجرای خودم.
خلاصه اگر ”من” قدیم بود، اون قطعه رو میبردم تعمیر که بعدش مجددا بیارم و ببندم که خودش چقدر کار زمانبری بود.
با توجه به آموزه هایی که داشتم گفتم چرا من قطعه نو نخرم اصلا؟ اگر من قدیم بود و اعتقادات کمبود😕 هیچ وقت همچین جسارتی نمیکردم! توجیه هم داشتم ها.. میگفتم مشتری براش کم هزینه تر در بیاد بنده خدا…
چه فکر اشتباهی خدایا…
یه لحظه یه تفکری اومد تو ذهنم آقا چکار داری به مشتری؟ چرا جای اون داری تصمیم میگیری؟ اصلا از کجا میدونی پول نداره و داری جای اون غصه کمبود میخوری؟😑
زنگ بزن بهشو بگو قطعه نو با کیفیت عالیتر و کار رو راحت کن!
تماس گرفتم و باورتون نمیشه، طرف بدون هیچ مقاومتی گفت بخر آقا! قطعه نو بخر!
کار دوروزه رو تو یه ساعت تحویل دادم و باور خودم نمیشد که چه کار با کیفیتی تحویل دادم. خاطر خودم و طرف هم جمع هست که حداقل چهارسال دیگه دستگاهش کار میکنه! بجای یه سال دیگه….
کیف کرده بودم از نتیجه آموزه ها!
البته نجواها بازم بودا!!!
برو قطعه کهنه رو بده درستش کن باز یجای دیگه ببندیش به کار!
یجور دیگه باور کمبود داشت خودشو وارد میکرد
همونجا کشتمش😬 قطعه رو تحویل صاحابش دادم گفتم برو هرکاری که دوس داری باهاش بکن.
امروز وقتی دیدم موتور پمپ رو در جا تعویض کردین استاد و نه تعمیر….
گفتم این مهر تایید همون باورهایی هست که ساختم…
حالا مثلا زنگ میزنیم بیان موتور رو ببرن برای تعمیر… دوروز طول میکشه تا دوباره بیارنش،آیا خوب کار بکند یا نه… دوباره بی آبی بکشیم…نکشیم؟
هیچی برای یه تعمیرکار خوش صداتر از این نیست که مشتری بگه:
هورا بازم آب داریم!!!
باور کنید، حداقل برای خود من که اینجوریه… کار باکیفیتی که تحویل میدم و تشکر مشتری برام باارزش تره…
خدایا شکرت بابت تعمیرکارای موحدت😅
که با ایمان کار درست رو تحویل میدن
کامنت فنی شد دیگه ببخشید😂😂
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند باشید
به نام خدای هدایتگر عزیزم
ووووووووووووواااااااااااااااااوووووووووو
خدای من تو از دیشب تا الان انقدر کامنت ماشالا اومده که کامنتمو به سختی پیدا کردم ببینم دقیقه چندم
خدایا شکرت بزن بریم زیبابینانه شروع کنیم
از دقیقه
11 و 49 ثانیه
خدایا شکرت
1 خدایا شکرت چقدر کشو هاش عمیق و جادارن
2 خدایا شکرت برای این تنوع اندازه کشو ها بر اساس کارایی
3 خدایا شکرت برای این کاسه چوبی خوشگل
4 خدایا شکرت خدای چه اولویت خوبی
دسترسی اسان
در دسترس بودن بر اساس مصرف
و نظم
5 خدایا شکرت اخ اخ گل گفتی مریم جان
این بهبود عظیمیه که من باید در وسایلام بدم
که وقتی چیزی رو میخوام نخواد چند تا چیز دیگه رو بیرون بریزم تا یه چیزی رو بیارم
نه
باید دسترسیم خیلی راحت باشه
و باید سعی کنم تا حد امکان این موضوع تو چیدمانم رعایت بشه
و این در دسترس بودن و گذاشتن و برداشتن ساده هست که نظم میده
7 خدایا شکرت عجب جمله ای
نظم حاصل این نیست که یه روز خونه رو تمیز کنی بعد یه هفته بهم ریخته باشه
نه
نظم حاصل اینه که هرچیزی رو که نیاز دارم برمیدارم به محض اینکه کارم انجام شد برگردونم سرجاش
کی میتونی برگردونی سرجاش؟
کی تمایل پیدا میکنی؟
وقتی که دسترسی ساده تری داشته باشم
یعنی اگه من قرار باشه چیزی رو از زیر چیز دیگه بکشم بیرون تا ازش استفاده کنم قطعا در سرجاش گذاشتنم برام سخته
ولی وقتی چیدمان خوب انجام میشه
این تمایل بیشتر میشه
خدایا شکرت خیلی نکته خوبی بود
یاد گرفتم که باید بهبود های اساسی به وسایل و چیدمکانشون از لباس و لوازم التحریر و کاردستی و اسباب بازی و اشپز خونه و……..بدم
به طوری که دسترسی خیلی خیلی خیلی اسان تر باشه و نظم خیلی ساده تر ایجاد بشه و پایدار باشه نه موقت
8 خدایا شکرت اینم یعنی فراوانی
وقتی باوراتو درست میکنی و به خاطر باورای درست محصول با کیفیت تولید میکنی
چندیدن طبقه از شاپ افراد مختص محصولاتت میشه
9 خدایا شکرت برای اینهمه فراوانی و وفاداری و نعمت و ثروت و فروش
که از باورای درست که عمل که تولید محصول باکیفیته اب میخوره
10 خدایا شکرت برای این رنگ شاد این محصول
11 خدایا شکرت برای قدرت و ابتکار و کیفیت این محصول که فارغ از قیمت بالاش فروش بسیار بالا و مشرتی های بسیاری داره
12 خدایا شکرت و دوباره قانونی دیگه
مهم نیست چقدر قیمتات بالاست
هیچ وقت قیمت بالا دلیل کم فروخته شدن نیست
مهم کیفیت و کارایی محصولته
مهم باوراته که تعیین میکنه فروش بالاتو یا پایینتو
13 خدایا شکرت برای این یخچال خوشمزه
14 خدایا شکرت برای این پنکه زیبا و بخاری و گمونم این سومینه چوبی زیبا
15 خدایا شکرت عاشقتونم که صندلی ها اوردین و اینجا گذاشتید
16 خدایا شکرت چقدر لذت میبرم هرچی که از خونتون بیرون میکنید اینجا نمیارید و پر و ناکاراش نمیکنید و فقط چیزایی رو میارید که استفاده دارید
17 خدایا شکرت برای اینهمه فراوانی و تنوع ظاهر و ویژگی و کارایی کولر
18 خداای شکرت این یکی رو زمین مثل بخاری قرار میگیره
19 خدایا شکرت برای اون سرش که گمونم مثل کولر ماشین میچرخه و همه جارو خنک میکنه
20 خدایا شکرت برای لوله سفید و خوشگلش و پنجره و فضای مخصوصی که براش درست کردید
21 خدایا شکرت برای این فراوانی که همه جا همه چی امکانات عالی داریم
22 خدایا شکرت برای این مشعل دوست داشتنیمون که کلی باهاش اتیشای خفن و هیولا درست کردیم و پاکسازی کرد و روندو ساده تر و سریع تر کرد
23 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که تمرکزت بر زیبایی ها و نکا مثبته کولرتونه
24خدایا شکرت چقدر زیبا شما از ثروتتون برای لذت و اسانی بیشتر استفاده میکنید عوض حساب کتاب و رسیدن به واجبات و……..
25 خدایا شکرت و این یعنی ازادی مالی
که محدودیتی در هیچ ابعادی نیست
26 خدایا شکرت برای این سبد دوست داشتنی کوکا کولا و یاد اور سفر شگفت انگیزمون و کارخونه کوکاکولا و باورای درست و زاویه دید جالبشون به یه نوشابه ساده
به عنوان همراه و یاری ده خاطرات شیرین
خدایا شکرت
27 خدایا شکرت و این نگاه زیبا بین بود که ثروت افرید
28 خدایا شکرت برای این قیچی های عالی برای بریدن درختا
که با تکامل و قدم قدم ازمون و تجربه بهتر و بهتر و بهترشو گرفتید
29 خدایا شکرت که چند تا قفسه هم جلو در گذاشتید بازم بر مبنا و اساس دسترسی و کارایی اسان
این نشون میده این کارتون ناشی از باور تون و خواستتون به دسترسی اسانه
باور و تمایل به کارایی و دسترسی اسان این عادت و عمل رو درتون ساخت که با عملتون که به اون باور بیشتر و بیشتر استوار شید و ساده تر و کارا تر
30 خدایا شکرت برای این پوشار یا بوشار یا پر برای مرغای نازنینمون برای این فراوانی
برای اینهمه ایده برای ثروت سازی
برای این زبون بسته ها هم در حد خودشون جهانو به سمت ثروت و ثروت سازی و پیشرفت و گسترش پیش میبرن و با تمایل به جای نرم کارخونه ها و کسب و کارهایی برای تولید و بسته بندی و عرضه این محصولات به وجود اموده خدایا شکرت نامحدوده فرصت های ثروت سازی
واقعا خدایا شکرت
31 خدایا شکرت تازه با گوشتشون جهانو به سمت غذا ها و ابتکارات و پیشرفت ها و تنوع و ترکیب و ورود به دل ناشناخته ها و امتحان کردن بیشتر و با اعتماد به نفس شدن و…….پیش میبرن
32 خدایا شکرت چقدر قشنگ برای جایگذاری هر وسیله و تصمیمتون دلایلی منظقی دارید
نشون میده چقدر عالی به خودشناسی رسیدید و همواره دارید میرسید که تمایلات و خواسته هاتونو مثلا نظم ودسترسی اسان و کاراییه میدونید
2 چقدر این خودشناسی باعث شده در کسری از ثانیه تصمیمات جایگذاری وسایلو بر اساس خواسته هاتون بزارید
و 3 چقدر عالی چون خودتونو میشناسید تصمیمات درست میگیرید و با دلیل و منطقی صحیحی
و خدایا شکرت چقدر عالی به همه ابعادش می اندیشید که نریزه حتی بوشار یا……
33 خدایا شکرت چقدر لذت میبرم اینهمه فضای خالی هست بین قفسه ها و بهم یاد میده همیشه لازم نیست همه چی چپونده و پر باشه
یا به زور بزارم که پر شه
34خدایا شکرت چقدر باورای درست اخه
ببین هر روز ورودی ها و دریافت ها بهتر و بهتر خالص تر و بیشتر و کارا تر و مفید تر و هدایتی تر هستش
هر روز یک حل مسئله
یک افزایش عزت نفس
یک قدم در ساخت باور و عادت
بهبود بخشی
تاخیر ننداختن
وارد ناشناخته ها شدن
حل مسئله
و رشد شخصیت و یک قدم در رشد و گشترش جهان و کسب و کار ها از کارخونه بوش گرفته تا کارتون سازی و چاپ ککنده و حمل و نقل و ……………………….
واقعا خدایا شکرت
برای این وسیله اره کاری
35 خدایا شکرت برای این تصویر عالی که حتی خط کشش تو دستگاهو هم دقیق ترسیم کرده
36 خدایا شکرت که به سمت نعمتها و امکانات و تجهیزات هدایت میشیم
وقتی
به ودنبال راه حل و بهبود بخشی باشیم
وقتی غر نزنیم با برخورد به مسئله
37 خدایا شکرت و هیچ نهایتی نداره این بهبود بخشی
38 خدایا شکرت چقدر زیبا تازه اینم دم دست میزارید برای دسترسی
و بعد منتقل میشه
خدایا شکرت و این اولویت کارایی رو بر زیبایی نشون میده
که اگه زیبایی براتون مهم تر بود
میزاشتینش ته
39خدایا شکرت برای این کمپرسر باد پر قدرت برای اینهمه فراوانی و پیشرفت برای جهانی که انقدر گسترده و نامحدود افریدی که میشه باد هم تولید کرد
40خدایا شکرت برای این ایده زیبا و جالبشون که شلنگشو اینطوری درست کردن که کلی کش میاد
41 خدایا شکرت که انقدر کوچولو و جمع و جوره
42 خدایا شکرت برای اون دوچرخه زیبا
من عاشق دوچرخه سواریم
و تحسین میکنم دوچرخه سوارای پارکمونو
43 خدایا شکرت برای این بخاری زیبا شیک جمع و جور و بدون نیاز به لوله و بند و بساط و برقی و ساده و کارا
44 خدایا شکرت چقدر زیبا برندو حک کردن
45 خدایا شکرت ایول حتی جارو هم داره میل واکی
یعنی هم لوازم خانگی هم ابزار الات
46 خدایا شکرت ایول حتی بادم تولید میکنه یعنی ما دو تا کمپرسور داریم
47 خدایا شکرت چقدر باحال دو تا عمل متضاد رو انجام میده میکشه دم
باد میزنه فوت میکنه باز دم
چه خفن
فقط این باید روشن باشه و به برق یا باطری نیازه تا کار کنه
بدن ما در هر شرایط خاموش خواب یا روشن بیدار کار میکنه
خدایا شکرت همه ی ابداعات و ابتکارات و پیشرفت ها برگرفته از اونچه خدا افردیه و گسترششه واقعا خدایا شکرت
48 خدایا شکرت اهان مثل تلنبه میتونی تویوپ و…….باد کنی
49 خدایا شکرت مامانمم واستون یه ایده زده
میتونین برای تمیز کردن صفحه کلید و وسایل و کنار زد خاک از تلنبش استفاده کنید
موفق باشید
50 خدایا شکرت ما واقعا همه چی همه جا داریم
حتی تو اروی هم داریم که تو سفر به دور امرکا بدون هیچ حرکت فیزیکی ای توپ و دوچرخه هامونو باد زدیم
51 خدایا شکرت چقدر در قشنگه
چقدر شیشه هاش تمیزن
52 خدایا شکرت به به چه فضایی خدای من
طبیعت خالص
خدایا شکرت چقدر چمنا اب روان ابر و درختا زیبان
53 خدایا شکرت راستی خونتون که رو ابه
خودش معماری ارگنیکه
واقعا خدایاشکرت
کمترین دخل و تصرف در طبیعت و استفاده ازش در زیبایی و فضای محشر
54خدایا شکرت تحسین میکنم اینهمه پیشرفت فراورده های چوبو که روی اب و توشن و نمیپوسن و سالم و قدرتمندن واقعا خداای شکرت
چقدر نعمت برامون قرار دادی
و چقدر بهره برداری میتونیم بکنیم و کردیم و خواهیم کرد
واقعا خدایا شکرت
55 خدایا شکرت عاشقتونم که انقدر نظم براتون مهمه
به جای دوباره کاری و اجازه دادن به کثیف شدن و بعد تمیز کردن
از کثیف شدن جلو گیری کردید
و به قول امام علی
پیشگیری بهتر از درمان است
و خدایا شکرت
56 خدایا شکرت ماهمه چی همه جا داریم
تو اروی هم ازین فرشای خوب داریم
کی تونستیم همه چی همه جا داشته باشیم؟
وقتی باورشو
شدنی بودنشو
خواستنشو ساختیم
و نگفتیم نه
حالا یکی بسه همه جا استفاده میکنیم
و بازم این از باور و خوایته سادگی و کارایی و در دسترس بودن میاد
57 خدایا شکرت برای این همه ثروت اینهمه فراوانی اینهمه حل مسئله و تضاد کثیف شدن محیط با فرشا و بهبودش با وسایل ساده برای این ابتکار برای اینهمه فضا برای پیشرفت و بی انتهایی ش
برای این همه تفکر بهبود بخش
برای همه چی سپاسگزارم
خدایا شکرت
58 خدایا شکرت کی تونست از این ایده ساده ثروتن بسازه؟
کسی که وقتی به مسئله برخورد به خاطر عادات بهبود بخشی دنبال راه حل بود
و بهبود بخشی عادتش بود نه سر کردن با مسائل
واسه همینه که همه چی بهم ربط داره
و من باید عادات ساده ای چون بهبود بخشی رو در خودم بسازم و تثویت کنم
امروزم سعی کردم زیپ جای سیدی هارو درست کنم
تاجاهای خوبی پیرفت ولی
چون از اول به راه حل درست نینندیشیدم مثل لونه اولیه موغاتون
زیپش بار ها درومد
و متوجه شدم دیگه باید از اول شخم زد و زیپ دیگه نسب کنم
رو همون مدار زیپش
خدایا شکرت
تکامل میخواست
و نچسبیدن به یک راه حل و اجازه دادن برای هدایت شدن
59 خدایا شکرت ایول با این فرش هم بلوکو زیبا کرده که پله و کارا هست هم کارایی داره و تمیز میکنه
60 خدایا شکرت چه شیر اب زیبایی به به ایول به این بهبود هاتون
61 خدایا شکرت به به چقدر نور چراغ های ال ای دی تو شیشه در زیباست
او او گمونم یادتون رفت چراغو خاموش کنید
از بس که متمرکزانه رو دیدن و تحسین و توضیح زیبایی ها بودید
عزیزم
62 خدیاا شکرت چه ابرای قشنگی
63 خدایا شکرت خدایا شکرت برای سایه قشنگ خونه
خدایا شکرت برای افتاب درخشنده
خدایا شکرت
ارزش تضادو دیدی؟
وقتی این سایه رو دیدم زیبایی و درخشندگی نور خورشیدو و دو
ترکیب زیبای سایه روشنو دیدم واقعا خدایا شکرت
پس به حای غر زدن هنگام برخورد با تضادام
بیام زیبایی ها و ابعاد مثبت و قشنگشونو ببینم
64 خدایا شکرت واقعا گاراژی زیبامون
65 خدایا شکرت که 2 تا در هم در ورود ماشین هم ادم داره
66 خدایا شکرت راستی استاد موتورا رو هم میتونید داحلش بزارید
67 خدایا شکرت گمونم بزودی یه گاراژ خوشمل دیگه برای سانتافه زیبا و حت اسکی در راهه
68 خدایا شکرت برای این در کر کره ای زیبا
برای این طراحی هوشمندانه و فضایی اشغال نکرده و عالی برای این ایده که بعد از برخورد به تضاد فضای زیاد در به ذهن کسی الهام شده
نه به قلب کسی الهام شده که دنبال بهبود بخشی بوده نه عادت سرکرد با مسائل
خدایا شکرت که انقدر ساده هم دستی هم برقی بسته میشه
خدایا شکرت که انقدر سلامته و صداش خوب و طبیعی و بدون قیژ قیژ
69 خدایا شکرت این سپاسگزاری برای صداش کی ایجاد شد ؟
وقتی مغازه هایی دیدم قیژ قیژی
و برخورد با این تضاد منو زیبا بین تر کرد
پس تضاد ها نه تنها باور ها عادات و تجارب و عزت نفس و توانایی حل مسئله و شخصیتمو رشد و بهبود میدن و خواسته هامو واضح تر و دریافتامو بیشتر میکنن
بلکه
منو زیبا بین تر میکنن
که باعث میشه سپاسگزار باشم و ببینم نعمتها رو و سپاسگزاری کنم
و به قول خداوند
لئن شکرتم لازیدنم
ببخشید اگه اشتباه نوشتم
بهم کمک میکنه برم تو فرکانس و مداری که نعمتها رو بهتر و بهتر و بیشتر دریافت کنم
خدایا شکرت
چقدر این فرصت کامنت نوشتن و هدایت شدن بهش محشره
چقدر درکمو عمیق تر میکنه واقعا خدایا شکرت
رب من خودش منو هدایت کرده به کامنت نوشتن
خودشم همه کامنتامو میگه من مینویسم
تازه تایپمم عالی میشه
گود
نایس
خدایا شکرت
70 خدایا شکرت ایول که درو میبندید
71 خدیاا شکرت چقدر این طبیعت و رنگاش زیباست خدایا صد هزار مرتبه شکر
72 خدایا شکرت برای این چمنای خوشرنگ
73 خدایا شکرت جانمی جان
بازم مسئله
و حلش
و بزن بریم نتیجشو ببینیم
74 خدایا شکرت جمله طلایی
زندگی حل مسئلس
مسئله برخورد میکنی
خواسته متولد میشه(اگر درست برخورد کنی غر نزنی ببینی چی میخوای و به قول اقای شعبان علی میوش چیه )
میری به سمتش مسئله رو حل میکنی بعد اعتماد به نفس و خود باوریت بیشتر میشه زندگی لذت بخش تر میشه
75 خدایا شکرت و یه نکته اساسی
وقتی من مسئلمو حل میکنم
وقتی کسب و کار می افرینم
یا از کسب و کار بقیه که مسئلمو حل کردم کمک میگیرم جهانو رشد میدم
به سمت بهبود و پولسازی وخوشبختی
کی این دوتا کار ومیکنم؟
وقتی اصلا فکر کنم به بهبود به راهی بهتر
وقتی عادت خواستن به بهتر و بهتر شدنو بسازم با تکرار و تکرار این کار
اونوقته که هم مسئلمو حل و شخصیتمو رشد میدم هم ثروت می افرینم و به حل مسائل افراد دیگه کمک میکنم یا هم شخصیتمو رشد میدم و زندگیمو وو کمک میکنم به رشد کسب و کارافراد بهبود اندیش وقتی به خودم کمک کردم مسئلمو حل و بهبود ببخشم
میتونم به بقیه هم کمک کنم
خدایا شکرت
76خدای من شکرت خدای من خدای من دیوانه کنندس بازتاب طبیعت و اسمون که زیبایی شو نمیدونم با چه واژه ای وصف کنم در اب
رویایی الله اکبر خدای من مرسی
هر روز یه جور قشنگه از هر زاویه هر ساعت یه جر قشنگه این یعنی فراوانی
77 خدایا شکرت برای فرغون عزیز و زیبا و کارامون
که با بهبود چرخاش و حل مسئله کار رو یه سره کردیم عوض تکرار و تکرار کار و چرخی غلط و نامناسب
و هم راحت شدیم
هم ثروت رو موجی از ثروت رو به جهان و کسب و کار ها بخشیدیم و کارما میگه خب طبیعیه که ثروت و پول و مشتری و فراوانی بهت برمیگرده
78 خدای من شکرت خدای من چه کیفی میده
دور اتیش
همه باهم
منو شما
و مریم جان و مامانم و خواهرم و به افرین عزیزم (نمیدونم چرا ولی خدا بهم اورو نشون داد عمه ی این سایتم)
بشینیم
گپ بزنیم
شکلات و چوب و کلکسیون وسایلی که مبتکرانه مریم جان اماده میکنه رو بسوزونیم و البته ماشمالو و سوسیس و لذت ببریم
خدای من
(استیکر چشم قلبی 5 تا)
79 خدایا شکرت برای این ایده ساده و این فلز ال شکل که این شلنگ به این بزرگی رو نظم بخشیده
یه بهبود دیگه
منم باید تو حیاطمون یه فکری به حال شلنگ عزیز و پر قدرتمون کنم که زیر افتاب نپوسیده و نظم و سرو سامان بهش بدم با خلاقیتی ساده
و هدایت
80 خدایا شکرت برای این ظرف شویی زیبا و میز چوبی قشنگ و چراغ بالاش و همشون چوبی و ست با خونه قشنگمون بودن
81 خدای من خدای من خدای من
ازادی مکانی
من و فکر کنم بیشترمون از خواسته هامون پنجره با ویو بکر پشت سینک هست
و حالا
ویو رو داشته باش
بدون پنجره
باز باز
به نظرت ظرف شستن لذت بخش ترین کارا نمیشه؟
به به خدایا شکرت
میشه کلا اشپز خونه توفضای باز باشه بابا
پنجره هم به کنار
چه شود
82 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که انقدر چشم و گوش باز به جهان اطافت نگاه و سعد در بهبود داری
این مسئله برای جوجه های ماهم بود و هست
ولی ما حتی توجهی بهش نکردیم
و الان یاد گرفتم
و دی همین چند روزه
اندیشه میکنم
هدایت میشوم
دستی میکشم بر اب جوجه ها
یه صفایی بهشون میدم
مسئله رو حل میکنم
با قدرت حل مسئله ای قوی تر
پیش به جلو
لا لا لا لا
خدایا شکرت عاشقتونم که قدم قدم هی بهتر و بهتر با عمل که ایده های اولیه و ادامه دادن و خواستن به بهتر و بهتر شدم
خدایا شکرت ایول که این راه کاراهم انجام دادید و سرکه و ویتامینم بهشون دادید
83 خدایا شکرت عاشقتونم که نپذیرفتید که نه طبیعتشونه و راهی نیست و……و تسیم نجوا نشدید و سرچ کردید و جوینده یابنده هست
84 خدایا شکرت راستی یه نکته ای
استاد حتی تو تدوین فایلای هم دنبال بهبوده
مثلا سرعتشو بالا میبره
هم مطلبو میگیره و تدوین کاراشو انجام میده م هم از زمانش درست و بهینه تر استفاده میکنه ایولا
85 خدای من شکرت همین قطعه ساده و کوچک ببین چه میکند و چه بهبودی میبخشد
86 خدایا شکرت به به مریم جان در چه بک گراندی نشونش میدی
87 خدیاا شکرت چقدر م خوشرنگه
گمونم بی تاثیرم نباشه در نوک زدن جوجه ها
88 خدایا شکرت برای این سطل زیبا ابی خوشرنگ و همخونیش با قرمز قطعه کوچولو
89 خدایا شکرت چقدر دستش قشنگه
90 خدایا شکرت یادتونه گفته بودم برای حل مسئله کافیه از داشته ها و ترکیبشون استفاده کنیم و نمیخواد بسازیم؟
این دقیقا همینه
شما قطعه پازلی از امرزانو به سطل چسبوندید
وقتی دنبال حل مسئله گشتید پازل رو جهان فراهم کرد و هدایتتون بهش
91خدایا شکرت مثل نقشه گنج هایی که من با بچه ها بازی میکنم
پازلارو جا میدم
نقشه میدم و با نقشه هدایتشون میکنم به پازلا و چسبوندنشون
کی ؟
وقتی بخوان شرکت کنن و دنبالش بگردن نقشه رو میدم
92 خدی من شکرت چقدر ساده با استنفاده از ذات جوجه ها و تجربه کردنشون با نوک زدن اینو طراحی کردن
تازه اینطوری باهوش ترم میشن
و اب سالمو به سادگی میخورن
و البته بازم قانون اصل بقای اصلح
اونی که خودشو با شیوه جدید بروز کنه و ارتقا بده و یاد بگیره میتونه زنده بمونه
93 خدایا شکرت چقدر قشنگ و ساده
منم میتونم به همین سادگی با ایده هایی ساده و در دسترسم مسئله اب و دون جوجه هامونو حل کنم
94 خدایا شکرت عاشقتونم که یکیشم بنا کردید
95 خدایا شکرت عاشقتونم که ایده های ساده میزنید و مسئله رو حل میکنید
96 خدایا شکرت ایول
من اتفاقا برام سوال بود
مگه اولویت استاد ازادی نیست؟
خب این جوجه ها ونگه داری ازشون ازادی استادو میگیره که بره سفر و……..
اما تو قسمتهای قبل استاد داشت با موتور میرفت سفر فکر کردم یکیتون میمیونه نگه میداره اون یکی میره
ولی الان فهمیدم
نه ازین خبرا نیست
همیشه راهی برای لذت و ازادی و هم خدا هم خرما هست و شما پیداش میکنید
اب و غذاشونو زیاد میزارید و میتونید برید سفر
و قشنگیش اینجاست که تمایلتون به ازادی هدایتتون کرد که نخواید هر روز بهشون برسید و نباشید بمیرند و هدایت بشید به ظرفای بزرگ و…..
97 خدایا شکرت خدای من چقدر این داکامون که من فکر کردم غازند زیبا و سفید و دلبرن
نوک خوشرنگشونو ببین
98 خدایا شکرت خدای من ببین
کی اینهمه تجربه کردید اینهمه مسئله حل و بزرگتر شدید؟
وقتی رفتید به دل ناشناخته ها و تجربه کردن و خرید این مرغ و خروسا و گسترششون
و با فکر نکردن به چگونگی قدم قدم هدایت شدید از خونشون بهبود و بهبود گرفته تا غذا و اب و طرفشونو و………
99 خدایا شکرت راستی اون قفسیه که خریدید برای کیودی
وووووووواوووووووخدای من یعنی قسمتهای مربوط به اونم در راهه؟
یا نظرتون و هدایت به سمت دیگه ای پیش رفته؟
بزودی
در سایت عباسمنش دات کام
بوم بوم بوم
100 خدایا شکرت اخ خدا ای جانم این گوگولیای بور قشنگو ببین اخه
101 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان با اون ناز صدات
102 خدایا شکرت برای این در که به سادگی باز و بسته و قفل میشه
103 خدایا شکرت به به چه خوب و عالی
104 خدایا شکرت ای جانم خدا همین الان اومدن خوردن
105 خدایا شرت ای جانم یاد گرفتن و دوباره یادشون اومد اب بخورن
106 خدایا شکرت حتی کنجکاوی مقدسم دارن
که با این کنجکاوی شون یاد میگرن چطور به شیوه جدید اب بخورن
107 خدایا شکرت ای جانم با این رسیدگی 20 شما طبیعیه اینهمه رشد
108 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان با اون ناز صدات
109 خدایا شکرت ای جانم
ببین این یکی چه اعتماد به نفسی داره میاد جلو دوربین
چش تو چش
ای جان
110 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که انقدر پر مهر و محبت صحبت میکنی
111 خدای من شکرت چه پاهای خوشرنگی
112 خدایا شکرت که افتاب هم باهامون همراه و مسئله بورو حل میکنه
113 خدایا شکرت به به چقدر این خونشون زیباست چقدر رنگ و طرح چوبشون قشنگه
114 خدای شگرت چقدر این پنجرش که توری هم داره باحاله
115 خدایا شکرت چقدر باحال درش باز میشه
خدای من میبینی هماهنگی رو با استفاده از ذات مرغا که جای نرم تخم میزارن دسترسی رو اسان کردن و این دور باز میکنی و ازینجا میتونی تخم هارو برداری
و خیلی جالبه که هیچ جای دیگه ای خونه دوبلکس درندشت تخم نمیذارن
116 خدایا شکرت ای جانم قسمت بندی هم شده
117 خدایا شکرت عزیزم چه حس خوبیه یه عالیمه مرغ و خروس و غاز و اردک و..داشته باشی و تخم بزارن و برداری و……..
خدایا شکرت جوجه های ماهم انشاءالله بزودی بزرگ شن تخم بزارن ما هم از لذتش برخوردار شیم
118 خدایا شکرت چقدر عالی قفلم داره
119 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که انقدر عالی با دستی که تخم مرغ بود درو بستی با تخم مرغ سالم و از پاتم کمک گرفتی
120 خدایا شکرت مریم جان در این زمانی که گفتی خروس تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااماست هزار تا صفت ذهنم ساخت که یعنی کدمو میخوای بگی؟
از جمله قهرمان
شجاع و………
121 خدایا شکرت چقدر خوبه اینا خوشبخت و ازاد و رها و شادن و خونه بی نظیرشون
122 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که صحبت میکنی بعد یه بیت میگی بعد هی ادامش میدی قدم قدم
123 خدایا شکرت
124 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که انقدر باعشق بهشون رسیدگی میکنی
اخه چقدر شما فوق العاده ای
125 خدایا شکرت برای این فرش نرم و صندلی های دوست داشتنی مون
126 خدایا شکرت برای این حلوتی خونه و شلوغ و پر نبودنش
127 خدایا شکرت برای لامپ و پنکه سقفی زیبامون
128 خدایا شکرت برای دیوارای طرح فوق الهاده و در ها و ویو معرکش
129خدایا شکرت برای این ایده که فضای کمتری میگیره و ازادی بیشتری به ارمغان میاره که پنکه رو سقف باشه این یعنی تا بی نهایت بهبود بخشیدن و پیش رفتن
130 خدایا شکرت عاشقتم استاد که هم صبحانه میخوری هم فایل تدوین میکنی
منم گاهی هم سر کلاسم
هم دارم تو سایت فایل دانلود میکنم
هم گاهی تو کلاسم هم دارم پاسخ میدم به ئوستان سایت
هم تو کلاسم هم خواب
این یکی خیلی عجیبه
خدایا شکرت
131 خدایا شکرت به به صبحونه خوشمزه
نخود سبز
لوبیا
سس مخصوص قطعا زیرو کالری
132خدایا شکرت عاشقتم من استاد
133 خدایا شکرت عاشقتم من که نصفی رو فارسی نصفی رو انگلیسی میگی
خیلی هم قشنگه
134 خدایا شکرت ایول که با هربار تدوین کردن ماهر تر میشید در این کار
135 خدایا شکرت خدای من چقدر زیباست
کار و زندگی و تفریح و ثروت ساختن چیزی جدااز هم نیست
و این طبیعیه
فقط اکثریت از طبیعی دور شدن
ما باید نزدیک بشیم
همه میتونن
هرکیبخواد
خدایا شکرت مثل ثروت و معنویت که یکین و مرزی ندارن
136 خدیاا شکرت عاشقتم که هم صبحانه میخوری هم از ویو لذت میبری هم غذای مناسب به ذهنت میدی هم تدوین میکنی
137 خدایا شکرت عاشقتم که صبر میکنی صحبت مریم جان تموم بشه
138 خدایا شکرت به به چه ویو محشری
139 خدایا شکرت حتی در زاویه هم بهبود بخشی دارید خدای من
140 خدایا شکرت ابرا رو ببین
141 خدایا شکرت چقدر حاضر بودن و دیدن اتفاقات طبیعت هیچان انگیزه
142 خدایا شکرت و اسب زیبا و خوش مدار و ازادمون
143 خدایا شکرت عاشق سپاسگزاریتونم
144 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان
ممنونم برای عشقی که برای بروز رسانی سایت داشتی و انجامش دادی و نصفه رها نکردی و رفتی به دل ناشناخته هات و عزت نفستو بالا بردی چرخدنده هدایتتو روان تر کردی و کلی پیشرفت دیگه که خودت خبر داری
145 خدایا شکرت برای این هواپیمای زیبا و نمای جالبش
146 خدایا شکرت برای این تابلو های قشنگ که گمونم همه نقاشی اصل هستن
147 خدایا شکرت چقدر رویاییه
148 خدایا شکرت ای جانم
عجب پروانه زیبا و درشتی
خدای من انگار رو گل نشسته
نسل جدید پروانه ها
عوض شهد گل
گوشت
149 خدایا شکرت برای این طبیعت و احساس و تجارب فوق العاده داخلش
150 خدایا شکرت به به چه هوایی
151 خدایا شکرت چقدر بالش زیباست
152 خدایا شکرت عاشقتم استاد
که گل شدی
عوض اینکه تو بری دنبال پروانه
پروانه دورت میچرخه
153 خدایا شکرت عاشفتم من استاد
انقدر زیبا تارف میکنی بهش و عشق میدی و میگی عزیزم
154 خدایا شکرت ای جانم میان جلو وقتی میری سمت قفس
155 خدایا شکرت ای جانم خای من ببینشون چجوری با شوق میدوئن و گوشت میخورن
156 خدایا شکرت واقعا چه جنب و جوشی
157 خدایا شکرت چقدر صداشون نانازه
158 خدایا شکرت دقیقا جوجه های ماهم همینن
غذارو که برمیدارن میرن چند سانتی متر 5 سانتی متر یا 100 سانتی متر اونور تر میخورن
فکر میکردم میترسن اون یکی ازشون بگیره
ولی نه گمونم
کلا این مدلیا
خدا چه گوگولیین
راستی میدونستین اسم جوجه هامون گوگولی هست؟
البته کم صداشون میکنیم
مکملن
اسم یکی گوووو یکی گولی
که جمعا میشن گوگولی
159 خدایا شکرت چقدر باحال میچپونن
160 خدایا شکرت ای جانم چقدر خوشگله
161 خدایا شکرت سرشو ببین چه نازه
162 خدایا شکرت چجوری تو دوربین تماشا میکنع
خدای من
مریم جان اخه تو چه فرکانسی میفرستی که عالم و ادم و جوجه عاشقت میشن لبخند میزنن
خدای من
الله اکبر
163 خدای من چقدر پرش زیباست
164 خدایا شکرت چقدر هوا ابری و بی نظیره
165 خدایا شکرت
166 خدایا شکرت برای این دوتا برس
167 خدایا شکرت
اون نگاهی که دنبال بهبوده زنده میمونه جون سالم ه در میبره و رشد میکنه
الان اپلیکیشنای خیلی رایجو ببین
همش دارن بهتر وبهتر و با قابلیت تر میشن
168 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که انقدر زیبا بینانه میبینی نکات مثبتشو
خدایا شکرت
من دیگه باید بخوابم
پلکام داره میره
چیزی نمونده از فایل
ولی ارزشمده
خواب الویی بنویسم درکم اونقدر عمیق و خالص نمیشه
تا فردا و شاهکار بعدی
شاد و خوشبخت و ثروتمند و لذت بر باشید
دوشتون دارم
دقیقه 32 و 1 ثانیه
امرکیا میبینمتون
دور اتیش(چشمک)
خدایا شکرت صد هزار مرتبه شکر
خداکنه فردا یادم بمونه داستان شگفت انگیز امروزو براتون تعریف کنم
بای بای
به نام الله
سلام مریم جون عزیزم
فقط حیرتم به اینهمه توجهتون به زیبایی هاست که هرچقدر انسان به زیبایی ها توجه کنه زیبایی های بیشتری به چشمش خطور میکنه .
امروز کلا حال خوبی نداشتم و نشانه روز زدم که خدا هدایتم کنه به یک آموزش و این آموزش هارو دیدم .
یعنی یه فایل ساده از زندگی شما برای خود من کلی درس داره . یکی از درسهاش این بود که وقتی حالت بده حواست رو پرت کن و پاشو یه کاری انجام بده و در واقع با فیزیکت و بدنت ذهنت رو تغییر بده و نذار او اون حال بمونه و چقدر نیاز دارم همین رو کلی تکرار کنم برای خودم تا یادم بمونه .
یکی دیگه از درس هاش این بود که وقتی تو داری روی خودت کار میکنی و میخوای به زیبایی ها توجه کنی خود خدا هم دستت رو میگیره و در تقوایی که تو داری انجام میدی یاریت میکنه تا راحت تر کنترلش کنی و یه چیز خیلی جالب تر اینکه چقدر خدا توی زندگیتون جاریه یعنی من قشنگ حسش میکردم و اون انرژی رو میگرفتم ازتون که وقتی شما میخواید مسئله رو حل کنید خود خدا نشانه رو میفرسته و به قول خودتون مریم جون که گفتید درمورد اون سطل و سری که بهش وصل کرده بودید که گفتید این بهمون چشمک زد اینا همش هدایته الله یکتا هست و چقدر خوبه در جزیی ترین مسائل زندگیتون خدا هست .
واقعا خداروشکر که با شما هستم این مسیر بی نظیر و فوق العاده زیبا رو و واقعا به زندگیم معنا داده این مسیر که زندگی یک مسیر بینهایت زیبا هست به شرطی که تو با چشم بینا ببینیش .
یه آیه بود تو قرآن که خدا یه سری هارو کور محشور میکنه و وقتی از خدا میپرسه که چرا کور محشورم کردی خدا در جواب میگه که تو در دنیا هم اینطوری بودی و از یاد من روی گردان بودی .
و چقدر این اگاهی نابه واقعا که باورش کنم و بهش عمل کنم .خداروصدهزارمرتبه شکر . الحمدلله رب العالمین پروردگارم عاشقتم خداجونم
ممنونم ازتون مریم جون و استاد عزیزم بابت این فایل درجه یک
به نامِ یگانه ای که ندایش را باور دارم
میدونید چیه؟!
من وقتی فایلی رومیبینم یا زیبایی ها رومیبینم در لحظه بینهایت از ریز به ریزش، که حتی گاهی خیلی ها نمیبینن، لذت میبرم و بارها و بارها میبینمش و بشدت درونم تحسین میکنم و حظ میبرم از دیدنشون و خدارو شکر میگم…
اما همه اینها منو باز به خودم میبره…
و همینه که فقط درباره خودم مینویسم چون جذابترین و مهمترین مسئله برام شناختِ خودمه…
همه چیز در نهایت منو به درونِ خودم میکشونه و باعث میشه من به سمتِ کشفِ درونِ خودم برم، با الگوهایی که در طبیعت، آدمها، ابزار، زیبایی ها و کوچکترین و بزرگترین اتفاقاتشون میبینم…
من یه آدم بشدت منطقی ام!
یادمه از بچگی میدیدم خانواده و حتی فامیل به یه سری از بستگان که وضع مالی مناسبی نداشتن مدام کمک میکردن! به هر طریقی! چون میگفتن خدا گفته به مستضعفین کمک کنید! و اولویت به خویشاوندانه!
و سالها گذشت و من هر سال میدیدم اونها محتاج تر میشن!
و فهمیدم دلسوزی وکمکِ بیجا حتی به خویشاوندان باعث فقر بیشترشون میشه! چون این کمک های بیجا اونها رو قانع به فقر کرده!!!
و من منطقی شدم!
توی خانواده خودمون یا حتی سر کلاسام و توی آموزشگاه میدیدم که وقتی لقمهٔ آماده به کسی میدم و با اون لقمهٔ آماده سدِّ راهِ تلاش و جستجو و خلاقیتِ فردی میشم و اون فرد محتاج تر به من میشد، من بقول خودشون بدجنس میشدم و دیگه لقمه براشون نمیپیچیدم! چون دیدم من هرگز نمیتونم مسئول زندگی یا رفتارِ دیگری باشم حتی عزیزترینهام! آدمش نیستم!
و من منطقی شدم!
گاهی پیش میومد که دیگری کاری رو بدون فکر و سنجش انجام میداد شکست میخورد و بعد دست به دامنِ من میشد که درستش کن! و من متعجب بودم از این کار و نمیفهمیدم چرا من باید مسئولیتِ دیگران رو به دوش بکشم، و نمیپذیرفتم! و اونها بشدت ناراحت میشدن ومیگفتن تو چقدر بدجنسی!
و ذهن من منطقی میشد!
گاهی دیگری به خاطر تنبلی از من میخواست کاری براش انجام بدم و من هیچوقت نمیتونستم بپذیرم که من مسئولِ کارای دیگرانم و سر باز میزدم و باز میگفتن تو چقدر بدجنسی!
و خیلی وقتا میشد که خودم توی کارام سردرگم میشدم اما هرگز نمیتونستم بپذیرم از کسی طلبِ کمک کنم چون باور داشتم هیچکس توانمندتر از خودم و آگاه تر به خودم نیست جز خودم! و خودم به هر سختی و شدتی که بود انجامش میدادم و همیشه هم بهترین بودم! و چقدر رشد میکردم و چقدر درسها به من آموخته میشد…
و من منطقی میشدم!
خیلی از آدمها رو میدیدم که چقدر نعمت و فرصت در دسترسشون بود و به راحتی میتونستن ثروت بسازن برای خودشون اما فقط بخاطر دنباله روگذشتگان بودن، داشتن بسختی زندگی میکردن و هیچ چیزی جز فقر و ناشکری نسیبشون نبود!
و چقدر عجیب بود برام این صحنه ها! مثل این بود که دریای بیکران پیش روت باشه و تو اصرار کنی با انگشت آب برداری!!!
ونمی فهمیدمشون!! نمیفهمیدم چرا باید برده وار پیروِ سنت های گذشتهگان بود وقتی دنیا داشت پیشرفت میکرد و میشد بهترین ها رو داشت و چقدر زیباتر و راحت تر و مفید تر و ثروتمندتر و آرامتر و با عشق تر زندگی کرد! وهمین باعث شد هیچوقت به تاریخ وگذشتگان و حتی بناهای قدیمی و سبک زندگی سنتی و قدیمی علاقه نداشته باشم!
و ذهنم منطقی شد!
توی مدرسه، دانشگاه، محیط کار، و حتی باشگاه و گروه های ورزشیم آدمهای ضعیف زیادی میدیدم که همیشه جاشون ته کلاس بود! و من هرگز نتونستم باهاشون هیچ ارتباطی برقرار کنم چون نمیتونستم بپذیرم یک آدم میتونه اصلا ضعیف باشه! و بقیه به چشم آدمی مغرور وخودخواه بهم نگاه میکردن! یه جورایی گاهی احساس میکردن من از اونها برترم!!!!! چون قدرتمند بودم، چون همیشه اولین نفر داوطلب انجام همه کاری بودم، چون همیشه اولِ صف بودم، چون هرگز نمیپذیرفتم که من نمیتونم، پس تو کمکم کن!
و چون همیشه توی هر کاری اولین نفر داوطلبانه میرفتم، همیشه با چالشِ حلِ مسئله وکشفِ ناشناخته ها روبرو بودم، و این باعث شد شجاعت و خلاقیتم رشد کنه.. و صبور و صبورتر بشم.. و جسور شدم و مشتاقتر شدم مخصوصا وقتی میدیدم چقدر عالی از پسش بر میومدم… و این اعتماد بنفس بهم میداد..
چیزی که خیلی خیلی کم در اطرافیانم میدیدم و مداااام بهشونمیگفتم که اگه اعتماد بنفس داشته باشی و صبور باشی حله! اما کو گوشِ شنوا! و اونجا فهمیدم هرکسی تا خودش به درکی نرسه هزاران بار گفتنم فایده نداره!
و همین روحیه بود که منو عاشقِ دوچرخه سواری کرد..
چون محدودیت نداشت برام! چون همه جا اختیار و اولویت با من بود! چون حتی پشت چراغ قرمز که ۲کیلومتر ماشین وایساده بود من خیلی راحت میرفتم اولِ صف!
چون هرجا برای بقیه محدودیت بود برای من آزاد بود!
چون بهم حسِ رهایی و چشیدنِ طعمِ چالش و رفتن تو دلِ ناشناخته های جذابی رو میداد که با خفن ترین ماشین هام نمیشد طعمشو چشید!
چون خودم بودم تحتِ فرمانِ خودم!
من آدمی بودم که همیشه توی کارام و زندگیم نظم داشتم. شاید خیلی بچه بودم اما ذوق میکردم لباسام مرتب باشه.. بند کفشم خوشگل بسته بشه.. کفش و لباسم همیشه تمیز و خوش عطر و آراسته باشه.. بچه بودم اما همیشه حتی تر و تمیز غذا خوردن برام مهم و لذتبخش بود..
باورتون میشه حتی مدلِ نشستنم برام مهم بود و همیشه مثل یه شاهزاده خانم مینشستم😄 مخصوصا که عادت داشتم روی زانوی بابام مینشستم.. اینارو مثلا از سن ۴-۵ سالگیم یادم میاد…!! انقد منظم بودم که خواهرم بهم میگفت تو کارات خط کشیه!!!😄 ولی من فقط لذت میبردم از نظم و آراستگی.. حتی تو سنِ ۵سالگی..
چون باعث میشد همیشه راحت کارامو انجام بدم. باعث میشد از زمانم بهره بیشتری ببرم. باعث میشد با آرامش و تمرکز و دقت بیشتری کارامو انجام بدم. و همین بود که همیشه از همه جلوتر بودم و پیشتاز میشدم و اونهمه شخصیت و اعتماد بنفس و شجاعت و خلاقیت و کنجکاوی و کلی ویژگی های مثبت دیگم رشد میکرد… همین بود که من تحسین برانگیز میشدم و خیلی جاها لیدر میشدم چون یاد گرفته بودم از خودم که چجور خودم رو مدیریت کنم! و آدمی که یاد بگیره خودش رو مدیریت کنه، جهان رو مدیریت میکنه! متکی به خودم بودم همیشه و دنیا هم اینو بهم بیشتر یاد داد..
حتی من نمیتونستم بپذیرم که تقلب کنم!!!!! چیزی که برای همه عادی بود و اصلا قانونِ درس خوندن و امتحاناشون شده بود! چون خودم تجربش کردم تویِ تدریسم! و به لطف خدا رفتار و فرکانسم باعث شد شاگردامم که بشدت تقلبی شده بودن همرنگِ معلمشون بشن و با افتخار بیان بگن درس خوندم اومدم ۲۰ بگیرم و برم، با دانش و تلاشِ خودم نه با تقلب! و واقعا ۲۰ میگرفتن و من چقدر خوشحال میشدم که این منِ حقیقی بود که دنیامو همرنگِ خودم کرد…
و به چشمم دیدم وقتی من رفتار و باورم درست و قدرتمندانه باشه، این جماعته که همرنگِ من میشه!
باور میکنید یا نه نمیدونم، اما سر جلسه امتحان التماس میکردن بهم تقلب برسونن ولی من حتی نگاهشونم نمیکردم! حتی نمیذاشتم کسی از برگه من بنویسه وچقدر همه شاکی میشدن!!!! و برای من عجیب بود! درکشون نمیکردم! حتی یادمه یه بار پای تخته بودم و بلد نبودم مسئله هندسه رو حل کنم و همه مخصوصا شاگرد زرنگا داشتن بهم جواب میرسوندن که من با جدیت و یکمم خشونت برگشتم سمتشون و گفتم اگر قرار بود شما جواب بدید میگفتن شما بیایید پایِ تخته!!!😂😂😂 ( آخ آخ این صحنه رو هیچوقت یادم نمیره! وچقدر معلممون خندید و ذوق کرد 😂)
حتی یه بار امتحان جبر و احتمال ۸ گرفتم ولی حاضر نشدم تقلب کنم! چون باور داشتم خودم باید تلاش میکردم و اگه تلاش نکردم پس حقمه این نتیجه!!!!
هرچند این نمره فقط ۱بار توی کارنامم اومد ولی یادم موند!
یادم موند که به اندازهٔ تلاشم نتیجه میگیرم و هرگز کسی مسئولِ هیچ چیزِ زندگیِ من نیست!
حتی وقتایی که ذهنم میخواست بهونه بتراشه که نه اگر فلان اتفاق نیوفتاده بود این نمیشد بازم یکی میزد پشت شونم و میگفت اگه خودت خواسته بودی میتونستی! و اون یکی ندای درونم بود…
و این شد که هرگز نه تونستم خودم برای خودم بهونه بیارم و نه بهونه از دیگران میپذیرفتم!
میگفتم بگو نخواستم من میپذیرم ولی نگو نشد!!!! بهونه نیار برای من!!!
این جمله تو لحظه لحظهٔ زندگیم تو گوشم بود:
« اگه خودت بخوای میتونی، اگه خودت بخوای میشه»
چون بهم ثابت شده بود من قدرتمندترینِ خودمم برای زندگیِ خودم..
پس منطقی شدم!
و منطقِ من منطقِ جامعه نبود! مالِ خودم بود!
منطقی بود که حقیقت بود!
منطقی بود که میگفت کمکی که باعث فقیرتر شدنِ کسی بشه اشتباهه!
منطقی بود که میگفت نه تو مسئولِ زندگی و رفتارِ دیگرانی نه دیگران مسئولِ کارهای تو! حتی اشتباه! حتی به درست! هرکس فقط و فقط باید برای بقای خودش تلاش کنه، قدرتمندانه، و هرگز دلسوزی برای هیچ چیز و هیچکس معنایی نداره چون تمااااام شرایطِ خلق شده برای همه یکسان است!
منطقِ من منطقی خود ساخته بود که هیچکس قبولش نداشت و همه به چشم ظالم بودن بهش نگاه میکردن!
اما برای من هرگز اهمیتی نداشت به چشم دیگران چطوره!!!!! منطقِ من به من آرامش میداد…
به من لذتی را میچشاند که حتی زمانهایی که دیگران غرقِ ترس و نگرانی بودند من غرقِ خنده و شادی و آرامش بودم…
به من لذتی داد که من همه جا محبوبِ قلب ها میشدم…
به من لذتی میداد که دخترکِ خوش خنده میگفتنم…
به من لذتی میداد که وقتی نبودم همه دلتنگم میشدند، حتی همانهایی که گاهی مرا ظالم میدیدند….
و من به چشمخودم دیدم همان آدمهایی که مرا ظالم میدیدند به من گفتند تو فوق العاده ای دختر…
به من گفتند ما به تو دخترکِ شادمان افتخار میکنیم که انقدر شجاع و قدرتمندی…
و من، که نه دیروز از زخم زبانهایشان رنجیدم نه امروز از تمجید و تحسینشان غرق شعف شدم!
چون من برای خودم زندگی میکردم نه برای آنها!
چون من خودم هر لحظه خودم را تحسین میکردم و مینازیدم به این نازم…
من آنروزها فقط به خودم میبالیدم!
اما امروز به خودِ الهی ام بینهایت میبالم که اینها همه خدا بوده و هست در من…
و من امروز به خدایم میبالم که من اینم…
آنروزها من با هوش و توانایی و ذکاوتِ محدود خودم بهترین بودم! چشم من این را میدید!
اما امروز خووووب میدانم که من با خدایِ خودم که هوش و ذکاوت و دانایی و قدرتم شده دنیا را فتح میکنم، دنیای خودم را که بینهایت باشکوه است…
من هم دیگر روی شانه های خدا نشستنم را دیدم..
من با خدایم دنیا را شگفت زده خواهم کرد.
دیشب که داشتم این الهاماتِ درونم رو مینوشتم، دلم بهم گفت فردا فایلی میاد روی سایت که این نوشته رو اونجا ثبتش میکنی…
و امروز خداوندم بهم نشون داد که من پیش از دریافتِ عینی و فیزیکی به تو داده ام…
تو فقط سپاسگزار باش…
و سپاسگزاری که همانِ حسِ خوبِ آرامش با حضورِ خداست…💗
سلام ساناز جان
احسنت
آفرین
به تو
که از بچگی بدون اینکه قانون را شنیده باشی عمل کردی!
وقتی منطقی بودنت را میخوندم فقط میگفت آفرین و تحسینت میکردم
چقدر با خودت هماهنگ بودی
چقدر به خودت لذت و شادی دادی
من قبلاً شخصیتی کاملا مخالف تو داشتم و همیشه ناراضی بودم ! خیلی خوشحالم که یادم دادی چطوری باشم قوی و خوددوست و منطقی به خودم!
منم بهت افتخار میکنم به خاطر شخصیت عالیت
دوستت دارم دوست قویم ♥️🌹💟💖💚🧡💯
سلام فرنوش جانِ شاد و پرانرژی و زیبایِ من😘
ممنونم عزیزم
من و خدام از تو و خدای درونت، که در حقیقت همه یکی هستیم، ممنونیم…
امیدوارم این حس و حالِ نابِ الهی تا ابد گنجِ درونمونو شکفته تر کنه تا ما خداگونه تر بشیم….
عاشقتم عزیززززم😘😘😘😘😘
به نام یگانه قدرت هستی
سلام ودرود بر شما عزیز دل
چه زیبا نوشتید
خیلی جاهای متنی که نوشتید، وقتی می خوندم، انگار من بودم که برای خودم نوشته بودم…
بسیار عالی بود
لذت بردم
هر چی آرزوی خوبه مال تو 🌹
سلام دوست خوبم
ممنونم
انشالله که ایمانمون با عمل صالح همراه باشه تا حقیقتا رشد کنیم و بهشت بسازیم و مهمترین هدف رو که اتصال به اصلمونه به دست بیاریم.
در پناه الله یکتا
💗💗💗💗💗
سلام
برای رسیدن به خواسته خیلی راحت می توانیم عمل کنیم و به آن برسیم.
این قدر منظره قشنگ است ودیوارها که برداشته شده است انگار که وسط دریاچه هستیم و هیچ مرزی هم بین ما نیست.
دقیقا تکامل را می توان دید در مرغها و خروسها در کارهای خانه و …
کاش شما رئیس جمهور شوید والله عالی میشه
نظر منم این است برای خودم منم همه کارهای زندگی را خودم انجام میدادم و میدهم.
وقتی کارهایمان را پارت پارت انجام میدهیم بسیار دلنشین است و به آدم خوش میگذرد ؛ همیشه خودم بایدکارهای خانه ام را انجام بدهم برعکس خیلیها که دیدم من اصلا در حدم نیست که کارهای خانه را انجام دهم میگویم که البته در دلم که من این قدر بزرگوارم که با بزرگی خودم کارهای خانه ام راانجام میدهم شاید یک نصف شب شاید 7 صبح و خیلی هم راحتم و می توانم ..
یادگرفتم که همیشه منظم باشد من همیشه الویتم برای نظم است بعد تمیزبودن و از بی نظمی بسیار بدم میآید واولویت اولم روی نظم است بعد تمیزی و همیشه هم راضی بودم
یادگرفتم که زندگی آدم باید چهارچوب برای من داشته باشه و من به آن متقاعد باشم و این طوری همیشه تکلیفم با خودم روشن است که چه می خواهم و بر چه مبنایی می خواهم زندگی کنم وراضیم و این طوری کارهایم روتین وار انجام میشود.
در این فایل یاد گرفتم که قشنگ خودم را فهمیدم و روی خودم کار کنم روی خودشناسی خودم و همیشه وقتی خودم را خوب بشناسم در نتیجه بهتر می توانم عمل کنم یعنی نمی خواد یک راه بلندی را بروم وبعد یاد بگیرم که باید چه کار کنم. وقتی خودم را بشناسم راه درستی را انتخاب می کنم و نمی خواد شکست بخورم بعد یاد بگیرم که باید چه کار کنم و راهم کوتاهتر و موفقتر می شود.
وقتی اولویتهای آدم مشخص باشه چقدر راهش لذت بخش تر و بهتر میشود؛ مثل ظرف آب برای جوجه ها که نشان دادید
بیشتر در این فایل ارزش ابزار را فهمیدم که چقدر مهم است وقتی ابزار درست مصرف کنیم خوب هم می توانیم کار کنیم و کلی کارهایمان هم جلو می رود. هم خوب کارمیکنیم هم لذت می بریم هم بهتر انجام میشود.
خیلی مهم است که کاری که انجام میدهیم کاربردی باشد و بعد زیبا همیشه این برایم مهم بوده است و خیلی هم راحتتر هر کاری راانجام میدهم با اینکه بیشتر درو بریهای من خیلی زیبا وشیک زندگی میکنند و زیباست وبا زجر چهار تا چیز را باید در بیاورند وبعداستفاده کنند بعد تازه دوباه می خواهند بزارند سر جایش کلی هم زجر و بدبختی دارد خدا را شکر اولویت اول من روی راحتی و کاربردی است و خیلی هم راضی هستم .
زیباییها راببینیم و خیلی موشکافانه روی زیباییها تمرکز کنیم و از آن لذت ببریم همه جا پر از زیبایی است پر از نعمت است و با نگاه دقیق به اطرفمان هر کجا که هستیم احساس خوبی برای خود بسازیم وداشته باشیم و با نگاه مثبت به اطراف آن را هم بیشتر کنیم یعنی خودمان آگاهانه زیبایی بیشتری برای خود خلق کنیم.
حلال مشکلات باشیم همیشه به خود می گویم هر مشکلی که باشد باید حل بشه و این توانایی درمن هست که مشکلات را حل کنم و از آنها درس بگیرم برای زندگی بهتر و راحتتر.
از حل مسئله نترسیم برویم توی دل ترسها و آنها را موقعیتی کنیم برای اوج گرفتن برای صعود کردم و برای تجربه اندوزی و بیشتر وقتها متوجه می شویم که وقتی در دل ترسها می رویم آنها خیلی بیخودی والکی هم بوده اند و مشکلات را به فرصت تبدیل کنیم اگر همیشه این طور باشیم زندگی چقدر زیباتر می شود و این عادت را در خود بپرورانیم
همیشه به خودم میگویم ازمسئله نترس این یعنی تو باید حلش کنی یعنی تو این قدر قوی هستی که خدا این مشکل را به تو داده است تا درستش کنی و از زندگیت لذت ببری.
چقدر خوبه که آدم همیشه بهترین را برای خود بخواهد یعنی توقعش را پایین نیاورد خودش را نگهدارد و بیرون باید خودش را هماهنگ کنه با خواسته این فرد ؛ مثل آب برای جوجه شاید خیلی ها این طور باشند بگن خوب حیونه دیگه کثیف می کنه عیب نداره تمیز میکنم خوبه که آدم بگه نه من می خواهم ظرفشون همیشه تمیز باشه وراهی را برایش پیدا کند و مسئله را حل کند به نفع و توقعات خودش ولی خودش آنرا حل کند.
نگاه کنجکاوانه به اطرافمون همیشه داشته باشیم وبه موقع تغییرات را انجام دهیم قبل از اینکه مجبور شویم با بدبختی تغییرکنیم مثل بزرگ شدن جوجه ها که آنها را می بینیم و لذت می بریم و میفهمیم که دارند تغییر میکنند.
وقتی حمله جوجه ها به گوشت رادیدم یاداین افتادم که باور فراوانی چقدر مهم است ولی باور عدم فراوانی باشه ؛ آدم فکرمیکنه نیست همیشه کمبود است همیشه نیست و هول می زنه و دعوا و … یعنی بیشتر دعواها سر کمبود است؛ کمبود آب برق و پول و همسر و دوست و ….
همیشه دنبال بهبود دائمی باشم به چیزی که هست قانع نباشم و فکر نکنم که همیشه همینی که هست هست و نخواهم که رشد کنم که این طوری از تغییرات سریع جهان عقب میمانم و پیشرفت نمیکنم پس همیشه باید به فکر بهبود دائمی باشم مثل فرچه هایی که از ایکیا بود.
همیشه دنبال این باشم که هر روز کمی فقط کمی بهتر از دیروز باشم همه چیز عالی پیش می رود.
خدایا شکرت – موفقیت ادامه دارد ……….
بنام الله مهربان
سلام ب همگی عزیزانم
الهی صدهزار مرتبه شکر ک یکبار دیگه بهم فرصت نوشتن دادی
الهی شکرت خالق زیبایی ها
امروز 1 فروردین 1404 بود
و شب قدره امشب
خدایا شکرت بخاطر. هدایتم ب این مسیر زیبا سپاسگزارم
اگه زکیه ی قبل بودم الان با کلی احساس گناه التماس میکردم ب خدا ک ی لحظه ب حرفم گوش کنه و گناهان منو ببخشه
و فرشته ها همه اش منتظر بودن ک اعمال امشب و انجام بدم
و من می بایست تحت هرشرایطی بیدار میموندم و دعای جوشن کبیر و میخوندم و قرآن و سر میگرفتم تا بلکم خدا منو ببخشه
و اگه احیانا خوابم میگرفت یا پریود میبودم ک دیگه فک میکردم تنها فرصت همصحبتی با خدارو از دست دادم و شاید دیگه تا سال بعد زنده نباشم ،با کلی عذاب وجدان و احساس گناه از دنیا میرم ،و احساس بدبختی میکردم
خدایا صدهزار مرتبه شکرت بخاطر آگاهی هایی ک بهم دادی
بسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿1﴾سوگند به خورشید و تابندگى اش (1)
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا
﴿2﴾سوگند به ماه چون پى [خورشید] رود (2) وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا
﴿3﴾سوگند به روز چون [زمین را] روشن گرداند (3) وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا
﴿4﴾سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد (4) وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا
﴿5﴾سوگند به آسمان و آن کس که آن را برافراشت (5) وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿6﴾سوگند به زمین و آن کس که آن را گسترد (6) وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿7﴾سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد (7) فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿8﴾سپس پلیدکارى و پرهیزگارى اش را به آن الهام کرد (8) قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا ﴿9﴾که هر کس آن را پاک گردانید قطعا رستگار شد (9) وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا ﴿10﴾و هر که آلوده اش ساخت قطعا درباخت (10)
خداوند هرلحظه داره مارو هدایت میکنه
و خداوند خودش رو دهنده و بخشنده نعمت معرفی میکنه تو اولین آبه سوره فاتحه
خدایی ک منشا تمام نعمت ها،ثروت ها،خوشبختی، سعادت ،امید،برکته،خیر مطلقه
خدایی ک ب اسرار قلب من آکاهه
خدایی ک مسائل منو میدونه و راه رسیدن من ب خواسته هام رو میدونه و همیشه داره هدایتم میکنه
خدایی ک هرلحظه بامنه،همراه کنه
لازم نیست التماس کنم تا منو ب خواسته ام برسونه ،لازم نیست بارها تکرار کنم خواسته ام لازم نیست گریه کنم التماس کنم
خداوند برطرف کننده ی نیازهای منه
سالهاست ک داره ب نیازهای کل موجودات پاسخ میده و خواهد داد
همه چی تحت سیطره ی قدرت ومالکیت ربه
هیچ برگی بدون اذنش از درخت نمی افته،دانای نهان و آشکار
اول و آخر ،ظاهر و باطن است
هرچیزی ک در زمین فرو میرود و بالا میاد و هرجه از آسمان نازل میشود و بالا میرود را میداند
خدایی ک شمار قطره قطره های بارون و اقیانوس ها رو داره
بی نهایت بخشنده اس ،بینهایت دهنده اس ،نعمت میده ،ثروت میده عشق میده
خدا خودش گفته تو قرآن
همه ی عزت ها ثروت ها نزد اوست
خدایی ک ب تنهایی برای من کافیه
همه چیز میشود همه کس را
ادامه ی کامنتم رو شب بعد مینویسم
خدایا شکرت ک بهم اجازه دادی تا بیام دوباره بنویسم
الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت حس قشنگی ک موقع کامنت نوشتن دارم انگار قلبم باز میشه اکسیژن بیشتری بهم میرسه خیلی دوسشدارم
خدایا شکرت بخاطر باران رحمت الهی ک ب ما عیدی دادی
الهی شکرت بابت هوای فوق العاده عالی ،رشد دوباره چمن ها ،طراوت و تازگی هوا ،پرواز پرستوها آواز بلبل ها
جوونه های قشنگ درخت توت مون ک خییلی زیباتر شدن بزرگتر شدن،خوش رنگ ترشدن
رشد بیشتری کردن وهر روز داره بهم قانون تکامل و یادآوری میکنه
همه چی با تکامل شکل میگیره وهرچیزی ممکنه ،
تمام خواسته ها دستیافتنی هستند ب شرط طی کردن تکامل و با ایمان مسیرو ادامه دادن
خدایی ک این درخت مرده رو زنده کرده خدایی ک از هیچ منو خلق کرده کاری براش نداره ک خواسته های ناچیز منو محقق کنه
همه چی تحت سیطره و مالکیت خداونده ،هیچ برگی بدون اذن خداوند از درخت نمی افته
خداوند از رگ گردن ب من نزدیک تره
خدایا شکرت امروز عجب روز قشنگی بود و همچنین دیروز خدایا شکرت
چقد جالبه چن روز پیش ی خواسته ای داشتم و بهش چسبیده بودم
و هر چی در توانم بود انجام دادم ک رخ بده ولی اتفاق نیفتاد
ک ب خودم اومد زکی داری چیکار میکنی شاید اون چیز یا شخصی ک میخوایی اصلا در مدار تو نباشه
اصلا لایق تو نباشه رهاش کن ،بسپار ب خدا
اصلا بزار بنویسم ک بعدا یادم بیاد چ افکاری داشتم چ باورهایی داشتم و از چ مسیری اومدم
اعتراف میکنم دیروز و پریروز من خییلی دوسداشتم پسر عموم رو ببینم خیلی دلم براش تنگ شده بود چون همسن هستیم و تقریبا باهم بزرگ شدیم و ایشون تازه از اصفهان اومده بود
چندبار تلاش فیزیکی هم کردم ولی جواب نداد خخخخ
من عاشقتممم زکی بخاطر قلب پاک و پراز عشقت بهت افتخار میکنم . همیشه ب همه اطرافیان مخصوصا فامیل عشق دادی ومیدی
والان هم مشتاق دیدن پسرعموم بودم اینم بگم ک زیاد رفت وآمد نداریم با اینکه خونه هامون نزدیک هم هست
خلاصه بعد ک دیدم این دیدار اتفاق نیفتاد رهاش کردم دیروز ک خانم همسایه مون نذری آورده بود دوتا کاسه آش بهم داد بعد بهم گفت مهمون دارین گفتم آره گفت پس همرام بیا خونه ی کاسه دیگه هم بهت بدم خیلی خوش رنگ و لعاب بود هلوای خوش عطری هم درست کرده بود ک از اونم دوتا بهم داد اونم باعشق منم کلی تحسینش کردم
خلاصه از خونه شون ک اومدم بیرون ب همراه خانم همسایه ک میخواست بقیه نظری هارو پخش کنه
دیدم پسر عموم همراه عموم داره از دور میاد ی کم موندم ک رسیدن ب ما
و بعد از احوال پرسی از هم جدا شدیم
این اتفاق برای من ی درسی داشت اینکه اولا ب هیچ خواسته ای نچسبم و رها باشم در موردش
و اینکه نخوام با عقل ناقصم ی کاری و انجام بدم و همیشه برای خودم تکرار کنم
ک هراتفاقی ک بیفته ب نفع منه
و ی اتفاق دیگه ک چشم و گوش منو باز کرد این بود ک
عصری رفته بودم تو باغچه و داشتم از هوا لذت میبردم و خداروشکر میکردم
ک دیدم خانواده ی عموم ب همراه پسر عموم از خونه عموی دیگه ک رفته بودن عیددیدنی اومدن بیرون
این درحالیه ک از جلوی خونه ی ما رد شدن و خونه ی ما نیومدن :))
راستش اولش خیلی حسم بد شد ک چرا خونه ما نیومدن
ی لحظه پسر عموم متوجه حضور من شدو برگشت نگام کرد( من فرکانسشوحس میکنم )
ک باعث شد بیشتر دلم گرفته شه ولی
بعد ک فکر کردم دلیل احساس بدم چیه؟
و چرا مث قبل سپاسگزاری هام بهم اون حس قشنگ رو نمیده چبه؟
من احساس قربانی شدن داشتم احساس اینکه بقیه میتونن زندگی منو تحت تاثیر قرار بدن
اینکه کاری از دست من برنمیاد
رسیدم ب شرک
ب باور کمبود
ب باور بی ارزشی و عدم احساس لیاقت
من پسر عموم رو دوست دارم و قلبا همیشه تحسینش کردم
و میدونم چیزی ک در مدار من نباشه نمیتونه وارد زندگیم بشه
من لایق ی رابطه ی خوبم
من لایق روابط خوبم
من لایق عشق و احترامم
من لایق خوشبختی ام
هیچ کس هیچ قدرتی نداره تو زندگی من
دیدن این اتفاق باچشمای قشنگم پیغام قشنگی داشت برای من
اینکه لیاقت من خیلی بیشتراز چیزیه ک فکرش و میکنم
واینکه زن عموم رابطه ی خوبی با ما نداره این ی موهبت برای من
من امشب دوباره ب خدای درونم وصل شدم خدایا شکرت رب العالمینم
تو برای من کافی هستی خیلی از سرم هم زیادی
خداوند همه چیز میشه برای من
عشق میشه،حال خوب میشه،ثروت میشه ،سلامتی میشه
خدایا مرسی ک روشنم کردی امشب ک کجای کارم ،ذهنم داره چ خزعبلاتی میبافه برای خودش
خدایا شکرت ک آگاهم کردی ب افکارم
مرسی ک هرلحظه داری هدایتم میکنی و هرگز رهام نمیکنی
غروب تو حیاط داشتم قدم میزدم و شکر گزاری میکردم ک صدای بلندگوی مسجد بلند شد
بسم الله الرحمن الرحیم
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿1﴾سوگند به خورشید و تابندگى اش (1)
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا
﴿2﴾سوگند به ماه چون پى [خورشید] رود (2) وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا
﴿3﴾سوگند به روز چون [زمین را] روشن گرداند (3) وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا
﴿4﴾سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد (4) وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا
﴿5﴾سوگند به آسمان و آن کس که آن را برافراشت (5) وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿6﴾سوگند به زمین و آن کس که آن را گسترد (6) وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿7﴾سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد (7) فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿8﴾سپس پلیدکارى و پرهیزگارى
الهی صدهزار مرتبه شکرت ک هرلحظه داری بهم الهام میکنی خیر و شر رو
سپاسگزارم
خدایا شکرت بخاطر این آگاهی ها
باید همیشه یادآوری کنم ب خودم
چون شیطان ذهن هرلحظه داره نجوا میکنه
و هدفش اینه ک حال منو بد کنه و از مسیر خارج کنه
من باید ادامه بدم مسیر رو و عمل کنم ب آگاهی ها تا نتایج بیاد
خدایا شکرت بابت اتفاق های قشنگی ک داره میفته
دستان خدا میان کمکم و کارهام راحتتر انجام میشه
امروز صبح ی تاپ راحت برای خواب دوختم چقد حس خوبی داشت خنک و آزاد
خدایا شکرت بابت ایده ای ک بهم دادی و تونستم عملی کنم و نتیجه رو ببینم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز آجیم ظرفها رو شست
امروز پسرهمسایه مون از دور دست بلند کرد و سلام و احوال پرسی کرد
خدایا شکرت بابت وجود نوه ی خواهرم عسل چقد عشق ازش دریافت کردم چقد لبخند زیبایی داشت قلبم باز میشد وقتی نگاش میکردم
خدایا شکرت بخاطر وجود کیان خواهر زاده ام دیروز ی سوالی ازم پرسید ک خیلی منو بفکر فرو برد
گفت خاله زکیه ی سوال میپرسم جواب بده
گفتم باشه بپرس
گفت تا حالا چندبار نفس کشبدی
از بچگی تا الان
گفتم نمیدونم خییییلی
گفت چندساله
گفتم 33
گفت واقعااا من فک کردم 19 سالته
ی کم حساب کتاب کرد گفت بلد نیستم
دیروز صبح خیلی فکرم درگیر این سواله بود
اصن مغزم هنگ کرد اومدم زمان
گرفتم
تو یک دقیقه تقریبا 13 بار تنفس دم و بازدم انجام دادم
ک یک ساعت میشه ،780بار دم و بازدم
ک 24ساعت میشه18،720و...
چقد طبیعی شده برامون این کار چقد حیاتی هست برامون
تازه بعد هر باز دم بلافاصله دم میگیریم الله اکبر کاری ک 33 ساله سیستم تنفس من داره غیرارادی انجام میده بدون اینکه من خبر داشته باشم ازش
چ تو خواب چ تو بیداری
الله اکبر،اگه دست خودم بود ک همون روز اول زندگیم کارم تموم میشد
چقد ما ضعیف هستیم در برابر خداوند حتی نمیتونیم نفسمون رو مدیریت کنیم ی شب نخوابیم
چقد عاجز و محتاج خداوند هستیم
بعد ادعا مون هم میشه ک خودمون بلدیم همه چی رو
خدایا منو ببخش بخاطر تمام ظلم هایی ک درحق خودم کردم و تمام شرک هایی ک ورزیدم
خدایا هرآنچه دارم ازتو بهم رسیده.
من هیچی از خودم ندارم
من بهت فقیرم
من ضعیفم در مقابل تو
تو قدرتمندی
تو توانایی
تو عالم مطلق و قادر مطلق هستی
من ب هرخیری از سمت تو فقیرم و محتاج
منو تسلیم فرمان خودت قرار بده و آسانم کن برای آسانیها
سپاسگزارم
ردپای 2و1 فروردین 1404
به نام خدایی که هرچه داریم از اوست
سلام زکیه عزیزم
سلام دختر خوش ذوق و زیبای عزیزم
دختر تو چقدر خوشگلی ….
اینقدر این عکس پروفایلت زیباست و انرژی مثبت داره که نگو
عزیز دلم….
چقدر لذت بردم از کامنتت قشنگت …
جوری که هر لحظه میگفتم وای حالا تموم میشه و بعد میدیدم چقدر خوشگل ادامه میدادی …
وقتی به آخر کامنتت رسیدم …زدم روی اسم خوشگلتون هدایت شدم به داستان هدایت شما …و چقدر لذت بردم از این هدایت شما و چقدر زیباست این هدایت که دقیقا از منم از کرونا شروع شد و 4 سال طول کشید که من آماده ی این فضای فرکانسی روحانی بشم ….
مخصوصا وقتی گفتید که قدم اول رو برای تولدتون اونم آبان خریدید …چقدر ذوق زده شدم …و متوجه شدم شما هم مثل من آبانی هستید ….
و چقدر برام باور پذیر تر شد اینکه با طی کردن تکاملم میتونم دوره های استاد. رو بخرم
.
.
راستی این کامنت رو یک و دو فروردین نوشتی …
عیدت مبارک دختر خوشگل …
مطمئنم امسال بهترین سالت خواهد بود
وقتی داشتی درباره ی شب های قدر میگفتی چقدر منو یاد خودم مینداختی …حتی امسالم یکم اون حس ها اومد ولی بعد تونستم خودمو کنترول کنم …منطق ها رو بیارم …
و چقدر زیبا صحبت میکردی از ورژن جاهل قبلی ات که البته قبلی منم بود ….
چقدر زیبا میگفتی ….
بعد از اون وقتی آیات رو آوردی…همینطور که داشتم قسم های خدا رو میخوندم …صدای استاد توی گوشم میپیچید…
یادمه استاد قمشه ای میگفت …
قرانو باز کردم دیدم خدا هی داره قسم میخوره …
به زمین و زمان داره قسم میخوره …
رو کردم گفتم خدایا چته …چی میخوای بگی …هی قسم قسم قسم ….
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا
.
.
با اینکه دوبار نوشته بودی ولی سیر نمیشدم از خوندن این آیات
و ازت واقعاااا ممنونم …..
.
.
و اونجایی که درباره ی پسر عموت گفتی ….اینکه دوسش داشتی ولی انگار که اون نادیده ات گرفت ...
من هنوز خیلی بی تجربه و کم سنم…اما یه تجربه کوچولو دارم …که واقعا خداوند محافظتم کرد که تونستم ازش بیرون بیام اونم سربلند ….
چیزی که خدا بهم گفت این بود …
ملیکا ! تو چیکار داری ….مگه فقط اون توی دنیاست …یه لحظه وایسا …فکر کن این دنیاست و این یک تصمیم که با اون بودنه ….خب ؟ هیچ قضاوت یا حرف مردم یا ترس و وهمی ام وجود نداره …حالا بگو آیا میتونی مسئولیت تمام این تصمیم رو به عهده بگیری و فارق از همه چیز بگی این بهترین و درست ترین تصمیمه و این مسیر درست منه من میخوام این مسیرو برم …به هیچ کسم هیچ ربطی نداره …
به خودت نگاه کن …به حست .. و حالا جواب بده ….
……..
به خودم نگاه کردم …دیدم نه …واقعا این تصمیم من نیست ..این خواسته ی من نیست …این حس خوبی به من نمیده …ولی آخه خدا ….!
+هیس …تموم شد دیگه …تا اینجا اوکیه …بقیشو من میگم …دیگه آخه خدا نداره …وایسا …
تا اینجاش قبول داری ؟…حستو خواسته ات رو و یا ناخواسته رو فهمیدی ….؟.
_اره ….ولی من بدون اون ناراحتم انگار …میخوام باهاش حرف بزنم …بخندم …شعر بخونم …خوش باشم …
+خب خب خب ….وایساااا دیگه …
الان من از تو میپرسم …باتوجه به تجربه ای باهاش داشتی …میدونم که میدونی اون آدم در حد تو نیست …و نمیتونی اون چیزایی که توی ذهنمه رو با اون تجربه کنی …الانم فهمیدی که اصلا خواسته ات نیست و حس خوبی هم بهت نمیده ….
میدونی این حرفات چقدر توش شرکه؟ میدونی چقدر مزه ی کمبود میده ! فکر میکنی فقط همین یه آدم توی این دنیاست …نه بابا اینقدر پسرای بهتر و جوون تر هم سن خودتو زیبا تر و شخصیت بهتر هست که نگو …از کی میخوای بپرسی؟ بیا از من بپرس که آدرس تک تکشون رو دارم …
حالا من از تو میپرسم …اگر یک پسر هم سنو سال خودت با تمام اون ویژگی های ظاهری و شخصیتی که دوست داری …
اگه الان کنارت بود …باهاش قرار میزاشتی …لذت میبردی …آیا دیگه به این فردی که الان فهمیدی ناخواسته ات هست اصلا فکر میکردی ؟
با تعجب به خودم نگاه میکردم …
_معلومه که نه …من اگه اونو داشته باشم حتی دیگه به این فرد فکرم نمیکنم ….
کما اینکه با بودن در کنار هم فرکانسی هامم اصلا به نبود اون توجه نمیکنم و غصه نمیخورم …. وقتی پیش یکی از دوستام که دختره …دوست عزیز و دیرینه و هم فکر و هم فرکانسی هست و چقدر توی همون دو ساعت سه ساعت 4 ساعت که به قول استاد میگن تلفنی اصلا متوجه گذر زمان نمیشیم چقدر لذت میبرم …دیگه فکر کن اون جنس مخالف عزیزم …با اون ویژگی ها وای بریم چقدر لذت ببریم ….
یه چیزی شبیه به رابطه ی دوست داشتنی و لذت بخش استاد و خانم شایسته میاد جلو چشمام ….وای چقدر فکر کردن بهشم لذت بخشه ….
+حالت چطوره ؟
_عالیم خدا عالی …اصلا یه حس خیلی خوبی گرفتم ….
+حالا فهمیدی وقتی یکی توی فرکانس تو نباشه چقدر با نبودشم تو رو عذاب میده …چرا رهاش نمیکنی ؟
من آدرس اون فرد دلخواه تو رو دارم …
آدرس تو رو هم دارم …
تو فقط خودتو بیار توی مدارای بالاتر …اونم برای اینکه با تو آشنا بشه داره خودشو آماده میکنه و نمیدونی چقدر ذوق داره ….
اصلا بیشتر از تو هم ذوق داره چون من این وعده رو بهش دادم ….چون میدونم تو چقدر خوش ذوق و زیبا هستی ….
خودتو دو دقیقه توی آینه ببین …اصلا اینه نه …
برو دو تا فیلما که داداشت وقتی حواست نبوده ازت گرفته رو ببین …اون وقت میفهمی چقدر دوست داشتنی هستی و چقدر لایق کسی هستی که میخوای …البته که باید این لیاقتو درون خودت کشف کنی و به این آدمای دور و بر فعلی ات که حاصل فرکانس های پایین هستن نچسب …..
.
.
حق با تو عه …میدونی چقدر آروم شدم …علاوه بر اینکه تا حالا هزار بار بهم گفته من اون شخص در بهترین زمان باهات آشنا میکنم ….تو فقط روی خودت ،اهدافت ، خواسته هات تمرکز کن …..
آی قربون این خدا برم …
همین الان یوهو مامانم این بیتو خوند ….
کنار آب و پای بید و طبع شعرو یاری خوش …
ای جان دلم که یاری خوش …
طبع شعر …
عاشقی شاعر شدن
دل دادن و دل را گرفتن …
خنده و شوخی ز با بی عقلی خویش
از خدا گفتن ز بی عقلی خود
ز ایمان و موسی و زلیخایی
ز بیمار و ز درمان قربانی
ز ابراهیم و عیسی و دین و تسلیمی
ز هر آنچه که توحید در آن بینی ….
.
.
خدا رو شکر
خداروشکر
خداروشکر به خاطر این
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا
عاشقتم خدا جانمممممم
.
.
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿1﴾سوگند به خورشید و تابندگى اش (1)
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا
﴿2﴾سوگند به ماه چون پى [خورشید] رود (2) وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا
﴿3﴾سوگند به روز چون [زمین را] روشن گرداند (3) وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا
﴿4﴾سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد (4) وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا
﴿5﴾سوگند به آسمان و آن کس که آن را برافراشت (5) وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿6﴾سوگند به زمین و آن کس که آن را گسترد (6) وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿7﴾سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد (7) فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿8﴾سپس پلیدکارى و پرهیزگارى
.
.
قسم خورد
قسم خورد
به خورشید و به آفتابش
به ماه و به درخشش در آسمانش
قسم خورد
به روزش که روشن شد
به شب ها که پس آن، ز خود شب شد
قسم خورد به آسمانش که خود ساخت
قسم خورد به دنیایی که خود بافت
قسم خورد به عشق زنده بودن
به دم ها ، به رمز ها ، در تپش بودن
در آن بین ، میان این قسم ها
صدا فریاد زد قلب تپش ها ؛
که ای وای خدای مهربانم
چه می خواهی بگویی پس قسم ها
خدا آرام با لحن نجاتی
به من گفت که ای بنده ، گوش کن ندای
منه لله و رب این دو عالم
به تو گویم ز بد یا خوب ندایی
به حس خویش تو درک خودت بین
به رمز لحظه ات حس خودت بین
ز نزدیک تو ام هر لحظه نزدیک
چو آنچه میکنی من گویمت چیست
.
مرا گریان ز خود افتاده از پای
ز این آیه که گفتا پس قسم ها
که ای جان دلم ، گوش کن ندای ها
که گوید از دلت اینجا ز بیت ها
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا
عزیز دلمی …
ممنونم ازت
..به خاطر این حس زیبایی که الان دارم ….
عاشقتم دختر …
در پناه الله یکتا باشی …
منتظر نتایج بی نظیرت هستم…
سلام عزیزدلمممم ملیکای توحیدی قشنگم
چقد من دوستدارم عاشق این حس وحال قشنگتم انرژی خوشگلی ک داری و عکس زیبات و چهره ی پراز آرامش و پراز حس خوبت
الهی صدهزار مرتبه شکرت
خیلی ازت ممنونم ک باعشق برام نوشتی ،ببخشید ک دیر پاسخ دادم ب کامنتت
کامنتت خیییلی پراز آگاهی بود برام چندبار خوندم ک بهتر درکش کنم
نمیدونی چقد انرژی گرفتم مرررسی ک دست خدا شدی برام مرررسی از لطف و محبتی ک بهم داشتی عزیزدلممم
منم عاشقتمممم دختر خوش قلب خوشگل
اومدم رد پای امروزم و بزارم گفتم کجا بنویسم
ک این صفحه برام باز شد
الهی صدهزار مرتبه شکرت
حس خیلی خوبی دارم الان خداوند یکبار دیگه برام معجزه کرد وقتی ک بهش توکل کردم و حرکت کردم
تو ردپا هام اشاره کردم ک با هدایت خدا برطرف معجزه گونه دارم دندون هام و درست میکنم
ی دندون عقل کشیدم و یکی هم جراحی کردم ک خدا پولشو برام اوکی کرد وقتی ک فقط از خودش خواستم و فقط روخودش حساب کردم
خداروشکر الان تقریبا جای دوتاش جوش خورده یکی از دندون های آسیابم هم ی مدتیه ک ی درد خفیف داره گاهی اوقات دیشب ک با انگشت لثه م رو لمس کردم دیدم ی کم ورم کرده
امروز تو تمرین ستاره قطبی نوشتم میخوام دندون هام خوب بشن درست بشن
داداشم صبح ک از خواب بیدار شد گفت زکیه بابا دیشب بهم زنگ زد گفت پول بده ب زکیه ک دندون عقل دیگه اش رو جراحی کنه
گفتم هنوز ی کم مونده تا کامل خوب بشه
بعد ک فک کردم یاد درخواست ستاره قطبی خودم افتادم ک میخوام دندونام درست بشه
حسم گفت برو مطب دکتر
ک معاینه کنه دندونت رو
خلاصه تماس گرفت ساعت 10 منشی باعشق جوابم و داد گفت همین الان بیا
بعد یادم اومد ک ویزیت دکتر 150 تومنه و من پول ندارم ،نجوا میگفت تو ک پول ویزیتم نداری میخوایی بری چیکار الان آبروت میره ول کن نرو
بعد یادم اومد ک سری اول ک رفتم ازم ویزیت نگرفت گفتم توکل ب خدا میرم خدا خودش همه چی رو اوکی میکنه برام
ولی باز میکفت اگه الان گفت اول ویزیت بده بعد برو داخل چی
گفتم من میخوام ایمانم و نشون بدم ببینم خدا چیکار میکنه برام
آقا من کرایه هم نداشتم خخخخخ گفتم الان چیکار کنم خدا
داداشمم سرکار بود چشمم خورد ب 50 تومنی ک برای
صدقه رو طاقچه زیر کولر بود
بعد ک فک کردم گفتم چرا ما هی صدقه میدیم و از پول صدقه هم میترسیم.
چون فکر میکنیم با این پولا خدا دیگه بلا سرمون نمیاره
خدا ک کاری ب ما نداره ما نتیجه فرکانس خودمون رو میگیرم پس اشکال نداره برش دارم و یاد کامنت یکی از دوستان افتادم ک پولی ک خانواده اش برای خوندن نماز قضا برای پدرشون رو حسابش ریخته بودن ک بده ب ی بابایی ک براش نمازقضاهاش بخونه ولی بانک ب جای قسد عقب افتاده از حسابش برداشتش کرد افتادم و فهمیدم ک کارم درسته
خلاصه وقتی رفتم مطب مریض داخل بود باید منتظر میموندم
ک برگشتم نگاهی ب سمت راستم انداختم دیدم ی پنجره ی بزرگ با ویوی درخت سرسبز هست گفتم چقددد ویو پنجره قشنگه و چ آرامش و انرژی داره اینجا
ک منشی خندید گفت آره بعد شروع کرد تعریف کردن گفت باورت میشه چند وقت پیش ک رفتم کرج اکثر خونه ها آپارتمانی بود و تو همه بالکن ها پراز گل های رنگی و درخت و نورپردازی بود چقددد قشنگ بود
فقط نیم ساعت داشتم بالا رو نگاه میکردم سیر نمیشدم از دیدنشون تو دلم گفتم ببین زکی چقد قانون خدا درسته چقد قشنگ من هدایت شدم ب این مطب و این آدم و دکتر فوق العاده خوش قلب مهربون
.خلاصه کلی حرف زدیم
بعد ک رفتم داخل ی احوال پرسی گرم با دکتر و دستیارش کردم و اونا هم باعشق پاسخ دادن
دکتر ک دندونام و معاینه کرد گفت اوضاع دندون هات خوبه دوتایی ک کشیدی خیلی خوب جوش خورده ولی دوهفته دیکه بیا ک اون دندون آسیابت و ک گفتی ،داره میرسه ب عصب درست کنم
گفتم سمت راست چی،با دقت نگاه کرد و تو آینه ای ک ب دستم داد آینه کوچیک خودش و دیدم ک ی قسمت دندون آسیاب ک سیاه شده بود گفت این باید زود ترمیم بشه وگرنه میرسه ب عصب
گفتم هزینه اش چقده گفت 2 ونیم گفتم وقت داری الان انجام بدی گفت آره
خلاصه گفتم ی زنگ بزنم برمیگردم زنگ زدم داداشم و جریان و گفتم، گفت چقد لازم داری گفتم 2 ونیم
ک 2و600 برام فرستاد الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر اینکه همه چی و برام عالی چیدی
رفتم داخل بی حسی و زدم و اومدم خداروشکر حساب کردم
بعد مریض بعدی رفت داخل
منشی ک خانم فوق العاده خوش قلب و مهربونی بود بهم گفت ی دوست دارم ک تو راه آهن زندگی میکنه شوهرش هم راه آهن کار میکنه
گفتم خب
گفت خیییییلی شبیه توعه،خندیدندش
حرف زدنش،رنگ چشاش،رنگ پوستش اصلا باهات مو نمیکنه گفتم چ جالب
تو دلم گفتم خدایا شکرت بابت این همزمانی ها و اتفاقات قشنگ
خلاصه کلی حرف زدیم بعد باخودم ک فک کردم من معمولا اینقد حرف نمیزنم
بعد دیدم ک ایشون همدار و همفرکانس من هستند چون تمرکز دوتامون روی زیبایی ها بود وحتی عکس و فیلم های گالری م ک از گل و درخت و طبیعت گرفته بودم بهش نشون دادم کلی ذوق کرد
خلاصه کار دندونم عرض 10 دقیقه ی رب تموم شد
خیلی راحت،آسون،عزتمندانه
بدون اینکه ازم ویزیت بگیره
بدون اینکه پول کم بیارم و حسم بد بشه
خدا به ایمانم پاداش داد و باعث شد ی دندونم ک نمیدونستم نیاز ب ترمیم داره هم راحت بدون دردسر اوکی بشه
الهی صدهزار مرتبه شکرت
مرررسی ازت دوست عزیزم
بخاطر اینکه پیغام ربم رو بهم رسوندی
من آدرس اون فرد دلخواه تو رو دارم …
آدرس تو رو هم دارم …
تو فقط خودتو بیار توی مدارای بالاتر …اونم برای اینکه با تو آشنا بشه داره خودشو آماده میکنه و نمیدونی چقدر ذوق داره ….
اصلا بیشتر از تو هم ذوق داره چون من این وعده رو بهش دادم ….چون میدونم تو چقدر خوش ذوق و زیبا هستی ….
من ایمان دارم در زمان مناسب ب شخص مناسب ک خداوند برام کنار گذاشته همدار میشم
وامروز هم نشونه اش و دیدم وقتی ک از مطب اومدم بیرون سر راهم ی مزون لباس عروس دیدم ک چند دقیقه لباسهاشو نگاه کردم دیدم ی دختری تو اتاق پرو هست.
ک لباس عروس تنش هست خییلی زیبا بود و خوشگل گفتم ببین زکی این نشونه اس برای تو
و دوروز پیش هم هدایت شدم ب کامنت زیبای ساناز عزیز ک تو آرایشگاه بود داشت آماده میشد برای جشن عقدش
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر خوشبختی دوستم ساناز و رابطه ی عاطفی زیبایی ک بهش هدایت شد
این نشون میده ک میشود ک امکان پذیراست داشتن و تجربه ی یک رابطه ی زیبای عاشقانه و الیته توحیدی
الهی صدهزار مرتبه شکرت رب العالمین
سپاسگزارم
.عاشقتم ملیکای من ،فقط باید ادامه داد این مسیر رو
همه جی ب صورت طبیعی خودش در زمان مناسب اتفاق میفته وقتی ک از مسیر لذت ببریم و نچسبیم ب خواسته هامون
و ی چیز دیگه ک یادم اومد
میدونی من همیشه فک میکردم ک چون خودم پول ندارم و سرکار نیستم نمیتونم دندون هام و درست کنم ذهنیتم این بود
و برای همین اگه دندون درد هم داشتم نمیکفتم بخاطر احساس عدم ارزشمندی
ولی الان باور کردم ک میشه و میتونم چون من ارزشمند هستم سلامتی من آرامش من ارزشمند هست
من لایق ک دندون های سالم و خوبی داشته باشم
برای همین هدف این مدتم ترمیم و درست کردن دندون هام بود
ودیدم ک خداروشکر وقتی ذهنیتم و تغییر دادم بقیه چیزا خودش درست میشه وقتی ک فقط از خدا درخواست میکنم و فقط رو خودش حساب میکنم و اونم آسانم میکنه برای آسانی ها
الهی صدهزار مرتبه شکرت ک روز ب روز زندگیم داره زیباتر ،روانتر،نرم تر و لذت بخش ترمیشه
امروز خیلی بهم خوش گذشت وقتی ک اعتماد کردم ب خداوند و سپردم ب خودش
خداوند هم بهم پاداش داد
عاشقتمممم رب قشنگم.
عاشقتممم ملیکای قشنگم روح زیبای خداوند
پاره ای از وجود من
خیییلی دوستدارم
ب خدای بزرگ میسپارمت
1404/2/9
به نام خدای مهربانم که هرچه دارم از اوست …
سلام زکیه عزیزم
سلام قربونت برم .
سلام عزیز دلم …
آخ که چقدر دوست دارم من …چطوری بگم آخه…
خدایا شکرت ..
خدایاشکرت
میدونی چقدر کامنتت برام به موقع بود …
عزیز دلمی چقدر زیبا گفتی …
چقدر خوشگل از اتفاقاتت میگفتی ….
چه کار قشنگی …یعنی هر روز میای و روزت رو تعریف میکنی ؟
اینجوری برای خودت رد پا میزاری …
فدای تو بشم با این ایده ی خلاقانه و قشنگت …
راسش صبح برام ایمیل اومد که یه کامنت جدید دارید فکر کردم مال قبلیاس گفتم ولی بزار یه بار دیگه چک کنم شاید جدید اومده باشه و اومدم توی سایت و دیدم بله …زکیه ی عزیزم پیام داده ..ولی کدوم فایل ..در پاسخ به کدوم کامنت ….
نمیدونم ….
پس زدم روش و برای اینکه یادم بیاد رفتم از اول خوندم …
کامنت خودم رو هم خوندم و چقدر از این سوره لذت بردم ….
چقدر از شعری که گفتم لذت
چقدر از حرفای خدا لذت بردم …و میدونی چقدر به تک تک این کلمات نیاز داشتم ….
صبح که کامنت زیبای تو رو توی مینی بوس که داشت به طرف دانشگاه میرفت خوندم …اینقدر این تعهد و انرژی رو دوست داشتم که نگو ..
پس همون موقع به خودم گفتم منم دوست دارم مثل آجی زکیه بنویسم …روزم رو رد پا هام رو …اما آخه خدا یا چی بنویسم …پس یه کار کن …من قول میدم رد پا بنویسم تو اتفاقات شگفت انگیز رو جوری برام رقم بزن که زیبا ترین روز رو تجربه کنم یه کامنت پر بار باشه …
نمیدونم ولی الان ساعت 18 و 41 دقیقه است و حدودا 10 یا 11 ساعت از اون موقع گذشته و هر لحظه انگار خدا بهم میگه …چشم قربونت برم …
میدونی چرا …
بزار از صبح برات بگم …
ولی اول باید بگم که برای اینکه درک کنیم دو شخص در موقعیت های مشابه با کنترول ذهن چقدر نتایج متفاوت میگیرند نفر دوم داستان دوست من هست به نام سحر که دیر بیدار شده بود و عینا پیامایی که برام فرستاد رو میزارم ….
خب من دیروز از بس خسته بودم و بعد دیدن یکی از استادام دوباره منو به گذشته برد …حالم زیاد خوب نبود …
خلاصه تا شب خوابیدم و دیشبش حدودا شاید بگم 1 ساعت خوابیدم…
اما سعی کردن اون قضیه رو حل کنم و صبح خودم رو شاد کنم و فقط به روز زیبایی که قراره تجربه کنم فکر کنم …
خلاصه آهنگ گذاشتم و کلی با آهنگ خوندم و رقصیدم …
کمک برادرم کردم تا به مدرسه اش بره و بعد داداشم رو بیدار کردم تا با هم بریم دانشگاه …ولی اون دیر بیدار شد و طبق معمول اگر به اتوبوس 7 صبح نمیرسیدند باید تا 7و ربع صبر میکردیم و توی اون ترافیک سوار اتوبوس میشدیم…
تا داداشم اومد کاراشو بکنه، نگاه به ساعت کردمو دیدم 6 دقیقه به 7 شده و اوتوبوس تقریبا 5 دقیقه دیگه میرسه و مسیر خونه تا ایستگاه بیشتر از 7 یا 8 دقیقه بود …
به خودم گفتم لازم نیست عجله کنم …حتی اگه بدوم …ممکنه نرسم ..پس بهتره حسم رو خوب نگه دارم …مشکلی نیست با اوتوبوس بعدی میرم …پس ذهنمو کنترول کردمو نزاشتم بار روانی روی خودم و داداشم ایجاد کنم که ؛ حالا دیر میرسیم میوفتیم توی ترافیک و…
…خلاصه ما رفتیم دم ایستگاه و اتوبوس 7 و ربع رسید …منم با کنترول ذهنم بدون اینکه مثل دفعات قبل هول بزنم یا نق بزنم ..و بگم وای دیر شدو و چقدر شلوغه و اینا سوار شدم و وویس استاد توی گوشم و بود و سعی میکردم فقط توی لحظه باشم و هماهنگی های حتی چند لحظه بعد رو به خدا بسپارم …
خلاصه که حدودا هفتو 30 یا 35 دقیقه
رسیدیم ترمینال که تازه سوار مینی بوس های دانشگاه بشیم …
قبلش توی گروه رفت و آمد ،دو نفری رو از مسیر دیگه پیدا کرده بودیم که با هم اسنپ زدیم و وقتی دیدم اتوبوس ما اومد و اونا هم مکانی که گفته بودن رو رد کرده بود با اینکه اسنپ گرفته بودیم اینو نشانه ای دیدم و گفتم من لغوش میکنم و رفتیم ترمینال …
وقتی دیدم ساعت 7و35 دقیقه است سعی کردم خاطرات و ورودی های قبلی که میگفتن نمیرسی دانشگاه رو کنترول کنم …
و دیدیم که یه اتوبوس و مینی بوس پر شده و هیچ اسنپی هم قبول نکرده …
همون موقع مینی بوس زردی که البته مال دانشگاه داخل نجف اباد بود اومد و گفت بیاین من میرم دانشگاه آزاد…با اینکه اونا فقط باید دانشگاه سمیه که داخل نجف آباده ببرند …خلاصه سوار شدیم و گفت ولی 30 تومنه و ما گفتیم اشکال نداره و مینی بوس همون موقع پر شد …خیلی حس خوبی داشتم الان دیگه 7 و45 دقیقه بود و راه حدودا 40 تا 1 ساعته رو باید به دانشگاه میرفتیم …
(سحر :
ملیکا خوابم برد اصلا نه رو پوش اوردم نه جا کارتیما اوردم️️ فقط پریدم بالا راه افتادم
من :
اشکال نداره…یه کاریش میکنیم
منم تازه سوار شدم …
بیا دوتایی بریم سر آزمایشگاه 9 شروع میکنه …
سحر ؛
سکشن دوم تکوین از کی تا کیه میرسیم 12و45 بریم سر دفاع
وای سگگگگ تو این شانس سرنگ هم یادم رف بیارمممم
خدما جا نزاشتم خیلیه
اه اعصابم خورد شد
من :
عه راست میگی ….پس باید سکشن اول بریم …سرنگ دیگه چرا ؟بیخیال بابا …
سحر :
گف هر هفته داریم خونگیری
ووای خدایا چرا امروز همچبنهه
من :
نه بابا ..؟به ما نگفت ..
اشکال نداره سحر پیش میاد ….)
.
.
وقتی اول راه ترافیک رو دیدم نجوا های ذهنم شروع شد که وای چرا از اینطرف رفت چه ترافیکی اینجوری که تا صبح نمیرسیم….وقتی دیدم باز داره مغزم بازی در میاره سرمو کردم توی موبایلم اومدم توی سایت و کامنت زیبات رو با عشق خوندم …
بعدش یکم فایل های استاد رو گوش دادم و به طرز عجیبی راه انگار باز شده بود و ساعت 8 وقتی زدم روی مپ که ساعت چند میرسیم زد 30 دقیقه دیگه …
باورم نمیشد …
خلاصه رفتیم و وقتی رسیدیم ساعت 8 و 25 دقیقه بود
باورم نمیشد …به راحتی و به خوبی رسیدیم و طبق قراری که با دوستم گذاشتیم میخواستم کلاس اولمو جابجا کنم که با هم باشیم …بر عکس دفعات قبل این کار این دفعه حس خیلی خوبی بهم میداد…
رفتم داخل دانشگاه و سوار اوتوبوس های داخل دانشگاه شدم …به چه راحتی اصلا انگار اتوبوس اونجا وایساده بود تا من برسم و 5 دقیقه ای گذاشتمو دانشکده و من 8 و 30 دقیقه توی کلاس بودم ….و به استاد سلام کردمو گفتم که میخوام امروز به جای سکشن بعدی این سکشن بیام و برعکس دفعات قبل که بد اخلاقی کرد که نه شلوغه و اینا گفت باشه …
ساعت دیگه 7و 35 شده بود
استاد هنوز درسو شروع نکرده بود
(من ؛ کجایی؟
سحر ؛ تو راه
من ؛ من رسیدم
.
8و 45 دقیقه
.
سحر ؛ منم دم گیتام [ منظورش دم دانشگاهه …حالا باید سوار اتوبوسای دانشگاه میشد تا برسه دانشکده ]
من ؛بیا جلو جلو جا گرفتم برات
سحر ؛ممنون شرو کرده؟؟
من ؛ اره
سحر ؛ وای اتوبوس نمیاد
من ؛ عجله نکن بی خودی ….آروم باش
سحر ؛ امروز همه چیز دست به دست هم دادن چرا آخه اتوبوس نمیاد یعنی چ من نمیفهمم
8:51
سحر ؛اومد
بالاخره دوستم رسید و با اعصابی خورد ….
تقریبا دوتامون با هم راه افتادیم ولی حس ها و حتی زمان رسیدن به کلاسمون از زمان تا آسمون تفاوت داشته …تازه بد تر از اون چون از اول کلاس نبوده و نمیدونه جریان چیه یا استاد چیو درس داده اعصابش خورد تر بود …تا من که دیدم اینطوریه در حد چند تا جمله براش توضیح دادم …
تا ساعت 9 هنوز نفهمیدم چرا خدا بهم گفت این سکشن بیام این کلاس تا اینکه برقا رفت …
من اون لحظه خیلی خوشحال شدم …چون کلاس خودم آزمایشگاه و کار با میکروسکوپ بود و حالا که برق رفته بود عملا کلاس تا دو ساعت دیگه کنسل بود …
خلاصه که خیلی خوشحال بودم و سکشن بعد رفتیم که به کلاس بعدی برسیم و حتی کلاس بعدی یه ربع دیر تر شروع شد تا برقا بیاد …
اونجا گلوبول های خون رو دیدم و چقدر خوشحال بودم که کار های هفته ی پیش که خودم با استاد انجام داده بودم به نتیجه رسید تا استاد بهتر بتونه برای بچه ها توضیح بده که قطره ی خون رو قبل از اینکه بزارند زیر میکروسکوپ باید چطور روی لام بکشند…
شاید با توضیحات استاد همه فکر کنند این چیزیه که هر سال استاد به اونا میگفت اما پشت صحنه چیز دیگه ای بود و اون استاد اولین بارش بود و هفته ی پیش با کلی آزمون و خطا من و استاد فهمیدیم چه روشی رو پیش بگیریم بهتره …و چون من خیلی سریع تر کار ها رو میکردم و روش های مختلف رو با لام های مختلف امتحان میکردم خیلی هم زود به نتیجه رسیدیم …
خلاصه بعد از اون ساعت 12 بود و ما میخواستیم بریم سلف غذا بخوریم و قبل ساعت 12 و 45 سر کلاس باشیم چون این استاد خیلی روی به موقع سر کلاس اومدن حساسه …
خلاصه که دویدیم و دیدیم اوتوبوس داره میره جلوش دویدیم و برعکس دفعات قبل که نمی ایستاد گفت بچه ها بپرین بالا …ما هم تشکر کردیم و من سر دست اندازه افتادم زمین ولی با شادی پا شدم و گفتم چیزیم نشد و پریدیم بالا اتوبوس …
تا یه ربع بعدش داشتیم میخندیدیم …
دوستم گفت من یوهو کنارم رو نگاه کردم دیدم ملیکا نیست …خخخخخ
خلاصه رفتیم سلف و دو تا جوجه خوردیم و سریع هم نوبتمون شد و ده دقیقه ای غذامون رو خوردیم و راه افتادیم به سمت کلاس بعدی و حتی 5 دقیقه قبل کلاس اونجا بودیم …
باید یه تحقیق میدادیم و من با هوش مصنوعی تحقیق رو گرفتم و سر کلاس نوشتیم تا آخر کلاس تحویل بدیم …دیگه آخرای کلاس من وویس استاد رو گذاشتم تا فارق از اینکه کلاس خسته کننده و به درد نخورده یه چیزی یاد بگیرم …
خلاصه که به خیر و خوشی گذشت ..بعد کلاس داداشم زنگ زد و به هم رسیدیم ومیخواستیم با هم برگردیم …
و من از دوستم جدا شدم …
وویس استاد توی گوشم بود و من و داداشم پیاده رفتیم تا دم در و به خدا گفتم که خودت دو نفرو جور کن تا راحت با هم اسنپ بگیریم …
از در که خارج شدیم یکی اومد جلومو گفت شما میخواین برین ترمینال صمدیه گفتم آره…میاین اسنپ بگیرین گفت آره…ایستادیم یه نفر دیگه اومدو 4 تا شدیم و اسنپ گرفتیم و با نفری 26 تومن رفتیم …
چقدر حس خوب گرفتم …
بعد که سوار شدیم یکی از بچه ها گفت تو چه رشته ای گفتم ژنتیک …
گفت ترم چندی گفتم من 4 گفت من 6 هستم و کلی از استادا برام گفت و کلی درباره ی نحوه ی آزمون گرفتن و حتی اینکه چه درسایی رو برداری خوبه و اینا …و گفت اگه هر ترم حدودا 20 تا برداری مثل من 7 ترمه تمومی …خلاصه که کلی خوش گذشت و حتی شمارشم گرفتم …
قبلش میتونستم دم دروازه تهران پیاده بشم و با همون اتوبوسا برم ولی انگار یه حسی بهم گفت نه پیاده نشو …
بعد که در مقصد پیاده شدیم با هم خدا حافظی کردیم …که یکی از همونا با من دم ایستگاه موند و بعد ازم پرسید چطور میشه از اینجا بریم پل وحید گفتم بیا با من بریم گفت نه الان میان دنبالم کلا خواستم بدونم …گفتم با خط 94 ….گفت عه چه راحت ….
گفتم شما کجا میری گفت وحید گفتم ما هم همونجا میشینیم باغ دریاچه …
تازه ترم یک بود وفکر کنم جایی رو زیاد بلد نبود …بهش گفتم میشه منم باهاتون بیام گفت آره…
گفتم خیابان باغ زیار میشینی گفت نه کوچه باغ برج توی باغ دریاچه گفتم عه خوب ما یه کوچه قبل شماییم ….
خلاصه به چند دقیقه نکشید خالش اومد دنبالش و گفتم میخوای اول بپرسی و پرسید و خالش گفت آره حتما ….و منم سوار شدم و سریع منو تا حتی دم کوچمون رسوند …
خلاصه که زود رسیدم خونه …بعد با داداش کوچیکم یه فیلم دیدیدم که درباره ی قواصی بود و یادم به استاد افتاد …
داداشم گفت توی کیش یه جایی هست که میزارند با راهنما قواصی کنی …
بعد یادم افتاد که امروز روز دختر بود و دوست داشتم برم برای خودم یه جوجه بخرم …از همون خوشگلا که استاد داره …وای من عاشقشم …
به داداشم که گفتم گفت اوکیه از اینطرف میریم جوجه رو میخریمو میریم لب آب زاینده رود و توی پارک …خلاصه ساعت 5 بود رفتیم جوجه خوشگلو فرز و قشنگم گرفتیم و رفتیم لب آب توی پارک …برای جوجه یه جعبه برداشتم با ماژیک براش در و پنجره کشیدم و بالای خونه نوشتم welcome to paradise و روی در نوشتم
We trust in God
چه حس خوبی داشتم ….
خلاصه رفتیم دم آب و من رفتم با جوجه توی چمنا نشست و داداشم با توپ بسکتبال رفت توی زمین بازی و با بقیه بازی کرد …
همینجور که نشسته بودم یوهو دو نفر دختر خوشگل که به نظر میومد هم سن من باشن اومدن گفتن وای جوجشو ببین …و اومدن کنارم نشستن …اینقدر ذوق کرده بودم ….
کلی باهم حرف زدیم و بعد یکیشون رفت 3 تا بستنی گرفت و با هم خوردیم …
ولی چقدر اینا آدمای فوق العاده ای بودن باورم نمیشد که مال سال 69 باشن …اینقدر مهربون و خوب بودن …کلی با هم حرف زدیم و حتی شماره ی هم رو هم گرفتین …
چقدر خوش گذشت …حدودا شاید بگم یه یکی دو ساعتی پیش هم بودیم …
شابد باورتون نشه ولی بهش گفتم استاد عباسمنشو میشناسی ؟ گفت آره…گفتم الان نمیدونی چه حس خوبی ازتون گرفتم الان دقیقا حس سفر به درو آمریکا استاد رو دارم
..خدایاشکرت …باورم نمیشه …
خلاصه بعدش یه فیلم گرفتیم و شماره همو گرفتیم و خداحافظی کردیم و بعد با داداشم برگشتیم خونه …دیگه ساعت 7 شده بود …
یه روز پر از اتفاقات با حال …
پر از هم زمانی …
راستی روز دختر بر تمام دخترایی که دارند این کامنت. میخونند مبارک ..
زکیه عزیزم روز تو هم مبارک نفسسسس
خلاصه اومدیم خونه و بعدش داداش بزرگم با کلی کیک اومد خونه و گفت بیا عزیزم برات کیک گرفتم جشن بگیریم ولی راسش خیلی خوابم میومد .. کلی تشکر کردم و جشن و موکول کردم به فردا …راستی پدرمم کلی مرغ و گوشت و اینا گرفته بود …تا اگه خواستیم بعدا بریم لب آب جوجه کباب کنیم ….
خلاصه ..اینم از امروز من …
عاشقتم دختر …
مرسی که هستی …
راستی دوستایی که توی پارک دیدمشون توی آنلاین شاپ کار میکردن…با اینکه رشتشون معماری .بود ..
من یکمی تعجب کردم و اونا گفتن چرا تعجب کردی …گفتم آخه من فکر میکردم کسی که یه چیزی رو دوست داره توی همون رشته میره و کار میکنی و بعد ها شرکت میزنه و اینا …گفت آره ولی اینا رویاهای 20 سالگیه
…کلی خندیدیم و گفتم آره راست میگی البته منم دوست ندارم توی این رشته این کارو بکنم …
گفت مگه چه رشته ای؟ گفتم ژنتیک …گفت چرا دوسش نداری …گفتم چرا خیلی دوسش دارم ولی یه چیز دیگه رو بیشتر دوست دارم
گفت چی …؟
گفتم نویسندگی …
وای کلی ذوق کردو گفت ایشالا کتابات رو بخریم و اینا …
وای خدا من …
منم دوست دارم به زودی این نسخه چاپ بشه …
باورتون میشه …ظهر که رفتم با داداش کوچیکم فیلم ببینم بعدش یه مستند درباره ی نویسندگی فیلما بودکه دوبله بود و چقدر زیبا بود …انگار خدا اون موقع اونو آورده بود تا من از تلویزیون ببینم …خدایاشکرت…
عاشقتونم
مرسی که هستین …
راستی یه کانال درسی دارم که توی یک و نیم ترم الان 117 تا عضو داره چقدر هم دانشگاهی و هم کلاسیام ازم به خاطر محتوایی که توش میزارم ازم تشکر کردن …ایده ی خدارو اجرا کردم ولی راسش نه همشو …چون خدا گفته بود برای این خدمات پول بگیر هرچند ناچیز ولی من رایگان گذاشتم ..
ولی الان از طرفی راضیم …چون میگم من محتوا رایگان میزارم …مثل استاد …بعد محتوای پولی …
خدایاشکرت
مرسی که هستید …همتون …عاشقتونم …
در پناه لله یکتا باشید
یه چیزی بگم …الان که داشتم کامنتو ویرایش میکردم یه توت خوش مزه افتاد روی سرم …وای دوست دارم فقط برم لابلای درختا
توت بخورم ….
هوراااااا
به نام خدای هدایتگر عزیزم
سلام سلام سلام
به تمام دوستان زندگی بهشتی من
که سعی دارن با کنترل کانون توجه و جهت دهی اگاهانش به سمتتمرکز برنکات مثبت و زیبایی ها و وجه و زاویه مناسب و خوب اتفاقات و مسائل
در هر لحظه بهترین و سپاسگزارانه ترین فرکانسو مرتعش
اعمالشونو هم راستا با فرکانس خوب
و قدم قدم باوراشونو بسازن
که باور ها عادات و فرانساشونو بسازن
و با کنترل این فرکانسا زندگیشونو بهشتی و هر لحظه بهشتی تر کنن
و سلام پر انرژی و جانانه به مریم و استاد بهشتی من
که مراحل بالا رو انجام دادن و همواره دارن میدن و زندگی رو مولتی بهشتی تر از همیشه میسازن
بزن بریم کامنت امروزمونو شروع کنیم
امروز قبل از دانلود فایل تصمیم گرفتم خارج از برنامه کامنتای خودم
با هدایت رب واسه این فایل کامنت بنویسم
وقتی فایلو دیدم
دیوانه شدم
به خدا
محشر بود
پر از درس هایی عملی
ارزشمند تر و کارا تر از تمام درسهایی که در مدرسه می اموزم و سعی میکنم از دید قوانین تحلیل و برسی و درک و بهتر و بهتر درکشون کنم بود
این فایل خود خود خود اصل درس زندگی بود
درس زندگی ای لذت بخش
همواره هدفمند
همواره پیشرو
خدایا شکرت
بزرگترین و بلد ترین درس من ازین فایل
بهبود بخشی بود
بهبود بخشی در هر ابعاد زندگی
در روابط و ثروت و سلامتی و شادیو………
در هر روند روزانه
در انجام هر کار
در حل هر مسئله
خدای من دیوانه شدم
چه کار قشنگیه در هر موضوع و مسئله ای در هر کاری در زندگیم دنبال بهتر و بهتر و اسان تر گشتن
و هدایت شدن
و قدم برداشتن
و لذت بردن
و افزایش عزت نفس
خدای من منم باید به این کار دقت کنم
زندگی کنم واقعا
نه نگاه گذرا و بی ارزش به کار های روز مرم و زود تر انجامشون که بیام کامنت بنویسم
بیام کامنتو تو زندگیم اجرا کنم
بیام زندگیمو قدم قدم محل زندگیمو شرایطمو کارامو و………..رو بهبود بدم
بگم چطور ازین بهتر
چطور ازین ساده تر
چطور ازین لذت بخش تر
چطور ازین کارا و در دسترس تر؟
خدای من
من عاشق این کارم
سرشار از ذوق و ایده و دریافت هدایت رب
خدایا شکرت
خب وقتی دیدم
رفتن استارت اولین قدم بهبود بخشی زندگیمو بزنم
که این کار نه تنها بهبود بخشی در زندگیم و روندی هست
بهبود بخشی در باور ها و قدرت حل مسئله و عاداتمه
پس قدمی بزرگ در رشد و کار کردن رو خودمه
خب ما هم برای تخت این مسئله رو داشتیم
ذهن منطقی میومد بگه ما در دترس نداریم امرزان و ایکیا و…..رو که ازشون کمک بگیرم اما
خدای درون من گفت
ما از خلاقیت و ابتکار و داشته هامون استفاده میکنیم
و به یاد داریم که هرانچه برای رسیدن به هدف و حل مسئلمون الان نیاز داریم رو همین الان داریم
لتس استارت
رفتم اولین هدایت سوزن ته گرد بود
ولی با برسی ذهنی دیدم در میار
بعد قدم بعدی در کسری از ثانیه اومد
سنجاق قفلی
گود ایدیا
لتس گو
رفتم سر جاسوزنی که سنجاق قفلی پیدا کنم
دیدم
نه نه نه
همین نقطه
همین جا بهترین لحظه برای شروعه
بهبودو از همین جا شروع میکنیم
خب همینجا کجاست؟
جعبه نخ و سوزن
پر از نخ های گره خورده و رول نخ هایی که تو جعبه جا نمیشن و سوزنایی که کف جعبه گم شدن
خب ریختمش بیرون
رفتن دراز کشیدم فکر کنم
دیدم این نخا منظم هم جا نمیشن در این جعبه
اون صحنه کشو باحال و کوچولو میخ و پیچ هاتون رو خدا بهم نشون داد
بعد قدم قدم فکر کردم اره با مقوا میتونم کشو درست کنم و این نخ و سوزنارو منظم توش بزارم
درحال برسی طول و عرض کشو و تعداد قرقره ها به طور ذهنی بودم
گفتم چطور محکم تر
خود مقوا ضعیفه
خیلی ساده نابود میشه
بعد با یه فکر کوتاه دیدم وسیله ای مناسب نداریم
بعد هدایت بعدی اومد از همون جعبه استفاده کنم
چاقو رو داغ کنم ببرم یه مستطیل و با مقوا کشو داخلش بزارم اینطوری استحاکامشم خوبه
بعد داشتم میگفتم دسترسی میخوام خوب باشه خیلی نخ ها ته نباشن
هدایت بعدی اومد دو طرفشو ببر
یه کشو کم عرض اینور
یه کشو کم عرض اون ور
بعد گفتم خوبه دسترسی هم خوبه
بعد دیدم سخته هر دوتا کشو رو بگردی
و بچرخونی جعبه رو (ناخود اگاه دنبال بهبود بودم)
بعد گفتم نه خوبه و…….
بعد این بار اگاهانه گفتن
چطور ازین بهتر و ساده تر
ذهنتو محدود به کشو کردن نکن
ایده های بهتری هم هست
فکر کردم
خداوند ایده داد
اون میله های نازک پلاستیکی که ته نخ سوزنه قر قره روش قرار میگیره وایساده رو در بیارم (همه اینا ذهنی بود )
بهد با مقوا شیب بدم ردیفی بچینم نخ هارو
مثلا 3 ردیف شیب دار
دیدم نخ ها و رنگشونو میبینیم و دسترسی خوبه
خب نشستم به بقیش فکر کنم
قدما رو برداشتم و هدایت ها اومد
دو سری قرقره با دو اندازه ارتفاع داشتیم و این واقعا خوب بود
اندازه زدم و با مقوا قدم قدم با ازمون و تجربه یه سطح شیب دار درست کردم
اول با چسب مایع
بعد نواری
بعد ارتفاعش کم بود
بالا بردمش
و انجام شد
نخ هارو چیدم 10 یا 9 تا جاشد
تا اینجا واقعا در دسترس بود
خب حالا باید شیب بعدی رو پشتش بزنم
داشتم کوتاه بلندی شو درست میکردم
و بله درست کردمش
و سری نخ های کوتاه تر رو چیدم خوب حالا دیدم بازم قرقره کم ارتفاع مونده
دیدم
پشت این شیب ها همشون +سوزنا جا نمیشن
خب قدم و هدایت بعدی
در جعبه
در جعبه شکسته بود
خودش سالم بود
مونتها لولایی ه به جعبه وصل میشد شکسته بود
گفتم خب سادس درست میشه
یه دکمه ی عروسک شکل تو این جعبه بود
برش داشتم پاشو شکوندم
چسبوندم جای لولا درو که گذاشتم شل بود افتاد
قدم بعدی
از مقوا استفاده کردم و جای اون پیچ لولا گذاشتم
کار کرد
خوب بود
ولی خدا گفت
این تف مالیه
یه مدت خیلی کوتاهی دووم میاره
و بعد بازم باید دوباره کاری کنی
گفت یه چیزی درست کن واقعا مفید باشه
خب هدایت بعدی
گیره کاغذ
گیره کاغذو ساف کردم از شکل پیچ پیچیش
و سعی کردم جایگیزینش کنم
4 باری ازمون و تجربه شد
بعد هدایت بعدی
همون گیره کاغذ صاف شده رو داغ و لولا پیلاستیکی جعبه رو سوراخ و از توش رد و دورش پیچوندم
به به به به به
خدایا شکرت موفقیت
درست شد درش
به چه قشنگی
خب هدایت بعدی
یه مکعب مستطیل درازی در ط.ر در جعبه درست و نخ هارو توش چیدم و چسبوندم به در
اونم هدایتی بالای فضایی کهع سطح شیب دار نزاشته بودم که جا نشه
و به به چقدر قشنگ
خب فقط 2 تا قرقره بزرگ و یه جای سوزن مونده بود
هدایت بعدی
از همون مکعب ها کوچیکشو واسشون درست کردم و چسبوندم به در و یه نخ از اون جعبه گذاشتم رو در و جاسوزنی رو پایین گذاشتم
به به به به
خدایا شکرت
اولین قدم در بهبود
دسترسی اسان
نظم
کارایی
زیبایی
هم خدا هم خرما
خدایا شکرت
چقدر عالی
تازه همزمان باهاش یه برنامه کودکم دیدم
خب خدایا شکرت
بزن بریم کلی درس بگیریم
1خدایا شکرت به به چه اب روان و پاکی خدای من
چقدر فراوانی
2 خدایا شکرت چقدر این طبیعت و نور درخشنده خورشید و اسمون ابی با سایه هایی ابر و انعکاسش در اب رویاییه حقا که خداوند نقاشی حرفه ایه
3خدایا شکرت چقدر جایگاه خونه چوبی بهشتیمونو هوشمندانه گذاشتن
جایی که از هر 4 دیوارش ویو محشره
نه فقط یک یا دو دیوار و پنجره و بقیه دیوار و حیاط پشتی
بلکه به طرز هوشمندانه ای از هر طرف به طبیعت بکر نما داره
4 خدایا شکرت خدای من قانون خلا رو دیدی؟
تخت بزرگ و قدیمیه که کارایی کمتری داشت که رفت
زیبا و کارا اومد
خوش اومد
5 خدایا شکرت به به بعد عمل
چقدر عالی حجمش شده
6 خدایا شکرت عجب روتختی زیبایی
7 خدای من شکرت چقدر دیوار و طرح چوب بی نظیره
8 خدایا شکرت
زندگی یعنی حل مسائل
بزرگتر شدن ازشون
و سادگی و کارایی و لذت بیشتر
9 خدایا شکرت برای اییا که انقدر امکانات بی نظیری برامون فراهم کرده
خدارو شکر میکنم برای هدایتت که بهش کردی و عملی که کرد و این ابتکارات انسان خالق کن وسایل رو زد و هی هربار بهتر و بهتر و گسترشش داد
10 خدایا شکرت چقدر طرح روتختی زیباست
واقعا ایول به سلیقتون
11 خدایا شکرت دقیقا
گمونم برای هممون این مسئله بوده
اما خدای من یک ذهن ثروتمند به دنبال بهبود هایی حتی کوچیکه چون میدونه قدم هایی کوچیک نتایج و لذت هایی بزرگ رو میسازن
12 خدایا شکرت من عاشقتم مریم جان
و بی نهایت تحسین میکنم
اهمیت دادنتو به تمیزی و نظم محیز اطرافت
13 خدایا شکرت وقتی شما دنبال حل مسئله و بهبود هستید هدایت میشید در زمان و مکان درست به ایده هایی که مسئلتونو حل کرده
14 خدای من خدای من خدای من
من تحسین میکنم این ذهن ثروتمندو
با ایده ساده
بدیهی و در دسترس همه
مسئله رو حل کرده
به به چه کاری کرده
خدای من اینا همه داره به من میگه
ستایش برای ثروتمند شدن
برای موفق شدن برای لذت بردن و برای هر انچه که میخوای
یه ایده و کار شاخ و عجیب و غریب و برزگ و غولپیکر و جدید نیاز نیست
فقط بهبود بخشی روندی ساده با ابزار و ایده های سادس
فقط نیاز به تفکر و گشودن راه دریافت هدایت هاست و همراه شدن باهاش
مثل پیام میمونه
پیاما برات میان و پیامای بقیه برات ارسال میشن فقط کافیه جلوش نگیری و اینترنتو خاموش نکنی
15 خدای من چقدر ساده
ذهن ثروتمندشو که از این گیره هایی که با یک ذهن ثروتمند دیگه خلق کرده استفاده و با چیز ساده کش (هر انچه برای حل مسئله نیاز داری هست موجوده نمیخواد بسازی فقط استفاده کن کش و فنر و گیره ها موجود بودن فقط استفاده کرد به کار برد ترکیب کرد کاراش کرد مسدله حل کرد)این مسئله رو حل کرده به به واقعا به به
16 خدایا شکرت اسانی اصل این جهانه
17 خدیا شکرت و اگه سخت بگیری جهانم بهت سخت میگیره
اسان گیر برخود کارها
کز روی طبع جهان سخت میگیرد برمردمان سخت کوش
18 خدایا شکرت خدای من حتی بسته بندیشم سادس
ببین با تکه ای مقوا و تا کردن کش و پلاستیکی مکعب شده
خدایا شکرت حتی کار دفترچه راهنما و…….رو ساده و اسون کرده
با یه عکس واضح با تولید محصولی ساده همه چیو حل کرده به سادگی و قابل فهم قرارش داده
19 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که انقدر زیبا توضیح میدی
کی میتونی انقدر عالی و زیبا توضیح بدی؟
وقتی خودت بفهمیش
کی میتونی با قانون به بقیه کمک کنی؟
وقتی خودت به خودت کمک کنی و پیشرفت کنی
20 خدایا شکرت و دوباره الارمی دیگر
به میزانی که مسائل بیشتری رو برای افرادی بیشتر حل و روندی رو ساده میکنی و به جهان کمک میکنی ثروت میسازی
21 خدای شکرت به به به این پنجره بزرگ و ویو نابش
وقتی چشماتو صبح باز میکنی
خداوند با زیبایی هاش این روز جدیدو بهت خیر مقدم میگه
22 خدایا شکرت چقدر لذت میبرن پرده هم نزاشتید برای زیبایی
و نور و ویو رو دریافت میکنید
و چقدر خوب که کارا هم هست و افتاب شدید و اذیت کننده نیست
23 خدای شکرت بری این کمد اینه ای زیبا
که فضای اتاقو واقعا بزرگتر و بهتر نشون میده
عالی
24 خدایا شکرت به به چقدر در زیباست
چقدر زنگ ملایم و لطیفی داره
چقدر عالی تراشیده و سیقل خورده و لطیفه دلم میخواد بچسبم بهش
25 خدای شکرت چقدر دستگیره زیباست
26 خدایا شرکت چقدر خوبه که لولا در اینوره که میشه پشتش میز گذاشت
27 خدایا ایول اینم یه ایده بهتر
این باز اینجا گذاشتید و فضای میز نرفت
و چقدر ترتمیز و عالی
28 خدایا شکرت به به جانم بازم کلی تولد در راهه
29 خدایا شکرت چقدر نامحدودیت هیچ محدودیت تعدادی رای تولد و بیشتر و بیشتر شدن نیست
30 خدایا شکرت چقدر لذت میبرم با اینکه شما گوشت نمیخورید و این جوجه ها براتون خوراکی نخواهند شد انقدر با عشق بیشترشون میکنید نگه داری شون میکنید مراقبشونید خدای من همه چیز عشقه
31 خدایا شکرت تکامل
17 روز تکاملشونو طی کردن
و 5 روز از تکامل برای تولد مونده البته 4 روز
و بعد قدم بعدی تکامل در رشد
32 خدایا شکرت چه اسپیر بزرگ و زیبایی
33 خدایا شکرت عاشقتم استاد که استپ میزنی و با کلامت عشق جاری میکنی
34خدای من شکرت چه رابطه زیبایی
بنا شده بر باورای درست
تحسین میکنم
35 خدایا شکرت چقدر این فرش زیباست
چقدر اندازش عالیه و زیر مبل نرفته
36 خدایا شکرت من عاشقتم استاد که در تمام موارد زندگیت حتی در تدوین هم به دنبال بهتر و ساده تر هستی و دراز میکشی و در راحتی تمام این کارو میکنی
37 خدایا شکرت برای این گزینه دوبرابر کردن سرعت
38 خدایا شکرت به به چه بک گراند محشری
39 خدایا شکرت این فایلو دیروز گرفتیم یعنی
عادت به تعویق ننداختن چند روز و هفته و همین فرداش تدوین و قرار دادن
40 خدایا شکرت فکر کردم اصل بقای اصلحه بعد فهمیدم
اووووووووووووووووووووووووووو
اها ن
اون فایل ارزشمدیه که استاد گفتید مریم جون در پارادایس موندن و مامانتون زندگ زد و در باره باور ها و شیوه درست گفتید
و الان یه نشونس که دوباره گوشش کنم
بریم پیداش کنیم انشاءالله بعد این کامنت یا فردا ببینیمش
خب گمونم قبل به روز رسانی سایت دانلودش کرده بودم حذفش کردم
دوباره دانلودش میکنیم ییییی
اها پیداش کردم
هرکی خواست دانلود کنه
در دانلود ها ص 2 عشق واقعی از دیدگاه استاد عباسمنش
داره دانلود میشه(ایموجی لبخند)
41 خدایا شکرت عالیه دیگه به قول استاد اخرت به تعویق ننداختنه
ببین دیروز بعد از ظهر گرفته صبح زود داره تدوین میکنه
حتی نزاشته شب یا ظهر
قبل از صبحانش
ایول
42 خدایا شکرت چقدر همه چی زیبا تمیز و عالیه
43 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که صبح زود داری با عشق فیلم میگیری
43 خدایا شکرت به به این قفسه هم اماده شد
44 خدایا شکرت چه چوبای زیبایی
45خدایا شکرت به به خدایا شکرت برای این قابلمه ها ماهیتابه ها و تنوعشون و کاربردشونو شیوه شونو سادگی ای که برامون فراهم کردن
46 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که قابلمه هاتم رنگی و شادن
47 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که انقدر با اعتماد به نفس و تفکر کننده ایده های خوب میدی و بیانش میکنی
48 خدایا شکرت ایول واقعا خیلی این طبقه ساده کمک کرده از فضا و نعمتها بیشتر استفاده کنیم
49 خدایا شرت چه برقی میزنن قابلمه ها
50 خدایا شکرت چقدرم زیبا بر اساس اندازه چیدی رو اون طبقه ابتکاریت
51 خدایا شرت منم یه ایده براتون دارم
که البته ممکنه تا الان زده باشینش
میتونین داخل این قفسه ها ال ای دی نسب کنید و روشانایی خوبی رو مهمون کنید
52 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که به همه جا دسترسی اسان هم فکر میکنی و ایده هایی که به ذهنت میرسه اینشرایطو برات فراهم میکنن
وقتی در مدار باشی
53 خدایا شکرت عاشقتم مریم جان که همینجوری فقط برای دکور زیبا نمیچینی
و بر اساس کارایی و استفاده و دسترسیت میچینی
54 خدایا شکرت ماهم قابلمه ها و ماهیتابه و……….که خیلی بزرگن و سال تا سال استفاده نمیکنیم توکابینت های بالا و بالا پشت بوم گذاشتیم و در کشو هم بر اساس اندازه تو همن
که غالبا کوچکترین که رو ترینه بیشتر مصرف میشه و وسایلی مثل توری برای کباب کردن مواد غذایی و ماهیتابه بزرگ کشو پایینی
و حتما میتونیم بهبود های بیشتر و بهتر هم در کابینتهای دیگه بدیم و سرلوحه زندگیمون اسانی و بهبود و کنترل کانون توجه رو قرار بدیم
55 خدایا شکرت برای این تنوع و کاربرد حتی دسته های ماهیتابه ها
56 خدایا شکرت خدای من چه طبقه خوشمزه ای
مخصوص قهوه و شکلات داغ
اووووووووم
57 خدایا شکرت خدای من چقدر جای کارد باحال و خوبه و عالی درست شده چقدر ساده و کارار
59 خدایا شکرت حتی جای کاردم با خونه ست و چوبیه
60 خدایا شکرت برای خلا ایجاد کردن و برداشتن دیوار که روشنایی و زیبایی اورد
61 دایا شکرت برای در دسترس بودن دستگیره ها و نبودنشون تو کشو و…….
61 خدایا شکرت دقیقا مثل جا قاشقی و روغن و…که ما کنار گاز میزاریم
یا سطل اشغال نزدیک ظرف شویی برای اسانی و کارایی بیشتر
یا خشک کن که ظرفای خیسو میچینی
هیچ وقت اونور اشپز خونه نیست
اصلا منطقی و طبیعیشه که در دسترس باشه
همیشه اسانی و کارایی و در دسترس بود طبیعی ترین حالته نه دکوری بدون کارایی
و منم باید سعی کنم در اتاقم و…اینطوری بهتر و بهتر عمل کنم
اولویت
62 خدای من شکرت صندلی های زیبامونم چوبین چه رویایی
63خدایا شکرت ارزش تضاد
تمام بهبود ها و پیشرفت های بشریت حاصل
برخورد به تضاد و مسئله
برخورد درست باهاش
تولد یک خواسته
حرکت در جهتش
هدایت
و به حقیقت پیوستنش و حل مسئله هستواقعا خدایا شکرت
به به
64 خدای من به به چه فضا و هوایی چه اب زلالی
چه احساس خوبی
65 خدای من شکرت چه جمله زیبایی
چه احساس خوبی
این دیگه نعمتهای پردایس رو برما تمام کرد
قشنگ راضیمون کرد
66خدای من شکرت چه دوش زیبا سبک کم حجم و کارایی
67 خدیا شکرت عاشقتونم که ایده هاتونو اجرا و قدم قدم بهبودش میبخشید و بهره میبرید و عشق میکنید
68 خدایا شکرت چقدر این دریاچه وسیع و زیباست
69خدایا شرت چقدر زیبا با ساده کردن یک روند ساده دوش گرفتن و داخل خونه نرفتن اینهمه لذت مهمانتون شد
70 خدایا شکرت خدای من شکرت چه فضای رویایی ای
مریم جان شما چقدر محشر توصیفش میکنی
ماه
نقشش تو اب
اب روان
هوای تازه
جیجیرکا
دوش اب گرم
مگه دلت میاد بیای بیرون؟
خدای من
71 خدایا شکرت
یک خواسته ی جدید
یک تجسم جدید
و بزودی یک دریافت تازه
72 خدای من شکرت ببین این تکاملو که مریم جان قدم قدم به ترسش غلبه کرد و جهان باهاش همراه شد و حالا لذتی بهش داده که حاصل اون غلبه بر ترسش نه تنها از شب فراری نیست عاشق تجربه دوش تو شبه
73 واقعا خدایا شکرت
فراوانی رو میبینی
هرچقدر میگذره نعمتها بیشتر میشه
هرچقدر میگذره لذت ها بیشتر میشه
تفریح و بهبود و شادمانی و امکانات و سپاسگزاری و برکت و رحمت و هدایت و زیبایی بیشتری دریافت میکنیم
وقتی تمرکز به زیبایی ها میکنی هدایت میشی به زیبا یی ها و تجارب همواره بکر ومحشر تر
خدایا شکرت واقعا و خدامیداند در اینده چه لذت هایی
چه نعمتها و فرصت ها و برکات و خوشبختی و سپاسگزاری ای شامل حالمان شود
به به
74 خدایا شکرت ای جانم خدای من دلم نمیخواد در جا نخ سوزنی رو ببندم
رنگ و وارنگه
از همه رنگه
ها بوگو
75 خدایا شکرت خدای من ای جانم
حتی در استفاده از شامپو هم به ساده تر اندیشیدید و با یک قطعه ساده الان در دسترستونه
76 خدای من شکرت ساده گرفتنو میبینی
ال ایز وان میبینی
همه چیز در یک چیز
ساده گرفتن که نمیدونم هزار نوع شامپو و نرم کننده و صابون و…….نیست و و به سادگی یکی برای هرکدومتون
و ببین هر تقویت کننده و و تمیز کننده و نرم کننده که مو و بدن بهش نیاز داره هست داخل این شماپو
77 خدای شکرت چقدر شیشه ها تمیزن
78 خدایا شکرت خدای من میبینی هدایتو
مریم جان قدم اولو تعیین میکنه دوربینو میگیره
دیگه قدم قدم به سمت موضوعات و …..هدایت میشه
کی ؟
وقتی درو نمیبنده به روی هدایت وقتی میخواد و قدم برمیداره و رها میکنه
79 خدایا شکرت نامحدودیت رو میبینی؟
ازادی زمانی و مکانی و مالی و دری
حتی تعداد در ها هم اینجا محدود نیست
بی نهایت در خروج و ورود داره این بهشت ما
80خدایا شکرت به به چقدر شیشه ها تمیزن ادم حز میکنه هز یا حظ یا حض یا هظ یا هض
81 خدایا شکرت برای این میز و صندلی تمیز و زیبا
و اسان میشوید برای اسانی ها
همواره ساده تر
82 خدایا شکرت ازادی صندلی ای
هرجا بخوای صندلی هست و نمیخواد از این ضلع صندلی رو جابه جا کنی
83 ای جانم خدای من درخشش ابو ببین
84 خدایا شکرت چقدر این پرتو نور خورشید محشره خدای من ممنونم
85 خدایا شکرت چقدر زیبا مریم جان میخواد استادو نشون بده دیده نمیشه
دیگه نمیچسبه میره سریع سراغ موضوع بعدی
86 خدایا شکرت به به چکمه های زرد خوشرنگ و مرغ و خروسی و پادری عشقمون
87 خدایا شکرت به به گوش چرخکرده فرد اعلا برای جوجه های ناناز
88 خدایا شکرت عاشقتونم که با اینکه خودتون نمیخورید برای اونا میخرید و تقویتشون میکنید
89 خدایا شکرت چقدر این راه قشنگه
به خدا یه حسی بهم گفت پل صراط هم همینقدر زیبا و لذت بخشه
کسی که در این دنیا لذت ببره و زندگیشو بسازه و جهانو رشد بده
با لذت از پل هدایت میشه به لذت جاودان
90 خدایا شکرت فراوانی علایق و سلیقه ها
و فرصتی برای ثروت سازی
برای هر قشری از علایق
علاقمند به گوشت
مرغ ماهی
سبزیجات
و………..
91 خدای من شکرت برای این همه چیز همه جا داشتنمون برای این فراوانی برای این ازادی
که دوش و ظرف شویی و شیر اب و کولر و……..تو خونه لب دریاچه جلوی شاپ و……داریم
92 خدایا شکرت برای اینهمه فراوانی
سانتافه
نماد ثروت
اروی نماد نا محدودیت و فراوانی
موتور
نماد لذت و ازادی و فراوانی و بی انتهایی
جت اسکی
فراوانی لذت فراوانی تنوع و فراهمی هر لذتی ابی کوهی و خیابانی و…….
خدای من این دایره اتیش و تنه چوبای دورش که منو دیوانه کرده
خونه مرغا نماد
اندیشیدن به همه چیز
موجودیت راه حل های بینهایت برای هر مسئله ای
سادگی و کارایی
استفاده از وسایل و نعمتهامون برای خلق چیزای بهتر و جدید و بهبود مسئله مثل اسفالت و استفاده ازش براس سفق
شاپ نماد فراوانی
نماد سادگی
نماد لذت
نماد برکت
نماد نظم
نماد ازادی زمانی و مکانی و مالی و فضایی و تفریحی
واقعا خدایا شکرت اخه این سایت چیه که پرده ندیدن نعمتها کنار میره و زیبابینی و سعد در سپاسگزاری پدیدار میشه
چقدر عالی میشه کم کم قدم قدم زندگیم و هر صبحی که اغاز میکنم باز کردن چشام
اون پرده باشه که کنار میره و هر بار زیبا بین تر و شاد تر و خوشبخت و سعادتمندانه تر زندگی میکنم
93 خدایا شکرت حتی این جعبه هم نماد فراوانی مشتری و ثروت و کسب و کار و ثروت و نماد موهبت و معنویت ثروته که با حل مسائل خودش و زندگیش یک فرد ثروتمند ،کسب و کار بقیه رو هم رشد میده
94 خدایا شکرت جانم نور خورشیدو ببین چه درخشنده میکنه چمنا رو
95 خدایا شکرت خدای من این مرغا و خروسای خوشبخت و ازادمونو ببین
96 خدایا شکرت ای جانم چقدر سانتافمون زیباست
97 خدای من شکرت چقدر اینجا بزرگ و وسیع و زیبا و تمیز و فوق العادس
98 خدایا شکرت چقدر این درختا زیباست الله اکبر
99 اووووم به به خدایا شکرت برای این پسته تازه های خوشمزه
100 خدای من شکرت شما چقدر زیبا می اندیشی
چقدر درست موضوعاتو برسی میکنی
چقدر قشنگ از انجام کارات لذت میبری
و چون میتونی لذت ببری نمیخوای کس دیکه برات انجام بده و چقدر عالی برای ذهن منطقیت منطق میاری که واقعا چه کسی بهتر از من میتونه به من خدمت کنه
خدای من خدای من خدای
من در جهانی که فرکانس ها و ارتعاشات و انرژی ما زندگیمونو میسازه
کی میتونه بهتر من فرکانس خوب و لذت و پاکی و انرژی عشق منو بپراکنه در محیط که من لذت ببرم
خدای من شکرت
چه نگاه زیبایی با لذت حتی جایی که تمیزه رو تمیز میکنید و انرژیتونو میپراکنید و بعد ازش استفاده میکنید
خدای من واسه همینه که تو قسمتهای اولیه زندگی در بهشت دست شویی رو که تمیزه تمیز تر میکنید
خدای من تکاملو میبینید
هر قسمت این زندگی مثل پازلی برای ساخت بهشته واقعا خدایا شکرت
خدای من این یعنی استقلل یعین عدم وابستگی
یعنی خلاف اونچه از ادمای ثروتمند در رسانه ها نشون میدادند
خدای من شکرت چقدر من عاشق این شیوتونم
چقدر سعی میکنم با تکامل کم کم مثل شما عمل کنم
101 خدایا شکرت عاشقتونم که هدفتون ازادیه و در هر موضوعی حتی هتل به سمتش هدایت میشید و چقدر عالی که همجین گزینه ای هست که خونده رو اجاره میده
101خدای من شکرت اینجا انگار برعکسه غالبیت هست
من ترحیح میدم همش رستوران باشم
اما شما بهش میرسید سیر میشید و گاهی در سفر ترجیحتون غذای خودتونه
انقدر عالی در غذاتون انرژی عشق میدهید و لذت میبرید و فقط بهش به چشم کار نگاه نمیکنید
این واقعا عمل کردنش برام تکامل میخواد
102 خدایا شکرت خدای من تازه 10 دقیقه ای این فایل رفته
فقط 10 دقیقا و اینهمه اگاهی ناب
اخه کدوم ده دقیقه زندگی من انقدر مفید طی میشه
البته که چند ساعته پت کامپیوترم ولی دارم اگاهی های 10 دقیقه رو درک میکنم فقط خدای من شکرت
واسه همینه که من عاشق این کارمو و فقط دقایقی کوتاه وسطش استراحت میکنم و تقریبا هیچ کاری نیست که با عشق اینهمه ساعت بشینم پشتش
103 خدای من شکرت خلاقیتو ببین از بلوک ساده واسه پله استفاده کرده ایول
104 خدایا شکرت چه در زیبایی من عاشق این در ها هستم به به
105 خدایا شکرت من عاشق این دستگیره های گرد پیچوندنیم
و صدای باز شدنش
106 خدایا شکرت به به به به به چقدر اینجا ترتمیزه
چقدر اینجا مرتبه
برخلاف تصور من از هر گاراژ و انباری ای که تا عنکبوت و بهم ریخته و اتو اشغال
اما اینجا خبری از اینا نیست
اینجا پاکی و کارایی و نظم و لذته ایول بابا
107 خدایا شکرت که چراغم گذاشتین خدای من هم اب هم برق هم کولر همه چی واقعا خدایا شکرت
نگفتنین دو دقیقه کار داریم و اب و برق و.نمیخواد و نا محدود فکر و عمل کردین واقعا تحسین
108 خدای من شکرت به به چه ال ای های زیبایی
109 خدایا شکرت چقدر این ال ای دی ها هم زیبایی هم کارایی و نور خوب دارن
110 خدایا شکرت من عاشقتم مریم جان که تایم کوتاهی هم که اینجایی میخوای ای ویو و نور استفاده و لذت ببری
111 خدایا شکرت برای این در کرکره ای زیبا و ساده باز شو
112 خدایا شکرت من بهترین کسی هستم که میتونم انرژی مثبتمو تو محیط اطرافم پراکنده کنم و لذت ببرم
13 خدایا شکرت چقدر عالی که پنجره هم داره
114 خدایا شکرت خدای من چقدر قفسه بندی عالیه
چقدر همه چیز مرتب دقیق و عالی هست
و نیازی به گشتن نیست
واقعا خدایا شکرت
115 خدایا شکرت برای اونهمه توپ زیبا سالم پر باد و خوشرنگ و تمیز
116 حدایا شکرت چقدر عالی همه چی خلوت و خوبه
117 خدای من شکرت چقدر هوشمندانه واقعا دسته بندی موضوعی خیلی خوبه
118 خدایا شکرت برای این ال ای دی های رولی
119 خدای شکرت چقدر فراوانی و ثروت و نعمت و امکانات عالی
120 خدایا شکرت که همین طبقه بندی موضوعی تونم بر اساس کارایی شده و ته ترا کم استفاده ترند و از هر طرف بری به اسانی و کارایی و نظم تحسین بر انگیزتون میرسیم
121 خدایا شکرت خدای من چقدر منظم و قشنگ چیدینشون
122 خدایا شکرت چقدر قشنگ نچپوندین و با فاصله مناسب گذاشنینشون
123 خدایا شکرت برای این جعبه و ظظرف قسمت بندی شده خوب
124 خدای من شکرت من عاشق این یکی شدم به چند دلیل
یک به دیلی نظم محشری که به انواع پیچ و مهره میده
دو به دلیل فراوانی تنوع پیچ و مهره و کارایی شون
سه به خاطر سادی دسترسی و لذت بخشیش که دنبال نوعیش نمیگردی همه چیر مشخصه
تازه یه ایده دارم براتون
میتونید از هر نوع پیچ یا مهره که تو کشو هست یکی شو رو کشو بچسبونید اونارو نگاه کنید کشو مد نظرتونو فقط باز کنید
با عشق
125خدایا شکرت من باید برم مشقامو بنویسم بعدش تولد مامانجونمه باید بریم خونشون
دوستون دارم
تا دقیقه 11 و 49 ثانیه
امریکا میبینمتون
با عشق
به نام خداوند زیبایی ها
سلام نازنینم
احسنتتتت به این کامنتت دختر زیبا
ماشاالله به اندازه یه کتاب موفقیت نوشته بودی
لذت بردم از این همه زیبا بینی، دقت و اجرا در عمل
چقدر زیبا همه چیز رو تحسین کردی
دوستت دارم گل زیبا و برات خوشبختی در دنیا و آخرت رو آرزو دارم♥️🎉💐
سلام زهرای عزیزم
از اعماق وجودم تحسینتون میکنم که کامنت می خونید
عاشقتم عزیزم
ممنونم برای پاسخ زیبات
در پناه رب شاد سلام ثروتمند قدرتمند با اعتماد به نفس زیبا هدفمند خوشبخت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی
برات بهترینها رو آرزو میکنم
سلام خواهر کوچولوی من
ستایش خانوم
واقعا باورم نمیشه که اینقدر زیبا نوشتی کامنت رو با توجه به سن ات که من کامنت تو خودندم دیدم خیلی خوب تونستی به زیبایی ها توجه کنی و خیلی لذت بردم واقعا بچه هایی که این کامنت رو میخونن حتما برن پرفایل ستایش رو ام بخونن ببینید که این دختر چقد کوچولوهه و چه خوب هدایت شده و به شخص من خیلی انگیزه داد که دختر ۱۲-۱۳ سال ام میتونه هدایت بشه و از کوچولویی از قانون استفاده کنه و منو کلا به فکر فرو برد
سلام برادر خوبم
میدونستی من همیشه دلم یه داداش میخواست؟
خدای من قانونو میبینی
از جایی که فکرشو نمیکنم خواسته هایی حتی غیر ممکنو بهم میده
خدایا شکرت
من یه برادر دوست داشتنی قلبی دارم
در یک جای دنیا
اما در یک مدار و فرکانس
خدایا شکرت
ممنونم
خیلی تحسینتون میکنم که کامنت میخونید
و روی خودتون کار میکنید
خیلی دوستون دارم
ممنونم برای پاسخ زیباتون
که لبخند رو لبم اورد
با عشق
خواهری دوست داشتنی
در پناه رب
موفق
شاد
تندرست
ثروتمند
توحیدی
قدرتمند
با عزت نفس
و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
سلام سلام
یه بهبود بخشی در کامنتم
شماره ۹۳ جعبه هه
جعبه امرزان رو میگم
دوستون دارم
در پناه رب
شاد سالم مسافر در دنیا ثروتمند خوشبخت عاشق و دوست داشتنی و سعادتمند در دنیا و آخرت و البته زیبا بین و بهبود بخش باشید
بای بای
با عشق
به نام خدای هدایتگر وهابم
سلام به استاد عشق عباسمنش عزیزم
سلام به مریم جان عزیز دلمممم
و سلام به همه اعضای خانواده صمیمی عباسمنش دوستان نازنینم در سایت که عاشق تک تکشون هستم
خدایا شکرت که امروز رو تصمیم گرفتم متعهدتر روی خودم کار کنم و تصمیم گرفتم برم یه جای خوب و این فایل رو ببینم برای همین ماشین قشنگمو سوار شدم و اومدم روی یه بلندی مشرف به شهرمون و تو سکوت این دامنه کوه همراه با اواز پرنده های زیبا در پس زمینه دارم فایل رو میبینم و نوت برداری میکنم
خدایا شکرت برای ازادی زمانی و مکانیم
خدایا شکرت که ازین بالا دارم اینهمه نعمت و ثروت رو میبینم نعمتهایی که زبانم قاصره از شکرگذاریه برای تک تکشون
خدایا منو ببخش که اونطور که شایسته خدایی توهست سپاسگزارت نیستم
خدایا هزاران مرتبه شکرت برای ایده هایی که در جهان تبدیل به ثروت میشن
هیچوقت فکر نمیکردم همچین چیزی هم باشه که شیلد تخت رو محکم و مرتب نگهش داره
ببین چه نعمتایی هست که ما بیخبریم ازش
تبریک میگم تختتون خییییلی حرفه ای و زیبا شده استاد حالا دیگه همیشه مرتبه و نیاز نیست مریم جان هی مرتبش کنه
عاشقتمممم مریم جان که اینقد ریز بینی و اینقدر ایده پرداز از ایده قفسه قابلمه ها و ماهیتابه هات لذت بردم عزیز دلم تحسینتون میکنم برای قابلمه ها ورماهیتابه های حرفه ای و درجه یک و رنگارنگ و زیبا ❤️
وای وای استاد من دیوونه شدم شما رو دیدم اونجور راحت دراز کشیدین رو به بهشت و دارین فایل تدوین میکنین برامون من همونجا گفتم الله اکبر از این زاویه دید استاد به پرادایس و در اخر فایل دیدم که مریم جان اومد و زاویه دید شما رو با دوربین بهمون نشون داد خدای من 😭😭😭😭چقدر زیباست به خدا دارم اوردوز میکنم از اینهمه زیبایی
ببین از وقتی این اسلایدینگ دورا رو گذاشتین چه معرکه شده همه چی
خدای من دراز بکشی تو خونت بهشت رو ببینی دائما😍😍😍😍😍😍
خدای من اون زاویه دید شما رو اسکرین شات میگیرم میزارم جلوی چشمم
آبی آسمونش که با ابرای پفکی قلبمو برده سبزی درختای متراکمش که روحم رو به پرواز درآورده و دریاچه دلبرش که تیر خلاص رو میزنه
خدای من
خدای من شکرت برای دیدن اینهمه زیبایی
خدایا این حال خوب رو دائمی کن برام اشک در چشم و قلب گشاده برای دریافت
خدایا شکرت برای دیدن اینهمه زیبایی از دریچه دوربین مریم جان
ایمان دارم یه روزی حضوری هم میبینمشون
هرچند همین الانم خودمو دارم تصور میکنم تو این بهشت زیبا
خدای من ببین خانم مرغی و جوجوهاشو
خدای من چه ایده نابی اینکه انرژی خودم رو تو محیط زندگی خودم پراکنده کنم
عاشقتممممم مریم جان که اینقد درجه یکی شما
چقدر دارم ازت یاد میگیرم علاوه بر قانون و تمرکز بر زیبایی ها درس زندگی داری هم داری بهمون میدی شما اخه چقدر عشقی آخه
عاشقتمممم که شارپ زیبای بهشتمون رو اینطور منظم کردی به بهترین شیوه اونم
چقدر از ایده منظم کردنت که همه چی باید اسون برداشته بشه و گذاشته بشه سر جاش لذت بردم عزیز دلم اینم یه درس دیگه بود برام
خدایا شکرت برای پارت میلواکی برای اینهمه نعمت و ثروت
خدایا شکرت ببین همه وسایل از برندای خفن دنیاست بوش هم اونجاست خدایا شکرت
عاشقتمممم استاد که ارزش ابزار رو در عمل داری بهمون نشون میدی
خدای من چقدر همه چیز ستاپ شده و حرفه ایه توی گاراژ بهشتمون به همت مریم جان عزیز دل
حتی سینک شستن دست ها هم همونجاست تا کارها راحت و تمیز پیش بره خدایا شکرت واقعا
❤️❤️زندگی یعنی حل مساله❤️❤️عاشقتم مریم جان که اونقد تمیزی و اونقدر به فکری که جوجه های ناز بهشتمون اب تمیز بخورن و ببین ایده ها رو الله اکبر
باورم نمیشه همچین ایده های نابی برای رفع این مشکل عملی شده
ببین چقدر نعمت و ثروت جاریه همه جا
و ببین جوجه هامونو چه راحت یاد گرفتن آب خوردن از سیستم جدید رو
این جوجه ها خوشبخت ترین جوجه های عالمن که تو این بهشت دارن رشد میکنن و تکاملشونو طی میکنن
ببین اخه جوجه ها رو چیکار دارن میکنن برای گوشتا 😂چه همهمه ای شد 😂
ینی واقعا خوشبختن این جوجه ها که دارن دیر دست این دو تا عشق پرورش پیدا میکنن
عاشقتممممم استادم که هنوز رژیم خاص خودتو داری
راستش بخوای منم دلم خواست و حتما درستش میکنم صبونه خوشمزه رژیمی شما رو ❤️
استاد جانم عاشقتم که اینقدر قشنگ با عزیز دلت صحبت میکنی
سلام عشق ❤️❤️❤️❤️
خوب ما همه باهم عاشقتونیم استاد جان
شما که با تعهدت با ایمانت با شجاعتت با شجاعتت با شجاعتت به اینهمه نعمت و ثروت و آرامش رسیدی و چنین الگوی تمام عیاری برای ما شدید عاشقتونیمممممممممم
خدایا شکرت برای دیدن این فایل ها که پکیج کامله تمرکز بر زیباییها ، تقویت باورها، ورود آگاهی های ناب و حتی یادگیری کل حل مساله ست
خدایا شکرت
خدایا تنها تو رو می پرستم و تنها از تو یاری میجوییم مارو به راه راست هدایت فرما
راه کسانی که به انها نعمت بخشیدی و نه راه گمراهان و نه راه ظالمان
آمییییین
به نام خالق زیبا افرین
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که در این حال و هوای الهی م و با لبخند زیبایی که روی لبام نقش بسته دارم برای دوست عزیزم مینویسم
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که دارم هر لحظه باهات عشق بازی میکنم
خدایا تو انقدر در قلب من جا خوش کرده ای که هر وقت که اسم زیبات رو بر زبانم جاری میکنم اشک از چشمام جاری میشه
سلام نرگس عزیزم
سلام به شما عزیزم که دارم هر روز با خوندن کامنت های الهی ت قلبم رو پر نور تر میکنم
عزیزدلم ممنونم که برامون مینویسی
ممنونم که این نوشته ی الهی ت رو که از یک قلب پاک و خالص جاری میشه با انگشت های زیبات برامون مینویسی
وقتی کامنت زیبات رو خوندم پر شدم از حس زیبای خدا
این جمله ی زیبات رو خیلی دوست داشتم
“اومدم روی یه بلندی مشرف به شهرمون و تو سکوت این دامنه کوه همراه با اواز پرنده های زیبا در پس زمینه دارم فایل رو میبینم و نوت برداری میکنم”
چقدر این حال و هوای زیبات رو دوست داشتم
چقدر این خلوت دو نفره خودت و خدای مهربون مون رو دوست داشتم
اره نرگس عزیزم وقتی که میخای با عشق ابدیت راز و نیاز کنی
وقتی که میخای که با خدای مهربان صحبت کنی دوست داری یه جای خلوت پیدا کنی
وقتی میخای با خودت و با خدای خودت عاشقانه راز و نیاز کنی
نیاز داری به یک جای خلوت
جایی که فقط خودت باشی و خدات
و چقدر این فضای زیبا رو که رفته بودی روی یک جای بلندی و سر سبزی و صدای زیبای پرنده هایی که شده بود موسیقی دلنشین رو دوست داشتم
بخدا همون جا تو توی بهشت بودی
بهشتی که فقط خودت بودی خدای مهربونت
نمیدونم از این حال و هوای الهی م چطور برات بگم
چشمام بارونیه
اما حال و هوای الهیه
حس و حالم خداییه
وقتی دیدم این خلوت رو برای خودت فراهم کردی با تمام وجودم تحسینت کردم
چون برای خودت و برای خلوت عاشقانه ت با خودت و با خدای خودت ارزش قائل شدی
عزیزدلم چقدر زیبا داری روی خودت کار میکنی و داری هر روز مدارت رو بالاتر و بالاتر میبری
اره اونم برای وصال یاره
یاری که اگه ایمان بهش داشته باشیم برامون کن فیکون میکنه
اه خدایا شکرت
شکرت که دارم این لحظه ی زیبا رو زندگی میکنم
نرگس جان ازت ممنونم که حال و هوای زیبات رو بهمون هدیه دادی
خدایا شکرت
ارزوی بهترین ها رو برات دارم عزیزم
ادامه میدیم مسیر الهی رو که داره ما رو هر لحظه به خدامون نزدیکتر میکنه همراه با یار همیشگی مون خدای مهربان مون
خدایا تنها و تنها خودت برامون کافی هستی
دوست دارم دوست مهربونم
الهه جاااااانم
عزیز دلمممممم دیوونه م کردی با این درک بالایی که داری
به خدا الهه خودمم مدام دارم اشک میریزم
تو اون دامنه کوه مشرف به شهر تو تنهایی و سکوت و تو خلوت با خدای خودم فقط اشک ریختم و نوشتم
خیلی دوست دارم این حال و هوامو
خیلی دوست دارم اتصالم به منبع رو
هیچ چیز برام لذت بخش تر ازین نیست
همسرم هی میگه حوصله ت سر میره اینجا تنهاییم خانواده ت نیستن
ولی من گفتم اصلا
حالم خیلی هم خوبه
باورت نمیشه ولی من دارم از همین شهر لذت میبرم
و ایشون 😳نگام میکرد
و حالا طوری شده که خودشم میگه اصلا مهم نیست تو شهر کوچیکی یا بزرگ مهم حال و هوای خونست
خداروشاکرم برای قرارگرفتم در این مسیر الهی
خداروشاکرم برای داشتن دوستانی مث شما ، الا ، مرضیه ، مارکو ، لیلا و و و و
همتون برام درس دارین
از کامنتاتون لذت میبرم و رشد میکنم
خداوند حفظتون کنه
در اغوش رب العالمین باشی الهه زیبای من
به نام تنها فرمانروای جهانیان، رب و صاحب اختیار من
سلام
سپاسگزار خداوندی هستم که امروز هم با هدایت و حمایتش مرا در مسیر مستقیم خودش ثابت قدم نگه می دارد.
سلام مریم جانم عزیزم ، من مشتاقم برای دیدن بخش مورد علاقه تو ، بعد از عمل.
ای جانم چه شیت و روتختی خوشگلی، مبارکتون باشه عزیزای دلم
مریم جونم من عاشقتم که اینقدر با سیلقه ای و اینقدر به مرتب بودن اهمیت میدی و چون باورهای درستی داری به بهترین و ساده ترین راه حل ها هم هدایت میشی، خوب تقریباً تمام ما این مسئله رو با رویه تخت داشتیم، اما شما چون باورهای عالی داشتی به راه حلش هدایت شدی و ما هم چون داریم روی خودمون کار. می کنیم و باورهای درست می سازیم با دیدن این راه حل ها، می تونیم پیدا کنیم یا حتی خودمون درست کنیم و لذتش رو ببریم، خدا رو هزاران مرتبه برای هدایت هر لحظه اش سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم 💖
ای جانم من عاشق اون فرش یا گلیم فرش اتاق شدم، چه رنگ و طرح خوشگلی داره، مبارکتون باشه.
به به چه اتاق مرتب و زیبا و تمیزی، تحسینت می کنم مریم جان و چقدر عالی که وسیلهی اضافی نیست و به همین خاطر انرژیش خیلی مثبته.
ای خدا جوجوای جدید هم داریم، جوجوا ما عاشق تونیم و مشتاق دیدنتون 😍😍😍
خدای من چقدر همه جا مرتبه و تمیزه ، چقدر انرژی همه جا مثبته ، پنجرهها و شیشه ها فوقالعاده تمیزن و میشه زیبایی های بهشت رو دید و لذت برد.
ای جانم استاد هم در راحترین حالت ممکنه داره فایل تدوین می کنه، من عاشق این راحتی، این آسانی و این لذت بردنتون از همه لحظات زندگی تونم. اصل همینه که همه چیز به راحترین حالت ممکن پیش بره.
ممنونم استاد جان برای این فایل فوقالعاده، فکر کنم فایل« عشق واقعی از دیدگاه استاد عباسمنش» ، که من دیونه آگاهی هاش شدم و کلی از خود فایل و از کامنت هاش درس گرفتم، خدا رو هزاران مرتبه شکر. ممنونم که به هدایت خدا عمل می کنی و این آگاهی های ناب رو در جهان مون منتشر می کنی.
مریم جانم مبارکت باشه قفسه های جدید ، که اینقدر همه چیز رو برات مرتب تر و دسترسی بهشون رو برات راحتر کرده، عشق من من تحسینت می کنم اینقدر وسایلت رو نو نگه می داری، انگار توی قفسه فروشگاهن، این همون قدر نعمت رو دونستنه، این همون شکر گزاری در عمله، من عاشقتم با سلیقه جان، من با تمام وجودم این با سلیقه بودن و داشتن سبک شخصی ات رو حتی در چیدمان وسایل رو تحسین می کنم.
خدای من چقدر آشپزخانه دلباز تر و پر نورتر شده، تحسینتان می کنم برای عمل کردن به ایده هاتون که چقدر همه جا زیباتر و بهتر شده، چقدر درس می گیرم از این روند رو به رشد تون.
همه بهبود ها از اونجا ایجاد میشه که ما به یک تضادی می خوریم، یک خواسته درونمون شکل می گیره ، برای اون خواسته حرکت می کنیم، بعد این همه بهبود اتفاق می افته
خدای من چقدر قانون توی همین قسمت از صحبت هاتون تکرار شد و بابت درک بهتر ما شد ، ممنونم، مطمئناً با این باور عالی روز به روز این بهبود ها وسیعتر هم میشه.
ای جانم 😍😍😍 من عاشقتم که اینقدر با ذوق مزیت های این دوش out side رو توضیح می دی، خدای من ویو و موسیقی و هوای دوش گرفتن هم کاملاً بهشتی شد، حتی از تجسمش هم چشمام برق می زنه، نوش جونت مریم جانم تجربه این همه لذت و زیبایی. من عاشقتم برای بیان و توضیح دادن احساس و حال و هوای دوش گرفتن در بهشت، خیلی اینکار برام تحسین برانگیزه خیلی. من عاشقتم 😘😘😘
و چقدر کاربردیه این دوش ، هر چند که آب پرادایس تمیز و گواراست ولی اینکه قبل از ورود به خونه دوش بگیری و خودت خشک کنی و بعد داخل خونه بشی،به نظر من خیلی خیلی عالی تره. ای خدا من عاشق اون قسمتی که برای شامپو ها کنار دوش درست کردین شدم، اولش فکر کردم پشت پنجره گذاشتین، اما وقتی دیدم براشون یک طاقچه مانند درست کردین کلی تحسینتان کردم که اینقدر کارتون درسته.
چقدرررررر زیباست این بهشت، همه جاش ، همه جاش پر از زیباییه، همه جاش پر از فراوانیه، همه جاش پر از ثروته، پر از حس خوبه، پر از عشقه، پر از خداست 😍😍😍
جوجه های گوشت خوارمون رو بگو ، معلومه که با این تغذیه خوب و توی این آب و هوای عالی و این همه عشقی که از شما دریافت می کنند باید روز به روز بهتر و عالی تر رشد کنند.
مریم جان عزیزم، ممنونم برای توضیحات عالیت برای انجام دادن کارهای شخصیت، و اینکه می خوای انرژی خودت پخش شه، تو فضا ، می دونی این توضیحاتت چقدر برای من ارزشمند بود چقدر من رو به صلح درونی بیشتری رسوند، چون من همش فکر می کردم این ویژگی من که وقتی جایی می ریم دوست دارم یکبار هم به شیوه خودم اونجا رو تمیز کنم، وسواسی بودنه، و حالا با این باور که من می خوام انرژی مثبت خودم رو منتشر کنم در اون فضا، چقدر این ویژگی و این کار برام لذت بخش تر شد و چقدر احساسم عالی تر شد ممنونم
خدای من چقدر مرتب شده، این شاپ خوشگل، چقدر وسایل به بهترین شکل جا شده، ببینا حتی سقف اینجا رو هم نور پردازی کردن 😍😍😍 چقدر تمرکزتون روی زیباتر کردن همه جاست ، تحسینتان می کنم.
نظم حاصل اینه که شما هر چیزی رو که نیاز داری بر میداری، به محض اینکه کارت انجام شد، برگردانی سر جاش
واقعاً به کار بردن این روش خیلی عالیه ، خیلی . کلی در زمان صرفه جویی میشه، هم اون زمانی که صرف مرتب کردن بعدا وسایل میشه، هم با قراردادن هر وسیله در جای خودش ، جای مشخص اون همیشه یادمون می مونه، وقتی نیاز داریم راحت و سریع پیداش می کنیم.
خدایا شکرت برای این همه بهبود دایمی در جهان مون، ایده حل مسئله آب خوردن جوجه ها خیلی خیلی عالی بود، ببین راه حل ها چقدر راحت و اتفاقا در دسترسن، یه وسیله به این کوچیکی چقدر مسایل رو حل کرده، هم مسئله تمیز موندن آب، هم مسئله آب داشتن طولانی مدت.
ای جانم بند انگشتی رو نگاه کن، خدایا شکرت که جوجه ها اینقدر عالی رشد کردن.
خدایا شکرت برای این کلبه چوبی زیبا و رویایی، برای آب دریاچه فراوان و روان، برای آسمان آبی ، برای ابرای سفید پفکی، برای درختان استوار کاج و برای چمن های سرسبز و شاداب، خدا شکرت برای همین لحظه، که من دارم با توجه به زیبایی ها زندگیش می کنم.
استاد جانم، نوش جونت اون صبحانه مقوی و سالمت، ان شاالله روز به روز قوی تر و سالم تر و پر انرژی تر بشی.
تحسینتان می کنم برای انجام رسالت زندگی تون که اینطور عالی و لذت بخش، هم کار، هم تفریح، هم استراحت، هم زندگی شخصی تون با هم ترکیب شده.
خدای من، من دیونه شدم با دیدن ویوی رویایی دفتر کارتون استاد، آخه دیگه بهشت چه جوری باید باشه، تا ما قبول کنیم.
خدایا شکرت برای هدایت من به این مسیر که می بینم کسانی رو که به راه تو هدایت شدند و تو به آنها نعمت داده ای. بشینی توی این بهشت با این ویوی رویایی لبریز ثروت و عشق و سلامتی و آزادی مالی و راحتی و سپاسگزاری و کارت رو انجام بدی، خدایا شکرت شکرت شکرت
براونی زیبا ما خیلی دوستت داریما
مریم جانم عشق من ، من تا همیشه قدردانت هستم برای این کار بی نظیر، این اثر ارزشمندی که ایجاد کردی و با دسته بندی و به روز رسانی فایل ها اثر بخشی اونا رو هزاران برابر برای ما بیشتر کردی
پروانه رو ببین، چقدر زیباست، چه پرهای قشنگی، چه نقش و نگارهای زیبایی. گوشت داره می خوره😂😍😍.
من تحسینتان میکنم برای این آزادی مالی که به جوجه ها گوشت میدید نگاهشون کن، نمیذارن استاد ظرف رو بذاره، چه جنب و جوشی راه انداختن برای گوشت. بخورین ، نوش جونتون
من تحسین می کنم این بهبود های دایمی آی کیا رو ، چون بازخورد می گیره. همیشه کاری می کنه تا مشتری ها راضی تر باشند.
استاد جون مبارکت باشه خرید باتری جدید برای جت اسکی، ان شاالله قرار بازم تجربیات عالی داشته باشین و ما هم با دیدنش لذت ببریم.
من عاشقتم مریم جانم که اینقدر بر حل کردن مسائل تاکید داری و فقط توی این فایل چندین بار این نکته رو یادآوری کردین وقتی مسئله ای پیش میاد خواسته ای شکل می گیره بعد در جهت اون خواسته حرکت می کنیم و بهبود ایجاد میشه. ممنونم عشق جان که اینقدر تمام کارهای و صحبت هات برای من درس داره.
مریم جانم، استاد عزیزم برای تهیه و تدوین و به اشتراک گذاری این فایلها بی نهایت از شما سپاسگزارم
دوستان عزیزم برای کامنت های عالی تون از شما ممنونم
خدا جونم برای اینکه دیدن این همه زیبایی و دریافت این همه آگاهی و نوشتن در موردشان و درک بهترشان رو روزیم کردی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم 💖💖💖
در پناه خدا، شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید 🌹🌹🌹
سلام مرضیه جان
چقدر صمیمی و باعشق می نویسی من عاشق این نوشته ها و ابراز احساست میشم من عاشق این سپاسگزاریهات میشم عالین همه پر از درس و نکته پر از شور و عشق
حال دلمون رو خوب میکنی
خدارو شکر میکنم برای خوندن این کامنت و حضورت
دلت آروم و لبت خندون خواهرری 😚