سریال زندگی در بهشت | قسمت 84 - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

175 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ستاره گفته:
    مدت عضویت: 3258 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم نازنینم و بچه های خوب بهشت 💖💖💖

    خدایا بی نهایت شکر برای این آگاهی ها.

    خدای من چقدر خوبه که بتونیم از ترس به ایمان مهاجرت کنیم، به نظر من مهاجرت فقط این نیست که بتونیم مکان رو تغییر بدیم اگر از دل ترس عبور کنیم و وارد دنیای پرقدرت ایمان بشیم هم زمانی هست که تونستیم مهاجرت کنیم و وارد دنیای جدید و قشنگی بشیم.

    مریم عزیزم تحسین میکنم شجاعت شمارو و اینکه تونستین این ترس رو از بین ببرین بهتون افتخار میکنم 😎💪

    سپاسگزارم برای به روز رسانی دانلودها 🌹❤️

    در پناه الله یکتا سعادتمند باشید…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 961 روز

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی.

    الله اکبر چقدر این فال پر از آگاهی هست ،

    بدنم مور مور شد

    امروز می‌خواستم این قسمت 84 رو شروع کنم ولی پیداش نکردم تو فایلهام گفتم شاید نشونه است که الان نبینم،

    بعداظهر تعهدی که مدت ها به خودم خدا داده بودم و هی پشت گوش مینداختم را اجرا کردم و قول دادم از این پس ادامش میدم و اومدم نشستم پای این قسمت و فایل رو که گم کرده بودم و پیدا کرده بودم پخش کردم و مصادف شد با این سوالات و اون اتفاقات.

    واقعا شما یک انسان پرتلاش هستید که چندین کار را با هم مدیریت می‌کنید و من تعجب می‌کنم به کارهای سایت هم می‌رسید خدا قوت

    من دو سه روز پیش با خودم فکر می‌کردم که چرا  اسم فال‌ها عوض شده ?و در اموزش ها دوبار فایل آپلود شده ؟یا چرا عکس بهتری نذاشتن؟ ، که جواب این سوالم را الان گرفتم. میبینید هدایت رو

    وقتی ما ورودی های خوب میدیم به ذهنمون و کانون توجهمون رو کنترل میکنیم چه اتفاقات خوبی توی وجودمون میوفته ، اتفاقی که توی سالها نتونستم بهش غلبه کنم .

    همه چی کنترل ذهنه ، کنترل ذهن یعنی ورودی های مناسب بدی‌.

    خدای من خیلی زیباست و این مه رقیق روی دریاچه واقعاً محشره

    واقعا جالبه تو اداره پست جوجه‌ها رو نگه می‌دارند و راحت کارمون انجام شد.خداروشکر

    این عشق شما به اطرافتون و به جوجه‌ها واقعاً تحسین برانگیزه.

    واقعا خانم شایسته عزیز شما استاد من هستین ، درود بهتون

    الان حس میکنم هیچی نمیدونم و واقعا نمیدونم، و دقت نکردم و نفهمیدم و درک نکردم ، تازه متولد شدم و چیزی نمیدونم

    فکر می‌کنم توی هر مرحله خدا داره امتحانم می‌کنه،

    چند شب پیش توی سایت داشتم یه مطلبی رو ی‌نوشتم از ساعت 8 شب تا 11:30 شب می‌نوشتم توی گوشیم. آخر کار که تمام شد یه صدایی واضح توی گوشم گفت اگه همش پاک بشه چیکار می‌کنی؟ لبخند زدم و گفتم هیچی تو دلم.

    بعد همونجا گوشی، قاطی کرد که بالا نمیومد و

    یهو همش پاک شد.

    چند ثانیه اول ناراحت شدم که سه ساعت کارم پرید ولی بعد گفتم نه ناراحت نمی‌شم،منو امتحان داری میکنی و ذهنمو مشغول کار دیگه کردم

    الله اکبر خدا داره هر لحظه هدایت میکنه و پاسخ میده

    وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سید محمدامین حسینی گفته:
    مدت عضویت: 3090 روز

    به نام الله یکتا

    سلام

    سپاسگزارم از این تغییرات بینظیر سایت بهشتیمون.

    سپاسگزارم که اینقدر فرکانس و مدار سایتمون بالا رفته

    خداروشکر که اینقدر فرکانس خودمون بالاتر رفته

    خداروشکر که در یک لول بالاتری از درک آگاهی ها قرار گرفتیم

    خداراشکر که هر کدوم از کلیدها حکم یک دوره آموزشی بدون قیمت رو دارن که با اجرای هرکدومشون، به درک و لول بالاتری از اون موضوع دست پیدا میکنیم.

    خدارو شکر میکنم که اینقدر دسترسی به این همه گنج راحت تر شده.خداروشکر که این گنج ها اینقدر گسترده تر و عیان تر شدن.

    خداروشکر که در این مسیر حضور دارم که بشم جزو اون یک درصد جامعه.

    خداروشکر که همین آموزشهاییکه ما اینقدر ساده از کنارشون میگذریم، کاری با خانم شایسته کردن که تونسته بر بزرگترین ترس واهی عمرش غلبه کنه.

    خداروشکر که هر کدوم از این فایل ها سطحی از آگاهی های خالص و درست رو به ما میدن، که ایمانی رو در وجودمون زنده میکنن که باعث عمل میشه.

    مدام سوال هست که آقا این ایمانی که عمل بیاورد رو از کجا ما بیاریم؟چجوری داشته باشیمش؟

    جواب اینه که ورودی های خالص و درستی به ذهنت بده و کانون توجهتو به وسیله اونها بمباران کن، به این آگاهی ها باور داشته باش، مثل وحی منزل بپذیرش، اگر تمرینی بود بهش همون موقع عمل کن، ادامه بده، تکرار کن آگاهی های درست رو، صدها بار فایل ها رو ریز بینانه ببین!! روزنامه وار یا مثل فیلم نه ها!!!!! حتی اگه بیشتر از یه بار خسته میشی هی نت برداری، سوزنی بهشون گوش بده، یعنی هر کجا که استاد به یه نکته مهم و اساسی اشاره کرد، یا خودت اون وسط به یه درک و الهامی رسیدی، همونجا استپ کنی و شروع کنی توی ذهنت توضیحات بیشتری رو در مورد اون نکته گفتن، نگران این هم نباش که ممکنه نتونی درموردش حرف بزنی، وقتی از خدا بخواهی که هدایتت کنه، کلمات بر زبانت جاری میشن.( یه چیزی بگم، من همین دیروز به این درک رسیدم که هر سوالی رو که خواستم جایی از کسی بپرسم، بهترین و ساده ترین راهش اینه که به خدا بگم که اینو یاد من بندازه، به خدا شاید باورتون نشه، بهش گفتم دو تا سوال رو یاد من بنداز، سوالاتی که هزار بار خودم تلاش کردم تا یادم بمونه و نموند، ولی وقتی بهش گفتم اصلا انگار ریمایندر بغل گوشم بههم آلارم میداد تو زمان مناسبش که بپرسم. اینم یه تجربه شخصی)

    به قول مریم خانم خساست به خرج بده در خرج کردن کانون توجهت، اون موقع کم کم این آگاهی ها تثبیت میشن تو ذهنت، کم کم میبینی که آگاهی ها توی موقعیت های عملی توی ذهنت هست و میدونی که قانون هماهنگ با لحظه الانت چیه، بعد به خاطر این که قانون یادته، بهش عمل میکنی، بعد نتیجه میده و ایمانی توی دلت شکل میگیره که باعث بشه دفعه های بعدی بهتر به قانون عمل کنی به علاوه، بیشتر به تمرین فایلها بپردازی و بیشتر و بیشتر آگاهی های درست رو با خودت تکرار کنی و مدام این پروسه باعث میشه که ایمانت بیشتر بشه، ایمانی که عمل بیاورد.

    تجربه خودم هم در مورد دیدن ریز بینانه این گنجینه ها مثل مریم خانم بود که دقیقا انگار آماده میشدم برای یه موقعیتی که ایجاد میشد برام تا اون دانسته ها رو در عمل اجرا کنم، مثل اینه که یه مربی بهت تمرینات حرفه ای بده و روز بعدش یه مسابقه بذاره تا تو قشنگ بتونی به دانسته هات عمل کنی.

    نمیگم که اون دفعه اول خیلی خوب عمل کردم بهش، ولی اینو میتونم بگم که همون باعث شد که بفهمم دفعههای بعد چطوری بهتر عمل کنم.مثلا یه نمونه اش در مورد به کبوتر ها غذا ندهید بود که درسته دفعه اول خیلی محکم و آتشین ظاهر نشدم ولی اون کار درست رو انجام دادم و به دانسته هام عمل کردم و به کبوترها غذا ندادم، ولی همون موقع یاد گرفتم که چطور دفعه بعدی بهتر عمل کنم تا راحت تر باشم، یه مثالهایی حتی از سالهای دور یادم اومد که گفتم ارست میگی!!!!! باید این کاری که اون موقع اون فرد انجام داد رو منم انجام بدم، اون موقعیتی که بوجود اومد و فلانی اینطور برخورد کرد روش خوبیه!!! و بهتر شد واسم نحوه درک و عمل به قانون.

    یا همین تاریکی!!!! وای وای وای!!!!! به قول خانم شایسته میگفتن که اول فکر میکنی این پاشنه آَیل ها خیلیم خوبه ها!!!! الان قشنگ حسش میکنم، منی که اینقدر به پرادایس عشق میورزم، اینقدر از بودن در طبیعت فلوریدا لذت که هیچی، میمیرم و زنده میشم، منی که یه باران فلوریدا مست و بیهوشم میکنه(البته بارونهای خودمونم دیوانه ام میکنه) داشتم به صورت خیلی زیر پوستی، جوری که تازه داشتم توجیه میکردم خودمو میگفتم که من اون خونه ویلایی توی اون محله رو میخوام داشته باشم(همون 8 تا حمومیه) و پرادایس رو نمیخوام، در صورتی که من همیشه میگفتم من میخوام یه پرادایس واسه خودم داشته باشم، به خاطر چی؟ به خاطر ترس از تنهایی در جنگل وحشی، تا مریم خانم رو دیدم که اینطور داره از غلبه بر ترسش صحبت میکنه، به قول استاد واقعا بهم برخورد، گفتم آخه مثلا تو عضو این خانواده ای، مثلا پسری، خانم شایسته تونسته بعد از این همه سال از بچگیش بر ترسش غلبه کنه و توی این جنگل تک و تنها نترسه و از بودن در دل طبیعت عشق کنه، چرا من نتونم؟

    من که فقط 18 سالمه، از 15 سالگی عضو این خانواده شدم و به جایی نرسیدم که عمر در ظلمات و جهل با باورهای خراب ذهنمو پر کرده باشم، من که خیلی ترمزهام کمتره، چرا من نتونم به این ترس واهی غلبه کنم؟(البته من از تاریکی خداروشکر نمیترسم، ولی به قول مریم خانم منم میخوام بتونم در هرجایی در تاریکی مطلق نترسم، هرجایی!)

    خلاصه همین باعث شد به قول خانم شایسته که همین الان یه ایمان بیشتری در دلم شکل بگیره برای غلبه بر ترسهای بزرگتر، البته یه موضوع دیگه ای هم بود، اونم سفر رفتن به تنهایی، که مسببش هم همون تمرین استاد برای نوشتن سناریو در مورد سفر به قاره دلخواه با ماشین دلخواه بود، به قول استاد الان آگاهانه به یاد میارم که خداوند این موقعیت سفر رو به خاطر همون تمرین برام بوجود آورده، و ترسش از همین اولش بود، از مطرح کردنش، میترسیدم که مطرحش کنم ولی یه کم. به خاطر همین که این آگاهی ها و صحبت های مریم خانم تو ذهنم بود و البته آگاهی های فایلها، فکر کنم پریروز بود که گفتم آقا میرم با شجاعت مطرحش میکنم هرچی خواست بشه بشه، آقا من گفتم، نه تنها واکنش بدی نداشت، به خدا بلکه یه امتیاز و پیشنهاد بهتری هم گرفتم، گفتم نگاه کن تو رو خدا، من میترسیدم بگم غافل از اینکه یه نعمت بهتر و بیشتری هم پشت این ترس واهی بود.

    و امیدوارم که بتونم هر لحظه زندگیم، همیشه،در هر موقعیتی برای کار کردن روی خودم با جان و دل وقت و انرژی و بها بزارم.

    چون تا ابد این مسیر ادامه داره و اگر من میخوام تا ابد پیشرفت کنم و نتیجه بگیرم، تا ابد هم باید روی خودم کار کنم،

    خدایا خودت دستمو بگیر که البته تو همیشه دستت برای هدایت من بازه، من باید دستمو بذارم تو دستت، هدایتم کن که همیشه یادم بمونه که همیشه باید دستم تو دست تو باشه و روی شونه های تو بشینم تا معجزاتت در زندگیم اتفاق بیفته و چرخ زندگیم روون تر بشه و نعمتها و ثروتها و خوشی ها و سلامتی ها و روابط خوب به طور طبیعی وارد زندگیم بشه.

    به قول آقا ابراهیم من به معجزات خدا عادت دارم.

    خدایاشکرت

    چقدر این جوجو هامون خوجملن. عزیزم دلم خواست بوسش کنم. چقدر پست آفیس مرتب و منظم بود، چه بسته بندی باحالی.

    چه وسایل جدید و کارآمدی، این ویتامین هارو که ریختید تو آب دلم شربت خواست.

    خدایاشکرت.

    سپاسگزارم ازتون

    دستتون در دست الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    علی بن طریف گفته:
    مدت عضویت: 2525 روز

    سلام دارم خدمت خدای بزرگ،

    خدایی که در هر لحظه در حال هدایت ما به بهترین های زندگیمون هست،

    و همچنین سلام دارم خدمت استاد سید حسین عباس منش، استادی با صداقت تمام و با توحید و ایمان قوی به خداوند که به عنوان دستی از دستان خداوند به زندگی من هدایت شدن تا خداوند از این طریق نعمت‌ها، آگاهی‌ها، باورهای قدرتمند کننده، فراوانی و قوانین همیشه ثابت جهانش رو به من یاد بده،

    و همچنین سلام دارم خدمت خانم شایسته مهربان، شجاع و قوی که دونه به دونه کارهای خودشون را با دقت و نظم و تمرکز هر چه تمام انجام میدن و

    همچنین سلام دارم خدمت تک تک اعضای مهربان و عزیز خانواده صمیمی عباس منش،

    خدا رو شکر می کنم واقعأ خدارو میلیاردها بار شکر می کنم شاید تا این لحظه به این نعمت خیلی با ارزش و بزرگ خداوند در قسمت فایل های دانلودی سایت استاد عباس منش اطلاع نداشتم و خدا رو شکر می کنم که امروز و در این لحظه خانم شایسته عزیز این نعمت خداوندی را در بخش دانلود های سایت به صورت منظم دقیق و موشکافانه به ما نشان دادن🥰 و همچنین به صورت خیلی عالی در حال به روز رسانی بخش دانلودی سایت هستند و خدا را شکر می کنم بابت این نعمت بی نهایت ارزشمند و واقعأ ارزش این فایل ها و ارزش این نعمت بزرگ خداوندی به حدی در ذهن من بزرگ بود که در همون لحظات هنگامی که در حال گوش دادن صحبت های خانم شایسته مهربان بودم وارد سایت شدم و در بخش دانلود های سایت وارد شدم و اولین فایلی رو که دانلود کردم در بخش اجرای توحید در عمل و فایل “فقط روی خدا حساب باز کن” بود و خدا را شکر می‌کنم که بابت آگاهی هایی که خداوند به وسیله خانم شایسته مهربان به من رساند به همین دلایل تصمیم گرفتم از امروز به بعد دونه به دونه فایلهای بخش دانلودی سایت را دانلود کنم گوش بدم و یادداشت برداری کنم و استفاده بکنم و قطعاً این کار باعث افزایش آگاهی های توحیدی و باورهای فوق العاده قدرتمند کننده من میشه و خدارو واقعاً و میلیاردها میلیارد بار بابت این نعمت بی نهایت با ارزش سپاسگزارم

    و خدا رو شکر می کنم بابت غیبت چند روزه استاد عزیزم سید حسین عباس منش در پارادایس، و شاید این هدایتی از طرف خداوند باشه برای خانم شایسته عزیز که هم استاد به انجام کارهاشون برسن و هم خانم شایسته بتونن از این فرصت در پارادایس استفاده بکنن و به نحوی عالی و عملگرایانه بر ترس های خودشون غلبه کنن به این صورت که خیلی خیلی زیبا و توحیدی و با ایمان خانم شایسته تصمیم گرفتن که در نصف شب به فضای اطراف پارادایس برن و قدم زنی بکنن و

    واقعاً من تا به حال توی زندگی‌ام همچین خانمی رو ندیدم، با این شجاعت که بخواد ساعت سه شب به بیرون از خونه بره،

    خدا را هزاران مرتبه شکر می کنم که ایشون خیلی زیبا و توحیدی در حال طی کردن روند و تکاملشون در این ویژگی هستن و حتی با روزهای قبلشون خیلی تفاوت دارن

    و خدا رو میلیاردها بار بابت این نعمت های ارزشمند و بیشمار سپاسگزارم و خدا را شکر می کنم بابت این زیبایی‌ها نعمت ها فراوانی ها و پرندگان فوق العاده زیبا،

    واقعأ ابرهای زیبا و سفیدِ پرنگ، سرسبزی به شدت پرنگ درختان و چمن ها، مه‌هایی که در سطح دریاچه هستن واقعأ این نعمت‌ها به هیچ وجه و در هیچ جای دنیا نمیتونن یک جا جمع بشن مگر با کنترل ذهن، مگر با ایمان مطلق به خدای بزرگ، و مگر با باورهای توحیدی،

    و خدا رو شکر می کنم بابت اینکه این جوجه های خیلی کوچیک و با رنگ‌های خیلی خیلی خوشکل که بعد از چندین روز طی کردن مسیر به سلامت هرچه تمام و با شادابی کامل و انرژی کامل به محل زندگی جدید خودشون یعنی پارادایس رسیدند،

    و خداروشکر میکنم بابت اینکه این جوجه ها با این بسته‌بندی های زیبا و روزنه ها برای تنفس و تهویه خوای داخل جعبه به پارادایس رسیدن،

    و خدا را از این بابت میلیاردها میلیارد بار شکر می کنم بابت این نعمت های فراوان و زیبا،

    و خدارو بازم شکر میکنم، و خداروشکر میکنم چرا که نه تنها ثانیه به ثانیه بلکه ذره به ذره و متر به متر پارادایس رو خداوند داره هدایت و مدریت میکنه، و من خانم شایسته عزیز رو تحسین میکنم بابت اینکه به تنهایی در هر روز بیش از 10 نوع کار متفاوت رو انجام میدن،

    و همچینن تحسین میکنم استاد عزیزم رو بابت اینکه همچین خانمی رو به زندگیشون هدایت کردن و امیدوارم همیشه در سلامت، شادابی، خیر و رفاه و خوشبختی و ثروت هرچه تمام زندگی بکنید.

    امیدوارم همگی در سایه خداوند در شادی، فراوانی، نعمت و خیر و برکت و ثروت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سهیلا سلیمی گفته:
    مدت عضویت: 1284 روز

    باسلام ودرود بر استاد عزیز خواهر عزیزم مریم جان وهمفرکانسیهای عزیزم

    امروز 22 رمضان 1402 هستش وقتی برای سحر بیدار شدم وچون یه کمی حال روحیم به هم ریخته بود که دلیلش را حتما میگم به خاطر اینکه به عزیزانم بگم که فقط گوش دادن به فایلهای ارزشمند استاد کافی نیست بلکه عملی کردن اونها ودرک درستشون خیلی خیلی مهمه

    داشتم میگفتم من سراغ گوشی رفتم وبعد از یک ارتباط کوچولو با خدای مهربونم یک هدایت ازش خواستم وتوی فایلهای هدایتیم به اینجا هدایت شدم

    موضوع از این قرار بود که من وخواهر عزیزم هردو همزمان حدود 3سال پیش به واسطه ی یک فایل انگیزشی از یک استاد عزیز وارد این مسیر زیبا شدیم وچقدر زیباتر که مابااینکه هر کدام توی یک شهر هستیم اما ارتباط ما با هم از طریق ویس ودنبال کردن برنامه های استاد وصحبتهامون تماما وصددرصد راجع به قوانینی که هرروز کشف میکنیم وخداراشکر به جای صحبتهای بی پایه وبی اساس (غیبت)

    فقط وفقط درمورد قوانین واحساسهای خوب وعالی وتوجه کردن به نکات مثبت زندگی

    من روز قبل در مورد جلسه ی روز شمار تحول زنگی من فصل 1 که ما هردو فایل شماره 23 را گوش داده بودیم وبرای هم وویس گذاشتیم ودرموردش صحبت کرده بودیم ودیدگاه ونظرمون ونکات مهمش را باهم مرور کردیم ومن به خواهرم گفتم این فایل درمورد همون توحید عملی بود واینکه ایمان داشتن به رب وهمه چیز رااز خودش خواستن وهرگز متکی به دیگران نبودن

    اما یک اتفاقی اون روز برای من افتاد که من مستقیما رفتم سراغ همسرم واز ایشون تقاضای کمک پولی کردم ووقتی با جواب رد ایشون مواجعه شدم به شدت بهم ریختم وتا ساعتی حالم بد بود نه به خاطر اینکه همسرم مخالفت کرد نه بیشتر به خاطر خودم که لحظه ای درنگ نکردم وبلافاصله از دیگری کمک خواستم واینکه احساس ضعف وناتوانی از این که چرا خودم نباید منبع درآمدی داشتم که به خاطر چیز به این کوچکی00000خلاصه وقتی حتی وویسم را خودم گوش دادم که چطور برای خواهرم صحبت کرده بودم وچند ساعت بعد اینطور عمل کردم خلاصه خیلی احساسم بد شد بعد از سحر به خودم گفتم استاد عزیزم همیشه اشاره به این موضوع را دارن توجه به زیبائها وگرفتن درس در هر شرایطی حتی به ظاهر نازیبا پس دست از سرزنش وبیتوجهی به نجواهای ذهنی ورشد کردن وافتادن در مسیر درست بعد از سحر از خدا هدایت خواسته وبه این فایل هدایت شدم وشنیدن حرفهای خواهر عزیزم خانم شایسته ی عزیز که گفتن غلبه بر ترسها وکار کردن اساسی روی باورها به شکل جدی خیلی تونست حالم را خوب کنه من خیلی ممنونم از این بانوی نمونه که واقعا دیدن همین سریال در بهشت وکارهای مریم گلم به من دل وجرات زیادی میده ومنی که به طور کامل وابسته بودم را به کارهای وامیداره که اطرافیانم این تغییر کردنهاما بهم میگن الان فهمیدم که با جدیت بیشتری روی خودم کارکنم وبر ترسها ونگرانیهام غلبه کنم

    یک چیزی که واقعا لطف خداوند توی زندگی برای من داشت همراه بودن خواهرم که چند سالی از خودم کوچکتره وما هر دو همزمان از خدا خواستیم که مارا هدایت کنه که ما فایلهارا به صورت ترتیبی جلو بریم ووقتی خیلی تصادفی که میدانم هیچ اتفاقی اتفاقی اتفاق نمی افته متوجه شدیم که خانم شایسته همچین کاری کرده ووقتی من به خواهرم گفتم باورت میشه چند روزی داشتم به این موضوع فکر میکردم که از کجا باید شروع کنم وحالا فهمیدم وایشون هم همین راگفت وهر دو با صدای بلند گفتیم وای خدا راشکر وهر دو اشکمان سرازیر شد از هدایت ناب هردو دفتر زیبایی تهیه کردیم واسم دفترمان شد سفرنامه ی من وگوش دادن به فایلها را آغاز ونکته برداری اون هم همزمان وهر کدام در شهر جدا که نیم ساعت باماشین فاصله داریم ولی آخر هفته ها همدیگر را میبینیم وساعتها درمورد همینها صحبت وبرای خودمان بهشتی ساختیم خدایا شکرت بابت این لحظات عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1329 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد مریم جون

    سپاسگزارم بابت دسته‌بندی فایل های که دسته‌بندی کردی کار و راحت کردی تا هر وقت خواستیم دسترسی آسان باشه

    و باید از اول فایل ها رو گوش بدم نکته برداری کنم

    تحسینت میکنم که پا رو ترسهات گذاشتی نصف شب تنهایی با صدای مرغ و خروس ها رفتی همه جا رو نگاه کردی

    چقدر روی باورهای کار کردی که تنهایی توی تریل رفتی تو تاریکی آفرییییین

    خیلی شجاع شدی

    خیلی دل و جرعت داری خیلی کنترل ذهن کردی ایمانت قوی کردی بخداوند اعتماد کردی توی فایلی استاد در مورد خودش میگه تو چادر بوده خدای من چقدر خندیدیم شما هم تجربه کردی

    خداوند هم بهت گفته نترس بیا من محافظت هستم

    به به جوجه‌ها رسیدن مریم جون شجاع با ذوق میره دنبالشون

    به به یک صبح زیبا در پردایس مه دریاچه چقدر زیباست انگار ابر هست

    صدای خروس چقدر زیباست

    هوا چقدر پاک و لطیف هست

    مریم جون با ذوق مهمان های پردایس میاره خوش آمد میگه تحویل میگیره ویتامین سی بهشون میده ذوق میکنه فیلم می گیره تخم مرغ ها رو جمع میکنه

    با عشق به مرغ و جوجه ها میرسه

    خدا قوت زنده باشی سپاسگزارم به ما خانم ها بیشتر انگیزه میدی

    و باورمون نسبت به خودمون بهتر میکنی که هر خانمی توانایی دارد بفرما این هم الگو مریم جون

    در پناه خداوند باشی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    فاطمه_moonlight🌗 گفته:
    مدت عضویت: 812 روز

    سلام به خدا، سلام به خانواده الهی عباسمنش .خدایاشکرت بابت یک فرصت دیگه برای دیدن بهشت و زیبایی های اون، شکرت بابت دریافت هدایت هات که در هر ثانیه و‌هر لحظه در زندگی‌ما جاریه.

    اما ماجرای امروز ما… دریافت هدایت خداوند، که به واسطه کامنت برگزیده این فایل اتفاق افتاد. برای من سخت بود که برای تغییر باورهام دقیقا از چه روشی استفاده کنم؟ کدوم راه بهتره؟ کدوم راه زودتر من رو به مقصد میرسونه؟ امروز درحالیکه داشتم برخی از تمریناتم رو انجام میدادم، و سعی داشتم با منطق خودم به جواب برسم، به ذهنم رسید که از خداوند بخوام که هدایتم کنه. در نتیجه همون لحظه در چند ثانیه گفتم که خدایا، من نمیدونم کدوم مسیر بهتره! خودت هدایتم کن! نمیدونم که ده تا باور انتخاب کنم و روی اونها کار کنم. یا اینکه فقط یک باور رو انتخاب کنم برای مدتی روش متمرکز بشم!

    خلاصه اونقدر این سؤال رو بی هوا و‌یکهویی از خدا پرسیدم که خودمم یادم رفت! تا این لحظه…رفتم بیرون دور زدم. چرخیدم. برگشتم …اینستاگردی کردم(که صد در صد اشتباه بود و ذهنم دوباره برگشت به سمت منفی ها) حالم بد شد، از اینستاگرام خارج شدم، گفتم خب! خودم حالم رو بد کردم! حالا چیکار کنم چیکار نکنم؟ آهاااا … بریم یکم تو بهشت بچرخیم، تا اوضاعمون خوب شه… خلاصه که‌اومدم دو تا فایل دیدم، بارون زد به صورتم، هوای عشق رو تنفش کردم، کیف کردم از دیدن زیبایی ها… خندیدم، خوشحال شدم، کامنت خوندم! اومدم سراغ این قسمت! کامنت برگزیده!!!!!! و….. دریافت پاسخ و هدایت الهی …

    تمرکزی روی یک باور کار کن… خدایاشکرت خدایاشکرت واقعا… تو حتی برای ثانیه ای ما رو به حال خودمون رها نکردی و‌ نمیکنی… همیشه مراقبمون هستی. همیشه حواست به ما، سؤالاتمون، درخواستهامون هست… خدای مهربونم ازت ممنونم که من رو برگردوندی به این مسیر.

    مسیر کسانی که به آنها نعمت داده ای…الحمدلله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    مرضیه پری پور گفته:
    مدت عضویت: 3074 روز

    به نام تنها فرمانروای جهانیان، رب و صاحب اختیار وهاب من:

    سلام

    سپاسگزار خداوندی هستم که امروز هم با هدایت و حمایتش مرا در مسیر مستقیم خودش ثابت قدم نگه می دارد.

    خدای من ، خدای من، من عاشق عکس کلبه توی تاریکی شب هستم که مثل یک جواهر پر از یاقوت و الماس و عقیق و فیروزه می درخشه توی شب.

    سلام مریم جانم ، سلام عزیز دلم، ممنونم عزیزدلم برای بروزرسانی و دسته بندی بی نظیر فایل های دانلودی، به خداوندی خدا که برای این کارت هیچ قیمتی نمیشه گذاشت، جزء یک دنیا عشق، و یک دنیا سخاوت.

    این دسته بندی عالی و بی نظیر به خاطر شناخت و درک عالی شما از قوانین ثابت الهی نشأت می گیره و همچنین تمرکز لیزری بی نظیرت روی هر فایله .

    در مورد اسم فایل ها توضیح دادی، جان دل. خیلی خیلی هم‌خوانی عالی با محتوای فایل ها دارند و راهنمای خیلی عالی هستند برای دریافت هدایت خدا. دقیقا مثل یک قدم عملی، یک جمله تاکیدیه، مانند یک دستوره.

    بحث کلید ها هم که واقعاً شگفت انگیز و بی نظیره، با این کلیدها و دیدن و شنیدن فایل ها دقیقا مثل یک دوره بی نظیره، اینکه اون مفهوم رو از همه جوانب بررسی کنیم. و با بررسی اون کلید از جوانب مختلف ما رو به درک بهتری می رسونه.خدایا شکرت شکرت شکرت

    من عاشقتم که حتی عکس ها هم راهنمای ماست به کلیدی ترین نکته اون فایل، من عاشقتم برای این صلح درونی و اتصال بینظیرت با خدا که دقیقا درک می کنی کی بیشترین اتصال رو استاد با خدا داره، البته که همیشه موقع ضبط فایل ها این اتصال هست ، در اون لحظات داره کلیدی ترین و مهمترین هدایت ها رو دریافت می کنه، من عاشقتم عزیز دلم 😘😘😘

    من عاشقتم که ساعت ۳/۵ شب تنهایی می ری بیرون ، با اون پیش زمینه ای که داشتی و همیشه برات چالش بوده من تحسینت می کنم عزیزدلم ، من عاشقتم که هر لحظه داری روی ترمزهای خودت کار می کنی ، من تحسینت می کنم که دنبال دلیل ایجاد این شجاعت در وجودت هم هستی و این کنکاش ترو به یک الگوی بی نظیر می رسونه. چقدر این کارت و این صحبت هات برام درس داشت. ممنونم عزیزززززززم

    من عاشقتم دختر شجاع، اصلأ اون گرگه فرکانس ترو دریافت کرده و فرار را بر قرار ترجیح داده.

    مریم جانم صدای اون مرغ و خروس ها برای این​ بوده که خدا جونمون بهت نشون بده، که چقدر رشد کردی، چقدر ایمانت بیشتر شده، چقدر شجاع تر شدی، چقدر توی کنترل ذهن قوی تر شدی. و بهت نشون بده که چقدر بهت افتخار می کنه وچقدر از این رشد مداریت خوشحاله.

    به به چه صبح زیبایی با صدای خروس و نسیم بهشتی، و طراوت صبحگاهی با مژده رسیدن جوجه ها، خدایا شکرت شکرت شکرت

    من عاشقتم مریم جانم که توی همه لحظات زیبات ما رو هم شریک حس خوبت می کنی.

    ای خدا، یعنی وقتی وارد سالن اداره پست شدی و صدای جوجه ها اومد، گفتم ببین هدایت خدا رو ، از زبان جوجه ها داره میگه بیا مریم جونم، بیا اینجا پیش ما، خخخخ چه سر و صدایی راه اندختن

    خدای من ، ببین بسته بندی جوجه ها رو ، خدا جونم شکرت برای رشد و بهبود دایمی جهان مون، شکرت

    خدایا شکرت برای مسئولین خوش برخورد و درستکار اداره پست

    خدایا شکرت که این ماموریت مریم جونم هم با هدایت و حمایت تو عالی انجام شد.

    ای جانم اول آب شون ویتامینه میشه، همه شرایط آماده میشه تا این ساکنین جدید بهشت از بودن در اینجا لذت ببرند.

    خدای من ، من دیونه‌ی بسته بندی شون شدم.

    وای وای وایییییی چقدر کوچولو و نازن، چقدر رنگاشون متفاوت و زیباست، خدایا شکرت شکرت شکرت برای این همه تنوع و فراوانی در جهان مون.

    من عاشقتم مریم جانم، 😂😂😂😂😍😍😍😍 افتر تخم مرغ خیلی بامزه بود 😂😂😂😂

    ماشاالله چقدر زیادن جوجه ها ، چقدر هم زیبان، ممنونم مامان مریم که براشون ظرف غذای جدید و نور عالی خریدی😘😘😘

    خدا جونم شکرت شکرت شکرت برای احساس عالی که با دیدن این فایل در وجودم ایجاد کردی

    در پناه خدا، شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید 🌹🌹🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    Reyhane AR گفته:
    مدت عضویت: 4021 روز

    به نام خداوند مهربانم .

    سلام به روی ماه و مهربونت مریم نازنینم .

    عزیز دلم ,مهربونم ,اونقدر تحسینت میکنم که حال دلم خوب خوب خوب بشه .

    مریم زیبای من به قدری مهرت تو وجودم رخنه کرده و به قدری دلم میخواد که مثل تو رفتار کنم که نگو .

    من عاشق زیبایی کلام تو هستم .صدات از فرسنگها فاصله قلبم رو به طپش تند وا میداره .اشک بر گونه هام میاره .

    من از زمانی که با لحن زیبای تو آشنا شدم شیفته شخصیتت شدم .

    احساس میکنم توجه زیاد من به تمام خوبیهای باعث شده که روحم لطیف شده .الان چند وقتی بود که تمرکزم فقط روی گفته های شما و استاد بود .

    دیروز به اصرار زیاد پدر و همسرم برگشتم فروشگاهمون که کار کنم .دیروز اولین روز بود .

    خودم دلم نمیخواست و پسرم هم اصرار داشت که نرم .میگفت که مامان تو از وقتی که سر کار نمیری حال و هوای خونه خیلی عالیه .و پسرم چون سال دیگه کنکور هم داره .نیاز داشت که من کنارش باشم تا روحیه ی بهتری داشته باشه .وقتی خونه بودم .ساعتهای استراحتش میمود پیش من و از قانون صحبت میکردیم و یه تغذیه کوچک میخورد و دوباره میرفت سر درسش و خیلی این شرایط رو دوست داشت .

    ولی من فک میکردم که باید یه کاری انجام بدم .و بر اساس صحبتهای استاد رفته بودم که فقط با عشق و لذت کار کنم و اصلا هدفم پول نبود و گفتم با لذت که کار کنم .انرژی خوبم به زندگیم هم برمیگرده .

    وارد فروشگاه که شدم دیدم روی اکثر اجناس خاک نشسته بود .فهمیدم که برادرم چند وقتی که نتونسته کارگر بگیره برای نظافت ویترین ها ..

    انرژی فروشگاه اصلا جالب نبود .سریع دست بکار شدم .خودم دستمال برداشتم و یه قسمتهایی که خیلی خاک داشت رو تمیز کردم به این امید که با عشق و لذت کار میکنم .

    چندتا مشتری هم اومدند و هر کدوم یه خورده از وضعیت اقتصادی نالیدن و رفتند .

    ساعت کاریم تموم شد .مادرم گفت برم خونشون ناهار .رفتم دیدم دو تا خواهرهام هم اونجان .اونجا هم کمی غیبت و صحبتهای منفی رد و بدل میشد و من هم که شنوا بودم .خلاصه غروب رفتم خونه دیدم حال روحیم خوب نیست .یه دو باری هم به سایت سر زدم و فایلی جدید رو گوش دادم ولی گفتم این حرفها که تکراریه .فعلا نیاز نیست گوش بدم .شب با همسرم داشتم صحبت میکردم که سر موضوعی من یه چیزی گفتم و همسرم دلخور شد و رفت خوابید .

    یه دفعه نمیدونم چطور شد که بغضی که تو گلوم داشتم ترکید و من زدم زیر گریه .و شروع کردم سر خودم غر زدن .

    اصلا اون لحظه نمیدونستم چرا اونطور شده بودم .

    باور کن مریم جان یادم نیست آخرین بار کی گریه کرده بودم .

    بعد از کلی گریه رفتم فایل راهنمای عملی 2 رو گوش دادم تا خوابم برد .

    صبح که بیدار شدم .گفتم رفتار دیروز من دلیلی داشته باید بگردم و پیداش کنم .

    ولی مریم جان انرژی منفی ذهنم خیلی بهم غلبه میکرد و نمیزاشت که بتونم به نکته های مثبت توجه کنم .

    زدم از خونه بیرون .رفتم قدمی تو باغ زدم و خریدی کردم و اومدم خونه .باز دیدم حالم اکی نمیشه .

    به خودم گفتم تو که میگفتی دیگه میتونی ذهنت رو کنترل کنی پس کو???

    گفتم تو که میگفتی کسی نمیتونه حال من رو بد کنه پس کو ??

    چرا نمیتونستم برام سوال بود .

    سینا کوچولو خونه ما بود زد یه ظرفی رو شکست و من اونا گفتم که اگر این حال بد من ادامه پیدا کنه انفاقات بد یکی یکی میان سراغم .

    شروع کردم به تلاش بیشتر .رفتم دو رکعت نماز خوندم تا آروم بشم .

    بعدش گفتم بزار برم با مریم نازنینم حرف بزنم تا آروم بشم .

    این حرف ها رو زدم مریم جان که به اینجا برسم که بگم من روحم خیلی لطیف شده .من با توجه به زندگی تو با استاد و توجه به زیباییهای پرادایس و عشق بین تو و استاد نمیتونم به غیر این توجه کنم .

    فک میکنم که حال خوب من برگرفته از توجه به زیباییهای زندگی شما بود .

    من به این نتیجه رسیدم که جایی که میرم اگر فضاش با روحیات من سازگار نشه من رو بهم میریزه به طوری که توان مقابله با ذهنم رو ندارم .

    چون من دیگه دلم فقط دیدن زیبایی ها رو میخواد .

    من از دیدن زندگی در بهشت همیشه پر انرژی و شاد هستم .

    من با دیدن دریاچه و سرسبزیهای جنگل و طبیعت پرادایس عشق میکنم .

    من با دیدن شجاعت های تو و استاد لذت میبرم .دلم میخواد فقط تو همین مسیر باشم .

    دلم نمیخواد برم بین مردمی که از همه چی گله و شکایت دارن .

    من تکه ای از قلبم تو پرادایس پیش شماست مریم جانم .

    هر وقت روی نشانه ای برای امروزم میزنم .سفر به دور امریکا میاد برام .

    مریم نازنینم تو با من چه کردی ???

    من چیکار کنم با این روحیه ی حساسی که برای من ساختی ???

    به من بگو چیکار کردی که رسیدی به جایی که تو بهترین جا ,کنار بهترین عشقت زندگی میکنه .بچه های ناز و معصومی داری که هر روز بهشون دون و آب میدی و شاهد رشدشون هستی .بدون اینکه بگن مامان مریمی اینو میخوایم یا اونو نمیخوایم .

    همه چی بر وفق مراد تو عزیز دلم .

    تو در شرایطی قرار گرفتی که با تمرکز صد در صد روی صحبتهای استاد بر ترسهات داری غلبه میکنی .

    چیکار کردی که به اینجا رسیدی که شدی بانوی طبیعت ???

    بگو برام بگو تا من هم یاد بگیرم و برم به مسیر زندگی دلخواهم .بگو چیکار کنم که دیگه جهان من رو نبره به سمت مسیر ناخواسته هام .

    من و بقیه بچه های سایت باید به خودمون افتخار کنیم که با زنی چون تو آشنا شدیم .

    مریم زیبای من ,دختر جنگل ,فرشته ی بهشتی وقتی میگفتی که تنهایی رفتی تریل و پیاده روی کردی و حتی یه جاهایی چراغ قوه رو خاموش کردی گفتم خدایا چطور قلب این دختر رو به نور خودت روشن کردی ???

    چطور این دختر تونسته فقط روی تو حساب کرده و اینقدر شجاع شده و بر ترس خودش از تاریکی غلبه کرده ?

    گفتم خدایا من هم میخوام .من هم از شجاعت این بانو میخوام .قلب من رو هم بگشای به نور یقین و ایمان خودت ….

    مریم نازنینم تو لایق شدی .گذشته ات رو نمیدونم .فقط این رو قلبم میگه که درستی کارهای گذشتت تو رو به این همه لیاقت رسونده .

    تو در مسیر زندگیت با صداقت و کار کردن روی خودت به این مرحله از زندگیت رسیدی .

    عاشقتم که اینجور قربون صدقه ی جوجه ها میری و براشون ویتامین درست میکنی .

    عاشقتم که شبانه روز تنها روی فایلها کار میکنی تا ما بتونیم به بهترین نحو و راحترین شیوه به فایلها دسترسی پیدا کنیم و تو زندگیمون ازشون استفاده کنیم .

    با تو حرف که میزنم تمرکزم میره فقط روی زیبایی و وجه های مثبت تو .

    عزیز دلم اونقدر خوبی که وقتی از تو مینویسم حال دلم خوب خوب خوب میشه .

    الان که مینویسم لبخند رو لبهام اومده .☺😊

    تو فرشته ی خدا هستی .رسالتت اینه که به ما درست زندگی کردن رو یاد بدی و الحق و الانصاف که عالی یاد میدی .

    من که خیلی چیزها از تو یاد گرفتم .

    خدایا من میخوام همیشه کنار استاد و مریم جون باشم .

    میدونم هنوز هم نیاز به کار کردن روی خودم دارم .

    یاد صحبتی دوستمون افتادم که استاد تو دوره راهنمای عملی گفتند که میخواست برای زایمان بره به بیمارستانی که دوستش یکسره از بدیهای اون بیمارستان میگفت و این دوستمون به حرف های دوستش گوش میکرد و تو دلش میگفت که من دارم رو دوره ی راهنمای عملی کار میکنم و این اتفاق برای من نمیافته و غافل از این بود که باید مواظب ورودیهای ذهنش میشد و این کارش باعث شد که تو شرایط بدتر از دوستش رفت اون بیمارستان و زایمان کرد .

    استاد درست میگه .من اگر مواظب ورودیهای ذهنم نباشم ولی بیام صبح تا شب فایل گوش کنم فایده ای نداره .استاد عمل میخواد از ما .

    من باید از جو و محیطهایی که صحبتهای منفی هست دوری کنم .این یعنی عمل کردن .

    اگر محیطم ایزوله کنم .خداوند هم من رو هدایت میکنه به محیطه های بهتر و زیباتر …..

    مریم نازنینم خدارو هزاران بار شکر میکنم که تو فرشته ی نازنین و استاد عزیزم رو دارم که بهترین انگیزه ی زندگیم شدین تا تمام تلاشم رو بکنم که از بدنه ی جامعه کنار بکشم و فقط روی خدا حساب باز کنم .

    از خدای خوب و مهربانم سپاسگزارم که هوای من رو داشت که از مسیر خیلی دور نشم .

    اذیت شدم ,به تضاد برخوردم ولی تنهام نذاشت و بهم فهموند که از تضادم درس بگیرم .

    خدایا تنها تو را میپرستم و از تو یاری میجوییم .

    هدایتت ناب و بینظیره خدای خوبم ….

    یاحق…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3686 روز

    سلام

    مثل همیشه همه چیز عالی ودقیق و حسابی و متمرکزانه

    این سایت برای من مثل یک شهر است شهری زیبا و فوق العاده شیک و جذاب ؛ به طوری که میشود تمام روز و روزها فقط در آن بود و سیر کرد و چیز یاد گرفت صحنه های زیبا را می توان دید و لذت برد و شادی کرد و پر از آگاهیهای ناب شد که من در سایت بیایم معمولا ساعتم را کوک می کنم که مثلا یک ربع دیگه زنگ بزند و گرنه اصلا متوجه گذر زمان نمی شوم و مثلا بعد از 2 ساعت میفهمم که در سایت هستم فوق العاده عالی است گوارای وجودتان این همه موفقیت و سرافرازی

    جای جای سایت پر از آگاهی ناب است خدایا شکرت

    ترسهای الکی ما از این است که ما وقتی کوچک بوده ایم و به دنیا آمده ایم که اصلا از ترس چیزی نمی دانستیم ما با بهترین و خالصترین و پاکترین ذهن به دنیا آمده ایم در سالهای اولیه زندگیمان کسی مثلا از تاریکی و یا سگ وووو ترسیده است و ما هم در ذهنمان ایجاد شده است که این یعنی ترس و چون فلانی ترسیده است ما هم الکی ترسیده ایم و این در وجود ما مانده است بهترین راه این است که واردترس شویم و ببینیم که همان ذات پاک و خالص ما درست بوده است که ترسی وجود ندارد و این در ذهن ما توسط دیگری و الکی ساخته شده است .

    همیشه به خود می گویم میترسی یعنی ایمان نداری خدا در بهترین ها در وجودمن قرار داده است اگر من به سمت مخالفش رفته ام کار خودم بوده است و گرنه اصل آن شجاعت ومهربانی و ایمان و هر چه خوبی هست هست

    ورودیهای خوب را به مغز خود وارد کنیم از حرفهای خوب که می شنویم از حرفهای خوب که میگوییم و همیشه روی ورودیهایمان کار کنیم و از قضاوت کردن دوری کنیم و همیشه شاد و مثبت باشیم و همانها را هم به سمت خود جذب کنیم

    وقتی که مدتهاست در سایت هستم و الان میروم بخش دانلودها را نگاه می کنم یک طوری دیگری آن را می فهمم خیلی خیلی وضوح آن را درک میکنم و لذت می برم و تمام سوالات عقل کن را در تک تک این فایلها می بینم خدایا شکرت که در این سایت هستم و هر روز روی آگاهیهای خود کار می کنم خدایا شکرت

    just do it now

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: