اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام مجدد به استاد عزیزم مریم خانوم عزیز و همه ی دوستان هم فرکانسیم در این فضای الهی
خدارو شکر میکنم
داشتم به یک موضوعی فکر میکردم که بهم احساس خیلی خوبی میداد
(و برای اینکه از خدا یه نشونه بخوام که چیکار کنم زدم روی هدایت و هدایت شدم به این صفحه )
اونم داشتن کسب و کار بود که شروع کنم و کوچولو کوچولو رشدش بدم و از خدمت کردن و رشد دادنش لذت ببرم
از اونجایی که خب با کارکردن روی دوره ی احساس لیاقت
کلی توانایی و شایستگی از تو وجود خودم کشیدم بیرون و دو تا تجربه ی موفق هم از علایق و مهارت هایی که داشتم دارم
گاهی سردرگم و گیج میشم برای اینکه چه کاری رو استارت بزنم
البته طبق الهامم که به من گفته شد من یک مربی هستم
از همون روز دیوانه وار در مورد مربیگری و رهبری شروع کردم به یاد گیری و مطالعه. و تمرین
که میتونم بگم توی این 6 7 ماه قشنگ به اندازه ی یک دوره ی کارشناسی آگاهی و دانش کسب کردم در مورد مربیگری ، رهبری ،کسب و کار،و توسعه ی رهبری و سازمانی ،
اما در نهایت من طبق تجاربی که توی زندگیم داشتم
اون لحظاتی که مشغول کسب و کار بودم مشغول تولید و عرضه یک خدمت بودم خیلیییی حالم خوب بوده و داشتم لذت میبردم،
،
حالا صحبت خداوند با من چی بود امروز؟
استاد میگه خداوند از موقعیت و شرایط تو آگاهه
،
من چه سوالی پرسیدم اون به من چی جواب داد!
فعلا ذهنتو کنترل کن تا به هدفی که براش حرکت کردی برسی ،
،
الان خب با توجه به تضاد های که توی تهران باهاشون برخورد کردم و نشانه هایی که دیدم و هدایت قلبم اومدم استانبول
ولی
خب صد در صد شرایطم توی تهران خیلی بهتر بود
اما
از وقتی اومدم اینجا آرامشم بیشتر شده
اون داده های مسخره ای که توی تهران داشتم دیگه اینجا نیست
مثل بحث آزادی
البته که خودم دیوانه وار به دنبال رشد و تغییر بودم و رفتن به فضایی که انگیزه به من بده برای رشد برای پیشرفت
،
گاهی اوقات با اینکه انصافا خداوند همه چیزو تا الان برام خیلی خوب چیده اما اوضاع برام سخته
اما
میدونم که اگر اهرم رنج و لذت توی ذهنم درست باشه
این ها اصلا سخت نیست اتفاقا خیلی خیلی هم برام لذت بخش میشه
فقط مشکل اینجاست
که ذهن میخواد با قدرت هرچه تمام تر برگرده به حالت قبل
یعنی همش میخواد برگرده ایران
و اون لذت های محیط امن قبلی رو برای خودش مرور میکنه و دوست داره بره همونجا
و اگر من نیام و به یاد نیارم که برای چی حرکت حرکت کردم؟ تضادها چیا بودن؟ و لذت حرکت رو به جلو رو برای خودم لذت بخش و بزرگ نکنم طی 5 سال آینده
خیلی زود دوباره بر میگردم
،
با دقت این فایلو دیدم و دوباره رسالت استاد انجام شد
همین که گفتن ما عاشقانه داریم کمک میکنیم که شما راحت تر پیش برید و بتونید ادامه بدید
دقیقا این فایل چیزی بود که من باید الان میشنیدم و بهش عمل میکردم
نه راه اندازی کسب و کار
من هنوز اولویتم تیم نخورده چرا دارم میرم سراغ هدف بعدی؟
،
برای همین ایده ای که به ذهنم اومد
به جای اینکه الان تو این موقعیت به فکر این باشم که چیکار کنم یا چه کسی و کاری راه اندازی کنم،
،
بیام و خودمو به احساس خوب برسونم
اهرم رنج و لذت تغییر رو توی ذهنم قوی تر کنم که این مسیر برام لذت بخش تر بشه
به اینکه چطور و چگونه قراره به جایی که دوست دارم هدایت بشم کاری نداشته باشم
فقط و فقط تمرکز کنم روی نکات مثبت
به احساس سپاسگذاری برسم
نگذارم ذهنم منو برگردونم به حالت قبل
حرکت روبه جلو رو برای خودم لذت بخش تر کنم بزرگ تر کنم
و به جای اینکه به این فکر کنم که چیکار کنم
به این فکر کنم که چه چیز هایی در اطراف من الان زیباست که بهش توجه کنم
چه چیز هایی برام خواسته ایجاد کرده و بیان روی خواسته تمرکز کنم
بیام توجه و تمرکزمون ببرم روی کشور مورد علاقم .اتفاقاتی که دوست دارم برام رقم بخوره
روابطی که دوست دارم تجربه کنم
خودمو تصور کنم زمانی که تو کشور مورد علاقم هستم کسب و کار خودمو دارم
دارم با کنترل ذهن ادامه میدم ،مشتری ها میان ،بهشون خدمت ارائه میکنم، خوشحالشون میکنم، خوشحال میشم، جنس تهیه میکنم، مدیریت میکنم، کار تیمی انجام میدم، رهبری میکنم ،تاثیر میگذارم،
بیام به این چیزا توجه کنم
تمرین ستاره قطبی رو با دقت بیشتر انجام بدم
باور اتفاقاتی که دوست دارم برام رخ بده رو ایجاد کنم،
،
بیام باورهامو توی دوره ی ثروت یک تقویت کنم
عوامل بیرونی رو بازهم توی ذهنم کم رنگ تر کنم
به ثروت ها توجه کنم به فراوانی ها توجه کنم به کسب و کارهای موفق توجه کنم ، به ایده های جدید و ساده و لذت بخش توجه کنم، به فراوانی توجه کنم، به معنوی بودن ثروت فکر کنم، به آسانی جهان فکر کنم،
بیام و دهنمو اینطوری کنترل کنم تا خداوند کارها و برام به بهترین شکل ممکن انجام بده،
بیام و خودمو به احساس خوب و سپاسگذاری بابت همه چیز زندگی و اطرافم بگذارم تا اوضاع هر روز بهتر و بهتر بشه،
.
وقتی استاد داشتن حرف میزدن
تموم شرایط به ظاهر بدی که با کنترل ذهن تبدیل شد به شرایط عالی داشت تو ذهنم مرور میشد .و میخوام بنویسم که برام تداعی بشه و باورم تقویت بشه
،
من یه موتور بیکلاژ داشتم که همونم قبلا نبود،
وقتی خواسته ی داشتن موتور در وجودم شکل گرفت ، پیش بابام که کار میکردم فکر کنم 17 سالم بود، یه موتور بی کلام صفر کیلومتر با حقوقم که کار میکردم خریده شد برام،
چقدرررررررر من با اون موتور عشق کردم چقدر برام برکت داشت چقدر خدارو بابتش شکر میکردم چقدر بهش میرسیدم تمیز نگهش میداشتیم
روغنشو سعی میکردم سر تایم عوض کنم، آچارکشی میبردمش
وای
یادش بخیر ،
داشتن اون موتور برای من خیلی لذت داشت ،و همیشه دوستامو ،خانوادمو باهاش میبردم اینطرفو اونطرف و خلاصه باهاش عشق میکردم و نهایت استفاده رو ازش میبردم،
یکی از بچه های باشگاه که همیشه میشن پشت من و من تا یک جایی میرسوندمش همش پشت من غر میزد ناله میکرد هم شوخی هم جدی،
منم همیشه میگفتم امید به خدا توکل به خدا ما هم ماشین میخریم خونه میخریم اوضاع خوب میشه
یعنی من واقعا یادم نمیاد که غر زدن باشم یا نق زده باشم
من از باشگاه رفتن لذت میبردم
از موتورم و گشت و گذار باهاش و با دوستم لذت میبردم
از کار کردن توی کارگاه پدرم لذت میبرد
از مدرسه و دانشگاهم لذت میبردم
من بیشترین چیزی که اذیتم میکرد فقط و فقط بعضی از اخلاق و رفتار ها بود مخصوصا تو خونه
،
یعنی من خودم همش به دنبال صلح و دوستی و شادی بودم و دعوا و درگیری و بد خلقی به شدت منو آزرده خاطر میکرد
و این مهم ترین چیز زندگی من بود ، روابط ، اخلاق نیک ، ایمان، عزت، توکل، امیدواری،
هرچیزی مخالف این موارد منو آزرده خاطر میکرد،
،
خلاصه گذشت و من بعد از 5 سال ، وقتی که خواستش تو وجودم شکل گرفت به موتور خیلیییی خفن خریدم قبلی رو هم نفروختم اونم گذاشتم تو پارکینگ خونمون باشه
که الان که دارم به یاد میارم چقدر به من حس قدرت میداد که دوتا موتور دارم
رفتم خدمت برگشتم بعد از دوسال اولین ماشین خارجی کل فامیل رو خدا به من داد ،و خریدم
خدارو شکر، و بعدش خونه، و…
همش و همش هم به خاطر کنترل ذهنم بود،
همون پول وسیله هایی که خریدم با کنترل ذهن و امید واری و توکل و احساس خوب وارد زندگیم شد و خریدم ،یعتی وقتی یه خواسته ای در وجودم شدن میگرفت و بهش فکر میکردم و لذت میبردم
راهش هم برام باز میشد ،همون که استاد میگن خود به خود،
این از لحاظ وسایل نقیله
.
توی باشگاه
من از روزی که پامو گذاشتم توی باشگاه
مبارزه کردم
یعنی از همون شب اول دست میگرفتم میرفتم وسط مبارزه میکردم
برای اینکه به خودم ثابت کنم شجاع هستم و نمیترسم ،
هفته ها و ماه ها و سال اول و دوم هم 90 درصد تسلیم میشدم 10 درصد مبارزه هامو میبردم، تو باشگاه،
و به طرز عجیبی من اصلا ناراحت نمیشدم بعد از باختم واقعا این روحیه ی خودمو تحسین میکنم
،
گذشت و بعد از 3 سال اینقدر پیشرفت کرده بودم و تمرین کرده بودم و ادامه داده بودم، که وقتی استادم بهم یک مأموریت داد که اگر این مبارزه رو برنده بشی ، بهت تیشرت آبی میدم و میشی ارشد باشگاه،
و من اون مبارزه رو بردم و شدم ارشد کل باشگاه ،که من 100 نفرو تمرین میدادم،
و بعدشم که دیگه داستانه، هر مبارزه برای من مساوی بود با یک پله قوی تر شدن توی کنترل ذهن ، و هر بار قویتر میشدم ،هر بار با ترس کمتر وارد مبارزه میشدم ، با ایمان بیشتر با شجاعت بیشتر، و نتایج هی بزرگو بزرگ و بزرگ تر شد، تاااااا
همین دو سال پیش که من داستانشو توی سایتم نوشتم دیگه،
من بدون هیچ آمادگی بدون هیچ تمرکزی برای مسابقه، دعوت شدم به بازی بهترین بهترین های بوکس ایران،
دیگه اون موقع با قانون ذهن آشنا بودم توی 3 سال پیشش هم با همین قانون همه ی بازی هامو برده بودم و کلی قهرمانی و خب تواناییم تو کنترل ذهن خیلی بهتر شده بود،
،
وقتی به من گفتن بیا بازی کن ،نگفتم نه، گفتم دارم میام، و گفت و گو مثبت و قدرت آفرین رو از درون با خودم شروع کردم تاااا قبل از بازی ،
و بهترینش هم همین بود،
من تا الان نشده تو هیچ مبارزه ی تسلیم بشم،میمیرم اما تا آخرش میجنگم،
و این جمله،
خداوند به شجاعان پاسخ میده،
و از احساسم میفهمیدم که ایمانم خوبه و دارم به برد فکر میکنم، و لحظه ی پایانی برنده شدنم رو هم تجسم میکردم اینکه دستمو میبرم بالا و کمربند رو هم به دور کمرم میبندن،
و رفتم تو رینگ و حریفی که 10 کیلو از من سنگین تر بود و آماده،
با اینکه اول راند منو ناک دان کرد، اما به خودم اومدم و قدرت خداوند در من جاری شد و فرمونو دادم دستش و زدممممم،
راند سوم ناک اوت شد و من فقط با کنترل ذهن بدون هیچ آمادگی از قبل، کمربند بهترین بهترین ایران رو توی بوکس بدست آوردم شکر خدا،
بله من هم اون اوایل میباختم ولی شکر خدا ادامه دادم، من اولین بازی رسمی بوکسمو سال 91 باختم اما به خودم افتخار میکردم که رفتم بازی کردم، ولی برنده نشدم اما همون مسیر رو ادامه دادم و چهار دوره ی بعد من قهرمان استان شدم، تو دوره های قبل مثلا یه بازی میبردم بازی بعدی میباختم،
و من قشنگ الان داره بازی کنترل ذهن قبل از هر بازی و مبارزه به یادم میاد
.
توانایی کنترل ذهن من از همین مبارزه هایی که از 15 سال پیش کردم در من تقویت شد و من یادگرفته بودم که نباید قبل از بازی هام استرس یا ترس داشته باشم وگرنه سست میشم و بازی رو میبازم و کتک میخورم،
که بعد از آشنایی با استاد خیلی کلاسه شده این موضوع رو یاد گرفتم و اجراییش کردم،
،
و از همین الگو من تو خیلی از موارد دیگه ی زندگیم استفاده کردم
.
توی امتحانات دانشگاه چقدر من از کنترل ذهن استفاده میکردم و سعی میکردم قبل از امتحان و در حین امتحان با جملات تاکیدی مثبت با خواندن سوره حمد، با توکل کردن و به آرامش رسیدن،
بهترین نمره هارو میگرفتم معدل بالای 17،
،
دقت کنید ،اعتبار فقط میره به کنترل ذهن ها،
به ایمان به توکل،گفت و گوی ذهنی که منو به آرامش و احساس یقین و ایمان و توکل برسونه
.
البته که من درسمم در حد توانم میخوندم، نه اینکه نخونم، میخوندم، ذهنمم کنترل میکردم ،
اصلا اون خوندنه باعث میشد که من راحت تر ذهنمو کنترل کنم،
تمرینات کامل قبل از بازی هام باعث میشد که من ذهنمو قبل از بازی بتونم کنترل کنم و خودمو برنده تصور کنم،
فقط همین یک مورد بود که من آمادگی خاصی نداشتم و خواستم که خودمو به چالش بکشم،
،
یادمه تو دوران دانشجویی ، رفتم ویزیتور یک شرکت کیک و کلوچه شدم،
تجربه از بازاریابی نداشتم ولی خب تو کار پدرم فروشندگی کرده بودم ،
تو بارهای اول که میرفتم دم مغازه ها ردم میکردن ولی سعی میکردم ناراحت نشم و جا نزنم
هر بار سعی میکردم یه جور بهتر معرفی کنم با قدرت بیشتری معرفی کنم ،نکات مثبت محصول بگم، بگم چه خیری به خود صاحب مغازه میرسه، و آروم آروم فروشم شروع شد،
فکر کنم بعد از سه ماه من تو یک روز بالاترین فروش شرکت رو داشتم
و این هم به خاطر کنترل ذهن بود که من ادامه دادم و نا امید نشدم،
.
یا مثلا توی نمایشگاه هایی که با بابام میرفتم، من همیشه امید وار بودم و وقتی که ایمان قوی بود و به فروش بالا فکر میکردم برام فروش بالا اتفاق میفتاد،
،
خیلیه واقعا
جدیا
اگر برگردیم به تجارب قبلمون
متوجه میشیم اونجاهایی که تونستیم به یک شکلی ذهنمونو کنترل کنیم و به چیزی فکر کنیم که بهمون احساس خوبی بده ،گفت و گویی داشته باشیم که به ما احساس خوب و قدرت بده برامون اتفاقات خوب رخ داده،
.
همه چیز واقعا بر میگرده به کنترل ذهن،
،
اگر هدف واضح و مشخص باشه ،کافیه به سمتش حرکت کنی و توی مسیر رسیدن به هدف ذهنتو به شیوه های خلاقانه کنترل کنی و هدایت کنی به سمت چیزی که دوست داری برات اتفاق بیفته
یا چیزی که بهت احساس بهتری میده
بازی همینه
خواسته ی شدید،به علاوه ی باورهای هم جهت مساوی با دستیابی به خواسته به صورت صد در صد،
از قانون توجه قافل نشیم،
در واقع ما در هر لحظه داریم به یک چیزی توجه میکنیم
به یک فکر
به یک تصویر
به یک حرف یا صحبت
به یک کتاب یا نوشته
به یک فیلم داستان یا چیز های مختلف
به هرچی که بهش توجه کنیم داریم در مورد اصل و اساس اون موضع فرکانس ارسال میکنیم
هرچقدر بتونیم کانون توجهمونو کنترل کنیم و به سمت مسائلی ببریم که به ما احساس بهتری میده و هم جهت باشه با خواسته هامون و اهدافمون
ما در حال خلق آگاهانه ی زندگیمون هستیم
.
خدایا شکرت
از خداوند میخوام مثل همیشه حامی و پشتیبانمون باشه و کمکمون کنه در مسیر درست باقی بمونیم
توجهمونو هدایت کنیم به سمت خودش به قدرتش به همراهیش به رزقی که میتونه بهمون بده بده کمک هایی که به کرده و میتونه بکنه ،
توحهمونو ببریم به فراتر از این آدمها و این بازی های دنیای و این کره ی خاکی ،
بریم از زمین بیرون و ببینیم که همه ی ما ذره ای بیش نیستیم در برابر قدرت اون،
اون وقت ما به آگاهی برمیگردیم به قدرت برمیگردیم و از همین لحظه ی زندگیمون لذت میبریم و همه چیز رو شوخی و بازی میدونیم
و اونوقت سخت نمیگیریم
غر نمیزنیم
عصبانی نمیشیم
و به طبع
زیبایی و شادی و خوشی بیشتری از جهان میبینیم و تجربه میکنم
الهی شکر
،
ممنونم بابت هدایت امروز خداوند
ممنونم بابت دست پر توان خداوند استاد عزیزم
که اینقدر وصله به ایده ها و الهاماتش و عمل میکنه عمل میکنه به ایده ها و الهامات خدارو شکر،
،
از همگی سپاسگذارم،
، آهان
بزارید از زیبایی های استانبول و فراوانی هم براتون بگم که توجه کرده باشیم روی نکات مثبت
،
چقدرررررر این مردم خوبن و باحالن و خوشگلن خوشگل
واقعا کلییییی آدم زیبا و خوشتیپ و جذاب میبینم و لذت میبرم و تحسین میکنم
هر جا از هرکسی راهنمایی کمک خواستم با تمام وجودش بهم کمک کرده
شبا هر پارکی بری ، شلوووووووغ ، اینقدر شلوغ که بعضی موقع ها توی پارک به این بزرگی جا برای نشستن نیست همشون میان بساط پهن میکنن چای تخمه شیرین میوه
یعنی همشونا
میان دور هم میشینم صحبت میکنن خوراکی میخورن تفریح میکنن بازی میکنن
خیلی هاشون سگاشونو میارن بیرون برای بازی و تفریح ،چقدر سگاشون باحال و خوشگلن
چقدر قشر جوونشون زیاد و شادابن
اصلا میگم فراوانی از همه چیز میبینم اینجا
شبا دم ساحل به نوار ساحلی داره اونجا هم همینطور شلوووووغ میان میشنن ماهیگیری میکنن شما میکنن غذا میخورن خوراکی میخورن
پیاده روی میکنن میدوعن خیلیییی انرژیش مثبت و باحاله همه شادن خوشحالن،
چقدررر از این اسکوترا سوار میشن تکی دوتایی و این پارک و ساحلو باهاش طی میکنن
چقدررررر غذا فروشی کافه رستوران لباس فروشی
فت و فراوون و اکثرا شلوغ،
دیشب رفته بودم خیابون بغداد که خیابون لاکچریشونه اگر اشتباه نکنم،
ماشالا ماشالا فراوانی ماشین حرفه ای، فراوانی آدم های جذاب و خوشتیپ ، فراوانی رستوران های شلووووغ، واقعا اینقدر شلوغ بود که مردم بیرون منتظر می استادن
اینم نبود که بگم مسافر بودنا، نه ، بیشتر خوداشونن،اصلا میدیدم احساسم تغییر میکرد و لذت میبردم
،
خودمم جاتون خالی رفتم یه ساندویچ دونذ گوشت خوردم خیلیییییی خوشمزه بود جاتون خالی ،
،
هوای اینجا خیلییییی لطیفه الان که وسط تابستونه،
من الان ظهره نشستم تو بالکن، البته سایه، یه نسیم خنک و لطیفی پوست آدمو نوازش میده خیلی خوبه،
خیلی شهر سرسبزه ، درخت نخل دارن خیلی،
اینجا تو محله ی ما ، هر 500 متر به هایپر مارکت بزرگ هست که همین ها چندتا برند مختلف هستن
هر کدومشونو میرم شلوغ و همه دارن خرید میکنن
البته بین همین ها هم دیدم که سرشون خلوته ولی دقیقا بقلیش کلیییی شلوغه که این باورارو نشون میده ،
هر روز کلی میوه و سبزیجات تازه میارن و دوباره فردا شارژ میکنن،
فراوانی ماشین لوکس ،
فراوانی برج آپارتمان،
فراوانی آب ، دریا ،پارک،
از همه چیز این جا واقعا فراوونه و به طرز عجیبی همه جا فضاش مثبت و پر رونقه،
داخل مترو داخل اتوبوس ،
چقدر خیابون های شلوغی داره که فقط مخصوص پیاده روی و خریده مثل خیابون استقلال یا زیتون بورنا،
از زیبایی دختران و پسرایی که اینجا هستن هرچی بگم کم گفتم واقعا خوشگلن،
بعد من چقدر زوج عاشق دیدم که تو مترو تو اتوبوس دم دریا تو پارک تو بقل همدیگه هستن و دارن به هم عشق میورزن و همدیگه رو میبوسن بدون اینکه نگران نظر کسی باشن،
خلاصه که خیلییییی خوبه زیباست از همه چیز فراوونه مردمان خوب و با فرهنگ
هرکس با هر پوشش و حجابی دوست داره رفت و آمد میکنه
چقدر کارخونه کارگاه تولیدی
حالا این چیزاییه که من دارم میبینم خدا میدونه چقدر فراوانی دیگه هست که من نمیبینم
،
یه برنامه دارن مثل آمازون،
چقدرررررررر محصولات متنوع و جدید و مسئله حل کن واقعا
علی آقای میرفخر رجایی عزیز و نازنین که هر وقت میخوام فامیلی تون رو بنویسم نگران میشم که اشتباهی ننویسم !!!!
درود و هزاران درود و وقت بخیر علی آقا . چقدر خوبه اول صبحی چشماتو باز کنی و بیایی توی سایت و به کامنت های زیبا و ارزشمند و مثبت و خوب و عالی هدایت بشی
چقدر خوبه از خاطرات خوب و نکات مثبت و موفقیت های گذشته تون نوشتید .. چقدر خوشحال شدم که شما افکار سالمی داشتید و فقط با همون داشته هاتون لذت میبردید و از موقعیت هاتون استفاده کردید و شاد بودید و قدردان همون نعمت هاتون بودید !!!! بهتون تبریک میگم و تحسین تون میکنم .. اینکه از اون موتور اولی لذت بردید و بعدش دومین موتورتون رو خریداری کردید .. واقعا چقدر خوبه که میگفتید دو تا موتور دارم !!! حالا میخواد هرچی باشه و این نشان دهنده ی اینه که طرز تفکرتون این نبود که بگید خب حالا که موتور دومی رو خریدم . دیگه از اون قبلی خسته شدم!! و بفروشمش!! چقدر خوبه اون چیزهایی رو که برای اولین بار بهش رسیدید رو مثل یک کلیکسیون ازش محافظت میکنید ! و همیشه براتون یک خاطره ی قشنگی میمونه.. چقدر برام درس داشت که باید همیشه قدردان اون پله های اولیه ی موفقیت مون باشیم ممنونم و مرسی برای نکات جالبی که نوشتید !!
نکته ی بعدی اینکه ..
خوشحالم از اینکه زیبایی های استانبول رو نوشتید و از فراوانی ها … از زیبایی ها … از انرژی های مثبت افراد که همه شاد و خوشحالن نوشتید… از روابط عاشقانه ی افراد که به هم عشق میدن .. از اینکه دختر و پسرها چقدر خوشگلن و شاد و خوشحالند .. اینکه اینقدر در مدار آزادی هستند !!! .اینکه چقدر فراوانیه .. اینکه گفتید من الان ظهره نشستم تو بالکن، البته سایه، یه نسیم خنک و لطیفی پوست آدمو نوازش میده خیلی خوبه
برای نوشتن این کامنت روی بالکن نشستید چقدر تصور و تجسم منو شاد کرد .
.از سواحل و دریا و اتوبوس و مترو و پارک گفتید اینکه همه جا مردم دارند تفریح میکنند و شاد هستند .. فت و فراوانی ها رو نوشتید!! از مردمان خوب و با فرهنگی که هر سوالی ازشون پرسیدید با روی خوش و حوصله پاسخ دادن . چقدر تصور و تجسم سازی منو تقویت کرد ممنونم !!
علی آقای عزیز با خواندن کامنت مثبت و تاثیر گذار شما . امروز میخوام تمرکزم رو بذارم روی فراوانی . پول و ثروت و نعمت و افزایش و رشد و پیشرفت و دیدن زیبایی های بیشتر و قشنگتر و روابط های خوب و عالی و مثبت و عشقولانه .. ..
هر چند دارم روی سریال های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت پرادایس کار میکنم و تا این لحظه پنجاه قسمت از هر کدام رو دیدم و کامنت نوشتم و به زیبایی ها و نکات مثبت این فیلم ها تمرکز کردن و فیلم ها رو میبینم و کامنت براشون مینویسم و لذت میبرم ولی با با هدایت شدن و خواندن کامنت های زیبای شما احساس میکنم که مدارم تغییر کرده یعنی دارم به مدارهای بالاتری هدایت میشم خودم کاملا این تغییرات رو حس میکنم پس باید همینطوری ادامه بدم و بنویسم و توجه کنم تا مومنتوم مثبت من سرعت بیشتر و قدرتمندتری بگیره تا پایدارتر بشه !!!
این فایل از اون دسته فایل هاست که خیلی زیاد گوشش میدم و هر چند وقت یکبار تکرارش میکنم تا معنای واقعی تقوا زیر بیشمار مفهومی که از کودکی به عنوان دین بهم القا کردن دفن نشه.
قبلا که از نظر خودم خیلی دیندار بودم و مرتب نماز جمعه شرکت میکردم یادمه جمله ی کلیدی توی خطبه ی اول تقوا بود حتما اونایی که نماز جمعه رفتن جمله ی: اوصیکم بتقوا الله…رو شنیدن.
خیلی دوست داشتم بدونم تقوا دقیقا یعنی چی؟
همه ی عمر دغدغه ام دینداری بود.
شاید دلیل هدایتم به این سایت همین جستجوگری و کنجکاوی مقدسم بود.
از وقتی معنای دقیق تقوا رو متوجه شدم روزه داری به شکلی که الان همه ی مسلمان ها انجامش میدن رو کنارگذاشتم.
من قبلا اینقدر روی نماز و روزه تعصب داشتم که شبانه روزی پنجاه رکعت نماز میخوندم (نوافل با واجب با نماز شب) و حتی توی ایام بارداری هم روزه هام رو میگرفتم.
وقتی به این مسیر هدایت شدم و شروع به خواندن دقیق قرآن و آیات مربوط به روزه کردم دیدم جاهایی که در مورد روزه ی ماه رمضان صحبت شده کلمه ی تقوا بلافاصله بعدش اومده یعنی گفته روزه بر شما مقرر شد تا تقوا پیشه کنید و جاهایی که روزه به عنوان کفاره اومده کلمه ی تقوا مشاهده نمیشه، پس هدف از روزه ی ماه رمضان تقوا هست.
اما هر چقدر فکر کردم این گشنگی بدن چطور باعث خودسازی من میشه یا چطور قراره بهم کنترل ذهن یاد بده ربطی پیدا نکردم چون برام گشنگیکشیدنکار راحتیه کلا آدم بی اشتها و بی میلی به غذا هستم و تاجایی که میدونم کنترل ذهن نباید کار آسونی باشه اما برای من گشنگی بدن خیلی آسونه.
شاید برای گذشتگان ما و زمان پیامبر که تنها لذت مردم خور و خواب بوده، محدود کردن خوردن یه تمرین محسوب میشده برای سلف کنترلی، اما الان خیلی ساده شده این کار، چون هر چقدر هم که شکم خالی باشه ذهن تو طول روز با ورودی های مختلف چاق و چله میشه ماشالا (شبکه های اجتماعی فیلم اخبار سریال های متنوع) گروه های واتساپی و تلگرامی و دورهمی ها و چرت و پرتای متنوع، که میشه این تمرکز وسواس گونه برای تا حد توان رنگارنگ کردن سفره ی افطار رو هم بهش اضافه کرد.
به نظرم این تمرینی که خدا واسه مردم هزار و چهار صد سال پیش در نظر گرفته الان فقط برای بچه های کوچیک که تنها لذتشون بازی و تنقلات هست کارسازه، یاد کلیپ کایلی جنر افتادم که برای اینکه به بچه اش صبر کردن و سلف کنترل یاد بده ظرف آبنبات گذاشت جلوش و گفت پنج دقه باید صبر بکنی نباید بخوری تا مامان برگرده، اما تلویزیون جلوی بچه روشن بود منگفتم باید تلویزیون خاموش میبود تا باز هم ببینیم بچه بدون تلویزیون هم پنج دقه دوام میاورد یا نه؟
نمیخوام بگم روزه بده، نخیر روزه خیلی ام خوب هست اما یکی بیاد به من ثابت کنه واجب هست، یکی بیاد اطراف آیات روزه کلمه ی عذاب رو برام پیدا کنه که اگر نگیرم مشمول عذاب میشم.
یه بار استاد توی تمپا بود لایو گذاشته بود و میگفت این چند روز صبح ظهر شب غذای من کنسرو نخود فرنگی بوده، خیلی نشستم فکر کردم و حلاجی کردم تا درک کنم کسی که بسیار ثروتمنده
و در فراوانی زندگی میکنه چطور میشه که…
تنها چیزی که تونستم درک کنم اینه که جای اهرم رنج و لذت توی مغز استاد متفاوته، استاد اینقدر به زندگی متنوع با خوراکی های متنوع رسیده که پر شده و گذشته ازش، استاد براش کارکردن روی عشق و علاقه اش و اون خلوت و تنهایی و کار کردن روی باوراش اینقدر داره بهش لذت میده که تنوع خوراکی اون وسط براش مطرح نیست، اینا رو برای خودم توضیح دادم که به شدت آدم تنوع طلبی هستم توی همه چی.
کاش اونایی که هی از استاد میپرسن روزه میگیری نماز میخونی یا نه و اینقدر متعصب ان از خودشون بپرسن اگر در موقعیت استاد و این حد از آزادی و تنوع در انتخاب قرار بگیرن میتونن چند روز صبح ظهر شب کنسرو نخود فرنگی بخورن و عین خیالشون نباشه؟
اینا رو بعد از تماس مامانم که زنگ زد و پرسید روزه میگیری یا نه و وقتی گفتم نه از دستم ناراحت شد و قط کرد اینجا نوشتم تا احساس گناهی که بعد از ناراحتی مادرم اومد سراغم رو کنترل کنم و بخوام که دست از راضی کردن مادرم بردارم و مهم باشه که خودم و خدای خودم راضی باشیم و هر بار که به جای تمرکز روی اصل و تقوای واقعی خواستم وارد این حواشی بشم بیام بخونم این متن رو و به یاد خودم بندازم تقوا یعنی بستن ذهنم به روی خوراک های منفی و کنترل ذهنم توی تمام لحظاتِ روزها و هفته ها و ماه ها و سال های زندگیم نه ساعاتی خاص از ماهی خاص.
نکته: برام جالبه که در صلح بودن با خودمان جزو کلیدواژه های این فایل هست، قبلا جنگی درونی بر سر باورهای سابقم نسبت به مفهوم تقوایی که توی مذهب بهم گفته بودن با اونچه که منظور قرآن هست توی ذهنم بود چند وقتی هست با خودم به صلح رسیدم و به جای اینکه ناسپاس باشم که چرا بقیه متوجه نیستن تمرکزم رو از روی بقیه برداشتم و سپاسگزار هستم که خدا من رو متوجه کرده.
ما باید نه تنها با محیط پیرامونمون به صلح برسیم تا از جای نادلخواه به جای دلخواه هدایت بشیم بلکه از درون و با اونچه که در گذشته بودیم و بهش معتقد بودیم هم باید به صلح برسیم.
سلام به استاد عباس منشِ نازنینم، مریم جانِ قشنگ و سرشار از آرامشم، و سلام به تک تکِ دوستانِ عزیز و دوست داشتنی و مهربانم.
از کامنت فرشته جانم هدایت شدم به این فایل.
استاد شما تو فایل به نکته های خیلی مهمی اشاره کردین:
اینکه ما الان داریم ثمره ی سالها تلاش و کنترلِ ذهنِ شما رو میبینیم.
دقیقا جاهایی که کنترل ذهن سخته، شما تلاش کردین و روز به روز دارین بیشتر جایزه ی کنترل ذهنتون رو دریافت میکنین.
نوشِ جانتون باشه.
جایی که عزیزی رو از دست میدیم، یا به چالشِ عاطفی یا مالی بر می خوریم، یا چیزی میشنویم یا میبینیم که خوشایند نیست برامون…
دقیقا اونجاست که کنترل ذهن، معنی پیدا میکنه.
خب وقتی مرور میکنم تو ذهنم مواردی یادم میاد که چه عالی کنترل ذهن کردم و شرایط رو به نفع خودم تغییر دادم.
گاهی هم نه، بهش دامن زدم و شرایط رو برای خودم زهرِ مار کردم.
از جفتِ حالتها درس میگیرم.
افتخار میکنم به خودم برای تلاشم.
با دوره لیاقت دارم یاد میگیرم دورِ مقایسه خط بکشم، به هیچ عنوان خودمو با دیگران مقایسه نکنم.
من منم، سمانه…
یکی از معجزاتِ کنترل ذهن که تو یکی از فایلها ازتون یاد گرفتم واسه کنترلِ ذهن الخیر فی ماوقع هست.
وقتهایی که میگم خیره، انگار آب روی آتیشه.
همیشه این درک و قدرت رو ندارم که بگم ولی به میزانی که تلاش و تمرین میکنم، واسم نتایج خوب آورده.
مثلا وقتی آب تو قابلمه ریخت رو گاز و زمین، به جای ناراحتی، خشم، سرزنش خودم با لبخند و شوخ طبعی گفتم اِ، اشکال نداره، با این آب کف آشپزخونه رو تی میکشم و ورق رو برگردوندم در کل، به عبارتی خیر شد، چون هم حالم خوب موند هم کف آشپزخانه تمیز شد :)))
یا وقتی غذام طوری شد که پسندم نبود گفتم اشکال نداره، دفعه بعد بیشتر دقت می کنم.
استاد جان خیلی ممنونم برای همه ی فایلهاتون.
هر بار که گوش میدم یه طورِ جدیدی ذوق میکنم از شنیدن و درک این آگاهی های ناب.
خدایی هست که پرستش شونده ای (کسی که با توجه و تمرکز به اون سرگشته و حیرانِش میشی)جز او نیست در این جهان و کائنات.
زنده هست و پاینده (به هر چیزی مینگری او را میبینی و او را مشاهده میکنی ،یک انرژی زنده در سرتاسر هستی که فقط به کسانی که کنترل ذهن دارند اجازه مشاهده و حظ بردن و لذت را میدهد)
و هر که اینگونه بود ، قیوم اوست و خودَش امورات و سرپرستی او را به عهده میگیرد
هیچوقت چرت و خواب سنگین این انرژی را که سرتاسر گیتی را فرا گرفته، نمیگیرد
لم یلِد و لم یولَد.اصل و اساس هستی از انرژیست
انرژی که ما آن را خدا مینامیم و از حالتی به حالت دیگر در میآید
مالکیت و فرمانروایی آسمانها وزمین از آن اوست
در هر حال و هر زمانی باید در وجودمان فقط و فقط قدرت را به این انرژی و این رب قدرتمند که بینهایت مهربان است بدهیم و این همان توحید است.و اصل سپاسگزاری از نعمتها و خشوع و خضوع از این انرژی بینهایت قدرتمند و مهربان است .
چه کسی یارای کمک و شفاعت به دیگری را دارد جز آنکه او اراده کند
هر که در مدار حال خوب باشد که از کنترل ذهن پدید آمده ، دستانی از دستان خدا از راه میرسند و او را کمک و یاری میکنند و او واسطه ای از دستان بینهایت مهربان خداست
در یک رابطه دوسویه با خود و خداییم.
گذشته و آینده مارا میداند
هرکه در مدار کنترل ذهن باشد به او در همه جنبه ها کمک و یاری و هدایت میشود و هرکه در مدار
ناخواسته و نازیبائیها باشد به آن سمت هدایت میشود و نتیجه هر دو عمل را خدا اطلاع رسانی کرده و انسانهارا از نتیجه اعمالشان آگاه ساخته.
هر که را بخواهد و در مدار و توجه به زیباییها و کنترل ذهن مستمر باشد به علم و آگاهی خداوند
که همان رسیدن به مرحله چهارم یادگیری است
دست پیدا میکند که در واقع در هر حال نشسته و خوابیده و در هر حالی در حال کنترل ذهن هستند و حال خوشی را تجربه میکنند و آن حس بندگی و خداییست.
نه از گذشته محزون هستند و نه از آینده بیم دارند ،بیشتر اوقات لحظه حال را تجربه میکنند و آن عشق بازی با خداوند است.
سلطنت و مالکیت و فرمانروایی او همه هستی (آسمانها و زمین ) را فرا گرفته و طبق یک نظم و شعور در جریان است.و پایه واصل واساس آن کنترل ذهنی است که از حال خوب و شعف درونی نشات گرفته است و آن رابطه ایست که با رب بینهایت مهربان داریم.
و حفظ این نظم و شعور در این گیتی برای او دشوار و سنگین نیست وبر اساس عدالت محض است.
خداوندی که بینهایت بزرگ و بلند مرتبه است.
این فایل ارزشمند یکی از زیباترین و کاربردیترین فایلهایی هست که من دوست دارم هر روز گوش کنم و خدا را شاکرم که این لطف و موحبت شامل حالم میشود که با هر بار گوش دادن این فایل به آگاهی های خالص تر و بهتر و باکیفیت تری دست میابم.
الهی صدهزار مرتبه شکر که تقریبا هر روز گوش دادن و دل سپردن به نفس توحیدی استاد روزیَم میشود.
مهارتی که برای ساختن سرنوشتم باید به دنبالش باشم، توانایی کنترل ذهن نام دارد.
توانایی کنتل ذهن= تقوا
کسی که بتونه این ویژگی رو در خودش ایجاد کنه، بهش دنیا و آخرت داده خواهد شد در تمام ابعادش.
بنابراین: رمز موفقیت، توانایی کنترل ذهن در لحظات سخته.
و کنترل ذهن، تقوا، توکل و ایمان به غیب میخواد، تا در زمانی که شرایط دلخواه من نیست، این توانایی رو داشته باشم که ایمانم رو حفظ و ایرادها رو پیدا کنم و به مسیر ادامه بدم.
یادم میمونه که:
مهم نیست چه میخوام؛ مهم اینه که چه فرکانسهایی دارم به جهان ارسال میکنم.
چون جهان داره به فرکانسهایی که من میفرستم پاداش میده.
همچنین یادم میمونه که:
مهم نیست چقدر بهطور فیزیکی تلاش میکنم؛ مهم اینه که چقدر تلاش ذهنی برای کنترل ذهنم صرف میکنم.
چون با کنترل ذهن در هر شرایطی میتونم به احساس خوب برسم و نهایتا اتفاقات خوشایند رو در زندگیم خلق کنم.
من اتفاقات زندگیم رو خودم رقم میزنم؛ چون من انتخاب کردم که خالق شرایط زندگیم باشم.
من میتونم از دل هر داستان و ماجرایی، دستکم یک نکته مثبت بیرون بکشم و از دل هر مسئلهای، یک راهکار خوب رو ببینم و خودم رو رشد بدم.
با کنترل ذهن و رسیدن به احساس خوب در هر شرایطی، جهان راهی به جز ورود نعمت و برکت بیشتر به زندگیم رو نخواهد داشت.
من از جایی که هستم باید شروع کنم به لذت بردن، از اینجایی که هستم باید دنبال نکات مثبت بگردم و به احساس بهتر برسم؛ این چنین من به جهان دارم این رو میگم که بیا من رو به خواستههای بیشتر برسون؛
چون خواستههای بیشتر وقتی از راه میرسند که من به احساس بهتر رسیده باشم؛ چه زمان من به احساس بهتر میرسم، وقتی که ذهنم رو بتونم کنترل کنم.
من در هر لحظه و در هر موقعیتی سعی میکنم ذهنم رو کنترل کنم و جوری به شرایط نگاه کنم که به احساس بهتر برسم؛ بدین ترتیب، جهان به فرکانسهای خوبی که من میفرستم پاداش میده.
در شرایط به ظاهر سخت، باید بتونم به نکات مثبت توجه کرده و ذهنم رو کنترل کنم و حالم رو خوب نگه دارم تا پاداش و نتایج باکیفیتی بگیرم.
من شرایط و اتفاقات زندگیم رو خودم خلق کنم؛ من به محیط اطرافم واکنش نشون نمیدم و در شرایط جالب و ناجالب، با کنترل ذهنم، محیط اطرافم رو خلق میکنم.
من ذهن قدرتمند و خلاقی دارم؛ من مثبتاندیشم؛ من ذهن بسیار خلقکنندهای دارم؛ من خالق زندگیم هستم؛ من ذهنم رو کنترل میکنم و شرایط و اتفاقات زندگیم رو تماما خودم خلق میکنم.
من در هر موقعیتی سعی میکنم افکارم رو مثبت نگه دارم، در هر لحظه به شرایط طوری نگاه کنم که به من احساس یهتری میده، به خاطراتی در گذشته فکر میکنم که به من احساس بهتری میده، به چیزهایی در آینده فکر میکنم که به من حس امید و خوشحالی بده، جوری به خودم نگاه میکنم که احساس خودارزشمندی و لیاقت بیشتری به من میده، من پاسخ مثبتی به افکار منفیم میدم، کانون تفکر من دست خودمه، من افکارم رو کنترل میکنم؛ به نسبتی هم که توی این کار خوب هستم و پیشرفت میکنم، نتایج باکیفیت و پایدار میگیرم.
به لطف خدا: من میتونم هر چیزی رو که دلم بخواد، خلق کنم.
روزی میرسه که در تمام جنبههای، زندگیم فوقالعاده خواهد بود و اون روز نزدیکه؛ چون من با کنترل ذهنم و ادامه دادن این کار، شرایط زندگیم رو به زیبایی خلق میکنم.
من همیشه امیدوارم و باور دارم به قوانین جهان هستی و لطف و هدایت خداوند.
من خوشبختی و آرامش را در این جهان زیبا تجربه خواهم کرد.
من این قانون سرنوشتساز رو میدونم که: احساس خوب= اتفاقات خوب؛
بنابراین اگر در هر لحظه ذهنم رو کنترل کنم، یعنی به گونهای به اتفاقات پیرامون نگاه کنم که به احساس بهتر برسم، اونوقت لاجرم نعمتهای گوناگون (خوشبختی، آرامش، سلامتی، عشق، موفقیت، ثروت پایدار…) وارد زندگیم میشه و در یک کلام، خوشبختی این جهان و سعادتمندی در جهان دیگر رو تجربه خواهم کرد.
من هماکنون و در همین جایی که هستم، از زندگی در خانه زیبای پدری، در این هوای پاک و منظره زیبا و در کنار اعضای خانوادهام لذت میبرم، از شغلی که دارم، از امکاناتی که هر روز در اختیارم هست، از کشور زیبا و غنی که در آن زندگی میکنم، از خاطرات شیرین گذشته که هنوز در خاطرم هست، از رویاپردازی و تجسم شرایط دلخواه آینده و… لذت میبرم و هر روز تلاش میکنم تا زیباییها و نکات مثبت تمام ابعاد زندگیم رو ببینم، احساس خوشبختی رو تمرین کنم، واقعا خوشحال باشم، روابط سالم بسازم، موفق باشم، رشد کنم، با حل مسائل ثروت بسازم، در جهت ساخت شخصیت ایدهآل و شرایط زندگی دلخواهم قدم بردارم و به تمام رویاهام نزدیک و نزدیکتر بشم…
مهمترین رمز کار در ادامه دادن روند کنترل ذهن است. اینکه بتوانی سپاسگزار بودن،امیدوار بودن و انگیزه داشتن را همچنان ادامه دهی
استاد جان این جملات رو باید هر روز ب خودم بگم، این فایل تون بهترین فایل برای تقوایم هست، اگر هدایت نمیشدم ب سمت آگاهی های شما چگونه پیش میرفتم؟ اگر معنی تقوا و ایمان ب غیب را یادم نمی دادید، اگر معنی هدایت رو درک نمیکردم ک میگفت در این لحظه اضطرار ک نجواها ب سراغت آمد نیاز ب این فایل داری، حالا برو سراغ قرآن، در این لحظه دفترت را بردار و هرچه میخواهی برایم بنویس تا آرام شوی. اگر من خدا را بهترین مشاور و بهترین دوستم، نزدیک ترین ب خودم نمی دانستم الان کجا بودم؟ چطور از پس نجواها برمی اومدم؟
یعنی از ناسپاسی خودم در عجبم، از اینکه تا تقی ب توقی میخوره شیطان چه سریع میاد کنارم و انسان چقدر راحت میتونه نعمت هاش رو فراموش کنه و میدون رو بده دست شیطان، شاید حتی 10 دقیقه تا نیم ساعت ولی نباید اجازه بدی، باید بجنگی. در اون لحظات عه ک ایمان ات رو باید نشون بدی.
منی ک تا یک روز تعطیل میشه نجواها ب سراغم میاد ک دیگه کارت تمامه، مشتری ای قرار نیست بیاد و نمیزارم این افکار پنج دقیقه هم بمونه میاد و میره کاری باهاشون ندارم. برای اینکه ب خودم ثابت کنم مشتری را خدا هدایت میکنه، برای اینکه ثابت کنم ثروت ذهنی عه ن زور بازو. امروز در سرد ترین روز تهران بعدازظهرش رفتم پیاده روی و از نعمت هام باهاش صحبت کردم، گفتم ببین من از اون ادامه دهندگانم، از اون صابرین، ب این آسونیا نمی کشم کنار. الانم در راحتی و آزادی زمانی ک بهم دادی اومدم از لحظاتم لذت ببرم، نمیخوام هم زود برم مغازه نکنه مشتری بیاد و بره، هدایت وظیفه من نیست اون کار توعه، وظیفه من لذت بردن عه، روی خودم کار کردن عه. گفتی مگه قراره تا هوا تغییر کنه بکشی کنار و امیدت رو از دست بدی؟ ببین این افرادی ک یک راهی رو پایدار اومدن و ناامید نشدن تونستن ب موفقیت برسن. این مغازه های اطرافت رو ببین.
درک میکنم خودم رو اگر میترسه، اگر نگران میشه چون تجربیات اولم هست، قبلش کارمند بودم و امیدوار ب رئیس و حقوق اطمینانی. درکی از توحید و روزی رسانی اش نداشتم، یاد می گیرم و رشد میدهم این شخصیت توحیدی را در خودم. ب ذهن عزیزم ک میخواد منو ببره ب این باور ک باید کارمند کسی بود تا خرج ات رو دربیاری کلی حرف زدم و فهموندمش ک خدای من با خدای این کارآفرین ها یکی هست. من فقط باید ادامه بدم.
پیاده روی جانانه ای کردم و با یک آرامش و حال خوب مغازه رو باز کردم بهش گفتم من نمیخوام نگران ورودی باشم، این حس خوبی بهم نمیده، نمیخوام خلق ثروتم با نگرانی باشه، با ناامیدی باشه، میخوام با امید و ذوق و شوق ازت بخوام، بهم یاد بده. و با خیالی آسوده نشستم ب کامنت خوندن و امشب پربرکت ترین روزم بود، من صبح ازش ی مبلغی رو درخواست کردم ولی او بالاترینش رو عطا کرد تا ب من ثابت کنه نتیجه تقوا اینه، بهم ثابت کرد حال خوب تو، احساس سپاسگزاری قلبی تو رزق را ب راحتی نعمتت میکنه. برای اینکه ب خودم ثابت کنم این رزق را خداوند ب تو عطا کرده و متعلق ب اوست همان در راه برگشت انفاق روزم رو باعشق انجام دادم و گفتم فکر کردی من مثل خودت نمیخوام طعم شیرین بخشندگی رو بچشم؟ عاشقانه دوست دارم این کارو و چقدر باعث بزرگ شدن شخصیتم شده.
مثل کتابخانه ای دلچسب و گرم نشستم و صلاتم رو تو سایت ساعت ها انجام دادم و طوری شده بود ک دلم نمیخواست برم خونه، شاید بقیه بگن چقدر چسبیدی ب مغازه پاشو برو بسه ساعت 9 شب مشتری نیست، ولی من خودم میدونم ک دارم عشق میکنم، نمیدونن چه لذتی داره برام، یاد فایل های آقا رضا افتادم، دفترها پر میکنم منم،خداروشکر صدهزار مرتبه برای آزادی زمانی و آزادی فکری ای ک عطایم کرد برای اینکه روی خودم کار کنم با عشق کار کنم، ب قول خانم شایسته جان من واقعا حرص میزنم ولع دارم برای شنیدن این آگاهی ها، میخوام چنین شخصیتی بسازم چون کیفیتی بالاتر از خودم، از شخصیتم، از زندگی و نعمت هایش میخوام.
همه چیز تویی، هدایت مشتری ها، تعریف و تحسین ها، زبان لین، جنس های زیبا و خاص. امروز ب خدا گفتم خدایا مدیر و رئیس من تویی، من کارمند شما هستم، من حقوق بگیر شما هستم، اصن من تنبلم و فقط وظایف ساده رو بسپر ب من، دیگه بقیه اش با رئیس عه. بهش گفتم خدایا انقدر ب من نعمت عطا کن ک باهات در مورد حساب کتاب پول صحبت نکنم، ذهنم رو پر کنم از عشق بازی با تو، توی هم صحبتی هام باهات فقط حالشو ببریم، میخوام لعلک ترضی بشم، ازت میخوام ک عطایم کنی.
سپاسگزارم استادجان از شما از خداوند برای حضور شما در زندگی ام، در پناه الله باشید، دوست تان دارم.
سلام استاد و مریم عزیزم و باز هم هدایت خداوند در زمانیکه در شرایط سخت از خداوند نشانه ای خواستم که من را به آرامش برساند و به این فایل هدایت شدم .سپاس گزارم از خداوند که استاد عزیزم را که دستی از دستان خداوند است را در مسیر زندگیم قرارداد و از تو بنده خوب خدا تشکر میکنم که این فایل های رایگان رو با اخلاص در اختیار ما قرار میدی تا به سوی آرامش و خوشبختی و سعادت و ثروت هدایت شویم و اما اعتبارش را به خداوندگار هستی به ربم میدهم که مرا به سوی توحید و آرامش و ایمان هدایت میکند.😘
من میتونم هرچی رو که بخوام برای خودم خلق کنم چون میتونم کنترل ذهن کنم .
رمز رسیدن به خواسته ها:
از اونجایی که هستی شروع کنی به لذت بردن
دنبال نکات مثبت اونجایی که هستی بگرد
تا به احساس بهتری برسی
چطور به احساس بهتر برسی؟ با کنترل ذهن
آدم های کمی هستن که در شرایط بدهکاری از دست دادن فرزند کار سخت احساس خوبی داشته باشند
جهان به فرکانس شما پاداش میده نه زور بازوی شما
هر کسیکه تونسته موفقیت بزرگی کسب کنه مهم ترین ویژگیش توانایی کنترل ذهن و احساسش بوده
🤩توانایی این رو داشته که در شرایط سخت احساسش رو خوب کنه و کنترل کنه ذهنشو
آدم های کمی میتونن از هر لحظشون سپاسگزار باشن و جوری نگاه کنن که به احساس بهتری برسن
۹۷%مردم نمیتونن کنترل ذهن انجام بدن
مردم واکنش گران یعنی یک اتفاقی میفته و مثل آینه واکنش نشون میدن
یک چیز ناراحت کننده رخ میده👈ناراحت میشن
یک چیز خوشحال کننده رخ میده👈خوشحال میشن
نکته:آدمی که میخواد زندگیشو خلق کنه نباید واکنش نشون بده به محیط اطرافش باید خلق کنه محیط اطرافش رو
باچه ویژگی این کارو انجام بده؟
با کنترل ذهن:در هر لحظه چه شرایط خوب چه بد جوری نگاه کنه که به احساس بهتری برسه
به این میگیم تغییر باورها یعنی انقدر تمرین کنی و ذهنتو رام کنی که بجای یک ذهن واکنش گرا یک ذهن خلاق باشه
وقتی سالها شاکی هستی از گرونی و آدم ها و تنفر داری از جایی که هستی و فکر میکنی جای دیگر برای تو بهتر است
آدم شاکی همه جای دنیا شاکیه مثل دوست استاد
وجه مشترک تمام موفقیت های افراد؟
🥳🥳🥳🥳🥳توانایی کنترل ذهن و کاری نیست که آدم های عادی بتونن انجام بدن
تمرین میخواد مثل کسیکه گیتارتمرین میکنه نقاشی میکنه
ورزش
به اندازه ای که بیشتر تمرین کردی بیشتر مهارت داری
سعی کن در گذشته به خاطراتی نگاه کنی که بهت احساس بهتری میدهد
سعی کن در آینده به چیزی فکر کنی که احساست بهتر میشه نه ترس هات
به خودت جوری نگاه کن که احساس لیاقت بیشتر خود ارزشمندی بیشتری داشته باشی
نه اینکه نقاط ضعفتو ببینی
آدمی که نجواهای ذهنشو کنترل میکنه
سعی میکنه پاسخ مثبت بده به افکار منفیش
سعی میکنه کانون توجهش رو به دست بگیره
نه اینکه مثل یک برگ توی باد به هر طرف بره
سعی میکنه باورهای مناسب ایجاد کنه
🤩کسیکه رو خودش کار میکنه به نسبتی که کار میکنه نتیجه میگیرد مثل کسیکه گیتار تمرین میکنه به نسبتی که تمرین میکنه نتیجه میگیره
اون گیتار تمرین کردنه هم خودش کنترل ذهن میخواد چون اون آدم نجواهایی داشته که اونها رو کنترل کرده و به تمرین ادامه داده چون ممکنه همین فرد با چند بار تمرین کردن و نتیجه نگرفتن ناامید بشه و رها کنه
پس همون ادامه تمرین هم کنترل ذهن میخواد
🥰🥰🥰ناامید نشدن
ادامه دادن
خود انگیزگی همش کنترل ذهن میخواد
استاد این زندگی زیبا رو با کنترل ذهن خلق کرده قبلا اینجوری نبوده
کسیکه موقع بدهکاری و از دست دادن فرزند بتونه حالش رو خوب کنه و افکار روی زیباییها سپاسگزاری ها نگه داشته
استاد امیدوار بوده و میگفته خداوند پاسخ خواهد داد وایراد از ماست و باید ایرادمون رو پیدا کنیم
حتما باورها ایراد داره و باید ببینیم کجا ایراد داره و اونو اصلاح کنیم
در مورد فرزندش استاد گفت نعمتی از سوی خدا بوده و حالا به سوی خدا بازگشته و ما ۲سال از وجودش لذت بردیم
کسیکه اینجوری نگاه که بعد ۲ساعت از مرگ فرزند طبق قانون پاداش میگیره
توجه:شما رد پای کنترل ذهن را در شرایطی که اوضاع جالب نیست در زندگی افراد موفق میبینیدکه قرآن میگوید🥰توکل،ایمان به غیب
اینها پاداش میگیرند
لا خوف علیهم و لا هم یحزنون
کسیکه ایمان به خدا،عمل صالح، اعتقاد به آخرت 👈غم گذشته و ترس آینده رو نداره
ما فقط خودمون برای خودمون کار انجام میدیم نه کس دیگه ای
فقط خودمون افکارمون رو کنترل میکنیم
خودمون باورهای خوب ایجاد میکنیم
ولی این کار تمرین میخواد
باید از نقطه ای که هستی درست شروع کنی نه اینکه بگی این آدم باید بره این شرکت باید عوض بشه
یاد بگیر که حال خودت رو خوب کنی در هر جایی که هستی و بعدش شرایط عوض میشه آدم های خوب اوضاع مالی بهتر
اول یاد بگیر تو بدهکاری احساست رو خوب کنی نه تصنعی واقعی
یاد بگیر کنترل ذهن جزئی از روند زندگیته
آ دم های کمی هستن که میتونن کنترل ذهن کنن بنابراین آدم های خوشبخت کمی تو این دنیا وجود دارن
باور قرآن:کسیکه تو این دنیا خوشبخت هست تو اون دنیا خوشبخته
فرشته ها میپرسن چگونه بودید؟
میگن خوارو زبون
فرشته ها در پاسخ میگن اونجا که بدبخت ترید و این قانون جهان هستیه
اسم کنترل ذهن در قرآن :تقوا
کسیکه تقوا پیشه کند دنیا و آخرت در تمام ابعادش بهشداده خواهدشد
به این قانون فکر کن و رگه هاشو تو زندگیت پیدا کن و باورش کن و حرکت کن و ادامه بده
من این فایل رو بارها و بارها گوش داده بودم ولی بازم الانکه کامنتت رو میخوندم برام تکراری نبود و سرشار از آگاهی بود این خصلت این سایته هیچی توش تکراری نمیشه
باسلام وعرض شادباش برای شب زیبای یلدا، خدمت استاد عزیز وهمه ی دوستان، خیلی خوشحالم که تولد من در سایت طلاییه استاد عباس منش مصادف شد با شب یلدا، واین رو به فال نیک میگیرم، وهرسال شب یلدا را جشن میگیرم بخاطر این زادروز، امیدوارم با کمک دستان پر مهر خدا، حال که دراین خانواده ی زیبا از نو متولد شدم، بتوانم در سایه ی آموزه های این خانواده واستادگرانقدرم، رشدو تعالی پیدا کنم. من از فرط خوشحالی در پوست خودم نمیگنجم، چنان که الان صبح ساعت 5هست ومن هنوز نخوابیدم، باهزاران شوق، اولین نوشته ام رادراولین شب عضویتم ثبت کردم، عاشقانه خدارا وشما دستان زیبای خدارا دوست دارم
امیدوارم که هرجاهستیدسالم وتندرست درپناه خق شکوفاباشید
نمیدونم چه حسی ازاین کامنت شماگرفتم که توی این همه پروفایل به پروفایل شماهدایت شدم اونم دقیقاامروزکه شب یلدای402راحشن میگیریم ومن هم اولین کامنت خودم راپس ازیک سال ونیم توی این سایت الهی نوشتم
خدامیدونه توی این یک سال ونیم که هیلی هم ازسایت پربرکت استاد عباس منش نتیجه گرفتم هیچ موقع دست ودلم به نوشتن کامنت نرفته بود ولی خب این هم زمانی برخوردمن باپروفایل شما ودیدن اولین کامنت شما اون دقیقاتوشب یلدامصادف شدبااولین کامنت من
عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت استاد عزیزم و دوستان گلم
خدایا تورا سپاسگزارم به خاطر اینکه به راه درست که همان صراط مستقیم به سوی خودته هدایتم کردی.
مبالغه نیست اگه بگم این بزرگترین نعمتیه تو زندگیم که تاحالا دریافت کردم.
نعمت بزرگ هدایت
که هر روز و هر روزم خداروبخاطرش سپاسگزارم.
هیچ نعمت بزرگی قبل از این نعمت نمیتونه وجود داشته باشه.
شاه چراغی که وقتی تو وجودت روشن شد تک تک چراغای دیگم مثه چراغ سلامتی ثروت روابط خوب و غیره و غیره پشت سرهم روشن میشن.
چند شب قبل یه چراغ دیگه ای توی ذهن من روشن شد .
واصلا بذارید بگم من از روزی که با استاد اشنا شدم تا الان یه نگرانی ای که داشتم این بوده که من چطور از پس اینهمه خودسازی بربیام؟اصلا چطور وقت کنم؟چطور فرصت کنم باورامو در زمینه ثروت درست کنم؟چطور فرصت کنم اعتماد به نفسمو ببرم بالا ؟ از اونطرف باید هدفامم یادداشت کنم احساس خوبم در خودم ایجاد کنم شکر گزاری و قران و غیره و غیره اوووووه…و همش نگران این بودم که نکنه نتونم اینارو عمقی بسازمشون و از پس همشون بربیام..
پریشب به این نتیجه رسیدم که عه!!!چه جالب!!!
کارکردن روی باورها مثه جدول حل کردنه.اولش سخته همه خونه ها خالیه بعد هی باید فک کنی تا بعضی خونه هارو پرکنی ولی وقتی یه تعداد از خونه ها پر میشن دیگه خیلی از حروفه جوابای دیگه هم درمیان.و در اخر هم اصلا نیازی نیست دیگه فکر کنی چون جواب خیلی از سوالا خودشون دراومدن.
بعد گفتم خدایا شکرت چقدر ساده.مثه استاد که تمام وجودش الان یک جدول حل شده کامله.
مثلا وقتی من بتونم درامدم رو افزایش بدم اتوماتیک وار اعتماد به نفسمم میره بالاتر و وقتی اعتماد به نفست بره بالا احساست بهتر میشه و و ناخوداگاه به وجد میرسی و از درون خدارو سپاسگزاری میکنی.
من پریشب 10درصد از ورودیمو به یه موسسه ای بخشیدم.و بعدش کلی احساس خوب بهم دست داد.احساس فراوانی احساس عزت نفس احساس لیاقت احساس من میتونم.
بعد از این احساسای خوب دیگه حال دلم خوب شد و وقتی حال دلت خوب میشه و این حال خوب رو به خانواده یا دوستت منتقل میکنی چقدر فضای رضایتمندانه ای ایجاد میشه.و همینجور باورا پشت سرهم ساخته میشن…
فقط کافیه این جدول رو تا اخر ادامه بدیم و تا به دوتا سوال سخت میرسیم رهاش نکنیم.و تا جایی پیش بریم که یه سری جوابا خودشون جلوی چشمات ظاهر بشن.
خیلی دیر نباشد که اون روز رو به چشم ببینی و جدول زندگیت رو کامل حل کرده باشی مثه استاد..و دستی بشی از دستان خداوند برای گسترش جهان..
من تصمیم گرفتم که بازنده نباشم.
بازنده کیه؟
کسی که به عنوان انسان و با این همه قدرتی که خداوند بهش داده پا به این جهان بذاره ولی بدون هیچ ثمری باز ازاین دنیا بره…این نهایت مصداق اسرافه…
چراوقتی میشه ثروتمند شد فقیر باشی؟
چرا وقتی میشه همیشه سلامت بود بیمار باشی؟
چرا وقتی بی نهایت فراوانی هست غصه اینده رو بخوری؟
چرا وقتی میشه بینهایت عزت پیدا کنی خیلی زبون باشی؟
و در نهایت چرا وقتی خدا از رگ گردن بهت نزدیکتره از تاریکیها بترسی؟
خداوند همیشه باتوئه عزت پیدا کن ثروتمند شو سلامت باش و خوشبخت زندگی کن چون تو انسانی و لایق بهترینهایی…
غیر ازاین راه دیگه ای نیست واقعا..
تسلیم شو لطفا..
بپر تو بغل خودش..
طنا ب رو پاره کن..
نترس..
اینا حرفاییه که هر روز به خودم میگم و ازشون لذت میبرم.
راستش من یه دوره کوچولو در کسوت شاگردی واسه خودم طراحی کردم. 5تا پاشنه اشیل که فک میکنم بالای 90درصد ادما دارنش.و هرکی روی این 5تا کار کنه یه اتفاق بزرگ تو زندگیش میفته.که به شرح زیره..
1_خداوند عاشقانه دوست داره من ثروتمند و خوشبخت شوم.
_مرتب جمله بالا رو تکرار کنو بیاد بیار که ادمای دیگه هم با ثروتمند شدن تو به ثروت میرسن.و تو به پیشرفت جهان کمک میکنی.
_مرتب تکرار کن که ساختن ثروت عبادته و ادم ثروتمند پیش خدا عزیزه و بنده خاص خداست.
2_من میتونم انجامش بدم.
_کارایی که قبلا با موفقیت انجامشون دادی رو بنویس و مرتب بیادشون بیار و بگو من میتونم.
_مرتب بگو من بینهایت قدرتمندم و از پس هر کاری برمیام.مطمئنم که میتونم انجامش بدم.
_یک کار کوچیک یا متوسط رو انتخاب کن و تا اخر انجامش بده و تموم کن.
3_باور فراوانی
_مرتب تکرار کن که بینهایت ثروت و نعمت و فرصت هست.و من اصلا نگران کمبود و رکود نیستم.
_مقداری از ورودی خودت رو ببخش.
_وقتی بیرون میری تو تمام جیبهات مقداری پول بذار و هر از گاهی لمسشون کن و احساس فراوانی کن.
_هر چیز با ارزشی بیرون دیدی مثه ساختمان کارخونه ماشین و تجهیزات و غیره بگو اینها نماد فراوانی اند.
_هر تعداد حساب بانکی داری یادداشتشون کن و هر روز فرض کن مقدار زیادی پول توی هر کدومشون هست و جلوشون مبلغ رو بنویس.
4_من به راحتی پول میسازم.
_پولایی رو که به راحتی دراوردی رو بنویس.
_افراد و شغلهایی رو پیدا کن که براحتی پول میسازن.
_مرتب تکرار کن که من براحتی پول میسازم.پول ساختن راحتترین کار دنیاس.
_مرتب تکرار کن که در بازار فارکس و بورس بینهایت ثروت هست و من براحتی اونارو استخراج میکنم.
5_احساس لیاقت
_موقع خرید هر چیزی بگو من لیاقت بهترینارو دارم و بهترین هر چیزی رو بخر.البته تا جایی که تواناییت اجازه میده.
_ماهی یکدفعه به یک رستوران عالی برو و احساس لیاقت کن.
_به خودت بها بده.همیشه عطر بزن و لباس عالی بپوش.
_احساس کن که فردی موفق و مشهور و محبوب هستی و همه به تو احترام میذارن.
_به نمایشگاههای خودروهای لوکس برو و درخواست کن که داخل شون بشینی و احساس لیاقت کنی.
_هرگز هیچ چیز بی ارزشی رو نخور.
_هرگز با ادمای کم ارزش دم خور نشو.
_هر چیز لوکسی رو دیدی بگو منم لیاقت استفاده از اونو دارم.
_دریم بردت رو هر روز نگاه کن و تصور کن که به هر کدوشون رسیدی.
امیدوارم مورد استفاده تون قرارگرفته باشه..
خداروشکر که باهمیم و چنین خونواده صمیمی ای داریم.
بخدا خیلی نعمت بزرگیه.قدرشو بدونیم.
((یادمان باشد خداوند همه چیز میشود همه کس را به شرط ایمان به شرط پاکی دل))
به نام الله بخشنده و بخشایشگر
سلام مجدد به استاد عزیزم مریم خانوم عزیز و همه ی دوستان هم فرکانسیم در این فضای الهی
خدارو شکر میکنم
داشتم به یک موضوعی فکر میکردم که بهم احساس خیلی خوبی میداد
(و برای اینکه از خدا یه نشونه بخوام که چیکار کنم زدم روی هدایت و هدایت شدم به این صفحه )
اونم داشتن کسب و کار بود که شروع کنم و کوچولو کوچولو رشدش بدم و از خدمت کردن و رشد دادنش لذت ببرم
از اونجایی که خب با کارکردن روی دوره ی احساس لیاقت
کلی توانایی و شایستگی از تو وجود خودم کشیدم بیرون و دو تا تجربه ی موفق هم از علایق و مهارت هایی که داشتم دارم
گاهی سردرگم و گیج میشم برای اینکه چه کاری رو استارت بزنم
البته طبق الهامم که به من گفته شد من یک مربی هستم
از همون روز دیوانه وار در مورد مربیگری و رهبری شروع کردم به یاد گیری و مطالعه. و تمرین
که میتونم بگم توی این 6 7 ماه قشنگ به اندازه ی یک دوره ی کارشناسی آگاهی و دانش کسب کردم در مورد مربیگری ، رهبری ،کسب و کار،و توسعه ی رهبری و سازمانی ،
اما در نهایت من طبق تجاربی که توی زندگیم داشتم
اون لحظاتی که مشغول کسب و کار بودم مشغول تولید و عرضه یک خدمت بودم خیلیییی حالم خوب بوده و داشتم لذت میبردم،
،
حالا صحبت خداوند با من چی بود امروز؟
استاد میگه خداوند از موقعیت و شرایط تو آگاهه
،
من چه سوالی پرسیدم اون به من چی جواب داد!
فعلا ذهنتو کنترل کن تا به هدفی که براش حرکت کردی برسی ،
،
الان خب با توجه به تضاد های که توی تهران باهاشون برخورد کردم و نشانه هایی که دیدم و هدایت قلبم اومدم استانبول
ولی
خب صد در صد شرایطم توی تهران خیلی بهتر بود
اما
از وقتی اومدم اینجا آرامشم بیشتر شده
اون داده های مسخره ای که توی تهران داشتم دیگه اینجا نیست
مثل بحث آزادی
البته که خودم دیوانه وار به دنبال رشد و تغییر بودم و رفتن به فضایی که انگیزه به من بده برای رشد برای پیشرفت
،
گاهی اوقات با اینکه انصافا خداوند همه چیزو تا الان برام خیلی خوب چیده اما اوضاع برام سخته
اما
میدونم که اگر اهرم رنج و لذت توی ذهنم درست باشه
این ها اصلا سخت نیست اتفاقا خیلی خیلی هم برام لذت بخش میشه
فقط مشکل اینجاست
که ذهن میخواد با قدرت هرچه تمام تر برگرده به حالت قبل
یعنی همش میخواد برگرده ایران
و اون لذت های محیط امن قبلی رو برای خودش مرور میکنه و دوست داره بره همونجا
و اگر من نیام و به یاد نیارم که برای چی حرکت حرکت کردم؟ تضادها چیا بودن؟ و لذت حرکت رو به جلو رو برای خودم لذت بخش و بزرگ نکنم طی 5 سال آینده
خیلی زود دوباره بر میگردم
،
با دقت این فایلو دیدم و دوباره رسالت استاد انجام شد
همین که گفتن ما عاشقانه داریم کمک میکنیم که شما راحت تر پیش برید و بتونید ادامه بدید
دقیقا این فایل چیزی بود که من باید الان میشنیدم و بهش عمل میکردم
نه راه اندازی کسب و کار
من هنوز اولویتم تیم نخورده چرا دارم میرم سراغ هدف بعدی؟
،
برای همین ایده ای که به ذهنم اومد
به جای اینکه الان تو این موقعیت به فکر این باشم که چیکار کنم یا چه کسی و کاری راه اندازی کنم،
،
بیام و خودمو به احساس خوب برسونم
اهرم رنج و لذت تغییر رو توی ذهنم قوی تر کنم که این مسیر برام لذت بخش تر بشه
به اینکه چطور و چگونه قراره به جایی که دوست دارم هدایت بشم کاری نداشته باشم
فقط و فقط تمرکز کنم روی نکات مثبت
به احساس سپاسگذاری برسم
نگذارم ذهنم منو برگردونم به حالت قبل
حرکت روبه جلو رو برای خودم لذت بخش تر کنم بزرگ تر کنم
و به جای اینکه به این فکر کنم که چیکار کنم
به این فکر کنم که چه چیز هایی در اطراف من الان زیباست که بهش توجه کنم
چه چیز هایی برام خواسته ایجاد کرده و بیان روی خواسته تمرکز کنم
بیام توجه و تمرکزمون ببرم روی کشور مورد علاقم .اتفاقاتی که دوست دارم برام رقم بخوره
روابطی که دوست دارم تجربه کنم
خودمو تصور کنم زمانی که تو کشور مورد علاقم هستم کسب و کار خودمو دارم
دارم با کنترل ذهن ادامه میدم ،مشتری ها میان ،بهشون خدمت ارائه میکنم، خوشحالشون میکنم، خوشحال میشم، جنس تهیه میکنم، مدیریت میکنم، کار تیمی انجام میدم، رهبری میکنم ،تاثیر میگذارم،
بیام به این چیزا توجه کنم
تمرین ستاره قطبی رو با دقت بیشتر انجام بدم
باور اتفاقاتی که دوست دارم برام رخ بده رو ایجاد کنم،
،
بیام باورهامو توی دوره ی ثروت یک تقویت کنم
عوامل بیرونی رو بازهم توی ذهنم کم رنگ تر کنم
به ثروت ها توجه کنم به فراوانی ها توجه کنم به کسب و کارهای موفق توجه کنم ، به ایده های جدید و ساده و لذت بخش توجه کنم، به فراوانی توجه کنم، به معنوی بودن ثروت فکر کنم، به آسانی جهان فکر کنم،
بیام و دهنمو اینطوری کنترل کنم تا خداوند کارها و برام به بهترین شکل ممکن انجام بده،
بیام و خودمو به احساس خوب و سپاسگذاری بابت همه چیز زندگی و اطرافم بگذارم تا اوضاع هر روز بهتر و بهتر بشه،
.
وقتی استاد داشتن حرف میزدن
تموم شرایط به ظاهر بدی که با کنترل ذهن تبدیل شد به شرایط عالی داشت تو ذهنم مرور میشد .و میخوام بنویسم که برام تداعی بشه و باورم تقویت بشه
،
من یه موتور بیکلاژ داشتم که همونم قبلا نبود،
وقتی خواسته ی داشتن موتور در وجودم شکل گرفت ، پیش بابام که کار میکردم فکر کنم 17 سالم بود، یه موتور بی کلام صفر کیلومتر با حقوقم که کار میکردم خریده شد برام،
چقدرررررررر من با اون موتور عشق کردم چقدر برام برکت داشت چقدر خدارو بابتش شکر میکردم چقدر بهش میرسیدم تمیز نگهش میداشتیم
روغنشو سعی میکردم سر تایم عوض کنم، آچارکشی میبردمش
وای
یادش بخیر ،
داشتن اون موتور برای من خیلی لذت داشت ،و همیشه دوستامو ،خانوادمو باهاش میبردم اینطرفو اونطرف و خلاصه باهاش عشق میکردم و نهایت استفاده رو ازش میبردم،
یکی از بچه های باشگاه که همیشه میشن پشت من و من تا یک جایی میرسوندمش همش پشت من غر میزد ناله میکرد هم شوخی هم جدی،
منم همیشه میگفتم امید به خدا توکل به خدا ما هم ماشین میخریم خونه میخریم اوضاع خوب میشه
یعنی من واقعا یادم نمیاد که غر زدن باشم یا نق زده باشم
من از باشگاه رفتن لذت میبردم
از موتورم و گشت و گذار باهاش و با دوستم لذت میبردم
از کار کردن توی کارگاه پدرم لذت میبرد
از مدرسه و دانشگاهم لذت میبردم
من بیشترین چیزی که اذیتم میکرد فقط و فقط بعضی از اخلاق و رفتار ها بود مخصوصا تو خونه
،
یعنی من خودم همش به دنبال صلح و دوستی و شادی بودم و دعوا و درگیری و بد خلقی به شدت منو آزرده خاطر میکرد
و این مهم ترین چیز زندگی من بود ، روابط ، اخلاق نیک ، ایمان، عزت، توکل، امیدواری،
هرچیزی مخالف این موارد منو آزرده خاطر میکرد،
،
خلاصه گذشت و من بعد از 5 سال ، وقتی که خواستش تو وجودم شکل گرفت به موتور خیلیییی خفن خریدم قبلی رو هم نفروختم اونم گذاشتم تو پارکینگ خونمون باشه
که الان که دارم به یاد میارم چقدر به من حس قدرت میداد که دوتا موتور دارم
رفتم خدمت برگشتم بعد از دوسال اولین ماشین خارجی کل فامیل رو خدا به من داد ،و خریدم
خدارو شکر، و بعدش خونه، و…
همش و همش هم به خاطر کنترل ذهنم بود،
همون پول وسیله هایی که خریدم با کنترل ذهن و امید واری و توکل و احساس خوب وارد زندگیم شد و خریدم ،یعتی وقتی یه خواسته ای در وجودم شدن میگرفت و بهش فکر میکردم و لذت میبردم
راهش هم برام باز میشد ،همون که استاد میگن خود به خود،
این از لحاظ وسایل نقیله
.
توی باشگاه
من از روزی که پامو گذاشتم توی باشگاه
مبارزه کردم
یعنی از همون شب اول دست میگرفتم میرفتم وسط مبارزه میکردم
برای اینکه به خودم ثابت کنم شجاع هستم و نمیترسم ،
هفته ها و ماه ها و سال اول و دوم هم 90 درصد تسلیم میشدم 10 درصد مبارزه هامو میبردم، تو باشگاه،
و به طرز عجیبی من اصلا ناراحت نمیشدم بعد از باختم واقعا این روحیه ی خودمو تحسین میکنم
،
گذشت و بعد از 3 سال اینقدر پیشرفت کرده بودم و تمرین کرده بودم و ادامه داده بودم، که وقتی استادم بهم یک مأموریت داد که اگر این مبارزه رو برنده بشی ، بهت تیشرت آبی میدم و میشی ارشد باشگاه،
و من اون مبارزه رو بردم و شدم ارشد کل باشگاه ،که من 100 نفرو تمرین میدادم،
و بعدشم که دیگه داستانه، هر مبارزه برای من مساوی بود با یک پله قوی تر شدن توی کنترل ذهن ، و هر بار قویتر میشدم ،هر بار با ترس کمتر وارد مبارزه میشدم ، با ایمان بیشتر با شجاعت بیشتر، و نتایج هی بزرگو بزرگ و بزرگ تر شد، تاااااا
همین دو سال پیش که من داستانشو توی سایتم نوشتم دیگه،
من بدون هیچ آمادگی بدون هیچ تمرکزی برای مسابقه، دعوت شدم به بازی بهترین بهترین های بوکس ایران،
دیگه اون موقع با قانون ذهن آشنا بودم توی 3 سال پیشش هم با همین قانون همه ی بازی هامو برده بودم و کلی قهرمانی و خب تواناییم تو کنترل ذهن خیلی بهتر شده بود،
،
وقتی به من گفتن بیا بازی کن ،نگفتم نه، گفتم دارم میام، و گفت و گو مثبت و قدرت آفرین رو از درون با خودم شروع کردم تاااا قبل از بازی ،
و بهترینش هم همین بود،
من تا الان نشده تو هیچ مبارزه ی تسلیم بشم،میمیرم اما تا آخرش میجنگم،
و این جمله،
خداوند به شجاعان پاسخ میده،
و از احساسم میفهمیدم که ایمانم خوبه و دارم به برد فکر میکنم، و لحظه ی پایانی برنده شدنم رو هم تجسم میکردم اینکه دستمو میبرم بالا و کمربند رو هم به دور کمرم میبندن،
و رفتم تو رینگ و حریفی که 10 کیلو از من سنگین تر بود و آماده،
با اینکه اول راند منو ناک دان کرد، اما به خودم اومدم و قدرت خداوند در من جاری شد و فرمونو دادم دستش و زدممممم،
راند سوم ناک اوت شد و من فقط با کنترل ذهن بدون هیچ آمادگی از قبل، کمربند بهترین بهترین ایران رو توی بوکس بدست آوردم شکر خدا،
بله من هم اون اوایل میباختم ولی شکر خدا ادامه دادم، من اولین بازی رسمی بوکسمو سال 91 باختم اما به خودم افتخار میکردم که رفتم بازی کردم، ولی برنده نشدم اما همون مسیر رو ادامه دادم و چهار دوره ی بعد من قهرمان استان شدم، تو دوره های قبل مثلا یه بازی میبردم بازی بعدی میباختم،
و من قشنگ الان داره بازی کنترل ذهن قبل از هر بازی و مبارزه به یادم میاد
.
توانایی کنترل ذهن من از همین مبارزه هایی که از 15 سال پیش کردم در من تقویت شد و من یادگرفته بودم که نباید قبل از بازی هام استرس یا ترس داشته باشم وگرنه سست میشم و بازی رو میبازم و کتک میخورم،
که بعد از آشنایی با استاد خیلی کلاسه شده این موضوع رو یاد گرفتم و اجراییش کردم،
،
و از همین الگو من تو خیلی از موارد دیگه ی زندگیم استفاده کردم
.
توی امتحانات دانشگاه چقدر من از کنترل ذهن استفاده میکردم و سعی میکردم قبل از امتحان و در حین امتحان با جملات تاکیدی مثبت با خواندن سوره حمد، با توکل کردن و به آرامش رسیدن،
بهترین نمره هارو میگرفتم معدل بالای 17،
،
دقت کنید ،اعتبار فقط میره به کنترل ذهن ها،
به ایمان به توکل،گفت و گوی ذهنی که منو به آرامش و احساس یقین و ایمان و توکل برسونه
.
البته که من درسمم در حد توانم میخوندم، نه اینکه نخونم، میخوندم، ذهنمم کنترل میکردم ،
اصلا اون خوندنه باعث میشد که من راحت تر ذهنمو کنترل کنم،
تمرینات کامل قبل از بازی هام باعث میشد که من ذهنمو قبل از بازی بتونم کنترل کنم و خودمو برنده تصور کنم،
فقط همین یک مورد بود که من آمادگی خاصی نداشتم و خواستم که خودمو به چالش بکشم،
،
یادمه تو دوران دانشجویی ، رفتم ویزیتور یک شرکت کیک و کلوچه شدم،
تجربه از بازاریابی نداشتم ولی خب تو کار پدرم فروشندگی کرده بودم ،
تو بارهای اول که میرفتم دم مغازه ها ردم میکردن ولی سعی میکردم ناراحت نشم و جا نزنم
هر بار سعی میکردم یه جور بهتر معرفی کنم با قدرت بیشتری معرفی کنم ،نکات مثبت محصول بگم، بگم چه خیری به خود صاحب مغازه میرسه، و آروم آروم فروشم شروع شد،
فکر کنم بعد از سه ماه من تو یک روز بالاترین فروش شرکت رو داشتم
و این هم به خاطر کنترل ذهن بود که من ادامه دادم و نا امید نشدم،
.
یا مثلا توی نمایشگاه هایی که با بابام میرفتم، من همیشه امید وار بودم و وقتی که ایمان قوی بود و به فروش بالا فکر میکردم برام فروش بالا اتفاق میفتاد،
،
خیلیه واقعا
جدیا
اگر برگردیم به تجارب قبلمون
متوجه میشیم اونجاهایی که تونستیم به یک شکلی ذهنمونو کنترل کنیم و به چیزی فکر کنیم که بهمون احساس خوبی بده ،گفت و گویی داشته باشیم که به ما احساس خوب و قدرت بده برامون اتفاقات خوب رخ داده،
.
همه چیز واقعا بر میگرده به کنترل ذهن،
،
اگر هدف واضح و مشخص باشه ،کافیه به سمتش حرکت کنی و توی مسیر رسیدن به هدف ذهنتو به شیوه های خلاقانه کنترل کنی و هدایت کنی به سمت چیزی که دوست داری برات اتفاق بیفته
یا چیزی که بهت احساس بهتری میده
بازی همینه
خواسته ی شدید،به علاوه ی باورهای هم جهت مساوی با دستیابی به خواسته به صورت صد در صد،
از قانون توجه قافل نشیم،
در واقع ما در هر لحظه داریم به یک چیزی توجه میکنیم
به یک فکر
به یک تصویر
به یک حرف یا صحبت
به یک کتاب یا نوشته
به یک فیلم داستان یا چیز های مختلف
به هرچی که بهش توجه کنیم داریم در مورد اصل و اساس اون موضع فرکانس ارسال میکنیم
هرچقدر بتونیم کانون توجهمونو کنترل کنیم و به سمت مسائلی ببریم که به ما احساس بهتری میده و هم جهت باشه با خواسته هامون و اهدافمون
ما در حال خلق آگاهانه ی زندگیمون هستیم
.
خدایا شکرت
از خداوند میخوام مثل همیشه حامی و پشتیبانمون باشه و کمکمون کنه در مسیر درست باقی بمونیم
توجهمونو هدایت کنیم به سمت خودش به قدرتش به همراهیش به رزقی که میتونه بهمون بده بده کمک هایی که به کرده و میتونه بکنه ،
توحهمونو ببریم به فراتر از این آدمها و این بازی های دنیای و این کره ی خاکی ،
بریم از زمین بیرون و ببینیم که همه ی ما ذره ای بیش نیستیم در برابر قدرت اون،
اون وقت ما به آگاهی برمیگردیم به قدرت برمیگردیم و از همین لحظه ی زندگیمون لذت میبریم و همه چیز رو شوخی و بازی میدونیم
و اونوقت سخت نمیگیریم
غر نمیزنیم
عصبانی نمیشیم
و به طبع
زیبایی و شادی و خوشی بیشتری از جهان میبینیم و تجربه میکنم
الهی شکر
،
ممنونم بابت هدایت امروز خداوند
ممنونم بابت دست پر توان خداوند استاد عزیزم
که اینقدر وصله به ایده ها و الهاماتش و عمل میکنه عمل میکنه به ایده ها و الهامات خدارو شکر،
،
از همگی سپاسگذارم،
، آهان
بزارید از زیبایی های استانبول و فراوانی هم براتون بگم که توجه کرده باشیم روی نکات مثبت
،
چقدرررررر این مردم خوبن و باحالن و خوشگلن خوشگل
واقعا کلییییی آدم زیبا و خوشتیپ و جذاب میبینم و لذت میبرم و تحسین میکنم
هر جا از هرکسی راهنمایی کمک خواستم با تمام وجودش بهم کمک کرده
شبا هر پارکی بری ، شلوووووووغ ، اینقدر شلوغ که بعضی موقع ها توی پارک به این بزرگی جا برای نشستن نیست همشون میان بساط پهن میکنن چای تخمه شیرین میوه
یعنی همشونا
میان دور هم میشینم صحبت میکنن خوراکی میخورن تفریح میکنن بازی میکنن
خیلی هاشون سگاشونو میارن بیرون برای بازی و تفریح ،چقدر سگاشون باحال و خوشگلن
چقدر قشر جوونشون زیاد و شادابن
اصلا میگم فراوانی از همه چیز میبینم اینجا
شبا دم ساحل به نوار ساحلی داره اونجا هم همینطور شلوووووغ میان میشنن ماهیگیری میکنن شما میکنن غذا میخورن خوراکی میخورن
پیاده روی میکنن میدوعن خیلیییی انرژیش مثبت و باحاله همه شادن خوشحالن،
چقدررر از این اسکوترا سوار میشن تکی دوتایی و این پارک و ساحلو باهاش طی میکنن
چقدررررر غذا فروشی کافه رستوران لباس فروشی
فت و فراوون و اکثرا شلوغ،
دیشب رفته بودم خیابون بغداد که خیابون لاکچریشونه اگر اشتباه نکنم،
ماشالا ماشالا فراوانی ماشین حرفه ای، فراوانی آدم های جذاب و خوشتیپ ، فراوانی رستوران های شلووووغ، واقعا اینقدر شلوغ بود که مردم بیرون منتظر می استادن
اینم نبود که بگم مسافر بودنا، نه ، بیشتر خوداشونن،اصلا میدیدم احساسم تغییر میکرد و لذت میبردم
،
خودمم جاتون خالی رفتم یه ساندویچ دونذ گوشت خوردم خیلیییییی خوشمزه بود جاتون خالی ،
،
هوای اینجا خیلییییی لطیفه الان که وسط تابستونه،
من الان ظهره نشستم تو بالکن، البته سایه، یه نسیم خنک و لطیفی پوست آدمو نوازش میده خیلی خوبه،
خیلی شهر سرسبزه ، درخت نخل دارن خیلی،
اینجا تو محله ی ما ، هر 500 متر به هایپر مارکت بزرگ هست که همین ها چندتا برند مختلف هستن
هر کدومشونو میرم شلوغ و همه دارن خرید میکنن
البته بین همین ها هم دیدم که سرشون خلوته ولی دقیقا بقلیش کلیییی شلوغه که این باورارو نشون میده ،
هر روز کلی میوه و سبزیجات تازه میارن و دوباره فردا شارژ میکنن،
فراوانی ماشین لوکس ،
فراوانی برج آپارتمان،
فراوانی آب ، دریا ،پارک،
از همه چیز این جا واقعا فراوونه و به طرز عجیبی همه جا فضاش مثبت و پر رونقه،
داخل مترو داخل اتوبوس ،
چقدر خیابون های شلوغی داره که فقط مخصوص پیاده روی و خریده مثل خیابون استقلال یا زیتون بورنا،
از زیبایی دختران و پسرایی که اینجا هستن هرچی بگم کم گفتم واقعا خوشگلن،
بعد من چقدر زوج عاشق دیدم که تو مترو تو اتوبوس دم دریا تو پارک تو بقل همدیگه هستن و دارن به هم عشق میورزن و همدیگه رو میبوسن بدون اینکه نگران نظر کسی باشن،
خلاصه که خیلییییی خوبه زیباست از همه چیز فراوونه مردمان خوب و با فرهنگ
هرکس با هر پوشش و حجابی دوست داره رفت و آمد میکنه
چقدر کارخونه کارگاه تولیدی
حالا این چیزاییه که من دارم میبینم خدا میدونه چقدر فراوانی دیگه هست که من نمیبینم
،
یه برنامه دارن مثل آمازون،
چقدرررررررر محصولات متنوع و جدید و مسئله حل کن واقعا
چه چیزای جدید و به روزی با قیمت های خیلی مناسب
بعضی روزا میرم تو برنامه
هرچی میبینم میگم این چقدر خوبه اینو میخوام اینم میخوام اونم میخوام
بعد میبینم خداااای من چقدر همه چیز داره بیشتر میشه راحت تر میشه سریع تر میشه لذت بخش تر میشه
و من اینارو میبینم میگم واااااای چقدر تو ایران خودمون فرصت فراااااوونه برای ارائه ی محصول جدید
واااقعا بی نهایت فرصت و ایده هاست برای حل مسئله و پول ساختن بی نهایت،
خداروشکر واقعا،
دیروز داشتم به وبلاگ از شیکاگو میدیدم
نگمممممم براتون دلم خواست :))))
.
خدارو شکر
من باید تمرکز کنم رو این چیزا
تا اینکه بیام تمرکز کنم رو چیزایی که الان ندارم ،
الهی شکر
خدایا بابت همه چیز ازت ممنونم،
من میخوام لذت ببرم تو منو هدایت کن،
با درود و وقت بخیر خدمت
علی آقای میرفخر رجایی عزیز و نازنین که هر وقت میخوام فامیلی تون رو بنویسم نگران میشم که اشتباهی ننویسم !!!!
درود و هزاران درود و وقت بخیر علی آقا . چقدر خوبه اول صبحی چشماتو باز کنی و بیایی توی سایت و به کامنت های زیبا و ارزشمند و مثبت و خوب و عالی هدایت بشی
چقدر خوبه از خاطرات خوب و نکات مثبت و موفقیت های گذشته تون نوشتید .. چقدر خوشحال شدم که شما افکار سالمی داشتید و فقط با همون داشته هاتون لذت میبردید و از موقعیت هاتون استفاده کردید و شاد بودید و قدردان همون نعمت هاتون بودید !!!! بهتون تبریک میگم و تحسین تون میکنم .. اینکه از اون موتور اولی لذت بردید و بعدش دومین موتورتون رو خریداری کردید .. واقعا چقدر خوبه که میگفتید دو تا موتور دارم !!! حالا میخواد هرچی باشه و این نشان دهنده ی اینه که طرز تفکرتون این نبود که بگید خب حالا که موتور دومی رو خریدم . دیگه از اون قبلی خسته شدم!! و بفروشمش!! چقدر خوبه اون چیزهایی رو که برای اولین بار بهش رسیدید رو مثل یک کلیکسیون ازش محافظت میکنید ! و همیشه براتون یک خاطره ی قشنگی میمونه.. چقدر برام درس داشت که باید همیشه قدردان اون پله های اولیه ی موفقیت مون باشیم ممنونم و مرسی برای نکات جالبی که نوشتید !!
نکته ی بعدی اینکه ..
خوشحالم از اینکه زیبایی های استانبول رو نوشتید و از فراوانی ها … از زیبایی ها … از انرژی های مثبت افراد که همه شاد و خوشحالن نوشتید… از روابط عاشقانه ی افراد که به هم عشق میدن .. از اینکه دختر و پسرها چقدر خوشگلن و شاد و خوشحالند .. اینکه اینقدر در مدار آزادی هستند !!! .اینکه چقدر فراوانیه .. اینکه گفتید من الان ظهره نشستم تو بالکن، البته سایه، یه نسیم خنک و لطیفی پوست آدمو نوازش میده خیلی خوبه
برای نوشتن این کامنت روی بالکن نشستید چقدر تصور و تجسم منو شاد کرد .
.از سواحل و دریا و اتوبوس و مترو و پارک گفتید اینکه همه جا مردم دارند تفریح میکنند و شاد هستند .. فت و فراوانی ها رو نوشتید!! از مردمان خوب و با فرهنگی که هر سوالی ازشون پرسیدید با روی خوش و حوصله پاسخ دادن . چقدر تصور و تجسم سازی منو تقویت کرد ممنونم !!
علی آقای عزیز با خواندن کامنت مثبت و تاثیر گذار شما . امروز میخوام تمرکزم رو بذارم روی فراوانی . پول و ثروت و نعمت و افزایش و رشد و پیشرفت و دیدن زیبایی های بیشتر و قشنگتر و روابط های خوب و عالی و مثبت و عشقولانه .. ..
هر چند دارم روی سریال های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت پرادایس کار میکنم و تا این لحظه پنجاه قسمت از هر کدام رو دیدم و کامنت نوشتم و به زیبایی ها و نکات مثبت این فیلم ها تمرکز کردن و فیلم ها رو میبینم و کامنت براشون مینویسم و لذت میبرم ولی با با هدایت شدن و خواندن کامنت های زیبای شما احساس میکنم که مدارم تغییر کرده یعنی دارم به مدارهای بالاتری هدایت میشم خودم کاملا این تغییرات رو حس میکنم پس باید همینطوری ادامه بدم و بنویسم و توجه کنم تا مومنتوم مثبت من سرعت بیشتر و قدرتمندتری بگیره تا پایدارتر بشه !!!
و خدا رو شکر به کامنت زیبای شما هدایت شدم ..
مرسی مرسی علی آقای عزیز منتظر کامنت های نکته سنجی و ریز بینانه ی زیبای شما هستم . لطفاً بازم برامون بنویسید !
براتون بهترین ها رو در تمام جنبه های زندگی رو آرزومندم
روز و شب تون بخیریت و خوبی و خوشی و ایام بکام تون شیرین و گوارا همراه با عشق و پول و ثروت و نعمت و خیر و برکت و سلامتی باشه
الهی آمین
علی آقای میر فخر رجایی عزیز لطفاً بازم از زیبایی های آنجا بنویسید .. از آن نخل های کنار خیابان . از آن دریای زیبا . از مردمان خوب و با فرهنگ شون ..
سلام جناب میرفخررجایی
کامنتتون عالی بود و پر از حال خوب
از اون کامنتهای طولانی که دوست نداری تموم بشه
راستش من نود درصد کامنتای طولانی رو نیمه تموم ول میکنم و ادامه نمیدم اما جنس کامنت شما یه چیز دیگه بود
یه جورایی بهم حس قدرت میداد و حال و احساس مو عالی کرد، چن وقتیه حوصله کامنت نوشتن ندارم اما با خوندن کامنت زیبای شما لازم دیدم حتما ازتون تشکر کنم.
خدا رو شکر که چنین دوستان عالی توی سایت هستن که با خوندن تجربه هاشون هزاران درس میگیریم.
بهترین ها رو براتون آرزومندم چون لایق بهترینها هستین
این فایل از اون دسته فایل هاست که خیلی زیاد گوشش میدم و هر چند وقت یکبار تکرارش میکنم تا معنای واقعی تقوا زیر بیشمار مفهومی که از کودکی به عنوان دین بهم القا کردن دفن نشه.
قبلا که از نظر خودم خیلی دیندار بودم و مرتب نماز جمعه شرکت میکردم یادمه جمله ی کلیدی توی خطبه ی اول تقوا بود حتما اونایی که نماز جمعه رفتن جمله ی: اوصیکم بتقوا الله…رو شنیدن.
خیلی دوست داشتم بدونم تقوا دقیقا یعنی چی؟
همه ی عمر دغدغه ام دینداری بود.
شاید دلیل هدایتم به این سایت همین جستجوگری و کنجکاوی مقدسم بود.
از وقتی معنای دقیق تقوا رو متوجه شدم روزه داری به شکلی که الان همه ی مسلمان ها انجامش میدن رو کنارگذاشتم.
من قبلا اینقدر روی نماز و روزه تعصب داشتم که شبانه روزی پنجاه رکعت نماز میخوندم (نوافل با واجب با نماز شب) و حتی توی ایام بارداری هم روزه هام رو میگرفتم.
وقتی به این مسیر هدایت شدم و شروع به خواندن دقیق قرآن و آیات مربوط به روزه کردم دیدم جاهایی که در مورد روزه ی ماه رمضان صحبت شده کلمه ی تقوا بلافاصله بعدش اومده یعنی گفته روزه بر شما مقرر شد تا تقوا پیشه کنید و جاهایی که روزه به عنوان کفاره اومده کلمه ی تقوا مشاهده نمیشه، پس هدف از روزه ی ماه رمضان تقوا هست.
اما هر چقدر فکر کردم این گشنگی بدن چطور باعث خودسازی من میشه یا چطور قراره بهم کنترل ذهن یاد بده ربطی پیدا نکردم چون برام گشنگیکشیدنکار راحتیه کلا آدم بی اشتها و بی میلی به غذا هستم و تاجایی که میدونم کنترل ذهن نباید کار آسونی باشه اما برای من گشنگی بدن خیلی آسونه.
شاید برای گذشتگان ما و زمان پیامبر که تنها لذت مردم خور و خواب بوده، محدود کردن خوردن یه تمرین محسوب میشده برای سلف کنترلی، اما الان خیلی ساده شده این کار، چون هر چقدر هم که شکم خالی باشه ذهن تو طول روز با ورودی های مختلف چاق و چله میشه ماشالا (شبکه های اجتماعی فیلم اخبار سریال های متنوع) گروه های واتساپی و تلگرامی و دورهمی ها و چرت و پرتای متنوع، که میشه این تمرکز وسواس گونه برای تا حد توان رنگارنگ کردن سفره ی افطار رو هم بهش اضافه کرد.
به نظرم این تمرینی که خدا واسه مردم هزار و چهار صد سال پیش در نظر گرفته الان فقط برای بچه های کوچیک که تنها لذتشون بازی و تنقلات هست کارسازه، یاد کلیپ کایلی جنر افتادم که برای اینکه به بچه اش صبر کردن و سلف کنترل یاد بده ظرف آبنبات گذاشت جلوش و گفت پنج دقه باید صبر بکنی نباید بخوری تا مامان برگرده، اما تلویزیون جلوی بچه روشن بود منگفتم باید تلویزیون خاموش میبود تا باز هم ببینیم بچه بدون تلویزیون هم پنج دقه دوام میاورد یا نه؟
نمیخوام بگم روزه بده، نخیر روزه خیلی ام خوب هست اما یکی بیاد به من ثابت کنه واجب هست، یکی بیاد اطراف آیات روزه کلمه ی عذاب رو برام پیدا کنه که اگر نگیرم مشمول عذاب میشم.
یه بار استاد توی تمپا بود لایو گذاشته بود و میگفت این چند روز صبح ظهر شب غذای من کنسرو نخود فرنگی بوده، خیلی نشستم فکر کردم و حلاجی کردم تا درک کنم کسی که بسیار ثروتمنده
و در فراوانی زندگی میکنه چطور میشه که…
تنها چیزی که تونستم درک کنم اینه که جای اهرم رنج و لذت توی مغز استاد متفاوته، استاد اینقدر به زندگی متنوع با خوراکی های متنوع رسیده که پر شده و گذشته ازش، استاد براش کارکردن روی عشق و علاقه اش و اون خلوت و تنهایی و کار کردن روی باوراش اینقدر داره بهش لذت میده که تنوع خوراکی اون وسط براش مطرح نیست، اینا رو برای خودم توضیح دادم که به شدت آدم تنوع طلبی هستم توی همه چی.
کاش اونایی که هی از استاد میپرسن روزه میگیری نماز میخونی یا نه و اینقدر متعصب ان از خودشون بپرسن اگر در موقعیت استاد و این حد از آزادی و تنوع در انتخاب قرار بگیرن میتونن چند روز صبح ظهر شب کنسرو نخود فرنگی بخورن و عین خیالشون نباشه؟
اینا رو بعد از تماس مامانم که زنگ زد و پرسید روزه میگیری یا نه و وقتی گفتم نه از دستم ناراحت شد و قط کرد اینجا نوشتم تا احساس گناهی که بعد از ناراحتی مادرم اومد سراغم رو کنترل کنم و بخوام که دست از راضی کردن مادرم بردارم و مهم باشه که خودم و خدای خودم راضی باشیم و هر بار که به جای تمرکز روی اصل و تقوای واقعی خواستم وارد این حواشی بشم بیام بخونم این متن رو و به یاد خودم بندازم تقوا یعنی بستن ذهنم به روی خوراک های منفی و کنترل ذهنم توی تمام لحظاتِ روزها و هفته ها و ماه ها و سال های زندگیم نه ساعاتی خاص از ماهی خاص.
نکته: برام جالبه که در صلح بودن با خودمان جزو کلیدواژه های این فایل هست، قبلا جنگی درونی بر سر باورهای سابقم نسبت به مفهوم تقوایی که توی مذهب بهم گفته بودن با اونچه که منظور قرآن هست توی ذهنم بود چند وقتی هست با خودم به صلح رسیدم و به جای اینکه ناسپاس باشم که چرا بقیه متوجه نیستن تمرکزم رو از روی بقیه برداشتم و سپاسگزار هستم که خدا من رو متوجه کرده.
ما باید نه تنها با محیط پیرامونمون به صلح برسیم تا از جای نادلخواه به جای دلخواه هدایت بشیم بلکه از درون و با اونچه که در گذشته بودیم و بهش معتقد بودیم هم باید به صلح برسیم.
خدایا شکرت.
به نامِ اللهِ مهربان، که هر چه دارم از اوست.
سلام به استاد عباس منشِ نازنینم، مریم جانِ قشنگ و سرشار از آرامشم، و سلام به تک تکِ دوستانِ عزیز و دوست داشتنی و مهربانم.
از کامنت فرشته جانم هدایت شدم به این فایل.
استاد شما تو فایل به نکته های خیلی مهمی اشاره کردین:
اینکه ما الان داریم ثمره ی سالها تلاش و کنترلِ ذهنِ شما رو میبینیم.
دقیقا جاهایی که کنترل ذهن سخته، شما تلاش کردین و روز به روز دارین بیشتر جایزه ی کنترل ذهنتون رو دریافت میکنین.
نوشِ جانتون باشه.
جایی که عزیزی رو از دست میدیم، یا به چالشِ عاطفی یا مالی بر می خوریم، یا چیزی میشنویم یا میبینیم که خوشایند نیست برامون…
دقیقا اونجاست که کنترل ذهن، معنی پیدا میکنه.
خب وقتی مرور میکنم تو ذهنم مواردی یادم میاد که چه عالی کنترل ذهن کردم و شرایط رو به نفع خودم تغییر دادم.
گاهی هم نه، بهش دامن زدم و شرایط رو برای خودم زهرِ مار کردم.
از جفتِ حالتها درس میگیرم.
افتخار میکنم به خودم برای تلاشم.
با دوره لیاقت دارم یاد میگیرم دورِ مقایسه خط بکشم، به هیچ عنوان خودمو با دیگران مقایسه نکنم.
من منم، سمانه…
یکی از معجزاتِ کنترل ذهن که تو یکی از فایلها ازتون یاد گرفتم واسه کنترلِ ذهن الخیر فی ماوقع هست.
وقتهایی که میگم خیره، انگار آب روی آتیشه.
همیشه این درک و قدرت رو ندارم که بگم ولی به میزانی که تلاش و تمرین میکنم، واسم نتایج خوب آورده.
مثلا وقتی آب تو قابلمه ریخت رو گاز و زمین، به جای ناراحتی، خشم، سرزنش خودم با لبخند و شوخ طبعی گفتم اِ، اشکال نداره، با این آب کف آشپزخونه رو تی میکشم و ورق رو برگردوندم در کل، به عبارتی خیر شد، چون هم حالم خوب موند هم کف آشپزخانه تمیز شد :)))
یا وقتی غذام طوری شد که پسندم نبود گفتم اشکال نداره، دفعه بعد بیشتر دقت می کنم.
استاد جان خیلی ممنونم برای همه ی فایلهاتون.
هر بار که گوش میدم یه طورِ جدیدی ذوق میکنم از شنیدن و درک این آگاهی های ناب.
خدایا شکرت برای همه ی نعمت ها و الطاف.
سلام دوست گلم
انگاری این جواب برای من بود الان
داشتم قلیه ماهی درست میکردم
انگاری یکم شور شد. هههه
ولی میگم اشکال نداره درست میشه
دفعه بعد بیشتر دقت میکنم چیزی نشد
الخیر فی ماوقع احسنت.
در پناه خدا باشید
سلام دوست عزیزم.
ممنونم از توجه و وقتی که گذاشتی و برام نوشتی.
کامنتت باعث شد برم کامنت خودمو بخونم و یه یادآوریِ خوب برای خودم از داخلش بردارم.
جمعه ی پر نشاط و شادی پیشِ روی شما دوستِ عزیز باشه.
خدایا شکرت برای همه ی نعمت هات.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
النور
رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَهٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءِ الزَّکَاهِ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ
ﻣﺮﺩﺍﻧﻲ ﻛﻪ ﺗﺠﺎﺭﺕ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺳﺘﺪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻳﺎﺩ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺯﻛﺎﺕ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻰ ﺩﺍﺭﺩ ، [ ﻭ ] ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﺩﻝ ﻫﺎ ﻭ ﺩﻳﺪﻩ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻳﺮ ﻭ ﺭﻭ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ، ﻣﻰ ﺗﺮﺳﻨﺪ .(٣٧)
خدایی هست که پرستش شونده ای (کسی که با توجه و تمرکز به اون سرگشته و حیرانِش میشی)جز او نیست در این جهان و کائنات.
زنده هست و پاینده (به هر چیزی مینگری او را میبینی و او را مشاهده میکنی ،یک انرژی زنده در سرتاسر هستی که فقط به کسانی که کنترل ذهن دارند اجازه مشاهده و حظ بردن و لذت را میدهد)
و هر که اینگونه بود ، قیوم اوست و خودَش امورات و سرپرستی او را به عهده میگیرد
هیچوقت چرت و خواب سنگین این انرژی را که سرتاسر گیتی را فرا گرفته، نمیگیرد
لم یلِد و لم یولَد.اصل و اساس هستی از انرژیست
انرژی که ما آن را خدا مینامیم و از حالتی به حالت دیگر در میآید
مالکیت و فرمانروایی آسمانها وزمین از آن اوست
در هر حال و هر زمانی باید در وجودمان فقط و فقط قدرت را به این انرژی و این رب قدرتمند که بینهایت مهربان است بدهیم و این همان توحید است.و اصل سپاسگزاری از نعمتها و خشوع و خضوع از این انرژی بینهایت قدرتمند و مهربان است .
چه کسی یارای کمک و شفاعت به دیگری را دارد جز آنکه او اراده کند
هر که در مدار حال خوب باشد که از کنترل ذهن پدید آمده ، دستانی از دستان خدا از راه میرسند و او را کمک و یاری میکنند و او واسطه ای از دستان بینهایت مهربان خداست
در یک رابطه دوسویه با خود و خداییم.
گذشته و آینده مارا میداند
هرکه در مدار کنترل ذهن باشد به او در همه جنبه ها کمک و یاری و هدایت میشود و هرکه در مدار
ناخواسته و نازیبائیها باشد به آن سمت هدایت میشود و نتیجه هر دو عمل را خدا اطلاع رسانی کرده و انسانهارا از نتیجه اعمالشان آگاه ساخته.
هر که را بخواهد و در مدار و توجه به زیباییها و کنترل ذهن مستمر باشد به علم و آگاهی خداوند
که همان رسیدن به مرحله چهارم یادگیری است
دست پیدا میکند که در واقع در هر حال نشسته و خوابیده و در هر حالی در حال کنترل ذهن هستند و حال خوشی را تجربه میکنند و آن حس بندگی و خداییست.
نه از گذشته محزون هستند و نه از آینده بیم دارند ،بیشتر اوقات لحظه حال را تجربه میکنند و آن عشق بازی با خداوند است.
سلطنت و مالکیت و فرمانروایی او همه هستی (آسمانها و زمین ) را فرا گرفته و طبق یک نظم و شعور در جریان است.و پایه واصل واساس آن کنترل ذهنی است که از حال خوب و شعف درونی نشات گرفته است و آن رابطه ایست که با رب بینهایت مهربان داریم.
و حفظ این نظم و شعور در این گیتی برای او دشوار و سنگین نیست وبر اساس عدالت محض است.
خداوندی که بینهایت بزرگ و بلند مرتبه است.
این فایل ارزشمند یکی از زیباترین و کاربردیترین فایلهایی هست که من دوست دارم هر روز گوش کنم و خدا را شاکرم که این لطف و موحبت شامل حالم میشود که با هر بار گوش دادن این فایل به آگاهی های خالص تر و بهتر و باکیفیت تری دست میابم.
الهی صدهزار مرتبه شکر که تقریبا هر روز گوش دادن و دل سپردن به نفس توحیدی استاد روزیَم میشود.
بهترینها نصیبتان انشالله.
توانایی کنترل ذهن
به نام خدای ذهن
با سلام خدمت استاد عزیزم و همه ی دوستان خوبم
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار
نکات ارزشمند این فایل :
1.وقتی من میتونم از این جایی که هستم مهاجرت کنم که باهاش به صلح برسم و از بودن توش لذت ببرم و تمرکزم روی نکات مثبتش باشه
2. خواسته های بیشتر وقتی از راه میرسند که من به احساس بهتری برسم
3.وقتی میتونم احساس بهتر داشته باشم که بتونم ذهنم رو کنترل کنم
4.کنترل ذهن کار افراد قلیلی از جامعه اس نه همه
5.رمز موفقیت افراد موفق توانایی کنترل ذهنشونه
6. اکثریت افراد جامعه کنش گرا هستن به وقابع
7. تغییر باور یعنی تبدیل ذهن واکنش گرا به ذهن خلاق با کنترل کردنش
8. روشهای کنترل ذهن :
فکر کردن به خاطرات خوب گذشته
تمرکز به نکات مثبت حال
تجسم احتمالات مثیت آینده
دادن احساس ارزشمندی و لیاقت بیشتر
9. قانون جهان اینه که کسی که ذهنش رو کنترل میکنه و سعی میکنه احساسش رو در هر شرایطی خوب نگه داره جهان بهش پاداش بده
10. کنترل ذهن در شرایط نامناسب همون تقوا ، توکل و ایمان به غیبه
11.تنها کسی که میتونه به من کمک کنه و دست من رو بگیره خودم هستم
12. باید یاد بگیرم که همون جایی که هستم حالم رو خوب نگه دارم تا پاداش ها رو دریافت کنم
13. اگر توی این دنیا خوشبخت باشم با کنترل ذهن توی اون دنیا هم خوشبختم
خدایا شکرت با این فایل حال خوبی رو دارم تجربه میکنم
سپاسگزارم استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز
به نام انرژی قدرتمند و سیستم قانونمندی که از رگ گردن به من نزدیکتر است
و جهانی پر از زیبایی، خوبی، آدمهای خوب، نعمت، فرصت، ثروت، برکت و فراوانی رو آفریده
و من را از بدو تولد موجودی با ذات بسیار ارزشمند و لایق خلق کرده که خوشبخت و ثروتمند بودن، روند طبیعی زندگیش باشد.
سلام به تمام خوبیها، زیباییها، نعمتهای کوچک و بزرگ، ثروت بیانتهای جهان و تمام آدمهای خوب
—————————————————————————————————————————————————————————————————————-
مهارتی که برای ساختن سرنوشتم باید به دنبالش باشم، توانایی کنترل ذهن نام دارد.
توانایی کنتل ذهن= تقوا
کسی که بتونه این ویژگی رو در خودش ایجاد کنه، بهش دنیا و آخرت داده خواهد شد در تمام ابعادش.
بنابراین: رمز موفقیت، توانایی کنترل ذهن در لحظات سخته.
و کنترل ذهن، تقوا، توکل و ایمان به غیب میخواد، تا در زمانی که شرایط دلخواه من نیست، این توانایی رو داشته باشم که ایمانم رو حفظ و ایرادها رو پیدا کنم و به مسیر ادامه بدم.
یادم میمونه که:
مهم نیست چه میخوام؛ مهم اینه که چه فرکانسهایی دارم به جهان ارسال میکنم.
چون جهان داره به فرکانسهایی که من میفرستم پاداش میده.
همچنین یادم میمونه که:
مهم نیست چقدر بهطور فیزیکی تلاش میکنم؛ مهم اینه که چقدر تلاش ذهنی برای کنترل ذهنم صرف میکنم.
چون با کنترل ذهن در هر شرایطی میتونم به احساس خوب برسم و نهایتا اتفاقات خوشایند رو در زندگیم خلق کنم.
من اتفاقات زندگیم رو خودم رقم میزنم؛ چون من انتخاب کردم که خالق شرایط زندگیم باشم.
من میتونم از دل هر داستان و ماجرایی، دستکم یک نکته مثبت بیرون بکشم و از دل هر مسئلهای، یک راهکار خوب رو ببینم و خودم رو رشد بدم.
با کنترل ذهن و رسیدن به احساس خوب در هر شرایطی، جهان راهی به جز ورود نعمت و برکت بیشتر به زندگیم رو نخواهد داشت.
من از جایی که هستم باید شروع کنم به لذت بردن، از اینجایی که هستم باید دنبال نکات مثبت بگردم و به احساس بهتر برسم؛ این چنین من به جهان دارم این رو میگم که بیا من رو به خواستههای بیشتر برسون؛
چون خواستههای بیشتر وقتی از راه میرسند که من به احساس بهتر رسیده باشم؛ چه زمان من به احساس بهتر میرسم، وقتی که ذهنم رو بتونم کنترل کنم.
من در هر لحظه و در هر موقعیتی سعی میکنم ذهنم رو کنترل کنم و جوری به شرایط نگاه کنم که به احساس بهتر برسم؛ بدین ترتیب، جهان به فرکانسهای خوبی که من میفرستم پاداش میده.
در شرایط به ظاهر سخت، باید بتونم به نکات مثبت توجه کرده و ذهنم رو کنترل کنم و حالم رو خوب نگه دارم تا پاداش و نتایج باکیفیتی بگیرم.
من شرایط و اتفاقات زندگیم رو خودم خلق کنم؛ من به محیط اطرافم واکنش نشون نمیدم و در شرایط جالب و ناجالب، با کنترل ذهنم، محیط اطرافم رو خلق میکنم.
من ذهن قدرتمند و خلاقی دارم؛ من مثبتاندیشم؛ من ذهن بسیار خلقکنندهای دارم؛ من خالق زندگیم هستم؛ من ذهنم رو کنترل میکنم و شرایط و اتفاقات زندگیم رو تماما خودم خلق میکنم.
من در هر موقعیتی سعی میکنم افکارم رو مثبت نگه دارم، در هر لحظه به شرایط طوری نگاه کنم که به من احساس یهتری میده، به خاطراتی در گذشته فکر میکنم که به من احساس بهتری میده، به چیزهایی در آینده فکر میکنم که به من حس امید و خوشحالی بده، جوری به خودم نگاه میکنم که احساس خودارزشمندی و لیاقت بیشتری به من میده، من پاسخ مثبتی به افکار منفیم میدم، کانون تفکر من دست خودمه، من افکارم رو کنترل میکنم؛ به نسبتی هم که توی این کار خوب هستم و پیشرفت میکنم، نتایج باکیفیت و پایدار میگیرم.
به لطف خدا: من میتونم هر چیزی رو که دلم بخواد، خلق کنم.
روزی میرسه که در تمام جنبههای، زندگیم فوقالعاده خواهد بود و اون روز نزدیکه؛ چون من با کنترل ذهنم و ادامه دادن این کار، شرایط زندگیم رو به زیبایی خلق میکنم.
من همیشه امیدوارم و باور دارم به قوانین جهان هستی و لطف و هدایت خداوند.
من خوشبختی و آرامش را در این جهان زیبا تجربه خواهم کرد.
من این قانون سرنوشتساز رو میدونم که: احساس خوب= اتفاقات خوب؛
بنابراین اگر در هر لحظه ذهنم رو کنترل کنم، یعنی به گونهای به اتفاقات پیرامون نگاه کنم که به احساس بهتر برسم، اونوقت لاجرم نعمتهای گوناگون (خوشبختی، آرامش، سلامتی، عشق، موفقیت، ثروت پایدار…) وارد زندگیم میشه و در یک کلام، خوشبختی این جهان و سعادتمندی در جهان دیگر رو تجربه خواهم کرد.
من هماکنون و در همین جایی که هستم، از زندگی در خانه زیبای پدری، در این هوای پاک و منظره زیبا و در کنار اعضای خانوادهام لذت میبرم، از شغلی که دارم، از امکاناتی که هر روز در اختیارم هست، از کشور زیبا و غنی که در آن زندگی میکنم، از خاطرات شیرین گذشته که هنوز در خاطرم هست، از رویاپردازی و تجسم شرایط دلخواه آینده و… لذت میبرم و هر روز تلاش میکنم تا زیباییها و نکات مثبت تمام ابعاد زندگیم رو ببینم، احساس خوشبختی رو تمرین کنم، واقعا خوشحال باشم، روابط سالم بسازم، موفق باشم، رشد کنم، با حل مسائل ثروت بسازم، در جهت ساخت شخصیت ایدهآل و شرایط زندگی دلخواهم قدم بردارم و به تمام رویاهام نزدیک و نزدیکتر بشم…
و شکرگزار باشم
و آرام باشم
و امیدوار باشم.
به نام خدای بخشاینده ام
سلام ب استاد عزیز و دوستان عزیزم
مهمترین رمز کار در ادامه دادن روند کنترل ذهن است. اینکه بتوانی سپاسگزار بودن،امیدوار بودن و انگیزه داشتن را همچنان ادامه دهی
استاد جان این جملات رو باید هر روز ب خودم بگم، این فایل تون بهترین فایل برای تقوایم هست، اگر هدایت نمیشدم ب سمت آگاهی های شما چگونه پیش میرفتم؟ اگر معنی تقوا و ایمان ب غیب را یادم نمی دادید، اگر معنی هدایت رو درک نمیکردم ک میگفت در این لحظه اضطرار ک نجواها ب سراغت آمد نیاز ب این فایل داری، حالا برو سراغ قرآن، در این لحظه دفترت را بردار و هرچه میخواهی برایم بنویس تا آرام شوی. اگر من خدا را بهترین مشاور و بهترین دوستم، نزدیک ترین ب خودم نمی دانستم الان کجا بودم؟ چطور از پس نجواها برمی اومدم؟
یعنی از ناسپاسی خودم در عجبم، از اینکه تا تقی ب توقی میخوره شیطان چه سریع میاد کنارم و انسان چقدر راحت میتونه نعمت هاش رو فراموش کنه و میدون رو بده دست شیطان، شاید حتی 10 دقیقه تا نیم ساعت ولی نباید اجازه بدی، باید بجنگی. در اون لحظات عه ک ایمان ات رو باید نشون بدی.
منی ک تا یک روز تعطیل میشه نجواها ب سراغم میاد ک دیگه کارت تمامه، مشتری ای قرار نیست بیاد و نمیزارم این افکار پنج دقیقه هم بمونه میاد و میره کاری باهاشون ندارم. برای اینکه ب خودم ثابت کنم مشتری را خدا هدایت میکنه، برای اینکه ثابت کنم ثروت ذهنی عه ن زور بازو. امروز در سرد ترین روز تهران بعدازظهرش رفتم پیاده روی و از نعمت هام باهاش صحبت کردم، گفتم ببین من از اون ادامه دهندگانم، از اون صابرین، ب این آسونیا نمی کشم کنار. الانم در راحتی و آزادی زمانی ک بهم دادی اومدم از لحظاتم لذت ببرم، نمیخوام هم زود برم مغازه نکنه مشتری بیاد و بره، هدایت وظیفه من نیست اون کار توعه، وظیفه من لذت بردن عه، روی خودم کار کردن عه. گفتی مگه قراره تا هوا تغییر کنه بکشی کنار و امیدت رو از دست بدی؟ ببین این افرادی ک یک راهی رو پایدار اومدن و ناامید نشدن تونستن ب موفقیت برسن. این مغازه های اطرافت رو ببین.
درک میکنم خودم رو اگر میترسه، اگر نگران میشه چون تجربیات اولم هست، قبلش کارمند بودم و امیدوار ب رئیس و حقوق اطمینانی. درکی از توحید و روزی رسانی اش نداشتم، یاد می گیرم و رشد میدهم این شخصیت توحیدی را در خودم. ب ذهن عزیزم ک میخواد منو ببره ب این باور ک باید کارمند کسی بود تا خرج ات رو دربیاری کلی حرف زدم و فهموندمش ک خدای من با خدای این کارآفرین ها یکی هست. من فقط باید ادامه بدم.
پیاده روی جانانه ای کردم و با یک آرامش و حال خوب مغازه رو باز کردم بهش گفتم من نمیخوام نگران ورودی باشم، این حس خوبی بهم نمیده، نمیخوام خلق ثروتم با نگرانی باشه، با ناامیدی باشه، میخوام با امید و ذوق و شوق ازت بخوام، بهم یاد بده. و با خیالی آسوده نشستم ب کامنت خوندن و امشب پربرکت ترین روزم بود، من صبح ازش ی مبلغی رو درخواست کردم ولی او بالاترینش رو عطا کرد تا ب من ثابت کنه نتیجه تقوا اینه، بهم ثابت کرد حال خوب تو، احساس سپاسگزاری قلبی تو رزق را ب راحتی نعمتت میکنه. برای اینکه ب خودم ثابت کنم این رزق را خداوند ب تو عطا کرده و متعلق ب اوست همان در راه برگشت انفاق روزم رو باعشق انجام دادم و گفتم فکر کردی من مثل خودت نمیخوام طعم شیرین بخشندگی رو بچشم؟ عاشقانه دوست دارم این کارو و چقدر باعث بزرگ شدن شخصیتم شده.
مثل کتابخانه ای دلچسب و گرم نشستم و صلاتم رو تو سایت ساعت ها انجام دادم و طوری شده بود ک دلم نمیخواست برم خونه، شاید بقیه بگن چقدر چسبیدی ب مغازه پاشو برو بسه ساعت 9 شب مشتری نیست، ولی من خودم میدونم ک دارم عشق میکنم، نمیدونن چه لذتی داره برام، یاد فایل های آقا رضا افتادم، دفترها پر میکنم منم،خداروشکر صدهزار مرتبه برای آزادی زمانی و آزادی فکری ای ک عطایم کرد برای اینکه روی خودم کار کنم با عشق کار کنم، ب قول خانم شایسته جان من واقعا حرص میزنم ولع دارم برای شنیدن این آگاهی ها، میخوام چنین شخصیتی بسازم چون کیفیتی بالاتر از خودم، از شخصیتم، از زندگی و نعمت هایش میخوام.
همه چیز تویی، هدایت مشتری ها، تعریف و تحسین ها، زبان لین، جنس های زیبا و خاص. امروز ب خدا گفتم خدایا مدیر و رئیس من تویی، من کارمند شما هستم، من حقوق بگیر شما هستم، اصن من تنبلم و فقط وظایف ساده رو بسپر ب من، دیگه بقیه اش با رئیس عه. بهش گفتم خدایا انقدر ب من نعمت عطا کن ک باهات در مورد حساب کتاب پول صحبت نکنم، ذهنم رو پر کنم از عشق بازی با تو، توی هم صحبتی هام باهات فقط حالشو ببریم، میخوام لعلک ترضی بشم، ازت میخوام ک عطایم کنی.
سپاسگزارم استادجان از شما از خداوند برای حضور شما در زندگی ام، در پناه الله باشید، دوست تان دارم.
سلام استاد و مریم عزیزم و باز هم هدایت خداوند در زمانیکه در شرایط سخت از خداوند نشانه ای خواستم که من را به آرامش برساند و به این فایل هدایت شدم .سپاس گزارم از خداوند که استاد عزیزم را که دستی از دستان خداوند است را در مسیر زندگیم قرارداد و از تو بنده خوب خدا تشکر میکنم که این فایل های رایگان رو با اخلاص در اختیار ما قرار میدی تا به سوی آرامش و خوشبختی و سعادت و ثروت هدایت شویم و اما اعتبارش را به خداوندگار هستی به ربم میدهم که مرا به سوی توحید و آرامش و ایمان هدایت میکند.😘
من میتونم هرچی رو که بخوام برای خودم خلق کنم چون میتونم کنترل ذهن کنم .
رمز رسیدن به خواسته ها:
از اونجایی که هستی شروع کنی به لذت بردن
دنبال نکات مثبت اونجایی که هستی بگرد
تا به احساس بهتری برسی
چطور به احساس بهتر برسی؟ با کنترل ذهن
آدم های کمی هستن که در شرایط بدهکاری از دست دادن فرزند کار سخت احساس خوبی داشته باشند
جهان به فرکانس شما پاداش میده نه زور بازوی شما
هر کسیکه تونسته موفقیت بزرگی کسب کنه مهم ترین ویژگیش توانایی کنترل ذهن و احساسش بوده
🤩توانایی این رو داشته که در شرایط سخت احساسش رو خوب کنه و کنترل کنه ذهنشو
آدم های کمی میتونن از هر لحظشون سپاسگزار باشن و جوری نگاه کنن که به احساس بهتری برسن
۹۷%مردم نمیتونن کنترل ذهن انجام بدن
مردم واکنش گران یعنی یک اتفاقی میفته و مثل آینه واکنش نشون میدن
یک چیز ناراحت کننده رخ میده👈ناراحت میشن
یک چیز خوشحال کننده رخ میده👈خوشحال میشن
نکته:آدمی که میخواد زندگیشو خلق کنه نباید واکنش نشون بده به محیط اطرافش باید خلق کنه محیط اطرافش رو
باچه ویژگی این کارو انجام بده؟
با کنترل ذهن:در هر لحظه چه شرایط خوب چه بد جوری نگاه کنه که به احساس بهتری برسه
به این میگیم تغییر باورها یعنی انقدر تمرین کنی و ذهنتو رام کنی که بجای یک ذهن واکنش گرا یک ذهن خلاق باشه
وقتی سالها شاکی هستی از گرونی و آدم ها و تنفر داری از جایی که هستی و فکر میکنی جای دیگر برای تو بهتر است
آدم شاکی همه جای دنیا شاکیه مثل دوست استاد
وجه مشترک تمام موفقیت های افراد؟
🥳🥳🥳🥳🥳توانایی کنترل ذهن و کاری نیست که آدم های عادی بتونن انجام بدن
تمرین میخواد مثل کسیکه گیتارتمرین میکنه نقاشی میکنه
ورزش
به اندازه ای که بیشتر تمرین کردی بیشتر مهارت داری
سعی کن در گذشته به خاطراتی نگاه کنی که بهت احساس بهتری میدهد
سعی کن در آینده به چیزی فکر کنی که احساست بهتر میشه نه ترس هات
به خودت جوری نگاه کن که احساس لیاقت بیشتر خود ارزشمندی بیشتری داشته باشی
نه اینکه نقاط ضعفتو ببینی
آدمی که نجواهای ذهنشو کنترل میکنه
سعی میکنه پاسخ مثبت بده به افکار منفیش
سعی میکنه کانون توجهش رو به دست بگیره
نه اینکه مثل یک برگ توی باد به هر طرف بره
سعی میکنه باورهای مناسب ایجاد کنه
🤩کسیکه رو خودش کار میکنه به نسبتی که کار میکنه نتیجه میگیرد مثل کسیکه گیتار تمرین میکنه به نسبتی که تمرین میکنه نتیجه میگیره
اون گیتار تمرین کردنه هم خودش کنترل ذهن میخواد چون اون آدم نجواهایی داشته که اونها رو کنترل کرده و به تمرین ادامه داده چون ممکنه همین فرد با چند بار تمرین کردن و نتیجه نگرفتن ناامید بشه و رها کنه
پس همون ادامه تمرین هم کنترل ذهن میخواد
🥰🥰🥰ناامید نشدن
ادامه دادن
خود انگیزگی همش کنترل ذهن میخواد
استاد این زندگی زیبا رو با کنترل ذهن خلق کرده قبلا اینجوری نبوده
کسیکه موقع بدهکاری و از دست دادن فرزند بتونه حالش رو خوب کنه و افکار روی زیباییها سپاسگزاری ها نگه داشته
استاد امیدوار بوده و میگفته خداوند پاسخ خواهد داد وایراد از ماست و باید ایرادمون رو پیدا کنیم
حتما باورها ایراد داره و باید ببینیم کجا ایراد داره و اونو اصلاح کنیم
در مورد فرزندش استاد گفت نعمتی از سوی خدا بوده و حالا به سوی خدا بازگشته و ما ۲سال از وجودش لذت بردیم
کسیکه اینجوری نگاه که بعد ۲ساعت از مرگ فرزند طبق قانون پاداش میگیره
توجه:شما رد پای کنترل ذهن را در شرایطی که اوضاع جالب نیست در زندگی افراد موفق میبینیدکه قرآن میگوید🥰توکل،ایمان به غیب
اینها پاداش میگیرند
لا خوف علیهم و لا هم یحزنون
کسیکه ایمان به خدا،عمل صالح، اعتقاد به آخرت 👈غم گذشته و ترس آینده رو نداره
ما فقط خودمون برای خودمون کار انجام میدیم نه کس دیگه ای
فقط خودمون افکارمون رو کنترل میکنیم
خودمون باورهای خوب ایجاد میکنیم
ولی این کار تمرین میخواد
باید از نقطه ای که هستی درست شروع کنی نه اینکه بگی این آدم باید بره این شرکت باید عوض بشه
یاد بگیر که حال خودت رو خوب کنی در هر جایی که هستی و بعدش شرایط عوض میشه آدم های خوب اوضاع مالی بهتر
اول یاد بگیر تو بدهکاری احساست رو خوب کنی نه تصنعی واقعی
یاد بگیر کنترل ذهن جزئی از روند زندگیته
آ دم های کمی هستن که میتونن کنترل ذهن کنن بنابراین آدم های خوشبخت کمی تو این دنیا وجود دارن
باور قرآن:کسیکه تو این دنیا خوشبخت هست تو اون دنیا خوشبخته
فرشته ها میپرسن چگونه بودید؟
میگن خوارو زبون
فرشته ها در پاسخ میگن اونجا که بدبخت ترید و این قانون جهان هستیه
اسم کنترل ذهن در قرآن :تقوا
کسیکه تقوا پیشه کند دنیا و آخرت در تمام ابعادش بهشداده خواهدشد
به این قانون فکر کن و رگه هاشو تو زندگیت پیدا کن و باورش کن و حرکت کن و ادامه بده
گلابتون عزیز سلام
اول بگم که چه اسم قشنگی داره پر از حس خوبه اسمت
مطمئنم خودتم به قشنگی اسمت هستی
سپاسگزارم از کامنت عالیت
من این فایل رو بارها و بارها گوش داده بودم ولی بازم الانکه کامنتت رو میخوندم برام تکراری نبود و سرشار از آگاهی بود این خصلت این سایته هیچی توش تکراری نمیشه
الله اکبر
اینجا اقیانوس آگاهی و خیر و خوبیه
خدایاشکرت که ما رو هدایت کردی به این مسیر زیبا
خدایا شکرت
در پناه الله یکتا باشی دوست هم فرکانسی ام
باسلام وعرض شادباش برای شب زیبای یلدا، خدمت استاد عزیز وهمه ی دوستان، خیلی خوشحالم که تولد من در سایت طلاییه استاد عباس منش مصادف شد با شب یلدا، واین رو به فال نیک میگیرم، وهرسال شب یلدا را جشن میگیرم بخاطر این زادروز، امیدوارم با کمک دستان پر مهر خدا، حال که دراین خانواده ی زیبا از نو متولد شدم، بتوانم در سایه ی آموزه های این خانواده واستادگرانقدرم، رشدو تعالی پیدا کنم. من از فرط خوشحالی در پوست خودم نمیگنجم، چنان که الان صبح ساعت 5هست ومن هنوز نخوابیدم، باهزاران شوق، اولین نوشته ام رادراولین شب عضویتم ثبت کردم، عاشقانه خدارا وشما دستان زیبای خدارا دوست دارم
سلام ودرودخانم بشارتی
امیدوارم که هرجاهستیدسالم وتندرست درپناه خق شکوفاباشید
نمیدونم چه حسی ازاین کامنت شماگرفتم که توی این همه پروفایل به پروفایل شماهدایت شدم اونم دقیقاامروزکه شب یلدای402راحشن میگیریم ومن هم اولین کامنت خودم راپس ازیک سال ونیم توی این سایت الهی نوشتم
خدامیدونه توی این یک سال ونیم که هیلی هم ازسایت پربرکت استاد عباس منش نتیجه گرفتم هیچ موقع دست ودلم به نوشتن کامنت نرفته بود ولی خب این هم زمانی برخوردمن باپروفایل شما ودیدن اولین کامنت شما اون دقیقاتوشب یلدامصادف شدبااولین کامنت من
ازخدای یکتاارزوی بهترینها درکنارخانواده رابراتون ارزومندم
تولدتون مبارک درپناه حق
عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت استاد عزیزم و دوستان گلم
خدایا تورا سپاسگزارم به خاطر اینکه به راه درست که همان صراط مستقیم به سوی خودته هدایتم کردی.
مبالغه نیست اگه بگم این بزرگترین نعمتیه تو زندگیم که تاحالا دریافت کردم.
نعمت بزرگ هدایت
که هر روز و هر روزم خداروبخاطرش سپاسگزارم.
هیچ نعمت بزرگی قبل از این نعمت نمیتونه وجود داشته باشه.
شاه چراغی که وقتی تو وجودت روشن شد تک تک چراغای دیگم مثه چراغ سلامتی ثروت روابط خوب و غیره و غیره پشت سرهم روشن میشن.
چند شب قبل یه چراغ دیگه ای توی ذهن من روشن شد .
واصلا بذارید بگم من از روزی که با استاد اشنا شدم تا الان یه نگرانی ای که داشتم این بوده که من چطور از پس اینهمه خودسازی بربیام؟اصلا چطور وقت کنم؟چطور فرصت کنم باورامو در زمینه ثروت درست کنم؟چطور فرصت کنم اعتماد به نفسمو ببرم بالا ؟ از اونطرف باید هدفامم یادداشت کنم احساس خوبم در خودم ایجاد کنم شکر گزاری و قران و غیره و غیره اوووووه…و همش نگران این بودم که نکنه نتونم اینارو عمقی بسازمشون و از پس همشون بربیام..
پریشب به این نتیجه رسیدم که عه!!!چه جالب!!!
کارکردن روی باورها مثه جدول حل کردنه.اولش سخته همه خونه ها خالیه بعد هی باید فک کنی تا بعضی خونه هارو پرکنی ولی وقتی یه تعداد از خونه ها پر میشن دیگه خیلی از حروفه جوابای دیگه هم درمیان.و در اخر هم اصلا نیازی نیست دیگه فکر کنی چون جواب خیلی از سوالا خودشون دراومدن.
بعد گفتم خدایا شکرت چقدر ساده.مثه استاد که تمام وجودش الان یک جدول حل شده کامله.
مثلا وقتی من بتونم درامدم رو افزایش بدم اتوماتیک وار اعتماد به نفسمم میره بالاتر و وقتی اعتماد به نفست بره بالا احساست بهتر میشه و و ناخوداگاه به وجد میرسی و از درون خدارو سپاسگزاری میکنی.
من پریشب 10درصد از ورودیمو به یه موسسه ای بخشیدم.و بعدش کلی احساس خوب بهم دست داد.احساس فراوانی احساس عزت نفس احساس لیاقت احساس من میتونم.
بعد از این احساسای خوب دیگه حال دلم خوب شد و وقتی حال دلت خوب میشه و این حال خوب رو به خانواده یا دوستت منتقل میکنی چقدر فضای رضایتمندانه ای ایجاد میشه.و همینجور باورا پشت سرهم ساخته میشن…
فقط کافیه این جدول رو تا اخر ادامه بدیم و تا به دوتا سوال سخت میرسیم رهاش نکنیم.و تا جایی پیش بریم که یه سری جوابا خودشون جلوی چشمات ظاهر بشن.
خیلی دیر نباشد که اون روز رو به چشم ببینی و جدول زندگیت رو کامل حل کرده باشی مثه استاد..و دستی بشی از دستان خداوند برای گسترش جهان..
من تصمیم گرفتم که بازنده نباشم.
بازنده کیه؟
کسی که به عنوان انسان و با این همه قدرتی که خداوند بهش داده پا به این جهان بذاره ولی بدون هیچ ثمری باز ازاین دنیا بره…این نهایت مصداق اسرافه…
چراوقتی میشه ثروتمند شد فقیر باشی؟
چرا وقتی میشه همیشه سلامت بود بیمار باشی؟
چرا وقتی بی نهایت فراوانی هست غصه اینده رو بخوری؟
چرا وقتی میشه بینهایت عزت پیدا کنی خیلی زبون باشی؟
و در نهایت چرا وقتی خدا از رگ گردن بهت نزدیکتره از تاریکیها بترسی؟
خداوند همیشه باتوئه عزت پیدا کن ثروتمند شو سلامت باش و خوشبخت زندگی کن چون تو انسانی و لایق بهترینهایی…
غیر ازاین راه دیگه ای نیست واقعا..
تسلیم شو لطفا..
بپر تو بغل خودش..
طنا ب رو پاره کن..
نترس..
اینا حرفاییه که هر روز به خودم میگم و ازشون لذت میبرم.
راستش من یه دوره کوچولو در کسوت شاگردی واسه خودم طراحی کردم. 5تا پاشنه اشیل که فک میکنم بالای 90درصد ادما دارنش.و هرکی روی این 5تا کار کنه یه اتفاق بزرگ تو زندگیش میفته.که به شرح زیره..
1_خداوند عاشقانه دوست داره من ثروتمند و خوشبخت شوم.
_مرتب جمله بالا رو تکرار کنو بیاد بیار که ادمای دیگه هم با ثروتمند شدن تو به ثروت میرسن.و تو به پیشرفت جهان کمک میکنی.
_مرتب تکرار کن که ساختن ثروت عبادته و ادم ثروتمند پیش خدا عزیزه و بنده خاص خداست.
2_من میتونم انجامش بدم.
_کارایی که قبلا با موفقیت انجامشون دادی رو بنویس و مرتب بیادشون بیار و بگو من میتونم.
_مرتب بگو من بینهایت قدرتمندم و از پس هر کاری برمیام.مطمئنم که میتونم انجامش بدم.
_یک کار کوچیک یا متوسط رو انتخاب کن و تا اخر انجامش بده و تموم کن.
3_باور فراوانی
_مرتب تکرار کن که بینهایت ثروت و نعمت و فرصت هست.و من اصلا نگران کمبود و رکود نیستم.
_مقداری از ورودی خودت رو ببخش.
_وقتی بیرون میری تو تمام جیبهات مقداری پول بذار و هر از گاهی لمسشون کن و احساس فراوانی کن.
_هر چیز با ارزشی بیرون دیدی مثه ساختمان کارخونه ماشین و تجهیزات و غیره بگو اینها نماد فراوانی اند.
_هر تعداد حساب بانکی داری یادداشتشون کن و هر روز فرض کن مقدار زیادی پول توی هر کدومشون هست و جلوشون مبلغ رو بنویس.
4_من به راحتی پول میسازم.
_پولایی رو که به راحتی دراوردی رو بنویس.
_افراد و شغلهایی رو پیدا کن که براحتی پول میسازن.
_مرتب تکرار کن که من براحتی پول میسازم.پول ساختن راحتترین کار دنیاس.
_مرتب تکرار کن که در بازار فارکس و بورس بینهایت ثروت هست و من براحتی اونارو استخراج میکنم.
5_احساس لیاقت
_موقع خرید هر چیزی بگو من لیاقت بهترینارو دارم و بهترین هر چیزی رو بخر.البته تا جایی که تواناییت اجازه میده.
_ماهی یکدفعه به یک رستوران عالی برو و احساس لیاقت کن.
_به خودت بها بده.همیشه عطر بزن و لباس عالی بپوش.
_احساس کن که فردی موفق و مشهور و محبوب هستی و همه به تو احترام میذارن.
_به نمایشگاههای خودروهای لوکس برو و درخواست کن که داخل شون بشینی و احساس لیاقت کنی.
_هرگز هیچ چیز بی ارزشی رو نخور.
_هرگز با ادمای کم ارزش دم خور نشو.
_هر چیز لوکسی رو دیدی بگو منم لیاقت استفاده از اونو دارم.
_دریم بردت رو هر روز نگاه کن و تصور کن که به هر کدوشون رسیدی.
امیدوارم مورد استفاده تون قرارگرفته باشه..
خداروشکر که باهمیم و چنین خونواده صمیمی ای داریم.
بخدا خیلی نعمت بزرگیه.قدرشو بدونیم.
((یادمان باشد خداوند همه چیز میشود همه کس را به شرط ایمان به شرط پاکی دل))
یاحق
سلام
خیلی عالی و خوب و کامل نوشتید
انشاله که بزودی نتیجه میگیرید
شاد و موفق و خوشبخت باشید