این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/10/abasmanesh-11.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-10-22 05:15:292023-03-26 07:57:47الگوبرداری از افراد موفق | قسمت 3
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
نمی دونم این ریشه های حسادت چیه اما من نمی تونم بگم اصلا حسادت ندارم اما به نسبت قبل کمتر شده است ،هر چند ممکنه به برخی خواسته ها نرسیده باشم اما به نظرم اون چیزی که بهمون حس خوب میدهد همان احساس هماهنگی با خودمون یا صلح بودن با خودمونه این حس کم کم حسادت رو در ما کم رنگ تر می کنه .
امروز یک سوالی به ذهنم رسید خیلی دوست دارم جوابشو بدونم این که دوره های روانشناسی رو گوش می کنم استاد مثال ذهن فقیر و ثروتمند رو میزنه ،به تازگی وزارت راه و شهرسازی طرح مسکن ملی رو گذاشتن من خیلی تمایل داشتم و دارم توش ثبت نام کنم و کردم، اما نمی دونم با توجه به آینده کار درستی هست یا خیر ؟ روش درستی در مدارم هست یا برگرفته از ذهن فقیره . خیلی نمی دونم چی به چیه اما نوشته قیمت هر مترمربع ارزونتره و گفتم شاید راهی باشه که بهم کمک کنه . نمی دونم . اما همش خبرش جلوی چشمم بود به خودم جرات دادم ثبت نام کردم، حالا نتونستم درک کنم یا گفتم شاید اقدام نکردن هم برگفته از ترس باشه .چقدر خوب میشه استاد در موردش توضیح بده . چون گاهی مثال میزنه و با مثال ما قانون را بیشتر درک می کنیم و از اشتباه کردن پرهیز می کنیم .نمی خواهم اشتباه کنم .
من هم اتفاقا در مورد رئیسس جمهورها همین تفکر استاد را داشتم البته ما تو ایران عادت کردیم اکثریت مردم به هم بخندن و همدیگه رو نالایق بدونن اما وقتی قانون را درک کردم دیدم چیزی تصادفی نیست و احتمالا همون افراد یا مسوولانی که من بی عرضه می دونستم به نوعی لایق اون سمت و فرکانس عموم ملت یا سازمان بودن . یک تجربه هم بگم اتفاقا همین هفته انتخابات سازمان ما بود که الکترونیکی بود و کلی تبلیغ و پیامک و تماس تلفنی بر خلاف قبل داشتیم هر سه سال هیات مدیره برگزار می شد.خلاصه من به ندرت اهل رای دادن هستم به خاطر طرز فکرم که خودمون مسوول اتفاقات هستیم( البته هیچ ادعای ندارم که صد درصد شاید پنجاه درصد اینها رسیده باشم که البته همینشم خوبه در مقایسه با عموم مردم )داشتم فکر می کردم چکار کنم حالا منشی های برخی زنگ میزدن از فلان شخص حمایت کنید یک خانمی زنگ زد و گفت من نماینده فلانی هستم و شما چند نفر هستیی که می تونید از این شخص حمایت کنی ! یعنی داشت پر رو بازی در می آورد انگار من کارمند این بابا بودم که براش رای جمع کنم . خلاصه بعد فرداش که فکر کردم اصلا رای ندادم و گوشیم رو جواب نمی دادم چون می دونستم تماس از جانب اینهاست به این حد بدم اومده بود و ناراحت شدم همین شخص نفر اول رشته ما شد و من دو نفرو می شناختم از لحاظ خدمات و ارتباطات و در ذهنم بود به اونا رای بدهم اصلا رای نیاوردن و گفتم چه خوب شد ندادم، چون من بهر حال یک رای می دهم . اما در کل گفتم اگه خودشون لایق باشن رای میارن نیاز به التماس رای و رای من تک نفر نیست .
بهر حال من فکر کنم تحسین کردن افرادی که نتایج و عملکرد و تفکر خوبی نسبت به بد دارن یعنی قسمت بیشتر فرکانسشون خوبه خیلی راحتر از افراد باشه که این فرکانس منفی رو دارن یعنی افراد و سیاستمدارانی که منفی و بدبین هستنو بیشتر مورد نفرت هستند . شاید کسی که مثل استاد روی خودش کار کرده این مهارت رو پرورش داده باشه اما من خودم راحترم از افراد ثروتمند تحسین کنم البته خوشبختانه افرادی که منفی هم باشند و مورد نفرت به شرطی که به حد کافی دور باشن قضاوت خاصی ندارم ،گاهی حتی نتایجشون هم برام جالبه مثلا میگم بببین با این همه افرادی که نقدش می کنن چقدر دوام داره یا اعتماد به نفسی داره یا حتی باورها و جهان بینی خاص خودش رو داره که بهش اعتقاد کامل داره .
اتفاقا امروز نشانه من هم توحید ۲ آمد و داشتم بهش فکر می کردم که چطور در نقطه تعادل قرار بگیرم . نسبت به قبل خودم را مقایسه کردم خیلی بهتر شده بودم از یک فرد مشرک و وابسته که خوشی خودش را در گرو دیگران و ارتباط با آنها می دید یا حتی شخص خاص، الان حالت آرامش و منطقه زیبایش منوط به روابط و آدم ها نیست در تنهایی خودم و در آرامش تجسمش می کنم . نه این که بگویم تنهایی خوب است ارتباط را دوست دارم اما دلم می خواهد از این منظر هم لذت ببرم و محتاج دیگری نباشم اگر جایی باشم و تنها باشم لذت ببرم . اممروز زیاد هم به ان فکر کردم .فهمیدم خداوند را به سمتی هدایت می کند که لذت و آرامش و احساس خوب را بشناسیم نه این که لذت و آرامش را محدود به تصورات نادرست خود بدانیم . قرار است یاد بگیریم حس خوب منوط به هماهنگی با درونمان است نه فضا ی بیرون و ارتباطاتی خاص یا رسیدن به نتایجی خاص و این چیزی است که من فکر کنم در حال یادگیری اش هستم .
یک موضوع جالب هم در مورد این شخص این بود که در شرایط شکست یا برخورد به تضاد توانسته بود قانون را به خودش یادآوری کند و آرام بشود و از آن درس بگیرد . این خیلی راحت است وقتی بردیم یا در شرایط خوب و آرام ، در مورد موفقیت و احساس خوب و تمرکز به آن حرف بزنیم اما در مواجهه با تضاد وسواس های شیطان به ذهن هجوم می آورند و کنترل ذهن کار سختی می شود.
سلام به دوستان خانم شایسته و استاد عزیز من میخام در مورد اتفاقی که دیروز برام افتاد صحبت کنم من از اون روزی که این فایل اومد رو سایت میخاستم این فایلو ببینم ولی نمیشد هر بار و امروز دیدم .من قبلا میگرن داشتم و خیلی سخت بود برام و تقریبا هر ماه دوبار سر درد میگرفتم دیروز من کلاس تیریدی مکث داشتم و صبحش حالم بده شد بعد از ۶ یا۷ ماه که هربارم داره کمتر میشه اولش گفتم باید ذهنمو کنترل کنم اما خیلی سخت بود گفتم در موردش نباید با کسی حرف بزنم اما نتونستم و با دونفر در میان گزاشتم و این در صورتی بود که کلاس هم داشتم .خب حالم بده شد ولی ی نکته این بود که قبلا اگه نصف روز منو درگیر میکرد الان ۳ ساعت درگیر شدم .وقتی که قبلا معدم به هم میریخت بالا میووردم هرچی که خورده بودم و بازجر بود اینبار راحت تر این اتفاق برام افتاد قبلا وقتی حالم بده میشد تا شب سر درد داشتم اما الان همون۳ ساعت سردردم حل شد و سعی میکردم که عمل کنم بعدش واقعا دوست داشتم بخابم اما رفتم به کلاس شرکت کردم نیم ساعت دیر رسیدم اما شرکت کردم بعد کلاسم رفتم خونه خالمو و اونجا داییمو دیدم که گفت کلاس های دکور داخل و نصابی و کناف داره راه میندازه که یقدم برام واضح تر شد که راهو ببینم و امروز هم حالم مثل قبل عالی نیست اما خیلی بهترم این فایلو دیدم و میخام به برنامه های دیگه که باید امروز انجام بدم برسم.چند ساعت پیش داداشم اومد بالا و ی ربع سکه بهم داد و گفت به جای اون روز ها که برام کار کردی و حقوق بهت ندادم و موتور قرار بود بهره برام که نخریده بود که اونم به خاطر خودم هست که روحرف دیگران حساب میکنم .من ۳ سال پیش براش کار کرده بودم اما امروز ی ربع سکه دارم دیگه😂میخاستم اینو به اشتراک بزارم راستش اولش این اومد تو ذهنم که من مگه رو خودم کار نمیکنم چرا دوباره این اتفاق افتاد چرا دوباره من اینجوری شدم نجوا بود که میگفت تو داری پسرفت میکنی هنوز ذهنم درگیرشه اما باعث شد که با تعهد بیشتر کاری کنم که روی ذهنم فشاری وارد نشه و بیشتر بیخیال مسائل تو زندگیم باشم .این فایل خیلی درس داره که هم درساشو گرفتم هم اصلا درساشو نگرفتم 😂 و به لیست فایل های که باید زیاد ببینم اظافش میکنم ممنون از همه که کامنت من رو خوندن
سلام اقای عباس منش من در حدود یک سال هست که شمارو دنبال میکنم و زندگیم و شخصیتم در خیلی از ابعاد و دیدگاه ها مختلف تغییر کرده و بهتر شدم و خدارو شکر میکنم ،واقعا از شما سپاسگذارم و یادم هست یه جمله ای رو شما گفتین که وقتی شما از قانون استفاده میکنی و عمل میکنی به تمرینات و روی خودتون کار میکنی و کانون توجه رو کنترول میکنی و ادامه میدی ،آنوقت هست که نتایج میاد یادمه گفتین به لاجرم پول میاد دنبالت موقعیت ها و اتفاقاتو شرایط خووب و عالی برات رقم میخوره میخواستم در مورد نتایجم بگم ولی ساده و کوتاه میگم من هر دو ماه مریض بودم سرما خوردگی وحشتناک میگرفتم الان حدود دوسال هست یه قرص نخوردم حالم خوبه ومقاومتم در مورد مسائل و اتفاقات اطرافم اوردم پایین و هدایت الهی رو تازه دارم میبینم ودرک میکنم بابا به زور میبرنم ماساژ ،، مشکلات قبلی ام خود به خود به صورت طبیعی حل شدن در امدم بیشتر شده و مهمتر از همه احساسم بهتر شده، و جالب اینکه از وقتی روی منیتم کار کردم ومن من نگفتم کم کم این جریان الهی خداوند رو و هدایترو بیشتر درک کردم به لطف الله الان حالم خوبه و امید وار تر شدم به زندگی و شاد هستم دیگه از اینده نمیترسم و خفن حسم عجیبه ،حس میکنم من نیستم یه نیروی دیگه داره کارامو میکنه خلاصه خدارو شکر هر روز بهتر تر دارم میشم و راهمو کم کم دارم پیدا میکنم و این هدایته خفنه خیلی و خیلی جذاب و خداوند رو صد هزار مرتبه شاکر هستم که در مسیر درست و آگاهی بیشتر و بیداری ودر مسیر کشف قوانین جهان قرار گرفتم تا از زندگیم و این هدیه الهی بیشتر تر لذت ببرم و بیشتر شکرگذار الله باشم و سپاسگذارم از خدای وهابم برای اینکه در این خانواده صمیمی حضور دارم .
بازهم خداروشکر میکنم بخاطر یک فایل زیبای دیگر و نکات ارزشمندی که توی اون هست
دیدن خوبی های دیگران و تحسین موفقیت های دیگران نکته ای که به قول استاد عزیز باید بتوانم نکات مثبت آدمها رو ببینم و تحسین کنم
جالب اینکه استاد میگویند خودشون هم همیشه اینطور نبودند و این برای من که شاگرد هستم بسی جای امیدواری دارد .
واقعا من هم دارم سعی میکنم که موفقیت های دیگران را ببینم و تحسین کنم .
کاری که قبلا خیلی توش مشکل داشتم و بسیار حسادت میکردم و اعصاب خودم رو خرد میکردم از موفقیت دیگران و دلم خنک میشد ار ضرر و زیان دیگران و حالا میبینم که ذهن من من را به کجا برده بود و چقدر منحرف کرده بود من رو و همه اش نشتی انرژی بود.
من آدمهای موفقی دوروبرم بود که میتونستم از اونها الگو بگیرم و تحسینشان کنم و خودم رو بکشم بالا اما متاسفانه ذهن فقیر و منحرف من همیشه من رو به بیراهه برده بود و خداروشکر میکنم که حالا بسیار تغییر کردم و سعی میکنم موفقیت دیگران رو تحسین کنم و خداروشکر کنم بابت موفقیت شون و خدا میدونه که اینکار چقدر تو زندگی من تاثیر مثبت داشته و حالم رو خوب کرده و حالا میفهمم که راه درست هم همین هست و به قول قرآن باید به صدق بالحسنی رسید و این دیدگاه رو در خودم تقویت کنم که اینقدر نعمت و فراوانی هست که به اندازه تمام آدمهای دنیا آفریده شده و فقط باید بخواهیم وبه سمتشون حرکت کنیم با شکرگزاری و توحید عملی
امروز اتفاقی که افتاد خیلی هدایتی بود و خواستم بیام حتما بگم با توجه ب تغییراتی که اطرافیانم از من دیدند خداروشکر امروز چند تا از دوستای همکار از من خواستن ک ببینند چجوری انقدر تغییر کردم و من اومدم و سایت معرفی کردم بهشون و گفتن ک چندتایی فایل ها رو بفرست برامون تا ببینیم و اگ خوشمون اومد گوش بدیم از اونجایی ک نباید اینکار رو میکردم ولی خب نمیدونم چرا دلم میگفت حالا یه چندتایی فایل هایه استاد بفرستم اتفاقی ک نمی افته خلاصه هیچ ایده ای هم نداشتم ک چی بفرستم واسشون اومدم داخل گزینه کلیدها و دیدم خب این همه فایل کدوم و بفرستم اومدم آخرین فایل و زدم روی همین فایل الگو برداری از آدم های موفق و با لینک براشون فرستادم
همون موقع یه ندایی تو یه قلبم میگفت تو ک اینارو گوش دادی خب برو بازم گوش بده خلاصه ک هرچی فایل براشون فرستادم منم از نو نشستم ب فایل گوش دادن و خداروصدهزار مرتبه شکر چقدر قشنگ هدایت شدم و چقدر این فایل به دردم خورد مخصوصا توی کارم
استاد واقعا میگم بی نظیرید من ب خاطر کارم فهمیدم باید برم آدماییه موفق تو حیطه کاری خودم و ببینم باید باور هام رو محکم کنم باید مثله اون بوکسور ه برم و اگ شکست خوردم مثله شیشه تیز بشم و درس ماجرا رو بگیرم
بعضی اوقات استاد اگ چند پله بیاییم عقب و بزاریم تکامل طی بشه و روی خودمون کار کنیم یک اوجی میگیریم ک پله ها پشت سر هم طی میشوند
چرا شما همش تو فایل هاتون میگید اگه خواسته ای دارید و انجام میشه بابتش شکر گزاری کنید بابت ش سپاسگزاری کنید ببینیدش درکش کنید و بدونید خالق هستید
به خاطر قدم هایه بعدیه که محکم تر برداریم با اعتمادبه نفس بیشتر قدم برداریم و وقتی نتیجه های قبلی مون ببینیم مطمعنن میفهمیم قدم بعدی هم امکان پذیر هست
کاری ک این بوکسور ه انجام داد ن ناراحت شد ن هیچ چیز دیگ چرا چون قدم ها و نتیجه های قبلی خودش رو خوب دید و خوب درکش کرده ک با یه شکست ساده ناراحتی غمی براش نداره
استاد من اینارو کاملا توی مراحل زندگیم درکش کردم ک میگم و کاملا حسش کردم ک منظور شما چیه و چقدر ب تازگی میفهمم چی میگید خداروشکر میکنم ک هدایت شدم سمت این فایل معجزه آور
من در مورد قوانین کنترل ذهن در ورزش هیچ اطلاعاتی نداشتم خیلی برام جالب بود حرفهای استاد
استاد گفت که از نتایجتون بگید
یه روز برادرزادم که 9 سالش باشگاه میره یه روز اومد پیشم گفت یه پسر هست تو باشگا با هر کی کشتی میگیره پیروز میشه چند بارم منو شکست داده
منم که هیچی از ورزش کشتی بلد نیستم فقط حرفای استاد یادم اومد بهش گفتم که ذهنتو کنترل کن این ذهنته تو را شکست میده خلاصه از حرفای استاد که تو ذهنم بود یه توضیحاتی بهش دادم بعد چند روز برگشت خونه اومد پیشم گفت با اون پسره بازی کردم نتونست منو شکست بده برنده نشدم اما مساوی شدم خیلی خوشحال شدم ازین موضوع
بعد چند هفته باز هم با همون پسر کشتی گرفته بود دوباره مساوی شده بود بعد منم بهش گفتم اگه بهتره ذهنتو کنترل میکردی میتونستی پیروز بشی
خلاصه خیلی خوشحال شدم این آگاهیهارو به برادرزادم گفتم اونم تونسته بود عمل کنه
ومطمعنم از همین حالا بتونیم قوانین و به بچه ها یاد بدیم موفقیتهای خیلی بزرگی بدست میارن
اولین نکته این بود برای من که به نکات مثبت خودم و اطرافیانم ، کسب و کارم ، روابطم و کلا به نکات مثبت این جهان هستی توجه داشته باشم و مثبت ها را ببینم و توجه خودم را بگذارم روی نکات مثبت زندگی خودم
با توجه کردن به نکات مثبت ، جهان هستی هم موارد مثبت را سر راهم قرار می دهد
نکته دیگر این بود برای من که کنترل کردن ذهن بسیار بسیار مهم است و نقش مهم و کاربردی دارد جریان موفق شدن من
بسیاری از آدمها وجود دارند که از ضربه خوردن و شکست خوردن و ناراحت شدن ما خوشحال می شوند اینجا مهم من هستم که با کنترل کردن ذهن خودم بدون اینکه از حرف باقی ناراحت بشوم و یا اینکه حرف دیگران برایم مهم باشد به ادامه هدف خودم بپردازم و تمرکز خودم را بگذارم روی نکات مثبت زندگی خودم
نکته عالی دیگری که یاد گرفتم این بود که وقتی کسی روی شکست ها و نکات منفی من تمرکز می کند من از آن قدرت بگیرم برای بهتر شدنم چرا که باید به خودم بگویم ببین این نکته خوب تو بوده است که فلانی با دیدن آن حسادت کرده است و باعث ناراحتی او شده است
در زندگی من بی نهایت نکته مثبت وجود دارد و من باید بتوانم انسانهای موفق را تحسین کنم
وقتی توانستم انسانهای موفق را تحسین کنم بدان معنی است که در مسیر درست و در مدار ثروت قرار گرفته ام
نکته
نکته
نکته
کسی که موفق شده است و به موفقیت رسیده است را باید بتوانم ،باید بتوانم ، او را تحسین کنم
موفقیت او را
پیشرفت او را
ثروت او را
قانون:
به هر چیزی که توجه کنم از همان جنس وارد زندگی من می شود
من نباید به ویژه گی های منفی افراد و زندگی و جهان توجه داشته باشم تا از همان جنس وارد زندگی من نشود
این گونه ذهن من آرام آرام به سمت نکات مثبت هدایت می شود و زیبایی ها را می بیند
نباید انرژی را بگذارم برای غصه خوردن بلکه باید انرژی خودم را بگذارم روی هدف هایم و خوبی ها و فرصت ها بنابراین از همین جنس بیشتر و بیشتر وارد زندگی من می شود
نکته دیگر برای من این بود من باید تمرکزم روی خودم باشد و خودم و خودم ومهم است و هیچ نیاز به حرف و تایید مردم نیست در عمل بسیار مهم است که چگونه روی خودم سرمایه گذاری می کنم و خودم برای خودم کافی هستم و امروز خودم را تنها با دیروز خودم مقایسه کنم
عمل کردن به حرفهای خودم و تعهد خودم ،بسیار مهم است چرا که حرف زدن بسیار راحت و آسان است
نکته دیگر این است که
باور داشته باشم که موفق می شوم
بدترین حالت فرکانسی احساس گناه داشتن است هرگز نباید خودم را سرزنش کنم و احساس پشیمانی داشته باشم باید به نکات مثبت خودم توجه داشته باشم
من تجربه کسب می کنم که هی بهتر و بهتر بشوم و این روند باید طی بشود تا من بهتر بهتر بشوم
امید داشته باشم و انگیزه داشته باشم که می توانم موفق بشوم
بجای افسرده شدن و بی انگیزه شدن در شکست بلکه تجربه از آن کسب کنم و به راه خودم با جدیدت بیشتر ادامه بدهم امید داشته باشم و ایمان به خودم داشته باشم و به خدای خودم که موفق خواهم شد و بدون شک پیروزی از آن من است.
نیازی نیست که کسی دست من را بگیرد و هیچ لزومی ندارد که من پایه داشته باشم خودم برای خودم به تنهایی کافی هستم و این نگاه توحیدی بسیار نقش مهم و اساسی در زندگی ما انسانها ایفا می کند
نکته دیگر این است که به هدایت پروردگار اعتماد کنم و خودم را به دست هدایت او بسپارم
بهتر شدن خودم ، برای خودم بسیار مهم تر از هر چیزی می تواند باشد مهم این است که در مسیر هدف خودم لذت ببرم و حال
م خود باشد و کیف کنم از این مسیر و رسیدن به هدف خودم
نکته دیگر این بود
هر چه قدر حرف مردم برایم کمتر اهمیت داشته باشد نشانه رشد و پیشرفت من است
زندگی شکست هم دارد و مهم این است که باز بلند بشوم و ادامه بدهم تمام شکست ها و پیروزی ها فراز و فرود ها همه اینها کنار هم مسیر رسیدن به هدف و قله زندگی را لذت بخش تر می کند
در نهایت به هر چیزی که به آن توجه کنم از همان جنس وارد زندگی من می شود
طبق این قانون به خوبی
نشاط
حال خوب
شادی ها
دلخوشی ها
زیبایی ها
حال خوبی ها
توجه کنم
پس از همین جنس بیشتر و بیشتر در زندگی من رخ می دهد
عجیب فایلی بود و عالی بود و بی نظیر
نکات بسیار زیادی از آن یاد گرفتم
امیدوارم که بتوانم همه این نکات را در زندگی روزمره خودم بکار ببندم
مثل همیشهههه این فایل را وقتی دیدم که بش نیاز داشتم و باعث شد چاله های ذهنیم و پاشنه های اشیلم را پیدا کنم
این فایل نکات خیلی خیلی زیادی داشت که بنظرم لازم هست صدها بار گوشش بدم
اما 3 نکتش خیلیییی زیاد برام جذاب بود:
1- باید بتوووونم افراد موفق را تحسین کنم: استاد من خیلی خوب میتونم افراد موفقی که سنشون از من بیشتر هست را تشویق کنم اما خیلیییی برام سخته که افراد موفقی که هم سن خودم هستند یا مثلا 3 یا 4 سال از من بزرگترند را تحسین کنم، چند شب پیش مامانم با یه فردی که از من چند سالی بزرگتر هست و یه مدت هست که از ایران رفته صحبت میکرد و خب داشت بش کلی انرژی مثبت میداد که بتونه سختی هارو هندل کنه و … بعد اون مکالمه کلی با مامانم بحث کردم که اصلا چرا بش زنگ زدی، مگ وقتی من رفته بودم فلان شهر برای چند ماه زندگی کنم کسی به من زنگ زد و هزارتا چیز دیگ که همش از رو حسادتم بود خودم میفهمیدم که زورم گرفته و دارم از رو حسودی اینارا میگم و میدونستمم دارم بی ربط می گم اما خب حالم خوب نبود بعد چند روز این فایل را گوش دادم و گفتمممم عههههه مشکل من اینههههه
من باید بتونمممم تحسین کنم موفقیت دیگران را، رشد دیگران را، من تا نتونم دیگران را تحسین کنم خودمم به موفقیت نمیرسم باید بفهمم که هر کسی به هر موفقیتی رسیده حتما لایق بوده و منم اگ باورمو درست کنم و ظرف لیاقتم را زیاد کنم منم میتونم موفق بشم(باید انقدر اینارو تکرار کنم که بتونم تو موقعیت های مختلف اتوماتیک اینجور فکر کنم)
و من اگر بخوام موفق بشم باید بتوانممممم نکات مثبت ادمارو ببینم و نکات منفیشونا نادیده بگیرم
2- بقیه مهم نیستند، استاد از وقتی با شما اشنا شدم تو این زمینه نسبت به قبلم خیلی بهتر شدم هرچند که هنوز هم جا کار داره، مثلا من قبلا همیشه با ارایش به دانشگاه میرفتم و برام مهم بود که زیبا دیده بشم اما الان هیچچچچچچ ارایشی نمیکنم، هیچی هیچی، و برام دیگ نظر بقیه مهم نیست و سعی کردم همینجوری عاشق خودم باشم و این باعث شده وقتم خیلی سیو بشه و مثلا حتی اینجوری صبح ها بیشتر می خوابم و هزارتا نکته مثبت دیگه. یا قبلا سعی میکردم یجوری رفتار کنم که طرف مقابلم دوست داره اگ مذهبیه مذهبی برخورد کنم اگ اپن هست اپن برخورد کنم و نگم خدا را خیییلی قبول دارم اما الان یه جور هستم مسیرمو دیگه پیدا کردم و دیگ برام مهم نیس طرف مقابل چه اعتقادی داره و اگ من خلاف نظرش چیزی بگم ممکنه در موردم فکر بد کنه، و این چیزا باعث شده ارامشم خیلی بیشتر بشه و کلا حس بهتری به خودم داشته باشم.
3- و سومین نکته فوووق العاده ای که بود این بود که وقتی شکست میخورم باید بتونم خودم حال خودما خوب کنم، من وقتی حالم بده منتظرم یکی بم زنگ بزنه بم بگه نگرااان نباش، درست میشه و …، من دنبال پایه تو مسائل دیگ تو زندگیم نیستم از وقتی که شروع کردم رو خودم کار کنم اتفاقا عاشق تنهاییم شدم و اصلا کلا دنبال پایه نیستم چون معتقدم پایه خیلییی وقت گیر هست و ادم تنهایی کلا سرعت رشدش خیلی بیشتر هست اما تو بحث ناراحتی و حال بدی نیاز دارم که رو خودم کار کنم چون موقع هایی که ناراحتم همش دوست دارم یکی بم زنگ بزنه، دلداریم بده یا بگه پشتت هستم و چیزای دیگ، البته خودم حس می کنم این مشکل، ریشه تو موضوع دیگ هم داره من هنوز میترسم که به بقیه بگم خوبم و اوضاع خوبه و گاهی هم دوس دارم بگم من این مشکلاتو دارم و وقت هایی که حالم بد هست را ببینند که یه وقت فک نکنن شرایط من همیشه خیلی خوب هست و من هیچ مشکلی تو زندگیم ندارم و مثلا بم حسودیشون بشه ( استاد میدووونم این باورم غلط هست من اصلا نباید کار به نظر بقیه در موردم خودم داشته باشم همون چیزایی که تو نکته دوم گفتم اما تو این زمینه هنوز اوکی نشدم، باید درستش کنم و میدونم این جای کارم ایراد داره…) و همین که واقعا همیشه که شرایط خوب نیس، کلا نمیدونم چرا سر این که همیشه اوضاع خوب نیس میترسم که بگم همه چی خوبه، شاید این باور غلط هست که اگ بگم اوضاع خوب هست خراب میشه یا ب خودم میگم اوضاع که خیلی خوب نیست، معمولیه، چرا بگم خوبه که طرف مقابلم فک کنه من هیچ مشکلی تو زندگیم ندارم، این چند تا باگ بزرگ تو ذهن من هست که نمیدونم چرا هنوز نتونستم حلش کنم ولی سعی میکنم رو خودم کار کنم و درستش کنم(باید بیشترررر رو خودم کار کنم که حتی تو این مسائل، فکر دیگران در موردم برام مهم نباشه و واقعا هرچی بیشتر بتونم این موضوع را برای خودم حل کنم سرعت رشدم بیشتر میشه چون اینجوری هم تمرکزم رو نکات مثبت بیشتر میشه و هم انرژیم سر این که دیگران چجور درموردم فکر می کنند نمیره)
و خیلی دوست دارم مثل استاد بشم که وقتی حالم خوب نیست خودم دست خودمو بگیرم و بلند بشم و توحیدم قوی تر بشه و نیازی به کمک کسی دیگه نداشته باشم و اصلا دووست نداشته باشمممم که کسی بفهمه حالم خوب نیست و در واقع مثل استاد به اون درجه ای برسم که متنفر باشم که کسی حال بد منو ببینه یا بخواد دستمو بگیره و خودم بتونم ذهنم را کنترل کنم و بتونم برای خودم انگیزه ایجاد کنم و بلند شم.
استاد خییییلی دوستتون دارم
ممنون که باعث میشین ایرادهامو پیدا کنم و بفهمم چه باورهای غلطی باعث میشند سرعت رشدم کم بشه
امیدوارم بتونم زودتر مسیر تکاملی ام را طی کنم و باورهای غلطمو درست کنم…
استاد امیدوارم همیشههههه حالتون عالی باشه و همیشه شاد باشید.
سلام زهرا عزیز.انشاله همیشه در زندگی موفق باشی.منم مثل شما بودم دوست نداشتم که کسی بفهمه من خیلی خوشبختم و با گفتن اتفاقات نامناسب میخواستم به دوستان و اطرافیانم بفهمونم منم مشکل دارم.و تنها دلیل این کار من این بود که فکر میکردم اگه بقیه بفهمن که من چقدر خوشبختم چشم بخورم و زندگیمو و خوشبختی که دارم رو از دست بدم.تا اینکه هدایت شدم به یکی از صحبتهای استاد که گفتن وقتی شما به چشم زخم اعتقاد دارید یعنی داری به خدا شرک میورزی یعنی قدرت رو از خدا گرفتی و دادی به بنده هاش اونوقت دچار چشم زخم میشی.از وقتی این صحبتو گوش کردم هر وقت این حس اومد سمتم که نکنه یکی منو چشم بزنه سریع این جمله میاد به ذهنم که قدرت خدا بیشتر از همه هست و اگه تمام آدمای دنیا بخوان به تو ضربه بزنن و تو بکشن پایین نمیتونن.پس بالاترین قدرت جهان خداست که توانا و دانا به تمام امور جهان هست و من به هر انچه که بخوام میرسم چه بقیه خوششون بیاد چه خوششون نیاد.همیشه شاد پیروز و ثروتمند و سلامت باشید
استاد عباس منش عزیز، امروز به شنیدن این فایل هدایت شدم، این فایل شماره 41 از دسته بندی در صلح بودن با خودمان هست.
بسیار بسیار آگاهی های این فایل برام جذاب بود. اصولا همه ی فایلهایی که دارم گوش میدم روزانه کاملا مناسب الانم هست و پر از نکات تامل برانگیز…
که دقیقا دارن هدایت و تشویقم میکنن که تمرینشون کنم تو زندگی روزانه ام…
صحبت های بسیار تاثیربرانگیز در بهبود کیفیت زندگیم و رشدم برای هر چه بهتر شدن شخصیتم.
اول از همه یه نکته بگم که آخر فایل تاکید کردین:
صحبت از نتایج خود، کامنت گذاشتن از نتایج این آموزه ها، نه فقط تکرار صحبت های شما در فایل و نوشتنشون
از چند وقت پیش دارم تو یه دفتر از نتایجم مینویسم برای خودم، از چیزهایی که توشون بهتر شدم، اعتماد به نفسم کجاها با چه تمرین هایی بالاتر رفته، کجاها تغییر طرز فکر و باورهام بهم کمک کرده و حالمو بهتر کرده و باعث بهبود کیفیت زندگیم شده. برای اینکه بفهمم چه تغییراتی کردم و میکنم.
در رابطه با کنترل ذهن وقتی اتفاق ناجالبی میوفته یه مثال به ذهنم رسید که میخوام بنویسم براتون:
چند روز پیش موقع خرید در مغازه اتفاق ناجالبی افتاد که در درجه اول شوکه و ناراحتم کرد، بعد عصبانی شدم چون شوکه شدم از اون برخورد در حالیکه یه سوتفاهم به وجود اومده بود بر اثر عدم آگاهی …
بعد از ناراحتی و خشم، منصرف شدم از خرید، اومدم بیرون تو هوای آزاد…
فکر میکنم کار خوبی کردم محیط رو ترک کردم، چون حضور در اون فضا توجهم به نکات منفی رو تقویت میکرد…
تا مدتی هنوز ناراحت بودم و فکر میکردم چرا اینطوری برخورد کردن…
بعدش حدود کمتر از یک ساعت مسیر فکرامو عوض کردم، بردم تو زیبایی ها و نکات مثبت ادامه ی مسیرم و حسابی مشغول شدم و یادم رفت کم کم.
بعدش به این دید رسیدم نیازی به خشم نبود، یه سوتفاهم بود و بس همین، و اینکه سمانه تمومش کن.
این تازه ترین مثالی بود که بعد گوش کردن فایل یهو یادم افتاد و به خودم افتخار کردم برای این تغییرات…
چون دقیقا وقتی از مغازه بیرون اومدم تو ذهنم داشتم آگاهانه میگفتم بیا و ذهنت رو کنترل کن و به نجواها اجازه ی پیشروی نده چون دقیقا حالت رو بدتر میکنه.
این برای من نتیجه بزرگیه چون قبلا چیزی به اسم کنترل ذهن هنگام اتفاقات ناجالب برام بالا نمیومد و همچنان به نجواهای ذهنی خوراک میدادم و شعله ورترش میکردم با این توجیه که من مورد ظلم واقع شدم و میرفتم تو لایه ی مظلوم نمایی و صد درصد بی گناه بودن و اینکه حقم نبود اینطوری باهام رفتار شه و …
همون روز این درس و آگاهی هم اومد برام، حس میکنم از فایلهای شما بود:
از خشم باید عبور کرد، وگرنه تبدیل به کینه (سیاهی قلب و دور شدن از خدا ) میشه
استاد بارها و بارها گوش کردن و دیدن فایلهاتون منو به جواب درست هدایت کرده، منو هدایت کرده که دقیقا الانبه چی نیاز دارم، باید به چی توجه کنم، در مورد چی تمرین کنم و …
بی نهایت سپاس گزارم از خدا و دست بسیار عزیزش استاد عباس منش عزیز.
و اما در مورد توجه به زیبایی ها و صلح با خود میتونم بگم خیلی متفاوت از قبلم دارم عمل میکنم، دارم تلاش میکنم تو زندگی روزانه رفتارم نسبت به گذشته عوض بشه که شخصیتم کم کم عوض شه…
درک کردم هر چی بیشتر با خودم در صلح باشم، کمتر بهم بر میخوره یا ناراحت میشم از حرف یا رفتار دیگران. چون جدی گرفتن حرف دیگران پاشنه آشیل منه…
این جدی گرفتن حرف یا رفتار دیگران باعث خیلی آسیب ها شده، نمیگم الان ناراحت نمیشم یا بهم بر نمیخوره، اما الان تا حدودی فرق کردم.
یه سری چیزها رو کامل میفهمم ساده تر از گذشته از کنارشون دارم رد میشم و اذیت نمیشم اما هنوز راه طولانی دارم برای این مسئله و بهبود لحظه به لحظه اش.
همون مثالی که بالا ازش گفتم هم از همین مورد بود و باعث آسیب بهم شد.
بعدش به خودم گفتم اصلا حتی نیاز به این میزان واکنش هم نبود.
انگار خودمم یه جایی تعجب کردم که چرا واکنش اینطوری دارم میدم، انگار خودمم متوجه شده باشم دارم از جاده خارج میشم…
این برام خیلی واجد سپاس گزاریه، چون انگار یه چیزی درونم تغییر کرده که متوجه شدم دارم جاده رو اشتباهی میرم، انگار زنگ خطر واسم فعال شه که داری چیکار میکنی سمانه؟
این برام تازگی داره و نتیجه ی عالی برای خودم در این مداری که هستم محسوب میشه.
نمی دونم این ریشه های حسادت چیه اما من نمی تونم بگم اصلا حسادت ندارم اما به نسبت قبل کمتر شده است ،هر چند ممکنه به برخی خواسته ها نرسیده باشم اما به نظرم اون چیزی که بهمون حس خوب میدهد همان احساس هماهنگی با خودمون یا صلح بودن با خودمونه این حس کم کم حسادت رو در ما کم رنگ تر می کنه .
امروز یک سوالی به ذهنم رسید خیلی دوست دارم جوابشو بدونم این که دوره های روانشناسی رو گوش می کنم استاد مثال ذهن فقیر و ثروتمند رو میزنه ،به تازگی وزارت راه و شهرسازی طرح مسکن ملی رو گذاشتن من خیلی تمایل داشتم و دارم توش ثبت نام کنم و کردم، اما نمی دونم با توجه به آینده کار درستی هست یا خیر ؟ روش درستی در مدارم هست یا برگرفته از ذهن فقیره . خیلی نمی دونم چی به چیه اما نوشته قیمت هر مترمربع ارزونتره و گفتم شاید راهی باشه که بهم کمک کنه . نمی دونم . اما همش خبرش جلوی چشمم بود به خودم جرات دادم ثبت نام کردم، حالا نتونستم درک کنم یا گفتم شاید اقدام نکردن هم برگفته از ترس باشه .چقدر خوب میشه استاد در موردش توضیح بده . چون گاهی مثال میزنه و با مثال ما قانون را بیشتر درک می کنیم و از اشتباه کردن پرهیز می کنیم .نمی خواهم اشتباه کنم .
من هم اتفاقا در مورد رئیسس جمهورها همین تفکر استاد را داشتم البته ما تو ایران عادت کردیم اکثریت مردم به هم بخندن و همدیگه رو نالایق بدونن اما وقتی قانون را درک کردم دیدم چیزی تصادفی نیست و احتمالا همون افراد یا مسوولانی که من بی عرضه می دونستم به نوعی لایق اون سمت و فرکانس عموم ملت یا سازمان بودن . یک تجربه هم بگم اتفاقا همین هفته انتخابات سازمان ما بود که الکترونیکی بود و کلی تبلیغ و پیامک و تماس تلفنی بر خلاف قبل داشتیم هر سه سال هیات مدیره برگزار می شد.خلاصه من به ندرت اهل رای دادن هستم به خاطر طرز فکرم که خودمون مسوول اتفاقات هستیم( البته هیچ ادعای ندارم که صد درصد شاید پنجاه درصد اینها رسیده باشم که البته همینشم خوبه در مقایسه با عموم مردم )داشتم فکر می کردم چکار کنم حالا منشی های برخی زنگ میزدن از فلان شخص حمایت کنید یک خانمی زنگ زد و گفت من نماینده فلانی هستم و شما چند نفر هستیی که می تونید از این شخص حمایت کنی ! یعنی داشت پر رو بازی در می آورد انگار من کارمند این بابا بودم که براش رای جمع کنم . خلاصه بعد فرداش که فکر کردم اصلا رای ندادم و گوشیم رو جواب نمی دادم چون می دونستم تماس از جانب اینهاست به این حد بدم اومده بود و ناراحت شدم همین شخص نفر اول رشته ما شد و من دو نفرو می شناختم از لحاظ خدمات و ارتباطات و در ذهنم بود به اونا رای بدهم اصلا رای نیاوردن و گفتم چه خوب شد ندادم، چون من بهر حال یک رای می دهم . اما در کل گفتم اگه خودشون لایق باشن رای میارن نیاز به التماس رای و رای من تک نفر نیست .
بهر حال من فکر کنم تحسین کردن افرادی که نتایج و عملکرد و تفکر خوبی نسبت به بد دارن یعنی قسمت بیشتر فرکانسشون خوبه خیلی راحتر از افراد باشه که این فرکانس منفی رو دارن یعنی افراد و سیاستمدارانی که منفی و بدبین هستنو بیشتر مورد نفرت هستند . شاید کسی که مثل استاد روی خودش کار کرده این مهارت رو پرورش داده باشه اما من خودم راحترم از افراد ثروتمند تحسین کنم البته خوشبختانه افرادی که منفی هم باشند و مورد نفرت به شرطی که به حد کافی دور باشن قضاوت خاصی ندارم ،گاهی حتی نتایجشون هم برام جالبه مثلا میگم بببین با این همه افرادی که نقدش می کنن چقدر دوام داره یا اعتماد به نفسی داره یا حتی باورها و جهان بینی خاص خودش رو داره که بهش اعتقاد کامل داره .
اتفاقا امروز نشانه من هم توحید ۲ آمد و داشتم بهش فکر می کردم که چطور در نقطه تعادل قرار بگیرم . نسبت به قبل خودم را مقایسه کردم خیلی بهتر شده بودم از یک فرد مشرک و وابسته که خوشی خودش را در گرو دیگران و ارتباط با آنها می دید یا حتی شخص خاص، الان حالت آرامش و منطقه زیبایش منوط به روابط و آدم ها نیست در تنهایی خودم و در آرامش تجسمش می کنم . نه این که بگویم تنهایی خوب است ارتباط را دوست دارم اما دلم می خواهد از این منظر هم لذت ببرم و محتاج دیگری نباشم اگر جایی باشم و تنها باشم لذت ببرم . اممروز زیاد هم به ان فکر کردم .فهمیدم خداوند را به سمتی هدایت می کند که لذت و آرامش و احساس خوب را بشناسیم نه این که لذت و آرامش را محدود به تصورات نادرست خود بدانیم . قرار است یاد بگیریم حس خوب منوط به هماهنگی با درونمان است نه فضا ی بیرون و ارتباطاتی خاص یا رسیدن به نتایجی خاص و این چیزی است که من فکر کنم در حال یادگیری اش هستم .
یک موضوع جالب هم در مورد این شخص این بود که در شرایط شکست یا برخورد به تضاد توانسته بود قانون را به خودش یادآوری کند و آرام بشود و از آن درس بگیرد . این خیلی راحت است وقتی بردیم یا در شرایط خوب و آرام ، در مورد موفقیت و احساس خوب و تمرکز به آن حرف بزنیم اما در مواجهه با تضاد وسواس های شیطان به ذهن هجوم می آورند و کنترل ذهن کار سختی می شود.
سلام به دوستان خانم شایسته و استاد عزیز من میخام در مورد اتفاقی که دیروز برام افتاد صحبت کنم من از اون روزی که این فایل اومد رو سایت میخاستم این فایلو ببینم ولی نمیشد هر بار و امروز دیدم .من قبلا میگرن داشتم و خیلی سخت بود برام و تقریبا هر ماه دوبار سر درد میگرفتم دیروز من کلاس تیریدی مکث داشتم و صبحش حالم بده شد بعد از ۶ یا۷ ماه که هربارم داره کمتر میشه اولش گفتم باید ذهنمو کنترل کنم اما خیلی سخت بود گفتم در موردش نباید با کسی حرف بزنم اما نتونستم و با دونفر در میان گزاشتم و این در صورتی بود که کلاس هم داشتم .خب حالم بده شد ولی ی نکته این بود که قبلا اگه نصف روز منو درگیر میکرد الان ۳ ساعت درگیر شدم .وقتی که قبلا معدم به هم میریخت بالا میووردم هرچی که خورده بودم و بازجر بود اینبار راحت تر این اتفاق برام افتاد قبلا وقتی حالم بده میشد تا شب سر درد داشتم اما الان همون۳ ساعت سردردم حل شد و سعی میکردم که عمل کنم بعدش واقعا دوست داشتم بخابم اما رفتم به کلاس شرکت کردم نیم ساعت دیر رسیدم اما شرکت کردم بعد کلاسم رفتم خونه خالمو و اونجا داییمو دیدم که گفت کلاس های دکور داخل و نصابی و کناف داره راه میندازه که یقدم برام واضح تر شد که راهو ببینم و امروز هم حالم مثل قبل عالی نیست اما خیلی بهترم این فایلو دیدم و میخام به برنامه های دیگه که باید امروز انجام بدم برسم.چند ساعت پیش داداشم اومد بالا و ی ربع سکه بهم داد و گفت به جای اون روز ها که برام کار کردی و حقوق بهت ندادم و موتور قرار بود بهره برام که نخریده بود که اونم به خاطر خودم هست که روحرف دیگران حساب میکنم .من ۳ سال پیش براش کار کرده بودم اما امروز ی ربع سکه دارم دیگه😂میخاستم اینو به اشتراک بزارم راستش اولش این اومد تو ذهنم که من مگه رو خودم کار نمیکنم چرا دوباره این اتفاق افتاد چرا دوباره من اینجوری شدم نجوا بود که میگفت تو داری پسرفت میکنی هنوز ذهنم درگیرشه اما باعث شد که با تعهد بیشتر کاری کنم که روی ذهنم فشاری وارد نشه و بیشتر بیخیال مسائل تو زندگیم باشم .این فایل خیلی درس داره که هم درساشو گرفتم هم اصلا درساشو نگرفتم 😂 و به لیست فایل های که باید زیاد ببینم اظافش میکنم ممنون از همه که کامنت من رو خوندن
سلام اقای عباس منش من در حدود یک سال هست که شمارو دنبال میکنم و زندگیم و شخصیتم در خیلی از ابعاد و دیدگاه ها مختلف تغییر کرده و بهتر شدم و خدارو شکر میکنم ،واقعا از شما سپاسگذارم و یادم هست یه جمله ای رو شما گفتین که وقتی شما از قانون استفاده میکنی و عمل میکنی به تمرینات و روی خودتون کار میکنی و کانون توجه رو کنترول میکنی و ادامه میدی ،آنوقت هست که نتایج میاد یادمه گفتین به لاجرم پول میاد دنبالت موقعیت ها و اتفاقاتو شرایط خووب و عالی برات رقم میخوره میخواستم در مورد نتایجم بگم ولی ساده و کوتاه میگم من هر دو ماه مریض بودم سرما خوردگی وحشتناک میگرفتم الان حدود دوسال هست یه قرص نخوردم حالم خوبه ومقاومتم در مورد مسائل و اتفاقات اطرافم اوردم پایین و هدایت الهی رو تازه دارم میبینم ودرک میکنم بابا به زور میبرنم ماساژ ،، مشکلات قبلی ام خود به خود به صورت طبیعی حل شدن در امدم بیشتر شده و مهمتر از همه احساسم بهتر شده، و جالب اینکه از وقتی روی منیتم کار کردم ومن من نگفتم کم کم این جریان الهی خداوند رو و هدایترو بیشتر درک کردم به لطف الله الان حالم خوبه و امید وار تر شدم به زندگی و شاد هستم دیگه از اینده نمیترسم و خفن حسم عجیبه ،حس میکنم من نیستم یه نیروی دیگه داره کارامو میکنه خلاصه خدارو شکر هر روز بهتر تر دارم میشم و راهمو کم کم دارم پیدا میکنم و این هدایته خفنه خیلی و خیلی جذاب و خداوند رو صد هزار مرتبه شاکر هستم که در مسیر درست و آگاهی بیشتر و بیداری ودر مسیر کشف قوانین جهان قرار گرفتم تا از زندگیم و این هدیه الهی بیشتر تر لذت ببرم و بیشتر شکرگذار الله باشم و سپاسگذارم از خدای وهابم برای اینکه در این خانواده صمیمی حضور دارم .
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی بزرگوار
بازهم خداروشکر میکنم بخاطر یک فایل زیبای دیگر و نکات ارزشمندی که توی اون هست
دیدن خوبی های دیگران و تحسین موفقیت های دیگران نکته ای که به قول استاد عزیز باید بتوانم نکات مثبت آدمها رو ببینم و تحسین کنم
جالب اینکه استاد میگویند خودشون هم همیشه اینطور نبودند و این برای من که شاگرد هستم بسی جای امیدواری دارد .
واقعا من هم دارم سعی میکنم که موفقیت های دیگران را ببینم و تحسین کنم .
کاری که قبلا خیلی توش مشکل داشتم و بسیار حسادت میکردم و اعصاب خودم رو خرد میکردم از موفقیت دیگران و دلم خنک میشد ار ضرر و زیان دیگران و حالا میبینم که ذهن من من را به کجا برده بود و چقدر منحرف کرده بود من رو و همه اش نشتی انرژی بود.
من آدمهای موفقی دوروبرم بود که میتونستم از اونها الگو بگیرم و تحسینشان کنم و خودم رو بکشم بالا اما متاسفانه ذهن فقیر و منحرف من همیشه من رو به بیراهه برده بود و خداروشکر میکنم که حالا بسیار تغییر کردم و سعی میکنم موفقیت دیگران رو تحسین کنم و خداروشکر کنم بابت موفقیت شون و خدا میدونه که اینکار چقدر تو زندگی من تاثیر مثبت داشته و حالم رو خوب کرده و حالا میفهمم که راه درست هم همین هست و به قول قرآن باید به صدق بالحسنی رسید و این دیدگاه رو در خودم تقویت کنم که اینقدر نعمت و فراوانی هست که به اندازه تمام آدمهای دنیا آفریده شده و فقط باید بخواهیم وبه سمتشون حرکت کنیم با شکرگزاری و توحید عملی
شاد باشید و تندرست ثروتمند در دنیا وآخرت
سلام متشکرم استاد عزیزم
خواستم فقط یک تشکر ساده کنم از تک تک جملاتی که به زبون میاری و از طرف خدا یک مجرای عشق و ثروت و سعادت هستی برای کسایی که میخوان پیشرفت کنن .
متشکرم از همینجا بغلت میکنم . امیدوارم سلامت تر از همیشه و ثروتمند تر از ایلان ماسک و سعادتمند تر از سالهای قبل باشی . سپاسگزارم .
درود خدمت استاد عزیز و همراهان جان
امروز اتفاقی که افتاد خیلی هدایتی بود و خواستم بیام حتما بگم با توجه ب تغییراتی که اطرافیانم از من دیدند خداروشکر امروز چند تا از دوستای همکار از من خواستن ک ببینند چجوری انقدر تغییر کردم و من اومدم و سایت معرفی کردم بهشون و گفتن ک چندتایی فایل ها رو بفرست برامون تا ببینیم و اگ خوشمون اومد گوش بدیم از اونجایی ک نباید اینکار رو میکردم ولی خب نمیدونم چرا دلم میگفت حالا یه چندتایی فایل هایه استاد بفرستم اتفاقی ک نمی افته خلاصه هیچ ایده ای هم نداشتم ک چی بفرستم واسشون اومدم داخل گزینه کلیدها و دیدم خب این همه فایل کدوم و بفرستم اومدم آخرین فایل و زدم روی همین فایل الگو برداری از آدم های موفق و با لینک براشون فرستادم
همون موقع یه ندایی تو یه قلبم میگفت تو ک اینارو گوش دادی خب برو بازم گوش بده خلاصه ک هرچی فایل براشون فرستادم منم از نو نشستم ب فایل گوش دادن و خداروصدهزار مرتبه شکر چقدر قشنگ هدایت شدم و چقدر این فایل به دردم خورد مخصوصا توی کارم
استاد واقعا میگم بی نظیرید من ب خاطر کارم فهمیدم باید برم آدماییه موفق تو حیطه کاری خودم و ببینم باید باور هام رو محکم کنم باید مثله اون بوکسور ه برم و اگ شکست خوردم مثله شیشه تیز بشم و درس ماجرا رو بگیرم
بعضی اوقات استاد اگ چند پله بیاییم عقب و بزاریم تکامل طی بشه و روی خودمون کار کنیم یک اوجی میگیریم ک پله ها پشت سر هم طی میشوند
چرا شما همش تو فایل هاتون میگید اگه خواسته ای دارید و انجام میشه بابتش شکر گزاری کنید بابت ش سپاسگزاری کنید ببینیدش درکش کنید و بدونید خالق هستید
به خاطر قدم هایه بعدیه که محکم تر برداریم با اعتمادبه نفس بیشتر قدم برداریم و وقتی نتیجه های قبلی مون ببینیم مطمعنن میفهمیم قدم بعدی هم امکان پذیر هست
کاری ک این بوکسور ه انجام داد ن ناراحت شد ن هیچ چیز دیگ چرا چون قدم ها و نتیجه های قبلی خودش رو خوب دید و خوب درکش کرده ک با یه شکست ساده ناراحتی غمی براش نداره
استاد من اینارو کاملا توی مراحل زندگیم درکش کردم ک میگم و کاملا حسش کردم ک منظور شما چیه و چقدر ب تازگی میفهمم چی میگید خداروشکر میکنم ک هدایت شدم سمت این فایل معجزه آور
عاشقتونم🥰😍
بنام خدا
ممنون از استاد بخاطر این آگاهیها
من در مورد قوانین کنترل ذهن در ورزش هیچ اطلاعاتی نداشتم خیلی برام جالب بود حرفهای استاد
استاد گفت که از نتایجتون بگید
یه روز برادرزادم که 9 سالش باشگاه میره یه روز اومد پیشم گفت یه پسر هست تو باشگا با هر کی کشتی میگیره پیروز میشه چند بارم منو شکست داده
منم که هیچی از ورزش کشتی بلد نیستم فقط حرفای استاد یادم اومد بهش گفتم که ذهنتو کنترل کن این ذهنته تو را شکست میده خلاصه از حرفای استاد که تو ذهنم بود یه توضیحاتی بهش دادم بعد چند روز برگشت خونه اومد پیشم گفت با اون پسره بازی کردم نتونست منو شکست بده برنده نشدم اما مساوی شدم خیلی خوشحال شدم ازین موضوع
بعد چند هفته باز هم با همون پسر کشتی گرفته بود دوباره مساوی شده بود بعد منم بهش گفتم اگه بهتره ذهنتو کنترل میکردی میتونستی پیروز بشی
خلاصه خیلی خوشحال شدم این آگاهیهارو به برادرزادم گفتم اونم تونسته بود عمل کنه
ومطمعنم از همین حالا بتونیم قوانین و به بچه ها یاد بدیم موفقیتهای خیلی بزرگی بدست میارن
سلام استاد عزیز
سلام بر دوستان خوبم
نکته هایی زیادی در این فایل وجود دارد
اولین نکته این بود برای من که به نکات مثبت خودم و اطرافیانم ، کسب و کارم ، روابطم و کلا به نکات مثبت این جهان هستی توجه داشته باشم و مثبت ها را ببینم و توجه خودم را بگذارم روی نکات مثبت زندگی خودم
با توجه کردن به نکات مثبت ، جهان هستی هم موارد مثبت را سر راهم قرار می دهد
نکته دیگر این بود برای من که کنترل کردن ذهن بسیار بسیار مهم است و نقش مهم و کاربردی دارد جریان موفق شدن من
بسیاری از آدمها وجود دارند که از ضربه خوردن و شکست خوردن و ناراحت شدن ما خوشحال می شوند اینجا مهم من هستم که با کنترل کردن ذهن خودم بدون اینکه از حرف باقی ناراحت بشوم و یا اینکه حرف دیگران برایم مهم باشد به ادامه هدف خودم بپردازم و تمرکز خودم را بگذارم روی نکات مثبت زندگی خودم
نکته عالی دیگری که یاد گرفتم این بود که وقتی کسی روی شکست ها و نکات منفی من تمرکز می کند من از آن قدرت بگیرم برای بهتر شدنم چرا که باید به خودم بگویم ببین این نکته خوب تو بوده است که فلانی با دیدن آن حسادت کرده است و باعث ناراحتی او شده است
در زندگی من بی نهایت نکته مثبت وجود دارد و من باید بتوانم انسانهای موفق را تحسین کنم
وقتی توانستم انسانهای موفق را تحسین کنم بدان معنی است که در مسیر درست و در مدار ثروت قرار گرفته ام
نکته
نکته
نکته
کسی که موفق شده است و به موفقیت رسیده است را باید بتوانم ،باید بتوانم ، او را تحسین کنم
موفقیت او را
پیشرفت او را
ثروت او را
قانون:
به هر چیزی که توجه کنم از همان جنس وارد زندگی من می شود
من نباید به ویژه گی های منفی افراد و زندگی و جهان توجه داشته باشم تا از همان جنس وارد زندگی من نشود
این گونه ذهن من آرام آرام به سمت نکات مثبت هدایت می شود و زیبایی ها را می بیند
نباید انرژی را بگذارم برای غصه خوردن بلکه باید انرژی خودم را بگذارم روی هدف هایم و خوبی ها و فرصت ها بنابراین از همین جنس بیشتر و بیشتر وارد زندگی من می شود
نکته دیگر برای من این بود من باید تمرکزم روی خودم باشد و خودم و خودم ومهم است و هیچ نیاز به حرف و تایید مردم نیست در عمل بسیار مهم است که چگونه روی خودم سرمایه گذاری می کنم و خودم برای خودم کافی هستم و امروز خودم را تنها با دیروز خودم مقایسه کنم
عمل کردن به حرفهای خودم و تعهد خودم ،بسیار مهم است چرا که حرف زدن بسیار راحت و آسان است
نکته دیگر این است که
باور داشته باشم که موفق می شوم
بدترین حالت فرکانسی احساس گناه داشتن است هرگز نباید خودم را سرزنش کنم و احساس پشیمانی داشته باشم باید به نکات مثبت خودم توجه داشته باشم
من تجربه کسب می کنم که هی بهتر و بهتر بشوم و این روند باید طی بشود تا من بهتر بهتر بشوم
امید داشته باشم و انگیزه داشته باشم که می توانم موفق بشوم
بجای افسرده شدن و بی انگیزه شدن در شکست بلکه تجربه از آن کسب کنم و به راه خودم با جدیدت بیشتر ادامه بدهم امید داشته باشم و ایمان به خودم داشته باشم و به خدای خودم که موفق خواهم شد و بدون شک پیروزی از آن من است.
نیازی نیست که کسی دست من را بگیرد و هیچ لزومی ندارد که من پایه داشته باشم خودم برای خودم به تنهایی کافی هستم و این نگاه توحیدی بسیار نقش مهم و اساسی در زندگی ما انسانها ایفا می کند
نکته دیگر این است که به هدایت پروردگار اعتماد کنم و خودم را به دست هدایت او بسپارم
بهتر شدن خودم ، برای خودم بسیار مهم تر از هر چیزی می تواند باشد مهم این است که در مسیر هدف خودم لذت ببرم و حال
م خود باشد و کیف کنم از این مسیر و رسیدن به هدف خودم
نکته دیگر این بود
هر چه قدر حرف مردم برایم کمتر اهمیت داشته باشد نشانه رشد و پیشرفت من است
زندگی شکست هم دارد و مهم این است که باز بلند بشوم و ادامه بدهم تمام شکست ها و پیروزی ها فراز و فرود ها همه اینها کنار هم مسیر رسیدن به هدف و قله زندگی را لذت بخش تر می کند
در نهایت به هر چیزی که به آن توجه کنم از همان جنس وارد زندگی من می شود
طبق این قانون به خوبی
نشاط
حال خوب
شادی ها
دلخوشی ها
زیبایی ها
حال خوبی ها
توجه کنم
پس از همین جنس بیشتر و بیشتر در زندگی من رخ می دهد
عجیب فایلی بود و عالی بود و بی نظیر
نکات بسیار زیادی از آن یاد گرفتم
امیدوارم که بتوانم همه این نکات را در زندگی روزمره خودم بکار ببندم
ممنون از استاد مهربان بخاطر این همه حس خوب
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام به استاد عزیزم و مریم جان
مثل همیشهههه این فایل را وقتی دیدم که بش نیاز داشتم و باعث شد چاله های ذهنیم و پاشنه های اشیلم را پیدا کنم
این فایل نکات خیلی خیلی زیادی داشت که بنظرم لازم هست صدها بار گوشش بدم
اما 3 نکتش خیلیییی زیاد برام جذاب بود:
1- باید بتوووونم افراد موفق را تحسین کنم: استاد من خیلی خوب میتونم افراد موفقی که سنشون از من بیشتر هست را تشویق کنم اما خیلیییی برام سخته که افراد موفقی که هم سن خودم هستند یا مثلا 3 یا 4 سال از من بزرگترند را تحسین کنم، چند شب پیش مامانم با یه فردی که از من چند سالی بزرگتر هست و یه مدت هست که از ایران رفته صحبت میکرد و خب داشت بش کلی انرژی مثبت میداد که بتونه سختی هارو هندل کنه و … بعد اون مکالمه کلی با مامانم بحث کردم که اصلا چرا بش زنگ زدی، مگ وقتی من رفته بودم فلان شهر برای چند ماه زندگی کنم کسی به من زنگ زد و هزارتا چیز دیگ که همش از رو حسادتم بود خودم میفهمیدم که زورم گرفته و دارم از رو حسودی اینارا میگم و میدونستمم دارم بی ربط می گم اما خب حالم خوب نبود بعد چند روز این فایل را گوش دادم و گفتمممم عههههه مشکل من اینههههه
من باید بتونمممم تحسین کنم موفقیت دیگران را، رشد دیگران را، من تا نتونم دیگران را تحسین کنم خودمم به موفقیت نمیرسم باید بفهمم که هر کسی به هر موفقیتی رسیده حتما لایق بوده و منم اگ باورمو درست کنم و ظرف لیاقتم را زیاد کنم منم میتونم موفق بشم(باید انقدر اینارو تکرار کنم که بتونم تو موقعیت های مختلف اتوماتیک اینجور فکر کنم)
و من اگر بخوام موفق بشم باید بتوانممممم نکات مثبت ادمارو ببینم و نکات منفیشونا نادیده بگیرم
2- بقیه مهم نیستند، استاد از وقتی با شما اشنا شدم تو این زمینه نسبت به قبلم خیلی بهتر شدم هرچند که هنوز هم جا کار داره، مثلا من قبلا همیشه با ارایش به دانشگاه میرفتم و برام مهم بود که زیبا دیده بشم اما الان هیچچچچچچ ارایشی نمیکنم، هیچی هیچی، و برام دیگ نظر بقیه مهم نیست و سعی کردم همینجوری عاشق خودم باشم و این باعث شده وقتم خیلی سیو بشه و مثلا حتی اینجوری صبح ها بیشتر می خوابم و هزارتا نکته مثبت دیگه. یا قبلا سعی میکردم یجوری رفتار کنم که طرف مقابلم دوست داره اگ مذهبیه مذهبی برخورد کنم اگ اپن هست اپن برخورد کنم و نگم خدا را خیییلی قبول دارم اما الان یه جور هستم مسیرمو دیگه پیدا کردم و دیگ برام مهم نیس طرف مقابل چه اعتقادی داره و اگ من خلاف نظرش چیزی بگم ممکنه در موردم فکر بد کنه، و این چیزا باعث شده ارامشم خیلی بیشتر بشه و کلا حس بهتری به خودم داشته باشم.
3- و سومین نکته فوووق العاده ای که بود این بود که وقتی شکست میخورم باید بتونم خودم حال خودما خوب کنم، من وقتی حالم بده منتظرم یکی بم زنگ بزنه بم بگه نگرااان نباش، درست میشه و …، من دنبال پایه تو مسائل دیگ تو زندگیم نیستم از وقتی که شروع کردم رو خودم کار کنم اتفاقا عاشق تنهاییم شدم و اصلا کلا دنبال پایه نیستم چون معتقدم پایه خیلییی وقت گیر هست و ادم تنهایی کلا سرعت رشدش خیلی بیشتر هست اما تو بحث ناراحتی و حال بدی نیاز دارم که رو خودم کار کنم چون موقع هایی که ناراحتم همش دوست دارم یکی بم زنگ بزنه، دلداریم بده یا بگه پشتت هستم و چیزای دیگ، البته خودم حس می کنم این مشکل، ریشه تو موضوع دیگ هم داره من هنوز میترسم که به بقیه بگم خوبم و اوضاع خوبه و گاهی هم دوس دارم بگم من این مشکلاتو دارم و وقت هایی که حالم بد هست را ببینند که یه وقت فک نکنن شرایط من همیشه خیلی خوب هست و من هیچ مشکلی تو زندگیم ندارم و مثلا بم حسودیشون بشه ( استاد میدووونم این باورم غلط هست من اصلا نباید کار به نظر بقیه در موردم خودم داشته باشم همون چیزایی که تو نکته دوم گفتم اما تو این زمینه هنوز اوکی نشدم، باید درستش کنم و میدونم این جای کارم ایراد داره…) و همین که واقعا همیشه که شرایط خوب نیس، کلا نمیدونم چرا سر این که همیشه اوضاع خوب نیس میترسم که بگم همه چی خوبه، شاید این باور غلط هست که اگ بگم اوضاع خوب هست خراب میشه یا ب خودم میگم اوضاع که خیلی خوب نیست، معمولیه، چرا بگم خوبه که طرف مقابلم فک کنه من هیچ مشکلی تو زندگیم ندارم، این چند تا باگ بزرگ تو ذهن من هست که نمیدونم چرا هنوز نتونستم حلش کنم ولی سعی میکنم رو خودم کار کنم و درستش کنم(باید بیشترررر رو خودم کار کنم که حتی تو این مسائل، فکر دیگران در موردم برام مهم نباشه و واقعا هرچی بیشتر بتونم این موضوع را برای خودم حل کنم سرعت رشدم بیشتر میشه چون اینجوری هم تمرکزم رو نکات مثبت بیشتر میشه و هم انرژیم سر این که دیگران چجور درموردم فکر می کنند نمیره)
و خیلی دوست دارم مثل استاد بشم که وقتی حالم خوب نیست خودم دست خودمو بگیرم و بلند بشم و توحیدم قوی تر بشه و نیازی به کمک کسی دیگه نداشته باشم و اصلا دووست نداشته باشمممم که کسی بفهمه حالم خوب نیست و در واقع مثل استاد به اون درجه ای برسم که متنفر باشم که کسی حال بد منو ببینه یا بخواد دستمو بگیره و خودم بتونم ذهنم را کنترل کنم و بتونم برای خودم انگیزه ایجاد کنم و بلند شم.
استاد خییییلی دوستتون دارم
ممنون که باعث میشین ایرادهامو پیدا کنم و بفهمم چه باورهای غلطی باعث میشند سرعت رشدم کم بشه
امیدوارم بتونم زودتر مسیر تکاملی ام را طی کنم و باورهای غلطمو درست کنم…
استاد امیدوارم همیشههههه حالتون عالی باشه و همیشه شاد باشید.
سلام زهرا عزیز.انشاله همیشه در زندگی موفق باشی.منم مثل شما بودم دوست نداشتم که کسی بفهمه من خیلی خوشبختم و با گفتن اتفاقات نامناسب میخواستم به دوستان و اطرافیانم بفهمونم منم مشکل دارم.و تنها دلیل این کار من این بود که فکر میکردم اگه بقیه بفهمن که من چقدر خوشبختم چشم بخورم و زندگیمو و خوشبختی که دارم رو از دست بدم.تا اینکه هدایت شدم به یکی از صحبتهای استاد که گفتن وقتی شما به چشم زخم اعتقاد دارید یعنی داری به خدا شرک میورزی یعنی قدرت رو از خدا گرفتی و دادی به بنده هاش اونوقت دچار چشم زخم میشی.از وقتی این صحبتو گوش کردم هر وقت این حس اومد سمتم که نکنه یکی منو چشم بزنه سریع این جمله میاد به ذهنم که قدرت خدا بیشتر از همه هست و اگه تمام آدمای دنیا بخوان به تو ضربه بزنن و تو بکشن پایین نمیتونن.پس بالاترین قدرت جهان خداست که توانا و دانا به تمام امور جهان هست و من به هر انچه که بخوام میرسم چه بقیه خوششون بیاد چه خوششون نیاد.همیشه شاد پیروز و ثروتمند و سلامت باشید
سلام به همه ی عزیزان
استاد عباس منش عزیز، امروز به شنیدن این فایل هدایت شدم، این فایل شماره 41 از دسته بندی در صلح بودن با خودمان هست.
بسیار بسیار آگاهی های این فایل برام جذاب بود. اصولا همه ی فایلهایی که دارم گوش میدم روزانه کاملا مناسب الانم هست و پر از نکات تامل برانگیز…
که دقیقا دارن هدایت و تشویقم میکنن که تمرینشون کنم تو زندگی روزانه ام…
صحبت های بسیار تاثیربرانگیز در بهبود کیفیت زندگیم و رشدم برای هر چه بهتر شدن شخصیتم.
اول از همه یه نکته بگم که آخر فایل تاکید کردین:
صحبت از نتایج خود، کامنت گذاشتن از نتایج این آموزه ها، نه فقط تکرار صحبت های شما در فایل و نوشتنشون
از چند وقت پیش دارم تو یه دفتر از نتایجم مینویسم برای خودم، از چیزهایی که توشون بهتر شدم، اعتماد به نفسم کجاها با چه تمرین هایی بالاتر رفته، کجاها تغییر طرز فکر و باورهام بهم کمک کرده و حالمو بهتر کرده و باعث بهبود کیفیت زندگیم شده. برای اینکه بفهمم چه تغییراتی کردم و میکنم.
در رابطه با کنترل ذهن وقتی اتفاق ناجالبی میوفته یه مثال به ذهنم رسید که میخوام بنویسم براتون:
چند روز پیش موقع خرید در مغازه اتفاق ناجالبی افتاد که در درجه اول شوکه و ناراحتم کرد، بعد عصبانی شدم چون شوکه شدم از اون برخورد در حالیکه یه سوتفاهم به وجود اومده بود بر اثر عدم آگاهی …
بعد از ناراحتی و خشم، منصرف شدم از خرید، اومدم بیرون تو هوای آزاد…
فکر میکنم کار خوبی کردم محیط رو ترک کردم، چون حضور در اون فضا توجهم به نکات منفی رو تقویت میکرد…
تا مدتی هنوز ناراحت بودم و فکر میکردم چرا اینطوری برخورد کردن…
بعدش حدود کمتر از یک ساعت مسیر فکرامو عوض کردم، بردم تو زیبایی ها و نکات مثبت ادامه ی مسیرم و حسابی مشغول شدم و یادم رفت کم کم.
بعدش به این دید رسیدم نیازی به خشم نبود، یه سوتفاهم بود و بس همین، و اینکه سمانه تمومش کن.
این تازه ترین مثالی بود که بعد گوش کردن فایل یهو یادم افتاد و به خودم افتخار کردم برای این تغییرات…
چون دقیقا وقتی از مغازه بیرون اومدم تو ذهنم داشتم آگاهانه میگفتم بیا و ذهنت رو کنترل کن و به نجواها اجازه ی پیشروی نده چون دقیقا حالت رو بدتر میکنه.
این برای من نتیجه بزرگیه چون قبلا چیزی به اسم کنترل ذهن هنگام اتفاقات ناجالب برام بالا نمیومد و همچنان به نجواهای ذهنی خوراک میدادم و شعله ورترش میکردم با این توجیه که من مورد ظلم واقع شدم و میرفتم تو لایه ی مظلوم نمایی و صد درصد بی گناه بودن و اینکه حقم نبود اینطوری باهام رفتار شه و …
همون روز این درس و آگاهی هم اومد برام، حس میکنم از فایلهای شما بود:
از خشم باید عبور کرد، وگرنه تبدیل به کینه (سیاهی قلب و دور شدن از خدا ) میشه
استاد بارها و بارها گوش کردن و دیدن فایلهاتون منو به جواب درست هدایت کرده، منو هدایت کرده که دقیقا الانبه چی نیاز دارم، باید به چی توجه کنم، در مورد چی تمرین کنم و …
بی نهایت سپاس گزارم از خدا و دست بسیار عزیزش استاد عباس منش عزیز.
و اما در مورد توجه به زیبایی ها و صلح با خود میتونم بگم خیلی متفاوت از قبلم دارم عمل میکنم، دارم تلاش میکنم تو زندگی روزانه رفتارم نسبت به گذشته عوض بشه که شخصیتم کم کم عوض شه…
درک کردم هر چی بیشتر با خودم در صلح باشم، کمتر بهم بر میخوره یا ناراحت میشم از حرف یا رفتار دیگران. چون جدی گرفتن حرف دیگران پاشنه آشیل منه…
این جدی گرفتن حرف یا رفتار دیگران باعث خیلی آسیب ها شده، نمیگم الان ناراحت نمیشم یا بهم بر نمیخوره، اما الان تا حدودی فرق کردم.
یه سری چیزها رو کامل میفهمم ساده تر از گذشته از کنارشون دارم رد میشم و اذیت نمیشم اما هنوز راه طولانی دارم برای این مسئله و بهبود لحظه به لحظه اش.
همون مثالی که بالا ازش گفتم هم از همین مورد بود و باعث آسیب بهم شد.
بعدش به خودم گفتم اصلا حتی نیاز به این میزان واکنش هم نبود.
انگار خودمم یه جایی تعجب کردم که چرا واکنش اینطوری دارم میدم، انگار خودمم متوجه شده باشم دارم از جاده خارج میشم…
این برام خیلی واجد سپاس گزاریه، چون انگار یه چیزی درونم تغییر کرده که متوجه شدم دارم جاده رو اشتباهی میرم، انگار زنگ خطر واسم فعال شه که داری چیکار میکنی سمانه؟
این برام تازگی داره و نتیجه ی عالی برای خودم در این مداری که هستم محسوب میشه.
خدا رو شکر برای همه چیز
خدا رو شکر برای همیشه