اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
دریافتی که من امروز از این دعا گرفتم سوره حمد بود. انگار حضرت علی برای تکتک کلمات این سوره دعایی فرموده اند.
برای الله هایی که همه دارند ولی حضرت علی میفرمایند که من تنها تو را میپرستم . تو فقط آفریننده من نیستی بلکه تو رب العالمین هستی.
تو رب هستی ای خدای من و من تنها و تنها از تو میخواهم . میخوام که منو هدایت کنی .
دریافت من از این فایل یگانه پرستی است .
من فکر میکنم اگر به معنای واقعی رب العالمین را قبول داریم و تنها از او یاری میخواهیم . و میگوییم ” ایاک نعبد و ایاک نستعین ” در عمل هم باید عاشقی کنیم.
وقتی عاشق همچنین خدایی میشیم دیگه نباید عاشق یه خدای دیگه باشیم . نباید الهه های دیگه ای داشته باشیم . باید خالص باشیم .
باید بدون توقع از خدا عاشقی کنیم .
ما متاسفانه توی دعاهامون میگیم ما تو را می پرستیم که به ما اینو بدی. یا مثلا نذر میکنیم 14 بار این دعا را میخوانیم که این را به ما بدهی.
یعنی ابلهانه ترین کار را به ما یاد دادند . یعنی توقع داشتن از خدا . یعنی عاشقی کردن با توقع .
به ما یاد ندادند که رب العالمین همه نعمت ها را به ما داده و فقط و فقط از ما میخواد که عاشقش باشیم و تنها از خودش درخواست کنیم.
اما متاسفانه ما همیشه دنبال یه واسطه ای بوده ایم.
مثل بت پرست هایی هستیم که آویزون امامزاده ها هستیم و از اونا میخواهیم . خودمون را لایق نمیدونیم و دنبال واسطه میگردیم . اگه این بت پرستی نیست پس چیه؟
در زمان جاهلیت هم خدا را قبول داشتند اما بت هایی داشتند و به اونها رجوع میکردند. خب ما هم داریم خیلی شیک اینکار را میکنیم . بت های ما زرق و برق دارند و فکر میکنیم مسیر درسته. البته این نظر شخصی منه.
همیشه دنبال ناجی میگردیم این امام اون امام تا بیاد ما را نجات بده . چون ما بنده بدی هستیم خدا حرف ما را گوش نمیده . ای امامان بیایید واسطه من و خدا بشید تا حرفهای من را گوش کند.
دریع از اینکه خدا میگه اگه از من پرسیدند بگو من به شما نزدیکم.
ما باید از امامان و بزرگان الهام بگیریم و راه آنها را برویم. مثل همین دعای کمیل که الگوی دعا کردن ما باشه با خدای خودمون.
در این دعا حضرت علی خالصانه عاشقی میکنه دنبال واسطه نمیگرده مستقیم با خودش صحبت میکنه.
اما سالهای سال ما دعای کمیل را خواندیم برای گرفتن حاجتمون . یعنی دعا خوندیم اما توقع داشتیم.
وقت هایی که خالص بودیم و مستقیم از خودش درخواست کردیم بلافاصله دریافت کردیم .
من دریافتم از این دعا عشق و عاشقی حضرت علی با رب العالمین است. و این عاشقی کردن چقدر قشنگه.
حافظ و مولانا هم چنین عشق هایی را تجربه کردند.
پس عاشق باشیم بدون توقع . وقتی میگیم ” ایاک نعبد و ایاک نستعین ” خالص باشیم و درخواست از این و اون نکنیم .
ما داریم میگیم تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.
پس بزاریم خدا کار خودش را انجام بده. خدا کارش را بلده . خدا عاشقی کردن را بلده . این منم که باید عاشق باشم .
استاد خداوند بهتون خیر بده که با این تفسیر شما اینقدر زیبا چقدر زیبا بود با محبتی که شما نمودید دریچه ای جدید و زیبا و عمیق بر اندیشه ام باز شد خداوند معرفت شما رو روز به روز افزایش دهد که مایه ی هدایت و رو شنگری هستید
من تا امروز همیشه دوست داشتم که دعاها را بفهمم یا اینکه به واقعیت آنها پی ببرم
از گذشته ارادتی به حضرت علی داشتم اما مثل بقیه سطحی و باا آموزش های اشتباه مخدوش شده بود
امروز متوجه شدم که چقدر زیباست و چقدر عارفانه و عاشقانه است
دلم باز شد و نور معرفت جدید به اون تابید و احساس کردم الان دلم میخواد با این رویکرد با خدا دوباره صحبت کنم
خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است
سلام و درود و سپاس بر استاد عباسمنش عزیز و سرکار خانم شایسته گرامی
خداوند را بابت فرصت زندگی کردن و داشتن روزی جدید و بودن در این سایت الهی شاکر و سپاسگزارم
روز 126
خداوندا
همانا از تو درخواست میکنم به مهربانیت که همه چیز را فرا گرفته
و به نیرویت که بدان همه موجودات را مقهور ساختهای
و هر موجودی در برابر آن خوار و خاکسار گشته
و به جبروتت که بدان برهمه چیزچیره شدهای
و به ارجمندیت که هیچ موجودی در برابر آن نایستد
و به بزرگیت که همه موجودات را پرکرده است
و به فرمانرواییت که بر فراز همه چیز قرار دارد
و به ذاتت که پس از نیستی همه موجودات پاینده است
و به نامهایت که همه کرانه هستی را پرکرده است
و به داناییت که همه موجودات را فراگرفته وبه روشنایی ذاتت که همه موجودات از او روشنایی یافتهاند.
ای روشنایی، ای بسیار پاک، ای ابتدای هر آغاز وای سرانجام هر پایان
خداوندا …
بیامرز آن گناهانم که پرده پاکدامنیها دَرد، بیامرز آن گناهانم که عذاب و کیفر فرودآرد
بیامرز آن گناهانم که نعمت ها را دگرگون سازد، بیامرز آن گناهانم که اجابت دعا باز دارد
بیامرز آن گناهانم که بلا فرو بارد، بیامرز آن گناهانم که امید را قطع میکند
خداوندا بیامرز هر گناهی که کرده ام و هرخطایی که از من سر زده است
خداوندا …
همانا من با یاد تو به تو نزدیکی جویم و به وسیله تو از درگاهت شفاعت خواهم؛ و به حق بخشندگیت از تو درخواست میکنم که مرا به خودت نزدیک کنی و سپاست را بر من ارزانی داری و یاد خود را در دلم افکنی
خداوندا …
همانا از تو درخواست میکنم همانند درخواست فروتنی خوار و خاکسار که کار را بر من آسانگیری و به من رحم آوری
و مرا بدانچه بر من قسمت کردهای خشنود و قانع گردانی و در همه حال فروتنم نمایی
خداوندا …
از تو درخواست میکنم همانند درخواست کسی که سخت تهیدست شده
خواسته اش را به گاهِ هجوم دشواریها نزد تو آورده است و میل و رغبتش بدانچه نزد توست فزونی یافته است
خداوندا …
حکومت تو بزرگ و جایگاهت والاست و تدبیر تو نهان و فرمانت عیان است و قدرت تو چیره،تواناییت نافذ و کارآست و گریز از فرمانروایی تو ناشدنی است
خداوندا…
برای گناهانم آمرزنده ای و برای زشتی هایم پوشاننده ای و برای کردار زشتم کسی نیابم که آن را به کردار نیک مبدل گرداند مگر تو که معبودی جز تو نیست، پاک و منزهی تو و به ستایشت مشغولم
من بر خویشتن ستم کردم و از سر نادانی گستاخی نمود و دلم آرام گرفت به اینکه از قدیم مرا یاد کرده ای و نعمت خود را بر من ارزانی داشته ای
خداوندا… سرورا…
بسا زشتی ها که آن را پوشاندی و بسا بلاهای گران که از من بگردانیدی و بسا لغزشها که مرا از آن نگاه داشتی
وبسا ناگواریها که از من راندی و بسا ستایشهای زیبا که سزاوار آن نبودم و آن را بر سر زبانها پراکندهساختی
خداوندا …
گرفتاریم بس بزرگ است و پریشانیم مرا از حد صواب و اعتدال گذرانیده و کردارم دست مرا از رسیدن و رستگاری کوتاه کرده و زنجیرهای وابستگی مرا به بند کشیده و زمین گیرم کرده است و آرزوهای بلند مرا از رسیدن به سود حقیقی باز داشته و دنیا با فریبکاریهای خود مرا فریفته است و نفسم با گناهان و سهلانگاریش مرا به ورطه فریب فرو افکنده است
سرورا …
از تو درخواست میکنم به حق ارجمندیت که مبادا بدی کردارم، دعایم را از اجابت تو باز دارد
پروردگارا …
مرا بر آنچه از نهانم آگاهی داری رسوا مساز و به واسطه کردار بد و کارهای ناروایی که نهانی از من سرزده و اصرار در گناه و نادانی و بسیاری شهوات و غفلتی که داشتهام در کیفرم شتاب مدار
خداوندا…
به حق ارجمندیت در همه حال نسبت به من مهربان باش و در همه کارها بر من رحمآور
معبودا و پروردگارا …
جز تو چه کسی را دارم که از او درخواست کنم تا زیان و گزندم برطرف سازد و در کارم نیک نگرد؟
معبودا و سرورا …
تو بر من فرمانی دادی ولی در انجام آن از نفسم پیروی کردم و در این باره از فریبکاری دشمنم حذر نکردم
پس او به دلخواه خویش مرا فریفت و قضا و قدر نیز با او همرهی و یاری کرد و در اثر آنچه بر من رفت از پارهای احکام و حدودت درگذشتم و با پارهای از فرمانهایت مخالفت کردم
پس در همه این احوال تو را ستایم
و اینک در آنچه قضای تو بر من رفته و حکم و آزمایشت مرا بدان ملزم ساخته حجت و برهانی ندارم
خداوندا …
اینک در حالی به درگاهت آمدهام که بر خویش تقصیر و زیادهروی کردهام و عذرخواه و پشیمان و شکسته و معذرتجو و آمرزشخواه و توبهکار و اعترافکننده و اقرارگر بر گناهانم هستم
گریزگاهی از کردهام نیابم و پناهگاهی که در کار خویش بدان روی کنم ندارم جز اینکه پوزشم پذیری و مرا در عرصه رحمت خودآوری
خداوندا …
پوزشم بپذیر و بر پریشانیم رحم آور و مرا از رشته سخت گناهانم برهان
پروردگارا …
به ناتوانایی پیکرم و نازکی پوستم و باریکی استخوانم رحم کن
ای آنکه به آفرینش و یاد و پرورش و احسان و غذا دادنم پرداختی؛ اینک مرا به همان بزرگواری و نیکی پیشین خود که بر من روا داشتی ببخش
معبودا و سرورا و پروردگارا …
آیا براستی تو چنانی که مرا به آتش خود عذابدهی و حال آنکه به یگانگی تو باور دارم و دلم تو را شناخته و زبانم به یاد تو گویا شده و نهادم به دوستی تو پیوند خورده
و از روی راستی و صداقت به وجود تو اعتراف کردهام و مقام پروردگاری تو را فروتنانه ستودهام؟
تو بزرگتر از آنی که دست پروردهات را به تباهی کشی یا آن را که پناه دادهای آواره سازی و یا کسی را که خود سرپرستی کردهای و بدو مهر ورزیدهای به گرفتاری و بلا واگذارش کنی
معبودا و سرورا و صاحبا …
ای کاش میدانستم که آیا چنین است که آتش را بر رخسارههایی چیره میسازی که در برابر بزرگی تو به سجده در آمدهاند؟
و آیا چنین است که آتش را بر زبانهایی چیره میکنی که صادقانه زبان به یکتایی تو گشودهاند؟
و ستایشگرانه سپاس تو گفته اند؟
وآیا چنین است که آتش را بر دلهایی قاهر میسازی که از روی یقین به خداوندی تو اعتراف کردهاند؟
و آیا آتش را بر نهادهایی چیره میکنی که درباره تو به قدری دانایی به دست آوردهاند که در پیشگاهت خوار و خاکسار شدهاند؟
و آیا آتش را بر اعضایی چیره میسازی که فرمانبردارانه ره به سوی پرستشگاههایت پیمودهاند وبا اعتراف به گناهان خود از تو درخواست آمرزش دارند
چنین گمانی به تو نداریم و با وجود فضل تو چنین خبری از تو نیافتهایم ای بزرگوار
ای پروردگار …
تو ناتوانایی مرا در برابر اندکی از بلاهای دنیا وکیفرهای آن و ناگواریهایی که معمولاً بر ساکنانش رَود میدانی
هر چند درنگ در این بلاها و ناگواریها اندک، ماندنش ناچیز و زمانش کوته است پس چگونه بلای آخرت و ناگواریهای سخت آن را تاب آرم در صورتی که بلای آخرت دیرپا و پایدار است و دوزخیان را در آن تخفیفی نباشد؟
سرورا چگونه تاب آن آرم در حالی که بندهای ناتوان و خوار و خرد و بینوا و درمانده تو هستم؛
صاحبا …
برای کدامین کاربه تو شکایت آورم؟
و برای کدامین چیز بگریم و شیون سر دهم؟ آیا برای عذاب دردناک و سخت، یا برای طول بلا و مدت آن؟
پس اگر مرا برای کیفرها در شمار دشمنانت درآوری و با گرفتاران بلایت در یکجا گردآوری و میان من و اولیاء و دوستانت جدایی افکنی
گیرم معبودا و سرورا و صاحبا بر کیفر تو شکیبا باشم اما چگونه بر دوری تو شکیبایی ورزم؟
گیرم بر سوزندگی آتشت صبر آرم اما چگونه محرومیت از نظر به سوی کرامت تو را صبر توانم نمود؟
یا چگونه در آتش درنگ کنم و حال آنکه به گذشت تو امیدوارم ؟
پس سرورا و صاحبا…
به حق ارجمندیت از روی راستی سوگند میخورم که اگر مرا در آتش گویا و ناطق رها کنی
هر آینه در میان دوزخیان به درگاهت شیون برآرم همانند شیون آرزومندان
و همچون فریاد فریاد خواهان به درگاهت فریاد برآورم ومانند عزیز گمشدگان بر تو بگریم و تو را هر کجا که باشی ندا دهم:
کجایی ای سرپرست مؤمنان، ای نهایت آرمان عارفان، ای فریاد رس فریادخواهان، ای محبوب دل راستگویان و ای معبود جهانیان؟
پاک و منزهی تو ای معبودم و به ستایش تو مشغولم؛
آیا چنین است که تو در دوزخ بانگ بندهای مسلمان را بشنوی که برای مخالفتش به بند کشیده شده و مزه کیفر آن را به خاطر نافرمانیش چشیده و به خاطر جرم و خطایش در میان طبقات آن زندانی شده است. و حال آنکه او همچون بندهای امیدوار به رحمتت شیون کند و با زبان یکتاپرستان تو را ندا دهد و به پروردگاری تو توسل جوید؟
سرورا …
چگونه در عذاب بماند حال آنکه به آنچه از بردباری تو گذشته امیدوار است؟
یا چگونه آتش او را به درد آرد در حالیکه به فضل و مهربانی تو دل بسته است؟
یا چگونه زبانه آتش او را بسوزاند در حالی که تو آوای او شنوی و جایگاهش ببینی؟
یا چگونه خروش شراره آتش او را فرا گیرد و حال آنکه تو ناتوانایی او دانی؟
یا چگونه در میان طبقات آتش پریشان ماند در حالی که تو راستی و صداقت او شناسی؟
یا چگونه مأموران آتش او را به تندی رانند و حال آنکه تو را ندا دهد: پروردگارا …
یا چگونه برای رهایی از آتش به فضل تو امید بندد حال آنکه تو او را در آتش به حال خود واگذاری؟
هرگز چنین گمانی به تو نرود و فضل و عطای تو اینسان شناخته نشده است
و با آن نیکی و احسانی که نسبت به یکتاپرستان داشتهای همگون و همانند نیست
پس به یقین دانم که اگر فرمان تو بر این نمیرفت که ستیزندگانت را کیفر دهی
و اگر حکم حتمی نمیراندی که بدخواهانت در آتش دوزخ جاودان مانند بیگمان آتش را سرد و سازگار مینمودی و برای کسی در آنجا نه جایگاهی بود و نه درگاهی
ولی تو که نامهایت پاک و منزه است سوگند خوردهای که دوزخ را از آدمیان و پریان کافر انباشتهسازی و بدخواهان را در آنجا ماندگار نمایی
و تو که از حدِ ستایش والاتری در آغاز چنین گفتی و به نعمتهایت بر بندگان منت نهادی که آیا مؤمنان با تباهکاران یکساناند؟ نه یکسان نیستند،
معبودا و سرورا …
به حق نیرویی که تقدیر کردی و فرمانی که حتمی نمودی و بر هر کس راندی چیره شدی
از تو درخواست میکنم که در همین شب و همین ساعت بر من ببخشی هر خطایی که انجام دادهام و هر گناهی که مرتکب شدهام و هر زشت و ناروایی که نهان نمودهام و هر نادانی که کردهام خواه مخفی و نهانش داشتهام و یا آشکار و عیانش ساختهام
و هر کژی که به نویسندگان گرانپایهات یعنی فرشتگانت فرمان دادی آن را یاد داشت کنند همان فرشتگانی که برگماشتی تا هر چه از من سر زند ثبت کنند و آنان را همراه اعضایم گواهانی بر من ساختی
و علاوه بر آن خود نیز مراقب من بودی و گواه چیزهایی شدی که بر آنها پوشیده بوده است و تو با مهربانی خود آنرا نهان داشتی و با فضل خود آنرا پوشاندی
و از تو درخواست میکنم که بهره مرا از هر چیزی که فرو فرستی و یا احسانی که بنمایی یا نیکیهای که پخش کنی یا رزقی که بگستری یا گناهی که بیامرزی یا کژی و خطایی که بپوشانی فراوان کنی
پروردگارا … پروردگارا …. پروردگارا… معبودا … سرورا … صاحبا … و ای مالک من
ای آنکه اختیارم بدست اوست ای دانای به پریشانی و بینواییم ای آگاه بر فقر و نداریم
پروردگارا، پروردگارا، پروردگارا ….
به حق خودت و به ذاتِ پاک تو و به برترین نامها و صفاتت
از تو درخواست میکنم که روزان و شبان مرا به یادت آباد سازی و به خدمتت پیوسته داری و اعمالم بپذیری تا کردارم و گفتارم همه یکجهت برای تو باشد و حالم همواره در خدمت تو
سرورا …
ای آنکه به تو تکیه دارم ای که به سوی تو از حالِ زارم شکایت برم
پروردگارا، پروردگارا، پروردگارا…
اعضایم را بر انجام خدمتت نیرومند ساز و دلم را بر عزم و آهنگت قوی دار و در بیم از مقامت به من جهد و تلاش بخش و در پیوستگی خدمتت مداومت ده
تا در میدانهای پیشتازان به سویت ره سپرم و در میان شتابندگان به درگاهت شتابم و در میان دلباختگان مقام قرب تو دل گشایم و همچون مخلصان به درگاهت نزدیک شوم و همانند یقین کنندگان از تو بترسم و در جوار رحمت تو همراه با مؤمنان در یکجا گردآیم
خداوندا …
هر که بد من خواهد، بد او خواه و هر که به نیرنگ با من خاست به تدبیر خویش گرفتارش کن و مرا در برخورداری از بهرهات در شمار بهترین بندگان خود قرار ده
و در مقام و مرتبت جایگاهم را نزدیک تر از ایشان کن و تقرب مرا در پیشگاهت مخصوصتر از آنان قرار ده و بیگمان چنین مقامی به دست نیاید مگر به فضل تو
و بخشش و بزرگواریت را بر من ارزانی دار و به حق بزرگواریت به من لطف فرما
و به حق مهربانیت مرا نگه دار و زبانم را به یاد خود گویا و دلم را به دوستیات بیتاب گردان و به نیکی اجابت خود بر من منت نه و لغزشم نا دیده گیر و گناهم بیامرز
که همانا پرستش خود را بر بندگانت واجب کردهای و آنها را به دعایت فرمان دادهای و اجابت آن را ضمانت کردهای
پروردگارا …
رو بسوی تو دارم و بسوی مهربانی تو دست نیاز دراز کردهام پس سوگند به عزّت و شکوهت که دعایم اجابت فرما و مرا به آرزویم برسان و از فضل خود نومیدم مگردان و مرا از گزند دشمنانم خواه پریان و خواه آدمیان برهان،
ای آنکه زود از بندگانت خشنود شوی بیامرز کسی را که برگ و نوایی جز دعا ندارد؛ و همانا تو هر چه خواهی آن کنی
ای آنکه نام او دارو، و یاد او درمان و فرمانبرداری او توانگری و بینیازی است؛ رحم آور بر کسی که سرمایه ای جز امید و سلاحی جز گریه ندارد
ای تمام کننده نعمتها، ای رفع کننده کیفرها، ای روشنایی وحشتزدگان در تاریکیها، ای دانای نیاموخته
بر محمد و پیروان محمد درود فرست
و با من آنگونه رفتار کن که تو را سزد و درود خدا بر فرستاده و پیشوایان فرخنده خاندانش باد
سلام و درود بر دوست عزیزی که کامنت فوق العاده ای نوشته اند بسیار تاثیر گذار و آگاهی دهنده .خیلی با احساس وعالی است .خداوند هدایت وحمایت کند که با راهنمایی استاد جان وعمل به قوانین ثابت جهان همیشه در مسیر نور مانا باشید و به راحت ترین شکل ممکن در مسیر دریافت خواسته هایتان قرار بگیرید.
از این که من مسیر درست را دارم میرم چقدر خوشحال و راضی هستم و یکی بزرگترین سپاسگذاری من از خداوند این هست که خدا یا شکرت که بهم راه درست زندگی کردن را یاد دادی
و منو از جهالت بیرون کشیدی،بهم عزت دادی و هر روزی که دارم نفس میکشم دارم فقط ورد زبانم
سپاسگذاری هست و احساس خیلی خوبی را دارم تجربه میکنم نفرت ها از گذشته خیلی کمتر و به
آینده امیدوار هستم که من برای انجام رسالت و برای رسیدن به خواسته هام و اهدافم خلق شده ام
نکته ای که تو تمام کامنتای محصولات و فایل ها
نوشتم و باز هم دوست دارم بنویسم من برای کشف گنج نهان در وجودم به دنیا اومدم به دنیا اومدم که جهان را گسترش بدم باز هم عاشق این جمله هستم اومدم از خلاقیت هام در مسیر علاقهام لذت ببرم چه لذتی بالاتر از این که من از
خودم و جامعه و جهان مسئله ای را حل بکنم و با
این کارم به رشد جهان سرعت ببخشم.
انسان کی میتواند کارای بزرگی انجام بدهد و به رشد جهان کمک کند جواب برای من این است که
باورهای درستی داشته باشد،
موقعی که باورهای توحیدی در خودش ایجاد بکند
و اون رو تقویت بکند یعنی تمام باورهایی که داره
ریشه در توحید داشته و توحید را به عنوان یک مرجع و یه فیلتر در ذهنش نصب بکند اون موقع
رفتار و اعمال درستی را از خودش بروز میدهد نه اینکه بخواد زور بزند به صورت ناخودآگاه رفتار درست را ازش اسقبال میکند و از حواشی ای که
اکثریت دارند توش سیر میکنند و دارند دست و پا
میزنند اون فرد دور میشود که البته برای تقریبا به
این شکل هست و به لطف خداوند بزرگ دارم در این مسیر الهی قدم برمیدارم.
دعای کمیل یکی از توحیدی ترین دعاهایی هست که بعد از قرآن من بهش اعتقاد قلبی دارم که وقتی
استاد با صدا و لحن زیبا و پر که داشتند قرائت
میکردند احساس خوبی در وجودم شکل میگرفت
احساس میکردم که حضرت علی علیه السلام خیلی خوب تونسته خودش و خداوند را بشناسد و
و همین درکی که از توحید داشته باعث شده در
مقابل خداوند خوار و ذلیل بدونه و از اون به عنوان یک انسان بزرگوار یاد بشود.
جملاتی که حضرت علی علیه السلام تو این دعای
کمیل اورده واقعا میتونه تمام مقاومت های ذهن رو تخریب بکنه و و باورهای قدرتمندی را جایگزین
بکنه جوری خداوند را توصیف کرده که تمام شاعران و نویسندگان در طول تاریخ نتونستند این
شکلی شعر بگویند یا کتابی بنویسند حساب کن
1400 سال پیش حضرت علی علیه السلام دعای کمیل را شعر گونه بیان کرده که هر کلمه ای پر از
درک و فهم عمیق از خداوند متعال است یعنی این
درک درست از خداوند نشون میده که علی علیه السلام را ما باید ازش به عنوان یه الگوی موحد یاد
بکنیم و رفتار هامون را درست بکنیم چون دعای کمیل ذهنیت و باورهای کلی حضرت علی علیه السلام است که به شخصه خیلی خوشحال هستم که همچنین انسان های موحدی هستند که من
میتونم از باورهایی که داشته من هم با همون باورها مسیر رسیدن به خواسته هام و خداوند را
کوتاهتر بکنم.
استاد بزرگوار مرسی از این که قدم برمیدارید و خیلی سپاسگذارم که استاد من در تمام جنبه ها
استاد در کلیپ دعای کمیل در دقیقه 12 می گویند خداوند در قرآن فرموده هیچکسی نیست که بتواند شفاعت شما را بکند. در صورتی که در قرآن در آیة الکرسی خداوند می فرماید هیچکسی شفاعت نمی کند بدون اذن خداوند. پس خداوند نفرموده اند هیچ کسی شفاعت نمی کند.
و مسئله شفاعت خیلی پیچیده تر و مهمتر از این است که بخواهیم آن را به راحتی رد کنیم. همانطور که در قرآن کریم در آیه 64 سوره نساء داریم که خداوند از پیامبر می خواهد برای مجرمان طلب استغفار کند یا در آیه 98 و 99 سوره یوسف فرزندان حضرت یعقوب از حضرت یعقوب می خواهند برای آنها از خداوند طلب استغفار کند و ایشان قبول می کند. البته قبول دارم که بهتر است خودمان اشتباه نکنیم و درست زندگی کنیم تا احتیاج به شفاعت هم کمتر شود و اگر شفاعتی برایمان انجام شد بخاطر لطف خدا و کرم معصومین باعث پیشرفتمان باشد نه برای پاک شدن اشتباهاتمان.
به نام رب العالمین
روز 126 ام روزشمار من
سلام بر استاد عزیز
دریافتی که من امروز از این دعا گرفتم سوره حمد بود. انگار حضرت علی برای تکتک کلمات این سوره دعایی فرموده اند.
برای الله هایی که همه دارند ولی حضرت علی میفرمایند که من تنها تو را میپرستم . تو فقط آفریننده من نیستی بلکه تو رب العالمین هستی.
تو رب هستی ای خدای من و من تنها و تنها از تو میخواهم . میخوام که منو هدایت کنی .
دریافت من از این فایل یگانه پرستی است .
من فکر میکنم اگر به معنای واقعی رب العالمین را قبول داریم و تنها از او یاری میخواهیم . و میگوییم ” ایاک نعبد و ایاک نستعین ” در عمل هم باید عاشقی کنیم.
وقتی عاشق همچنین خدایی میشیم دیگه نباید عاشق یه خدای دیگه باشیم . نباید الهه های دیگه ای داشته باشیم . باید خالص باشیم .
باید بدون توقع از خدا عاشقی کنیم .
ما متاسفانه توی دعاهامون میگیم ما تو را می پرستیم که به ما اینو بدی. یا مثلا نذر میکنیم 14 بار این دعا را میخوانیم که این را به ما بدهی.
یعنی ابلهانه ترین کار را به ما یاد دادند . یعنی توقع داشتن از خدا . یعنی عاشقی کردن با توقع .
به ما یاد ندادند که رب العالمین همه نعمت ها را به ما داده و فقط و فقط از ما میخواد که عاشقش باشیم و تنها از خودش درخواست کنیم.
اما متاسفانه ما همیشه دنبال یه واسطه ای بوده ایم.
مثل بت پرست هایی هستیم که آویزون امامزاده ها هستیم و از اونا میخواهیم . خودمون را لایق نمیدونیم و دنبال واسطه میگردیم . اگه این بت پرستی نیست پس چیه؟
در زمان جاهلیت هم خدا را قبول داشتند اما بت هایی داشتند و به اونها رجوع میکردند. خب ما هم داریم خیلی شیک اینکار را میکنیم . بت های ما زرق و برق دارند و فکر میکنیم مسیر درسته. البته این نظر شخصی منه.
همیشه دنبال ناجی میگردیم این امام اون امام تا بیاد ما را نجات بده . چون ما بنده بدی هستیم خدا حرف ما را گوش نمیده . ای امامان بیایید واسطه من و خدا بشید تا حرفهای من را گوش کند.
دریع از اینکه خدا میگه اگه از من پرسیدند بگو من به شما نزدیکم.
ما باید از امامان و بزرگان الهام بگیریم و راه آنها را برویم. مثل همین دعای کمیل که الگوی دعا کردن ما باشه با خدای خودمون.
در این دعا حضرت علی خالصانه عاشقی میکنه دنبال واسطه نمیگرده مستقیم با خودش صحبت میکنه.
اما سالهای سال ما دعای کمیل را خواندیم برای گرفتن حاجتمون . یعنی دعا خوندیم اما توقع داشتیم.
وقت هایی که خالص بودیم و مستقیم از خودش درخواست کردیم بلافاصله دریافت کردیم .
من دریافتم از این دعا عشق و عاشقی حضرت علی با رب العالمین است. و این عاشقی کردن چقدر قشنگه.
حافظ و مولانا هم چنین عشق هایی را تجربه کردند.
پس عاشق باشیم بدون توقع . وقتی میگیم ” ایاک نعبد و ایاک نستعین ” خالص باشیم و درخواست از این و اون نکنیم .
ما داریم میگیم تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.
پس بزاریم خدا کار خودش را انجام بده. خدا کارش را بلده . خدا عاشقی کردن را بلده . این منم که باید عاشق باشم .
خدایا شکرت بخاطر این مسیر سبز
خیلی دوستتون دارم
سپاسگزارم
استاد خداوند بهتون خیر بده که با این تفسیر شما اینقدر زیبا چقدر زیبا بود با محبتی که شما نمودید دریچه ای جدید و زیبا و عمیق بر اندیشه ام باز شد خداوند معرفت شما رو روز به روز افزایش دهد که مایه ی هدایت و رو شنگری هستید
من تا امروز همیشه دوست داشتم که دعاها را بفهمم یا اینکه به واقعیت آنها پی ببرم
از گذشته ارادتی به حضرت علی داشتم اما مثل بقیه سطحی و باا آموزش های اشتباه مخدوش شده بود
امروز متوجه شدم که چقدر زیباست و چقدر عارفانه و عاشقانه است
دلم باز شد و نور معرفت جدید به اون تابید و احساس کردم الان دلم میخواد با این رویکرد با خدا دوباره صحبت کنم
مرسی از اینکه ای مباحث را اینقدر زیبا باز میکنید
به نام خداوند هدایتگر مهربان
خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است
سلام و درود و سپاس بر استاد عباسمنش عزیز و سرکار خانم شایسته گرامی
خداوند را بابت فرصت زندگی کردن و داشتن روزی جدید و بودن در این سایت الهی شاکر و سپاسگزارم
روز 126
خداوندا
همانا از تو درخواست میکنم به مهربانیت که همه چیز را فرا گرفته
و به نیرویت که بدان همه موجودات را مقهور ساختهای
و هر موجودی در برابر آن خوار و خاکسار گشته
و به جبروتت که بدان برهمه چیزچیره شدهای
و به ارجمندیت که هیچ موجودی در برابر آن نایستد
و به بزرگیت که همه موجودات را پرکرده است
و به فرمانرواییت که بر فراز همه چیز قرار دارد
و به ذاتت که پس از نیستی همه موجودات پاینده است
و به نامهایت که همه کرانه هستی را پرکرده است
و به داناییت که همه موجودات را فراگرفته وبه روشنایی ذاتت که همه موجودات از او روشنایی یافتهاند.
ای روشنایی، ای بسیار پاک، ای ابتدای هر آغاز وای سرانجام هر پایان
خداوندا …
بیامرز آن گناهانم که پرده پاکدامنیها دَرد، بیامرز آن گناهانم که عذاب و کیفر فرودآرد
بیامرز آن گناهانم که نعمت ها را دگرگون سازد، بیامرز آن گناهانم که اجابت دعا باز دارد
بیامرز آن گناهانم که بلا فرو بارد، بیامرز آن گناهانم که امید را قطع میکند
خداوندا بیامرز هر گناهی که کرده ام و هرخطایی که از من سر زده است
خداوندا …
همانا من با یاد تو به تو نزدیکی جویم و به وسیله تو از درگاهت شفاعت خواهم؛ و به حق بخشندگیت از تو درخواست میکنم که مرا به خودت نزدیک کنی و سپاست را بر من ارزانی داری و یاد خود را در دلم افکنی
خداوندا …
همانا از تو درخواست میکنم همانند درخواست فروتنی خوار و خاکسار که کار را بر من آسانگیری و به من رحم آوری
و مرا بدانچه بر من قسمت کردهای خشنود و قانع گردانی و در همه حال فروتنم نمایی
خداوندا …
از تو درخواست میکنم همانند درخواست کسی که سخت تهیدست شده
خواسته اش را به گاهِ هجوم دشواریها نزد تو آورده است و میل و رغبتش بدانچه نزد توست فزونی یافته است
خداوندا …
حکومت تو بزرگ و جایگاهت والاست و تدبیر تو نهان و فرمانت عیان است و قدرت تو چیره،تواناییت نافذ و کارآست و گریز از فرمانروایی تو ناشدنی است
خداوندا…
برای گناهانم آمرزنده ای و برای زشتی هایم پوشاننده ای و برای کردار زشتم کسی نیابم که آن را به کردار نیک مبدل گرداند مگر تو که معبودی جز تو نیست، پاک و منزهی تو و به ستایشت مشغولم
من بر خویشتن ستم کردم و از سر نادانی گستاخی نمود و دلم آرام گرفت به اینکه از قدیم مرا یاد کرده ای و نعمت خود را بر من ارزانی داشته ای
خداوندا… سرورا…
بسا زشتی ها که آن را پوشاندی و بسا بلاهای گران که از من بگردانیدی و بسا لغزشها که مرا از آن نگاه داشتی
وبسا ناگواریها که از من راندی و بسا ستایشهای زیبا که سزاوار آن نبودم و آن را بر سر زبانها پراکندهساختی
خداوندا …
گرفتاریم بس بزرگ است و پریشانیم مرا از حد صواب و اعتدال گذرانیده و کردارم دست مرا از رسیدن و رستگاری کوتاه کرده و زنجیرهای وابستگی مرا به بند کشیده و زمین گیرم کرده است و آرزوهای بلند مرا از رسیدن به سود حقیقی باز داشته و دنیا با فریبکاریهای خود مرا فریفته است و نفسم با گناهان و سهلانگاریش مرا به ورطه فریب فرو افکنده است
سرورا …
از تو درخواست میکنم به حق ارجمندیت که مبادا بدی کردارم، دعایم را از اجابت تو باز دارد
پروردگارا …
مرا بر آنچه از نهانم آگاهی داری رسوا مساز و به واسطه کردار بد و کارهای ناروایی که نهانی از من سرزده و اصرار در گناه و نادانی و بسیاری شهوات و غفلتی که داشتهام در کیفرم شتاب مدار
خداوندا…
به حق ارجمندیت در همه حال نسبت به من مهربان باش و در همه کارها بر من رحمآور
معبودا و پروردگارا …
جز تو چه کسی را دارم که از او درخواست کنم تا زیان و گزندم برطرف سازد و در کارم نیک نگرد؟
معبودا و سرورا …
تو بر من فرمانی دادی ولی در انجام آن از نفسم پیروی کردم و در این باره از فریبکاری دشمنم حذر نکردم
پس او به دلخواه خویش مرا فریفت و قضا و قدر نیز با او همرهی و یاری کرد و در اثر آنچه بر من رفت از پارهای احکام و حدودت درگذشتم و با پارهای از فرمانهایت مخالفت کردم
پس در همه این احوال تو را ستایم
و اینک در آنچه قضای تو بر من رفته و حکم و آزمایشت مرا بدان ملزم ساخته حجت و برهانی ندارم
خداوندا …
اینک در حالی به درگاهت آمدهام که بر خویش تقصیر و زیادهروی کردهام و عذرخواه و پشیمان و شکسته و معذرتجو و آمرزشخواه و توبهکار و اعترافکننده و اقرارگر بر گناهانم هستم
گریزگاهی از کردهام نیابم و پناهگاهی که در کار خویش بدان روی کنم ندارم جز اینکه پوزشم پذیری و مرا در عرصه رحمت خودآوری
خداوندا …
پوزشم بپذیر و بر پریشانیم رحم آور و مرا از رشته سخت گناهانم برهان
پروردگارا …
به ناتوانایی پیکرم و نازکی پوستم و باریکی استخوانم رحم کن
ای آنکه به آفرینش و یاد و پرورش و احسان و غذا دادنم پرداختی؛ اینک مرا به همان بزرگواری و نیکی پیشین خود که بر من روا داشتی ببخش
معبودا و سرورا و پروردگارا …
آیا براستی تو چنانی که مرا به آتش خود عذابدهی و حال آنکه به یگانگی تو باور دارم و دلم تو را شناخته و زبانم به یاد تو گویا شده و نهادم به دوستی تو پیوند خورده
و از روی راستی و صداقت به وجود تو اعتراف کردهام و مقام پروردگاری تو را فروتنانه ستودهام؟
تو بزرگتر از آنی که دست پروردهات را به تباهی کشی یا آن را که پناه دادهای آواره سازی و یا کسی را که خود سرپرستی کردهای و بدو مهر ورزیدهای به گرفتاری و بلا واگذارش کنی
معبودا و سرورا و صاحبا …
ای کاش میدانستم که آیا چنین است که آتش را بر رخسارههایی چیره میسازی که در برابر بزرگی تو به سجده در آمدهاند؟
و آیا چنین است که آتش را بر زبانهایی چیره میکنی که صادقانه زبان به یکتایی تو گشودهاند؟
و ستایشگرانه سپاس تو گفته اند؟
وآیا چنین است که آتش را بر دلهایی قاهر میسازی که از روی یقین به خداوندی تو اعتراف کردهاند؟
و آیا آتش را بر نهادهایی چیره میکنی که درباره تو به قدری دانایی به دست آوردهاند که در پیشگاهت خوار و خاکسار شدهاند؟
و آیا آتش را بر اعضایی چیره میسازی که فرمانبردارانه ره به سوی پرستشگاههایت پیمودهاند وبا اعتراف به گناهان خود از تو درخواست آمرزش دارند
چنین گمانی به تو نداریم و با وجود فضل تو چنین خبری از تو نیافتهایم ای بزرگوار
ای پروردگار …
تو ناتوانایی مرا در برابر اندکی از بلاهای دنیا وکیفرهای آن و ناگواریهایی که معمولاً بر ساکنانش رَود میدانی
هر چند درنگ در این بلاها و ناگواریها اندک، ماندنش ناچیز و زمانش کوته است پس چگونه بلای آخرت و ناگواریهای سخت آن را تاب آرم در صورتی که بلای آخرت دیرپا و پایدار است و دوزخیان را در آن تخفیفی نباشد؟
سرورا چگونه تاب آن آرم در حالی که بندهای ناتوان و خوار و خرد و بینوا و درمانده تو هستم؛
صاحبا …
برای کدامین کاربه تو شکایت آورم؟
و برای کدامین چیز بگریم و شیون سر دهم؟ آیا برای عذاب دردناک و سخت، یا برای طول بلا و مدت آن؟
پس اگر مرا برای کیفرها در شمار دشمنانت درآوری و با گرفتاران بلایت در یکجا گردآوری و میان من و اولیاء و دوستانت جدایی افکنی
گیرم معبودا و سرورا و صاحبا بر کیفر تو شکیبا باشم اما چگونه بر دوری تو شکیبایی ورزم؟
گیرم بر سوزندگی آتشت صبر آرم اما چگونه محرومیت از نظر به سوی کرامت تو را صبر توانم نمود؟
یا چگونه در آتش درنگ کنم و حال آنکه به گذشت تو امیدوارم ؟
پس سرورا و صاحبا…
به حق ارجمندیت از روی راستی سوگند میخورم که اگر مرا در آتش گویا و ناطق رها کنی
هر آینه در میان دوزخیان به درگاهت شیون برآرم همانند شیون آرزومندان
و همچون فریاد فریاد خواهان به درگاهت فریاد برآورم ومانند عزیز گمشدگان بر تو بگریم و تو را هر کجا که باشی ندا دهم:
کجایی ای سرپرست مؤمنان، ای نهایت آرمان عارفان، ای فریاد رس فریادخواهان، ای محبوب دل راستگویان و ای معبود جهانیان؟
پاک و منزهی تو ای معبودم و به ستایش تو مشغولم؛
آیا چنین است که تو در دوزخ بانگ بندهای مسلمان را بشنوی که برای مخالفتش به بند کشیده شده و مزه کیفر آن را به خاطر نافرمانیش چشیده و به خاطر جرم و خطایش در میان طبقات آن زندانی شده است. و حال آنکه او همچون بندهای امیدوار به رحمتت شیون کند و با زبان یکتاپرستان تو را ندا دهد و به پروردگاری تو توسل جوید؟
سرورا …
چگونه در عذاب بماند حال آنکه به آنچه از بردباری تو گذشته امیدوار است؟
یا چگونه آتش او را به درد آرد در حالیکه به فضل و مهربانی تو دل بسته است؟
یا چگونه زبانه آتش او را بسوزاند در حالی که تو آوای او شنوی و جایگاهش ببینی؟
یا چگونه خروش شراره آتش او را فرا گیرد و حال آنکه تو ناتوانایی او دانی؟
یا چگونه در میان طبقات آتش پریشان ماند در حالی که تو راستی و صداقت او شناسی؟
یا چگونه مأموران آتش او را به تندی رانند و حال آنکه تو را ندا دهد: پروردگارا …
یا چگونه برای رهایی از آتش به فضل تو امید بندد حال آنکه تو او را در آتش به حال خود واگذاری؟
هرگز چنین گمانی به تو نرود و فضل و عطای تو اینسان شناخته نشده است
و با آن نیکی و احسانی که نسبت به یکتاپرستان داشتهای همگون و همانند نیست
پس به یقین دانم که اگر فرمان تو بر این نمیرفت که ستیزندگانت را کیفر دهی
و اگر حکم حتمی نمیراندی که بدخواهانت در آتش دوزخ جاودان مانند بیگمان آتش را سرد و سازگار مینمودی و برای کسی در آنجا نه جایگاهی بود و نه درگاهی
ولی تو که نامهایت پاک و منزه است سوگند خوردهای که دوزخ را از آدمیان و پریان کافر انباشتهسازی و بدخواهان را در آنجا ماندگار نمایی
و تو که از حدِ ستایش والاتری در آغاز چنین گفتی و به نعمتهایت بر بندگان منت نهادی که آیا مؤمنان با تباهکاران یکساناند؟ نه یکسان نیستند،
معبودا و سرورا …
به حق نیرویی که تقدیر کردی و فرمانی که حتمی نمودی و بر هر کس راندی چیره شدی
از تو درخواست میکنم که در همین شب و همین ساعت بر من ببخشی هر خطایی که انجام دادهام و هر گناهی که مرتکب شدهام و هر زشت و ناروایی که نهان نمودهام و هر نادانی که کردهام خواه مخفی و نهانش داشتهام و یا آشکار و عیانش ساختهام
و هر کژی که به نویسندگان گرانپایهات یعنی فرشتگانت فرمان دادی آن را یاد داشت کنند همان فرشتگانی که برگماشتی تا هر چه از من سر زند ثبت کنند و آنان را همراه اعضایم گواهانی بر من ساختی
و علاوه بر آن خود نیز مراقب من بودی و گواه چیزهایی شدی که بر آنها پوشیده بوده است و تو با مهربانی خود آنرا نهان داشتی و با فضل خود آنرا پوشاندی
و از تو درخواست میکنم که بهره مرا از هر چیزی که فرو فرستی و یا احسانی که بنمایی یا نیکیهای که پخش کنی یا رزقی که بگستری یا گناهی که بیامرزی یا کژی و خطایی که بپوشانی فراوان کنی
پروردگارا … پروردگارا …. پروردگارا… معبودا … سرورا … صاحبا … و ای مالک من
ای آنکه اختیارم بدست اوست ای دانای به پریشانی و بینواییم ای آگاه بر فقر و نداریم
پروردگارا، پروردگارا، پروردگارا ….
به حق خودت و به ذاتِ پاک تو و به برترین نامها و صفاتت
از تو درخواست میکنم که روزان و شبان مرا به یادت آباد سازی و به خدمتت پیوسته داری و اعمالم بپذیری تا کردارم و گفتارم همه یکجهت برای تو باشد و حالم همواره در خدمت تو
سرورا …
ای آنکه به تو تکیه دارم ای که به سوی تو از حالِ زارم شکایت برم
پروردگارا، پروردگارا، پروردگارا…
اعضایم را بر انجام خدمتت نیرومند ساز و دلم را بر عزم و آهنگت قوی دار و در بیم از مقامت به من جهد و تلاش بخش و در پیوستگی خدمتت مداومت ده
تا در میدانهای پیشتازان به سویت ره سپرم و در میان شتابندگان به درگاهت شتابم و در میان دلباختگان مقام قرب تو دل گشایم و همچون مخلصان به درگاهت نزدیک شوم و همانند یقین کنندگان از تو بترسم و در جوار رحمت تو همراه با مؤمنان در یکجا گردآیم
خداوندا …
هر که بد من خواهد، بد او خواه و هر که به نیرنگ با من خاست به تدبیر خویش گرفتارش کن و مرا در برخورداری از بهرهات در شمار بهترین بندگان خود قرار ده
و در مقام و مرتبت جایگاهم را نزدیک تر از ایشان کن و تقرب مرا در پیشگاهت مخصوصتر از آنان قرار ده و بیگمان چنین مقامی به دست نیاید مگر به فضل تو
و بخشش و بزرگواریت را بر من ارزانی دار و به حق بزرگواریت به من لطف فرما
و به حق مهربانیت مرا نگه دار و زبانم را به یاد خود گویا و دلم را به دوستیات بیتاب گردان و به نیکی اجابت خود بر من منت نه و لغزشم نا دیده گیر و گناهم بیامرز
که همانا پرستش خود را بر بندگانت واجب کردهای و آنها را به دعایت فرمان دادهای و اجابت آن را ضمانت کردهای
پروردگارا …
رو بسوی تو دارم و بسوی مهربانی تو دست نیاز دراز کردهام پس سوگند به عزّت و شکوهت که دعایم اجابت فرما و مرا به آرزویم برسان و از فضل خود نومیدم مگردان و مرا از گزند دشمنانم خواه پریان و خواه آدمیان برهان،
ای آنکه زود از بندگانت خشنود شوی بیامرز کسی را که برگ و نوایی جز دعا ندارد؛ و همانا تو هر چه خواهی آن کنی
ای آنکه نام او دارو، و یاد او درمان و فرمانبرداری او توانگری و بینیازی است؛ رحم آور بر کسی که سرمایه ای جز امید و سلاحی جز گریه ندارد
ای تمام کننده نعمتها، ای رفع کننده کیفرها، ای روشنایی وحشتزدگان در تاریکیها، ای دانای نیاموخته
بر محمد و پیروان محمد درود فرست
و با من آنگونه رفتار کن که تو را سزد و درود خدا بر فرستاده و پیشوایان فرخنده خاندانش باد
سلام و درود بر دوست عزیزی که کامنت فوق العاده ای نوشته اند بسیار تاثیر گذار و آگاهی دهنده .خیلی با احساس وعالی است .خداوند هدایت وحمایت کند که با راهنمایی استاد جان وعمل به قوانین ثابت جهان همیشه در مسیر نور مانا باشید و به راحت ترین شکل ممکن در مسیر دریافت خواسته هایتان قرار بگیرید.
بنام خدایی که قادر مطلق تمام جهان هستی است
خدایی که بهترین دوست و همراز میشود
خدایی که آرامت میکند
خدایی که وقتی بیادش میاری ، یاد کردنش آرامت میکند.
خدایی که تنها قدرت حاکم را دارد.
خدایی که مهربانیش بی دلیل و واسطه است
خدایی که در وجود من است
خدایی که من را بهتر از خودم میفهمد.
خدایی که هدایتگر است
خدایی که بودنش مرا آرام میکند
خدایی که در یک چشم بهم زدن همه چیز را تغییر میدهد.
خدایا من خودم به تو میسپارم ،
خدایا تو بگو که من چی کنم .
خدایا من نمیدانم .
خدایا تو همه چیز را میدانی .
خدایا تو بگو برم ، تو همه چیز شو برمه ، مگر من تا امروز بری نفس کشیدنم چی کردم ، همهش را خودت انجام دادی ، بعد ازین هم انجام بده .
خدایا تو بگو که چی کنم ، من تسلیم تو استم.
خدایا شکرت
به نام خداوند بخشنده و مهربان.
سلام به استاد بزرگوار و توحیدی.
از این که من مسیر درست را دارم میرم چقدر خوشحال و راضی هستم و یکی بزرگترین سپاسگذاری من از خداوند این هست که خدا یا شکرت که بهم راه درست زندگی کردن را یاد دادی
و منو از جهالت بیرون کشیدی،بهم عزت دادی و هر روزی که دارم نفس میکشم دارم فقط ورد زبانم
سپاسگذاری هست و احساس خیلی خوبی را دارم تجربه میکنم نفرت ها از گذشته خیلی کمتر و به
آینده امیدوار هستم که من برای انجام رسالت و برای رسیدن به خواسته هام و اهدافم خلق شده ام
نکته ای که تو تمام کامنتای محصولات و فایل ها
نوشتم و باز هم دوست دارم بنویسم من برای کشف گنج نهان در وجودم به دنیا اومدم به دنیا اومدم که جهان را گسترش بدم باز هم عاشق این جمله هستم اومدم از خلاقیت هام در مسیر علاقهام لذت ببرم چه لذتی بالاتر از این که من از
خودم و جامعه و جهان مسئله ای را حل بکنم و با
این کارم به رشد جهان سرعت ببخشم.
انسان کی میتواند کارای بزرگی انجام بدهد و به رشد جهان کمک کند جواب برای من این است که
باورهای درستی داشته باشد،
موقعی که باورهای توحیدی در خودش ایجاد بکند
و اون رو تقویت بکند یعنی تمام باورهایی که داره
ریشه در توحید داشته و توحید را به عنوان یک مرجع و یه فیلتر در ذهنش نصب بکند اون موقع
رفتار و اعمال درستی را از خودش بروز میدهد نه اینکه بخواد زور بزند به صورت ناخودآگاه رفتار درست را ازش اسقبال میکند و از حواشی ای که
اکثریت دارند توش سیر میکنند و دارند دست و پا
میزنند اون فرد دور میشود که البته برای تقریبا به
این شکل هست و به لطف خداوند بزرگ دارم در این مسیر الهی قدم برمیدارم.
دعای کمیل یکی از توحیدی ترین دعاهایی هست که بعد از قرآن من بهش اعتقاد قلبی دارم که وقتی
استاد با صدا و لحن زیبا و پر که داشتند قرائت
میکردند احساس خوبی در وجودم شکل میگرفت
احساس میکردم که حضرت علی علیه السلام خیلی خوب تونسته خودش و خداوند را بشناسد و
و همین درکی که از توحید داشته باعث شده در
مقابل خداوند خوار و ذلیل بدونه و از اون به عنوان یک انسان بزرگوار یاد بشود.
جملاتی که حضرت علی علیه السلام تو این دعای
کمیل اورده واقعا میتونه تمام مقاومت های ذهن رو تخریب بکنه و و باورهای قدرتمندی را جایگزین
بکنه جوری خداوند را توصیف کرده که تمام شاعران و نویسندگان در طول تاریخ نتونستند این
شکلی شعر بگویند یا کتابی بنویسند حساب کن
1400 سال پیش حضرت علی علیه السلام دعای کمیل را شعر گونه بیان کرده که هر کلمه ای پر از
درک و فهم عمیق از خداوند متعال است یعنی این
درک درست از خداوند نشون میده که علی علیه السلام را ما باید ازش به عنوان یه الگوی موحد یاد
بکنیم و رفتار هامون را درست بکنیم چون دعای کمیل ذهنیت و باورهای کلی حضرت علی علیه السلام است که به شخصه خیلی خوشحال هستم که همچنین انسان های موحدی هستند که من
میتونم از باورهایی که داشته من هم با همون باورها مسیر رسیدن به خواسته هام و خداوند را
کوتاهتر بکنم.
استاد بزرگوار مرسی از این که قدم برمیدارید و خیلی سپاسگذارم که استاد من در تمام جنبه ها
شما هستید.
سلام و خدا قوت..
مطالب بسیار عالی و مفید.
سلام و خدا قوت..
مطالب بسیار عالی و مفید.
سلام واقعا بابت این عیدی از شما سپاسگذارم .براتون بهترینها را ارزو دارم.
سلام تشکر میکنم از این فایل زیباتون
با سلام خدمت شما دوستان عزیز
می خواستم یک مسئله رو خدمتتون عرض کنم:
استاد در کلیپ دعای کمیل در دقیقه 12 می گویند خداوند در قرآن فرموده هیچکسی نیست که بتواند شفاعت شما را بکند. در صورتی که در قرآن در آیة الکرسی خداوند می فرماید هیچکسی شفاعت نمی کند بدون اذن خداوند. پس خداوند نفرموده اند هیچ کسی شفاعت نمی کند.
و مسئله شفاعت خیلی پیچیده تر و مهمتر از این است که بخواهیم آن را به راحتی رد کنیم. همانطور که در قرآن کریم در آیه 64 سوره نساء داریم که خداوند از پیامبر می خواهد برای مجرمان طلب استغفار کند یا در آیه 98 و 99 سوره یوسف فرزندان حضرت یعقوب از حضرت یعقوب می خواهند برای آنها از خداوند طلب استغفار کند و ایشان قبول می کند. البته قبول دارم که بهتر است خودمان اشتباه نکنیم و درست زندگی کنیم تا احتیاج به شفاعت هم کمتر شود و اگر شفاعتی برایمان انجام شد بخاطر لطف خدا و کرم معصومین باعث پیشرفتمان باشد نه برای پاک شدن اشتباهاتمان.
دوست دار و ارادتمند شما.