اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
“مرا بدانچه برای من قسمت کرده ای راضی و خوشنود گردانی”
احساس می کنم ای فقره از دعا با تمام آموزه های استاد عباسمنش در تضاده، چون ما قسمت خودمون رو خودمون می تونیم تعیین کنیم و می تونیم خالق زندگیمون باشیم، نه اینکه بخوایم ی قسمتی رو که برامون کس دیگه ای معین کرده بپذیریم و قبول کنیم و قانع باشیم. اگه دوستی توضیحی داره ممنون می شم پاسخ بده.
له نظرم منظور این ایه بوده که هرچه برایم مقدر ساختی رو دوست بداریم و راضی و خوشنود باشیم
برای مثال اتفاقی شما با اینکه تمام قوانین رو رعایت کردین تصادف میکنین و این تصادف برای شما مقدر بوده شما نباید ناشکری کنی و گلایه حتی این تصادف رو باید شکرگذار باشی و اینبار میبینی ممکنه در طی درمان پرستاری اشنا بشی و اتفاقای خوبی برات رقم بخوره.
پس این تصادف باید میشد تا تو در مسیر اون پرستار بیوفتی و نتایج رو جذب کنی
البته اگه هم حالت با تصادف بد باشه و گلایه و شکوه کنی میبینی که اتفاقای ناجور مثل از محل کار به دلیل زیاد شدن مدت درمان اخراج میشی یا تو جشنی که سالها منتظر بودی نمی تونی شرکت کنی یا هرچی ….
پس باید از خدا بخواهیم کمکم کن تا راضی و خوشنود باشم.
البته که کسی توی زندگی کسی تاثیر نداره جز خودش
امیدوارم تونسته باشم سوال رو درک کرده باشم و جواب مناسب هم داده باشم.
کلا کارهای استاد خوب است. ولی وظیفه ماست که بدانیم که هیچ چیز بی نقصی جز تعالیم دین وجود ندارد. و طبق آنچه قرآن دستور داده همه را بشنویم و بهترین ها را برگزینیم.
اما گروه عباس منش نیز اگر در موردی اشتباهی کرد بهتر است عذر خواهی کند تا به صورت ناخواسته باعث گمراهی مردم نشود. راهش این نیست که حالت خنثی اختیار کنید و بگویید ما قصد متقاعد کردن کسی را نداریم. حال آنکه وقتی چنین تریبونی راه انداخته اید خود به خود بسیاری را با استدلال خود متقاعد می کنید.
به هر حال گروه عباس منش مطالب مثبت و آموزنده بسیاری دارد و من نیز تابحال بسیار از این سایت و مطالب آن بهره مند شده ام. ولی باز هم توصیه می کنم که دوستان گلم هر وقت کتابی خواندید یا مطلبی گوش کردید و یا فیلمی دیدید پذیرنده و تسلیم محض نباشید بلکه با معیارهای منطق ارزیابی کرده و سپس بپذیرید.
در مورد مساله شفاعت که در دعای کمیل مطرح نمودید واقعا تعجبم را برانگیخته اید
اینجانب با حداقل اطلاعاتی که دارم با تنها چند مثال نقض نظریه شما را رد می نمایم
شما ماجرای فتح قلعه خیبر و شفای چشم حضرت علی با آب مبارک دهان پیغمبر یا ماجرای درخواست مامون (که مردم برای مشکلات کمبود اب به پیشش امده بودند )از امام رضا برای خواندن نماز باران، جهت تمسخر ایشان یا ماجرای مردم کوفه که نزد علی (ع)آمدند و از نیامدن باران شکایت کردند امام علی (ع)به امام حسین فرمود نماز بخوان را مطالعه بفرمایید تا ان شاالله متوجه شوید
یا هزاران ماجرای دیگر،که آنقدر این مساله بیهی هست و روشن من هنوز هم در مورد صحبت های شما متعجبم
سلام خدمت شما دوست عزیز. من مطلرو خوندم. با کمال ادب به نظر شخصی بنده مثال هایی که با عنوان مثال نقض مطرح کردید هیچ کدامشان با تعریفی که از شفاعت مطرح است هم خوانی ندارد. این ها که فرمودید موهبت ها ورحماتی از جانب خداست که خداوند به هر بنده ای که با باور درست از خدا درخواست کند می دهد. شفاعت این است که کسی که د حق خودش ظلم کرده در همین دنیا یا رستاخیز نتیجه اعمالش را می بیند. این با دعای هیچ کس یا شفاعت هیچ کس قابل تفییر نیست.
واقعا دست مریزاد استاد .خدا یاورتان باد.
عالی بود، خداوند به شما خیر دهد و پایدار باشید.
شاید جاش اینجا نباشه! ولی میگم!
استاد درصد درس روان شناسی خودم رو از 20 رسوندم به 91% علوم اجتماعی رو 84% زدم! فلسفه رو 45% زدم!
پارسال ربع این درصدا رو هم به دست نمیوردم:)
استاد ممنونم! یه روز حتما حضوری میام خدمتتون
با عرض سلام و خسته نباشید
ار استاد عباسمنش خواهشمندم نظر خودشون رو پیرامون بحث شفاعت و صحبت های دوستان اعلام نمایند
ممنون
“مرا بدانچه برای من قسمت کرده ای راضی و خوشنود گردانی”
احساس می کنم ای فقره از دعا با تمام آموزه های استاد عباسمنش در تضاده، چون ما قسمت خودمون رو خودمون می تونیم تعیین کنیم و می تونیم خالق زندگیمون باشیم، نه اینکه بخوایم ی قسمتی رو که برامون کس دیگه ای معین کرده بپذیریم و قبول کنیم و قانع باشیم. اگه دوستی توضیحی داره ممنون می شم پاسخ بده.
آرزوی خوشبختی برای همه دوستان
سلام دوست عزیز
این هم حتی از آموزه های استاد دور نیست
له نظرم منظور این ایه بوده که هرچه برایم مقدر ساختی رو دوست بداریم و راضی و خوشنود باشیم
برای مثال اتفاقی شما با اینکه تمام قوانین رو رعایت کردین تصادف میکنین و این تصادف برای شما مقدر بوده شما نباید ناشکری کنی و گلایه حتی این تصادف رو باید شکرگذار باشی و اینبار میبینی ممکنه در طی درمان پرستاری اشنا بشی و اتفاقای خوبی برات رقم بخوره.
پس این تصادف باید میشد تا تو در مسیر اون پرستار بیوفتی و نتایج رو جذب کنی
البته اگه هم حالت با تصادف بد باشه و گلایه و شکوه کنی میبینی که اتفاقای ناجور مثل از محل کار به دلیل زیاد شدن مدت درمان اخراج میشی یا تو جشنی که سالها منتظر بودی نمی تونی شرکت کنی یا هرچی ….
پس باید از خدا بخواهیم کمکم کن تا راضی و خوشنود باشم.
البته که کسی توی زندگی کسی تاثیر نداره جز خودش
امیدوارم تونسته باشم سوال رو درک کرده باشم و جواب مناسب هم داده باشم.
در پناه حق خوشحال و ثروتمند باشین.
کلا کارهای استاد خوب است. ولی وظیفه ماست که بدانیم که هیچ چیز بی نقصی جز تعالیم دین وجود ندارد. و طبق آنچه قرآن دستور داده همه را بشنویم و بهترین ها را برگزینیم.
اما گروه عباس منش نیز اگر در موردی اشتباهی کرد بهتر است عذر خواهی کند تا به صورت ناخواسته باعث گمراهی مردم نشود. راهش این نیست که حالت خنثی اختیار کنید و بگویید ما قصد متقاعد کردن کسی را نداریم. حال آنکه وقتی چنین تریبونی راه انداخته اید خود به خود بسیاری را با استدلال خود متقاعد می کنید.
به هر حال گروه عباس منش مطالب مثبت و آموزنده بسیاری دارد و من نیز تابحال بسیار از این سایت و مطالب آن بهره مند شده ام. ولی باز هم توصیه می کنم که دوستان گلم هر وقت کتابی خواندید یا مطلبی گوش کردید و یا فیلمی دیدید پذیرنده و تسلیم محض نباشید بلکه با معیارهای منطق ارزیابی کرده و سپس بپذیرید.
دوست عزیز ما اینجا دنبال عذرخواهی کسی نیستیم و به دنبال به کرسی نشوندن حرف خودمون هم نیستیم .
.
ما اینجا فقط به دنبال حرف درست میگردیم که با تحقیق و جست و جو حاصل میشه نه با تعصب
لطفا با دلیل و مستند صحبت کنید و منبع معرفی کنید تا همه با مراجعه به آن متوجه اشتباه خود شوند.
البته عقل هم که معرفی کردید یکی از منابع اسلام محسوب میشود ولی در مورد بحث بالا نیاز به منابع محکم (قرآن و سنت) هست.
.
در ضمن با شما موافقم که حرف “ما به دنبال متقاعد کردن شما نیستیم ” کاملا اشتباه است.
مدیر جان شما تصور کن :
معلمی سر کلاس درس
سخنرانی در جلسه سخنرانی
رئیس جمهوری در جمع مردم
اشتباه کند(یا اصلا اشتباه نکند شبه ای بیندازد) و در پاسخ بگوید من به دنبال متقاعد کردن شما نیستم خدا شما را به راه راست هدایت کند.
فکر میکنید چه وضعی پیش می آید ؟ و آیا جواب درستی داده است؟
سلام استاد گرامی
در مورد مساله شفاعت که در دعای کمیل مطرح نمودید واقعا تعجبم را برانگیخته اید
اینجانب با حداقل اطلاعاتی که دارم با تنها چند مثال نقض نظریه شما را رد می نمایم
شما ماجرای فتح قلعه خیبر و شفای چشم حضرت علی با آب مبارک دهان پیغمبر یا ماجرای درخواست مامون (که مردم برای مشکلات کمبود اب به پیشش امده بودند )از امام رضا برای خواندن نماز باران، جهت تمسخر ایشان یا ماجرای مردم کوفه که نزد علی (ع)آمدند و از نیامدن باران شکایت کردند امام علی (ع)به امام حسین فرمود نماز بخوان را مطالعه بفرمایید تا ان شاالله متوجه شوید
یا هزاران ماجرای دیگر،که آنقدر این مساله بیهی هست و روشن من هنوز هم در مورد صحبت های شما متعجبم
سلام خدمت شما دوست عزیز. من مطلرو خوندم. با کمال ادب به نظر شخصی بنده مثال هایی که با عنوان مثال نقض مطرح کردید هیچ کدامشان با تعریفی که از شفاعت مطرح است هم خوانی ندارد. این ها که فرمودید موهبت ها ورحماتی از جانب خداست که خداوند به هر بنده ای که با باور درست از خدا درخواست کند می دهد. شفاعت این است که کسی که د حق خودش ظلم کرده در همین دنیا یا رستاخیز نتیجه اعمالش را می بیند. این با دعای هیچ کس یا شفاعت هیچ کس قابل تفییر نیست.
باسپاس
با عرض سلام و ادب
اگر لطف کنید اون آیه ای خداوند فرموده: “برای شما هیچ شفاعت دهنده ای وجود ندارد به غیر از من” را بفرمایید ممنون میشم
با تشکر
واقعا خوده قانونه و چه گمراهن اونا ک از علی میخان نه از خدا
با سلام
در همه جای قرآن بیان شده که کسی نمی تواند شفاعت کند مگر به اجازه خداوند هرگز گفته نشده فقط خداوند شفاعت می کند !!!
و بارها در روایات شیعه و حتی اهل سنت آمده که پیامبر امیرالمومنین حضرت علی
علیه السلام واسطه و شفیع امتشان قرار دادن و بیان کردن من و علی یک نفسیم و از یک روحیم برای همین نیازی نبوده که امیرالمومنین پیامبر را شفیع قرار بدن
و این به معنای نفی شفاعت نیست ؟!