این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/03/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-03-29 03:48:162020-08-28 08:14:21توجه به داشته ها، راهِ رسیدن به خواسته ها
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من سال 96 با کلی روحیه بد برای مواجه شدن با کلی مسئله های مختلف شروع کردم ولی با هدف تغییر و تنها با جمع کردن چندین ماه پول موفق به خرید قسمت اول قانون آفرینش شدم این یکی از قسمت های عالی بود
تو ماه خرداد بعد از کلی کار کردن روی خودم موفق شدم که مشغول به کار شم این یکی دیگه از بهترین اتفاقات بود
قبل از پیشنهاد کار دعوت به مسافرت مشهد شدم بعد از چندین سال و خیلی بابتش شکر کردم
با روحیه گرفتن از مشغول شدن به کار تونستم پایان ناممو که 2 سال بود دست نزده بودم تموم کردم و این از بهترین اتفاقات شد مخصوصا اینکه همزمان با تولدم شد
موفق به خرید گوشی که سالها دوسش داشتم و با قانون تجسمش میکردم شدم و همینطور ساعت دلخواهم
موفق به خرید کل پکیج آفرینش و ….. و روانشناسی ثروت 1 شدم اینها همه از درخواست ها و باور نکردنی های 96 من بود
در کنار آشنایی با آدم های خوب
در کنار کلاسهایی که همراه این فایلها پر انگیزه ترم میکرد
بابت کلاس استخر و اینکه تونستم یاد بگیرم عالی بود این
بابت خرید کتابهای موفقیت که بینهایت شادم کرد
بابت دریافت کادوهای زیاد از همه که عالی بودن
بابت یاد گرفتن کار گلدوزی در کنار کارم و گرفتن اولین سفارش به تعداد 10 تا و این خیلی عالی بود
داشتن سرکاری با شرایط عالی که خیلی عالیه
بازم هست ولی خوب بهتره برم سراغ 97
اولین هدفم یادگیری زبانه در حد عالی حرف زدن
دومین هدفم استاد شدن تو قانون های الهی در همه ابعاد زندگیمه
سومین هدفم تلاش و درخواست و تجسم برای دکتری دانشگاه تهران
چهارمین هدفم ساختن بینظیرترین رابطه عاطفی دنیاست
پنجمین هدفم رفتن به مسافرت به پاریس
ششمین هدفم پیدا کردن مسیر و راهی که دنیا رو جای بهتری برای خودم و بقیه کنم
هفتمین هدفم اینکه تو قانون آفرینش و ثروت امسال به استادی برسم
هشتمین اینکه با فایل تند خوانی شروع کردن و استفاده بهینه برای دکتری
نهمین هدفم اینکه تخصصمو در زمینه رشته و کارم افزایش بدم
بازم هست ولی خوب با دهمین تموم میکنم که برای خانوادم عزیزانم و هر کسی که این پیام میخونه از خدا طلب خیر و برکت و سلامتی و خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرت رو می خوام.
راستش اول که دیدم این فایل تو کانال تلگرام اومده گفتم ول کن شرکت کردن تو مسابقه برام استرس میده و…. بعدش که گوش کردم حرفای استادو ، گفتم چقدر خوب بشینم ببینم واقعا سال 96 چه اتفاقای خوبی واسم افتاده (بخصوص اینکه این چندروز یکم مدارم افت کرده بود) و اینم اتفاقای عالی من :
? مهمترینش تولد پسرم… پسر زیبا و سالم و باهوشم که با اومدنش کلی شادی و فرکانسای خوب اورده.
?اشنا شدن با یه دوره جذب از یکی از اساتید.. که البته خودشون هم فکر کنم از شاگردان استاد عباسمنش بودن. این شد استارت من واسه بالارفتن مدار…. و خیلی جالب هم از ایشون منتقل شدم به مدار استاد…
? اشنا شدن با فایلهای استاد و خانواده صمیمی عباسمنش. شاید بتونم بگم واقعا نقطه عطف زندگیم بود این سایت.. اینکه فهمیدم خالق زندگیمم و میتونم هرچی بخوام بسازم
? دوبرابر شدن درامد من و همسرم. اینم که کاملا معلومه چه مزه ای میده?
?همیشه دوست داشتم از یکی از فروشگاههای معتبر ارایشی به اسم سفورا ، برای همسرم خرید کنم از ایران. البته که منظورم بدون سود زیاد و… اس. من با یه دوست خیلییی خوب اشنا شدم و اون یه مسافرت رفت و برام کاملا بدون سود و هزینه باربری و.. خرید کرد. اینم خیلی مزه داد
? عموم از لحاظ سلامتی خیلی بهتر شد تو سال 96. نمیخوام وارد جزئیات بشم ولی مشکلات سلامتیش خیلی خیلی بهتر شده
?رابطه ام با مادرهمسرم یه مقدار مشکل پیدا کرده بود که به لطف خدا ، کاااااملا خوب شده
حالا الان سال 98 ئه و دارم از اتفاقای خوبش میگم…
? یه ایده فوق العاده و پولساز در زمینه کاریم به ذهنم رسید و عملیش کردم و وضعیت مالیم کلی پیشرفت کرد
?وزنم کاملا نرمال شد و ورزش دیگه جزئی از زندگیم شده
?روابطم با همسرم خیلی عاشقانه تر شده و خانواده سه نفری خیلی خوشبختی داریم
? برای امتحانیکه واسه ادامه تحصیلاتمه کاملا اماده ام و یقین دارم قبول میشم تو اردیبهشت امسال
? اینقدر تو سال 97 پیشرفت کردم که همین امسال خونه ویلایی 1000 متری زیبامو تو شهرک غرب میخرم و ماشینمو عوض میکنم و دوتا لکسوس (یه دونه سدان و یه دونه شاسی بلند) میخرم
?مهمترین و بهترین اتفاق سال 97 این بود که با تمام وجودم باور کردم خالق زندگی خودمم. این ایمان روی یه صخره استوار بنا شده و هرگز بهش خللی وارد نمیشه…
سلام بر استاد عزیزم که خداوند را بی نهایت سپاسگزارم مرا به این مسیر نورانی هدایت فرموده که توانسته ام در این دو سالی که در خدمت استاد عزیزم شاگردی می کنم، با قانون خداوند و جهان آشنایی پیدا کنم و پیشرفتهایی در زندگی ام رخ بدهد که فقط باید از خداوند متعال بابت قانون ثابت جهان هستی اش بی نهایت سپاسگزاری کنم که چنین قانون محکم و ثابتی را در جهان وضع نموده است.
و سلام بر تمامی اعضای باشکوه سایت استاد عزیزم سید حسین عباس منش.
مقدمه: من 25ساله که در علوم کامپیوتر فعالیت می کنم و بدون هیچ گونه تحصیلات دانشگاهی هم متخصص سخت افزار و هم متخصص اینترنت شده ام که بحمدلله به خاطر شور و اشتیاق سوزانی که در این علم داشتم الان به لطف خدای مهربان به جایی رسیدم که کارهایی می کنم حتی کارشناس ارشد کامپیوتر هم از انجام آن نا امید شده و می گفت هیچ راهی نداره! ولی من براحتی حلش می کردم و تعجب آنها را بر می انگیخت.
وقتی که وارد بازار خرید و فروش کامپیوتر شدم، و بدون یادگیری علم کسب و کار، با مشکلاتی همچون: کلاه برداری، وام بانکی، بدهی، رقابتی بودم کالا، به سختی فروش داشتم و کارم به جایی رسید که بارها می شد به خدای خودم می گفتم اگر بدهکار نبودم، ازت می خواستم مرگ مرا برسونی و از این همه مشکلات راحت بشم و همش به خدای خودم می گفتم مگر میشه تو خالق من باشی و تمام مخلوقاتت رو مسخر من کرده باشی و این وضع من باشه؟ و…
و درست یادمه یه شب رفتم منزل برادرم که یکی از دوستانش هم اونجا بود و از اوضاع من کمی خبر داشت و باهام صحبت کرد و سایت استاد رو بهم معرفی کرد و من با بی میلی همان شب رفتم سایت رو دیدم و انگاری خداوند جواب درخواستم رو داده بود.
ابتدا از فایلهای رایگان که استاد عاشقانه با همه وجودش تولید کرده بود، با جان و دل گوش می کردم و آرام آرام افکارم داشت تغییر می کرد و درست یادمه اولین کاری که کردم تمام دسته چکهایم را که از بانکهای: ملی، تجارت، سپه، پارسیان، سامان، انصار و ثامن که اکثر آنها 50برگی بود را با دستگاه پانچ سوراخ سوراخ کردم و روش با ماژیک قرمز نوشتم: “تابوت مرگ” و تاریخ زدم.
و خدا می داند که چقدر فکرم آزاد شد منی که ضامن شده بودم و از شرکت ها کالا می خریدم و چک می دادم که گرفتاریهای خودش را داشت و همه همکاران بهم می گفتند که دیوانه بدون چک که نمی تونی کار کنی! چرا این کار رو کردی دیگه بانک بهت دسته چک نمی ده، و خلاصه من دل زده بودم به دریا و فقط به قول استاد عزیزم “با ایمان و توکل بر خدای مهربان روی باورهام” کار می کردم و از صبح تا شب در مغازه ام و حتی صدای استاد و یا صدای خودم شبها تا به صبح در گوشم بود و با آن بخواب می رفتم و صبح بیدار می شدم و کم کم توانستم بعضی از محصولات استاد رو خریداری کنم و زمانی که “دوره هدف گذاری” استاد را تهیه کردم تازه فهمیدم چه کاره هستم و شروع کردم به نوشتن خواسته هایم در سال 1396 که من فقط 3 تا اصلی نوشتم و تا 5 تا هم اضافه کردم ولی خدا می داند چقدر بیشتر از آن بهش رسیدم که فقط به تعداد کمی از آنها اشاره می کنم:
1٫ راه اندازی سایتم: به شکل یکی از بهترین سایتهای موفق ایران و بلکه بهتر از آن با کمترین هزینه ممکن انجام شد و فقط خدا می داند وقتی می خواستم سایتم را از نو با قالب و چارچوب کلا جدید بسازم، حتی 500هزار تومان هم در حسابم نداشتم که بتونم هزینه های مقدماتی آن را بپردازم و با هر شرکتی صحبت می کردم و طرحم را می گفتم از 10میلیون تا 15میلیون قیمت می دادند ولی من نا امید نشدم و ادامه دادم تا خداوند مرا در مسیری قرار داد و افرادی رو با من آشنا کرد که سایت را برایم طراحی کردند و کم کم پولش را پرداخت کردم و الان یک سایتی دارم (…………) که شاید همش به 5میلیون تومان هم نرسیده باشد ولی وقتی افراد متخصص سایتم را نگاه می کنند تعجب می کنند و میگن چطور ممکنه با این با این قیمت به این شکل حرفه ای در آمده باشه؟
2٫تعطیل کردن مغازه ام: در نیمه سال 96 بعد از 15سال کاسبی مغازهام را تعطیل کردم اما با کلی نجواهای شیطان که دائم توی مغزم می گفت تو زن و بچه داری خرجی ات رو از کجا می خواهی در بیاری؟ این بدهی هات رو از کجا؟ و… ولی خدا بهم می گفت مگر نمی خواهی راحت درآمد داشته باشی؟ مگر نمی خواهی در کنار خانواده ات باشی؟ مگر نمی خواهی فقط نقدی کار کنی؟ مگر نمی خواهی از این وضعیت خلاص بشی؟ دل زدم به دریا و مغازه ام را جمع کردم و آمدم به منزل و فقط تمرکزم را گذاشتم روی فروش اینترنتی ام و فروش فیزیکی را کلا قطع کردم و جالب اینکه دیگه اون همکارانی که از من چکی می خریدند و همیشه سر قیمت با من بحث می کردند و خدا شاهده بخاطر 100 تا تک تومنی اگر بالاتر میدادم از من نمی خریدند، دیگه خبری نبود و همه آنها از مدارم خارج شدند و خدا را بی نهایت سپاسگزارم.
دوستان از زمانی که تمام تمرکزم را گذاشتم روی فروش اینترنتی، باورتون نمیشه سودهایی کردم که به جرأت می گم در این 15 سال کاسبی ام تا بحال چنین سودی در یک کالا نداشته ام و چقدر لذت بخشه که هم در کنار خانواده ات باشی، هم آزاد باشی، هم کار کنی و هم پول در بیاری و جالبتر اینکه وقتی از خواب بیدار می شدم می دیدم یه مشتری از من خرید کرده و فلان مبلغ به حسابم واریز شده و صبح را با انرژی فوق العاده ای شروع به کار می کردم.
3٫خریدن دوره “عزت نفس” و هشت محصول دیگر استاد عزیزم که انصافا اثرات منحصر به فردی را در من گذاشته است. و جالب اینکه وقتی عزت نفس را خریدم همان شب بهم گفته شد که گرگ درونت را باید از بین ببری و این باعث عدم موفقیتت شده و فهمیدم برای پیشرفت کردنم باید اول اعتماد به نفسم را درست کنم و من فقط یک دوره کامل با تمام تمریناتش انجام دادم و فایلها را بارها و بارها گوش دادم و تک تک آنها را نوشتم و خدا می داند چقدر تغییرات شخصیتی پیدا کردم.
بخصوص محصول “شیوه حل مسائل زندگی” که واقعا شاهکار استاده و به یک نکته ای بسیار کلیدی اشاره کرده اند و آن همان کویری است که من هم به این مشکل دچار شده بودم و دارم روی خودم کار می کنم تا از این کویر دست بکشم تا به موفقیت برسم.
4٫ برداشتن قدم های اولیه یک هدف بسیار بزرگ و اساسی که اگر بشه چی میشه و می دانم می توانم و از عهده اش بر می یام و همانطوری که بارها و بارها بهم در خواب گفته شده، مطمئنا وقتی به نتیجه برسه میام با شور و اشتیاق خبرش رو میدم.
اهدافم در سال 1397:
1٫افزایش درآمدم: می خواهم به سه برابر و بیشتر از سود خالص سال 96 برسم و مبلغ یکصد میلیون تومان برای خودم در نظر گرفتم ام و یقین دارم بیشتر بدست می آورم.
2٫خریدن دیگر محصولات استاد عزیزم مثل: بسته روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3 و دوره عملی دسیابی به رویاها و اینطور که من از این محصولات خریداری شده فهمیدم تمام محصولات استاد مکمل یکدیگرند و اگر بخواهیم مثل استاد بلکه بیشتر موفق بشویم باید تمام محصولاتش را تهیه کنیم و این مطلب را من اخیرا به آن رسیده ام.
3٫رسیدن به بالاترین هدف زندگی ام که تمام وجودم داره فریاد می زنه و عاشقانه دارم روش کار می کنم و به جرأت می گم اگر بشود چی می شود و هم دنیا داره برام و هم آخرت و بارها و بارها بهم گفته شده که باید این کار رو انجام بدم و حتی یه روزی ناامید شدم و از خداوند خواستم با قرآن پاسخ من را بدهد و چقدر زیبا و با قدرت با من اتمام حجت کرد و با آیه های 38 و 39 سوره التوبه آخرین اخطارش را بهم داد که یکی از اهداف اصلی ام در سال 1397 شده است و یقین دارم موفق می شوم و این باور و درس را از استاد و فیلم “بازی تقلید” برای خودم ساختم و دارم روش کار می کنم که: من خلاق ترین انسان روی کره زمین هستم و این قدرت و توانایی را دارم که در عین ناباوری دیگران، کاری انجام دهم که هیچ کس تصورش رو هم نمی کند.
4٫تسویه بدهی ها: که تجربه کردم وقتی یکی از بدهی هایم را می پردازم انگاری یه قسمتی از مغزم آزادی میشه و پرواز می کنه. و خداوکیلی انسانی که بدهکاری داره مثل کسی می مونه که در حال خفگیه و هر کاری بکنه درست نمی تونی نفس بکشه و این باعث میشه که اکسیژن کافی به مغزت نرسه و در نتیجه نمی تونه ایده های ثروت ساز رو بهت بگه.
امیدوارم دوستان عزیزم که عضو سایت هستند با جدیدیت و ایمان راسخ به تمرینات استاد عمل کنند و ابتدا تمام فایل های رایگان رو گوش کنند و بعد اقدام به خریدن محصول کنند.
درست مثل یه بچه ای که می خواد بره مدرسه اول باید به مهد کودک بره و بعد دبستان و دبیرستان و بعد دانشگاه یوهویی کسی که این مراحل رو طی نکرده باشه به دانشگاه راش نمی دن و اگر هم دزدکی بره چیزی حالیش نمیشه.
عزیزانم همیشه سربلند و عزتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
1- در مسابقات فوتبال داخل سالن پادگان تیم ما به فینال رسید
2- در نمایشگاه تلکام من در مسابقه اقای گزارشگر شرکت کردم و در بین همه شرکت کننده ها که باید بازی فوتبال رو گزارش می کردن من به عنوان دوم دست پیدا کردم و یک دستگاه واقعیت مجازی vr box برنده شدم
3- سلامتی خودم و خانواده ام بود که بهترین اتفاق می تونه باشه
4- وجود و بودن کنار پدر و مادرم و خواهر و برادرم که مایه دلگرمی من هستن
5- محبتی که مردم نسبت به من داشتن هر موقع و هر جا که می رفتم با بهترین آدم ها روبرو میشدم
6- از پادگان تاکسی میگرفتم منو دقیقا به اون جایی که می خواستم میرسوندن با اینکه اصلا تاکسی برای اون منطقه نبود باید دو تا ماشین می گرفتی که تو رو به اون منطقه برسونن
7- در بیشتر مواقع سوار تاکسی میشدم راننده تاکسی ها از من کرایه نمی گرفتن و در یه جایی که من اصلا دنبال تاکسی نبودم خودشون می اومدن به من می گفتن کجا میری برسونیمت
8- من به مدت 3 سال بود که دنبال یک پیراهن ورزشی قدیمی می گشتم (سال 1999)که اونو داشته باشم و کسی اونو نداشت یه روز به صورت اتفاقی من یه تبلیغی رو در فضای مجازی دیدم که اون پیراهنو داشت و من توانستم همین یه ماه پیش این پیراهنو بخرم و داشته باشم
9- بعد از 20 سال تونستیم یه خونه 90 متری در تهران بخریم که الان هم من نمیدونم چه جوری اون پول جور شد
10- راحت خدمت کردنم که واقعا تو پادگان راحت بدونه اینکه کاری بخوام بکنم راحت دارم حدمت می کنم
11- ایمانم به خدا بیشتر شد و بیشتر خدای خودمو شناختم
12- بدونه هیچ ترسی از مردم راحت درخواست می کنم خواستم رو میگم
13- با مواجه شدن با ترسم تونستم ترسی که از فبرستون در شب رو داشتم و ترس از روح وجن رو از بین ببرم
14- دو قهرمانی که تیم محبوبم در سال 96 بدست آورد
این مواردی که نام بردم چیزهایی بود که در ذهنم نقش بسته بود و پر رنگ در ذهنم جای گرفته بود خیلی بیشتر از این موارد در سال 96 اتفاق خوب برام رخ داده است اما مواردی که من نام بردم بیشتر جلوه می کرد در ذهنم
که گفتم برای شما بازگو کنم
سال 97 رو سال تغییر و تحول بزرگ در زندگیم نامگذاری کردم و مطمئنم سال 97 تغییر بزرگی در زندگیم رخ خواهم داد
در سال 97 چند مورد رو از خدا خواستم که کمک کنه به آنها برسم که من فقط دو تا مورد رو بازگو می کنم
دقیقا پارسال همین دی ماه بود که کامنت گذاشتم تو این صفحه و از داشته هام نوشتم.
دیشب از کامنتِ ناعمه جانِ عزیزم، هدایت شدم به این صفحه و فایلِ عزیزش.
کامنتِ خانواده رضایی (دختر خانمِ عزیزِ خانواده) رو خوندم و یادم اومد بیام و منم بنویسم و کلی حس خوب خلق کنم برای خودم.
جالبه که قبلش هدایت شده بودم به نعمتهام و سپاس گزاری ازشون، و بعد هم هدایتم به این فایل نشونه شد برام که، بله سمانه خانم، تکلیف الانت توجه به داشته ها و سپاس گزاری ازشون هست، که به یاد بیاری این یه سال چه چیزهایی وارد زندگیت شدن…
و اما دستاوردهای امسالِ عزیزم.
از جذاب ترینش شروع میکنم:
1- خدایا مرسی که منو مامان و همسرم رو بابا کردی، الان نی نیِ قشنگمون، پسرِ قندِ عسلم، توی دلم هست و هر لحظه باهاش شادی میکنم، با تکون هاش قربون صدقه اش میرم، دلم قنج میره براش.
هر تکونی از نی نی برام هیجان انگیزه و عادی نمیشه، چون اون لحظه توجهِ منو به خودش جلب میکنه، میگه من هستم مامان جون و منم دلم ضعف میره براش.
2- خدایا ازت ممنونم که تو دوره قانونِ سلامتی شرکت کردم، به سلامتیِ عالی و وزنی رویایی رسیدم طیِ 5 ماه.
کمال گرایی مو کنار میذارم، من عشق کردم تو اون مدت، از همه لحاظ عالی بود برام و لذت بردم از نتایجم، احوالاتم، وزنم، روحیه ام، سلامتی ام و …
3- خدایا شکرت که به وزنِ رویاییِ 56/400 رسیدم که تو خواب هم نمیدیدم، تجربه ی این وزن بهم ثابت کرد که میشه، با روش درست میشه به هر ناممکنی در ظاهر، رسید و خلقش کرد.
4- خدایا شکرت که کلی لباس مطابق با وزنِ جدیدم خریدم، پوشیدم و حسابی کیف کردم.
اینکه تو اتاق پرو من لباس رو انتخاب کنم، نه لباس منو، جزو آرزوها و خواسته هام بوده، میرفتم تو اتاق پرو با چندین دست لباسِ محبوبم و انقدر که همه شون اندازه ی اندازه بودن و زیبا بودن تو تنم، غرقِ لذت میشدم. محدوده ای واسه انتخاب نداشتم و کاملا دستم باز بود برای انتخاب و زیباترین ها رو انتخاب کردم و از پوشیدنِ تک تکشون غرقِ لذت شدم هر بار.
5- خدایا شکرت برای پیاده روی های منظم و روزانه ام، و کلی حس خوب، گفتگو با خداوند و خودم، هدایتها و الهام ها، دیدنِ زیبایی های طبیعت و … که بهم دادی.
6- خدایا شکرت برای بهبودهام در زمینه ی درخواست کردن با شجاعت، فارغ از اینکه جواب چی میتونه باشه.
7- خدایت شکرت برای خرید دوره احساس لیاقت و کار کردن روش، که تاثیرات و بهبودهای عالی تو روحیه و شخصیت و افکار و اعمالم ایجاد کرده.
9- خدایا شکرت برای شرکت در دوره مربی بزرگسال اوریگامی، تسویه ی شهریه اش کامل قبل از شروع دوره، گذروندنش با موفقیت، رفت و آمد به کلاس به راحتی و امنیت و گذروندنِ زمان های عالی کنارِ دوستانم و گرفتن تولد سورپرایزی برای معلمِ نازنینمون.
10- خدایا شکرت برای دریافتِ هدایت ها و نشانه های فراوانت در زندگیِ روزانه ام، و تقویتِ اعتمادم به شهود به نسبتِ قبلم.
11- خدایا شکرت برای هدیه های بی نهایتی که وارد زندگی مون شد.
12- خدایا شکرت برای 3 بار تولدم امسال که سورپرایزی بودن، هدیه های جذابِ تولدم.
13- خدایا شکرت برای ساعت هوشمندم که با فاصله ی کمی از درخواستش، به دستم رسوندی.
14- خدایا شکرت دستبندِ عزیزم درست شد.
15- خدایا شکرت برای غذاهای خوشمزه ای که خوردم و تمامِ وجودم متوجهِ مزه ی خوبش شد.
16- خدایا شکرت برای رستوران و کافه هایی که با همسرم و خانواده رفتیم و خاطرات و لحظات خوش برام خلق شد.
17- خدایا شکرت برای چکاب های نی نی که همه شون عالی بودن و هستن و سلامتیِ خودم و نی نی جونمون.
18- خدایا شکرت برای محبتِ سرشارِ خانواده نسبت به خودم و همسرم و نی نی جون از طرفِ خانواده و عزیزان و دوستانم.
19- خدایا شکرت برای تجربه ی خاطره انگیزِ پارک آب و آتش امسال که جشنواره انار بود، خانوادگی رفتیم و کلی لذت بردم.
همینطور قدم زدن روی پل طبیعت که مدتها بود دلم میخواست تجربه اش کنم و انجام شد.
20- خدایا شکرت برای اتفاقاتِ خوشِ زندگیِ خواهرم که بسیار خوشحالم براش.
21- خدایا شکرت که امسال روز تولد حضرت فاطمه (س) من مامان هستم، تولد امام علی (ع) هم همسرم بابا هست.
دلمون میخواست نی نی دار شیم و خدا این هدیه و معجزه رو برامون اجابت کرده.
22- خدایا شکرت برای شجاعتم بدون آرایش رفتن تو یه مهمونیِ به شدتِ رسمیِ زنانه تولد، لباسی که مطابق با سلیقه و راحتیِ خودم بود پوشیدم و راحت بودم با خودم و پیرامونم.
23- خدایا شکرت برای تجربه ی کوتاه کردن و ماشین کردنِ موهای بلندم طیِ دو مرحله، افتخار میکنم به سمانه که کاری رو انجام میده که میخواد، فارغ از سلیقه یا نظرِ دیگران.
24- خدایا شکرت برای باغ های متفاوتی که امسال رفتم، میوه چیدم و نوشِ جان کردم، 5 بار رفتم و کلی لذت بردم و خاطراتِ شیرین دارم از همشون. من عاشقِ باغ هستم و خداوند برام چیدمانش کرد.
25- خدایا شکرت برای تعداد بالای دفترهای قشنگی که امسال برای خودم خریدم تا بنویسم و حسابی لذت ببرم، خدایا شکرت برای لوازم التحریرهای قشنگی که خریدم برای خودم با عشق.
26- خدایا شکرت که منسجم تر در سایت کامنت مینویسم و می خونم.
27- خدایا شکرت که با خودم روراست تر شدم و شجاعانه تر کامنت مینویسم از همه چی، هم قوت هام، هم ضعف هام.
28- خدایا شکرت که با خودم مهربون تر شدم، کمتر سرزنش میکنم خودمو، کنترل ذهنم بهتر شده.
29- خدایا شکرت برای ورود پولِ بابرکت به زندگی مون، افزایش حقوق، روزی های غیر حسابِ فراوان، هدیه ها و …
30- خدایا شکرت که تونستم با هدیه گرفتن به عنوان روزیِ غیر حساب خداوند بهتر روبه رو شم و درکش کنم و ازش لذت ببرم و سپاس گزاری کنم بابتِ هر هدیه با حسِ خوب و احساسِ لیاقت برای دریافتش.
31- خدایا شکرت برای ورود سینیِ گریل، کباب پز گازی، توریِ کبابی برای رفاه بیشترم در دوره قانون سلامتی.
32- خدایا شکرت برای فراهم شدنِ عالیِ غذاهای به شیوه قانون سلامتی.
33- خدایا شکرت عزت نفس و اعتماد به نفسِ عالی ام تو دو تا مراسم عروسی که شرکت کردم و حسابی بهم خوش گذشت.
34- خدایا شکرت برای درک بهترم در این مورد که خودم باید کاری کنم که بهم خوش بگذره و انتظاری از دیگران نداشته باشم.
35- خدایا شکرت که نی نی مون تو خونه مون اتاقِ مستقل داره.
36- خدایا شکرت که نی نی مون همین الان از تویِ دلِ من، کلی هدیه دریافت کرده و ادامه داره.
37- خدایا شکرت که تونستم بهتر احترام خودم رو نگه دارم، به جا سکوت کنم، ورود نکنم در مسائل دیگران، مرزهای رفتاری مو بهتر کنم با دیگران و …
38- خدایا شکرت برای 2 بار مسافرت به روستای پدریِ همسرم که بسیار دوستش دارم.
و خدایا شکرت که شجاعت داشتم تنهایی تو تراس بیرون از خونه بخوابم تا صبح.
39- خدایا شکرت برای مسافرت جذابِ خانوادگی به رشت، اقامت در ویلایی زیبا در دلِ یه روستای باصفا و دل انگیز.
40- خدایا شکرت ترسم از سگ های نازنین ریخت، بهشون نزدیک شدم تکاملی، نوازششون کردم و باهاشون سلام علیک دارم.
همینطور گربه رو هم نوازش کردم.
41- خدایا شکرت یاد گرفتم به خاطر ترس از ناراحت شدن خدا ازم، کمک نکنم به نیازمندان.
اگه تشخیص دادم و شرایطش رو داشتم کمک کنم بدون هیچ احساس گناه یا سرزنشی.
42- خدایا شکرت برای ایده ی نوشتن باورهای عالی و امید بخش روی کاغذ و تزیینشون با اوریگامی پروانه و چسبوندنشون روی دیوار اتاق ها، که جلوی چشمم باشن همیشه.
43- خدایا شکرت برای بسته کاغذِ اوریگامی سیمرغ، که از موسسه ی عزیزم که هنرجو و مربی شون بودم، هدیه گرفتم.
44- خدایا شکرت برای بارداریِ آسان و شیرین و لذت بخشم.
45- خدایا شکرت که ماشینِ مستقل داریم و به راحتی رفت و آمد میکنیم.
46- خدایا شکرت که من نمیدونستم، ولی بهم قوت قلب و آرامش دادی گفتی من میدونم و حواسم بهت هست و هدایتم کردی هر لحظه بدون اینکه بدونم.
خدایا شکرت برای اینکه من یادم میره ولی تو آگاهی و یادم میاری و هدایتم میکنی.
47- خدایا شکرت برای همه ی آدم های خوب و نازنینی که باهاشون آشنا شدم و ارتباط داریم، چه کوتاه چه بلند، چه حضوری چه غیر حضوری.
48- خدایا شکرت برای هدیه ی بزرگت روز 4 آذر، که معجزه وار وارد زندگیم شد و شادی رو بهم هدیه دادی.
49- خدایا شکرت که با خودم زیباتر صحبت میکنم.
50- خدایا شکرت که خوش اخلاق تر، خوشروتر و مهربانتر، صادق تر شدم.
51- خدایا شکرت که بهتر متوجهِ زیبایی های خونه مون و محیطِ زیبای اطرافش شدم.
52- خدایا شکرت که با غریبه ها هم تونستم راحت تر ارتباط برقرار کنم، تو پیاده روی هام لبخند بزنم و سلام بدم به دیگران.
53- خدایا شکرت که تو پیاده روی هام به صورت تکاملی تونستم اطراف محل زندگی مو به خوبی کاوش کنم و با منطقه بهتر آشنا بشم و کلی زیبایی کشف کنم اطرافِ محل زندگیم.
54- خدایا شکرت که تونستم بهتر بدنم رو دوست داشته باشم، مخصوصا وقتی اضافه وزن پیدا میکنم.
الان خیلی بهتر شدم، بهتر پذیرفتم خودمو همینطوری که هستم و بدنم رو دوست دارم.
55- خدایا شکرت که با هوشیاری و آگاهانه دور میشم و اعراض میکنم از نازیبایی ها، غیبت، دعوا و جنجال، اخبارِ نازیبا، کدورت.
56- خدایا شکرت که شجاع تر شدم نسبت به حیوانات، حشراتِ متفاوت. مثلا وقتی هزارپا دیدم با احترام روانه اش کردم به بیرون پنجره، یا با دستمال کاغذی یه سوسک رو گرفتم، کاری که قبلا عمراً انجامش میدادم.
نشستم وسط باغچه تو روستا، بادوم پوست کندم، انواع و اقسام حشرات ریز و درشت هم در جوارم بودن و هر کی کار خودشو انجام میداد در صلحِ کامل.
57- خدایا شکرت که با جسارت، مسافرت رفتن با خانواده همسرم، بدونِ همسرم رو تجربه کردم.
خیلی هم تجربه ی عالی بود.
58- خدایا شکرت که بهتر از قبل خودم برای خودم تفریح و سرگرمی خلق میکنم، وقتم رو با خودم بهتر میگذرونم و میتونم در تنهایی با خودم بهم خوش بگذره.
قبلا وابسته دیگران و حضورشون بودم.
59- خدایا شکرت که صبورتر شدم و توجهم به زیبایی ها بیشتر شده.
قبلا سختم بود تو صفِ نانوایی، میوه فروشی و … بایستم، حوصله ام سر میرفت، کلافه و عصبی میشدم گاهی، الان انگار برام یه تجربه ی خوش، میانِ مردم هست، شتاب ندارم، بیشتر کیف میکنم.
60- خدایا شکرت که بیشتر از قبلم متوجهِ زیبایی ها میشم:
صدای آواز پرنده ها، ابرها. اسمان، طبیعت، درختان، برگ ها، گل ها، باد، میوه های روی درخت، اب، صدای باد که میخوره به برگهای درختان، وسایلم، سلامتی، آرامش، روزی و نعمت و …
61- خدایا شکرت که با مفهومِ خلقِ زندگیم توسط خودم بهتر اشنا شدم و درکش کردم: نه تنها مفهومِ خلقِ زندگی توسط خود رو درک نمیکردم، بلکه قبولش هم نداشتم، باور نداشتم بهش، کم کم بهتر شدم، الان کلی چیز میز دارم خلق میکنم واسه خودم بر حسبِ علاقه ی خودم برای خودم به لطفِ اللهِ مهربون.
و …
————-‐———————-‐———
لیست کامل تر از داشته هام رو تو دفترهای سپاس گزاری ام به صورت روزانه نوشتم، اینا مواردی هست که یادم اومد و نوشتم.
خدایا مرسی یادم انداختی بنویسم از داشته های فراوانم.
اول از همه میخواستم تشکر کنم از خداوند ک به من این توفیق و لیاقت رو داد که در این فرکانس قرار بگیرم..
دستاوردهای سال 96
تهیه دوره آفرینش،عزت نفس،دستیابی به آرزوها و اخیرا ثروت 1
خارج شدن از کارمندی و کار کردن برای بقیه با حقوق پایین
بالابردن عزت نفس و اعتماد به نفسم
دفع کلیه افراد منفی اطرافم(البته خیالشون خود به خود رفتن)
کار کردن در تنهایی روی باورهام و رفتن به مدار بالاتر
رسیدن به آرامش بسیار زیاد و شناخت خدای خودم(این مورد واقعا نقطه عطف زندگیم بود و تحولات عظیم ازین به بعد رخ داد. از وقتی که خدای واقعی رو باور کردم و قدرت رو در دستانش میدیدم یه جهش مالی خیلی بزرگ برداشتم)
تاسیس فروشگاه خودم و رسیدن به درامد مستقل
آشنایب با افرادی که به هر طریق توی صنف خودم کمکم کردن و تجربشون رو در اختیارم قرار دادن
سر و سامان دادن به رابطه ای که به زور نگه داشته بودم و جرات این رو نداشتم ک بشینم حرف بزنم و تکلیف رو مشخص کنم(شاید به خاطر اعتماد به نفس پایین بود یا عدم اعتقاد به فراوانی یا نگه داشتن کویر(دوره حل مسائل)..
و اما اهدافم در سال 1397
بالا بردن فروش مغازم در سال 97
وارد کردن محصولاتی ک الان از واسطه خرید میکنم
تاسیس و ثبت شرکت خودم و توزیع محصولاتم به سراسر کشور
ثبت برند به نام خودم و توسعه اون برند
خرید ماشین
برقراری رابطه عاطفی و ازدواج با کسی که در فرکانس خودم باشه(البته کسی که توی فرکانسم باشه خود به خود سر راهم قرار میگیره در صورتی که با خودم درونیم در صلح باشم)
در پناه الله یکتا شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
موفقیت ها خیلی زیادن من فقط یک مورد آن را می نویسم که مهمترین و بزرگترین موفقیت من بواسطه ی تغییر این باور اتفاق افتاد :
باور عدم توانایی جهت بدست آوردن خواسته و عدم لیاقت برای رسیدن به خواسته ها .
من قبلا تصویر ذهنی و تصوری که داشتم این بود که هر چیزی می خواستم هدیه بگیرم برنده بشم و یکجوری از راهی برسد که خودم نقشی در آن نداشته باشم وقتی شروع به کارکرد روی این باور کردم اتفاقات تصاعدوار و معجزه وار اتفاق افتاد .
خواسته هایی که از قبل داشتم وارد زندگی ام شد – من جهت کارکردن روی این باور هیچ وقت بدنبال برنده شدن در سایت نبودم (البته حس و حال تایپ کردنم زیاد ندارم ) و با تغییر این باور تمامی محصولات سایت نه 99 درصد بلکه 100 درصد محصولات سایت را خریداری کردم بدون اینکه عجله ای کنم و دوره ها را به ترتیب با دستاورد خود نه با جایزه و رایگان خریداری کردم (البته این رو بگم از کد تخفیف ها استفاده کردم ) چون این باور را هم درون خودم ایجاد کردم که من هر نیاز به چیزی داشته باشم با کمترین قیمت در اختیارم قرار می گیرد و من همیشه کالا خدمات و محصولات با کیفیت بالا و با قیمت کمتر از بازار را خریداری می کنم و هر وقت دوره ای تموم می کردم یا نیاز به دوره ای جدید داشتم خیلی معجزه وار با قیمتی کمتر در اختیارم قرار می گرفتم .
دوستان اگه می خواستم سال 96 رو مثل قبل برم عمرا می تونستم به وضعی که الان دارم برسم اگه دوره ها رو با جون و دل کار کنین محاله که نتیجه نگیرین —— اگه نتیجه نمی گیریم دوره ها مشکلی ندارن و باید اونا رو ریشه یابی کنیم .
یکی از آیتم سپاسگذاری من که هر روز بابتش سپاسگذاری می کنم پروفایل سایتمه که برا من بیلیون ها بیلیون قیمت داره …..
سال 97 رو بهمتون تبریک می گم امیدوارم انفجاری از موفقیت رو در سال 97 تجربه کنید .
این باورتون که چیزی رو بخواین با قیمت کمتر و با کیفیت عالی بهتونم میرسه عالییییی بود منم میخوام اینو باورش کنم چون چند موردیو که تجربه کردم خیلی شیرین بودش
سلام بر خانواده ی فهیم گروه تحقیقاتی استاد عباسمنش
این اولین کامنت من بعد از یکسال آشنایی با فایلای استاد عباسمنش عزیزه
خیلی خوب یادمه که عید پارسال بعد از چندماه آشنایی با نت ورک و بازاریابی اینترنتی خییییلی اتفاقی در گروهی عضو شدم و یکی از فایلای استاد رو با موضوع اعتماد به نفس گوش دادم
احساس بسیار خوبی داشتم ودلممیخواست بازهم کلام و توصیه های استادی که کلامش به جان دلم نشسته بود بشنوم
سرچ کردم تا سایت و کانال تلگرامشون رو پیدا کردم
مثل تشنه ای که کویر وجودش از بی آبی خشک و ترک و خورده شده بود احساس میکردم به منبع عظیمی از اب گوارا رسیده ام
صبح تا شب شب تا صبح فایلای رایگان روگوش میدادم
تا اینکه به فایل استاد درمورد بازاریابی شبکه ای رسیدم و منی که داشتم غرق دنیای نت ورک میشدم و کاری که مورد علاقم نبود رو به امید رسیدن به ثروت انجام میدادم فهمیدم این تنها راه رسیدن به آرزوهام نیست
برای اولین قدم درکنار ناباوری همکاران، نت ورک رو کنار گذاشتم چون استادم گفت کاری رو انجام بدید که عاشقشید و این کلام چون وحی منزل برای من بود
و این سرآغاز نتایج مثبت من بود
اگر بخوام نتایج مثبت زندگیم رو بگم همین بس که بگم تمام سی و یکسال گذشته ی عمر من به کنار و سال گذشته کنار
اما الان مایلم برای اجرای خواسته ی استادم نتایجم رو با جزییات بنویسم
1-اولین و مهمترین نتیجه ی من آشنایی با استاد عزیزم بود که دستی مهربان و فهیم از دستان خداوندم هستن و باعث شدند خدای خودم و به دنبال اون خودم رو بشناسم
2-به خاطر احساس بدی که نسبت به خودم داشتم و قطع بودن ارتباطم با منبع انرژی سالها بود که به هدف اصلیم که کاهش وزن بود بود نمیرسیدم اما از وقتی فهمیدم باید عاشق خودم باشم و احساسم رو خوب نگه دارم با استفاده از قانون تمرکز و قانون توجه به نکات مثبت تونستم 25کیلو وزن کم کنم و به اندام ایده الم برسم
و باعث تعجب،تحسین و شگفتی اطرافیانم شوم
3-بعد از کاهش وزنم با اعتماد به نفسی که کسب کردم با استفاده از قانون درخواست از مربی والیبالم خواستم تا ازم تست بگیره و من بعد از سالها شدم پاسور یکی از بهترین تیمهای والیبال شهرم
4-هیچ وقت اهل آرایش نبودم ولی همیشه ارزو داشتم آنقدر پوستم شاداب بشه که بدون هیچ آرایشی زیبا باشم توی لیست خواسته هام نوشتم و به خاطر جزیی ترین داشته هام شکر گزاری کردم و شروع کردم به تحسین هر انسان زیباییکه میدیدم و بهش تبریک میگفتم کم کم به مسیرهایی هدایت شدم که بعد از چندماه آنقدر پوستم شاداب و عالی شد که به قول دوستانم چندین سال کمتر از سن واقعیم به نظر میرسیدم
5-تونستم به شغلی برسم که بدون نیاز به حضور فیزیکی خودم برام درامد ایجاد بشه
که توضیحش مفصله واقعا
6-تونستم به قدرتی برسم که احساس میکنم هیچ مانعی برای رسیدن به خواسته هام وجود نداره
7-عاشق خودم و خدای مهربونم شدم ودههانتیجه ی ریز و درشت دیگر
سال ۹۷ خیلی باحال ورویایی بود خیلی چیزاای جدید یادگرفتم وجنبه های جدیدی از زندگیم و استعدادهای نهفته ام کشف کردم و برام جالبه هرچی میگذره جنبه های جدیدی از قانون را یاد میگیرم خدایاشکرت
سال نود هفت من یک درامد جدید برای خودم ساختم یک رشته جدید درکنار کارم که اصلا بهش توجه نمیکردم و درهای جدیدی برام باز شد و تا به امروز بلای سی ملیون گردش مالی برای خودم رقم زدم و چقدر چیزهای جدید یادگرفتم تواین رشته که خدا میدونه اصلا بخشی از لوازم مغازه ام بود که بهش ودرامدش توجه نمیکردم ودیدم چه پتانسیلی داره امان از وقتی که ادم باورهاش محدود باشه واقعا نمیبینه
من یک کانال تلگرام درست کردم وتونستم باافراد زیادی اشنا بشوم ودرامد های اینترنتی برای خودم بسازم خیلی باحال بود بازهم کلی چیز یادگرفتم
من همیشه از عمده فروش اصفهان کم خرید میکردم اما امسال نقدی خرید میکنم وزیاد وکیفیت خریدمم خیلی عالی شده
مغازه ام پرشد از وسایل جدید و کیف ولذت می برم
من امسال برای اولین بار رفتم تهران وازعمده فروش خر ید کردم وبازهم تجربه باحال بود ویک شاخه جدید به لوازم مغازه اضافه کردم
من تولید انبوه یک قطعه راشروع کردم وخداشکر پا گذاشتم روترسهام وبازم میگم کل تجربه عالی کسب کردم
من یک تابلو قشنگ برای مغازه ام ساختم و خودم لذتش رامی برم
کلی مشتری جدید پیداکردم و خیلی خوبند
من امسال انشعاب اب گرفتم برای مغازه ام چقدر اب نداشتم دردسر داشتم اما به لطف خیلی راحت پولش جور شد وگرفتم
امسال درامدم سه برابر شد وخیلی باحاله من موجودی حسابم چند برابر شد وواقعا خداراشکرت
از همه مهمتر این تجربه شخصیه دوستی که داری میخونی توجه کن من چند سال دارم با این قانون کار میکنم اما نفمیدم ونشنیدم (استاد فریاد میزنه)خودم میگم درک نکردم که احساس خوب یعنی همه چیز
مدتها می اومدم روی باورهام کارمیکردم واحساسم بد بود ونتیجه برعکس بود
احساس باید مهمترین مهمترین وبازهم مهمترین جنبه زندگی من باشه من خودم به شخصه تو مغازه ام خیلی کارها کردم اما دیدم کارهای خاص من را بسمت پیشرفت سوق نداده بلکه احساس عالی و رهاشدن درامد من راسه برابر کرده امیدوارم خودم وتویی که میخوانی به هوش باشی واین نکته را مهمترین کار زندگیت بدونی به خودمم میگم چون نمیدونم چرا اینقدر زود این اصل رافراموش میکم .تمرین میخواد فقط باید سعی کنم توی ریل احساس خوب بمونم دیگه همچی درست میشه
سال ۹۸ سال رونق کسب وکار برای منه
اما مهمترین الویتم را گذاشتم فقط برای توجه به نکاتی که احساس بهتری به من میده وبیشتر موندن دراحساس خوب
سلام تودیدگاه بالا نوشتم سال ۹۸ سال رونق کسب کارمه واقعا این اتفاق برام افتاد ره صورت کاملا طبیعی اینجا دوباره مینویسم سال ۹۹ برام سال تجارت با کشورچینه
سلام اقای بیگی عزیز بهت تبریک میگم دوباره آفرین احسنت ب شما سال ۹۸ب هدفت رسیدی مطمئنا با استفاده از قوانین و توانایی هاتون سال۹۹هم ب هدفت میرسی احسنت ب شما
سلام اقا مهدی خیلی خوشحال شدم بابت اتفاقات عالی که تو سال۹۷تجربه کردی مرسی که تجربتتو ب اشتراک گزاشتی و تاییدی ب این باور بود که موفقیت و ثروتمندشدن معنوی ترین کار جهانه
سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیزم و دوستان گل
خداوند باز هم مثل همیشه به موقع و در درست ترین زمان هدایتم کرد
دقیقا چیزایی که گفتین رو کاملا درک کردم و در ادامه خواهم گفت
من دقیق یادم نمیاد که این اتفاقاتی که رو تجربه کردم برای ۱۴۰۰ بوده یا ۱۳۹۹ به امید الله هرچی یادم میاد مینویسم
امروز اواسط آبان ماه سال ۱۴۰۰ است و اتفاقاتی رو که یک سال پیش تجربه کردم به این شرح میباشد:
خدارو هزاران مرتبه شکر از بدترین شرایط سلامتی عدم کنترل جسم به داشتن کنترل جسم رسیدم و خدارو هزاران مرتبه شکر از معده حساس به یک معده ای که سنگ هم بهش بدم هضمش میکنه رسیدم
یا مثلا زیر وزنه نمیتونستم برم یعنی تا فشاری میخواستم به عضلاتم بیارم درجا کمر گردن درد میگرفت ولی الان جوری شده شنا میرم بعدش با هالتر تمرین میکنم ، سوپر ست میزنم انگار نه انگار و به شدت خدارو برای این مسئله شاکرم واقعا به شدت راضی ام از این قضیه ، وقتی سرحالی ، سلامتی و میخوای بدویی راحت میدویی میخوای تمرین کنی راحت تمرین میکنی بدونه اینکه بخواهی تمرکز بزاری الان درد نگیره و …
ناشتا انجیر میوه آب میوه سرد و گرم بخورم معدم بهم نمیریزه و خدارو هزاران مرتبه بابت این نعمت شکر چون من عاشق غذا خوردنم و واقعا لذت میبرم
خداروشکر عزت نفس ام از جایی که نمیتونستم تو چشم طرف مقابل نگاه کنم و حرف بزنم اصلا فرق نمیکرد که خانوم باشه یا آقا به جایی رسیدم تو جمع صحبت میکنم نظر میدم و راحت تر تو چشم طرف مقابلم نگاه میکنم و احساس لیاقت بیشتری میکنم نسبت به قبل
خدارو شکر که به اعتماد به نفس و ایمان و باوری رسیدم که هرکاری رو میتونم انجام بدم و اگه هم نتونم خداوند راهشو بهم میگه مثل سایت زدن و اپ ساختن بدون کد نویسی که هردوی این برای اولین بار به درستی انجام شد و خداوند به قشنگ ترین شکل هدایتم کرد
تجربه هایی داشتم که تو عمرم نداشتم
به تنهایی میرم جنگل کمپ میزنم و آتیش روشن میکنم و با خلوت خودم و خدای خودم حال میکنم
تریل رفتم و جاهای زیبایی دیدم که تا به قبل تجربه نکرده بودم و منتظر بودم یکی باشه منو ببره یا با اون بریم
تو این تریل ها دو بار به شب خوردم و با ترسم رو برو شدم و با گوشت و پوستم حس کردم که همه چی خداست و هرچیزی که تو روزه تو شب هم هست و این ذهنه که داره ترس ایجاد میکنه
و میتونم بگم آگاه تر شدم نسبت به کل زندگیم همین یک سال در قیاس با سال های قبل
خودمو کشف کردم خودمو وارد چالش های جدید برای تجربه کردن و شناختن خودم و اون موضوع
درسته در زمینه هایی خودم میدونم بهتر میتونستم عمل کنم ولی همین که فهمیدم قدم اول برای بهتر کردنشه و تو مسیرش هستم
اون مثالی که گفتین ذهن میاد همون یک اتفاق رو بزرگ میکنه دقیق درک کردم
من خب هرچی تو دوره عزت نفس گفته شد ۹۰ درصدشو انجام دادم مخصوصا تمرین اگهی بازرگانی و چند روز پیش دیدم از رانندگی ترس دارم و میخواستم بر این ترسم غلبه کنم و خب خوب عمل نکردم و بعد این ذهن همه اون ها رو رها کرد مخصوصا تمرین اگهی بازرگانی رو ول کرد چسبید به این که تو بلد نیستی تو عزت نفس نداری تو ایمان نداری و بعد چند روز دیدم عه این داره عزت نفس منو خرد میکنه درجا جلوشو گرفتم و به لطف هدایت خدا به یاد اوردم که بابا چی میگی تو من این همه کار انجام دادم بعد به یاد اوردم و بعد ارام شدم
خیلی اتفاق ها رو تجربه کردم و انجام دادم که یاد نمیاد
گوشی جدید وارد زندگیم شد ، لپ تاپ وارد زندگیم شد ، کلی وسایل جدید وارد زندگیم شد ، یه جورایی از ناکجا آباد پیشنهاد کار شد که به ساده ترین شکل انجام شد یعنی برای من ساده ساده بود نه بیل زدن میخواست نه زور بازو فقط حوصله میخواست
خدارو هزاران مرتبه شاکرم برای این همه تجربه زندگی
اتفاقاتی که میخوام در ادامه سال بی افته :
_ داشتن درآمد از کاری که عشق و علاقه منه و همواره به دنبال بهبودشم که خیلی خیلی نزدیکم بهش و چندتا از محصولات آماده شده و منتظرم به اون تعداد مورد نظر برسه و برم برای دست فروش و آنلاین
_ مستقل شدن از لحاظ مالی
_ رسیدن به وزن ۷۰ کیلوگرم و نگهداشتن اون وزن ( که خدارو شکر شدم ۶۰ بعد ۶۱.۸۰۰ و انشالله ۷۰ )
_ رسیدن به هیکل ایده آل فیتنس ( که تقریبا یک روز درمیون تمرین دارم )
و خواسته های دیگه که با اولویت هاشو اینجا نوشتم و برای امسال بیشتر تمرکزم روی ثروته
قبلا نمیدونستم چجوری یا ایمان نداشتم میشه یا نه ، ایمانم خیلی زورش کمتر از نجوای ذهنم بود ولی
الان اینقدر نتیجه ها دیدم از باور های دیگه ام و عزت نفس ام خدارو شکر بالا رفته که یقین دارم میشه و اون اتفاق منتظره تا من اون اقدام ها رو انجام بدم تا وارد زندگیم بشم و هرچقدر باورهام بهتر باشه ورودی بیشتری خواهم داشت
خدارو هزاران مرتبه شکر برای بی شمار نعمتی که دارم نوشتنش طولانی و سخته از بس که زیاده
به نام خدای یاری رساننده
من سال 96 با کلی روحیه بد برای مواجه شدن با کلی مسئله های مختلف شروع کردم ولی با هدف تغییر و تنها با جمع کردن چندین ماه پول موفق به خرید قسمت اول قانون آفرینش شدم این یکی از قسمت های عالی بود
تو ماه خرداد بعد از کلی کار کردن روی خودم موفق شدم که مشغول به کار شم این یکی دیگه از بهترین اتفاقات بود
قبل از پیشنهاد کار دعوت به مسافرت مشهد شدم بعد از چندین سال و خیلی بابتش شکر کردم
با روحیه گرفتن از مشغول شدن به کار تونستم پایان ناممو که 2 سال بود دست نزده بودم تموم کردم و این از بهترین اتفاقات شد مخصوصا اینکه همزمان با تولدم شد
موفق به خرید گوشی که سالها دوسش داشتم و با قانون تجسمش میکردم شدم و همینطور ساعت دلخواهم
موفق به خرید کل پکیج آفرینش و ….. و روانشناسی ثروت 1 شدم اینها همه از درخواست ها و باور نکردنی های 96 من بود
در کنار آشنایی با آدم های خوب
در کنار کلاسهایی که همراه این فایلها پر انگیزه ترم میکرد
بابت کلاس استخر و اینکه تونستم یاد بگیرم عالی بود این
بابت خرید کتابهای موفقیت که بینهایت شادم کرد
بابت دریافت کادوهای زیاد از همه که عالی بودن
بابت یاد گرفتن کار گلدوزی در کنار کارم و گرفتن اولین سفارش به تعداد 10 تا و این خیلی عالی بود
داشتن سرکاری با شرایط عالی که خیلی عالیه
بازم هست ولی خوب بهتره برم سراغ 97
اولین هدفم یادگیری زبانه در حد عالی حرف زدن
دومین هدفم استاد شدن تو قانون های الهی در همه ابعاد زندگیمه
سومین هدفم تلاش و درخواست و تجسم برای دکتری دانشگاه تهران
چهارمین هدفم ساختن بینظیرترین رابطه عاطفی دنیاست
پنجمین هدفم رفتن به مسافرت به پاریس
ششمین هدفم پیدا کردن مسیر و راهی که دنیا رو جای بهتری برای خودم و بقیه کنم
هفتمین هدفم اینکه تو قانون آفرینش و ثروت امسال به استادی برسم
هشتمین اینکه با فایل تند خوانی شروع کردن و استفاده بهینه برای دکتری
نهمین هدفم اینکه تخصصمو در زمینه رشته و کارم افزایش بدم
بازم هست ولی خوب با دهمین تموم میکنم که برای خانوادم عزیزانم و هر کسی که این پیام میخونه از خدا طلب خیر و برکت و سلامتی و خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرت رو می خوام.
سلام به استاد و همراهان گرامی
راستش اول که دیدم این فایل تو کانال تلگرام اومده گفتم ول کن شرکت کردن تو مسابقه برام استرس میده و…. بعدش که گوش کردم حرفای استادو ، گفتم چقدر خوب بشینم ببینم واقعا سال 96 چه اتفاقای خوبی واسم افتاده (بخصوص اینکه این چندروز یکم مدارم افت کرده بود) و اینم اتفاقای عالی من :
? مهمترینش تولد پسرم… پسر زیبا و سالم و باهوشم که با اومدنش کلی شادی و فرکانسای خوب اورده.
?اشنا شدن با یه دوره جذب از یکی از اساتید.. که البته خودشون هم فکر کنم از شاگردان استاد عباسمنش بودن. این شد استارت من واسه بالارفتن مدار…. و خیلی جالب هم از ایشون منتقل شدم به مدار استاد…
? اشنا شدن با فایلهای استاد و خانواده صمیمی عباسمنش. شاید بتونم بگم واقعا نقطه عطف زندگیم بود این سایت.. اینکه فهمیدم خالق زندگیمم و میتونم هرچی بخوام بسازم
? دوبرابر شدن درامد من و همسرم. اینم که کاملا معلومه چه مزه ای میده?
?همیشه دوست داشتم از یکی از فروشگاههای معتبر ارایشی به اسم سفورا ، برای همسرم خرید کنم از ایران. البته که منظورم بدون سود زیاد و… اس. من با یه دوست خیلییی خوب اشنا شدم و اون یه مسافرت رفت و برام کاملا بدون سود و هزینه باربری و.. خرید کرد. اینم خیلی مزه داد
? عموم از لحاظ سلامتی خیلی بهتر شد تو سال 96. نمیخوام وارد جزئیات بشم ولی مشکلات سلامتیش خیلی خیلی بهتر شده
?رابطه ام با مادرهمسرم یه مقدار مشکل پیدا کرده بود که به لطف خدا ، کاااااملا خوب شده
حالا الان سال 98 ئه و دارم از اتفاقای خوبش میگم…
? یه ایده فوق العاده و پولساز در زمینه کاریم به ذهنم رسید و عملیش کردم و وضعیت مالیم کلی پیشرفت کرد
?وزنم کاملا نرمال شد و ورزش دیگه جزئی از زندگیم شده
?روابطم با همسرم خیلی عاشقانه تر شده و خانواده سه نفری خیلی خوشبختی داریم
? برای امتحانیکه واسه ادامه تحصیلاتمه کاملا اماده ام و یقین دارم قبول میشم تو اردیبهشت امسال
? اینقدر تو سال 97 پیشرفت کردم که همین امسال خونه ویلایی 1000 متری زیبامو تو شهرک غرب میخرم و ماشینمو عوض میکنم و دوتا لکسوس (یه دونه سدان و یه دونه شاسی بلند) میخرم
?مهمترین و بهترین اتفاق سال 97 این بود که با تمام وجودم باور کردم خالق زندگی خودمم. این ایمان روی یه صخره استوار بنا شده و هرگز بهش خللی وارد نمیشه…
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر استاد عزیزم که خداوند را بی نهایت سپاسگزارم مرا به این مسیر نورانی هدایت فرموده که توانسته ام در این دو سالی که در خدمت استاد عزیزم شاگردی می کنم، با قانون خداوند و جهان آشنایی پیدا کنم و پیشرفتهایی در زندگی ام رخ بدهد که فقط باید از خداوند متعال بابت قانون ثابت جهان هستی اش بی نهایت سپاسگزاری کنم که چنین قانون محکم و ثابتی را در جهان وضع نموده است.
و سلام بر تمامی اعضای باشکوه سایت استاد عزیزم سید حسین عباس منش.
مقدمه: من 25ساله که در علوم کامپیوتر فعالیت می کنم و بدون هیچ گونه تحصیلات دانشگاهی هم متخصص سخت افزار و هم متخصص اینترنت شده ام که بحمدلله به خاطر شور و اشتیاق سوزانی که در این علم داشتم الان به لطف خدای مهربان به جایی رسیدم که کارهایی می کنم حتی کارشناس ارشد کامپیوتر هم از انجام آن نا امید شده و می گفت هیچ راهی نداره! ولی من براحتی حلش می کردم و تعجب آنها را بر می انگیخت.
وقتی که وارد بازار خرید و فروش کامپیوتر شدم، و بدون یادگیری علم کسب و کار، با مشکلاتی همچون: کلاه برداری، وام بانکی، بدهی، رقابتی بودم کالا، به سختی فروش داشتم و کارم به جایی رسید که بارها می شد به خدای خودم می گفتم اگر بدهکار نبودم، ازت می خواستم مرگ مرا برسونی و از این همه مشکلات راحت بشم و همش به خدای خودم می گفتم مگر میشه تو خالق من باشی و تمام مخلوقاتت رو مسخر من کرده باشی و این وضع من باشه؟ و…
و درست یادمه یه شب رفتم منزل برادرم که یکی از دوستانش هم اونجا بود و از اوضاع من کمی خبر داشت و باهام صحبت کرد و سایت استاد رو بهم معرفی کرد و من با بی میلی همان شب رفتم سایت رو دیدم و انگاری خداوند جواب درخواستم رو داده بود.
ابتدا از فایلهای رایگان که استاد عاشقانه با همه وجودش تولید کرده بود، با جان و دل گوش می کردم و آرام آرام افکارم داشت تغییر می کرد و درست یادمه اولین کاری که کردم تمام دسته چکهایم را که از بانکهای: ملی، تجارت، سپه، پارسیان، سامان، انصار و ثامن که اکثر آنها 50برگی بود را با دستگاه پانچ سوراخ سوراخ کردم و روش با ماژیک قرمز نوشتم: “تابوت مرگ” و تاریخ زدم.
و خدا می داند که چقدر فکرم آزاد شد منی که ضامن شده بودم و از شرکت ها کالا می خریدم و چک می دادم که گرفتاریهای خودش را داشت و همه همکاران بهم می گفتند که دیوانه بدون چک که نمی تونی کار کنی! چرا این کار رو کردی دیگه بانک بهت دسته چک نمی ده، و خلاصه من دل زده بودم به دریا و فقط به قول استاد عزیزم “با ایمان و توکل بر خدای مهربان روی باورهام” کار می کردم و از صبح تا شب در مغازه ام و حتی صدای استاد و یا صدای خودم شبها تا به صبح در گوشم بود و با آن بخواب می رفتم و صبح بیدار می شدم و کم کم توانستم بعضی از محصولات استاد رو خریداری کنم و زمانی که “دوره هدف گذاری” استاد را تهیه کردم تازه فهمیدم چه کاره هستم و شروع کردم به نوشتن خواسته هایم در سال 1396 که من فقط 3 تا اصلی نوشتم و تا 5 تا هم اضافه کردم ولی خدا می داند چقدر بیشتر از آن بهش رسیدم که فقط به تعداد کمی از آنها اشاره می کنم:
1٫ راه اندازی سایتم: به شکل یکی از بهترین سایتهای موفق ایران و بلکه بهتر از آن با کمترین هزینه ممکن انجام شد و فقط خدا می داند وقتی می خواستم سایتم را از نو با قالب و چارچوب کلا جدید بسازم، حتی 500هزار تومان هم در حسابم نداشتم که بتونم هزینه های مقدماتی آن را بپردازم و با هر شرکتی صحبت می کردم و طرحم را می گفتم از 10میلیون تا 15میلیون قیمت می دادند ولی من نا امید نشدم و ادامه دادم تا خداوند مرا در مسیری قرار داد و افرادی رو با من آشنا کرد که سایت را برایم طراحی کردند و کم کم پولش را پرداخت کردم و الان یک سایتی دارم (…………) که شاید همش به 5میلیون تومان هم نرسیده باشد ولی وقتی افراد متخصص سایتم را نگاه می کنند تعجب می کنند و میگن چطور ممکنه با این با این قیمت به این شکل حرفه ای در آمده باشه؟
2٫تعطیل کردن مغازه ام: در نیمه سال 96 بعد از 15سال کاسبی مغازهام را تعطیل کردم اما با کلی نجواهای شیطان که دائم توی مغزم می گفت تو زن و بچه داری خرجی ات رو از کجا می خواهی در بیاری؟ این بدهی هات رو از کجا؟ و… ولی خدا بهم می گفت مگر نمی خواهی راحت درآمد داشته باشی؟ مگر نمی خواهی در کنار خانواده ات باشی؟ مگر نمی خواهی فقط نقدی کار کنی؟ مگر نمی خواهی از این وضعیت خلاص بشی؟ دل زدم به دریا و مغازه ام را جمع کردم و آمدم به منزل و فقط تمرکزم را گذاشتم روی فروش اینترنتی ام و فروش فیزیکی را کلا قطع کردم و جالب اینکه دیگه اون همکارانی که از من چکی می خریدند و همیشه سر قیمت با من بحث می کردند و خدا شاهده بخاطر 100 تا تک تومنی اگر بالاتر میدادم از من نمی خریدند، دیگه خبری نبود و همه آنها از مدارم خارج شدند و خدا را بی نهایت سپاسگزارم.
دوستان از زمانی که تمام تمرکزم را گذاشتم روی فروش اینترنتی، باورتون نمیشه سودهایی کردم که به جرأت می گم در این 15 سال کاسبی ام تا بحال چنین سودی در یک کالا نداشته ام و چقدر لذت بخشه که هم در کنار خانواده ات باشی، هم آزاد باشی، هم کار کنی و هم پول در بیاری و جالبتر اینکه وقتی از خواب بیدار می شدم می دیدم یه مشتری از من خرید کرده و فلان مبلغ به حسابم واریز شده و صبح را با انرژی فوق العاده ای شروع به کار می کردم.
3٫خریدن دوره “عزت نفس” و هشت محصول دیگر استاد عزیزم که انصافا اثرات منحصر به فردی را در من گذاشته است. و جالب اینکه وقتی عزت نفس را خریدم همان شب بهم گفته شد که گرگ درونت را باید از بین ببری و این باعث عدم موفقیتت شده و فهمیدم برای پیشرفت کردنم باید اول اعتماد به نفسم را درست کنم و من فقط یک دوره کامل با تمام تمریناتش انجام دادم و فایلها را بارها و بارها گوش دادم و تک تک آنها را نوشتم و خدا می داند چقدر تغییرات شخصیتی پیدا کردم.
بخصوص محصول “شیوه حل مسائل زندگی” که واقعا شاهکار استاده و به یک نکته ای بسیار کلیدی اشاره کرده اند و آن همان کویری است که من هم به این مشکل دچار شده بودم و دارم روی خودم کار می کنم تا از این کویر دست بکشم تا به موفقیت برسم.
4٫ برداشتن قدم های اولیه یک هدف بسیار بزرگ و اساسی که اگر بشه چی میشه و می دانم می توانم و از عهده اش بر می یام و همانطوری که بارها و بارها بهم در خواب گفته شده، مطمئنا وقتی به نتیجه برسه میام با شور و اشتیاق خبرش رو میدم.
اهدافم در سال 1397:
1٫افزایش درآمدم: می خواهم به سه برابر و بیشتر از سود خالص سال 96 برسم و مبلغ یکصد میلیون تومان برای خودم در نظر گرفتم ام و یقین دارم بیشتر بدست می آورم.
2٫خریدن دیگر محصولات استاد عزیزم مثل: بسته روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3 و دوره عملی دسیابی به رویاها و اینطور که من از این محصولات خریداری شده فهمیدم تمام محصولات استاد مکمل یکدیگرند و اگر بخواهیم مثل استاد بلکه بیشتر موفق بشویم باید تمام محصولاتش را تهیه کنیم و این مطلب را من اخیرا به آن رسیده ام.
3٫رسیدن به بالاترین هدف زندگی ام که تمام وجودم داره فریاد می زنه و عاشقانه دارم روش کار می کنم و به جرأت می گم اگر بشود چی می شود و هم دنیا داره برام و هم آخرت و بارها و بارها بهم گفته شده که باید این کار رو انجام بدم و حتی یه روزی ناامید شدم و از خداوند خواستم با قرآن پاسخ من را بدهد و چقدر زیبا و با قدرت با من اتمام حجت کرد و با آیه های 38 و 39 سوره التوبه آخرین اخطارش را بهم داد که یکی از اهداف اصلی ام در سال 1397 شده است و یقین دارم موفق می شوم و این باور و درس را از استاد و فیلم “بازی تقلید” برای خودم ساختم و دارم روش کار می کنم که: من خلاق ترین انسان روی کره زمین هستم و این قدرت و توانایی را دارم که در عین ناباوری دیگران، کاری انجام دهم که هیچ کس تصورش رو هم نمی کند.
4٫تسویه بدهی ها: که تجربه کردم وقتی یکی از بدهی هایم را می پردازم انگاری یه قسمتی از مغزم آزادی میشه و پرواز می کنه. و خداوکیلی انسانی که بدهکاری داره مثل کسی می مونه که در حال خفگیه و هر کاری بکنه درست نمی تونی نفس بکشه و این باعث میشه که اکسیژن کافی به مغزت نرسه و در نتیجه نمی تونه ایده های ثروت ساز رو بهت بگه.
امیدوارم دوستان عزیزم که عضو سایت هستند با جدیدیت و ایمان راسخ به تمرینات استاد عمل کنند و ابتدا تمام فایل های رایگان رو گوش کنند و بعد اقدام به خریدن محصول کنند.
درست مثل یه بچه ای که می خواد بره مدرسه اول باید به مهد کودک بره و بعد دبستان و دبیرستان و بعد دانشگاه یوهویی کسی که این مراحل رو طی نکرده باشه به دانشگاه راش نمی دن و اگر هم دزدکی بره چیزی حالیش نمیشه.
عزیزانم همیشه سربلند و عزتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
هرآنچه خوبی در دو عالم هست برای شما.
سلام
خدمت استاد گرامی و خانواده دوست داشتنی خودم
اتفاق های خوبی که در سال 96 برام رخ داده است
1- در مسابقات فوتبال داخل سالن پادگان تیم ما به فینال رسید
2- در نمایشگاه تلکام من در مسابقه اقای گزارشگر شرکت کردم و در بین همه شرکت کننده ها که باید بازی فوتبال رو گزارش می کردن من به عنوان دوم دست پیدا کردم و یک دستگاه واقعیت مجازی vr box برنده شدم
3- سلامتی خودم و خانواده ام بود که بهترین اتفاق می تونه باشه
4- وجود و بودن کنار پدر و مادرم و خواهر و برادرم که مایه دلگرمی من هستن
5- محبتی که مردم نسبت به من داشتن هر موقع و هر جا که می رفتم با بهترین آدم ها روبرو میشدم
6- از پادگان تاکسی میگرفتم منو دقیقا به اون جایی که می خواستم میرسوندن با اینکه اصلا تاکسی برای اون منطقه نبود باید دو تا ماشین می گرفتی که تو رو به اون منطقه برسونن
7- در بیشتر مواقع سوار تاکسی میشدم راننده تاکسی ها از من کرایه نمی گرفتن و در یه جایی که من اصلا دنبال تاکسی نبودم خودشون می اومدن به من می گفتن کجا میری برسونیمت
8- من به مدت 3 سال بود که دنبال یک پیراهن ورزشی قدیمی می گشتم (سال 1999)که اونو داشته باشم و کسی اونو نداشت یه روز به صورت اتفاقی من یه تبلیغی رو در فضای مجازی دیدم که اون پیراهنو داشت و من توانستم همین یه ماه پیش این پیراهنو بخرم و داشته باشم
9- بعد از 20 سال تونستیم یه خونه 90 متری در تهران بخریم که الان هم من نمیدونم چه جوری اون پول جور شد
10- راحت خدمت کردنم که واقعا تو پادگان راحت بدونه اینکه کاری بخوام بکنم راحت دارم حدمت می کنم
11- ایمانم به خدا بیشتر شد و بیشتر خدای خودمو شناختم
12- بدونه هیچ ترسی از مردم راحت درخواست می کنم خواستم رو میگم
13- با مواجه شدن با ترسم تونستم ترسی که از فبرستون در شب رو داشتم و ترس از روح وجن رو از بین ببرم
14- دو قهرمانی که تیم محبوبم در سال 96 بدست آورد
این مواردی که نام بردم چیزهایی بود که در ذهنم نقش بسته بود و پر رنگ در ذهنم جای گرفته بود خیلی بیشتر از این موارد در سال 96 اتفاق خوب برام رخ داده است اما مواردی که من نام بردم بیشتر جلوه می کرد در ذهنم
که گفتم برای شما بازگو کنم
سال 97 رو سال تغییر و تحول بزرگ در زندگیم نامگذاری کردم و مطمئنم سال 97 تغییر بزرگی در زندگیم رخ خواهم داد
در سال 97 چند مورد رو از خدا خواستم که کمک کنه به آنها برسم که من فقط دو تا مورد رو بازگو می کنم
1- ماشین بخرم 2- موتور بخرم
در پناه خدا همیشه شاد و ثروتمند و موفق باشید
به نامِ خداوندِ بخشنده و مهربان
سلام به همه ی عزیزانِ نازنینِ سایت.
سلام به سمانه جانم و نی نی جانم.
دقیقا پارسال همین دی ماه بود که کامنت گذاشتم تو این صفحه و از داشته هام نوشتم.
دیشب از کامنتِ ناعمه جانِ عزیزم، هدایت شدم به این صفحه و فایلِ عزیزش.
کامنتِ خانواده رضایی (دختر خانمِ عزیزِ خانواده) رو خوندم و یادم اومد بیام و منم بنویسم و کلی حس خوب خلق کنم برای خودم.
جالبه که قبلش هدایت شده بودم به نعمتهام و سپاس گزاری ازشون، و بعد هم هدایتم به این فایل نشونه شد برام که، بله سمانه خانم، تکلیف الانت توجه به داشته ها و سپاس گزاری ازشون هست، که به یاد بیاری این یه سال چه چیزهایی وارد زندگیت شدن…
و اما دستاوردهای امسالِ عزیزم.
از جذاب ترینش شروع میکنم:
1- خدایا مرسی که منو مامان و همسرم رو بابا کردی، الان نی نیِ قشنگمون، پسرِ قندِ عسلم، توی دلم هست و هر لحظه باهاش شادی میکنم، با تکون هاش قربون صدقه اش میرم، دلم قنج میره براش.
هر تکونی از نی نی برام هیجان انگیزه و عادی نمیشه، چون اون لحظه توجهِ منو به خودش جلب میکنه، میگه من هستم مامان جون و منم دلم ضعف میره براش.
2- خدایا ازت ممنونم که تو دوره قانونِ سلامتی شرکت کردم، به سلامتیِ عالی و وزنی رویایی رسیدم طیِ 5 ماه.
کمال گرایی مو کنار میذارم، من عشق کردم تو اون مدت، از همه لحاظ عالی بود برام و لذت بردم از نتایجم، احوالاتم، وزنم، روحیه ام، سلامتی ام و …
3- خدایا شکرت که به وزنِ رویاییِ 56/400 رسیدم که تو خواب هم نمیدیدم، تجربه ی این وزن بهم ثابت کرد که میشه، با روش درست میشه به هر ناممکنی در ظاهر، رسید و خلقش کرد.
4- خدایا شکرت که کلی لباس مطابق با وزنِ جدیدم خریدم، پوشیدم و حسابی کیف کردم.
اینکه تو اتاق پرو من لباس رو انتخاب کنم، نه لباس منو، جزو آرزوها و خواسته هام بوده، میرفتم تو اتاق پرو با چندین دست لباسِ محبوبم و انقدر که همه شون اندازه ی اندازه بودن و زیبا بودن تو تنم، غرقِ لذت میشدم. محدوده ای واسه انتخاب نداشتم و کاملا دستم باز بود برای انتخاب و زیباترین ها رو انتخاب کردم و از پوشیدنِ تک تکشون غرقِ لذت شدم هر بار.
5- خدایا شکرت برای پیاده روی های منظم و روزانه ام، و کلی حس خوب، گفتگو با خداوند و خودم، هدایتها و الهام ها، دیدنِ زیبایی های طبیعت و … که بهم دادی.
6- خدایا شکرت برای بهبودهام در زمینه ی درخواست کردن با شجاعت، فارغ از اینکه جواب چی میتونه باشه.
7- خدایت شکرت برای خرید دوره احساس لیاقت و کار کردن روش، که تاثیرات و بهبودهای عالی تو روحیه و شخصیت و افکار و اعمالم ایجاد کرده.
8- خدایا شکرت برای دریافتِ مدرکِ اصول مبانیِ 2 اوریگامی ام.
9- خدایا شکرت برای شرکت در دوره مربی بزرگسال اوریگامی، تسویه ی شهریه اش کامل قبل از شروع دوره، گذروندنش با موفقیت، رفت و آمد به کلاس به راحتی و امنیت و گذروندنِ زمان های عالی کنارِ دوستانم و گرفتن تولد سورپرایزی برای معلمِ نازنینمون.
10- خدایا شکرت برای دریافتِ هدایت ها و نشانه های فراوانت در زندگیِ روزانه ام، و تقویتِ اعتمادم به شهود به نسبتِ قبلم.
11- خدایا شکرت برای هدیه های بی نهایتی که وارد زندگی مون شد.
12- خدایا شکرت برای 3 بار تولدم امسال که سورپرایزی بودن، هدیه های جذابِ تولدم.
13- خدایا شکرت برای ساعت هوشمندم که با فاصله ی کمی از درخواستش، به دستم رسوندی.
14- خدایا شکرت دستبندِ عزیزم درست شد.
15- خدایا شکرت برای غذاهای خوشمزه ای که خوردم و تمامِ وجودم متوجهِ مزه ی خوبش شد.
16- خدایا شکرت برای رستوران و کافه هایی که با همسرم و خانواده رفتیم و خاطرات و لحظات خوش برام خلق شد.
17- خدایا شکرت برای چکاب های نی نی که همه شون عالی بودن و هستن و سلامتیِ خودم و نی نی جونمون.
18- خدایا شکرت برای محبتِ سرشارِ خانواده نسبت به خودم و همسرم و نی نی جون از طرفِ خانواده و عزیزان و دوستانم.
19- خدایا شکرت برای تجربه ی خاطره انگیزِ پارک آب و آتش امسال که جشنواره انار بود، خانوادگی رفتیم و کلی لذت بردم.
همینطور قدم زدن روی پل طبیعت که مدتها بود دلم میخواست تجربه اش کنم و انجام شد.
20- خدایا شکرت برای اتفاقاتِ خوشِ زندگیِ خواهرم که بسیار خوشحالم براش.
21- خدایا شکرت که امسال روز تولد حضرت فاطمه (س) من مامان هستم، تولد امام علی (ع) هم همسرم بابا هست.
دلمون میخواست نی نی دار شیم و خدا این هدیه و معجزه رو برامون اجابت کرده.
22- خدایا شکرت برای شجاعتم بدون آرایش رفتن تو یه مهمونیِ به شدتِ رسمیِ زنانه تولد، لباسی که مطابق با سلیقه و راحتیِ خودم بود پوشیدم و راحت بودم با خودم و پیرامونم.
23- خدایا شکرت برای تجربه ی کوتاه کردن و ماشین کردنِ موهای بلندم طیِ دو مرحله، افتخار میکنم به سمانه که کاری رو انجام میده که میخواد، فارغ از سلیقه یا نظرِ دیگران.
24- خدایا شکرت برای باغ های متفاوتی که امسال رفتم، میوه چیدم و نوشِ جان کردم، 5 بار رفتم و کلی لذت بردم و خاطراتِ شیرین دارم از همشون. من عاشقِ باغ هستم و خداوند برام چیدمانش کرد.
25- خدایا شکرت برای تعداد بالای دفترهای قشنگی که امسال برای خودم خریدم تا بنویسم و حسابی لذت ببرم، خدایا شکرت برای لوازم التحریرهای قشنگی که خریدم برای خودم با عشق.
26- خدایا شکرت که منسجم تر در سایت کامنت مینویسم و می خونم.
27- خدایا شکرت که با خودم روراست تر شدم و شجاعانه تر کامنت مینویسم از همه چی، هم قوت هام، هم ضعف هام.
28- خدایا شکرت که با خودم مهربون تر شدم، کمتر سرزنش میکنم خودمو، کنترل ذهنم بهتر شده.
29- خدایا شکرت برای ورود پولِ بابرکت به زندگی مون، افزایش حقوق، روزی های غیر حسابِ فراوان، هدیه ها و …
30- خدایا شکرت که تونستم با هدیه گرفتن به عنوان روزیِ غیر حساب خداوند بهتر روبه رو شم و درکش کنم و ازش لذت ببرم و سپاس گزاری کنم بابتِ هر هدیه با حسِ خوب و احساسِ لیاقت برای دریافتش.
31- خدایا شکرت برای ورود سینیِ گریل، کباب پز گازی، توریِ کبابی برای رفاه بیشترم در دوره قانون سلامتی.
32- خدایا شکرت برای فراهم شدنِ عالیِ غذاهای به شیوه قانون سلامتی.
33- خدایا شکرت عزت نفس و اعتماد به نفسِ عالی ام تو دو تا مراسم عروسی که شرکت کردم و حسابی بهم خوش گذشت.
34- خدایا شکرت برای درک بهترم در این مورد که خودم باید کاری کنم که بهم خوش بگذره و انتظاری از دیگران نداشته باشم.
35- خدایا شکرت که نی نی مون تو خونه مون اتاقِ مستقل داره.
36- خدایا شکرت که نی نی مون همین الان از تویِ دلِ من، کلی هدیه دریافت کرده و ادامه داره.
37- خدایا شکرت که تونستم بهتر احترام خودم رو نگه دارم، به جا سکوت کنم، ورود نکنم در مسائل دیگران، مرزهای رفتاری مو بهتر کنم با دیگران و …
38- خدایا شکرت برای 2 بار مسافرت به روستای پدریِ همسرم که بسیار دوستش دارم.
و خدایا شکرت که شجاعت داشتم تنهایی تو تراس بیرون از خونه بخوابم تا صبح.
39- خدایا شکرت برای مسافرت جذابِ خانوادگی به رشت، اقامت در ویلایی زیبا در دلِ یه روستای باصفا و دل انگیز.
40- خدایا شکرت ترسم از سگ های نازنین ریخت، بهشون نزدیک شدم تکاملی، نوازششون کردم و باهاشون سلام علیک دارم.
همینطور گربه رو هم نوازش کردم.
41- خدایا شکرت یاد گرفتم به خاطر ترس از ناراحت شدن خدا ازم، کمک نکنم به نیازمندان.
اگه تشخیص دادم و شرایطش رو داشتم کمک کنم بدون هیچ احساس گناه یا سرزنشی.
42- خدایا شکرت برای ایده ی نوشتن باورهای عالی و امید بخش روی کاغذ و تزیینشون با اوریگامی پروانه و چسبوندنشون روی دیوار اتاق ها، که جلوی چشمم باشن همیشه.
43- خدایا شکرت برای بسته کاغذِ اوریگامی سیمرغ، که از موسسه ی عزیزم که هنرجو و مربی شون بودم، هدیه گرفتم.
44- خدایا شکرت برای بارداریِ آسان و شیرین و لذت بخشم.
45- خدایا شکرت که ماشینِ مستقل داریم و به راحتی رفت و آمد میکنیم.
46- خدایا شکرت که من نمیدونستم، ولی بهم قوت قلب و آرامش دادی گفتی من میدونم و حواسم بهت هست و هدایتم کردی هر لحظه بدون اینکه بدونم.
خدایا شکرت برای اینکه من یادم میره ولی تو آگاهی و یادم میاری و هدایتم میکنی.
47- خدایا شکرت برای همه ی آدم های خوب و نازنینی که باهاشون آشنا شدم و ارتباط داریم، چه کوتاه چه بلند، چه حضوری چه غیر حضوری.
48- خدایا شکرت برای هدیه ی بزرگت روز 4 آذر، که معجزه وار وارد زندگیم شد و شادی رو بهم هدیه دادی.
49- خدایا شکرت که با خودم زیباتر صحبت میکنم.
50- خدایا شکرت که خوش اخلاق تر، خوشروتر و مهربانتر، صادق تر شدم.
51- خدایا شکرت که بهتر متوجهِ زیبایی های خونه مون و محیطِ زیبای اطرافش شدم.
52- خدایا شکرت که با غریبه ها هم تونستم راحت تر ارتباط برقرار کنم، تو پیاده روی هام لبخند بزنم و سلام بدم به دیگران.
53- خدایا شکرت که تو پیاده روی هام به صورت تکاملی تونستم اطراف محل زندگی مو به خوبی کاوش کنم و با منطقه بهتر آشنا بشم و کلی زیبایی کشف کنم اطرافِ محل زندگیم.
54- خدایا شکرت که تونستم بهتر بدنم رو دوست داشته باشم، مخصوصا وقتی اضافه وزن پیدا میکنم.
الان خیلی بهتر شدم، بهتر پذیرفتم خودمو همینطوری که هستم و بدنم رو دوست دارم.
55- خدایا شکرت که با هوشیاری و آگاهانه دور میشم و اعراض میکنم از نازیبایی ها، غیبت، دعوا و جنجال، اخبارِ نازیبا، کدورت.
56- خدایا شکرت که شجاع تر شدم نسبت به حیوانات، حشراتِ متفاوت. مثلا وقتی هزارپا دیدم با احترام روانه اش کردم به بیرون پنجره، یا با دستمال کاغذی یه سوسک رو گرفتم، کاری که قبلا عمراً انجامش میدادم.
نشستم وسط باغچه تو روستا، بادوم پوست کندم، انواع و اقسام حشرات ریز و درشت هم در جوارم بودن و هر کی کار خودشو انجام میداد در صلحِ کامل.
57- خدایا شکرت که با جسارت، مسافرت رفتن با خانواده همسرم، بدونِ همسرم رو تجربه کردم.
خیلی هم تجربه ی عالی بود.
58- خدایا شکرت که بهتر از قبل خودم برای خودم تفریح و سرگرمی خلق میکنم، وقتم رو با خودم بهتر میگذرونم و میتونم در تنهایی با خودم بهم خوش بگذره.
قبلا وابسته دیگران و حضورشون بودم.
59- خدایا شکرت که صبورتر شدم و توجهم به زیبایی ها بیشتر شده.
قبلا سختم بود تو صفِ نانوایی، میوه فروشی و … بایستم، حوصله ام سر میرفت، کلافه و عصبی میشدم گاهی، الان انگار برام یه تجربه ی خوش، میانِ مردم هست، شتاب ندارم، بیشتر کیف میکنم.
60- خدایا شکرت که بیشتر از قبلم متوجهِ زیبایی ها میشم:
صدای آواز پرنده ها، ابرها. اسمان، طبیعت، درختان، برگ ها، گل ها، باد، میوه های روی درخت، اب، صدای باد که میخوره به برگهای درختان، وسایلم، سلامتی، آرامش، روزی و نعمت و …
61- خدایا شکرت که با مفهومِ خلقِ زندگیم توسط خودم بهتر اشنا شدم و درکش کردم: نه تنها مفهومِ خلقِ زندگی توسط خود رو درک نمیکردم، بلکه قبولش هم نداشتم، باور نداشتم بهش، کم کم بهتر شدم، الان کلی چیز میز دارم خلق میکنم واسه خودم بر حسبِ علاقه ی خودم برای خودم به لطفِ اللهِ مهربون.
و …
————-‐———————-‐———
لیست کامل تر از داشته هام رو تو دفترهای سپاس گزاری ام به صورت روزانه نوشتم، اینا مواردی هست که یادم اومد و نوشتم.
خدایا مرسی یادم انداختی بنویسم از داشته های فراوانم.
سلام خدمت استاد عزیز و همه ی دوستان
اول از همه میخواستم تشکر کنم از خداوند ک به من این توفیق و لیاقت رو داد که در این فرکانس قرار بگیرم..
دستاوردهای سال 96
تهیه دوره آفرینش،عزت نفس،دستیابی به آرزوها و اخیرا ثروت 1
خارج شدن از کارمندی و کار کردن برای بقیه با حقوق پایین
بالابردن عزت نفس و اعتماد به نفسم
دفع کلیه افراد منفی اطرافم(البته خیالشون خود به خود رفتن)
کار کردن در تنهایی روی باورهام و رفتن به مدار بالاتر
رسیدن به آرامش بسیار زیاد و شناخت خدای خودم(این مورد واقعا نقطه عطف زندگیم بود و تحولات عظیم ازین به بعد رخ داد. از وقتی که خدای واقعی رو باور کردم و قدرت رو در دستانش میدیدم یه جهش مالی خیلی بزرگ برداشتم)
تاسیس فروشگاه خودم و رسیدن به درامد مستقل
آشنایب با افرادی که به هر طریق توی صنف خودم کمکم کردن و تجربشون رو در اختیارم قرار دادن
سر و سامان دادن به رابطه ای که به زور نگه داشته بودم و جرات این رو نداشتم ک بشینم حرف بزنم و تکلیف رو مشخص کنم(شاید به خاطر اعتماد به نفس پایین بود یا عدم اعتقاد به فراوانی یا نگه داشتن کویر(دوره حل مسائل)..
و اما اهدافم در سال 1397
بالا بردن فروش مغازم در سال 97
وارد کردن محصولاتی ک الان از واسطه خرید میکنم
تاسیس و ثبت شرکت خودم و توزیع محصولاتم به سراسر کشور
ثبت برند به نام خودم و توسعه اون برند
خرید ماشین
برقراری رابطه عاطفی و ازدواج با کسی که در فرکانس خودم باشه(البته کسی که توی فرکانسم باشه خود به خود سر راهم قرار میگیره در صورتی که با خودم درونیم در صلح باشم)
در پناه الله یکتا شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
خدااا
نگهداررر????
به نام خداوند رزاق
موفقیت ها خیلی زیادن من فقط یک مورد آن را می نویسم که مهمترین و بزرگترین موفقیت من بواسطه ی تغییر این باور اتفاق افتاد :
باور عدم توانایی جهت بدست آوردن خواسته و عدم لیاقت برای رسیدن به خواسته ها .
من قبلا تصویر ذهنی و تصوری که داشتم این بود که هر چیزی می خواستم هدیه بگیرم برنده بشم و یکجوری از راهی برسد که خودم نقشی در آن نداشته باشم وقتی شروع به کارکرد روی این باور کردم اتفاقات تصاعدوار و معجزه وار اتفاق افتاد .
خواسته هایی که از قبل داشتم وارد زندگی ام شد – من جهت کارکردن روی این باور هیچ وقت بدنبال برنده شدن در سایت نبودم (البته حس و حال تایپ کردنم زیاد ندارم ) و با تغییر این باور تمامی محصولات سایت نه 99 درصد بلکه 100 درصد محصولات سایت را خریداری کردم بدون اینکه عجله ای کنم و دوره ها را به ترتیب با دستاورد خود نه با جایزه و رایگان خریداری کردم (البته این رو بگم از کد تخفیف ها استفاده کردم ) چون این باور را هم درون خودم ایجاد کردم که من هر نیاز به چیزی داشته باشم با کمترین قیمت در اختیارم قرار می گیرد و من همیشه کالا خدمات و محصولات با کیفیت بالا و با قیمت کمتر از بازار را خریداری می کنم و هر وقت دوره ای تموم می کردم یا نیاز به دوره ای جدید داشتم خیلی معجزه وار با قیمتی کمتر در اختیارم قرار می گرفتم .
دوستان اگه می خواستم سال 96 رو مثل قبل برم عمرا می تونستم به وضعی که الان دارم برسم اگه دوره ها رو با جون و دل کار کنین محاله که نتیجه نگیرین —— اگه نتیجه نمی گیریم دوره ها مشکلی ندارن و باید اونا رو ریشه یابی کنیم .
یکی از آیتم سپاسگذاری من که هر روز بابتش سپاسگذاری می کنم پروفایل سایتمه که برا من بیلیون ها بیلیون قیمت داره …..
سال 97 رو بهمتون تبریک می گم امیدوارم انفجاری از موفقیت رو در سال 97 تجربه کنید .
این باورتون که چیزی رو بخواین با قیمت کمتر و با کیفیت عالی بهتونم میرسه عالییییی بود منم میخوام اینو باورش کنم چون چند موردیو که تجربه کردم خیلی شیرین بودش
سلام بر خانواده ی فهیم گروه تحقیقاتی استاد عباسمنش
این اولین کامنت من بعد از یکسال آشنایی با فایلای استاد عباسمنش عزیزه
خیلی خوب یادمه که عید پارسال بعد از چندماه آشنایی با نت ورک و بازاریابی اینترنتی خییییلی اتفاقی در گروهی عضو شدم و یکی از فایلای استاد رو با موضوع اعتماد به نفس گوش دادم
احساس بسیار خوبی داشتم ودلممیخواست بازهم کلام و توصیه های استادی که کلامش به جان دلم نشسته بود بشنوم
سرچ کردم تا سایت و کانال تلگرامشون رو پیدا کردم
مثل تشنه ای که کویر وجودش از بی آبی خشک و ترک و خورده شده بود احساس میکردم به منبع عظیمی از اب گوارا رسیده ام
صبح تا شب شب تا صبح فایلای رایگان روگوش میدادم
تا اینکه به فایل استاد درمورد بازاریابی شبکه ای رسیدم و منی که داشتم غرق دنیای نت ورک میشدم و کاری که مورد علاقم نبود رو به امید رسیدن به ثروت انجام میدادم فهمیدم این تنها راه رسیدن به آرزوهام نیست
برای اولین قدم درکنار ناباوری همکاران، نت ورک رو کنار گذاشتم چون استادم گفت کاری رو انجام بدید که عاشقشید و این کلام چون وحی منزل برای من بود
و این سرآغاز نتایج مثبت من بود
اگر بخوام نتایج مثبت زندگیم رو بگم همین بس که بگم تمام سی و یکسال گذشته ی عمر من به کنار و سال گذشته کنار
اما الان مایلم برای اجرای خواسته ی استادم نتایجم رو با جزییات بنویسم
1-اولین و مهمترین نتیجه ی من آشنایی با استاد عزیزم بود که دستی مهربان و فهیم از دستان خداوندم هستن و باعث شدند خدای خودم و به دنبال اون خودم رو بشناسم
2-به خاطر احساس بدی که نسبت به خودم داشتم و قطع بودن ارتباطم با منبع انرژی سالها بود که به هدف اصلیم که کاهش وزن بود بود نمیرسیدم اما از وقتی فهمیدم باید عاشق خودم باشم و احساسم رو خوب نگه دارم با استفاده از قانون تمرکز و قانون توجه به نکات مثبت تونستم 25کیلو وزن کم کنم و به اندام ایده الم برسم
و باعث تعجب،تحسین و شگفتی اطرافیانم شوم
3-بعد از کاهش وزنم با اعتماد به نفسی که کسب کردم با استفاده از قانون درخواست از مربی والیبالم خواستم تا ازم تست بگیره و من بعد از سالها شدم پاسور یکی از بهترین تیمهای والیبال شهرم
4-هیچ وقت اهل آرایش نبودم ولی همیشه ارزو داشتم آنقدر پوستم شاداب بشه که بدون هیچ آرایشی زیبا باشم توی لیست خواسته هام نوشتم و به خاطر جزیی ترین داشته هام شکر گزاری کردم و شروع کردم به تحسین هر انسان زیباییکه میدیدم و بهش تبریک میگفتم کم کم به مسیرهایی هدایت شدم که بعد از چندماه آنقدر پوستم شاداب و عالی شد که به قول دوستانم چندین سال کمتر از سن واقعیم به نظر میرسیدم
5-تونستم به شغلی برسم که بدون نیاز به حضور فیزیکی خودم برام درامد ایجاد بشه
که توضیحش مفصله واقعا
6-تونستم به قدرتی برسم که احساس میکنم هیچ مانعی برای رسیدن به خواسته هام وجود نداره
7-عاشق خودم و خدای مهربونم شدم ودههانتیجه ی ریز و درشت دیگر
موفق و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام
این فایل مال پارساله اما امسال تمرینشا انجام میدم
سال ۹۷ خیلی باحال ورویایی بود خیلی چیزاای جدید یادگرفتم وجنبه های جدیدی از زندگیم و استعدادهای نهفته ام کشف کردم و برام جالبه هرچی میگذره جنبه های جدیدی از قانون را یاد میگیرم خدایاشکرت
سال نود هفت من یک درامد جدید برای خودم ساختم یک رشته جدید درکنار کارم که اصلا بهش توجه نمیکردم و درهای جدیدی برام باز شد و تا به امروز بلای سی ملیون گردش مالی برای خودم رقم زدم و چقدر چیزهای جدید یادگرفتم تواین رشته که خدا میدونه اصلا بخشی از لوازم مغازه ام بود که بهش ودرامدش توجه نمیکردم ودیدم چه پتانسیلی داره امان از وقتی که ادم باورهاش محدود باشه واقعا نمیبینه
من یک کانال تلگرام درست کردم وتونستم باافراد زیادی اشنا بشوم ودرامد های اینترنتی برای خودم بسازم خیلی باحال بود بازهم کلی چیز یادگرفتم
من همیشه از عمده فروش اصفهان کم خرید میکردم اما امسال نقدی خرید میکنم وزیاد وکیفیت خریدمم خیلی عالی شده
مغازه ام پرشد از وسایل جدید و کیف ولذت می برم
من امسال برای اولین بار رفتم تهران وازعمده فروش خر ید کردم وبازهم تجربه باحال بود ویک شاخه جدید به لوازم مغازه اضافه کردم
من تولید انبوه یک قطعه راشروع کردم وخداشکر پا گذاشتم روترسهام وبازم میگم کل تجربه عالی کسب کردم
من یک تابلو قشنگ برای مغازه ام ساختم و خودم لذتش رامی برم
کلی مشتری جدید پیداکردم و خیلی خوبند
من امسال انشعاب اب گرفتم برای مغازه ام چقدر اب نداشتم دردسر داشتم اما به لطف خیلی راحت پولش جور شد وگرفتم
امسال درامدم سه برابر شد وخیلی باحاله من موجودی حسابم چند برابر شد وواقعا خداراشکرت
از همه مهمتر این تجربه شخصیه دوستی که داری میخونی توجه کن من چند سال دارم با این قانون کار میکنم اما نفمیدم ونشنیدم (استاد فریاد میزنه)خودم میگم درک نکردم که احساس خوب یعنی همه چیز
مدتها می اومدم روی باورهام کارمیکردم واحساسم بد بود ونتیجه برعکس بود
احساس باید مهمترین مهمترین وبازهم مهمترین جنبه زندگی من باشه من خودم به شخصه تو مغازه ام خیلی کارها کردم اما دیدم کارهای خاص من را بسمت پیشرفت سوق نداده بلکه احساس عالی و رهاشدن درامد من راسه برابر کرده امیدوارم خودم وتویی که میخوانی به هوش باشی واین نکته را مهمترین کار زندگیت بدونی به خودمم میگم چون نمیدونم چرا اینقدر زود این اصل رافراموش میکم .تمرین میخواد فقط باید سعی کنم توی ریل احساس خوب بمونم دیگه همچی درست میشه
سال ۹۸ سال رونق کسب وکار برای منه
اما مهمترین الویتم را گذاشتم فقط برای توجه به نکاتی که احساس بهتری به من میده وبیشتر موندن دراحساس خوب
به امید خدا
سلام تودیدگاه بالا نوشتم سال ۹۸ سال رونق کسب کارمه واقعا این اتفاق برام افتاد ره صورت کاملا طبیعی اینجا دوباره مینویسم سال ۹۹ برام سال تجارت با کشورچینه
توکل برخدا
سلام اقای بیگی عزیز بهت تبریک میگم دوباره آفرین احسنت ب شما سال ۹۸ب هدفت رسیدی مطمئنا با استفاده از قوانین و توانایی هاتون سال۹۹هم ب هدفت میرسی احسنت ب شما
سلام اقا مهدی خیلی خوشحال شدم بابت اتفاقات عالی که تو سال۹۷تجربه کردی مرسی که تجربتتو ب اشتراک گزاشتی و تاییدی ب این باور بود که موفقیت و ثروتمندشدن معنوی ترین کار جهانه
سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیزم و دوستان گل
خداوند باز هم مثل همیشه به موقع و در درست ترین زمان هدایتم کرد
دقیقا چیزایی که گفتین رو کاملا درک کردم و در ادامه خواهم گفت
من دقیق یادم نمیاد که این اتفاقاتی که رو تجربه کردم برای ۱۴۰۰ بوده یا ۱۳۹۹ به امید الله هرچی یادم میاد مینویسم
امروز اواسط آبان ماه سال ۱۴۰۰ است و اتفاقاتی رو که یک سال پیش تجربه کردم به این شرح میباشد:
خدارو هزاران مرتبه شکر از بدترین شرایط سلامتی عدم کنترل جسم به داشتن کنترل جسم رسیدم و خدارو هزاران مرتبه شکر از معده حساس به یک معده ای که سنگ هم بهش بدم هضمش میکنه رسیدم
یا مثلا زیر وزنه نمیتونستم برم یعنی تا فشاری میخواستم به عضلاتم بیارم درجا کمر گردن درد میگرفت ولی الان جوری شده شنا میرم بعدش با هالتر تمرین میکنم ، سوپر ست میزنم انگار نه انگار و به شدت خدارو برای این مسئله شاکرم واقعا به شدت راضی ام از این قضیه ، وقتی سرحالی ، سلامتی و میخوای بدویی راحت میدویی میخوای تمرین کنی راحت تمرین میکنی بدونه اینکه بخواهی تمرکز بزاری الان درد نگیره و …
ناشتا انجیر میوه آب میوه سرد و گرم بخورم معدم بهم نمیریزه و خدارو هزاران مرتبه بابت این نعمت شکر چون من عاشق غذا خوردنم و واقعا لذت میبرم
خداروشکر عزت نفس ام از جایی که نمیتونستم تو چشم طرف مقابل نگاه کنم و حرف بزنم اصلا فرق نمیکرد که خانوم باشه یا آقا به جایی رسیدم تو جمع صحبت میکنم نظر میدم و راحت تر تو چشم طرف مقابلم نگاه میکنم و احساس لیاقت بیشتری میکنم نسبت به قبل
خدارو شکر که به اعتماد به نفس و ایمان و باوری رسیدم که هرکاری رو میتونم انجام بدم و اگه هم نتونم خداوند راهشو بهم میگه مثل سایت زدن و اپ ساختن بدون کد نویسی که هردوی این برای اولین بار به درستی انجام شد و خداوند به قشنگ ترین شکل هدایتم کرد
تجربه هایی داشتم که تو عمرم نداشتم
به تنهایی میرم جنگل کمپ میزنم و آتیش روشن میکنم و با خلوت خودم و خدای خودم حال میکنم
تریل رفتم و جاهای زیبایی دیدم که تا به قبل تجربه نکرده بودم و منتظر بودم یکی باشه منو ببره یا با اون بریم
تو این تریل ها دو بار به شب خوردم و با ترسم رو برو شدم و با گوشت و پوستم حس کردم که همه چی خداست و هرچیزی که تو روزه تو شب هم هست و این ذهنه که داره ترس ایجاد میکنه
و میتونم بگم آگاه تر شدم نسبت به کل زندگیم همین یک سال در قیاس با سال های قبل
خودمو کشف کردم خودمو وارد چالش های جدید برای تجربه کردن و شناختن خودم و اون موضوع
درسته در زمینه هایی خودم میدونم بهتر میتونستم عمل کنم ولی همین که فهمیدم قدم اول برای بهتر کردنشه و تو مسیرش هستم
اون مثالی که گفتین ذهن میاد همون یک اتفاق رو بزرگ میکنه دقیق درک کردم
من خب هرچی تو دوره عزت نفس گفته شد ۹۰ درصدشو انجام دادم مخصوصا تمرین اگهی بازرگانی و چند روز پیش دیدم از رانندگی ترس دارم و میخواستم بر این ترسم غلبه کنم و خب خوب عمل نکردم و بعد این ذهن همه اون ها رو رها کرد مخصوصا تمرین اگهی بازرگانی رو ول کرد چسبید به این که تو بلد نیستی تو عزت نفس نداری تو ایمان نداری و بعد چند روز دیدم عه این داره عزت نفس منو خرد میکنه درجا جلوشو گرفتم و به لطف هدایت خدا به یاد اوردم که بابا چی میگی تو من این همه کار انجام دادم بعد به یاد اوردم و بعد ارام شدم
خیلی اتفاق ها رو تجربه کردم و انجام دادم که یاد نمیاد
گوشی جدید وارد زندگیم شد ، لپ تاپ وارد زندگیم شد ، کلی وسایل جدید وارد زندگیم شد ، یه جورایی از ناکجا آباد پیشنهاد کار شد که به ساده ترین شکل انجام شد یعنی برای من ساده ساده بود نه بیل زدن میخواست نه زور بازو فقط حوصله میخواست
خدارو هزاران مرتبه شاکرم برای این همه تجربه زندگی
اتفاقاتی که میخوام در ادامه سال بی افته :
_ داشتن درآمد از کاری که عشق و علاقه منه و همواره به دنبال بهبودشم که خیلی خیلی نزدیکم بهش و چندتا از محصولات آماده شده و منتظرم به اون تعداد مورد نظر برسه و برم برای دست فروش و آنلاین
_ مستقل شدن از لحاظ مالی
_ رسیدن به وزن ۷۰ کیلوگرم و نگهداشتن اون وزن ( که خدارو شکر شدم ۶۰ بعد ۶۱.۸۰۰ و انشالله ۷۰ )
_ رسیدن به هیکل ایده آل فیتنس ( که تقریبا یک روز درمیون تمرین دارم )
و خواسته های دیگه که با اولویت هاشو اینجا نوشتم و برای امسال بیشتر تمرکزم روی ثروته
قبلا نمیدونستم چجوری یا ایمان نداشتم میشه یا نه ، ایمانم خیلی زورش کمتر از نجوای ذهنم بود ولی
الان اینقدر نتیجه ها دیدم از باور های دیگه ام و عزت نفس ام خدارو شکر بالا رفته که یقین دارم میشه و اون اتفاق منتظره تا من اون اقدام ها رو انجام بدم تا وارد زندگیم بشم و هرچقدر باورهام بهتر باشه ورودی بیشتری خواهم داشت
خدارو هزاران مرتبه شکر برای بی شمار نعمتی که دارم نوشتنش طولانی و سخته از بس که زیاده
شاد و سلامت و ثروتمند باشید