این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/03/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-03-29 03:48:162020-08-28 08:14:21توجه به داشته ها، راهِ رسیدن به خواسته ها
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
دقیقا یکسال پیش، 25 اسفند 1398، این فایل بعنوان نشانه ی امروز من اومده بود و من اینجا کامنت گذاشته بودم و به طرز عجیبی بدون اینکه یادم باشه به دلم افتاده بود که بیام برای این فایل کامنت بذارم و دستاوردهای امسالم رو بنویسم.
اول رفتم کامنتم رو خوندم و ازش لذت بردم و تصمیم گرفتم الان تمرین این فایل رو برای امسال انجام بدم.
دستاوردهای امسالم :
1.اول از خدا بسیار سپاس گزارم که امسال بدنم همیشه سالم بوده. فقط یکی دو بار یه دارویی رو موقتی استفاده کردم برای پیشگیری از یک مریضی خیلی کوچیک. بدون هیچگونه نگرانی و ترس از بیماری تمام سال راحت رفتم سرکار و کوه و کلاس و تفریح. و خدا رو بابت این موضوع بسیار سپاس گزارم.
این ایمان به سلامتی از جایی میاد که من ایمان دارم خدا بدن من رو قوی آفریده و بدنم قادره خودش رو ارتقا بده و در مقابل هر بیماری، اون قویتره و چون از نظر فرکانسی به نظر خودم در مدار سلامتی هستم، هیچوقت استرس بیماری رو نداشتم و ندارم. همیشه میگم من در مدار سلامتی هستم پس هیچوقت در مرض بیماری قرار نمیگیرم.
بابت این نگاه و این زاویه دید و این ایمان قوی راجع به سلامتی از خدا بسیار سپاس گزارم و استاد شما باعث شدین که من بتونم انقدر قوی راجع به مدار و قدرت بدنم، ایمان داشته باشم، ازتون بسیار سپاس گزارم.
2.امسال دوره روانشناسی ثروت 1، آپدیت شد و از اول دوباره ضبط شد و روی سایت قرار گرفت. از ماه اردیبهشت تا همین امروز که جلسه ی 29 این دوره روی سایته، من هر بار که جلسه ی جدید از این دوره روی سایت قرار گرفته، شگفت زده شدم از آگاهیی های اون جلسه. میتونم به جرات بگم بیشترین دوره ای که امسال گوش کردم دوره فوق العاده ثروت بوده و تا جایی که مدارم رفته بود بالا درکش کردم چقدر جلسات راجع به رابطه لیاقت و بدست اوردن ثروت و دست به عمل زدن، برای من کمک کننده بود. باعث شد من دوره عزت نفس رو جدیتر بگیرم و برگردم به اون دوره و بیشتر به مطالبش بپردازم و بیشتر بهش گوش بدم و بیشتر دست به عمل بزنم و تمریناتش رو انجام بدم.
دوباره ضبط شدن دوره ثروت یک موهبت بزرگ بود، من با بچه ها و استاد امسال این دوره رو شروع کردیم و چقدر بابت اینکه من از اول همراه این دوره ام خوشحالم.
بارها جلساتش رو گوش کردم و بعضی جلساتش رو بیشتر.
هر جلسه انگار جواب سوال اون روزهای من بود.
نمیتونم احساس تمام این ماه ها رو اینجا بگم. فقط میتونم بگم بهار و تابستون فوق العاده ای بود چون خیلی خیلی تمرکزی جلسات رو گوش میکردم.
این دستاورد عالی بود برای سال 99، دستاوردی که تازه داره ریشه اش رشد میکنه توی خاک.
3.امسال من دوره تراپی مو رو به صورت حرفه ای گذروندم. سالهای پیش این دوره رو گذرونده بودم ولی امسال با دستگاه های جدید این دوره رو دوباره به صورت آپدیتی گذروندم و بابتش از خدا سپاس گزارم.
4.امسال یه تحول خیلی خوب در کارم ایجاد شد. خیلی خیلی راحت، با شرایط عالی، یک اتاق کار خیلی خوب در یک سالنی که خیلی خوبه در منطقه ی بالای شهر اجاره کردم با امکانات و اجاره خیلی عالی.
داستانش رو تو یکی از فایلهای رایگان سایت (داستان هدایت من) تعریف کردم. اتاق کاری که هر بار اونجا کار میکنم خدا رو هزار مرتبه شکر میکنم. اتاق کاری که هر بار پنجره اش رو باز میکنم و کوه ها رو میبینم خدا رو شکر میکنم.
اتاق کاری که تجهیزات عالی داره و من بابت تک تکش هر بار که استفاده میکنم از خدا سپاس گزاری میکنم.
اتاق کار در سالنی که پرسنل فوق العاده دارن و مدیر دوست داشتنی.
واقعا خدا بهم کمک کرد و برام خواست. من بابت این اتاق همیشه و همیشه از خدا سپاس گزارم. نمیتونم حسم رو بگم که چقدر اینجا رو دوست دارم و هر بار میگم اگر از اینجا برم باز هم خدا من رو به جای بهتری هدایت میکنه چون من قدردانه نعمتش هستم.
من سر اتاق ایمان اوردم به اینکه اگر خودت رو روی مدار عالی نگه داری، نعمتهای اون مدار به صورت خود به خودی وارد زندگی ات میشن.
خدا رو هزاران مرتبه شکر.
5.امسال من در حوزه کاریم میتونم بگم پیشرفت چشمگیری داشتم. کلی وسایل و تجهیزات برای تراپی مو، تهیه کردم و به صورت حرفه ای این کار رو انجام میدم. به نوعی سرمایه گذاری کردم در کارم و نترسیدم از اینکه برای کارم هزینه کنم.
هم اون دوره ای که گذروندم و هم تجهیزاتی که خریدم بسیار برای کارم مفید بوده و کلا لول کاریم بالاتر رفت.
6.تکامل، تکامل، تکامل. آقا من امسال خیلی خیلی به قانون تکامل ایمان اوردم و سعی کردم تکاملی برم بالا. برای کارم خیلی این رو رعایت کردم. اول هنرجو، بعد پرسنل، بعد پرسنل مستقل، بعد میز اجاره کردم (پارسال) و الان اتاق اجاره کردم (چندماهه) و کلی تجیهزات برای کارم از همون پولی که بدست اوردم خریدم و روی خودم و کارم از پولی که بدست اوردم سرمایه گذاری کردم. هیچوقت قانون تکامل رو فراموش نمیکنم.
خیلی این مفهوم به من کمک کرد و چقدر استاد تو دوره ثروت راجع به این دوره صحبت کردن و چقدر باعث شدن من بیشتر درکش کنم وعملیش کنم.
7.حرکت کردن. نمیتونم بگم خیلی پرفکت شدم در این حوزه ولی به لطف آموزشهای استاد من خیلی پیشرفت کردم در این موضوع. نمونه اش این بود که از دایره امنم برای کارم خارج شدم و اتاقی اجاره کردم که خارج از محدوده ای بود که قبلا کار میکردم. ریسک بود ولی با ایمان به خدا حرکت کردم.
پست گذاشتم تو پیجم. مثلا الان یک ماهه متعهد شدم هر روز پست بذارم و واقعا هر روز اینکار رو انجام میدم.
ایمانم به اینکه اگر من حرکت کنم درهای نعمت باز میشه بیشتر شده. فهمیدم اگر حرکت کنم جهان بهم پاداش میده. فهمیدم فقط صرف گوش کردن به این آگاهی ها جوابگو نیست.
8. سال پیش گفتم که دو دوره کلاس آداب نوشتن شرکت کردم. نوشتن به من حس خالق بودن میده. از چیزی که وجود نداره، داستان میسازی. انسان خلق میکنی و داستان مینویسی و حرفهای نگفته میزنی. من امسال از اول سال شروع کردم به کتاب خوندن، گوش کردن به ویسهای کلاس. نوشتن و نت برداری درسهای کلاسی که رفته بودم. مرور و مرور و مرور و بعد از آبان دوره ها رو شروع کردم. سه دوره امسال شرکت کردم.
میتونم بگم خیلی پیشرفت کردم. از صفر شدم یه داستانی که تحسین شد. نمیتونم بگم خوب شدم ولی میتونم بگم دیگه صفر نیستم. راوی ها رو میشناسم. منطق داستانی میدونم چیه و باید رعایت کنم. دیگه میدونم الزام دراماتیک باید در تمام داستان جاری باشه. درام رو میفهمم. ایده و شناسنامه شخصیت رو بیشتر درک میکنم. خدا رو بابتش شکر میکنم و ادامه میدم این راه رو . به قول استاد هر چیزی که ادامه بدی به نتیجه میرسی و مهارتت بالاتر میره. این قانون جهانه.
عجله ندارم بابتش ولی دلم میخواد پیشرفتم بیشتر و بزرگتر باشه. ولی خب موفقیت خیلی خوبی بود. امسال واقعا این جریان برام تو زندگیم بلودتر شد و مهارتم بالاتر رفت. خدا رو بابتش هزار مرتبه شکر میکنم.
9.همین اسفند ماه یه داستان در جلسه قصه خوانی خوندم و خیلی فیدبک مثبت بابتش گرفتم. این برای من نشونه ی خیلی خوبیه. اینکه بله، من پیشرفت کردم و بهتر شدم و پس راهم درسته. نمیدونین چقدر اون جلسه به من خوش گذشت. من بخاطر فیدبک گرفتن نرفته بودم. میخواستم اعتماد به نفسم رو زندگی کنم و در مقابل 50 60 نفر آدم داستانم رو بخونم و خب خیلی عالی خوندمش و خیلی از خودم راضی بودم که به ترسم غلبه کردم و ایمانم رو به خودم ثابت کردم.
10.امسال چند بار رفتم خرید لباس و لباسهای خیلی قشنگی خریدم. چند تا کفش، چند تا مانتو (یکسری هاش رو خواهرم دوخت که خیلی هم عالی هستن و هر کسی تنم دیده تعریف کرده) کاپشن، کتونی، شلوار، چند تا عینک آفتابی و…
خرید تک تکشون و استفاده از هر کدوم خیلی حالم رو خوب میکرد. خدا رو بابت این نعمتهای خیلی خوبی که در اختیارم قرار داده صدهزار مرتبه شکر میکنم.
11. سریال زندگی در بهشت. آقا دیدن این سریال خیلی به من کمک کرد. دیدن رابطه استاد و خانم شایسته. دیدن تمیزی خانم شایسته. در صلح بودنشون. از نگاهشون به رابطه و استاد. هر چی از دیدن رفتارهای خانم شایسته بگم کم گفتم. برای من یک زن نمونه ای هستن که رابطه عالی دارن. هم با استاد هم با خودشون هم با جهان اطرافشون. واقعا خانم شایسته تحسینتون میکنم.
به لطف این سریال من خیلی خیلی موضوعاتی رو یاد گرفتم. معمولا هر روز صبح با دیدن این سریال روزم شروع میکردم.
چقدر این سریال فوق العاده است و چقدر فراوانی رو به ما نشون میده.
اصلا میرید خرید من لذت میبرم. از اینکه اینهمه خرید میکنید با خیال راحت.
فوق العاده اس فوق العاده.
چقدر حل مسئله رو یاد گرفتم. چقدر فهمیدم باید رفت تو دل ترسها. چقدر فهمیدم باید حرکت کرد و ادامه داد. و چقدر فهمیدم که هر چقدر خوبیم میتونیم بهتر و بهتر بشیم. هر جلسه یه درس فوق العاده بود. از مهمانداری و آزادی و فراوانی و دوستی و عشق و….
هر جوری میخوام بگم، کم گفتم. ولی واقعا خدا رو شکر که این سریال سر راه زندگی من قرار گرفت و همراهش شدم.
الهی صد هزار مرتبه شکرت.
12.تنهایی. امسال چون ما خونه ای که پارسال خریده بودیم، نیاز به ساخت قسمتهایش داشت. خانواده ام، بیشتر سال رو شمال بودن تا به کارهای ساخت خونه و جابجایی خونه و کارهای باغ و… رسیدگی کنن و من مدت طولانی از امسال رو تنها بودم. و با اینکه من خانواده ام رو خیلی دوست دارم و رابطه عالی باهم داریم نمیدونین چه لذتی میبردم از تنهاییم.
تمام مدت فقط فایلهای سایت رو گوش میکردم و از تلویزیون پخش میشد. یعنی وروردی های ذهنی ام به طرز عجیبی درست بود.
فقط و فقط دوره های استاد (چه رایگانها چه محصولات) صدا و تصویرش تو خونه ی ما پخش میشد.
آرامش خیال. تمرکز بر نکات مثبت. هر مدلی که دوست داشتم زندگی کردم و لذت بردم.
واقعا در مدار خیلی خوبی بودم. به دور از هر گونه اخبار بد و یا چیزهایی که تمرکز من رو بهم بزنه. عالی بود تنهاییم.
خدایا شکرت بابت تمام زمانهایی که تنها و تنها برای خودم بودم و کل خونه در اختیار من بود و من آزاد و بدون دغدغه زندگی کردم.
13. سکوت. شاید باورتون نشه، با اینکه ساختمون خونه ی ما، خیلی آرومه ولی امسال به طرز عجیبی آرومتر شده بود و فقط من تنها ساکن طبقه خودمون بودم و هیچ صدایی اضافی یا خارج از محدوده ی من تو خونه مون شنیده نمیشد و چی بهتر از این !؟
14.امسال که اهرم رنج و لذت رو استاد تو دوره روانشناسی ثروت 1 گفتن، من چندین ماه، برای هر روزم برنامه ریزی کرده بودم و جدول بندی که بدونم چه کارهایی رو انجام میدم و چه کارهایی رو نه.
و هر ماه مشخص میکردم باید چه کارهایی رو روتین انجام بدم روزانه و هر شب تیک میزدم اون برگه رو.
اهرم رنج و لذت و مراقبه و کتاب خوندن جز کارهای روزانه ام بود و هر روز تیک میخورد و احساس میکنم شاید یکسری از اقداماتی که کردم بخاطر درست شدن اهرم رنج و لذت در ذهنم بود.
در واقعا برنامه ریزی و اقدام گذاری بعد از جلسه دوم روانشناسی ثروت شکل گرفت و من سعی کردم منظم انجام بدم یه سری کارهایی که میدونستم حتما باید انجام بشن.
15. به لطف دوره عزت نفس، من برای خودم اقدام تعریف کردم که حتما لوگوم رو طراحی کنم و اینکارو انجام دادم و الان نزدیک یکساله که پای نمونه کارهایی که توی پیجم میذارم، لوگوم رو روش میذارم و هر بار از دیدنش لذت میبرم.
16. امسال اول سال، دامین به اسم خودم خریدم و انشالله امسال سایتم رو راه اندازی میکنم.
17.به کمک الله، ایده ای به ذهنم رسید که درهایی که باید رو در زندگیم باز میکنه. همیشه استاد میگفت که فکر نکنید نعمت از راهی که فکر میکنید به زندگیتون وارد میشه، نعمت از بی نهایت طریق وارد زندگیتون میشه و راه ها رو محدود نکنید.
من همیشه دوست داشتم مثل استاد آزادی رو در همه جنبه های زندگیم تجربه کنم و فکر میکنم بخاطر کار کردن روی باورهام خداوند داره من رو به مسیری هدایت میکنه که به این آزادی دست پیدا کنم.
تکامل رو فراموش نمیکنم ولی راهی به ذهنم رسیده که اگر عملیش کنم و درست پیش بره همونی میشه که میخوام.
فعلا دارم قدمهای کوچیکم رو برمیدارم و انجامش میدم.
میدونم اگر به ذهنم رسیده حتما باید انجامش بدم. یا نتیجه اش همونیه که میخوام یا نتیجه اش کمکم میکنه به خواسته ام نزدیکتر بشم.
یه حرف خیلی خوبی استاد زدن تو دوره روانشناسی ثروت 1، گفتن من یاد گرفتم هر چیزی بهم الهام میشه انجامش بدم دیگه به نتیجه فکر نمیکنم. یا نتیجه همونیه من میخوام یا من رو به خواسته ام نزدیکتر میکنه و درسی ازش میگیریم که اگر پیروز میشدم انقدر برام مفید نبوده.
این حرف عالی بود، یعنی یه بمب ترکید تو ذهن من وقتی این رو شنیدم.
برای همین من فارغ از نتیجه، با دقت تمام البته، پیش میرم و قدم برمیدارم و تلاشم رو می کنم و این راهیی که به ذهنم رسیده رو عملی میکنم. باقیش امید به خدای بزرگ.
18. امسال برای اولین بار موهام رو رنگ کردم. قبلا دوبار اینکار رو کرده بودم ولی یه بار فقط مدل یه برند شده بودم که چند روز بعدش دوباره موهام رو به رنگ قبلش برگردونم و یه بار هم خیلی نامحسوس یه کار خیلی کمی رو موهام انجام داده بودم
ولی امسال، 19 اردیبهشت، موهام رو بلوند کردم (دوستم برام انجام داد) و خب خیلی من رو جذابتر کرد. از روی عکسهام میبینم که چقدر بهم مییمومد. یه بار هم 18 تیر این کار رو خودم انجام دادم که اون زمان فهمیدم چقدر مهارتم بالاست و من چقدر کار مهمی انجام میدم که به آدمها کمک میکنم احساس بهتری نسبت به خودشون پیدا کنن.
رنگ کردن موهام بهم جذابیت بیشتر داد ولی میتونم بگم بهم کمک کرد که بفهمم چقدر مهارتم در این حوزه بالاست و چقدر مهارتم ارزشمنده که آدمها وقتی خودشون رو میبینن از دیدن خودشون لذت میبرن و چی لذتبخشتر از این !؟!
البته بگم که باید خیلی در این موضوع کار کنم و این موضوع در من اساسیه و باید احساس ارزشمندی رو خیلی رو خودم کار کنم و تقویتش کنم.
19.کوه. امسال به لطف استادم، خیلی با طبیعت و کوه ارتباط برقرار کردم. کوه و طبیعت به من آرامش میده. وقتی دارم از کوه میام پایین سبک بال برمیگردم. انگار خالیم از هر انرژی بد و پُرم از هر انرژی مثبت.
کوه عالیه. و در دسترس من. تقریبا هر هفته رفتم کوه. بجز آذر و دی که فقط هر ماهش رو دوبار رفتم.
ولی باقی ماه ها تقریبا هر هفته رفتم و لذت بردم.
حالا با دوستان دوره نویسندگی یا با دوستان استادم یا تنها.
بیشتر البته تنها میرفتم تا با خودم و خدا خلوت کنم و حرف بزنم و آروم بشم و تصمیم بگیرم برای زندگیم.
خیلی کوه به من برای داشتن باور فراوانی کمک کرد.
کوه امسال جز زندگی من شده بود و خب بدن آدم در کنار اون آرامش قویتر هم میشه.
خدا رو صد هزار شکر بخاطر این موهبت و نعمت.
20.کتاب خواندن. یه بار بالاتر اشاره کردم به این جریان ولی دوباره نوشتمش چون واقعا تلاش کردم امسال هدفمندتر کتاب بخونم تا در حوزه نوشتن پیشرفت کنم و این پشتکار و استمرارم رو تحسین میکنم. خدایا مرسی که به من این موهبت رو دادی.
21. آرامش. خودم میدونم آدم آرامتری شدم. آرامش بیشتری درونم جاریه. خیلیها بهم میگن که چقدر انرژیت خوبه و آرومی و درون آرومی داری. حتی استوری از کارم میذارم خیلی فیدبک گرفتم که چقدر آرامش دارم. حالا چه از آشنا چه از غریبه که تاحالا نیومده پیشم و براش کار انجام ندادم.
این نعمیته که فکر میکنم بخاطر ایمانم به خدا پیدا کردم.
22. ایمان. خیلی تو نوشته ام از ایمان نوشتم. نمیتونم بگم من یک مسلمان کاملم ولی میتونم بگم من نسبت که پارسالم آدم با ایمانتری هستم. آدم تسلیم تری هستم. آدم آرامتری هستم. جهان رو بهتر درک کردم. خدا رو بیشتر حس کردم. الهامات بیشتری دریافت کردم. تلاش کردم عضله دریافت الهامم رو قویتر کنم. بیشتر صدای خداوند رو بشنوم. بیشتر در فرکانس دریافت قرار بگیرم. کمتر بترسم. بیشتر قدم بردارم. آدم شریفتری باشم. دروغ نگم.
امسال سعی کردم ایمان بیشتری از خودم نشون بدم و امیدوارم سال دیگه به شرط حیات، در این موضوع قویتر شده باشم و بیام بگم امسال من در مدار بالاتری قرار گرفتم و ایمانم رو بیشتر زندگی کردم. الهیی آمین.
23.امسال یه هارد 2 تراگیگ خریدم. این هم جز دستاوردهامه. چون واقعا از کمبود جا رنج میبردم و به جایی رسیده بودم که نمیتونستم دیگه فایلهای سریال زندگی در بهشت رو دانلود کنم. یا عکسهام رو از رو گوشیم خالی کنم. برای همین وقتی این هارد رو خریدم یک جنبه ی آزادی رو تجربه کردم که میتونم هر آنچه که دلم میخواد رو میتونم دانلود کنم.
24.خداوند همیشه به من رزق و روزی داده، با توجه به مداری که توش قرار گرفتم. بابت همه ی پولهایی که به راحتی بدست اوردم از خداوند سپاس گزارم.
25.خداوند کیفیت مشتریهام رو بالا برده و مشتریهای محترمتر و مهربونتر و انرژی مثبت همیشه وارد کسب و کارم میشه و بابتش بسیار سپاس گزارم.
26. امسال راحتتر از سالهای گذشته پول میسازم و دیگه بخاطر هر میزان پولی خیلی به زحمت نمییوفتم. وقتی نسبت به سالهای قبل روش پول ساختنم رو میبینم، میبینم که چقدر راحت میتونم پول بسازم و چقدر آرامش خیال دارم.
27.آدمهایی زیاد و ارزشمندی به من ابراز احساسات کردن. البته که من در مورد رابطه از خودم راضی نیستم و باید اول عزت نفسم رو تقویت کنم و بعد بحث رابطه عاطفی ام رو بهبود ببخشم ولی خب خدا رو شکر میکنم که همیشه مورد توجه ام و انقدر به من زیبایی داده که همیشه مرکز توجه قرار میگیرم.
28.یکی از شیرینترین دستاوردهای امسال، صادر شدن رای دادگاه به نفع ما بود. خدا رو بسیار بسیار سپاس گزارم که به راحتی رای دادگاه به نفع ما صادر شد و پرونده ای که خیلی خانواده ام رو نگران کرده بود به نفع ما تموم شد و حتی دادگاه تجدید نظر هم رای رو صادر کرد و پرونده رو برای همیشه بست. خدایا صد هزار مرتبه شکرت.
البته که واقعا حق با ما بود و بخاطر باورهای اشتباه خانواده این مشکل برای ما به وجود اومده بود.
من این موضوع رو سپرده بودم به خدا و واقعا کوچکترین نگرانی راجع بهش نداشتم ولی خب موضوع نگران کننده ای برای خانواده ام بود که به لطف الله حل شد و تموم شد.
29. خدا رو شکر میکنم که دلم هنوز هم عشق و دوست داشتن رو میفهمه و هیجان و شورو شوق داره و زنده است. از خدا کمک میخوام که راهی رو به من نشون بده که بتونم عشق و مودت رو در زندگیم تجربه کنم بدون وابستگی و از دست دادن آزادیم. کمکم کنه همونطور که باورهای اشتباه راجع به ثروت رو فهمیدم باورهای اشتباه راجع به رابطه رو هم متوجه بشم.
البته که به لطف دوره عشق و مودت خیلی متوجه شدم ولی میدونم که میلنگم و به کمک خدا نیاز دارم. راهی رو سر راهم قرار بده که درکم بالاتر بره.
30.فایلهایی مراقبه و هیپنوتراپی های که در اختیارم هست و با انجام اونها میتونم چیزهایی رو که میخوام راحتتر تجسم کنم و داشتشون رو احساس کنم. واقعا خدا رو شکر که استاد عالی رو در این زمینه سالهاست که میشناسنم.
میدونم دستاوردها و احساس خوبی که امسال تجربه کردم خیلی بیشتر این چیزاست که اینجا نوشتم ولی میخوام بگم سال خیلی خوبی رو گذروندم.
بله روزهایی هم بود که افسرده و ناراحت بودم ولی در کل نتایجی که در زندگیم دارم حاکی از خوب بودن این سال و پربرکت بودنش میده.
خدایا شکرت.
چیزهایی که میخوام سال 1400 بدست بیارم :
1.ایمان قویتر به خداوند.
2.حرکت کردن و استمرار داشتن برای رسیدن به هدفهام.
3.عملی کردن ایده ای که به ذهنم رسیده، با برداشتن قدمهای مستمر و کوچیک.
4.خرید تجهیزات برای عملی کردن ایده ام با کیفیت بالاتر.
5.بالابردن عزت نفسم و انجام تمرینهای دوره عزت نفس. فهمیدم این موضوع مهمترین موضوعییه که باید حلش کنم. ریشه آدم باید سالم باشه تا درختش میوه ی با کیفیت بده.
6.ادامه دادن به دوره ثروت و رفتن به مدارهایی که نعمتهای بیشتری در آنها وجود داره.
7.رفع کردن نقاط ضعف شخصیتیم. ( دوباره در واقع بالا بردن عزت نفس)
8.ادامه دادن به دوره داستان نویسی. هدفمند کتاب خواندن.انجام تمرینهایی که به داستان نویسیم کمک میکنه.
9.با خودم بیشتر به صلح برسم. با خودم مهربونتر باشم و خودم رو ارزشمندتر بدونم. (باز هم عزت نفس و اعتماد به نفس)
10.بالابردن سطح کاریم و سرمایه گذاری در کارم. فعال نگه داشتن پیجم. تبلیغات کردن کارم توسط خودم. (باور خودم-عزت نفس)
11.توجه به داشته هام و تمرکز به خواسته هام و اعراض از هر ناخواسته ای.
12.بعد از بالا بردن عزت نفسم، کار کردن بر روی دوره عشق و مودت.
و در آخر استمرار داشتن و توکل و احساس خوب.
به امید خدا سال 1400 از هر سال دیگه ای در زندگیم پُربرکتر و شادتر و لذتبخشتر میشه و من سال دیگه به شرط حیات ساعتها از موفقیتها و دستاوردهام مینویسم و خدا رو بارها و بارها شکر میکنم.
الهی آمین.
متشکر بخاطر این فایل فوق العاده و امکانی که در اختیارمون گذاشتین که ما نامحدود بنویسیم و بنویسیم و بنویسیم و فراوانی رو در نوشتن کامنت تجربه کنیم.
من از توی قسمت سرچِ جستجوها About ” نویسندگی ” هدایت شدم به این کامنت ..
چقدر زیبا باور کردی .. فکر کردی .. و هدایت شدی .. و عمل کردی .. و نتیجه گرفتی .. و دوباره ایمانت بیشتر شده .. و دوباره نتایج بیشتر و بیشتر و بزرگتری گرفتی خداروصدهزار مرتبه شکر.
وقتی این پیام را خواندم یکم به خودمم اومدمم که که که، فرصت از اون چیزی که فکرش را کنی کمتره .. و داره میره .. در واقع خواندن پیامت باعث شد جرقه های توی ذهنم بزنه که بخوام همین لحظه وقت بذارم و انجامشون بدم.
اینکه امسال به چه دستاورهایی رسیدم و اینکه واقعا برای سال جدید چی میخوام ..
خدایاشکرت
دوست دارم
امیدوارم هر روزت عید باشه واسه .. هر روز بهتر از دیروز ..
سلام استاد دیشب بی خواب شده بودم ساعت 4/5 صبح سر زدم به سایت خوشحال شدم فایل جدیدتون را دیدم چون هر بار یکی از سوالات ذهنم را توی فایلهاتون پاسخ میدید
دیشب ذهنم درگیر بود اصلا خوابم نبرد سر میزدم به سایت منتظرتون بودم :)
از خدا سپاسگذارم که این آگاهی ها را دریافت میکنم و باعث شد خدا را بهتر بشناسم و از بقیه ی مردم با افکار و ذهن بیمار جدا بشم تا تصویر زیباتری از خدا و دنیا توی ذهنم بسازم .
در اینجا هدف هایم را راحت می نویسم انگار برایم واضح تر می شوند . امروز فایل تمرکز به مثبت قسمت 9 را می دیدم .خانه های زیبای در فایل ها در آمریکا را می بینم و ماشن هایش را فکر می کنم . من هم همین ها را می خواهم . عاشق آن درختان زیبا هستم و من هم چنین منظره ای دوست دارم و می خواهم . چقدر خوب است سقف خانه ها شکل شیروانی است و از هم چند متری فاصله دارد . در تهران خانه ها بهم نزدیک است و باید درز انقطاع رعایت شود چون مهندس ساختمانم برایم جالب است . در مورد همه چیزم هدفهایم خواسته هایم می نویسم بدون این که حس خجالت کنم انگار که واقعی و طبیعی است و این که نباشد عجیب است .
می خواهم چنین باوری را در خودم ایجاد کنم ان قدر به فرکانس خداوند و ایمان به او نزدیک شوم که خواسته هایی که در ذهنم بزرگ است را طبیعی بدانم مثل داشتن خانه دلخواهم باغ ماشین و … حس می کنم وقتی خواسته های ما شکل می گیرند که در فرکانس خداوند باشیم یعنی خواسته های ما متعلق به خدا باشد . هنوز نمی دانم این چه زمانی است ؟ اما می دانم راه رسیدن به خداوند شناخت قوانین و شناخت خودمان است .
علت این که این درون ما را هدایت میکند که به خودمان و سکوت توجه کنیم این است که می خواهد من به طبیعت و واقعیت خودم برگردم . با خودم مقایسه کنم . دنبال ارزش های خودم باشم . لازم است دنبال ایمان باشم در درونم . وقتی می پرسم خب حالا چطور باور کنم . فقط می گوید درخواست کن و از خدا بخواه . او انجام می دهد خیلی ریز نشو و داخل جزئیات نرو که این قانون دقیقا چطور کار می کرد . مثلا لازم نیست واکنش های فیزیکی و ناخوداگاهت را بدانی که انها را کنترل کنی تو فقط از خدا هدفت را می خواهی یا ایمان و باور بیشتر احساس بهتر به دنبالش می آید . این پاسخ ها هنوز قانعم نمی کند . هنوز برایم جای سوال است . چطور باید بهتر شد و احساس بهتری داشت؟
مهم تر از همه می خواهم به اهدافم هر چند در ذهنم بزرگ و دست نیافتنی مثل داشتن خانه و ماشین دلخواهم برسم تا سال های آینده اهداف بزرگ تر جدید تر و زیبا تر بخواهم .
می دانم همه اش باور کردن قدرت خداست .
هدفهای امسالم را مثل قبل یادداشت کردم و آنها را جایی نگه داشتم که در آخر سال ببینم و مقایسه کنم . هر چند اکثر مواقع در دیدگاههایم می نویسم و جزئیات را شرح می دهم . اگر حوصله داشتید نظرات مرا دنبال کنید . اهدافم را به راحتی و کامل و با احساس و با وضوح نوشته و شرح داده و می دهم .
چقدر لذت بردم و البته دو نکته ای که لازم بود اینکه منم ماشین دنده اتوماتیک میخواستم اما الان میگم دست فرمونم خوب بشه و منم یه کار با تحرک و شاد میخوام مرسی دوست عزیز از اینکه همه وضوح در خواستع هاتون آروزی موفقیت و سلامتی و ثروت بینهایت دارم
استاد عباس منش قران یک کتاب معمولی نیست یک کتاب فرکانسی هست اگه توی فرکانس قران کسی نباشه قران رو نمیفهمه
همین چند ماه پیش من نماز خواندن رو گذاشتم کنار ان چیزی و الهاماتی که من دریافت کردم میخوام اینجا بگم اصلا واژه نماز یعنی اینکه روی باورهات روی افکارت هر لحظه و همیشه کار کنی این نیست که فقط خم و راست بشی خداوند توی قران گفته افراد همیشه (صلاه) میکنند همیشه روی باورهاشون کار میکنن اخه این افکار ماست که احساس ما رو بد و خوب میکنه و خداوند توی قران گفته در مورد نجواهای شیطان و توی قران نگفته نماز رو چطوری بخونیم – وقتی که انسانها همیشه روی افکارشون کار میکنن موقعیت ها و جوری میبنن که بهشون احساس خوب میده و میگن خیری هست انسان ها دارن (صلاه) میکنن و هر لحظه احساس خوب دارن – — – ما نه 2 ساعت نه 5 ساعت و 1 روز و نه 2 روز باید همیشه و هر لحظه روی باورهامون کار کنیم ( وقتی روی باورهامون کار میکنم زنان ناپاک با مردان ناپاک و مردان پاک با زنان پاک برای ما اتفاق می افته ) خداوند رحمان ما رو به موقعیت هایی میبره که ثروت و نعمت همه چیز در انجا هست و نیاز نیست ما کار خاصی بکنیم فقط باید فرکانس مون رو تغییر بدیم خیلی راحت با کار کردن روی افکارمون و باورهامون ( استاد وقتی من این چیزا رو میفهم خیلی قدرت میگیرم که روی باورهام کار کنم یعنی هر لحظه چشم بسته هم روی باورهام کار میکنم
استاد عباس منش من یکتا پرستم اون نیرویی که توی وجودم هست میپرستم خدایی که همیشه همراه منه با منه من رو ترک نمیکنه من رو تنها نمیزاره توی وجود من هست
از الله میخوام من رو بیشتر هدایت کنه هر چقدر من هدایت بشم بازم باید بیشتر هدایت بشم هر چقدر بدانم بازم باید بیشتر بدانم خیلی کمه
استاد عباس منش عزیز خدا خیرتون بده از الله رزاق واقعا نمیدونم چطور تشکر کنم برای شما و برای این الهاماتی که به من میگه الله رحمان — خدا نگهدار فعلا
در سال 96تقریبا از نیمه دوم بود که من با سایت واستاد آشنا شدم واز فایلهای رایگان ایشون استفاده کردم .خدا را شکر میکنم که من را در این راه قشنگ قرار داد تا با قوانین تغییر ناپذیر کیهان آشنا شوم خدا جونم ممنون .
من تقریبا تمام فایلهای رایگان استاد را گوش کردم وروی باورهام کار کردم وبه نتایج خوبی هم رسیدم اولین نتیجه و به نظر من مهمترین آن آرررر امشش است اون حس قشنگ که دیگه از چیزی نمیترسی و استرس نداری و در تمام مراحل فقط توکلت به خدای یگانه ومهربان است این را مدیون استاد عزیزز هستم.
از نظر مالی هم چون ما تو شرایط بدی بودیم شوهرم ورشکسته شده بودوکلی هم بدهی داشتیم از زمانی که فهمیدم روزی فقط دست خداست و آدمها دستهای خدا برای رساندن روزی به من دیگه حرص نمیزنم نگران نیستم چون حالم خوبه شاید باورتون نشه از جاهای برای من پول میرسه که تعجب میکنم .ولی باید بیشتر روی باورهام کار کنم که نتایج بهتری بگیرم .
یاد گرفتم ارزش بیشتری برای خودم قائل بشم و خودم را بیشتر دوست داشته باشم ..
ولی هدفهام برای سال 97 اولین هدف موفقیت مالی بیشتر ورسوندن درآمد به ماهی شش میلیون تومان .وتهیه محصولات پولی استاد که قانون آفرینش وبسته روانشناسی ثروت یک و دو .وبسته عشق و مودت.تعویض ماشین وخرید یک ماشین 206سفید البته صفر?
دومین هدف بهتر کردن روابط وکار کردن روی اعتماد به نفسم که روز به روز بهتر وبهتر بشم.
برای همه شما عزیزان آرزوی بهترینها را دارم در پناه حق موفق ومؤید باشید .
سلام و درود فراوان خدمت استاد عزیز و همه ی دوستانی که الان دارن دست نوشته های منو میخونن
من هنوز 1 ماه نشده که از اشناییم با این سایت میگذره ولی خدارو سپاسگذارم چون این یک ماه و به اندازه ی کل عمرم زندگی کردم راحتم سبک تر رابطه بهتر با همسرم وپدرم
همه این اموزشهارو از فایلهای صوتی رایگان استاد خوبم دریافت کردم اقای عباس منش دوست دارم
راجع به موضوع چگونگی سال 96 باید بگم که من ادم قبلی بودم که نوروز شد ولی لذت خوبی رو تجربه نکردم و حتی یادمه 13 به در خیلی تلخی داشتم که الان که مرور میکنم کسی مشکل نداشت این من بودم که با افکارم اوضاع رو سخت کرده بودم اوایل اردیبهشت بود که موئد قرار داد اجاره خونه بود برام که حتما باید جابجا میشدم من خونه ی مورد نظرمو اول پیدا کرده بودم بعد گشتم به دنبال این که این فایل دست کدوم املاکه و فقط با داشتن 19 ملیون تومن قرار داد 25 ملیونی رو امضا کردم وبه طرز عجیبی وبا اشتیاق وروحیه خوب تونستم الباقی مبلغ پول و تهیه کنم چون به هدفم رسیده بودم حسی داشتم که انگار ملک و خریدم و یک هفته بعد این موضوع بود که توی ازمون پایه یکم رانندگی به راحتی قبول شدم الان که دارم مرور میکنم میبینم حال خوب چه اتفاقاتی رو رقم میزنه چه قدرتی بهمون میده و چه راحت درب های بسته رو برامون باز میکنه
یادم میاد که نیمه ی دوم 96 مادرم قرار بود بیاد منزل ما بعد از مدتها چون ایشون اصفهان زندگی میکنه و من تهران هستم و میخواستم برم ترمینال دنبال مادرم خواستم ماشین از دوستم بگیرم که راحت تر باشیم ولی خیلی راحت بهم گفت نه لازم دارم و با خودم اهد کردم که دفعه ی بعد که مادرم بیاد با ماشین خودم میرم دنبالش این هدف این قدر برام شفاف بود که بدون پول من هدف گزاری کردم و تصمیم گرفتم که این کارو انجام بدم کمتر از 3 ماه ماشینی رو که مد نظرم بود وارد زنگیم شدو بابتش خدارو شاکرم
یه تجربه جالب رو دوست دارم براتون بگم اونم اینه که من من در تاریخ 10 اسفند 96 با استاد اشنا شدم ولی نکته جالبی که برام داشت این بودکه بعد از یک هفته گوش کردن به فایل های رایگان روابط عاطفی من و همسرم به طرز عجیبی فرق کرده بود تو این 4 سال که باهم ازدواج کردیم من از هر روشی برای تغیر همسرم استفاده کردم ولی هیچ تغیری رخ نداد ولی توی یک هفته که روی خودم و باورهام و خداوند تجدید نظر کردم همسرم و رابطمون عالی شده انگار از دل من با خبره وقانون باز هم تو زندگیم جریان بیشتری پیدا کرد من ویس هارو تو کامیونم موقع رانندگی گوش کردم ولی انگار کل دنیا از دل من با خبرشدن کاملا حس میکنم که همه چیز داره بهتر و بهتر میشه نگاه من فرق کرده اروم شدم شبها سیر دل میخوابم و تمام بدم به خوبی کار میکنه حال خوبی دارم نگرانیهام کم شده و کلی حس خوب دارم وقتی باور کردم زندگیم دست خودمه…
من یه تجربه ی خیلی قوی دارم ولی مربوط به سال 91 هست که خیلی دوست دارم بروتون تعریف کنم
عاشقانه دوستون دارم بهترینهارو براتون ارزو میکنم وسالی پر از نعمت ثروت وسلامتی رو براتون ارزومندم
درود بر استاد نازنینم…..سال نو بر شما و خانواده عزیزتان مجددا مبارک باد
خدا رو بابت وجود شما و این فایل گرانبها که در سایت قرار دادید بینهایت سپاسگزارم…
دیشب ما مهمانی دعوت بودیم که در یکی از مناطق بالاشهر بود و رفتیم اونجا و خانه های میلیاردی و ماشینهای لوکس و آدمهای شیک و خوشتیپ و مغازه های عالی که همه دکوراسیون هاشونو به لاکچری ترین شکل ممکن تغییر داده بودند رو تماشا کردیم…یعنی بهتره بگم تماشا کردم….چون توی خانواده ما، من حواسم به این نشانه هاست….و جالبه دیشب کنار یه خانه ی 5 طبقه میلیاردی ماشین رو پارک کردیم و پدرم گفت اینجا امنیتش بیشتره….بعد من به مادرم گفتم که این یک نشونه است ها….اینکه ما در مدار ثروتیم و اتفاقی نیست که در کنار این خونه میلیاردی ماشینو پارک کردیم و این یعنی ما در مدار این خونه گرانقیمت بودیم که الان داریم میبینیمش و در کنارش پارک کردیم و خلاصه هر ماشین و مغازه و خونه و آدمی رو که میدیدم خدا رو سپاس میگفتم و تایید و تحسین میکردم و میگفتم نگاه کن مجید همه میگن کار نیست و پول نیست ، پس این ماشینا و مغازه ها و خانه های گرانقیمت از کجا میاد؟ بعد همش با خودم میگفتم نعمت و ثروت در دنیا فراوونه و بی انتهاست…(داخل پرانتز یه خبری هم که جدیدا شنیدم این بود که آمریکا از طریق یه فناوری توانسته برای خودش به نفت دست پیدا کنه و بزرگترین منبع نفتی جهان رو در دست بگیره و در قیمتها تاثیر گزار باشه وباعث شد باز هم این باور فراوانی در من تقویت بشه ) خلاصه استاد نازنیم …براتون بگم که نمیدونم چی شد که در راه برگشت که این همه ثروت رو میدیدم، یه دفعه نجواهای شیطانی در مغزم شروع شد که آیا اصلا تو با هدفی که برای خودت تعیین کردی میتونی ثروتمند بشی و یا کسی به حرفه ی تو بها میده و یا اینکه باید خیلی خفن باشی که بتونی ثروتمند بشی و یا اینکه تا بخوای ثروتمند بشی پیر میشی و یا اینکه قیمت دلار داره همینطور میره بالا و بالاتر و مسئولین کشور هم خوب نمیشن که هیچی ، بصورت همینطور بد فقط از شکلی به شکل دیگه یا از پستی به پست دیگه تغییر شکل میدهند و از این نجواها که باعث شد یه حس دل نگرانی و همان حس بد در وجودم شروع به غرغر کنه….و منم شروع کردم و گفتم نخیر من با همین هنری که دارم میتونم خیلی راحت ثروتمند بشم و از کارمندی هم بیام بیرون و کار خودمو داشته باشم و پله پله موفقیتامو جشن میگیرم و رشد میکنم و ثروتمند میشم و خدا هم همیشه هدایتم میکنه همونطور که تا الان منو هدایت کرده و بعد به خودم گفتم مگه استاد عباسمنش از یک راننده تاکسی با وضعیت نامطلوب زندگیش به یک ابر میلیاردر با زندگی رویایی در آمریکا تبدیل نشد با باورهای درست؟ پس تو چی کم داری از ایشون….تو که وضعیت زندگی الانت فوق العاده فوق العاده بهتره از اون زمان قدیم استاده…تو که سالمی ، کار داری ، هنر داری، احترام داری و تازه خدا هم هدایتت کرده و بهت رسالتتو الهام کرده پس چرا حست نامطلوبه و باید حستو خوب کنی و اگه توی این حس بمونی، اتفاقات نامطلوب برات پیش میاد و اینجوری با این حرفا مدام دیشب رو در جنگ با شیطان درونم بودم….از طرفی با خودم میگفتم نکنه به صورت ناخودآگاه باورهای قدیمی ام داره با دیدن این ثروت در اون محله بالاشهر حالمو بد میکنه ؟ نکنه باورام میلنگه؟ آخه دو روز پیش با دوستم به یه محله لاکچری دیگه رفتم و اونجا کلی حسم خوب بود و کلی لذت میبردم از این همه ثروت و کلی تحسین و تایید و سپاسگزاری کردم و میگفتم منم میتونم بیشتر از اینا ثروت خلق کنم و حسم فوق العاده عالی بود و بعدشم یه بارون عالی بارید و منم یاد تئوری سطل افتادم و کلی بابت این همه ثروتی که از اسمان میریزه خدا رو سپاسگزاری کردم و فوق العاده حسم عالی بود…..ولی دیشب نمیدونم چرا حسم نامطلوب شد و شیطان درونم به حرف دراومد و میگفت چجوری میخوای ثروتمند بشی ( در حالی که خدا با دلایل و نشانه های عالی به من گفته که ثروت از آن منه و بینهایت بهم ثروت میده که نتونم بشمارمشون )و چند تا دلیل داشتم براش یعنی بهش فکر کردم که چرا حسم نامطلوب شد….اولین دلیل این بود که شاید انرژی مردمی که اونجا زندگی میکنند منفی بوده و به من وارد شده( آخه من انرژی اطرافم رو خیلی سریع حس میکنم و حتی آدمهای اطرافمو ) دومین دلیل این بود که شاید با دیدن اون همه ثروت ،حس حسادت و حرص و کمبود برای خودم و ناتوانی به صورت ناخودآگاه در من ایجاد شده و خودآگاهم متوجهش نمیشه . دلیل سومش که واقعا نجواهای درونی ام بود و دقیقا انگار یکی داشت با من حرف میزد و دقیقا اون آیه قران همش میومد جلوی چشمام که همانا نجوا از ناحیه شیطان است و هی بهم میگفت مجید بهش گوش نده و باهاش بجنگ با باورهای درست و … و نمیدونم چرا توی اون لحظه به تمام اتفاقات عالی که در سال 96برام افتاد چشمامو بستم و ترس و اضطرابو به خودم راه دادم…..برای دلیل اول که گفتم شاید واقعا انرژی اون محله در اون موقع منفی بوده و روی من تاثیر گذاشته و بعد به خودم گفتم این یه باوره که این انرژی از بیرون بتونه بر روی من تاثیر بزاره پس این نیست و احتمالا از ناحیه پاشنه آشیلم مورد هجوم واقع شدم.برای دلیل دوم که گفتم احتمالا باورهای ثروتم کمرنگ شده و باید بیشتر روشون کار کنم و هرچقدر کار کنم بازم کمه و یه باور ساختم که من با دیدن خیابان های لاکچری غرق در ثروت و فراوانی میشم و ثروت و شادی بیشتری نصیبم میشه.
برای دلیل سومم هم که باهاش داشتم با باورهای درست و جملات قدرتی میجنگیدم….و این جنگیدن تا زمانی طول کشید که وارد محله خودمون شدیم و دیدم موجی از آرامش و حس خوب مجدد وارد وجودم شد و این برام سئوال بود که چرا وقتی وارد محله خودمون شدم اینجوری آروم شدم….در حالی که دقیقا روزای قبل برعکس بود….یعنی محله های لاکچری که میرفتم حالم عالی بود و محله خودمون که میومدم میگفتم اینجا سکوی پرتاب من به محله های لاکچریست….خلاصه دیشب اومدم خونه و به دریم بوردم نگاه کردم و حسم عالی شد و گفتم من میتونم و با توانایی هایم کلی ثروت خلق میکنم…..امسال سال ثروت آفرینیست و استاد عزیزم دقیقا در سه فایل اخیر خودش بهم گفت مجید” امسال بهترین سال تو تا کنون خواهد بود و سالهای بعد بعتر و فوق العاده تر از این سال خواهد بود” و این یعنی امسال نقطه عطف منه و سه بار هم تکرار شده در سه فایل و اینا همش نشانه است و اینکه استاد بصورت زبان خدا با تو سخن میگه و کلی حسم عالی شد و شب هم که هندزفری گزاشتم و باورهای ثروتی که خودم صحبت کرده بودم رو تا صبح گوش دادم و حسم بهتر و بهتر شد و خوابیدم و اتفاقا صبح هم یه خواب خوب دیدم و صبحم خیلی خوب شروع شد تا اینکه اومدم پای نت و این فایل جدید شما رو گوش کردم که دقیقا چیزی بود که بعد از اتفاقات دیشب بهش احتیاج داشتم…..و وقتی گوش میکردمش گفتم خدایا شکرت خدایا شکرت این چندمین باریه که واقعا وقتی از یه چیزی نگران میشم سریع توسط استاد به کمکم میای که مبادا تعادل خودمو توی مسیر از دست بدم و از راه راست منحرف بشم….و اون باور به یادم اومد که خدا همواره و همیشه حافظ و نگهدار منه و سپاسگزاری کردم……استاد نازنینم بینهایت سپاس گزارم…..من این تمرین واجب رو خواستم در دفتر سررسید امسالم انجام بدم که البته انجامش میدم آخر شب که همیشه به یادش باشم و مواقع نگرانی نگاهش کنم ولی با توجه به اینکه الان کار دارم، ولی یه حسی بهم گفت مجید تو باید این تمرین رو انجام بدی و بعد به کارت برسی و منم گفتم چشم من تسلیمم….و من اینو برای تمرین و تلنگر به خودم مینویسم اینجا نه برای مسابقه. که هم کمک به خودم باشه و هم شاید کمک به دوستان عزیزم…..
1- خداروشکر در اول سال 96 به لطف خدا پس از گذشت تقریبا 8 ماه از زمانی که فایلهای استاد رو در سال 95شروع به گوش دادن کردم و حس و حالم عوض شد خداوند از طریق یکی از دستانش قضیه خانه دار شدنم رو مطرح کرد و بعد منو هل داد و اتفاقات خوب یکی پس از دیگری افتاد و دقیقا 2 ماه بعدش من در خانه خودم مستقر شدم و از اجاره نشینی بیرون آمدم و خدا رو بینهایت بینهایت سپاسگزارم….الان هم یکسال شده که در خانه خودم هستم و این نشانه عالی بود که میتونم اون خونه ای که در ذهنم هست و روی دریم بردم هست رو در اینده نزدیک بدست بیارم
2- خدارو شکر که خانه ای که خریدم پر از موج مثبته و پارسال هر کس از اقوام برای عید دیدنی میومد دقیقا به وضوح میگفت چقدر اینجا دل بازه و انرژی مثبتی داره و روحیمون شاد شد…..
3- دقیقا از وقتی ما اومدیم اینجا سه تا آپارتمان جدید در کنار خونه ما و سه آپارتمان در جلوی خونه ما استارت کارش زده شد و در حال ساخت میباشند و این نشونه فراوانی و ثروته و همچنین پاقدم خوب خودم که هر جا میرم پر از برکت و فراوانی میشه :)
4- در همون عید پارسال بود که دوست ثروتمندم یه قرار نهار گذاشت و با ماشین لاکچری اش اومدم دنبالم و با هم به یکی از بهترین رستورانهای شهر رفتیم و نهار خوردیم و کلی احساس ثروت بهم دست داد و خدارو سپاسگزاری کردم
5- در اواخر سال 95 بود که خداوند رسالتی رو که باید انجامش بدم رو از طریق یه سایت بهم نشون داد و من شوکه شدم و دیدم هر آنچه که من میخوام و روحم رو ارضا میکنه در این رسالت هست و گفتم تو تاحالا کجا بودی آخه…..و این زمانی بود که من باور اینکه ایده های ثروت ساز در هر لحظه به ذهنم خطور میکنه رو به صورت دست پا شکسته برای خودم میگفتم…..
6- در همان اواخر سال 95 بود که استادی مهربان رو پیدا کردم که منو در زمینه رسالتم با صبر و محبت یاری کرد و هر آنچه نیاز دارم رو بهم یاد داد
7- در سال 96 من روی رسالتم کار کردم و نتیجه خوب گرفتم ولی از اونجا که همش به وضع بهتری از اون رسالت فکر میکردم به سمت سطح پیشرفته آن سوق داده شدم و اساتید جدیدتری پیدا کردم که اونها هم مهربان و صبور بودند و هر آنچه خواستم برام مهیا کردند از جمله لوازم کار و هر آنچه که میخواهم…..
8- در سال 96 من دفتر کارم رو در اتاقم با یک میز آماده کردم و لوازم کاریم تا حدی مهیا شد و باهاشون شروع به کار کردم و نتیجه کار عالی در اومد…..که البته همه اینا برای تمرین بود ولی نتیجه عالی بود و منو امیدوار کرد به اینکه رسالتم صحیحه و من از پسش بر میام…
9- در سال 96 بود که دوره قانون افرینش استاد رو تهیه کردم و همون جلسه اول استاد گفتند که از امشب یه خبر یا اتفاق خوش بصورت یه نشونه خواهید دید و دقیقا همون شب بود که دوست ثروتمندم زنگ زد و گفت مجید حاضری از 4 شنبه به مدت سه روز بریم شمال خوشگذرونی و منم با کمال میل قبول کردم….و رفتیم و کلی خوش گذروندیم و کلی درس ازش یاد گرفتم و کلی درس بهش یاد دادم…..
10- در همون راه شمال بود که هیچ پلیسی به ما گیر نداد و حتی یه جا که سرعت بالا بود و پلیس ما رو دید ، دوستم یهو سرعتشو کم کرد و گفت آخ الان باز نگهمون میداره و پلیسه کسی دیگه ای رو نگه داشت و من بهش گفتم تا من توی ماشینت هستم هیچ اتفاق ناخوبی برامون نمیوفته…..
11- توی بازگشت از اون سفر بود که من ماشینی رو که عاشقشم و جزو دریم بوردم هست رو توی خیابون برای اولین بار دیدم و از وقتی که بهش فکر میکنم بارها و بارها دیدمش و توی نمایشگاه سوارش شدم و حتی در یه کوچه خلوت با ابهت و به ارامی از کنارم رد شد و الان هم که در نزدیکی محل کارم در یکی از پارکینگهای خانه های لاکچری اونجا پارکه و من صبحها بهش سلام میدم و اون پارکینگو پارکینگ خونه خودم فرض میکنم و فرض میکنم که دارم میرم سوار ماشین بشم….
12- دقیقا در سال 96 بود که من برای خرید خانه ام ماشینم رو فروختم و خیلی خوشحال بودم….چرا؟ چون فرصتی برام پیش میاد که وقتی با اتوبوس به محل کارم میرم صبحها و عصرها فایلهای استاد رو گوش کنم و بیشتر یاد بگیرم و از اول سال 96 هم گفتم دقیقا خدا خواسته که در سال 96 من اماده تر بشم که سال 97 رو عالی شروع کنم و من هر روز فایلهای استاد رو در اتوبوس گوش میکنم و خیلی چیزها رو در فایلهای تکراری جدید متوجه میشم، یعنی میگم اینو من شنیده بودم ولی چرا الان یه تاثیر فوق العاده تری روی من داره؟
13-در سال 96 محل کارم من تا برج 5 در یه مکان عالی بود که یه ایستگاه اتوبوس در جلوی خونمون بود که انجا سوار اتوبوس میشدم و دقیقا در محل کارم پیاده میشدم…..و از برج 5 به بعد محل کارم به جایی لاکچری تغییر یافت که دقیقا یه ایستگاه اتوبوس هم در اونطرف خانه مان هست که منو دقیقا میبره جلوی اون محل کارم پیاده میکنه و این اصلا اتفاقی نیست و نشان دهنده این است که چقدر خدا هوامو داره برای اینکه براحتی به هدفم برسم….
من در ابتدای سال 96 درست بعد از سال تحویل تصمیم گرفتم که از کارمندی خداحافظی کنم هر چند حساب و کتاب مالی ام با این خداحافظی جور نبود. اما استعفای خودم رو اوایل اردیبهشت تحویل دادم و از اول تیرماه خارج شدم. به محض خروج با یک معامله که اصلا نفهمیدم چطور آنقدر سریع اتفاق افتاد که من خودم هم باورم نمیشد، توانستم کسری مالی مورد نظرم را جبران کنم (تعیین این هدف مالی و تصورات من از زمان مورد نیاز برای رونق کسب و کارم یک اشتباه بود که البته به تازگی به آن رسیدم)، پس از آن چند معامله کوچک داشتم ولی از اوایل شهریور دیگر نتوانستم کاری را به ثمر برسانم و یک اتفاق بسیار بد برای من در اواخر شهریور رخ داد که مرا کاملا به هم ریخت من در هراس و اضطراب و یاس شدیدی افتادم. از آنجاییکه با فیلم راز و … آشنا بودم به این سمت رو آوردم و سعی کردم با خدا رابطه ام را بهتر کنم ولی اتفاقی محسوس نیافتاد تا نیمه آبانماه که از خدا خواستم تا نشانه ای به من بدهد که مرا دوست دارد و صدایم را می شنود و برآورده شدن خواسته کوچکی را به عنوان آن نشانه در نظر گرفتم. اما برآورده نشد و من مایوس در اینترنت به دنبال شرایط استجابت دعا بودم که ناگهان و به صورت عجیبی یکی از اشعار مولانا مرا کاملا به هم ریخت و آن نشانه را دریافت کردم و بیش از یک ساعت گریه کردم و سجده شکر بجا آوردم. تصمیم گرفتم قرآن را با معنی بخوانم و با خدای خودم بیشتر آشنا شوم. از آنجاییکه ماردم حدود 5 سال قبل در سفر حج برای ختم قرآن من و سایر خانواده قرآن را باز کرده بود که ختم خود را از آن آیه شروع کنیم و با آن آیه به پایان برسانیم، از ایشان شماره آیه و سوره را گرفتم (آیه 20 سوره لقمان بود). شب که قرآن را باز کردم و به آیه مربوطه رسیدم. چگونه چنین چیزی ممکن بود؟!!! باز چشمانم پر از اشک شد و خدا را شکر کردم آیه با این عبارت شروع می شد که “الم تروا ان الله سخر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض”. از آن به بعد هر شب چند صفحه از قرآن را می خواندم و بر روی باورهایم کار می کردم و مطالب مختلفی را می خواندم ودر مجموع حالم رو به بهبود بود هر چند یک حرکت رفت و برگشتی وجود داشت. کم کم سوالاتم در مورد آیه های قرآن و تناقضات زیادی که در آن موقع با قانون جذب می دیدم زیاد می شد تا این که تصمیم گرفتم ایمیلی به یکی از اساتیدی که قبلا در دوره های ایشان شرکت کرده بودم بزنم و سوالاتم را مطرح کردم. اما پاسخی دریافت نکردم. کم کم یک دو کار کوچک در اواخر بهمن ماه توانستم انجام بدهم و حالم بهتر شد. در یکی از روزها برای یکی از دوستان که روزانه برای هم جملات مثبت می فرستادیم، جمله “if you can find a path with no obstacles, it probably doesn’t leas any where” رو فرستادم که با پاسخ “not true” و لینک یکی از فیلمهای آقای عباس منش که دقیقا در پاسخ به این جمله نوشته شده بود با عنوان “کدام مسیر بهتر است، مسیر هموار یا ناهموار” مواجه شدم. کم کم با دیدن بقیه فیلمها (با وجودی که با تمامی نظرات آقای عباس منش به خصوص در مورد چیستی خداوند موافق نبودم و با نظر ایشان که این بحث به جایی نمی رسد موافقم) جواب بسیاری از سوالاتی که برایم مطرح شده بود، پیدا شد و بسیاری از تناقضات برایم حل شد که از این بابت از آقای عباس منش بسیار سپاسگزارم.
سال 96 نتیجه اش برایم بسیار خوب بود (و هذا من فضل ربی) و انگار اتفاق بسیار بدی که برایم افتاده بود برای هدایت من به این مسیر بود. من در این سال بسیار آموختم و بر روی خودم کار کردم و اکنون انسان متفاوتی شده ام با وجودی که هنوز در ابتدای راهم.
اهداف سال 97 من به یاری خداوند یکتا هم شامل موارد زیر هست:
1- برقراری ارتباط بهتر با یگانه قدرت هستی
2- آموختن بیشتر و درک قوانین خداوند و خودشناسی
3- درآمد مالی بیش از 3 برابری نسبت به سال گذشته
4- سلامتی و آرامش و آسایش بیشتر با کار کردن بر روی باورهایم
5- ارتباطات قویتر با انسانهای مثبت اندیش و با باورهای زیبا با بیشتر دوست داشتن خودم و تقویت باورهایم
6- حداقل 4 مسافرت لذت بخش با خانواده و دوستان در سال 97
7- خرید ماشین مورد علاقه ام
8- توسعه و رونق کسب و کارم با استخدام دو نفر کارمند در سال 97
سلام خدمت استادعزیزسیدحسین عباسمنش وتمامی دوستان همفرکانسی ام….من اولین باره که دارم مطلب میذارم تاحالا چندبارخواستم اتفاقات خوبی که برام افتادن وبیشتربرای خودم به معجزه شبیه بوده اینجابنویسم امانمیشد امروزصبح که فایل استادرودیدم به خودم گفتم این بهترین فرصت که توهم بنویسی چون احساس میکنم نوشتن اتفاقات زندگیم وبه اشتراک گذاشتن یه جورادای دین هستش که بایدانجام بدم..من توشهربندرعباس زندگی میکنم ویه کارمندساده بودم باحقوق ماهی یک میلیون که همیشه آرزوورویای داشتن کسب وکارخودموداشتم خلاصه یه روزبه طوراتفاقی یکی ازبچه های گروهی که توش عضوبودم فایل چندبرابرکردن درآمداستادروبرام فرستاد دانلودکردم وگوش کردم چیزی که خیلی نظرم روجلب کردوباعث شدباورکنم که منم میتونم این بودکه ایشون گفتن دربندرعباس زندگی میکردن به خودم گفتم ببین شیرین این آدم موفق که داری میبینی یه روزی توهمین شهربوده توهمین خیابوناکه الان توقدم میزنی راه رفته وباهمین باورهاموفق شده پس دقیقاهرچی میگه باجون ودل گوش کن توام موفق میشی..توپارک نشسته بودم وفایلاروگوش کردم ویه تعهدهم برای خودم نوشتم وامضاکردم واصلا هم به این که چ جوری سعی کردم فکرنکنم خداشاهده تومسیری که داشتم پیاده میرفتم سرکاریهویی یه جرقه ای توذهنم زدکه تومیتونی ازمدرک آرایشگری که داری استفاده کنی ویه وام که شرایطش خیلی خوب بودباخودم گفتم بگیرم وکسب وکارخودموراه بندازم خلاصه ایدموبه چندنفرگفتم همه گفتن نمیشه فک کردی به این آسونیه بدبخت میکنی خودتوهمین حقوق داری خیالت راحته به خودم گفتم میشه چون استادم تونسته منم میتونم وازفرداش رفتم دنبال کارام به خداقسم چیزایی که قبلا محال بودبه اون آسونی انجام بشه برای من تمام مراحل کارهام به صورت معحزه گونه ای حل شدانگارواقعاهرکسی سرراهم قرارمیگرفت دستی بودازطرف خداوند…کارهام انجام شدآرایشگاهموافتتاح کردم وبه خودم گفتم من بایدتاپایان سال 96یعنی سه ماه بعدش میشددرآمدم به ماهی یک میلیون وپانصدبرسه بااینکه تازه افتتاح کرده بودم ودرآمدزیادی نداشتیم اما روزقبل سال تحویل حساب کتاب کردم دیدم خدای من واقعا درآمدم به اون مبلغ رسیده بوده وازاونجایی که من کارعکس وفتوشاپ هم انجام میدم کلا درآمدم به بالای سه میلیون رسیده بودبیشترازتعهدم ازخوشحالی اینکه خداهرلحظه چطورمثل یه پدرمهربان دستموگرفت تواین مسیرگریه کردم وهزاران بارشکر شکرشکر…اتفاقات کوچیک زیادی بودی که من مهمترینشونوشتم خلاصه اینکه انگاردیگه ازغصه خبری نیست دیگ فقط برای من شادی هست وسپاسگزاری ازپروروگارم هروقت هم که ایمانم کم میشه تمام فایلهای رایگان استادروکه دانلودکردمودارم روگوش میدم وکلی بازانرژیم شارژمیشه.
توسال نودوهفت میخوام درآمدم بازبه سه برابربرسه وبیشترالبته ومیخوام ماشین مکردعلاقه ام که سانتافه مشکی هست بخرم واینکه یه مسافرت به کشورهلندبرم وکلی چیزای دیگه هم هست که شخصیه نمیشه نوشت…ومهمترین خواسته دیگه ام هم اینه که فایلای استادروبتونم تهیه کنم چون همیشه فکرمیکنم من بافایلای رایگان اینقدرتونستم موفق بشم پس اگه دوره هاشوتهیه کنم چ شوووودزندگی من اولیشوهم میخوام قانون آفرینش بگیرم انشاللله…استادعزیزم سپاسگزارم ازامیدوانگیزه ای که به من ودیگران میدین وباعث میشین که جهان جای بهتری برای زندگی باشه.موفق وپیروزباشین درپناه الله یکتا
سلام دوستان و همراهان گروه عباس منش امیدوارم در هر جای دنیا هستید شاد سالم ثروتمند باشیدوسلام به استاد سید حسین عباس منش. من با ایمیل پسرم وارد می شوم چون خرید و اون برام انجام می ده. من اواخر سال نو و چهار با سایت آشنا شدم و بعد از فایلهای رایگان با ثروت یک شروع کردم من درست استفاده نکردن وتمرینها رو خیلی خوب انجام ندادم ولی با این حال خیلی اتفاقات خوبی برایم پیش آمد من در سال نو و پنج بصورت ناباورانه به سفر ترکیه رفتم ویک هفته هم خرید کردم وهم تفریح با فروش لباسها پول خرج سفر را درآوردم خدا رو شکر درآمدم تقریبا سه برابر شد راحت تر پول خرج می کردم و راحت هم جایش می آمد من مستأجر هستم جایی را گرفتم که پولپیش خیلی کم می خواست در اوایل سال نود شیش به مسافرت رفتیم در یکی از شهر های اردبیل من در بیمارستان در قسمت خیاطی کار می کردم و خیلی اذیت می شدم بخاطر هم کاران منفی وترسو خودم استفاده دادم بسته روان شناسی ثروت سه راهم خریدم من در این سال از خدا خواسته بودم خیاطی را بصورت حرفه ای در حد لباس عروس یاد بگیرم ولی چون سر کار می رفتم نمی توانستم وخداوند کسی را برای من فرستاده تا خودش یاد بگیرد وبیاید به من یاد بدهد ومن هم مقداری از هزینه آن را بدهم خدا رو شکر برای رانندگی اقدام کردم ولی هنوز گواهی نامه نگرفتم. می خواهم پایم قوی بشه. مدت زیادی تلاش کردم برای خودم مغازه بگیرم کار کنم نشود بعد خواستم فعلا برای دیگران کار کنم تا حرفهای تر بشوم جور نمی شود یا راه دور بود یا من نمی توانستم تامین که من رفتم در یک تولیدی کار کنم وله مدت ده روز کار کردم شب عید بود تقریبا کارشان تمام شده بود تو این فاصله از یکی از این مزون ها ب دوستم زنگ زدن براتون کار می فرستنده در خونتون وما در کمال ناباوری قبول کردیم من دوستم دو تا لباس عروس دوختیم مایی که هنوز یک لباس عروس نه دوخته بودیم البته اذیت شدیم ولی خیلی بزرگ شدیم و تعداد مانتو و لباس هم دوختیم واین خیلی عالی بود من در این سال طلا خریدم البته جزو خواسته هام بود نوشته بودم من انگشتر سرویس النگو گوشواره را یک جا وبدون کار کرد خریدم وار وقتی خریدم طلا گران شد ومن سود کردم خدارا شکر. جزو خواسته هام خرید چرخ سردوز بود وخریدم. خدارا شکر. واتفاقات کوچک زیادی که افتاد ومن یادم نیست یکی از اتفاقات این بود بچه هام برام کیک تولد گرفتن آخه تولد من نه فروردین است سابقه نداشته حتی تبریک بگن واخرین اینها این بود که پسر کوچکم برای من کیف پول چرمی خریده برای تولد پرور مادر وگل روز. وپسر بزرگم یک سرویس طلا ظریف به قیمت دوشیصت در آخرین روز سال نودوشیش وخدارا سپاسگزارم و البته این هم جزو خواسته هام بوده خدارو شکر وکلا برای نودوشیش هفت. 1 می خواهم با کمک خدای مهربان ووهابم جایی برای کار بگیرم می خواهم خداوند مشتری های خوب پرداخت پول بده ثروت مند برام بفرسته به راحت تربت شکل در فکر راه اندازی شبکه اجتماعی برای کارم هستم بعد امر کز زیاد برای خرید خانه هستم به راحت تربت شکل وبا این پولی که دارم خونه را انتخاب کردم و بقیه کارا ها دست خداست انجام بدهد. وپیشاپیش از انجامش از خدا سپاسگزارم. و تمرکز کز بعدیم روی تناسب اندام است که به کمک خدا اقدام خواهم کرد. وی خواهم دوره تکامل رو بگذرانم من عاشق مسافرت هستم در طول سی و چهار سال زندگی مشترک به جز اون بک مورد که گفتم به اردبیل رفتیم آن هم دوروز با همسرم جایی نرفتم به دلایل ذهن فقیر همسرم و همراهی خودم که البته خودم مقصر بودم و خودم جذب کردم با آرزوی شادی سلامتی و ثروت و سعادت دنیا و آخرت برای تک تک دوستان و موفقیت روز افزون
سلام
الان ساعت یک نیمه شب 26 اسفند ماه 1399ه.
دقیقا یکسال پیش، 25 اسفند 1398، این فایل بعنوان نشانه ی امروز من اومده بود و من اینجا کامنت گذاشته بودم و به طرز عجیبی بدون اینکه یادم باشه به دلم افتاده بود که بیام برای این فایل کامنت بذارم و دستاوردهای امسالم رو بنویسم.
اول رفتم کامنتم رو خوندم و ازش لذت بردم و تصمیم گرفتم الان تمرین این فایل رو برای امسال انجام بدم.
دستاوردهای امسالم :
1.اول از خدا بسیار سپاس گزارم که امسال بدنم همیشه سالم بوده. فقط یکی دو بار یه دارویی رو موقتی استفاده کردم برای پیشگیری از یک مریضی خیلی کوچیک. بدون هیچگونه نگرانی و ترس از بیماری تمام سال راحت رفتم سرکار و کوه و کلاس و تفریح. و خدا رو بابت این موضوع بسیار سپاس گزارم.
این ایمان به سلامتی از جایی میاد که من ایمان دارم خدا بدن من رو قوی آفریده و بدنم قادره خودش رو ارتقا بده و در مقابل هر بیماری، اون قویتره و چون از نظر فرکانسی به نظر خودم در مدار سلامتی هستم، هیچوقت استرس بیماری رو نداشتم و ندارم. همیشه میگم من در مدار سلامتی هستم پس هیچوقت در مرض بیماری قرار نمیگیرم.
بابت این نگاه و این زاویه دید و این ایمان قوی راجع به سلامتی از خدا بسیار سپاس گزارم و استاد شما باعث شدین که من بتونم انقدر قوی راجع به مدار و قدرت بدنم، ایمان داشته باشم، ازتون بسیار سپاس گزارم.
2.امسال دوره روانشناسی ثروت 1، آپدیت شد و از اول دوباره ضبط شد و روی سایت قرار گرفت. از ماه اردیبهشت تا همین امروز که جلسه ی 29 این دوره روی سایته، من هر بار که جلسه ی جدید از این دوره روی سایت قرار گرفته، شگفت زده شدم از آگاهیی های اون جلسه. میتونم به جرات بگم بیشترین دوره ای که امسال گوش کردم دوره فوق العاده ثروت بوده و تا جایی که مدارم رفته بود بالا درکش کردم چقدر جلسات راجع به رابطه لیاقت و بدست اوردن ثروت و دست به عمل زدن، برای من کمک کننده بود. باعث شد من دوره عزت نفس رو جدیتر بگیرم و برگردم به اون دوره و بیشتر به مطالبش بپردازم و بیشتر بهش گوش بدم و بیشتر دست به عمل بزنم و تمریناتش رو انجام بدم.
دوباره ضبط شدن دوره ثروت یک موهبت بزرگ بود، من با بچه ها و استاد امسال این دوره رو شروع کردیم و چقدر بابت اینکه من از اول همراه این دوره ام خوشحالم.
بارها جلساتش رو گوش کردم و بعضی جلساتش رو بیشتر.
هر جلسه انگار جواب سوال اون روزهای من بود.
نمیتونم احساس تمام این ماه ها رو اینجا بگم. فقط میتونم بگم بهار و تابستون فوق العاده ای بود چون خیلی خیلی تمرکزی جلسات رو گوش میکردم.
این دستاورد عالی بود برای سال 99، دستاوردی که تازه داره ریشه اش رشد میکنه توی خاک.
3.امسال من دوره تراپی مو رو به صورت حرفه ای گذروندم. سالهای پیش این دوره رو گذرونده بودم ولی امسال با دستگاه های جدید این دوره رو دوباره به صورت آپدیتی گذروندم و بابتش از خدا سپاس گزارم.
4.امسال یه تحول خیلی خوب در کارم ایجاد شد. خیلی خیلی راحت، با شرایط عالی، یک اتاق کار خیلی خوب در یک سالنی که خیلی خوبه در منطقه ی بالای شهر اجاره کردم با امکانات و اجاره خیلی عالی.
داستانش رو تو یکی از فایلهای رایگان سایت (داستان هدایت من) تعریف کردم. اتاق کاری که هر بار اونجا کار میکنم خدا رو هزار مرتبه شکر میکنم. اتاق کاری که هر بار پنجره اش رو باز میکنم و کوه ها رو میبینم خدا رو شکر میکنم.
اتاق کاری که تجهیزات عالی داره و من بابت تک تکش هر بار که استفاده میکنم از خدا سپاس گزاری میکنم.
اتاق کار در سالنی که پرسنل فوق العاده دارن و مدیر دوست داشتنی.
واقعا خدا بهم کمک کرد و برام خواست. من بابت این اتاق همیشه و همیشه از خدا سپاس گزارم. نمیتونم حسم رو بگم که چقدر اینجا رو دوست دارم و هر بار میگم اگر از اینجا برم باز هم خدا من رو به جای بهتری هدایت میکنه چون من قدردانه نعمتش هستم.
من سر اتاق ایمان اوردم به اینکه اگر خودت رو روی مدار عالی نگه داری، نعمتهای اون مدار به صورت خود به خودی وارد زندگی ات میشن.
خدا رو هزاران مرتبه شکر.
5.امسال من در حوزه کاریم میتونم بگم پیشرفت چشمگیری داشتم. کلی وسایل و تجهیزات برای تراپی مو، تهیه کردم و به صورت حرفه ای این کار رو انجام میدم. به نوعی سرمایه گذاری کردم در کارم و نترسیدم از اینکه برای کارم هزینه کنم.
هم اون دوره ای که گذروندم و هم تجهیزاتی که خریدم بسیار برای کارم مفید بوده و کلا لول کاریم بالاتر رفت.
6.تکامل، تکامل، تکامل. آقا من امسال خیلی خیلی به قانون تکامل ایمان اوردم و سعی کردم تکاملی برم بالا. برای کارم خیلی این رو رعایت کردم. اول هنرجو، بعد پرسنل، بعد پرسنل مستقل، بعد میز اجاره کردم (پارسال) و الان اتاق اجاره کردم (چندماهه) و کلی تجیهزات برای کارم از همون پولی که بدست اوردم خریدم و روی خودم و کارم از پولی که بدست اوردم سرمایه گذاری کردم. هیچوقت قانون تکامل رو فراموش نمیکنم.
خیلی این مفهوم به من کمک کرد و چقدر استاد تو دوره ثروت راجع به این دوره صحبت کردن و چقدر باعث شدن من بیشتر درکش کنم وعملیش کنم.
7.حرکت کردن. نمیتونم بگم خیلی پرفکت شدم در این حوزه ولی به لطف آموزشهای استاد من خیلی پیشرفت کردم در این موضوع. نمونه اش این بود که از دایره امنم برای کارم خارج شدم و اتاقی اجاره کردم که خارج از محدوده ای بود که قبلا کار میکردم. ریسک بود ولی با ایمان به خدا حرکت کردم.
پست گذاشتم تو پیجم. مثلا الان یک ماهه متعهد شدم هر روز پست بذارم و واقعا هر روز اینکار رو انجام میدم.
ایمانم به اینکه اگر من حرکت کنم درهای نعمت باز میشه بیشتر شده. فهمیدم اگر حرکت کنم جهان بهم پاداش میده. فهمیدم فقط صرف گوش کردن به این آگاهی ها جوابگو نیست.
8. سال پیش گفتم که دو دوره کلاس آداب نوشتن شرکت کردم. نوشتن به من حس خالق بودن میده. از چیزی که وجود نداره، داستان میسازی. انسان خلق میکنی و داستان مینویسی و حرفهای نگفته میزنی. من امسال از اول سال شروع کردم به کتاب خوندن، گوش کردن به ویسهای کلاس. نوشتن و نت برداری درسهای کلاسی که رفته بودم. مرور و مرور و مرور و بعد از آبان دوره ها رو شروع کردم. سه دوره امسال شرکت کردم.
میتونم بگم خیلی پیشرفت کردم. از صفر شدم یه داستانی که تحسین شد. نمیتونم بگم خوب شدم ولی میتونم بگم دیگه صفر نیستم. راوی ها رو میشناسم. منطق داستانی میدونم چیه و باید رعایت کنم. دیگه میدونم الزام دراماتیک باید در تمام داستان جاری باشه. درام رو میفهمم. ایده و شناسنامه شخصیت رو بیشتر درک میکنم. خدا رو بابتش شکر میکنم و ادامه میدم این راه رو . به قول استاد هر چیزی که ادامه بدی به نتیجه میرسی و مهارتت بالاتر میره. این قانون جهانه.
عجله ندارم بابتش ولی دلم میخواد پیشرفتم بیشتر و بزرگتر باشه. ولی خب موفقیت خیلی خوبی بود. امسال واقعا این جریان برام تو زندگیم بلودتر شد و مهارتم بالاتر رفت. خدا رو بابتش هزار مرتبه شکر میکنم.
9.همین اسفند ماه یه داستان در جلسه قصه خوانی خوندم و خیلی فیدبک مثبت بابتش گرفتم. این برای من نشونه ی خیلی خوبیه. اینکه بله، من پیشرفت کردم و بهتر شدم و پس راهم درسته. نمیدونین چقدر اون جلسه به من خوش گذشت. من بخاطر فیدبک گرفتن نرفته بودم. میخواستم اعتماد به نفسم رو زندگی کنم و در مقابل 50 60 نفر آدم داستانم رو بخونم و خب خیلی عالی خوندمش و خیلی از خودم راضی بودم که به ترسم غلبه کردم و ایمانم رو به خودم ثابت کردم.
10.امسال چند بار رفتم خرید لباس و لباسهای خیلی قشنگی خریدم. چند تا کفش، چند تا مانتو (یکسری هاش رو خواهرم دوخت که خیلی هم عالی هستن و هر کسی تنم دیده تعریف کرده) کاپشن، کتونی، شلوار، چند تا عینک آفتابی و…
خرید تک تکشون و استفاده از هر کدوم خیلی حالم رو خوب میکرد. خدا رو بابت این نعمتهای خیلی خوبی که در اختیارم قرار داده صدهزار مرتبه شکر میکنم.
11. سریال زندگی در بهشت. آقا دیدن این سریال خیلی به من کمک کرد. دیدن رابطه استاد و خانم شایسته. دیدن تمیزی خانم شایسته. در صلح بودنشون. از نگاهشون به رابطه و استاد. هر چی از دیدن رفتارهای خانم شایسته بگم کم گفتم. برای من یک زن نمونه ای هستن که رابطه عالی دارن. هم با استاد هم با خودشون هم با جهان اطرافشون. واقعا خانم شایسته تحسینتون میکنم.
به لطف این سریال من خیلی خیلی موضوعاتی رو یاد گرفتم. معمولا هر روز صبح با دیدن این سریال روزم شروع میکردم.
چقدر این سریال فوق العاده است و چقدر فراوانی رو به ما نشون میده.
اصلا میرید خرید من لذت میبرم. از اینکه اینهمه خرید میکنید با خیال راحت.
فوق العاده اس فوق العاده.
چقدر حل مسئله رو یاد گرفتم. چقدر فهمیدم باید رفت تو دل ترسها. چقدر فهمیدم باید حرکت کرد و ادامه داد. و چقدر فهمیدم که هر چقدر خوبیم میتونیم بهتر و بهتر بشیم. هر جلسه یه درس فوق العاده بود. از مهمانداری و آزادی و فراوانی و دوستی و عشق و….
هر جوری میخوام بگم، کم گفتم. ولی واقعا خدا رو شکر که این سریال سر راه زندگی من قرار گرفت و همراهش شدم.
الهی صد هزار مرتبه شکرت.
12.تنهایی. امسال چون ما خونه ای که پارسال خریده بودیم، نیاز به ساخت قسمتهایش داشت. خانواده ام، بیشتر سال رو شمال بودن تا به کارهای ساخت خونه و جابجایی خونه و کارهای باغ و… رسیدگی کنن و من مدت طولانی از امسال رو تنها بودم. و با اینکه من خانواده ام رو خیلی دوست دارم و رابطه عالی باهم داریم نمیدونین چه لذتی میبردم از تنهاییم.
تمام مدت فقط فایلهای سایت رو گوش میکردم و از تلویزیون پخش میشد. یعنی وروردی های ذهنی ام به طرز عجیبی درست بود.
فقط و فقط دوره های استاد (چه رایگانها چه محصولات) صدا و تصویرش تو خونه ی ما پخش میشد.
آرامش خیال. تمرکز بر نکات مثبت. هر مدلی که دوست داشتم زندگی کردم و لذت بردم.
واقعا در مدار خیلی خوبی بودم. به دور از هر گونه اخبار بد و یا چیزهایی که تمرکز من رو بهم بزنه. عالی بود تنهاییم.
خدایا شکرت بابت تمام زمانهایی که تنها و تنها برای خودم بودم و کل خونه در اختیار من بود و من آزاد و بدون دغدغه زندگی کردم.
13. سکوت. شاید باورتون نشه، با اینکه ساختمون خونه ی ما، خیلی آرومه ولی امسال به طرز عجیبی آرومتر شده بود و فقط من تنها ساکن طبقه خودمون بودم و هیچ صدایی اضافی یا خارج از محدوده ی من تو خونه مون شنیده نمیشد و چی بهتر از این !؟
14.امسال که اهرم رنج و لذت رو استاد تو دوره روانشناسی ثروت 1 گفتن، من چندین ماه، برای هر روزم برنامه ریزی کرده بودم و جدول بندی که بدونم چه کارهایی رو انجام میدم و چه کارهایی رو نه.
و هر ماه مشخص میکردم باید چه کارهایی رو روتین انجام بدم روزانه و هر شب تیک میزدم اون برگه رو.
اهرم رنج و لذت و مراقبه و کتاب خوندن جز کارهای روزانه ام بود و هر روز تیک میخورد و احساس میکنم شاید یکسری از اقداماتی که کردم بخاطر درست شدن اهرم رنج و لذت در ذهنم بود.
در واقعا برنامه ریزی و اقدام گذاری بعد از جلسه دوم روانشناسی ثروت شکل گرفت و من سعی کردم منظم انجام بدم یه سری کارهایی که میدونستم حتما باید انجام بشن.
15. به لطف دوره عزت نفس، من برای خودم اقدام تعریف کردم که حتما لوگوم رو طراحی کنم و اینکارو انجام دادم و الان نزدیک یکساله که پای نمونه کارهایی که توی پیجم میذارم، لوگوم رو روش میذارم و هر بار از دیدنش لذت میبرم.
16. امسال اول سال، دامین به اسم خودم خریدم و انشالله امسال سایتم رو راه اندازی میکنم.
17.به کمک الله، ایده ای به ذهنم رسید که درهایی که باید رو در زندگیم باز میکنه. همیشه استاد میگفت که فکر نکنید نعمت از راهی که فکر میکنید به زندگیتون وارد میشه، نعمت از بی نهایت طریق وارد زندگیتون میشه و راه ها رو محدود نکنید.
من همیشه دوست داشتم مثل استاد آزادی رو در همه جنبه های زندگیم تجربه کنم و فکر میکنم بخاطر کار کردن روی باورهام خداوند داره من رو به مسیری هدایت میکنه که به این آزادی دست پیدا کنم.
تکامل رو فراموش نمیکنم ولی راهی به ذهنم رسیده که اگر عملیش کنم و درست پیش بره همونی میشه که میخوام.
فعلا دارم قدمهای کوچیکم رو برمیدارم و انجامش میدم.
میدونم اگر به ذهنم رسیده حتما باید انجامش بدم. یا نتیجه اش همونیه که میخوام یا نتیجه اش کمکم میکنه به خواسته ام نزدیکتر بشم.
یه حرف خیلی خوبی استاد زدن تو دوره روانشناسی ثروت 1، گفتن من یاد گرفتم هر چیزی بهم الهام میشه انجامش بدم دیگه به نتیجه فکر نمیکنم. یا نتیجه همونیه من میخوام یا من رو به خواسته ام نزدیکتر میکنه و درسی ازش میگیریم که اگر پیروز میشدم انقدر برام مفید نبوده.
این حرف عالی بود، یعنی یه بمب ترکید تو ذهن من وقتی این رو شنیدم.
برای همین من فارغ از نتیجه، با دقت تمام البته، پیش میرم و قدم برمیدارم و تلاشم رو می کنم و این راهیی که به ذهنم رسیده رو عملی میکنم. باقیش امید به خدای بزرگ.
18. امسال برای اولین بار موهام رو رنگ کردم. قبلا دوبار اینکار رو کرده بودم ولی یه بار فقط مدل یه برند شده بودم که چند روز بعدش دوباره موهام رو به رنگ قبلش برگردونم و یه بار هم خیلی نامحسوس یه کار خیلی کمی رو موهام انجام داده بودم
ولی امسال، 19 اردیبهشت، موهام رو بلوند کردم (دوستم برام انجام داد) و خب خیلی من رو جذابتر کرد. از روی عکسهام میبینم که چقدر بهم مییمومد. یه بار هم 18 تیر این کار رو خودم انجام دادم که اون زمان فهمیدم چقدر مهارتم بالاست و من چقدر کار مهمی انجام میدم که به آدمها کمک میکنم احساس بهتری نسبت به خودشون پیدا کنن.
رنگ کردن موهام بهم جذابیت بیشتر داد ولی میتونم بگم بهم کمک کرد که بفهمم چقدر مهارتم در این حوزه بالاست و چقدر مهارتم ارزشمنده که آدمها وقتی خودشون رو میبینن از دیدن خودشون لذت میبرن و چی لذتبخشتر از این !؟!
البته بگم که باید خیلی در این موضوع کار کنم و این موضوع در من اساسیه و باید احساس ارزشمندی رو خیلی رو خودم کار کنم و تقویتش کنم.
19.کوه. امسال به لطف استادم، خیلی با طبیعت و کوه ارتباط برقرار کردم. کوه و طبیعت به من آرامش میده. وقتی دارم از کوه میام پایین سبک بال برمیگردم. انگار خالیم از هر انرژی بد و پُرم از هر انرژی مثبت.
کوه عالیه. و در دسترس من. تقریبا هر هفته رفتم کوه. بجز آذر و دی که فقط هر ماهش رو دوبار رفتم.
ولی باقی ماه ها تقریبا هر هفته رفتم و لذت بردم.
حالا با دوستان دوره نویسندگی یا با دوستان استادم یا تنها.
بیشتر البته تنها میرفتم تا با خودم و خدا خلوت کنم و حرف بزنم و آروم بشم و تصمیم بگیرم برای زندگیم.
خیلی کوه به من برای داشتن باور فراوانی کمک کرد.
کوه امسال جز زندگی من شده بود و خب بدن آدم در کنار اون آرامش قویتر هم میشه.
خدا رو صد هزار شکر بخاطر این موهبت و نعمت.
20.کتاب خواندن. یه بار بالاتر اشاره کردم به این جریان ولی دوباره نوشتمش چون واقعا تلاش کردم امسال هدفمندتر کتاب بخونم تا در حوزه نوشتن پیشرفت کنم و این پشتکار و استمرارم رو تحسین میکنم. خدایا مرسی که به من این موهبت رو دادی.
21. آرامش. خودم میدونم آدم آرامتری شدم. آرامش بیشتری درونم جاریه. خیلیها بهم میگن که چقدر انرژیت خوبه و آرومی و درون آرومی داری. حتی استوری از کارم میذارم خیلی فیدبک گرفتم که چقدر آرامش دارم. حالا چه از آشنا چه از غریبه که تاحالا نیومده پیشم و براش کار انجام ندادم.
این نعمیته که فکر میکنم بخاطر ایمانم به خدا پیدا کردم.
22. ایمان. خیلی تو نوشته ام از ایمان نوشتم. نمیتونم بگم من یک مسلمان کاملم ولی میتونم بگم من نسبت که پارسالم آدم با ایمانتری هستم. آدم تسلیم تری هستم. آدم آرامتری هستم. جهان رو بهتر درک کردم. خدا رو بیشتر حس کردم. الهامات بیشتری دریافت کردم. تلاش کردم عضله دریافت الهامم رو قویتر کنم. بیشتر صدای خداوند رو بشنوم. بیشتر در فرکانس دریافت قرار بگیرم. کمتر بترسم. بیشتر قدم بردارم. آدم شریفتری باشم. دروغ نگم.
امسال سعی کردم ایمان بیشتری از خودم نشون بدم و امیدوارم سال دیگه به شرط حیات، در این موضوع قویتر شده باشم و بیام بگم امسال من در مدار بالاتری قرار گرفتم و ایمانم رو بیشتر زندگی کردم. الهیی آمین.
23.امسال یه هارد 2 تراگیگ خریدم. این هم جز دستاوردهامه. چون واقعا از کمبود جا رنج میبردم و به جایی رسیده بودم که نمیتونستم دیگه فایلهای سریال زندگی در بهشت رو دانلود کنم. یا عکسهام رو از رو گوشیم خالی کنم. برای همین وقتی این هارد رو خریدم یک جنبه ی آزادی رو تجربه کردم که میتونم هر آنچه که دلم میخواد رو میتونم دانلود کنم.
24.خداوند همیشه به من رزق و روزی داده، با توجه به مداری که توش قرار گرفتم. بابت همه ی پولهایی که به راحتی بدست اوردم از خداوند سپاس گزارم.
25.خداوند کیفیت مشتریهام رو بالا برده و مشتریهای محترمتر و مهربونتر و انرژی مثبت همیشه وارد کسب و کارم میشه و بابتش بسیار سپاس گزارم.
26. امسال راحتتر از سالهای گذشته پول میسازم و دیگه بخاطر هر میزان پولی خیلی به زحمت نمییوفتم. وقتی نسبت به سالهای قبل روش پول ساختنم رو میبینم، میبینم که چقدر راحت میتونم پول بسازم و چقدر آرامش خیال دارم.
27.آدمهایی زیاد و ارزشمندی به من ابراز احساسات کردن. البته که من در مورد رابطه از خودم راضی نیستم و باید اول عزت نفسم رو تقویت کنم و بعد بحث رابطه عاطفی ام رو بهبود ببخشم ولی خب خدا رو شکر میکنم که همیشه مورد توجه ام و انقدر به من زیبایی داده که همیشه مرکز توجه قرار میگیرم.
28.یکی از شیرینترین دستاوردهای امسال، صادر شدن رای دادگاه به نفع ما بود. خدا رو بسیار بسیار سپاس گزارم که به راحتی رای دادگاه به نفع ما صادر شد و پرونده ای که خیلی خانواده ام رو نگران کرده بود به نفع ما تموم شد و حتی دادگاه تجدید نظر هم رای رو صادر کرد و پرونده رو برای همیشه بست. خدایا صد هزار مرتبه شکرت.
البته که واقعا حق با ما بود و بخاطر باورهای اشتباه خانواده این مشکل برای ما به وجود اومده بود.
من این موضوع رو سپرده بودم به خدا و واقعا کوچکترین نگرانی راجع بهش نداشتم ولی خب موضوع نگران کننده ای برای خانواده ام بود که به لطف الله حل شد و تموم شد.
29. خدا رو شکر میکنم که دلم هنوز هم عشق و دوست داشتن رو میفهمه و هیجان و شورو شوق داره و زنده است. از خدا کمک میخوام که راهی رو به من نشون بده که بتونم عشق و مودت رو در زندگیم تجربه کنم بدون وابستگی و از دست دادن آزادیم. کمکم کنه همونطور که باورهای اشتباه راجع به ثروت رو فهمیدم باورهای اشتباه راجع به رابطه رو هم متوجه بشم.
البته که به لطف دوره عشق و مودت خیلی متوجه شدم ولی میدونم که میلنگم و به کمک خدا نیاز دارم. راهی رو سر راهم قرار بده که درکم بالاتر بره.
30.فایلهایی مراقبه و هیپنوتراپی های که در اختیارم هست و با انجام اونها میتونم چیزهایی رو که میخوام راحتتر تجسم کنم و داشتشون رو احساس کنم. واقعا خدا رو شکر که استاد عالی رو در این زمینه سالهاست که میشناسنم.
میدونم دستاوردها و احساس خوبی که امسال تجربه کردم خیلی بیشتر این چیزاست که اینجا نوشتم ولی میخوام بگم سال خیلی خوبی رو گذروندم.
بله روزهایی هم بود که افسرده و ناراحت بودم ولی در کل نتایجی که در زندگیم دارم حاکی از خوب بودن این سال و پربرکت بودنش میده.
خدایا شکرت.
چیزهایی که میخوام سال 1400 بدست بیارم :
1.ایمان قویتر به خداوند.
2.حرکت کردن و استمرار داشتن برای رسیدن به هدفهام.
3.عملی کردن ایده ای که به ذهنم رسیده، با برداشتن قدمهای مستمر و کوچیک.
4.خرید تجهیزات برای عملی کردن ایده ام با کیفیت بالاتر.
5.بالابردن عزت نفسم و انجام تمرینهای دوره عزت نفس. فهمیدم این موضوع مهمترین موضوعییه که باید حلش کنم. ریشه آدم باید سالم باشه تا درختش میوه ی با کیفیت بده.
6.ادامه دادن به دوره ثروت و رفتن به مدارهایی که نعمتهای بیشتری در آنها وجود داره.
7.رفع کردن نقاط ضعف شخصیتیم. ( دوباره در واقع بالا بردن عزت نفس)
8.ادامه دادن به دوره داستان نویسی. هدفمند کتاب خواندن.انجام تمرینهایی که به داستان نویسیم کمک میکنه.
9.با خودم بیشتر به صلح برسم. با خودم مهربونتر باشم و خودم رو ارزشمندتر بدونم. (باز هم عزت نفس و اعتماد به نفس)
10.بالابردن سطح کاریم و سرمایه گذاری در کارم. فعال نگه داشتن پیجم. تبلیغات کردن کارم توسط خودم. (باور خودم-عزت نفس)
11.توجه به داشته هام و تمرکز به خواسته هام و اعراض از هر ناخواسته ای.
12.بعد از بالا بردن عزت نفسم، کار کردن بر روی دوره عشق و مودت.
و در آخر استمرار داشتن و توکل و احساس خوب.
به امید خدا سال 1400 از هر سال دیگه ای در زندگیم پُربرکتر و شادتر و لذتبخشتر میشه و من سال دیگه به شرط حیات ساعتها از موفقیتها و دستاوردهام مینویسم و خدا رو بارها و بارها شکر میکنم.
الهی آمین.
متشکر بخاطر این فایل فوق العاده و امکانی که در اختیارمون گذاشتین که ما نامحدود بنویسیم و بنویسیم و بنویسیم و فراوانی رو در نوشتن کامنت تجربه کنیم.
به امید موفقیت در همه ی جنبه های زندگی.
سلام به رخشای عزیز ِ خدایم
خداروشکر میکنم به خاطر وجود ارزشمندت
من از توی قسمت سرچِ جستجوها About ” نویسندگی ” هدایت شدم به این کامنت ..
چقدر زیبا باور کردی .. فکر کردی .. و هدایت شدی .. و عمل کردی .. و نتیجه گرفتی .. و دوباره ایمانت بیشتر شده .. و دوباره نتایج بیشتر و بیشتر و بزرگتری گرفتی خداروصدهزار مرتبه شکر.
وقتی این پیام را خواندم یکم به خودمم اومدمم که که که، فرصت از اون چیزی که فکرش را کنی کمتره .. و داره میره .. در واقع خواندن پیامت باعث شد جرقه های توی ذهنم بزنه که بخوام همین لحظه وقت بذارم و انجامشون بدم.
اینکه امسال به چه دستاورهایی رسیدم و اینکه واقعا برای سال جدید چی میخوام ..
خدایاشکرت
دوست دارم
امیدوارم هر روزت عید باشه واسه .. هر روز بهتر از دیروز ..
سلام استاد دیشب بی خواب شده بودم ساعت 4/5 صبح سر زدم به سایت خوشحال شدم فایل جدیدتون را دیدم چون هر بار یکی از سوالات ذهنم را توی فایلهاتون پاسخ میدید
دیشب ذهنم درگیر بود اصلا خوابم نبرد سر میزدم به سایت منتظرتون بودم :)
از خدا سپاسگذارم که این آگاهی ها را دریافت میکنم و باعث شد خدا را بهتر بشناسم و از بقیه ی مردم با افکار و ذهن بیمار جدا بشم تا تصویر زیباتری از خدا و دنیا توی ذهنم بسازم .
سپاس از شما
پاسخ قسمت دوم:
در اینجا هدف هایم را راحت می نویسم انگار برایم واضح تر می شوند . امروز فایل تمرکز به مثبت قسمت 9 را می دیدم .خانه های زیبای در فایل ها در آمریکا را می بینم و ماشن هایش را فکر می کنم . من هم همین ها را می خواهم . عاشق آن درختان زیبا هستم و من هم چنین منظره ای دوست دارم و می خواهم . چقدر خوب است سقف خانه ها شکل شیروانی است و از هم چند متری فاصله دارد . در تهران خانه ها بهم نزدیک است و باید درز انقطاع رعایت شود چون مهندس ساختمانم برایم جالب است . در مورد همه چیزم هدفهایم خواسته هایم می نویسم بدون این که حس خجالت کنم انگار که واقعی و طبیعی است و این که نباشد عجیب است .
می خواهم چنین باوری را در خودم ایجاد کنم ان قدر به فرکانس خداوند و ایمان به او نزدیک شوم که خواسته هایی که در ذهنم بزرگ است را طبیعی بدانم مثل داشتن خانه دلخواهم باغ ماشین و … حس می کنم وقتی خواسته های ما شکل می گیرند که در فرکانس خداوند باشیم یعنی خواسته های ما متعلق به خدا باشد . هنوز نمی دانم این چه زمانی است ؟ اما می دانم راه رسیدن به خداوند شناخت قوانین و شناخت خودمان است .
علت این که این درون ما را هدایت میکند که به خودمان و سکوت توجه کنیم این است که می خواهد من به طبیعت و واقعیت خودم برگردم . با خودم مقایسه کنم . دنبال ارزش های خودم باشم . لازم است دنبال ایمان باشم در درونم . وقتی می پرسم خب حالا چطور باور کنم . فقط می گوید درخواست کن و از خدا بخواه . او انجام می دهد خیلی ریز نشو و داخل جزئیات نرو که این قانون دقیقا چطور کار می کرد . مثلا لازم نیست واکنش های فیزیکی و ناخوداگاهت را بدانی که انها را کنترل کنی تو فقط از خدا هدفت را می خواهی یا ایمان و باور بیشتر احساس بهتر به دنبالش می آید . این پاسخ ها هنوز قانعم نمی کند . هنوز برایم جای سوال است . چطور باید بهتر شد و احساس بهتری داشت؟
مهم تر از همه می خواهم به اهدافم هر چند در ذهنم بزرگ و دست نیافتنی مثل داشتن خانه و ماشین دلخواهم برسم تا سال های آینده اهداف بزرگ تر جدید تر و زیبا تر بخواهم .
می دانم همه اش باور کردن قدرت خداست .
هدفهای امسالم را مثل قبل یادداشت کردم و آنها را جایی نگه داشتم که در آخر سال ببینم و مقایسه کنم . هر چند اکثر مواقع در دیدگاههایم می نویسم و جزئیات را شرح می دهم . اگر حوصله داشتید نظرات مرا دنبال کنید . اهدافم را به راحتی و کامل و با احساس و با وضوح نوشته و شرح داده و می دهم .
چقدر لذت بردم و البته دو نکته ای که لازم بود اینکه منم ماشین دنده اتوماتیک میخواستم اما الان میگم دست فرمونم خوب بشه و منم یه کار با تحرک و شاد میخوام مرسی دوست عزیز از اینکه همه وضوح در خواستع هاتون آروزی موفقیت و سلامتی و ثروت بینهایت دارم
سلام عزیزم
من هم برای شما آرزوی موفقیت شادی و رسیدن به خواسته ها از جانب خداوند متعال را دارم.
انشالله سال بعد همه مون بیشتر وبیشتر از رسیدن به خواسته ها مون حرف بزنیم.
سلام.خانم مهندس خیلی زیباازخدای خودتعریف کردی وازآرزوهایت گفتی وازعیددیدنیهایت سخن گفتی وازجایزهای که درسال قبل بدست آوردی امیدوارم که درسال جدیدبه آرزوهای که دوستداری برسی منکه ازمتنهای شمالذت بردم.ودوستدارم بعنوان پیشکسوت ودوست باتجربه من ازراهنمای شمادرزتدکی استفادکنم.وانگیزه بگیرم اگرامکانش هست.باآرزوی موفقیت?
سلام و ممنونم آقای کشوری عزیز.
با آرزوی موفقیت و رسیدن به خواسته های شما از طرف خداوند .
انشالله همه امان بتوانیم از تجربیات و زیبایی ها در هر جایی به بهترین شکل بهره ببریم.
با سلام به استاد عباس منش عزیز
استاد عباس منش از قران الهاماتی دریافت کردم
استاد عباس منش قران یک کتاب معمولی نیست یک کتاب فرکانسی هست اگه توی فرکانس قران کسی نباشه قران رو نمیفهمه
همین چند ماه پیش من نماز خواندن رو گذاشتم کنار ان چیزی و الهاماتی که من دریافت کردم میخوام اینجا بگم اصلا واژه نماز یعنی اینکه روی باورهات روی افکارت هر لحظه و همیشه کار کنی این نیست که فقط خم و راست بشی خداوند توی قران گفته افراد همیشه (صلاه) میکنند همیشه روی باورهاشون کار میکنن اخه این افکار ماست که احساس ما رو بد و خوب میکنه و خداوند توی قران گفته در مورد نجواهای شیطان و توی قران نگفته نماز رو چطوری بخونیم – وقتی که انسانها همیشه روی افکارشون کار میکنن موقعیت ها و جوری میبنن که بهشون احساس خوب میده و میگن خیری هست انسان ها دارن (صلاه) میکنن و هر لحظه احساس خوب دارن – — – ما نه 2 ساعت نه 5 ساعت و 1 روز و نه 2 روز باید همیشه و هر لحظه روی باورهامون کار کنیم ( وقتی روی باورهامون کار میکنم زنان ناپاک با مردان ناپاک و مردان پاک با زنان پاک برای ما اتفاق می افته ) خداوند رحمان ما رو به موقعیت هایی میبره که ثروت و نعمت همه چیز در انجا هست و نیاز نیست ما کار خاصی بکنیم فقط باید فرکانس مون رو تغییر بدیم خیلی راحت با کار کردن روی افکارمون و باورهامون ( استاد وقتی من این چیزا رو میفهم خیلی قدرت میگیرم که روی باورهام کار کنم یعنی هر لحظه چشم بسته هم روی باورهام کار میکنم
استاد عباس منش من یکتا پرستم اون نیرویی که توی وجودم هست میپرستم خدایی که همیشه همراه منه با منه من رو ترک نمیکنه من رو تنها نمیزاره توی وجود من هست
از الله میخوام من رو بیشتر هدایت کنه هر چقدر من هدایت بشم بازم باید بیشتر هدایت بشم هر چقدر بدانم بازم باید بیشتر بدانم خیلی کمه
استاد عباس منش عزیز خدا خیرتون بده از الله رزاق واقعا نمیدونم چطور تشکر کنم برای شما و برای این الهاماتی که به من میگه الله رحمان — خدا نگهدار فعلا
سلام دوست خوبم
دیدگاهتون تا عمق جانم اثر گذاشت
ممنون که کامنت گذاشتین
سلام و درودر بر شما
دیدگاه شما بسیار زیبا و تاثیر گذار بود انشاالله مدارات بالاتر
سلام به همه دوستان واستاد خوبم آقای عباس منش
در سال 96تقریبا از نیمه دوم بود که من با سایت واستاد آشنا شدم واز فایلهای رایگان ایشون استفاده کردم .خدا را شکر میکنم که من را در این راه قشنگ قرار داد تا با قوانین تغییر ناپذیر کیهان آشنا شوم خدا جونم ممنون .
من تقریبا تمام فایلهای رایگان استاد را گوش کردم وروی باورهام کار کردم وبه نتایج خوبی هم رسیدم اولین نتیجه و به نظر من مهمترین آن آرررر امشش است اون حس قشنگ که دیگه از چیزی نمیترسی و استرس نداری و در تمام مراحل فقط توکلت به خدای یگانه ومهربان است این را مدیون استاد عزیزز هستم.
از نظر مالی هم چون ما تو شرایط بدی بودیم شوهرم ورشکسته شده بودوکلی هم بدهی داشتیم از زمانی که فهمیدم روزی فقط دست خداست و آدمها دستهای خدا برای رساندن روزی به من دیگه حرص نمیزنم نگران نیستم چون حالم خوبه شاید باورتون نشه از جاهای برای من پول میرسه که تعجب میکنم .ولی باید بیشتر روی باورهام کار کنم که نتایج بهتری بگیرم .
یاد گرفتم ارزش بیشتری برای خودم قائل بشم و خودم را بیشتر دوست داشته باشم ..
ولی هدفهام برای سال 97 اولین هدف موفقیت مالی بیشتر ورسوندن درآمد به ماهی شش میلیون تومان .وتهیه محصولات پولی استاد که قانون آفرینش وبسته روانشناسی ثروت یک و دو .وبسته عشق و مودت.تعویض ماشین وخرید یک ماشین 206سفید البته صفر?
دومین هدف بهتر کردن روابط وکار کردن روی اعتماد به نفسم که روز به روز بهتر وبهتر بشم.
برای همه شما عزیزان آرزوی بهترینها را دارم در پناه حق موفق ومؤید باشید .
خدایا شکرت شکرت شکرت شکرت?
سلام و درود فراوان خدمت استاد عزیز و همه ی دوستانی که الان دارن دست نوشته های منو میخونن
من هنوز 1 ماه نشده که از اشناییم با این سایت میگذره ولی خدارو سپاسگذارم چون این یک ماه و به اندازه ی کل عمرم زندگی کردم راحتم سبک تر رابطه بهتر با همسرم وپدرم
همه این اموزشهارو از فایلهای صوتی رایگان استاد خوبم دریافت کردم اقای عباس منش دوست دارم
راجع به موضوع چگونگی سال 96 باید بگم که من ادم قبلی بودم که نوروز شد ولی لذت خوبی رو تجربه نکردم و حتی یادمه 13 به در خیلی تلخی داشتم که الان که مرور میکنم کسی مشکل نداشت این من بودم که با افکارم اوضاع رو سخت کرده بودم اوایل اردیبهشت بود که موئد قرار داد اجاره خونه بود برام که حتما باید جابجا میشدم من خونه ی مورد نظرمو اول پیدا کرده بودم بعد گشتم به دنبال این که این فایل دست کدوم املاکه و فقط با داشتن 19 ملیون تومن قرار داد 25 ملیونی رو امضا کردم وبه طرز عجیبی وبا اشتیاق وروحیه خوب تونستم الباقی مبلغ پول و تهیه کنم چون به هدفم رسیده بودم حسی داشتم که انگار ملک و خریدم و یک هفته بعد این موضوع بود که توی ازمون پایه یکم رانندگی به راحتی قبول شدم الان که دارم مرور میکنم میبینم حال خوب چه اتفاقاتی رو رقم میزنه چه قدرتی بهمون میده و چه راحت درب های بسته رو برامون باز میکنه
یادم میاد که نیمه ی دوم 96 مادرم قرار بود بیاد منزل ما بعد از مدتها چون ایشون اصفهان زندگی میکنه و من تهران هستم و میخواستم برم ترمینال دنبال مادرم خواستم ماشین از دوستم بگیرم که راحت تر باشیم ولی خیلی راحت بهم گفت نه لازم دارم و با خودم اهد کردم که دفعه ی بعد که مادرم بیاد با ماشین خودم میرم دنبالش این هدف این قدر برام شفاف بود که بدون پول من هدف گزاری کردم و تصمیم گرفتم که این کارو انجام بدم کمتر از 3 ماه ماشینی رو که مد نظرم بود وارد زنگیم شدو بابتش خدارو شاکرم
یه تجربه جالب رو دوست دارم براتون بگم اونم اینه که من من در تاریخ 10 اسفند 96 با استاد اشنا شدم ولی نکته جالبی که برام داشت این بودکه بعد از یک هفته گوش کردن به فایل های رایگان روابط عاطفی من و همسرم به طرز عجیبی فرق کرده بود تو این 4 سال که باهم ازدواج کردیم من از هر روشی برای تغیر همسرم استفاده کردم ولی هیچ تغیری رخ نداد ولی توی یک هفته که روی خودم و باورهام و خداوند تجدید نظر کردم همسرم و رابطمون عالی شده انگار از دل من با خبره وقانون باز هم تو زندگیم جریان بیشتری پیدا کرد من ویس هارو تو کامیونم موقع رانندگی گوش کردم ولی انگار کل دنیا از دل من با خبرشدن کاملا حس میکنم که همه چیز داره بهتر و بهتر میشه نگاه من فرق کرده اروم شدم شبها سیر دل میخوابم و تمام بدم به خوبی کار میکنه حال خوبی دارم نگرانیهام کم شده و کلی حس خوب دارم وقتی باور کردم زندگیم دست خودمه…
من یه تجربه ی خیلی قوی دارم ولی مربوط به سال 91 هست که خیلی دوست دارم بروتون تعریف کنم
عاشقانه دوستون دارم بهترینهارو براتون ارزو میکنم وسالی پر از نعمت ثروت وسلامتی رو براتون ارزومندم
درود بر استاد نازنینم…..سال نو بر شما و خانواده عزیزتان مجددا مبارک باد
خدا رو بابت وجود شما و این فایل گرانبها که در سایت قرار دادید بینهایت سپاسگزارم…
دیشب ما مهمانی دعوت بودیم که در یکی از مناطق بالاشهر بود و رفتیم اونجا و خانه های میلیاردی و ماشینهای لوکس و آدمهای شیک و خوشتیپ و مغازه های عالی که همه دکوراسیون هاشونو به لاکچری ترین شکل ممکن تغییر داده بودند رو تماشا کردیم…یعنی بهتره بگم تماشا کردم….چون توی خانواده ما، من حواسم به این نشانه هاست….و جالبه دیشب کنار یه خانه ی 5 طبقه میلیاردی ماشین رو پارک کردیم و پدرم گفت اینجا امنیتش بیشتره….بعد من به مادرم گفتم که این یک نشونه است ها….اینکه ما در مدار ثروتیم و اتفاقی نیست که در کنار این خونه میلیاردی ماشینو پارک کردیم و این یعنی ما در مدار این خونه گرانقیمت بودیم که الان داریم میبینیمش و در کنارش پارک کردیم و خلاصه هر ماشین و مغازه و خونه و آدمی رو که میدیدم خدا رو سپاس میگفتم و تایید و تحسین میکردم و میگفتم نگاه کن مجید همه میگن کار نیست و پول نیست ، پس این ماشینا و مغازه ها و خانه های گرانقیمت از کجا میاد؟ بعد همش با خودم میگفتم نعمت و ثروت در دنیا فراوونه و بی انتهاست…(داخل پرانتز یه خبری هم که جدیدا شنیدم این بود که آمریکا از طریق یه فناوری توانسته برای خودش به نفت دست پیدا کنه و بزرگترین منبع نفتی جهان رو در دست بگیره و در قیمتها تاثیر گزار باشه وباعث شد باز هم این باور فراوانی در من تقویت بشه ) خلاصه استاد نازنیم …براتون بگم که نمیدونم چی شد که در راه برگشت که این همه ثروت رو میدیدم، یه دفعه نجواهای شیطانی در مغزم شروع شد که آیا اصلا تو با هدفی که برای خودت تعیین کردی میتونی ثروتمند بشی و یا کسی به حرفه ی تو بها میده و یا اینکه باید خیلی خفن باشی که بتونی ثروتمند بشی و یا اینکه تا بخوای ثروتمند بشی پیر میشی و یا اینکه قیمت دلار داره همینطور میره بالا و بالاتر و مسئولین کشور هم خوب نمیشن که هیچی ، بصورت همینطور بد فقط از شکلی به شکل دیگه یا از پستی به پست دیگه تغییر شکل میدهند و از این نجواها که باعث شد یه حس دل نگرانی و همان حس بد در وجودم شروع به غرغر کنه….و منم شروع کردم و گفتم نخیر من با همین هنری که دارم میتونم خیلی راحت ثروتمند بشم و از کارمندی هم بیام بیرون و کار خودمو داشته باشم و پله پله موفقیتامو جشن میگیرم و رشد میکنم و ثروتمند میشم و خدا هم همیشه هدایتم میکنه همونطور که تا الان منو هدایت کرده و بعد به خودم گفتم مگه استاد عباسمنش از یک راننده تاکسی با وضعیت نامطلوب زندگیش به یک ابر میلیاردر با زندگی رویایی در آمریکا تبدیل نشد با باورهای درست؟ پس تو چی کم داری از ایشون….تو که وضعیت زندگی الانت فوق العاده فوق العاده بهتره از اون زمان قدیم استاده…تو که سالمی ، کار داری ، هنر داری، احترام داری و تازه خدا هم هدایتت کرده و بهت رسالتتو الهام کرده پس چرا حست نامطلوبه و باید حستو خوب کنی و اگه توی این حس بمونی، اتفاقات نامطلوب برات پیش میاد و اینجوری با این حرفا مدام دیشب رو در جنگ با شیطان درونم بودم….از طرفی با خودم میگفتم نکنه به صورت ناخودآگاه باورهای قدیمی ام داره با دیدن این ثروت در اون محله بالاشهر حالمو بد میکنه ؟ نکنه باورام میلنگه؟ آخه دو روز پیش با دوستم به یه محله لاکچری دیگه رفتم و اونجا کلی حسم خوب بود و کلی لذت میبردم از این همه ثروت و کلی تحسین و تایید و سپاسگزاری کردم و میگفتم منم میتونم بیشتر از اینا ثروت خلق کنم و حسم فوق العاده عالی بود و بعدشم یه بارون عالی بارید و منم یاد تئوری سطل افتادم و کلی بابت این همه ثروتی که از اسمان میریزه خدا رو سپاسگزاری کردم و فوق العاده حسم عالی بود…..ولی دیشب نمیدونم چرا حسم نامطلوب شد و شیطان درونم به حرف دراومد و میگفت چجوری میخوای ثروتمند بشی ( در حالی که خدا با دلایل و نشانه های عالی به من گفته که ثروت از آن منه و بینهایت بهم ثروت میده که نتونم بشمارمشون )و چند تا دلیل داشتم براش یعنی بهش فکر کردم که چرا حسم نامطلوب شد….اولین دلیل این بود که شاید انرژی مردمی که اونجا زندگی میکنند منفی بوده و به من وارد شده( آخه من انرژی اطرافم رو خیلی سریع حس میکنم و حتی آدمهای اطرافمو ) دومین دلیل این بود که شاید با دیدن اون همه ثروت ،حس حسادت و حرص و کمبود برای خودم و ناتوانی به صورت ناخودآگاه در من ایجاد شده و خودآگاهم متوجهش نمیشه . دلیل سومش که واقعا نجواهای درونی ام بود و دقیقا انگار یکی داشت با من حرف میزد و دقیقا اون آیه قران همش میومد جلوی چشمام که همانا نجوا از ناحیه شیطان است و هی بهم میگفت مجید بهش گوش نده و باهاش بجنگ با باورهای درست و … و نمیدونم چرا توی اون لحظه به تمام اتفاقات عالی که در سال 96برام افتاد چشمامو بستم و ترس و اضطرابو به خودم راه دادم…..برای دلیل اول که گفتم شاید واقعا انرژی اون محله در اون موقع منفی بوده و روی من تاثیر گذاشته و بعد به خودم گفتم این یه باوره که این انرژی از بیرون بتونه بر روی من تاثیر بزاره پس این نیست و احتمالا از ناحیه پاشنه آشیلم مورد هجوم واقع شدم.برای دلیل دوم که گفتم احتمالا باورهای ثروتم کمرنگ شده و باید بیشتر روشون کار کنم و هرچقدر کار کنم بازم کمه و یه باور ساختم که من با دیدن خیابان های لاکچری غرق در ثروت و فراوانی میشم و ثروت و شادی بیشتری نصیبم میشه.
برای دلیل سومم هم که باهاش داشتم با باورهای درست و جملات قدرتی میجنگیدم….و این جنگیدن تا زمانی طول کشید که وارد محله خودمون شدیم و دیدم موجی از آرامش و حس خوب مجدد وارد وجودم شد و این برام سئوال بود که چرا وقتی وارد محله خودمون شدم اینجوری آروم شدم….در حالی که دقیقا روزای قبل برعکس بود….یعنی محله های لاکچری که میرفتم حالم عالی بود و محله خودمون که میومدم میگفتم اینجا سکوی پرتاب من به محله های لاکچریست….خلاصه دیشب اومدم خونه و به دریم بوردم نگاه کردم و حسم عالی شد و گفتم من میتونم و با توانایی هایم کلی ثروت خلق میکنم…..امسال سال ثروت آفرینیست و استاد عزیزم دقیقا در سه فایل اخیر خودش بهم گفت مجید” امسال بهترین سال تو تا کنون خواهد بود و سالهای بعد بعتر و فوق العاده تر از این سال خواهد بود” و این یعنی امسال نقطه عطف منه و سه بار هم تکرار شده در سه فایل و اینا همش نشانه است و اینکه استاد بصورت زبان خدا با تو سخن میگه و کلی حسم عالی شد و شب هم که هندزفری گزاشتم و باورهای ثروتی که خودم صحبت کرده بودم رو تا صبح گوش دادم و حسم بهتر و بهتر شد و خوابیدم و اتفاقا صبح هم یه خواب خوب دیدم و صبحم خیلی خوب شروع شد تا اینکه اومدم پای نت و این فایل جدید شما رو گوش کردم که دقیقا چیزی بود که بعد از اتفاقات دیشب بهش احتیاج داشتم…..و وقتی گوش میکردمش گفتم خدایا شکرت خدایا شکرت این چندمین باریه که واقعا وقتی از یه چیزی نگران میشم سریع توسط استاد به کمکم میای که مبادا تعادل خودمو توی مسیر از دست بدم و از راه راست منحرف بشم….و اون باور به یادم اومد که خدا همواره و همیشه حافظ و نگهدار منه و سپاسگزاری کردم……استاد نازنینم بینهایت سپاس گزارم…..من این تمرین واجب رو خواستم در دفتر سررسید امسالم انجام بدم که البته انجامش میدم آخر شب که همیشه به یادش باشم و مواقع نگرانی نگاهش کنم ولی با توجه به اینکه الان کار دارم، ولی یه حسی بهم گفت مجید تو باید این تمرین رو انجام بدی و بعد به کارت برسی و منم گفتم چشم من تسلیمم….و من اینو برای تمرین و تلنگر به خودم مینویسم اینجا نه برای مسابقه. که هم کمک به خودم باشه و هم شاید کمک به دوستان عزیزم…..
1- خداروشکر در اول سال 96 به لطف خدا پس از گذشت تقریبا 8 ماه از زمانی که فایلهای استاد رو در سال 95شروع به گوش دادن کردم و حس و حالم عوض شد خداوند از طریق یکی از دستانش قضیه خانه دار شدنم رو مطرح کرد و بعد منو هل داد و اتفاقات خوب یکی پس از دیگری افتاد و دقیقا 2 ماه بعدش من در خانه خودم مستقر شدم و از اجاره نشینی بیرون آمدم و خدا رو بینهایت بینهایت سپاسگزارم….الان هم یکسال شده که در خانه خودم هستم و این نشانه عالی بود که میتونم اون خونه ای که در ذهنم هست و روی دریم بردم هست رو در اینده نزدیک بدست بیارم
2- خدارو شکر که خانه ای که خریدم پر از موج مثبته و پارسال هر کس از اقوام برای عید دیدنی میومد دقیقا به وضوح میگفت چقدر اینجا دل بازه و انرژی مثبتی داره و روحیمون شاد شد…..
3- دقیقا از وقتی ما اومدیم اینجا سه تا آپارتمان جدید در کنار خونه ما و سه آپارتمان در جلوی خونه ما استارت کارش زده شد و در حال ساخت میباشند و این نشونه فراوانی و ثروته و همچنین پاقدم خوب خودم که هر جا میرم پر از برکت و فراوانی میشه :)
4- در همون عید پارسال بود که دوست ثروتمندم یه قرار نهار گذاشت و با ماشین لاکچری اش اومدم دنبالم و با هم به یکی از بهترین رستورانهای شهر رفتیم و نهار خوردیم و کلی احساس ثروت بهم دست داد و خدارو سپاسگزاری کردم
5- در اواخر سال 95 بود که خداوند رسالتی رو که باید انجامش بدم رو از طریق یه سایت بهم نشون داد و من شوکه شدم و دیدم هر آنچه که من میخوام و روحم رو ارضا میکنه در این رسالت هست و گفتم تو تاحالا کجا بودی آخه…..و این زمانی بود که من باور اینکه ایده های ثروت ساز در هر لحظه به ذهنم خطور میکنه رو به صورت دست پا شکسته برای خودم میگفتم…..
6- در همان اواخر سال 95 بود که استادی مهربان رو پیدا کردم که منو در زمینه رسالتم با صبر و محبت یاری کرد و هر آنچه نیاز دارم رو بهم یاد داد
7- در سال 96 من روی رسالتم کار کردم و نتیجه خوب گرفتم ولی از اونجا که همش به وضع بهتری از اون رسالت فکر میکردم به سمت سطح پیشرفته آن سوق داده شدم و اساتید جدیدتری پیدا کردم که اونها هم مهربان و صبور بودند و هر آنچه خواستم برام مهیا کردند از جمله لوازم کار و هر آنچه که میخواهم…..
8- در سال 96 من دفتر کارم رو در اتاقم با یک میز آماده کردم و لوازم کاریم تا حدی مهیا شد و باهاشون شروع به کار کردم و نتیجه کار عالی در اومد…..که البته همه اینا برای تمرین بود ولی نتیجه عالی بود و منو امیدوار کرد به اینکه رسالتم صحیحه و من از پسش بر میام…
9- در سال 96 بود که دوره قانون افرینش استاد رو تهیه کردم و همون جلسه اول استاد گفتند که از امشب یه خبر یا اتفاق خوش بصورت یه نشونه خواهید دید و دقیقا همون شب بود که دوست ثروتمندم زنگ زد و گفت مجید حاضری از 4 شنبه به مدت سه روز بریم شمال خوشگذرونی و منم با کمال میل قبول کردم….و رفتیم و کلی خوش گذروندیم و کلی درس ازش یاد گرفتم و کلی درس بهش یاد دادم…..
10- در همون راه شمال بود که هیچ پلیسی به ما گیر نداد و حتی یه جا که سرعت بالا بود و پلیس ما رو دید ، دوستم یهو سرعتشو کم کرد و گفت آخ الان باز نگهمون میداره و پلیسه کسی دیگه ای رو نگه داشت و من بهش گفتم تا من توی ماشینت هستم هیچ اتفاق ناخوبی برامون نمیوفته…..
11- توی بازگشت از اون سفر بود که من ماشینی رو که عاشقشم و جزو دریم بوردم هست رو توی خیابون برای اولین بار دیدم و از وقتی که بهش فکر میکنم بارها و بارها دیدمش و توی نمایشگاه سوارش شدم و حتی در یه کوچه خلوت با ابهت و به ارامی از کنارم رد شد و الان هم که در نزدیکی محل کارم در یکی از پارکینگهای خانه های لاکچری اونجا پارکه و من صبحها بهش سلام میدم و اون پارکینگو پارکینگ خونه خودم فرض میکنم و فرض میکنم که دارم میرم سوار ماشین بشم….
12- دقیقا در سال 96 بود که من برای خرید خانه ام ماشینم رو فروختم و خیلی خوشحال بودم….چرا؟ چون فرصتی برام پیش میاد که وقتی با اتوبوس به محل کارم میرم صبحها و عصرها فایلهای استاد رو گوش کنم و بیشتر یاد بگیرم و از اول سال 96 هم گفتم دقیقا خدا خواسته که در سال 96 من اماده تر بشم که سال 97 رو عالی شروع کنم و من هر روز فایلهای استاد رو در اتوبوس گوش میکنم و خیلی چیزها رو در فایلهای تکراری جدید متوجه میشم، یعنی میگم اینو من شنیده بودم ولی چرا الان یه تاثیر فوق العاده تری روی من داره؟
13-در سال 96 محل کارم من تا برج 5 در یه مکان عالی بود که یه ایستگاه اتوبوس در جلوی خونمون بود که انجا سوار اتوبوس میشدم و دقیقا در محل کارم پیاده میشدم…..و از برج 5 به بعد محل کارم به جایی لاکچری تغییر یافت که دقیقا یه ایستگاه اتوبوس هم در اونطرف خانه مان هست که منو دقیقا میبره جلوی اون محل کارم پیاده میکنه و این اصلا اتفاقی نیست و نشان دهنده این است که چقدر خدا هوامو داره برای اینکه براحتی به هدفم برسم….
ادامه در کامنت بعدی
با سلام
من در ابتدای سال 96 درست بعد از سال تحویل تصمیم گرفتم که از کارمندی خداحافظی کنم هر چند حساب و کتاب مالی ام با این خداحافظی جور نبود. اما استعفای خودم رو اوایل اردیبهشت تحویل دادم و از اول تیرماه خارج شدم. به محض خروج با یک معامله که اصلا نفهمیدم چطور آنقدر سریع اتفاق افتاد که من خودم هم باورم نمیشد، توانستم کسری مالی مورد نظرم را جبران کنم (تعیین این هدف مالی و تصورات من از زمان مورد نیاز برای رونق کسب و کارم یک اشتباه بود که البته به تازگی به آن رسیدم)، پس از آن چند معامله کوچک داشتم ولی از اوایل شهریور دیگر نتوانستم کاری را به ثمر برسانم و یک اتفاق بسیار بد برای من در اواخر شهریور رخ داد که مرا کاملا به هم ریخت من در هراس و اضطراب و یاس شدیدی افتادم. از آنجاییکه با فیلم راز و … آشنا بودم به این سمت رو آوردم و سعی کردم با خدا رابطه ام را بهتر کنم ولی اتفاقی محسوس نیافتاد تا نیمه آبانماه که از خدا خواستم تا نشانه ای به من بدهد که مرا دوست دارد و صدایم را می شنود و برآورده شدن خواسته کوچکی را به عنوان آن نشانه در نظر گرفتم. اما برآورده نشد و من مایوس در اینترنت به دنبال شرایط استجابت دعا بودم که ناگهان و به صورت عجیبی یکی از اشعار مولانا مرا کاملا به هم ریخت و آن نشانه را دریافت کردم و بیش از یک ساعت گریه کردم و سجده شکر بجا آوردم. تصمیم گرفتم قرآن را با معنی بخوانم و با خدای خودم بیشتر آشنا شوم. از آنجاییکه ماردم حدود 5 سال قبل در سفر حج برای ختم قرآن من و سایر خانواده قرآن را باز کرده بود که ختم خود را از آن آیه شروع کنیم و با آن آیه به پایان برسانیم، از ایشان شماره آیه و سوره را گرفتم (آیه 20 سوره لقمان بود). شب که قرآن را باز کردم و به آیه مربوطه رسیدم. چگونه چنین چیزی ممکن بود؟!!! باز چشمانم پر از اشک شد و خدا را شکر کردم آیه با این عبارت شروع می شد که “الم تروا ان الله سخر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض”. از آن به بعد هر شب چند صفحه از قرآن را می خواندم و بر روی باورهایم کار می کردم و مطالب مختلفی را می خواندم ودر مجموع حالم رو به بهبود بود هر چند یک حرکت رفت و برگشتی وجود داشت. کم کم سوالاتم در مورد آیه های قرآن و تناقضات زیادی که در آن موقع با قانون جذب می دیدم زیاد می شد تا این که تصمیم گرفتم ایمیلی به یکی از اساتیدی که قبلا در دوره های ایشان شرکت کرده بودم بزنم و سوالاتم را مطرح کردم. اما پاسخی دریافت نکردم. کم کم یک دو کار کوچک در اواخر بهمن ماه توانستم انجام بدهم و حالم بهتر شد. در یکی از روزها برای یکی از دوستان که روزانه برای هم جملات مثبت می فرستادیم، جمله “if you can find a path with no obstacles, it probably doesn’t leas any where” رو فرستادم که با پاسخ “not true” و لینک یکی از فیلمهای آقای عباس منش که دقیقا در پاسخ به این جمله نوشته شده بود با عنوان “کدام مسیر بهتر است، مسیر هموار یا ناهموار” مواجه شدم. کم کم با دیدن بقیه فیلمها (با وجودی که با تمامی نظرات آقای عباس منش به خصوص در مورد چیستی خداوند موافق نبودم و با نظر ایشان که این بحث به جایی نمی رسد موافقم) جواب بسیاری از سوالاتی که برایم مطرح شده بود، پیدا شد و بسیاری از تناقضات برایم حل شد که از این بابت از آقای عباس منش بسیار سپاسگزارم.
سال 96 نتیجه اش برایم بسیار خوب بود (و هذا من فضل ربی) و انگار اتفاق بسیار بدی که برایم افتاده بود برای هدایت من به این مسیر بود. من در این سال بسیار آموختم و بر روی خودم کار کردم و اکنون انسان متفاوتی شده ام با وجودی که هنوز در ابتدای راهم.
اهداف سال 97 من به یاری خداوند یکتا هم شامل موارد زیر هست:
1- برقراری ارتباط بهتر با یگانه قدرت هستی
2- آموختن بیشتر و درک قوانین خداوند و خودشناسی
3- درآمد مالی بیش از 3 برابری نسبت به سال گذشته
4- سلامتی و آرامش و آسایش بیشتر با کار کردن بر روی باورهایم
5- ارتباطات قویتر با انسانهای مثبت اندیش و با باورهای زیبا با بیشتر دوست داشتن خودم و تقویت باورهایم
6- حداقل 4 مسافرت لذت بخش با خانواده و دوستان در سال 97
7- خرید ماشین مورد علاقه ام
8- توسعه و رونق کسب و کارم با استخدام دو نفر کارمند در سال 97
به نام الله یکتا..
سلام خدمت استادعزیزسیدحسین عباسمنش وتمامی دوستان همفرکانسی ام….من اولین باره که دارم مطلب میذارم تاحالا چندبارخواستم اتفاقات خوبی که برام افتادن وبیشتربرای خودم به معجزه شبیه بوده اینجابنویسم امانمیشد امروزصبح که فایل استادرودیدم به خودم گفتم این بهترین فرصت که توهم بنویسی چون احساس میکنم نوشتن اتفاقات زندگیم وبه اشتراک گذاشتن یه جورادای دین هستش که بایدانجام بدم..من توشهربندرعباس زندگی میکنم ویه کارمندساده بودم باحقوق ماهی یک میلیون که همیشه آرزوورویای داشتن کسب وکارخودموداشتم خلاصه یه روزبه طوراتفاقی یکی ازبچه های گروهی که توش عضوبودم فایل چندبرابرکردن درآمداستادروبرام فرستاد دانلودکردم وگوش کردم چیزی که خیلی نظرم روجلب کردوباعث شدباورکنم که منم میتونم این بودکه ایشون گفتن دربندرعباس زندگی میکردن به خودم گفتم ببین شیرین این آدم موفق که داری میبینی یه روزی توهمین شهربوده توهمین خیابوناکه الان توقدم میزنی راه رفته وباهمین باورهاموفق شده پس دقیقاهرچی میگه باجون ودل گوش کن توام موفق میشی..توپارک نشسته بودم وفایلاروگوش کردم ویه تعهدهم برای خودم نوشتم وامضاکردم واصلا هم به این که چ جوری سعی کردم فکرنکنم خداشاهده تومسیری که داشتم پیاده میرفتم سرکاریهویی یه جرقه ای توذهنم زدکه تومیتونی ازمدرک آرایشگری که داری استفاده کنی ویه وام که شرایطش خیلی خوب بودباخودم گفتم بگیرم وکسب وکارخودموراه بندازم خلاصه ایدموبه چندنفرگفتم همه گفتن نمیشه فک کردی به این آسونیه بدبخت میکنی خودتوهمین حقوق داری خیالت راحته به خودم گفتم میشه چون استادم تونسته منم میتونم وازفرداش رفتم دنبال کارام به خداقسم چیزایی که قبلا محال بودبه اون آسونی انجام بشه برای من تمام مراحل کارهام به صورت معحزه گونه ای حل شدانگارواقعاهرکسی سرراهم قرارمیگرفت دستی بودازطرف خداوند…کارهام انجام شدآرایشگاهموافتتاح کردم وبه خودم گفتم من بایدتاپایان سال 96یعنی سه ماه بعدش میشددرآمدم به ماهی یک میلیون وپانصدبرسه بااینکه تازه افتتاح کرده بودم ودرآمدزیادی نداشتیم اما روزقبل سال تحویل حساب کتاب کردم دیدم خدای من واقعا درآمدم به اون مبلغ رسیده بوده وازاونجایی که من کارعکس وفتوشاپ هم انجام میدم کلا درآمدم به بالای سه میلیون رسیده بودبیشترازتعهدم ازخوشحالی اینکه خداهرلحظه چطورمثل یه پدرمهربان دستموگرفت تواین مسیرگریه کردم وهزاران بارشکر شکرشکر…اتفاقات کوچیک زیادی بودی که من مهمترینشونوشتم خلاصه اینکه انگاردیگه ازغصه خبری نیست دیگ فقط برای من شادی هست وسپاسگزاری ازپروروگارم هروقت هم که ایمانم کم میشه تمام فایلهای رایگان استادروکه دانلودکردمودارم روگوش میدم وکلی بازانرژیم شارژمیشه.
توسال نودوهفت میخوام درآمدم بازبه سه برابربرسه وبیشترالبته ومیخوام ماشین مکردعلاقه ام که سانتافه مشکی هست بخرم واینکه یه مسافرت به کشورهلندبرم وکلی چیزای دیگه هم هست که شخصیه نمیشه نوشت…ومهمترین خواسته دیگه ام هم اینه که فایلای استادروبتونم تهیه کنم چون همیشه فکرمیکنم من بافایلای رایگان اینقدرتونستم موفق بشم پس اگه دوره هاشوتهیه کنم چ شوووودزندگی من اولیشوهم میخوام قانون آفرینش بگیرم انشاللله…استادعزیزم سپاسگزارم ازامیدوانگیزه ای که به من ودیگران میدین وباعث میشین که جهان جای بهتری برای زندگی باشه.موفق وپیروزباشین درپناه الله یکتا
سلام دوست عزیز
بابت موفقیتی که کسب کردین بهتون تبریک میگم
با خوندن نظرتون خیلی کیف کردم
و بعد گفتم برم ببینم به هدفت اخریتون رسیدین یا ن که دیدم بعله و با خوشحالی براتون کف زدم
خیلی لذت بردم
بهترین ها رو براتون ارزو میکنم
شاد باشید (:
سلام دوستان و همراهان گروه عباس منش امیدوارم در هر جای دنیا هستید شاد سالم ثروتمند باشیدوسلام به استاد سید حسین عباس منش. من با ایمیل پسرم وارد می شوم چون خرید و اون برام انجام می ده. من اواخر سال نو و چهار با سایت آشنا شدم و بعد از فایلهای رایگان با ثروت یک شروع کردم من درست استفاده نکردن وتمرینها رو خیلی خوب انجام ندادم ولی با این حال خیلی اتفاقات خوبی برایم پیش آمد من در سال نو و پنج بصورت ناباورانه به سفر ترکیه رفتم ویک هفته هم خرید کردم وهم تفریح با فروش لباسها پول خرج سفر را درآوردم خدا رو شکر درآمدم تقریبا سه برابر شد راحت تر پول خرج می کردم و راحت هم جایش می آمد من مستأجر هستم جایی را گرفتم که پولپیش خیلی کم می خواست در اوایل سال نود شیش به مسافرت رفتیم در یکی از شهر های اردبیل من در بیمارستان در قسمت خیاطی کار می کردم و خیلی اذیت می شدم بخاطر هم کاران منفی وترسو خودم استفاده دادم بسته روان شناسی ثروت سه راهم خریدم من در این سال از خدا خواسته بودم خیاطی را بصورت حرفه ای در حد لباس عروس یاد بگیرم ولی چون سر کار می رفتم نمی توانستم وخداوند کسی را برای من فرستاده تا خودش یاد بگیرد وبیاید به من یاد بدهد ومن هم مقداری از هزینه آن را بدهم خدا رو شکر برای رانندگی اقدام کردم ولی هنوز گواهی نامه نگرفتم. می خواهم پایم قوی بشه. مدت زیادی تلاش کردم برای خودم مغازه بگیرم کار کنم نشود بعد خواستم فعلا برای دیگران کار کنم تا حرفهای تر بشوم جور نمی شود یا راه دور بود یا من نمی توانستم تامین که من رفتم در یک تولیدی کار کنم وله مدت ده روز کار کردم شب عید بود تقریبا کارشان تمام شده بود تو این فاصله از یکی از این مزون ها ب دوستم زنگ زدن براتون کار می فرستنده در خونتون وما در کمال ناباوری قبول کردیم من دوستم دو تا لباس عروس دوختیم مایی که هنوز یک لباس عروس نه دوخته بودیم البته اذیت شدیم ولی خیلی بزرگ شدیم و تعداد مانتو و لباس هم دوختیم واین خیلی عالی بود من در این سال طلا خریدم البته جزو خواسته هام بود نوشته بودم من انگشتر سرویس النگو گوشواره را یک جا وبدون کار کرد خریدم وار وقتی خریدم طلا گران شد ومن سود کردم خدارا شکر. جزو خواسته هام خرید چرخ سردوز بود وخریدم. خدارا شکر. واتفاقات کوچک زیادی که افتاد ومن یادم نیست یکی از اتفاقات این بود بچه هام برام کیک تولد گرفتن آخه تولد من نه فروردین است سابقه نداشته حتی تبریک بگن واخرین اینها این بود که پسر کوچکم برای من کیف پول چرمی خریده برای تولد پرور مادر وگل روز. وپسر بزرگم یک سرویس طلا ظریف به قیمت دوشیصت در آخرین روز سال نودوشیش وخدارا سپاسگزارم و البته این هم جزو خواسته هام بوده خدارو شکر وکلا برای نودوشیش هفت. 1 می خواهم با کمک خدای مهربان ووهابم جایی برای کار بگیرم می خواهم خداوند مشتری های خوب پرداخت پول بده ثروت مند برام بفرسته به راحت تربت شکل در فکر راه اندازی شبکه اجتماعی برای کارم هستم بعد امر کز زیاد برای خرید خانه هستم به راحت تربت شکل وبا این پولی که دارم خونه را انتخاب کردم و بقیه کارا ها دست خداست انجام بدهد. وپیشاپیش از انجامش از خدا سپاسگزارم. و تمرکز کز بعدیم روی تناسب اندام است که به کمک خدا اقدام خواهم کرد. وی خواهم دوره تکامل رو بگذرانم من عاشق مسافرت هستم در طول سی و چهار سال زندگی مشترک به جز اون بک مورد که گفتم به اردبیل رفتیم آن هم دوروز با همسرم جایی نرفتم به دلایل ذهن فقیر همسرم و همراهی خودم که البته خودم مقصر بودم و خودم جذب کردم با آرزوی شادی سلامتی و ثروت و سعادت دنیا و آخرت برای تک تک دوستان و موفقیت روز افزون