توجه به داشته ها، راهِ رسیدن به خواسته ها - صفحه 32 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2684 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حمزه نظری گفته:
    مدت عضویت: 3836 روز

    باسلام خدمت دوستان عزیم وهمچین سلام خدمت استادعباسمنش وگروه تحقیقاتی عباس منش .

    بازم هم فایلی دیگرودرسی دیگرونکته ای دیگرمن ازسال ها قبل می دونستم که شکرنعمت نعمتت افزون کند وکفرنعمت ازکفت بیرون کنید وخیلی وقته که سعی می کنم باقانون شکرگزاری خودمو به بالاترین فرکانس جهان که همون شکرگزاری هستیش برسونم ولی راستش هدف هامونوشته بودم ولی الان که این فایل رودیدم تازه یادم افتاد که چه روندی رودرسال گذشته گزوندم. اول سال کسی روکه عاشقونه دوس داشتم وداشتیم خودمونو برای ازدواج آماده می کردیم که چکارکنیم وچکارنکنیم وخلاصه کلی کارکه همتون میدونید قبل ازازدواج هر زوجی انجام میدن. فهمیدم که میخوادرابطه روقطع کنه خب اولش خیلی برام سخت بود چون فایل های استادروگوش داده بودویه جورایی مطمئن بودم زوج رویایی میشیم بعدش به خودم گفتم که قانون درسته یه چیزی هست که من یادم رفته وگرنه من که هروقت ازقانون استفاده کردم موفق شدم خلاصه دوباره شروع کردم به اینکه روی خودم کارکنم وبفهمم چه چیزی باعث شده که من این نتیجه روبگیرم وبعدش فهمیدم که من اولین اصل یه رابطه سالم روکه وابسطه به کسی نشدن واینکه نخوایم کسی روکنترل کنیم رو رعایت نکردم واینکه مابایدخودمون زندگی کنیم وبزاریم دیگران هم زندگی کنن ومن تنها به افکارخودم تسلط دارم وباورفراوانی رودرخودم تقویت کردم وهرچند بعدازیه مدتی اظهارپشمونی کردومن اونوبخشیدم وبراش آرزوی خوشبختی کردم ولی

    طی این مدت و بایه مدت دوری به یه سری ازباورهاومعیارهای خودم پی بردم که بعدازاینکه ازاون جداشدم تازه فهمیدم که چه موردهای بهتری هست وبه قولی بادوس داشتن زیادمن کورشده بودم وخداروشکرمیکنم که من این تجربه روبه دست آوردم وصدالبته میتونم رابطه های بهتری روتجربه کنم .

    درسال96من تقریبا تمام فایلی های استادروتهیه کردم ازدوره جامع عشق ومودت گرفته تا دوره های روانشناسی ثروت 1و2ودوره چگونه هدفگزاری کنیم وبه آن برسیم ،دوره عزت نفس ودوره شیوه حل مسائل ،ارزش تضاد ومشکلات دلیل اصلی موفقیت ودوره کامل قانون آفرینش وخلاصه تمام کتاب های الکترونیکی وصوتی و….وصدالبته دوره تنها دوره ای که مونده تهیه کنم روانشناسی ثروت 3هستش که می خوام به برای تهیه این دوره خودمو رهاکنم وحتی نمی خوام درجهت جریان رودخانه شناکنم بلکه خودموبه دست خدابسپرم وبه تمام اهدافم درسال 97برسم چون میدونم که باتوکل به خدابه همه خواسته هام میرسم وفقط باید تکاملم روطی کنم .

    پس اولین خواسته من درسال 97روانشناسی ثروت 3خواهدبود که اون رومی خوام جایزه ای برای درست عمل کردن به قانون هاو ودوره هایی که تهیه کردم باشه یعنی هروقت ازقانون درست استفاده کنم ناخودآگاه من رویک قدم به هدفم نزدیک تر میکنه .

    2٫دومین هدفم درامسال اینکه به امید خدامی خوام ازدواج کنم ومیدونم که درجریان رودخانه موفقیت عشق ومودت روتجربه میکنم وبه صورت ناخودآگاه این شخص روپیدامی کنم

    3٫سومین هدف من قهرمانی روبیک کشوره به امید خدامیخوام توی مسابقات کشوری شرکت کنم راستش هدف اصلیم اینه که قهرمان جهان بشم ولی ازاون جایی که میدونم بایدتکامل خودموطی کنم برای امسال می خوام که قهرمان کشوربشم تلاش من اینه که اگه یه کاری روشروع میکنم باید دراون حوضه بهترین باشم ونه حتی دومین نفر 4٫خریدن ویلا وخونه هستش.

    5٫تناسب اندام وورزش کردن هرروزحتی اگه شده درحد نیم ساعت .

    اینا اهداف من درسال 97وامسال اهداف زیادی رودرنظر نگرفتم چون خواستم دقیقا مثل ذره بین عمل کنم وتمام تمرکزمو روی این اهداف بزارم .

    هرروزصبح به محض اینکه بیدارمیشم اول خداروبه خاطر تمام چیزهای که توی زندگیم دارم شکرمیکنم وبه خاطراونا ازخداسپاسگزاری میکنم بعدش به یادم میارم که چه اهدافی برای امسال دارم بعدش میگم چکاری رومیتونم انجام بدم که امروزیه قدم به اهداف امسالم نزدیک بشم .

    بعدش 3تا کاررو اولویت بندی میکنم که اگه امروزفقط بتونم این سه تاکارروانجام بدم این کاراچی هستن بعدش آماده میشم که برم سرکار.

    نمیدونم چطوری ولی میدونم موفق میشم وبه لطف خدا با رسیدن به هرکدوم ازاهدافم شما دوستان رودرجریان میزارم که هم انگیزه ای بشه برای شما وهم یاآوری برای خودم که در اوایل سال 97استادیه مسابقه روترتیب دادومن ودوستانم درسایت عباسمنش خواسته ها وداشته هامون روبه اشتراک گزاشتیم وبه لطف خدابه اونا رسیدیم .

    امیداورم امسال سال دررسیدن به تمام اهداف زندگیتون باشه که هروقت به امسال فکرمیکنین سالی پرازعشق وثروت وموفقیت روبه یادبیارین .برای همتون آرزوی سلامتی وثروت وموفیقت دردنیاوآخرت رودارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    اعظم حامد گفته:
    مدت عضویت: 3066 روز

    سلام استاد عزیزم

    وقتی صداتونو میشنوم آرامش میگیرم?

    یکی از اتفاق های خوبی که سال 96 واسم افتاد این بود که من 7 سال عاشق ی نفر بودم که فقط 4 ماه با هم بودیم ولی دوسم نداشت و از هم جداشدیم وقتی دعا کردم وازخدا خواستم که همسر الهی م رو بهم بده ایشون ازم خواستگاری کرد ولی آخر سال 96 دوباره از هم جدا شدیم به یک دلیل خاصی

    اتفاق خوبه دیگه این بود که با ورزش آشنا شدم و باشگاه میرفتم و روحیه خیلی خوبی داشتم

    و با سایت استاد عباس منش آشنا شدم و واسه اینکه قوانین جهان رو ب خودم ثابت کنم که وجود داره چیزهای کوچیک طلب میکردم و با احساس خوب دریافت میکردم

    مثلا یک کلاس رقص خوب میخواستم برم ک دوستم روز بعد بهم پیشنهاد داد با هم بریم

    یا میخواستم مهمونی خاصی برم که دعوتم میکردن

    خیلی لذت بخشه

    یکی از اتفاق های خوب دیگه این بود که جسارت پیدا کردم و از شغلی که دیگه ازش خسته شده بودم استعفا دادم با اینکه مزایای خوبی داشت

    در سال 97 هم تصمیم دارم ازدواج کنم با همسر الهی که خدا برام در نظر گرفته نه کسی که خودم با ذهن محدودم میخوام

    و در شغلی که دوس دارم پیشرفت کنم و درآمدمو افزایش بدم

    در هر صورت راضیم ب رضای خدا

    این مواردم اینجا گفتم ک تعهدی باشه واسه رسیدن ب خواسته هام

    امیدوارم همه خوشبخت باشن و به هدف هاشون برسن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    صادق گفته:
    مدت عضویت: 3859 روز

    بنام خدا

    سلام خدمت تک تک دوستانم در سایت عباسمنش دات کام

    هنوز سال 96نشده بود که هدفگذاری کردم و اهدافم رو به دقت شناسایی کردم و مکتوبشون کردم به امید اینکه در سال 96بهشون برسم

    وارد سال 96 شدیم و من یکی از خواسته هایی که داشتم این بود که بتونم دایره روابطم با افراد رو گسترش بدم و بتونم دوستان زیادی داشته باشم و افرادی که بامن همسو هستند رو جذب کنم خب گذشت و الان در سال 97 هستیم و من وقتی به سال گذشته فکر میکنم باورم نمیشه که چقدر راحت و از چه مسیر چه افراد باکلاس با سواد ثروتمند و دقیقا همونایی رو که میخواستم رو جذب کردم و باهاشون ارتباط دارم ازون گذشته رابطم با خانوادم زمین تا آسمون تغییر کرده باور کنید بعضی چیزا رو الان که دارم مینویسم به یاد میارم تا ده دیقه پیش یادم نبود خب شاید صددرصد روابظ رو جذب نکردم ولی قسم میخورم بالای80درصد توی روابطم تحول ایجاد شده و امسالم دوست دارم این روند رخ بده و بازم ارتباطاتم بهتربشه

    ?خدایا شکرت نمیدونستم نوشتن انقدر احساساتیم میکنه میخوام گریه کنم از شوق

    یکی دیگه از خواسته هام این بود که تندخوانی رو کار کنم و یک کتابخوان حرفه ای بشم با وجود این که یک سال بود میخواستم این اتفاق بیافته ولی رخ نمیداد اما امسال شد و من تبدیل به یک کتابخوان شدم و کلی کتاب خوندم البته خیلی از کتابارو یادداشت برداری نکردم ولی همین ک خوندم برام خیلی ارزشمنده

    من میخواستم یک درامد داشته باشم که با کمترین کار بیشترین پول رو دربیارم چون آدمی نیستم که زیاد کاری باشم ی روزی فکر کردم و از خدا خواستم که بهم ایده بده که چطوری پول بسازم ایده اومد که یک گروه تلگرامی رو راه اندازی کنم و تندخوانی رو که بلدم رو آموزش بدم و پول بگیرم خب من به این ایده عمل کردم و چند نفرم ثبت نام کردن یک استادی بود که تندخوانی تدریس میکرد بهم پی ام داد گفت منم میتونم کمکت کنم این شد که من با هشت نفر گروه رو راه اندازی کردم و استادم تدریس کردن و به همین ترتیب گروه های دوم و سوم هم با ظرفتیت بیست نفر تشکیل شد و این حرکت ما کم کم به یک کار فیزیکی هم شد و قرار هستش که سمینار ها و دوره هایی هم باهمون استاد برگزار کنیم میخوام بگم همه چی خیلی ساده وآسون برام رخ داد و خداروشاکرم و در سال 97 هم میخوام که در همین حوزه کار کنم

    یکی دیگه از اتفاقات این بود که من تو تهران درس میخوندم و میخواسم کارهایی رو بکنم که در محیط خوابگاه اصلا امکانش وجود نداشت و اینکه من بتونم بیام شهر خودمون و تو خونه خودمون باشم و درس بخونم دیگه برم تبدیل به یک رویا شده بود که کنکور بدم و شهر خودمون قبول بشم و بیام بخونم هر روز این آرزوم بود خلاصه تو 96 کنکور دادم و با اینکه نخونده بودم دانشگاه شهرمون قبول شدم و الانم کارایی رو که میخواستم رو انجام دارم میدم و از این بابت هم خدارو شاکرم

    یکی دیگه از وقایع راه اندازی کسب و کار فصلی خودم بود من تونستم با سن کمی که داشتم کسب و کاری رو راه اندازی کنم که هیچ کس توی منطقه ما نتونسته تو سن من این کارو انجام بده من 22 سالمه و من با دوستم این کارو انجام دادیم و ظرف پنجاه روز کاری با روزی نهایتا پنج ساعت کار راحت تونستیم شش میلیون تومن درامد کنیم و این برای من یک رکورد عالی برای شروع بود لازم به ذکر هستش که ما توی این کار نزدیک یک میلیون هم ضرر کردم در همون اوایل ولی موندیم و موفق شدیم???

    ? تمامی این اتفاقات جزو وقایع بسیار مهم 96 بود و سال گذشته تمامش برای من اتفاق عالی و معجزه بود

    ? در نهایت خداوند رو شاکرم که به من قدرت خلق زندگی ام رو داده و بیشتر به این خاطر سپاسگزارم که روش خلق کردن رو هم یاد گرفتم امیدوام سال 97 برای همه ما سالی پر از زیبایی باشه

    ? حالا اتفاقاتی که میخوام سال 97 برام بیافته رو میگم براتون البته مهم ترینش رو میگم من مکتوب کردم که امسال باید تبدیل به برترین مدرس در حوزه کتاب در کشور بشم و سمینار و دوره برگزار کنم و میخوام مطرح ترین فرد در این حوزه در فضای مجازی هم باشم و مطمئنم بهش میرسم و دارم در راستاش فعالیت میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    داود حامدی گفته:
    مدت عضویت: 3467 روز

    سلام.خیلی خیلی خوشحال هستم و سپاسگزار خداوند بزرگ و منان هستم که این فرصت ایجاد شد تا به عنوان یکی از طرفدارهای استاد عزیزم استاد عباسمنش برای اولین بار که یه جورایی یه حسی درونم بهم گفت که بیام و نظر و دیدگاه خودم رو به اشتراک بذارم.و امیدوارم که مفید و موثر قرار بگیره برای دوستان عزیز و هم فرکانسم.

    همچنین سال نو را به شما دوستان گرامی و استاد عزیزم تبریک و تهنیت عرض میکنم که آرزومندم سالی آکنده از رشد و ثروت برای خودمون خلق کنیم.

    من حدود یکسال و تقریبا دو سه ماه هست که با استاد وبرنامه های ایشون آشنا شدم و آشنایت من از طریق یکی از دوستانم و با فایل چگونه درآمد خود رو در یک سال سه برابر کنید؟ صورت گرفت.

    قسمت اول فایل که گوش کردم همون پله اول تعهدی که استاد در موردش صحبت کردن رو تو دفترم یادداشت کردم و حرفهاشون جدی گرفتم و تمریناتش رو جدی انجام دادم و حتی خیلی زود با افراد موفق و ثروتمند شهرم مصاحبه کردم و ارتباط خوبی گرفتم و تو درآمدم خیلی تاثیر گذاشت که مطمئن هستم که خیلی خیلی بیشتر از اینا نتایج فوق العاده ای میگیرم و حتی خودم از اون موقع تا حالا خدا رو شکر میکنم که بیمار نشدم حتی در حد یک سرماخوردگی ساده یا سردرد…و جالب اینجا که اون موقع تا حالا من حتی دفترچه بیمه ام هم اعتبارش نزدم و اصلا نمیدونم کجا هست.

    و در سال 96 خیلی اتفاقات مثبت و عالی برام افتاد هم در زمینه شغلی هم سلامتی هم ارتباطی با خدای خودم و هم ارتباط عالی با خانواده و اطرافیانم.که اگر خواسته باشم این اتفاقات عالی کوچک و بزرگ رو بنویسم فکر کنم اندازه یه دفتر صد برگ میشه.

    همچنین با فایلهای رایگان استاد کار میکنم و می خواهم توسال 97 تمام محصولات استاد رو بگیرم بخصوص محصولات روانشناسی ثروت 1و 2و 3 که نظرات دوستان رو تو سایت خوندم محصولات فوق العاده عالی هست.

    اینقدر علاقه مند به استاد شدم و هستم که عکس ایشون رو داخل اتاق خوابم زد و حتی از موقع تا حالا که با استاد آشنا شدم ایشون رو الگوی اصلی زندگیم قرار دادم تا زمانی که زنده هستم و حتی عکس پروفایل تلگرامم هم عکس ایشون گذاشتم.

    و هر روز هر روز خداوند رو سپاسگذارم که با استاد اشنا شدم و همچون انسان بزرگی رو سر راه من قرار داد.

    همچنین سال 97 رو برای خودم نامگذاری کردم و سال رشد وثروت نامگذاری کردم و می خواهم که با توکل به خدا و اموزشهای استاد عزیزم از نظر شخصیت و منش رشد کنم و به ثروت بی نهایت تو همه زمینه ای برسم.مادی معنوی ارتباطی با خدا و اطرافیان و سلامتی بیشتر….

    در پایان تشکر میکنم که یادداشتها و دیدگاه من رو خوندید و رای مثبتی که به نظرم دادید….

    همچنین از استاد بزرگوارم

    مشتاق دیدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  5. -
    احمدرضا کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 4285 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی

    شکر تو بر نعمت گذشته زمینه ساز نعمت آینده است. امام حسین(ع)

    اتفاقات زیبا،خوب و دوست داشتنی که در سال 1396 برایم رخ داد:

    من به فوتبال بسیار زیاد علاقه دارم ومی خواهم روز به روز در فوتبال پیشرفت کرده و یک فوتبالیست عالی شوم.اتفاقات خوب فوتبالی که در این سال برایم به وجود آمد:

    1-در فروردین ماه این سال من در یک آکادمی فوتبال ثبت نام کردم و هفته ای دو جلسه به مدت 3-2 ماه من در این آکادمی تمرین می کردم.به دلیل عملکرد خیلی عالی که داشتم و بهترین بازیکن در آن آکادمی بودم مربی مان من را به عنوان اولین نفر برای تست تیم جوانان آن مجموعه معرفی کرد.

    ومن به آن تیم جوانان رفتم و به طور میانگین هفته ای سه جلسه تا پایان سال با این تیم من تمرین کردم.درمسابقات هم شرکت کردیم و 10 بازی انجام دادیم که در اکثر بازی ها من بازی کردم ودومین گلزن وبرترین گلساز تیممان در این مسابقات شدم.

    خدایا شکرت

    2-در مسابقات فوتسال مدرسه مان که 12 تیم در آن شرکت کردندبا کسب 4 برد و یک باخت نایب قهرمان شدیم و من جزو 3-2 بازیکن برتر تیممان بودم. خدایا سپاسگزارم.

    3-قهرمانی تیم محبوبم پرسپولیس در فصل 96-95 لیگ برتر،قهرمانی سوپر جام کشور،صعود به مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان آسیا و قطعی شدن قهرمانی در فصل 97-96 لیگ برتر.وهمچنین صعود راحت تیم ملی فوتبال کشورمان به جام جهنی 2018 روسیه.

    خدایا شکرت.

    در مدرسه با وجود اینکه من علاقه زیادی به درس و مدرسه ندارم با حتفظه خوبی که دارم با وجود مطالعه بسیار کم در کلاسمان که 21 نفر است شاگرد چهارم شدم. خدایا شکرت.

    در این سال موبایلم را هم عوض کردم و یک موبایل بهتر خریدم.گوشی قبلی من GALAXY core2 بود که حافظه زیادی نداشت که همین موضوع و همچنین دوربین ضعیفش باعث شد که گوشی ام را عوض کنم و موبایل GALAXY J2 را خریدم که با وجود اینکه جزو گوشی های سطح اول محسوب نمی شود ولی حافظه بیشتر و دوربین باکیفیت تر و سرعت بالاتری نسب به موبایل قبلی ام دارد. خدایا ممنونتم.

    من قبلا یک جفت کفش چمنی داشتم که با وجود اینکه کفش های بدی نبودند ولی خیلی هم خوب نبودند.امسال یک جفت کفش چمنی MERCURIAL خریدم که با آن ها خیلی راحت تر هستم و بسیار بهتر می توانم فوتبال بازی کنم و کفش های بسیار خوبی هستند.همچنین یک جفت کفش سالنی MERCURIAL هم خریدم که آن ها هم کفش های بسیار خوبی هستند.

    خدایا سپاسگزارم.

    در این سال وسایل ورزشی زیادی خریدم که تمرین کردنم را برایم بسیار راحت تر کرده اند.از جمله دو دمبل،تعدادی مانع،کش ورزشی و….. خدایا شکرت.

    چند تا کتاب فوق العاده هم در این سال به دست آوردم.از جمله کتابی در مورد زندگینامه افراد ثروتمند،کتاب گام های کوچک برای موفقیت های بزرگ از آنتونی رابینز،چهار اثر از فلورانس اسکاول شین و…..

    ربنا تشکر.

    در نوروز سال 96 سفری کوتاه با خانواده یکی از آشنایانمان به اصفهان داشتیم که لحظات لذت بخش وزیبایی در آن سفر برایمان رقم خورد.همچنین در همین چند روز پیش سفر کوتاهی دیگر به استان اصفهان داشتیم که در آن به شهر شاهرضا رفتیم وزیارت کردیم و همچنین به پارک صفه رفتیم و جاهای زیبا و دیدنی دیگری را هم در این سفر دیدیم ولذت بردیم.

    خداوندا سپاسگزارم.

    بعد از چند سال که چند عکس به اتاقم چسبانده بودم وقدیمی و کهنه شده بودند در روزهای ابتدایی امسال آن ها را با عکس های جدید و انگیزه بخش جایگزین کردم. خدایا شکرت.

    داشتن سلامتی در اکثر مواقع سال که واقعا سلامتی بزرگترین نعمت خداوند است.

    خدایا بی نهایت شکرت.

    خرید محصول جدید و فوق العاده استاد عباس منش با عنوان شیوه حل مسائل زندگی. خدایا شکرت.

    بعد از حدود 9-8 سال که یک ساعت مچی داشتم و این اواخر هر چند وقت یکبار باید همه چیزش عوض می شد در این سال یک ساعت خیلی خوب و شیک را به دست آوردم. خدایا بی نهایت شکرت.

    *

    اهدافی که در سال 97 می خواهم به آن ها برسم:

    1-رشد کردن در زمینه فوتبال که عشق و علاقه ام می باشد ودر این زمینه اهداف عالی و بزرگی(از نظردیگران)دارم وانشاءالله به آن ها خواهم رسید.

    2-به دست آوردن جدیدترین مدل موبایل اپل و ساعت اپل.

    3-رشد زیاد در زمینه مالی که می خواهم در این سال با به دست آوردن دوره روانشناسی ثروت 1 و کارکردن روی آن به رشد بالایی در این زمینه برسم و اهداف دقیق و مشخصی در این زمینه دارم.

    4-درزمینه روابط می خواهم دوستان جدید و فوق العاده ای با ویژگی هایی که می خواهم را جذب کنم و رابطه ای عالی و زیبا با اطرافیانم داشته باشم.

    5-داشتن سلامتی کامل در این سال و به دست آوردن بدنی عضلانی و قدرتمند که به فوتبالم کمک کند.

    6-داشتن رابطه ای بهتر وروز به روز بهتر و عاشقانه تر با معبود خودم و روز به روز توحیدی تر شدن.

    7-داشتن شادی و آرامش بسیار بالا که هر روز شادی و احساس خوبم بیشتر و بیشتر شود.

    با توکل بر رب یکتایم و کارکردن روی باورهایم انشاءالله به تمام اهدافم دست پیدا خواهم کرد.

    در پناه الله یکتا شاد،سالم وثرتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    ملیحه توان گفته:
    مدت عضویت: 3760 روز

    ادامه پارت 1

    خیلی عالی بقیه جلسه ها هم پیش رفت .

    تا اینکه داشتم به این فکر میکردم که یه دوره دیگه هم برگزار کنم .جلسه بعدش که مادر و دختر اومدن .مادرش بهم گفت اگه دوره های دیگه هم برگزار میکنید به ما خبر بدین ما شرکت میکنیم .

    فکر کنید فقط فکرش از ذهن من گذشت .

    قبل از جلسه های آخر داشتم به این فکر میکردم که برم مؤسسه های مختلف و کارمو معرفی کنم .و کار کنم تو مؤسسه هاشون . ولی یه باوری مانع می شد من همیشه نگران دزدین ایده هام هستم اینقدر روی خودم کار کردم

    و به خودم گفتم هر کس هر چقدر ثروت بخواد براش

    ساخته مبشه

    خداوند پول از تو جیب من نمی گیره تو جیب کس دیگه ای بذاره

    هر کس هر چقدر بخواد بهش داده مبشه .

    اگه کسی از نور بیشتر خورشید استفاده کنه باعث نمی شه به من نور کمتری برسه .یا اگه من ببشتر بخوام به کس دیگه ای نور کمتر برسه .

    ای نعمت گسترش پیدا میکنه به اندازه نیاز هرکس

    و من مقدس ترین انسان روی کره زمین هستم که خداوند هر آنچه را بخواهم بهم میده

    مثالی که توی ذهنم میاد اینه که کلی لوله تو هوا هست که ما هر دفعه نظم بیشتری داریم بهش میدیم .اینقدر نظم پیدا میکنه و به هم جفت میشه که آب بتونه ازش جریان پیدا کنه .و وقتی. آب جریان پیدا کرد .ما مغناطبس می شویم برای همه خواسته. هامون .

    ????

    جلسه بعد که مادر و دختر اومدن وقت رفتن بهم گفتن من شما رو به چند تا از مؤسسه های آشنام معرفی میکنم

    فکر کنید فقط فکرش از سرم گذشت و روی باورم کار کردم

    و خداوند برام شد اعتبار شد چون کلاسی که ارزش داشته باشه کسی حاضره وقت خوابش رو بزنه و بره کلاس

    ????

    اهداف من در سال 97

    1_خدایا از اینکه با جفت ارتعاشی خودم دارم زندگی می کنم سپاس گزارم

    2_خدایا از اینکه به راحتی آب خوردن مجوز م رو گرفتم. سپاسگزارم که منشا خیر و برکت در زندگی ام شده

    3-خدایا سپاسگزارم که مؤسسه خودم رو تأسیس کردم و. کلی برام اعتبار و ثروت آورد .

    4_خدایا سپاسگزارم که تو خونه خودم هستم با نمای سنگ بسیار زیبا و نور پردازی بسبار زیبا .سقف کاذب بسیار شیک و وان حمام جکوری داره و المنت برای گرم کردن مجدد آب

    5_خدایا سپاسگزارم که درآمدم به 20 میلون رسیده و در حال افزایش باور نکردنی هست .

    6_خدایا سپاسگزارم که کانال بسیار پر باردید دارم .

    7-خدایا سپاسگزارم که از طریق کارم در دل میلیون نفر عشق و امید و تأثیر مثبت گذاشتم .

    8_چشمم مثل گذشته خیلی واضح و روشن میبینه والهام بخش خیلی ها هستم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    سیما تونی گفته:
    مدت عضویت: 4332 روز

    استاد عطار روشن ادعا کرده که شاگرد استاد عباس منش است و با استفاده از آموزه‌های ایشان توانسته به این موفقیت برسد پس در دوره اش شرکت کن و ببین که چه نتیجه ای میگیری.

    بد ترین حالت این قضیه این است که پول این دوره را به بهای شناختن استاد عباس منش و عطار روشن و همه ی افرادی که در این زمینه هستند پرداخت کرده ام و اگر نتیجه نگرفتم خودم را راحت می کنم و همه ی اینها را از زندگیم حذف کرده و پیش وجدان خودم راحت می‌شوم که این راه را رفتم و جواب نگرفتم.

    ثبت نام کردم و به خودم قول دادم که تمریناتش را به بهترین نحو ممکن انجام بدهم تا بعدا بهانه ای برای نتیجه نگرفتن به خاطر سهل انگاری خودم نداشته باشم و در شک و دودلی باقی نمانم.

    همزمان بین من و لیلا ، ارتباط عمیقی شکل گرفته بود. لیلایی که نه دیده بودم و نه میشناختمش.با چشم خودم می‌دیدم که دارد رشد می‌کند و دست من را هم محکم در دستش گرفته است و با آگاهی های خود بالا میبرد.

    روزی پیام آماده شدن بسته ی راز ثروت الهی و بهایی که باید پرداخت می‌کردم را دیدم ، اما آن روز در فرودگاه و منتظر پرواز به یک سفر یک ماهه برای دیدن خانواده ام بودم و امکان تهیه ی آن بسته را نداشتم و البته از لحاظ مالی نیز برای خرید آن ، هیچگونه پس اندازی نداشتم.

    کمی غمگین شدم اما باز هم همان امید سابق به دلم پر کشید که تو خدا را داری، پس چرا غم؟

    چند روز بعد، دیدم که پیام واریزی به حسابم آمده و پولی به حسابم وارد شد که به هیچ وجه انتظارش را نداشتم و با آن پول ، هم بسته ی راز ثروت الهی را بدست آوردم و هم هدیه ای گران قیمت برای خودم خریدم که ورودم را به ثروت الهی تبریک گفته باشم.

    در مسافرت ، هر کسی که مرا می‌دید از من می‌پرسید که رژیم گرفته ای؟! لاغر شدی، چیکار کردی ؟! و من تازه متوجه شدم که ، ای خدا! من بدون اینکه کاری کرده باشم و فقط از طریق ذهنم و باورها تغییر کرده ام. روحیه و احساسم که به شدت خوب و عالی شده بود و این بار، عاشق خودم شدم و داشتم به یقین می رسیدم که قانون درست است و جواب می‌دهد ، برای همه جواب می‌دهد.

    و امروز که این مطلب را می نویسم ، دیگر اثری از چاقی در من وجود ندارد و اندام زیبایی دارم و روح من زیباتر است و عاشق خودم هستم . از کمردردهایم بگویم .دیگر وجود خارجی ندارند. انگار آنها دروغ بودند . چون من هیچ کاری برای درمانش نکردم.و خود به خود محو شدند . امروز من به راحتی می دوم و چند شب گذشته با پسرانم فوتبال بازی کردم.با همسرم به پیاده روی می روم و وقتی که خودم را درحال بازی بدمینتون دیدم به یاد نوشته‌های دوره ام افتادم ، که نوشته بودم : دوست دارم وقتی به تناسب اندام رسیدم با همسرم به پیاده روی بروم و با پسرانم بازی کنم و دوباره راکت بدمینتون را در دست بگیرم و بازی کنم و خیلی نوشته های دیگر که امروز همه ی آنها را به لطف خدا دارم و خیلی زود هم به دستشان آوردم.

    بعد از اینکه ، بسته ی راز ثروت الهی را دریافت کردم و استاد شب خیز عزیز که از اشتیاق من به این دوره خبر داشتند ، دیدند که برایشان نوشتم که خدا عجیب نزدیک است و انگار تمام کارهایش را کنار گذاشته و می خواهد کار های من را جفت و جور کند . خدا آنقدر بعضی از اتفاقات را برایم بصورت شخصی و خصوصی انجام می‌دهد که در نوشتن آنها هنگ می کنم.و نمی دانم که اگر آنها را بنویسم آیا اطرافیانم باور می کنند یا نه؟ اصلا نمی دانم که چگونه باید بنویسمشان.

    از نوشتن فایل های آرامش در پرتو آگاهی استاد عباس منش و ترکیب آنها با هم ، باورهایی برای بهبود سلامتی جسمی ام ساخته ام و آنها را با صدای خودم ضبط و تنظیم کردم و اولین معجزه ای که با چشمانم دیدم را برایتان می گویم.

    چند روزی از تنظیم این فایل گذشته بود که دچار یک بیماری پردردسر شدم. مثل همیشه و طبق عادت گذشته در این زمینه ، به سراغ خود درمانی رفتم و دارویش را خریدم. ناگهان یاد این فایل افتادم و گفتم که حالا وقتش است. و شروع کردم به گوش کردن این فایل . شب قبل از خواب آن را گوش کردم و به خاطر سایر اعضای سالم بدنم از خداوند سپاسگزاری کردم و با توکل به اوخوابیدم. فردا صبح هم همین کار را کرده وبه اداره رفتم . همان روز ، این فایل را چند بار دیگر گوش کردم. اثرات بیماری خیلی خیلی کمرنگ شده بود و چند روز مرتب همین کار را انجام دادم بدون اینکه به فکر استفاده از دارویش باشم. هرچقدر دقت ‌کردم که ببینم آیا اثری از این بیماری می توانم پیدا کنم یا نه ، اما هیچ خبری از آن نبود و به طور کلی از بین رفت و حالم خوبه خوب شد و از آن تاریخ تا الان ، این فایل هم به فایل هایی که هر روز گوش می‌کنم اضافه شده است و خداوند را هزاران مرتبه سپاس می گویم که تا به الان در سلامتی کامل به سر می‌برم و دیگر هیچ بیماری ای به سراغم نیامده. در ادامه ، متن این فایل را برای شما می نویسم.

    ” بهبودی حال من با بقیه ی افراد تفاوت دارد و مختص حال خودم است . من باور دارم که تناسب اندام و سلامتی ام را به راحتی در اختیار دارم چون می توانم فرکانسهایم را به روز کنم . من با آرامش و از طریق درونم به منبع انرژی دست پیدا می کنم . من ارتباط ذره ذره ی وجودم را با کیهان برقرار کرده تا دوباره تازه شوند . من باور دارم که اصل و اساس ذرات جهان یکیست و من نیز یکی از این ذرات هستم.

    من باور دارم که تمام ذرات در هماهنگی بسیار دقیق و عمیق با یکدیگر در کیهان هستند . بیماری‌ها فقط ذره های ناهماهنگ هستند که من، این هماهنگی را به اعضای بدنم یادآوری می‌کنم. بیماری ها فقط انرژی های غیر ارگانیک با شعور کیهان هستند و من باور دارم با ورود انرژی های الهی به بدنم، انرژی های غیر ارگانیک توان ماندن در این محیط پاک را ندارند و بدنم را ترک می کنند.

    بیماری ها نیز یکی از نا خواسته ها هستند که راه برخورد با آن را می دانم . من می توانم که از روش های متافیزیکی بدنم را سم زدایی کنم تا همه ی خودم را در اختیار داشته باشم. سیستم دفاعی بدن من عالی و قوی است ، هر نوع غذایی که بخواهم می خورم چون به بدن قوی خودم اعتماد کامل دارم . من باور دارم که وجود بیماری ها سبب گردیده تا تندرستی بیشتری درخواست کنم.

    من باور دارم که بخش اعظم وجود من و درون من ، قبلا به آن تندرستی دست یافته است . من باور دارم که در بهترین وضعیت تندرستی هستم. وجود درونی من ، حالا بهتر از همیشه است و مثل یک آهنربا بقیه ی وجود من را نیز به این وضعیت فرا می‌خواند . من باور دارم که این سیستم هوشمند در جهت آسایش و تندرستی حرکت می کند . من باور دارم به هر عملی که دست بزنم آگاهی من از این جهان بیشتر می شود.

    من باور دارم که هیچ دلیلی برای کشمکش با هیچ چیزی ندارم . آسایش و رفاه من حتمی و مسلم است . من باور دارم که با آرامش ، با توسعه ی جهان هم جهت می شوم. بهبودی ، امری طبیعی و همیشگی در این سیستم است . من باور دارم که همه چیز به موقع اتفاق می افتد . من باور دارم که افرادی که در اطرافم می بینم هر روز حالشان بهتر از گذشته است. به تکامل ادامه خواهم داد و بیشتر درخواست خواهم کرد . من همیشه در سلامتی کامل به سر می‌برم. در همه ی شرایط از خودم می پرسم ، چطور از این بهتر ؟ چطور از این راحت‌تر؟ بدن من بزرگترین و بهترین داروخانه ی جهان است و هر آنچه که برای مقابله با عوامل بیماری زا نیاز دارد در بدن من موجود است .خداوندا برای تمام اعضای سالم بدنم از تو سپاسگزارم.”

    نمی دانم که باور می کنید یا خیر ، اما خدا خیلی آسان و راحت در زندگی ام حضور دارد . خیلی خودمانی برای من همه چیز شده است از سلامتی خودم و فرزندانم گرفته تا روابط عالی با همسرم و دوستانم و خانواده ام و گلها و طبیعت اطرافم تا آموزش و تحصیلات فرزندانم و مسافرت های عالی و فوق العاده جذاب و پول و مادیات و هر چیزی که لازم دارم.

    ما تصمیم گرفتیم که شهریورماه با ماشین جدیدمان به مسافرت برویم. و قبل از حرکت با ماشین ، از خدا خواستم که تمام مسیر را خودش برنامه‌ریزی کند و سفر را به او سپردم و گفتم که می خواهم شادترین سفر را تجربه کنم. درست از همان روزی که با او قرارگذاشتم و قدم در راه گذاشتیم ، پیامک‌های خدا هم با نام ” انرژی + ” برایم آمد و جمله ی اول آن ، اتفاقی را برایم بازگو می‌کرد که می‌بایست به آن عمل می‌کردم.وقتی امور را به دست خدا می سپارید و به او اعتماد می کنید،همه چیز زیبا و عالی پیش می‌رود. آنقدر پیام ها درست و به جا می آمد و آنقدر زیبا من را راهنمایی می‌کرد که بعضی وقتها می ترسیدم و با خودم می گفتم که انگار کسی دارد من را کنترل می کند.

    و خداوند مهربان ، سفری را برای ما رقم زد که هنوز که هنوز است و با این که شش ماه از آن تاریخ گذشته از لذت آن سفر، حرف می‌زنیم و این پیام ها با پایان یافتن سفر هم قطع شد و دیگر برایم نیامد . خدایا شکرت شکرت شکرت ، از شمال تا جنوب کشور را به زیبایی آمدیم و به جاهایی رفتیم که بی نظیر بودند و سراسر شادی و تجربه‌های عالی بود.

    در این سفر، خیلی اتفاقی به مجلسی دعوت شدم که پروفسور سمیعی هم در آنجا حضور داشتند . من همیشه عاشق این مرد بوده و هستم و صحبت هایشان تن مرا به لرزه می انداخت . ایشان در آن مجلس کاملا بر اساس قوانین الهی صحبت می‌کردند، آنقدر عمیق و دقیق مطالب را با خدا و قلب بیان می‌کردند که من فقط اشک می ریختم ، حتی لابلای حرف هایشان گفتند ” اینکه افرادی که الان در اینجا حضور دارند بخاطر نیرویی هست که از قلبشان آمده و من این نیرو را کاملاً حس می کنم ” . با این که متخصص مغز و اعصاب در جهان هستند اما می گفتند ” هرچه ما در زندگی داریم از قلب ماست” و مرتب در لابلای صحبتهایشان خدا را سپاس می گفتند. یک توصیه هم به ما کردند ، برای اینکه بفهمیم آیا انسانی که باید باشیم هستیم یا خیر؟

    گفتند ” هر کاری که می کنید باید ببینید که ، آیا می‌توانید با این کارتان به ده نفر دیگر و بعد به خودتان کمک کنید یا نه؟ ” و فرمودند که ” تمام افرادی که الان در این جلسه حضور دارند سفیرانی هستند از طرف خدا برای درست کردن این جهان” . و من، تمام مدت جلسه هم میخندیدم وهم گریه می‌کردم. اصلا یک جو خاصی بود .عاشقانه حاضر بودم جانم را برای ایشان تقدیم کنم.

    یک حرف مهم دیگر هم زدند. اینکه ” من به منفعت جهانی و خیر و صلاح جهانی فکر می کنم نه به صلاح شخصی خودم “. همچنین ایشان فرمودند که ” وقتی آمدم جراح شدم ، دیدم که هر کسی که جراحی می کند باز هم دچار یک ضایعه ی دیگری می‌شود و همانجا تصمیم گرفتم ، کاری کنم که هر کسی که وارد اتاق عمل می شود با خیال راحت و با خوشحالی وارد شود و سالم تر از قبل از اتاق خارج شود . بعد از اینکه به این هدف رسیدم و دیدم یک جراح زبده با مدرن ترین تکنولوژی شدم تصمیم گرفتم که این کار را در اختیار سایرین هم قرار بدهم و در انحصار خودم نباشد” و در انتها هم دست هایشان را بالا بردند و گفتند ” خدایا سپاسگزارم که من را از هر جهت بی‌نیاز کردی “. صحبت‌های ایشان کاملاً و صددرصد منطبق با قوانینی بود که استاد عباس منش توضیح می‌دهند و لطف بیکرانی بود که خداوند متعال به من عطا فرمودند سپاسگزارتم خدا.

    صفحه ی سوم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    پری حاتمي گفته:
    مدت عضویت: 3773 روز

    به نام خدا

    سلام به شما استاد مهربان و دوستان عزیزم

    سپاس گزار خداوندی هستم که با قوانین ثابت و بدون تغییر الهی توانستم به تعدادی از خواسته هایم برسم و این روند همچنان ادامه دارد. خداوندی که وقتی با تمام وجود به او اعتماد می کنم و تنها از خود می خواهم از راه های بی شمارش همراهی ام می کند.واقعا با تمام وجود به این جمله ایمان پیدا کردم که هر وقت چیزی رو با تمام وجودت بخوای جهان در برابرت تعظیم می کنه. دیگه فهمیدم که باید در چه فرکانسی قرار بگیرم و با چه اخلاصی از خدا بخوام تا برام فراهمش کنه و کافیه به تجربه های قبلی نگاه کن و دوباره اون فرکانس رو تکرار کنم.

    موفقیت های من در سال 96:

    1٫در بهار سال 96 برای اولین بار دو ماه رفتم سر کار ولی به دلایلی دیگه نتونستم اون کا رو ادامه بدم بعد ازاین اتفاق که خیلی روی روحیم تاثیر گذاشت و بعد از اون با تمام وجود از خدا خواستم که خدایا خودت راهی عالی را به زندگی ام باز کن و تصمیم گرفتم روی به دست آوردن کار تمرکز کنم مدام به خداوند می گفتم منکاری می خوام یک شیفت با حقوق 2 میلیون تومان و استخدام رسمی و همکارانی داشته باشم خوش اخلاق و مسِئولیت پذیر و واقعا احساس می کردم که این کا رو دارم و تجسم می کردم و بعد بعد مدتی تجسم کردن به این احساس رسیدم که من واقعا این کار رو دارم و خیالم راحت شده بود و به خواهرم می گفتم من باید مثل یک کارمند لباس بپوشم و بارها و بارها در طول روز با خدا صحبت می کردمو برای کاری دارم سپاس گزاری می کردم و در خانه راه می رفتم و شادی می کردم و در مورد این که حقوقم رو چه جوری می خوام خرج کنم صحبت می کردم. تا این که در تلگرام خبر آزمون استخدامی آمد و رشته ی من رو به تعداد زیادی می خواست قانون جواب داد حالا من کتاب می خواستم که بخونم بدون این که یک ریال پول خرید کتاب داشته باشم از در و دیوار برام کتاب میومد اون قد کتاب اومد که من فقط وقت کردم که بعضی هاشو بخونم.وقتی رفتم سر آزمون این قد بی خیال بودم جالب این جا بود اون مباحثی رو که من خونده بودم زیاد اومده بود و اونایی رو که نخونده بودم اصلا نیمده بود و همه تعجب کرده بودن که چرا این مباحث از آزمون حذف شدن. بعد آزمون دوستم که همراهم بود بهم می گفت حتما آزمونتو خوب دادی که این قد راحت و با اعتماد به نفس اومدی بیرون و بالاخره نتیجه ی ازمون اومد و من با یک نمره ی خیلی خوب قبول شدم.

    2٫ما بعد ازسال ها اجاره نشینی بالاخره در تابستان امسال موفق شدیم که خانه بخریم و الان در خانه ی خودمان هستیم. و طعم صاحب خانه بودن را چشیدیم احساس مالکیت واقعاا احساس قشنگی است و احساس می کنی که تو هم از این دنیا سهمی داری.

    3٫ سر به راه شدن برادر کوچکترم که یکی از آرزوها من بود و توی لست 107 آرزومم نوشته بودم.

    4٫ دو ماه مانده بود به عید که به خدا گفتم خدایا چی می شه من هم یک بار با خانواده به مسافرت برم و ازش خواستم که خودش جورش کنه و ما در عید امسال به مسافرت رفتیم و واقعا خوش گذشت.

    5٫در تابستان امسال از خدا خواستم که به یک جای آروم هدایتم کنه تا بتونم به راحتی روی باورهایم کار کنم و به خانه ی برادرم که خالی است هدایت شدم و آن جا واقعا با آرام و با صدای بلند باورهام رو تکرار کردم و فایل ها را گوش می دهم و تکرار می کنم و می نویسیم و قسمت های مهم را با مداد رنگی رنگ می کنم.

    6٫آرامش و فقط ارامش چون میدونم که برای من هم خوبی هست ثروت هست احترام هست هیچ وقت دیر نیست و هر وقت که بخوای هست هر جاهر چی بخوای از راحت ترین راه هست و خدا با قرت و رحمتش هست.

    7٫به قول استاد در فایل فقط روی خدا حساب باز کن : من یاد گرفتم که تنها منبع رزق و روزی رو فقط خدا ببینم و هر چی رو می خوام فقط به خودش بگم و خودش از یه راهی جور می کنه از کجا؟ نمیدونم

    8٫ گرفتن مدرک icdl که با در خواست کردن به دستش اوردم.

    9٫امسال بیش تر از هر سالی لباس خریدم.

    10٫ در هر لحظه به صورت ناخودآگاه می گم خدایا شکرت و این مرتب توی ذهنم تکرار می شه.

    11٫من دوست داشتم که رانندگی ام تقویت بشه و شروع کردم به تجسم کردن خواسته ام بعد از چند روز خواهرم چندجلسه کلاس رانندگی گرفت اتفاقابا همون مربی قبلی من و من هم باهاش کلاس میرفتم و واقعا همه چی برام مرور شد. و بعد یکی از فامیلامون زنگ زد و گفت که با یک نفر که سابقه ی کاریش خیلی زیاده بدون هزینه برای خواهرم کلاس گرفته و من هم باید باهاش میرفتم.و بعد یکی از فامیلامون چند روز عصرها میومد و باهاش می رفتیم تمرین رانندگی.

    خواسته های من در سال 1397:

    1٫خرید بسته ی عزت نفس ( من کامنت های دوستان رو در این قسمت خوندم و خیلی دوس دارم این بسته رو بخرم و تجسم می کنم که دارم با خوشحالی به این بسته گوش میدم. و احساس اعتماد به نفس می کنم.)

    2٫ خرید بسته ی روانشناسی ثروت 1( من تجسم می کنم که با خوشحالی دارم 150 تست این بسته رو جواب میدم و برای این که دارمش سپاس گزاری می کنم.)

    3٫ راه اندازی یک کار تولیدی من عاشق تولید کردن هستم احساس می کنم رسالت من توی این دنیا همینه و از خوندن سرگذشت تولید کنندگان واقعا لذت میبرم.

    4٫ اسب سواری و غواصی.

    5٫ خرید تبلت دلخواهم

    6٫ خرید 206 سفید

    7٫ خرید خانه در روستایمان.

    8٫داشتن گروهی از دوستان مهربان و مسئولیت پذیر و گرم و صمیمی و شاااااد که اهل سفر و خوش گذرونی باشن و مثبت نگر باشن.

    9٫ سفر به مشهد با خانواده و با هواپیما و اقامت در یک هتل عالی

    10٫ سفر به شمال و کیش و..

    11٫تقویت زبان

    12٫سفر به دبی و ترکیه

    13٫خرید لباس ها و وسایل فوق العاده ای که در نظر گرفتم.

    و ……

    از این که دید گاه من رو خوندین بسیار بسیار سپاس گزارم.

    شااااااااد باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      فرنگیس محمدی گفته:
      مدت عضویت: 2985 روز

      سلام خانم حاتمی

      تقریبا خواسته منم مثل مال شماست ??خیلی زیاد از خوندن کامنتتون انرژی گرفتم منم میخوام جای که هستم رسمی باشم و مثل بقیه وقت ازاد باشه و روی باور هام کار کنم منم میخوام ۲۰۶ بخرم باهاش بر اداره

      میشه یه خورده بیستر از تمرینات ون قبل از پیدا کردن کار برام بنویسید

      تقریبا چیزی نمیتونه منو بهم بریزه و فکرم رو منفی کنه شکر خدا …سپاسگذار م

      راستی رفتم بیشتر دیدگاهتان رو خوندم ..تبریک عالی بودن??

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        پری حاتمي گفته:
        مدت عضویت: 3773 روز

        سلام خانم محمدی عزیز

        حالتون خوبه؟

        خداروشکر که دیدگاه من به شما انرژی داده.

        عزیزم مهم ترین احساسی که برای داشتن هر خواسته ای باید داشته باشی احساس لیاقت هست باید خودتون رو لایق بدونید.

        و به خودتون یادآوری کنید که میلیون ها نفر توی همین شرایطی که من می خوام دارن به راحتی کار می کنن من هم مثل اون ها میتونم شغل دلخواهم رو داشته باشم.

        و یه نکته مهم که برای رسیدن به خواسته مهمه اینه که شما اشتیاق داشته باشی براش و با اشتیاق باورسازی کنی طوری که احساس سبکی کنی و این احساس در شما به وجود بیاد که خواسته من شدنی و کوچک و نزدیک به من هست نه دور و بزرگ.

        من بیشتر روی باورهای زیر کار کردم:

        من لیاقت کار دلخواهم رو دارم.و من چیزی کم تر از دیگران ندارم

        کار برای من خیلی خیلی زیاده.

        خداوند حتما به من جواب می دهد.

        می خواهم با کسانی کار کنم که قدر من را می دانند.

        هر روز با خدا راجع به کارم صحبت می کردم و می گفتم چه کاری با چه ویژگی هایی می خوام.

        خداوند رو صاحب اختیار کارهات قرار بده و ازش بخواه که کارهات رو مدیریت کنه و نگاهت رو از روی پارتی و کمبود کار و …. بردار.

        برات آرزوی موفقیت دارم عزیزم و امیدوارم جوابم برات مفید باشه و خیلی ساده و قشنگ به خواستت برسی.

        شاااااد و موفق و ثروتمند باشی.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    منیره قنبری گفته:
    مدت عضویت: 3114 روز

    سلامی گرم و صمیمانه خدمت دوستان عزیزم و استاد گرانقدرم آقای عباس منش عزیز .

    سال نو رو به همه شما دوستان گرامی تبریک می گم و امیدوارم روز به روز به خواسته های بیشتری برسید .

    من دیماه 96 با این سایت آشنا شدم و بعد از این که فایلهای رایگان استاد رو گوش کردم اتفاقات جالب در حد همون اندازه که فرکانسم تغییر کرده بود برام اتفاق افتاد و من واقعاً شگفت زده شده بودم .

    اولین اتفاق خوبی که برام افتاد :

    – من یک سالی بود که پولم را داخل صندوق قرض الحسنه گذاشته بودم و از سودی که روی پولم می یومد قسط وامم رو پرداخت می کردم ولی به طور ناگهانی پولم به مدت 6 ماه مسدود شد و من از این بابت بسیار عصبانی و نگران بودم ولی بعد از یک ماه که از گوش دادن به فایلهای رایگان استاد می گذشت از بانک به من زنگ زدن و گفتن که حسابها باز شده و می تونین پولتون رو برداشت کنید و من واقعاً این رو یه نشونه خوب دونستم و بسیار خوشحال شدم و به گوش دادن و دیدن فایلها ادامه دادم یه فایل صوتی هم برای خودم درست کردم و بیشتر اوقات اونو گوش می دادم .

    – اتفاق دیگه ای که افتاد

    یک نفر که نمی دونستم شمارمو از کجا گیر آورده بود به من زنگ زد و گفت که من نیاز به یک تایپیست حرفه ای دارم و به من گفتند که شما این تخصص رو دارید و از من خواست که به درخواستش جواب مثبت بدم ولی چون من جای دیگری مشغول به کار بودم اون درخواست رو قبول نکردم و لی این هم یک نشونه خوب بود که من بفهمم فرکانسم عوض شده و در مدار جدیدی قرارگرفتم .

    – اتفاق دیگه

    من مقداری سهام خریده بودم که 3 سالی بود که روند رشدش متوقف شده بود ولی به طور باور نکردنی از اواخر سال 96 شروع به رشد کرد و این هم یه نشونه خوب واسم بود که بفهمم باورهام درست تغییر کرده .

    – رفتن به باشگاه به صورت مصمم و بدست آوردن تناسب اندام تا حدود زیادی هم از نتایج خوبی بود که با گوش کردن فایلهای استاد بدست آوردم .

    – اتفاق بسیار خوب دیگه این بود که جزو کسانی بودم که تخفیف 40 % سایت بهم تعلق گرفت و وقتی که ایمیلم رو چک کردم از خوشحالی اشک ریختم و به این نتیجه رسیدم که خداروشکر مدارم عوض شده و روز به روز نشونه های خوبی دریافت می کنم .

    اتفاق بسیار بسیار خوب دیگه این بود که در اواخر سال 96 تونستم دوره قانون آفرینش رو به طور کامل تهیه کنم و از گفتار های جذاب استاد بهره مند بشم واقعاً خوشحالم و مدام تمرین هایی که استاد گفتند رو دارم انجام می دم .

    من که فقط دوره های رایگان استاد رو تهیه کرده بودم نتیجه گرفتم و با خودم گفتم مطمئنم و 100 درصد ایمان دارم که با خرید دوره ها نتیجه می گیرم بنابراین تمام تمرکزم رو گذاشتم روی تهیه قانون آفرینش و بالاخره تونستم تهیه کنم .

    – سال 96 تونستم چند لباس گران قیمت که آرزوشو داشتم واسه خودم بخرم .

    – یک اتفاق جالب اینکه من موتور ساعتم خراب شده بود و چند جابردم گفتند که باید 30 تومن خرج کنی و من بیخیال شدم ولی به طور باورنکردنی ساعتم شروع به کارکردن کرد . درسته که اتفاق کوچکیه ولی من این رو هم یه نشونه در زندگیم در نظرگرفتم

    – اتفاق جالب دیگه من 15 اسفند تولدم بود و به طور باورنکردنی هدایای بسیار خوبی دریافت کردم و از این بابت خدا رو بسیار شاکرم که مرا در مدار درستی قرار داده .

    اهدافم در سال 97

    1- من یک ماشین در سال 96 خریدم و بعد از اینکه رانندگیم فول شد اون رو فروختم به یک بنگاه دار و اون بنگاه دار نصف پول رو نقداً به من پرداخت کرد و نصف پول رو چک داد ولی متاسفانه چکش نقد نشد و می خوام که با استفاده از قوانین که یاد گرفتم مبلغ چک رو به سوی خودم جذب کنم .

    2- می خوام مبلغ سهامی که خریدم 50 برابر بشه

    3- در یک قرعه کشی خانگی ثبت نام کردم می خوام همین ماه برنده بشم

    4- می خوام که مبلغ حقوقم حداقل 3 برابر بشه

    5- من 13 روز عید رو روی باورهام کار کردم و باور ارزشمندی رو در خودم بسیار تقویت کردم روی قانون جذب و درخواست هم بسیار کار کردم و بر این باورم که من لیاقت برنده شدن در این مسابقه رو دارم و آرزومه که با برنده شدن در این مسابقه بتونم دوره های دیگه استاد رو تهیه کنم و بتونم با خرید محصولات این سایت به قطع یقین زندگی خودم رو دچار تحولات بسیار زیبایی بکنم .

    6- می خوام به شغل رویایی که ایجاد یک کسب و کار اینترنتی هست برسم .

    7- می خوام که با تغییر باورهام و بدست آوردن ثروت بسیار زیادی، یک خونه بزرگ ویلایی به متراژ 1000 متر دارای یک حیاط بزرگ با 3 اتاق خواب و یک حال بسیار بزرگ تهیه کنم

    6- خرید تمام محصولات سایت یکی دیگر از خواسته های مهم من در سال 97 هستش

    7- خرید یک ماشین بنز مشکی کلاس A ، فول آپشن

    8- فن بیانم آنقدر عالی بشه که همه از صحبت کردن من لذت ببرن و جذب صحبتهای من بشن و بتونم به راحتی درجمع صحبت کنم .

    9- می خوام که سال 97 کلاس زبان انگلیسی برم و روی زبانم کار کنم تا بتونم خیلی عالی انگلیسی صحبت کنم

    10- خرید یک لب تاپ APPLE و یک گوشی APPLE

    11- ازدواج با فرد مورد نظرم

    12- سفر به کشورهای خارجی مثل استرالیا، اسپانیا، ایتالیا، آنتالیا، مالزی ، هلند

    مطمئنم به همه آرزوهام می رسم چون خدا خودش گفته شما بخواید تا به شما داده بشه و امیدوارم وقتی که به آرزوهام رسیدم کامنت بزارم و بگم من تونستم شما هم می تونید .

    امیدوارم موفق . شاد ، سلامت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  10. -
    لیلا طهماسبی گفته:
    مدت عضویت: 3519 روز

    مراعهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم / هواداران کویش را چو جان خویشتن دانم

    سلام به همه ی شما دوستان عزیزم و هواداران کویش

    استاد عزیزم چقدر عالی که مارو به یاد پیشرفتهایی که داشتیم میندازید چون این تغییرات شگرف برامون بدیهی شده الان و اونارویه چیز عادی میبینیم در صورتی که بینهایت جای شکر داره ..ممنون و سپاسگزار خداوندی هستم که مارو هدایت میکنه از طریق شما.

    من دقیقا پارسال یکی دو روز قبل از روز عید رو در طبیعت گذروندم و اونجا توی یک برگه کاغذ اهدافمو نوشتم اون موقع من تقریبایک سال بود که فقط شنونده صحبتای استاد بودم و با عشق گوش میدادم همش، من که توی سال 94 رابطه ای رو که فکر میکردم خیلی رابطه ی فوق العاده ای بود از دست داده بودم یجورایی آروم میشدم ولی باورای عالی هنوز در من شکل نگرفته بود برای همین اون دو روز توی طبیعت اهدافم اکثرا اینا بود.. تقویت ایمانم به خداوند…آرامش حاصل از این یمان..احساس لیاقت… باور به فراوانی بی حد و حصر خداوند در همه چیز..داشتن باورهای قدرتمند کننده در موضوعات مختلف… داشتن عزت نفس بالا در ارتباطاتم..توحید و دیدن خداوند در همه کس و همه چیز.. زندگی بر اساس عمل کردن به الهامات واهدافی برای کار ایده آل و رابطه ی ایده آلی که میخوام ….

    با گوش دادن به فایل چگونه درآمد خود را سه برابر کنیم به محض اینکه خواستم و به الهاماتم عمل کردم یه دوره ی آموزشی خوب برای کاری که میخواستم انجا بدم جذب کردم و یه راهنمای خوب تو این کار و همینطور با کسی وارد رابطه شدم که لازم نبود حتی بپرسم که عقیدش راجع به فلان موضوع چیه چون همش دقیقا چیزایی بود که خودم مشخص کرده بودم و تعجب میکردم که چقدر شخصیتش دقیقا همونجوریه که خواسته بودم… من این رابطه رو بدون ذره ای دلخوری تموم کردم یعنی هردو تموم کردیم چون یه سری ناهماهنگیها در جنبه های دیگه وجود داشت که ما نمیخواستیم .. این برای منی که اینقدر قبلا احساسی عمل میکردم یه پیشرفت چشمگیره که اینقدر آرامش دارم و مطمئنم که بهترینهارو تجربه میکنم که حاصل ایمان بیشتر من به خداوند و به فرآوانی بی حدش و قدرت و توانایش و عشقش نسبت به ماست..

    بزرگترین دستاورد من در سال 96 این درک قدرت خداوند و عشقی که نسبت به ما داره بسیار عمیقتر از گذشته بود. من فراوانی رو با تمام وجودم درک کردم وقتایی که روی باورهام کار میکردم و نشونه ها بر من میبارید .. من عشق عمیقش رو درک کردم در زمانهایی که غمگین میشدم و به وضوح ..به وضوح باهام صحبت میکرد…کلام میشد و از طریق برنامه تلویزیونی که همزمان پخش میشد باهام حرف میزد یا به صدها طریق دیگه….من این قدرت عظیم رو درک کردم ..لمسش کردم در همون چیزهایی که همتون تجربه ش رو دارین …رفتارهای محبت آمیز .. همزمانیهای جالب.. اینها بزرگترین دستاوردهای من بودن و بزرگترین خواسته های یک سال قبل من.

    من در سال 97 ایمان بیشتر به قدرتمندی خداوند و توکل بیشتر به او.. شهامت بیشتر در خواستن از او.. باور بیشتر به لیاقتم .. لمس بیشتر فراوانیش.. بصیرت بیشتر در دیدن قوانین هستی.. و اقتدار بیشتر در خلق خواسته هام دقیقا همونجوری که میخوام… و بیشتر دیدن نعمتها و بیشتر قدردان بودن رو میخوام بعلاوه ی بسیاری چیزهای عالی از گنج بی پایانش که

    گننج تو به بذل کم نیاید

    وز گنج کس این کرم نیاید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: