چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


دومین گام عملی در مسیر سه برابر کردن درآمد در یک سال، درک مهم ترین قانون جهان یعنی «قانون فرکانس» است. استاد عباس‌منش در این قسمت، با یادآوری تعهد مکتوبی که در جلسه پیشین برای افزایش درآمد دادیم، تفاوت میان انسان و سایر موجودات را مشخص می‌کند: قدرت خلق زندگی.

ما اشیاء جامد یا حیواناتی نیستیم که محکوم به پذیرش شرایط محیطی باشیم؛ بلکه ما موجوداتی فرکانسی و خالقی هستیم که در هر لحظه با ارسال فرکانس به جهان، شرایط، آدم‌ها و اتفاقاتی را به زندگی خود دعوت می کنیم که هم اساس با فرکانس های ارسالی ما هستند. ما به این شکل زندگی‌مان را خلق می‌کنیم. جهان هستی دقیقاً مانند یک کوه عمل می‌کند که صدای ما را به خودمان بازمی‌گرداند؛ این یک رابطه بده‌بستان دائمی ما با قوانین خداوند است. درک این قانون که اساسِ دوره روانشناسی ثروت ۱ را تشکیل می‌دهد، به ما می‌گوید که جهان به «حرف‌های» ما واکنش نمی‌دهد، بلکه به «فرکانس‌های» ما پاسخ می‌دهد. اگر کلام شما می‌گوید «من ثروت می‌خواهم» اما فرکانس شما (که حاصل باورهای عمیق ضمیر ناخودآگاه است) فریاد می‌زند «پول انسان را فاسد می‌کند» یا «ثروتمندان به بهشت نمی‌روند»، جهان آن فرکانسِ دافعه را دریافت کرده و ثروت را از شما دور می‌کند.

نکته بسیار حیاتی و عمیقی که در این فایل تشریح می‌شود، ریشه شکل‌گیری فرکانس‌ها و نقش «ورودی‌های ذهن» است. فرکانس‌های ما خودبه‌خود به وجود نمی‌آیند؛ بلکه ورودی های ذهنی، باورها و فرکانس های ما را می سازند.آنچه می‌بینیم، می‌شنویم، دوستانمان، فرهنگی که در آن رشد کرده‌ایم و رسانه‌هایی که دنبال می‌کنیم، همگی در حال برنامه‌ریزی ذهن ما هستند. اگر شما در محیطی بزرگ شده‌اید که مدام از فساد ثروتمندان، سختیِ پول درآوردن و فضیلتِ فقر صحبت شده است، ذهن شما به‌طور ناخودآگاه ثروت را معادل «بدی» و «دوری از خدا» می‌داند. در این حالت، حتی اگر آگاهانه برای ثروت تلاش کنید، ترمزهای مخفیِ ذهنی مانع دسترسی شما به ثروت و آزادی مالی می‌شوند.

استاد عباس‌منش با قاطعیت بیان می‌کنند که برای تغییر اوضاع مالی و افزایش درآمد، هیچ راهی جز کنترل شدید ورودی‌های ذهن وجود ندارد. شما نمی‌توانید با همان ورودی‌های ذهنی قدیمی، انتظار نتایج جدید داشته باشید. زیرا این ورودی ها همان خوراک قبلی را به ذهن شما می دهند. در نتیجه ذهنتان، شما را در همان مدار قبلی نگه می دارد و در آن مدار با همان تجربیات قبلی احاطه می شوید. این قانون به ما می‌آموزد که برای تغییر مدار مالی، باید آگاهانه و با وسواس، خوراک ذهنمان را تغییر دهیم تا باورهای جدید، فرکانس‌های جدیدی از ثروت و فراوانی را به جهان ارسال کنند.

در نهایت، این فایل دو دستورالعمل اجرایی و بسیار مهم را برای پاکسازی ذهن و آماده‌سازی آن برای جذب ثروت ارائه می‌دهد: «حذف آدم‌های منفی» و «حذف تلویزیون و رسانه‌های مخرب».

این کار یک انزوا نیست، بلکه یک «رژیم ذهنی» برای حفاظت از نهالِ باورهای جدید است. طبق قانون جذب، «کبوتر با کبوتر، باز با باز»؛ تا زمانی که شما با افراد منفی‌باف معاشرت دارید یا ذهنتان را در معرض اخبار بد و سریال‌های بی‌محتوا قرار می‌دهید، در حال آبیاری علف‌های هرزِ ذهن خود هستید.

راهکار عملی این است که با جسارت تمام، افرادی که هم‌مدار با اهداف جدید شما نیستند را کنار بگذارید و تلویزیون و ماهواره را که بزرگترین دشمنانِ تمرکز و خالق باورهای محدودکننده هستند، از زندگی حذف کنید. تنها در فضایِ خلوت و پاکسازی شده است که می‌توانید صدای خداوند را بشنوید و با کار کردن روی باورهایتان، در مداری قرار بگیرید که ایده‌ها و فرصت‌های ثروت‌ساز به‌صورت طبیعی به سمت شما سرازیر می‌شوند. پس اگر واقعاً به تعهدِ سه برابر کردن درآمدتان پایبند هستید، باید شجاعتِ انجام این تغییرات بنیادین در سبک زندگی‌تان را داشته باشید.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲
    194MB
    16 دقیقه
  • فایل صوتی چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲
    15MB
    16 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1243 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «صفورا کوشککی» در این صفحه: 17
  1. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1464 روز

    بنام یکتای هستی بخش

    سلام …

    من تا حالا چند مرتبه روی فایلهای 3برابر کردن درامد کار کردم و هربار نتایج عالی گرفتم…

    و همیشه فکر میکردم که ورودی هامو دارم خوب کنترل میکنم..اما هربار که به این فایلها برمیخورم دوباره میبینم یه سری ورودی های اشتباه دارم به مغزم میدم…

    مثلا درمورد اینستا من فقط افرادی که تو حوزه ی کاری من بودن رو فالو داشتم..اما همونم برای من ورودی منفی به حساب میومد چون من نمیخواستم شبیه به اونا عمل کنم و این فالو کردنشون باعث میشد من دچار مقایسه و خود تخریبی بشم…

    از طرفی هم پیج کاری داشتم و کارامو توش اپلود میکردم…تو وضعیتی که یک ماه پیش تو ایران شروع شد و اینترنتا قطع شد برای من هدایت اجباری خداوند بود که اینستارو کامل بزارم کنار با اینکه پیج کاری داشتم…چون واقعا از ته دلم این شیوه ی کار کردن رو دوست نداشتم و از خداوند خواستم که منو به مسیر های جدید هدایت کنه…و حالا که اینستارو کامل حذف کردم دارم متوجه تفاوت ارامشم با گذشته میشم…از اینکه چقدر احساس لیاقتم بالاتر رفته از اینکه دیگه خودمو با همکارا و استاید این شغل مقایسه نمیکنم و دیگه هیچ کاری به بقیه ندارم و تو ارمش و خلوت خودم دارم رو خودم کار میکنم…

    یه مورد دیگه که حذفش کلییی ارامش رو به ذهن و قلب من برگردوند یکی از همسایه ها بود که الان تقریبا 2سالی میشه هرروز یا یه روز درمیون 2 ،3مرتبه در خونه ی مارو میزد و هیچ کار خاصی هم نداشت و برای یه چیز بی مورد،هربار نزدیک به نیم ساعت ،40دقیقه وقت منو میگرفت…مثلا فلان چیزو خریدم ،فلان کارو میخوام بکنم نظر تو چیه….و کلییی احساس من بد میشد از این بابت ولی میموندم تو رو دربایسی…من تقریبا تمام روابطم خیلی خیلی محدوده اما در مورد این همسایه اصلا دقت کرده بودم که چقدر تو مخی شده برام و باید یه فکری به حالش بکنم…جوری که من تو خونه ی خودمم استرس داشتم یه کاری رو انجام بدم که صدا بده و این همسایه متوجه بشه من خونم و بیاد در بزنه….یعنی سابقه نداره تو این دوسال یکبار من بیام درو بازکنم برم بیرون و این همسایه نیاد بیرون و نگه کجا میری….چون خونمون واحدیه همیشه صدای باز کردن درو که میشنوه سریع میاد بیرون ببینه من کجا میرم..و چون یه نسبت دوری هم با شوهرم دارن خیلی میترسیدم که چیزی بهشون بگم…دیگه چند روز پیش امپرم چسبید به سقف…گفتم دیگه باید این وضعیت رو تمومش کنم…به محض رسیدن خونه دیدم داره در میزنه…هرچقدررر در زد در بازنکردم.کلی صدا کرد…بعدشم دیدم داره زنگ میزنه باز جواب ندادم…

    و تو این 3روزه دیگه ازش خبری نیست …چقدرررر احساس ازادی و ارامش میکنم از این بابت…

    مورد بعدی سریال بود…که من هربار که این فایلهارو گوش کردم تعهدی اومدم تلویزیون رو حذف کردم اما بعد از چند ماه دوباره دیدم یه سریال خاصی رو نشون میده و اومدم پیگیر شدم و اینجوری خودمو گول زدم که من حواسم هست که چه باوری رو به مغزم میده و هوشیارم…و اینجوری فقط داشتم خودمو گول میزدم..چون قشنگ متوجه احساس بدم میشدم که تو سکانسهایی از فیلم چطور دلم میسوزی یا چطور احساس غم دارم….الان 3روزه تصمیم گرفتم که تعهدی سریال رو کنار بزارم ..و چون همیشه با همسرم نگاه میکردیم این کار خیلی سخت بود…و اومدم از هندز فری برای گوش دادن فایلها تو زمانی که سریال داره پخش میشه استفاده کردم…

    و مورد دیگه ورودی هایی بود که از فکر کردن به موضوعات و خاطرات گذشته مدام تو مغزم تکرار میش و حال منو بد میکرد…برای این موضوع هم اومدم یه سری فایلها رو گلچین کردم که نیاز به تکرار بیشتری داره و در مورد باورهاست و هرروز صبح تاشب به صورت رگباری گوش میدم…

    خداوند رو بینهایت سپاسگذارم که دوباره هدایتم کرد که تغییر رو از نو شروع کنم..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1464 روز

    بنام یکتای هستی بخش…

    سلام…

    سالهاست که تلویزیون رو حذف کردم..و روابط خیلی خیلی محدودی دارم.اونم فقط با خونواده ام و مشتریام…

    فقط یه موردی که حس میکنم خیلی باعث نشتی انرژی من میشه اینستا هستش که اونم بیشتر پیجای مربوط به کارم رو فالو دارم و اونا رو میبینم…اما چون محتواش به دردم نمیخوره و بیشتر به خاطر ویو گرفتن و تبلیغات فقط محتوا میسازن ،همین الان فقط با خوندن مقاله ی این جلسه تعهد میدم که کنترل کاملی تو اینستا گردی داشته باشم.و فقط فیلم و محتوای خودم رو اپلود کنم و خارج بشم…

    گفتوگوهای من با خدا بعد از نوشتن کامنتم:

    خداااای عشق و مهربونم آخه چطور من شکرت کنم خدای قشنگم…الان زدم رو نشانه ی امروزم و دیدم فایل دوم 3برابر کردن درامد اومد…اولا که این نشونه ی خیلی خیلی بزرگه از ثروت برام الهی هزارانننن هزار مرتبه شکرت..دوما وقتی مقاله رو داشتم میخوندم دیدم دوتا تمرین خیلی مهم داده…یکی اینکه ادمهای منفی رو از زندگیت حذف کنی دو اینکه تلویزیون و ماهواره رو حذف کنی…

    دیدم که من تا حدود خیلی زیادی افراد منفی رو از زندگیم حذف کردم و حتی رابطه ام با خونواده ام و خونواده ی همسرم رو خیلی خیلی محدود کردم…تلویزون هم که سالهاست نگا نمیکنم فقط یه مدت کوتاه سریال نگاه میکردم دوسه ماهه که به لطف الله دیگه همسرم تلویزون روشن نمیکنه و الان چند ماهه اصلا تلویزیون به برق نیست…

    با خودم فکر کردم که من الان چه چیزی هست که اگر حذفش کنم فرکانسم مثبت تر میشه…چیزی که به ذهنم رسید اینستا بود..دیدم من خیلی وقتم رو توی اینستا تلف میکنم.البته من فقط پیجای مربوط به کارم رو فالو دارم ولی در ادامه میگم همونام چقدر اسیب زننده بوده برام… علاوه بر اینکه وقتمو تلف میکنم چیزی یاد نمیگرم و هم اینکه خیلی دچار مقایسه و نا امیدی میشم که اونا خیلی از من بهترن و این باعث میشه تو عمل به ایده ها و الهاماتم سست بشم خودمو کم ببینم و بگم من کجا و اونا کجا …و عمل نکنم به ایده هایی که بهم گفته میشه و ایمانم ضعیف تر میشه…

    با خوندن مقاله این جلسه سریع اومدم تعهد دادم که اینستا گردی رو بزارم کنار…

    اگر قبلا میشد ذهنم میگفت نمیتونی نمیشه….اما الله و اکبر از قانون سلامتی…چقدرررر باورهای منو و ذهنیت منو تغییر داده…و هر وقت این فکر میاد نمیشه سریع میگم وقتی قانون سلامتی که برام حکم غول آخر رو داشت از پسش بر اومدم و حتی منی که از روزه داری بیزار بودم الان دارم فستینگ 48 ساعته میرم و اینقدرر اراده ام قوی شده که متعهد موندم به مسیر قانون سلامتی 2ماه و 14 روز….

    دیگه کاری نیست که از پسش بر نیام…اینستا نرفتن که دیگه جوکه…من اراده ی این رو دارم که هرکاری که بخوام انجام بدم…الهی هزاران مرتبه شکرتتتتت…

    خدای عشق و مهربونم چطور باید شکرت کنم امروز صبح موقع پیاده روی داشتم به این فکر میکردم که برای ترک اینستا گردی باید اهرم رنج و لذت بنویسم و ازت کمک خواستم و تو الان هدایتم کردی به فایل دوم 3برابر کردن درامد که تعهد بدم اینستاگردی رو ترک کنم…

    اینستا گردی به جز ضرر و زیان هیچ سودی برام نداره…چقدررر از وقتم هدر میره…چقدررر ناخواسته میبینم…چقدر منو دچار مقایسه میکنه…باعث میشه نقطه ی شروع کارمو با کسی که سالهاست داره این کارو میکنه مقایسه کنم و خودمو کم ببینم کارمو بی ارزش ببینم.باعث میشه ذوق و شوقم کور بشه ..‌.باعث میشه اون اشتیاقی که برای گذاشتن اموزش تو پیجم دارم نابود بشه اون همه تایمی که با عشق گذاشتم برای ضبط و ادیت فیلما و با صداقت کامل اموزش دادم همش دود شه بره هوا.و منصرف شم از اپلود کردنشون و ذهنم بگه این اموزشا ارزش نداره…نتیجه نمیده بیخیال شو..چرا که مدام خودمو با تاپ ترینها که سالها دارن اینکارو انجام میدن مقایسه میکنم…باعث میشه ایده های خداوند رو نادیده بگیرم…باعث میشه ایمان و اعتمادم رو نسبت به هدایت خداوند از دست بدم.باعث میشه خلاقیتم کشته بشه چون باورم رو نسبت به خودم و خداوند از دست میدم که خداوند میتونه هدایتم کنه که از خودم شنیون خلق و ابداع کنم…باعث میشه امید و رویاهام بمیره…باعث میشه خودمو کارهامو بی ارزش ببینم و هرگز جرات نکنم بابت اموزشهام بها بگیرم…اموزشهایی که سالهای سال براش زمان و انرژی و هزینه گذاشتم تا یادش بگیرم و با صداقت اموزش بدم ولی مقایسه دشمن خودارزشمندی منه …و باعث میشه احساس حقارت کنم احساس اینکه هیچی نیستم و لیاقت ندارم بابت اموزشهام پول بگیرم…

    خداوندم ببخش که به جای اعتماد به تو خواستم از بقیه کپی کنم…خدایا منو ببخش به جای کمک خواستن از تو هدایت خواستن از تو ایمان به تو و باور کردنت رفتم ببینم بقیه چیکار میکنن تا منم همون کارو کنم…خدایا ببخش منو که به ادمهایی که فقط دنبال جلب توجه و خودنمایی و فالور جمع کردنن خیلی بیشتر از تو اعتماد کردم و فکر کردم مسیر اونا بهتر از مسیریه که تو بهم میگی خداجونم منو بببخششش .ببخش..ببخش…خداوندا همین اگاهی هم هدایت تو بود که اگر هدایتم نمیکردی قطعااا از گمراهان بودم…

    خداوندا تو تمام زندگیم هروقت که چیزی رو به درستی درک کردم به اندازه ی درکم سعی کردم عمل کنم…اگر عمل نکردم چون درست درکش نکردم…من قبلا هم تعهد داده بودم که اینستا گردی نکنم و مدتی هم روی تعهدم موندم ولی بعد از یه مدت دوباره شروع شد…چون من اهرم رنج و لذت رو درست تو ذهنم نساختم که اینستا چقدررر رویاها و امید من رو نابود میکنه…چقدررر به من احساس حقارت و بی ارزشی میده…چقدررر منو از عمل به ایده های الهیم منصرف میکنه… چقدر باعث ترس و نگرانی من میشه…

    من باید اینقدررر این اهرم رنج رو برای خودم تکرار کنم که واقعا بره تو وجودم که با تمام وجودم از این رنجها فراری باشم.

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1464 روز

    بنام یکتای هستی بخش…

    سلام.میخواستم از رشدی که تو این زمینه طی دوسال داشتم بنویسم…من دوسال پیش که اومدم کامنت نوشتم و یه جورای چکاب فرکانسی من تو این زمینه بود،گفتم که افراد منفی زندگیم رو تقریبا حذف کردم.اونموقع که اینو نوشتم راستش به صورت کامل ارتباطاتم رو با افراد سمی قطع نکرده بودم و هر سه چهار ماه یه بار یه مهممونی یا دورهمی داشتیم که من دوست داشتم همونم قطع شه…به لطف الله کلا الان با کسی رفت و امد ندارم جز اینکه زمانهایی که خودم دوست داشته باشم برم خونه ی مادرم.یا خونه ی مادر همسرم.ولی کسی دیگه خونم نمیاد.ولی در مورد خونواده ی خودم نسبت به دوسال پیش خیلی شرایط تغییر کرده.خیلی خونواده ام مثبت تر شدن.چون شکر خدا تو این دوسال کلی رشد مالی داشتن.هم پدرومادرم.هم برادرم که تهرانه و اونجا سرکاره.و الان که میرم خونه ی پدرمادرم دیگه اون آه و ناله های قبلی و صحبت در مورد و نداری و بی پولی خبری نیست.و شکر خدا پیشرفت مالی باعث شده خونواده ام به نسبت گذشته خیلی مثبت تر شن و مادرم که قبلا به شدت آدم ناسپاس و منفی ای بود الان هربار میریم از خلاقیتهاش تو پختن غذا و شیرینی و کیک میگه…قبلا فقط منفی حرف میزد و کلا آدم مایوس و ناامیدی بود ولی الان کلی ذوق و شوق نشون میده.و چقدر حالم خوب میشه میرم اونجا.قبلا وقتی میرفتم اونجا میخواستم فایل گوش بدم مامانم خیلی گیر میداد و مدام میگفت تو دوروز اومدی اینجا همش سرت تو گوشیه و همیشه بحثمون میشد.ولی الان هر سری میرم هروقت دلم بخواد فایل گوش میدم و مامانم دیگه اصلا ناراحت نمیشه و با روی خوش میگه من میرم تو فایلتو گوش بده چون میدونه چقدر حالم با فایل گوش دادن خوب میشه…واقعا خیلی خیلی به نسبت گذشته رابطه ام با مادرم خوب شده.من طی 5 سالی که با قانون آشنا شدم به صورت تکاملی رابطه ام رو با همه تقریبا قطع کردم حتی با خونواده ام…ولی شکر خدا الان در شرایطی دارم باهاشون رفت و امد میکنم که اونها خیلی نسبت به گذشته مثبت تر شدن.و دیدنشون حالمو خوب میکنه.درصورتی که قبلا فقط حالم بدمیشد.چون خونواده ام وضعیت مالی خیلی ضعیفی داشتن و اینکه از نزدیک میدیدمشون و نمیتونستم کاری براشون بکنم خیلی منو عذاب میداد و حالمو بد میکرد…

    شکر خدای مهربانم اللن علاوه بر اینکه خودم چقدر تغییر کردم و مثبت تر شدم خونواده ام کلی رشد کردن و مثبت ترشدن به لطف الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1464 روز

    بنام یکتای هستی بخش

    سلام استاد جانم…

    بعد از 2 سال دوباره این فایلهای 3 برابری درامد رو گوش میدم…

    شکر خدای مهربون استاد من تو این دوسال کاملا به صورت تکاملی تمام افراد سمی زندگیم رو حذف کردم ،دوست ،فک ،فامیل ،آشنا.و با هیچ کس هیچ رفت و امدی ندارم.و روابطم درحال حاضر صفره‌.و تنهای تنهام.و خدارو شکر این زمینه روایجاد کردم که افراد جدید رو وارد زندگیم کنم.البته هنوز هیچ تلاشی در زمینه ی ایجاد روابط نکردم .ولی تصمیم دارم که این کارو بکنم.

    در مورد تلویزیون من دوسال پیش خیلی راحت تلویزیون رو حذف کردم و مدتها بود که کلا سیم و انتن رو جمع کرده بودم که اصلا تلویزون وصل نباشه.ولی خب مدتیه که همسرم سرهمش کرده و نگاه میکنه.منم وسوسه میشم و یکی دوتا سریال هست که پیگیری میکنم .به جز اون کلا تلویزیون نمیبینم.ولی باید همین رو هم حذف کنم.چون سریال واقعا مثل جادو میمونه یه قسمت رو که نگاه میکنی تا اخرش باید نگاه کنی…

    خداوند رو بینهایت سپاسگذارم که دوباره به این فایلها هدایت شدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1464 روز

    بنام یکتای هستی بخش…20 روز از تعهدم به سفرنامه میگذره و چند روزی میشه که خیلی جدی تر از قبل دارم روی خودم کار میکنم.من یه سالن زیبایی دارم که دوتا شریک دارم .شریکام خیلی منفی بودن و وقتی باهاشون بودم ناخودآگاه نمیتونستم کنترلی روی ذهنم داشته باشم.قبلا هم یه بار تلاش کردم که ازشون جداشم ولی به دلایلی نشد.فهمیدم که به زور و اجبار نمیتونم این آدما رو از زندگیم حذف کنم قطعا هم فرکانسشون هستم که الان اینجام.پس تصمیم گرفتم که بیشتر روی خودم کار کنم.از چند روز پیش که خیلیی متعهدانه و جدی دارم روی خودم کار میکنم انگار خدا همه ی شرایط رو داره برام فراهم میکنه که بیشتر بتونم تنها باشم و بیشتر رو خودم کار کنم.چند روزی میشه که دست از زور زدن برداشتم و فقط به نکات مثبت شریکام توجه میکنم و سعی میکنم احساسمو نسبت بهشون خوب کنمو و ازشون خشمگین نباشم.اصلاااا باورمممم نمیشه تو همین چند روز شرایط زمین تا آسمون فرق کرده چقدر آرامشم بیشتر شده.یه سری رفتارهای خیلی خوب از شریکام نسبت به خودم دیدم بعد تازه تو این هفته که من میرفتم سالن اونا مسائلی براشون پیش اومد که اصلا نمیومدن و من که قبلا خیلی از این بی نظمیشون عصبی میشدم اینبار اینو لطفی از سمت خدا دیدم که خواسته من تنها باشم و بیشتر رو خودم کار کنم و این طرز فکر خیلی حسمو خوب کرد.یه مورد هم امروز بود که تا ظهر تو سالن تنها بودم و داشتم فایل گوش میدادم و رو خودم کار میکردم فکر میکردم امروز هم شریکم نیاد ولی سر ظهر ساعت 12و نیم اومد.ناهارم آورده بود یکم که حرف زدیم گفت من خیلی خسته ام میخوام بخوابم و رفت خوابید و من هم از خدا خواسته اومدم تو سایت و شروع کردم به نوشتن کامنت سفرنامه روز بیستمم قشنگ تا ساعت 3 و 38 دقیقه طول کشید .همین کامنت رو ارسال کردم ساعت و نگاه کردم دیدم ساعت 3و 38 دقیقه است.شریکم همون لحظه از خواب بیدار شده بود و صدام زد گفت بیا ناهار.ناهارو خوردیم و بعدش اون جمع کرد رفت باشگاه.واقعا انگار امروز فقط اومده بود که ناهار منو بده تا گشنه نمونم .😁😁

    خیلی حس خوبی بود که با خودم میگفتم همه دارن به نفع من کار میکنن و واقعا لذت بردم از همین اتفاق کوچیک.

    مسئله بعدی اینه همسر من به نسبت چند سال پیش که اصلااااااا رابطه ی خوبی باهم نداشتیم خیلللی خوب شده رفتارش نسب به من و الان خیلی نسبت به گذشته زندگی بهتری همراه با آرامش داریم.ولی خب همسر من عادت داشت که مدام از منفیا حرف

    بزنه و اخبار سیاسی رو دنبال کنه و مدام بد وبیراه بگه به دولت و فلان و…ولی یه مدتیه از وقتی من متعهد تر شدم جوری شده که شیفت کاری همسرم با من مخالفه.یعنی دقیقا صبح وقتی اون خونه است من میرم سر کار و غروب که میام اون رفته سر کار تا ساعت 12 شب که میاد خونه. اونموقع هم که میاد یه خورده تلویزیونو روشن میکنه ولی به نسبت قبل خیلیییی بهتر شده چون من یه چند باری فایلهای سفربه دور امریکارو نشونش دادم و اوایل خیلی مقاومت داشت و منم نمیخواستم به زور بکشونمش تو این مسیر ولی خب الان دیگه هر شب بلا استثنا قبل از خواب میگه بزن ببینیم عباسمنش جدید چی گذاشته. و فعلا فقط داریم با فایلهای سفر به دور امریکا پیش میریم باهم.و اصلا هم اصراری ندارم که حتما هرشب ببینیم ولی خودش تمایل نشون میده که میخواد ببینه.از وقتی هم که اینستا فیلتر شده خدارو شکر سمت اینستا نرفته و دیگه در مورد اخبار سیاسی چیزی نمیگه.و حتی تو فایلهای سفر به دور امریکا یه سری از حرفای استاد رو هم تایید میکنه. از نظر من برای شروع خیلی خوبه😊😊

    و مسئله ی بعدی خونواده ام هستن با اینکه ازشون دورم ولی وابستگی فکری بهشون دارم .یه جورایی عذاب وجدان دارم از اینکه رابطه ام رو باهاشون خیلی کم کردم.از خدا میخوام درهایی رو به روم باز کنه که فقط از خوشحالی و حال خوبشون بشنوم .و فقط زمانهایی ببینمشون که حالشون عالی باشه و از اتفاقات خوب برام بگن.برای باور سازی دارم کامنتای سایت رو میخونم و سعی میکنم یه خبر خوب که ازشون میشنوم بیشتر و بیشتر بهش توجه کنم تا از این اخبار خوب زیاد بشنوم ازشون.مطمئنم که خدواند درهای فراوانی رو به روم باز میکنه و به نقطه ای میرسم که هم من از خدا راضی باشم هم خدا از من…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1464 روز

    سماء جان دیدگاهت رو خوندم چندسال از کامنتت میگذره امیداورم تا به امروز در مسیر مونده باشی که اگر مونده باشی قطعا زندگی دلخواهت رو خلق کردی…

    هر جا که هستی برات آرزوی آرامش و حال خوب و رابطه ی گرم و صمیمی با همسرت رو دارم…در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1464 روز

    سلام لیلای عزیزم

    بسیار سپاسگذارم ازت

    راه حلی که پیشنهاد دادی خیلی خوب بود از طرفی هم یک اصل رو بهم یاد آوری کردی اصل هماهنگی با محیط و آدمای اطرافم.من هنوز به همانگی نرسیدم وگرنه نباید اذیت میشدم.این تقلاهای من برای قطع روابط که با احساس بد هستش نشون از این داره که من فکر میکنم اون بیرون مشکله و من باید اون بیرونو درستش کنم .

    بی نهایت سپاسگذارم ازتون تلنگر به جایی بود برام.

    در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: