این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2016/12/abasmanesh-2-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-12-27 10:08:242025-12-03 08:47:14چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خداوند بخشنده مهربان که هر آنچه دارم از اوست
سلام استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته مهربان
سلام دوستای خوبم خیلی خوشحالم که این انگیزه در من ایجاد شده که کامنت بنویسم
️از دوستانی که کامنت نوشتن و من با خوندن کامنت های دوستان انگیزه گرفتم ازشون بی نهایت سپاسگزارم
من متعهد هستم که ورودی هام رو مثل گذشته که باعث شد کلی نتایج عالی بگیرم کنترل کنم
خدارومیلیون ها بار سپاسگزارم که به اولین تعهدم در مورد چند برابری درامد پایبند هستم و ورودی هام رو کنترل میکنم
به قول استاد در دوره قانون سلامتی که میگه اگرمیخوای تن سالمی داشته باشی اول باید ورودی هایی که وارد بدنت میکنی کنترل کنی،چیزهایی که میخوری…خروجی توی که انرژی تو و خیلی چیزهای دیگه رو تامین میکنه و در مسیر درست قرار میده
مثال استاد این بود اگر به چرخ گوشت ،گوشت گوسفند بدی اون گوشت گوسفند چرخ شده رو بهت پس میده و اگر تو اون چرخ گوشت ،مرغ بریزی اونم چرخ کرده مرغ رو بهت پس میده
ما نمیتونیم گوشت مرغ بریزیم تو چرخ گوشت و توقع گوشت گوسفند رو داشته باشیم…
ورودی های ذهنم به همین صورته اگر من مدام به چیزهایی توجه کنم که در راستای ناخواسته ها و مشکلات و ترس ها و نامیدی هاست ،جهان چیزی غیر از ناخواسته ها نمیتونه وارد زندگیم کنه …
حکایت همون چرخ گوشته….
اگر من آشغال و غذاهای نامناسب بخورم امکان نداره بدن خروجی مناسبی رو برام ایجاد کنه
⭕️قانون:
ما در هر لحظه داریم با افکارمون ،با کانون توجهمون به جهان هستی ارتعاشاتی رو ارسال میکنیم که لحظات بعدی مارو در آینده خلق میکنن ،[ این آینده میتونه 1 دقیقه ،1 روز ،1 ماه یا 1 سال بعد باشه… ]
به همین دلیل خیلی مهمه به چی توجه میکنیم ،به چه چیزی گوش میکنیم یا نگاه میکنیم و در رابطه با چه موضوعی صحبت میکنیم..
برای جهان هیچ اهمیتی نداره من به چه چیزی توجه میکنم اون کارش اینکه اساس باورها و فرکانس های ارسالی منو وارد زندگیم کنه به شکل تجربیات،اتفاقات،آدمها،ایده ها و موقعیت ها
پس بنابراین من اگر میخوام ثروتمند بشم باید ورودی هام رو کنترل کنم و این برای من غیر قابل مذاکره است
خداروهزاران بار شکر که من به دلیل اینکه مدت زیادی ورودی هام رو کنترل کردم افراد زیادی دور و اطرافم نیستن
بین 3 و 4 نفر محدود
که اونهام بسیار بسیار به من و طرز فکر من تا حدودی نزدیک هستن و در این حد هست که به راحتی راجب قانون میتونم باهاشون صحبت کنم و تبادل نظر کنم
و بخاطر این دایره ی ارتباطاتم بی نهایت از خداوند بزرگ سپاسگزارم
و این دایره ارتباطات به این شکل نبوده من با کنترل ورودی هام و تغییر دادن دیدگاه هام سعی کردم به این شکل باشه و جهان کبوتر با کبوتر باز با باز رو همیشه رعایت میکنه
️️استاد عزیزم بی نهایت ازت سپاسگزارم بابت اینکه آگاهی های خالص رو صمیمانه در اختیار مامیذارید شما بسیار سخاوتمند و انسان درستکاری هستید درود خداوند برشما
️دوستای گلم خیلی دوستون دارم و خیلی خیلی خوشحالم به خاطر وجودتون و کامنتها و نتایج عالی که میگیرید انشالله همیشه خوش بدرخشید در پناه تنها فرمانروای عالمیان
«برنامهریزی آگاهانه ذهن، برای تولید فرکانس خواستهها.»
حالا که همه چیز ذهنی هست . ثروت یه امر کاملا ذهنی هست و فرکانسهای من تجربه من از زندگی رو رقم میزنه … عبارتی که مثل کلید برای من در ذهنم چراغی رو روشن کرد این بود :«برنامه ریزی آگاهانه ذهنی برای تولد فرکانس خواسته ها» اینکه من باید یه برنامه ذهنی داشته باشم برای تولید فرکانس خواستهها، چون ذهن که در هر لحظه داره فرکانس تولید میکنه . کارش همینه . و فرکانسهاش هم تجربه ی من از زندگی رو تعیین میکنه پس باید برنامه ریخته بشه و آگاهانه و متعهدانه این برنامه اجرا بشه تا خواسته ها خلق بشن… مثل برنامههای روزانه زندگی که برای مواد غذایی و درست کردنشون دارم، مثل برنامههای شغلی م و برنامههای تفریحی م و … حالا سوال خوب اینه که چطور میتونم این برنامه رو بریزم و اجرا کنم که من رو به هدفم و خواستهم یعنی سه برابر درآمد در بازه یکساله برسونه ؟!!
این برنامهی ذهنی باید در مورد دریافت ورودیهای مناسب باشه .من باید متعهدانه روی دریافت ورودیهام حساس باشم . چون این ورودیها تبدیل به فرکانس میشن و این فرکانس به جهان ارتعاش میشه و من از اساس همون ارتعاش رو در زندگی دریافت میکنم. این برنامه باید آگاهانه باشه.من باید گفتگوهایی رو با خودم تکرار کنم و باورهایی ارسال کنم که ارتعاش خواستههای من رو در ذهنم ایجاد کنه. من باید آگاهانه چیزهایی رو ببینم و بشنوم که در من احساس خوب ایجاد میکنند و باورهای مناسب رو در من تکرار میکنند . من باید آگاهانه در مورد روابطم بخوام که با انسانهایی در ارتباط باشم که ایمان و باور من رو به ثروت و نعمت موجود در جهان و قدرت خداوند بیشتر میکنند و من رو به انسان توحیدیتری تبدیل میکنند .من آگاهانه این مسیر و این برنامه رو میخوام و اراده میکنم که متعهدانه در زندگی خودم اجراش کنم و از خداوند یاری می طلبم و میخوام که کمکم کنه تا بتونم اجرا کننده خوبی برای این برنامه «تولید فرکانس خواستهها» باشم . چرا ک من میخوام در فرصت زندگیم در این جهان زیبا و قانونمند مادی خواستههام رو تجربه کنم و لذت و شادی و خوشبختی رو به عنوان ارمغان این جهان مادی به روحم هدیه کنم . خدایا یاورم باش و من رو به انسان متعهد و آگاهی تبدیل کن .
خداروشکر میکنم که بعداز تعهدی که دیروز دادم و نتیجه اون رو تو یکسال دیدم و دیدم چقدر درآمدم بالا رفت چقدر جنبه های زندگیم به قول استاد تغییر کرد و من واقعا چقدر خوشبختی رو احساس کردم حالا اومدم تمرین دوم خودم رو به لطف الله تعهد بدم
تعهدی که پارسال پایبندش بودم ولی یکی از جنبه هاش رو زیاد متعهد نبودم فیلم نگاه کردن ولی خیلی نسبت به سالیان گذشته کمتر شد و این هم برامن واقعا خودش یه تغییر بزرگ بود که نشون میده میتونم بیشتر اصل و اساس زندگی رو یعنی کانون توجه خودم رو رعایت کنم و ورودیهای بهتری به خودم بدم شکر خدا تونستم اینستارک پاک کنم تلویزیون که اصلا نگاه نکردم و نمیکنم ولی باید متعهدانه فیلم نگاه کردن رو هم مثل اینا کلا حذف کنم به امید الله
خداروشکر میکنم که الان 3شب هست به شدت به لطف الله مهربان دارم کنترل میکنم ورودیهام رو و واقعا دیروز همون روز اول مزد شهامتم رو خداوند بهم داد و همون روز اول تعهد من تونستم یک معامله شیرین بزنم و 16میلیون سهمم باشه خدایاشکرت بخاطراین همه لطف و رحمتت شکرت که این همه بمن نظر کردی ازت میخوام امسال بیشتر کمکم کنی بیشتر انرژی بهم بدی و من رو قدم به قدم هدایتم کنی ممنونتم استاد هرجا هستی سالم شاد پیروز و ثروتمندتر از الانت بشی
سلام نکته ی امروز من این است که احساس خوب: اتفاق خوب و هر کجا حس اضطراب یا ترس و.. سراغ من اید نشانه اشتباهی در باورهام و با تغییر نگرش و توجه به نکات مثبت حس خود را خوب نگه داشتن است. و تا وقتی ورودی های ذهنم را کنترل نکنم نمی توانم خروجی مناسب داشته باشم . پس تلاش میکنم تا با ورودی های مناسب و اگاهی ها در جهت خلق خواسته هایم و خروجی دلخواهم قدم بردارم و در این راه متعهد میشوم .
در ابتدا هزاران بار خدا رو شاکرم که با این سایت و استاد عباسمنش آشنا شدم و از استاد عزیز که با انرژی عشق و ایمان بینظرشون هر انچه دریافت میکنند بیدریغ ب ما میبخشند متشکرم
از اشنایی من با این سایت زمان زیادی نمیگذره ، من این فایل رو در تاریخ 1402/02/08 دیدم و تعهدم رو با ایمان کامل نوشتم و با تمام وجودم خواستم و دیروز که 1402/02/13 بود درامدم دو برابر شد، من متعهد شدم در طول یک سال درامدم سه برابر بشه و حالا در عرض کمتر از یک هفته چنین تغییر شگفت انگیزی در زندگیم رخ داده …چطور میتونم شکر خدا رو بجا بیارم….استاد عزیزم از این که فرمپدین با همون تعهد دادن، با همون نوشتن نشانه های لطف خداوند رو میبینید و در همه فایلها تأکید میکنید: “که وقتی با تمام وجود درخواست کنید هدایت میشوید به مسیر بهتر، هدایت میشوید به سمت خواسته خودتون، هدایت میشوید، از طریق الله مهربون هدایت میشوید و این قانون خداوند هست و هرگز تغییری در سنت خداوند نخواهی یافت”….
من با تمام وجودم خواستم و ب الهامی ک دریافت کردم ک با ظاهر خیلی کوچک بود عمل کردم ….
البته میدونم که باید تکامل رو در نظر داشت و مهمترین نکته این ک من چرا قبلا در این فرکانس نبودم خودم میدونم ک یک دلیل مهمش این بوده ک احساس لیاقتم کم بوده….من با افتخار عید امسال دوره عزت نفس استاد عباسمنش رو تهیه کردم و ب لطف خداوند خیلی تونستم با انجام تمرینهای عالی این دوره هر روز حال و احساس خوب و آرامش درونیم بیشتر بشه، بخصوص تمرین شگفت انگیز آگهی بازرگانی که واقعا انگار تازه با دنیای جدیدی از خودم روبرو شدم.
چقدر احساس عالی دارم که دارم این متن رو مینویسم، چقدر ایمانم قویتر شده، چقدر ارامشم بیشتر شده….
من دوره روانشناسی ثروت 1 رو تهیه کردم و دارم با ارامش کامل این دوره رو با جان و دل گوش میکنم و چقدر لذت میبرم که با قوانین الهی آشنا میشم و متوجه میشم که ما برای زندگی اینجا هستیم تا از اینهمه ثروت مادی و معنوی و عشق و زیبایی که خداوند ب عنوان هدیه برامون در نظر گرفته استفاده کنیم….این ما هستیم که انتخاب میکنیم با احترام و سپاس این هدایای زیبارو بپذیریم یا با ناسپاسی خودمونو محروم کنیم.
از خداوند بخشنده و بخشایشگر عشق و ثروت و ایمان و ارامش برای استاد عزیزم و دوستان عالی این سایت و خودم درخواست دارم. هر لحظه ثروتمندتر باشید
سلام به دوستان عزیز در خانواده مبارک و مقدس عباسمنش
اول خیلی دلم خواست برای استاد بنویسم
که هزار ماشالا عکسهای سالهای گذشتتون رو ورق میزدم الحمدلله به برکت دوره قانون سلامتی بسیار جوانتر و زیباتر شدین .
برای افزایش درآمد اول از همه تعهد مهمه که اگر نوشته بشه که بسیار محکمتر میشه.
پول مثل تمام و هرچه در عالم متصوره حتا افکار ما که انتزاعی هستند داری فرکانسه.
بیشمار خطوط رادیویی در جهان و شبکه های متنوع هست اینها بالقوه وجود دارن ،حالا اینکه من نمیتونم از اون شبکه استفاده کنم ،برای تلویزیون و رادیو فرق نداره.
هزار سال هم روی موج اشتباه باشم، رادیو نمیگه گناه داره حالا براش یه برنامه پخش کنم
میگه تو موج خودت رو عوض کن و با من هم فرکانس شو تا از من استفاده کنی.
این چند روز خیلی به گسترش و انبساط جهان خیلی فکر کردم یادمه بچه که بودم شاید توی محله ما دوتا رستوران بود با منوی محدود .الان هر خیابون چندین رستوران و فروشگاه هست … تا ثروت و پول نباشه نه آشپزخونه ها میچرخن نه مردم میتونن بیان خرید کنن .
من دوست دارم به این تغییرات توجه کنم
وقتی بچه بودم مثلا یه نوجوان دانش آموز بود و درآمد نداشت الان خیلی خیلی نوجوان در سراسر دنیا فقط درآمدهای عالی از یوتیوب و… دارن.
اینها همه توسعه جهانه که نه سه برابری درآمدها که هزاران برابری اونها در یکساله ممکنه ….
این ماییم که باید دل بدیم به این شگفتی .
اگر بپذیریم که لایق ثروت سه یا چند برابری هستیم ،توانایی هامونو بالا ببریم ،مرتب یاد بگیریم وشرک نورزیم و مرتب خوشحال باشیم در حدی که اگاااهانه ذوووق کنیم برای داشته هامون
قطعا موجی از بینهایت برکت سرازیر میشه ….
اینکه ما خودمون لایق برکتها نمیدونیم تقصیر جهان و از کمبودش نیست.
ترازوی خداوند همیشه عادله
همون مقداری که فرکانس بدی همون مقدار برکت میگیری و خودخدا فرمود نتیجه خوبی و بدی اگه ذره ای هم باشه میبینید .
حالا میگم که میخوام فرکانسم بالا بره چه کنم؟
ورودی هامو کنترل میکنم…
من خودم یه اخلاق پیدا کردم به همه میگم خبرخوب چی دارید امروز.
اینجوری خودبخود کمتر به بدیها توجه میکنم.
اطرافیانم خبر خوب رو با جزییات تعریف میکنن و منم کیف میکنم و بازم تشویق میشن خبر های خوب خرید و مسافرت و مهمونی و حال خوب خودشونو بهم بگن.
قدرت ما آدمها لذت بردن از تمام خوشی ها و لذتهای کوچولو هست و گرنه که شادی برای داشتن ماشین آخرین مدل که هنر نیست،هرچند خیلیها برای بزرگترین نعمتها ناسپاس هستند …
باد خنک وسط یک روز گرم
هوای تمیز
خلوتی خیابون
بچه ای که امروز بهم بی دلیل لبخند میزنه
کارمندی که تا میرسم به اداره کار منو زود با خوش رفتاری انجام میده
اینکه تا میرسم خونه آب خنک داخل یخچال داشتم
و توجه و توجه و توجه به این شادی ها و اتفاقهای کوچولو اما خیلی دلچسب….
من اخبار نمیبینم
تلویریزن نگاه نمیکنم
آهنگهای غمگین اصلا گوش نمیدم
به آدمهای منفی کشش ندارم
کلا وقتمو صرف آدمای غرغرو نمیکنم هرکس که میخواد باشه و دوست دارم حال خوبمو تا آخر شب بهتر و بهتر و بهتر کنم
حالا که گذشته خودمو میبینم …
لباسهای بیشتری میخرم و بیشتر برای خودم وقت میذارم و بسیار از آنچه روزیم میشه لذت میبرم
مرتب به خودم میگم
لایقترینم در این شهر برای درآمد ماهی پانصد میلیون تومان
لایق ترینم برای لذت بردن از زندگی
لایقترینم برای خرید کردن
لایقترینم در کمک کردن به آدمها،در داشتن تغذیه درست،در داشتن بهترین مسافرت
لایقترینم در داشتن بهترین املاک و اتومبیلها
ثروت در طول تاریخ چه کارهای بزرگی که نکرده از ساخت دانشگاه و مدرسه و خونه و جاده و سازه های بینظیر هنری و نشر علم و هنر و تمام اینها فقط با پول ممکنه…..
من باید خیلی قدر ثروت رو بدونم و ازپولی که دارم تشکر کنم ….
و از خداوند که مراقب و رزاق من هست
ذهن ما بخاطر ساختار قدیمی خودش که میلیونها سال وظیفه حفاظت از مارو داشته که نسل بشر منقرض نشه و همیشه مارو در ترس و وحشت خطرات محیطی آگاه نگه داشته الان که اون خطرات نیستن و شاید احتیاج نباشه آنقدر ما در هراس باشیم ،اما خودبخود اگر رهاش کنیم در حالت ترسوندن و نگران کردن ما کار میکنه و برای اینکه ما براین حالت پیروز بشیم باید مرتب مراقب ورودی های امید بخش و قشنگ باشیم.
این افزایش درآمد چند برابری در یکسال یه ترمز هایی مخفی هم داره که من باید آگاه باشم
این نعمت پیش رو
به نوع شغل
به شهر
به جنسیت
به سن
به تعداد ساعتهای کاری
و خیلی پارامترها بستگی نداره….
به لیاقت و ظرف من ،خودباوری ودر کل فرکانس بالام مرتبطه .
مثلا درمورد کنکور خیلیا فکر میکنن هرچی بیشتر بخونی قبول میشی
نههه لزوما به ساعت نیست
باید آروم باشی
بسیااار شاد و درس بخونی و خوشبین به رحمت و پشتیبانی خداوند
اگر هریک از اینها ترمز و پاشنه آشیل منه باید آگاه باشم و روی نقطه ضعفم تمرکز کنم….
خداوند از ما میخواد که بهره مند و شاد و ثروتمند باشیم.
وقتی در شرایط عالی و ثروت باشی وقتی در تندرستی وقتی در روابط شاد و عاشقانه باشی وقتی ماشین عالی زیرپات باشه وقتی ویلا و خونه عالی باشی که شاد بودن هنر نیست گرچه مهم و ضروریه ولی در همون شرایط نه چندان جالب از نظر ظاهر امور مهمه و ضروریه که آدم هی بیاد بیاره و بدونه که بابا همین نکته کوچولوها میشن بزرگ و بزرگتر.
ماهی کوچک میشه نهنگ و ماهی بزرگ.
ذره ذره فرکانس ها داخل جعبه داخل قلک جمع میشن و بعد یهو میبینی اون خواسته اون کار اون پول اون مشتری اون ایده اون مکان و زمان اون موقعیت اون سفر اون پیشنهاد، داخلشی داری تجربش میکنی.
چه ایده خوبی: به هر کی میرسید میگید امروز چه خبرهای خوبی دارید؟ بجای این جمله کلیشه ای و از روی عادت و رفع تکلیف افراد میگن چه خبر؟ اونم با بی حسی جواب میده. هیچی سلامتی.
این هم به خود آدم کمک میکنه هم در اصل به اون طرف داره کمک میشه کانون توجهش بره سمت حداقل یک موردم شده چیز خوب. به مغزش فشار میاره حتی ممکنه در طول روز ناخودآگاه بیاد حرفت بیفته و در خودش فکر کنه خبر یا اتفاق خوب چی دارم واقعاً؟ و پیدا هم میکنه.
چه عادت خوبی چه الگوی زیبایی.
و چقدر عالی هر روز تکرار کنیم و تکرار میکنید بقول استاد: من لایق بهترین خودرو بهترین لباس بهترین تغذیه بهترین دوستان و بهترین افراد بهترین همسر بهترین ایده های پولساز بهترین مسافرت ها و تفریحات و لایق سلامتی و آرامش و حتی بهترین تخت خواب برای خواب لذت بخش و آرام هستمممم.
سپاسگزارم از کامنت بسیار خوبتون.
روز بروز شادتر و لایق تر و ثروتمند تر باشید ماهی خانم عزیز
خدارو شاکرم که پیامم اسباب حال خوبتون و توجه تون به قشنگی ها شد…
متن خودتون هم زیبا و پر امید بود
اون بخش قلک رو خیلی دوست داشتم ….
ذره ذره فرکانس ها داخل جعبه داخل قلک جمع میشن و بعد یهو میبینی اون خواسته اون کار اون پول اون مشتری اون ایده اون مکان و زمان اون موقعیت اون سفر اون پیشنهاد، داخلشی داری تجربش میکنی….
امیدوارم هر روز و هر روز از لطف خداوند بهره مند باشیم
من اولین باری که این فایل ودیدم قبل عید بود وچون من دور از رادگاهم هستم وبستگان وپدرمادرم ازمن دورن وماهرسال عید میریم بع زادگاهم وقتی تعهد سه برابر کردن درامد ودادم وخواستم این تعهد رو بدم وهم عمل کنم تلویزیون رو که خیلی وقته حذف کرده بودم ولی سفر و هرجوری فکر میکردم میدیم باید بریم که این قضیه ویروس اومد وکلا کنسل شد من خیلی خوشحال بودم ولی یه کم هم ناراحت بچه ها شدم که نمیتونیم بریم مسافرت واونجا طبیعت بکری داره بچه ها دوس دارن یا اینکه پدر مادرمو نمیدیدم که اونم خیلی راحت اوکی شد پدرمادرم اومدن یه ماه موندن و واقعا برام ارزشمند بود که ماباید فقط بخواییم عمل کنیم همه چیز خودبخود درست میشه بعدشم بخاطر تعطیلی مدارس ما الان میتونیم بریم هم عید دیدنی ورفت امد تموم شده هم خرداد زادگاه من تبریز فوق العاده باصفاس وما هرسال بخاطر درس بچه ها نمیتونستیم بریم ولی الان میتونیم بریم وحتی کوه هم قراره بریم
وقتی اینجوری همه چیز کنار هم چیده میشه انگار حس اینو داری که خدا جز تو بنده ی دیگه ای نداره انگار وهمه هستی مختص تو درحال گردشه این حس سپاسگزاری من و خواستن خودم ورهاش کردن وکارها روسپردن به خدا خودش معجزه میکنه
به قول پسرم میگه مامان ما هرچی گفتیم از مضرات این ویروس این قرنطینه تو یه دلیل اوردی که ماهمش خوبی وچیزای مثبت ببینیم
من الان با اینکه خواهر برادر زیادی دارم خداروشکر واگه قبلا میخواستم باهاشون کم رفت امد کنم همش فکرم درگیر بود الان جوری شده که یا سراغ منو نمیگیرن یا زنگ میزنم اصلا گله نمیکنن وحتی راجب چیزهای منفی اصلا حرف نمیزنن کارها راحت میشه اگه تعهد بدیم و روتعهدمون پایبند باشیم
من دوستی داشتم فوق العاده انسان شریفی هستن ولی باورهای محدود کننده وشرک الودی دارن راجب پول ولی این چن ماهی که من داشتم کار میکردم خیلی کم بامن در تماس بوده درحالی که مادرطول روز چندین بارباهم در ارتباط بودیم جالبه خواسته ازطرف منه ولی دلیلش اونا هستن یعنی جوری میشه اصلا نمیگن این دوری ازسمت منه بلکه جوری مسائل پیش میاد که اونا اصلا وقت نمیکنن خودشونم میگن نمیدونیم چرا
این عمل کردن به قوانین جوری شده که حتی اگه کسی بخواد بیاد دیدن من ومن نخوام به دلیل این قوانین جوری میشه که کلا کنسل میشه اومدنشون یه دوستم که دیگه تا پیام میده میخوام بیام پشت بندش میگه ببخشید نتونستم کار پیش اومد😁
همه اینا رو برای این میگم که نگین چجوری میخوام مدیریت کنم یا با چه رویی بگم نه یا رفت وامد وکم کنم خودش جور میشه خود بخود به قول استاد کاملا طبیعی
ما قرار نیس تو کثرت وتنهایی بریم بلکه یه فیلتر میزاریم برای ورودی های ذهنمون و رفت وامدمون و وقتی عمل میکنیم به باوری که تازه ساختیم جهان خیلی طبیعی مارو جدا میکنه
اتفاقا محبوترین عضو خانواده ودوستان خودم شدم تواین چن وقته که دارم رو خودم کار میکنم چون هر صحبتی که میکنم هر مثالی که میزنم راجب هر مسعله ای باهرکسی تعامل دارم دارم ازقوانین حرف میزنم دارم ربطش میدم به شنیده ها وصحبتهای استاد
وسخنی که از دل براید لاجرم بر دل نشیند
اتفاقا دیروز دوستم راجب کوفته تبریزی سوال داشت ومن خیلی دسپخت خوبی دارم خداروشکر وهم خیلی مهارت دارم تو اشپزی جوری که درکمترین زمان میتونم بهترین غذاهارو تهیه کنم این دوستم سوال میکرد که چجوری باید من کوفته درست کنم
این چندین بار بود که ازمن سوال میکرد یاداشت میکرد ولی درست نکرده بود هنوز انگار ذهن من یه تلنگری خورد گفتم به دوستم هم که عمل کردن به قوانین هم مثل این درست کردن غذا میمونه هرچقدر تو ازمن سوال کردی نوشتی جز به جز چندین بار پرسیدی ولی تا عملی این غذا رو درست نکنی دستت نمیاد حالا هی تمرین وتکرار کن روکاغذ ولی تازمانی که نیاوردی رو عمل درواقع هیچ کاری نکردی وهنوز توبلد نیستی کوفته درست کنی ایشون گفتن که میترسم خراب بشه غذای سختیه من گفتم اتفاقا ازنظر من راحترین غذاس ومن وقتی مهمون سر زده داشته باشم اول گزینه این غذاس تعجب کرد گفت مگه میشه
من به ایشون گفتم همه مهارتها با تکرار وتکرار به دست میاد وادم دستش راه میفته به اصطلاح حتی استاد عباس منش رومثال زدم که ایشون هم اول اجرا کردن به قوانین شاید براشون یه کم سخت یا زمانبر بوده ولی به مرور هم قوانین رو بهتر درک کردن هم مهارت پیدا کردن برای همین مثل درست کردن کوفته که برای من کاری نداره برای ایشونم کاری نداره
پس هرباوری که جدید ساختیم بابد هم بنویسیم هم تکرار کنیم مرحله بعدش عمل کنیم وگرنه مهارت لازم روکسب نمیکنیم
مثل این دوست من که کل مراحل کوفته درست کردن روحفظ بود ولی چون ترسش مانع میشد نمیزاشت دست به کاربشه وعمل کنه بخاطر همین نه نتیجه ای دستش رومیگیره ونه مهارتی
این مثال خیلی ساده رو زدم تابگم من دیگه توجز به جز اعمال روزانه ام سعی میکنم قوانین رو ربط بدم و بزای خودم مثالهای قابل باور وقابل لمس بزنم
خدایا شکرت بخاطر شجاعت عمل کردن هرچند کوچک ولی هر کاربزرگی باقدمهای کوچک شروع میشه
بعد از دین این فایلها حتی چندتا فایل دیگه از استاد با اینکه شاید مدت زمان کمیه که وارد سایت شدم اما امشب یک تصمیم خیلی جدی و بزرگ برای خودم گرفتم و اون این بود که اول تصمیم گرفتم به ترس هام غلبه کنم با اینکه 43سال سن دارم هنوز از تاریکی و تنهایی وحشت دارم و این در حالی که دارای دوتا فرزند و همسر مهربانی هستم و اصطلاحاً پشتیبان اونها هستم مثلا😁 اما امشب تصمیم گرفتم تا در مسیر همیشگی خودم که از جنگل گلستان عبور میکردم به ترسهام غلبه کنم و تک وتنها وارد جنگل بشوم و ببینم واقعا اون چیزهایی که از استاد دیدم و شنیدم رو به عنوان تمرین میتونم انجام بدم یا نه؟!!!
وارد جنگل شدم و درحالیکه داشتم فایل استاد رو گوش میدادم در یک منطقه از جنگل که خیلی هم تاریک بودم نگه داشتم داشتم فایل استاد رو گوش میدادم اما ذهنم مدام نجوا میکرد نه اینجا نرو خیلی تاریکه و ترسناکه برو جلوتر و ی جای دیگه انتخاب کن و 20 دقیقه از فایل استاد مونده بود گفتم فایل تموم بشه وارد جنگل میشم و خودم رو به دستان خدای خودم میسپارم اگه استاد تونسته اینکار رو بکنه من هم حتما میتونم و بعد از اتمام فایل سریع از ماشین پیاده شدم و به داخل جنگل رفتم البته ناگفته نماند که گوشی رو هم همراهم برداشتمتا مسیر رفت رو بتونم ببینم ودر مسیر برگشت در تاریکی بتونم برگردم، اولش خیلی نگران و مضطرب بودم اما ی جمله گفتم که خدایا تا تو باشی ترسی ندارم و شروع کردم به قدم برداشتن و وارد جنگل شدم و خیلی زود مسیری رو دیدم که افراد از اون عبور کرده بودند وهمونو ادامه دادم و به جلو حرکت کردم 100تا 200متر جلو رفتم بعد ایستادم و نور گوشی رو خاموش کردم و خدا رو به کنار خودم دعوت کردم و تو همون نقطه نشستم هنوز ترس داشتم ولی انگار خیلی ترسم کمتر شده بود بعد چند دقیقه صحبت کردن باخدا دوباره بلند شدم و چند قدمی باز هم جلوتر رفتم و ناخودآگاه انگار یکی گفت برو کنار رودخونه ای که همون نزدیکی ها بود و مسیرم رو به سمت رودخونه تغییر دادم خیلی جالب بود هنوز میترسیدم ولی یک چیزی درونم میگفت نترس بنشین و داخل رودخونه رو نگاه کم و من نشستم و جریان عبور آب رو نگاه میکردم از اونجایی که من بودم نور ماشینهایی که عبور میکردند گاهی جنگل رو روشن میکرد و با هر خاموش روشن شدن دوباره ترس به سراغم میومد ولی نشستم و کمی به آب نگاه کردم و به خدا گفتم دوست دارم مدتی مث استاد از همه جا جدا بشم و برای تصمیم هایی که دارم به دل طبیعت بزنم تا هم بر ترسهام غلبه کنم هم در دل طبیعت بتونم آسوده تر و با جرأت بیشتر بتونم رو خودم و خدای خودم و برنامه هام تمرکز کنم. فردا میخوام با صاحبکار صحبت کنم و از اول ماه یک مدتی رو مرخصی بگیرم و برم تو دل طبیعت تا بتونم تصمیم جدید و جدی زندگیم رو بگیرم و هیچوقت اینقدر مصمم نبودم همیشه بنده بقیه بودم اینبار دوست دارم فقط بنده خدا باشم و ببینم منو به کدوم سمت هدایت میکنه البته یک ایده که تو اون هم توانایی و هم تجربه دارم به هم گفته شده که میخوام روش تمرکز کنم و اول تو شهر و بعد استان و کشور اونو به بهترین شکل اجراییش کنم و اینها برنامه هایی هستند که به لطف خدا و گوش دادن به استاد میخوام اجراییشون کنم.
ممنون که دیدگاه منو خوندی و نظر گذاشتی چقدر لذت بردم از نگارش و سبک زیبای نوشتنت، خیلی لذت بردم و خط به خط همراهتون بودم، واقعا از زمانیکه تصمیم گرفتم باخدا معامله کنم اینقدر اتفاقاتی برام افتاده که نگو. بقیه که در مسیر نیستند درک نمیکنند ولی دوستان همفرکانسی فقط متوجه میشن چی میگم، الهی شکرت میشه ماشینت رو بخوای بفروشی هر کی ی نظر بده ولی تو وصل بشی به بالایی بعد یک شب ساعت 11و نیم شب یک نفر بدون هیچ شناختی فقط با دیدن عکس و فیلم های ماشین و اون صداقتی که تو کلامم بوده از 1500 کیلومتر اونطرفتر فرداش کل پول رو برات بزنه وبعد برای تحویل ماشین هم بیاد اما بدون بازدید فقط مدارک و سوئیچ رو تحویل بگیره و کلی تشکر کنه و دست خیر بهت بده و بره، اینو شما درک میکنی بقیه میگن شانسیه، یا بقول استاد حالا که چی ولی شما متوجه میشی این یعنی چی و باید به کجا وصل بشی، خدایا شکرت.
این جزو آخرین اتفاقات این روزهای من بود که دوست داشتم در پاسخ به دیدگاهم هدیه به شما بشه، فقط وفقط ارتباط با رب جواب میده، بزار بقیه به هر کی تکیه میکنند بکنند، سرت سلامت وجودت سالم و تندرست و در پناه فرمانروای عالم موفق و پیروز باشید
عزیزدلوووم کامنت زیبات رو داروم برا بار چندوم میخوونم و لذت میبروم و اشک توی چشمام جمع میشه
چقدر خوب داری روی خودت و باورهات کار میکنی
چقدر زیبا داری فقط به خودش تکیه میکنی
چقدر این ایمان و اعتمادت و سرسپردگی ت رو به الله یکتا تحسین میکنم
کوکااااا چقدر زیبا برامون نوشتی که فقط با خدا ببند
فقط روی خودش حساب باز کن
خدایی که برامون همه چیز و همه کس میشه
کوکاااا امروز روز تولد زمینی شدنمه و توی تمرین ستاره ی قطبی م نوشته بودم خدا جون بهم یه هدیه ای از جنس خودت رو بده
و الان دیدم که پیام شما رو بهم هدیه داده که نوشته من بهترین هدیه زندگیتم
اره اره خدای وهابم تو بهترین هدیه ی زندگیمی
تو همه که برام کن فیکون میکنی
تو هستی که برام همه کارهام رو اسون و راحت میکنی
عاشقتم منننن خدای مهربون و بخشنده و وهابم که همیشه هوامونو داری
خدایا شکرت
ازت ممنونم کوکاااا که این پیام پر از حس خوب رو برام نوشتی
و فروش ماشین تون هم برای من یه نشانه شد که انشالله منم به زودی برای خودم ماشینی که دوست دارم رو میخرم به چگونگی ش کاری ندارم میدونم که خدا برام جوری میکنه
اول از همه تولدت مبارک ان شاء الله در این سال جدید تولدت بهترین اتفاقها رو در پناه خدا تجربه کنی و از زندگیت لذت ببری، اره خدا بهترین هدیه ایست که هر کسی میتونه تو زندگیش تجربه کنه و از این هدیه لذت ببره البته خیلی ها هم پسش میزنند ولی خدا رو شکر که ما رو دوست داشت و همراه خودش نگه داشت و تجربه قشنگی رو در طول زندگیمون باهاش تجربه میکنیم، اگر مثل استاد سرسپرده اش باشی که همون جمله معروف امام علی در نهج البلاغه میشه که میگه الرزق رزقان، و چقدر من از این جمله که استاد تو صحبتهاشون میگن لذت میبرم و چقدر خوبه که بتونیم که من خودم به شخصه خیلی سعی دارم ایاک نعبدو و ایاک نستعین باشم ولی اینم میدونم که شیطان دست بردار نیست و کار خودش رو می کنه ولی دارم رو خودم بیشتر کار میکنم تا صدای الله رو واضح تر بشنوم توجهم به شیطان رو کمتر کنم، و ممنون و متشکرم از اینکه در این مسیر الهی الهه مهربان رو همراه من کرد تا با توجه به دیدگاه من و اون سبک زیباش در نوشتن باعث بشه فعالیت بیشتری رو در سایت داشته باشمو نکته آخر که وقتی گفتی 23 دی تولدته گفتم الله اکبر چه جالب هر دومون متولد دی ماه هستیم چقدر جالب من اول دی ماه متولد شدمو الهه مهربان 23 ام خدایا شکرت بابت این همفرکانسی زیبا و دوست داشتنی، به امید یکتاپرستی و یگانه پرستی رب العالمین
میخواستم یه موضوعی رو بگم. این تعهد به کامنت نوشتن از خیلی جهات مفید هست، اما اتفاقی که برای خودم افتاد، این بود که باعث شد من بیشتر حرف بزنم تا عمل.
مثلا از تو کامنت های من برداشت میشه که من انگار خیلی خوب قانون رو یاد دارم و خیلی عالی اجرا میکنم و نتایج هم حتما میگیرم و پرقدرت دارم میرم جلو، اما در حقیقت من فقط مثل یک طوطی چیزایی که شما گفتید رو تکرار میکردم. من خیلی خیلی خوب میتونم حرف بزنم. حتی حرف هایی که شاید خودم بهشون باور ندارم و تو زندگیم هم پیاده نشده.
این سایت یجورایی ادم رو بیشتر سوق میده به قشنگ گفتن و تعریف کردن و تایید کردن و..
میدونید.. این خیلی خیلی تله ی بزرگی هست.
شما حرف های قشنگی میزنید و زندگی فوق العاده ی خودتون رو نشون میدید و ما هم اون لحظه جو گیر میشیم و شروع میکنیم که: اره قانون همینه و 4 تا جمله ای که حفظ شدیم هم میگیم و 4 نفر دیگه رم موتیویت میکنیم و بعد برمیگردیم به همون زندگی پر از کمبود خودمون..
استاد، من دیگه نمیخوام حتی یک کلمه از قانون بگم تا وقتی که به نتیجه ای نرسیدم. از قوانینی که زیباست و خوشم میاد ازشون اما هنوز ذره ای تو زندگیم پیاده نشده حرف بزنم.
این حرف زدن ها و صحبت های مداوم از قانون، ذهنم رو میندازه تو این تله که: خب من کارمو انجام دادم.
و دیگه اونجور که باید در زندگی واقعی عمل نمیکنم.
من خیلی قشنگ میتونم ساعت ها از تک تک قوانین صحبت کنم اما واقعا تو زندگی خودم پیشرفتی نمیبینم و سراسر کمبود و مشکل و باورهای محدود کننده ست.
من میخوام صحبت از قانون رو متوقف کنم و شروع کنم به “عمل” به قانون.
همونطور که خودتون گفتید من تا تک تک این قوانین رو خودم پیاده نکردم و نتیجه نگرفتم، ازش صحبتی ام نکردم.
منم نمیخوام کامنتام جوری باشه که انگار خیلی خوب دارم پیش میرم اما زندگی واقعیم کاملا برعکس باشه.
اره، من واقعا تک تک نکات سایت رو برای خودم یادداشت میکنم، تک تک قوانینی که یاد گرفتم رو نوشتم، کلی کلی مطالعه داشتم تو این زمینه و کتاب خوندم، برای همینم هست که میتونم از قانون، قشنگ و طولانی صحبت کنم.
اما من تو زندگیم به نتیجه ای نرسیدم.
استاد نمیخوام خودمو گول بزنم و کورکورانه با مثبت اندیشی مضر برم جلو و وضعیت واقعی زندگیم رو نبینم.
تا وقتی آدم با شجاعت، افتضاح بودن زندگیش رو نپذیره و قبول نکنه، نمیتونه تغییری هم توش ایجاد کنم.
اره، من گند زدم.
من واقعا تک تک وجه های زندگیم مشکل داره و نمیخوام دیگه فقط صحبت کنم. فقط لب و دهن باشم. فقط شمارو تایید کنم و 4 تا جمله م خودم اضافه کنم و بگم اره همینه مردم. همین راه جوابه. در حالی که خودم واقعا تو بی راهه م. خودم وسط یک جنگل تاریک و بزرگ گم شدم و فقط میگم اره راهش فلان راهه. ولی نشستم رو زمین و هیچ قدمی برنمیدارم.
من نمیخوام دیگه اینجوری باشم ومیخوام فقط وقتی صحبت کنم، تایید کنم، کامنت بذارم، از قانون حرفی بزنم که واقعا خودم عمل کرده باشم و نتیجه گرفته باشم.
فکر نمیکنم شما هم از افرادی که فقط کورکورانه حرفی رو دنبال میکنند، خوشتون بیاد و تاییدشون کنید. شمام تماما مشتاق و مصر هستید که بچه ها عمل کنید.
استاد، من تا حد زیادی فکر میکنم که قوانینی که ازش حرف میزنید، راهی که ازش میگید، درسته و من میخوام با یک جهاد اکبر اجراش کنم و کم کم با ظهور نتایجم بیام از همونا بگم. هر چند کوچیک.
من دیگه نمیخوام از چیزی که خودم هنوز بهش نرسیدم صحبت کنم.
چقدر تو این فایل ها گفتم و تصدیق کردم و تایید کردم که اره ما تابع شرایط نیستیم، ما آزاد هستیم، ما انتخاب گریم، ما حق انتخاب داریم، ما لیاقت ثروت رو داریم، لیاقت اینو داریم که محتاج کسی نباشیم، ما باید فقط به خدا تکیه کنیم و تنها روزی دهنده اونه و و و
اما استاد، من تو تک تک اینا مشکل دارم.
من میگم باید آزاد بود اما خودم برده م. میگم نباید تابع شرایط بود و خودمونیم که خلق میکنیم، اما من نتونستم خلق کنم و تابع و سرسپرده م. میگم شان ما مال و ثروت فراوانه، اما خودم کلا 400 تومن تو کارتم دارم و فعلا کارم ندارم.
استاد، من تو تک تک اینا هنوز باور محدودکننده دارم و گیر افتادم توشون و هنوز با اون باورهای قشنگی که گفتم جایگزینش نکردم. هنوز نتونستم.
قانون قشنگ و امید دهنده ست و ادم هی دوست داره باورش کنه و ازش حرف بزنه و به دیگرانم بگه آره همینه. اما من دیگه نمیخوام فقط حرف بزنم.
من نمیخوام وظیفه م رو فقط به حرف زدن تقلیل بدم.
من میخوام برم تو دلش. برم و سر هر کدوم که نتیجه گرفتم بعد بیام در مورش صحبت کنم.
من افتاده بودم تو این تله و اشتباه. و نگرانم که خیلی از اعضا هم گرفتارش باشن.
که اینجا قانون رو از بر باشند و قشنگ صحبت کنند اما زندگی واقعیشون سراسر تضاد باشه. اونجور که باید تو زندگیشون پیاده نکرده باشند و نتیجه هم ندیدند.
من میخوام وظیفه مون رو فقط به صحبت کردن از قانون و تاییدش، تقلیل ندیم. باید عمل کنیم و کمتر حرف بزنیم.
همین..
متاسفانه، هروز کامنت نوشتن، منو وادار میکرد به صحبت از قانون و حرف های قشنگ زدن. هیج ایرادی نداشت، اگر من واقعا خودم به تک تک اونا رسیده بودم..
متاسفم که از نوشتن کامنت، نتیجه ی مثبتی نگرفتم.
متاسفم که درست ازین بخش استفاده نکردم و به هدف و خواست واقعی خانوم شایسته که خیلی هم مفید بود نرسیدم..
سلام نوشین جان عزیزم امیدوارم حالت عالی باشه همسفر جان
ازونجایی ک در این سفر روزشمار هر روز با خوندن کامنتهای زیبات انرژی میگیرم،امروزم طبق معمول اومدم کامنتت رو خوندم و دوس داشتم نظرمو بهت بگم عزیزدلم
این احساسی که در این مرحله داری کاملا قابل درکه و این از مسئولیت پذیری و عمل گرایی شما ناشی میشه که دوس نداری فقط حرفای قشنگ بزنی و دوس داری بیشتر از اون عمل کنی و نتایج خوب بگیری
و میخوام بهت بگم که دقیقا همه چیز از همینجا شروع میشه…
از همینجایی که با تمام وجود تسلیم میشی و میگی من دیگه خسته شدم ازین وضعیتم (هرچی که هست منو قانع نمیکنه) و باید نتایج بیاد باید عمل کنم
و اینجاست که خداوند (جهان) وقتی شدت درخواستت رو میبینه پاسخ میده
البته ک همیشه پاسخ میده ولی بعضی وقتا انگار ما دریافت کننده بهتری میشیم
چرا دارم اینا رو میگم؟
چون خودم دقیقا این حالات رو تجربه کردم و دقیقا در مرحله ای مثل الانِ تو بودم که خداوندم خیلی زیبا بهم ایده داد برای کسب درامد، بهم شجاعت داد برای انجام دادنش، بهم صبر داد برای طی کردن تکاملم و بهم شور و شوق داد برای ادامه دادن و پشتکار داشتن
و الان ب لطف خودش و البته نا امید نشدنم و کار کردنهای هر روزه و همیشگی بر روی باورهام هر روز داره نتایج مالی و رشد کسب و کارم بهتر و بهتر میشه
و میخوام بگم راضیت میکنه
البته رضایتی که میگی خدا جونم شکرررررت اینه همینه من خالقم و دارم خلق میکنم،راضیم اما قانع نیستم و هربار بیشتر میخوای و هربار بیشتر دریافت میکنی
خب این از تجربه خودم
حالا میخوام بهت بگم که این یه مرز باریکه بین خسته شدن و طالب شدنِ شدید و دریافت هدایت و رشد و رشد و رشد
و خسته شدن و بعدش نا امید شدن و قانون زده شدن!!
آره دقیقا کلمه قانون زده رو آگاهانه استفاده کردم
چرا که دیدم بارها
چون من با افراد زیادی از بچه های سایت در ارتباط بودم و اخیرا که بیشتر تمرکزم روی کارم و رشد شخصیم هست کمتر شده
اما در همین ارتباط خیلی بیشتر تونستم تفاوتهای بین افراد رو درک کنم
از سبک شخصی کار کردن روی قانون
از میزانِ قانونمند زندگی کردن
از افراط و تفریط در درک درست قانون و حتی کج فهمی هایی که خودم ب شخصه زیاد دچارش شدم و حتی الانم تو بعضی موارد هستم…
نوشین جان بذار یه مثال برات بزنم:
از یکی از بچه های سایت رو که از قبل میشناختم و تازه کلی باهم کار میکردیم روی فایلها و در مورد درکمون باهم صحبت میکردیم
خب بعد از یه مدت وقتی به نتایجی ک میخواست نرسید و البته ب نظر من درگیرِ روزمرگی شد یه جورایی، کلاً از قانون زده شد و گفت دیگه نمیخوام از عباسمنش و دوره ها و فایلاش چیزی بشنوم!!!
باورت میشه؟؟
اون کسی بود ک در طول روز ساعتها و ساعتها روی تمریناتش روی فایلها روی محصولات کار میکرد و استاد رو ستایش میکرد
اما نجواها خوب بلدن چجوری کارشونو انجام بدن
وقتی یه مدت کوتاهی از مسیر اجرای قانون در زندگیت فاصله میگیری و اسیرِ روزمرگی میشی و حرفای آدمای عادی و کنترل نکردن ورودی ها و کلاً مثل بدنه جامعه میشی، خیلی راحت یادت میره که قانون چی بود و تازه ازش دلسرد میشی و میگی این همه تلاش برای چی وقتی نتیجه ای حاصل نشده!!
میخوام بهت بگم باید ادامه بدی
باید استقامت بورزی
باید همین نشانه ها و نتایج کوچیک رو مرتب تایید و تحسین و سپاسگزاری کنی
باید از یادت نره که قبلا کجا بودی و الان کجا هستی
شاید از نظر مالی همون جایگاهو داری و نتایج فیزیکی و کملموس هنوز نیومده اما از نظر طرز فکر چطور؟
نسبت ب کسانی ک باهاشون در ارتباطی و از قانون چیزی نمیدونن چقدر رشد داشتی ؟
چقدر بهتر میتونی ذهنتو در موقعیت های مختلف کنترل کنی نسبت ب گذشته خودت؟؟
اینا همش میشه اجرای قانون در عمل
حرف از عمل کردن زدی و میخوام بگم عمل کردن ب قانون یعنی از همین قدم های کوچک ولی پیوسته شروع کردن و ادامه دادن
ببین سبک شخصی ک من اخیرا بهش رسیدم اینه که به هر فایل در حکم درس و مشق امروزم نکاه میکنم نه فقط ی واحد تئوری ک باید گوش بدم و حفظ کنم
بلکه در حکم یه واحد عملی ک باید درس بدم در آزمایشگاه زندگی امروزم و اونو اجرا کنم تا بتونم در آخر روز ب خودم نمره خوبی بدم و بگم درس امروزم با موفقیت پاس کردم
مثلا همین فایل 3 برابر کردن درامد که روزشمار امروز بود
من اینو گوش میدم و برای خودم مینویسم یا به خودم میگم که ازش چی فهمیدم و حالا چطور میتونم در زندگیم امروز به قدر درک و دریافت الانم استفادش کنم و بهش عمل کنم؟؟؟
من ازین فایل فهمیدم ک باید خیلی بیشتر مراقب ورودیهام باشم
باید خیلی بیشتر مراقب همنشین هام و انتخابشون و ارتباطاتهام باشم
خب امروز سعی میکنم همین نکته رو بیشتر حواسم باشه و بهش عمل کنم
و همین باعث میشه امروز زندگی با کیفیت تری رو تجربه کنم
و همین باعث میشه امروز با خودم در صلح بیشتری قرار بگیرم
و همین باعث میشه امروز آرام تر باشم
و نتیجه چی میشه؟؟
همین ادامه دادن ها و عمل کردنهای هر روزه باعث میشه که من وقتی آرام شدم وقتی مدارم بالا میره با همین کارهای کوچک، ایده ها و هدایتهای خداوندم رو بهتر و بیشتر دریافت کنم
که مثلا روزی از همین روزا وقتی نشستم و دارم یه چای گرم رو در یک عصر پاییزی نوش جان میکنم و حالم خوبه، یک حرفی یک صحنه ای یک الهامی ب قلبم میاد که بهم میگه تو میتونی از فلان طریق درامد کسب کنی
و میبینی که دقیقا مربوط ب حوزه علاقت میشه
و میبینی که شجاعتش در وجودش قرار داده میشه برای اجرا کردنش
و عمل میکنی
و ادامه میدی
و بوم بوم نتایج یکی پس از دیگری و هدایت پشتِ هدایت
این جیزیه که من دارم اینروزا با گوشت و پوست و استخونم تجربش میکنم و هر روز هر روز دارم بیشتر به خالق بودنم ب قدرتی ک تو وجودمه پی میبرم و انقدر شوق و ذوق وجودمو پر میکنه که میگم اگه تا الان داشتم زندگی و خلق میکردم پس الان اسمش چیه…
نوشین جان در مورد نوشتن کامنت میخوام بگم بعد از اینک اونروز ب اون آگاهی های اون فایل عمل کردی در آخر شب بیا و نتیجه عمل کردنت رو بنویس
این میشه نتیجه عمل کردن
این میشه عملکرایی
و این میشه توجه مضاعف بر نکات مثبت
و ورودی خوب دادن
اصلا همین نوشتن میدونی چقدر میتونه توجهت رو بر خواستت معطوف کنه
شاید فکر کنی نوشتن یعنی عملگرا نبودن و فقط حرف قشنگ زدن
اما نه اینطور نیست
تو با نوشتن همین درک و دریافتی ک ازین فایل داشتی و نتایجی که با عمل کردن ب آموزهاش حتی در یک روز گرفتی، به درک بیشتری ازش میرسی و خودش ارتقای مداری هست
نمیخوام بگم مجبوری ک هر روز برای هر فایل کامنت بذاری اما از دو جهت میشه بهش نکاه کرد:
1- ایجاد تعهد در وجودت که بعد از اینکه روزشمار تموم شد به خودت افتخار میکنی که روی تعهدت موندی و این خیلی ب افزایش عزت نفست و تعهد داشتن در تمام جنبه های دیکه زندکیت کمک میکنه و در کل یک ذهن قانونمند و متعهد و متمرکز ازت میسازه
2- میتونی هم هر روز ننویسی و ب خودت بگی هر روزی ک قلبم گفت بنویس مینویسم و اتفاقا این نوشته هایی ک کاملا هدایتی و الهامی هست خیلی بیشتر اثرگذاره هم برای خودت هم برای خواننده
.
در کل این نظر من بود و از اونجایی که با خوندن کامنتات احساس خیلی خوبی بهت دارم و میدونم ک ب شدت مستقل، شجاع، آگاه، متفاوت، طالب رشد و پیشرفت، متعهد، متمرکز و پر شور و شوق و با ایمانی، دلم نیومد که اینا رو بهت نگم و میخوام ازت بخوام ک ادامه بدی و نا امید نشی و بدونی ک نا امیدی اسلحه شیطانه…
نوشین جون خیلی دوس دارم داستان هدایتم رو ب ایده شغلیم ک تقریبا 1 ماه پیش زیر فایل پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی نوشتم بخونی و مطمئنم الهام بخش خواهد بود برات
خیلی ممنونم ازت که کامنت های منو دنبال میکنی و پیگیر حال و احوالم هستی و وقت میذاری و بهم از تجربیاتت میگی عزیزم.
روی ماهتو میبوسم و ازت تشکر میکنم.
کامنتت واقعا عالی بود و میخوام خوشحالت کنم و بگم اره من ناامید نشدم :) من جز دسته ی اولی که گفتی ام و اون خسته شدنه، بیشتر برام انگیزه شد :)
چقدر یاداوری خوبی بود که بهم گفتی حواست باشه از مسیر دور نشی و تسلیم روزمرگی و نجواهای ذهنت نشی.
چقدر اونجا که گفتی تو همین الان هم نسبت به اطرافیانت زندگی بهتری داری رو دوست داشتم. واقعا هم همینطوره چون.
یه سری از اطرافیانم برای بودنم تو این مسیر منو مسخره میکنند ولی واقعا من حس بهتری ازونا دارم. و علتشم اتفاقا همین سایت و اموزه ها میدونم.
از لحاظ روحی، از لحاظ آرامش درونی، از لحاظ حس خوب و خوشحالی، از لحاظ امید به زندگی و خوشبینی ای که به زندگی دارم، از لحاظ کنترل خودم و ذهنم در شرایط سخت.. من از تمام این لحاظ ها از اون افرادی که کارهام رو بیهوده میدونند، بهتر هستم.
اونا یکسره تو حس بد و ناراحتی و افسردگی به خاطر وضع مملکت و وضع خودشون و غیره هستند..
شاید نتایج منو نبینند، اما نتایج برای خودم کاملا محسوسه. و یاداوری اینا باعث میشه که از مسیرم خارج نشم و ناامید نشم و ادامه بدم..
من تونستم سخت ترین اتفاق هارو با آرامش و اعتماد و عدم نگرانی و بدون ترس و از پا افتادن، پشت سر بذارم و همش به خاطر همین آموزه ها و همین مسیر بود.
جاهایی که بقیه تسلیم میشن و تابع و قربانی شرایط میشن، من سرمو میگیرم بالا و امیدوارانه میدونم که فقط باید روی باورهام کار کنم و قدرت فقط و فقط دست منه نه هیچ عامل بیرونی دیگه ای.. و واقعا هم به محض اینکه آدم یه کم رو اون باورها کار میکنه سریع نتیجه میگیره و نشونه میبینه!
یاداوری تو الهه ی عزیزم، باعث شد من دوباره نتایجم رو مرور کنم و قوی تر و مصمم تر از قبل ادامه بدم..
نظرت رو برای خودم آرشیو کردم تا بارها و بارها بخونمش چون هر پاراگرافش پر از جملات مفیده.
چقدر از سبک شخصیت در مورد گوش کردن فایل ها خوشم اومد. راست میگی اونجوری خیلی بیشتر میتونم از هر فایل بهره ببرم!
اینکه صبح ببینمش، بعد نکات مهمشو یادداشت کنم و توی طول روز سعی کنم اونارو پیاده کنم و آخر شب هم بیام کامنت اون فایل رو بذارم!
آره عزیزم من فقط به فاصله ی چند روز از اون کامنتم دوباره شروع کردم به نظر گذاشتن :)) ول نکردم. چون درسته واقعا مفیده..
ممنونم از این نگاهی که به من داری و خوشحالم که منو اینجوری میبینی.
داستان هدایت شغلیت رو هم خوندم و واقعا عالی بود دختر!
فکر که میکنم میبینم برای من خیلی سخت میبود که بعد 8 سال درس خوندن تو دانشگاه و یک رشته ی دیگه، کلا کار و حوزه ی شغلیم رو عوض کنم.. تازه تو برای ارشدتم خیلی تلاش کرده بودی و دانشجوی زرنگ و درس خونی ام بودی!
خیلی شجاعت میخواد..
منم 4 سال یک رشته ی خیلی سخت و خاص رو تو دانشگاه شهید بهشتی خوندم و فکر به عوض کردن مسیرم خیلی برام سخته. حتی اگه این مسیر، مسیر من نباشه..
چیزی که عاشقشم و شبانه روز میتونم براش وقت بذارم چیز دیگه ایه.
این رشته م باهاش فقط دنبال کسب درامدم. اونجوری علاقه م نیست.. ولی هی هروز با هزارتا استدلال به خودم میگم نه اینم خوبه. از یه سمتم دوست ندارم بذارمش کنار فقط چون خیلی علاقه م نیست برام وقت گذاشتن براش سخته یه مقدار.
خیلی برای مسیری که هستی خوشحالم و شجاعت و ایمانت رو تحسین میکنم واقعا.
چقدر علاقه و حرفه ت هم خوشمزه و دوست داشتنیه عزیزم!
من خودمم یکی از دوستام رشته ش تربیت بدنی بوده و الانم مربی باشگاهه و بیس چاری داره گرانولا و کوکی رژیمی میخوره :)))) من خودمم همش دنبال خوردن خوراکی های سالم ترم و به نظرم نسل به نسل این میل داره تو همه ی ادم ها بیشترم میشه. میل به لایف استایل سالم تر داشتن.
باز هم به خاطر کامنت و حرف های مفید و قشنگت ازت سپاس گزارم عزیزم
به امید اینکه منم به بهترین مسیر خودم هدایت بشم و شجاعت ورود بهش رو داشته باشم..
علی عزیز چقدر کامنتتت زیبا بود انرژی الهی برایم داشت
او قسمتی که گفتین رفیق باز بودم چقدر با من صدق داشت من خودم آنقدر از تنهای بدم میامد هر جا میرفتم چهار دوست پنج دوست همرایم میبود سخن های بی معنی ریشخندی های بی معنی برای جلب توجه دوستان
ولی مدت هاست
خبر ندارم و همه شان ناخود آگاه رفتن
و حالا با خودم و خدایم آنقدر خوشحال شاد هستم که هرگز دوست ندارم با هر کی باشم حتی خانواده زمانی که حرف منفی میزنند
و هدف تان که خریداری دوره روانشناسی ثروت یک هست از من هم هست
به نام خداوند بخشنده مهربان که هر آنچه دارم از اوست
سلام استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته مهربان
سلام دوستای خوبم خیلی خوشحالم که این انگیزه در من ایجاد شده که کامنت بنویسم
️از دوستانی که کامنت نوشتن و من با خوندن کامنت های دوستان انگیزه گرفتم ازشون بی نهایت سپاسگزارم
من متعهد هستم که ورودی هام رو مثل گذشته که باعث شد کلی نتایج عالی بگیرم کنترل کنم
خدارومیلیون ها بار سپاسگزارم که به اولین تعهدم در مورد چند برابری درامد پایبند هستم و ورودی هام رو کنترل میکنم
به قول استاد در دوره قانون سلامتی که میگه اگرمیخوای تن سالمی داشته باشی اول باید ورودی هایی که وارد بدنت میکنی کنترل کنی،چیزهایی که میخوری…خروجی توی که انرژی تو و خیلی چیزهای دیگه رو تامین میکنه و در مسیر درست قرار میده
مثال استاد این بود اگر به چرخ گوشت ،گوشت گوسفند بدی اون گوشت گوسفند چرخ شده رو بهت پس میده و اگر تو اون چرخ گوشت ،مرغ بریزی اونم چرخ کرده مرغ رو بهت پس میده
ما نمیتونیم گوشت مرغ بریزیم تو چرخ گوشت و توقع گوشت گوسفند رو داشته باشیم…
ورودی های ذهنم به همین صورته اگر من مدام به چیزهایی توجه کنم که در راستای ناخواسته ها و مشکلات و ترس ها و نامیدی هاست ،جهان چیزی غیر از ناخواسته ها نمیتونه وارد زندگیم کنه …
حکایت همون چرخ گوشته….
اگر من آشغال و غذاهای نامناسب بخورم امکان نداره بدن خروجی مناسبی رو برام ایجاد کنه
⭕️قانون:
ما در هر لحظه داریم با افکارمون ،با کانون توجهمون به جهان هستی ارتعاشاتی رو ارسال میکنیم که لحظات بعدی مارو در آینده خلق میکنن ،[ این آینده میتونه 1 دقیقه ،1 روز ،1 ماه یا 1 سال بعد باشه… ]
به همین دلیل خیلی مهمه به چی توجه میکنیم ،به چه چیزی گوش میکنیم یا نگاه میکنیم و در رابطه با چه موضوعی صحبت میکنیم..
برای جهان هیچ اهمیتی نداره من به چه چیزی توجه میکنم اون کارش اینکه اساس باورها و فرکانس های ارسالی منو وارد زندگیم کنه به شکل تجربیات،اتفاقات،آدمها،ایده ها و موقعیت ها
پس بنابراین من اگر میخوام ثروتمند بشم باید ورودی هام رو کنترل کنم و این برای من غیر قابل مذاکره است
خداروهزاران بار شکر که من به دلیل اینکه مدت زیادی ورودی هام رو کنترل کردم افراد زیادی دور و اطرافم نیستن
بین 3 و 4 نفر محدود
که اونهام بسیار بسیار به من و طرز فکر من تا حدودی نزدیک هستن و در این حد هست که به راحتی راجب قانون میتونم باهاشون صحبت کنم و تبادل نظر کنم
و بخاطر این دایره ی ارتباطاتم بی نهایت از خداوند بزرگ سپاسگزارم
و این دایره ارتباطات به این شکل نبوده من با کنترل ورودی هام و تغییر دادن دیدگاه هام سعی کردم به این شکل باشه و جهان کبوتر با کبوتر باز با باز رو همیشه رعایت میکنه
️️استاد عزیزم بی نهایت ازت سپاسگزارم بابت اینکه آگاهی های خالص رو صمیمانه در اختیار مامیذارید شما بسیار سخاوتمند و انسان درستکاری هستید درود خداوند برشما
️دوستای گلم خیلی دوستون دارم و خیلی خیلی خوشحالم به خاطر وجودتون و کامنتها و نتایج عالی که میگیرید انشالله همیشه خوش بدرخشید در پناه تنها فرمانروای عالمیان
به امید الله که بخشاینده و با رحمت است
خدا نگهدارتون
به نام خداوند هدایتگر مهربانم
«برنامهریزی آگاهانه ذهن، برای تولید فرکانس خواستهها.»
حالا که همه چیز ذهنی هست . ثروت یه امر کاملا ذهنی هست و فرکانسهای من تجربه من از زندگی رو رقم میزنه … عبارتی که مثل کلید برای من در ذهنم چراغی رو روشن کرد این بود :«برنامه ریزی آگاهانه ذهنی برای تولد فرکانس خواسته ها» اینکه من باید یه برنامه ذهنی داشته باشم برای تولید فرکانس خواستهها، چون ذهن که در هر لحظه داره فرکانس تولید میکنه . کارش همینه . و فرکانسهاش هم تجربه ی من از زندگی رو تعیین میکنه پس باید برنامه ریخته بشه و آگاهانه و متعهدانه این برنامه اجرا بشه تا خواسته ها خلق بشن… مثل برنامههای روزانه زندگی که برای مواد غذایی و درست کردنشون دارم، مثل برنامههای شغلی م و برنامههای تفریحی م و … حالا سوال خوب اینه که چطور میتونم این برنامه رو بریزم و اجرا کنم که من رو به هدفم و خواستهم یعنی سه برابر درآمد در بازه یکساله برسونه ؟!!
این برنامهی ذهنی باید در مورد دریافت ورودیهای مناسب باشه .من باید متعهدانه روی دریافت ورودیهام حساس باشم . چون این ورودیها تبدیل به فرکانس میشن و این فرکانس به جهان ارتعاش میشه و من از اساس همون ارتعاش رو در زندگی دریافت میکنم. این برنامه باید آگاهانه باشه.من باید گفتگوهایی رو با خودم تکرار کنم و باورهایی ارسال کنم که ارتعاش خواستههای من رو در ذهنم ایجاد کنه. من باید آگاهانه چیزهایی رو ببینم و بشنوم که در من احساس خوب ایجاد میکنند و باورهای مناسب رو در من تکرار میکنند . من باید آگاهانه در مورد روابطم بخوام که با انسانهایی در ارتباط باشم که ایمان و باور من رو به ثروت و نعمت موجود در جهان و قدرت خداوند بیشتر میکنند و من رو به انسان توحیدیتری تبدیل میکنند .من آگاهانه این مسیر و این برنامه رو میخوام و اراده میکنم که متعهدانه در زندگی خودم اجراش کنم و از خداوند یاری می طلبم و میخوام که کمکم کنه تا بتونم اجرا کننده خوبی برای این برنامه «تولید فرکانس خواستهها» باشم . چرا ک من میخوام در فرصت زندگیم در این جهان زیبا و قانونمند مادی خواستههام رو تجربه کنم و لذت و شادی و خوشبختی رو به عنوان ارمغان این جهان مادی به روحم هدیه کنم . خدایا یاورم باش و من رو به انسان متعهد و آگاهی تبدیل کن .
بنام تنها قادر مطلق
سلام براستاد دوست داشتنی و همه بچه های گل سایت
خداروشکر میکنم که بعداز تعهدی که دیروز دادم و نتیجه اون رو تو یکسال دیدم و دیدم چقدر درآمدم بالا رفت چقدر جنبه های زندگیم به قول استاد تغییر کرد و من واقعا چقدر خوشبختی رو احساس کردم حالا اومدم تمرین دوم خودم رو به لطف الله تعهد بدم
تعهدی که پارسال پایبندش بودم ولی یکی از جنبه هاش رو زیاد متعهد نبودم فیلم نگاه کردن ولی خیلی نسبت به سالیان گذشته کمتر شد و این هم برامن واقعا خودش یه تغییر بزرگ بود که نشون میده میتونم بیشتر اصل و اساس زندگی رو یعنی کانون توجه خودم رو رعایت کنم و ورودیهای بهتری به خودم بدم شکر خدا تونستم اینستارک پاک کنم تلویزیون که اصلا نگاه نکردم و نمیکنم ولی باید متعهدانه فیلم نگاه کردن رو هم مثل اینا کلا حذف کنم به امید الله
خداروشکر میکنم که الان 3شب هست به شدت به لطف الله مهربان دارم کنترل میکنم ورودیهام رو و واقعا دیروز همون روز اول مزد شهامتم رو خداوند بهم داد و همون روز اول تعهد من تونستم یک معامله شیرین بزنم و 16میلیون سهمم باشه خدایاشکرت بخاطراین همه لطف و رحمتت شکرت که این همه بمن نظر کردی ازت میخوام امسال بیشتر کمکم کنی بیشتر انرژی بهم بدی و من رو قدم به قدم هدایتم کنی ممنونتم استاد هرجا هستی سالم شاد پیروز و ثروتمندتر از الانت بشی
دوستان عاشقتونم دوستون دارم
سلام نکته ی امروز من این است که احساس خوب: اتفاق خوب و هر کجا حس اضطراب یا ترس و.. سراغ من اید نشانه اشتباهی در باورهام و با تغییر نگرش و توجه به نکات مثبت حس خود را خوب نگه داشتن است. و تا وقتی ورودی های ذهنم را کنترل نکنم نمی توانم خروجی مناسب داشته باشم . پس تلاش میکنم تا با ورودی های مناسب و اگاهی ها در جهت خلق خواسته هایم و خروجی دلخواهم قدم بردارم و در این راه متعهد میشوم .
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
در ابتدا هزاران بار خدا رو شاکرم که با این سایت و استاد عباسمنش آشنا شدم و از استاد عزیز که با انرژی عشق و ایمان بینظرشون هر انچه دریافت میکنند بیدریغ ب ما میبخشند متشکرم
از اشنایی من با این سایت زمان زیادی نمیگذره ، من این فایل رو در تاریخ 1402/02/08 دیدم و تعهدم رو با ایمان کامل نوشتم و با تمام وجودم خواستم و دیروز که 1402/02/13 بود درامدم دو برابر شد، من متعهد شدم در طول یک سال درامدم سه برابر بشه و حالا در عرض کمتر از یک هفته چنین تغییر شگفت انگیزی در زندگیم رخ داده …چطور میتونم شکر خدا رو بجا بیارم….استاد عزیزم از این که فرمپدین با همون تعهد دادن، با همون نوشتن نشانه های لطف خداوند رو میبینید و در همه فایلها تأکید میکنید: “که وقتی با تمام وجود درخواست کنید هدایت میشوید به مسیر بهتر، هدایت میشوید به سمت خواسته خودتون، هدایت میشوید، از طریق الله مهربون هدایت میشوید و این قانون خداوند هست و هرگز تغییری در سنت خداوند نخواهی یافت”….
من با تمام وجودم خواستم و ب الهامی ک دریافت کردم ک با ظاهر خیلی کوچک بود عمل کردم ….
البته میدونم که باید تکامل رو در نظر داشت و مهمترین نکته این ک من چرا قبلا در این فرکانس نبودم خودم میدونم ک یک دلیل مهمش این بوده ک احساس لیاقتم کم بوده….من با افتخار عید امسال دوره عزت نفس استاد عباسمنش رو تهیه کردم و ب لطف خداوند خیلی تونستم با انجام تمرینهای عالی این دوره هر روز حال و احساس خوب و آرامش درونیم بیشتر بشه، بخصوص تمرین شگفت انگیز آگهی بازرگانی که واقعا انگار تازه با دنیای جدیدی از خودم روبرو شدم.
چقدر احساس عالی دارم که دارم این متن رو مینویسم، چقدر ایمانم قویتر شده، چقدر ارامشم بیشتر شده….
من دوره روانشناسی ثروت 1 رو تهیه کردم و دارم با ارامش کامل این دوره رو با جان و دل گوش میکنم و چقدر لذت میبرم که با قوانین الهی آشنا میشم و متوجه میشم که ما برای زندگی اینجا هستیم تا از اینهمه ثروت مادی و معنوی و عشق و زیبایی که خداوند ب عنوان هدیه برامون در نظر گرفته استفاده کنیم….این ما هستیم که انتخاب میکنیم با احترام و سپاس این هدایای زیبارو بپذیریم یا با ناسپاسی خودمونو محروم کنیم.
از خداوند بخشنده و بخشایشگر عشق و ثروت و ایمان و ارامش برای استاد عزیزم و دوستان عالی این سایت و خودم درخواست دارم. هر لحظه ثروتمندتر باشید
به نام پروردگار هدایت کننده به راه راست
سلام به روی ماه استاد نازنینم
سلام به روی ماه مریم زیبا ️
سلام به دوستان عزیز در خانواده مبارک و مقدس عباسمنش
اول خیلی دلم خواست برای استاد بنویسم
که هزار ماشالا عکسهای سالهای گذشتتون رو ورق میزدم الحمدلله به برکت دوره قانون سلامتی بسیار جوانتر و زیباتر شدین .
برای افزایش درآمد اول از همه تعهد مهمه که اگر نوشته بشه که بسیار محکمتر میشه.
پول مثل تمام و هرچه در عالم متصوره حتا افکار ما که انتزاعی هستند داری فرکانسه.
بیشمار خطوط رادیویی در جهان و شبکه های متنوع هست اینها بالقوه وجود دارن ،حالا اینکه من نمیتونم از اون شبکه استفاده کنم ،برای تلویزیون و رادیو فرق نداره.
هزار سال هم روی موج اشتباه باشم، رادیو نمیگه گناه داره حالا براش یه برنامه پخش کنم
میگه تو موج خودت رو عوض کن و با من هم فرکانس شو تا از من استفاده کنی.
این چند روز خیلی به گسترش و انبساط جهان خیلی فکر کردم یادمه بچه که بودم شاید توی محله ما دوتا رستوران بود با منوی محدود .الان هر خیابون چندین رستوران و فروشگاه هست … تا ثروت و پول نباشه نه آشپزخونه ها میچرخن نه مردم میتونن بیان خرید کنن .
من دوست دارم به این تغییرات توجه کنم
وقتی بچه بودم مثلا یه نوجوان دانش آموز بود و درآمد نداشت الان خیلی خیلی نوجوان در سراسر دنیا فقط درآمدهای عالی از یوتیوب و… دارن.
اینها همه توسعه جهانه که نه سه برابری درآمدها که هزاران برابری اونها در یکساله ممکنه ….
این ماییم که باید دل بدیم به این شگفتی .
اگر بپذیریم که لایق ثروت سه یا چند برابری هستیم ،توانایی هامونو بالا ببریم ،مرتب یاد بگیریم وشرک نورزیم و مرتب خوشحال باشیم در حدی که اگاااهانه ذوووق کنیم برای داشته هامون
قطعا موجی از بینهایت برکت سرازیر میشه ….
اینکه ما خودمون لایق برکتها نمیدونیم تقصیر جهان و از کمبودش نیست.
ترازوی خداوند همیشه عادله
همون مقداری که فرکانس بدی همون مقدار برکت میگیری و خودخدا فرمود نتیجه خوبی و بدی اگه ذره ای هم باشه میبینید .
حالا میگم که میخوام فرکانسم بالا بره چه کنم؟
ورودی هامو کنترل میکنم…
من خودم یه اخلاق پیدا کردم به همه میگم خبرخوب چی دارید امروز.
اینجوری خودبخود کمتر به بدیها توجه میکنم.
اطرافیانم خبر خوب رو با جزییات تعریف میکنن و منم کیف میکنم و بازم تشویق میشن خبر های خوب خرید و مسافرت و مهمونی و حال خوب خودشونو بهم بگن.
قدرت ما آدمها لذت بردن از تمام خوشی ها و لذتهای کوچولو هست و گرنه که شادی برای داشتن ماشین آخرین مدل که هنر نیست،هرچند خیلیها برای بزرگترین نعمتها ناسپاس هستند …
باد خنک وسط یک روز گرم
هوای تمیز
خلوتی خیابون
بچه ای که امروز بهم بی دلیل لبخند میزنه
کارمندی که تا میرسم به اداره کار منو زود با خوش رفتاری انجام میده
اینکه تا میرسم خونه آب خنک داخل یخچال داشتم
و توجه و توجه و توجه به این شادی ها و اتفاقهای کوچولو اما خیلی دلچسب….
من اخبار نمیبینم
تلویریزن نگاه نمیکنم
آهنگهای غمگین اصلا گوش نمیدم
به آدمهای منفی کشش ندارم
کلا وقتمو صرف آدمای غرغرو نمیکنم هرکس که میخواد باشه و دوست دارم حال خوبمو تا آخر شب بهتر و بهتر و بهتر کنم
حالا که گذشته خودمو میبینم …
لباسهای بیشتری میخرم و بیشتر برای خودم وقت میذارم و بسیار از آنچه روزیم میشه لذت میبرم
مرتب به خودم میگم
لایقترینم در این شهر برای درآمد ماهی پانصد میلیون تومان
لایق ترینم برای لذت بردن از زندگی
لایقترینم برای خرید کردن
لایقترینم در کمک کردن به آدمها،در داشتن تغذیه درست،در داشتن بهترین مسافرت
لایقترینم در داشتن بهترین املاک و اتومبیلها
ثروت در طول تاریخ چه کارهای بزرگی که نکرده از ساخت دانشگاه و مدرسه و خونه و جاده و سازه های بینظیر هنری و نشر علم و هنر و تمام اینها فقط با پول ممکنه…..
من باید خیلی قدر ثروت رو بدونم و ازپولی که دارم تشکر کنم ….
و از خداوند که مراقب و رزاق من هست
ذهن ما بخاطر ساختار قدیمی خودش که میلیونها سال وظیفه حفاظت از مارو داشته که نسل بشر منقرض نشه و همیشه مارو در ترس و وحشت خطرات محیطی آگاه نگه داشته الان که اون خطرات نیستن و شاید احتیاج نباشه آنقدر ما در هراس باشیم ،اما خودبخود اگر رهاش کنیم در حالت ترسوندن و نگران کردن ما کار میکنه و برای اینکه ما براین حالت پیروز بشیم باید مرتب مراقب ورودی های امید بخش و قشنگ باشیم.
این افزایش درآمد چند برابری در یکسال یه ترمز هایی مخفی هم داره که من باید آگاه باشم
این نعمت پیش رو
به نوع شغل
به شهر
به جنسیت
به سن
به تعداد ساعتهای کاری
و خیلی پارامترها بستگی نداره….
به لیاقت و ظرف من ،خودباوری ودر کل فرکانس بالام مرتبطه .
مثلا درمورد کنکور خیلیا فکر میکنن هرچی بیشتر بخونی قبول میشی
نههه لزوما به ساعت نیست
باید آروم باشی
بسیااار شاد و درس بخونی و خوشبین به رحمت و پشتیبانی خداوند
اگر هریک از اینها ترمز و پاشنه آشیل منه باید آگاه باشم و روی نقطه ضعفم تمرکز کنم….
خداوند از ما میخواد که بهره مند و شاد و ثروتمند باشیم.
انشالله که باشیم…..
دوستتون دارم
سلام و درود ماهی خانم گرامی.
فوق العاده زیبا بود
بی نظیر توصیف کردید
چقدر حس خوبی گرفتم.
چقدر یادآوری عالی داشتید.
وقتی در شرایط عالی و ثروت باشی وقتی در تندرستی وقتی در روابط شاد و عاشقانه باشی وقتی ماشین عالی زیرپات باشه وقتی ویلا و خونه عالی باشی که شاد بودن هنر نیست گرچه مهم و ضروریه ولی در همون شرایط نه چندان جالب از نظر ظاهر امور مهمه و ضروریه که آدم هی بیاد بیاره و بدونه که بابا همین نکته کوچولوها میشن بزرگ و بزرگتر.
ماهی کوچک میشه نهنگ و ماهی بزرگ.
ذره ذره فرکانس ها داخل جعبه داخل قلک جمع میشن و بعد یهو میبینی اون خواسته اون کار اون پول اون مشتری اون ایده اون مکان و زمان اون موقعیت اون سفر اون پیشنهاد، داخلشی داری تجربش میکنی.
چه ایده خوبی: به هر کی میرسید میگید امروز چه خبرهای خوبی دارید؟ بجای این جمله کلیشه ای و از روی عادت و رفع تکلیف افراد میگن چه خبر؟ اونم با بی حسی جواب میده. هیچی سلامتی.
این هم به خود آدم کمک میکنه هم در اصل به اون طرف داره کمک میشه کانون توجهش بره سمت حداقل یک موردم شده چیز خوب. به مغزش فشار میاره حتی ممکنه در طول روز ناخودآگاه بیاد حرفت بیفته و در خودش فکر کنه خبر یا اتفاق خوب چی دارم واقعاً؟ و پیدا هم میکنه.
چه عادت خوبی چه الگوی زیبایی.
و چقدر عالی هر روز تکرار کنیم و تکرار میکنید بقول استاد: من لایق بهترین خودرو بهترین لباس بهترین تغذیه بهترین دوستان و بهترین افراد بهترین همسر بهترین ایده های پولساز بهترین مسافرت ها و تفریحات و لایق سلامتی و آرامش و حتی بهترین تخت خواب برای خواب لذت بخش و آرام هستمممم.
سپاسگزارم از کامنت بسیار خوبتون.
روز بروز شادتر و لایق تر و ثروتمند تر باشید ماهی خانم عزیز
سلام و ممنونم مهدی عزیز
خدارو شاکرم که پیامم اسباب حال خوبتون و توجه تون به قشنگی ها شد…
متن خودتون هم زیبا و پر امید بود
اون بخش قلک رو خیلی دوست داشتم ….
ذره ذره فرکانس ها داخل جعبه داخل قلک جمع میشن و بعد یهو میبینی اون خواسته اون کار اون پول اون مشتری اون ایده اون مکان و زمان اون موقعیت اون سفر اون پیشنهاد، داخلشی داری تجربش میکنی….
امیدوارم هر روز و هر روز از لطف خداوند بهره مند باشیم
ممنونم از شما
به نام خدای هدایتگر
بیستمین روز سفرنامه
من اولین باری که این فایل ودیدم قبل عید بود وچون من دور از رادگاهم هستم وبستگان وپدرمادرم ازمن دورن وماهرسال عید میریم بع زادگاهم وقتی تعهد سه برابر کردن درامد ودادم وخواستم این تعهد رو بدم وهم عمل کنم تلویزیون رو که خیلی وقته حذف کرده بودم ولی سفر و هرجوری فکر میکردم میدیم باید بریم که این قضیه ویروس اومد وکلا کنسل شد من خیلی خوشحال بودم ولی یه کم هم ناراحت بچه ها شدم که نمیتونیم بریم مسافرت واونجا طبیعت بکری داره بچه ها دوس دارن یا اینکه پدر مادرمو نمیدیدم که اونم خیلی راحت اوکی شد پدرمادرم اومدن یه ماه موندن و واقعا برام ارزشمند بود که ماباید فقط بخواییم عمل کنیم همه چیز خودبخود درست میشه بعدشم بخاطر تعطیلی مدارس ما الان میتونیم بریم هم عید دیدنی ورفت امد تموم شده هم خرداد زادگاه من تبریز فوق العاده باصفاس وما هرسال بخاطر درس بچه ها نمیتونستیم بریم ولی الان میتونیم بریم وحتی کوه هم قراره بریم
وقتی اینجوری همه چیز کنار هم چیده میشه انگار حس اینو داری که خدا جز تو بنده ی دیگه ای نداره انگار وهمه هستی مختص تو درحال گردشه این حس سپاسگزاری من و خواستن خودم ورهاش کردن وکارها روسپردن به خدا خودش معجزه میکنه
به قول پسرم میگه مامان ما هرچی گفتیم از مضرات این ویروس این قرنطینه تو یه دلیل اوردی که ماهمش خوبی وچیزای مثبت ببینیم
من الان با اینکه خواهر برادر زیادی دارم خداروشکر واگه قبلا میخواستم باهاشون کم رفت امد کنم همش فکرم درگیر بود الان جوری شده که یا سراغ منو نمیگیرن یا زنگ میزنم اصلا گله نمیکنن وحتی راجب چیزهای منفی اصلا حرف نمیزنن کارها راحت میشه اگه تعهد بدیم و روتعهدمون پایبند باشیم
من دوستی داشتم فوق العاده انسان شریفی هستن ولی باورهای محدود کننده وشرک الودی دارن راجب پول ولی این چن ماهی که من داشتم کار میکردم خیلی کم بامن در تماس بوده درحالی که مادرطول روز چندین بارباهم در ارتباط بودیم جالبه خواسته ازطرف منه ولی دلیلش اونا هستن یعنی جوری میشه اصلا نمیگن این دوری ازسمت منه بلکه جوری مسائل پیش میاد که اونا اصلا وقت نمیکنن خودشونم میگن نمیدونیم چرا
این عمل کردن به قوانین جوری شده که حتی اگه کسی بخواد بیاد دیدن من ومن نخوام به دلیل این قوانین جوری میشه که کلا کنسل میشه اومدنشون یه دوستم که دیگه تا پیام میده میخوام بیام پشت بندش میگه ببخشید نتونستم کار پیش اومد😁
همه اینا رو برای این میگم که نگین چجوری میخوام مدیریت کنم یا با چه رویی بگم نه یا رفت وامد وکم کنم خودش جور میشه خود بخود به قول استاد کاملا طبیعی
ما قرار نیس تو کثرت وتنهایی بریم بلکه یه فیلتر میزاریم برای ورودی های ذهنمون و رفت وامدمون و وقتی عمل میکنیم به باوری که تازه ساختیم جهان خیلی طبیعی مارو جدا میکنه
اتفاقا محبوترین عضو خانواده ودوستان خودم شدم تواین چن وقته که دارم رو خودم کار میکنم چون هر صحبتی که میکنم هر مثالی که میزنم راجب هر مسعله ای باهرکسی تعامل دارم دارم ازقوانین حرف میزنم دارم ربطش میدم به شنیده ها وصحبتهای استاد
وسخنی که از دل براید لاجرم بر دل نشیند
اتفاقا دیروز دوستم راجب کوفته تبریزی سوال داشت ومن خیلی دسپخت خوبی دارم خداروشکر وهم خیلی مهارت دارم تو اشپزی جوری که درکمترین زمان میتونم بهترین غذاهارو تهیه کنم این دوستم سوال میکرد که چجوری باید من کوفته درست کنم
این چندین بار بود که ازمن سوال میکرد یاداشت میکرد ولی درست نکرده بود هنوز انگار ذهن من یه تلنگری خورد گفتم به دوستم هم که عمل کردن به قوانین هم مثل این درست کردن غذا میمونه هرچقدر تو ازمن سوال کردی نوشتی جز به جز چندین بار پرسیدی ولی تا عملی این غذا رو درست نکنی دستت نمیاد حالا هی تمرین وتکرار کن روکاغذ ولی تازمانی که نیاوردی رو عمل درواقع هیچ کاری نکردی وهنوز توبلد نیستی کوفته درست کنی ایشون گفتن که میترسم خراب بشه غذای سختیه من گفتم اتفاقا ازنظر من راحترین غذاس ومن وقتی مهمون سر زده داشته باشم اول گزینه این غذاس تعجب کرد گفت مگه میشه
من به ایشون گفتم همه مهارتها با تکرار وتکرار به دست میاد وادم دستش راه میفته به اصطلاح حتی استاد عباس منش رومثال زدم که ایشون هم اول اجرا کردن به قوانین شاید براشون یه کم سخت یا زمانبر بوده ولی به مرور هم قوانین رو بهتر درک کردن هم مهارت پیدا کردن برای همین مثل درست کردن کوفته که برای من کاری نداره برای ایشونم کاری نداره
پس هرباوری که جدید ساختیم بابد هم بنویسیم هم تکرار کنیم مرحله بعدش عمل کنیم وگرنه مهارت لازم روکسب نمیکنیم
مثل این دوست من که کل مراحل کوفته درست کردن روحفظ بود ولی چون ترسش مانع میشد نمیزاشت دست به کاربشه وعمل کنه بخاطر همین نه نتیجه ای دستش رومیگیره ونه مهارتی
این مثال خیلی ساده رو زدم تابگم من دیگه توجز به جز اعمال روزانه ام سعی میکنم قوانین رو ربط بدم و بزای خودم مثالهای قابل باور وقابل لمس بزنم
خدایا شکرت بخاطر شجاعت عمل کردن هرچند کوچک ولی هر کاربزرگی باقدمهای کوچک شروع میشه
با سلام خدمت استاد عزیزم و همه همراهان گرامی
بعد از دین این فایلها حتی چندتا فایل دیگه از استاد با اینکه شاید مدت زمان کمیه که وارد سایت شدم اما امشب یک تصمیم خیلی جدی و بزرگ برای خودم گرفتم و اون این بود که اول تصمیم گرفتم به ترس هام غلبه کنم با اینکه 43سال سن دارم هنوز از تاریکی و تنهایی وحشت دارم و این در حالی که دارای دوتا فرزند و همسر مهربانی هستم و اصطلاحاً پشتیبان اونها هستم مثلا😁 اما امشب تصمیم گرفتم تا در مسیر همیشگی خودم که از جنگل گلستان عبور میکردم به ترسهام غلبه کنم و تک وتنها وارد جنگل بشوم و ببینم واقعا اون چیزهایی که از استاد دیدم و شنیدم رو به عنوان تمرین میتونم انجام بدم یا نه؟!!!
وارد جنگل شدم و درحالیکه داشتم فایل استاد رو گوش میدادم در یک منطقه از جنگل که خیلی هم تاریک بودم نگه داشتم داشتم فایل استاد رو گوش میدادم اما ذهنم مدام نجوا میکرد نه اینجا نرو خیلی تاریکه و ترسناکه برو جلوتر و ی جای دیگه انتخاب کن و 20 دقیقه از فایل استاد مونده بود گفتم فایل تموم بشه وارد جنگل میشم و خودم رو به دستان خدای خودم میسپارم اگه استاد تونسته اینکار رو بکنه من هم حتما میتونم و بعد از اتمام فایل سریع از ماشین پیاده شدم و به داخل جنگل رفتم البته ناگفته نماند که گوشی رو هم همراهم برداشتمتا مسیر رفت رو بتونم ببینم ودر مسیر برگشت در تاریکی بتونم برگردم، اولش خیلی نگران و مضطرب بودم اما ی جمله گفتم که خدایا تا تو باشی ترسی ندارم و شروع کردم به قدم برداشتن و وارد جنگل شدم و خیلی زود مسیری رو دیدم که افراد از اون عبور کرده بودند وهمونو ادامه دادم و به جلو حرکت کردم 100تا 200متر جلو رفتم بعد ایستادم و نور گوشی رو خاموش کردم و خدا رو به کنار خودم دعوت کردم و تو همون نقطه نشستم هنوز ترس داشتم ولی انگار خیلی ترسم کمتر شده بود بعد چند دقیقه صحبت کردن باخدا دوباره بلند شدم و چند قدمی باز هم جلوتر رفتم و ناخودآگاه انگار یکی گفت برو کنار رودخونه ای که همون نزدیکی ها بود و مسیرم رو به سمت رودخونه تغییر دادم خیلی جالب بود هنوز میترسیدم ولی یک چیزی درونم میگفت نترس بنشین و داخل رودخونه رو نگاه کم و من نشستم و جریان عبور آب رو نگاه میکردم از اونجایی که من بودم نور ماشینهایی که عبور میکردند گاهی جنگل رو روشن میکرد و با هر خاموش روشن شدن دوباره ترس به سراغم میومد ولی نشستم و کمی به آب نگاه کردم و به خدا گفتم دوست دارم مدتی مث استاد از همه جا جدا بشم و برای تصمیم هایی که دارم به دل طبیعت بزنم تا هم بر ترسهام غلبه کنم هم در دل طبیعت بتونم آسوده تر و با جرأت بیشتر بتونم رو خودم و خدای خودم و برنامه هام تمرکز کنم. فردا میخوام با صاحبکار صحبت کنم و از اول ماه یک مدتی رو مرخصی بگیرم و برم تو دل طبیعت تا بتونم تصمیم جدید و جدی زندگیم رو بگیرم و هیچوقت اینقدر مصمم نبودم همیشه بنده بقیه بودم اینبار دوست دارم فقط بنده خدا باشم و ببینم منو به کدوم سمت هدایت میکنه البته یک ایده که تو اون هم توانایی و هم تجربه دارم به هم گفته شده که میخوام روش تمرکز کنم و اول تو شهر و بعد استان و کشور اونو به بهترین شکل اجراییش کنم و اینها برنامه هایی هستند که به لطف خدا و گوش دادن به استاد میخوام اجراییشون کنم.
منتظر نتایج و اخبار جنجالی من باشید.
خدایا سپاسگزارم
به نام تنها فرمانروای قدرتمند کل جهان
سلام مجتبی عزیزم
چقدر زیبا برامون نوشتی
اشکامو جاری کردی داداش
چقدر زیباست این وجود الهی و توحیدی تون
با تمام وجودم این وجود الهی و توحیدی تون رو تحسین میکنم
تحسین میکنم این همه اعتماد به نفس و عزت نفس بالا تون رو
تحسین میکنم این همه سرسپردگی تون به الله رو
تحسین میکنم این همه ازادی زمانی و مکانی تون رو
عاشقتووم موو کوکاااا
عاشقتوووم جوون دلوووم
این جای کامنتت دیگه اشکام مثل بارون بهاری باریدن
” هیچوقت اینقدر مصمم نبودم همیشه بنده بقیه بودم اینبار دوست دارم فقط بنده خدا باشم و ببینم منو به کدوم سمت هدایت میکنه”
هاا جون دلوم چقد قشنگه فقط بنده ی خودش بودن
چقد قشنگه این نترس بودن و نداشتن شرک
چقدر قشنگه این همه خودت رو بهش سپردن
چقدر قشنگه فقط به خودش تکیه کردن
عاشقتووم کوکااااا
با تمام وجودم ازت ممنونم به خاطر این کامنت الهی تون عزیزدلووم
الهی که همیشه تنت سالم و دلت شاد و لبت خندون باشه
الهی که همیشه غرق در شادی و عشق الله باشی
الهی که اونقدر حساب های بانک ت پر از پول به دلار و ریال و یورو و لیر و .. بشه که از مازادت به دیگران ببخشی
الهی که هر انچه در دل داری به چشم ببینی
عاشقتوووم موووو
خدایا شکرت
سلام عزیز دل
ممنون که دیدگاه منو خوندی و نظر گذاشتی چقدر لذت بردم از نگارش و سبک زیبای نوشتنت، خیلی لذت بردم و خط به خط همراهتون بودم، واقعا از زمانیکه تصمیم گرفتم باخدا معامله کنم اینقدر اتفاقاتی برام افتاده که نگو. بقیه که در مسیر نیستند درک نمیکنند ولی دوستان همفرکانسی فقط متوجه میشن چی میگم، الهی شکرت میشه ماشینت رو بخوای بفروشی هر کی ی نظر بده ولی تو وصل بشی به بالایی بعد یک شب ساعت 11و نیم شب یک نفر بدون هیچ شناختی فقط با دیدن عکس و فیلم های ماشین و اون صداقتی که تو کلامم بوده از 1500 کیلومتر اونطرفتر فرداش کل پول رو برات بزنه وبعد برای تحویل ماشین هم بیاد اما بدون بازدید فقط مدارک و سوئیچ رو تحویل بگیره و کلی تشکر کنه و دست خیر بهت بده و بره، اینو شما درک میکنی بقیه میگن شانسیه، یا بقول استاد حالا که چی ولی شما متوجه میشی این یعنی چی و باید به کجا وصل بشی، خدایا شکرت.
این جزو آخرین اتفاقات این روزهای من بود که دوست داشتم در پاسخ به دیدگاهم هدیه به شما بشه، فقط وفقط ارتباط با رب جواب میده، بزار بقیه به هر کی تکیه میکنند بکنند، سرت سلامت وجودت سالم و تندرست و در پناه فرمانروای عالم موفق و پیروز باشید
به نام خدای روزی رسان بی حساب
سلااام کوکااای خوش قلب و الهی م
عزیزدلوووم کامنت زیبات رو داروم برا بار چندوم میخوونم و لذت میبروم و اشک توی چشمام جمع میشه
چقدر خوب داری روی خودت و باورهات کار میکنی
چقدر زیبا داری فقط به خودش تکیه میکنی
چقدر این ایمان و اعتمادت و سرسپردگی ت رو به الله یکتا تحسین میکنم
کوکااااا چقدر زیبا برامون نوشتی که فقط با خدا ببند
فقط روی خودش حساب باز کن
خدایی که برامون همه چیز و همه کس میشه
کوکاااا امروز روز تولد زمینی شدنمه و توی تمرین ستاره ی قطبی م نوشته بودم خدا جون بهم یه هدیه ای از جنس خودت رو بده
و الان دیدم که پیام شما رو بهم هدیه داده که نوشته من بهترین هدیه زندگیتم
اره اره خدای وهابم تو بهترین هدیه ی زندگیمی
تو همه که برام کن فیکون میکنی
تو هستی که برام همه کارهام رو اسون و راحت میکنی
عاشقتم منننن خدای مهربون و بخشنده و وهابم که همیشه هوامونو داری
خدایا شکرت
ازت ممنونم کوکاااا که این پیام پر از حس خوب رو برام نوشتی
و فروش ماشین تون هم برای من یه نشانه شد که انشالله منم به زودی برای خودم ماشینی که دوست دارم رو میخرم به چگونگی ش کاری ندارم میدونم که خدا برام جوری میکنه
عاااشقتوووم موووو کوکااای ثروتمند و الهی م
بززن برریم که خدا سیمون کلی خبر خوب دارههههه
یوهووووو
سلام الهه جان
اول از همه تولدت مبارک ان شاء الله در این سال جدید تولدت بهترین اتفاقها رو در پناه خدا تجربه کنی و از زندگیت لذت ببری، اره خدا بهترین هدیه ایست که هر کسی میتونه تو زندگیش تجربه کنه و از این هدیه لذت ببره البته خیلی ها هم پسش میزنند ولی خدا رو شکر که ما رو دوست داشت و همراه خودش نگه داشت و تجربه قشنگی رو در طول زندگیمون باهاش تجربه میکنیم، اگر مثل استاد سرسپرده اش باشی که همون جمله معروف امام علی در نهج البلاغه میشه که میگه الرزق رزقان، و چقدر من از این جمله که استاد تو صحبتهاشون میگن لذت میبرم و چقدر خوبه که بتونیم که من خودم به شخصه خیلی سعی دارم ایاک نعبدو و ایاک نستعین باشم ولی اینم میدونم که شیطان دست بردار نیست و کار خودش رو می کنه ولی دارم رو خودم بیشتر کار میکنم تا صدای الله رو واضح تر بشنوم توجهم به شیطان رو کمتر کنم، و ممنون و متشکرم از اینکه در این مسیر الهی الهه مهربان رو همراه من کرد تا با توجه به دیدگاه من و اون سبک زیباش در نوشتن باعث بشه فعالیت بیشتری رو در سایت داشته باشمو نکته آخر که وقتی گفتی 23 دی تولدته گفتم الله اکبر چه جالب هر دومون متولد دی ماه هستیم چقدر جالب من اول دی ماه متولد شدمو الهه مهربان 23 ام خدایا شکرت بابت این همفرکانسی زیبا و دوست داشتنی، به امید یکتاپرستی و یگانه پرستی رب العالمین
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام
این فایل روز بیستم هست.
میخواستم یه موضوعی رو بگم. این تعهد به کامنت نوشتن از خیلی جهات مفید هست، اما اتفاقی که برای خودم افتاد، این بود که باعث شد من بیشتر حرف بزنم تا عمل.
مثلا از تو کامنت های من برداشت میشه که من انگار خیلی خوب قانون رو یاد دارم و خیلی عالی اجرا میکنم و نتایج هم حتما میگیرم و پرقدرت دارم میرم جلو، اما در حقیقت من فقط مثل یک طوطی چیزایی که شما گفتید رو تکرار میکردم. من خیلی خیلی خوب میتونم حرف بزنم. حتی حرف هایی که شاید خودم بهشون باور ندارم و تو زندگیم هم پیاده نشده.
این سایت یجورایی ادم رو بیشتر سوق میده به قشنگ گفتن و تعریف کردن و تایید کردن و..
میدونید.. این خیلی خیلی تله ی بزرگی هست.
شما حرف های قشنگی میزنید و زندگی فوق العاده ی خودتون رو نشون میدید و ما هم اون لحظه جو گیر میشیم و شروع میکنیم که: اره قانون همینه و 4 تا جمله ای که حفظ شدیم هم میگیم و 4 نفر دیگه رم موتیویت میکنیم و بعد برمیگردیم به همون زندگی پر از کمبود خودمون..
استاد، من دیگه نمیخوام حتی یک کلمه از قانون بگم تا وقتی که به نتیجه ای نرسیدم. از قوانینی که زیباست و خوشم میاد ازشون اما هنوز ذره ای تو زندگیم پیاده نشده حرف بزنم.
این حرف زدن ها و صحبت های مداوم از قانون، ذهنم رو میندازه تو این تله که: خب من کارمو انجام دادم.
و دیگه اونجور که باید در زندگی واقعی عمل نمیکنم.
من خیلی قشنگ میتونم ساعت ها از تک تک قوانین صحبت کنم اما واقعا تو زندگی خودم پیشرفتی نمیبینم و سراسر کمبود و مشکل و باورهای محدود کننده ست.
من میخوام صحبت از قانون رو متوقف کنم و شروع کنم به “عمل” به قانون.
همونطور که خودتون گفتید من تا تک تک این قوانین رو خودم پیاده نکردم و نتیجه نگرفتم، ازش صحبتی ام نکردم.
منم نمیخوام کامنتام جوری باشه که انگار خیلی خوب دارم پیش میرم اما زندگی واقعیم کاملا برعکس باشه.
اره، من واقعا تک تک نکات سایت رو برای خودم یادداشت میکنم، تک تک قوانینی که یاد گرفتم رو نوشتم، کلی کلی مطالعه داشتم تو این زمینه و کتاب خوندم، برای همینم هست که میتونم از قانون، قشنگ و طولانی صحبت کنم.
اما من تو زندگیم به نتیجه ای نرسیدم.
استاد نمیخوام خودمو گول بزنم و کورکورانه با مثبت اندیشی مضر برم جلو و وضعیت واقعی زندگیم رو نبینم.
تا وقتی آدم با شجاعت، افتضاح بودن زندگیش رو نپذیره و قبول نکنه، نمیتونه تغییری هم توش ایجاد کنم.
اره، من گند زدم.
من واقعا تک تک وجه های زندگیم مشکل داره و نمیخوام دیگه فقط صحبت کنم. فقط لب و دهن باشم. فقط شمارو تایید کنم و 4 تا جمله م خودم اضافه کنم و بگم اره همینه مردم. همین راه جوابه. در حالی که خودم واقعا تو بی راهه م. خودم وسط یک جنگل تاریک و بزرگ گم شدم و فقط میگم اره راهش فلان راهه. ولی نشستم رو زمین و هیچ قدمی برنمیدارم.
من نمیخوام دیگه اینجوری باشم ومیخوام فقط وقتی صحبت کنم، تایید کنم، کامنت بذارم، از قانون حرفی بزنم که واقعا خودم عمل کرده باشم و نتیجه گرفته باشم.
فکر نمیکنم شما هم از افرادی که فقط کورکورانه حرفی رو دنبال میکنند، خوشتون بیاد و تاییدشون کنید. شمام تماما مشتاق و مصر هستید که بچه ها عمل کنید.
استاد، من تا حد زیادی فکر میکنم که قوانینی که ازش حرف میزنید، راهی که ازش میگید، درسته و من میخوام با یک جهاد اکبر اجراش کنم و کم کم با ظهور نتایجم بیام از همونا بگم. هر چند کوچیک.
من دیگه نمیخوام از چیزی که خودم هنوز بهش نرسیدم صحبت کنم.
چقدر تو این فایل ها گفتم و تصدیق کردم و تایید کردم که اره ما تابع شرایط نیستیم، ما آزاد هستیم، ما انتخاب گریم، ما حق انتخاب داریم، ما لیاقت ثروت رو داریم، لیاقت اینو داریم که محتاج کسی نباشیم، ما باید فقط به خدا تکیه کنیم و تنها روزی دهنده اونه و و و
اما استاد، من تو تک تک اینا مشکل دارم.
من میگم باید آزاد بود اما خودم برده م. میگم نباید تابع شرایط بود و خودمونیم که خلق میکنیم، اما من نتونستم خلق کنم و تابع و سرسپرده م. میگم شان ما مال و ثروت فراوانه، اما خودم کلا 400 تومن تو کارتم دارم و فعلا کارم ندارم.
استاد، من تو تک تک اینا هنوز باور محدودکننده دارم و گیر افتادم توشون و هنوز با اون باورهای قشنگی که گفتم جایگزینش نکردم. هنوز نتونستم.
قانون قشنگ و امید دهنده ست و ادم هی دوست داره باورش کنه و ازش حرف بزنه و به دیگرانم بگه آره همینه. اما من دیگه نمیخوام فقط حرف بزنم.
من نمیخوام وظیفه م رو فقط به حرف زدن تقلیل بدم.
من میخوام برم تو دلش. برم و سر هر کدوم که نتیجه گرفتم بعد بیام در مورش صحبت کنم.
من افتاده بودم تو این تله و اشتباه. و نگرانم که خیلی از اعضا هم گرفتارش باشن.
که اینجا قانون رو از بر باشند و قشنگ صحبت کنند اما زندگی واقعیشون سراسر تضاد باشه. اونجور که باید تو زندگیشون پیاده نکرده باشند و نتیجه هم ندیدند.
من میخوام وظیفه مون رو فقط به صحبت کردن از قانون و تاییدش، تقلیل ندیم. باید عمل کنیم و کمتر حرف بزنیم.
همین..
متاسفانه، هروز کامنت نوشتن، منو وادار میکرد به صحبت از قانون و حرف های قشنگ زدن. هیج ایرادی نداشت، اگر من واقعا خودم به تک تک اونا رسیده بودم..
متاسفم که از نوشتن کامنت، نتیجه ی مثبتی نگرفتم.
متاسفم که درست ازین بخش استفاده نکردم و به هدف و خواست واقعی خانوم شایسته که خیلی هم مفید بود نرسیدم..
امیدوارم از این به بعد بتونم شاگرد بهتری باشم.
به نام خدای هدایتگر
سلام نوشین جان عزیزم امیدوارم حالت عالی باشه همسفر جان
ازونجایی ک در این سفر روزشمار هر روز با خوندن کامنتهای زیبات انرژی میگیرم،امروزم طبق معمول اومدم کامنتت رو خوندم و دوس داشتم نظرمو بهت بگم عزیزدلم
این احساسی که در این مرحله داری کاملا قابل درکه و این از مسئولیت پذیری و عمل گرایی شما ناشی میشه که دوس نداری فقط حرفای قشنگ بزنی و دوس داری بیشتر از اون عمل کنی و نتایج خوب بگیری
و میخوام بهت بگم که دقیقا همه چیز از همینجا شروع میشه…
از همینجایی که با تمام وجود تسلیم میشی و میگی من دیگه خسته شدم ازین وضعیتم (هرچی که هست منو قانع نمیکنه) و باید نتایج بیاد باید عمل کنم
و اینجاست که خداوند (جهان) وقتی شدت درخواستت رو میبینه پاسخ میده
البته ک همیشه پاسخ میده ولی بعضی وقتا انگار ما دریافت کننده بهتری میشیم
چرا دارم اینا رو میگم؟
چون خودم دقیقا این حالات رو تجربه کردم و دقیقا در مرحله ای مثل الانِ تو بودم که خداوندم خیلی زیبا بهم ایده داد برای کسب درامد، بهم شجاعت داد برای انجام دادنش، بهم صبر داد برای طی کردن تکاملم و بهم شور و شوق داد برای ادامه دادن و پشتکار داشتن
و الان ب لطف خودش و البته نا امید نشدنم و کار کردنهای هر روزه و همیشگی بر روی باورهام هر روز داره نتایج مالی و رشد کسب و کارم بهتر و بهتر میشه
و میخوام بگم راضیت میکنه
البته رضایتی که میگی خدا جونم شکرررررت اینه همینه من خالقم و دارم خلق میکنم،راضیم اما قانع نیستم و هربار بیشتر میخوای و هربار بیشتر دریافت میکنی
خب این از تجربه خودم
حالا میخوام بهت بگم که این یه مرز باریکه بین خسته شدن و طالب شدنِ شدید و دریافت هدایت و رشد و رشد و رشد
و خسته شدن و بعدش نا امید شدن و قانون زده شدن!!
آره دقیقا کلمه قانون زده رو آگاهانه استفاده کردم
چرا که دیدم بارها
چون من با افراد زیادی از بچه های سایت در ارتباط بودم و اخیرا که بیشتر تمرکزم روی کارم و رشد شخصیم هست کمتر شده
اما در همین ارتباط خیلی بیشتر تونستم تفاوتهای بین افراد رو درک کنم
از سبک شخصی کار کردن روی قانون
از میزانِ قانونمند زندگی کردن
از افراط و تفریط در درک درست قانون و حتی کج فهمی هایی که خودم ب شخصه زیاد دچارش شدم و حتی الانم تو بعضی موارد هستم…
نوشین جان بذار یه مثال برات بزنم:
از یکی از بچه های سایت رو که از قبل میشناختم و تازه کلی باهم کار میکردیم روی فایلها و در مورد درکمون باهم صحبت میکردیم
خب بعد از یه مدت وقتی به نتایجی ک میخواست نرسید و البته ب نظر من درگیرِ روزمرگی شد یه جورایی، کلاً از قانون زده شد و گفت دیگه نمیخوام از عباسمنش و دوره ها و فایلاش چیزی بشنوم!!!
باورت میشه؟؟
اون کسی بود ک در طول روز ساعتها و ساعتها روی تمریناتش روی فایلها روی محصولات کار میکرد و استاد رو ستایش میکرد
اما نجواها خوب بلدن چجوری کارشونو انجام بدن
وقتی یه مدت کوتاهی از مسیر اجرای قانون در زندگیت فاصله میگیری و اسیرِ روزمرگی میشی و حرفای آدمای عادی و کنترل نکردن ورودی ها و کلاً مثل بدنه جامعه میشی، خیلی راحت یادت میره که قانون چی بود و تازه ازش دلسرد میشی و میگی این همه تلاش برای چی وقتی نتیجه ای حاصل نشده!!
میخوام بهت بگم باید ادامه بدی
باید استقامت بورزی
باید همین نشانه ها و نتایج کوچیک رو مرتب تایید و تحسین و سپاسگزاری کنی
باید از یادت نره که قبلا کجا بودی و الان کجا هستی
شاید از نظر مالی همون جایگاهو داری و نتایج فیزیکی و کملموس هنوز نیومده اما از نظر طرز فکر چطور؟
نسبت ب کسانی ک باهاشون در ارتباطی و از قانون چیزی نمیدونن چقدر رشد داشتی ؟
چقدر بهتر میتونی ذهنتو در موقعیت های مختلف کنترل کنی نسبت ب گذشته خودت؟؟
اینا همش میشه اجرای قانون در عمل
حرف از عمل کردن زدی و میخوام بگم عمل کردن ب قانون یعنی از همین قدم های کوچک ولی پیوسته شروع کردن و ادامه دادن
ببین سبک شخصی ک من اخیرا بهش رسیدم اینه که به هر فایل در حکم درس و مشق امروزم نکاه میکنم نه فقط ی واحد تئوری ک باید گوش بدم و حفظ کنم
بلکه در حکم یه واحد عملی ک باید درس بدم در آزمایشگاه زندگی امروزم و اونو اجرا کنم تا بتونم در آخر روز ب خودم نمره خوبی بدم و بگم درس امروزم با موفقیت پاس کردم
مثلا همین فایل 3 برابر کردن درامد که روزشمار امروز بود
من اینو گوش میدم و برای خودم مینویسم یا به خودم میگم که ازش چی فهمیدم و حالا چطور میتونم در زندگیم امروز به قدر درک و دریافت الانم استفادش کنم و بهش عمل کنم؟؟؟
من ازین فایل فهمیدم ک باید خیلی بیشتر مراقب ورودیهام باشم
باید خیلی بیشتر مراقب همنشین هام و انتخابشون و ارتباطاتهام باشم
خب امروز سعی میکنم همین نکته رو بیشتر حواسم باشه و بهش عمل کنم
و همین باعث میشه امروز زندگی با کیفیت تری رو تجربه کنم
و همین باعث میشه امروز با خودم در صلح بیشتری قرار بگیرم
و همین باعث میشه امروز آرام تر باشم
و نتیجه چی میشه؟؟
همین ادامه دادن ها و عمل کردنهای هر روزه باعث میشه که من وقتی آرام شدم وقتی مدارم بالا میره با همین کارهای کوچک، ایده ها و هدایتهای خداوندم رو بهتر و بیشتر دریافت کنم
که مثلا روزی از همین روزا وقتی نشستم و دارم یه چای گرم رو در یک عصر پاییزی نوش جان میکنم و حالم خوبه، یک حرفی یک صحنه ای یک الهامی ب قلبم میاد که بهم میگه تو میتونی از فلان طریق درامد کسب کنی
و میبینی که دقیقا مربوط ب حوزه علاقت میشه
و میبینی که شجاعتش در وجودش قرار داده میشه برای اجرا کردنش
و عمل میکنی
و ادامه میدی
و بوم بوم نتایج یکی پس از دیگری و هدایت پشتِ هدایت
این جیزیه که من دارم اینروزا با گوشت و پوست و استخونم تجربش میکنم و هر روز هر روز دارم بیشتر به خالق بودنم ب قدرتی ک تو وجودمه پی میبرم و انقدر شوق و ذوق وجودمو پر میکنه که میگم اگه تا الان داشتم زندگی و خلق میکردم پس الان اسمش چیه…
نوشین جان در مورد نوشتن کامنت میخوام بگم بعد از اینک اونروز ب اون آگاهی های اون فایل عمل کردی در آخر شب بیا و نتیجه عمل کردنت رو بنویس
این میشه نتیجه عمل کردن
این میشه عملکرایی
و این میشه توجه مضاعف بر نکات مثبت
و ورودی خوب دادن
اصلا همین نوشتن میدونی چقدر میتونه توجهت رو بر خواستت معطوف کنه
شاید فکر کنی نوشتن یعنی عملگرا نبودن و فقط حرف قشنگ زدن
اما نه اینطور نیست
تو با نوشتن همین درک و دریافتی ک ازین فایل داشتی و نتایجی که با عمل کردن ب آموزهاش حتی در یک روز گرفتی، به درک بیشتری ازش میرسی و خودش ارتقای مداری هست
نمیخوام بگم مجبوری ک هر روز برای هر فایل کامنت بذاری اما از دو جهت میشه بهش نکاه کرد:
1- ایجاد تعهد در وجودت که بعد از اینکه روزشمار تموم شد به خودت افتخار میکنی که روی تعهدت موندی و این خیلی ب افزایش عزت نفست و تعهد داشتن در تمام جنبه های دیکه زندکیت کمک میکنه و در کل یک ذهن قانونمند و متعهد و متمرکز ازت میسازه
2- میتونی هم هر روز ننویسی و ب خودت بگی هر روزی ک قلبم گفت بنویس مینویسم و اتفاقا این نوشته هایی ک کاملا هدایتی و الهامی هست خیلی بیشتر اثرگذاره هم برای خودت هم برای خواننده
.
در کل این نظر من بود و از اونجایی که با خوندن کامنتات احساس خیلی خوبی بهت دارم و میدونم ک ب شدت مستقل، شجاع، آگاه، متفاوت، طالب رشد و پیشرفت، متعهد، متمرکز و پر شور و شوق و با ایمانی، دلم نیومد که اینا رو بهت نگم و میخوام ازت بخوام ک ادامه بدی و نا امید نشی و بدونی ک نا امیدی اسلحه شیطانه…
نوشین جون خیلی دوس دارم داستان هدایتم رو ب ایده شغلیم ک تقریبا 1 ماه پیش زیر فایل پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی نوشتم بخونی و مطمئنم الهام بخش خواهد بود برات
این هم لینک کامنتم:
https://abasmanesh.com/fa/obeying-god-guidance/comment-page-9/#comment-1017812
عاشقتم
به امید خبرهای خیلی خوبی که از هم بشنویم دوست جان
الهه
سلام الهه ی عزیزم
خیلی ممنونم ازت که کامنت های منو دنبال میکنی و پیگیر حال و احوالم هستی و وقت میذاری و بهم از تجربیاتت میگی عزیزم.
روی ماهتو میبوسم و ازت تشکر میکنم.
کامنتت واقعا عالی بود و میخوام خوشحالت کنم و بگم اره من ناامید نشدم :) من جز دسته ی اولی که گفتی ام و اون خسته شدنه، بیشتر برام انگیزه شد :)
چقدر یاداوری خوبی بود که بهم گفتی حواست باشه از مسیر دور نشی و تسلیم روزمرگی و نجواهای ذهنت نشی.
چقدر اونجا که گفتی تو همین الان هم نسبت به اطرافیانت زندگی بهتری داری رو دوست داشتم. واقعا هم همینطوره چون.
یه سری از اطرافیانم برای بودنم تو این مسیر منو مسخره میکنند ولی واقعا من حس بهتری ازونا دارم. و علتشم اتفاقا همین سایت و اموزه ها میدونم.
از لحاظ روحی، از لحاظ آرامش درونی، از لحاظ حس خوب و خوشحالی، از لحاظ امید به زندگی و خوشبینی ای که به زندگی دارم، از لحاظ کنترل خودم و ذهنم در شرایط سخت.. من از تمام این لحاظ ها از اون افرادی که کارهام رو بیهوده میدونند، بهتر هستم.
اونا یکسره تو حس بد و ناراحتی و افسردگی به خاطر وضع مملکت و وضع خودشون و غیره هستند..
شاید نتایج منو نبینند، اما نتایج برای خودم کاملا محسوسه. و یاداوری اینا باعث میشه که از مسیرم خارج نشم و ناامید نشم و ادامه بدم..
من تونستم سخت ترین اتفاق هارو با آرامش و اعتماد و عدم نگرانی و بدون ترس و از پا افتادن، پشت سر بذارم و همش به خاطر همین آموزه ها و همین مسیر بود.
جاهایی که بقیه تسلیم میشن و تابع و قربانی شرایط میشن، من سرمو میگیرم بالا و امیدوارانه میدونم که فقط باید روی باورهام کار کنم و قدرت فقط و فقط دست منه نه هیچ عامل بیرونی دیگه ای.. و واقعا هم به محض اینکه آدم یه کم رو اون باورها کار میکنه سریع نتیجه میگیره و نشونه میبینه!
یاداوری تو الهه ی عزیزم، باعث شد من دوباره نتایجم رو مرور کنم و قوی تر و مصمم تر از قبل ادامه بدم..
نظرت رو برای خودم آرشیو کردم تا بارها و بارها بخونمش چون هر پاراگرافش پر از جملات مفیده.
چقدر از سبک شخصیت در مورد گوش کردن فایل ها خوشم اومد. راست میگی اونجوری خیلی بیشتر میتونم از هر فایل بهره ببرم!
اینکه صبح ببینمش، بعد نکات مهمشو یادداشت کنم و توی طول روز سعی کنم اونارو پیاده کنم و آخر شب هم بیام کامنت اون فایل رو بذارم!
خیلی خوشم اومد امیدوارم بتونم اجراش کنم. کاملا عملی و مفید میشه.
آره عزیزم من فقط به فاصله ی چند روز از اون کامنتم دوباره شروع کردم به نظر گذاشتن :)) ول نکردم. چون درسته واقعا مفیده..
ممنونم از این نگاهی که به من داری و خوشحالم که منو اینجوری میبینی.
داستان هدایت شغلیت رو هم خوندم و واقعا عالی بود دختر!
فکر که میکنم میبینم برای من خیلی سخت میبود که بعد 8 سال درس خوندن تو دانشگاه و یک رشته ی دیگه، کلا کار و حوزه ی شغلیم رو عوض کنم.. تازه تو برای ارشدتم خیلی تلاش کرده بودی و دانشجوی زرنگ و درس خونی ام بودی!
خیلی شجاعت میخواد..
منم 4 سال یک رشته ی خیلی سخت و خاص رو تو دانشگاه شهید بهشتی خوندم و فکر به عوض کردن مسیرم خیلی برام سخته. حتی اگه این مسیر، مسیر من نباشه..
چیزی که عاشقشم و شبانه روز میتونم براش وقت بذارم چیز دیگه ایه.
این رشته م باهاش فقط دنبال کسب درامدم. اونجوری علاقه م نیست.. ولی هی هروز با هزارتا استدلال به خودم میگم نه اینم خوبه. از یه سمتم دوست ندارم بذارمش کنار فقط چون خیلی علاقه م نیست برام وقت گذاشتن براش سخته یه مقدار.
خیلی برای مسیری که هستی خوشحالم و شجاعت و ایمانت رو تحسین میکنم واقعا.
چقدر علاقه و حرفه ت هم خوشمزه و دوست داشتنیه عزیزم!
من خودمم یکی از دوستام رشته ش تربیت بدنی بوده و الانم مربی باشگاهه و بیس چاری داره گرانولا و کوکی رژیمی میخوره :)))) من خودمم همش دنبال خوردن خوراکی های سالم ترم و به نظرم نسل به نسل این میل داره تو همه ی ادم ها بیشترم میشه. میل به لایف استایل سالم تر داشتن.
باز هم به خاطر کامنت و حرف های مفید و قشنگت ازت سپاس گزارم عزیزم
به امید اینکه منم به بهترین مسیر خودم هدایت بشم و شجاعت ورود بهش رو داشته باشم..
مرسی از امید و انگیزه ای که بهم دادی الهه ی عزیزم
سلام و درود به استاد عزیزم و دوستان عزیز
روزشمارتحول زندگی من
روز بیستم
هرفایل زیباتر و آموزنده تر از فایل قبل
سپاسگذار استاد عزیزم هستم با این آگاهی های گرانبهایی که در اختیار ما میزارن
ورودی های ما خروجی های مارو شکل میده
یعنی هرچی و هراتفاقی تو زندگی الانم دارم تجربه میکنم بواسطه فرکانسهایی ست که خودم در قبل ارسال کردم و جهان وارد زندگیم کردم
پس حق شکایت و غر زدن و انداختن تقصیر به گردن بقیه و عوامل بیرون ندارم
اگه از شرایط الانم راضی نیستم باید فرکانسهای خوب بفرستم تا در آینده وارد زندگی ام بشن
و چقد زیباست به محض اینکه شروع به تغییر میکنیم جهان اطرافمون تغییر میکنه
دو ساله که تلویزیون و ماهواره و کانالهای و پیج های الکی از زندگیم حذف شدن بدون کمترین اذیت شدنی
کلی از دوستانم از زندگی حذف شدن بدون بحث یا حتی بی احترامی به صورت ناخوداگاه
و الان منی که بشدت رفیق باز بودم تنهای تنهام و چقددددد دارم ازین تنهایی لذت میبرم
در درجه اول بهترین و مهمترین چیزی که عایدم شد آرامش بود
روز به روز دارم رو باورهام کار میکنم و بازم نجواهایی هستن که دارم آگاهانه مقابله میکنم و باورهای جدید و قدرتمند میسازم
تارگتم و گذاشتم در اولین فرصت دوره جادویی روانشناسی ثروت یک رو بگیرم و ایمان دارم در زمان مناسب رخ خواهد داد
سپاسگذار خداوندم و سپاسگذار استاد عزیزم
یاحق
سلامممم رفیق خدا
علی عزیز چقدر کامنتتت زیبا بود انرژی الهی برایم داشت
او قسمتی که گفتین رفیق باز بودم چقدر با من صدق داشت من خودم آنقدر از تنهای بدم میامد هر جا میرفتم چهار دوست پنج دوست همرایم میبود سخن های بی معنی ریشخندی های بی معنی برای جلب توجه دوستان
ولی مدت هاست
خبر ندارم و همه شان ناخود آگاه رفتن
و حالا با خودم و خدایم آنقدر خوشحال شاد هستم که هرگز دوست ندارم با هر کی باشم حتی خانواده زمانی که حرف منفی میزنند
و هدف تان که خریداری دوره روانشناسی ثروت یک هست از من هم هست
الهی به آسانی و زیبای در زمان درست خریداری کنیم
تمام آرزو های خوب مال شما
تک تک لحظه هایتان پر از لبخند خدا