این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2016/12/abasmanesh-2-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-12-27 10:08:242025-12-03 08:47:14چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خانم شایسته و استاد عزیزم در حال دیدن این فایل بودم که یک لحظه به یاد اوردم من قبلا این فایل رو گوش دادم هر سه تا ش باورتون میشه اما اصلا بهش توجه نکرده بودم با خودم گفتم من که اصلا کسب و کار ندارم ولی با تمام وجودم خواستار استقلال مالی بودم ولی انقدر که فایل های دیگه من رو مجذوب خودش کرده بود که کمتر میودم سمت پول و ثروت من طبق تمام چیز های که یاد گرفته بودم عمل کردم توی یک فایل که گفته بودید انسان های بدبخت میرن سمت کا رهای پول توش باشه بعد چون باور های خوبی ندارن شکست میخورن من اون موقع با خودم گفتم علاقه من چیه پیداش کردم و متوجه شدم باید باور های ثروتمـرو درست کنم یک سری ایراد ها هم توی اونا بود پس نشستم و درستش کردم کی همین چند رو زقبل فک رکنید من خواسته استقلا مالی داشتم علاقهم رو داشتم شنیده بودم که باید بار هامو درست کنم اما این اخری رو که اصل کار بود رو توجه بشه نکردم و بگم یک تفکر باید بار ها وبار ها تکررار بشه تا جز باو رهای اصلی ذهنت بشه منم چند بار با خودم میگفتم که پول بهراحتی و اسون به دست میاد و چند جمله دیگه بعد گفتم من فقط داشتم خودم رو گول میزدم فقط همین بعد از دیدن فایل اول تعهدم رو نوشتم چون خودتون گفتید ثروت یک مدار هست که ت باید بری توی اون به چه طریق ؟با ساختن باور های عالی در باره ثروت و اون کار مورد علاقه ات پس بعد از اون ثروت میاد توی زندگیت پس منم رفتم توی دوتا برگه باور هام رو درست کردم نوشتم و وقت گذاشتم نمیدونم چقدر وقتی تموم شد گفتم این روش درستش هست من دارم روند هدایت شدن به جیز های که میخوام رو میبینم تعهدم ر دادم و باو رهام رو ساختم پس همش به خودم بستگی داره خدا رو سپاس میگم که بلاخره دارم قوانین جهان هستی رو بهتر میفهم و باید تا همیشه ادامه بدمش خدایا ممنون
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به این آگاهی های توحیدی
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم و مریم جون عزیز که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
استادعباسمنش عزیزم من سالهاست ،تلوزیون رو کنار گذاشتم تو فضای مجازی هم عضو هیچ گروهی نیستم ،اینستانمم محدود کردم تا تایم بسیار کمی رو توش بگذرونم همون مدت زمان کم هم به دیدن فراوانی و طبیعت زیبا و که به تقویت باورهام کمک کنه میگذرونم که با دیدن اون طبیعت های بکر 90 درصد اوقات هدایت میشم به اون مکانها و لذت بسیار میبرم ازبودن دراون طبیعت و اون شرایط،
همونطور که قبلاً هم گفتم من مدرس هستم و سمینار مهارتهای زندگی برگزار میکنم و به طبع ،شرکت کنندهای زیادی مایلند که با من ارتباط بگیرند اما من فعلا چون اول راهم و هنوز جاپام سفت نشده و گاها با افکارشون تحت تاثیر قرار میگیرم و کنترل کانون توجهم رو از دست میدم ، اصلا تمایلی به برقرار کردن ارتباط عمیق و دوستانه با کسی ندارم ، آشنایانی که به واسطه فامیلی نسبی و سببی باهم درارتباط بودیم پس از کار کردن لیزری روی خودم ،به لطف الله مهربان و طبق قانون جهان هستی بدن ذره ای بی احترامی خود به خود از دور ارتباطیم حذف شدن یا به ندرت همو ملاقات میکنیم و کوتاه.
به قول شما فعلا در وضعیت بسیار آرامش بخش و زیبای تنهایی بسر میبرم نه تنهایی مطلق اما دوست صمیمی ویا پارتنری که باهام هم مسیر باشه رو کنارم ندارم ، فعلا بسیار مسرور و شادم که تایم باکیفیتی دارم تا بتونم بیشتر و بهتر رو خودم کار کنم ، اما چیزی که این روزا برام بلد میشه ، مدت زمان کار کردن روی خودم و تایمی هست که میتونم برای بهبود زندگیم بذارم اما کوتاهی میکنم ، من میتونم خیلی بیشتر از اینها ،قوانین رو جدی بگیرم و میتونم بیشتر به شیوه قوانین زندگی کنم اما دارم کوتاهی میکنم
باورهایی که تا به الان ساخته بود تا اینجای نتایجو برام رقم زده که بسیار لذت بخش هستند اما من نیاز به تعهدی بیشتر و جدی گرفتنی اساسی تر دارم تا نتایج بزرگتری که مدنظرم هست رو رقم بزنم ، البته لازم به توضیحِ که موقعیت و شرایطی که الان دارم آرزوی هشت ماه گذشته ی من بود، ومن هرروز به وسیله ی تمرین جانانه ی ستاره قطبی عمیقأ سپاسگزار مهربان پروردگارم هستم که این موهبت هارو وارد زندگیم کرد ،اما از اونجایی که با رسیدن به آرزوم جهان هم گسترش پیدا میکنه ، بسیار مشتاقم که با تمرکز لیزری بیشتری به خواسته های جدیدتری برسم و جهان رو بیشتر گسترش بدم, چون میدونم مسائل حل شدنی هستند و جهان حمایت میکند از کسانی که در مسیر حل کردن هستند،
ما آدمها در مدارهای متفاوتی زندگی میکنم نه مکانهای متفاوت، من باید مدارمو روی ثروت تنظیم کنم روی توحید روی فراوانی و روی برقرار کردن رابطه ی بین توحید و ثروت، چون میدونم این موضوع ترمز بزرگ ذهنمی منه،
من محصول ارزشمندی چون روانشناسی های ثروتو دارم ، من 12قدم رو دارم ، من بمبی به نام احساس لیاقت و خودارزشمندی رو دارم و این سه تا محصول کنار هم یعنی معجزه،یعنی معجونی از سرازیر شدن نعمت و موهبت به تمام جنبه های زندگیم ،
پس ماریا تنها کاری که باید بکنی با تعهدی بیشتر از قبل ،روی خودت و ورودی هات کار کنی و مدت زمان بیشترو با کیفیت تری رو روی کار کردن روی محصولات ارزشمندی که داری بگذاری، باید این آگاهی هارو جدی بگیرید و بشنوی و بنویسی و توحید عملی داشته باشی و به الهامات عمل کنی و انقدر اینکارو ادامه بدی و تکرار کنی و تکرار کنی و تکرار کنی تا نتایج دلخواه جدید از راه برسن ،ماریا تو نتیجه دستته به وسیله ی همین روش و همین مسیرفوق العاده این نتایج رو خلق کردی پس باید ادامه بدی تا به گسترش بیشتر جهان کمک کنی و خداوند و جهانش هم ازت حمایت میکنن پس شجاعانه پیش برو دختر خوب….
دوستتون دارم استاد عباس منش عزیزم و عشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.
روزشمارتحول زندگی من جلسه20
یکی از مخرب ترین باورهایی که راجب به ثروت درون خودم پیدا کردم باور به عدم احساس لیاقت و خودرارزشی هست.
حالا چطور متوجه این باور غلط شدم رو براتون میگم که هنوزهم به شدت درون من ریشه داره.
یادمه همین چند وقت پیش که جنگ شد من به دلیل شرایط جنگی از تهران اومدم کرمان و یادمه توی همین مدت برای مدلینگ یک پیشنهاد کار به من شد و من قبول کردم بعد اومدم با خودم صحبت کردم گفتم خب من که عاشق این کار هستم و برای همین کارم مهاجرت کردم تهران حالا چرا بیام به صورت مجانی برای این برند کار انجام بدم ذهنم میگفت نههه یه وقت حرف پول رو نیاری زشته تو تازه اول کاری و از این حرفا اومدم شروع کردم به تغیر باورها و رفتار توی همون زمان.
مثلا اومدم به خودم گفتم خب من همیشه با اسنپ میرم اینطرف و اونطرف و الانم توی تابسون باید بابت ماشین هایی که کولر دارن هزینه بیشتری پرداخت کنم و اومدم گفتم خب همین کار رو میکنم به قول یه بنده خدایی گفت پول رو زلیل کن خودت رو عزیز کن.
اومدم شروع کردم به ارزش قائل شدن برای خودم و یک سری رفتارهام رو تغیر دادم و به اون بنده خدایی هم که قرار بود باهم کار کنیم گفتم آفیش من روهم در نظر بگیرید که بعد کار بهم پرداخت کنید و اون هم با کمال احترام قبول کرد و هزینه رو برام پرداخت کردن.
توی همون روزا داشتم توی باشگاه تمرین میکردم که یهو یکی اومد گفت ببخشید شما برنامه تمرینی ام میدین گفتم بله بعد اومدیم صحبت کردیم و من بهمون جا بهش گفتم شما اول هزینه برنامتون رو پرداخت میکنید و بعد من برنامه رو براتون مینویسم و ارسال میکنم و اونم با کمال میل قبول کرد و نیم ساعت بعد واریز کرد.
بماند که دوباره وقتی برگشتم تهران دیگه روی اون باورها کار نکردم و اون چرخه کلا قعط شده الان اما خوشحالم از اینکه متوجه این باور مخرب شدم و مطمعنم که درون خیلی از ما ها وجود داره.
امروز برای اولین بار رفتم برای تست تئاتر و بعد تمرین مربی اومد ازم چنتا سوال پرسید و گفت ما قصد داریم یک اسپانسر پیدا کنیم که با بازیگر ها قرارداد ببندیمکه هیچکس به صورت مجانی کاری انجامنده و باز اینباور عدم احساس لیاقت خودش رو اینجا نشون داد و من برگشتمگفتم من الان اصلا پول برام مهم نیست و از این حرفا و الان یهویی یاد حرف خودم افتادم گفتم وقتی من میایم چنین حرفی رو میزنم و برای کاری که دارم میکنم وقتی که میزارم ارزش قائل نمیشم و میخوام مجانی کار کنم یعنی عدم احساس لیاقت درون من موج میزنه درسته اوله کاره و خب خیلی ها حتی پول هم میگیرن برای تئاتر اما این فرصت پیش اومده و من میام با این حرف پسش میزنم نشان از عدم احساس لیاقت هست که باید به شدت روی این موضوع کار کنم.
خداروشکر خیلی ساله که تلویزیون نگاه نکردم و اصلا ندارم اما این شبکه های اجتمائی از تلویزیون بدتره که قصد دارم فقط و فقط برای توسعه کارم ازشون استفاده کنم.
درحال حاضر در جایی هستم که یک عدد دوست بیشتر ندارم که از نظر باور های مالی نمیگم باورهای درستی داره نه اصلا خیلی باورهای غلطی داره اما در رابطه با احساس خود ارزشی و احساس لیاقت رفتارهایی داره مثلا توی پول خرج کردن که میشه ازش یادگرفت زیادی باهم راجبواین مسائل صحبت نمیکنیم اما اگرم بخواد بحث رو بکشه به مسائلی که باورهای غلط داره سعی میکنم سریع بحث رو عوض کنم یا بدون رودروایسی بهش میگم عزیزم با من راجب این مسائل صحبت نکن من علاقه ای به شنیدنش ندارم.
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی های توحیدی
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها روبه صورت هدیه دراختیارمون قرارمیدین
«تقلبو ول کن بیا حقیقتو پیدا کن »
«اگه میخوای خروجی تغییر کنه باید به شدت روی ورودی هات کار کنی »
«تنهایی لذت بخشی رو تجربه کن برای کار کردن روی باورهات»
استاد عباس منش عزیزم ، یادمه تو زمان بیماری پندمیک که کل جهانو دربرگرفته بود شما فرموده بودیدچون درمسیر رشد بودید از قبل شروع کرده بودید به آموزش های آنلاین برای همین در زمان این بیماری دیگه هیچ آسیبی به کسبو کارتون نرسید چون شما از قبل به هدایت ها عمل کرده بودید و کسبو کارتونو آنلاین کرده بودید
منم این اتفاق برام افتاده ، چون با آموزش های شما دارم پیش میرم از قبل خیلی قبل تر تلویزیونو کنار گذاشته بودم و حالا مدتیه که کم کم دوستانی که کنارشون بهم خوش میگذشت اما چیزی بهم اضافه نمیشد و در واقع باهام هم مسیر نبودن رو گذاشتم کنار ، اینستا و فضای مجازی هم همینطور ، شجاعانه حذف کردم و حالا یه مدت طولانیِ که یه جورایی تو مرحله تنهایی لذت بخش هستم و تمام زمانمو برای بهبود خودم گذاشتم و دارم به وسیله ی دوره ها و آگاهی های شما و آموزش های این سایت ، روی خودم کار میکنم
قدم اول تعهد و ….بود رو انجام دادم
قدم دوم حذف دوستان و تلویزیون و اینستا در کل حذف ورودی های نامناسب هم انجام شد
حالا میریم به پیشواز قدم سوم ، انقدر روی خودم کار میکنم و تمرینات رو انجام میدم تا جهان چاره ای جز کرنش کردن و بهترین هارو تقدیمم کردن نداشته باشه
دوستتون و عشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
سلام استاد من فقط خواستم بگم یکسالی هست روی باور خودم کار میکنم و استاد خود من در یک سال درآمد خودم رانسبت به آن موقع که تازه شما را باور کردم البته چند ماهی طول کشید که باور کنم که کل بازی باور من است ولی ته دلم یه حسی بود و الان هم هست که میگه خداوند رزاق است فقط باور ت درست کن و من در یکسال درآمد ام را 10برابر کردم 10 برابر البته خدا وکیلی من خیلی موقع ها که کمی باور چون می گرفت میرفتم با دوستان خانواده در مورد قانون صحبت میکردم و البته میرفتم همه را قانع کنم و مجبور کنم که روی باور خودشون کار کنند و شاید من اگه بحث های الکی نمی کردم حتما خیلی بیشتر و بیشتر میشد
و استاد یک سوال داشتم من باور تغییر دادم خیلی راحت به یک کار هدایت شدم که خدا رو شکر و استاد همکاران من نسبت به افرادی که قبلا برخورد میکردم بهتر هستند اما استاد باز هم باور های اشتباه به من تلقین میکنند پیشنهاد شما چیه فقط بمونم خونه و فقط روی خودم کار کنم یا نه سرکار بروم و روی خودم هم کار کنم لطفا پاسخ دهید مرسی
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم استاد عباس منش شما بی نظیر هستید
می خواستم در زمینه “افزایش درآمدی 10 برابر ت” برام بنویسی , تجربه خود را بصورت جز به جز و شفاف و منطقی توضیح بدهی. اگر هم بتونید اتفاقات رخ داده درحین افزایش درآمدتان را با تغییر هر کدام از باورهاتون مربوط کنید که عالی میشه .چون اصلا ذهن من تصورش را هم نمیتونه بکنه چه برسه به باور، البته من خودم سعی دارم این باور رو عوض کنم و هر روز کلیپ ها رو گوش میدهم ولی نمی دونم باید منتظر باشم ویا باید اقدامی بکنم و چه اقدامی؟.باز تاکید میکنم لطفا خیلی منطقی و شفاف مراحل این تغییر را در مدت زمان چند برابر شدن درآمدتان بیان کنید
استاد در این موارد کامل توضیح دادند ک اگر باورهای ثروت ساز درست شوند ثروت خودبخود وارد زندگیمان میشود من نیز با تکنیکهای استاد تونستم ب رشد مالی خوبی برسم اگر طی سال ۹۷ درامد یک ماه من مثلا ۷ میلیون بود در سال ۹۸ طی یک روز ب درامد معادل ۶۹۹۰ تومان رسیدم البته هنوز استیبل نشدم وروی باورها کارمیکنم طبق قدمها پیش میریم ضمنا سال گذشته ب خرید ملکی هدایت شدم ک طی تقریبا ۴رماه بعد ب دوبرار قیمت رسید این است ک اگر دوست عزیزمون تک تک توضیح بدهند نیز باورهای قویتری میسازد با تشکر از استاد عزیزمون…
سلام استاد خوبم، خانم شایسته دوست داشتنی و همسفران عزیزم
?????????
روز بیستم
???
این رو امروز از صحبتهای استاد در این فایل خوب درک کردم تا الان هر چی باور در مورد ثروت دارم رو باید کلا کنار بزنم و شروع به ساختن باورهای جدید و قدرتمند در مورد ثروت کنم و آنقدر تکرارو تکرار کنم تا فرکانس هایم قوی شوند و براحتی و آسانی ثروت وارد زندگیم بشود
بیشتر از یکسال هست که تلویزیون نگاه نمیکنم و حدود ۲ماه میشود با هیچ کس ارتباط برقرار نکردم با خودم فکر میکردم چطور پس اون چیزی رو که میخوام خلق نمیشه از گوش دادن به فایل امروز فهمیدم که درسته خودم رو در محیط ایزوله قرار دادم ولی هنوز خاطرات گذشته رو بصورت ناخودآگاه مرور میکنم یا تصاویری رو در ذهنم میبینم که برگرفته از باورهای محدود کننده هستند و من هنوز نتونستم متاسفانه اینها رو کنترل کنم و از اونجایی که خودم بخوبی میتونم شدتشون رو بفهمم فرکانس غالبم هستن نسبت به باورهای جدید قدرتمندی که به تازگی ساختم و برگرفته از خواسته هام هستن ولی هنوز قدرشون ضعیف هست و باید سعی کنم آگاهانه به مرور این تصاویر و خاطرات گذشته رو به مرور روشون رنگ بپاشم تا محو بشن از ذهنم که واقعا جهاد اکبر میخواهد ولی امروز باخودم فکر میکردم این واقعا دیگه آخرشه که من خودم دارم ورودی نامناسب رو وارد ذهنم میکنم این در صورتی هست که من عوامل بیرون و ارتباطاتم رو تونستم کنترل کنم ولی هنوز روی خودم نتونستم به طور کامل مسلط بشم و ایمان دارم که به مرور میتونم این رو هم کنترل کنم و این مسئله رو امروز وقتی داشتم فایل رو گوش میدادم خیلی برام واضح و مشخص شد و خدا رو سپاسگزارم که هر روز دارم بهتر نسبت به خودم شناخت پیدا میکنم
من برای بدست آوردن ثروت و حل مسائل مالی وارد این سایت توحیدی شدم ولی بعد از آشنایی با استاد و شناخت قوانین متوجه شدم برای بدست آوردن ثروت ابتدا باید روی باورهای توحیدی کار کنم واز دیروز که قسمت اول رو گوش دادم بیشتر دارم این رو درک میکنم که برای رسیدن به استقلال مالی و کسب ثروت باید اول باورهای توحیدی رو مستحکم و به عنوان زیربنا بسازم و بعد بقیه باورها روی آن بچینم چون تا به شناخت دقیق و ایمان نسبت به خودم و خدا نرسم ساختن باورهای ثروت آفرین برایم قابل هضم نخواهد بود ابتدا باید روی خودم کار کنم وذهن و روحم رو باهم هماهنگ کنم و به صلح برسم و ایمان دارم باورهای ثروت خیلی راحتر برای ذهنم قابل باور خواهد بود
امروز با خودم فکر میکردم چقدر ترتیب فایلهای سفرنامه و باورهای خوبی که از گوش دادن به این فایل ها ساختم و نکاتی که از تک تک این فایلها آموختم به ساختن باورهای ثروت برای درآمد بیشتر موثر هستن
خدایا دوست دارم وسپاسگزارم
استاد و خانم شایسته عزیزم باز هم از شما سپاسگزارم که دستی از دستان خداوند شدید تا اینکه من بتونم هر روز بهتر از دیروز زندگی کنم
و یه آرامشی بهم داد اول راه شاید کمی سخت باشه وقتی میبینی که بااینکه داری روی خودت کار میکنی، در اعماق وجودت یک سری باورهای محدود کننده داری که به قول استاد وقتی داری جنگل ذهنت رو هرس میکنی، پیچک های هرز که خیلی به چشم نمیومدن چه قشنگ خودشون رو نشون میدن، و من خدا رو شاکرم که دارم روی خودم کار میکنم و متوجه این باور های محدود کننده میشم
و پیام شما برام مثل یک نشونه واضح از طرف پروردگارم بود که بهم گفت مریم، اشکال نداره اگه گاهی خطا میری، این طبیعیه و تو داری تکامل ات رو طی میکنی، فقط ادامه بدی
باسلام به خدای عزیزم واستادمهربانم وباسلام به خانم شایسته وهمه ی دوستان سایت باخوشحالی میخوام بگم ۲بهمن ۹۶من این فایل دیده بودم برااملین باروازهمان روزتلویزیون رابراهمیشه خاموش کردم وهنوزروشن نکردم و۱۵بهمن ۹۶که روزتولدمه لپ تاپ خریدم برای اینکه فایلهای استادرابهتربتونم تهیه کنم وازان موقع هرفایلی که تهیه کردم چه رایگان وچه غیران شایدهرکدامش را۱۰۰باردیدم ویاگوش دادم من ۲ماهه که کارم راکنارگذاشتم وباخراب کردن پلهای پشت سرم واردکاردیگری که عشق وعلاقه امه شدم به قول استادباهمین چیزی که الان هستی وباهمین سرمایه ایی که الان داری برودنبال کارموردعلاقه ات کاریکه وقتی شروع میکنم واقعا غرقش میشم وگشنگی وخستگی رانمی فهمم من نقاشی روی سفال راانجام میدم قبلاداروخونه کارمیکردم ۱۸سال امادلم گفت که دنبال عشقم برم الان که نقاشی میکشم واقعادارم لذت میبرم وایمان دارم قانون جواب میده اصلانگران نیستم باکمترین هزینه کارموالان شروع کردم وخداراشکرطرحهایی که میزنم خاص خودمه وازجایی الگونگرفتم باوردارم که میتونم وبابهترین کیفیت سعی میکنم کارکنم وهمانطورکه استادگفتن همیشه سعی کن بهترینایت راارائه بدی سعی کن درکارت بهترین باشی چون میدونم کیفیت بالاست که باعث پیشرفت ادم میشه خدایاشکرت که الان اینجام وتونستم برنجواهای بازدارنده ام غلبه کنم من زمانیکه داروخونه هم بودم تمام مدت هندس فری توگوشم بودوفایلهای استادراگوش میدادم من تنهازندگی میکنم وفقط وفقط باگروه عباسمنش وفایلهای استادلحظات خوبی رامی گذرونم البته هفته ای یکی دوباربه مادرم سرمیزنم وخانواده ام رامیبینم امابقیه روزهای هفته بااین خانواده عزیزودوست داشتنی عباسمنش دارم زندگی میکنم خداراهزاران بارشاکرم که بااستادعزیزم اشنام کردومرادرمسیردرست زندگی قرارداد دراین یکسال بالاترین ارامش وسلامتی رادارم استادمن حتی درخوابهام به قانون عمل میکنم خیلی خیلی نتایج خوب درروابط باادمها وخونواده گرفتم من به هرچیزکه نگاه میکنم چیزی برای سپاسگزاری دران پیدامیکنم الهی توخیلی بزرگی الهی توبسیارعادلی من خیلی نسبت به پارسال باورهای قدرتمندکننده بیشتری ساختم نمیدونم چطوربیان کنم من واقعابه سبک خودم دارم زندگی میکنم البته که این سبک برپایه ی قانون خالص وصحیح جهان هستی بناشده واقعا ازاستادعزیزم سپاسکزارم که بی وقفه ودلسوزانه مارادراه درست زندگی داره هدایت میکنه وخدارابه معنای واقعی به ماشناسانده خدایابه استادعزیزم وعزیزانش سلامتی وسعادت وخوشبختی بینهایت بده ازخانم شایسته عزیزن سپاسگزارم که برای اگاهی ماوقت می گذارن خدایامارادراین مسیربیشتروبیشترهدایت کن تاجهان راگسترش دهیم به سمت خیروسعادت وشادی برای همه ی عزیزان ارزوی سلامت وخوشبختی وسعادت دارم امین
سلام استاد عزیزم و همه دوستان همفرکانسیم و خانم شایسته
خدایا شکرت که روز زیبایی رو خلق کردم تا تاییدی بشه بر تمام باورهام و قوانینی که یاد گرفتم
برگ بیستم از سفرنامه
7 اسفند 97
امروز خیلی با خودم فکر کردم . یه باور محدود کننده خیلی قوی داشتم که تا چند وقت پیش بدجور جلوی پیشرفتمو گرفته بود .
من همیشه تعهداتی رو واسه خودم مینوشتم که روی باورهام کار کنم ولی همچنان روابط قبلی که احساس بدی بهم میدادن رو حفظ میکردم ، همون تلویزیون رو نگاه میکردم و فیلم ها و سریال هارو میدیدم
امروز باخودم فکر کردم دیدم در تمام اون برنامه های تلویزیونی کلی باورهای محدود کننده داره به برام ساخته میشه
تو محیط کارم هم بعضی وقتا مینشستم پای حرفای همکارام که کلی باورهای محدود کننده داشتن
اگه دو قدم جلو میرفتم ، یه قدم عقب میومدم
از امروز این تعهد رو میدم به خودم که تلویزیون و رادیو و این چیزارو کنار بزارم و هر رابطه ای که احساس بدی بهم میده رو کات میکنم
یه تجربه قشنگ از امروز
من یه ماشین ایرانی دارم که گیربکس دستیه و خودم خیلی علاقه به ماشین اتومات دارم ،
بابام ماشین خارجی اتومات داره ولی اصن نمیتونم استفاده کنم چون خودش دائما در سفره .
دیروز سوییچ ماشینو دادم بهم گفت من نیستم تا چند روز از این استفاده کن . منم کلی خوشحال شدم که میتونم از ماشین اتومات استفاده کنم.
این یه نشانه ست از طرف خدا ، اولین نشانه ها داره خودشو نشون میده
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته زیبا و دوستان ارزشمندم
من تا قبل از اینکه دانشجو بشم تو خونه 24 ای تلویزیون روشن بود و هممون علاقه شدیدی بهش داشتیم. از نتایج زندگی مون هم مشخصه که تلویزیون چه گلی کاشته.
اما از وقتی دانشجو شدم توفیق اجباری شد که خیلی کمتر تلویزیون نگاه میکردم چون تو خوابگاه نداشتیم یا دسترسی بهش راحت نبود یا وقتش نبود.
اما این سالهای اخیر شبکه های اجتماعی ماشالا جور تلویزیون رو میکشن. و منم فیض بردم.
اما از پارسال که دوباره شمارو پیدا کردم خیلی دوست داشتم تنها باشم و روی خودم کار کنم هم اتاقیام بشدت حرفای مفت میزدن و هیچ تمایلی به شنیدنش نداشتم. جالبه که تا قبل ازون با اونا هم کلام میشدم و عین خودشون بودم و خودم بیشتر از همه از اون حرفای پوچ میزدم ولی کم کم که مدارم بالا رفت و این فایل رو گوش کردم و فایل های دیگه شما رو شیر شدم که اتاقمو عوض کنم قبلش اصلا فکرشم نمیکردم که بتونم همچین کاری بکنم. البته بخاطر تایم خوابمم با هم اتاقیام مشکل داشتم من سحرخیز بودم و اونا شب کار و نمیذاشتن شبا راحت بخوابم.
این تضاد به نفعم شد. ینی هم بخاطر خوابم هم بخاطر کنترل ورودیهام تصمیم کبری گرفتم که اتاقمو عوض کنم.
قربون خدا برم یه اتاقی پیدا کردم که خالی بود من تنها بودم البته یک هم اتاقی داشتم که خیلی وقتا نبود. همون موقعا بود که من در مدار خوندن قرآن قرار گرفتم. و به جای حرفای پوچ شروع کردم به خوندن قرآن و کار کردن بیشتر روی خودم.
ترم بعد دوباره 3 تا هم اتاقی جدید واسم اومد که البته در کنار ویژگی های مثبتی که داشتن ولی باز باورهای محدود کننده و حرفهای لهو میزدن.
از وقتی قرآن رو شروع کردم دیگه هرگز حرف لهو به زبونم نمیاد اصلا متنفر شدم درصورتی که قبلا همرنگ جماعت بودم. خلاصه توی همین اتاق با وجود اون شرایط به کار کردن روی خودم ادامه دادم و قرآن رو همچنان میخوندم. به هم اتاقیام هم کلام نمیشدم بعضی وقتا حس میکردم اونا هم از من خوششون نمیاد. یه وقتایی معذب بودم تو اتاق دوس داشتم تنها باشم با خدای خودم. کلا دوس دارم تنهایی مناجات کنم.
تاااا اینکه دوباره قانون کبوتر با کبوتر باز با باز جواب داد. خداوند به درخواست من پاسخ داد. دوباره یه اتاقی پیدا کردم که یه تختش خالی شد اونم در شرایطی که همه اتاقا پر هستن. و سریع بدون هیچ تردیدی جابجا شدم.
الان اینجا فقط یک هم اتاقی دارم و اتاق بسیار بهتریه و آرامشم 100 برابر شده و با خیال راحتتر رو باورام کار میکنم و قرآن میخونم در سکوت و آرامش…
اما باز همین هم اتاقیم هم کلکسیون باورای محدود کننده اس و همه کسانی که باهاشون هم مدار هستم. حتی استادای دانشگاهم. البته من سعی میکنم به ویژگی های مثبتشون تمرکز کنم.
دوباره با مرور این فایل امشب تصمیم گرفتم بازم به این انزوا ادامه بدم آخه هر وقت با اطرافیانم هم کلام میشم نه تنها اونا باورای منفی بهم میدن بلکه خودمم ناخودآگاه در مورد ناخواسته ها شروع میکنم حرف زدن. و بعد خودمو سرزنش میکنم که چرا مثل قبل رفتار کردم. ولی باز خودمو آروم میکنم و میگم اشکالی نداره قرار نیس بی نقص باشی قراره یکم بهتر از دیروز باشی.
این نشون میده باید در انزوا فقط رو خودم کار کنم خیلییییی زیاد تا این باورا جزئی از وجودم بشن تا وقتی با کسی صحبت میکنم ناخودآگاه جز خوبی حرف دیگه ای به زبونم نیاد.
به هر حال خوشحالم چون روند تکاملیمو که نگاه میکنم با پارسال قابل مقایسه نیست.
و اما درمورد درآمد:
شاید باورتون نشه من انقدر تو زمینه مالی بی حساب وکتابم اصلا نمیدونم چقدر درآمد داشتم. فقط میدونم حقوق دانشگاه رو به صورت ترمی میگرفتم و ماهیانه نبود. یا حقوق باشگاه رو که اونم چون موقتی میرفتم و به ثبات نرسیده نمیدونم چقدر حساب کنم. اما واسه خودم یه مبلغ حداقل رو در نظر گرفتم.
دیشب دوباره برای سال بعد تعهد نوشتم و تو دفترمو دیدم که امسال نسبت به پارسال که این تعهد رو دادم درامدم گویا 3 برابر شده. درسته که خیلی کمه ولی میدونم که باید خیلی رو باورام کارکنم. تا بیشتر بشه.
من یه ترمزای خیلی خفن زنگ زده ای رو پیدا کردم.
یکیش اینه که پول فقط تو بالاشهر پیدا میشه.
دوم اینکه در دوران دانشجویی نمیشه پول درآورد. این از همه بدتره. و خیلی دارم ازش ضربه میخورم.
سوم اینکه پول درآوردن کار سختیه.
چهارم اینکه برای پول دراوردن باید تخصص خفنی داشته باشم.
ترمز اولی منو وادار کرد به یه باشگاهی که از خوابگاه خیلی دوره برم و رفت و آمدش برام هزینه داره. اما در کل ازینکه تو یکی از باشگاههای خوب شهر دارم تمرین و کار میکنم خوشحالم. به هر حال این اولین ایده ای بود که به ذهنم رسید. آخه به قول استاد تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید کرد. در کل این قدم اول خیلی خیلی تجربه خوبی بود. خواسته هام برام واضح تر شد. و درآمدم رو 3 برابر کرد و خودباوریم قویتر شد. چون هم خودم از تمرینام نسبتا نتیجه گرفتم هم شاگردام. البته تو این زمینه جالبه بگم که شاگردام آینه خودم هستن. انگار جهان مثل آینه عمل میکنه. شاگردامم خیلی عجله داشتن برای رسیدن به اندام دلخواهشون. من هی مجبور بودم قانعشون کنم. بعد دیدم که عه خودمم دقیقا همین عجله رو دارم.
از وقتی اینو فهمیدم دیگه شاگردامو نصیحت نمیکنم بلکه روی خودم کار میکنم چون خودم اول باید به چیزی که میگم عمل کنم. الان با آرامش بیشتری تمرین میکنم و عجله ام کمتر شده. من تمرینمو میکنم لذت میبرم هیکلم به وقتش ساخته میشه.
تعهد میدم تمام تلاشم رو بکنم که دوباره سال بعد از سه برابر شدن درآمدم رو گزارش بدم.
سلام به استاد سراسر عشق و مریم خانوم عزیز و خانواده دومم
چندبرابر کردن درامد در یکسال
من دوسه ساله تلویزیون رو حذف کردم و خیلی وقتا پیش اومده بقیه درمورد مسائلی صحبت میکنن ک جنجالی شده و نظر منو ک میپرسن وقتی میگم من حتی برگوشمم نخورده این اخبار و چیزایی که میگین باورشون نمیشه و بهم میگن چقدر شوتی (در صورتی که نمیدونن اونی که شوته و داره کلاه سرش میره با این ورودی ها خودشونن) تو چجوری اخبار و ندیدی مسائله ب این مهمی ک مردم همه درگیرش یا تموم کشورها همه در موردش صحبت میکنن
و خب خیلی وقتا جواب من این بوده حتما توی مدارش نبودم دیگه بعدشم کاری از دست من بر نمیاد جز اینکه مثل شما غصه بخورم ک خب این مشکلی رو حل نمیکنه
اونا نمیدونن که من از استادم یاد گرفتم که حواسم به ورودی های مغزیم باشه و سعی کنم هر چیز بد و منفی رو گوش نکنم و نبینم
و چقدر قشنگ این توی زندگی و کارم خودشو نشون داد
من دوسال قبل جایی کار میکردم که همکارام تمام تایم استراحت و حتی گاهی اوقات تایمی ک با مشتری هم صحبت میشدن درمورد بدترین اتفاقات اخیر ایران یا دنیا گفتگو میکردن
هرچقدر میگفتم از چیزای خوب حرف بزنیم یا اینکه میخاسم حرفو عوض کنم نمیشد یا اصرار میکردن که مسولیت اجتماعیمون پس چی میشه یا میگفتن خوشبحالت ما که نمیتونیم خودمونو به ندیدن بزنیم من میگفتم خب کاری از دستمون برنمیاد چرا با تکرار مدام حالمون بد کنیم اما فایده نداشت
توی اون تایم یا هندزفری میزاشتم یا حواسمو پرت میکردم ولی بازهم متوجه بودم که کنارم در مورد چی صحبت میکنن و هرچقدر بیشتر میخاسم توجه نکنم بدتر میشد
اما وقتی از یه جایی تصمیم گرفتم جدیتر روی خودمو ورودیهای ذهنیم کار کنم به سادگی اونا از زندگی من دور شدن و من کلا از اون محیط و اون کار جدا شدم
اما همیشه جا واسه از این بهتر وجود داره و امیدوارم که باوجود استادم این انسان بزرگ معنوی،که در کنارم هست بتونم هر لحظه بهتر از لحظه قبلم باشم
سلام خانم شایسته و استاد عزیزم در حال دیدن این فایل بودم که یک لحظه به یاد اوردم من قبلا این فایل رو گوش دادم هر سه تا ش باورتون میشه اما اصلا بهش توجه نکرده بودم با خودم گفتم من که اصلا کسب و کار ندارم ولی با تمام وجودم خواستار استقلال مالی بودم ولی انقدر که فایل های دیگه من رو مجذوب خودش کرده بود که کمتر میودم سمت پول و ثروت من طبق تمام چیز های که یاد گرفته بودم عمل کردم توی یک فایل که گفته بودید انسان های بدبخت میرن سمت کا رهای پول توش باشه بعد چون باور های خوبی ندارن شکست میخورن من اون موقع با خودم گفتم علاقه من چیه پیداش کردم و متوجه شدم باید باور های ثروتمـرو درست کنم یک سری ایراد ها هم توی اونا بود پس نشستم و درستش کردم کی همین چند رو زقبل فک رکنید من خواسته استقلا مالی داشتم علاقهم رو داشتم شنیده بودم که باید بار هامو درست کنم اما این اخری رو که اصل کار بود رو توجه بشه نکردم و بگم یک تفکر باید بار ها وبار ها تکررار بشه تا جز باو رهای اصلی ذهنت بشه منم چند بار با خودم میگفتم که پول بهراحتی و اسون به دست میاد و چند جمله دیگه بعد گفتم من فقط داشتم خودم رو گول میزدم فقط همین بعد از دیدن فایل اول تعهدم رو نوشتم چون خودتون گفتید ثروت یک مدار هست که ت باید بری توی اون به چه طریق ؟با ساختن باور های عالی در باره ثروت و اون کار مورد علاقه ات پس بعد از اون ثروت میاد توی زندگیت پس منم رفتم توی دوتا برگه باور هام رو درست کردم نوشتم و وقت گذاشتم نمیدونم چقدر وقتی تموم شد گفتم این روش درستش هست من دارم روند هدایت شدن به جیز های که میخوام رو میبینم تعهدم ر دادم و باو رهام رو ساختم پس همش به خودم بستگی داره خدا رو سپاس میگم که بلاخره دارم قوانین جهان هستی رو بهتر میفهم و باید تا همیشه ادامه بدمش خدایا ممنون
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به این آگاهی های توحیدی
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم و مریم جون عزیز که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
استادعباسمنش عزیزم من سالهاست ،تلوزیون رو کنار گذاشتم تو فضای مجازی هم عضو هیچ گروهی نیستم ،اینستانمم محدود کردم تا تایم بسیار کمی رو توش بگذرونم همون مدت زمان کم هم به دیدن فراوانی و طبیعت زیبا و که به تقویت باورهام کمک کنه میگذرونم که با دیدن اون طبیعت های بکر 90 درصد اوقات هدایت میشم به اون مکانها و لذت بسیار میبرم ازبودن دراون طبیعت و اون شرایط،
همونطور که قبلاً هم گفتم من مدرس هستم و سمینار مهارتهای زندگی برگزار میکنم و به طبع ،شرکت کنندهای زیادی مایلند که با من ارتباط بگیرند اما من فعلا چون اول راهم و هنوز جاپام سفت نشده و گاها با افکارشون تحت تاثیر قرار میگیرم و کنترل کانون توجهم رو از دست میدم ، اصلا تمایلی به برقرار کردن ارتباط عمیق و دوستانه با کسی ندارم ، آشنایانی که به واسطه فامیلی نسبی و سببی باهم درارتباط بودیم پس از کار کردن لیزری روی خودم ،به لطف الله مهربان و طبق قانون جهان هستی بدن ذره ای بی احترامی خود به خود از دور ارتباطیم حذف شدن یا به ندرت همو ملاقات میکنیم و کوتاه.
به قول شما فعلا در وضعیت بسیار آرامش بخش و زیبای تنهایی بسر میبرم نه تنهایی مطلق اما دوست صمیمی ویا پارتنری که باهام هم مسیر باشه رو کنارم ندارم ، فعلا بسیار مسرور و شادم که تایم باکیفیتی دارم تا بتونم بیشتر و بهتر رو خودم کار کنم ، اما چیزی که این روزا برام بلد میشه ، مدت زمان کار کردن روی خودم و تایمی هست که میتونم برای بهبود زندگیم بذارم اما کوتاهی میکنم ، من میتونم خیلی بیشتر از اینها ،قوانین رو جدی بگیرم و میتونم بیشتر به شیوه قوانین زندگی کنم اما دارم کوتاهی میکنم
باورهایی که تا به الان ساخته بود تا اینجای نتایجو برام رقم زده که بسیار لذت بخش هستند اما من نیاز به تعهدی بیشتر و جدی گرفتنی اساسی تر دارم تا نتایج بزرگتری که مدنظرم هست رو رقم بزنم ، البته لازم به توضیحِ که موقعیت و شرایطی که الان دارم آرزوی هشت ماه گذشته ی من بود، ومن هرروز به وسیله ی تمرین جانانه ی ستاره قطبی عمیقأ سپاسگزار مهربان پروردگارم هستم که این موهبت هارو وارد زندگیم کرد ،اما از اونجایی که با رسیدن به آرزوم جهان هم گسترش پیدا میکنه ، بسیار مشتاقم که با تمرکز لیزری بیشتری به خواسته های جدیدتری برسم و جهان رو بیشتر گسترش بدم, چون میدونم مسائل حل شدنی هستند و جهان حمایت میکند از کسانی که در مسیر حل کردن هستند،
ما آدمها در مدارهای متفاوتی زندگی میکنم نه مکانهای متفاوت، من باید مدارمو روی ثروت تنظیم کنم روی توحید روی فراوانی و روی برقرار کردن رابطه ی بین توحید و ثروت، چون میدونم این موضوع ترمز بزرگ ذهنمی منه،
من محصول ارزشمندی چون روانشناسی های ثروتو دارم ، من 12قدم رو دارم ، من بمبی به نام احساس لیاقت و خودارزشمندی رو دارم و این سه تا محصول کنار هم یعنی معجزه،یعنی معجونی از سرازیر شدن نعمت و موهبت به تمام جنبه های زندگیم ،
پس ماریا تنها کاری که باید بکنی با تعهدی بیشتر از قبل ،روی خودت و ورودی هات کار کنی و مدت زمان بیشترو با کیفیت تری رو روی کار کردن روی محصولات ارزشمندی که داری بگذاری، باید این آگاهی هارو جدی بگیرید و بشنوی و بنویسی و توحید عملی داشته باشی و به الهامات عمل کنی و انقدر اینکارو ادامه بدی و تکرار کنی و تکرار کنی و تکرار کنی تا نتایج دلخواه جدید از راه برسن ،ماریا تو نتیجه دستته به وسیله ی همین روش و همین مسیرفوق العاده این نتایج رو خلق کردی پس باید ادامه بدی تا به گسترش بیشتر جهان کمک کنی و خداوند و جهانش هم ازت حمایت میکنن پس شجاعانه پیش برو دختر خوب….
دوستتون دارم استاد عباس منش عزیزم و عشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.
روزشمارتحول زندگی من جلسه20
یکی از مخرب ترین باورهایی که راجب به ثروت درون خودم پیدا کردم باور به عدم احساس لیاقت و خودرارزشی هست.
حالا چطور متوجه این باور غلط شدم رو براتون میگم که هنوزهم به شدت درون من ریشه داره.
یادمه همین چند وقت پیش که جنگ شد من به دلیل شرایط جنگی از تهران اومدم کرمان و یادمه توی همین مدت برای مدلینگ یک پیشنهاد کار به من شد و من قبول کردم بعد اومدم با خودم صحبت کردم گفتم خب من که عاشق این کار هستم و برای همین کارم مهاجرت کردم تهران حالا چرا بیام به صورت مجانی برای این برند کار انجام بدم ذهنم میگفت نههه یه وقت حرف پول رو نیاری زشته تو تازه اول کاری و از این حرفا اومدم شروع کردم به تغیر باورها و رفتار توی همون زمان.
مثلا اومدم به خودم گفتم خب من همیشه با اسنپ میرم اینطرف و اونطرف و الانم توی تابسون باید بابت ماشین هایی که کولر دارن هزینه بیشتری پرداخت کنم و اومدم گفتم خب همین کار رو میکنم به قول یه بنده خدایی گفت پول رو زلیل کن خودت رو عزیز کن.
اومدم شروع کردم به ارزش قائل شدن برای خودم و یک سری رفتارهام رو تغیر دادم و به اون بنده خدایی هم که قرار بود باهم کار کنیم گفتم آفیش من روهم در نظر بگیرید که بعد کار بهم پرداخت کنید و اون هم با کمال احترام قبول کرد و هزینه رو برام پرداخت کردن.
توی همون روزا داشتم توی باشگاه تمرین میکردم که یهو یکی اومد گفت ببخشید شما برنامه تمرینی ام میدین گفتم بله بعد اومدیم صحبت کردیم و من بهمون جا بهش گفتم شما اول هزینه برنامتون رو پرداخت میکنید و بعد من برنامه رو براتون مینویسم و ارسال میکنم و اونم با کمال میل قبول کرد و نیم ساعت بعد واریز کرد.
بماند که دوباره وقتی برگشتم تهران دیگه روی اون باورها کار نکردم و اون چرخه کلا قعط شده الان اما خوشحالم از اینکه متوجه این باور مخرب شدم و مطمعنم که درون خیلی از ما ها وجود داره.
امروز برای اولین بار رفتم برای تست تئاتر و بعد تمرین مربی اومد ازم چنتا سوال پرسید و گفت ما قصد داریم یک اسپانسر پیدا کنیم که با بازیگر ها قرارداد ببندیمکه هیچکس به صورت مجانی کاری انجامنده و باز اینباور عدم احساس لیاقت خودش رو اینجا نشون داد و من برگشتمگفتم من الان اصلا پول برام مهم نیست و از این حرفا و الان یهویی یاد حرف خودم افتادم گفتم وقتی من میایم چنین حرفی رو میزنم و برای کاری که دارم میکنم وقتی که میزارم ارزش قائل نمیشم و میخوام مجانی کار کنم یعنی عدم احساس لیاقت درون من موج میزنه درسته اوله کاره و خب خیلی ها حتی پول هم میگیرن برای تئاتر اما این فرصت پیش اومده و من میام با این حرف پسش میزنم نشان از عدم احساس لیاقت هست که باید به شدت روی این موضوع کار کنم.
خداروشکر خیلی ساله که تلویزیون نگاه نکردم و اصلا ندارم اما این شبکه های اجتمائی از تلویزیون بدتره که قصد دارم فقط و فقط برای توسعه کارم ازشون استفاده کنم.
درحال حاضر در جایی هستم که یک عدد دوست بیشتر ندارم که از نظر باور های مالی نمیگم باورهای درستی داره نه اصلا خیلی باورهای غلطی داره اما در رابطه با احساس خود ارزشی و احساس لیاقت رفتارهایی داره مثلا توی پول خرج کردن که میشه ازش یادگرفت زیادی باهم راجبواین مسائل صحبت نمیکنیم اما اگرم بخواد بحث رو بکشه به مسائلی که باورهای غلط داره سعی میکنم سریع بحث رو عوض کنم یا بدون رودروایسی بهش میگم عزیزم با من راجب این مسائل صحبت نکن من علاقه ای به شنیدنش ندارم.
عاشقتونم.
خدانگهدار.
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی های توحیدی
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها روبه صورت هدیه دراختیارمون قرارمیدین
«تقلبو ول کن بیا حقیقتو پیدا کن »
«اگه میخوای خروجی تغییر کنه باید به شدت روی ورودی هات کار کنی »
«تنهایی لذت بخشی رو تجربه کن برای کار کردن روی باورهات»
استاد عباس منش عزیزم ، یادمه تو زمان بیماری پندمیک که کل جهانو دربرگرفته بود شما فرموده بودیدچون درمسیر رشد بودید از قبل شروع کرده بودید به آموزش های آنلاین برای همین در زمان این بیماری دیگه هیچ آسیبی به کسبو کارتون نرسید چون شما از قبل به هدایت ها عمل کرده بودید و کسبو کارتونو آنلاین کرده بودید
منم این اتفاق برام افتاده ، چون با آموزش های شما دارم پیش میرم از قبل خیلی قبل تر تلویزیونو کنار گذاشته بودم و حالا مدتیه که کم کم دوستانی که کنارشون بهم خوش میگذشت اما چیزی بهم اضافه نمیشد و در واقع باهام هم مسیر نبودن رو گذاشتم کنار ، اینستا و فضای مجازی هم همینطور ، شجاعانه حذف کردم و حالا یه مدت طولانیِ که یه جورایی تو مرحله تنهایی لذت بخش هستم و تمام زمانمو برای بهبود خودم گذاشتم و دارم به وسیله ی دوره ها و آگاهی های شما و آموزش های این سایت ، روی خودم کار میکنم
قدم اول تعهد و ….بود رو انجام دادم
قدم دوم حذف دوستان و تلویزیون و اینستا در کل حذف ورودی های نامناسب هم انجام شد
حالا میریم به پیشواز قدم سوم ، انقدر روی خودم کار میکنم و تمرینات رو انجام میدم تا جهان چاره ای جز کرنش کردن و بهترین هارو تقدیمم کردن نداشته باشه
دوستتون و عشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
سلام استاد من فقط خواستم بگم یکسالی هست روی باور خودم کار میکنم و استاد خود من در یک سال درآمد خودم رانسبت به آن موقع که تازه شما را باور کردم البته چند ماهی طول کشید که باور کنم که کل بازی باور من است ولی ته دلم یه حسی بود و الان هم هست که میگه خداوند رزاق است فقط باور ت درست کن و من در یکسال درآمد ام را 10برابر کردم 10 برابر البته خدا وکیلی من خیلی موقع ها که کمی باور چون می گرفت میرفتم با دوستان خانواده در مورد قانون صحبت میکردم و البته میرفتم همه را قانع کنم و مجبور کنم که روی باور خودشون کار کنند و شاید من اگه بحث های الکی نمی کردم حتما خیلی بیشتر و بیشتر میشد
و استاد یک سوال داشتم من باور تغییر دادم خیلی راحت به یک کار هدایت شدم که خدا رو شکر و استاد همکاران من نسبت به افرادی که قبلا برخورد میکردم بهتر هستند اما استاد باز هم باور های اشتباه به من تلقین میکنند پیشنهاد شما چیه فقط بمونم خونه و فقط روی خودم کار کنم یا نه سرکار بروم و روی خودم هم کار کنم لطفا پاسخ دهید مرسی
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم استاد عباس منش شما بی نظیر هستید
موفق باشید.
دوست عزیز آقا رضا سلام,
می خواستم در زمینه “افزایش درآمدی 10 برابر ت” برام بنویسی , تجربه خود را بصورت جز به جز و شفاف و منطقی توضیح بدهی. اگر هم بتونید اتفاقات رخ داده درحین افزایش درآمدتان را با تغییر هر کدام از باورهاتون مربوط کنید که عالی میشه .چون اصلا ذهن من تصورش را هم نمیتونه بکنه چه برسه به باور، البته من خودم سعی دارم این باور رو عوض کنم و هر روز کلیپ ها رو گوش میدهم ولی نمی دونم باید منتظر باشم ویا باید اقدامی بکنم و چه اقدامی؟.باز تاکید میکنم لطفا خیلی منطقی و شفاف مراحل این تغییر را در مدت زمان چند برابر شدن درآمدتان بیان کنید
با تشکر از شما
درود دوست عزیز
استاد در این موارد کامل توضیح دادند ک اگر باورهای ثروت ساز درست شوند ثروت خودبخود وارد زندگیمان میشود من نیز با تکنیکهای استاد تونستم ب رشد مالی خوبی برسم اگر طی سال ۹۷ درامد یک ماه من مثلا ۷ میلیون بود در سال ۹۸ طی یک روز ب درامد معادل ۶۹۹۰ تومان رسیدم البته هنوز استیبل نشدم وروی باورها کارمیکنم طبق قدمها پیش میریم ضمنا سال گذشته ب خرید ملکی هدایت شدم ک طی تقریبا ۴رماه بعد ب دوبرار قیمت رسید این است ک اگر دوست عزیزمون تک تک توضیح بدهند نیز باورهای قویتری میسازد با تشکر از استاد عزیزمون…
سلام استاد خوبم، خانم شایسته دوست داشتنی و همسفران عزیزم
?????????
روز بیستم
???
این رو امروز از صحبتهای استاد در این فایل خوب درک کردم تا الان هر چی باور در مورد ثروت دارم رو باید کلا کنار بزنم و شروع به ساختن باورهای جدید و قدرتمند در مورد ثروت کنم و آنقدر تکرارو تکرار کنم تا فرکانس هایم قوی شوند و براحتی و آسانی ثروت وارد زندگیم بشود
بیشتر از یکسال هست که تلویزیون نگاه نمیکنم و حدود ۲ماه میشود با هیچ کس ارتباط برقرار نکردم با خودم فکر میکردم چطور پس اون چیزی رو که میخوام خلق نمیشه از گوش دادن به فایل امروز فهمیدم که درسته خودم رو در محیط ایزوله قرار دادم ولی هنوز خاطرات گذشته رو بصورت ناخودآگاه مرور میکنم یا تصاویری رو در ذهنم میبینم که برگرفته از باورهای محدود کننده هستند و من هنوز نتونستم متاسفانه اینها رو کنترل کنم و از اونجایی که خودم بخوبی میتونم شدتشون رو بفهمم فرکانس غالبم هستن نسبت به باورهای جدید قدرتمندی که به تازگی ساختم و برگرفته از خواسته هام هستن ولی هنوز قدرشون ضعیف هست و باید سعی کنم آگاهانه به مرور این تصاویر و خاطرات گذشته رو به مرور روشون رنگ بپاشم تا محو بشن از ذهنم که واقعا جهاد اکبر میخواهد ولی امروز باخودم فکر میکردم این واقعا دیگه آخرشه که من خودم دارم ورودی نامناسب رو وارد ذهنم میکنم این در صورتی هست که من عوامل بیرون و ارتباطاتم رو تونستم کنترل کنم ولی هنوز روی خودم نتونستم به طور کامل مسلط بشم و ایمان دارم که به مرور میتونم این رو هم کنترل کنم و این مسئله رو امروز وقتی داشتم فایل رو گوش میدادم خیلی برام واضح و مشخص شد و خدا رو سپاسگزارم که هر روز دارم بهتر نسبت به خودم شناخت پیدا میکنم
من برای بدست آوردن ثروت و حل مسائل مالی وارد این سایت توحیدی شدم ولی بعد از آشنایی با استاد و شناخت قوانین متوجه شدم برای بدست آوردن ثروت ابتدا باید روی باورهای توحیدی کار کنم واز دیروز که قسمت اول رو گوش دادم بیشتر دارم این رو درک میکنم که برای رسیدن به استقلال مالی و کسب ثروت باید اول باورهای توحیدی رو مستحکم و به عنوان زیربنا بسازم و بعد بقیه باورها روی آن بچینم چون تا به شناخت دقیق و ایمان نسبت به خودم و خدا نرسم ساختن باورهای ثروت آفرین برایم قابل هضم نخواهد بود ابتدا باید روی خودم کار کنم وذهن و روحم رو باهم هماهنگ کنم و به صلح برسم و ایمان دارم باورهای ثروت خیلی راحتر برای ذهنم قابل باور خواهد بود
امروز با خودم فکر میکردم چقدر ترتیب فایلهای سفرنامه و باورهای خوبی که از گوش دادن به این فایل ها ساختم و نکاتی که از تک تک این فایلها آموختم به ساختن باورهای ثروت برای درآمد بیشتر موثر هستن
خدایا دوست دارم وسپاسگزارم
استاد و خانم شایسته عزیزم باز هم از شما سپاسگزارم که دستی از دستان خداوند شدید تا اینکه من بتونم هر روز بهتر از دیروز زندگی کنم
??
در پناه خدا شاد و ثروتمند باشید
???
سلام الهام عزیزم 🌷
چقدر حس خوب و حس نزدیکی با احساسی که داشتی کردم
و یه آرامشی بهم داد اول راه شاید کمی سخت باشه وقتی میبینی که بااینکه داری روی خودت کار میکنی، در اعماق وجودت یک سری باورهای محدود کننده داری که به قول استاد وقتی داری جنگل ذهنت رو هرس میکنی، پیچک های هرز که خیلی به چشم نمیومدن چه قشنگ خودشون رو نشون میدن، و من خدا رو شاکرم که دارم روی خودم کار میکنم و متوجه این باور های محدود کننده میشم
و پیام شما برام مثل یک نشونه واضح از طرف پروردگارم بود که بهم گفت مریم، اشکال نداره اگه گاهی خطا میری، این طبیعیه و تو داری تکامل ات رو طی میکنی، فقط ادامه بدی
ممنونم ازت الهام نازنینم ❤️
باسلام به خدای عزیزم واستادمهربانم وباسلام به خانم شایسته وهمه ی دوستان سایت باخوشحالی میخوام بگم ۲بهمن ۹۶من این فایل دیده بودم برااملین باروازهمان روزتلویزیون رابراهمیشه خاموش کردم وهنوزروشن نکردم و۱۵بهمن ۹۶که روزتولدمه لپ تاپ خریدم برای اینکه فایلهای استادرابهتربتونم تهیه کنم وازان موقع هرفایلی که تهیه کردم چه رایگان وچه غیران شایدهرکدامش را۱۰۰باردیدم ویاگوش دادم من ۲ماهه که کارم راکنارگذاشتم وباخراب کردن پلهای پشت سرم واردکاردیگری که عشق وعلاقه امه شدم به قول استادباهمین چیزی که الان هستی وباهمین سرمایه ایی که الان داری برودنبال کارموردعلاقه ات کاریکه وقتی شروع میکنم واقعا غرقش میشم وگشنگی وخستگی رانمی فهمم من نقاشی روی سفال راانجام میدم قبلاداروخونه کارمیکردم ۱۸سال امادلم گفت که دنبال عشقم برم الان که نقاشی میکشم واقعادارم لذت میبرم وایمان دارم قانون جواب میده اصلانگران نیستم باکمترین هزینه کارموالان شروع کردم وخداراشکرطرحهایی که میزنم خاص خودمه وازجایی الگونگرفتم باوردارم که میتونم وبابهترین کیفیت سعی میکنم کارکنم وهمانطورکه استادگفتن همیشه سعی کن بهترینایت راارائه بدی سعی کن درکارت بهترین باشی چون میدونم کیفیت بالاست که باعث پیشرفت ادم میشه خدایاشکرت که الان اینجام وتونستم برنجواهای بازدارنده ام غلبه کنم من زمانیکه داروخونه هم بودم تمام مدت هندس فری توگوشم بودوفایلهای استادراگوش میدادم من تنهازندگی میکنم وفقط وفقط باگروه عباسمنش وفایلهای استادلحظات خوبی رامی گذرونم البته هفته ای یکی دوباربه مادرم سرمیزنم وخانواده ام رامیبینم امابقیه روزهای هفته بااین خانواده عزیزودوست داشتنی عباسمنش دارم زندگی میکنم خداراهزاران بارشاکرم که بااستادعزیزم اشنام کردومرادرمسیردرست زندگی قرارداد دراین یکسال بالاترین ارامش وسلامتی رادارم استادمن حتی درخوابهام به قانون عمل میکنم خیلی خیلی نتایج خوب درروابط باادمها وخونواده گرفتم من به هرچیزکه نگاه میکنم چیزی برای سپاسگزاری دران پیدامیکنم الهی توخیلی بزرگی الهی توبسیارعادلی من خیلی نسبت به پارسال باورهای قدرتمندکننده بیشتری ساختم نمیدونم چطوربیان کنم من واقعابه سبک خودم دارم زندگی میکنم البته که این سبک برپایه ی قانون خالص وصحیح جهان هستی بناشده واقعا ازاستادعزیزم سپاسکزارم که بی وقفه ودلسوزانه مارادراه درست زندگی داره هدایت میکنه وخدارابه معنای واقعی به ماشناسانده خدایابه استادعزیزم وعزیزانش سلامتی وسعادت وخوشبختی بینهایت بده ازخانم شایسته عزیزن سپاسگزارم که برای اگاهی ماوقت می گذارن خدایامارادراین مسیربیشتروبیشترهدایت کن تاجهان راگسترش دهیم به سمت خیروسعادت وشادی برای همه ی عزیزان ارزوی سلامت وخوشبختی وسعادت دارم امین
به نام خدای قوانین تغییرناپذیر
سلام خداجونم
سلام استاد عزیزم و همه دوستان همفرکانسیم و خانم شایسته
خدایا شکرت که روز زیبایی رو خلق کردم تا تاییدی بشه بر تمام باورهام و قوانینی که یاد گرفتم
برگ بیستم از سفرنامه
7 اسفند 97
امروز خیلی با خودم فکر کردم . یه باور محدود کننده خیلی قوی داشتم که تا چند وقت پیش بدجور جلوی پیشرفتمو گرفته بود .
من همیشه تعهداتی رو واسه خودم مینوشتم که روی باورهام کار کنم ولی همچنان روابط قبلی که احساس بدی بهم میدادن رو حفظ میکردم ، همون تلویزیون رو نگاه میکردم و فیلم ها و سریال هارو میدیدم
امروز باخودم فکر کردم دیدم در تمام اون برنامه های تلویزیونی کلی باورهای محدود کننده داره به برام ساخته میشه
تو محیط کارم هم بعضی وقتا مینشستم پای حرفای همکارام که کلی باورهای محدود کننده داشتن
اگه دو قدم جلو میرفتم ، یه قدم عقب میومدم
از امروز این تعهد رو میدم به خودم که تلویزیون و رادیو و این چیزارو کنار بزارم و هر رابطه ای که احساس بدی بهم میده رو کات میکنم
یه تجربه قشنگ از امروز
من یه ماشین ایرانی دارم که گیربکس دستیه و خودم خیلی علاقه به ماشین اتومات دارم ،
بابام ماشین خارجی اتومات داره ولی اصن نمیتونم استفاده کنم چون خودش دائما در سفره .
دیروز سوییچ ماشینو دادم بهم گفت من نیستم تا چند روز از این استفاده کن . منم کلی خوشحال شدم که میتونم از ماشین اتومات استفاده کنم.
این یه نشانه ست از طرف خدا ، اولین نشانه ها داره خودشو نشون میده
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خیلی دوستتون دارم
در پناه رب
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته زیبا و دوستان ارزشمندم
من تا قبل از اینکه دانشجو بشم تو خونه 24 ای تلویزیون روشن بود و هممون علاقه شدیدی بهش داشتیم. از نتایج زندگی مون هم مشخصه که تلویزیون چه گلی کاشته.
اما از وقتی دانشجو شدم توفیق اجباری شد که خیلی کمتر تلویزیون نگاه میکردم چون تو خوابگاه نداشتیم یا دسترسی بهش راحت نبود یا وقتش نبود.
اما این سالهای اخیر شبکه های اجتماعی ماشالا جور تلویزیون رو میکشن. و منم فیض بردم.
اما از پارسال که دوباره شمارو پیدا کردم خیلی دوست داشتم تنها باشم و روی خودم کار کنم هم اتاقیام بشدت حرفای مفت میزدن و هیچ تمایلی به شنیدنش نداشتم. جالبه که تا قبل ازون با اونا هم کلام میشدم و عین خودشون بودم و خودم بیشتر از همه از اون حرفای پوچ میزدم ولی کم کم که مدارم بالا رفت و این فایل رو گوش کردم و فایل های دیگه شما رو شیر شدم که اتاقمو عوض کنم قبلش اصلا فکرشم نمیکردم که بتونم همچین کاری بکنم. البته بخاطر تایم خوابمم با هم اتاقیام مشکل داشتم من سحرخیز بودم و اونا شب کار و نمیذاشتن شبا راحت بخوابم.
این تضاد به نفعم شد. ینی هم بخاطر خوابم هم بخاطر کنترل ورودیهام تصمیم کبری گرفتم که اتاقمو عوض کنم.
قربون خدا برم یه اتاقی پیدا کردم که خالی بود من تنها بودم البته یک هم اتاقی داشتم که خیلی وقتا نبود. همون موقعا بود که من در مدار خوندن قرآن قرار گرفتم. و به جای حرفای پوچ شروع کردم به خوندن قرآن و کار کردن بیشتر روی خودم.
ترم بعد دوباره 3 تا هم اتاقی جدید واسم اومد که البته در کنار ویژگی های مثبتی که داشتن ولی باز باورهای محدود کننده و حرفهای لهو میزدن.
از وقتی قرآن رو شروع کردم دیگه هرگز حرف لهو به زبونم نمیاد اصلا متنفر شدم درصورتی که قبلا همرنگ جماعت بودم. خلاصه توی همین اتاق با وجود اون شرایط به کار کردن روی خودم ادامه دادم و قرآن رو همچنان میخوندم. به هم اتاقیام هم کلام نمیشدم بعضی وقتا حس میکردم اونا هم از من خوششون نمیاد. یه وقتایی معذب بودم تو اتاق دوس داشتم تنها باشم با خدای خودم. کلا دوس دارم تنهایی مناجات کنم.
تاااا اینکه دوباره قانون کبوتر با کبوتر باز با باز جواب داد. خداوند به درخواست من پاسخ داد. دوباره یه اتاقی پیدا کردم که یه تختش خالی شد اونم در شرایطی که همه اتاقا پر هستن. و سریع بدون هیچ تردیدی جابجا شدم.
الان اینجا فقط یک هم اتاقی دارم و اتاق بسیار بهتریه و آرامشم 100 برابر شده و با خیال راحتتر رو باورام کار میکنم و قرآن میخونم در سکوت و آرامش…
اما باز همین هم اتاقیم هم کلکسیون باورای محدود کننده اس و همه کسانی که باهاشون هم مدار هستم. حتی استادای دانشگاهم. البته من سعی میکنم به ویژگی های مثبتشون تمرکز کنم.
دوباره با مرور این فایل امشب تصمیم گرفتم بازم به این انزوا ادامه بدم آخه هر وقت با اطرافیانم هم کلام میشم نه تنها اونا باورای منفی بهم میدن بلکه خودمم ناخودآگاه در مورد ناخواسته ها شروع میکنم حرف زدن. و بعد خودمو سرزنش میکنم که چرا مثل قبل رفتار کردم. ولی باز خودمو آروم میکنم و میگم اشکالی نداره قرار نیس بی نقص باشی قراره یکم بهتر از دیروز باشی.
این نشون میده باید در انزوا فقط رو خودم کار کنم خیلییییی زیاد تا این باورا جزئی از وجودم بشن تا وقتی با کسی صحبت میکنم ناخودآگاه جز خوبی حرف دیگه ای به زبونم نیاد.
به هر حال خوشحالم چون روند تکاملیمو که نگاه میکنم با پارسال قابل مقایسه نیست.
و اما درمورد درآمد:
شاید باورتون نشه من انقدر تو زمینه مالی بی حساب وکتابم اصلا نمیدونم چقدر درآمد داشتم. فقط میدونم حقوق دانشگاه رو به صورت ترمی میگرفتم و ماهیانه نبود. یا حقوق باشگاه رو که اونم چون موقتی میرفتم و به ثبات نرسیده نمیدونم چقدر حساب کنم. اما واسه خودم یه مبلغ حداقل رو در نظر گرفتم.
دیشب دوباره برای سال بعد تعهد نوشتم و تو دفترمو دیدم که امسال نسبت به پارسال که این تعهد رو دادم درامدم گویا 3 برابر شده. درسته که خیلی کمه ولی میدونم که باید خیلی رو باورام کارکنم. تا بیشتر بشه.
من یه ترمزای خیلی خفن زنگ زده ای رو پیدا کردم.
یکیش اینه که پول فقط تو بالاشهر پیدا میشه.
دوم اینکه در دوران دانشجویی نمیشه پول درآورد. این از همه بدتره. و خیلی دارم ازش ضربه میخورم.
سوم اینکه پول درآوردن کار سختیه.
چهارم اینکه برای پول دراوردن باید تخصص خفنی داشته باشم.
ترمز اولی منو وادار کرد به یه باشگاهی که از خوابگاه خیلی دوره برم و رفت و آمدش برام هزینه داره. اما در کل ازینکه تو یکی از باشگاههای خوب شهر دارم تمرین و کار میکنم خوشحالم. به هر حال این اولین ایده ای بود که به ذهنم رسید. آخه به قول استاد تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید کرد. در کل این قدم اول خیلی خیلی تجربه خوبی بود. خواسته هام برام واضح تر شد. و درآمدم رو 3 برابر کرد و خودباوریم قویتر شد. چون هم خودم از تمرینام نسبتا نتیجه گرفتم هم شاگردام. البته تو این زمینه جالبه بگم که شاگردام آینه خودم هستن. انگار جهان مثل آینه عمل میکنه. شاگردامم خیلی عجله داشتن برای رسیدن به اندام دلخواهشون. من هی مجبور بودم قانعشون کنم. بعد دیدم که عه خودمم دقیقا همین عجله رو دارم.
از وقتی اینو فهمیدم دیگه شاگردامو نصیحت نمیکنم بلکه روی خودم کار میکنم چون خودم اول باید به چیزی که میگم عمل کنم. الان با آرامش بیشتری تمرین میکنم و عجله ام کمتر شده. من تمرینمو میکنم لذت میبرم هیکلم به وقتش ساخته میشه.
تعهد میدم تمام تلاشم رو بکنم که دوباره سال بعد از سه برابر شدن درآمدم رو گزارش بدم.
دوستون دارم.
رد پای من در روز بیستم از سفرنامه
سلام به استاد سراسر عشق و مریم خانوم عزیز و خانواده دومم
چندبرابر کردن درامد در یکسال
من دوسه ساله تلویزیون رو حذف کردم و خیلی وقتا پیش اومده بقیه درمورد مسائلی صحبت میکنن ک جنجالی شده و نظر منو ک میپرسن وقتی میگم من حتی برگوشمم نخورده این اخبار و چیزایی که میگین باورشون نمیشه و بهم میگن چقدر شوتی (در صورتی که نمیدونن اونی که شوته و داره کلاه سرش میره با این ورودی ها خودشونن) تو چجوری اخبار و ندیدی مسائله ب این مهمی ک مردم همه درگیرش یا تموم کشورها همه در موردش صحبت میکنن
و خب خیلی وقتا جواب من این بوده حتما توی مدارش نبودم دیگه بعدشم کاری از دست من بر نمیاد جز اینکه مثل شما غصه بخورم ک خب این مشکلی رو حل نمیکنه
اونا نمیدونن که من از استادم یاد گرفتم که حواسم به ورودی های مغزیم باشه و سعی کنم هر چیز بد و منفی رو گوش نکنم و نبینم
و چقدر قشنگ این توی زندگی و کارم خودشو نشون داد
من دوسال قبل جایی کار میکردم که همکارام تمام تایم استراحت و حتی گاهی اوقات تایمی ک با مشتری هم صحبت میشدن درمورد بدترین اتفاقات اخیر ایران یا دنیا گفتگو میکردن
هرچقدر میگفتم از چیزای خوب حرف بزنیم یا اینکه میخاسم حرفو عوض کنم نمیشد یا اصرار میکردن که مسولیت اجتماعیمون پس چی میشه یا میگفتن خوشبحالت ما که نمیتونیم خودمونو به ندیدن بزنیم من میگفتم خب کاری از دستمون برنمیاد چرا با تکرار مدام حالمون بد کنیم اما فایده نداشت
توی اون تایم یا هندزفری میزاشتم یا حواسمو پرت میکردم ولی بازهم متوجه بودم که کنارم در مورد چی صحبت میکنن و هرچقدر بیشتر میخاسم توجه نکنم بدتر میشد
اما وقتی از یه جایی تصمیم گرفتم جدیتر روی خودمو ورودیهای ذهنیم کار کنم به سادگی اونا از زندگی من دور شدن و من کلا از اون محیط و اون کار جدا شدم
اما همیشه جا واسه از این بهتر وجود داره و امیدوارم که باوجود استادم این انسان بزرگ معنوی،که در کنارم هست بتونم هر لحظه بهتر از لحظه قبلم باشم
در پناه الله یکتا شاد باشید