داستان هدیه تولدم - صفحه 126


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1567 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    لیلا دریایی گفته:
    مدت عضویت: 2319 روز

    بعد از اتفاق ظهر بهترین دیدگاهی که میتونم بهش فکر‌بکنم اینه که من مرزهای آزادیم رو جابجا کردم

    و‌موفق شدم از دل یک بحث به ظاهر ناخوش آیند با پدرم این رو جا بندازم که من میتونم به تنهایی سفر‌کنم

    و حالا که نگاه میکنم میبینم خداوند چقدر واقعا درست عمل میکنه

    آسان می‌شود برای آسانی ها

    واقعا هم آسون از جلوی راهم کنار رفتن

    چیزی که مانع بود توی ذهن من برای رفتن دقیقا به راحتی کنار رفت

    و میتونید این اتفاق نیوفته

    خصوصا با پدر بسیار سنتی که‌من دارم

    البته خودمم مشکلی با پایبند بودن به ارکان خانواده ندارم

    اما زندانی بودن هم نمیخوام و استقلالم توی همه چیز برام خیلی مهمه

    من حالا میتونم تنهایی سفر برم

    من اجازه شو تواناییشو‌دارم

    هیچ اشکالی نداره هیچ‌ترسی نداره اگر‌روی‌خودم کار بکنم

    نباید از نتایج این کار کردن ها بترسم

    بترسم اگه دور شم چی

    اگه دعوام کنن چی

    واقعا چقدر پاشنه آشیل ریزی هستش توی روان من که جلوی دریافت نتایج و نعمت هارو برای من گرفته

    جهان به منطقی ترین و راحت ترین و قشنگ ترین شکل منو جدا میکنه از جای نادلخواه به جایی که دقیقا بستر رشد عالی من خواهد بود

    و با فراق بال میتونم روی خودم کار‌کنم مهارت هامو ارتباط هامو گسترش بدم بدون اینکه خبری از قضاوت های الان توی آینده باشه

    اصلا خوب شد که بعد این چند وقت کار‌کردن روی خودم وقتم چندساعت به اینستا گذشت تا از طریق همین تضاد بفهمم چقدددددر گنج گرانبهایی دستمه

    استاد من حتی توی حرف زدنم خسیس شدم

    چون وقتی روی خودت کار‌میکنی خواه نا خواه کلمات و زندگیت اثر گذار میشه

    من یهو یادم اومد از چندین سال پیش توی مدرسه که من عضو سایت شما شدم حین کلاس معلم درس میداد من قایمکی گوشی میبردم تو سایت شما بودم

    و‌میترسیدم از مطالبی که از شما یاد میگرفتم

    مثلا شما میگفتید زندگیتون کاملا تغییر‌میکنه خونه دار‌میشید ماشین دار‌میشید از افرادی که آزارتون میدن رها میشید چه میدونم پول طلا و…به زندگیتون سرازیر میشه

    بد یهو این صدا درونم میومد که نههههه اگه اینا بیان به مامان بابا بگم از کجا اوردمممم

    نه اصلا نمیشه خیلی دعوام میکنن خیلی اتفاقات بدی میوفته

    وای خدای من

    الان که مینویسم و‌دست به تایپ شدم ببین چه چیزهایی از روانم داره برام آشکار میشه

    همین باعث میشد مقاومت کنم و دریافت کمی داشته باشم

    ولی یروز توی کلاس که بودیم برخلاف همیشه که من خیلی ساکت و گوشه گیر بودم تو مدرسه و اصلااااا دلم نمیخواست هیچ‌دوستی داشته باشم

    بخاطر اینکه خودم به تنهایی خیلی لذت بیشتری از زندگیم‌و‌تنهاییم میبردم

    وقتی همکلاسی هام‌دورم رو‌میگرفتن اصلا دلم‌نمیخواست باشن

    تنهایی قشنگم رو ازم میگرفتن و‌واسه همین دوست نداشتم دوستی داشته باشم

    یروز‌برخلاف همیشه که ساکت بودم توی کلاسم یه درسی داشتیم کارآفرینی

    و یه فصل از اون کتاب مارو به یک‌بحث جذابی برد

    من فقط یکی‌دو جمله صحبت کردم راجب چیزهایی که از کتاب هایی که خونده بودم و دوره های شما

    و اتفاقی که افتاد این بود

    کل‌کلاس ساکته ساکت شدن

    حتی معلممون مبهوت و جذب شده بود

    یهو‌گفت دریایی بیا پای تابلو و بلند شو صحبت کن

    اون روز کل روز من شروع کردم جلوی ی کلاس 32نفره صحبت کردم

    و اصلا نه ترس داشتم نه هیچی حتی اعتمادبنفس شدیدی توی صحبت کردن داشتم

    و بسیار خونسرد

    شاید باورتون نشه از صحبت های من

    چند ماه بعدش تنبل ترین و درس نخون ترین افراد کلاس نه تنها جز سه نفر برتر مدرسه به لحاظ نمره شدن بلکه توی دانشگاه هم رشته های خیلی خوبی قبول شدن

    بعد از اون من به این نتیجه رسیدم واقعا حرف های من ارزشش از گنج بیشتره و استاد حق داره بگه مفتی نه سایت رو به کسی معرفی کنید نه دوره هاتون رو به کسی بدید

    اتفاقا خساست توی این ماجرا اصلااااا بد نیست

    من خیلی هم خوشحالم خیلی خسیس تر باشم تو این قضیه

    من شکرگزار خداوندم که به من انقدر توی این خانواده ازادی عمل‌داده

    خداروشکر‌پدر مادری دارم‌که‌ذهن بازی دارن درک‌دارن منطق دارن و با حرف و‌صحبت میتونم راضی‌شون کنم

    مامانی دارم که بهم ازادی عمل‌و‌اجازه میده خونه رو اونطور‌که باب دلمه تمیز کنم

    هرغذایی که دوست دارم درست کنم

    بابای که اجازه میده سفر کنم اجازه میده حرف بزنم از حقم دفاع کنم و نزارم آسیبی بهم وارد بشه

    من بارها دیدم چقدر دختر ها از پدر مادرشون‌میترسن

    و از خونه فراری هستن

    ولی خداروهزار بار شکر

    من خیلی دوست دارم اتفاقا بیشتر‌وقتم پیششون باشم و از این چهارچوب و امنیت بسیار لذت میبرم

    خداروشکرگزارم توی محله ی امن

    و پر از امکانات زندگی میکنم

    دسته به مرکز شهر و بالای شهر

    دسته به همه جا و بهترین مارکت ها توی محله ی ماست و بهترین کوچه تو این محل کوچه ی ماست

    که پهن ترین و دلباز ترین کوچه و بهترین همسایه ها توش زندگی میکنن

    نزدیک خونمون شیش تا پارک خیلی تمیز و مرتب وجود داره

    دور این پارک ها بهترین رستوران ها و بستنی فروشی های شهر بنا شده

    شهری هستیم که یکدسته و غریبه توی ما کمه و همه همدیگرو میشناسن و این باعث بالا بودن امنیت ما شده

    من الان که اینارو مینویسم خیلی احساس بهتری دارم

    واقعا همین تغییر زاویه دید چقدر شرایط رو بهتر و حالمونو قشنگ تر میکنه

    مرسی از خانوم شایسته برای اون فایلی که راجب شغلشون گذاشتن

    صحبت های شما راجب شغل قبلیتون برای من بسیار مفید بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    معصومه خادم نیارکی گفته:
    مدت عضویت: 325 روز

    دوستان باورم نمیشه

    من برای اولین بار الان گزینه ( مرا به سمت نشانه ها هدایت کن) زدم

    ینی دقیقا منو برد سمت جوابی که میخواستم مو به مو جواب منو داد

    من واقعا شگفت زدم

    واقعا نمیدونم چجوری از خدا تشکر کنم که منو به سمت این سایت و استاد عباسمنش هدایت کرده

    با اینکه همش چند روزه وارد سایت شدم به این زودی تونستم جواب سوالم و بگیرم

    دوستان نشانه ها توی زندگیم ظاهر شده

    و همش داره بیشتر و بیشتر میشه واضح تر میشه

    خدارو شکر میکنم بابت این آگاهی که روز به روز بیشتر میشه

    و داره منو به سمت خواسته هام هدایت می‌کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    abolfazl گفته:
    مدت عضویت: 979 روز

    بنام خداوند وهاب و هدایتگرم

    سلام امیدوارم حال دلتون خوب باشه.

    من یکی تولد تویی بچگی ک واسم گرفتن رو یادمه و جالبه من همیشه دوست داشتم ک تولد ک میگیرم همه پایه هم باشن دوستان اقوام شلوغ باشه بریم پارک جای جشن بگیرم و منم بازی کنم وقتی ک تولدم رو گرفتن بیشتر جای ک کادو رو واسه من بیارن واسه مامانم میاوردن تا خودم آخه همش قتد و توپ پارچه چادری میاوردن و ظرف غذا آخه بچه کوچک اینا رو چیکار ش کنه ولی سپاس گزارم ک آوردن مامانم آدم خوبیه ولی بعضی وقتا چون رفتاری ک تو گذشته باهاش شده خیال میکنه توهم باید اونجوری باشی چون او نداشته و اتفاقی نیفته تو نداشته باسی طوری نمیشه چون برای خودشم عقده شده بوده و بعضی وقتا ک میفهمم اینو مثلا یکی نمونه اش با اینکه پول خودمه خودم لذت بردم و زحمت کشیدم بدست آوردم و میدونه ک اقا من پوشاک نیاز دارم همش بهم میگه ببین تو نرو جول بخور آخه اینا ک فایده نداره برو این طلا کنه فلان کن بعضی وقتا این حرف هاش ترمز شده واسم ک حتی بخام یکی لباس خوب بگیرم ک از لذت ببرم سخت مه نمی‌تونم ینی استاد انقدر این باور های مخرب داشته ن بد ک خیلی رو آدم تاثیر میدارن بعضی افراد مشکل اینو دارن ک همیشه سریع پولشون تموم میشه ولی من مشکل اینو دارم ک پول دارم ولی نمی‌تونم باهاش لذت ببرم میزارم همون تو کارت باشه و از همون چیزهای ک مورد نیازم ه استفاده میکنم و خداشکر تونستم باهاش کنار بیام و بپذیر و راحت تر پول خرج کنم . بحث هدیه شد من وقتی 13 سالم شد دیگه کادو دریافت نکردم یا کیک تولدی و یا دورهمی چیزی همون تبریک ساده و اگر بابام برام پول میزد ولی بنده خدا خدای ش برام توی تولدم اگر جشن نگرفتن پول واسم زده و ازش سپاس گزارم و عملا از داداشم همیشه دوست داشتم ک بهم کادو نمیدن جشن نمیگیرن میگم اشکالی نداره میگم شاید نتونستنه نه اینکا نتونه بخره نه وقتش نبوده یا به هردلیلی ولی همیشه دوست داشتم ک داداشم بهم یه تبریک بگه حداقل ش چون حتی روز تولدم او نبود یا دیر وقت می‌آمد و نمیشد ولی تولد او هرساله براش خودم جشن گرفتم البته یکی دو سالش رو و مابقی ش رو بابا یا مامانم واسش گرفتن میدونی تا وقتی ک خوبی ک میکنی مثل نوشتن یخ رو سنگ نباشه باعث میشه ک توقع ایجاد بشه باعث میشه ک دوست داشته باشی ک کنارت باشه ولی اشکالی نداره امیدوارم هرجا این کره خاکی هست سالمت و شاد باشه.

    من فقط تویی تولد یه چیز رو یاد گرفتم و فهمیدم ک خیلی این بیشتر بهم لذت میده و اونم اینکه دوست دارم ک بهم اگر یه کادو یا کیک نمیدن ک خوشحال بشم فقط با یه چیز کوچک به فکر باشن واسم بسه جشن تولد به این نیست ک تو انتطار فلان چیز ها رو داشته باشی همین ک به یادت باشن حتی یه شاخه گل واست بخرن خیلی ارزش داره و آدم لذت میبره. و درسی ک یاد گرفتم اینکه بیخال تر بشم اگر کسی به فکرم نبود اشکالی نداره خودم ک می‌تونم به خودم تبریک بگم به خودم تبریک بگم ک این هنه تجربه تو کار این همه درس از زندگی ت گرفتی این هنه ارتباطات ت قوی شده نقاط ضعف ت به قوت تبدیل شده و یه هدیه واسه خودت بخری خیلی خوبه.

    درپناه خدا باشید:*))))))

    1-9

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 564 روز

    به نام خداوند مهربانم

    سلام به دوستان و استاد عزیزم

    باید اعتراف کنم که قبل از آشنایی با قانون جهان هستی من اصلا خودم رو دوست نداشتم، همیشه از خودم ناراضی بودم و توقع بیجا از خودم داشتم احساس می کردم هر کاری کنم بازم خدا میگه چرا بهتر از این رو انجام نمیدی.

    همین توقع رو از بقیه داشتم میخواستم همه بی نقص باشن و هر کاری رو به نحو احسن انجام بدن در غیر این صورت به هم میریختم و با توجه به نکات منفی، حالت ناامیدی و یأس داشتم. من آدم حسودی نبودم اما هر از گاهی به موقعیت بعضی افراد و ثروتشون غبطه میخوردم و از خدا گله و شکایت که چرا من ندارم. همیشه دلم میخواست گریه کنم و برای شرایط زندگی از همسرم شکایت داشتم درصورتیکه همسر فداکاری و مهربونی دارم و وضع مالی خوبی داریم اما من راضی نبودم.

    خوب الان کلا عوض شدم حالا از داشته ها و موقعیت دیگران خوشحال میشم و از موضوع هایی که من رو اذیت میکنه اعراض میکنم. میدونم خدا عاشق منه و من رو دوست داره به من افتخار میکنه که همیشه در حال تلاش و یادگیری هستم.

    خدا من رو دوست داره که در مسیر آگاهی قرار داده و من یاد گرفتم که از داشته هام شکر گزاری کنم.

    دیگه ناامید و افسرده نیستم و دارم تلاش میکنم که توجه ام به زیبایی ها باشه.

    من دوست دارم با خودم در صلح باشم و عاشق خودم باشم و من الان اعتراف میکنم که خودم رو دوست دارم چون نکات مثبت زیادی دارم که قبلا بهش توجه نداشتم.

    مواردی ضعف هنوز در وجودم هست که به کمک الله مهربانم انشالله کم کم رفع میشه.

    خداوندا عاشقتم ممنونم بابت اینکه من رو در مسیر هدایت قرار دادی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    سهیلا راد گفته:
    مدت عضویت: 936 روز

    به نام خدای مهربون

    روز نهم سفرنامه

    بعد از چنروز تنبلی و کم تعهدی

    چقدر این فایل به موقع بود

    چون تولدم یه هفته پیش بود و فرداش این فایلو گوش دادم

    امسال تولدم خیلی قشنگ تر از پارسال بود

    از طرف کسایی که فکرشو نمیکردم سوپرایز شدم و تبریک گرفتم

    از مربی مهربونم

    از دوستام

    از برادرم مادرم

    همسر مهربونم

    و خداروشکر میکنم

    چون این هدیه ها بازتاب عشقی بود که به خودم داشتم

    استاد عزیزم من به مسیر شما یقین دارم

    من از شروع سفرم تا الان درامد مستقل خودمو داشتم

    شاید زیاد نبوده باشه ولی همین که مشتری از جاهایی که فکرشو نمیکنم واسم اومده یعنی کارم درسته

    میخوام ازین لحظه و در اغاز 25 سالگیم که به زیبا ترین شکل ممکن شروع شد

    تعهد محکمی بدم که در هر لحظه سپاسگذار و مثبت نگر باشم

    هر لحظه به احساسم توجه کنم

    فقط به چیز هایی که دوس دارم توجه کنم

    استاد شب تولد 25 سالگیم همسرم با ی دسته گل زیبا و کیک و انگشتر طلای خیلی خوشگل وقتی داشته وارد ساختمان میشده همسایمون چیزی تو ماشینش جا گذاشته بوده میاد که برداره و همسر منو میبینه با این کادوها

    و ازش میپرسه جریان چیه و وقتی میفهمه تولد منه سوییچ ماشینشو که یکی از لوکس ترین ماشینا و مورد علاقه های منه (سونوتا وای اف)به اصرار زیاد ب همسرم میده که خانومتو ببر بیرون و حالا حالا ها هم نیاید

    انگار که اون شب همه به نحوی میخاستن منو خوشحال کنند

    چون واقعا من احساس خوبی داشتم قبل از اینکه هدیه بگیرم یا کسی بهم تبریک بگه خودم خوشحال بودم

    و چه شب به یاد موندنی شد واسم

    خدایا شکرت

    میخوام این دفعه جوری تعهد بدم و عملگرا باشم

    که چند سال دیگه که پر از موفیقت و عشق و ثروتم وقتی کسی ازم پرسید چیشد به اینجا رسیدی ؟

    بگم همه چی از 25 سالگیم شروع شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    آتنا شکیب گفته:
    مدت عضویت: 555 روز

    به نام خداوند مهربون که هر چه دارم از آن توست

    خدایا من بدون تو هیچم تو هستی همه کاره

    سلام خدمت استاد دوست داشتنی و خانم شایسته عزیز

    سلام به همه دوستان در این سایت الهی

    خدایا سپاسگزارم بابت نشانه امروز من که هدایتم کردی به این نشونه که بهم بگی خودت باش اینقد دنبال این نباش دیگران تاییدت کنن بهت توجه کنن

    الان چند وقته میبینم پیغام خدا به من اینه که خودم باشم.

    یادمه اولین بار که این فایل گوش کردم فصل اول سفرنامه بود من چند بار گوش کردم اما امروز که این فایل گوش کردم بیشتر درک کردم پس معلومه فرکانسم تغییر کرده

    اتفاقا تولد من اول تیر نزدیکه من همیشه دوست داشتم چه در روابط دوست‌هام بهم کادو بدند و بعد یادمه که چقد بهم میریختم و حساس بودم که چرا فلانی که باهاش دوست بودم برای من کادو نگرفت و تبریک نگفت همیشه میخواستم کسی برام کاری کنه ، اینها رو یادآوری میکنم و به خودم میگم که یادت باشه بهترین دوستم خداست که بی منت میبخشه و این همه نعمت بهم میده و هیچ وقت تنهام نزاشته و کنارم هست در همه روزهای زندگیم و تنهاییم . پس یادم باشه مهم‌ترین کار من ارتباط با خالق خودم خدای مهربون و قدرتمندم هست من باید رضایت خدا رو جلب کنم و خدا تاییدم کنه نه دیگران که خودشون بدون خدا هیچ هستن ، من باید یاد بگیرم من خودم خود به خود ارزشمند هستم چون از ذات خداوند هستم از روح خدا هستم پس ارزش من به درون هست نه بیرونم

    من باید یاد بگیریم با خودم در صلح باشم اتفاقات خودبه خود میافته من نیاز نیست کاری کنم و زور بزنم

    من باید یاد بگیریم برای جلب توجه دیگران کاری نکنم اون خداست که بهم عزت میده و خداست که منو در مقابل دیگران بالا میبره

    من باید یاد بگیریم اگر منم مثل استاد روی خودم و باورهام کار کنم و در هر شرایطی حسم خوب باشه و با خودم در صلح باشم دیگران خودشون خودبه خود برام کاری میکنن نه من بهشون بگم برای من این کار کنید

    من باید یاد بگیرم همه سال هایی که از دست دادم نگران نباشم خدا به یکباره برام جبران میکنه طوری شگفت زده میشم چون خدا جبران کننده ست. پس به خدا اعتماد کنم بزارم خدا کارشو انجام بده من فقط تمرکزم روی خودم و باورهام باشه ، بیرون به قول استاد خودبه خود تغییر میکنه و اتفاقات میافته پس من نچسبم به خواسته هام هی بگم پس چی شد بلکه هر چی رها تر باشم آروم تر ، خواسته هام بدون اینکه من فکر کنم چطور خودش اتفاق میافته.

    من یاد گرفتم زندگی رو آسون بگیرم قاعده این جهان آسونی هست و خداوند برام آسونی می‌خواد اون موقع خیلی راحت به خواسته هام میرسم، جدی نباشم

    به قول استاد علی بی غم باشم خونسردتر باشم اون موقع خوش شانس و خوش روزی هستم.

    من یادگرفتم از رابطه های قشنگ دیگران ، از کسایی که سوپرایزشون میکنن و براشون تولد میگیرن و بهترین کادوها رو میگیرند خودمو مقایسه نکنم و ناراحت نشم هر کی در جایگاه درست خودشه بلکه برای زندگی و رابطه های عاشقانشون تحسین کنم و براشون خوشبختی بیشتر بخوام ،

    و بدونم با کار کردن روی خودم زندگیم تبدیل به بهشت میشه و حتما اتفاقات خوبی ایشالله در مسیر مشیت الهی برام در راه هست

    از خداوند بابت تمام نعمت های زندگیم و نتایجی که گرفتم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    نرگس پرورش گفته:
    مدت عضویت: 2515 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربانم

    چقدر خوشحالم که همه چیز در زندگیم می‌تونه تغییر کنه وقتی خودم تغییر کنم . چقدر خوبه که جهان هستی چنین قوانینی داره ک امید بخش هست و به انسان احساس قدرت میده .

    منم وقتی بررسی میکنم خودم رو میبینم ک خیلی حسرت‌ها از دوران کودکی و نوجوانی و حتا همین الان هم دارم .

    و اینکه اگر من روی خلأهای درونی م کار کنم ، خودم رو دوست داشته باشم ، اهمیتی به دوست داشته شدن توسط دیگران ندم خیلی از اون تجربه ها ک برای من نداشته هست و حسرت شده برام تغییر می‌کنه و خیلی از آرزوهام محقق میشن .

    خدایا ازت سپاسگزارم که اگر من رها بشم از انسانها و فقط تو رو باور کنم و با تو عشق کنم اگر ایمانم رو تقویت کنم و محتاج توجه دیگران نباشم و غرق در وجود تو باشم خود ب خود ب من توجه میشه برام هدیه می خرند ارزشمند میشم محبت افراد به من جلب میشه شهرت نیک پیدا میکنم و زندگیم سرشار از لطف و خیر و برکت میشه .

    خیلی از تضادهای زندگیم برای این هست که من روی خودم کار کنم و باورهای محدودکننده م رو شناسایی کنم و به این شکل ب اصل توجه کنم و رابطه خودم با خداوند رو تقویت کنم و مهم ترین رابطه ی زندگیم باید این رابطه باشه . باید رها باشم نسبت به خواسته هام و به خواسته هام نچسبم و برای محقق شدن خواسته هام نیاز به بحث کردن و داد و بیداد و نیست . فقط کافیه من خدای خودم رو باور کنم . با خداوند رفیق بشم و دیگه برام نظر دیگران و توجه و محبت دیگران اهمیتی نداشته باشه و خوشحال و شاد و امیدوار باشم و با خودم و با جهان و با همه ب صلح برسم .

    من باید به یاد داشته باشم تنها کاری ک من باید بکنم تا همه چیز در زندگیم عالی بشه که از درونم به شادی برسم و با خدای خودم رفیق بشم به مسایل جوری نگاه کنم ک من رو به آرامش و حس خوب برسونه ، خودم رو دوست داشته باشم چون وجود من تکه ای از خداوند هست . همه رو دوست داشته باشم چون همه پاره ای از خداوند هستند . تا خود ب خود خواسته هام محقق باشند . نیاز به جنگیدن نیست . نیاز به تنش و نگرانی نیست ‌. اجازه بدم ک جهان برای من محقق کنه و لذت ببرم از لحظه حال و زندگیم و هرآنچه دارم .

    من وقتی سعی کنم خودم رو دوست داشته باشم . نظر دیگران برای من مهم نباشه جوری باشم ک خودم دوست دارم و لذت می برم و فارغ باشم از توجه و تأیید دیگران . وقتی خداوند رو اجابت کنم و با خداوند در درونم متصل باشم و احساس خوب و فوق العاده ی اتصال با خداوند درونم رو لبریز کنه همه چیز رو در زندگیم دوست خواهم داشت حنا روزهای تلخ زندگیم رو چون می‌دونم ک همه ی تجربیاتم من رو به نقطه ی کنونی رسونده. وقتی همه چیز رو از زاویه خداوند ببینم و بدونم که همه چیز سر جای خودش هست همه چیز رخ میده . اتفاقات می افته .خود ب خود رخ میده . به موقع ش . وقتی که من در هماهنگی قرار می‌گیرم و حسر ت نمی خورم و از موفقیت دیگران خوشحال میشم و اونها رو تحسین میکنم اتفاقات خوب برای من هم اتفاق می افته . من باید عشق رو در درون خودم پیدا نکنم و نه بیرون خودم و من باید تنها قدرت جهان هستی رو خداوند بدونم . من باید روی هماهنگ کردن ذهن و روحم بیشتر کار کنم نه روی مسائل بیرونی . مسایل بیرونی خودش حل میشه .

    باید همیشه یادم باشه قانون رو تا همه چیز رو ساده و راحت به دست بیارم . باید همیشه ورودیهام کار کنم .

    من تصمیم گرفتم . با دل و جان تصمیم گرفتم که متعهد بمونم در اجرای قانون و آگاهانه رو باورهای کار کنم . یعنی آگاهانه به هرچیز جوری نگاه کنم که احساس خوبی بهم بده و احساسم رو بهتر کنه . نرگس عزیزم از خداوند بخواه که تو رو به راه راست هدایت کنه و گمراه نشی ک تمرکز رو بخوای بر فرعیات و بر مسایل اشتباه بگذاری . بلکه همواره در مسیر درست بمونی . در مسیر کنترل ذهن و هدایت اون به سمتی که ب تو احساس بهتری بده . در مسیری ک فرمان ذهن در دست تو هست و تویی ک بهش جهت میدی .

    خدا رو شکر میکنم که این آگاهی ها رو دریافت میکنم .

    خدا رو شکر که زندگی برام فراهم کرده که در اون من سلامت و تندرست هستم و هرروز میتونم کمی بیشتر بر اجرای قانون متعهد باشم .

    خدا رو شکر میکنم .

    خدا رو شکر میکنم که هرروز مسیرم روشن تر میشه .

    خدا رو شکر میکنم که هرروز زندگیم روانتر و زیباتر میشه .

    زندگی می‌تونه نویدبخش و ساده و لذت بخش باشه وقتی که من روی باورهام کار میکنم و به هرچیزی در زندگیم جوری نگاه میکنم که احساس بهتری بهم دست بده .من میتونم زندگی رو راحتتر بگیرم. من هم میتونم بیخیال باشم و ساده تر و راحت تر بگیرم زندگی رو. زندگی مثل یک بازی هست . من هم میتونم که رها باشم و به چیزی نچسبم و اجازه ندم چیزی بیش از حد برام مهم باشه که حالم رو بد کنه .

    من میتونم از احساس بد به سمت احساس خوب حرکت کنم . زمانی که چیزی رو جدی و سخت نگیرم. من میتونم جوری به همه چیز نگاه کنم که لذت ببرم و آرام باشم . نتیجه ی این عملکرد این هست که اتفاقات دلخواه من بدون زور زدن و تلاش کردن اتفاق می افته چون روند طبیعی جهان طبیعی بودن هست.

    ایمان دارم ک زندگی من هم می‌تونه روز ب روز قشنگ‌تر و زیباتر بشه اگر من هم زندگی رو آسان بگیرم و از زندگیم لذت ببرم همینطور ک هست .

    روزی که من به این شکوفایی میرسم . وقتی ک من هم باور میکنم که میتونم با قدرت کنترل افکارم بهترین‌ها رو در زندگیم تجربه کنم هرروز میشه روز تولدم و هرروز وقتی از خواب بیدار میشم انگار عمر جدیدی رو شروع کردم و دوباره متولد شدم .تازه ی تازه .

    میشه ک من هم زندگی سرشار از عشق و آزادی و آرامش و ثروت و موفقیت و احساس خوب در تمام جنبه ها رو تجربه کنم و داشته باشم . چون الگوهای بسیاری در همین جمع هستند که براشون محقق شده این خواسته .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    حدیث حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 402 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز از خدا ممنونم برای این فایل بسیار ارزشمند

    خدایا شکرت که من رو به این مسیر هدایت کردی

    روزشمار تحول زندگی روز نهم

    استاد چقدر خوبه که احساس ما و احوال ما وابسته به آدم ها و شرایط نباشه متاسفانه من هنوز خیلی باید روی خودم کار کنم تا به این درجه برسم و چقدر خوبه با خودمون و خدای خودمون در صلح باشیم و حال خوب ما وابسته به یک خواسته یا احساس آدم ها نسبت به ما نباشه و ما همواره با همه کس و همه چیز در صلح باشیم و احساس خوب داشته باشیم از امروز میخوام بازهم روزه احساس خوب رو شروع کنم با توکل به خدا و تمام تمرکزم رو بزارم روی احساس خوب و لذت بردن از کوچک ترین نعمت های خدا و دیگه درگیر گذشته نباشم که چه سختی هایی رو تحمل کردم و بپذیرم که اون اتفاق ها به تکامل من کمک کردن خدارو هزار مرتبه شکر میکنم که هدایت شدم به این سایت و مسیری که شما در اون هستید و به قول شما زندگی رو راحت تر بگیرم خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    مریم ری را گفته:
    مدت عضویت: 1390 روز

    به نام خدایی که به انسان عزت و کرامت داد

    رد پای نهم

    در خوابگاه در کیانپارس

    وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا

    به یقین فرزندان آدم را کرامت دادیم، و آنان را در خشکی و دریا [بر مرکب ها یی که در اختیارشان گذاشتیم] سوار کردیم، و به آنان از نعمت های پاکیزه روزی بخشیدیم، و آنان را بر بسیاری از آفریده های خود برتری کامل دادیم.

    و خداوند به انسان ها فارغ از هر چیزی

    هر زیبای ظاهری

    و هر اندامی

    و هر خانوادای

    و هر شهر

    و..‌‌‌‌…..

    عزت داد

    چون انسان ها بخشی از خداوند

    خدایا شکررت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    علی یکتاجو گفته:
    مدت عضویت: 1288 روز

    سلام درودخدمت تمااعضای سایت استاددوست داشتنیم وخانوم شایسته عزیز

    میخام اززندگی خودم منگنه کنم به این فایل زیباوارامش دهنده واگاهی دهنده

    من قبلافردی بودم که همه چیزروزوری میخاستم حتی رابطه باافرادرو سلام واحوال پرسی زوری دوستی زوری وکسی تومحل یامدرسه بهم سلام میدادحس میکردم که واقعازوری سلام میده چون ازفرم صورتش ولحنش حس میکردم

    کادوی تولدیاروزتولد که هیچ حتی موندن کنارمم زوری بود

    واما بعد

    ازوقتی که خداوندمهربان منوبه مسیرالهی خودش ازطریق استادعزیزم دعوت کرداصلایه جوردیگه شدم 360درجه تغییرکردم

    تغییری که منوبه ارامش واقعی سوق دادهیچ چیزنمیتونست منوتسلیم خودش کنه منظورم عوامل بیرونی مثل رکودمثل گرونی و……

    ازوقتی که وارداین وادی شدم لحظه ای ازشکرگزاری نعمت های زندگیم دست برنداشتم خستگی ناپذیرعین کودک شدم والانم که الانه حتی انرژیم بیشترازان زمان هست

    رفته رفته خداوندانسان های فوق العاده عالی روبه زندکیم اورد

    انسان های موفق خوش اخلاق خوش برخوردوشادکه توعالم خودشون حسابی کیف میکنن وشادی میکنن

    رفتارهای تمام افراددرزندگیم ومحله به طورچشمگیری باهام عوض شدن خیلی بامهرومحبت احوال پرسی میکنن وبهم انرژی میدن اگه پای پیاده باشم منوتامسیری که اصلاتوراهشون نیست منومیرسونن و…‌‌.

    چون من تغییرکردم وتوجه روروخودم گذاشتم دنیاوجهان هستی تمام زیبایی هاش روتوزندگیم جاری کرده

    ومن همیشه لبخندزنان وباروحیه عالی ترروزبه روزدارم پیشرفت میکنم به لطف خداوندمهربان

    خدایاهزاران بارشکرت بخاطرروابط عالی وسالمم خیلی ازتون سپاسگزارم استادعزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: