دلیل سرقت تاکسی دنده آرژانتینی ام! - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

724 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 3040 روز

    سلااااااام استاد جووونم

    خخخ نمیدونستم پیکان دنده آرژانتینیتون هم دزدیدن ?

    الان یادم افتاد به موتورتون خندم گرفت

    ولی واقعا اگه این گذشته نداشتین شاید اینقد خوب باورتون نمیکردما و اگه ثروتمند بودی یا روابط عالی داشتی و …میگفتم خوب عباس منش نفسش از جای گرم بلند میشه و از اول اینجوری بوده ولی الان جای هیچ بحثی نیست و خداراشکر چاخان در مورد این موضوع سکوت اختیار کرده

    استاد منم نتایج انتخاب شهر کنکورم اومد و قبول نشدم و همون لحظه گفتم حتمن خدا چیز بهتری واسم در نظرداره و از راه دیگه میخواد کمکم کنه چون هم باور هام عالی بود و هم احساس خوبی داشتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      محمد جواد اسدی گفته:
      مدت عضویت: 1179 روز

      به نام الله یکتا

      من امروز این پیام شما رو خوندم و احساسم به من گفت که ازتون سوال کنم الان در چه وضعیتی هستین،اگر اون روز کنکور قبول نشدین الان بعد از 6 سال کجای این جهان زیبا هستین و الخیر فی ما وقع برای شما چی بود؟؟؟

      اون احساس خوب و اون باورهای عالی الان شما رو به چی رسونده و الان اوضاع چطوره،برام جالبه که بدونم…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        آوا گفته:
        مدت عضویت: 3040 روز

        سلام جناب اسدی چه سوال قشنگی ازم پرسیدی

        جالبه بعد6سال من الان کجای این دنیا هستم؟

        یجوری برگشتم به 6 سال پیش و دغدغه های اون موقع

        آرزوهایی که داشتم و…

        خوب بریم سر اصل مطلب و سوالتون

        من الان تو یه شهر قشنگم و کنار همسر عزیزم عشق زندگیم هستم کسی که با تمام وجود دوسش دارم و همونیه که خودم میخواستم همیشه

        اون موقعی که کنکور میدادم در اصل تنها خواستم این بود که یجوری خودمو سرگرم کنم و توجه خانوادم ازین موضوع که ازدواج کنم بردارم تا عشقم بیاد خاستگاری و شرایط جور بشه واسمون

        و اصلا درست درس نخونده بودم پر از استرس بودم و اصلا خاسته ای نداشتم

        الان تو موقعیت شغلی هستم که دقیقا طبق چیزی که خودم میخوام آزادی زمانی و مکانی داره هر جا باشم میتونم درآمد کسب کنم و خودم رییس خودمم و کارمند خودمم هستم

        هنوز به درآمد نرسیدم و اینم ناشی از ترس های منه که باید کنار بذارمشون

        الان سالمم خودمو دوس دارم شیش سال پیش قدم دوس نداشتم ولی الان دوسش دارم

        کلی طلا دارم خداراشکر اون موقع نداشتم

        لباس های زیبایی دارم

        خیلی اجتماعی تر و صبور تر آروم تر شدم

        مهربون تر شدم

        گوشی مورد علاقم جذب کردم

        و خیلی چیزای دیگه که الان در خاطرم نیست

        سوالتون منو به فکر واداشت ممنونم ازتون

        در ضمن بگم که من مدتی از مسیر منحرف شدم و حداقلش این بود که از موفقیت های خودم محروم شدم شاید اگه متعهد تر بودم الان جواب بهتری واست داشتم

        در پناه حق شاد باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          محمد جواد اسدی گفته:
          مدت عضویت: 1179 روز

          به نام الله یکتا

          همین که سالم هستین و زنده و خوشحال،شما بزرگترین نعمت الهی رو دارین،خدا رو صد هزار مرتبه شکر که در مسیر الهی همچنان ثابت قدم هستین و دارین متعهد تر روی خودتون کار میکنین،شاید خداوند میخواسته از طریق من یه تلنگر بهتون بزنه و بگه ببین اگر میخوای زودتر به خواسته هات برسی متعهد تر عمل کن،چون من هر روز کامنتها رو میخونم و این اولین بار بود که همچین درخواستی رو احساسم گفت بکنم اونم از شما،هیچ چیز اتفاقی نیست،در پناه الله یکتا شاد و سعادتمند باشی در دنیا و آخرت

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    رها خوشبخت گفته:
    مدت عضویت: 3651 روز

    سلام به استاد عزیز و همه ی همراهانم

    امروز عصر مغازه ی ما اتش گرفت و تمام چند میلیارد سرمایه و کل ساختمان دود سد رفت هوا.

    خیلی بهم ریختیم هممون حاصل زحمات ۳۰ سال کار بود اما الان که فکر میکنم میبینم ما همیشه دلمون میخواست شهر دگ زندگی کنیم و درواقع همیشه گیراین شغل و مغازه بودیم الان که هیچی نیست شاید برا اینه که ارزوهامون واقعی شن:)

    امیدوارم و ممنون از شما به خاطر حرفای بی نظیرتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    نعمت اله صادقی گفته:
    مدت عضویت: 2933 روز

    واوووووو چقدر زود اتفاق افتاد چقدر زود قانون جواب میده بخدا چند دقیقه پیش نوشتم که فردا درآمد چند برابری بخاطر عمل به قوانین نتیجه پرداخت بدهیم خواهد بود و دقیقا چن ددقیقه بعدش از بانک مسکن لرستان تماس گرفتند و گفتن که 5 دستگاه دوچرخه میخوان……………….اونایی که دنبال نتیجه هستند تو رو خدا بخوننننننن که من دارم نتیجه میگیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    سید حسن گفته:
    مدت عضویت: 1382 روز

    سلام

    همچنان باز هم هدایت الله

    وقتی به چالش هایی بر میخورم خیلی خوشحال میشم که مسیر جدید تحقق خواسته هام داره ایجاد میشه

    مثالی از برادرم بزنم

    مکانیک ماشین های سواری بود

    اتفاق ناگواری داخل کاراژ برادرم افتاد که مجبور شد مغازه را جمع کند

    واون اتفاق باعث شد که

    الان شرکت تولیدی قطعات خودرو داره و این همان شروع خواسته ای بود که داشت

    اگر اون اتفاق رخ نمی‌داد

    هنوز اون مغازه تعمیرات ماشین را داشت

    پس حکمت همین بود که استاد مطرح کرد

    استاد ممنونم از دادن این همه آگاهی که باید این آگاهی ها را پول داد

    هر آنچه که رایگان هست

    درک آن برای انسانها قابل قبول نیست درست گفتیم همیشه باید بها داد بابت هر سخن نیک

    تا درک بیشتری داشته باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    اسامه پروین گفته:
    مدت عضویت: 4145 روز

    سلام استاد

    دوستان عزیز

    خانواده صمیمی من

    خداروشکر که دارمتون و خداروشکر که به این مسیر هدایتم کرد که این تمامش از لطف و کرم خدای ماست وگرنه من و شما هم مثل خیلی های دیگه در جهالت از قوانین به سر میبردیم و قدرت خلق که هیچ حتی قدرت رویا پردازی ررو هم نداشتیم.

    واقعا خیلی خلیل خیلی عالی بود

    دو روزه دلم میخواد قسمت دوم راهنمای عملی رو بشینم با تمرکز تمام ببینمو بنویسم و بفهممش ولی احساس میکردم یه چیزی کمه این وسط!

    یه چیزی هست که من درکش نمیکنم و فکر میکنم نمیشه همش همین باشه.

    چون اون حس و شوری که استاد در مورد این جلسه داشت رو در وحودم حس نمیکردم

    ولی امروز به لطف خدا به لطف خدا درک کردم قضیه رو و حرف هایی که دوسال قبل استاد تو جلسه دوم راهنمای عملی دستیابی به رویا ها زده بودن امروز تکمیل تر شد به لطف خدای مهربان

    واقعا این کلمات و این بخش در اون قسمت جاش خیلی خالیه. برای درک بهتر این قانون برای درک بهتر اون قسمت و برای درک بهتر هدف اون قسمت.

    چقدر خوب میشد اگه این بخش رو در اون قسمت جا میدادین و یا یه لینکی چیزی ازش در قسمت دوم بذارید و به عنوان بروز رسانی قسمت دوم راهنمای عملی بهش اضافه کنید.

    واقعا امروز متوجه منظور شما از دیدن خیریت از این که با خودتون گفتید که دیگه چیکار باید بکنم از این که دیگه رانندگی تاکسی نباشم رو امروز فهمیدم.

    خداروشکر

    این ها همش لطف خداست. چند روزیه که از کامنت های دوستان یادگرفتم و با نوشتن سناریو در اول صبح زندگیمو اومجور که میخوام خلق میکنم و درخواست هامو به خدا میگم و خدای من خودش خلقشون میکنه.

    نمیدونم چجوری ونمی گم و نه برام مهمه که از کجا میاد!

    فقط مینویسم و خدای من به لطف و کرم خودش برام مهیاش میکنه.

    خدایا شکرت خدایا شکرت.

    به تهیه دوره هم نزدیک شدم احساس میکنم خیلی به مدارش نزدیکم و میدونم که تا جمعه تهیه ش میکنم به لطف خدای مهربان.

    قربون خدا برم با این زندگی با این جهان هستی با این قوانین عالی.

    موفق وموید باشید عزیزانم

    خداوند یارو نگهدارو هادی وهمراه همه تون در تمام لحظات باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    زهرا ولایتی گفته:
    مدت عضویت: 1432 روز

    سلاااااام استاااااد

    ای خدااااااای منننننننن

    ای خدایی که این فایل رو برای من نشونه کردی.

    ای خدایی که انقدر قشنگ وقت میزاری و میشینی با ما حرف می زنی و دائم حال ما رو بهتر و بهتر می کنی.

    یعنی من چنان ذوقی دارم که مامانم از خواب بیدار بشه و بهش بگم که نشانه ی امروز من چی بود. بهش بگم و بعد بشینیم حرف بزنیم و فکت بیاریم.

    ای خدااااااا

    من دارم دیوااااااانه میشم.

    برای یک درخواست دیگه روی نشانه ی امروز من زدم ولی خدا حواسش به همه چیز هست و دائم می خواد بگه ببین من هستما ، نگران نباش .

    وقتی دیدم این فایل برام اومد گفتم عه این که یه بار دیگه هم خیلی وقت پیش به عنوان نشانه ی امروز من برام اومده بود و من این فایل رو دیدم ولی الان به چه درد من می خوره.

    به خدا می خواستم از صفحه خارج بشم چون با خودم گفتم من می دونم این فایل چی داره و الانم به درد من نمی خوره که. ولی از اونجایی که می دونم بی برو برگشت باید نشانه ها رو جدی بگیرم و دنبال کنم تصمیم گرفتم متن فایل رو دوباره بخونم و فایل رو ببینم.

    اول اینو بگم که انگار یه فایل دیگه بود که من تا به حال ندیدمش و من این بار فقط ۵ دقیقه اول فایل رو دیدم.

    اون دفعه کلا یه جیز دیگه فهمیده بودم و اتفاقا کامنتش هم هست ولی این بار برام یه فایل جدید بود که خدا دقیقا برای الان فرستاد. الهی شکرت

    چقدر تو ب موقعی خدای من

    سوالی که ازت داشتم به این اندازه جوابش در این لحظه برام مهم نبود ولی تو چیزایی یادته و حواست به چیزایی هست که در توان من نیست حواسم به همشون باشه.

    ای خدااااااای عششششق

    عاااااااشقتممممممم

    خدایا تو داری به من میگی بابا نگران نباشید دارم ازتون میگیرم که خواسته تون رو اوکی کنم. شما که دارید روی خودتون کار میکنید و یه سری درخواست هم داشتید ، حالا به ظاهر قضیه نگاه نکنید فقط حس و حال تون رو خوب کنید تا نتیجه رو ببینید.

    خدایا تو داری ما رو هل میدی.

    دقیقا مثالی که خدا برای من تو این فایل زد.

    گفت اگر من دارم یه فردی رو از کاری که دوست نداره اخراج می کنم ، به این معناست که دارم به سمت خواسته هاش هلش میدم وگرنه اون آدم تا ۱۰۰ سال دیگه هم تو همون کارش می مونه و حرکت نمی کنه.

    من دارم می فرستمش جلو که بره و به خواسته هاش برسه. همه چیز رو هم خودم می خوام براش اوکی کنم فقط اون باید حالش رو خوب نگه داره و بدونه و ایمان داشته باشه که هر اتفاقی می افته به نفعشه.

    الخیر فی ما وقع

    خدایاااااااااااشکرررررررررت

    من نشونه ام رو دریافت کردم . بریم ببینم چه معجزاتی در انتظارمه.

    الهییییییی شکررررررت

    عاااااااااشقتووووووونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    ستایش یگانه گفته:
    مدت عضویت: 4155 روز

    سلام به استاد عزیزم و همراهان گرامی

    چقدر حس خوبم با دیدن این فایل عالی تر شد . اصلا قابل بیان نیست. مخصوصا تیکه ی آخر که واقعا فوق العاده بود. خیلی خیلی سپاسگزارم.

    مدتها پیش من همیشه به این موضوع فکر میکردم که چرا دقیقا زمانی که تصمیم به تغییر میگیرم اتفاقات کاملا برعکس خواسته ها ی من میفته؟ اون موقع ها به محض وقوع اتفاقات ناخوشایند سریع عقب نشینی میکردم و همه چیزو رها میکردم و ادامه نمیدادم. تا اینکه تو کتاب قانون شفا نوشته ی خانم کاترین پاندر متنی رو خوندم که خیلی به صحبتهای استاد عباسمنش عزیز مربوط میشه و دقیقا اونهارو تایید میکنه . توضیحات خانم پاندر را مینویسم تا هم به خودم یادآوری بشه و هم شاید برای کسی جالب باشه:

    « لابد شنیده اید که گاه برای اینکه اوضاع بهتر شود، نخست باید بدتر شود. در واقع این فرایند بدتر شدن ، بخشی از فرایند بهبود است. جالب توجه اینکه آنچه شکست مینماید، لحظه ی زایش کامروایی در آن موقعیت است. این مرحله را فعل و انفعالهای فرآیند شفا می خوانند.

    آیا هرگز جوش شیرین را در مایعی اسیدی ریخته اید و شاهد جوش و خروش آن بوده اید؟

    یکی از آنها دیگری را خنثی میکند و چیزی بهتر به وجود می آید.

    هرگاه انسان تعمداً اندیشه های درست را به کار گیرد و به طور سنجیده راههای درست را بپیماید نیز معمولا همین امر به وجود می آید.

    شاید شخص احساس کند که عصبی و کلافه و وحشتزده است. شاید بیماری های گذشته اش باز گردند. شاید سستیها و عادتهای نکوهیده پیش او دیگر بار رخ نماید. اگر سابقا مشکلات مالی داشته ، چه بسا به نظر برسد که وضع از سابق هم خرابترشده و همه از او روگردانده اند و تنها و بیکس در اغتشاش فرو رفته است.

    گویی به ناگاه همه چیز به راه خطا می رود. شاید این ناهماهنگی عذاب آور بنماید، اما در حقیقت نشانه ای نیکوست. شاید احساس کنید که همه هستی و جهانتان در هم فرو میریزد و از هم فرو می پاشد. آرام جانتان را حفظ کنید و بگذارید همه چیز در هم فرو ریزد . پس از این در هم فرو پاشیدن ، تصویری پدید می آید که به مراد دل و آرزوی قلبی و هسته وجودتان بسیار نزدیکتر است. …»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    محمد فلاح کيش گفته:
    مدت عضویت: 3238 روز

    سلاااااااااااااااااام استاد عزیزم . بازم اشک منو دراوردی، انقد هیجان زده و شوکه ام که فایل رو نصفه کاره گذاشتم تا بیام اینجا پیغام بذارم. من پارسال اوایل تیرماه با سایت شما آشنا شدم و یک فایل هم ازتون دیدم در مورد سه برابر کردن ثروت . الان یه دستخط دارم به تاریخ نوزدهم تیرماه نودوشش که الان درآمد متوسط ماهیانه ام انقدره و میخوام تا نوزده تیرماه نودوهفت درآمدم حداقل سه برابر بشه. اتفاقی که افتاد چی بود ؟! من در تاریخ اول مرداد نودوشش با سمت مدیریت شعبه و با شش سال سابقه درخشان از کار اخراج شدم!!!! یعنی تو کمتر از دو هفته از زمانی که تعهد دادم درآمدم سه برابر شه!! اونموقع برام این قضیه خیلی قابل هضم نبود. البته خیلی زود باهاش کنار اومدم و وسایلم رو جمع کردم و اومدم با خنده به همسرم گفتم اخراج شدم و دقیقا مث شما گرفتم خوابیدم:)))) . ناگفته نماند با وجود اینکه من حقوق نسبتا خوبی می گرفتم و سمت بالایی داشتم با کلی مزایا اما کارم رو دوست نداشتم و فقط عین یه مرده متحرک میرفتم پشت میز میشستم تا تایم کاریم تموم شه. الان که فایل رو دیدم قشنگ دو زاریم افتاد که قضیه از چه قراره. اون اخراج اولین قدم محکم و درست بود واسه پیشرفت من، واسه رهایی از کار و محیطی که دوسش نداشتم و وقت و انرژی و حال خوبم رو می گرفت. از اون موقع تا بحال و با وجود پیشنهادهای کاری حدود یکسال و سه ماهه که من دور کار کارمندی و حقوق بگیری رو یه خط قرمز کشیدم و با وجود بدهی ها و فراز و نشیب زیاد الان تو دفتر کارم نشستم و با همسرم مشغول فعالیت بازرگانی و راه اندازی یه ایده عالی اینترنتی هستیم و منی که همیشه عاشق کسب و کار اینترنتی بودم انشالله هفته آینده سایت فروش آنلاینمون آپلود میشه و شروع می کنه به فعالیت . حالا دیگه اطمینان دارم خدا حواسش ششدونگ بهم هست و داره پازل زندگیم رو طبق خواسته هام می چینه . الان دیگه یاد گرفتم که اتفاقای بظاهر بد هم تو دلشون کلی خیریت و حکمت و منفعت هست که فقط به باور من و زاویه دیدم بستگی داره که چطوری باهاش مواجه شم. ایمان دارم که خیلی زود و تو همین قسمت نظرات سایت گرانقدر و عالی استاد عباس منش از پیشرفت ها و موفقیت های بیشمارم بهتون میگم . البته همین الانش هم واقعا خوشبخت و سعادتمندم که هم در مکتب استاد عباسمنش و در کنار دوستای هم فرکانسیم هستم هم همسر فوق العاده و بی نظیر و همراه دارم و هم یه دوقلوی دختر و پسر دوست داشتنی و هم کلی نعمت ریز و درشت و فراوون دیگه. خدارو از صمیم قلب شکر می کنم که من رو تو این مسیر قرار داد تا بتونم زندگیم رو همونطور که دوست دارم بچینم و اداره کنم نه اینکه ابزاری باشم واسه رسیدن دیگران به خواسته هاشون. امیدوارم استاد عزیز همیشه همینطور برقرار و سرحال و روبراه و خوش تیپ و شاد باشه تا بتونیم از درس ها و تجربیات فوق العاده اش استفاده کنیم و لذت ببریم .

    در پناه خدا باشیم همگی انشالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    شهرزاد ممبینی گفته:
    مدت عضویت: 2100 روز

    بنام خدای مهربانم

    سلام به استاد عزیزم سلام به مریم جانم و سلام به همسفرانم

    روز ۶۰ ام سفرنامه

    خدایا هزاران بار شکرت که تونستم تا اینجا متعهدانه سفرنامه رو ادامه برم و به طور واضح بفهمم که درکم چقدر بهتر شده از این آگاهی‌های نابی که نمیدونم چرا هی استاد دچار تردید میشه که قدرشون رو به هوای اینکه رایگان هستن نمیدونیم.

    استاد جان پنبه ها رو از تو گوشتون دربیارین لطفا.

    📢 اینجا یکنفر هست که با وضو و بسم الله وارد سایت میشه، اینجا یکنفر هست وقتی وارد سایت میشه انگار میخواد وارد یک عبادتگاه بشه ، کلی حمد و ثنای خدارو میکنه، کلی شکر خدارو میکنه، کلی احساس خوب رو تجربه میکنه.

    📢 اینجا یکنفر هست که سلامتیهای در حد معجزه براش رخ داده با همین فایلهای رایگان.

    📢 اینجا یکنفر هست که میگه این آگاهی‌ها نابن، لیاقت میخواد گوش دادن بهشون و هر وقت فایلهای رایگان رو درک کرد و فهمید و مدارش بالا رفت خدا هدایتش میکنه به محصولات. بخاطر همین با دروغ و دغل پول جمع نمیکنه محصول بخره.

    📢 اینجا یکنفر هست که همون موقع که تلاش می‌کرد وارد سایت بشه ولی ایمیلش ایراد داشت و سایت قبولش نمیکرد همزمان یه فلش پر از محصولات بدستش رسید و با اینکه اصلا نه میدونست محصول چیه و رایگان کدومه همین که صفحه اول رو دید که فقط کسی که بها داده میتونه استفاده کنه فلش رو پاک کرد. این آدم الان که رشد کرده میفهمه اینها یعنی درستی، یعنی اصالت و میگه خدایا شکرت که ذاتم پاک هست.

    📢 این آدم الخیر فی ما وقع رو خوب درک کرده، و دیروز یه اتفاق به ظاهر بدی براش افتاد و فهمید باید کاری که خیلی وقته میخواد به سرانجام برسونش رو به این بهانه باید به سرانجام برسونه و امروز اقدامات عملیش رو انجام داد.

    📢 اینجا یکنفر هست که برای یک موضوعی تردید داشت و از نشانه کمک گرفت و فایل توانایی تشخیص اصل از فرع اومد و برداشتش این بود که اصل درک حضور خداوند و توکل بهش هست و باورش و ایمان بهش و شادمان و امیدوار به هدایتش و بقیه حل میشن بدون تردید، و اون فقط باید سعی کنه احساسش رو در همه حال خوب نگه داره چه با چیزهایی که احساس خوب رو بطور طبیعی میدن و چه با چیزهایی که الخیر فی ماوقع هستن.

    📢 این آدم با همین فایلهای رایگان اعتماد بنفسش خیلی بهتر شده، آرامشش، سپاسگزاریش، شادبودن بی بهانش، از تنهاییش لذت بردن، در حد مدارش ردپای قانون رو درک کردن و یادآوری گذشتش فقط در این حد هست که بفهمه چقدر تغییر کرده و تمام تلاشش رو میکنه که پلی به گذشته نزنه، آینده رو هم با احساس خوب الانش و امید و توکل و تسلیم بودنش بهتر خلق کنه و میخواد بیشتر در لحظه زندگی کنه.

    📢 اینجا یکنفر هست که با دیدن مستند زندگی شما بهش یادآوری شده که چقدر اونهم خصوصیات خوب داره، چیزهایی که هیچ مشاور و روانشناسی بهش نگفته بود و خودش هم اینقدر خودباوریش کم بود که اصلا خودش رو نمی دید. ولی الان هرروز خودش رو تحسین میکنه و بیشتر دوست داره.

    📢 اینجا یکنفر هست که یادش اومده اونهم چشم زیبابینی داشته ولی چون در مدار اشتباهی بوده با آدمهایی احاطه شده بود که بهش میگفتن همش غلو میکنی وقتی یه زیبایی میبینی اصلا اینطور نیست که تو میگی، اما الان اون آدم هر روز و هر شب میره تو بالکن کوچیک خونش و از صمیم قلبش زیبایی آسمان و خورشید تابان و ابرهایی که هیچ دوروزی مثل هم نیستن و تاریکی شب با درخشش ستارگانش و ماه نقره فامش رو با تمام وجود تحسین میکنه و لذت میبره.

    📢 اینجا یه آدم هست که وقتی میگین توی مسیر گاهی لازمه بزت کشته بشه فکر میکنه منظور چی هست؟ در ادامه میشنوه که شاید با اتفاقاتی که هم در ظاهر خوبن و هم در باطن هدایت بشیم و شاید لازم باشه بزت کشته بشه ولی اگر لازم شد بزت کشته بشه غصه نخور، احساست رو خوب کن و سعی کن درک کنی پیام این اتفاق چی هست.

    خدایا شکرت که جز اون افرادی هستم که قدرشناسی تو وجودم هست و اینقدر راه سنگلاخی رفتم که میفهمم همین فایلهای رایگان گنجن و کلی نتیجه تا الان ازشون گرفتم.

    برای استاد عزیزم هم دعای خیر از صمیم قلبم میکنم که رسالتشون رو به این زیبایی انتخاب کردن و از هیچ چیز دریغ نمیکنن برای خوب انجام دادن این رسالت گرانبها . حتی اینکه یادآوری میکنین این فایلهای رایگان، ارزشمندن و شمارو آماده میکنن برای استفاده از محصولات.

    ممنون بابت همه چیز. شما هم در پناه الله یکتا باشین ❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  10. -
    سجاد سالاری گفته:
    مدت عضویت: 3361 روز

    ب نام خدا

    دوستای گلم سلام یهو دلم خواست ک چند دقیقه ای از تجربیاتم بگم براتون …منم عین همه ی شماها یه روزی تصمیم گرفتم ک تغییر کنم ..نفهمیدم چی شد ب خودم اومدم دیدم ک استاد شده بخش مهمی از زندگیم …بدجوری خشحال بودم حس میکردم گنجی ک دنبالش بودمو پیدا کردم ..انگار ک بیست ساله گذشته چیزی رو گم کرده بودم و حالا پیدا شده ..احساس میکردم ک میتونم تموم خلا هامو پر کنم ..خب اون ماه های اول همه چی رویایی بود ولی بعد یه مدت با وجود تلاش زیادم انرژیم افت میکرد نجواها می اومدن و ضعیفم میکردن ..دوباره حالم بد شده بود خبری از اون شور و نشاطی ک داشتم نبود ..فک کنم شما هم تجربش کردین ک وقتی حالتون بد باشه همه چی ب هم میریزه ..برای من ک همیشه همینطوری بوده ..شده بودم شبیه یه مرداب ..فقط روزمرگی بود و روزمرگی بود و روزمرگی

    وقتی اوضاع غیر قابل تحمل شد راهی برام نمونده بود جز برگشتن ب قانون خب طبیعی هم بود من با قانون کلی احساس قشنگو تجربه کرده بودم چطور میتونستم تو حال بد بمونم …خلاصه محکمتر از قبل برگشتم و ب قانون عمل کردم ..این بار با یه ایمان قوی تر شروع کردم و بعدش بووووووووووم

    دنیا اون روی قشنگشو دوباره بهم نشون داد ..درا ب روم باز شد و همه چیز شد همونی ک باید می شد ..

    تا حالا ک فک میکنم دو سالی شده ک با استاد اشنا شدم من چند باری از این رفت و برگشت ها داشتم …این متنو بیشتر برای دوستای تازه واردم مینویسم ک بدونن تغییر کردن اسون نبوده و نیست ..تکاملتون باید طی بشه .. قطعا توی این راه جاهایی میشه ک ترس میاد سراغتون ..میخاد ک ناامیدتون کنه ..یه صدایی بهتون میگه ک همه ی اینا دروغه ..و دقیقا همونجاس ک باید ایمانتون رو از دست ندین رفقا ..ب خدا من مهمترین موفقیت هام دقیقا زمانی بوده ک با یه تضاد برخوردم ولی ایمان داشتم ..موفقیت درست همونجاس ..بعد از تضاده ک پاداش میگیری ..بچه ها اگه نمی تونید از لحظه لدت ببرید اگه نمی تونید پای تعهدتون بمونید اگه نمی تونید رها باشید همش ب خاطر ایمان نداشتن ب قانونه ..ایمان تموم چیزیه ک من تو این دو سال فهمیدم ..وقتی ایمان داشته باشی از ایندت مطمینی ..خطاهای کوچیک ب چشم نمیاد خاطره ها ی بد اذیتت نمی کنه چون میدونی اینده چقدر قشنگه ..باعث میشه در لحظه اروم باشی و لذت ببری باعث میشه احساس خودباوری کنی

    میدونید رفقا نترسیدن قشنگه باشکوهه زیباس ..این ک تو هر موقعیتی بزرگ فکر کنی واقعا باشکوهه و سزاوار خشحالیه …مگه میشه این ایمان رو داشته باشی و ب خاطرش خشحال نباشی

    برای من الان دیگه ضعیف بودن توجیهی نداره و قابل قبول نیست چراکه الان میدونم ک یه انرژیه نابم و میتونم بی نهایت بزرگ باشم ..وقتی بدونی فرکانس الانت لحظه ی بعدتو رقم میزنه بدون ترس میری جلو دیگه مهم نی ژنتیک چی میگه ..بچگیه بد مهم نی ..باورای گذشته مهم نی …تموم محدودیت ها از بین میره ..میله هارو رد میکنی

    این یه قسمت از تجربه ی من بود امیدوارم شمایی ک میخونیش ب دردت بخوره ..دوس داشتم تویی ک تازه با این راه اشنا شدی بخونی و بدونی ک تو این راه شاید بعضی جاها خیلی تنها بشی ..خودت باشی و خدای خودت ..شاید نزدیکترینات بهت بخندن …نباید تاراحت بشی ..باید خودتو دوس داشته باشی با همه ی کم و کاستیا ..با همه ی زیر قول زدنا و همه ی بالا پایینات ..و ب خودت افتخار کنی ب عنوان کسی ک تغییرو انتخاب کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      فرنوش بیگدلی گفته:
      مدت عضویت: 2884 روز

      سلام دوست گرامی

      دقیقا من تو موقعیتی بودم که گفتید : روزمرگی.

      و من دقیقا همین حرفا رو احتیاج داشتم که شما گفتید.

      از دیشب حس درونم گفت کامنت های سایت استاد بخونم چند دوره مختلف خوندم ولی احساسم با کامنت شما در این فایل تغییر کرد.

      از کامنتتون اسکرین شات گرفتم که چندبار بخونمش و یادم نره.

      دستی از دستان خداوند شدید برای رسوندنش به من.

      خیلی ممنوووووووون????????

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      اسماعیل ذوالفقاری گفته:
      مدت عضویت: 3865 روز

      سلام آقا سجاد

      عالیییییییییییی بود. واقعا فوق العاده.

      وقتی داشتم این نظر رو میخوندم حس فوق العاده ای داشتم وحس کردم این نظر مال من نوشته شده. چون من هم یک بار از این رفت و برگشت داشتم

      و امیدوارم در زندگیت به هر چی که میخوای برسی. البته با کمک خداوند بزرگ

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      آوا گفته:
      مدت عضویت: 3040 روز

      سلااااااام

      ممنون بخاطر نوشتن تجربه عالیتون من الان دقیقن اون جایی هستم که یه مدت دچار روزمرگی شدموووو……

      خیلی عالی بود و حس حوبی پیدا کردم با خوندن کامنتتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: