پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 51


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سلدا گفته:
    مدت عضویت: 1021 روز

    سلام فرشته های بی بدیل و نازنین خدای مهربانم سلااام با عشقی از جانم براتون آرزوی موفقیت هاییی خیلی خیلی باورنکردنی تر و بزرگتر میکنم الهیی که همیشههه در برکت و سلامتی خیرهای فراوان باشید استادان عزیزم؛ خیلی خیلی دوست دارم براتون فایل صوتی بزازم چون انقدر حرف دارم که نمیدونم چی و بنویسم ؛ از کجا بگم و چطور بیانشون کنم؛ اتفاقا دیشب یک نظر گذاشتم اما تایید نشد ، چون حقیقتااا انقدر حرف بسیار دارم که نمیدونستم کدوم موضوع رو کجا و چطور بیان کنم؛ امل نمیدونمم نمیدونمم چه انرژی و فرکانسیه که هرشب که میام خونه دلم میخواد یه جوری باهلتون ارتباط برقرار کنم و باهاتون حرف بزنم و بگم چه قدر همه چیز فوق العاده ست چقدر همه چیز داره برام یه جوری خیلی خاص و حقیقتا ربانی پیش میره

    استاد جان من چه بسیااار انسان مشرکی بودم و نمیدونستم چه بسیااار آدمی که حتی خودم رو در برابر خداوند نمیتوانستم ببینم؛ یعنی چناننن من من در وحودم ریشه دوانده بود با اینکه هیچ نداشتم و هیچ هم نبودم اما نمیدانستم و نمیفهمیدم که من هیچم و همه چیز اوستتت ، استاد جان من بسیار به خود غره هستم بسیار غز خود راضی و بسیار انسانی پر از حسادت و کبر و غرور ؛ حتی الان که دارم غینها و مینویسم به حرفهایم شک میکنم با خودم میگم نگو مهم نیست نباید بگی اما میخوام بگویم که با همه ییی این شرک ها و غرور ها چقدرررر خدا حامی و همراه من بوده همیشه حقیقتا همیشه بوده ، الله یارم بود و من به الله نمیتوانستم اعتماد کنم الله بودددد اما من شک میکردم در وجودش ، الله را بزرگ نمیدیدمم الله را نمیتوانستم باور کنم رببویتش رو نمیتوانستم بپذیرم نمیتونستم قبول کنم که اویی هست که باید او را به ربوببیت به همه کاره بودن و به اصل کار جهان بودن پذیرفت نمیدونستم چرا نمیتوانم واااای خدایااا استاااد اشکم جاری شده که چرااا چرا این همه سال او را نتوانستم برای خود پیدا کنم خدایا استاد نمیدونم چطور بگم که چقدررر حرفهای شما هرروز داره ریشه هایی عمیق عقایدی که کاملا ضد حرفهای شماست رو برای من آشکار میکنه و انگار با شنیدن هر جمله و دیدن دقیقا ضد همان جمله در قلب و روح و جانم انگار قفلی گشوده میشود و من رها میشوم من آزاد و خوشحال و جوانه میزنم …

    استادجان من از راه خیلییی خیلییی دوری آمدم اما گذشته گذشته اکنون در فراخ ترین دشتهای عالم خودم مستقر شده ام و دارم برای روح و عشق خودم خدایی میکنم ؛؛؛ استادان جانمم باور کنید که فقط میخواهم صدای عشقم را به گوش جانتان برسانم تا بگویم که به چه شوری و در عین حال در چه تلاشی هستم برای گشودن تمام قفل هایی که در باورهای خشکیده نه تنهاااا در فکرم بلکه در قلبم هستممم

    …. عزیزان دلم من هنوز پنج روزه اینجا هستم اما فکر میکنم که باید خیلی سال پیش در اینجا میبودم چون تمام آنچه از آغاز در اینجا شنیده ام من نیز در تمام 37 سال بودنم در این عالم به انها می اندیشیدم اما باور نمیکردم یا زلال و شفاف و اب روان نبود که بدانم چگونه بهتر و بهتر از احساسات و عواطفم در این طعیان رودخانه دفاع کنم ؛؛؛ حال که شما را یافتم باشتاب بسیار حقیقتا میگویم که بسیار با شتاب در حال عبور هستم عبوری که انشالله به سرانجامی خارقالعاده بسیار عالی بیانجامد ، اگرچه که بگویم استاد جان یکی از باورهای همچون سنگ در سینه من این هست که من نیاز به داشتن بهترین چیزها ندارم نیاز به داشتن بهترین خونه ها بهترین ماشین ها بهترین های جهان مادی ندارم نیازی به داشتن ثروت و پول و فراوانی ندارم

    ای عجب که سختتتت هم محتاجم در زندگی مادی خودم سخت هم هرروزه در تقلای پول هستم و سخت حتی در داشتن احساس خوب و آرامش در زندگی خانوادگی خودم زندگی عاطفی و روانی خودم

    و دریافته ام که همه ی اینها سنگ هاییست که بر سینه ام زده ام تا ب الله چیزی را ثابت کنم که به آن اعتقادی ندارم به الله م چیزی را بنازم که به آن فخری ندارم … استادان عزیزم بر دستان پر مهرتان بوسه میزنم و از شما میخواهم مرا ببخشید اگر ده روز بعدتر هزینه دوره ای را که خیلی خیلیی واقعا میگویم از سوی خداوند به من رسید در حالی که من هیچ پولی نداشتم پرداخت کنم اما نیاز خیلی خیلی زیادی داشتم تا با اگاهی شما جانم آرام بگیرد و از این سو و انسو رفتن و به هر دری زدن برای آگاه شدن به هر ادمی دست بردارم و جان کلام شما بر دل و جانم بنشیند تا بلافاصله آمدم و فایلهای دانلودی تون میبینم و گوش میدهم تا انشالله در ده روز آینده حقوقم را بگیرم و تقدیم وجود نازنین شما بنمایم ؛؛؛؛ باز هم اگر راضی نباشید بنده گوش نخواهم داد پاک خواهم کرد و تا ده روز دیگر میخرم ؛؛ اما حقیقتا اصل کلامتان را که باید درک میکردم تا بتوانم ادامه بدهم در همین فایلهاییست که باید از خدمتتون خریداری میکردم برای همین به شدت علاقه مندم فرصت را غنیمت میدانم که هرروز در دسترسم باشد استفاده کنم و دور نشوم از ساختن خودم و باورهایم و دریافت آگاهی به روشنایی نور و آینه ؛؛ بسیار بسیاررر سپاسگزارم دستان پرمهرتان را میبوسم و برایتان این نامه طول و دراز را با عشق و جان میفرستم ؛؛؛ در پناه الله یکتا بدرخشید و بدرخشید و بدرخشید … سپاسگزارم دوست دار شما هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    سلدا گفته:
    مدت عضویت: 1021 روز

    نزدیک به ایام تعطیلی ست، سه روز تعطیل هستم؛

    سه روزه تعطیلی پیش رو دارم؛ در ایرانم، و فقط دلم میخواهد جایی بروم خوش اب و هوا و در آنجا با تمرکز بر فایلهای استاد و تفکر و تعمق و ریلکس کردن در زیبایی جهان و ارتباط با خالقم قرار بگیرم مخصوصا که الان آگاهی که دلم میخواست رو بعد از سالها دریافت کرده ام و دوست دارم فارغ از جهان بروم و رهایی و ازادی برای خود بودنم را در نقطه ای دور دست و بکر تجربه کنم ؛؛؛ این چند روز قبل از شروع این تعطیلات؛؛ با خودم گفتم استاد اگه جای من باشند چکار میکنند چطور برنامه ریزی میکنند ؛ و دقیقا یک روز قبل از شروع تعطیلات این فایل برای من آشکار شد ظاهر شد خیلی به طرز عجیب هرچی بیشتر گوش کردم قلبم تندتر میتپید ،، الله الله چه خبره اینجا ؛ چه حرفهاییی چه قدر باور نکردنی به من داره معلوماتی آشکار میشه تا راحت تر تصمیم بگیرم و به خداوندم بسپارم … تبارک الله احسن الخالقین ، ممنونم و متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    محبوبه سرداری گفته:
    مدت عضویت: 1671 روز

    به نام خدای یکتا وتوانا

    سلام و درود براستاد عزیزم وخانم شایسته مهربان

    چقدر این فایلها وصحبتهایی که در مورد توحید وخداوند هست را دوست دارم ویک احساس سبکی وشادی وآرامش در من ایجاد میشه حتی مواقعی که به یک تضادی برخورد میکنم فقط باورهای توحیدی وقرآن به من آرامش میده

    خداراشکر برای قرار گرفتن وهدایت شدن به این مسیر

    عجب خدای عادلی دارم که عدالتش برای همه یکسانه وبه کسی ظلم نمی کنه واین ماهستیم که خودمون با افکار وباورهایی که داریم فرکانسها را به جهان ارسال میکنیم وشرایط را برای خودمون رقم می زنیم عاشقانه می پرستم این خدایی که همه قدرت وثروت وعلم جهان را داره وبا قوانین ثابتش برای همه یکسان وجود داره ودیگه بستگی به خود ما انسانها داره که چطور باورش کنیم وبه او ایمان بیاریم

    سپاسگزارم از خدای بی همتا برای هدایتم به این مسیر واز شما استاد بی نظیرم برای این آگاهیهای توحیدی که به سوالات مبهمی که در مورد خدا وعدالتش در بچگی در ذهنم بود وهیچ کسی نتوانسته بود به این زیبایی وسادگی برای من توضیح دهد ومرا قانع کنه که خدا من به من ظلم نمی کنه ومرا دوست داره وعاشق رفاه وآرامش وپیشرفت منه ودوست داره ثروتمند باشم وشاد باشم واز زندگیم لذت ببرم وهمیشه و همه جا کنارمه ومرا هدایت میکنه به شرط ایمانم

    خدایا تنها تو را می پرستم وتنها از تو یاری می جویم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    علیرضا حقگو گفته:
    مدت عضویت: 1817 روز

    ســـلام و درود به خانواده‌ی عزیزم

    بچه ها یک نکته جالب و مهم در اتفاقاتی که برا استاد افتاده بود توجه کردین ؟!

    استاد تصمیم میگیره یک سفر بیان ایران ، بعد از خدا میخواد تاریخ حرکت رو معلوم کنه و تاریخ و روز بهش گفته میشه و ایشون هم بلیط رو تهیه می‌کنند

    بلیط خریده میشه ، چمدون ها بسته میشه ، برنامه‌ریزی و هماهنگی‌ها انجام میشه ……… اما دم حرکت خدا میگه نــــرو !!!!!! و استاد میگه چشـــم !!!

    چی شــد ؟؟؟!! مگه خدا هدایت نکرد که استاد بیاد ایران ؟! مگه بهش تاریخ حرکت گفته نشد ؟! حالا خود خدا همه چی رو کنسل می‌کنه ؟!

    . اینجاست که تسلیم معنا پیدا می‌کنه و در عمل خودش رو نشون میده

    . خدایی اگه من جای استاد تو این شرایط و لحظه بودم از کارای خدا هَنگ میکردم ( چون در ادامه که استاد از سفر بر میگردن چمدون ها رو استاد نشون میده که آماده حرکت به ایران بوده اما لحظه آخر کنسل می‌کنه )

    . اما استاد تسلیم در برابر امر خداوند میشه و تصمیم میگیره که سفر رو به شکلی دیگه استارت بزنه ، که شرایط خرید تراک و بقیه کارها به طور جادویی همزمان و جور میشه و بساط این سفر جدید آماده میشه و تبدیل میشه جز بهترین تجربه های سفر عمر ایشون

    . نکته مهم اینجاست که خداوند همون اول برنامه دیدن و تجربه‌ی زیبایی‌ها رو برا استاد و ما داشته ، اما از این طریق استاد رو به سمت ایران به حرکت در میاره و شرایط رو به شکلی هماهنگ میکنه و تغییر میده که استاد شروع به حرکت به سمت این زیبایی ‌ها و تجربه های فوق‌العاده می‌کنه

    . و نکته مهم تسلیم بودن در برابر هدایت های خداونده – تصمیمی که با هدایت الله گرفته میشه و مجدد با هدایت الله همون تصمیم کنسل میشه ، الله اکبر

    . اگه استاد در برابر هدایت تسلیم نبود این همه فایل و تصاویر فوق العاده ، آگاهی های فوق‌العاده ، دیدار با دوستان ، تجربه های عالی و احساس خوب و……. هم برای استاد و هم برای ما اتفاق نمی‌افتاد

    . در چند سال قبل که به تازگی عضو این خانواده شده بودم و تازه داشتم قوانین رو می‌شنیدم ، تجربه‌ای شبیه به استاد داشتم که تقریباً هر روز برا خودم مرورش می‌کنم

    یک شب برا اینکه برم دسته عزاداری از خونه زدم بیرون رسیدم توی جمعیت مسیر جمعیت و افراد جوری منو هُل داد و هدایت کرد یه وقت متوجه شدم دم در یک فروشگاه ماهی‌های زینتی هستم ، چشمام قفل شد روی اون ماهی زیبا و ناخودآگاه رفتم داخل

    اگر بگم حدود 1 ساعت بعد از اون فروشگاه اومدم بیرون دروغ نگفتم ، انقدر ماهی های زیبا اونجا بود انقدر من لذت بردم و انرژیم رفت بالا که محو این همه زیبایی شدم و مدام الله اکبر رو زبونم می‌چرخید

    از اون مغازه که اومدم بیرون دسته عزاداری رفته بود و هیچ خبری نبود دیگه ، یک آگاهی و صدایی بلند تمام ذهنم رو گرفته بود و تا خونه تکرار می‌شد که [ حقیقت جهان رو ببین حقیقت زیبایی هاست نه غم و گریه حقیقت شادیه ، ما خواستیم که تو زیبایی ها رو ببینی و هدایتت کردیم ]

    . استاد عزیز این خواسته و اراده خداونده که ما زیبایی ها رو ببینیم و وقتی این اراده خداوند در ما جاری میشه و بهره‌مند می‌شویم که ساکت ، تسلیــم و رها باشیم در برابر جریان هدایتش

    . سپاسگزارم از شما استاد عزیز که با عمل کردن به ما آموزش میدین نه با شعار دادن ، که بسیار بسیار ارزشمند و قابل تحسینه

    . در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1621 روز

    به نام هدایت الله

    با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه دوستان خوبم

    خدایا شکرت چقدر فایل به جا و محتوای آن آگاهی‌های خوبی برای من داشت استاد چقدر لذت بخش است فضای خوب می‌شود حس کرد وقتی روی شن‌ها قدم می‌گذارید راه می‌روید عالی است خدایا به خاطر تمام نعمت‌هایی که در زمین و آسمان برای بندگانت عطا کردی تا حس حال خوب و سرشار از انرژی داشته باشیم سپاسگزارم

    اماهدایت الله و تسلیم خداوند و فرکانس بالا قطعاً از شما دو استاد خیلی نمایان و بارز است می‌شود دید و لذت برد چقدر این صحرای رویایی و فوق العاده است انرژی مثبت دارد و خودم را در اون صحرا حس می‌کنم و این‌ها نشانه‌های خداوند است برای ایمان و باور نسبت به الله و هر کلامی از خداوند شما دریافت و اجرا می‌کنیداستاد

    و چقدر زیبا گفتید استاد که همیشه از خدا برای کوچکترین مسائل هدایت بخوان قطعاً هم جواب می‌دهد اگر تسلیم باشی مثل حضرت ابراهیم و این کار کردن روی خود ت‌ زیبایی‌های بیشتری را می‌توانی از جهان ببینی جون خالق زندگی خودم هستم با افکار و باورهایم و همیشه باید به صدای الله که در قلب ما به صدا در می‌آید گوش کنم و ولوم آن را در قلبم زیاد کنم تا بهتر بتوانم به قوانین درستی به درک آن برسم و زندگی خوبی را داشته باشم

    استاد من در زندگی به نشانه‌ها معجزه‌های زیادی برخورد کردم و هرجا که گوش کردم به ندای الله موفق شدم و در بعضی موارد اصلاً حرکت و اهمیت ندادم و ضرر هم کردم استاد بی‌نظیر بود این فایل شگفت انگیز چقدر درسهای زیادی میشود گرفت برای بهتر شدن و در مسیر سبز زندگی بودن

    در پناه الله یکتا شاد سلامت و سعادتمند و ثروتمند باشید انشالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    ایسن خرمالی گفته:
    مدت عضویت: 1186 روز

    خدایا فقط تورا میپرستم و فقط از تو یاری میجویم

    استاد ،استاد عزیزم و مریم جان مهربانم بینهایت متشکرم بابت این فایل پر از محتواهای بینهایت مفید و بسیار آموزنده و قانون و قاعده خداوند مهربان.

    کاملا به درک رسیدم،کاملا متوجه شدم،بله من فهمیدم . قبلا فکر میکردم که فهمیدم ولی الان واقعا واقعا واقعا فهمیدم .

    خدایا هزاران مرتبه شکر که قانون و فهمیدم

    استادجانم،مریم جانم خیلی خیلی متشکرم که با زبان ساده و شیرین بهم قاعده خداوند عزیزم را یاد دادید.

    خدایا عاشقتم

    استاد جان ،مریم جان عاشقتونم

    یاد گرفتم برای هرچیزی از خداوند هدایت بخواهم.

    یاد گرفتم به چیزهایی توجه کنم که دوست دارم تو زندگیم اتفاق بیفتد،با اینکار خداوند من را هدایت میکند به چیزهای زیباتر چون خداوند اجابت میکند درخواست من را،درخواستی که با «افکارم»به جهان دارم ارسال میکنم نه با «کلامم»نه با «جنگ».

    این قاعده جهان هست.

    چند سال پیش از خداوند مهربانم یاری خواستم فارغ از قوانین دولتی و قانون شرکتها ،تا کاری برام انجام بده تا من به خواسته ام برسم،خواسته ای که اگر بخواهیم دنیوی فکرکنیم و با منطق پیش بریم ،غیرممکن هست رسیدن به این خواسته.

    اما من تنها توکل کردم به خداوند متعال و ایمان داشتم که خداوند منو هدایت می‌کنه و تسلیم شدم.

    روزهایی که باید منتظر پاسخ نامه اداری بودم ، بسیار ریلکس بودم و بینهایت آرامش داشتم ،آرام بودم خیلی آرام و دائم درحال شادی بودم .سپرده بودم به خدا و مطمعن بودم که خدا هست.

    و شد بله همانطور که میخواستم شد، غیر ممکن ،ممکن شد.

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    خدایا شکرت برای این دو بنده ارزشمندت که درمسیر زندگیم قرار دادی

    استادجان و مریم جان متشکرم که هستید ،دوستتان دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    zeinab گفته:
    مدت عضویت: 1133 روز

    سلام به دوستان عزیزم و استاد مهربون

    نشانه امروز من به این صحفه بود. و اتفاقی که بعدش افتاد معجزه بود حیفم میاد نگم براتون

    من یک ماه پیش میخواستم برم شهر دیگه دکتر ولی نه وسیله اشو داشتم نه هزینه اشو نه کسی که بتونه برام انجامش بده خلاصه که میگفتم با خودم من تا بتونم همه این شرایط جور کنم و برم ممکنه 3تا4 ماهی طول بکشه و هیچ جوره راهی نداشتم بیخیالش شدم .اتفاقی که افتاد چند روز پیش خانوادم تصمیم گرفتن برن همونجا اما برای کار دیگه ای با خودم گفتم زینب این یک نشانه است همین الان برو نوبت بگیر رفتم داخل پیج از اونجایی که جمعه بود و این دکتر هم خیلی معروف بود بعید میدونستم اینقدر زود نوبت بهم بده ولی گفتم امتحانش که ضرر نداره برو پیام بزار دایرکتشون شاید جواب دادن پیام گذاشتم و ده دقیقه بعد جواب دادن و دقیقاً برای فرداش نوبت داد بهم

    باورم نمیشد اینقدر قشنگ خدا داره خیلی ریز همه چی کنار هم دقیق در زمان مناسب میچینه

    خلاصه بیشتر از اینکه خوشحال باشم برای اینکه رفتم خوشحال بودم که خدا داره حمایتم میکنه و به قول استاد دل هارو برات نرم میکنه و دستانشو یکی یکی میفرسته تا تورو برسونه به اون چیزی که میخوای من بدون هیچ تلاش خاصی فقط با دنبال کردن نشونه ها داشتم میرسیدم و جالبه فرداش دقیقاً 200+تومن مبلغ هزینه ویزیت دکتر به حسابم واریز شد واااای که چقدر دقیق و برنامه ریزی شده بود به هیچ کس هم چیزی نگفتم که ببینم چجور خدا میخواد منو ببره اونجا عصر که شد بقیه خواستن برن بیرون بازارو من 8نوبت داشتم خداوند به مسیری هدایت کرد که دقیقاً جایی بود که مطب اون دکتر بود و 5دقیقه فاصله داشت رفتم خودم رسوندم اینقدر شلوغ بود که میخواستم منصرف بشم ولی با خودم گفتم زینب حتماً دلیلی داره که خدا تا اینجا آوردت زحمتش نزار بی نتیجه بشه برو خلوت میشه حتماً دلیلی داره نشستم و از اونجایی که دوره عزت نفس دارم کار میکنم سعی کردم از این فرصت استفاده ‌‌‌کنم و با اونایی که کنارم نشستن و صحبت کنم و ارتباط بگیرم همونجور که مشغول بودم حدوداً 60دقیقه ای گذشت و تقریباً اطرافم که نگاه کردم خالی شده بود جز 2 ،3 نفر باورم نمیشد منی که فکر میکردم تا 12باید منتظر باشم رفتم و بالاخره انجامش دادم خیلی عجیب و معجزه وار خدا همه چیو با هم در زمان مکان مناسبش چید و منی که فکر میکردم اگر خودم میخواستم همه این کارهارو بکنم با توجه به شرایطی که داشتم چند ماهی طول میکشید و اینم بگم که چقدر صحبت های دکتر دلگرمم کرد

    اگر توی این مسیر ثابت قدم باشیم برای خداوند:

    + فرق نمیکنه چقد خواسته امون غیر منطقی و بزرگ باشه

    +فرق نمیکنه که توی چه شرایطی و کجای دنیا هستی

    +فرق نمیکنه که بقیه موافق هستن با تو یا مخالف

    هیچ کس هیچ قدرتی نداره ،اگر خودت بخوایی و خدا میچینه و تو فقط باید دنبال کنی به همه چی میرسی همه چی

    شاد و سلامت باشید در پناه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1311 روز

    سلام استاد عزیزم و مریم عزیز ما همواره وهمیشه درحال هدایت شدن هستیم ولی من هربار فراموش میکنم چون یک عمر یادگرفتم که کله خودم تصمیم بگیرم چون هیچ کس نبود یانمیتونست خوب وبدو بهم بگه الان که درمسیرم میدونم خوب یابدمطلق وجودنداره ومن درمسیرم به مساعلی برمیخورم که باید باهدایت الله وراهنمایی های استاد جلو برم وچقدر مقاومت داشت این مریم سرسخت که باید فلان کار حتما انجام بشه به این روش وحالا منعطف‌تر ازقبل باایمان به هدایت الله جلومیرم بدون ترس ونگرانی ازخدا میخام دراین مسیر ثابت قدم باشم فقط وقتی ایمان و اعتماد باشه میشه سرسپردومطمعن باشی بهترازچیزی که فکر میکنی اتفاق میفته خدایا مارا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی ونه گمراهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1888 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم

    روز صدو ششم، روزشمار تحول زندگی من!

    چگونه فکر خدا را بخوانیم؟؟؟

    واقعا نمی تونم ونمیدونم که چطور از خداوند واز شما استاد عزیزم سپاسگزار باشم، بابت درک وشناختی که الان از خودم وخداوند و قوانین آفرینش جهان هستی دارم..

    خدا هدایتم کرد به عضویت در سایت، چون خدا میدونست من در تمام موارد تمام پکیج تشکیل دهنده ی یک زندگی سعادتمندانه مشکل دارم…

    در برقراری روابط سالم وعاشقانه ودر صلح بودن با خودم وبا دیگران…در سلامتی و تندرستی..در جذب ثروت …در معنوییت ودرک خداوند و قوانینش…در همه چیز من مشکل داشتم یعنی نمیدونستم بلدش نبودم نمی فهمیدم که چطوری باید بشه، چطوری میشه انجامش داد، چطوری میشه بهش رسید..

    برای همین خدا دستمو گرفت وآورد توی این سایت وشرایط زندگیمو طوری چید که ماهها تنها باشم و توخونه و کلی تایم داشته باشم تا بتونم توی این سایت غرق بشم وغوطه ور بشم ،جوریکه تمام فایلهای سایت رو که چیزی حدود 700و800 فایل بود رو ببینم وگوش بدم و بیندیشم و بیندیشم و بیندیشم….

    تا بتونم یاد بگیرم به درونم سفر کنم به خودم فکر کنم وبرای خودم فکرراه چاره باشم!!!

    برای دست کشیدن از منه جاهل و سر به هوا، ورسیدن به منه هوشیار و اگاه ….

    تک تک فایلهای دانلودی, مقاله های مریم جان، بخش سوال وجوابهای عقل کل، کاری کرد که شخصیت من از بیخ وبن تغییر کرد، البته اونموقعه ها فقط آرامش خاصی سراغم اومده بود، جوریکه بیشتر سکوت میکردم بیشتر به تماشا می نشستم ودست از جنگیدن برداشته بودم و هیچ تقلایی نمیکردم تا شرایط رو تغییر بدم، یه جورایی انگار یه آدم دیگه شده بودم، نمیدونم چرا انگار حس میکردم جهان من، یه جا متوقف شده ومن تنهایی به تماشای کل زندگیم نشستم و هی دارم خودم رو می بینم که تا اون روز چطور در حال جنگ وستیز و مبارزه و گله وشکایت وحرص وطمع و خودخواهی و احساس گناه، و حس دلسوزی نسبت به خود وتوی حس قربانی بودن و عدم لیاقت و توی منم منم هام ، توی باورهای اشتباهم وپافشاری برای اثبات اینکه من مظلومم و کل جهان و خالق جهان ظالم در تقلا بودم!!!!!

    خودم رو میدیدم که چه ها به سر خودم و زندگیم آورده بودم ، خودم رو میدیدم که نفسم بریده بوده از بس دنبال تغییر دیگران دویده بودم، خودم رو می دیدم که زیر بار کوهی از مشکلاتی که به خاطر تصمیمات عجولانه واشتباهم بود خم شده بودم و دیگه توان ادامه نداشتم!!!!

    خودم رو می دیدم که چقدر عاجز و ناتوانم…

    به این جا که رسیدم دقیقا جایی بود که داشتم می پذیرفتم که خودم مسئول اتفاقات زندگیم هستم، و همزمان خدا رو می دیدم که هر ثانیه باعشق وبا مهربانی گندهایی که زدم رو جمع میکرده، خطاهام رو نادیده میگرفته، تو اتفاقات ناگوار ازم محافظت میکرده و با اینکه من بسی ناسپاس بودم همواره نعمت وبرکاتش توی زندگیم جاری وساری بوده!!! و من دقیقا همون موقعه ها بود که به عدل وانصاف ورحمانییت خداوند باور وایمان پیدا کرده بودم…

    بعداز یه مدتی که از شناخت خودم وخداوند و قوانینش گذشت و از اون حالت سکون وسکوت بیرون اومدم، شروع کردم با باور اینکه من خالق شرایط زندگیم هستم، زندگیم رو شکل دادن، اوایل تقلیدی بود از شما استاد عزیز دلم از مریم جان از دوستان توی سایت راهکارها وتجربه هاشون رو تقلید میکردم تا تجربه کنم ، بعد یه تایمی این تقلیدی فکر کردن و حرف زدن و رفتار کردن عباسمنشی شد جزء عاداتم و بعدتر شد جزء شخصییتم…

    ولی یه چیزی این وسط باز مشکل داشت، من هنوز 5 درصد تغییر کرده بودم وحس میکردم که هر اونچه که در سایت بوده رو بارها دوره کردم و حالا میخواستم بیشتر به خودشناسی وخداشناسی برسم و از این هم راحتر زندگی کنم، وصد البته زندگی به شیوه ی عباسمنشی باعث شده بود اون پکیج دلخواه زندگیم یه رنگ بوی تازه بگیره وکم کم یه نشونه هایی از ارامش وامنیت واحساس خوب و ورودیهای مالی و صحت وسلامتی نسبتا خوبی رو بتونم تجربه کنم ، وهمین تغییرات باعث شد که بیشتر بخوام،برای همین اولین خریدی که از سایت داشتم خرید کتاب الکترونیکی چگونه فکر خدا رو بخوانیم بود…

    چون من دیگه نمیخواستم با فکر خودم کاری انجام بدم و تصمیمی برای زندگیم بگیرم، من با درک نسبی که از شناخت خداوند بدست اورده بودم میخواستم که خداوند هدایتم کنه وبرای اینکار اول باید می فهمیدم فکر خدا خواسته ی خدا چیه؟

    اصلا خدا میخواد من چطوری فکر کنم؟ چطوری حرف بزنم وچطوری عمل کنم….

    به لطف الله با خوندن کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم و بعدش خرید قدم اول ودوم و …….تا الان که قدم 7 رو تموم کردم، تونستم تا حدود زیادی فکر خدا رو بخونم…چرا وچطور؟

    چون شما استاد قشنگم تو هر قدم (یک ) جلسه ی قرآنی پراز اگاهی وزندگی ساز و خداشناسی برامون گذاشتید که بسیار جامع وکامل هست وتوی هر قدم (5و6 )جلسه رو اختصاص دادی به خودشناسی، یعنی سفر به درون خودمون!!

    واین قشنگ نشون میده که خداوند به طرز فوق العاده ای سر جاشه و همه چیز در نهایت عدل وانصاف ودرستی هست و این ماهستیم که باید یاد بگیریم چطوری خودمون رو به اون حد از درک عظمت خداوند برسونیم که در مدارش در نزدیکش و در رفاقت باهاش قرار بگیریم …

    وتک تک جلسات قدمها اینکارو برای ما انجام داده به شرطی که بهش عمل کنیم…

    چون با کار کرد هر جلسه خودت رو بیشتر میشناسی و میفهمی که چقدر خودت خالق شرایط زندگیت هستی ونه هیچکس بیرون از خودت…

    چی زیباتر از اینکه،باور کنی یقین پیدا کنی که خدا همش تو فکر اینه که با معجزه های قشنگش سورپرایزت کنه؟!!!!

    خدا همش توفکر اینه که من یاد بگیرم عاشق خودم باشم و باعشق زندگی کنم واز هر اونچه که در جهان هست بهره ببرم تا به تمام خواسته هام برسم…

    خدا همش تو فکر اینه که من بفهمم ثروت وسلامتی و ارامش و حس خوشبختی حق طبیعی منه ومن می تونم همه چیز رو یکجا وباهم داشته باشم…

    خدا همش تو فکر اینه که من بتونم بیشتر وبهتر بشناسمش تا بیشترباهاش همنشین باشم تا بیشتر بتونم از هر انچه که در حیطه قدرتش هست سهم ببرم و در سعادت زندگی کنم…

    استاد قشنگم تحسینتون میکنم به خاطر اینکه فکر خدارو خوندید و وقتی خدا ازتون خواست توحید ویکتاپرستی رو در جهان گسترش بدید پای خواست خداوند موندید و تا به امروز هم عاشقانه وصادقانه دارید خواست خداوند رو به بهترین شکل به انجام میرسونید…

    اینکه به هرکسی که خواهان خیرو خوشی وسعادت باشه می آموزید که چطور بهش دست پیدا کنه، با زنده وسرپا نگهداشتن این سایت پراز اگاهی وتمام اگاهیهای نابی که از روی عشق ومهر با ما به اشتراک میذارید

    بی نهایت ازتون سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  10. -
    مهدی اکبر گفته:
    مدت عضویت: 1679 روز

    سلام بچها

    سلام استادجان

    خداروشکر حالم خیییلی خوبه خییلی.

    الآن که دارم این متنو مینویسم توی پارک نشستم، یه باد خیلی خوب داره میاد، خیییییلی خوبه، قشنگ احساس میکنم دارم با طبیعت یکی میشم.

    یه حسی بم گفت بیام کامنت بنویسم و حس خوبمو شیر کنم.

    یه مسئله‌ای برای کسب و کارم که میخام راه بندازم، چند روزیه خیلی ذهنمو درگیر کرده و امروز ب جایی رسیده بودم که از بس گیج شده بودم و نمیدونستم چه تصمیمی بگیرم و چکار کنم، زده بودم ب اون راه و وقتمو با یسری چیزا فقط پر میکردم و تهشم این حس گیجی بیشتر شد و بهتر نشد.

    تا اینکه عصر شد و طبق عادتم تصمیم گرفتم برم پیاده روی و هدایت شدم ب اینکه ایندفعه بر خلاف دفعه های قبل هندزفری نزنم و فایل گوش ندم، بجاش با خودم حرف بزنم(استاد گفته بودن وقتی پیاده روی میکنید ، مسائلتون رو با خدا در میون بزارید و ازش بخواهید هدایتتون کنه، و راستش منم چند بار اینکارو کرده بودم و نتیجه و حس خوبی گرفتم ازش)و راه افتادم و حرف زدم و گوش دادم ببینم خدام چی میگه و همونطور ک انتظار میرفت خداجان هدایتم کرد، بام حرف زد و نتیجش این حال خوبمه ، این حس شکر گذاری، امید، ایمان که نمیشه با هیچی عوضش کرد تو زندگی . واقعا خدا همیشه هدایت مون میکنه ب شرطی ک ما ازش بخواهیم و در هدایت رو باز بزاریم.خدایا شکرت ک اینقدر خوبی️

    چنتا از نتایجی که گرفتم رو اینجا مینویسم:

    -هبچ وقت خودتو تو برزخ نذار، زود تصمیم بگیر.

    -دنبال اینکه همه کارها رو ب بهترین شکل انجام بدی نباش(کمالگرایی). هیچکس کامل نیست .

    -نترس از اشتباه کردن، تهش اینه که درس میگیری، اشکال نداره اشتباه کنی، مهم اینه اقدام کنی و بخاطر ترس از اشتباه همش کارتو ب تعویق نندازی.

    -مردم دقیقا همونجوری بات رفتار میکنن که خودت با خودت ، همونقدر برات ارزش قائلن که خودت برا خودت قائلی.

    – به حسی که تو دلته(هدایت خدا) اعتماد کن. نشانش اینه که امید و ایمان و شجاعت و حس خوب باش همراهه

    -خداوند بیشتر از هرکسی دوست داره تو موفق بشی، پس به هدایتهاش گوش کن.

    ممنون که کامنتمو خوندید.

    امیدوارم زندگیتون پر باشه از حال خوب، ایمان،امید،شجاعت،شادی،ثروت،روابط خوب و هرچی خوب دیگه.

    خدایا شکرت بابت وجود استاد و سایت و دوستان عزیزم.

    حال دلتون عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت