پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 77 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Maryam h گفته:
    مدت عضویت: 1291 روز

    به نام خداوندبخشنده ومهربان، خداوندی که جواب میده وهدایت میکنه هرلحظه.

    سلام به استادنازنین ومریم عزیزم ودوستان ناب

    اون موقع که این فایل اومدروی سایت و اولین دفعه دیدم درکی ازهدایت هرلحظه وهمزمانی هاوسپردن کارهابه خداوندنداشتم ولی ورودی هاروتاحدودی کنترل میکردم واتفاقات اون زمان رواکیدادنبال نمیکردم وحتی یکروزهم نبودکه فایل گوش نکنم برای درک بهترآگاهیها.

    وهردفعه که می اومدم توی سایت وفایلهای سفربه امریکارومیدیدم ذهنم میگفت ایناکه آگاهی نداره بروفایلهای دیگه روگوش کن .

    امروز که به این فایل دوباره هدایت شدم بارهاوبارهاطعم شیرین هدایت روچشیدم وتاحدودی درک کردم وهمزمانیهایی رخ داده که اشکمودرآورده، بعدازچندروز روزه ی چشم وگوش وذهن وفقط گوش دادن ونوشتن،حرفای دیگه ای رومی شنیدم که دفعه اول کروکوربودم ونمیفهمیدم وبه این گفته ایمان اوردم که هردفعه که فایلهارومی بینیم تازه ست وتکراری نمیشه چون ما درفرکانس درک قرارمیگیریم.واین فایل رفت توی پلی لیستم.

    این ذهن همیشه درحال نجواست والان که خانواده دارن سریال خانگی می بینن ومن که رفتم توی آشپزخونه نجواکردکه وایستا ببین چیزی نمیشه وهرلحظه درحال نجواست که من روزه موبازکنم.مدتیه حتی نمیتونم سرسفره بابقیه غذابخورم…

    همیشه ازخدامیخوام کمکم کنه برای درک بهترآگاهیها وهدایت شدم به جمله ای ازشماکه توی دفترم نوشتم که جهان اگه اشتیاق وتعهدوتمرکز شماروببینه ازشمامشتاقتره برای کمک به شما .

    ومنم دارم اشتیاق وتعهدوتمرکزم رونشون میدم برای اینکه هدایت بشم به دوره روانشناسی ثروت1 که مدتیه درخواستش رودادم وامروزبازدرخواست دادم ونوشتم ودوباره قلبم گفت تعهدت روعملی نکردی چندروزه میخوای بری کتابخونه وباتمرکز بیشترکارکنی روی خودت ولی هردفعه به بهانه ای نرفتی پس هنوزاون اشتیاق رونداری….

    کتابخونه هم درخواستش روخودم دادم وخداونددرآنی اجابت کردوپیداکردم .

    خدایاشکرت وهزاران بارشکرت به خاطرهدایتهاوکمکهای هرلحظه …..

    درپناه حق سلامت وسعادتمندباشید

     

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    لیلا ایارده گفته:
    مدت عضویت: 553 روز

    سلام استاد نازنینم سلام مریم دوست داشتنی شاید باورتون نشه من دیدن این فایل اشک شوق ریختم من الان تو بهمن سال 1403این فایل رو دیدم و یادم. افتاد به اون زمان سال 1400 که اون اتفاقات تو ایران افتاد و ما چقدر گمراه بودیم …..و چقدر در مدار و فرکانس پایین .. و اون همه انرژی منفی دسته جمعی چه اتفاقاتی رو رغم زد …….این اولین کامنت من تو سایت هست

    چقدر این سایت الهی هست

    چقدر شما ملکوتی و الهی هستید

    خدا رو هزاران بار شکرگذارم که شما هستید که راه درست رو ، راه الهی رو ،بهمون نشون بدید

    بیش از تو باد و این سبک زندگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    پریا گفته:
    مدت عضویت: 1713 روز

    سلام عزیزان استاد عزیزو مریم خانم بی نظیر

    خداروشکر که این فایل را دیدم پر از نکته های طلایی و های و بی نظیر

    امیدوارم درک کنیم و بارها و بارها گوش دهیم

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو باری می جویم

    مهربان پروردگارم آرامشی عطا فرما و قلبمان را به روی الهامات بی نظیر خودت باز کن

    هر کاری را به خدا واگذار کنیم به بهترین صورت انجام می‌پذیرد

    همزمانی ثبت نام دخترم در دبیرستان و مدیریت عمه اش در آنجا

    همزمانی گوش دادن فایلها و درست شدن خانه

    همزمانی دوست شدن با یکی از دوستانم و شروع نماز شب

    خدای مهربان چشم‌بر هم زدنی ما را به خودمان وامگذار

    سپاس بیکران از استاد عزیز و توحیدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1509 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز صد و سی و دوم از فصل پنجم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوبم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت نعمت آب که تمومی نداره

    خدایا شکرت بابت امنیت و آرامش و آسایشم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت آگاهی هایی که امروز دریافت کردم از سایت استاد عزیزم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده ای که تنفس میکنم

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم در ساعتای اول روز خواستم برآورده شد واقعا نمیدونم خداوند از جایی که فکرشم نمیکنم برای من و خانوادم روزی می‌فرسته که 5 بسته ساندویچ نذری اومد و ناهار رایگان دریافت کردیم خدای من شکرت

    خدایا شکرت بابت میوه آلوچه و زردآلوی خوشمزه ای که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه برای شام چلو کوبیده با سالاد و دوغ و ته دیگ سیب زمینی بسیار خوشمزه خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت نعمت خواب و بیداری که برام عطا کردی

    خدایا شکرت بابت اینکه رفتم شب با مادرم بیرون خدای من چقدر خودپرداز هست تو شهرمون خودپردازهای جدید، لمسی شدند که نمود فراوانیه

    خدایا شکرت بابت اینکه رفتم بیرون و بابت شب زیبا و هوای خنک و رطوبت زیبای هوا و ابرهای قشنگ در آسمانِ شب و درخت های زیبا و خیابان صاف و آسفالت و تمیز و چراغای خیابون که به کل شهر روشنایی بخشیدند و لوگوی بزرگ ساعت در میدان جهاد که بسیار زیباست سپاسگزاری کردم

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی

    استاد میگه:از خدا میخوام که ما را به راه راست به راه کسانیکه به آنان نعمت داده هدایت کنه و نه کسانیکه به آنها غصب کرده

    ایاک نعبد و ایاک نستعین :

    خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم

    هیچ عامل بیرونی دیگه ای نیست ما نگاهمون دست کس دیگه ای نیست

    ما فکر نمیکنیم اگر نمیدونم شرایط بیرونی عوض بشه اگه دولت عوض بشه اگه فلانی بره بهمانی بره زندگی ما خوب میشه

    ما فقط از تو کمک و هدایت میخوایم و توکلمون به توئه و میدونیم که اگر ما رو هدایت کنی تو دل هر شرایط و موقعیتی ما به مسیرهای پر از نعمت و ثروت و زیبایی هدایت خواهیم شد

    خیلی حالم خوبه نشستیم با عزیز دلم اهداف سال جدیدمون رو نوشتیم که خدایا ما چی میخواییم نشستیم تمرکز کردیم برروی خواسته هامون بجای اینکه روی ناخواسته هامون تمرکز کنیم نشستیم با خدا صحبت کردیم درمورد خواسته هامون صدامونو ضبط کردیم که خدایا ما امسال چی میخوایم و اینکه خدایا تو چه نعمت هایی به ما دادی این همه سال بخاطرش سپاسگزاریم

    خدایا ما دوس داریم شخصیتمون اینجوری بهتر بشه و به این مسیرها هدایتمون کنی و خواسته هامون اینه و خداوند مهرشو کوبید پای خواسته های ما و گفتش که چششششم چششششم من تاییدش کردم و شما خواسته هاتون رو توی این جای روحانی و زیبا متولد کردید و من هدایتتون میکنم فقط یادتون باشه که توی مسیر توجه به خواسته ها باشید  تو مسیر سپاسگزاری و هدایت باشید و همیشه تسلیم خداوند باشید تا خداوند شمارو هدایت کنه

    خانوم شایسته عزیزم یه سری همزمانی ها رو نوشته که توی سفرشون اتفاق افتاده

    خانوم شایسته میگه:

    یه سری همزمانی ها اتفاق افتاد که منجر به خود این سفر شد

    استاد میگه یه برنامه ای داشتم به سفر به ایران

    و همه کارام هم کرده بودم و بلیط‌هامم خریده بودم و چمدونامم جمع کرده بودم منتظر بودم خداوند هدایتم کنه چند روز مونده بود به موعود سفر که نشانه های واضح اومد که نرو بعد از اون چون همه چیو آماده کرده بودم و ذهنم هم تو سفر بود گفتم حالا که اون سفر رو نرفتم بریم سفر به داخل کشور و زیبایی های آمریکا رو ببینیم و هدایت بشیم توسط الله و این سفر به وجود اومد

    هدایت بعدی این بود که وقتی فورد رو خریدم می‌خواستیم بریم سفر گفتم تراکمپر بخرم و من تراکمپری تو ذهنم بود درست همین تراکمپری که الان داریم رفتیم توی سایت کارخونش و نوشته بود اگه الان سفارش بدید 9 ماه یا یک سال بعد به دستتون میرسه گفتیم بابا ما میخوایم این دو سه روزه بریم مسافرت 9 ماه بعد چیه بعدش سرچ کردم دیدم یه بنده خدایی میخواد بفروشه من ساعت 3 شب دیدم این آگهی رو و بهشون پیام دادم و صبح ایشون پیام داد و گفت هستش و نو هست و… و رفتیم و فروشنده پول نقد می‌خواست و منم همراهم بود پول نقد اگه اون پول نقد نبود نمیتونستیم بخریم خلاصه به طرز جادویی رفتیم و اون بنده خدا بود و تراکمپر رو خریدیم و گذاشتیم ماشین و آوردیم و عزیز دلم تمیزش کرد و رفتیم سفر یعنی همه چیزش به طرز جادویی وصل شد به همدیگه یعنی اون سفره کنسل شد و تراکمپر خریدیم و هدایت شدیم به سفر دیگه

    سفرمم به ایران بود و میخواستم بیام ایران و یه سری ایده هامو اجرا کنم و یه اتفاقایی افتاد و اون درگیری و قطع شدن اینترنت و به خداوند گفتم داری میگی نرم و خداوند گفت آره

    همون موقع به خدا گفتم سپاسگزارم که هدایتم کردی و سفر به ایران کنسل شد

    و اومدیم این سفر و این سفر چقدر رویایی بود

    و بچه ها اومدن ال ای و باهاشون درارتباط بودم و تغییر بچه‌ها رو دیدم و صحبت کردیم و خیلی احساس خوبی بود

    و خلاصه این هدایت خداوند بود

    تمرکزمونو نذاشتیم به مسائل ایران و نرفتیم ایران وهدایت شدیم به این سفر و تمرکزمونو گذاشتیم به سفر به دور آمریکا و به زیبایی ها

    خانوم شایسته میگه:

    وقتی با یک جایی هم مدار نباشی اصلا مهم نیست چقدر میخوای بری اونجا ،جهان اجازه نمیده

    اصلا دنیا دنیای هم مداریه

    یعنی شما جایی هستی که با اتفاقات اونجا هم مداری

    و موضوع دوم این سفر این بود که هم تمرکز ما به سمت زیبایی ها شده و تمرکز یه عالمه دوستای هم سفرمون از طریق این دوربین توی برنامه سفر به دور آمریکا هستند

    استاد میگه: اگه شما با یه فضایی هم فرکانس نباشی حتی خودتم بخوای بری اون فضا جهان نمیذاره

    وقتی تفاوت فرکانسی شما با یه جایی یه فضایی خیلی زیاد باشه یعنی شما فرکانستون خیلی خوب باشه و اونجا خوب نباشه یا برعکس شما فرکانستون بد باشه و اونجا خوب باشه حتی اگه بخوای هم جهان نمی‌ذاره که اونجا باشی

    همون مصداق الطیبات للطیبین و مصداق در جهان هر چیز چیزی جذب کرد گرم گرمی را کشید و و سرد سرد

    من میخواستم بیام ایران و چون این تفاوت فرکانسی خیلی زیاد بود جهان اجازه نداد

    بچه ها این خیلی نکته خوبیه ها :

    وقتی ما روی خودمون کار می‌کنیم هدایت میشیم به آدما و شرایط و موقعیت ها و مکان هایی که بهترند و باعث آرامش و شادی و لذت بیشترمون میشن

    وقتی هم روی خودمون کار نمیکنیم و میاییم پایین هدایت میشیم به آدما و شرایط و مکان هایی که باعث میشن احساس بدتری رو تجربه کنیم

    پس خیلی مهمه که ما روی خودمون کار کنیم باورهامونو درست کنیم تمرکز کنیم برروی نعمت هامون زیبایی هامون و در مورد اتفاق خوبی ک برامون افتاده صحبت کنیم نه در مورد اون چیزایی که نمیخوایم

    احساس خودمونو خوب نگه داریم نعمت های خداوند رو ببینیم و سپاسگزار باشیم و توجه کنیم به زیبایی های اطرافمون و روی باورامون کار کنیم

    و کاری نداشته باشیم و بذاریم جهان کارشو انجام بده جهان هر جایی مارو ببره جای خوبیه فقط ما روی باورامون کار کنیم

    و هرکجا اجازه نده ما بریم اونجا جائیه که نباید بریم  وقتی داریم روی خودمون کار می‌کنیم

    نشونه ها میاد به ما گفته میشه خداوند از بی نهایت طریق با ما صحبت میکنه و ما رو هدایت می کنه فقط ما سمت خودمونو انجام بدیم و مطمئن باشیم که طبق قانون وقتی روی خودمون کار می‌کنیم به بهترین ها هدایت می‌شویم

    چقدر فکر من با فکر مردم ایران متفاوته مردمی که فکر می‌کنند اگر دولت و کشور و حکومت و رهبر و عوامل بیرونی تغییر کنه زندگی‌شون تغییر میکنه

    هیچ عامل بیرونی در کار نیست تو داری با باورات زندگیتو خلق میکنی و کافیه تمرکزتو بذاری رو زیبایی ها و جهان میبره تو رو به سمت زیبایی ها نیازی نیست بجنگی

    وقتی تو داری میجنگی برای رسیدن به خواسته هات تو دقیقا به سمت جنگ بیشتر هدایت میشی تو به سمت مشکلات بیشتر هدایت میشی تو به سمت درگیری بیشتر هدایت میشی

    مریم جان میگه چیزی که از شما استاد همیشه شنیدم این بوده که تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا توسط باورامون توسط کانون توجهمون رقم میخوره

    استاد میگه :سفر های بدون برنامه و هدایتی خیلی سفر های فوق‌العاده ایه نسبت به سفرایی که از چند ماه قبل بلیط میگیری و هتل رزرو میکنی ولی سفر هدایتی اینطوریه که میگی خدایا ما را در زمان مناسب در مکان مناسب هدایت کن افتادیم به جاده به امید تو بعد یه زیبایی ها رو میبینی و یه آدمایی رو ملاقات میکنی و تابلوهایی رو میبینی که همش هدایته

    مریم جان میگه همش گوش به زنگ نشانه ها هستم هرجا میرم دقت میکنم تا بتونم نشونه ها رو تشخیص بدم

    هدایت بعدی استاد میگه ما در زمانی رسیدیم که تولد راین بود و ما نمیدونستیم تولد راینه

    و مهمونایی رو دیدیم که به ما جاهای جدیدی برای سفر معرفی کردن و قدم بعدی مشخص شد

    هدایت بعدی یلوئستان بود که یلوئستان رو باید یه سال دوسال قبل رزرو کنی تا جا گیرت بیاد و یلوئستان خیلی شلوغ و بزرگه ما دقیقا روزی رسیدیم که خلوت بود و موندیم اونجا و تجربه کردیم

    هدایت بعدی دوستمون گفت بیایید پیشمون و اگه هوا خوب بود میبریمتون پرواز  می‌کنید و جاهای زیبا رو به شما نشون میدیم و ما رفتیم و هدایت شدیم هوا خوب بود  و پرواز رو تجربه کردیم

    هدایت بعدی این بود که به ترما پلیس رفتیم و هدایت شدیم به یه آبگرم فوق العاده که هدایت الله بود

    هدایت بعدی رفتیم مسیرهای شیبی و ناهموار با فورد تا وسط اون کوه رفتیم و بعدش پیاده رفتیم و یه دوستی رو دیدیم گفتش که فلان جا رو رفتین گفتیم نه گفت اینارو حتما باید برید که جاهای فوق العاده ایه و هدایت شدیم به یه آبگرم فوق العاده و جاهایی که زیرخاکی بود که کسی نمیدونه

    هدایت بعدی این بود که با  یه خونواده عالی آشنا شدیم و نشستیم دور آتیش و کلی صحبت کردیم

    وقتی که آدم از خداوند میخواد که خدایا ما را در زمان و مکان درست هدایت کن و ما میخوایم شادی و لذت رو تجربه کنیم وقتی آدم رها میکنه و مقصد خاصی رو مشخص نمیکنه و میذاره خدا هدایتش کنه این اتفاقا و همزمانی ها براش میفته

    برسیم به جایی که از خداوند برای هر چیزمون هدایت بخوایم یعنی بگیم عقل من بخاطر ورودی هایی که داشته و محدود اطلاعاتی که داره مگه عقل ما چی میدونه از جاهای زیبا و خلوت و لذت بخش ما چه میدونیم بذاریم خداوند هدایتمون کنه و بهمون بگه

    حالا شما هدایت رو تو بیزنس میتونید ببینید تو روابط میتونید ببینید تو سفر میتونید ببینید

    هرجایی که ذهنتون رو خاموش کردید اجازه دادید خداوند هدایتتون کنه

    خیلی وقتا میگیم خدایا مارو هدایت کن ولی دوس داریم که این اتفاق ها بیفته و مانع هدایت میشیم

    و یه موقع هایی میگیم خدایا مارو هدایت کن  هر چی پیش بیاد خیره و همون خوبست

    توی این سفر بارها و بارها ازمون پرسیدند که مقصد بعدیتون کجاست و ما گفتیم نمیدونیم و هرچی پیش بیاد

    پرسیدند تا کی اینجا هستین گفتیم نمیدونیم و هر وقت پیش بیاد

    خداوند همیشه داره مارو هدایت میکنه این ماییم که نمی‌شنویم

    من هیچ کردیتی به مغزم نمیدم من هرچی دارم از خداست

    نمیگم من چون مغزم گفتش و من باهوشم و عقلم جواب داد رفتم فلان ملک رو خریدم و …

    من هیچ گونه ادعایی ندارم هر آنچه که بدست آوردم خدا هدایتم کرده

    میگم خدایا من رو دوش تو میشینم تو منو ببر تو به من نشون بده تو منو هدایت کن و خداوند میگه باشه چشم تو فقط ایمان بیار من هدایتت میکنم به‌ قول آیه اذا سالک عبادی

    هدایت بعدی رفتیم لس آنجلس و دوستان رو ملاقات کردیم و همه چیز جور شد و ارتباطات جدیدی ایجاد شد و چقدر تجربه فوق العاده ای بود

    هدایت و همزمانی بعدی این بود که ما باید ماشین رو تعویض روغن میکردیم و وقتی ما تو فلوریدا می‌خواستیم وقت بگیریم گفتن که یک و ماه نیم بعد وقت به شما میدیم رفتیم یه شهری و خوابیدیم و بیدار شدیم دیدم نمایندگی فورد یه قدمیمونه بعد رفتیم اونجا و نگو که اینترنت ها قطع بوده و چک نکردن و فکر کردن ما وقت گرفتیم و بعدش اونا ماشین رو همه چیشو چک کردن و تعویض روغن کردن تایرها رو عوض کردن و…بعدش گفت واسه کی بوده وقت گرفتی و من گفتم وقت نگرفتم و گفت عه همینجوری واسه خودت ماشین رو آوردی و ما درستش کردیم گفتم آره و همه چی به راحتی درست شد و رفتیم کارواش و ماشینو شستیم و آبشو پرکردیم

    از بچه ها میخوام توی قسمت کامنتها همینجوری که عزیزدلم هدایت ها و همزمانی ها رو نوشته شما هم بنویسید کجاها هدایت شدید و همزمانی ها رخ داد و چجوری خدا هدایتتون کرد و درها رو واستون باز کرد

    کل داستان همینه ها کل داستان هدایته

    من هر اتفاقی که تو زندگیم افتاده میگم خدا منو هدایت کرده یعنی من هیچ کردیتی نمیتونم به ذهن خودم بدم که مغز من کرد و من باهوش و بااستعداد بودم و …

    مغز ما چیه مغز ما چند تا ورودیه که نشستیم اونارو شنیدیم و باور کردیم

    مغز ما بخوایم کجا بریم کدوم زیبایی رو بریم ببینیم اطلاعی نداره غیر از اینکه خدا به ما میگه کجا بریم و کجا زیباست

    من هیچی نیستم من روی مغزم حساب نمیکنم من روی تو روی توی بی نهایت حساب میکنم و به تو ایمان میارم و تو هدایتم میکنی و تو إذا سالک رو به وجود میاری برام

    پس من ایمان میارم و تو بقیه کارارو انجام بده

    اونایی که دارن با همه گی می‌جنگند با همسر با خونواده با کشور با دولت و‌‌‌…. که میگن اینا باید عوض بشن تا زندگی من عوض بشه اینا نابود میشن خواهید دید

    چون وقتی دنبال جنگی جنگ هم دنبال تو میاد

    هیچکس با جنگیدن به آرامش و احساس خوب و صلح نرسیده

    مبارزه لازم نیست ما زیبایی رو میبینیم و هدایت میشیم به زیبایی های بیشتر خدا مارو هدایت میکنه

    خداوند هرلحظه و همواره مارو هدایت میکنه

    باید ورودی مناسب بدیم تا خروجی مناسب دریافت کنیم

    فقط به زیبایی ها توجه میکنم اگه نازیبایی رو میبینم رومو برمیگزدونم اونور و توجه نمیکنم فارغ از اینکه تو جامعه و بیرون چه خبره خداوند در زمان و مکان مناسب هدایتمون میکنه

    میخوام از هدایت هام بنویسم:

    چند سال پیش حدودا 17 الی 18 سالم بود و من و خواهرم یه خواسته ای داشتیم اونم گوشی لمسی بود که تازه تازه اون سامسونگ مدل جی ها اومده بود و ما با برخورد به تضاد که همیچین گوشی ای نداشتیم خواسته در ما شکل گرفت و اون روزی که می‌خواستیم بخریم رفتیم پاساژ صدف دو قدم مونده به پاساژ پسر عمم رو دیدیم که تو کار گوشی بود با شوهر خواهرش تو یه مغازه کار می‌کردند وقتی مارو دید گفتیم گوشی میخوایم و ما رو برد اونجا و دوتا گوشی سامسونگ لمسی گرند 2 خریدیم و این همزمانی و هدایت خداوند اتفاق افتاد و کارای گوشیمونو انجام داد آقا فرزاد و حتی بلد نبودیم به ما کار با گوشی رو یاد داد و حتی رسوند خونمون خدایا شکرت

    همزمانی و هدایت بعدی وقتی که رفته بودیم واسه عکاسی عمل چشمام که اونجا خیلی شلوغ بود و باید صف وایمیستادیم یهو یکی از آشناها رو اونجا دیدیم که فامیلای خیلی دور بود و اونجا پشت سیستم بود و مارو بدون نوبت و شماره و صف فرستاد داخل و کارمون به راحتی انجام شد در سریع ترین زمان ممکن حتی وقت کردم واسه خودم لباس ست راحتی واسه بعد عملم بخرم خدایا شکرت

    هدایت و همزمانی بعدی این بود که وقتی داروی پدرم تموم شده بود و باید همون شب اون دارو رو میخورد و من اونموقع ماشین نداشتم من و مامانم رفتیم پیاده و دیدیم داروخونه های نزدیکمون بسته هستند همون لحظه زنداییم زنگ زد و گفت کجایین گفتم تو خیابون داریم دنبال دارو میگردیم همون لحظه زنداییم گفت یه دیقه وایستین بیام ببرمتون و زنداییم با ماشین اومد و مارو رسوند داروخونه دیگه و ما تونستیم دارو رو بخریم

    هدایت و همزمانی بعدی این بود که من سه سال پشت کنکور موندم سال سومی اصلا نمی‌خواستم انتخاب رشته کنم و زنداییم زنگ زد گفت انتخاب رشته کن و من انتخاب رشته کردم و از دانشگاه دولتی روزانه محقق قبول شدم

    هدایت های بعدی این بود که منی که قبلا چسبیده بودم به این خواستم و میگفتم منم میخوام برم و طبیعت رو ببینم و وقتی دیگران رو میدیدم که اونا رفتن و من نرفتم حسرتشونو میخوردم ولی حالا با کار کردن روی خودم و توجه به زیبایی ها و سریال‌های آگاهی دهنده زندگی در بهشت و سفر به  دور آمریکا من به جاهایی هدایت میشم اصلا مات و مبهوت میمونم از اون همه زیبایی خدایا شکرت بابت طبیعت ها و زیبایی هایی که هدایتم میکنی

    و خیلی مورد های دیکه

    استاد جان و خانم شایسته عزیزم چه جای زیبایی هدایت شدید چقدر زیبا و ملکوتی و روحانیه به قول خودتون عالیه خیلییییی زیباست ببین چقدر فرکانستون بالاست که به همچین جای رویایی هدایت شدید

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    نیـایـش گفته:
    مدت عضویت: 391 روز

    به نام خدای زیبا و مهربان

    سلام به همه ی دوستان عزیز و هم فرکانسی های گلم و سلام به استاد و مریم نازنین

    راستش نمیدونم از کجا شروع کنم به گفتن این همه زیبایی که در این فایل دیدم، فوق العاده زیبا بود، حتی توصیفش سخته باید حتما این فایل دیدنی رو ببینید، چقدر دنیا جاهای زیبا و قشنگی داره، مثل یک تابلوی نقاشیه و فرض کن این تابلو رو از نزدیک ببینی، لمسش کنی، حسش کنی،لذتشو ببری عالی بود… در مورد هدایت هایی که استاد عزیز و مریم جون در این سفر رویایی شدند، حتی دیدن این فایل هم برای من هدایتی انجام شد، من به این صفحه از سایت هدایت شده بودم قبلا و محدثه ی عزیزم جواب کامنتمو با عاشق داد‌ و دیدم اما خود فایل رو ندیده بودم بخاطر اینه توی مدارش نبودم اصلا ، اما خدا باز منو هدایت کرد ، کامنت دوستان عزیز رو خوندم و چقدز انرژی گرفتم و همش هدایتی بودااااا

    توی این چند وقت(اینترنت قطع شده بود)من سعی کردم مقداری از اون آگاهی ها و خوندن نکات کتاب رو روی خودم کار کنم و دیدگاهم رو تغییر بدم، حالم رو خوب نگه دارم و به همون مقداری که روی خودم کار کردم خداوند داره منو هدایت میکنه و من مطمعن تر شدم که ادامه بدم

    خدایا شکرت، عاشقتم.

    بحث فرکانس و مدار چه بحث جالبیه هااا

    دقیقا من داشتم به این فکر میکردم که آقا با هر کسی که حالا دوست شدم یا ارتباط گرفتم یا هرچی همشون مثل من هستن!حالا مثلا شرایط زندگیشون شبیه من بوده یا برخوردشون یا باورهاشون یا کمبود هاشون مخصوصا مثل من بوده ، از یه طریقی بهم ربط داشتن و وقتی نگاه میکنم به قبلا میگم واقعا من توی چه مدار داغونی بودم:/

    من چقدر باورهام داغون بوده، چقدر کمبود داشتم

    من هم آدم هایی رو مثل خودم جذب میکردم طبق قانون:هر چیز چیزی را جذب کرد ، گرم گرمی را کشید و سرد ، سرد

    قطعا اگر تو بخوای بری به مکانی، جایگاهی که اصلا هم مدار تو نیست جهان اجازه نمیده…

    مگر اینکه تو باورهاتو عوض کنی و تغییرشون بدی

    در‌مورد خواسته هاهم توی این بحث میگنجه، باید توی مدار خواسته ات باشی که بهش برسی…

    من به لطف خدا از وقتی که شروع کردم به این مسیر طلایی باورهام تغییر کرده ، روابطم با پدرم که فکرشو نمی‌کردم با هم خوب بشیم خوب شده…

    ایمانم قوی تر شده ، آرامشم بیشتر شده، احساس خوب رو تجربه میکنم و خیلی چیزا…

    هرچند که باید ادامه بدم و این فایل برام هدایت بود که بنده عزیزم به مسیرت ادامه بده،

    دستانی از خداوند وارد زندگیم شده که منو هدایت می‌کنه مثل استاد عزیزم و مریم جون

    دلم میخواد بنویسم اینجا و با خودم مرور کنم که:

    من هر آنچه را که دارم از آن خداست

    به قول استاد من باهوش نبودم من ذهن عجیب و غریبی نداشتم، من نمیدونم تواناسی شگفت انگیزی نداشتم…. همش کار خدا بوده، اون منو هدایت کرده تا اینجا بقیشم منو هدایت می‌کنه من تسلیم خدام، من تسلیم هستم خدایا و من از تو یاری میجویم و من از تو هدایت میخوام.

    تسلیممممممممممم

    و تو هر لحظه داری منو هدایت میکنی…

    بزار باورهایی که دارم میسازم برای رسیدن به خواسته رو اینجا مرور کنم، هر صبح هر ظهر هر شب حتی هر لحظه:

    من خالق زندگی خودم هستم

    من با افکارم زندگیمو خلق میکنم

    خداوند یک سیستمه که به هر شکلی ببینیش به همون شکل درمیاد

    خداوند عاشق منه، خداوند بیشتر از من دوست دارد که من به هدفم برسم

    خداوند هرگز مرا رها نمیکند، هرگز من از خداوند جدا نمیشم

    خداوند در هر لحظه در حال هدایت کردن منه

    من موفق میشم، همه چیز به نفع من رقم خواهد خورد

    هر اتفاقی بیوفته الخیر فی ما وقع ست

    من در دستان امن خداوند هستم.

    خدایا شکرت. عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    mitra mahmodian گفته:
    مدت عضویت: 314 روز

    سلام و درود عشق به استاد عزیزم و خانم شایسته گل و دوستان جمع سایت

    انقدر ذوق دارم واستون از همزمانی های خودم بگم که شگفت انگیزه اصلا

    اما قبلش باید بگم بشدت این صحرای شن سفید زیبا و دیدنی بود خیلی قشنگه بتم چسبید هم حرف های طلایی و الهی هم مکانه عالی

    نزدیک به عید 1404 بود که همه یجورایی لباس خریده بودن و من مونده بودم چیکار کنم چه استایلی چ کفشی اما باورتون نمیشه اصلا رها کرده بودم و حتی میگفتم حالا میخرم حتی بعد عیدم شد اشکالی نداره

    خلاصه ما رفتیم بازار و اصلا خدامیدونه چه صحنه های رویایی پشت سرهم برای من رقم خورد

    ما رفتیم و خیلی یهویی یه شومیز کرم رنگه زیبا بود که پسند کردم فکرشو نمیکردم حالا من از سخت پسندیم چیزی بتونم بخرم اما رفته بودم رو حالت دریافت

    بعد باورتون نمیشه رفتیم پاساژ جلوتر و در کمال عجیب بودن من مدتها بود کفش 3x بلنسیگا میخاستم و خلاصه خیلی عشقشو داشتم

    حتی قبل از اون مغازه من رفتم یه کفش فروشی دیگه و اون گفت این کفش مردونست و برای سایز پای مردها درست شده و واسه پای من بزرگه و گیرت نمیاد نگرد نیست

    خلاصه که من توجه نکردم و یهو وارد یه مغازه شدم که همون کفشو سایز 39داشت اصلا شاخ دراورده بودم

    درصورتی که من اصلا فکرشو نمیکردم این مغازه داشته باشه چون به مغازش نمیخرد برند باشه

    اما خدا برای من ردیف کرد

    تازه من بدون اینکه حرفی بزنم این اقا خودش مقداری به عنوان هدیه از بهای کفش کم کرد

    و باورتون میشه کفشی که حالا برنده و قیمتش برای من حوری درست شد که دقیقا با مقدار پولم اوکی بود در صورتی که فکر میکنم باید پولش 3الی 6ملییون باشه اما واسه من خیلی فوق العاده مناسب همون کیفیت ردیف شد

    و بعد شلوارمم طوری خریدم که اصلا در شرف خریدنش نبودم و دقیقا رنگه لباسم بود و کلا من هنگ هنگ بودم که داره چه اتفاقی میوفته

    اما هنوز تموم نشده رفقا این یکی خیلی هیجانی تره

    من یهویی تو چند ساعت تصمیم گرفتم گل ربانی جاودان درست کنم برای فروش

    و انقدر دقیقا یادمه من فقد یساعت بعد از تصمیمم داشتم تو اکسپذور با ذوق دنبال ربان زرشکی میگشتم واسه اینکه هرچی زودتر درست کنم چون ذوق داشتم و اشتیاق

    و بعد بدون هیچ برنامه قبلی ای یهو دیدم ابجیم از بازار اومد با ربان زرشکی همون سایز و تمام وسایل گل جاودان خلاصه من اونجا دیگه ردد دادم

    مونده بودم چی بگم کلا همه چی واسم عجیب بود و خب خیلی این تجربه ها قشنگن

    و نکته جالب پشت همشون اینکه باید تسلیم بود

    وقتی تسلیم میشیم میریم تو حالت دریافت الهی

    و معجزها پشت سرهم یکی پس از دیگری

    الهی شکرت الهی شکرت که من رو به مسیر درست در زمان و مکان مناسب هدایت میکنی به سمت زیبایی ها الهی شکرت برای همزمانی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    فاطمه خانم گل گلی گفته:
    مدت عضویت: 2707 روز

    به نام خدای مهربونم

    سلام به استاد عزیز و مریم جون و تشکر ویژه از خانم شایسته که این بخش رو برامون آماده میکنه.

    خواستم بگم چقدر جالب من اومدم توی سایت تا بزنم نشونه امروزم رو ببینم در مورد یه مسئله ای که امروز ذهنم باهاش درگیر بود، اما حسم گفت بزنم روی جلسه جدید روز شمار زندگی من که بنرش روی سایت بود و این قسمت بودش، من هنوز فایل رو‌ گوش نکردم اما متنی که آوا جان نوشته به عنوان متن انتخابی این صفحه دقیقا نشونه من بود و چقدر ذهنم آروم شده باهاش و مومنتوم منفی که تازه چند دقیقه بود که داشت شروع میشد خیلی راحت با این متن خاموش شد و مثل آب روی آتیش شد برام.

    ((فکر کردن به خدا و نگاه توحیدی بهترین روش کنترل ذهنه، چون قدرت رو فقط در یک نفر میبینی و باور داری هیچ فکری که نتیحه ش انجام یک کاره بدون جواب نمی مونه و برای خدا فرقی نمیکنه تو خوب هستی یا بد، فرکانس هات بدون هیچ سانسوری توی زندگیت اثر بخش هستن.

    این باعث میشه مواظب رفتار و افکار خودت باشی و از اون طرف هم از رفتار دیگران ناراحت نشی و خیالت راحت باشه که خدا ناظر بر اعمال همه ست.)) دقیقا این قسمت متن جواب من بود و چقدر واضح و روشن خدا جوابم رو داد، دیدین وقتی خدا جواب سوال توی ذهنت رو خیلی واضح میده چقدر ذوق میکنی من الان دقیقا همون حس رو دارم.

    خدای عزیزم شکرت، خانم شایسته ممنونم، آوا جان ممنونم، استاد عزیز ممنونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1509 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز دویست و دوازدهم از فصل هفتم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروزم

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت اینکه رفتم میدان توحید بابت آسمان صاف زیبا و هوای عالی و نور خورشید که چمن ها و درختان رو به رنگ فسفری کرده بود و بابت گلهای زرد زیبا و بازی فوتبال بچه ها و زمین زیبای فوتبال و درختان و چمن های بسیار زیبا و مجسمه زیبا سپاسگزاری کردم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم ناهار نذری که از مسجد آوردند و شام نذری عمم اینا آوردند

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم مادرم خربزه و سبزی و گردو و سیب زمینی و پیاز و خیار و ذرت خرید

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم فروش و مشتری داشته باشم یه مشتری زنگ زد 5 بسته پودر زعفران سفارش داد یه مشتری هم زنگ زد 5 بسته سفارش داد نزدیک خونمونه بردم براشون و 100 تومن دریافت کردم خدایااااا شکرت

    خدایا شکرت بابت اینکه شب عمم اینا اومدند و کلی خوش گذشت

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم باران و نیلا هنرجوهام اومدند و عالی یاد گرفتند حرکت رقص رو

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    معرفی بخش «چگونه فکر خدا را بخوانیم | دوره 12 قدم»

    • این بخش جایگزین دوره قرآنی هست

    • باور محدود کننده مذهبی که پاشنه آشیل هممونه

    • ما مسئول خوشبختی خودمونیم

    • به انداره ای که این باور خدا رو اصلاح میکنیم به همون اندازه هم ارتباطمون با منبع اصلاح میشه و نعمت ها به طور طبیعی وارد زندگیمون میشه

    • توحید یعنی تمام اتفاقات زندگی من بدون استثنا حاصل باورهای خودمه

    • توحید یعنی قدرت دادن فقط به خدا

    • بجای گلایه و مقصر دانستن دیگران باورای خودتو مقصر بدون

    • این بخش به ما کمک میکنه تا فکر خداوند رو بخونیم

    • این بخش باورهای محدود کنندمون رو تغییر میده با توضیح آیات قرآن منطق های قوی در مقابل باورهای محدود کنندمون میده تا ذهنمون خلع سلاح بشه

    • این بخش باور فراوانی و لیاقت رو در وجود ما می‌سازه

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 500 روز

    درود

    روز صد و سی و دوم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاسگزارم از استاد و خانم شایسته عزیز

    ولی استاد من اول فایل رو که دیدم کلی حالم خوش شد با این صحنه ی خاص و زیبا یک صحرا پر از شن های سفید و وقتی ایاک نعبد و ایاک نستعین رو به زبون آوردید اشک هام سرازیر شد یک حال خوش روحانی بهم دست داد که جای سپاسگزاری داره که اون حال رو واسم به وجود آوردید .

    هم تصویری دیدم و هو صوتی گوش کردم این فایل رو و یادداشت کردم

    تمام قسمت ها عالی بود در رابطه ما همزمانی یادمه پارسال زمستون همسرم صبح من رو برده بود آزمایشگاه برای آزمایش خون ، سوار ماشین که شدیم تا به امروز اتفاق نیافتاده بود که ماشین وسط خیابون بنزین تموم کنه ولی آنروز ماشین روشن نشد که برگردیم و تعجب کردیم و همسرم گفت یادم رفته بنزین بزنم یهو همون لحظه دیدم یک آقایی اون دست خیابان از یک کوچه اومد بیرون و یک تشت بزرگ آهنگی تو دستش بود انگار توش آب بود داشت میآورد کنار خیابون. همسرم گفت من برم ببینم که این مغازه های روبرو کسی می‌تونه واسم بنزین جور کنه رفت داخل یک گل فروشی اون دست خیابون، یهو دیدم از داخل گل فروشی با اون اون آقا در اومد و اون آقا داره به اون سمتی اشاره می‌کنه که اون آقایی که یک تشت باخودش آورده کنار خیابون و همسرم رفت سمت اونا و جالبه با همون آقا و اون تشت بزرگ اومدن این دست خیابان و گفت که این آقا بنزین از نمی‌دونم موتور یا ماشینش اضافه داشته میخواسته بریزه بره و اومدند با یک شیلنگ ریختن تو باک بنزین ماشین ما و واقعا من انگشت به دهان موندم که درست لحظه ای که ما بنزین تموم کردیم اون آقا بنزین رو آورد کنار خیابون .

    اصلا انگار برای ما مامور شده بود .

    در رابطه با یک جمله در پایان فایل که خیلی واسم تکان دهنده بود بگم که اونجا که گفتید خداوند اجابت می‌کنه درخواست ما رو اما درخواستی که ما با افکارمون به جهان ارسال میکنیم نه با کلامممون و نه با جنگ

    این جمله خیلی واسم جدید بود که با گفتن ما خداوند ما رو اجابت نمیکنه با افکارمون که به کدوم جهت هست هدایت میشیم .

    یعنی خداوند یک انسان نیست که باهاش حرف بزنیم و اون گوش کنه اون یک انرژی هست که افکار ما و انرژی ما رو دریافت می‌کنه .

    انگار یک دری به روی من باز شد و اما یک سوال عجیبی تو ذهنم گره خورد که اگر خداوندفقط افکارمارو دریافت می‌کنه پس چرا هر روز با کلامممون بهش میگیم خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می‌خوام ، چرا زبانی باهاش حرف می‌زنیم باهاش قول و قرار میزاریم ؟ چه جوریه اگر کلامممون رو دریافت نمیکنه پس چطور باهاش پیامبران صحبت میکردند و ما صحبت میکنیم این واسم خیلی گنگ شد امیدوارم بتونم یک جوابی دریافت کنم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    gold گفته:
    مدت عضویت: 2201 روز

    بنام خدای مهربان،

    سلام به استادگلم ومریم بانوی عشقم وهمه دوستان گرامی خانواده صمیمی عباس منش،

    این فایل زیبا نشانه امروز است20ومهرماه 404،

    استاد واقعأ تحسین تون می کنم که این همه ساده وخودتون هستید ،

    انقدر روحانی وملکوتی بود فضای اونجا،واستاد پای بدون کفش وجوراب ،پاک ومعصومانه باشنهای سفید ونرم مثل آرد بازی می کرد،

    من خیلی خاک بازی وبوی خاک را دوست دارم

    انشالله خدا روزیم کنه همچین جایی را تجربه کنم ،

    اما از جواد عزیزوکامنت عالی ش سپاسگزارم از استادوهمگی بهشت نشینان سایت استادعباس منش سپاسگزارم برای بودمان در این جمع بزرگوار،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: