این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/10/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-22 04:04:312024-10-22 04:10:16درک قوانین جهان در قرآن کریم | قسمت 1
403نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
و با عرض سلام خدمت استاد عزیزم، دیگر دوستان خانواده عباسمنشی خودم، و خانم شایسته عزیز
خدایا، تو بگو تا من بنویسم.
تو همیشه مرا هدایت کردهای؛ شاید در آن لحظهای که در حال هدایت من بودی، من متوجه نبودم، اما وقتی به گذشتهام و مسیری که تا به امروز طی کردهام نگاه میکنم، و تا همین لحظهای که این کامنت را مینویسم، هدایتت و وجود قوانین تغییرناپذیرت را در زندگیام بهوضوح میبینم.
بله استاد، من هم بهعنوان انسانی که زندگیاش پر از فراز و نشیب بوده و با تضادها و چالشهای زیادی روبهرو شدهام، تا امروز تشنهی این آگاهیها شدهام و در پی درک این قوانین هستم.
بهخاطر یکسری خرافات و عادتهایی که از گذشتگانم به من منتقل شده بود و تحت تأثیر جامعه قرار گرفته بودم، بدون آنکه قرآن، نماز و انواع مراسم مذهبی را واقعاً درک کرده باشم، صرفاً از روی عادت و تقلید، یکسری اعمال مذهبی را انجام میدادم.
از همان زمانی که یادم میآید، این سؤال در ذهنم بود که منطق این کارها چیست؟ چرا باید بدون آنکه بدانم چه میگویم، دولا و راست شوم؟
امروزه میفهمم که دلیل این همه سوءتفاهمها و بیراهه رفتنها، درست نشناختن خداوند و فرمانروای جهان هستی بوده است.
امروزه هدایت شما توسط خداوند را بهتر درک میکنم؛ اینکه چگونه سوار کشتی میشوید، به رفتار کاپیتان کشتی و دیگر کارکنان روس توجه میکنید، و با وجود آنکه بهزعم شما انسانهای بیدینی بودهاند، به درستکاریشان پی میبرید.
این سؤال در ذهنتان شکل میگیرد که چگونه ممکن است کسانی که دین ندارند، مسلمان نیستند، قرآن در جیبشان نیست، و در گرفتاریها به امامان توسل نمیجویند، اینقدر انسانهای درستی باشند؟
به خودتان و راهتان شک میکنید، قرآن را میخوانید، و یکی دیگر از قطعات پازل کامل میشود.
روز به روز خداوند شما را هدایت میکند تا مسیر تکامل را طی کنید و از نظر من تبدیل به بهترین استاد شوید.
با تغییر باورها و برداشتن محدودیتهای ذهنیتان، با الهام از قرآن و منطقهای قوی آن، به لطف خداوند از آن زندگی گذشته به زندگی ایدهآل امروز رسیدید؛ زندگیای که حتی تصورش را هم نمیکردید.
بله استاد، من حامد نیز وقتی به بیفایده بودن قرآنخوانی با صوت، نماز بدون فهم، و نتیجه نگرفتن از توسل به ائمه رسیدم، این سؤال برایم پیش آمد که شاید راهم درست نیست.
در جستوجوی پاسخ بودم، و خداوند همانطور که شما را هدایت کرد، من را نیز به سمت شما و این سایت توحیدی هدایت کرد.
این خود گواهی است بر گفتهی شما که هر کس الهاماتی دریافت کند، خداوند با توجه به شرایطش او را هدایت میکند.
این شاهدی است بر اینکه این کتاب مربوط به همهی زمانها نیست، بلکه در زمان پیامبر و با توجه به شرایط آن زمان، بر پیامبر الهام شده است.
و من حامد، بهجای پرداختن به فرعیات، باید اصل را در نظر بگیرم. نیازی به راهنما یا مهندسی که مسیر را نشانم دهد ندارم.
با همین سواد، وقتی قرآن را بخوانم، منطق آن را میفهمم و میتوانم با عمل به آیات محکم آن، خوشبختی را در دنیا و آخرت نصیب خودم کنم.
وقتی در این فایل و فایلهای دیگر، منطقهایی را از قرآن درمیآورید، میفهمم که ظلم در قرآن با آنچه به ما گفتهاند، از زمین تا آسمان فرق دارد.
در این جهان، هیچکس نمیتواند به کسی ظلم کند، مگر آنکه مظلوم پیدا شود.
و شرک به خداوند یعنی ظلم به خود.
انسان مشرک، ظالم است؛ زیرا با وجود این همه نشانه و آیات محکم، و دیدن قدرت خداوند، باز هم چشم امیدش به دیگران است و قدرت را به آنها میدهد.
مشرک ظالم است چون میداند تمام آسمانها، زمین، دریاها، حیوانات و همهی آنچه در تسخیر خداوند است، در اختیار او قرار داده شده، و از قدرت و روح خداوند در او دمیده شده است.
فقط کافیست به قدرت خود ایمان بیاورد، اما بهجای ایمان، شرک میورزد و خود را مضحکهی دیگران میکند.
درک این موضوع برای من حامد، چقدر آرامشبخش و هموارکنندهی مسیر است.
واقعاً چگونه میتوانم از خدای خودم و از بندهی خدای خودم سپاسگزار باشم که این آسودگی خاطر را برایم به ارمغان آورد؟
این روزا درحال جابجایی فروشگاه هستم و روزهای پرکاری دارم و حالا نوبت به ایمان در عمل رسیده. خداروشکر که ماه هاست در دوره بی نظیر هم جهت با جریان خدواند بودم و آماده شدم برای این روزهای پرچالش. امروز وقتی دیدم این فایل اومده رو سایت شروع کردم به گوش کردن،در زمانی که باشگاه بودم و از این فرصتم استفاده میکنم تا بجای فکر کردن درمورد ناخواسته ها و هرز رفتن افکارم و فرکانس هام ،بیشتر روی باورهای توحیدی تمرکز کنم که به لطف هدایت های همیشگی الله رسیدم به بخشی از صحبت های استاد که در مورد توحید بود و من چقدر نیاز داشتم که تکرار بشه این باورهای توحیدی تا مبادا شرک های مخفی در وجودم ریشه کنه و از مسیر الهی دور بشم.
چون من روزهای اخیر چالش هایی داشتم که بخاطر یع سری رفتارهای خودم باعث شد ولی به لطف خدا و آموزه های استاد تونستم از مومنتوم منفی که داشت شدت میگرفت خارج بشم و حالا خداروصدهزار مرتبه شکر هم جهت با جریان خداوند شدم و همه چیز داره روان و به سادگی پیش میره و خداوند معجزه هاش رو با همزمانی ها داره نشونم میده.
مثلا راننده ای که قراره یه سری وسایل بیاره برامون و دیروز یه جورایی باهم بحثمون شد ،دوباره یادم اومد بع کنترل ذهن و دیگه ازش اعراض کردم و همون دیشب خودش زنگ زد عذخواهی کرد و منم متقابلا همین کارو کردم و دوباره امروز که گفته بود فردا میرسه و چندنفری بهم میگفتن بهش زنگ بزن و یا پیام بده و خواهش کن که امروز خودشو برسونه؛من تو ذهنم بالا پایین کردم و گفتم اگه بخواد امشب برسه خدا خودش کارهاش رو انجام میده و به دلش میندازه،نیازی به خواهش و التماس و تقلا کردن نیست. و خیلی جالبع که همین بکساعت پیش تماس گرفت گفت من شب برسم میتونید خالی کنید؛ گفتم بععلللله
خدا اینجوری همه کارها رو خودش انجام میده
یه نگرانی دیگه درمورد قراردادم و همون چالشی که گفتم چنذروز پیش داشتم همش تو ذهنم بود ؛ولی با گوش کردن به این فایل دیدم هیچ کس ،هیچ کس و بازهم تاکید میکنم هیچ کس قادر نیست به من آسیبی بزنه اگه فقط خدا رو قدرت مطلق بدونم. جالبه که وقتی چندروز پیش درمومنتوم منفی بودم همه یه جور دیگه بودن از جمله مالک فروشگاه جدید؛به محض اینکه من کم کم مذارم عوض شد و وارد مونتوم مثبت شدم، برخورد و رفتار مالک 180 درجه متفاوت شد و حالا باهم کاملا اوکی هستیم.
یکی از دارک ترین پاشنه های آشیل من : باید خیلی سخت بشه که دیگه از همه ببری و بعدش روشنایی میاد
این تفکر از کجا میاد: اینکه نگاه میکنم می بنم خیلی جاها از زندگیم وقتی دیگه خیلی اوضاع سیاه شده از حد تحملم خارج شده و دیدم کاری از دستم برنمیاد نور خدا رو دیدم که یکهو همه چی درست شده ، یه آدمی آمده یه اتفاقی افتاده از جایی که نمی دونستم و همه چی رو به راه شده
مشکل این نبود که تا قبلش نمیشد این اتفاقات بیفته مشکل اینکه من تا قبلش به صورت متلق خودم رو به خدا نمیسپرم
پاشنه آشیل بعدی: نیرو کار … نیست. جالبه که تا چند ماه قبل نگاهم این بود که تو این موضوع که خیلی آدم هست چی شد که نگاهم تغییر کرد دو سه بار آگهی دادم و آدم های دلخواهم پیدا نکردم شایدم خودم سرد شدم تو این ماجرا
سمی ترین باورم: آدم بالاخره می خواد یکی رو داشته باشه که هم صحبتش باشه حرف بزنه باهاش و دوستش داشته باشه و احساس نیاز کردن به وجود همچین آدمی. از کجا میاد از دست دادن آدم هایی که به عنوان تکیه گاه عاطفی بهشون نگاه میکردم. نداشتن حمایت از هیچ جانبی در زندگیم تا الان جالبه وقتی سنم کمتر بود اصلا این مساله برام مهم نبود و هر چی سنم بالا تر رفت انگار بیشتر رفتم این سمتی ریشه اش نمی تونم پیدا کنم . در حالی که خیلی وقت ها می فهمم حذف یکی از این تکیه گاه های زندگیم فهمیدم من بجای خدا در مورد همه چی از اون انتظار داشتم و بهش امیدوار بودم .
حق بود که حذف بشه و نیاز واقعی زندگی من که خدا برام انجام داد و قلب من باید جایگاه یکنفر باشه اینا رو اینجا می نویسم و امیدوارم زودتر از هر وقت دیگه بیام و بنویسم این باورها رو با چه چیزهایی جایگزین کردم که حالم بهتر کرده
سوال چند وقت بود این بود که آیا کاری که شروع کردم و الان خورده به باگ های فراوان و همونطور که تو کامنت قبلیم نوشته بودم رفتم سرکار و نمی تونم شرایط مدیریت کنم بارها به رها کردنش فکر کردم و غیره رو چیکار کنم
یهو اتفاقی اومدم صفحه اصلی فکر میکردم این فایل جز فایل های دوره باشه و چند بار تو صفحات مختلف چرخیدم و در نهایت تصمیم گرفتم این بنر رو باز کنم
و اره خودش جواب من اینه محدودیت ها زایده ذهنمه
اگر یه جور دیگه به ماجرا نگاه کنم خدا راه حل ها رو به من میده
دارم سعی میکنم اما خیلی مقاومت دارم کلی فکر منفی دارم و استرس فراوان
این فضا رو تا حالا با این شدت و درباره همه چی تو زندگیم تجربه نکرده بودم
شخصیتا من ادمی بودم که نسبت به همه اتفاقات زندگیم باز بودم و قدرت ریسک و یادگیری بالایی داشتم هیچی استرسیم نمیکرد تا این حدی که این چند سال تجربه کردم و همیشه کلی نعمت های فراوان در زندگی من بخاطر همین روحیه باز و جسارتم دریافت میکردم اکنون می دونم راه حل تمرکز برای آرامش تا رسیدن به راه حل است
امیدوارم این آرامش زودتر به من نازل بشه راه رسیدن به این آرامش رو هم از خدا می خوام می خوام دائمی و همیشگی باشه
به نام خدای رزاقم خدایی که نعمتها و ثروتها فقط دست اونه
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
من یک ساعت دو ساعت که مونده که میخوام برم سر کار یک استرس شدیدی همراه با نحواهای شیطان میان سراغم مثل اینکه میخوام برم و دیگه برگردم خونه نمیدونم چرا نمیدونم دلیل این استرس برا چیه که من وقتی که میخوام برم سر کار رم سراغم میاد
موضوعی که متوجهش شدم اینه که من چون سر هر کاری رفتم و استعفا دادم یا کارهایی کردم که اون کار رو از دست دادم و چون زیاد به وعدهایی که به خودم دادم عمل نکردم در مورد این کار کبابی هم به جورایی هنوز نمیتونم به خودم اعتماد کنم
مثل این میمونه که شما به یک نفر اعتماد زیاد کردی و اون رده زیر قول و وعده ای که به شما داده و دیگه نمیتونی به این راحتیها بهش اعتماد کنید و منم وقتی که فکر میکنم که من مثلاً همین کار نانوایی دوماه و خورده ای بیشتر نرفتم و اگر قراره این کار هم کم بیارم و نرم نمیتونم به خودم اعتماد کنم چون همش زدم زیر قول و وعدهایی که به خودم دادم
مصطفی جان یادته اوضاعت چجوری بود و تو این سایت از خداوند گفتی و الان هم کار داری و هم روزی ده نخ سیگار میکشی و هم باز هم میخوای تصمیم بگیری سیگار رو کم کم کمتر کنی تا مرحله ترک اگر توی این سایت الهی هر روز کامنت بنویسی و خودتو کندوکاو کنی بهت قول میدم خداوند کمکت کنه بتونی هر روز ادامه بدی و به هدفم برسی
و اگر هدفت از باز کردن رستورانت این هست که مردم به به و چه چه کنن از همین الان پولت رو نده وسیله بخر که فردا پشیمون بشی پسر تو باید این هدف رو برای خودت انتخاب کنی نه حرف و نگاه مردم که مردم ببینم شغل تو شیک هست و تو رستوران زدی و اینا
دیشب داشتم به این فکر میکردم که من چقدر اخلاقم بهتر شده من قبلاً که یک پاکت سیگار میکشیدم و اعصابم خورد بود که هم نتونستم سیگار رو ترک کنم و هم نتونستم به حرفهای استاد عباس منش عمل کنم و هزارتا فکر و خیال دیگه که باعث شده بود اخلاقم با همه تند بشه و یه جورایی دل همه رو میشکستم
مصطفی جان ببین تو فقط روزی ده نخ سیگار میکشی و چقدر تغیر کرده زندگیت از 16برج 6تا به الان که کمتر سیگار مصرف میکنی و اگر خودت متوجه شده باشی و بشی سیگار رو از همین الان کمتر میکنی و ترک میکنی عزیزم که نتایج بهتر بشن میدونم برات سخته میدونم پاهات درد میاد ولی تو خواسته باشی آره تو فقط از عمق وجودت خواسته باش همون خدایی که کمکت کرد تتو همین سایت رد پاهات هست همون خدا کمکت میکنه سیگار رو ترک کنی عزیزم پس برو فکر کن رو حرفی که بهت زدم
دیشب وقتی که داشتم ظرفها رو میشستم میدیدم که دارم دقیق مثل مغازه کبابی خودم که چهار سال پیش کار میکردم کار میکنم اونم با عشق فقط تنها چیزی که اذیتم میکنه پای راستم هست که از قسمت لگنم رگها میگیری و نمیگذارم قشنگ راه برم و وایسم کار کنم و دارم واقعا اذیت میشم با این درد ولی کم نمیارم ادامه میدم
خیلی هم دلم میخواد دوره قانون سلامتی رو برای خودم بخرم ولی شرایط مالیش رو ندارم
من شیرینی و قند و نوشابه و اینا که یک سال هست که گذاشتم کنار و پارسال وزن من 127بود و امسال 3کیلو بیشتر شدم نمیدونم من شیرینی نخوردم ولی ناهار و شام مفصل خوردم چون دلم ضعف میره و کم میارم نمیتونم کم بخورم ولی باید یه برنامه ای برای خودم بریزم که اگه بتونم کمک کنم به یاری خدا اونم نمیدونم شایدم برنامه نریختن چون من طاقت گرسنگی رو ندارم فعلا ولی از خدا کمک میخوام میخوام کمکم کنه که بتونم کمتر بخورم برنج و اینا
خلاصه آقا ما فعلا داریم میریم سر کار و امیدوارم بتونم ادامه بدم و همیشگی باشه ان شائلله
من به عشق شما استاد عباس منش یکی از امیدواریهای زندگیم شما هستی استاد بخدا روز رو میتونم ببینم که من مغازه خودم رو زدم و همچنان صدای شما توی گوشم داره میاد و من دارم به فایلهاتون گوش میدم و به آرزوم که چند سال پیش بود رسیدم اونم به صورت درست و من مغازه کبابی خودم رو دارم و استاد عباس منش هم دارم
بخدا استاد عاشقتم
من تمرین آینه از دوره عذت نفس رو هر روز صبح الان به مدت یک سال هست که دارم انجام میدم
و از خداوند کمک میخوام که کمکم کنه بتونم تمرینهای دیگه از دوره رو انجام بدم و مثل تمرین آینه بشه جزئی از عادتهای من
مصطفی جان اینو بدم اگر تو واقعا استاد عباس منش رو دوست داری و قبولش داری پس باید عزیزم به حرفهاش هم عمل کنی و باورکنی اونا رو تا عمل کنی این میشه دوست داشتن واقعی عزیزم
استاد دوتا کبوتر دارم تو خونم یکی نر هست یکی ماده اونقدر این دوتا با نمک هستن اونا تو اتاق خونه خودم هستن و هر روز وقتی که میرم جارو برقی اتاقم بکشم نمیدونی استاد موقع غذاشونه که خوب نمیدونی که این کبوتر نر چیکار میکنه اونقدر میخونه و غو غو میکنه اونقدر بامزه هستن این دوتا که حد نداره من هر روز با این دوتا کبوتر عشق میکنم هم اونا منو دوست دارن و هم من اونا رو دوست دارم
خوب ممنونم ازتون که کامنت من رو خوندید
راستی در مورد قرآن من پارسال قرآن خوندن رو شروع کردم ولی متاسفانه ادامه ندادم امیدوارم بتونم هر روز یک صفحه از قرآن رو بخونم و به درک بهتری از خداوند برسم خدایا کمکم کن
خدایا سپاسگذارم ازت که دیشب اومدی سر کار و بهم کمک کردی
خدایا سپاسگذارم ازت بابت نعمتهایی که بهم دادی
خدایا این عذت و این مقامی که دارم از تو دارم
خدایا من هیچی نیستم در مقابل تو پس کمکم کن
خدایا تو لحظهای سخت تو لحظهایی که میخوای ازمایشم کنی خودت کمکم کن سربلند بیرون بیام
خدایا ذهنم میگه ننویس ولی من مینویسم چون میدونم تو کامنت منو میخونی
خدایا کمکم کن بتونم این راه عشق این راه شغلیم رو ادامه بدم و خودت کمکم کن بتونم مغازه خودم رو بزنم دوباره
خدایا به تو پناه میبرم از شر شیطان رانده شده دیشب خیلی نجوا میومد تو ذهنم سر کار ولی من به یاری خدا ذهنمو کنترل کردم
خدایا کمکم کن بتونم احترام آقای برزگر رو داشته باشم و همیشه احترامش نگه دارم وبزارم
خدایا خودت دلها رو برام نرم کن تا بتونم بهتر ادامه بدم
خدایا تو که خودت میدونی من غیر تو کسی رو ندارم تو که خوب میدونی من هیچی نیستم خدایا تو که میدونی من دیگه کسی ندارم خدایا تو که خودت خوب میدونی از من کمکم کن
خدایا ابروم رو تو حفظ کردی خدایا تو این جایگاه رو بهم دادی کمکم کن در مقابل تو بتونم فروتن باشم افتاده باشم کمکم کن مغرور نشم خدایا
خدایا این تو هستی که از طریق آدما داری به من خدمت میکنی پس کمکم کن بتونم تو رو ببینم خدایا خدایا کمکم کن
خدایا کمکم کن فقط رو تو حساب کنم من به تنهایی نمیتونم این زندگی رو جلو ببرم کمکم کن
خدایا خدایا خدایا
سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
در پناه رب شاد پیروز سربلند و سعادت مند در دنیا و آخرت باشید
خدایا خوب می دونی اگه روز هایی ادعا می کنم که من بلدم ، من می دونم، من می تونم….
این فقط بر می گرده به غرور من.
خدا جونم من خوب دارم خودم و می سناسم ،
خدا جونم تو هم خوب منو می شناسی ، آخه ذات من ه، انسان ، اینطوری ست که همش دوست دارم کردیت، هر کاری و به خودش بده.
خدای خوب من منو ببخش و کمک کن که فقط تو رو بپرستم و فقط از تو کمک بخوام.
خدا جونم می خوام که هر لحظه هدایت م کنی به مسیر ابراهیم ،
مسیر موسی
مسیر محمد
مسیر عباس منش
همان مسیری که فقط یکتاپرستی ست
همان مسیری که در برابر ت دائم رکوع کنم، سجده کنم، و بگویم خدای خوب من، من هر آنچه هستم از آن توست
خدای خوب من ، من هر آنچه دارم از آن توست.
سلام به استاد یکتاپرست م
سلام به انسان توحیدی که این مسیر و اومد و رد پاهاش اینققققققققدر محکم گذاشته برای من به یادگار ، که منم پا بزارم و بیام این مسیر توحیدی ، این مسیر عشق کردن با خودم و با ربم.
استاد عزیزم چقققققدر کیف می کنم این مسائل توحیدی را
چقققققدر لذت می برم این صحبت های ناب گوارا را
وقتی که جرعه جرعه می نوشم خدا می دونه که زمینی نیستم و فقط آسمانی میشم.
اینققققققققدر آرام می شوم که انگار تو آغوش خدا هستم که او نوازش م میکند و امید م می دهد.
من خالق شرایط زندگی خودم هستم
با کانون توجه ام
با افکار م
با باور هام
چقدر ابن درس داره و مسیر درست و یادم میده.
هر وقت نگاه به شرایط الآنم می کنم می گویم…..
همان خدایی که موسی رو از قاتل کردن به پیامبر کردن ، رسوند پس قدرت داره ، پس می تواند، پس امید هست که منم بشوم موسی
موسای پیامبر
موسای یکتاپرست
موسایی که شاد زندگی کردن و یاد گرفت.
استاد متشکرم که با این فایل ها چقققققدر امید وارم می کنید.
🟣 داستان انتظارات مثبت من؛ از معامله تامخاطبایی که موم کف میشن / جلو شرک درونم وایسادم ،پس ، از طریق قانون تحقق خواستهها بهم ثابت شد که خودم خالق اتفاقای زندگیم هستم
سلام به همهی دوستان هم مدار . میخوام براتون از یه تجربهای بگم؛ تجربهای که وقتی مرورش میکنم، میبینم چطور قرآن، استادعباسمنش و تمرینها دست ب ِدست هم دادن تامن برسم به چیزی به اسم «انتظارات مثبت».
بذارین یه اعتراف بکنم:
خیلی وقتا زندگیم به خاطر ناتوانی در تشخیص اصل از فرع بهم ریخته بود.
یعنی هی میرفتم سراغ فرعیات؛ دنبال راههای هزار جورعجیب برای پول درآوردن، دنبال آدمهایی که بخوام قانع شون کنم منو تأییدکنن، یا حتی دنبال حس مقایسه بابقیه.
اما اصل چی بود؟
اصل این بود که همهی اینافقط یه تمرین برای من بودن تا “انتظار مثبت” پیدا کنم.
□
یه خاطره ازمعاملهها
یادتونه گفتم یکی ازانتظارات مثبتم «موفقیت توی معاملات و تریدها»ست؟
برگردیم به یه روز خاص.
روزی بود که حسابی خسته و کلافه پشت لپتاپ نشسته بودم. نمودارها قیمت نفت رو نگاه میکردم، هرلحظه بالا پایین میرفتن، یِ جورایی انگارداشتم بازی مار و پله میکردم.
اونقدر توی ترس و طمع غرق شده بودم که یادم رفته بود اصل چیه ‼️ اصل این نبودکه ببینم نمودار قیمت الان بالا میره یا پایین میاد ! اصل این بودکه شهود و اصولی دارم که مطمئنم جواب میده.
یهو یادم افتاد به همون آیهای که میگه: «یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ آمَنُوٓاْ… فَٱثْبُتُواْ وَٱذْکُرُواْ ٱللَّهَ کَثِیرࣰا لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»
یعنی چی؟ یعنی وایسا، نترس، و خدا رو یادکن.
همون لحظه لپتاپ رو بستم. رفتم آشپزخونه، یه لیوان آب ریختم. همون آب ساده شد برام نامهی عاشقونهی خدا.
همون لحظه گفتم: «خدایاشـــــکرت! حتی اگه امروز این معامله منفی بمونه ، من بازم ثروتمندم چون تو رو دارم.»
انگارهمون لحظه مدار عوض شد. نه اینکه یک شبه میلیاردی بشه سرمایهم ، نه! ولی دیدم ترسم ریخت. دیدم انگار دوباره وصل شدم به اصل. بعدش معاملههام یکییکی شروع کردن به سود دادن.
□
یه خاطره ازمخاطبام
دومین انتظاری که نوشتم، «موم کف دست شدن مخاطبا» بود.
حالا اینوخیلیها اولش ممکنه برداشت اشتباه کنن. فکر کنن یعنی من میخوام مخاطبام رو کنترل کنم یا به زور قانعشون کنم. امااصلش چیز دیگهست.
من فهمیدم وقتی خودم پراز انتظار مثبت + هماهنگی درون باشم، مخاطبام ناخودآگاه باهام هم’مدار میشن. چه توی فضای حقیقی چه مجازی.
یه بار یادمه یه متن نوشتم، هم ساده بود هم از ته دل. هیچ تبلیغ و تکنیک خاصی هم به کار نبردم.
فقط نوشتم از تجربهی یه روز که داشتم برمیگشتم خونه، دیدم حتی ترافیک هم یه نعمته چون باعث شد به آهنگ مورد علاقهم گوش بدم.
همون متن باعث شد دهها پیام بیادکه: «محسن! دمت گرم، دقیقاً چیزی بود که امروزنیاز داشتم بشنوم.»
اونجا بود که فهمیدم این «موم کف دست شدن مخاطبا» یعنی وقتی مدار اصیل خودم درست باشه، لازم نیست هیچکار خاصی بکنم ، بقیه هم نرم میشن و جذب میشن. این یعنی قانون برانگیختگی مخاطب، بدون زور، بدون ادا ؛ نشستن روی شانهی خـــــدا .
□
اصل و فرع روقاطی نکن
داری میبینی؟ من سالها اصل و فرع روقاطی کرده بودم. فکر میکردم موفقیت یعنی فقط فرمولهای پیچیده، یافقط رابطهها.
ولی قرآن مدام میگه: اصل اینه که ثابتقدم باشی، یادخـــــدا باشی، و تسلیم باشی.
وقتی اینو فهمیدم، دیگه نه ترید با سرمایه سنگین برام ترسناک بود، نه نوشتن برای مخاطبا.
■ این اصلیترین راهکار و “الگو” برا اثبات قانون تحقق خواستهها درنقاط مختلف زندگیم شد .
باور کردم که خودم خالق همه اتفاقی زندگیم هستم.
• بجای اینکه دنبال تأیید گرفتن ازمخاطبام باشم، تمرکزم رو گذاشتم روی اینکه خودم توی مدار عشق و آرامش باشم. نتیجهش؟ مخاطبام خودشون نرم وجذب شدن.
• بجای اینکه دنبال صدتا فرعیات باشم، اصل رو گرفتم و به عینیت رسوندم : من خالقم، چون خدا این قدرتو بهم داده.
□
درس اصلی
همفرکانسیهای عزیزم، همهی اینا رو گفتم که برسم به یِ نکتهی مهم برا خودم وشما .
من تازه چند ساله که دارم میفهمم قرآن پر از اصولیه که اگردرست درکشون کنم، نتنها ترس و شکهام رو میبرن، بلکه یه منطق محکم بهم میدن برای اینکه باتمام وجود بدونم:
🟡 «آره! تحقق خواستههام ممکنه. چون من خالقم. چون خدا این قدرتو تو وجودم گذاشته.»
🟣 انتظارات مثبت برا من یعنی همین.
●یعنی هرروز ب جای اینکه ازکمبودها بترسم، از فراوانیها مطمئن باشم.
● یعنی هر معاملهای که میکنم، حتی اگه ظاهرش سخت بود، مطمئن باشم پشت پرده خداداره بهترین رو برام میچینه 🩷️
● یعنی هرمتنی که مینویسم، باآرامش و یقین بدونم همون کسی که باید بخونه، به دستش میرسه 🩵
○ این حس، برای من یعنی رهایی.
○ یعنی یادم بمونه تنها نیستم.
○ یعنی باورکنم خدای من، همونطور که وعده داده، همیشه بهترین مسیر رو جلوم میذاره.
دوستای خوبم
من داستانمو گفتم
حالانوبت شماست: شماآخرین باری که به جای اصل، چسبیدی به فرع کی بود؟
چه انتظارات مثبتی رو میخوای از همین امروز برای خودت بنویسی؟
باور کن همین نوشتن، اولین قدم به سمت همون تغییریه که دنبالشیم.
🪶إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى یُغَیِّروا ما بِأَنْفُسِهِمْ(رعد 11) / خدا سرنوشت هیچ قومی رو تغییر نمیده، مگر اینکه خودشون تغییر کنن .
وقتی نوشتی هرمتنی که مینویسم، باآرامش و یقین بدونم همون کسی که باید بخونه، به دستش میرسه حس کردم همون کس منم که باید این متن به دستم میرسید من هم مثل شما ترید میکنم با خوندن مطالب شما معاملاتم رو با خودم مرور کردم هرگاه که در آرامش باشم و متصل به انرژی منبع معاملات عالی ولی هر وقت که احساساتی مثل ترس عجله طمع غرور تکبر داشتم معاملات به بدترین شکل ممکن بسته میشد به نظرم ترید فرصت خوبیه برای این که خودمون رو محک بزنیم ببینیم قوانین درک کردیم یا فقط گوش میکنیم و به عنوان یه مسکن ازش استفاده میکنیم.
بهار عزیز سلام. تو کسی هستی که دیگه بازار رو فقط ب ِ چشم اعداد و کندل نمیبینه، که به چشم یک آیینه میشناسی. آیینهای که دقیقترین تصویر ازباطنمون رو نشون میده.
واقعیتش اینه که بازارهیچوقت ما رو زمین نمیزنه؛ فقط اون لحظههایی که ازخودمون جدا میشیم ــ با ترس، عجله، یا طمع ــ باعث میشه تصمیمهامون از جنس “نیاز” باشه نه “یقین”.
و همینجاست که بازار سختترین درسهاشو میده.
منم مثل تو بارها تجربه کردم: وقتی در آرامش و وصل به منبع واردمیشم، معامله دیگه فقط معامله نیست؛ میشه یک تمرین شهود، یک قدم در مسیر ایمان. اما وقتی ذهنم پر ازهیاهو باشه، همون بازار میشه غربالی که غرور و بیحوصلگیم رو بیرون میکشه.
خیلی ارزشمنده که تو اینو درک کردی . چون از اینجا ب ِ بعد، ترید برات میشه سفردرونی؛ جاییکه هر سود وضرر فقط نشونهست، نه نتیجه.
خوشحالم هممسیر رفیقی هستم که این نگاه رو داره 🩵 برات آرامش، فراوانی و معاملههایی سرشار از شهود ویقین آرزو میکنم . الهی شکر که معاملهگرها توی این مکان بهشتی همدیگه رو پیدا میکنن.
و برخی از مردم به جای خدا معبودهایی انتخاب می کنند که آنها را آن گونه که سزاوار است خدا را دوست داشته باشند، دوست می دارند؛ ولی آنان که ایمان آورده اند، محبت و عشقشان به خدا بیشتر و قوی تر است. و اگر کسانی که [با انتخاب معبودهای باطل] ستم روا داشتند، هنگامی که عذاب را ببینند، بی تردید بفهمند که همه قدرت ویژه خداست [و معبودهای باطل، هیچ و پوچ اند] و خدا سخت کیفر است.(165بقره)
حتی اگه کسی و بیش از حد دوست داشته باشیم،وابستگی ایجاد میشه
ک این وابستگی خودش شرک محسوب میشه
من از این مورد میترسم ،
میترسم اگه وارد رابطه ی عاطفی بشم وابسته بشم
هنوز خیلی جای کار کارم ،ولی میدونم خدا برام کافیه و هدایتم میکنه من باعشق مسیر و ادامه میدم ب لطف و حمایت خدای قشنگم
همون خدایی ک منو قدم ب قدم تا ابن بهشت توحیدی الهی ،آورده ، ک جز حمد و ستایش خدا چیزی گفته نمیشه
همون خدا هم از اینجا ب بعد هم باعشق هدایتم میکنه مسیر و برام هموار میکنه
الهی صدهزار مرتبه شکرت
ک تونستم ردپای امروزم و ثبت کنم
عصری حسم بهم گفت برو در حیاط و باز کن
وقتی بازش کردم دیدم کیان پشت دره
میخواست در بزنه ک من بازش کردم
چون انتظارش و نداشتم جا خوردم
گفتم ببین زکیه خدا چطور داره هدایتت میکنه،برای همه چیز
امروز ساعت 7 صبح کیان از سر در حیاط کشیده بود بالا خودش و و داشت میومد میخواست بیاد تو حیاط
گفتم کیان مدرسه نرفتی
گفت معلم گفته 8 ونیم بیایید مدرسه
گفتم کی بیدار شدی
گفت ساعت 5 صبح
گفتم چرااااا
گفت ذوق مدرسه رو داشتم خوابم نگرفت
خدایا صدهزار مرتبه شکرت
یاد دوره ابتدایی خودم افتادم
جقددد ذوق داشتیم
چقد هیجان شور و نشاط
با هم کلاسی هامون دست تو دست هم
با لباس های مدرسه
خدااای من
اون مقنعه های نوک تیز خخخخخ
قمقمه ی آب
بوی تازه ی کتاب ها
وسط کتاب هامو باز میکردم و بوی نویی شو حس میکردم و عشق میکردم باهاشون
کتابها رو جلد میگرفتیم
این اواخر چسب میزدیم
اسم می نوشتیم روشون
همیشه خیلی خوب از کتابهام مراقبت میکردم
خدایا صدهزار مرتبه شکرت
یک ماه دیگه من 34 سالم تموم میشه و میرم توی 35سال
ازت سپاسگزارم بابت عمر پر برکتی ک بهم دادی
ازت ممنونم ک قبل از مرگم هدایتم کردی ب این مسیر زیبا
این صراط مستقیم
این جمع یکتا پرست موحد
خدابا ازت ممنونم ک منت برسرم گذاشتی و منو جز هدایت یافتگان قرار دادی
ازت میخوام تا آخرین ثانیه های عمرم منو ثابت قدم نگهداری توی این مسیر
سلام و درود و نور و رحمت الهی به قلب هااای سلیمتان
استاد جان
خدااا را شکر که امروز هم به لطف الله یکی از فااایل هااای بی نظیر و بی نهایت تاثیرگزارتون رو بنر سایت قرار گرفت خدا را شکر که آگاهی هااای این فایل را با توجه و عشق گوش کردم
خدا را شکر که با گوش کردن به این فااایل درک قوانین جهان برام روشن تر شد
خدا را شکر که با گوش کردن به این فایل مقاومت هام نسبت به تغییر باورهااای محدود کنندم کمتر شد
و چقدر زیبا در این فایل گفته شد مفهوم توحید شرک و خالق زندگی خودمون بودن
و اینکه واقعا ما در هر شرایطی خودمون خالق زندگی خودمون هستیم
وخداااا را هزاران مرتبه شکر که قبل از اینکه بمیرم با این سایت توحیدی و این آگاهی های ناب الهی آشنا شدم منی که فکر میکردم دختر تو واقعا درستکاری تو خیلی خوبی تو گناهی نکردی تو جات تو بهشته اما نمیدونستم که ناآگاهانه شرک های مخفی در درونم دارم که به لطف الله در این مسیر الهی اونا را شناختم وبه ضعف های شخصیتیم پی بردم و هر روز با توکل بخدا و هدایت هااای الهیش و آگاهی های ناب الهی این سایت دارم اونا را با باورهاای توحیدی قدرتمند تغییر میدم
نمیگم همیشه تونستم اما خداااییش درکش کردم باورش کردم و دارم در زندگیم اجراش میکنم اوایل بخاطر کمالگرایی و عجول بودنم استرس میگرفتم جاهایی که درست عمل نمیکردم
اما اینم درک کردم که این مسیر تقلا و عجله معنایی نداره و با استمرار و تکرار و عشق و انگیزه و هدف داشتن تکاملت را طی میکنی
و خدا را شکر امروز هم درک اصل توحید و خالق زندکی خودت بودن برام ساده تر و روشن تر شد
بله خداوند خالق منه رب و فرمانروای کل کیهانه آسمان و زمین مسخر اوست
حالا این فرمانروای کل کیهان از روی عدلش منا خالق شرایط زندگی خودم کرده آسمان و زمین را رام من کرده از روح الهی خودش در من دمیده همواره مرا هدایت میکنه مرا اشرف مخلوقات جانشین خودش بر روی زمین و لایق بهترین ها کرده
و گفته بزرگ ترین گناه شرکه
و شرک ظلم به خودته چرا که ما وقتی دیگران را مسبب رسیدن یا نرسیدن به خواسته هامون میدونیم
ترس و نگرانی همیشه بر ماهست و اینکه میدونیم
کسانیکه هم جهت میشن با مسیر الهی فقط قدرت رسیدن به خواسته هاشون را به خداوند میدند و خودشون مسیولیت زندگی خودشون را میپذیرند و ایمان دارند که خالقی دارند عالم و قادر رزاق فتاح وهاب بخشنده مهربان که فضل و رحمتش برای همه هست و بی انتهاست حالا هر کسی اندازه ظرف وجودش از این فضل و رحمت دریافت میکنه
باشد که همواره خداوند هدایتمان کنه به مسیر درست مسیر سپاسگزاری قلبی از خداوند و ایمان و توکل بر خودش و راضی باشیم از زندگی و از مسیر توحیدی عمل کردن لذت ببریم و یکی یکی خواسته هااای دنیوی و اخروی خودمون را به لطف الله رقم بزنیم
و اینکه هر کجا در زندگیم توحیدی عمل کردم سرانجام کار به آسونی و عزتمندانه درست شده و هر کجا شرک ورزیدم و به عقل خودم به منطق خودم و از بقیه توقع داشتم به چالش برخوردم
خدااایا تنها و تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم خدایا هدایتمان کن به مسیر درست مسبر کسانیکه نعمت دادی
به نظر من این آیات سوره حمد اصل توحید است برای خلق خواسته هامون
خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشی و ما رستگار
استاد جان عاااشقتونم و بی نهایت سپاسگزارم بابت این آگاهی های ناب الهی
در پناه یگانه الله شاد و سلامت وثروتمند و سعادتمند دنیا و آخرت باشید
به نام یگانه فرمانروای هستی
و با عرض سلام خدمت استاد عزیزم، دیگر دوستان خانواده عباسمنشی خودم، و خانم شایسته عزیز
خدایا، تو بگو تا من بنویسم.
تو همیشه مرا هدایت کردهای؛ شاید در آن لحظهای که در حال هدایت من بودی، من متوجه نبودم، اما وقتی به گذشتهام و مسیری که تا به امروز طی کردهام نگاه میکنم، و تا همین لحظهای که این کامنت را مینویسم، هدایتت و وجود قوانین تغییرناپذیرت را در زندگیام بهوضوح میبینم.
بله استاد، من هم بهعنوان انسانی که زندگیاش پر از فراز و نشیب بوده و با تضادها و چالشهای زیادی روبهرو شدهام، تا امروز تشنهی این آگاهیها شدهام و در پی درک این قوانین هستم.
بهخاطر یکسری خرافات و عادتهایی که از گذشتگانم به من منتقل شده بود و تحت تأثیر جامعه قرار گرفته بودم، بدون آنکه قرآن، نماز و انواع مراسم مذهبی را واقعاً درک کرده باشم، صرفاً از روی عادت و تقلید، یکسری اعمال مذهبی را انجام میدادم.
از همان زمانی که یادم میآید، این سؤال در ذهنم بود که منطق این کارها چیست؟ چرا باید بدون آنکه بدانم چه میگویم، دولا و راست شوم؟
امروزه میفهمم که دلیل این همه سوءتفاهمها و بیراهه رفتنها، درست نشناختن خداوند و فرمانروای جهان هستی بوده است.
امروزه هدایت شما توسط خداوند را بهتر درک میکنم؛ اینکه چگونه سوار کشتی میشوید، به رفتار کاپیتان کشتی و دیگر کارکنان روس توجه میکنید، و با وجود آنکه بهزعم شما انسانهای بیدینی بودهاند، به درستکاریشان پی میبرید.
این سؤال در ذهنتان شکل میگیرد که چگونه ممکن است کسانی که دین ندارند، مسلمان نیستند، قرآن در جیبشان نیست، و در گرفتاریها به امامان توسل نمیجویند، اینقدر انسانهای درستی باشند؟
به خودتان و راهتان شک میکنید، قرآن را میخوانید، و یکی دیگر از قطعات پازل کامل میشود.
روز به روز خداوند شما را هدایت میکند تا مسیر تکامل را طی کنید و از نظر من تبدیل به بهترین استاد شوید.
با تغییر باورها و برداشتن محدودیتهای ذهنیتان، با الهام از قرآن و منطقهای قوی آن، به لطف خداوند از آن زندگی گذشته به زندگی ایدهآل امروز رسیدید؛ زندگیای که حتی تصورش را هم نمیکردید.
بله استاد، من حامد نیز وقتی به بیفایده بودن قرآنخوانی با صوت، نماز بدون فهم، و نتیجه نگرفتن از توسل به ائمه رسیدم، این سؤال برایم پیش آمد که شاید راهم درست نیست.
در جستوجوی پاسخ بودم، و خداوند همانطور که شما را هدایت کرد، من را نیز به سمت شما و این سایت توحیدی هدایت کرد.
این خود گواهی است بر گفتهی شما که هر کس الهاماتی دریافت کند، خداوند با توجه به شرایطش او را هدایت میکند.
این شاهدی است بر اینکه این کتاب مربوط به همهی زمانها نیست، بلکه در زمان پیامبر و با توجه به شرایط آن زمان، بر پیامبر الهام شده است.
و من حامد، بهجای پرداختن به فرعیات، باید اصل را در نظر بگیرم. نیازی به راهنما یا مهندسی که مسیر را نشانم دهد ندارم.
با همین سواد، وقتی قرآن را بخوانم، منطق آن را میفهمم و میتوانم با عمل به آیات محکم آن، خوشبختی را در دنیا و آخرت نصیب خودم کنم.
وقتی در این فایل و فایلهای دیگر، منطقهایی را از قرآن درمیآورید، میفهمم که ظلم در قرآن با آنچه به ما گفتهاند، از زمین تا آسمان فرق دارد.
در این جهان، هیچکس نمیتواند به کسی ظلم کند، مگر آنکه مظلوم پیدا شود.
و شرک به خداوند یعنی ظلم به خود.
انسان مشرک، ظالم است؛ زیرا با وجود این همه نشانه و آیات محکم، و دیدن قدرت خداوند، باز هم چشم امیدش به دیگران است و قدرت را به آنها میدهد.
مشرک ظالم است چون میداند تمام آسمانها، زمین، دریاها، حیوانات و همهی آنچه در تسخیر خداوند است، در اختیار او قرار داده شده، و از قدرت و روح خداوند در او دمیده شده است.
فقط کافیست به قدرت خود ایمان بیاورد، اما بهجای ایمان، شرک میورزد و خود را مضحکهی دیگران میکند.
درک این موضوع برای من حامد، چقدر آرامشبخش و هموارکنندهی مسیر است.
واقعاً چگونه میتوانم از خدای خودم و از بندهی خدای خودم سپاسگزار باشم که این آسودگی خاطر را برایم به ارمغان آورد؟
ممنونم استاد عزیزم
خدایا شکرت
بنام آنکه رحمتش بی پایان و همیشگی ست
روز چهل و هشتم از نودروز
این روزا درحال جابجایی فروشگاه هستم و روزهای پرکاری دارم و حالا نوبت به ایمان در عمل رسیده. خداروشکر که ماه هاست در دوره بی نظیر هم جهت با جریان خدواند بودم و آماده شدم برای این روزهای پرچالش. امروز وقتی دیدم این فایل اومده رو سایت شروع کردم به گوش کردن،در زمانی که باشگاه بودم و از این فرصتم استفاده میکنم تا بجای فکر کردن درمورد ناخواسته ها و هرز رفتن افکارم و فرکانس هام ،بیشتر روی باورهای توحیدی تمرکز کنم که به لطف هدایت های همیشگی الله رسیدم به بخشی از صحبت های استاد که در مورد توحید بود و من چقدر نیاز داشتم که تکرار بشه این باورهای توحیدی تا مبادا شرک های مخفی در وجودم ریشه کنه و از مسیر الهی دور بشم.
چون من روزهای اخیر چالش هایی داشتم که بخاطر یع سری رفتارهای خودم باعث شد ولی به لطف خدا و آموزه های استاد تونستم از مومنتوم منفی که داشت شدت میگرفت خارج بشم و حالا خداروصدهزار مرتبه شکر هم جهت با جریان خداوند شدم و همه چیز داره روان و به سادگی پیش میره و خداوند معجزه هاش رو با همزمانی ها داره نشونم میده.
مثلا راننده ای که قراره یه سری وسایل بیاره برامون و دیروز یه جورایی باهم بحثمون شد ،دوباره یادم اومد بع کنترل ذهن و دیگه ازش اعراض کردم و همون دیشب خودش زنگ زد عذخواهی کرد و منم متقابلا همین کارو کردم و دوباره امروز که گفته بود فردا میرسه و چندنفری بهم میگفتن بهش زنگ بزن و یا پیام بده و خواهش کن که امروز خودشو برسونه؛من تو ذهنم بالا پایین کردم و گفتم اگه بخواد امشب برسه خدا خودش کارهاش رو انجام میده و به دلش میندازه،نیازی به خواهش و التماس و تقلا کردن نیست. و خیلی جالبع که همین بکساعت پیش تماس گرفت گفت من شب برسم میتونید خالی کنید؛ گفتم بععلللله
خدا اینجوری همه کارها رو خودش انجام میده
یه نگرانی دیگه درمورد قراردادم و همون چالشی که گفتم چنذروز پیش داشتم همش تو ذهنم بود ؛ولی با گوش کردن به این فایل دیدم هیچ کس ،هیچ کس و بازهم تاکید میکنم هیچ کس قادر نیست به من آسیبی بزنه اگه فقط خدا رو قدرت مطلق بدونم. جالبه که وقتی چندروز پیش درمومنتوم منفی بودم همه یه جور دیگه بودن از جمله مالک فروشگاه جدید؛به محض اینکه من کم کم مذارم عوض شد و وارد مونتوم مثبت شدم، برخورد و رفتار مالک 180 درجه متفاوت شد و حالا باهم کاملا اوکی هستیم.
خدایا کمکم کن تا تنها تورا بپرستم
یکی از دارک ترین پاشنه های آشیل من : باید خیلی سخت بشه که دیگه از همه ببری و بعدش روشنایی میاد
این تفکر از کجا میاد: اینکه نگاه میکنم می بنم خیلی جاها از زندگیم وقتی دیگه خیلی اوضاع سیاه شده از حد تحملم خارج شده و دیدم کاری از دستم برنمیاد نور خدا رو دیدم که یکهو همه چی درست شده ، یه آدمی آمده یه اتفاقی افتاده از جایی که نمی دونستم و همه چی رو به راه شده
مشکل این نبود که تا قبلش نمیشد این اتفاقات بیفته مشکل اینکه من تا قبلش به صورت متلق خودم رو به خدا نمیسپرم
پاشنه آشیل بعدی: نیرو کار … نیست. جالبه که تا چند ماه قبل نگاهم این بود که تو این موضوع که خیلی آدم هست چی شد که نگاهم تغییر کرد دو سه بار آگهی دادم و آدم های دلخواهم پیدا نکردم شایدم خودم سرد شدم تو این ماجرا
سمی ترین باورم: آدم بالاخره می خواد یکی رو داشته باشه که هم صحبتش باشه حرف بزنه باهاش و دوستش داشته باشه و احساس نیاز کردن به وجود همچین آدمی. از کجا میاد از دست دادن آدم هایی که به عنوان تکیه گاه عاطفی بهشون نگاه میکردم. نداشتن حمایت از هیچ جانبی در زندگیم تا الان جالبه وقتی سنم کمتر بود اصلا این مساله برام مهم نبود و هر چی سنم بالا تر رفت انگار بیشتر رفتم این سمتی ریشه اش نمی تونم پیدا کنم . در حالی که خیلی وقت ها می فهمم حذف یکی از این تکیه گاه های زندگیم فهمیدم من بجای خدا در مورد همه چی از اون انتظار داشتم و بهش امیدوار بودم .
حق بود که حذف بشه و نیاز واقعی زندگی من که خدا برام انجام داد و قلب من باید جایگاه یکنفر باشه اینا رو اینجا می نویسم و امیدوارم زودتر از هر وقت دیگه بیام و بنویسم این باورها رو با چه چیزهایی جایگزین کردم که حالم بهتر کرده
سلام من امروز اومدم دنبال سوالم
نشانه امروزم زدم اما همون فایل دیروز دیدم
سوال چند وقت بود این بود که آیا کاری که شروع کردم و الان خورده به باگ های فراوان و همونطور که تو کامنت قبلیم نوشته بودم رفتم سرکار و نمی تونم شرایط مدیریت کنم بارها به رها کردنش فکر کردم و غیره رو چیکار کنم
یهو اتفاقی اومدم صفحه اصلی فکر میکردم این فایل جز فایل های دوره باشه و چند بار تو صفحات مختلف چرخیدم و در نهایت تصمیم گرفتم این بنر رو باز کنم
و اره خودش جواب من اینه محدودیت ها زایده ذهنمه
اگر یه جور دیگه به ماجرا نگاه کنم خدا راه حل ها رو به من میده
دارم سعی میکنم اما خیلی مقاومت دارم کلی فکر منفی دارم و استرس فراوان
این فضا رو تا حالا با این شدت و درباره همه چی تو زندگیم تجربه نکرده بودم
شخصیتا من ادمی بودم که نسبت به همه اتفاقات زندگیم باز بودم و قدرت ریسک و یادگیری بالایی داشتم هیچی استرسیم نمیکرد تا این حدی که این چند سال تجربه کردم و همیشه کلی نعمت های فراوان در زندگی من بخاطر همین روحیه باز و جسارتم دریافت میکردم اکنون می دونم راه حل تمرکز برای آرامش تا رسیدن به راه حل است
امیدوارم این آرامش زودتر به من نازل بشه راه رسیدن به این آرامش رو هم از خدا می خوام می خوام دائمی و همیشگی باشه
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
نگاه استاد به قرآن :
خدا چجوری فکر میکنه
قوانین رو گیر بیارم
چجوری میتونم از اونا استفاده کنم
زندگی خودم رو در این دنیا و آینده بهتر کنم
قوانین تغییر نکرده و نمیکنه
اون قوانین تو قرآن اومده
دنیا و آخرتت آباد میشه
سوره شعرا،سوره طه
الگوها رو پیدا کرد استاد
شرک ورزیدند،ظلم بزرگی است
هر بار روی کسی حساب میکنید،هر نوع نیازی،شرک است
قوم فرعون فرعون رو خدا میدونستن
شرک رو خدا نمیبخشه
من دارم اتفاقات خودم رو رقم میزنم
من ایراد دارم،ببین چه ایرادی داری
خالق بودن خودت>>>نگرانی معنی نمیده
خالق بودن=آرامش مطلق
فرعون=فرمانروای خیلی قوی
مقاومتها >>خیلی از این مقاومتها نمیزاره ما سمت هدف بریم
محدودیت ها رو نبین>>امکان پذیر میشن
ما محدودیم>>ذهن محدود
یه سری خواسته ها اینقدر دورِ که حتی بهش فکر نمیکنیم
که اگه بگیم و باور کنیم شدنیه و میشه
سپاسگزارم استاد عزیزم و توانمندم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
به نام خدایی که بشدت کافیست
به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیک تره
به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه
به نام خدای رزاقم خدایی که نعمتها و ثروتها فقط دست اونه
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
من یک ساعت دو ساعت که مونده که میخوام برم سر کار یک استرس شدیدی همراه با نحواهای شیطان میان سراغم مثل اینکه میخوام برم و دیگه برگردم خونه نمیدونم چرا نمیدونم دلیل این استرس برا چیه که من وقتی که میخوام برم سر کار رم سراغم میاد
موضوعی که متوجهش شدم اینه که من چون سر هر کاری رفتم و استعفا دادم یا کارهایی کردم که اون کار رو از دست دادم و چون زیاد به وعدهایی که به خودم دادم عمل نکردم در مورد این کار کبابی هم به جورایی هنوز نمیتونم به خودم اعتماد کنم
مثل این میمونه که شما به یک نفر اعتماد زیاد کردی و اون رده زیر قول و وعده ای که به شما داده و دیگه نمیتونی به این راحتیها بهش اعتماد کنید و منم وقتی که فکر میکنم که من مثلاً همین کار نانوایی دوماه و خورده ای بیشتر نرفتم و اگر قراره این کار هم کم بیارم و نرم نمیتونم به خودم اعتماد کنم چون همش زدم زیر قول و وعدهایی که به خودم دادم
مصطفی جان یادته اوضاعت چجوری بود و تو این سایت از خداوند گفتی و الان هم کار داری و هم روزی ده نخ سیگار میکشی و هم باز هم میخوای تصمیم بگیری سیگار رو کم کم کمتر کنی تا مرحله ترک اگر توی این سایت الهی هر روز کامنت بنویسی و خودتو کندوکاو کنی بهت قول میدم خداوند کمکت کنه بتونی هر روز ادامه بدی و به هدفم برسی
و اگر هدفت از باز کردن رستورانت این هست که مردم به به و چه چه کنن از همین الان پولت رو نده وسیله بخر که فردا پشیمون بشی پسر تو باید این هدف رو برای خودت انتخاب کنی نه حرف و نگاه مردم که مردم ببینم شغل تو شیک هست و تو رستوران زدی و اینا
دیشب داشتم به این فکر میکردم که من چقدر اخلاقم بهتر شده من قبلاً که یک پاکت سیگار میکشیدم و اعصابم خورد بود که هم نتونستم سیگار رو ترک کنم و هم نتونستم به حرفهای استاد عباس منش عمل کنم و هزارتا فکر و خیال دیگه که باعث شده بود اخلاقم با همه تند بشه و یه جورایی دل همه رو میشکستم
مصطفی جان ببین تو فقط روزی ده نخ سیگار میکشی و چقدر تغیر کرده زندگیت از 16برج 6تا به الان که کمتر سیگار مصرف میکنی و اگر خودت متوجه شده باشی و بشی سیگار رو از همین الان کمتر میکنی و ترک میکنی عزیزم که نتایج بهتر بشن میدونم برات سخته میدونم پاهات درد میاد ولی تو خواسته باشی آره تو فقط از عمق وجودت خواسته باش همون خدایی که کمکت کرد تتو همین سایت رد پاهات هست همون خدا کمکت میکنه سیگار رو ترک کنی عزیزم پس برو فکر کن رو حرفی که بهت زدم
دیشب وقتی که داشتم ظرفها رو میشستم میدیدم که دارم دقیق مثل مغازه کبابی خودم که چهار سال پیش کار میکردم کار میکنم اونم با عشق فقط تنها چیزی که اذیتم میکنه پای راستم هست که از قسمت لگنم رگها میگیری و نمیگذارم قشنگ راه برم و وایسم کار کنم و دارم واقعا اذیت میشم با این درد ولی کم نمیارم ادامه میدم
خیلی هم دلم میخواد دوره قانون سلامتی رو برای خودم بخرم ولی شرایط مالیش رو ندارم
من شیرینی و قند و نوشابه و اینا که یک سال هست که گذاشتم کنار و پارسال وزن من 127بود و امسال 3کیلو بیشتر شدم نمیدونم من شیرینی نخوردم ولی ناهار و شام مفصل خوردم چون دلم ضعف میره و کم میارم نمیتونم کم بخورم ولی باید یه برنامه ای برای خودم بریزم که اگه بتونم کمک کنم به یاری خدا اونم نمیدونم شایدم برنامه نریختن چون من طاقت گرسنگی رو ندارم فعلا ولی از خدا کمک میخوام میخوام کمکم کنه که بتونم کمتر بخورم برنج و اینا
خلاصه آقا ما فعلا داریم میریم سر کار و امیدوارم بتونم ادامه بدم و همیشگی باشه ان شائلله
من به عشق شما استاد عباس منش یکی از امیدواریهای زندگیم شما هستی استاد بخدا روز رو میتونم ببینم که من مغازه خودم رو زدم و همچنان صدای شما توی گوشم داره میاد و من دارم به فایلهاتون گوش میدم و به آرزوم که چند سال پیش بود رسیدم اونم به صورت درست و من مغازه کبابی خودم رو دارم و استاد عباس منش هم دارم
بخدا استاد عاشقتم
من تمرین آینه از دوره عذت نفس رو هر روز صبح الان به مدت یک سال هست که دارم انجام میدم
و از خداوند کمک میخوام که کمکم کنه بتونم تمرینهای دیگه از دوره رو انجام بدم و مثل تمرین آینه بشه جزئی از عادتهای من
مصطفی جان اینو بدم اگر تو واقعا استاد عباس منش رو دوست داری و قبولش داری پس باید عزیزم به حرفهاش هم عمل کنی و باورکنی اونا رو تا عمل کنی این میشه دوست داشتن واقعی عزیزم
استاد دوتا کبوتر دارم تو خونم یکی نر هست یکی ماده اونقدر این دوتا با نمک هستن اونا تو اتاق خونه خودم هستن و هر روز وقتی که میرم جارو برقی اتاقم بکشم نمیدونی استاد موقع غذاشونه که خوب نمیدونی که این کبوتر نر چیکار میکنه اونقدر میخونه و غو غو میکنه اونقدر بامزه هستن این دوتا که حد نداره من هر روز با این دوتا کبوتر عشق میکنم هم اونا منو دوست دارن و هم من اونا رو دوست دارم
خوب ممنونم ازتون که کامنت من رو خوندید
راستی در مورد قرآن من پارسال قرآن خوندن رو شروع کردم ولی متاسفانه ادامه ندادم امیدوارم بتونم هر روز یک صفحه از قرآن رو بخونم و به درک بهتری از خداوند برسم خدایا کمکم کن
خدایا سپاسگذارم ازت که دیشب اومدی سر کار و بهم کمک کردی
خدایا سپاسگذارم ازت بابت نعمتهایی که بهم دادی
خدایا این عذت و این مقامی که دارم از تو دارم
خدایا من هیچی نیستم در مقابل تو پس کمکم کن
خدایا تو لحظهای سخت تو لحظهایی که میخوای ازمایشم کنی خودت کمکم کن سربلند بیرون بیام
خدایا ذهنم میگه ننویس ولی من مینویسم چون میدونم تو کامنت منو میخونی
خدایا کمکم کن بتونم این راه عشق این راه شغلیم رو ادامه بدم و خودت کمکم کن بتونم مغازه خودم رو بزنم دوباره
خدایا من سخت به تو محتاجم پس کمکم کن
خدایا فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی
خدایا جز تو کسی رو ندارم کمکم کن
خدا منو هدایت کن به مسیرهای درست خدایا اهدنا الصراط المستقیم
خدایا به تو پناه میبرم از شر شیطان رانده شده دیشب خیلی نجوا میومد تو ذهنم سر کار ولی من به یاری خدا ذهنمو کنترل کردم
خدایا کمکم کن بتونم احترام آقای برزگر رو داشته باشم و همیشه احترامش نگه دارم وبزارم
خدایا خودت دلها رو برام نرم کن تا بتونم بهتر ادامه بدم
خدایا تو که خودت میدونی من غیر تو کسی رو ندارم تو که خوب میدونی من هیچی نیستم خدایا تو که میدونی من دیگه کسی ندارم خدایا تو که خودت خوب میدونی از من کمکم کن
خدایا ابروم رو تو حفظ کردی خدایا تو این جایگاه رو بهم دادی کمکم کن در مقابل تو بتونم فروتن باشم افتاده باشم کمکم کن مغرور نشم خدایا
خدایا این تو هستی که از طریق آدما داری به من خدمت میکنی پس کمکم کن بتونم تو رو ببینم خدایا خدایا کمکم کن
خدایا کمکم کن فقط رو تو حساب کنم من به تنهایی نمیتونم این زندگی رو جلو ببرم کمکم کن
خدایا خدایا خدایا
سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
در پناه رب شاد پیروز سربلند و سعادت مند در دنیا و آخرت باشید
خدایا من سپاسگزارم
خدایا خودت می دونی که من هیچم
خدایا خوب می دونی اگه روز هایی ادعا می کنم که من بلدم ، من می دونم، من می تونم….
این فقط بر می گرده به غرور من.
خدا جونم من خوب دارم خودم و می سناسم ،
خدا جونم تو هم خوب منو می شناسی ، آخه ذات من ه، انسان ، اینطوری ست که همش دوست دارم کردیت، هر کاری و به خودش بده.
خدای خوب من منو ببخش و کمک کن که فقط تو رو بپرستم و فقط از تو کمک بخوام.
خدا جونم می خوام که هر لحظه هدایت م کنی به مسیر ابراهیم ،
مسیر موسی
مسیر محمد
مسیر عباس منش
همان مسیری که فقط یکتاپرستی ست
همان مسیری که در برابر ت دائم رکوع کنم، سجده کنم، و بگویم خدای خوب من، من هر آنچه هستم از آن توست
خدای خوب من ، من هر آنچه دارم از آن توست.
سلام به استاد یکتاپرست م
سلام به انسان توحیدی که این مسیر و اومد و رد پاهاش اینققققققققدر محکم گذاشته برای من به یادگار ، که منم پا بزارم و بیام این مسیر توحیدی ، این مسیر عشق کردن با خودم و با ربم.
استاد عزیزم چقققققدر کیف می کنم این مسائل توحیدی را
چقققققدر لذت می برم این صحبت های ناب گوارا را
وقتی که جرعه جرعه می نوشم خدا می دونه که زمینی نیستم و فقط آسمانی میشم.
اینققققققققدر آرام می شوم که انگار تو آغوش خدا هستم که او نوازش م میکند و امید م می دهد.
من خالق شرایط زندگی خودم هستم
با کانون توجه ام
با افکار م
با باور هام
چقدر ابن درس داره و مسیر درست و یادم میده.
هر وقت نگاه به شرایط الآنم می کنم می گویم…..
همان خدایی که موسی رو از قاتل کردن به پیامبر کردن ، رسوند پس قدرت داره ، پس می تواند، پس امید هست که منم بشوم موسی
موسای پیامبر
موسای یکتاپرست
موسایی که شاد زندگی کردن و یاد گرفت.
استاد متشکرم که با این فایل ها چقققققدر امید وارم می کنید.
خدایا سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم
🟣 داستان انتظارات مثبت من؛ از معامله تامخاطبایی که موم کف میشن / جلو شرک درونم وایسادم ،پس ، از طریق قانون تحقق خواستهها بهم ثابت شد که خودم خالق اتفاقای زندگیم هستم
سلام به همهی دوستان هم مدار . میخوام براتون از یه تجربهای بگم؛ تجربهای که وقتی مرورش میکنم، میبینم چطور قرآن، استادعباسمنش و تمرینها دست ب ِدست هم دادن تامن برسم به چیزی به اسم «انتظارات مثبت».
بذارین یه اعتراف بکنم:
خیلی وقتا زندگیم به خاطر ناتوانی در تشخیص اصل از فرع بهم ریخته بود.
یعنی هی میرفتم سراغ فرعیات؛ دنبال راههای هزار جورعجیب برای پول درآوردن، دنبال آدمهایی که بخوام قانع شون کنم منو تأییدکنن، یا حتی دنبال حس مقایسه بابقیه.
اما اصل چی بود؟
اصل این بود که همهی اینافقط یه تمرین برای من بودن تا “انتظار مثبت” پیدا کنم.
□
یه خاطره ازمعاملهها
یادتونه گفتم یکی ازانتظارات مثبتم «موفقیت توی معاملات و تریدها»ست؟
برگردیم به یه روز خاص.
روزی بود که حسابی خسته و کلافه پشت لپتاپ نشسته بودم. نمودارها قیمت نفت رو نگاه میکردم، هرلحظه بالا پایین میرفتن، یِ جورایی انگارداشتم بازی مار و پله میکردم.
اونقدر توی ترس و طمع غرق شده بودم که یادم رفته بود اصل چیه ‼️ اصل این نبودکه ببینم نمودار قیمت الان بالا میره یا پایین میاد ! اصل این بودکه شهود و اصولی دارم که مطمئنم جواب میده.
یهو یادم افتاد به همون آیهای که میگه: «یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ آمَنُوٓاْ… فَٱثْبُتُواْ وَٱذْکُرُواْ ٱللَّهَ کَثِیرࣰا لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»
یعنی چی؟ یعنی وایسا، نترس، و خدا رو یادکن.
همون لحظه لپتاپ رو بستم. رفتم آشپزخونه، یه لیوان آب ریختم. همون آب ساده شد برام نامهی عاشقونهی خدا.
همون لحظه گفتم: «خدایاشـــــکرت! حتی اگه امروز این معامله منفی بمونه ، من بازم ثروتمندم چون تو رو دارم.»
انگارهمون لحظه مدار عوض شد. نه اینکه یک شبه میلیاردی بشه سرمایهم ، نه! ولی دیدم ترسم ریخت. دیدم انگار دوباره وصل شدم به اصل. بعدش معاملههام یکییکی شروع کردن به سود دادن.
□
یه خاطره ازمخاطبام
دومین انتظاری که نوشتم، «موم کف دست شدن مخاطبا» بود.
حالا اینوخیلیها اولش ممکنه برداشت اشتباه کنن. فکر کنن یعنی من میخوام مخاطبام رو کنترل کنم یا به زور قانعشون کنم. امااصلش چیز دیگهست.
من فهمیدم وقتی خودم پراز انتظار مثبت + هماهنگی درون باشم، مخاطبام ناخودآگاه باهام هم’مدار میشن. چه توی فضای حقیقی چه مجازی.
یه بار یادمه یه متن نوشتم، هم ساده بود هم از ته دل. هیچ تبلیغ و تکنیک خاصی هم به کار نبردم.
فقط نوشتم از تجربهی یه روز که داشتم برمیگشتم خونه، دیدم حتی ترافیک هم یه نعمته چون باعث شد به آهنگ مورد علاقهم گوش بدم.
همون متن باعث شد دهها پیام بیادکه: «محسن! دمت گرم، دقیقاً چیزی بود که امروزنیاز داشتم بشنوم.»
اونجا بود که فهمیدم این «موم کف دست شدن مخاطبا» یعنی وقتی مدار اصیل خودم درست باشه، لازم نیست هیچکار خاصی بکنم ، بقیه هم نرم میشن و جذب میشن. این یعنی قانون برانگیختگی مخاطب، بدون زور، بدون ادا ؛ نشستن روی شانهی خـــــدا .
□
اصل و فرع روقاطی نکن
داری میبینی؟ من سالها اصل و فرع روقاطی کرده بودم. فکر میکردم موفقیت یعنی فقط فرمولهای پیچیده، یافقط رابطهها.
ولی قرآن مدام میگه: اصل اینه که ثابتقدم باشی، یادخـــــدا باشی، و تسلیم باشی.
وقتی اینو فهمیدم، دیگه نه ترید با سرمایه سنگین برام ترسناک بود، نه نوشتن برای مخاطبا.
□
نتیجهی انتظارات مثبت
از وقتی تمرین کردم انتظارات مثبت داشته باشم:
• بجای اینکه توی معاملات دنبال معجزهی سریع باشم، دنبال ارامش،ثبات ذهنی و یاد خدا رفتم. نتیجهش؟ معاملاتم کمکم رفت توسود.
■ این اصلیترین راهکار و “الگو” برا اثبات قانون تحقق خواستهها درنقاط مختلف زندگیم شد .
باور کردم که خودم خالق همه اتفاقی زندگیم هستم.
• بجای اینکه دنبال تأیید گرفتن ازمخاطبام باشم، تمرکزم رو گذاشتم روی اینکه خودم توی مدار عشق و آرامش باشم. نتیجهش؟ مخاطبام خودشون نرم وجذب شدن.
• بجای اینکه دنبال صدتا فرعیات باشم، اصل رو گرفتم و به عینیت رسوندم : من خالقم، چون خدا این قدرتو بهم داده.
□
درس اصلی
همفرکانسیهای عزیزم، همهی اینا رو گفتم که برسم به یِ نکتهی مهم برا خودم وشما .
من تازه چند ساله که دارم میفهمم قرآن پر از اصولیه که اگردرست درکشون کنم، نتنها ترس و شکهام رو میبرن، بلکه یه منطق محکم بهم میدن برای اینکه باتمام وجود بدونم:
🟡 «آره! تحقق خواستههام ممکنه. چون من خالقم. چون خدا این قدرتو تو وجودم گذاشته.»
🟣 انتظارات مثبت برا من یعنی همین.
●یعنی هرروز ب جای اینکه ازکمبودها بترسم، از فراوانیها مطمئن باشم.
● یعنی هر معاملهای که میکنم، حتی اگه ظاهرش سخت بود، مطمئن باشم پشت پرده خداداره بهترین رو برام میچینه 🩷️
● یعنی هرمتنی که مینویسم، باآرامش و یقین بدونم همون کسی که باید بخونه، به دستش میرسه 🩵
○ این حس، برای من یعنی رهایی.
○ یعنی یادم بمونه تنها نیستم.
○ یعنی باورکنم خدای من، همونطور که وعده داده، همیشه بهترین مسیر رو جلوم میذاره.
دوستای خوبم
من داستانمو گفتم
حالانوبت شماست: شماآخرین باری که به جای اصل، چسبیدی به فرع کی بود؟
چه انتظارات مثبتی رو میخوای از همین امروز برای خودت بنویسی؟
باور کن همین نوشتن، اولین قدم به سمت همون تغییریه که دنبالشیم.
🪶إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى یُغَیِّروا ما بِأَنْفُسِهِمْ(رعد 11) / خدا سرنوشت هیچ قومی رو تغییر نمیده، مگر اینکه خودشون تغییر کنن .
سلام آقا محسن
مثل همیشه متنهای شما عالیه
وقتی نوشتی هرمتنی که مینویسم، باآرامش و یقین بدونم همون کسی که باید بخونه، به دستش میرسه حس کردم همون کس منم که باید این متن به دستم میرسید من هم مثل شما ترید میکنم با خوندن مطالب شما معاملاتم رو با خودم مرور کردم هرگاه که در آرامش باشم و متصل به انرژی منبع معاملات عالی ولی هر وقت که احساساتی مثل ترس عجله طمع غرور تکبر داشتم معاملات به بدترین شکل ممکن بسته میشد به نظرم ترید فرصت خوبیه برای این که خودمون رو محک بزنیم ببینیم قوانین درک کردیم یا فقط گوش میکنیم و به عنوان یه مسکن ازش استفاده میکنیم.
ممنون بخاطر مطالب ناب شما
بهار عزیز سلام. تو کسی هستی که دیگه بازار رو فقط ب ِ چشم اعداد و کندل نمیبینه، که به چشم یک آیینه میشناسی. آیینهای که دقیقترین تصویر ازباطنمون رو نشون میده.
واقعیتش اینه که بازارهیچوقت ما رو زمین نمیزنه؛ فقط اون لحظههایی که ازخودمون جدا میشیم ــ با ترس، عجله، یا طمع ــ باعث میشه تصمیمهامون از جنس “نیاز” باشه نه “یقین”.
و همینجاست که بازار سختترین درسهاشو میده.
منم مثل تو بارها تجربه کردم: وقتی در آرامش و وصل به منبع واردمیشم، معامله دیگه فقط معامله نیست؛ میشه یک تمرین شهود، یک قدم در مسیر ایمان. اما وقتی ذهنم پر ازهیاهو باشه، همون بازار میشه غربالی که غرور و بیحوصلگیم رو بیرون میکشه.
خیلی ارزشمنده که تو اینو درک کردی . چون از اینجا ب ِ بعد، ترید برات میشه سفردرونی؛ جاییکه هر سود وضرر فقط نشونهست، نه نتیجه.
خوشحالم هممسیر رفیقی هستم که این نگاه رو داره 🩵 برات آرامش، فراوانی و معاملههایی سرشار از شهود ویقین آرزو میکنم . الهی شکر که معاملهگرها توی این مکان بهشتی همدیگه رو پیدا میکنن.
بنام خالق هستی بخش
انرژی بی شکلی ک ب شکل ظرف من درمیاد
سلام ب استاد عزبزم و همگی عزیزانم در این سایت الهی
خدایا صدهزار مرتبه شکرت
من قبلا چند بار این فایلو گوش داده بودم ولی ابن بار خیلی چیزای جدید برام داشت ک انگار قبلا نشنیده بودم
واین عالی
این فوق العاده اس
ابن نشون میده ی کوچولو درک من بهتر شده خدابا صدهزار مرتبه شکرت
خداوند انرژی ک مارو خلق کرده و از روح خودش در درون ما درمیده
و قدرت خلق زندگی ما رو داده دست خودمون
امروز داشتم فکر میکردم ب کاری ک پدر تقریبا ی هفته اس در گیرشه تو باغچه
اول قسمت هایی از زمین ک میخواست
کار کنه روش رو با شیلنگ آب پُره آب کرد ک خوب خیس بخوره زمین
و24 ساعت گذاشت بمونه
بعد صبح روز بعد ساعت 5 صبح رفت سراغش با بیل و چکش زمین شخم زد و خاک مرطوب برگردوند ،برای اینکه خوب نور خورشید بهش بخوره ی روز دیگه گذاشت بمونه
روز سوم کِرتشو (ی مستطیل طور بلند )کشید و روز چهارم ک دیگه زمین آماده ی کاشت بذر بود،
بذر ها رو کاشت
و برای آب دادنشون خیلی حرفه ای مث ی آب پاش آب پاشید روشون با شیلنگ
جوری ک آب ،بذر ها رو نَبره
روز اول ب همین روش آب داد
روز دوم گذاشت کاسه خوب پره آب بشه
بعد ک ازش پرسیدم
گفت شاهی تو دو روز جوونه میزنه
و تربچه 3 روز
پدر من ی خالقه، خالق تربچه ها و سبزی های باغچه مون
داشتم ب همین فک میکردم
وقتی زمین ذهن من هم این قدر خوب با طی تکامل آماده بشه
من بذر هر خواسته ای و توش بکارم
لاجرم رشد میکنه
این قانون خداونده
چون من خالق زمین ذهنم هستم
من با کاشت افکار و باورهای قدرتمند کننده تو ناخود آگاه ذهنم میتونم هرچی ک میخوام و خلق کنم
و خداوند این توانایی و در درون من ب واسطه ی افکار و فرکانسم قرار داده
الهی صدهزار مرتبه شکرت
امروز داشتم جلسه یک قدم یک رو ک اسفند 1403 نوشته بودم تو دفترم و میخوندم
استاد گفته بود:
قانون اینه، اگه شما تونستی درآمد 2 میلیونی تو دوبرابر کنی با همین روش میتونی اون دوبرابر و دوبرابر کنی
اگه تونستی روابط عاطفیت و بهبود بدی میتونی با همین روش روابط عاطفی تو گسترش بدی
اگه تونستی سلامتی تو بدست بیاری میتونی با همین روش همیشه سالم باشی
اما مشکل از اونجاییه ک ما فراموش میکنیم
ک این مسیری ک مارو ب خواسته هامون
رسونده، میتونه مارو ب بقیه خواسته هامون هم برسونه
توحید یعنی من خالق زندگی خودم هستم
توحید یعنی من خودم با افکار و باورهام دارم زندکیم و خلق میکنم
شرک یعنی قدرت دادن ب آدم ها،آدم ها رو تو ذهنت بزرگ کردن
اینکه فک کنی بدون وجود شریک عاطفیت زندگیت نابود میشه یعنی تو مشرک هستی
اینکه فک کنی پدرت بهت اجازه نمیده فلان کارو انجام بدی،توی ذهنت بهش قدرت میدی این یعنی شرک
اینکه تمام فکر و ذکرت شده غیر خدا یعنی تو مشرکی
تو ی آیه خونده بودم قبلا ،الان یادم نیست کدوم آیه بود
.
.
خداروشکر پیداش کردم
من ک ن،از خدا کمک خواستم خیلی زود برام اوردش
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ ۖ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ ۗ وَلَوْ یَرَى الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّهَ لِلَّهِ جَمِیعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ
و برخی از مردم به جای خدا معبودهایی انتخاب می کنند که آنها را آن گونه که سزاوار است خدا را دوست داشته باشند، دوست می دارند؛ ولی آنان که ایمان آورده اند، محبت و عشقشان به خدا بیشتر و قوی تر است. و اگر کسانی که [با انتخاب معبودهای باطل] ستم روا داشتند، هنگامی که عذاب را ببینند، بی تردید بفهمند که همه قدرت ویژه خداست [و معبودهای باطل، هیچ و پوچ اند] و خدا سخت کیفر است.(165بقره)
حتی اگه کسی و بیش از حد دوست داشته باشیم،وابستگی ایجاد میشه
ک این وابستگی خودش شرک محسوب میشه
من از این مورد میترسم ،
میترسم اگه وارد رابطه ی عاطفی بشم وابسته بشم
هنوز خیلی جای کار کارم ،ولی میدونم خدا برام کافیه و هدایتم میکنه من باعشق مسیر و ادامه میدم ب لطف و حمایت خدای قشنگم
همون خدایی ک منو قدم ب قدم تا ابن بهشت توحیدی الهی ،آورده ، ک جز حمد و ستایش خدا چیزی گفته نمیشه
همون خدا هم از اینجا ب بعد هم باعشق هدایتم میکنه مسیر و برام هموار میکنه
الهی صدهزار مرتبه شکرت
ک تونستم ردپای امروزم و ثبت کنم
عصری حسم بهم گفت برو در حیاط و باز کن
وقتی بازش کردم دیدم کیان پشت دره
میخواست در بزنه ک من بازش کردم
چون انتظارش و نداشتم جا خوردم
گفتم ببین زکیه خدا چطور داره هدایتت میکنه،برای همه چیز
امروز ساعت 7 صبح کیان از سر در حیاط کشیده بود بالا خودش و و داشت میومد میخواست بیاد تو حیاط
گفتم کیان مدرسه نرفتی
گفت معلم گفته 8 ونیم بیایید مدرسه
گفتم کی بیدار شدی
گفت ساعت 5 صبح
گفتم چرااااا
گفت ذوق مدرسه رو داشتم خوابم نگرفت
خدایا صدهزار مرتبه شکرت
یاد دوره ابتدایی خودم افتادم
جقددد ذوق داشتیم
چقد هیجان شور و نشاط
با هم کلاسی هامون دست تو دست هم
با لباس های مدرسه
خدااای من
اون مقنعه های نوک تیز خخخخخ
قمقمه ی آب
بوی تازه ی کتاب ها
وسط کتاب هامو باز میکردم و بوی نویی شو حس میکردم و عشق میکردم باهاشون
کتابها رو جلد میگرفتیم
این اواخر چسب میزدیم
اسم می نوشتیم روشون
همیشه خیلی خوب از کتابهام مراقبت میکردم
خدایا صدهزار مرتبه شکرت
یک ماه دیگه من 34 سالم تموم میشه و میرم توی 35سال
ازت سپاسگزارم بابت عمر پر برکتی ک بهم دادی
ازت ممنونم ک قبل از مرگم هدایتم کردی ب این مسیر زیبا
این صراط مستقیم
این جمع یکتا پرست موحد
خدابا ازت ممنونم ک منت برسرم گذاشتی و منو جز هدایت یافتگان قرار دادی
ازت میخوام تا آخرین ثانیه های عمرم منو ثابت قدم نگهداری توی این مسیر
و از فضل خودت از رحمتت بر من ببخشی
تمام نعمتهایی ک برام محیا کردی
از ثروت، سلامتی، سعادت ،خوشبختی، عشق،برکت ، آرامش
عاشقتممم
سپاسگزارم ازت استاد بخاطر این آگاهی های ناب ک میلیاردها میلیارد ارزشمنده
براتون از الله رحمان عمر باعزت،سلامتی روز افزون،ثروت و سعادت هردو دنیا رو خاستارم
به نام خدای مهربانم که فضل و رحمتش بی اندازست
و مهربانیش همیشگی
سلام و درود و نور و رحمت الهی به قلب هااای سلیمتان
استاد جان
خدااا را شکر که امروز هم به لطف الله یکی از فااایل هااای بی نظیر و بی نهایت تاثیرگزارتون رو بنر سایت قرار گرفت خدا را شکر که آگاهی هااای این فایل را با توجه و عشق گوش کردم
خدا را شکر که با گوش کردن به این فااایل درک قوانین جهان برام روشن تر شد
خدا را شکر که با گوش کردن به این فایل مقاومت هام نسبت به تغییر باورهااای محدود کنندم کمتر شد
و چقدر زیبا در این فایل گفته شد مفهوم توحید شرک و خالق زندگی خودمون بودن
و اینکه واقعا ما در هر شرایطی خودمون خالق زندگی خودمون هستیم
وخداااا را هزاران مرتبه شکر که قبل از اینکه بمیرم با این سایت توحیدی و این آگاهی های ناب الهی آشنا شدم منی که فکر میکردم دختر تو واقعا درستکاری تو خیلی خوبی تو گناهی نکردی تو جات تو بهشته اما نمیدونستم که ناآگاهانه شرک های مخفی در درونم دارم که به لطف الله در این مسیر الهی اونا را شناختم وبه ضعف های شخصیتیم پی بردم و هر روز با توکل بخدا و هدایت هااای الهیش و آگاهی های ناب الهی این سایت دارم اونا را با باورهاای توحیدی قدرتمند تغییر میدم
نمیگم همیشه تونستم اما خداااییش درکش کردم باورش کردم و دارم در زندگیم اجراش میکنم اوایل بخاطر کمالگرایی و عجول بودنم استرس میگرفتم جاهایی که درست عمل نمیکردم
اما اینم درک کردم که این مسیر تقلا و عجله معنایی نداره و با استمرار و تکرار و عشق و انگیزه و هدف داشتن تکاملت را طی میکنی
و خدا را شکر امروز هم درک اصل توحید و خالق زندکی خودت بودن برام ساده تر و روشن تر شد
بله خداوند خالق منه رب و فرمانروای کل کیهانه آسمان و زمین مسخر اوست
حالا این فرمانروای کل کیهان از روی عدلش منا خالق شرایط زندگی خودم کرده آسمان و زمین را رام من کرده از روح الهی خودش در من دمیده همواره مرا هدایت میکنه مرا اشرف مخلوقات جانشین خودش بر روی زمین و لایق بهترین ها کرده
و گفته بزرگ ترین گناه شرکه
و شرک ظلم به خودته چرا که ما وقتی دیگران را مسبب رسیدن یا نرسیدن به خواسته هامون میدونیم
ترس و نگرانی همیشه بر ماهست و اینکه میدونیم
کسانیکه هم جهت میشن با مسیر الهی فقط قدرت رسیدن به خواسته هاشون را به خداوند میدند و خودشون مسیولیت زندگی خودشون را میپذیرند و ایمان دارند که خالقی دارند عالم و قادر رزاق فتاح وهاب بخشنده مهربان که فضل و رحمتش برای همه هست و بی انتهاست حالا هر کسی اندازه ظرف وجودش از این فضل و رحمت دریافت میکنه
باشد که همواره خداوند هدایتمان کنه به مسیر درست مسیر سپاسگزاری قلبی از خداوند و ایمان و توکل بر خودش و راضی باشیم از زندگی و از مسیر توحیدی عمل کردن لذت ببریم و یکی یکی خواسته هااای دنیوی و اخروی خودمون را به لطف الله رقم بزنیم
و اینکه هر کجا در زندگیم توحیدی عمل کردم سرانجام کار به آسونی و عزتمندانه درست شده و هر کجا شرک ورزیدم و به عقل خودم به منطق خودم و از بقیه توقع داشتم به چالش برخوردم
خدااایا تنها و تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم خدایا هدایتمان کن به مسیر درست مسبر کسانیکه نعمت دادی
به نظر من این آیات سوره حمد اصل توحید است برای خلق خواسته هامون
خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشی و ما رستگار
استاد جان عاااشقتونم و بی نهایت سپاسگزارم بابت این آگاهی های ناب الهی
در پناه یگانه الله شاد و سلامت وثروتمند و سعادتمند دنیا و آخرت باشید