توحید عملی | قسمت ۱۱ - صفحه 35 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1307 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2465 روز

    به نام خدا

    من بگم چند بار این فایل را گوش کردم ای خدا ..‌‌!!!!

    هر دفعه خدا به ما لطف می کنه و آگاهی و آگاهی های بیشتری را به ما عطا می کنه

    وقتی میگم من نمی دونم و آگاهی بیشتری می خواهم من را بیشتر پر می کن ظرفم را لبریزتر می کنه هر بار و هر دفعه

    برای خوشبختی هامون شکر

    من دربرابر خداوند هیچم این باور انا اقول می کنه یعنی فقط باید از خودش بخواهیم خودش به موقع بهمون میگه

    علم من در برابر علم خداوند هیچه این چه باوریه واقعا فقط باید باورش کرد اولین نتیجه اش احساس خوبه یعنی خبرهای خوب داره میاد

    یا صمد یا سرمد یا اخذ یا واحد یا خالق یا مخلوق

    به همه ی ما میگه که چی کار کنیم ولی ما باید آماده دریافتش باشیم

    من هم قبول دارم در خیلی از مسایل زندگیم حل کردن اونها برام خیلی زمان می بره مثل بیزینس شخصی خودم مثل زندگی کردن در خونه خودم ووو

    حالا با مثال استاد که آقای ابراهیم را زدند فهمیدم من برای خدای خودم که قادر است متعال است خالق کل کیهان است تعیین تکلیف می کنم

    تا نشون میاد من که این جنس را نمی خواستم کن که از این راه نمی خواستم و همین طور ادامه می دهم

    در صورتی که باید راه را به خدا بسپارم صد در صد نه نود نه پنجاه صد در صد تمام و کمال

    خدایا تمام امور زندگیم را به تو می سپارم

    تو می دونی

    و تمام

    من نمی دونم

    اگر می دونستم که باید وضعیتم بهتر از اینها بود پس نمی دونم

    خدایا کمکم کن

    راه را برام هموارتر کن

    راه ها را برام آسان تر کن

    خدایا شکرت برای این آگاهی ها

    خدایا شکرت برای تمام داشته ها

    خدایا شکرت برای نداشته ها چون من را به حرکت به بهتر گوش دادن هدایت می کنه وگرنه همونی که هستم می مونم و من این رو نمی خواهم من پیشرفت و رشد را می خواهم

    خدایا شکرت برای وجود استاد عباس منش عزیزم

    خدایا شکرت برای این فضای سایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  2. -
    Meysam گفته:
    مدت عضویت: 1301 روز

    به نام خدای مهربان

    این جمله رو دوست دارم روزی هزاربار با خودم تکرار کنم ،از خدای خودم بی نهایت سپاسگزارم بابت همه چی

    امروز بعد گذشت 547 روز از عضویتم در گروه استاد عباس منش و اینکه برای اولین بار احساس کردم که الان موقع اینه که کامنت بذارم ،اگه بخوام از خودم بگم از اون جمله که استاد همیشه میگن زندگی من هیچ ارتباطی با گذشته من نداره میتونم استفاده کنم ،یه جمله دیگه استاد همیشه میگن که نیاز به تبلیغ سایت خودم ندارم و اینو میتونید از دوستانی که با مدار ایشون آشنا شدن بپرسید ،اینکه خودم به یه نحوی با ایشون آشنا شدم عجیب و غریب (برمیگرده به داستان های یک سال و نیم پیش که بشدت تو یه فضای منفی بودم که فکر میکردم باید یه جوری مخالفت خودمو با نظام نشون بدم و از طریق عزیزدلم (این کلمه رو هم از حرف های استاد قرض گرفتم )با استاد آشنا شدم و فایل اول رو گوش دادم به شدت با نظر استاد هم مخالف بودم(چون اصلا نمیدونستم که چقدر داشتم تو فضای منفی که خودم برا خودم ساخته بودم دست و پا میزدم) بعد از گذشت یکی دو روز مدام حرف های استاد میومد تو ذهنم )نشون به این نشون تا الان سه تا دوره 1-دوازده قدم 2-قانون سلامتی 3-شیوه حل مسائل زندگی رو سایت خریداری کردم

    و اون روزی نیست که چندین بار به سایت سر نزنم دیدم چند وقت بود که استاد فایل جدید نذاشته بودن و امروز این فایل توحید عملی رو گذاشتن با ذوق تمام شروع کردم به گوش دادن

    تجربه کلی من در مورد این موضوعی که توضیح دادن اینکه تو یکسال و نیم گذشته خیلی از هدایت خداوند استفاده کردم از خدا خواستم هدایتم کنه به طرز بی نظیری هدایتم میکنه تو بحث سلامتی من که هر روز باید داروی معده استفاده میکردم بعد از هدایت به دوره قانون سلامتی الان نمیدونم معده درد یعنی چی و بی نهایت چیزای دیگه تو بحث سلامتی

    تو بحث مالی بعد از دوره دوازده قدم الان خدا رو شکر (نگم براتون از تمرین ستاره قطبی )درآمدم به حدی رسیده که شغل استخدامی با 21 سال سابقه رها کردم (اتفاقاتی برام پیش اومد شبیه به تجربیاتی که استاد از زمان استعفا از شغل کشتی سازی بندرعباس میگفتن )در شروع شغل جدیدم که کاریه که دوستش دارم درآمدم قابل مقایسه با قبلم نیست در همین مدت زمان کم ،هر چقدر که از خدا خواستم که هدایتم کنه و مقاومتی در برابر نشانه های که سر راهم قرار میده به همه چی رسیدم

    در برابر موفقیت های استاد قابل مقایسه نیست موفقیت های ما ولی از رسیدن پله به پله همه اهدافم میدونم که راهمون درسته

    از خدای خودم بی نهایت سپاسگزارم بابت همه چی که بهم داده

    از استاد خودم و خانم شایسته عزیز بی نهایت سپاسگزارم بابت این دری که به سوی خوشبختی به روی ما باز کردن و اینکه ما لیاقت داشتیم که به سمت فرکانس استاد هدایت بشیم

    اینجا هم مینویسم که برام بشه یه قانون برای رسیدن به همه چیزای که خواستم

    (یه روز بهتون قول میدم در قسمت نتایج دوستان از آموزه های استاد میام یه فایل از همه نتایج براتون میگم)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  3. -
    حسین دانش خواه گفته:
    مدت عضویت: 1054 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم و تمامی اعضای این خانواده توحیدی

    سپاس گذار خداوند هستم که هدایتم کرد به مسیر درست بیدارم کرد یه مادربزرگ داشتم من چندسالی رو با ایشون زندگی کردم دروان بچگی تقریبا 14یا15سال پیش ایشون الان به رحمت خدا رفتن بعضی مواقع مثل همین الان بهش فکر میکنم میگم حسین مامان بزرگ رفت آیا کوچکترین صدایی ازش می‌شنوی آیا کوچکترین ردی ازش مونده خیرررر و همون لحظه به خودم یادآوری میکنم که حسین قراره یه روز بمیری و این اصلا شوخی بردار نیست پس نباید بمیری مگر این که مسلم باشی و مسلم بودن هم حاصل یه پروسه تکاملی هست خداوند توی قرآن می‌فرماید که فرعون وقتی غرق شد گفت من ایمان آوردم و بهش گفته شده حالا و ایمان؟

    این چه ایمانی هست که پروسه تکاملیش طی نشده حالا و ایمان ….

    همیشه به خودم میگم که حسین از مسیر درست حرکت کن قراره بمیری و باید لحظه مرگ قلبت راضی باشه رب العالمین ازت راضی باشه و خداروشکر که من یادم هست به لطف الله

    خیلیاااا فراموش کردن خیلیاااااااا فراموش کردن

    این که قراره بمیرن و واقعا هرجور نفس طغیانگرشون بگه دارن زندگی میکنن …

    خاستم بگم چقدر خوبه که ما در این جا جمع شدیم و داریم درست زندگی میکنیم داریم تلاشمون رو میکنیم این خیلی جای شکرش باقیست

    من از صبح تا الان هرکاری هم بلد باشم باز دارم میگم خدایا من هیچم تو هذایتم کن و از همین امروز صبح تا به الان به مراتب کارام راحت تر شده خیلی راحت تر شده فقط توی چند ساعت

    من دارم میبینم واقعا اگه بعد از این هدایت ها من بخام برگردم به ناسپاس بودن حقمه سزاراوش هستم که عذاب برام دوچندان باشه اصلا من کجا بودم و الان کجا هستم نمیدونم چطور توضیح بدم ولی ا الان توی بهشت دارم زندگی میکنم خیلی خوشحالم خیلی راضیم…

    استاد عزیزم سپاس گذارمممممم

    در پناه خدا شاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    حامد آقابکی گفته:
    مدت عضویت: 1059 روز

    به نام خداوند مهربان ،هدایتگر ،رزاق ،وهاب و بخشنده

    سلام به استاد و خانم شایسته عزیزم

    سلام به تک تک خانواده عزیزم تو این سایت الهی

    استاد هر بار میام تو سایت و میبینم فایل جدید گذاشتید یک هورمون شادی تو مغزم ترشح میشه و روزم میشه بهشت

    من هر لحظه و هر دقیقه با فایل ها دارم زندگی میکنم استاد خداروشکر که خداوند من رو هدایت کرده به این مسیر زیبا و قشنگ .

    خدایا هر آنچه دارم از آن توست

    خدایا تو مالک و صاحب اختیار من هستی

    خدایا هر خیری که وارد زندگیم میشه همه از طرف توست‌

    خدایا تو هستی که من را به راه نعمت ، به راه خوشبختی ،به راه سلامتی هدایتم میکنی

    خدایا تنها با یاد تو دلم آرام میگیره

    خدایا موقعی که همه رهام کرده بودند تو بودی که به مسیر زندگی هدایتم کردی

    دقیقا موقعی که تو رو فراموش کرده بودم موقعی که چشمم به دستای یکی دیگ بود

    موقعی که منتظر بودم یکی دیگ کار برام انجام بده و تو رو نمی‌دیدم ولی تو داشتی نگاهم میکردی بارها برام نشونه فرستادی که راهم نا درسته ولی من نمی‌دیدم و ضرر پشت ضرر بدبیاری پشت بدبیاری .

    موقعی که از کسی دیگ کمک می‌گرفتم و هزار تا منت هم سرم گذاشته میشد ،

    ولی کافی بود دستم به سمت تو دراز بشه و از تو کمک بگیرم درها یکی پس از دیگری برام باز میشد

    بدون منت بدون اینکه کوبیده بشه تو سرم

    هر وقت که قدم برداشتم به سمت تو هزار تا قدم برداشتی به سمتم .

    خدایا من به هر خیری که از تو برسه فقیرم

    خدایا من فقط روی نیازم به تو هست

    خدایا هر وقت به غیر تو رو آوردم خوردم زمین

    خدایا تو هر کاری فقط از تو هدایت می‌خوام

    خدایا یادمه قبل اینکه مغازه بگیرم نگران همه چی بودم همونجا بود که بهم الهام کردی توی خواب توی بیداری که برو جلو برو قدم بردار من هواتو دارم من راه رو برات هموار میکنم .

    خدایا تو خیلی خوبی تو بی نظیری تو عشقی تو برای من اول و آخری خدایا تو برای من همه چی شدی موقعی که همه تو سرم کوبوندن .

    خدایا تو پر از حس خوبی موقعی که نجواها میان فقط به تو فکر میکنم حالم خوب میشه .

    و یاد این آیه میوفتم که تو قرآن دیدم و حال دلم عوض شد و چاپ کردم زدم روی دیوار

    آگاه باش تنها با یاد خدا دلها آرام میگیرد

    خدایا سپاسگزارم برای تک تک لحظه هایی که نفس میکشم

    خدایا سپاسگزارم برای این همه نعمت که تو یک قدمی من هست

    خدایا سپاسگزارم که هدایتم میکنی به مسیری که پر از نعمت و برکته پر از خوشبختی و سلامتیه

    خدایا هر آنچه که دارم از آن توست

    استاد عزیزم سپاسگزارم برای این فایل فوق العاده بینظیر

    در پناه الله یکتا شاد و سالم و سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      بهار گفته:
      مدت عضویت: 1040 روز

      سلام عزیزدلم تو باعث شدی امشب انقدر کامنت بخونم تا برسم به حرف دلتو شدی دستی از طرف خدای من تا هم چیزهای قشنگتری یاد بگیرم هم کامنت بذارم تو سایت

      دل پاک آینه روی خداست

      این چنین آینه زنگار نداشت

      تن که بر اسب هوی عمری تاخت

      نشد آگاه که افسار نداشت

      آنکه جز بید و سپیدار نکشت

      ز که پرسد که چرا بار نداشت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    فاطمه بهشتی گفته:
    مدت عضویت: 3336 روز

    هذا من فضل ربی

    سلام به روی ماه استاد عزیزم که انقد دلتنگتون بودیم

    شهریور ماه پارسال،شرایط طوری رقم خورد که پسر ده ساله م بعد سالها اومد تا با من زندگی کنه. من خیلی خوشحال بودم و فک میکردم به خاطر غریزه ی مادر و فرزندی و تجربه ای که تو تربیت فرزند داشتم و آگاهی هایی که به دست آوردم به راحتی میتونم از پسش بربیام و خیلی روی خودم و مثلا دانسته هام حساب کرده بودم. چندروزی که گذشت چالش های بین من وبچه شروع شد چون چندین سال از هم دور بودیم من اون حس مادری رو داشتم ولی پسرم نسبت به من نداشت بنابراین مشکلات شروع شد هرچقد من عاشقش بودم اون از من دوری میکرد و اذیت.

    خلاصه شرایط طوری پیش رفت که هرروز عصر کار من گریه بود از شدت ناراحتی و عصبانیت، منی که تا قبل اومدن پسرم به خاطر آگاهی ها و کارکردن روی خودم تو احساس آرامش و سعادت بودم و اگه یه زمانی اشکی میرختم،اشک سپاسگزاری و شوق بود، الان شده بود گریه ی ناراحتی.

    یه مدت به همین منوال گذشت و من فک میکردم میتونم درستش کنم،تا اینکه یه روز که همچنان داشتم گریه ی ناراحتی میکردم، یه سری اتفاقات مثل فیلم از جلوی چشمام گذشت و خدا به یادم اورد که چه تصمیماتی رو تو زندگی م گرفته بودم و نتایج همه افتضاح بودن چون فک میکردم خودم میدونم خودم میدونم خودم میدونم…….

    وقتی خاطرات گذشته یادم اومد دیدم ، نه من نمیدونم، من نمیدونم باید چیکار کنم من نمیدونم چطور باید با این بچه رفتار کنم من هیچی نمیدونم

    وقتی فهمیدم من هیچی نمیدونم انگار قلبم سبک شد و فقط زار میزدم و از ته قلبم داد میزدم که خدایا من نمیدونم خدایا من نمیدونم خدایا من اشتباه کردم و انقد گریه کردم تا اینکه به یه آرامش خالصی رسیدم حالم خوب شده بود وبه حالت خنثی رسیده بودم.

    بعد از اون خداوند یه ایده ای داد بهم یه راهکار که منم بلافاصله انجامش دادم و خداروشکر کم کم شرایط مون و ارتباط من و پسرم بهتر و بهتر شد و الان که چند ماه از اون روز میگذره خدا میدونه چه احساس قلبی قشنگی بین من و سام به وجود اومده.

    استاد جونم چقد این فایل مناسب حال این روزهای منه که درگیر افکاری شده بودم که فک میکردم من خودم همه کاره م و خودم میدونم و خدای مهربونم چند روز پیش بهم گفت که چقد خودت رو همه کاره میدونی پس من چیکاره م؟ بعد شما این فایل رو گذاشتین

    استاد عزیزم فقط میتونم ازتون سپاسگزاری کنم و عشق بی نهایتم رو نثار روی مهربونتون کنم

    استاد عزیزم دوره ی احساس لیاقت زندگی م رو از این رو به اون رو کرده کاش میتونستم بشینم رو به روتون و از نتایجم بگم که هم تو بعد مادی رخ داده هم بعد معنوی و تو همه ی جوانب زندگی م

    سپاس استاد نازنینم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      هادی بهشتی گفته:
      مدت عضویت: 2440 روز

      سلام فاطمه عزیز امیدوارم خداوند بخشنده و مهربان اون راه درست رو هر چه زودتر جلوی راهت قرار بده و شما بتونید به اون آرامش برسید فاطمه عزیز مطمئن باش وقتی از خود خداوند راهکار بخواهی و فقط کارهات رو به اون بسپاری خیلی زودتر از اون تایمی که تو احتیاج داری تا اون چالشی که تو زندگیت بوجود اومده رو حلش کنی خداوند توسط دستان بیشمارش که همیشه یار و همراه تمام بندگانش بوده راه حلش رو به تو الهام میکنه در پناه الله یکتا شاد وپیروز و سربلند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    رزا گفته:
    مدت عضویت: 1610 روز

    به نام خدایی که مهربان تراز حدتصورماست….

    سلام به استادعزیزم امیدوارم حالتون عالی باشه

    یادمه زمانی که فایل توحیدعملی 10 رو نگاه کردم خیلی روم تاثیر گذاشت همش به خودم میگفتم یعنی کجاها مَنم مَنم کردم کجاها مغرور شدم و قدرت رو به خودم دادم

    کلا فایل عالی بود و سیوش کردم به عنوان بهترین فایل ها که بارها ببینمش

    یه مدت گذشت و یه روز گفتم ای کاش استاد توحید عملی 11 رو هم بزارن رو سایت

    یعنی میشه؟نه بابا فکرنکنم به این زودی استاد فایل توحید عملی بزاره

    یادم نیست دقیقا فرداش یا عصرش اومدم تو سایت

    اولین چیزی که دیدم فایل توحید عملی 11 بود

    اصلا باورم نمیشد خیلی خوشحال شدم

    ولی این وسط یه اتفاقی افتاد و اونم این بود که دیگه شوروشوق نداشتم این فایل رو ببینم

    من که تا یکم قبلش یکی از خواسته هام دیدن همچین فایلی بود یعنی چیشد؟؟؟

    نمیخواستمم خودمو زور کنم که حتما برو ببین

    چون برای من اینجوری جواب عکس میده

    چندمدت بعدش این فایل رو دیدم ولی اول اینکه تا آخر ندیدمش و دوم اینکه اونجور که باید ازش چیزی متوجه نشدم

    استادجان درواقع من اصلا توی فرکانسش نبودم

    فرکانس شنیدن این حرفا و استفاده کردن ازش

    .

    .

    ‌.

    .

    امروز این فایل ارزشمند رو دوباره دیدم اما این بار با حس خوب اما این بار از خودم هی سوال می‌پرسیدم که

    رزا چه قدر باور داری که خداوند هدایتت میکنه؟اصلا باور داری؟باور داری لیاقت هم صحبتی با خدارو داری؟چه قدر در برابر خدا متواضع هستی؟کجاها مَنم مَنم میکنی؟

    رزا میزاری خدا فرمون رو بگیره تو دستش و برات کارهارو انجام بده؟

    یه چیزی یادم اومد که فکر میکنم یادآوریش به منم کمک خیلی بزرگی میکنه

    بهمن ماه بود و من تااون موقع به غیراز کتابای الکترونیک استاد هیچکدوم از محصولاتشون رو خریداری نکرده بودم و خیلی دوست داشتم اولین دوره که میخرم عزت نفس باشه

    به طور کاملا هدایتی پول این دوره برام آماده شد

    از زمانی که متوجه شدم قراره این دوره رو بخرم این قدرررررررر ذوق زده شده بودم که رفتم توی تلگرام و توی کانال استاد و نتایج بچه هارو تک تک میخوندم یا مثلا هرچی فایل بود که استاد درباره این دوره توضیح داده بودن رو میرفتم نگاه میکردم

    وااای هیچوقت یادم نمیره وقتی که دوره رو خریدم

    شب بود و مهمون داشتیم وقتی مهمونا رفتن خیلی خسته بودم یکم استراحت کردم و ساعت 2 نصفه شب بلند شدم اولین قسمت رو دیدم

    خدایاشکرت چه خاطراتی برام زنده شدن

    گذشت و گذشت و همین طور که داشتم پیش میرفتم و فایل هارو میدیدم با خودم میگفتم من که اینجوری نیستم من که اونجوری نیستم

    مثلا استاد درباره ی این صحبت میکردن که نباید نظرات دیگران براتون مهم باشه و ….

    من میگفتم نه اصلا من اینجوری نیستم من نظر دیگران خیلی برام مهم نیست

    متوجه شدین فکرکنم

    همش مَنم مَنم میکردم

    من و دوستم باهم این دوره رو خریدیم

    ایشون خیلی پیشرفت کردن که همینجا بگم فوق‌العاده براش خوشحالم

    ایشون خیلی نسبت به موضوعاتی که استاد بیان میکردن متواضعانه رفتار میکردن

    منم یه جاهایی قبول میکردم توی این موضوع مشکل دارم ولی یه جاهایی نه

    اصلا نمیدونم چرا اون طوری شده بودم

    من که آرزوم این بود که دوره عزت نفس رو بخرم

    وقتی خریدمش و جلو رفتم اصلا اشتیاقم کم و کمتر می‌شد بااینکه این دوره فوق‌العاده هستش

    و اتفاقی که افتاد این بود که توی شرایطی قرار گرفتم که تمام اون مَنم مَنم ها جلو چشمم اومد و متوجه شدم بله من اینجاهم باید روی خودم کارکنم بله من اونجاهم باید روی خودم کارکنم

    و میتونم بگم یه مدت رابطه من باخدا خیلی کم بود یعنی اینجوری بود که همش بهش میگفتم چرا من؟چرا باید اینطوری بشه؟چرا باید اون طوری بشه؟

    جالب اینجاست که این موضوع رو امروز متوجه شدم زمانی که داشتم این فایل فوق‌العاده رو میدیدم

    بازم نجواها اون قدر زیاده که در حین دیدن این فایل هم به من می‌گفت نه بابا اینا که برای تو نیست

    تو که داری توحیدی عمل میکنی تو که تااونجایی که تونستی در برابر خداوند متواضع بودی

    جواب من الان اینه

    فکرنمیکنم فکرنمیکنم اینطوری بوده

    قطعا یه جاهایی بوده ولی یه جاهایی هم نبوده

    چه قدر این جمله درسته که من بدون هدایت خداوند هیچی نیستم

    خدایا عاشقتم دوست دارم

    درپناه الله شاد و تندرست باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  7. -
    میلاد خزائی گفته:
    مدت عضویت: 2525 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به دوستان عزیز و استاد مهربانم

    خداروشکر که تو مسیر درست هستم به لطف خدا از کجا میفهمم که تو مسیر هستم از نتیجه…

    خداروشکر هر روز اتفاقات خوب واسم بیشتر میفته همزمانی ها رخ میده …

    دنبال مغازه برای کسب کارم بودم به مغازه موقعیت عالی با مبلغ عالی با صاحب مغازه مهربون و بی‌نیاز

    آشنا می‌کنه واقعا خداوند کار هارو برام انجام میده و من دارم فکر میکنم واقعا جز سپاس گذاری چیزی ندارم بگم.

    فعلا در حال تمرین هستم که بیشتر روش حساب کنم کمتر رو خودم و بقیه و به همین نسبت تکاملی اتفاقات دقیق تری برام میفته که خداوند داره واسم انجام میده خداروشکر که خدای به این مهربونی خالقی به این دقیقی و بینقصی دارم واقعا ارتباطم داره باهاش بهتر میشه و بیشتر دارم لذت میبرم از این ارتباط بین من و خالقم .

    و همه چیز واقعا خداست باور بسیار قوی به نظر من باور ایمان به خداست

    چون واقعا وقتی فکر میکنم به قوی ترین باور. ایمان به خدا قلبمو آروم کرده استرس هام تموم میشه وقتی بهش فکر میکنم میدونم خدای دارم که کمکم می‌کنه هدایت همایتم می‌کنه و تا الان نگاه میکنم به زندگیم جز هدایت خدا چیزی نیست

    واقعا سپاس گذارتم الله مهربان

    خدایا شکرت بابت فکر و تفکر

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت پول و ثروت

    خدایا شکرت بچه های سایت و استاد

    خدایا شکرت بابت تمام نعمت هات تو زندگیم

    ممنون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  8. -
    سپیده گفته:
    مدت عضویت: 2197 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    توحید و توحید و توحید من عاشق توحیدم

    من هرچه دارم از خدایم است در زمان هایی که از خداوند درخواست کردم و دریافت کردم و فراموش کردم که صاحب تمام آن آرامش و داشته هایم پروردگارم است.

    من از خداوند رشد عزت نفسم را و سلامتی را خواستم و به دستش آوردم اما من فراموش کردم که منبع این آرامش و اطمینان از کجا بوده من سقوط کردم از همان جایی که با دانستن سیستم قانون به این درک رسیدم که هیچ بدی از جایی به من نمی تواند برسد اما اعتبار آن را به دانستن خودم از قانون میدانستم . اگر کسی از اطرافیان می گفت که من فلان مساله ذهنی و جسمی رو دارم در ذهنم می گفتم که این که کاری نداره ذهنت رو متمرکز کن تا بتونی طبق قانون از مریضی و ذهن ناآرام رها شوی .

    من دور شدم از منبع اصلی و فراموش کردم صاحب این قانون و جهان من سقوط کردم از همان عزت نفسی که ساختم از همان سلامتی که ساخته بودم و امروز این فایل برای من یادآوری کرد که به هرنقطه از زندگی که رسیده باشد فرقی نمی کند گنج قارون هم اگر داشته باشی اگر به تمام علم اقتصاد و کسب و کار هم آشنایی داشته باشی هرزمان که به خودت مغرور شدی و اعتبار آن را به خودت دادی همان جا به خودت ضربه می زنی و سقوط می کنی.

    من اعتراف می کنم :

    محتاجم به پروردگارم برای سلامتی و انرژی روزانه ام

    محتاجم به ربم برای عزت نفس ام و احساس خوبی که نسبت به خودم و دیگران دارم

    محتاجم به خداوندم برای زندگی در این جهان و خودسازی و تمام پیشرفت هام

    محتاجم به خالق گل برای دریافت تمام خصوصیات و ویژگی های خودش برای اینکه من می خواهم شبیه پروردگارم باشم و خصوصیات پروردگارم را داشته باشم

    محتاجم به خالق جهان برای اینکه او صاحب و اختیار این جهان و من و هرچیزی که وجود دارد است

    محتاجم به هرنفسی که می آید و برمی گردد

    محتاجم به پروردگارم برای محافظت از من و فرزندم و خانواده ام و هرآنچه که به من داده شده است

    محتاجم برای زمان هایی که ادعا کردم که من احساس حسادت به کسی ندارم و توانستم این احساس منفی رو کنترل کنم و غافل شدم از منبع این انرژی و سقوط کردم

    محتاجم به خداوندی که از او خیلی چیزها رو هم زمان می خواستم و وقتی که به دستش آوردم رفتم سراغ مسئله بعدی و انقدر حریص شدم که در پس همه اون خواسته هام منبع رو فراموش کردم و تمام داشته هایم از احساس خوب و شادی انرژی و امیدم را از دست دادم .

    خدایا هدایتم کن هر زمانی که تورا نمی خوانم بگذار به حساب ذهن ویرانگرم بدان که محتاجم و فقیرم به درگاهت دستانم را همیشه بگیر و مرا در مسیر خودسازی و خداشناسی هدایتم کن

    سپاس استاد عزیز دوستت دارم

    سپاس خانم شایسته عزیز برای موزیک لبیک آخر فایل بینظیر بود کل این کامنت رو که نوشتم فقط همین لبیک رو گوش کردم.

    به خدا اگر در این مسیر هستیم به عشق خود و خدامون و ملاقات با پروردگارمون هستیم. باشد که در مسیر رشد و در مسیر پیشرفت و انسانیت از این دنیا به دیدن پرورگارمون کوچ کنیم . تا پیش خود و رب سرافراز باشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  9. -
    حسام گفته:
    مدت عضویت: 2271 روز

    آیه 4 سوره التغابن

    یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَیَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿4﴾

    آنچه را که در آسمان ها و زمین است می داند، و [نیز] آنچه را پنهان می کنید و آنچه را آشکار می نمایید، می داند و خدا به نیّات و اسرار سینه ها داناست.

    وآیه 6

    ذَلِکَ بِأَنَّهُ کَانَتْ تَأْتِیهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَقَالُوا أَبَشَرٌ یَهْدُونَنَا فَکَفَرُوا وَتَوَلَّوْا وَاسْتَغْنَى اللَّهُ وَاللَّهُ غَنِیٌّ حَمِیدٌ ﴿6﴾

    آن [عقوبت و عذاب دردناک] به سبب آن است که پیامبرانشان همواره دلایل روشن برای آنان آوردند، ولی گفتند: آیا بشر [ی مانند خودمان] ما را راهنمایی می کنند؟! پس کافر شدند و [از حق] روی گرداندند و خدا [از ایمان و طاعتشان] اظهار بی نیازی کرد، و خدا بی نیاز و ستوده است.

    خدای عزیزم من نمیدونم

    من نمیفهمم

    تو بهم بگو چی درسته و هدایتم کن

    سلام به استاد عزیز و دوستان

    استاد عزیز شما گفتین جمله به جمله این فایل دارای آگاهی هایی ناب هستش

    من دو مرتبه تصویری این فایل رو دیدم ولی درکش برام زمانبره و میخوام صوتی اونو بارها گوش بدم تا بفهممش

    و هنوز دارم بعد از 12 ساعت از خدا میپرسم که درباره زندگیم چه آگاهی میخواستی بهم بدی

    استاد عزیز شکل هدایتم به این فایل جالب بود

    میدونین اخیرا به کامنتهایی هدایت شدم که دوستان میگفتن که خدا منو شب و نصف شب فلان ساعت از خواب بیدار کرد و هدایتم کرد به سایت و به موضوعی که قبلا از خدا درخواست هدایت کرده بودم و جوابمو نصف شب گرفتم

    استاد جان میدونین

    منم کنجکاو شدم و از خدا خواستم یه شب هم منو اینجوری هدایتم کنه ببینم جنسش چطوریه

    جالبه هفته پیش این درخواست در من شکل گرفت

    دیشب حدودا ساعت 9 می اومدم خونه رسیدم منزل دیدم هیچکسی نیست

    تماس گرفتم با خانوادم گفتند که به صورت اتفاقی از یه مراسم افتتاحیه یه رستوران سنتی باخبر شدند و الان توی مسیر اونجان تا به جشن برسند

    لوکیشن فرستادند که منم برم

    ماشین رو برداشتم و رفتم

    خیلی خوش گذشت

    میشه گفت توی این چند ماه گذشته توی همچین فضایی نبودم و چون قبلش از اینکه برم توجه کرده بودم به خواسته هام

    یکی از خواسته هام به خدا این بود که دوس دارم با آدمای شاد باشم و ………

    خلاصه خوش گذشت

    وقتی برمی گشتیم من رانندگی میکردم

    و طبق معمول گاهی حرکاتی رو که استاد عزیز گفتند رو توی رانندگیم دارم

    ولی اونقدر سطحش بالا نیس و در حد لایی کشیدن و اینا نیس

    مثلا دوس دارم ماشین با آهنگ خیلی آروم‌ برقصه و خیلی آروم فرمون رو به راست و چپ میبرم طوری که ماشین در همون حالت حرکت توی مسیر صاف آدم به چپ و راست میره

    یا اینکه وقتی به میادین میرسم گاهی اون میدون رو تا 3 یا 4 مرتبه دور میزنم و وقتی خانوادم گفتند تو رو خدا بسه دیگه ،، مسیرمو ادامه میدم.

    البته اینم بگم که اینقد ادعام شده جلوی خانوادم که من رانندگیم خوبه که به خودم میگم راننده بین ال (بین الملل)

    و کلی از این حرفای بین ال ی به خودم نسبت میدم.

    بقول معروف ادعام میشه

    مث

    معکوس هام حرف نداره

    شاگرد چایی برام بریز

    و ……

    هر کس جلو میشینه زیر چشمی بهش میگم پیش راننده بین ال صاف بشین

    یعنی با احترام به من بشین و لم نده

    خلاصه

    دیشب همگام با ریتم آهنگ ، نیش ترمزهایی رو میگرفتم مثلا 5 تا نیش ترمز پشت سر هم با ریتم آهنگ ،بعد از اینکه چند مرتبه گرفتم انگار که ترمز سمت راست خالی کرد و نگرفت . و باز رها کردم و گرفتم و بهتر شد

    اول ترسیدم

    خلاصه میتونم با توجه به صحبتهای استاد ، بگم که خدا ماشین رو هدایت کرد

    اومدیم خونه و کارامونو انجام دادیم و خوابیدیم

    به جرات میتونم بگم توی چند سال گذشته حداقل 6 یا 7 سال گذشته هیچوقت من ساعت 4 صبح من بیدار نشدم

    نمیدونم چی شد بیدار شدم دیدم ساعت 4 صبحه

    اول نفهمیدم چی شده بعد الان فهمیدم خدا خودش منو یاد کامنت بچه ها انداخت

    هر چقد غلت زدم و این پهلو و اون پهلو شدم خوابم نبرد و یاد کامنت دوستان افتادم که میگفتن صبح خدا بیدارشون کرده و اونا از خدا پرسیدن که چی میخواد بگه و بهشون موضوعی رو گفته بوده که درخواست آگاهی ازش رو داشتن

    منم دوس داشتم این تجربه رو داشته باشم اما هنوز نشده بود.

    منم توی همون گیجی گفتم خدا جون فک کنم چیزی میخوای بگی بگو

    بعد دیدم کمی سردرد دارم

    پاشدم شیاف سردرد گذاشتم

    بعد یهو گفتم خوب چیکار کنم

    فایل درسها رو ببینم

    یا برم قسمت مرا به نشانه ام هدایتم کن و یا……

    دیدم فایل جدید اومده

    استاد جان تا وسط فایل رو گوش دادم دیدم درباره حسام دارین میگین

    خوب فک کردم دیدم درسته

    خداوند داره بهم میگه مثال رانندگی رو بگیر ببر توی تمام زندگیت و ببین کجاها داری مغرور میشی.

    نشونه ها و سر نخ هایی رو گرفتم از اینکه نزدیک 47 سال ، این اجازه رو از خودم نداشتم که برای درآمدم هیچگونه تصمیمی بگیرم ولی با دوره احساس لیاقت این اتفاق افتاد و الان تصمیم‌گیرنده برای خریدهام منم

    در روابط معجزه ها اتفاق افتاد

    در شغلم اتفاقات خوبی افتاد

    در سلامتیم همینطور

    در خرید ماشینم همینطور دستان خدا اومدن

    و ………..

    اما استاد جان شما راست میگین این همزمانی اتفاق رانندگی من با فایل شما ، خبرهای مهمتری توش داره مث اینکه تا چه حد دارم از نیروی هدایت در تمام قسمتهای زندگیم کمک میگیرم

    تا چه اندازه اونو اصل میدونم

    و……

    راج ب اعتماد به تجربیات گذشته که اصلا بدرد بخور نبوده چون تجربیات گذشته من یه زندگی فلاکت بار رو برام داشت ، ولی الان بازم گولشون رو میخورم

    استاد جان

    وقتی مثال انجمن معتادان گمنام رو زدین انگار منو گفتین

    من یک هفتس میخوام سیگار رو ترک کنم و حاضر نیستم تسلیم باشم و مدام میگم من میدونم اینجوری باید بشه اونجوری باید بشه و هنوز اتفاقش نیفتاده

    درست میگین منم میخوام برای ترک سیگار برم دورهام رو بزنم

    راج ب عاجز بودن در انجمن ان ای

    راج به تسلیم و راحت شدن در تمام جنبه ها گفتین

    من توی شهرداری کارمند رسمی هستم و خیلی وقتا ادعام میشه که با توجه به تجربم خیلی چیزا میدونم اما همین که به اینجا هم رسیدم هدایت خودش بوده گاهی یادم میره اول کجا بودم و از کجا شروع کردم .

    آدم زرنگ تسلیم خدا میشه

    امیدوارم سعی کنم با کمک خدا از این وضعیت بیام بیرون

    میدونین متاسفانه قدیم کتک خورم خیلی ملس بود اما از وقتی وارد سایت شدم خیلی فرق کردم اما هنوزم بقول خدا میگه برو دورهات رو بزن هر وقت تسلیم شدی بیا کمکت کنم.

    استاد جان راج ب

    ایاک نعبد و ایاک……….

    گفتین هر کاری میخوای بکنی بگو خدا یا خودت کمکم کن

    راجع به توکل به خدا ،، در عرض یکسال گذشته حداقل میتونم بگم صدها بار خداوند قوانین اداره رو به نفع من تغییر داد که توی کامنت های قبلیم گفتم

    استاد جان

    گفتین

    جاهایی که فک کردین خدا حالیشه و همه چی اوکی شد

    مثلا برا برگزاری همایش که صفر تا صدش با من بود و انرژی زیادی میگرفت اما از خدا خواستم فرصت برام درست کنه تا روی سایت و روی خودم کار کنم که اون داستان جلسه کزایی پیش اومد و اون مشارکت سازمان فرهنگی که کل کار به سازمان محول شد و فقط نظارت با منه و نظارت هم عملا کار خاصی نمیخواد

    شاید به اندارزه یه تلفن و مطلع شدن از انجام کاراس

    یعنی خیلی خدا کارها رو ساده کرد خیلی بیش از اونی که فک میکردم

    میخوام بگم قانون اداره ما بود که کارهای همایش رو انجام بده و سالهای سال انجامش میداد اما خدا قوانین اداره رو دور زد و کار منو خودش انجام داد

    صدها بار این جریان هدایت کمکم کرده

    صدها بار

    اینقدر این اتفاقای کوچیک و بزرگ افتاده که به یقین رسیدم خدا پیشمه

    خدا بهم میگه

    خدا حامی منه

    خدا حواسش بهم هست

    اونقدر اینکار رو کرد که دیگه من فک میکنم رئیس شهرداری هستم و هر چی دوس داشته باشم تصمیم میگیرم‌که به چه شکلی کارا پیش بره

    اما مسئله اینجاس که خیلی راحت هم نجواها حواسمو پرت میکنن

    من باید هر لحظه حواسم به حضور خدا باشه و هول ورم نداره

    ام جاهایی هم تسلیم نبودم

    اونجاهایی که فک کردم حالیمه و نشد

    برا اردوی راهیان نور به خدا گفتم این موضوع رو نمیخوام مشارکت کنم و تسلیم نبودم و اجازه ندادم خدا بگه چی خوبه چی بده و یک هفته ذهنم درگیر بود .و آخرش هم که هیچی به هیچی کارا اونجوری که میخواستم نشد

    راج ب نشونه و زکریا گفتین

    متواضع بودن گفتین

    ویژکی توکل کردن رو گفتین

    گفتین آدم باهوش کسیه که بزاره خدا کاراشو انجام بده

    چ جالب گفتین

    فک میکنی استادت حالیشه

    کتاب حالیشه

    یا خدا حالیشه

    من بیشتر وقتا اصلا یاد خدا نیستم که یادم باشه هیچکسی بیشتر از خدا نمیدونه

    گفتین

    به کسی وصلی که میگه باش و میشود

    خدا جون همینجا ازت میخوام

    خدا یا زود بهم بفهمون مطلبو ،، چیزی نباشه که کتک خورم ملس باشه

    نکته مهم درس

    یه کاری بکنیم که هر چقدر توی زمینه ای حرفه ای تر شدیم بیشتر ازش کمک بخوایم

    استاد جان

    ممنونم بابت این آگاهی های عمیق

    دوستان عزیز کامنتهاتون غوغا کرده

    خیلی خاطرتون رو میخوام

    عاشقتونم

    میرم بازم گوش میدم بارها و بارها

    خدا باید بهم بگه که چی دیگه میشه از این فایل فهمید

    خداجون من به این ریسمان سایتت چنگ زدم

    جنس آدمای اینجا زمین تا آسمون با جنس آدمای بیرون سایت فرق داره

    جنس حرفا فرق داره

    جنس اتفاقات وقتی توی سایتی با وقتی بیرون سایتی فرق داره

    خدا جون من این سایتتو مثل یه ریسمان بهش نگاه میکنم

    مگه خودت نگفتی به ریسمان الهی چنگ بزنید

    مگه نگفتی آیه 103 سوره آل‌ عمران

    مسئله گفتی «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ

    به ریسمانم چنگ بزنید و متفرق نشین

    من به سایتت چنگ زدم و محکم بهش چسبیدم

    خودت هدایتم کن برای آسون شدن برای آسونیا

    مث مثال برگزاری همایش

    که آسونم کردی

    میخوام بازم اونجوری توکل کنم

    هدایتم کن

    دستمو بگیر

    من غیر تو کسی رو ندارم

    من بهتر از تو ، کسی رو پیدا نمیکنم

    خاطرم جمع

    جمع

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  10. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1297 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عباسمنش وسلام به استاد شایسته جون

    هر وقت روی خودم حساب کردم چک و لگد و از جهان خوردم ولی هر وقت روی خدا حساب کردم ترسم کمتر شده خیالم راحت شده وقتی استرس داشتم گاهی چیزی نشده ولی ترسه بوده گفتم ببین مریم ترس یک توهم هست ترس کار شیطان هست تو رو خدا حساب کن بقیه با خدا خودش هدایت میکنه

    وقتی آرامش دارم قشنگ میفهمم کار خداست

    خدایا بدون تو هیچم نمیتونم راه برم بخندم لباس بپوشم حرف بزنم بشنوم…

    خدایا من هیچی بلد نیستم تو بلدی تو راهنمایی کن تو بگو کجا برم چکار کنم چی بخورم چی بپوشم

    خدا جان با نام تو می خوابم و با نام تو بلند میشم

    سپاسگزارم فرصت زندگی دارم این یعنی حواست بهم هست

    بابت هر دم و بازدم صد هزار مرتبه شکرت

    تو همه ی اعضای بدنم تنظیم آفریدی

    خدا جان بابت شب و روز شکرت

    بابت فرکانس بالای سحر شکرت

    خدا جانم وقتی خروسها در سحر می خونن شکر تو را بجا می‌آورند من چرا روزی هزار مرتبه شکر تو باید بکنم چون بدون ازن تو برگی از درخت نمی افته

    صدای گنجشک ها روی درخت درخت دم خونمون که می شنوم ذوق زده میشم و من هم شکرگزار تر میشم

    خدا جانم جهانت همش نظم هست

    خدا جان من هیچم بدون تو

    کار فرمام تو باش هدایت گرم تو باش وکیلم تو باش تو که باشی زندگیم آسان میشه آرامش ام بیشتره

    در پناه خداوند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای: