توحید عملی | قسمت 11 - صفحه 47

1225 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین دانش خواه گفته:
    مدت عضویت: 803 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد عزیزم و مریم خانم عزیزم و تمامی اعضای این خانواده توحیدی

    استاد لبریز از عشقمممم همین الان داشتم پیاده روی میکردم و اشک میریختم همه چیز به نیکوترین شکل ممکن آفریده شده از درخت های زیبا توی این فصل بهاری هوای تهران فوق العاده هست اصلا باور نکردنیه از غروب زیبا و سرخیش تا دختر های زیبایی که دیدم و ماه زیبا و آسمان که هیچ نقص و کاستی داخلش نمی‌بینی استاد من واقعا عاجزم در مقابل رب العالمین در مقابل این حد از عظمت این حد از قدرت این حد از زیبایی این حد از دانش همه چیز به زیبایی و نظم و آراستگی به وجود آمده هیچ ناهماهنگی و بی نظمی نمی‌بینی چقدر همه چیز زیبا شده اصلا دارم دیوانه میشمممم خدای من استاد لبریز از عشقم الانه که منفجر شممممم

    خدای من شکرت

    استاد همین جور که داشتم پیاده روی میکردم با پروردگارم بهش گفتم باهاش حرف زدم گفتم که من رو واسه امور مهمی آماده کن من نمیدونم چه کاری تو ربی تو مالکی

    آخه یه چند روزی هست پروردگارم بهم میگفت تسویه کن از این کارت هم بیا بیرون و بزار من هدایتت کنم منم گفتم چشم رفتم دیشب پیش صاحب کارم گفتم من تسویه میخام گفت یک ماه صبر کن جات نیرو بگیریم گفتم چشم گفتم خدایا چشم میگی صبر کن چشم من تسلیم هستم و خیلی خوشحالم به طور بسیار شگفت انگیزی قلبمممممم لبریز از عشقه نمیتونم اصلا بیانش کنم نمیتونممممممممم خدایا شکرت

    استاد خدایی داریم که هرچی بخایم بهمون میده خودش با من صحبت کرد گفت هرچی بخوای بهت میدم به آسانی به راحتی فقط روی همین موج بمون

    خداوند خودش شاده هروقت از شبانه روز به قلبم گوش میدم سالهاست یه جمله رو تکرار می‌کنه اونم اینه:

    ایمانت رو حفظ کن هرآنچه بخواهی به تو داده میشود . همین الانم داره همین رو بهم میگه

    اصلا با من به وضوح حرف زد گفت تو به تمام خاسته هات رسیدی فقط چون توی جسم فیزیکی و دنیای مادی داری زندگی می‌کنی زمان می‌بره چون جسمت زمان و مکان رو میفهمه و باید یه پروسه تکاملی کوتاه طی بشه اصلا جوری بهم گفت و جوری مثال برام آورد جوری قرآن و فیزیک و اتفاقات و همه چیز رو چید کنار هم برای من که من اصلا دیوانه شده بودممممم .

    حالا همچین خدایی با این ویژگی ها سزاوار پرستش و عبادت و بندگی نیست البته که هست و من خاشع و فروتن هستم در مقابلش من بندگی شو میکنم

    بهم گفت میخای بهت بگم چطور میتونی بندگی کنی ؟

    گفتم چطور ؟

    گفت:باید باور کنی که صد درد صد خالق تمام شرایط زندگیت هستی و شروع کنی به خلق کردن هر آنچه میخاهی و چیزی بیرون تو نیست جهان دقیقا آینه درون خودته پس شروع کن به خلق کردن اون موقع هست که مشرک نیستی یا بهتره بگم کمتر مشرکی اون موقع هست که داری بندگی میکنی …

    بعد ادامه داد گفت این دنیا قانون داره :انرژی های مشابه همو جذب میکنن مثبت مثبت .منفی منفی و انرژی های غیر مشابه همو دفع میکنن

    بعد برام مثال ها آورد از داستان نوح و لوط و موسی و صالح و لوط ….

    گفت دیدی کل دنیارو آب برداشت و کسانی که در مدار منفی بودن هلاک شدن و کسانی که در مدار مثبت بودن نجات داده شدن

    گفتم آره گفت این قانون مندی من هست و قوانین من بدون تغییر هست گفتم خب

    گفت پس باید همواره جوری زندگی کنی توی تمامی زمینه ها که حالت خوب باشه احساست خوب باشه اون موقع هست که داری به من میگی که هدایتم کن و اون موقع هست که ظرفت آروم آروم بزرگ و بزرگ تر میشه و نعمت ها واردش میشه …

    سپاس گذارم استاد عزیزم

    ارادتمند شما حسین دانش خواه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  2. -
    سپید گفته:
    مدت عضویت: 1618 روز

    سلام عزیزترین استاد

    بنده در حالی این متن رو مینویسم که همچنان جای سیلی کائنات رو صورتم میسوزه :)))

    قضیه از این قراره که من در جریان یه اقدام خیلی مهم تو زندگیمم.به لطف رب تمام مراحل کار ، مثل آب روان انجام شد. یعنی هرجایی تا کار سخت میشد، یه دری به روم باز میشد. همه چی عالی بود و همه اطرافیان از نتیجه ها تعریف میکردن. تا اینکه رسیدم به اخرین مرحله. که براش نگرانم نبودم. چون همه چی عالی بود. و پرونده ام حسابی عالی.

    و فقط یه تایید نهایی مونده بود

    قشنگ یادمه شب قبلش برای اینکه استرس خودم کم کنم، گفتم تهش چی میخواد بشه؟ یا همون لحظه قبوله یا چند روز بعد. همچین پرونده ی عالی بهش نه گفته نمیشه.

    همون لحظه یکم حسم بد شد ولی به خودم گفتم من دارم استرسم کم میکنم. مغرور بودن نیست.

    گذشت و فرداش خیلی با ارامش رفتم و پرونده رو دادم

    و همون طور که حدس میزنین،پرونده ی به اصطلاح کامل من رد شد!! اون لحظه دقیقا این جمله ی خودم اومد تو ذهنم که گفتم :تهش چی میخواد بشه؟امکان رد شدن نیست!

    پرونده زیر بغل برگشتم خونه

    و شاید باور نکنین اما بیشتر از پرونده، دلم از این گرفت که حس میکردم شرک ورزیدم

    به خدایی که اگه خودش نبود، امکان نداشت به این لحظه برسم و دلم خوش کرده بودم به پرونده ی خوب

    چند روز بعدشم این فایل شنیدم، بازم دلم سوخت، ولی کنترل ذهن دارم میکنم و خدارو شکر میکنم که میفهمم ریشه ی کار اینجاست، درون من، نه توی پرونده.

    انشاا… رو خودم کار کنم و با لطف خدا این بار درها به روم باز بشه.

    دوستتون دارم

    این فایل رو امسال میخوام مرتب گوش کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    فرنگیس محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2705 روز

    أُفَوِّضُ أَمْری إِلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِبادِ [1]

    من کارهای خود را باو واگذار مینمایم همانا خداوند بحال بندگان بینا و آگاه است

    سلام و خدا را شکر بابت چنین استادی و چنین آگاهی که دوباره اشتیاق نوشتن رابه دستان ما بخشید

    استاد این فایل از اون دسته فایل هاست که هر قدر گوش میدی مشتاق تر میشوی به گوش دادن دوباره

    امروز تو باغچه بزرگ خونمون که در اثر بارندگی های پیاپی و لطف الهی تبدیل به جنگلی شده برای خودش زیر درختان آلوچه و گیلاس و انجیر نشستم و نکات فوق‌العاده این فایل توحیدی رو نوشتم

    صبح خونه یکی از بافنده هام بودم و یکی از نخ ها که برا پود دهی فرش هست رنگش تموم شده و من با اطلاعات قبلی که داشتم که ایرادی نداره، این که نخ اصلی نیست و تو بافت فرش دیدیه نمیشه یه رنگ دیگه جایگزین کردم و گفتم با همون ادامه بده ،

    امروز در حین نوشتن نکات این جلسه یه حسی بهم گفت که یه زنگ بزن بپرس کارت درسته ؟

    گفتم آره بابا، برا فرش دیگه ای هم اینطوری شد گفتن زیاد سخت نگیرید …

    خلاصه پیام دادم و بعد صاحب فرش تماس گرفتن که نه به هیچ وجه این کار رو نکنید ،پشت فرش دورنگ میشه ،اگه اخراش بود ایرادی نداشت رنگ پود فرق کنه نه که از نصف فرش پود فرق کنه ….

    خدایا متشکرم سپاسگزارم که اینو تو ذهن من انداختی ،اصلا نمیتونم تصور کنم اگه با همین فرمون پیش میرفتم بعد باید چه ضرر بزرگی رو متحمل میشدم ،اونم منی که اول راهم و یه ساله کارم رو شروع کردم ،این داغ ترین و جدید ترین هدایتی بود که روی پیش فرض هام و دنسته های قبلی م حساب نکردم و جلوی یه ضرر بزرگ مالی از من گرفته شد …خدایا شکرت

    استاد عزیزم ممنونم ،سپاسگذارم که به ندای قلبتون گوش میدید و میزارید در بهترین زمان بهترین هدایتها به قلبتون و زبانتون الهام شه ،شما فقط از توحید بگید ،هر چند که کل محصولات از 12 قدم تا لیاقت،دستبابی به رویاها و.. در مورد توحید هست اما این دسته فایل‌ها که تمرکز روی توحید است چیز دیگه هستند

    من دقیقاً متوجه هستم که چرا وقتی که تازه عضو سایت شده بودم خیلی زود پیشرفت می‌کردم خیلی زود نتایج میومد، اما بعد به مرور نتایج کمرنگتر شد یا دیر تر به خاسته هام می‌رسیدم

    چون کم کم ذهنم راه حل های خودش رو داد و در کنار فایلها و الهامات با راه حل های خودم هم پیش میرفتم و نتیجه ای که شد،یه چیز در هم که، گاهی زود نتایج میاد ،واسه یه سری نتیجه ها هم خوب میرم دورامو می‌زنم بعد که به در بسته خوردم ،و در به دری میکشم و خوب که راه های خودم تموم شد و ذهنم از تز دادن ، باز ایستاد بعد به ندای درونم گوش میدم و در ها باز میشه

    سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  4. -
    فاطمه شاکری گفته:
    مدت عضویت: 1978 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    سلام استاد عزیزم چقدر این فایل سنگین بود درکش 3 روز طول کشید تمومش کنم احساس کردم کلمه به کلمه مهمه باید خوب درکش کنم دقیقا استاد درست میگید ادم وقتی بی ادعا و میگه خدایا من نمیدونم خودت هدایتم کن چ خدا هدایت میکنه

    اخر بهمن 98 تازه وارد یه کاری شده بودم که کرونا امد بعد از 3 جلسه کلاس کلا کلاسیکه تدریس میکردم تعطیل شد من بیکار شده بودم و از خدا هدایت میخواستم یادمه سال 99تازه 5ماه بود با سایت اشنا شدم و چقدر تشنه بودم شبانه روز فایلهای شما تو گوشم بود اون موقعه ها زیاد با قانون اشنا نبودم خیلی جو زده مخواستم بوتیک بزنم از اونجایی استاد گفته بود تو ابتدا کار پول قرض نگیرین وام نگیرین با سرمایه خیلی کم خواستم شروع کنم وبدون پول قرضی وام شروع کردم از اونجایی که شهرستانی بودم و تهران اصلا بلد نبودم بدون ترس فقط توکل کردم به خدا گفتم توی فلان روز میرم جنس میارم تو پاساژی که بودم اتفاقی نمیدونم یه حس خیلی قوی بهم گفت برو تو مغازه و به حسم اعتماد کردم رفتم و جالب اونجا بود صاحب مغازه خودش بهم پیشنهاد داد که با هم بریم تهران خودشم میخواد جنس بیاره من اون روز از اینکه اولین بار بود هدایت شدم کلی ذوق زده بودم من تو کسب کارم خیلی چیزها یاد گرفتم چقدر روزها بود تسلیم خداوند بودم وخدا جوری برام مشتری هارو میرسوند خودم میموندم جاهایی که غرور منومیگرفت میگفتم من خودم بلدم بامخ میخوردم زمین هر وقت منم منم کردم

    بعد یه مدت دیدم دخل خرج به هم نمیخوره از خدا هدایت خواستم گفتم خدایا چیکار کنم باز هم صداشو واضح شنیدم گفت ببند بوتیکو قبل تمدید مغازه من ظرف 15 روز بوتیکو جمع کردم همهه میگفتن دیوانه ای شرایطط که خوب بود ولی من فهمیده بودم پنیر من جا به جا شد و من بعد 4سال جمع کردم 30مهر 1402 فقط یادمه اون روزا حسم خوب نگه میداشتم اروم بودم نجوایی نداشتم دیدی مغازتو بستی بیکاری شدی. هیچی یهجورایی مطمعن بودم باز هم از خدا هدایت خواستم گفتم الان چیکار کنم توی دی ماه 1402 یه تماسی داشتم که گفتن برای کار تبلیغاتی میخوان باهام کار کنن برای کار انتخابات مجلس اون روزها یادم نمیره نه تنها کار تبلیغات اون کاندیدا کارهای چند نفر دیگه رو هم گرفتم مشتری ها به سمت روانه شده بودن جوریکه همه روز اس ام اس واریزی حتی وقت اینو نداشتم نگاه کنم موجودی حسابمو شبانه روز در حال انجام کار از خودم خیلی راضی بودم از هنرم داشتم پول میساختم از این جا ای دل غافل کارا خراب شد منو غرور گرفت خودمو خداوندگار اون کارمیدونستم انتخابات تمام شد واریزیهای منم کم کمتر شد دقیقا جوری شد پولهایی که ساخته بودم از کفم رفت بعد برای اینکه بقیه پولهارو حفظ کنم از کفم نره به قول خودم پس انداز کردم خدا خوب گوشمو پیچوند دوباره ظرف مدت یکماهه خوب فهمیدم این فایل شما هم درست زمانی امد که من خیلی نیاز داشتم گفتم فاطمه دیدی غرور تورو بگیره بگی من بلدم اینطور میشه باز هم خداروشکر این روزها فقط دارم رو دوره کار میکنم بیشتر فایل گوش میدم که ازمسیر خارج نشم این درسی بود باید یاد میگرفتم

    و الان منتظر هدایتش هستم میدونم جواب میده بهم خیلی زود خدایا من بلد نیستم خودت هدایتم کن

    خدارو هزارمرتبه شکر تو فرکانس این اگاهی بودم

    از شما هم سپاسگزارم استاد جان

    بمونه رد پای من

    1403/1/29

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    Maryam گفته:
    مدت عضویت: 1476 روز

    سلامم به همه

    میتونم بگم تمام اتفاقات و شرایط زندگیم رو همین پایه پیش رفته یعنی یه جاهایی که غرور گرفتم و یه جاهایی که متواضع بودم و موفق شدم نزدیک ترینش وقتی بود که برای ارائه یه درس اینقدر از خودم مطمئن بودم که میگفتم قطعا یه ارائه عالی میدم ولی کاملا برعکس شد یهویی در کمال آرامش یه استرس خیلییی زیاد گرفتم و از نظر خودم بدترین ارائه ممکن بود

    و جاهایی هم بود که فقط اسم خدا رو آوردم و مطمئن بودم به من تنها باشه اصلن از پسش برنمیام به بهترین حالت ممکن انجام شده

    هیچ وقت اینجوری به این موضوع فکر نکرده بودم که این چقدر میتونه مهم و تاثیرگذار باشه و الان خیلی خوشحالم که این فایل رو شنیدم و الان میتونم آگاهانه شریط رو عوض کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 962 روز

    به نام خدای مهربان و رزاق و هدایتگرم که هر موقع با ایمان صداش میزنیم و ازش درخواست میکنیم آنی درخواستم رو اجابت میکنه الله اکبر خدایا شکرت سپاسگزارتم

    سلام به استاد عزیزم سلام بر مردی که سزاوار تمام نعمت‌های جهان و تمام ثروت‌های جهان ست نوش جونتون

    استادم چقدر دوره کشف قوانین زندگی عالیست

    چون همسرم تهیه کرده فقط اون میتونه تو دوره ها کامنت بذاره من امروز اومدم اینجا بگم‌نتایج امروزمو که جلسه یک رو کار کردم و تمرینهاشواول صبح انجام دادم چقدر دقیقه این قانون و بدون تغییر

    صبح تمرینی که مریم جان گفته بودن با ایمان انجام دادم و تا ظهر نشده بیشتر خواسته هام اجابت شد من ساعت 10 دخترم یکم حال نداشت بردم دکتر خیلی مطب شلوغ بود خیلی باید منتظر می‌شدیم اما من با ایمان رفتم درخواست کردم گفتم اگه میشه ما رو زودتر راه بندازن و شد یه دقیقه نشد گفت برین داخل الله اکبر

    خدا رو همونجا شکر کردم سپاسگزارتم ای خدای مهربان

    اومدین بریم خونه سر ظهر بود خیابون شلوغ بود تاکسی ها همه پر بودن تا دست بلند کردم به ماشین سمند جلوی پامون وایستاد و گفت سوار شین دخترم تعجب کرد و من با خنده روی لبم گفتم اینا همه کار خداست دستاشو برامون فرستاد و به راحتی و آسونی و سلامتی به خونه رسیدیم و همه کارهامو امروز با قدرتش انجام داد و من مات و مبهوته قدرتش شدم چقدر این قوانین ساده و شیرینه

    بخدا قسم حیفه چرا انجام ندیم مگه چقدر زمان میبره نوشتنشون

    خدایا شکرت که منو امروز راحت و قشنگ هدایت کردی و دستانتو فرستادی به کمکم خیلی روزه خوبی بود برام و من هیچ کاری نکردم و نگران هم نبودم

    مریم جانم من با افکارم و کمک خداوند تونستم امروزمو به زیبایی تمام خلق کنم من تونستم و دستاشو دیدم قدرتشو حس کردم

    چون با ایمان ازش خواستم

    ممنونم از استاد عزیزم و مریم عزیز دلشون بابت دوره کشف قوانین زندگی و زحمت هایی که کشیدن برای این فایل مهم

    متشکرم متشکرم شما هر دو عزیز دل ما هستین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 97 رای:
  7. -
    نادیا همتی راد گفته:
    مدت عضویت: 516 روز

    به نام الله یکتا

    این فایل بی نظیر بود چند وقتی بودنمیدونستم چیکار کنم تو دوراهی بودم ،خداوند به صورت این فایل بهم فهموند که باید از من بخوای تا راه درست و نشونت بدم باید مطمعن باشی من نشونت میدم کدوم راه درسته باید توکل صد داشته باشی ایمان قوی داشته باشی

    خداروصدهزار بار شکر برای این فایل پر از آگاهی

    پروردگارا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم پروردگارا من در مقابل تو هیچم ناتوانم من ناقصم من کوچکم من حتی قطره در مقابل اقیانس تو نیستم

    پروردگارا تو بهم بگو تو واضح بهم بگو درست کدوم غلط کدوم ؟

    نشونم بده خدایا من غیر از تو راهنمایی ندارم

    من غیر از تو یارو یاوری ندارم

    پروردگار من بی نهایت ازت سپاسگزارم

    زندگیاتون شاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 55 رای:
  8. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1772 روز

    بنام خدای که هر آنچه دارم از آن اوست.

    سلام استاد خوبم

    بنام خداوند رزاقم که بهترین و بزرگترین و ارزشمند ترین نعمت دنیا را بهم داده و مرا به استاد سید حسین عباسمنش نبی خدا هدایت کرده خدایا شکرت.

    من هر آنچه که دارم را خدا به من داده و بارها و بارها برای من پیش آمده که خدا خواسته به من نعمت بده اما من بخاطر غرور بیجایی که داشتم بخاطر عجله داشتن برای اینکه به همه چیز میخواستم زود برسم و هیچ گاه صبر در یادگیری نداشتم و همیشه میگفتم که من بلدم من میدونم و…ضربه های بسیار بدی خوردم و راهی که میسد به آسانی به موفقیت های زیادی برسم سالها طول کشید و به خیلی از خواسته هام هنوز نرسیدم زیرا کار رو میخواستم خودم یاد بگیرم و خودم انجام بدهم و خدا هم میگفت برو ببینم چیکار میکنم و من واقعا عاجز میشدم و کار رو نصف و نیمه رها میکردم و به این نتیجه می‌رسیدم که من توان انجام این کار را ندارم پس یه کار دیگه اما از اونجایی که من شرک بزرگ کمال‌گرایی و اینکه خودم بلدم خودم میدونم را در وجودم بصورت ریشه ای داشتم همیشه در تمام کارهام این اتفاقات تکراری و عاجز شدن و رفتن سراغ انجام کار دیگه تکرار میشد برام غافل از اینکه من منشع ایرادم رو نمیدونستم که به لطف خداوند آگاه شدم توسط این فایل ارزشمند توسط شما که من بدون خداوند واقعا عاجز و ناتوانم در انجام هر کاری و تمام نعمت های خوبی که دارم را خداوند رزاقم بی حساب به من داده .

    اما من هر روز و حتی لحظه به لحظه زندگیم را آگاهانه سعی میکنم به یاد خودم بیارم که من بدون خدا هیچی نیستم و هیچی نمیدونم و دارم برای تک تک کارهام از او یاری و هدایت و راهنمایی مطلبم و قلبم را برای دریافت الهامات باز گذاشته ام و تسلیم درگاه حق هستم .

    و همین که بعد از مدت ها امدم کامنت بنویسم و این نوشته ها را نوشتم با هدایت و یاری خدا بود و من هر آنچه را دارم را خدا به من داده و کارهایم را خدا انجام می‌دهد و من فرمون زندگیم به دست خداست و من روی شانه های قدرتمندش از زندگی ام در کمال آرامش لذت میبرم خدایا هزاران مرتبه شکرت .

    دوستتون دارم 🩵

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 40 رای:
  9. -
    احمد محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 1989 روز

    سلام مهربانان

    چه صحبت گوهر باری کردید استاد

    اونجای که گفتید وقتی در مقابل خداوند تواضع هستید و میگید من نمیدونم به این منزله نیست که ارزش خودتو آوردی پایین برعکس جلو انسان های دیجه اعتماد بنفسمون بالا میره چون قدرتی پشتت احساس میکنی که هیچکی بالاتر از اون نیست،و من اینو حس کردم

    یادمه داشتم برای یه شرکتی کار میکردم نتیجه من همیشه خوب بود اما تلاش فیزیکی کمتری انجام میدادم چون صبح هر روز از خدا میخواستم هدایتم کنه براه راست راه اونای که نعمت داده،بعد به من میگفتن آدم بیخیال و بی مسولیت اما من میگفتم من میگفتم من اطمینان دارم که کارم پیش برده میشه نیاز به پیش بردن من نیست،اما اونا باور نمیکردن و من همیشه نتیجم تو فروش بیشتر میشد البته که تمرکزم لحظه های که بیشتر رو کار بود فروش بیشتری هم انجام میشد یعنی زمان های که حرکت میکردم اما میگفتم که خدا هدایتم میکنه و به طور معجزه آسای مشتری ها خودشون بهم ز میزدند

    یا یک بار دیگه من میخواستم کارمو راه بندازم اما پولی نداشتم میخواستم خونمو بفروشم،اما این جمله که خداوندا من نمیدونم چجوری چکار کنم خودت هدایتم کن بر زبونم بود،تا اینکه بعد از ماه ها در زمان مناسبش خداوند سرمایه اولیه رو از جای که فکرشو نمیکنم بهم داده شد از راه طبیعی،یک زمینی مال 30سال قبل پدرم پولش رسید به من و من با اون پول کارمو دارم شروع کردم و میکنم

    یا یادمه من هدایت شدم روزی برم شهر دیگه با اینکه دوست نداشتم برم اما چون باور داشتم که هر چی سر راه من قرار بگیره این در مسیر خواستمه ،تو دنیا هیچ اتفاق اتفاقی نیست منی که هر روز از خدا هدایت میخوام ممکن نیست برام بد رقم بخوره نتیجه این یکسال و نیمی که رفتم و برگشتم این بود که تونستم یه خونه نقلی یه جای بخرم و بدمش رهن

    یا مثلا چند روز پیش میخواستم یه ابزاری درست کنم که تا حالا ساخته نشده بود به دلم افتاد که برم کارگاه کابینت ساز برام بسازه وقتی شروع کرد به ساختن در نتیجه فهمیدیم که نمیشه ساختش و من 50تومن بخاطره زمانی که از اونا گرفتم پرداخت کردم وقتی امدم بیرون کفتم این چه هدایتی بود اینکه نشد،اما وسط اون کار،استاد کابینت ساز یه حرفی زد و من برد تو فکر،وقتی رفتم همون کار رو با 5تا تیغ موکت بری انجامش دادم جواب داد،فهمیدم همه اینها یک تظاد بود برای این بوده که من به این جواب برسم،اینجا بود که فهمیدم وقتی باور داشته باشی هدایتی هست حرکت میکنی وقتی حرکت میکنی هدایت میشی به جواب مسله

    یا مثلا چند روز پیش شکر میخواستم بخرم که آزاد گیرم نمی امد ذهنم میگفت میخوای بری بنکداران که چی بشه وقتی قانونی به تو شکر نمیدن،اما رفتم،رفتم 2تا دونه گونی گیرم امد اما اتفاقی یکی از دوستانم رو دیدم که اتفاقا اونجا کار میکرد و زبون خیر برام گذاشت 40تا گونی نصیبم شد

    یک حرفی امروز حدید یاد کرفتم از استاد که گفت صبح بگید خداوندا به تو پنا میارم تنها تو رو میپرستم وتنها از تو یاری میخوام منو هدایت کن براه راست راه اونا که نعمت دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 48 رای:
  10. -
    ایمان متین فر گفته:
    مدت عضویت: 3205 روز

    با سلام و احترام

    توحید عملی قسمت 11

    یعنی سوره 92 قرآن یعنی سوره اللیل:

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ به نام خداوند بخشنده ِ مهربان ( خدایی که قدرتمند ترینِ قدرتمندهاست و در عین حال بخشنده و مهربان است )

    وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَى ﴿1﴾ سوگند به شب چون پرده افکند ( اولین سوگند )

    وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى ﴿2﴾ و سوگند به روز چون روشن شود ( دومین سوگند )

    وَمَا خَلَقَ الذَّکَرَ وَالْأُنْثَى ﴿3﴾ و سوگند به آنکه نر و ماده را آفرید ( سومین سوگند )

    کی داره این قسم ها رو می خوره؟

    همون که قدرتمندترین ، قدرتمندهاست.

    یعنی ما دیگه قدرتی رو دستش نداریم و صاحب مطلق قدرت ِ .

    إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّى ﴿4﴾ قطعا” که تلاش شما پراکنده است ( فقط تمرکز میتونه روی یک موضوع باشه نه چندین موضوع )

    فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى ﴿5﴾ اما کسی که انفاق کرد و پرهیزکاری پیشه ساخت ( بخشش و کنترل ذهن )

    وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى ﴿6﴾ و نیکوتر را تصدیق کرد ( با پرورش باورهای درست تر به مسیرهای بهتر هدایت شود)

    فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى ﴿7﴾ ما او را در مسیر آسانی قرار می‏دهیم ( آسان میشوی برای آسانی ها )

    وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى ﴿8﴾ اما هر کس بخل ورزید و خود را از خدا بی نیاز دانست. ( مغرور شد ، من من کرد و هدایت خدا رو نخواست )

    وَکَذَّبَ بِالْحُسْنَى ﴿9﴾ و نیکوتر را به دروغ گرفت ( باورهای درست که در اون لحظه بهترین راهکارش بود باور نکرد)

    فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى ﴿10﴾ ما به زودی او را در مسیر دشواری قرار می‏دهیم. ( دشوار میشوی برای دشواری ها )

    ومَا یُغْنِی عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى ﴿11﴾ و چون به هلاکت افتد مالش به کار او نیاید ( هیچی کارساز نیست برات حتی پول ، دارای و اعتبار )

    إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَى ﴿12﴾ بی تردید هدایت کردن بر عهده ماست ( خدا هدایت رو وظیفه خودش دونسته )

    داستان بخشش شاه و نبخشیدن شاهغلی ( شاه که خداست داره هر لحظه می بخشه و ما شاهغلی هستیم که ببخشش رو رد می کنیم )

    وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَهَ وَالْأُولَى ﴿13﴾ و به یقین دنیا و آخرت در سیطره مالکیّت ماست.( اعتبار دادن همه اموال و دارایی ها بخدا)

    فَأَنْذَرْتُکُمْ نَارًا تَلَظَّى ﴿14﴾ و من شما را از آتشی که زبانه می‏کشد بیم می‏دهم.( اهرم رنج و لذت این اهرم سنگین تره آتش زبانه دار)

    لَا یَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى ﴿15﴾ که جز شقی‌ترین خلق هیچ کس در آن آتش در نیفتد ( بازم بخشش و مهربانی خدا نه همه بلکه افرادی که پست ترین خلق هستن )

    الَّذِی کَذَّبَ وَتَوَلَّى ﴿16﴾ همان که تکذیب کرد و روی برتافت ( همونا که مهر بر قلب هاشون گذاشته شده )

    وَسَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى ﴿17﴾ و اهل تقوا را از آن آتش دور سازند. ( کساییکه کنترل نفس و کنترل ذهن دارن )

    الَّذِی یُؤْتِی مَالَهُ یَتَزَکَّى ﴿18﴾ همان کس که مال خود را می‏بخشد تا تزکیه نفس ‍ کند. ( چقدر بخشش بنده در بالا اومدن مدار موفقیت و ثروت اهمیت داره)

    وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَهٍ تُجْزَى ﴿19﴾ و بر او منت از نعمت کسى نیست که باید جزایش را بدهد ( تو نیکی می کنه و در دجله انداز مابقی هم نداره ) دنبال “که ایزد در بیابانت دهد باز” باشی حالت خرابِ و طبق قانون حال بد = اتفاقات بد پس معادله رو خراب نکن

    إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى ﴿20﴾ بلکه تنها هدفش جلب رضای خداوند رب است.( سعی کنیم تمام کارهامون برای رضایت قلب خودمون باشه چون خدا تو قلبمونِ

    و شنوا و بیناست متوجه میشه)

    وَلَسَوْفَ یَرْضَى ﴿21﴾ و قطعا بزودى راضی خواهد شد

    من الله توفیق !

    خدایا چندوقتِ من رو به طُرق مختلف هدایت می کنی برم از اول ، قدم ها رو کار کنم و من زورم به مقاومت ذهنم نمیرسه خودت یاری ام کن زمان و انرژی لازم برای کار کردن روی قدم ها رو پیدا کنم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 61 رای:
    • -
      محمدرضا روحی گفته:
      مدت عضویت: 1369 روز

      به نام هدایت الله

      سلام به برادرم ایمان جان دوست توحیدی وارزشمند سایت

      ازشما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این کامنت عالی و خوبی که نوشتی و رده پای خوبی رو بجا گذاشتید

      کامنت شما سرشار از انرژی وآگاهی خوب بود که می‌شود خدا را بهتر وبیشتر حس کردکلمات قرآنی خوبی رو با اون قلم زیبا برای ما یاد آوری کردید

      امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین روزها و لحظه‌ها را براتون آرزومندم

      در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: