توحید عملی | قسمت ۲ - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1234 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نسرین سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2728 روز

    به نام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم

    با سلام خدمت استاد عزیزم

    خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار

    پیام های این فایل توحیدی برای من که دوست دارم تکرارشون کنم برای یادآوری به خودم بعد از اینکه بارها و بارها نکته برداری کردم :

    1. روی آدم ها حساب نکنم ، بهشون احترام بزرام ازشون تشکر کنم بابت کارهایی که برام انجام میدن اما بهشون وابسته نشم

    2. خداوند از طریق دستانش که همون بندگانش هستن کارهای من رو انجام میده

    3. وقتی که من دارم روی افراد حساب میکنم یعنی دارم شرک میورزم

    4. ما با آدم ها در ارتباط هستیم چون انسانیم و در جامعه ی انسانی زندگی میکنیم اما درون ما مشخص میکنه که داریم روی چی حساب می کنیم

    5. اگر من به خدا توکل داشته باشم وقتی کسی درخواست من رو رد میکنه بهم نمیریزم چون قراره از طریق دیگه ای به خواستم برسم

    6. وقتی به جای خداوند به کسی یا چیزی تکیه میکنم از همون بد جوری ضربه می خورم

    7. وقتی من روی خدا تکیه میکنم درها برام باز میشه و قلب ها برامون نرم میشه

    8.افکار و باورهای من داره اتفاقات رو رقم میزنه نه شانس

    9. وقتی من روی خدا تکیه میکنم کارها خوب پیش میره

    10.یادم باشه روی مردم حساب نکنم روی ودم هم حساب نکنم و فقط روی خدا حساب کنم

    11. ایمان به قلبه نه به کلام

    12. به اندازه ای که خدا رو باور داشته باشم به همون اندازه نعمت ها رو دریافت میکنم

    13. شرک چیزی جز ترس و غم نیست

    14. ارمغان توحید عملی آرامشه

    سپاسگزارم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1406 روز

    سلام بر استاد مهربان

    سلام بر دوستان خوب خودم

    توحید عملی امروز فایل روزشمار تحول زندگی من بود

    چقدر عالی که این روزشمار برای من آمد

    خیلی اوقات یادم می رود و فراموش می کنم و قدرت را به دست دیگران می دهم

    از دیگران کمک می خواهم و چشمم منتظر دست های دیگران است

    چقدر صحبت های استاد عالی است هم به من آرامش می دهد و هم موضوعاتی را برای من روشن می کند که واقعا تا بحال از این دید و منظر به آن نگاه نکرده بودم

    این را باید بدانم و در ذهن خودم به این باور برسم که هر وقت قدرت را به دست دیگران بدهم و از دیگران کمک بخواهم و چشم انتظار دست های دیگران باشم و در ذهن خودم فرد دیگری را دارای قدرت بدانم آنوقت من رنگ خداوند را در درون خودم کمرنگ کرده ام و این کار برای من دردسر و اضطراب و رنج و فکر را در بر خواهد داشت

    ولی برعکس آن اگر قدرت را در ذهن خودم به خدای خودم بدهم و از او کمک بخواهم جز آرامش و حال خوبی هیچ چیز دیگر نصیب من نخواهد شد

    حالم همیشه خوب است و کارهایم به خوبی و آسانی انجام خواهد شد

    براحتی همه کارهای من انجام خواهد شد

    دست به هر کاری و هر هدفی بزنم آن کار و آن هدف بخوبی و سادگی به اتمام خواهد شد

    اینگونه عمل کنم جز آرامش و حال خوبی هیچ چیز دیگری برای من در بر نخواهد داشت و این توحید عملی واقعی است

    این ایمان به خدای مهربان داشتن است و از او کمک خواستن است

    شرک همان است که من در ذهن خودم دیگری را قدرتمند بدانم و در ذهن خودم اینگونه تصور کنم که فقط او است که

    می تواند کار من را انجام بدهد

    اگر او کار من را انجام ندهد من بدبخت می شوم

    این خود شرک است

    باید یاد بگیرم که با انسانهای دیگر مراوده داشته باشم ولی قدرت را به خدای خودم نسبت بدهم و در دل خودم ایمانم را به او نشان بدهم و از همه مهمتر اینکه دیگران را دستهای خدای مهربان بدانم که در حال کمک کردن به من هستند

    صحبت های استاد واقعا برای من حکم طلا را دارند که عمل کردن به آنها بسیاری از تنش های کاری من را حل می کند

    بسیاری از حال بدی ها و گرفتاری های من را برطرف می کند

    تنها روی خدای مردم حساب باز کنم

    سپاس از خدای قدرتمند خودم

    سپاس از خدای بهترین ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 650 روز

    سلام و صد سلام به استاد توحیدی خودم و عزیز دلشون و صد البته همراه و همرازشون مریم جان شایسته.

    و سلام به دوستان عزیز و توحیدی خودم.

    اخ نمیدونید چه حالی میده،مسیر برگشت از سر کار با مترو 40 دقیقه باشه و تو بتونی تو این مدت راااااااحت و بی دغدغه هر وقت دوست داشتی صدای دلنشین استاد رو گوش بدی،کامت بخونی،کامنت بدی…اونم توی متروی خننننننک.

    چون اولین ایستگاه سوار میشم،صندلی نشستن هم همیشه گیرم میاد(اینو مترو سوارا خوب درک میکنن خخخ)

    خودمونیما

    اینم خودش شد نوعی توجه به نکات مثبتا.

    به جای غر زدن از طولانی بودن مسیر رفت و برگشت(40 دقیقه رفت 40 دقیقه برگشت.اونم فقط قسمت متروش!

    قسمت تاکسی سواری رو حساب نکردم خخخ)

    خدا رو شاکرم که به من نعمت خوندن کامنتهای شما عزیزای دل رو داده.

    گفتم نعمت.

    واقعا اشنایی با استاد و هدایت به سایت و علاقه مندی شدید به محتوای سایت و خوندن کامنت شما دوستان توحیدی نعمت خیلی بزرگیه.

    استاد خیلی وقته دارن فعالیت میکنن ولی من دو ماهی میشه که وارد سایت شدم.

    و بعضی وقتا که کامنت بچه ها رو میبینم که برای چندین سال پیشه،با خودم میگم یا خود خدا.چطور استاد بوده و من از شناختش ناتوان بودم؟؟؟

    وقتی فکر میکنم میبینم که حتما اون موقع وقتش نبوده.

    و الان بهترین موقعس.

    حتما حتما حتما الان مدارم خیلی تغییر کرده که در مدار اشنایی با استاد و مریم جان قرار گرفتم.

    و باز هم خدا رو شاکرم.

    ===========×××××××××==============

    استاد گفتید امیدمون فقط خدا باشه.

    فقط روی اون حساب باز کنیم.

    فقط از خودش بخوایم.

    استاد راس میگید.

    من خیلی رفتارا،خیلی ترسها رو داشتم و دارم و همش از بی ایمانی بوده.

    حالا دیگه حتی از مرگ هم نمیترسم.

    دیگه از بی پولی نمیترسم.

    دیگه از اینده بچه هام نگران نیستم.

    از اینده خودم نگران نیستم.

    از اینکه بیمه نیستم نگران نیستم.

    اخه خدا‌ رو پیدا کردممممممممم.

    و استاد شما شدی دستی از دستان خدا برای شناخت خود خوددددددش.

    نمیدونید چققققققدرررررر خوشحالم.

    استاد چقد خدا خوبه.

    استاد تماما عشقه.

    استاد چند وقت پیش یه تضاد خورده بودم حالم بسیار نامساعد بود.

    زدم نشانه روزانه.

    معرفی دوره 12 قدم اومد.

    قسمت متن قبل از فایل رو خوندم.

    استاد همونجا در مورد درخواست از خدا توضیحاتی داده بودید.

    همون لحظه که داشتم متن رو میخوندم،خواستم رو خواستم از خودش.

    فرداش داد!!!!!!

    گفتم خدایا تو میتونی.

    من نمیدونم چطوری.

    تو میدونی.

    خودت درستش کن.

    و خودش درستش کرد.

    استاد وقتی وارد سایت میشی،با خوندن کامنتا یواش یواش حتی میتونی عادات نادرستت هم پیدا کنی!

    استاد من هر روز توی دفتر کارم،بخش اعظمی از وقتم رو با تلفن و با حرفهای بیهوده هدر میدادم.

    یعنی تقریبا روزی نزدیک به حداقل 4 بار با خانواده تماس داشتم.و وابستگی ایجاد شده بود.

    طوری که اگه یه روز صدای مادر و خواهرهام رو نمیشنیدم،روزم شب نمیشد.

    انگار یه چی کم داشتم.

    مثه ادمای معتاد.

    الان به لطف خدا چند روزیه به روزی 0 تا 1 بار رسوندمش.

    و البته بگما‌ شیطان هم این وسط بیکار ننشسته ها!

    همش منو وسوسه میکنه بیام زنگ بزنم.

    و دوباره وابستشون بشم.خخخ

    از هر دری گفتم استاد.

    هنوز نمیتونم تمرکز کنم روی یه موضوع واحد.

    که اینم به لطف الله درست میشه.

    بلاخره باید سیر تکاملیش رو طی کنه دیگه.

    راستی ما الان دوسال و یک ماهه که اومدیم شیراز.

    دیشب با همسر و بچه هام رفتیم پارک ازادی‌.

    پارک خیلی بزرگیه و عجیبه که توی این دو سال اصلا نرفته بودیم یعنی اصلا هدایت نشده بودیم به اونجا و من با دیدن سفر به دور امریگا و توجه به زیبایی ها روز به روز دارم به مکان های زیبا و سرسبز تفریحی و دیدن رودخانه ها هدایت میشم.

    خیلی جالبه.

    تازگیها هم تصمیم‌گرفتیم یه چادر مسافرتی بخریم بریم با همسر و پسرهام تو دشت و دمن چادر بزنیم!!!! و بتونیم شب بمونیم.

    این هم نتیجه کانون توجه.

    مواظب کانون توجهتون باشید.

    خدای من چقدررررر از هر دری گفتم.

    حرفام تموم نشد ولی به مقصد رسیدم.

    فعلا همتون‌ رو به رب یکتا میسپارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2842 روز

    به نام خدای مهربان

    درود و احترام

    روز 34/ توحید عملی | قسمت 2

    یک خانمی رو میشناسم این به من گفتش که فلانی به من وعده داده من رو رییس و اینا کنه،، منم بهش گفتم ببین حواست باشه روی حرفشون حساب باز نکنیا و اون خانم گوش به حرفم نداد .. و روی حرف و وعده وعدی هایی که بهش داده شده بود حساب باز کرد و چسبید به اون ادمه که بهش وعده داده بود و بعدش از همون ادم چنان ضربه خورد و موقعیت کاریش رو از دست داد و کلس داستان براش درست شد.. بعدش اون خانم اومد به من گفت ،، کاش به حرفت گوش داده بودم !!!

    چند وقت پیش یکی اومد به من گفت،، من میام میرم چند جا سفارشت میکنم پیش رفیق میفیقام ،، منم بهش گفتم دستت درد نکنه و بعدش دیگه اصلا پیگیر نشدم اون ادم چیکار کرده !! و اصلا از این کارا خوشم نمیاد ..

    یکی دیگه تهدیدم کرد اگه با ما نباشی تنهات میذاریم ،، منم پیش خودم گفتم خب تنها بذار ،، فکر کردی اگر تو نباشی من نمیتونم به خواسته هام برسم ؟؟!!

    اگر تا الان هر‌موفقیتی کسب کردم خب خدای من به من کمک کرده دیگه !!!

    هر جا بر خدا تومل کردم همیسه هوام رو داشته .. مخصوصا موقع سفر کردن ،، همیسه اول سفر میگم خدایا توکل بر تو و همیشه هوام رو داشته..

    بنابراین من نیازی ندارم به ادما بچسبم تا اونا منو بکشن بالا ،، بلکه خدای من منو میشکه بالا اگر من با قانونش هماهنگ بشم ..

    خب اینم از رد پای من از روز 34 ،، خدایا کمکم کن تا گام ها رو تا انتها بردارم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    فری گفته:
    مدت عضویت: 1517 روز

    بنام خدای مهربان

    خدای وهاب و خدای بزرگ

    خدایی که صاحب آسمان و زمینه

    خدایی ک حال دلم بینهایت باهاش خوبه

    خدای باران

    خدای بهار خدای پاییز و خدای تابستان و زمستان

    خدای زیبایی های جهان

    خدای ثروتهای بینهایت

    پروردگارا پروردگارا پروردگارا

    ای رب من

    در این لحظه حال تو این شرایطی ک هستم بخاطر کدام یکی از نعمت هایی ک در زندگیم قرار دادی شکرت رو بجا بیارم؟

    اینقدر دراین لحظه عاجز بودنم رو میفهمم که فقط ازت میخام کمکم کنی شکرگزار تر باشم

    ای پروردگار من قدرتمند توانا و شگفت انگیز

    ازینکه بهت ایمان دارم به خودم افتخار میکنم

    ازینکه مسیر زندگی منو به این سمت اورد ازت سپاسگزارم

    ازینکه تورو میپرستم و با تمام وجود بهت اعتماد دارم به خودم افتخار میکنم

    ازینکه سکان زندگیم رو به تو دادم به خودم افتخار میکن

    آره من فهمیدم ک هیچی نیستم من فهمیدم ک من نمیتونم

    و تویی ک تو تک تک لحظات زندگیم دستم رو گرفتی و منو تا اینجا اوردی

    کدومشو من انجام دادم؟

    تو بگو خدایا تو بگو

    مگه غیر از این بود ک هرجا که خاستم خودم مساعلمو حل کنم گندی بالا اوردم که دست به دامنت شدم ک خدایا توروخدا نجاتم بده

    غیر از اینه ک من هرچی تو زندگیم دارم و به هرجایی رسیدم تنها به خاطر لطف بینهایت تو بوده؟

    خدایااااااااا

    منننننننن بهتتتتتتت اعتماد دارممممممم

    به اشکایی ک چشمامو خیس میکنه قسم

    به بغض توی گلوم قسم ک با تک تک وجودم با تمام وجودم فهمیدم من هیچکاری نمیتونم انجام بدم

    من باید ایمان داشته باشم و ایمان داشتن به تو یعنی ارامش داشتن

    یعنی حال خوب

    یعنی اعتماد به اینکه من میدونم این شرایط تغییر میکنه و همه چی درست میشه

    به ای هوای ابری قسم به این صدای دلنشین رعد و برق و صدای درختان ک باد داره تکونشون میده قسم من حالم خیلییی خوبه

    اینقدر خوبه ک تواین همه مدت ک روی خودم کار میکردم اینقدر دربلند مدت احساس خوب نداشنم

    اینقدر حالم خوبه و اعتماد دارم بهت ک مسیرم رو داری میچینی که خودم رو اماده کردم برای تغییرات

    من اماده و منتظر با احساس خوب و حس امید فراوان به اینکه تو درحال انجام‌کار های منی

    خدای چیه؟

    خدا یه انرژیه که همه چیو در بر گرفته خدا یه نوره خدا یه حسه

    نمیشه توضیح داد خدا چیه چون خدا همه چیه

    چقدر درکم نسبت به خدا بالا رفته

    خدا همه چیه همه چیییییییییی

    پس بنابراین فقط به خودش پناه میبرم و فقط از خودش کمک میخام

    من ناامید نمیشم من امیدوارم که خدا برام کارا رو ردیف میکنه و همه چیو درست میکنه

    من ایمان دارم که خدای من همه کارهارو انجام میده برام

    من به خداوند اعتماد و ایمان دارم.

    خدایا تنها تویی ک از دلم اگاهی و میدونی حالم و شرایطم رو

    خدایا عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    سیده سعیده موسوی گفته:
    مدت عضویت: 685 روز

    به نام قادر مطلق

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان عزیزم

    خدایا شکرت که همیشه تکیه و توکلم به خدا بوده و هست نمی دانم شاید هم یه وقت شده ناخواسته شرکی در درونم بوده

    خدایا کمک کن من روی تو فقط حساب کنم

    کاری رو شروع کردم با تکیه به خدای مهربان

    و

    خدا شاهده خدا راه هایی را برام باز کرده که خودم در حیرت بودم.

    از بچگی روی خودم و خدای خودم حساب کرده بودم

    اما خدایی که الان شناختمش فرق می کنه با خدای

    قبلی در ذهنم

    که قبلاً فکر می کردم خدا برام نخواسته

    یا به سلاحم هست یا نیست

    یا که بعضی وقتا روم نمیشد خواسته های خودم رو ازش بخوام .

    ولی الان فهمیدم خدای من منو خالق زندگیم قرار داده و به من اجازه داده بهترین ها رو داشته باشم

    من روی کسی حساب کردم که هیچ وقت پشتم رو خالی نمیکنه

    همیشه حمایتم می کنه

    راه رو برام هموار می‌کنه

    هوامو داره

    دستم رو به بهترین شکل ممکن می‌گیره

    با خدا باش و پادشاهی کن

    بی خدا باش و هر چه خواهی کن

    در پناه نور و عشق خدا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3020 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان

    خدایا هر چه دارم از آن توست و تو به من دادی .

    خدایا تنها تورا می پرستم و تنها از تو

    هدایت میخوام .

    مرا هدایت کن به راه راست

    راه کسانی که به آنها نعمت دادی.

    سلام

    توحید و یکتا پرستی اصل زندگی منه.

    وقتی فهمیدم ترمز ذهنی من در زمینه ثروت ، شرک و بی ایمانیه ، شروع کردم به درست کردن اهرم رنج و لذت .

    یک دفتر زیبا برداشتم و اهرم و رنج لذت در رابطه با شرک و توحید نوشتم .

    از خداوند هدایت خواستم که خدایا تو بگو من بنویسم.

    من یک لیست طولانی از اهرم رنج و لذت نوشتم .

    شروع کردم به تمرین کردن .

    الان یه وقتهایی احساس میکنم باید دوباره بیام این تمرین با خودم مرور کنم .

    چون بعضی وقتها یه افکاری از ذهنم عبور میکنه که از شرک میاد . متوجه میشم هنوز یه جاهایی دارم روی یه چیزهایی حساب میکنم .

    مثلا روی خوونه / روی ماشینم/ روی طلاها

    روی دلارهایی که دارم .

    چطوری؟

    به جای اینکه بیام پول بسازم برای خواسته جدیدم ، میام روی فروش چیزی که دارم حساب میکنم.

    خدا راشکر فقط در غالب یه فکر ظاهر میشه و به مرحله عمل ( فروش ) نمیرسه ، ولی من باید طوری روی ذهنم کار کنم که حتی فکرش هم نکنم .

    حالا که متوجه این ایراد ذهنی شدم ، باید بیشتر روی اهرم رنج و لذت کار کنم تا افکار شرک آلود را ریشه ای نابود کنم .

    خدایا شکرت که هدایتم کردی برای نوشتن کامنت و پیدا کردن ترمز ذهنی .

    به امید دیدار استاد عباس منش در بهترین زمان و بهترین مکان

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      احمدرضا هودرجی گفته:
      مدت عضویت: 3856 روز

      سلام

      فکر نمیکردم چشم دوختن به داشته ها شرک هست

      اینکه من خونه دارم یا زمین دارم یا اینکه امیدم به کسب و کارم باشه یا به مشتریهام

      باید بتونم خودم را از وابستگی به داشته هام رها کنم

      در مورد فرزندان و همسرم تا حدی تونستم وابستگی نداشته باشم و روشون حساب نکنم و رشد و موفقیتشون زیاد خوشحالم نمیکنه و شکستشون هم زیاد ناراحتم نمیکنه چون روی اونا حساب باز نکردم که دنبال این باشم که بگم بچه من به فلان جا رسیده یا فلان مدرک را داره یا فلان سمت را داره

      من هستم و خدا و فقط خودم هستم که میتونم افکارم را تغییر بدم و در نتیجه زندگیم را تغییر بدم من روی چیزی که تغییر آن از دست من خارجه حساب نمیکنم من فقط روی باورهای خودم حساب میکنم و روی خدایی که قدرت خلق زندگیم را به باورهام داده

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    حسن صاحبی گفته:
    مدت عضویت: 1145 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم وخانوم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی

    واقعا بارها تو زندگی ام این اتفاق افتاده که هر زمان روی دیگران حساب کردم از همون شخص که روش حساب کردم ناامید شدم

    یادمه سال 91 که سرباز بودم یه سرباز که همشهری خودم بود و تازه اومده بود پادگان ما و آشپزی می‌کرد من برای اینکه از آشپزخانه پادگان بهم خوراکی بده اینقدر روش حساب کردم که آخر سر هم از اون فرد ناامید شدم خوراکی هم دیگه بهم نمی‌داد

    و بعد از اون هم هر وقت روی هر کسی حساب کردم از دوست و آشنا و برادر کلا ناامید شدم و بدتر خودم به خاطر شرک از خواسته ام دور شدم

    خدایا شکرت که هدایت ام کردی تا بدونم فقط باید روی خودت حساب کنم نه روی هیچ کس دیگری

    ما باید به انسانها هر کسی میخواد باشه به همه احترام بذاریم و ازشون تشکر کنیم ولی اعتبار اصلی و به خدا بدیم که همه‌ی ما انسانها دستان خدا هستیم

    پروردگارا بذرهای ایمان و توکل و توحید و یکتاپرستی و در قلب و ذهن ما جاری کن و آنها را رشد بده و تبدیل به درختی تنومند کن ودر دنیا و آخرت ما را به رستگاری و سعادت و خوشبخت و ثروتمند کن

    خدایا ما را به راه راست هدایت کن راه آنهایی که به آنها نعمت داده ای ونه راه آنهایی که به آنها غضب کرده ای ونه گمراهان

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند و یکتاپرست باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    مهری گفته:
    مدت عضویت: 887 روز

    سلام

    استاد عزیزم ودوستان

    زمانی که مجرد بودم و زندگی روم فشار می‌آورد با خودم میگفتم مثل بیشتر دخترها که یه نفر قدرتمند و ثروتمند و … میاد و منو به آرزوهام میرسونه چقدر شرک داشتم که شخص رو قدرتمند تر از خداوند می‌دانستم

    بعد ازدواج که فهمیدم نه تنها همسر من بلکه هیچ مردی اون قدر کامل نیست یکم ناامید شدم و گفتم فقط خودم تمام آرزوهامو ایجاد میکنم و شروع کردم به قول استاد به زور زدن اینجام هم شرک داشتم چون خداوند و در زندگی ندیدم و وقتی اتفاق بدی می‌افتاد خودم سرزنش میکردم فشار بیشتر ونگرانی های بیشتر و کلی احساسات مخرب دیگر

    تا اینکه عصو سایت شدم و با استاد آشنا شدم خداوند وارد زندگی من شد و زندگی چقدر آسان و راحت شد وقتی میشد خوشحال میشدم و شکر گزاری میکردم و وقتی نمیشد نگران و ناامید نمی‌شدم میدونستم که خداوند از مسیری بهتر هدایتم خواهد کرد

    خلاصه فهمیدم هر چه توحید من بیشتر بشه و خدارو بیشتر در تمام لحظه هام درک کنم و ارتباط برقرار کنم تو تمام زمینه ی زندگی از کاری ،عاطفی ،مالی،تا شخصیتم موقتی و توانمندتر و آرام‌تر و شادتر خواهم بود

    منون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    محسن مقدم گفته:
    مدت عضویت: 3962 روز

    درود بر شما که در مورد اصلی ترین مبحث صحبت کردید . و محیطی فراهم کردید که بقیه هم در این خصوص بنویسند

    در بین ما مثلی هست میگه خداوند حق خودش رو میبخشه ولی حق الناس رو نه –

    که به نظر من اشتباه است خداوند حق خودش رو نمیبخشه – حق خداوند پرستش خودش هست و اینکه غیر خدا رو نپرستیم که همون شرک است و تنها گناهی که خداوند نمیبخشد شرک است که در قران به وضوح این موضوع را متذکر شده اند.

    توکل بر هر چیزی و کسی غیر از خدا شرک محسوب میشه.

    وقتی بلند میشی و دستت رو به زانو میگیری و میگی یا علی

    وقتی چند نفر میخوایم چیز سنگینی بلند کنیم و میگیم یا علی- به جای یا خدا یا یا الله

    زنی که بچه دار نمیشه و برای درمون به بابوس امام رضا میره به جای به پابوس رفتن خدا ؛ چقدر زیاد میشنوم مردم میگن ما هر چی رو داریم از امام رضا داریم و اشک تو چشم هاشون جاری میشه

    وقتی سفره ابوالفضل میندازیم به جای اطعام کردن برای خدا

    وقتی در مراسم مدح مداحانی که به جای مدح خدا مدح غیر خدا رو میگویند سینه میزنیم.خیلی دلم میخواد ببینم این مداح ها بلدن مدح خدا رو هم بگن به همین قشنگی که مدح غیر رو میکنن . دلم میخواد ثروت زیادی داشته باشم و مراسمی بگیرم و بگم بیشترین پول رو به مداحی میدم که مدح خدا رو بگه فقط خدا

    یا یک خیمه بزنم کنار خیابون غیر ایام محرم و به نام خدا و برای او به مردم نذری بدم نه به نام حسین راستی دعای عرفه حسین رو خوندید تعجب نمیکنید که چرا اصلا به علی امام قبل خودش و پیامبر توسل نکرده برای نزدیک شدن به خدا یا برای رفع گرفتاریهاش متوسل نشده.یا چرا علی در دعای کمیل توسل نجسته از پیامبر که معلمش بوده و مقامی بس بالا داشته در نزد خدا.

    اینها مصداق های بارز و اشکاری است که در اطرافمون میتونیم ببینیم. و مصادیق و نکته های باریکش رو که اقای عباسمنش گفتن.

    من هم یادم میاد که وقتی میخواستم برم سربازی اغلب دنبال یه پارتی بودن که جای خوب بیفتن و من بدون توجه به اینها و پارتی پیدا کردن رفتم که در محیط بسیار خوبی خدمت کردم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: