توحید عملی | قسمت ۲ - صفحه 66 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1234 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    افسون کماری گفته:
    مدت عضویت: 3043 روز

    سلام و خداقووووت بازم به این خانوادم عاشقتونم که

    چه قدر این مسیر عالی چه قدر راحت میشه به خواسته رسید

    ممنونم از خدای خودم که ابن راه رو بهم نشون داد که با شماها طی کنم و ناامید نشم و خسته نشم

    من به خودم تعهد دادم هرروز رد پایی از خودم به جا بزارم و خداروشکر امروزم زنده بودمو رد پای ۳۴ روز از سفرو دارم میزارم

    چه قدر به خدا دور بودم چه قدر از خدا میترسیدم چه قدر از ادم ها ترس داشتم چه قدر زندگی بدی داشتم چه قدر احساس پوچی میکردم و بی ارزشی ولی خداروشکر که خداروپیدا کردم تازه ی صدم درصد درکش کردم تازه مونده عاشقی کردن برای خدا و درهای که قرار باز بشه من به دستان خدا خیره شدم و از اون معجزه رو میخوام ادم های که باهاشون ارتباط دارم اوایل خیلی ترس داشتم ازشون اما الان جوری دیگه ای باهاشون حرف میزنم و جور دیگه ای شدن هروقت ی رابطه رو تموم میکردم چه قدر اشک و گربه میکردم که چرا من چرا من نمیتونم مثل بقیه باشم ولی بعدش تازه داستانو فهمیدم الان باورتون نمیشه عشقای که چندین سال بود تموم شده بود خودشون برگشتن و منم گفتم لیاقت داشتن شمارو ندارم و دیگه دوست ندارم ادم های که قبلا تو زندگیم بودن باشن اگه اونا موندنی بودن میموندن همیشه پدرم میگه گذشته اگه خوب بود نمیگذشت رها کردم همه چیزو عجیب چسبیدم به خدا به کسی که من روی خودمم حساب نمیکنم چه برسه ادم ها خداروشکر میکنم وارد این راه شدم چند دقیقه اخر این کلیپ عمیق ادمو از وجود خدا پر میکنهههههه و چه قدر قبلا ماها شرک داشتیم اه حالم از قبل خودم بهم میخوره البته الانم شاید ندونسته بازم شرک به خدا میگیریم اما تمام تلاشمو دارم میکنم به خدایی که نور ایمان و رسیدن به هرچیزی رو درک کنم و بهش نزدبک تر بشم تنها تورو میپرستم و تنها از تو یاری میمویم خدا همه ی ماهارو به راه راست هدایت کنه و امیدوارم همگی ما تو این سفر همسفرای توبی باشیم و نخوایم پیاده بشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3583 روز

    سلام استاد گرامی و خانم شایسته عزیزم

    بازم می گویم منظره پشت سر شما معرکه است یعنی از این زیباتر مگر میشود؟ عالی است عالی

    فقط خدا فقط خدا فقط خدا ، وقتی خدا هست احتیاج به هیچ عهدی نیست خدا جونم عاشقتم.

    گواهى مى دهم که خدایى نیست جز خداى یکتا، آغاز اوست که پبش از او چیزی نیست، و پایان همه اوست که بی نهایت است ،پندارها براى او صفتى نمى توانند فراهم آورند و عقل ها از درک کیفیت او درمانده اند.(خطبه85 نهج البلاغه)

    چقد راین کلمات در گفتار شما برایم عالی تر بود: از تغییر آدمها وقتی رویشان حساب می کنی؛ دقیقا درست می فرمایید چقدر روی شریکم حساب کرده بودم و چقدر اشتباه کردم و خدا چنان حالی به من داد که دیگر یادم نرود. این روزها روزهایی که خدایم را خیلی بهتر از قبل شناختم و خیلی کارها را که توسط بندگان انجام میشد را از خودم دور کردم و واقعا توکل کردم به خدا و خداوندمهربانم هم جوابم را خواهد داد. توکلم را بخدا کرده ام اگر نشد یعنی بایدصبر کنم.

    هوای من هوای خدایی است و فقط روی خدای خود حساب می کنم اگر می خواهم طبق قانون باشم بایداین طور باشم پس بدون برو برگرد همین کار را می کنم اگر حتی شیطان مانع باشد شیطان را می اندازم کنار و به کارم ادامه می دهم.

    سرپرست من وکیل من مشاور من یار و یاور من فقط خداست

    انگار اول باید سرم بیاد بعد حرفهای شما را بفهمم ، من باید اول حرفهای شما را بیشتر و بیشتر درک کنم و چیزی سرم نیاید، مثل اینکه وقتی روی کسی حساب می کنی همان به ضررت می شود؛ این شرک واقعا خفی است اصلا دیده نمی شود و اصلا خودم فکر نمی کردم که دارم شرک می ورزم با این فایل به خودم آمدم و فهمیدم خدا چه طوری حالیم کرده و برای چی بوده است .

    وَ ما یؤْمِنُ أَکثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِکونَ.

    این دعای من است برای دیگران ، خدایا اطرافیانم را چنان غرق در شادی و سلامتی و خوشی کن که سرگرم زندگی خود باشند و برای من تو کافی هستی.

    در پناه خدای ایمن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    ملیحه گفته:
    مدت عضویت: 2703 روز

    سلام به خانواده خوبم و استاد عزیزم

    چندین بار این فایل را گوش دادم وچند تجربه دارم که دوست دارم با شما درمیون بزارم

    اول اینکه دکترها به من گفتن نازا هستی وخدا به من فرزند داد دکترها گفتن فرزندت مشکل داره وباید سقط بشه ولی من با توکل به خداوند در ان سن خیلی کم فرزندم را بدنیا اوردم وسالم وفوق العاده باهوش که الان کلاس نهم هست فرزند دومم هم سالم والان چهار سالشه اینم فوق العاده باهوش میخوام این بگم اون موقع ها با استاد عباسمنش آشنا نبودم فقط چیزی در دلم میگفت بچه هات سالم هستن و او خدای درونم بود

    بعدیش این که چند ساله تو یه زندگی وحشتناک بودم و دوساله متوجه شدم با همچین زندگی وآدمی هم فرکانس بودم وباید مدارم رو بالا ببرم من چندین ماه تمرین کردم شوهرم من را از خونه انداخت بیرون با کلی کتک کاری بعد از سه ماه باز برگشتم چون همش میگفتم دوستش دارم خلاصه چند ماه بود سکوت کردم وهمه چی رو به خدا دادم تا خدای مهربانم این فایل زیبارو برام فرستاد چندین مرتبه گوش دادم وکل زندگیم رو بهش سپردم به گوش شوهرم رساندم که طلاق میخوام وبا گوش دادن فایلها استاد یاد گرفته بودم که اگر به راحتی همه چی پیش بره یعنی باید جدابشم وخیلی راحتراز چیزی که فکرش رو بکنم شوهرم وکالت طلاق و وکالت بچه ها رو به من داد ورفت تازه خیلی هم خوشحال بود شرطش هم ابن بود که اگر وکالت داد باید اقدام کنم نه اینکه بزارم بمونه منم رفتم دنبال کارهای طلاق وخداهم پیش قدم میکردم گفتن باید وکیل بگیرم وگرنه نمیشه رفتم دنبال وکیل

    وکیله گفت آیند تو بچه هات چی میشه حالا میخوای چکار کنی گفتم خدا بزرگه خندید گفت خدا اون بالا نشسته تو میخوای چکار کنی یادم به حرفهای استاد افتاد باز هم گفتم خدا بزرگه

    گفت خوب الان یک میلیون ونیم بایدبه من بدی گفتم الان ندارم ولی حتما کار میکنم بهتون میدم همونی که ازم خندید شد دست خدا وگفت بدون هیچ چیز کار هاتو میکنم حتی گفت از ثبت اسناد که چهار صدو پنجاه میگیره ودادگاه که دویست تومن میگیره برات تخفیف میگیرم و من تو دلم خندیدم گفتم خودت شدی نیروی غیب خدا

    دیگه دیروز بود که باید دویست وپنجاه میدادم کرایه خونه گفتم به صاحب خونه زنگ بزنم بگم شرایطمه وفعلا بهش ندم یا کمتر بدم باز گفتم ملیحه قرارشده به غیر از خدا به هیچ احدوناسی رو نندازی وسریع پولی که داشتم واریز کردم با وجود خیلی کم وکسریها وباورتون میشه خدای مهربانم یک ساعت بعد صدو پنجاه برام رسوند ویک دوست باهام تماس گرفت که اصلا از شرایطم خبر نداشت پیشنهاد یه کار بهم داد که در هفته پنج روز باشم روزی چهل تومن واین است خدای مهربان من که عاشقانه دوستش دارم

    استاد عزیزم چقد شما در این رابطه زیبا بیان میکنید که به غیراز خدا دل نبندیم

    من هم توکل بر خدای عزیزم کردم وبه پبش میروم ومنتظر روزهای عالی و زیبایش هستم

    دوستتون دارم خیلی زیاد

    شاد وموفق و ثروتمند وسعادتمند در دنیا وآخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    امید غلامی گفته:
    مدت عضویت: 2315 روز

    با سلام خدمت تمامی خانواده و استاد عزیز

    من ۲۶ سال سن دارم و تازه با شما آشنا شدم تا حالا به این سن رسیدم هیچوقت قران نخونده بودم من ویدیو هاتونو دنبال کردم بخاطر اینکه به ثروت برسم و تا اینکه متوجه یه چیزی توی حرفاتون شدم که تاکید خیلی زیادی داشتید که ما حتما قران رو بخونیم منم همیشه یه تنبلی خاصی نسبت به خوندنش داشتم تا اینکه خلاصه امروز که اول هفتست و یه روز خیلی زیبایی هستش شروع کردم به خوندن قران و واقعا حالم از این رو به این رو شدش و از خدای خودم متشکرم که منو وارد این راه کردش اصلا همه چیز برام قشنگ تر شدش حتی احساس میکنم تموم رنگا برام معنای تازه ای پیدا کرده من وسط خوندن دیدم حال خیلی خوبی دارم گفتم منم به نوبه ی خودم یه نظری بدم دوستتون دارم عاشقتونم و براتون اول از همه توحید و بعد خوشبختی سلامتی و ثروت و بی پایان آرزو میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3491 روز

    تمام اتفاقات زندگی ام نتیجه فرکانس هاو باور هایم است.

    وقتی این اصل را کمی باور و انرا می پذیرم

    آگاهانه فرکانس هایم را کنترل میکنم.

    اگاهانه با فرکانس هایم تلاش می کنم خواسته هایم و شرایط دلخواهم را خلق کنم.

    مهمترین رابطه ام زندگی ارتباط با خداوند است و باید

    اگاهانه برای خالص تر شدن تلاش کنم.

    باید و حتما متعهدانه بر اجرای این سبک شخصی فارغ از شرایط بیرونی

    مصمم باشم. اری هر طور به چالش های زندگی چه گذشته و اینده

    نگاه می کنم یقینم بیشتر می شود که توحید عملی راهکاری برای

    همه چیز است.

    حضور هر برکتی در زندگی ام نعمتی است از جانب خداوند و

    اگر هر زمانی به هر دلیل از بین برود برکتی دیگر از خداوند

    وارد زندگی ام می شود.

    در این جهان تنها من هستم و خداوند . دیگرانی وجود ندارند

    دیگران تنها دستی از دستان خداوند هستند.

    پس تنها باید به این نیرو وابسته شد و روی ان حساب کرد

    و به الهاماتش عمل کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مجتبی یعقوبی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2895 روز

    سلام بر استاد عباس منش ارجمند ومریم خانم شایسته عزیز وهمه ی دوستان خوبم

    من محبوبه سادات مهربان هستم که با پروفایل همسرم این کامنت رو برای شما دوستان عزیزم میزارم

    دوست دارم یک موضوعی رو براتون بگم از خودم من یه دوست قدیمی وعزیز دارم که واحد کناری آپارتمانمون زندگی میکنه در تمام شرایط خوب وبد تا به حال کنار هم بودیم مخصوصا من بیشتر وقتی اون دچار مشکل بیماری وگاز گرفتکی وچه وچه در کنارش بودم واون مدام وهمیشه درگوشم زمزمه میکرد که تو حتی از خواهر ومادرم برام عزیز تری ومن بینهایت دوستت دارم چون همه ی اقوامش در شهرستان زندگی میکنن وفقط اون ویکی از برادر شوهراش در تهران زندگی میکنن عملا اقوامی نداره وبه شدت شخصیت درون گرایی داره وبا کسی به جز من دوست نیست ورفت وامد نمیکنه والبته من همه خانواده واقوامم درتهران هستند واینکه من روابط عمومی خیلی بالایی دارم وسریع با همه ارتباط برقرار میکنم ودوست میشم وبه قول استاد انسان تاثیر گذاریم وهر کس یک بار بامن برخورد داشته باشه جذبم میشه خلاصه میگم براتون میخوام از شرکم واستون بگم که چقدر مشرکم وچقدر اعتماد به نفس پایین وعزت نفسم باعث شده که به تضاد بخورم این دوستم یه جورایی احساس مالکیت برمن داره تمام دوستام رو ازم دور کرده البته من با باورام این کار رو کردم وروابطم رو کمرنگ کرده وحتی وقتی من میخوام برم خونه ی مامانم بهش سر بزنم بد خلقی میکنه ومن مدام در حال راضی نگه داشتنش بودم که از دستم نرنجه این عادت از بچگی باهام بوده که همه رو از خودم راضی نگه دارم وتا جایی که بتونم از خودم مابه میزارم وبه قول استاد خودم رو اولویت قرار نمیدم اصلا میدونید من آگاهی ها رو دریافت میکنم وهزاران بار تحسین میکنم به به وچه جه میکنم ولی عمل کننده به آگاهی ها نیستم

    القصه با شرکع داستان کرونا دوست عزیز بنده با همسرش وبچش فرار را بر قرار ترجیح دادند ورفتن به رفتن پیش پدر ومادر واقوامشون ومن روتنها گذاشتن من از این موضوع درس گرفتم که مشرک نباشم وفقط رو خدا حساب کنم اولش ناراحت شدم از رفتنش ولی حالا دیگه نه حتی کوچک ترین تماسی هم نگرفته تا حالم رو بپرسه قبل از رفتنش مدام میگفت میترسم وحالم بده واز اینکه میتلا بشم وبمیرم ترس دارم ومن بهش میگفتم مرگ وزندگی دست خداست واگه پیمونه پر شده باشه هر کجای کره خاکی باشی ودر هر حالتی که باشی به سراغت میاد توکل کن وتوجه نکن به بیماری ولی اون کار خودش رو میکرد از خدا ممنونم که بهم فهموند که فقط باید دلبسته خودش باشم ورو ادماش انقدر حساب نکنم امیدوارم بتونم شخصیتم رو عوض کنم واز کسی یا چیزی نه ناراحت بشم ونه خوشحال واعتبار چیزای خوب رو فقط به خدا میدم خدا رو شکر میکنم که آگاهی هام داره بهم کمک میکنه راستی استاد من عاشق این فایلتونم وهر چقدر گوشش میدم سیر نمیشم ازش ومدام با خودم قیاسش میکنم که چقدر درمورد من هم درسته

    به امید فرداهای بهتر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    عباس امیری گفته:
    مدت عضویت: 2363 روز

    سلامی پر از عشق و آرامش بر عزیزان

    سی و چهارمین روز سفری شگفت انگیز

    خدارو هزاران بااار شاکرم بابت این هماهنگی من با این آگاهی های نااااب

    این روزها خیلیی مشتاقم که بر روی این اصل توحید کار کنم و در تلاشم که با احساسات عالی و آرامش و حس شکرگذاری هماهنگی بیشتری میان ذهن و روحم ایجاد کنم.

    هربار که برای این هماهنگی نااب تلاش میکنم و انرژی میذارم متوجه میشم که خداوند هم به یاری من میاد.

    حس میکنم که خداوند مثل یک مربی من رو تشویق می کنه

    به من انرژی و اشتیاق بیشتری میده

    به من ایده میده که خودم رو در این هماهنگی بیشتر نگه دارم

    میتونم بگم که این هماهنگی تمااام هستی منه.بارها با قرار گرفتن در این هماهنگی اتفاقات خیلی خوبی رو تجربه کردم و دارم به این درک میرسم که مهم ترین رابطه زندگی من، رابطه ذهن و روح منه و هر روز سعی میکنم نهایت انرژی رو برای ایجاد این هماهنگی و نگه داشتنش صرف کنم.

    دیگه مثل سابق نگران نیستم و ترسی ندارم و آگاهانه و بعضی اوقات با تلااش بسیار زیاد سعی میکنم که ذهن استدلالی رو خاموش کنم و به ندای درونیم گوش کنم و هربار که این کار رو انجام میدم حس میکنم که دارم قوی تر میشم و راحت تر ذهن رو کنترل میکنم و روابطم ،سلامتی و آرامشم هر روز بهتر و بهتر میشه

    این سفر برای من یک کلاس درس بود.در واقع مهم ترین کلاس درس در تمام طول عمرم و قصد دارم که چندین بار این سفر رو از نو شروع کنم.بیییییییییییی نظیر بودن این سفر رو ایمان دارم و خدارو شکر میکنم که من رو به این سفر هدایت کرد.

    تازه دارم در لحظه زندگی کردن رو درک میکنم و یاد میگیرم، چیزی که سالها دنبالش بودم رو در این خانواده بی نظیر دارم پیدا میکنم و درکش میکنم.

    اول از الله یکتا و بعد همه ی عزیزان این خانواده بی نظیر سپاسگذارم و سپاسگذارم و سپاسگذارم….

    در پناه الله یکتا شاااد و ثروتمند باااشید

    “”الحمد الله رب العالمین””

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    زیبا گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام استاد عزیز

    به مدد راهکارهای شما حدود دو ماهه که من و همسرم خودمون رو از اخبار و رسانه ها بخصوص تلویزیون دور کردیم

    همسرم که حدود یک سال بیکار بود الان انرژی و ایده و انگیزه گرفته و کار مورد علاقه ش رو شروع کرده و مدام میگه ما یه روزی میریم فلوریدا و از نزدیک با استاد عباس منش در مورد حال خوبمون حرف میزنیم

    دخترم یازده سالشه و من امروز دیدم توی کتابش نوشته باید این باور رو در خودمون ایجاد کنیم که میتونیم ثروتمند باشیم و زندگی خوبی داشته باشیم و شغل پردرآمد داشته باشیم!

    شما خیلی خیلی تاثیر گزار هستید و این یکی از خواسته ها و اهداف منم هست

    براتون آرزوی موفقیت و خوشبختی روز افزون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2432 روز

    سی و چهارمین روز سفرنامه 34

    توحید عملی

    🎄🎄🎄🎄🎄🎄🎀🎀🎀🎄🎄🎄🎄

    با سلام به استاد م که رسالت خودش را به بهترین شکل به انجام رسانده

    سلام به خانم شایسته گرامی که با مهربانی هر چه بیشتر مطالب استاد رو برای ما مرور میکنه

    ♥️♥️♥️♥️♥️♥️

    سلام به دوستان همسفرم که با خواندن مطالبشون در سهای جدیدی میگیرم

    خدارو روشکر

    فقط روی خدا حساب باز کنید این جمله رو همیشه و همیشه با خودم مرور میکنم

    از وقتی فهمیدم بجز خدا وند رحمان و رحیم روی کسی حساب باز نکنم به هیچکس 🙏🙏🙏🙏 نه اعتماد دارم و نه حتی درخواستی میکنم و نه دست گدایی بسوی کسی دراز میکنم

    چون توگوشی زیاد خوردم

    چون وعده های واهی زیاد شنیدم

    چون نگاه های تنه آمیز زیاد دیدم

    و خیلی چیزهای دیگری که اصلا دوست ندارم لحظه ای بهشون فکر کنم

    از سال نود و هفت با استاد عزیزم آشنا شدم و راهمو پیدا کردم

    الان هم نگاه های تنه دار در مورد راهم وجود دارد …. اما این نگاه ها کجا و اون نگاه ها کجا

    اون موقع عزت نفس نداشتم

    اصلا خودم رو باور نداشتم

    همش خودمو پنهان میکردم چون حرفاشون و تنه هاشون برام مهم بود

    ولی الان من در دلم به آنها میخندم

    الان من حرف های قولبه میزنم

    الان من حرف های دیگران رو متوجه میشم که درونشون چی میگذره و با دو کلمه حرف هاشون پی به شرک و توحیدیشون میبرم

    و خیلی راحت و بدون وابستگی و یا هر چیز دیگری اعراض میکنم

    افراد رو خودم انتخاب میکنم

    مدام دارم با درونم خلوت میکنم

    مدام برای همه کارهام مشورت میگیرم با خدای درونم

    مدام حرف میزنم چون دیگه تنها نیستم چون اون هم با من حرف میزند

    فهمیدم به ریسمان الهی متصل هستم

    فهمیدم کجای دنیا قرار دارم فهمیدم خداوند دست خالی مارو به روی زمین نفرستاده

    فهمیدم یک گنجینه کامل درونم گذاشته

    وای خدایا هر چی بنویسم نمی تونم کاملش کنم

    فقط می تونم بگم خدایا ممنون و سپاسگذارم برای تمام اون تضادها

    خدایا ممنونم برای همه گذشته ام

    خدایا ممنونم که تو منو میدیدی و من توجه نداشتم ولی تو مواظبم بودی

    خدایا ممنونم که که بموقع منو هدایت کردی

    خدایا شکرت چراغ نور هدایتت را توسط دستی از دستان مسولیت پذیر خودت نورانی کردی

    خدایا شکرت که در مدار استاد عزیزم هدایت شدم

    خدایا سپاس سپاس سپاس

    برای آرامش و آسایش و هماهنگی و نظم لازم در همه جنبه های زندگیم که در زمان درست و مناسب و مکان درست و مناسب و شرایط و روابط افراد درست و مناسب هدایت شدم ممنون و سپاسگذارم

    خدایا شکرت عزت تفسمو بدست آوردم

    خدایا شکرت در پرتوی آگاهی توحیدی هدایت شدم

    خدایا شکرت از اینگه گوشمالیم دادی تا بفهمم فقط روی خودت حساب باز کنم ممنون و سپاسگذارم

    خدایا عاشقتم که منو همینطوری که هستم دوستم داری

    خدایا سپاس سپاس سپاس

    🙏🙏😪😪😪🙏🙏🙏🙏😍😍😍😍

    👣👣👣👣👀👀👣👣👣👣👣👣👣👃👣👣👣🙏🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2569 روز

    با نام و یاد خدا

    روز ۳۴ سفر نامه. خدایا شکرت🙏

    توحید و یکتا پرستی ، اول و آخر هر موفقیت هست

    شرک در دل مومن مانند راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب، پنهان است. چه حقیقتی؟!

    توحید واقعی یعنی همیشه کردیت اصلی رو به خدا بدیم توی هر کاری

    اینکه من برای پیشرفت کارهام ،منتظر ایجاد ارتباط با بقیه باشم به امید اینکه کار من رو انجام بده، این اصل شرکه

    اینکه من کانکت شدنم با دیگران فقط برای استفاده بردن باشه، این شرکه

    بیش از اندازه برای دیگران ارزش قائل شدن بدون دیدن و توجه به منبع اصلی، شرکه

    تکیه صرف به آدما بدون ایمان به خدا، شرکه و منو زمین میزنه چون قدرت رو به فردی دادیم که خودش وابسته به نیروی قویتری هست و چقدر هممون از بابت این موضوع، زیان ها دیدیم

    پس، روی آدمها حساب نکنم ولی این به معنای بی احترامی نیست

    من هر زمان به یه موفقیتی میرسم یا یه نفر یه کاری برای من میکنه من توی دلم میگم خدایا تو خودت این کارو برام کردی، من میدونم🙏🙏

    کسیکه خدا رو داره ، دیگه نیازمند آدما نیست

    پس ایمان به خدا باید قلبی باشه نه فقط روی زبون

    باشه، بلکه درون مهمه، پس خودمو گول نزنم.

    این روزا برای هیچ چیزی عجله ندارم چون روی خدا حساب میکنم و اگه یه فرصتی رو از دست میدم میگم اشکالی نداره همیشه فرصت هست و هر روز در حال ازدیاده👌👌

    چقدر اون قضیه آقای منصوریان جالب بود واقعا نتیجش هم نشون داد که این باور ، اشتباه بوده و در نهایت ایشون اونقدر بد، نتیجه گرفتن

    تکیه کردن اشتباه

    اعتماد کردن اشتباه

    ایمان اشتباه

    نتیجه کار ما، نشون دهنده نوع ایمانمون به خدا هست

    همه افراد دستان خدا هستن و خدا از راههای متفاوت و دست های متفاوت کمک میکنه. ما نمیدونیم هر بار خدا چطور کمک میکنه ولی بدونیم که خدا همیشه هست

    قهر نمیکنه و همه رو به یه چشم میبینه، مهم اینه ما چطور روش حساب میکنیم

    میخوام این درسا رو همیشه تکرار کنم تا توی وجودم نهادینه بشه و هر روز توی عمل، بیشتر نشون داده بشه و امیدم بیشتر و بیشتر بشه👌👌

    با خدا باش و پادشاهی کن👸

    بی خدا باش و هر چه خواهی کن

    خدایا شکرت♥️♥️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: