توحید عملی | قسمت ۲ - صفحه 97


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1234 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا هدی گفته:
    مدت عضویت: 987 روز

    سلام

    اون موقعی ک تمام چشم‌پزشکا بهم گفتن عادت کن با چشم راستت ببینی تا مدتی دیگه چشم چپت کور میشه و دو سه سال بعد هم چشم راستت نابینا میشه اومدم و با اخلاص تمام به خودش توکل کردم و منو به پزشک داخلی هدایت کرد و الان هردو چشمم سالمه

    اون موقع ک متخصصان مغز و اعصاب بهم گفتن ام اس داری و تا سال دیگه رو ویلچری ولی با خودم گفتم یادته قبلا متخصصان چشم گفتن نابینا شدی رفت و الان دو چشمت سالمه الان هم باید به خودش توکل کنم و کردم و منو به کارشناس حرکات اصلاحی مبتدی و تازه کار و بعدش به یه مربی حرفه ای بدنسازی هدایت کرد و الان سالم سالمم و روی دوتا پام راه میرم

    اون موقع ک مادرم گفت اگه من نباشم نمیتونی زندگی کنی حتی یه سرپناهم نداری بدبخت وقتی به خودش خالصانه توکل کرد منو هدایت کرد به خونه یه پیرزنی تنها ک منو روی چشماش میذاشت و براش عزیز بودم بدون هیچ اجاره و کرایه ای بعدشم هدایتم کرد به خونه دوستی ک اونم رایگان ازم درخواست کرد طبقه سومشون باشم بعدش احتراممو بیشتر کرد و یه واحد د اختیارم قرار داد با نصف اجاره عرف و پیش بسیار ناچیز با هزار عزت و احترام و افتخار در کمال راحتی و آزادی و آرامش ک اصلا تو خونه مادرم تجربه اش نکرده بودم و اصلا فکر نمیکردم بتونم این‌میزان آرامش آسایش و آزادی را تجربه کنم

    اون وقتی ک تو دوره ارشد مدیر گروه بهم گفت استاد راهنمات رفت کانادا و من تو خیابان سعادت آباد اشک میریختم و تا پل گیشا پیاده اومدم و با تمام وجود به خودش سپردم و استادی هزاران برابر بهتر ک اصلا در تصورم نمیگنجید روزیم کرد

    اونوقتی ک تمام اعضای خانواده ام مرا طرد کردن و گفتن دوستت نداریم و خداهم نگاهت نمیکنه اصلا ادم حسابت نمیکنه و تو رو به حال 7ودت رها کرده و خدا از هزاران دست بهم محبت کرد و از بی نهایت زبان بهم گفت دوستت دارم عشق منی تو فدات بشم‌من قربونت برم دورت بگردم و چ آغوشهای گرم و نوازش ها ک روزیم نکرد چ عشقها محبتها و روزهای بغیر حساب ک تو زندگیم وارد نکرد چ آدمای فوق العاده ک تو زندگیم نیورد چقدر بهم گفت خدایت تو را رها نکرده حتی در و دیوار هم این نوشته را به رخم میکشیدن چقدر ک بهم نگفتن بهترینی دوستت داریم کی جز خدا اینها را وارد زندگیم کرد اصلا خودش بود ک از بی نهایت راه عشقشو بهم ثابت میکرد چ ادمهایی ک پیام دلتنگتم دلم برات تنگ شده کاش ببینمت را برام نفرستادن در عوض خانواده ای ک بهم پشت کردن دست روم بلند کردن و هیچ احترامز بهم نذاشتن و جز خدا کی اینها را دید و شنید و شاهد بود ک همواره لطفها بر من میکنه کی برای من تولد گرفتن اما از وقتی از خونه بیرون اومدم هرسال دستان خدا شگفتزده ام میکنن و برام تولد میگیرن و کیک و کادو و گل. جز خدا کیه ک بهم یادآوری میکنه تو برای من عزیزی میخوامت کی جز خدا از درد و رنج عاطفی من باخبر بود

    تو کجایی تا شوم من چاکرت

    چارقت دوزم کنم شانه سرت

    هرجا بهش توکل کردم به شدت و به تنهایی برایم کافی بود و مرا از همه کس بی نیاز کرد

    هو الله الذی لااله الا هو لملک القدوس السلام المومن المهیمن العزیز الجبار المتکبر سبحان الله عما یشرکون

    چ کسی جز او می توانست بر جای کتکها و لگدهای بیرحمانه و از سر تکبر و غرور بوسه بزند و دست نوازشش را بر آنها بکشد مگر جز او کسی بود ک ببیند کجای بدنم کبود شده و درد میکند

    جز او چ کسی میتوانست به من رحم کند وقتی زیربار کتک و لگدهای بیرحمانه به جلو پرت شدم و پایم از جادررفت و پرتم کردن یه گوشه با نهایت بی احترامی و تنهایی و بی پناهی ک صدالبته ما به دریا حکم طوفان می دهیم ولی دستانشو برام بفرسته و با هزار احترام منو ببرن و پامو جابندازن و چندروز تیمارداریم کنن اونم افراد غریبه ک‌اولین بار باهام برخورد داشتن جز خدا کی بود مگه کسی جز او میدونست و دیده بود و شاهد بود خاک ضعیف از تو توانا شده

    تمام لحظات زندگی من با نگاه سراسر مهر او ادراه میشود با بی نهایت دستانی ک به زندگیم میفرسته و زندگی را هر روز برایم روان تر نرم تر راحت تر و خوشایندتر و دلپذیرتر میکند یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید

    ما به خدا توکل می کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  2. -
    sina گفته:
    مدت عضویت: 81 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خدایی که قدرت ها رو آفرید ، او خود نیز خالق قدرت هاست!

    از خدا بسیار متشکرم بابت این هدایت فوق‌العاده که واقعا من رو شفاف کرد از بابت کمک خواستن و باور توحیدی، خدایا با تو هستم و پادشاهی میکنم

    چقدرررر به موقع بود خدایا ، عاشقتم من

    چقدر اون مثال شرک که مثل رد پای مورچه در شب هست جالب بود ، و من یک مثال واقعی هم مثل این پیدا کردم

    من واقعا از استاد عزیزم آقای عباس منش ممنونم

    بابت انتشار این آگاهی ها

    اما اینکه من بخوام روی فایل های آقای عباس منش «حساب» کنم شرک هست!!!

    دقیقاااا مثل همون مثال رد پای مورچه هست

    خیلی بی سرو صدا !!

    اما میگم خب ، آقای عباس منش هم یکی از بی نهایت دستان خداست

    و از خدا سپاس گذارم و همچنین از آقای عباس منش

    یه مدتی بود همش با خودم فکر میکردم که چرا کسی نیست که بیاد یار تمرینی من بشه

    به هرکس هم که میگفتم و روش حساب باز میکردم

    منو ضایع میکرد

    خلاصه امروز که از تمرین اومدم و الان در واقع الان از تمرین اومدم و دارم این متن رو می نویسم

    خدا از طریق این فایل بهم گفت ای بنده من ، فقط روی من حساب باز کن

    «با خدا باش و پادشاهی کن»

    الان خیلی بهتر می فهمم این قضیه رو!!

    یک مورد دیگه ، من هر وقت میخاستم کامنتی بنویسم (کلا آدمی نیستم که بخوام کامنت و … بزارم) هر کامنتم رو انگار میخاستم بنویسم تا نظر بقیه رو جلب کنم و بهم توجه کنند

    در مورد همین کامنت هم اولش یه لحظه اومدم که اینطوری فکر کنم خدا گوشمو پیچوند و گفت ، فقط روی من حساب باز کن!!

    مثال دیگر از شرکی که ورزیدم ،16 سالمه و مربیمون می‌گفت که اره استعدادت خوبه و فلان و بهمان ، و از اون به بعد بود که افکار شرک آلود اومد

    دقیقا از وقتی که افکار شرک آلود اومد ، بازیم افت کرد و ازون تیم رفتم !!!

    الان واقعااااا از ته دل انگار این مفهوم «فقط روی خدا حساب باز کن» رو می فهمم

    و میبینم که توی چه موارد بسیاااار کوچکی در طول روز ما به غیر خدا تکیه می‌کنیم

    در مورد کمک خواستن هم خیلی شفاف تر شدم به لطف الله

    تا قبل ازین فایل انگار که کمک خواستن رو گناه میدونستم و از کسی کمک نمی‌خواستم

    ولی این جمله خیلی بهم کمک کرد : اگر این یکی نشد ، بی نهایت خداوند دست های دیگر دارد

    وای وای خدا جان چقدر احساساتی میشه آدم و واقعا داره اشکم در میاد ، مخصوصا وقتی که از همه

    دلسرد میشی و فقط تکیه می‌کنی به الله….ای کاش می‌توانستم این حس زیبا رو با شما در میان بزارم

    الان فقط باید برم یک گوشه یک دل سیر گریه کنم

    اشک بریزم از این همه قدرتی که الله دارد

    خدایا منو یک دل سیر کتک بزن اگر روی کسی غیر از خودت آگاهانه حساب باز کنم، قشنگ حال منو بگیر اگه این کارو کردم!!

    خیلی حس قشنگیه وقتی می‌دونی فقططططط یک یار و همدم داری

    و اون یار و همدم هم ، قدرتمندترین و بزرگترین فرمانروای جهان، عالم ، و تمام کیهان است!!!

    «با خدا باش و پادشاهی کن»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    حامد جودت گفته:
    مدت عضویت: 3568 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی و دوستان و یاران خوبم در خانواده بزرگ عباسمنش

    استاد واقعا این باور که تنها باید روی خدا حساب کنیم چقدر باور خوبیه.چنان ارامشی به ادم میده وقتی روی این باور کار میکنی که هیچ چیز دیگه نمیتونه این چنین احساسی بهت بده از خداوند سپاسگزارم که منو هدایت کرد به این فایل ها چون زمانش رسیده بود روی این باور کار کنم و اتفاقاتی قرار بود برام بیفته که به این فاتیل ها احتیاج داشتم خب بریم سراغ پاسخ دادن به سوال ها:

    .در چه مواردی روی آدم‌ها (دوست، فامیل، رئیس، شریک) حساب کردید و ضربه خوردید؟

    من بارها یادم میاداز لحاظ مالی روی پدرم حساب باز کردم و ضرر کردم مثلا در زمان دانشگاه پدرم گفت من شهریه میدم تو برو ولی بارها پیش می اومد انقدر دیر شهریه میداد که از انتخاب واحد جا میموندم و در ترم فقط 10 واحد میتونستم بردارم

    یا مثلا یک نمونه دیگه در محل کار قبلیم مسله ای پیش اومد که عیدی بچه ها ندادن و چند نفر با هم صحبت کردیم که اعتصاب کنیم و تا عیدی ندادن کار نکنیم که در موقعی باید اون اتفاق می افتاد چند نفر زیر پامون خالی کردند و ضایع شدیم

    نمونه دیگه اینکه دوستم تو رمز ارز کمی وارد بود و به من گفت مقداری پول ارز دیجیتال بخرم چون دیدم خودش کلی سود کرده بود و این کار کردم و اتفاقا اوایل سود هم کردم ولی رو حرف دوستم حساب کردم و گفت این پول برندار یکسال بعد چند برابر میشه ولی درونم میگفت پولم بردارم ولی به ندای درونم گوش ندادم و سال بعد چند میلیونی ضرر کردم و همون موقع پولم برداشتم

    در مقابل، کجاها فقط به خدا توکل کردید و کارتان به‌طرز معجزه‌آسایی درست شد؟

    بارها بوده که کارهامو به خدا واگذار کردم و فقط از اون کمک خواستم و به بهترین شکل نتیجه داده مثلا زمانی بوده پول نداشتم و از خدا خواستم کمکم کنه و دست های خداوند به کمکم می اومدن و پول میدادن

    یا به مشکلی خوردم و فقط گفتم خداوند میتونه این مشکل حل کنه پس بذار خودش هدایتم کنه چیکار کنم و خیلی مواقعم میشد من کار نمیکردم خدا خودش درست میکرد

    الان که باورم نسبت به این موضوع قوی تر شده دیگه فقط میخوام روی خدا حساب کنم گرچه میدونم نمیتونم صد در صد این کار بکنم ولی روش کار میکنم

    ممنونم ازت استاد به خاطر این فایل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    سبحان ترکمنی گفته:
    مدت عضویت: 337 روز

    در چه مواردی روی آدم‌ها (دوست، فامیل، رئیس، شریک) حساب کردید و ضربه خوردید؟

    من یک مدت یک جایی کار میکردم و به دلایلی استعفا دادم

    و اونا پول منو ندادن و من حساب کرده بودم روی اون پول

    و حساب کرده بودم روی مدیر اون مجموعه که اون برام کارارو انجام میده ( چون ارتباط خوبی هم داشتیم باهم)

    ولی همه چی برعکس شد و اصلا اون پول به دست من نیومد و اون فرد هم اصلا جواب منو نمی‌داد!

    یادمه یک دوران سخت روحی رو داشتم و هی از این در به اون در میزدم و هی کمک میخواستم از بقیه و این و اون

    دیدم جواب نمیده و حالم. هرروز بدتر میشه

    به جایی رسیدم که گفتم من دیگه نمیتونم من دیگه نمیدونم من تسلیم توم هرکاری میخوای با من بکن

    من دیگه نمیدونم تو میدونی خودت کمکم کن

    و بعد ورق برگشت ، منی که افسرده بودم شب نمی‌تونستم درست بخوابم ، کلی کابوس می‌دیدم ، دلم نمی‌خواست صبح حتی بیدار شم ، نفس نمی‌تونستم بکشم حالم داغون بود ، جسمم داغون بود

    و وقتی تسلیمت شدم تو همه چیو برام عوض کردی

    الان منی یک کودک راحت می‌خوابم و مثل پر بلند میشم ، راحت نفس میکشم ، غرق احساس شعف و عشقم ،

    پروردگار من تو کمکم کن فقط آخه مگه من به غیر تو کسی رو دارم؟ تو همه چیزی

    کمکم کن نوروز بیشتر باورت کنم ایمانمو قوی تر کن

    ایمانی می‌خوام مثل ایمان ابراهیم ، مثل ایمان موسی. ، مثل ایمان محمد و علی و عباسمنش

    فقط از تو می‌خوام و فقطم از تو یاری می‌جویم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    نونا خواجه حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2044 روز

    سلام مجدد

    منم خیلی دوستم رد پایی از خودم و ضرر هایی که از حساب کردن روی آدم ها دیدم ، به جا بذارم:

    درکل یک توضیح بدم که خانواده ما میزان ارزشمندی آدمارو بر اساس موقعیت شعلی ،مدرک تحصیلی بالا، پول و ثروت میشناسن و به این ادم ها احترام خیلی زیادی میذارن و خب منم با دیدگاهای خانواده ام بزرگ شدم و آدمارو این شکلی توی چشممون بزرگ میکنیم

    عامل اصلی این شرک در ظاهر میگما یعنی نمیخوام تقصیر اون بندازم چون فرکانس خودم بوده اما خاله من بود ایشون به واسطه شغلش با افراد سطح بالا شهرمون ارتباط کاری داره و هر روز که یک روسای ادره جات مختلف پزشک ها و مدیران شرکت های مطرح شهر خلاصه خیلیا بعد باورتون نمیشه که 6-7 ساله که نه تنها به من بلکه به کل اعضای خانواده قول کار و وام و …میده و ماها اینقدر امیدوار میشدیم من که هر دفعه که بحثش میشد دیگه تا یک هفته زندگی مو ول میکردم میچسبیدم بهش و مدام میپرسیدم چیشد چیشد و جالبیش اینجاست که هیچ کدوم ازین تلاش های خالم و پیگیری های هم من و هم بقیه توی این همه سال کوچکترین نتیجه ای نداشت .داشتم فکر میکردم که من حدود چند ماهه که درس گرفتم ولی بقیه هنوزم بهش امید دارن اما دلیل درس گرفتنم این بود که فکر میکردم این ادما برای خالم بلوف میزنن و نمیخوان کار انجام بدن اما الان کاملا دلیل اصلیشو درک کردم و سپاسگزارم از خداوند بابت این هدایت بزرگ.

    مورد بعد شراکتم با برادرشوهرم بود، خیلی دوست داشتم به درامد بیشتر برسم اما بابام که مدیرمم هست توی شرکت اجازه نمیداد خودم تنهایی کار کنم و اصرار داشت که محیط شرکتا خوب نیست وقتی برادرشوهرم پیشنهاد داد گفتم اوکیه اگر اون باشه بابامم دیگه گیر نمیده چند وقت که گذشت کلا امیدم شده بود برادرشوهم و فقط روی اون حساب میکردم احساس میکردم اون باشه خیلی بهتر و راحتتر میتونم کار کنم و خیلی هم بهش اعتماد داشتم اما هرچی میگذشت رفتارای ایشون با من نامحترمانه تر میشد و دست میذاشت دقیقا روی چیزایی که میدونست من روشون حساسم و منم چون پیشرفت و فقط با ایشون میدیدم تحمل میکردم که در آخر یکجا ترکیدم چون بد زیرابمو زده بود و من اصلا باورم نمیشد (دقیقا اونجایی که استاد گفتن همین که روی ادما حساب کنی رفتارشون عوض میشه دقیقا مثال برادرشوهر من بود) و من چنان ضربه ای از ایشون و حرفاش خوردم که تا ماه ها به خودم نمیومدم و کلی درس ازش گرفتم و خداروشکر بعدش به مسیر بهتری هدایت شدم.

    من روی پدرم که شرکت داشت خیلی حساب کرده بودم چون من اونجا داشتم کار میکردم و کار یاد میگرفتم و هی میترسیدم منو اخراج کنه و این باعث میشد کل خانواده ام مامانم بابام و خواهرم ازین موضوع سو استفاده کنن و من هیچ اعتراضی نمیتونستم بکنم از ترس و چقدر اذیت شدم این دوسال اما از وقتی که خودمو بیشتر دوست دارم به توانایی هام بیشتر اعتماد دارم واقعا دیگه این ترس رو ندارم

    پدرم از زمان مجردیم بهم ماهیانه میداد که مبلغ زیادی هم نبود و بعد ازدواجمم بهم میداد منم چقدر خوشحال بودم اما از یه جاهایی به بعد ازش به عنوان یک اسلحه استفاده میکردم که من به خواسته هاشون نه نگم و من نمیتونستم ازین مبلغ چندرغاز بگذرم باورم نمیشه و همیشه تهدید میشدم که مثلا اگر نیای دیگه فلان مبلغه هم کنسله میشه ها . و من با شروع دوره رایگان پروژه خانه تکانی ذهن با قاطعیت گفتم دیگه نمیخوام تعجب کرده بودن و اصرار میکردن اما من دیگه نمیخواستم چون دقیقا 22 روز که تعهد دادم مسئولیت زندگیمو بپذیرم.

    با همسرم میخواستیم یه کاری راه بندازیم و با خودمون گفتیم بابای من با تجربه تره بلده و اصلا بدون حرف بابام قدم برنمیداشتیم اصلا به خودمون به خدای خودمون اعتماد نکردیم و گفتیم فقط اونه که میتونه کمکمون کنه حدود دو سه ماه دنبال مغازه و برند و هرچی بودیم یک شب قبل اینکه مغازه ذو قولنامه کنیم گفت بدرد شما نمیخوره و جوری توی دلمونو خالی کرد که انگار یه سطل آب ریختن رومون( دقیقا از سمت همون کسی که روش حساب کردیم متضرر شدیم ) خیلی احساسات بدی رو تجربه کردیم.

    اما یک مورد مثبت هم هستش که واقعا با توکل انجامش دادیم اول ایده اش اومد که یک ماشین بخریم و توی یک شرکتی بذاریم که کار کنه شوهرم با دوستش صحبت کرده بود گفته بود تو ماشینو بخر بیا من میذارمش سرکار ، ما ماشین خودمونو گذاشتیم برای فروش و اینبار اصلا با پدرم چیزی نگفتیم و اصلا کسی خبردار نشد ماشینمون ظرف دو سه روز فروش رفت و ازون طرفم یکی دو تا ماشین تمیز برای خرید پیدا کردیم و به راحتی خریدیمش و پولشو جور کردیم بعد خرید ماشین اون دوست شوهرم که قول داده بود دیگه جواب سر بالا میداد و داشت ردمون میکرد شوهرم که نا امید شده بود و داشت از افکار منفیش صحبت میکرد، یهو بهش گفتم ببین تا اینجای کار همه چیز عالی پیشرفت توی یک هفته یک ماشین فروختیم یکی خریدم و اینقدر راحت پیش رفت که کوچکترین کمکی از کسی نخواستیم این یعنی اینکه این کار میشه و من واقعا امیدوارم یکی دو روز بعد شوهرم گفت رفتم به فلانی گفتم اون گفته اوکی ماشینتو بیار من میذارمش یه جای خوب اصلا باورتون نمیشه توی این راه چه آدمای خوبی سر راه ما قرار گرفتن چقدر به ما کمک کردن و ماشین ما بدون راننده بود و تقریبا هیچ جا ماشین بدون راننده قبول نمیکردن و کار ما غیر ممکن بود اما شد و من قبل این آموزه ها هم همیشه به شوهرم میگم که کار مارو اون درست کرد اگر اخرین مرحله اشم مثلا خودمون میخواستیم انجام بدیدم امکان نداشت این کار بشه و من واقعا باور دارم چون کاری که خدا واست انجام بده مسیرش پر از امیدواریه، پر از آدمای خوبه، پر از ایده های خوبه و این دست هایی که سر راهمون بود و به ما کمک کردن که بشه همشون دست خداوند بود.

    خدایا ازت سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  6. -
    نونا خواجه حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2044 روز

    سلام و درود به استاد عزیز و خانم شایسته محترم و دوستان هم فرکانسی.

    ایَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

    خدایا تنها تورو میپرستم، تنها به تو تکیه میکنم و فقط روی تو حساب میکنم، از تو کمک میخوام ،از تو توقع دارم

    هرچیزیو که بخوام اول از تو میخوام.

    اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ

    صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ

    غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّین

    خدایا مارو به راه راست هدایت کن به راه کسایی که بهشون نعمت دادی، سلامتی و ثروث و فراوانی دادی، نه راه کسایی که بهشون غضب کردس و گمراه شدن.

    خدایا همیشه در هر لحظه هدایتم کن به مسیر درست ، هرجا که اشتباهی کردم گیج شدم از مسیر خارج شدم خودت منو برگردون.

    قبل از هرچیزی بگم واقعا عاشق کامنت نوشتنم چون توی این حین انگار دارم با خدا حرف میزنم و اونم داره باهام حرف میزنه خیلی حالمو خوب میکنه بهم ایده میده یه سری چیزا رو بهم یادآوری میکنه و تمرین بسیار عالی هستش برای تکرار چیزایی که یاد میگیریم.

    درک من و نکات این فایل:

    «شرک در دل مومن مانند راه رفتن مورچه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان است»

    این یعنی ما ادما خیلی وقتا داریم شرک میورزسم درصورتی که اصلا متوجهش نیستیم و قطعا همیشه توی این مسیر اشتباهاتی رو انجام میدیم ذاتا انسان خطا کار و فراموش کاره پس این اشتباهات برای همه هستند چه کم چه زیاد در نتیجه هیچکدوم بی عیب و ایراد نیستیم. اما کاری که باید انجام بدیم اینکه سعی کنیم، تلاش کنیم توحید واقعی رو توی زندگی مون اجرا کنیم.

    مدام به خودمون یادآوری کنیم که مسیرمونو گم نکنیم.

    وقتی آدم یاد بگیره به خداوند توکل کنه و روی غیر از خدا حساب نکنه شرک کمتری میورزه و آسیب کمتری میبینه.

    وقتی ادما خداوندی که منبع خیر،قدرت، رزق، برکت، علم و … رو فراموش میکنند و آدم هایی که سمت های شغلی بالا یا پولدار و ثروتمند رو توی چشم خودشون بزرگ میکنن حتماااا متضرر خواهند شد.

    یاد بگیرید روی آدم ها حساب نکنید،بابتمحبت و معرفتشون تشکر کنید ازشون اما اون موهبت رو دستی از طرف خداوند به سمت توست که از طریق اون شخص داره بهت محبت میکنه و در حقیقت باید سپاسگزار خداوند باشیم نه آدما.

    « وقتی روی فردی حساب میکنید اون فرد کاملا تغییر خواهد کرد» دقیقا من اینو بار ها و بار ها به چشمم دیدم.

    وقتی روی هرچیزی غیر از خداوند حساب میکنید دارید شرک میورزید.وقتی که احساس میکنم کس دیگه ای غیر از خداوند میتونه مشکلمو حل کنه دارم شرک میورزم.

    همین اول بگم خودتو گول نزن و با کلامات بازی نکن.

    درخواست کردن از کسی با حساب باز کردن روی اون طرف خیلی فرق داره و حواست باشه که این موضوع خیلی درونی خودت خبر داری و خدای خودت پس خودتو گول نزن.

    خداوند با کلامت کاری نداره اون ندای قلبیتو میشنوه.

    یعنی این خود ما هستیم که کاملا میفهمیم وقتی از کسی درخواستی داریم فقط درخواست داریم و توکلمون به خداست یا روی اون آدم حساب باز کردیم.

    اگر درخواست کردید و فکر میکنید که فقط اون آدمه که میتونه مشکلتونو حل کنه که دارید شرک میورزید اما اگر توکلتون به خداست و درخواست کردید و جواب رد شنیدید، امیدتونو از دست نمیدید ،تشکر میکنید و با خودتون میگید که این اون دستی نبود که خدا بوسیله اون بخواد مشکلمو حل کنه و ایده میاد هدایت میشد به نفر بعدی و اگر بازم جواب رد بود بازم همین روند رو تکرار میکنید و باور دارید که خدا مشکلتونو حل خواهد کرد و هیچ اشکالی نداره این نشد از دست کس دیگه ای باید بگیرمش.

    ما توی زندگی مون با آدما کار میکنیم و تعامل داریم این کاملا طبیعیه اما مهمه که فقط روی خداوند حساب کنیم حتی وقتی داریم از کسی درخواست میکنیم توکلمون باید به خدا باشهو پروردگار و رب جهانیان رو بپرستیم.

    کسی که روی خدا حساب کنه روی آدما حساب نمیکنه.

    وقتی به خداوند توکل داشته باشید جواب رد بگیرید بهم نمیریزید، ناامید نمیشید و به خودتون میگید این دست خداوند نبود و خدا با دست دیگه ای خواسته مو به من میده چون من روی خدا حساب کردم نه آدما پس باور دارم 100٪ خداوند اون خواسته رو به من میده.

    هروقت دیدید یکی داره یار جمع میکنه مثلا هواداران تیم فلان یا طرفدارای فلان خوانندهو… اونی که داره ازین هوادار و طرفدار استفاده میکنه داره تکیه میکنه به اون ادما.فکر میکنن به وسیله اون هوادار ها میتونن جایگاهشونو حفظ کنن اما:

    «در تمام موارد که شما روی فرد یا گروهی( هرچیزی به غیر از خداوند) حساب میکنید از همون، ضربه خواهید خورد»

    مثلا هر تیمی هوادارای خودشو داره این طبیعیه اما اینکه با تکیه بر اونا بخوای به هدف خاصی برسی اصلا شیوه خوبی نیست و تو از همون سمت ضرر میکنی دقیقا.

    وقتی توکلت به خدا باشه:

    در هایی رو برات باز میکنه، موقعیت ها و فرصت هایی رو برات میسازه، پیروزی هایی رو برات بوجود میاره… که هسچ آدمی روی زمین نمیتونه برات انجامش بده.

    خوش شانس بودن سا بدشانس بود عامل انجام شدن یا نشدن کارای ما نیست،افکار و باور های ما هستن که اتفاقات و رقم میزنند.

    وقتی به خداوند تکیه میکنی، همه چیز بر وفق مرادت پیش میره،بد شانسی نمیاری و خداوند تورو از فرش به عرش میبره.

    اما اگر تکیه تو از خداوند برداری و روی کس یا چیز دیگه ای بذاری دقیقا از همون ضربه میخوری.

    با خدا باش و پادشاهی کن، بی خدا باش و هرچه خواهی کن.

    همیشه به خودتون یاداوری کنید که اگر روی غیر خدا حساب کنید متضرر میشید و آسیب میبیند.

    روی خانواده پدر مادر رییس فلا کار خونه قدرت های نظامی ، سیاسی ، حتیییی روی خودتووون حساب نکنید،

    روی سر منشا قدرت حساب کنید.

    باور و ایمانتونو به خداوند تقویت کنید تا در های موفقیت به روتون باز بشه و موقعیت ها براتون ایجاد میشه ، رزق وارد زندگی تون میشه.

    به خداوند به قدرتش باور قلب داشته باشید ادا در نیارید فیلم بازی نکنید خودتونو گول نزنید.

    باور کنید وقتی که شما به خداوند باور قلبی داشته باشید در تمام زمینه های زندگی تون ، به اندازه ای که باورش دارید به شما پاسخ خواهد داد.

    َبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً

    وَفِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً

    وَقِنَا عَذَابَ النَّار

    پروردگارا، به ما در دنیا نیکی عطا کن

    و در آخرت نیز نیکی عطا فرما

    و ما را از عذاب آتش (دوزخ) نگاه دار.

    نمیدونم چی بگم الان ، از آگاهی های این فایل مو به تنم سیخ شد یه حالت لرز گرفتم متعجبم

    واقعا ماها کوریم چیزی که نیاز داریم بغل دستمونه و ما سال ها به دنبالشیم و التماس اینو اون میکنیم.

    چقدر آدم یعنی من فراموشکارم که اینجوری اصل خودمو فراموش کردم و با یاد آوریش لرز به تنم میوفته!!!!

    خدایا یک چیز مهم همینجا ازت میخوام ،

    ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم

    خدایا هدایتم کن ، کمکم کن بتونم ازین آگاهی ها توی زندگی روزمره ام استفاده کنم،کمکم کن تبدیلشون کنم به عادت پله پله قدم به قدم هرجوری که خودت میدونی درست تره چون من هیچی نمیدونم اصلا خنگم فراموشکارم من ناتوانم من نیازمند به توام من فقیر به تو هستم.

    خدایا من تسلیم تو هستم.

    خدایا از صمیم قلبم برای این آگاهی ها، اینکه هدایتم میکنی به مسیر درست و پر از نعمت و فراوانی این که شرایط رو برام فراهم میکنی که بتونم روی خودم کار کنم و تمرین کنم، اینکه لذت میبرم از احساس نزدیک بودن به تو واقعاااا ازت سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    محمدرضا امینی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1155 روز

    به نام الله مهربان

    سلام به استاد عزیزم و سلام به خانم شایسته گل

    و سلام به همه دوستان سایت عباس منش.

    استاد اگر بخوام اعتراف کنم باید بگم همه ما شرک داشتیم هر کس به طریقی …..

    شرک داشتن به معنی راه رفتن مورچه ی روی سنگ سیاه در دل شب وقتی به این جمله فکر می‌کنم خیلی درس می‌گیرم که یعنی چی….

    من همیشه منت همه چیز همه کس همه افراد و غیره رو کشیدم به جز منت خدا رو این‌ها برام تلنگر بود که حساب کردن روی خدا روی رب بالاترین درخواست‌هات .

    وقتی با سایت استاد آشنا شدم ا فایل‌های رایگان شروع کردم و خدا را فهمیدم و یگه درخواست‌هام بوی خدایی می‌داد ،هرجا که می‌رفتم می‌گفتم دا برام درستش می‌کنه فقط از خدا می‌خوام و کارهام معجزه آور درست می‌شد من با استاد یاد گرفتم که دست خداوند یعنی چی یاد گرفتم که چطوری از خدای خودم بخواهم و درخواست کنم.

    خدایا شکرت ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    زهـره احمدجانی گفته:
    مدت عضویت: 1314 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد عزیزم

    خدایا پروردگارا منو ببخش خدایا منو ببخش

    خدایا منو ببخش امروز برای این شرک توبه میکنم

    دوباره فردا شرک از در دیگه ای وارد میشه ..از دری وارد میشه اونقدر مخفی و پنهانِ که به این زودیا متوجه نمیشم دارم مسیر را اشتباه میرم !!!!

    خدایاااا من نمیفهمم من بنده ی جاهلی هستم که نمیتونم حتی شرک را از توحید تشخیصص بدم …

    امروز همین امروز از خدا هدایت خواستم کدوم فایلو گوش بدم هدایتم کرد دوره عزت نفس قسمت ششم… بابااا خدا چجوری باید بهم بغهمونه چرا من متوجه نمیشم چرا نفهمیدم استاد گفتین خداوند از بی نهایت طریق میتونه رزق برسونه من بیرون بودم دقیقا همین ،همین یک بند را خداوند تو گوشم واضح بلند گفت ولی ولی من گفتم چربطی داره من که سرکار نمیرم که بخوام اخراج شده باشم و رزق بخوام کفتم اتفاقا زمانیکه خداوند بمن گفت باید از این کار استعفا بدی من گفتم چشم اومدم بیرون نگران رزقش نبودم نکفتم رزقم چی میشه میدونستم خداوند از جای بهتر میخاد بهم روزی بده و اهمیتی ندادم …

    ولی از اونطرف هر روز سرِ خدا را درد آوردم میگم خدایا چرا یوتوب ویوهای منو آورده پایین ، چرا ویو نمیگیره ویدیوهام ، چرا یوتوب چرا یوتوب یوتوب یوتوب …. من خدا را ول کردم چسبیدم یه یوتوب ، من خدا را گذاشتم کنار و حسابی روی یوتوب حساب باز کردم روی غیر خدا …..استاد تو فایل عزت نفس گفت رییس کارفرما …و این رییس و کارفرمای من شد یوتوب دیگه چه فرقی میکنه من یوتوب کردم خدا و تنها منبع رزق خودم قرار دادم و هر روز میگم جیکار کنم ویو بره بالا

    .چیکار کنم از یوتوب ب درآمد برسم ؟ مگه منبع درآمد فقط یوتوبه ؟ کی گفته من باید از اینجا به درآمد برسم ؟ چرا راه را برای خدا بستم ؟؟؟

    اصلا چرا من یوتوب کردم خداااااا؟؟؟

    در ادامه، استاد عباس‌منش به بررسی توهم قدرتِ ناشی از حمایت مردم می‌پردازند؛ مثل تکیه بر «هواداران» یا فالوورها، تکیه بر رئیس یا کارمند و هر عامل بیرونی غیر از خداونداین تیکه این تیکه زنگو تو گوشم زد که باتوئه هااااا تویی که دنبال ویو هستی تویی که دربه در دنبال طرفدار هستی با توئه تویی که غصه ت گرفته ویو کم شده ….

    خدایاااا ببخش خدایاااا ببخش

    این فایل نشونه ی من بود استاد همین الان ساعت 21:45 ،پتو گذاشتم روی سرم دلم میخاست تاریک باشه قشنگ با خدا خلوت کنم دستمو گذاشتم روی قلبم صداش زدم معبود من دوست و همدم من صاحب اختیار من ، تو داری میبینی تو آگاه هستی تو میدونی من نمیدونم واقعا چیکار کنم تو عالم و آگاه هستی ، تو حاضر و ناظر به اعمال من هستی ، من احساس میکنم با فیلم گرفتن حالم خوب میشه وقتی فیلممو میبینم لذت میبرم ، نمیدونم ایراد کارم کجاست ویو هر روز داره کمتر میشه ؟؟؟؟؟شرک شرک شرک

    بهم بگو با من حرف بزن هدایتم کن خدای من

    چه چیز واضح تر از این میتونست باشه برای این درخواست من ….

    من هنوز به این فایل گوش ندادم فقط متن بالاشو خوندم و طاقت نیوردم دارم مینویسم (البته منظورم اینه امشب هنوز گوش ندادم قبلا بارها گوش دادم)

    شرک ورزیدم …با دست خودم ورود رزق به زندگیم را ممنوع کردم با شرک…

    خدایاااا آگاهم کن ، خدایااا هدایتم کن آگاهانه توحیدی عمل کنم خدایاااا کمکم کن شرک از وجودم پاک بشه

    خدایااااا تنها تو را میپرستم تنها از تو یاری میجویم

    خدایاا منو به راه راست به راه کسانیکه نعمت عظا کردی هدایتم کن نه براه کسانیکه بر آنهاغضب کردی و نه گمراهان …

    الهی تو را شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    سیاوش گفته:
    مدت عضویت: 1770 روز

    به نام خداوند وهاب و هدایتگر

    سلام به استاد عشقم و همه دوستان

    من یکسری جاها خیلی روی غیر از خدا حساب کردم و دقیقا از همونجا ضربه خوردم:

    1- توی زمینه مالی خیلی روی بابام حساب میکردم که کمکم میکنه و خودش گفته و قول داده.و دقیقا بخاطر همین خیلی از نظر مالی یه جاهایی بشدت ضربه خوردم.

    2-توی روابطم روی دیگران خیلی حساب میکردم.مثلا اینکه بقیه میان و حالم رو خوب میکنن و حال خوب من وصل شده بود به حضور و یا عدم حضور اونها.و همین باعث شد چندین بار روابطم از هم بپاشه.

    3-یه مورد بیزنسی برام پیش اومد و یه دوستی اومد گفت همه چیز دست تو باشه و یجوری سرمایه از من کار از تو.خیلی هم خوب همه چیز پیش میرفت اما روی حرف یه بنده خدایی حساب کردم و قطع همکاری کردم با دوستم و فعالیتم رو با این بنده خدا شروع کردم.در عرض چند ماه با دلخوری کارمون رو از هم جدا کردیم و خیلی از نظر مالی ضرر کردم.

    اینها مواردی بود که الان توی ذهنم هست.وگرنه که حساب کردن روی هرچیزی غیر از خدا که تمومی نداره لیستش.

    اما از وقتی با مباحث استاد آشنا شدم و مفهوم شرک و توحید رو بیشتر درک کردم،سعی کردم توی رفتارهام هم نشونش بدم.مثلا در پروسه مهاجرتم روی هیچکس حساب نکردم و مثل آب خوردن همه چیز جور شد.کاریابی بعد از مهاجرت هم باز روی هیچکس حساب نکردم و فقط قدم برمیداشتم.هرجا هم نه میشنیدم میگفتم حتما خدا برنامه بهتری داره برام.

    یه مورد خییییلی حرفه ای دارم از فقط روی خدا حساب باز کردن که اونموقع هنوز با استاد آشنا نشده بودم و الان درک میکنم که چرا اون اتفاق افتاد. و اون هم این بود که یه پرونده توی دادگاه داشتم،و واقعا دیگه بریده بودم و دستم به هیجا بند نبود.اما حق با من بود.اوایل کووید بود.به یه مقطعی رسیدم که نشستم به خدا گفتم که من دیگه هیچ کاری از دستم بر نمیاد و خودت این پرونده رو درستش کن.حتی جلسه آخری دادگاه هم نرفتم.تا اینکه قبل از عید یا بعد از عید بود.قبل از ظهر دیدم گوشیم زنگ خورد.جواب دادم و گفت من فلانی هستم قاضی پرونده شما.گفت چرا وکیل نگرفتی.گفتم وکیل من خداست و اگر نتونه به اندازه یه وکیل کار انجام بده،من اینجور خدایی رو نمیخوام.قاضی گفت سیر تا پیاز قضیه رو بگو ببینم قضیه چیه.و من بدون اینکه نتیجه برام مهم باشه سیر تا پیاز رو گفتم و تقریبا ده دقیقه ای صحبت کردیم.آخرش هم قاضی گفتن که اوکی من جوابم رو گرفتم.چند روز بعدش هم متوجه شدم رای به نفع من صادر شده و پرونده بسته شده و حتی حق هیچگونه اعتراضی هم روی رای قاضی نبود.یعنی تمامه تمامه تمام.

    هروقت میخوام یک کاری انجام بدم هی این مورد میاد توی ذهنم که روی کاغذ همه چیز علیه من بود.اما خداونده که کارها رو انجام میده و قاضی اونه.اون دلها رو نرم میکنه.اون افراد رو سر راه من قرار میده.اونه که کارهای من رو انجام میده نه وکیل و دیگران.

    خدایا شکرت

    سپاسگزار استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و همه دوستان

    شاد و خوشبخت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  10. -
    حسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 3317 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استادان نازنینم ودوستان گلم

    الهه هستم

    یک زمانی همسرم و من یک شرکی بزرگ داشتیم و کسی رو از نزدیکانمون که بهمون قول داده بود کاری رو براش توی زمینه مورد علاقه همسرم پیدا کنه و ما هم خیلی زیاد روی قولش حساب کردیم و سه ماه تمام ما سرگردان و حیران این قوله و حساب کردن روی این آدم بودیم تا اینکه همسرم دیگه ارتباطش رو با این آدم درحد سلام و خداحافظ کرد و روی نیازمون شد خداوند و خداوند هم طبق ظرف وجودیمون شغلی رو سر اهمون گذاشت که خیلی جلو افتادیم و بعد این قضایا هرجا کسی میخواد قولی به ما بده که کاری می‌کنه برامون دراین زمینه درس بزرگی گرفتیم که روی قول و قرار دیگران اصلا حساب باز نکنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: