توحید عملی | قسمت ۳ - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

851 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 1900 روز

    روز چهلم

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام

    امروز چهلمین روز است که با شروع پروژه تغییر من گفتم چهل کامنت در این سایت می گذارم. اتفاق های خوب و خیری پیش امد که برخی روزها نتوانستم کامنت بگذارم و طول مدت این چهل کامنت بیشتر از چهل روز شد. اما خدا رو شکر چهل کامنت گذاشتم.

    امروز در ادامه فایلهای هدیه در دسته مهمترین رابطه ما با خداوند توحید عملی 3 و 5 را گوش کردم. رابطه ما با خداوند

    چقدر این فایلها خوب و عالی و سرشار از آگاهی است.

    در فایل توحید عملی 3 درمتن فایل خانم شایسته عزیز نوشته بودند

    صادقانه با خود خلوت کنید و ببینید در کدام جنبه‌های مالی زندگی‌تان، هنوز چشم امیدتان به «غیر از خدا» است؟

    کجاها منتظرید که وام جور شود، فلانی قرضش را پس بدهد، ارثی برسد یا شانسی در خانه شما را بزند تا مشکلتان حل شود؟ این نقاط، همان پاشنه‌های آشیل شرک‌آلود شما هستند.

    اصلا فکر نمی کردم این نوع فکر کردن یعنی چشم امید به غیر خدا داشتن. نمی دانستم اینکه فکر کنیم فلانی قرضش را بدهد یا شانسی اتفاقی در خانه را بزند هم نوع افکار شرک آلود است. در حقیقت اگر مثلا شانسی سبب می شد که پولی وارد زندگیم شود را از جانب خداوند می دانستم یا اگر کسی که پول ازش بخواهم قرضش را پس بدهد باز مسببش را خداوند می دانم.

    به همین دلیل کمی درکش برایم سنگین بود که یعنی من چشم به غیر خدا دوختم. در حقیقت من منشا همه را خدا می دانستم ولی مشکل از آنجاست که من تنها راه رسیدن به فلان خواسته، مثلا خرید ماشین را همین راهها می دانم و در واقع بقیه راههای ممکن به ذهن من خطور نمی کند و می بندم. یعنی به خداوند اجازه نمی دهم از راهی که خودش می داند و بهتر است من را به خواسته ام برساند.

    بله من مثلا اگر بخواهم ماشین بهتری بخرم در ذهنم این است که اینقدر پول دست فلانی دارم. این ماشین را هم می فروشم و بعد هرچی این طرف و آن طرف جمع می کنم تا بتوانم آن ماشین را بخرم.

    در فکر من منشا همه این نعمتها خداوند است اما شاید راه آسان تری هم باشد. یا به قول استاد اگر باورم به فراوانی بهتر باشد شاید بشود بدون اینکه این ماشین را بفروشیم اتومبیل دیگری بخریم.

    در حقیقت من دستان خداوند را حذف می کنم یا خدایی که در ذهنم می سازم کوچک می کنم به اندازه خواسته ام کوچکش می کنم.

    خدایی که می تواند به دیگران چندین اتومبیل ببخشد با دست و دلبازی تمام با باورهای محدودکننده من باید تمام زورش را بزند از همه جا پولهایش را جمع کند و این ماشین فعلی را هم بفروشد تا یک اتومبیل بهتر بخرد.

    خدایی که در ذهنم است به اندازه ظرف من کوچک می شود یا به قول استاد برخی افراد با تقلا و سختی به چیزی می رسند. چرا؟

    چون که بهتر از آن راه را نمی توانند تصور کنند. با عقل و منطقشان جور در نمی آید. چگونگی اش را نمی دانند. اگر حساب می کنند روی تمام دارایی های موجود اکنون حساب می کنند نه روی قدرت و ثروت بی نهایت خداوند.

    به همین دلیل ظرفشان خیلی کوچک می شود و ثروت خیلی قطره ای و اندک درون ظرفشان قرار می گیرد.

    چقدر این نکته ظریف بود. فکر می کردم وقتی همه نعمتهایی که دارم را از خداوند می دانم شرک نمی ورزم. نه شرک نیست بلکه خدایی کوچک و محدود را برای خود می سازم وقتی باورهای محدود کننده و ضعیف دارم.

    خدای محدود در حقیقت نوعی شرک است خدایی کوچک است با قدرتی محدود.

    باید افق دیدم را بزرگتر کنم. باید بلندپرواز تر فکر کنم. باید بیشتر بخواهم. باید بزرگتر بخواهم و البته باید بتوانم ذهنم را از چگونگی ها پاک کنم.

    ذهنم را از چگونگی ها پاک کنم در حقیقت یعنی توکلم را بیشتر کنم. ایمانم را به او بیشتر کنم. اعتماد کنم که او می تواند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    فریبا گفته:
    مدت عضویت: 3371 روز

    سلام استاد

    وقتی که گفتید دوست دارم به خاطر هدفم بمیرم در واقع شهید بشم ، گفتید: هر انسانی باید یک روزی بمیره چه هدفی بالاتر از این که انسان به خاطر هدفش بمیره ، نمی دونم چرا به طور ناخودآگاه امام حسین (ع) به ذهنم اومد و جواب همه ی سوالات خودم را در واقعه کربلا به نوعی گرفتم ، من فکر می کنم امام حسین هم همین طرز تفکر را داشت البته فکر کنم درست باشه

    چون حضرت زینب (س) آن روز فرمودند: فقط زیبایی می بینم ، منظور حضرت زینب به جنگ و خونریزی ها نبود بلکه بانو زینب چیزی فراتر از این دنیای مادی را در آن روز به چشم دیده بود ، بانو پیوستن برادرش و یاران وفادارش را به خداوند دیده بود ، پاداشی که در آن دنیا به خاطر اشاعه توحید به خاطر اشاعه شجاعت ، حرکت به سمت هدف داشتند را در آن لحظه ها میدید. و همه ی اینها در آن لحظه زیبا بودند

    دوستتون دارم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    علی شهناز گفته:
    مدت عضویت: 1423 روز

    بنام رب بی نهایت بخشنده و بی حساب روزی دهنده من

    سلام استاد جانم

    مشخصات انسان توحیدی

    باور این که فقط و فقط یه قدرت در هستی وجود داره که ما میگیم خدا

    این تنها قدرت بر خودش واجب کرده هر لحظه هدایت همه موجودات رو

    شرط دریافت این هدایت اینکه که باور داشته باشیم

    بعد دریافت این هدایتها با ایمان عمل کنیم

    استاد منم با انسان توحیدی واقعی فاصله زیاد دارم و در مسیر پیشرفت هستم منم مثل بقیه بچه ها با مثال 206 فهمیدم در زمینه ثروت این مدل شرک زیاد داشتم همیشه فکر میکردم باید یه فرد پولداری پیدا بشه بهم پول و ثروت بده نمیدونم چرا فکر نکرده بودم بنده خدا خودت مستقیم از خدا بخواه به خودت بده

    حالا فهمیدم که ثروت هم جدا از خدا نیست به شرط باور

    باورهامو درست کنم خدا به شکل ثروت میاد تو زندگیم

    تصمیم میگیرم خودمو نزدیک کنم به ایده ال که خدا میباشد خودمو نزدیک مدار خدا کنم تا پر بشم از ثروت

    استاد به قول شما

    همه چی توحیده

    همه چی باوره

    چقدر من به باورهای توحیدی نیاز دارم

    برنامه دارم تا لحظه مرگم در زمینه باورهای توحیدی کار کنم و الگوی من تو این زمینه استاد عباس منش و حضرت ابراهیم هستش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    سعید راد گفته:
    مدت عضویت: 1669 روز

    🟥به نام رب وهاب🟥

    اینم یه نشونه دیگه برا خرید و حضور محصول هم جهت با جریان خداوند

    خدایی که به استادم همه چیز داد به منم همه چی میده

    چه همزمانی قشنگی موقع دیدن این جلسه و صحبت راجب توحید و نزدیکی به اخر سال و سال جدید هم در فایل و هم در واقعیت برامنه

    و خدایی که همه چیو قشنگ میچینه

    اون جلو جلو رفته مسیرو باز کرده اب و جارو کرده فرش قرمز انداخته خوشگل موشگلش کرده تا من برسم

    چقد دارم به نسخه ی بهتر خودم نزدیک میشم

    توی سال جدیدی که با دوره ی خدا شروع باشه معلومه که تهش چه درهای نعمت و ثروتی به روم باز میشه

    سالی که نکوست از بهارش پیداس

    من دوره های مختلفی خریدم به غیر از دوره های که از این جا خریدم یه سری دوره ها برای بیزینس خودمم خریده بودم و برا همشون خوشحال بودم وکلا خیلی راحت برا اموزش خودم پول پرداخت میکنم و قلبم ارومه

    ولی دیشب برا حضور تو دوره ی هم جهت با جریان خدا ذوق ذوق داشتم این ذوق ذوق یه چیزی فراتر از خوشحالی بود دیشب از شدت ذوق خابم نمی‌برد فقط میخاستم زود صب شه این دوره رو بخرم

    انرژی عجیبی داشت خیلی عجیب ته ته ته دلم خیلی قوی یه صدایی میگفت این دوره رو انگار برا من ساخته استاد برو توش شروع کن

    این دوره اجیین شده با اخر سال و شروع سال جدید و شروع کسب و کار جدیدم و شروع یه سعید دیگه اسم خدا تو هر فایلی باشه که خیلی قدرت عجیبی داره خودش میکشه منو میبره دقیقا مثل اهنربا

    خیلی خیلی خوشحالم از اولین جلسه ی این دوره زیبا همراه میشم و هدف گذاری من قبل این ک سال جدید شروع بشه این دوره خودش هدفارو کنار هم جور میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    Farnazq گفته:
    مدت عضویت: 3156 روز

    استاد عزیزم

    وقتی رسیدم به صفحه این فایل بعضی جمله ها رو درک نمی کردم نمیدونستم چه آگاهی هایی قراره از این فایل بگیرم بعضی جمله ها رو درک نمی کردم و با خودم گفتم یعنی قراره چه نکته ای جدیدتر از این فایل بگیرم چه باورهای ناب تر و چه آگاهی های بیشتر

    الان که این فایل دیدم دارم به خدا میگم خدایا میخوای من رو به کجا ببری تا کجا ببری چه آگاهی های نابی چه باور های قدرتمندی قراره بهم بگی

    نمی خوام اغراق کنم نمیدونم حرفم درسته یا نه اما حسی مثل پرواز دارم تشبیهی از معراج

    انگار که به آسمون ها سفر کردم

    نمی دونم چی شد چه نکته ای در دل این فایل برای من پیدا شد

    اما به جرات می تونم بگم منه قبل از دیدن این فایل با منه بعد از دیدن این فایل کاملا غریبه س. هنوز شوکه م . مثل کسی که راز بزرگی رو کشف کرده باشه

    شاید حس انیشتین بعد از دستیابی به بهترین فرمولش

    اما میدونم این پایان ماجرا نیس ولی اینکه تا کجا قراره پرواز کنم رو ….. در حیرتم

    استاد عزیزم مثال های شما دقیقا مثل خود الان من بود

    منم همیشه فکر میکردم آرزوهام از طریق دیگران باید برآورده شه

    و به بهانه اینکه دست خدا رو باز بزارم و براش تعیین و تکلیف نکنم نمی خواستم با خودم رو به رو شم

    نمی خواستم به احساس شرک خفی درونم پی ببرم

    نمی خواستم به باور لیاقت و توانمندی های خودم رجوع کنم

    اصلا از گفتن کلمه منم می تونم … زبانم سست میشد

    یا با درون تهی میگفتم و باور قلبی نداشتم

    میدونم که باید خیلی کار کنم و استمرار داشته باشم و این مهمترین نکته است برای من که استمرار و تمرین داشته باشم چون باور های محدودمون ریشه ای است و جهادی اکبر لازم داره

    استاد وقتی شما گفتین چرا من خودم نتونم که اون ۲۰۶ یا هرچی میخوام رو فراهم کنم

    اره منم گفتم دقیقا منم. چرا من نتونم

    چرا همیشه منتظر بیرونم

    چرا هیچ وقت به بهانه توحید و تواضع نخواستم که منم واقعا بتونم

    انگار همه چی رنگ دیگه ای به خودش گرفت

    مثل خونی که در رگ هام جریان کنه

    من حس قدرتمندی رو در وجودم حس کردم

    حتی پلک های همیشه خسته م وا شده بود

    شاید ترسیده بودم

    یا حیرت زده و یا بهتره بگم شگفت زده شده بودم از این آگاهی

    یکی از اشکالاتی که در خودم پیدا کردم این بود که من فکر میکردم اگر قدرتمند باشم اگر من هم بخوام و بگم می تونم اون حس قدرت همان غرور و تکبر هست و این خلاف خاکی بودن و تواضعی بود که یکی از ارزش ها و ویژگی های شخصیتی خودم میدونستم

    اما بعد سعی کردم برا خودم مثال بیارم

    شاید این تواضع در واقع تواضع نبوده بلکه حس بیچارگی و عدم عزت نفس بوده که تو به اشتباه تفسیرش کردی

    میدونم که هنوزم خیلی گنگ و گیجم و باید با خودم روشن بشم با مثال آوردن ها و باور های محدودم رو شناسایی کنم

    و در یک کلام و بسیار زیبا باید رابطه یکتاپرستی و ثروت رو در ذهنم خوب کنم

    و این ترس شرک آلود که اگر بگم که من هم می تونم شرک ورزیدم و قدرت رو از آن خودم دونستم نه خدا

    اما من اشتباه برداشت کرده بودم

    خدا می تونه از طریق من ببخشه

    من می تونم دستی از دستان بینهایت الله باشم

    من هم می تونم گوشه ای از قدرت بی نهایت الله در این جهان باشم

    و خدا می تونه از طریق من جهان رو گسترش بده

    حتی انگار جنس آرزوهام هم تغییر کرده

    قبلا تموم آرزوهام حول دیگران می چرخید خدمت به دیگران کمک به دیگران برای گسترش جهان

    شاید در ظاهر همه چی درست و معنوی و زیبا بود

    اما در دل خود باور عدم لیاقت رو داشت

    چون خودم و خوشبختی خودم در راس و مرکز نبود یا نمی خواستم بهش فکر کنم

    الان حس میکنم بالاترین وظیفه ای که دارم قبلا از خوشبخت کردن دیگران کمک به خوشبختی خودم هست .

    که اگر خودم به خوشبختی برسم خود بخود دیگران را هم در بر میگیره انگار که زیر مجموعه ش هست

    الان ارزش آرزوها و خوشبختی خودم رو بسیار فراتر میدونم

    شاید فردا باز هم آگاهی های بیشتری و ناب تری رو یاد گرفتم نمیخوام رشدم رو محدود کنم میخوام اجازه بدم خدا من رو با خودش تا هرجا که میخواد ببره و من عاشقانه این سفر رو طی کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    ندا گفته:
    مدت عضویت: 1821 روز

    سلام به استادای نازنینم و تمام هم فرکانسی های عزیزم

    این فایل توحیدیییی رو گوش کردم، از ی قسمت ب بعدش دیگهه کلاااا رفتم تو رویا و تجسم کردن خودم تو شرایط و موقعیت هایی ک چندین سااله دوست دارم بدسشون بیارم اما بخاطر باورهای نامناسبم هنوز موفق نشدم، اونجای فایل ک استاد گفتن من همه چی داشتم اما نوبت ثروت ک شد باوراشون چون درست نبوده، همش خواسته شون این بوده ک از طریق بقیه به خواستهای مالیشون برسن مثل ماشین 206، متوجه شدم دقیقققا منم همین بودم، منم اگه تا الان به خواسته چندین ساله ام نرسیدم بخاطر باورهای خرابم بوده که نه حتما باید یکی باشه و ب شرایطی بقیه برام فراهم کنن ک من به خواستم برسم. و ی علت بزرگترش بنظرم ترس داشتن و رسیدن به اون خواسته به تنهایی بوده ک اگه تنهایی من مهاجرت کنم بعد قراره چطوری از پسش بربیام!؟ ک همه اینها بخاطر باورهای شرک الوده. چون وقتی خدا رو باور کنیم. خدا همه چی میشه، خدا رفیق میشه، خانواده میشه، ثروت میشه، شادی و سلامتی و پناه میشه و چیییی بالاتر از این ک خدا همههه چیه.

    خدا ارامش میشه، خدا سفر میشه، خدا عشق میشه. خداست ک راه ها رو باز میکنه، دستاش رو میفرسته و عشق و شادی رو تو زندگیم جاری میکنه.

    دیشب خواب دیدم ک با یکی از دوستام ترکیه رفتم و اینقد صبح حالم خوب بود ک حتما این الهامه ک قراره ب زودی ب این سفر هدایت بشم، اما یهو نجوا اومد ک نه بابا چون تو دیشب داشتی با دخترعمت در مورد سفر به ترکیه حرف میزدی خوابشو دیدی! اما وقتیکه روی نشانه روزم زدم و این فایل بینظیر رو دیدم و گوش دادم، اونجا ک استاد گفتن به ی سفر به سمت ترکیه همراه با خانوادشون هدایت شدن. قلبم اینقد باااز و اییینقد حس و حالم خوب شد چون ک دیگه مطمعن شدم اون خواب ی وهم نبوده و خود خود الهام بوده ک قراره من ب زودی برم،

    همین الان ک درحال نوشتن کامنت هستم پیام هزینه تورهای سفر به شهرهای ترکیه برام اومد. اگه همه اینها نشونه نیست پس چی میتونه باشه؟! اگه کسی بعد این همه نشونه باور نکنه پس یقینن به خدا باور نداره، چجوری و چ زمانی این سفر انجام بشه رو نمیدونم ولی ب خدا باور دارم و به این الهام باور دارم ک حتما تو همین امسال اتفاق خواها افتاد همونجور ک سفر دبیم رو خیلیییی یهویی برام همه چیزش رو مهیا کرد

    عااااااشقتم خدااااجونم چون تو همهههه چیزمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1145 روز

    ممنون استاد چقدر زیبا و خالصانه صحبت کردین

    از اینکه خدا را پیدا کزدین اما بعد برای ثابت کردن به بقیه حتی ثروت هم خلق کردین

    دیروز دقیقا داشتم به همین فکر میکردم من روابط عالی خلق کردم اما پول را نه

    پولیکه مدنظرمه نه اینکه کلا پول نباشه خداروشکر خونه و ماشبن و… داریم اما اون حد از ازادی در ثروت هنوز کسب نکردم

    بعد دقیقا رسیدم به جاییکه دیدم من همیشه باورهام در مورد روابط اینه که عشق بدون پول هم میشه

    لازم نیست پولدار باشی و میشه پول نداشت خوش بود و رابطه عاطفی مهم عشقه و پول اهمیت نداره

    بعد فهمیدم چرا ما با عشق زیاد زندگی میکنیم اما هر بار به مشکل مالی میخوریم چون دقیقا باور من اینه با عشق باید زندگی را ساخت و در سختی ها کنار هم بود و الانم دارم تجربش میکنم با هر شرایطی کنار همیم

    من باید بجاش بگم میشه در کنار ثروت عشق هم داشت میشه فقط خوش بود در خوشی ها کنار هم بود چه لذتی بالاتر که با عشقت بری سفرهای خارجی، چه لذتی بالاتر که با عشقت بری خرید و حسابی خرید کنی چه لذتی بالاتر که با عشقت خونه های عالی داشته باشید و هر بار برای تنوع یک منطقه زندگی کنی چه لذتی بالاتر سوار ماشین عالی بشید و بزنید به دل جاده، چه لذتی بالاتر تو بهترین سواحل دنیا کنار عشقت باشی، چه لذتی بالاتر که عشقت انقدر پولدار باشه که هر چی اراده کنی برات بخره، چه لذتی بالاتر که عشقت با جشنهای لاکچری سورپرایزت کنه، چه لذتی بالاتز که حسابی با هم بگردید و بچرخید و عشق کنید

    باید روزانه اینها را برای خودم بگم تا ذهنم بپذیره میشه با عشقت همراه با پول فراوان فقط لذت برد و لذت برد و لذت برد

    ممنون استاد که هر بار از صحبتهای شما من باگهای ذهنیم پیدا میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    محبوبه سما گفته:
    مدت عضویت: 1638 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه خونواده فوق العاده ام که اینجا توی این سایت باارزش ، خداوند به من هدیه داده. عاشقتونم

    در ابتدای صحبتتون گفتید که دوست داشتین کسی بیاد و بهتون هدیه ماشین بده من میخاستم در این مورد بگم که من هم در ابتدای سال ۱۴۰۱ همین رو به خدا گفتم که عشقی رو تجربه کنم که اون یک ماشین بهم هدیه تولدم بده. و مدتی هم روش کار میکردم. یهو نمیدونم چی شد که خدا هدایتم کرد و واضح کرد برام که هدفم رو اشتباه انتخاب کردم .

    با خودم صحبت کردم و البته با خدای خودم گفتم مگه من نه اینکه خالق زندگی خودم هستم چرا خودم ماشین نخرم و منتظر یک نفر بمونم که بیاد و بهم هدیه بده . و باورتون نمیشه ماشینم رو تجسم کردم و خواستم که تکاملم رو طی کنم همون اول نگفتم یه ماشین خیلی خفن داشته باشم .

    تجسم کردم و گفتم من میتونم و باور دارم که قدرتش رو خداوند بهم میده . از طرفی جایی خوندم که وقتی انسان یه خواسته داره اون موجود میشه فقط باید باوراتو درست کنی.

    من روی خودم کار کردم و خدا میدونه چیزی که برام دور از ذهن بود برام قابل لمس شد جوری که پشت پنجره اتاقم ماشینمو میدیدم که پارک شده و گاهی باهاش صحبت هم میکردم .

    من توی اردیبهشت همین امسال بدون قرض و توسط پولی که خودم خلق کرده بودم ماشین خریدم و خدا و دستانش در همه مسیر کنارم بود .

    خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم که تمام نشونه هارو دیدم و خدارو و کمکش و اینکه اون بود که من تونستم ماشین بخرم و خواسته اشتباهم رو واسم روشن کرد .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    محبوبه سرداری گفته:
    مدت عضویت: 1631 روز

    به نام خالق یکتا

    سلام و درود بر استاد عزیزم وخانم شایسته گرامی

    واقعا از این فایلهای توحیدی لذت مبرم واحساس وصف ناپذیری دارم و امید در دل من زنده می شود

    چقدر زیباست شخصیت توحیدی داشتن وبا خدا بودن در همه لحظات زندگی.

    ایمان به نیرویی که همیشه با من هست ومرا دوست داره ومرا هدایت میکنه واز شادی وخوشحالی و ثروتمند شدن من لذت می بره وبه من کمک میکنه

    نیرویی که قدرت خلق زندگیم را به خودم داده تا با باورهای درست وافکارم زندگیم را خلق کنم واین بستگی به خودم داره که کدوم راه را انتخاب کنم که چه فرکانسهایی را به جهان ارسال کنم

    ممنونم از استاد مهربانم که مرا با خدایی آشنا کرد که سراسر عشق ومهربانی وعدالت است.

    خدایی که با داشتنش همه چیز براحتی برای من مهیاست.

    خدایا شکرت که مرا به این مسیر هدایت کردی که به افکار شرک آلود گذشته ام پایان دادم ودیگه هیچ چیزی را از کسی گدایی نمی کنم بلکه با عزت و اقتدار از خودت درخواست میکنم وتو با عشق بی پایانت در اختیارم قرار میدهی

    ای خدای بزرگ من هر روز می نویسم وتکرار میکنم که خدایا تنها تو را می پرستم وتنها از تو یاری می خواهم

    سپاسگزارم از شما استاد توحیدی عزیزم که تاکنون کسی به این زیبایی در مورد توحید برایم صحبت نکرده بود .دوستون دارم درپناه خدا سالم وسلامت وشاد وثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1299 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام خدمت تمام عزیزانم

    اجرای توحید درعمل

    خدایا شکرت که در مدار این آگاهی ها هستم و میتونم دریافت کنم به اندازه ی مداری که توش هستم ،

    استاد جان وقتی مثال 206زدی به این فکر کردم که چقدر باور هاتون درمورد ثروت ایراد داشت ، هرچند خودتون صادقانه تو‌چندین فایل گفته بودین که خیلی باور هاتون ایراد داشت درمورد ثروت و پول اما با فکر کردن به این مثالی که زدید من تازه به عمق فاجعه پی بردم ،و فهمیدم که چقدر درمورد ثروت ایراد داشت باورهاتون و شرک آلود بود ، و بعد از فکر کردن به اون ،به این فکر کردم که چه تعهدو اشتیاق و انرژی خرج کردید که وضعیت مالیتون کن فیکون شد واقعا ، شخصی که حتی تصورشم نمی‌کرد که روزی یه 206بخره و تصویر سازی میکرد که یکی بهش هدیه بده ،و این نشون میده که در مورد ثروت چقدر عدم احساس لیاقت وجود داشت و چقدر شرک آلود بود باورها ،و چه تعهد عظیم و همه جانبه ای به راه انداختین برای تغییر این باورها ،و البته با آگاهی از قانون و ایمان به اینکه خدا می‌تونه بده ، و ساختن این باور که اگر من روباورهام کارکردم و خدا بهم سلامتی داد ،بهم معنویت داد ،بهم روابط خوب داد به خاطر نگاه توحیدیم و درخواستم فقط از خودش ، پس همین کارو میام رو ثروت انجام میدم ، میام در مورد ثروت باورهای خوب می‌سازم و ثروت وارد زندگیم میشه ،چون ثروت جدا از اون نیست ، و من چقدر تحسینتون کردم بابت اراده و تعهدتون برای تغییر باورهای مالیتون و البته که اشتیاق سوزان برای ترویج توحید و یکتا پرستی همه ی این کارها و براتون ساده و لذت بخش کرد .

    شخصی که الان ارزونترین وسیله نقلیش از بزرگترین آرزوش گرونتره ، و نشون میده که چه فاصله فرکانسی بزرگی طی شده با تکامل درمورد باورهای ثروت آفرین و چقدر با مثال این 206پی بردم به منظورتون درمورد اینکه چقدر باورهاتون مخرب بود درمورد ثروت و چه مسیری طی شد برای تغییر این باورها و به قول خودتون چه ریشه هایی ساخته شده ،

    ومن چقدر امیدوارتر شدم که خدارو شکر باورهای به گونه ای هست که هر چیزی رو میتونم تصور کنم که خودم بهش میرسم ،خودم میخرمش و خودم هردستاورد بزرگی رو قادرم رقم بزنم و اینو مدیون خدای مهربانم و بعد شما استاد عزیزم هستم که کلی آزمون و خطا کردید تا هم خودتون خوشبخت زندگی کنین در دنیا و آخرت هم مسیرو برا ما کوتاه کنید و اصل و از همین ابتدای مسیر مون به ما بگید تا اون خطاها و فرع ها تکرار نشه ، خدایا شکرت بابت باورهای ثروت سازم که هرروز بهتر و بهتر میشوند و هرروز کانال ورود پول به زندگیم بزرگتر و بزرگتر میشود ، خدایا شکرت و سپاس گزارم که به من فهماندی که باید تنها و تنها ازخودت بخوام ولاغیررررر ،سپاس گزارم که به من فهماندی مشرک بدبخت ترینه و گناهش نابخشودنی ،چرا که قدرت های خودشو و تورو از یاد برده و دستش جلو اینو اون درازه و هیچوقت به گدا پول خوب نمی‌دن ،

    خدایا هدایتم کن یه سمت ساختن و بهبود باورهای قدرتمند کننده و توحیدی و ثروت آفرین ، خدایا تو هدایت کن تو به من بگو ،من تسلیمم تو‌منو ببر .

    تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم .

    در پناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: