توحید عملی | قسمت ۳ - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

851 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Mojtaba Hasani گفته:
    مدت عضویت: 906 روز

    توحید عملی بخش 3

    به نام خدایی که هم رفیقته و هم اربابت.

    خدایی که میگه دوستی با من ، تو رو از ترس و غم رهایی میده.

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش عزیزدلم ،

    همه خانواده عزیز و دوست داشتنیم در این سایت توحیدی.

    قبل از شروع به نوشتن ، اینبار گفتم میخوام برم یجایی بشینم ، آروم ، جایی که برات آرامش داره ، اول ذهنم گفت الان گرمه فلانه ، گفتم من فقط میخوام با تو لج کنم ، اصلا تو بگی آب بخور الان تشنته ، اگر تشنمم باشه ، نمیخورم..

    خلاصه الان جایی نشستم که توی طبیعت ، تو هوای آزاد ، حس میکنی کولر روشنه…

    خدایا شکرت….

    هدفگذاری.

    با درک قانون ، با باور درست ، برای یکسالت ، یکماهت ، برای یه فصل ، هدف گذاری کن.

    برو یجا ، مثه همینجایی که الان نشستی ، و احساستو خوب میکنه ، بشین ، و شروع کن به نوشتن ، هدف هاتو از روزانه ، هفتگی ، ماهانه ، فصلی ، سالانه ، بلند مدت ، بنویس.

    و تعهد بده که روی خودت کار کنی ، باورای مناسب و هم جهت با خواسته و هدفتو بسازی ، کارایی که باید برای رسیدن به هدفت انجام بشه رو انجام بدی ، کارایی که نباید انجام بدی رو انجام ندی.

    هر موقعیتی ، هر هدفی که داری ، یه شخصیت داره ، یه سری رفتار ها ، حرفا ، اصلا طرز لباس پوشیدن ، راه رفتن ، برخورد با خودت و دیگران ، عادت های رفتاری و اخلاقی ، یک سری حدود و مرز ، داره ، سعی کن اینا رو پیدا کنی و بنویسی ، از چه طریق ؟

    از طریق دیدن افراد موفق ، توی اون حوزه و توی حوزه های دیگه.

    سعی کن خودت رو اون آدم مناسبه کنی ، تا دریافتش کنی.

    بقولی :

    بجای اینکه سعی کنی پروانه ها رو به سمت خودت جذب کنی و دنبالشون بدویی ، سعی کن یه باغ زیبا درست کنی ، اون موقع پروانه ها خودشون به سمتت جذب میشن.

    شخصیتت رو زیبا کن ، جهانت رو زیبا کن ، تا زیبایی ببینی.

    توی هدف گذاری ، موقع نوشتن اهداف و خواسته ها ، سعی کن با نگاه و باوری بنویسی که رسیدی بهش ، با باوری که خدا حمایتت میکنه ، با باور امکان پذیری به خواسته ها ، نعمت هایی که دریافت کردی رو با خودت مرور کن ، تا راحت تر بتونی بنویسی و از خدا هدایت و اجابت بخوای ، با این باور که من از خدا میخوام ، برای رسیدن به این اهداف ، فقط روی قدرت خدا حساب میکنم ، و اگر بتونم اینطور عمل کنم ، لاجرم خدا منو اجابت میکنه.

    با نوشتن مثالهایی از رسیدن به خواسته های حتی کوچیکت ، باور امکان پذیری رسیدن به خواسته ها رو در خودت ایجاد کن.

    فرمول موفقیت و رسیدن به خواسته ها :

    1-خواسته ها و اهدافت رو با جزئیات و دقیق مشخص کن.

    2-باور های مناسب و هم جهت با اون خواسته رو در خودت ایجاد کن.

    3-اقدامات لازم رو انجام بده و کارایی رو که نباید انجام بدی و وقت و انرژی و هزینت رو هدر میده انجام نده.

    4-احساس خوبت ، امیدت ، توکلت ، صبر ، ایمانت رو حفظ کن ، و باور داشته باش که این احساس خوب ، نتیجه ای جز اتفاقات خوب نداره.

    تمام آرزوها ، تمام اهداف ، تمام خواسته ها ، تمام رویاها دست یافتنیه ، اصلا به دلیل به ذهن شما رسیده که دست یافتنی بوده.

    من با رسیدن به هر خواسته ام ، به پیشرفت جهان کمک میکنم.

    من دستی از دستان خدا میشم که با رسیدن به آرزوهام و خواسته هام ، دیگران به خواسته هاشون میرسن ، و برعکس.

    من با رسیدن به خواسته هام جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن میکنم ، هم برای خودم و هم برای دیگران.

    خواسته ها و داشته ها محدود نیست ، میشه از هرچیزی هرچقدر که بخوایم داشته باشیم.

    ذهن میگه نمیشه و ممکن نیست ، اما روح به فراوانی باور داره و همه چیز رو نامحدود میبینه که هست و امکان پذیره.

    قانون و اصل جهان هستی :

    هیچ خواسته و رویایی در شما متولد نمیشود ، مگر اینکه توان و قابلیت تحقق آن از قبل در شما ایجاد شده باشد.

    از دیدگاه روح (خداوند) بهش نگاه کن.

    اینکه برای رسیدن به یه خواسته ، به یه هدف ، دیگران رو دخیل بدونیم و فکر کنیم خداوند از طریق اون فرد این کارو برای من میکنه ، اون ثروت رو به من میده ، این شرکه.

    این بستن دست های خداوند برای اجابت خواسته هاته.

    این نادیده گرفتن قدرت خلق درونیته ،

    این باور به عدم احساس لیاقته ، که تو نمیتونی و اون میتونه ،

    همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم.

    این باور و دیدگاه ، اینو نقض میکنه.

    و چرا واقعا؟

    چرا ما همچین ، چرا منم ، همینطور فکر میکنم بعضی اوقات؟

    فکر میکنم که خب من توی این مسیری که میرم ، یه مسئله ای رو از یکی حل میکنم ، و اون به من بخاطر پاداش اینقدر پول میده.

    میگه خب من میخواستم این زمینمو بفروشم و خرج کنم برای فلانجا ، الان تو مشکل منو حل کردی ، دمت گرم ، هزینه فروش این زمین برای تو و اینم چِکش…برو حال کن…و منم تعارف میکنم که نه بابا من کاری نکردم ، وظیفه بوده و این گفتگوهای ذهنی مخرب.

    گفتگوهایی که به ظاهر قشنگه ، به ظاهر خوب و خداپسند و انسان دوستانه اس ، اما ریشه هاش معیوبه.

    اینکه فکر کنی پیش خودت ، که من به جایی میرسم که فلان کارو برای فلانی میکنم و براش جبران میکنم .جبران چی؟

    مگه نمیگی که افراد ، شرایط ، اتفاقات ، همه و همه دستانی از دستان خداوند هستند برای اینکه به تو کمک کنن؟

    مگه نمیگی ، همه ما به یک اندازه به خداوند و نعمت هاش دسترسی داریم.

    مگه نمیگی ، نه تو تاثیری در زندگی دیگران داری و نه دیگران در زندگی تو.

    شرک یعنی اینکه من کاری رو برای دیگران انجام میدم ، یا دیگران کاری رو برای من.

    پس نقش خدا این وسط چیه؟

    خودت رو از خدا جدا میدونی ؟ میخوای کار خدا رو انجام بدی؟

    نه اینطور نیست.

    تو روی خدا حساب باز کن ، تو از اون کمک بخواه ، تو جهان خودت رو زیبا کن ، تو از دید روح به مسایل و دنیا نگاه کن ، تو خودت رو وارد مدار نعمت و زیبایی کن ، دیگرانی که توی مدار تو باشن ، از ویژگی های خداگونه ای که تو در درونت ساختی ، بهره میبرن ،

    تو با رسیدن به خواسته ها و اهدافت ، جهان رو جای بهتری میکنی برای زندگی کردن.

    تو با رسیدن به خواسته هات ، دستی از دستان خداوند میشی برای اینکه دیگران به خواسته هاشون برسن.

    و این رابطه برعکس و متقابله. به چه شرطی؟ به شرطی که تو بخوای.به شرطی که اونا خودشون بخوان.

    تو قدرتی در تغییر زندگی و تاثیرگذاری روی زندگی دیگران نداری ، و برعکس.

    هرچقدر هم که باورها در مورد ثروت ، سلامتی ، روابط ، عشق ، شادی ، افراد بد و نامناسب باشه ، اگر بخوایم و شروع کنیم به ساختن باورهای مناسب در هر زمینه ای ، با خوندن تجربه های دیگران (کامنتها) ، باور کردنشون ، تایید کردنشون ، صدق بالحسنی شدن ، میشه به جایی رسید که همه این اهداف و خواسته ها محقق بشه.

    به جایی که به قول قرآن ، آسان بشی برای آسانی ها.

    خدایا شکرت…

    همه چیز باوره.

    زمانی که روی باورات کار کنی و تقویتشون کنی ، باورهای مناسب رو بسازی :

    ثروت و نعمت از همون کاری که الان داری ، وارد زندگیت میشه.

    سلامتی از همین مسیری که داری میری ، وارد بدنت میشه.

    عشق و احترام از همین جایی که هستی ، بهت داده میشه.

    مشتری های مناسب و با کیفیت ، از همین مکانی که هستی به سمت کسب و کارت هدایت میشن.

    مهارت و دانش و اطلاعات دقیق بیشتر ، از همین کتابا و منابعی که الان در اختیارت هست ، بهت نشون داده میشه و میخونی و درکشون میکنی.

    خدایا شکرت.

    باورات که درست بشه ، نیاز به فعالیت جسمی زیاد نیست.

    تغییر باورها ، یه روند تکاملیه ، و هیچ محدودیتی برای ساختن باور جدید و قوی تر نیست.

    همونطور که این محدودیت برای سلیمان نبی نبوده ، خدا همون خداست ، تغییر که نکرده.

    قوانین خداوند هم همون قوانینه ،

    برای تغییر باورها ، برای بهبود باورها ، باید همیشه روی خودت کار کنی ، ساخت باورها نیاز داره به کار کردن دائمی روی خودت ، روی ذهنت .

    ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار.

    یکی از روش ها برای سپاسگزاری از خداوند ، لذت بردن و استفاده کردن از تمام نعمت های خداونده.

    استاد میگن که :

    من توی کلاسهام هم در مورد توحید صحبت میکردم و با وجود تهدید ها ، ترسی نداشتم ، خسته نمیشدم ، انگیزه و انرژی فوق العاده داشتم برای صحبت کردن در مورد توحید و خداوند. و میگفتم من با این کار آخرت خودم رو میسازم.دنیا که اهمیتی نداره.

    به آرامش ، عشق ، سلامتی ، روابط عالی رسیده بودم ، اما از نظر مالی چیزی نداشتم.

    این موضوع خداوند ، قوانینش ، سیستمی بودن خداوند رو خیلی قشنگ نشون میده.

    خدا نمیاد بگه خب ، عباسمنش رسالتش رو فهمیده ، با من رابطه خوبی داره ، منو فهمیده ، در مورد من داره حرف میزنه و توحید رو گسترش میده.خب یه پول قلمبه ای بهش بدیم تا لذتشو ببره.

    نه ، ظرف استاد ، بقول خودشون ، جایی برای دریافت ثروت خداوند نداشته ، آخرت رو میخواسته ، خداوند هم بهش آرامش ، روابط عالی ، عشق رو داده ، آخرتش هم با این روند تضمین بوده.

    اگر استاد این تضاد مالی رو بهش بر نمیخورد ، بهش توجه ای نمیکرد و سرسری از کنارش رد میشد و به فکر نمیفتاد ، آیا الان هم همچنان در مورد توحید صحبت میکرد؟

    و اینقدر پیشرفت توی کارش ، توی موقعیت مکانیش ، آزادی زمانی و مکانیش ، اتفاق میفتاد؟

    اون موقع منی که خداوند هدایتم کرده به سمت این آگاهی ها ، چقدر میتونستم حرف های استاد رو باور کنم؟ تا کی این روند ادامه دار بود؟

    ذهنم میومد میگفت تویی که اومدی توی این سایت برای موفقیت مالی و ثروت و موفقیت بیشتر، این آقا اگر لالایی بلد بود ، خودش خوابش میبرد.

    اما الان نه ، دستش بسته اس ، میخواد چی بگه ؟

    الان فقط من میمونم و تصمیمم برای ادامه و حرکت.

    الگو میخوام؟

    استاد رو میبینم ، کامنتها رو میخونم ، نتایج دوستان از آموزه های استاد رو میخونم ، برای خودم باور سازی میکنم که اگر این فرد تونسته ، چرا من نتونم؟ اون چه باورایی داشته؟چه باورایی ساخته؟چطور عمل کرده؟

    ما به این دلیل به تضاد برمیخوریم ، تا در اون زمینه رشد کنیم.

    تضاد ها میان تا مارو رشد بدن.

    خداوند از طریق تضادها ، به ما میگه قدم بعدی چیه.(البته یکی از راه های حرف زدن با ما اینه)

    بقول اون دوستمون که تو کامنت قسمت های قبلی نوشته بود :

    آمده بودم تا میلیاردر شوم ، تو قرآن را در دستانم قرار دادی و گفتی بخوان ، راز تمام سعادت دنیا و آخرت در این کتاب نهفته است.

    بقول اون دوستمون ، شاید 95 درصد از دوستان ، که میان توی این سایت ، اولش با تضاد موفقیت مالی ، سلامتی ، ثروت ، روابط نامناسب و خراب ، افسردگی ، عزت نفس پایین و نابود ، وارد این سایت میشن.

    اینکه استاد میگه ، من بیشتر انگیزم برای ثروتمند شدن ، این بود که به جهان اطرافم بگم که اون خدایی که :

    عشق میشه و میاد توی زندگیت.

    سلامتی میشه توی بدنت.

    آرامش میشه توی وجودت.

    اگر درست باورش کنیم ، اگر با باور درست ازش بخوایم ،

    ثروت و نعمت مادی هم میشه و وارد زندگیت میشه.

    همه میگفتن تو که خدا ،خدا میکنی ، کو نتیجه ، کو پول ، کو لباس نو ، کو کفش نو ، کو ماشین جدید ، کو خونه خودت ، کو هدیه ای که برای عزیزانت خریدی ، الان چقد پول داری ، و هزاران حرفی که فقط روی پول میچرخه…

    اینا برای منم ، اتفاق افتاده…اینا تضاد هایی بوده که خداوند از این طریق به من گفته ، و گفته اینم درست کن ، بخواه ، ظرفش رو ایجاد کن ، احساس لیاقتش رو بساز ، باورای محدودت رو با باورای قوی و مناسب جایگزین کن ، در مسیر رسیدن بهش با باور درست حرکت کن.

    در مسیرش ، اون سمت خودش رو انجام داده ، شرایط اولیه رو ایجاد کرده ، نشونه هاش رو فرستاده ، اما چه زمانی بیشتر میشه؟ زمانی که من بیشتر باور کنم ، بیشتر ایمان بیارم.

    خداوند نور آسمان ها و زمینه.خودش میگه توی قرآن.علم فیزیک هم طبق نظریه شکاف ، به این موضوع رسیده که نور (فوتون های نوری) با توجه به دید ناظر ، واکنش نشون میده.

    خدا ، خودش رو طبق باور من ، طبق زاویه دید من ، با من هماهنگ میکنه.

    وقتی خدا رو باور کنیم ، و با خدا عشق بازی کنیم ، تنها رابطه مهم و اصل رو رابطه با خدایی بدونیم که همه ارتباطات ما بر پایه این رابطه ذاتی شکل میگیره ، همه چیز خود به خود درست میشه.

    وقتی باورات تغییر کنه ، نتایج تغییر میکنه ، خدا و قوانینش ثابته ، تو باید تغییر کنی.

    برای دریافت بیشتر ، با دیدن نشونه ، دائم با خودت حرف بزن ، در موردش بنویس ، گفتگو های ذهنیت رو روی اونها شکل بده ، سپاسگزاری کن خدا رو ، تا وعده خدا رو ببینی که میگه :

    شکرگزاری کنید تا شما رو بیفزایم.تا ظرف وجودتون رو گسترش بدم.

    خدایا شکرت ، خدایا شکرت که همیشه ما رو هدایت میکنی و هدایت بندگانت رو بر خودت واجب کردی.

    وقتی شخصیت شما به معنای واقعی کلمه توحیدی می شود، آنوقت به مسیری هدایت می شوی که نتیجه اش تجربه سعادت در دنیا و آخرت است و به قول قرآن، «لعلک ترضی» را به معنای واقعی کلمه تجربه می کنی.

    شخصیت توحیدی به معنای باور به اینکه:

    تنها یک قدرت، یک نیرو در جهان است ،

    و رابطه من با این نیرو همیشگی است ،( و نحنُ اقربُ الیه من حبل الورید )

    و این نیرو هدایت مرا بر خود واجب کرده است ، (انّ علینا للهدی )

    و قدرت خلق زندگی ام را در دست باورها و فرکانس های خودم قرار داده شده است ،

    (بما کسبت ایدیهم ، بما کانو یعملون ، بما قدمت ایدیهم ، بما کسبت رهینه)

    و هیچ عاملی بیرون از من، توانایی ضرر و زیان زدن یا سود رساندن به من را ندارد ،

    (و من عمل صالحاً فلنفسه و من اساء فعلیها )

    و راه سعادت دنیا و آخرت من، حساب کردن روی  این نیرو است ،

    (ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النار ، اولئک لهم نصیبُ مما کسبوا والله سریع الحساب )

    و میزان تجربه ی من از نعمت های بی انتهای جهان، به میزان باورهای توحیدی من است ،

    و توانایی من درباره دریافت الهامات و تشخیصِ هدایت های این نیرو، به اندازه ی ایمان، توکل و سرسپردگی ام در برابر این نیرو است،

    و اعتبار تمام دستاوردهایم، عمل به هدایت های این نیرو است.

    وقتی توحید با این مفاهیم در وجودت ساخته بشود، دیگر نمی توانی ثروت را از خداوند جدا بدانی

    نمی توانی سلامتی را از خداوند جدا بدانی

    نمی توانی عشق را از خداوند جدا بدانی

    نمی توانی آرامش را از خداوند جدا بدانی

    .

    .

    .

    این اتفاقات مرا به فکر فرو برد که:

    چرا نباید ثروت را نیز از همان خدایی بخواهم که چنین عشقی به من بخشیده؟

    اصلا چرا ثروت را چیزی جدا از او می دانم؟

    پس جهادی اکبر برای تغییر آن باورهای بیمارگونه و شرک آلود به راه انداختم. از خدا خواستم آنقدر به من ثروت ببخشد تا وقتی درباره توحید صحبت می کنم:

    آنقدر در فرکانس کلامم یقین و اطمینان جاری باشد که حریف هر نگاه شکاکانه ای نسبت به نقش توحید عملی در میزان تجربه خوشبختی آدمها با هر دین و مذهبی باشد. تا آنجا که بتوانم با قدرت بگویم این خدا که خوشبختی، سلامتی و رابطه عاشقانه می دهد، ثروت هم می بخشد.  تنها همین خدا برایت کافی است که وعده داده:

    «من نزدیکم و اجابت می کنم درخواست هر اجابت کننده ای را به شرط آنکه او هم مرا اجابت نماید. به شرط آنکه تنها مرا بپرستد و تنها از من یاری بجوید و تنها مرا کافی بداند.

    اگر رابطه بین تو و یکتاپرستی درست شود، همه نعمت ها خود به خود وارد زندگی ات می شود همانگونه که وارد زندگی من شد.

    این خدا را باور کن تا هم خوب زندگی نمایی و هم کمک کنی تا جهان جای بهتری برای زندگی دیگران باشد.

    خدایا ، ما تنها تو رو میپرستیم و تنها از تو میخوایم ، ما رو به راه راست ، راه کسانی که به اونها نعمت داده ای هدایت کن ،

    پروردگارا ، من به خودم ظلم کردم ، من به هرآنچه خیر باشه و از سوی تو فقیر و نیازمندم.

    در پناه الله یکتا ، شاد و ثروتمند و متنعم از نعمت های خداوند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    حسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 3351 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته و دوستان گلم

    الهه هستم

    باورهای محدود کننده من تا چند ماه پیش این بود که حتی خودم نمی‌پذیرفتم که برم ثروت هارو کار کنم حداقل باورهای خودم عوض بشه ثروت توی زندگیم جاری بشه همیشه و هنوزم این فکر میاد که نه حسین باید بره روی خودش کار کنه اون باید روی فراوانی کار کنه و از وقتی دوره هم جهت اومد یه پیامی دریافت شد که چرا خودت نمیری روی ثروت ها کار کنی تا خودت خالق ثروت باشی اما چون زور این باورم که همسرم باید بهم خرجی بده توی ذهنم بزرگ تره هی سرخودم رو گرم یه کار دیگه کردم درسته برای رسیدن به پول رفتم جایی کارهم کردم اما دیدم واقعا چرا من نمیام اصولی یکی از دوره های ثروت رو کار کنم و واقعا مال همین شرکه هست که حسین هست دیگه چه نیازی به منه ولی با این حال روی فراوانی هم کار میکنم ولی اصولی نیست چون این باوره نمی زاره که من حرکتی کنم چون منتظر اینکه کس دیگه ای تغییر کنه تا من به نتیجه برسم

    خودم تعجب کردم از این همه شرک مخفی در ذهنم که هم میدونستم هست هم خبر نداشتم بااین شدت جلوی ورود ثروت رو درزندگیم گرفته

    از امروز تعهد میدم که نگاهم رو بدوزم به خداوندی که رزاقه و رزق دادن من برعهده خودشه و از هزاران راه به من رزق می‌رسونه و حسین عزیزم راهم دست خداوند بدانم ولی وابسته دست خداوند نباشم و بدانم خداوند برای رزق رسانی من هزاران راه دارد و خودم راهم لایق دریافت ثروت بدانم و روی احساس ارزشمندیم بیشتر کار کنم روی اینکه من لایقم من ارزشمندم چون آفریده شدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    نفیسه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1903 روز

    سلام به استاد عزیزم ….

    خداروشکر میکنم که بار دیگر این فایل رو دیدم و اون زمانی که این فایل روی سایت سایت قرار گرفت در ارزوی موقعیت الانم بودم و حالا اینو دارم و نعمت بی نهایت بزرگی هست .

    استاد سپاسگذار شما هستم که بسیار عالی توحید عملی رو برام ما باز میکنین و توضیح میدین و هر دفعه با توضیحاتتون مدار و فرکانس ما تغییر میکنه و به یک مدار بالا تر صعود میکنیم … وقتی داشتم این فایلو میدیدم فهمیدم که چقدر فرکانسم تغییر کرده چقدر خدا نعمتهاشو توی زندگی من اورده چقدر نوع صحبت های شما برای من تغییر کرده همون حرفا که مال پنج ساله پیش هست الان که گوش میکنم انگار میگی یه جور دیگه میفهمم که اون موقع نمیفهمیدم ….. این موضوع برام خوشحال کننده هست چون میفهمم که چقدر بزرگ شدم ، چقدر تغییر کردم ، چقدر خداوند سخاوتمندانه زندگی منو تغییر داده ، چقدر دقیق حتی با وجود تلاش کم برای باورها خودش اصرار داشته که منو به خواستم برسونه … اتفاقا دفترم رو که مال ۵سال پیش بود دیروز نگاه میکردم و دیدم که همون خواسته الان توی زندگی من هست و خیلی طبیعی وارد زندگیم شده وقتی که خواستم و سعی کردم که تغییر توی زندگیم ایجاد کنم . استاد من الان میفهمم صدای نفس های عمیقت رو که از لابه لای کلماتت بیرون میاد یعنی چی ؟؟ الان میفهمم که اون نفس های عمیق واسه اینه که قلبت محکمه و اون از جسارت و ذوقت میاد که باعث میشه یه لبخندی روی صورتت بشینه که قلب ما رو هم محکم کنه . وقتی میگی الله یکتا یعنی همون توحیدی که میدونی تنها یه منبع وجود داره … یهنی میدونی که مرکز جهان اطرافت هستی و به قول خودت پات روی جای محکمه … این حرفاتو الان خیلی خوب درک میکنم … اینقدر درک میکنم که دوست دارم بشینم و ساعت ها برات بگم و دوباره قانون رو توی ذهنم مرور کنم …. نفسی که از سر ذوق بیرون میاد عمیق میشه ،نفسی که بوی استحکام داره عمیق میشه … اصن دقت کنین اگر بخوای نفس عمیق بکشی باید ارامش تمام وجودت رو بگیره …. انگار داره خبر از یه جریان ارامش میده … استاد این سری سفرنامه یا روز شما تحول زندگی من دقیقا برای تمام فایل هاش انگار میگی خدا اومده و شخصا داره تموم انچه که نیاز من هست برای هدایتم بهم میگه.. اصن واقعا شده روز شمار تحول زندگی من … میدونم اگر درست عمل کنم به این هدایت بعد این سی روز تحول عظیمی توی زندگیم رخ میده فقط با عمل کردن به این فایل ها خدایا شکرت به خاطر این مسیر عالی که الان توی یه مرحله ای هستم که دیگه مرز بین شرک هست و توحید ، مرز بین ایمان هست و ترس ،

    مرز بین ارامش هست و نگرانی ، مرز بین یقین هست و دودلی . اینجا نقطه عطف منه دیگه یا باید برم توی مسیر سنگلاخی یا توی مسیر سرپایینی واسفالت …. دیگه همه چی واضحه … دیگه شک وجود نداره … دیگه قلبم به یک ایمان و یقینی رسیده که میتونم راحت انتخابم رو بکنم …

    استاد عزیزم ازتون سپاسگذارم که همیشه به فکر سایت و بچه ها هستین که ما هم توی مسیر خوشبختی همسفر شما باشیم و بتونیم از نعمت های خداوند و زیبایی های جهانش استفاده بکنیم .

    سپاس سپاس سپاس،❤️❤️❤️💐💐💐

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1538 روز

    سلام و درود فراوان به استاد عباس منش عزیز. سپاسگزارم بخاطر این فایل ارزشمند.

    خدا رو شکر میکنم بخاطر این فایل و بخاطر همه اون تجربیات ارزشمند تون، خدا رو شکر میکنم که درهایی از نعمت و ثروت و فراوانی به زندگی شما باز کرد تا هر وقت از خداوند حرف میزنید به راحتی بتونید از رزاق و وهاب و کریم و رحیم و غنی بودنش هم بگید. خدا رو صد هزار مرتبه شکر بخاطر اون درخواستی که از خداوند کردین. و وعده حق و راستین خداوند که «اجیب دعوه الداع اذا دعان»

    «ان وعد الله حق »

    «ان وعد الله حق »

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2111 روز

    به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به آگاهی های توحیدی که استاد عباسمنش عزیزم دراختیارمون قرار داده

    سپاسگزارم از شما استاد عباسمنش عزیزم که قوانین جهان هستی رو کشف کردید و خوب زندگی کردیدو کمک کردیدجهان جای بهتری برای زیستن باشه.

    استاد عباسمنش عزیزم ، کاملا درسته رابطه ی خداوند با سلامتی در ذهنم پیوند محکمی داره ، به راحتی میتونم ازش درخواست کنم و انتظار اجابت هم دارم و مقاومتی در برابرش ندارم

    رابطه ی آرامش و آگاهی با خداوند برام کاملا طبیعیه

    من هرروز از خداوند آرامش و آگاهی می‌خوام ، اما نمیتونم در مورد خداوند و ثروت ارتباط برقرار کنم

    ترمز هایی که از گذشته تو ذهنم ایجاد شده جلومو میگیره

    فکر میکنم پولدار بشم از خدا دورمیشم

    البته الان خیییییلی خییییییلی بهترم ، با باورهای درستی که از آموزش های شما بهم رسیده بسسسسسیار از گذشته ی خودم بهترم ، اما هنوز از استاندارد هام فاصله دارم

    در جلسه 6 قدم نهم ، که تفسیر سوره حمدبود خیلی بهتر سخاوت مهربان پروردگارم رو باور کردم ، اونجا بسیار عالی راجب بخشندگی خداوند توضیح دادید و من اشک ریختم و لذت بردم و حیرت کردم از این تفسیر زیبا،

    بله خیلی منطقیه که خداوند همه چیز بشه برام ، به شرط ایمان.

    من دارم رو توحید و ایمانم کار میکنم ، و ازخداوند همون‌طور که آرامش و آگاهی و سلامتی و عشق می‌خوام ،

    پول هم می‌خوام

    چون ثروتمند شدن باشکوه است ، چون خداوند جهان هستی رو پراز فراوانی آفرید تامن ازشون بهرمند شم و لذت ببرم …

    مهربان پروردگارٓ با شکوهم تنها ترا می‌پرستم و تنها از تو یاری میجویم ، منو هدایت کن به راهِ راست ، راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه کسانی که به آنها غضب کردی و نه گمراهان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1299 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی

    امروز روز 97ام از این سفره پرخیرو برکته

    امروز من در آغوش خدام

    امروز کلی درختان با برگ زرد طلایی روحمو نوازش دادن و محو زیبایی شدم تا لحظاتی

    امروز آرامم و قدم میزنم و از خدا میخواهم تا پاک تر و پاک ترم کند ،همانی که در قرآن فرموده که من پاکت میکنم و بعد بهت نعمت میدم ، خداااایا من این حرف تو خیلی باور دارم نه فقط به خاطر اینکه گفتی نه بخاطر اینکه لمسش کردم و چقدر با عشق منو هدایت کردی و چقدر با حوصله منو پرورش دادی و چقدر حرف دارم تا بنویسم چقدر تشکر بهت بدهکارم اگر در این لحظات ناب چشمان پر از اشکم که نشان یقین و آرامشم و عشقت هست مجالم دهد ،چقدر قطره های اشکی که می‌ریزند به مانند همیشه قلبم رو خالص تر و وجودمو پاک تر و پاکتر میکنند ، همین الان گفتم که در آغوش توام و تو به این زودی منو به آغوش کشیدی؟؟؟؟؟؟ خدایا تو گفتی که پاکم می‌کنی و بعد بهم نعمت میدی و دادی نعمتی که به قول استاد هیچوقت نزاشته کمبودمالی حس کنم هیچوقت اجازه نداده خطا برم می‌دونی راجب چی حرف میزنم؟؟؟؟تو‌میدونی تو اگاهی قبل اینکه بگمش ، راجب عشق بی قیدوشرطتت دارم حرف میزنم همان عشقی که همواره شامل حالمه ،همان عشقی استاد داره ازش حرف میزنه و من درکش میکنم وقتی که میگه من هیچی کم نداشتم من سیراب بودم از همه چیز ، استاد می‌خوام بهت بگم که من با تمام وجودم دارم درک میکنم که راجب چی داری حرف میزنی و اگر اشکام مجال بدن مینویسم برات اما برای پاک کردن اشک چشمانم که مجال نمی‌دهد با وقفه مینویسم ، غرق در آرامشم غرق در توام الله مهربان غرق در تویی که استاد بهم شناسوند غرق در عشقی که استاد بانی این عشق بود و خوشا به سعادت این بنده ی خالصت ، خدایا میدانی که سیرابم ،میدانی که تنها روی نیازم به توا ،میدانی که تنها امیدم به توا ،میدانی که تنها تورا به عنوان قدرت کیهان باور دارم و تنها از تو میترسم ، همانگونه که در قرآن گفتی مرا پاک کن ، تو منو از هر چیزی که امیدی به برگشتش نبود پاک کردی ،تو وجودی رو که تماما درگیر هوا و هوس دنیوی بود رو طوری پاک کردی که باورم نمیشود من قبلی که بودم تو اون وجود پراز استرس رو و نگران رو اینگونه سرشار از شور و هیجان و امید و سرشار از احساس یقین قلبی و اطمینان و توکل ساختی ،تو از چیزهایی پاکم کردی که هیچ امیدی به ترکشون نداشتم ،تو همواره عشق شدی در روابطم و روابطم رویاییست ،طوری که تمام غریبه ها برای من اشنان همه عاشق اینم که کاری برای من بکنن و خواسته ای از من اجابت کنن ، تو معنویت و عشق ناب شدی برای من ، تو سلامتی شدی در جسم و جانه من ،تو همه ی این کارارو انجام دادی ، تو و تو وتو ، ای الله مهربانم اگر تو همه ی این کارها و برام انجام دادی ، اگر این معنویتی که دارم از جانب توا و با هیچ میلیارد دلاری قابل مقایسه نیست ، پس مگه برای تو کاری داره پول بشی برای من ؟؟؟ثروت بی حساب بشی برای من؟؟؟حساب بانکی پر بشی برای من ؟؟؟ اگر تو هدایت نمودی که من اینگونه در تمام ابعاد بهتر و بهتر بشم ،پس مهربان یکتای من هداایتم کن وذهنم و وجودم از هر آنچیزی که مانع ورود پول و ثروت به زندگیم میشه پاک کن ، پروردگارا همانگونه که وعده دادی ، و پاکم کردی از هر لحاظ پس ذهنمم از افکارها و باورهای بیماری زاراجب ثروت پاک کن و هرروز و هرروز هداایتم کن تا فرکانس های خالص تر و درست تری راجب پول و ثروت فراوان به جهانت ارسال کنم ،تو اینکارو برام انجام بده چون تو بی نهایت توانمندی به هرکاری تو به من بگو چه باورهایی باید بسازم تا کسب و کارم رشد کنه به سودهای خوب برسه چون تو تمام جواب های عالم رو داری و قادری تا در مناسب ترین زمان بهترین جواب و بهم بدی قادری در مناسب ترین زمان منو به بهترین و مناسبترین مکانها هدایت کنی ،پس کمکم کن هر وز بیشتر و بیشتر تسلیم تو باشم و بیشتر و بیشتر بهت اعتماد کنم ،پروردگارا ای رب قدرتمند من وجودم رو و لحظاتم رو چنان سرشار از ایمان و توحید و یکتاپرستی کن تا هیچ روزنه ای برای ورود شیطان باقی نماند ، ای صاحب آسمانها و زمین و هر آنچه بین آنهاست همواره قلبم رو به مقام عالی رضا و تسلیم هدایت فرما و اعضا و جوارح منو برای اطاعت از قوانینت و الهاماتت همواره مطیع تر و تسلیم تر گردان .

    ای مهربان خدای من منو همواره متواضع تر و آرام تر و بخشنده ترم گردان و غرور وتکبر و از من دور فرما .

    ای خداوند مهربانم تو همواره یارو باورم باش که تویی بهترین یارو یاور و تویی تنها شفیع من .

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم .

    دیوانه کنی هردو جهانش بخشی

    دیوانه ی تو هردو جهان را چه کند؟؟؟

    در پناه الله یکتا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 962 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    4 فروردین مهمون داشتیم برای افطاری،ظهر من وقتی شروع به نقاشی کشیدن کردم گفتم خدای من میخوام یه طرح بکشم

    تو بگو چی بکشم ؟ چی بکشم که مشتری یهو زود بخوادش بعد تموم شدن نقاشیم؟

    اینو گفتم و رهاش کردم دیگه اصلا فکرم درگیرش نبود که کی بفروشم و کجا و …

    چشمامو بستم و یه طرح و برداشتم یه دختر پسر بود که باعشق پسر دست دخترو گرفته بود و دختر بالای یه بلندی سکویی راه میرفت به خیال خودم گفتم نه این نه اونیکیا باشه دوباره چشمامو بستم و یکی رو برداشتم همون اولی بود

    زود گفتم باشه خدا چشم اینو میکشم ولی بلد نیستم طرحشو تغییر بدم خودت کمکم کن

    بعد شروع کردم و وقتی تموم شد نقاشیم و نزدیک اذان بود مهمونا هم اومدن ، بردم به ددنفر از فامیلا نشون دادم بع اومدم اتاقم داشتم نقاشی میکشیدم که یهویی دختر خاله ام با خواهرم نشسته بودن پشت در اتاقم حرف میزدن درو باز کردم نقاشیمو نشونش بدم یهویی گفت وای چه خوشگله و قیمت پرسید و زود گفت میخوامش

    اونموقع خیلی باحال بود ته دلم گفتم بابا خدا چی خواستم و چی شد

    یاد حرف استاد افتادم که میگفت وقتی همه مولفه ها کنار هم قرار بگیرن بوووووم

    باورت با خواسته ات هم سو بشه اون خواسته ات عملی میشه

    وقتی قشنگ فکر کردم گفتم من وقتی داشتم از خدا میخواستم نچسبیده بودم به خواسته ام

    یا نمیگفتم که یعنی چجوری و کی میفروشمش و مثلا بخوام فکر این باشم که کی فروش میرسه

    فقط گفتم و رهاش کردم و مشغول نقاشی کشیدن شدم یادمه وقتی داشتم رنگ میکردم میگفتم آره طیبه تو باید تلاشتو بکنی و هیچی نگی

    استاد گفته که تقسیم بندی کنیم کارمونو با خدا و چند روز بود که من داشتم با خدا درموردش حرف میزدم

    تو نقاشیتو بکش خدا خودش برات مشتری میشه

    ظهرش رفتم تا 8 تا از طرح هایی که برای تمرین رنگ روغنم بود کپی تو برگه آ 3 بگیرم 200 هزار تومان شد کپی برگه ها زود یادآور شدم به خودم که خداروشکر کنم که شکر که 10 برابرش میاد به حسابم

    و خوشحال بودم که دارم دیگه پیشرفتمو با پول خودم شروع میکنم و از کسی قرض نگیرم و خوشحالم که رها شدم

    بعد دختر خاله ام که خواست واریز کنه 100 هزار تومان واریز کرد ،من قیمتشو 80 گفتم وای 100 واریز کرد گفتم نه چرا زیاد واریز کردی گفت ارزش کارت خیلی بیشتر از این حرفاست

    و من دقیقا از خدا خواسته بودم کسانی مشتری نقاشیای من باشن که ارزش کارمو میدونن

    و من الان یادم اومد چند روز پیش که فایل هدف گزاری رو گوش دادم چند روزه تکرار میکنم نقاشیای من با ارزشن و هی تکرار میکردم که خودمم ارزشمندم

    وقتی الان دارم به اتفاقات فکر میکنم و مرور میکنم میبینم از لحظه ای که شروع کردم به تکرار ارزشمندی که استاد در فایل هدف گذاری سال 1403 گفتن

    مشتری اولم در سال جدید دختر خاله ام سفارش داد و بعدش گفت که یه آینه دستی هم میخوام و سفارش داد تا براش نقاشی بکشم و دومین سفارششو داد

    چقدر حس قشنگیه خدایا شکرت ،سپاسگزارت هستم که انسان هایی رو برای من در مسیرم قرار میدی و در مدار انسان هایی قرار میگیرم که ارزش میدن به نقاشی و هنر و ارزش قائلن و بیسار با ذوق و شوق خرید میکنن خدایا سپاسگزارتم

    رد پای امروز من یه درسی برام داشت و اون این بود که من یاد بگیرم ارزشمندی خودم و نقاشیامو بدونم

    و همیشه یادم باشه

    و سعی کنم به خدا بگم چشم و خیلی راحت انجام بدم چون خدا خوب بلده چجوری جورش کنه داره این روزا یادم میده درسای جدید رو

    من چند روزه که فایلای از کجا شروع کنم که تو جستجو نوشتم رو گوش میدم و بهشون فکر میکنم تا قدم هام رو سریعتر بردارم

    دیروز استاد رنگ روغنم یه پستی گذاشت که نقاشیش منتخب موزه ntd آمریکا شده و تو نیویورک در موزه اش گذاشتن و استادم برای تک تک هنرجوهاش و نقاشا آرزوی این لحظه رو کرد در نوشته هاش زیر پستش

    وقتی داشتم نگاه میکردم یه لحظه ذهنم گفت تو نمیتونی ولی زود بهش گفتم ببین استادم تلاش کرده درسته 24 ساله رنگ روغن کار میکنه ولی منم تلاش میکنم مهارتمو بالا ببرم و نقاشیای اکریلیکم هم مطمئنم در مدار افرادی هست که اونا خواهان نقاشیای من هستن و نقاشیای من هم میرن تو موزه

    فقط باید تکاملمو طی کنم و عجله نکنم و مسیرمو با لذت طی کنم و عشق کنم و خدا کاراشو انجام بده

    و خیلی خوشحالم که کار استاد رنگ روغنم به موزه آمریکا رفته و اول شده که در ایران اولین نفری بودن که نقاشیشون در موزه نیویورک قرار داده شده و مقام آورده

    درسی که یاد گرفتم این بود که استادم با وجود اینکه در کلام حرفایی میزد که میگفت نقاشیارو کسی نمیگیره ولی فرکانساش و باوراش بوده که باعث شده نقاشیاش در موزه باشه و نفر برتر بشه

    پس باور داشته که با تلاش و استمرار و تمرین همه چی شدنیه

    خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    فرزانه علیان گفته:
    مدت عضویت: 2107 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به شما عزیزان

    استاد عزیز وقتی که بچه های سایت و دوستانی که از نتایجشون میگن، از فایل های توحید عملی بعنوان موثرترین فایلها برای خودشون نام میبرن، یعنی جزو بهترین فایل های دانلودی هست.

    واقعا هم همینطوره من تازه فقط یکی از اونها رو الان دیدم و میتونم بگم بیشتر از ۵۰بار گوش کردم و بارها توی ذهنم حرفاتون رو مرور کردم اما هربار برام یه آگاهی جدید داره هربار مدارم میره بالاتر.

    و با گوش کردن این فایل اومدم ذهنم رو به نسبت قبل بیشتر کنترل کردم‌. اومدم مواردی که توی ذهنم من رو به سمت شرک میکشونه شناسایی کردم و جالبه یکی از اون باورهای پنهانی که در اعماق ذهنم هست و یجامونده و داره خاک میخوره و آسیب میزنه رو با این فایل پیدا کردم و هر روز دارم روش کار میکنم تا یک باور بهتر و توحیدی رو براش جایگزین کنم. و اون این باوربود:

    از بچگی توی خانواده و اطرافیان حتی توی مدرسه وقتی یکی با فرد مناسبی ازدواج میکرد همه میگفتن خوش بحالش چقدر شانس داره مثلا خانواده ی دختره وضع مالی متوسطی داشتن ولی خانواده ی پسر بسیارپولدار و متشخص!

    بزرگتر که شدم و تصمیم گرفتم که درسم رو ادامه بدم و دستم توی جیب خودم باشه اطرافیان بهم میگفتن تو میتونی یا خانوم دکتر باشی یا خانومِ دکتر!

    من توی ذهنم این جمله بود و بود تا اینکه با قانون آشنا شدم وداشتم روی باورهای ثروتسازم کارمیکردم تا اینکه یه روز یکی از دوستام که چندین ساله توی همین مسیرهست بهم گفت یه آقای پولدار تو رو ازم خواستگاری کرده اونقدر وضع مالیش خوبه که میتونه تو رو به تمام آرزوهات برسونه! اون موقع من بخاطر اینکه آمادگی ازدواج نداشتم و اصلا جزو اهدافم نبود قبول نکردم اما بعنوان نشونه درنظر گرفتم که وقتی روی باورهام کارمیکنم جهان من رو به سمت خواسته هام هدایت میکنه و پاسخ میدهد.

    اما دوستم ول کن قضیه نیست و هنوزم بهم میگه دختر تو میتونی قبول کنی (هنوزم خیلی از خواستگارام وضع مالی خیلی خوبی دارن) و با یکی از همین ها ازدواج کنی تو میتونی آسانسوری پیشرفت کنی و باهمین آدم خوشبتخت تر بشی‌.

    این جملات توی ذهنم بود. من که تجربه ای از این چیزا نداشتم اما دوستم که ازدواج کرده و دوتا بچه داره کلی نصیحتم کرد که سعی کنم با یه آدم پولدار ازدواج کنم منم که بدون هیچ تجربه و تاملی،فکر میکردم لابد لازمه ی ازدواج همینه!

    تا اینکه چند روز پیش به این فایل هدایت شدم و دیدم ای وای! فرزانه تو داشتی مرتکب شرک میشدی تو منتظر شاهزاده ای سوار بر اسب سفید بودی و میخواستی یکی از راه برسه وتورو خوشبختت کنه. درست مثل استاد فکر میکردی خودت نمیتونی به ثروت زیاد برسی و حتما یکی هست که بیاد تو رو به ثروت برسونه! و این یعنی خودِ شرک که منتظر یک عامل بیرونی بودی و به درون خودت به توانایی های خودت بی توجه بودی!

    بعد از اینکه بارها این فایل رو گوش دادم خیلی چیزا برام روشن شد که اگر میخوام به موفقیت برسم اول از همه باید باورهای توحیدی خودم رو درست کنم. باید توانمندی های خودم رو بعنوان سرمایه های اصلیم درنظر بگیرم تا بتونم اون زندگی ای که واقعا آرزوش رو دارم بسازم.

    اول باید روی اصلاح خودم متمرکز باشم باید روی باورهای توحیدی خودم کارکنم باید بتونم خدارو بعنوان تنها حامی و هدایتگر زندگی خودم باورکنم

    وقتی بتونم خودم رو تغییر بدم و اون باورهای لازم رو بسازم خداوند من رو هدایت میکنه به سمتی که خیر و صلاح من در اون هست وقتی مدارم بالا باشه انسان هایی که در مدار بالا هستن رو میبینم.

    استاد بقول شما من باید روی خودم کارکنم جهان انسان هایی رو که در مدار من باشن و مناسب من باشن رو در زمان مناسب به سمتم هدایت میکنه.

    واقعا خداروشکر که به این فایل هدایت شدم و شما دست خداوند شدید برای نجات من از منجلاب شرک آلودی که با شناسایی یک باور ریز و پنهان تونستم ازش بیام بیرون و حالا باور مناسبی رو براش جایگزین کردم که تنها خدارو باور داشته باشم و روی اهدافم متمرکز باشم خودش همه چیز رو به بهترین نحو درست میکنه. خدایا من رو ببخش که مرتکب شرک شدم و داشتم در این گناه غرق میشدم خدایا شکرت

    الهی شکر برای وجودتون

    عاشق همتونم♥️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    سعیده درمانی گفته:
    مدت عضویت: 3336 روز

    سلام استاد خیلی عالی بود مخصوصا درمورد توحید و خدا شما همیشه بهترینا رو درباره خدا میگین و این حس خوب و ارامش به ادم میده که ادم بتونه خودش رو نزدیک تر کنه به خدا و رو ایمانش کار کنه اشپزخونه هم خیلی خوشگله به شخصه میخوام تحقیق کنم رو قران و دیگر کتب اسمانی خدا و اینکه چرا ادمایی که مردم میگن کافر هستن از لحاظ ثروت و نعمت در رفاه کامل هستن ،اینکه میشه از هر چیزی بهترین با تعداد بسیار داشته باشیم باور خیلی خوبی هست شما همیشه بهترین و بزرگترین انگیزه هستین ممنون بخاطر همه چی درپناه خدا باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    خواهر حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1509 روز

    سلام. من هم روزگاری مثل استاد عباس منش پر از عشق و توحید و خالی از ثروت مادی بودم. واقعا اینکه میگن آدم کمبود چیزی رو در اون موقع حس نمیکنه، درسته. بهترین ساعتها و لحظه های زندگیم رو در اون چند ماه طلایی پشت سر گذاشتم. تا سالها با حسرت به اون ایام نگاه می کردم. دیروز که این فایل و گوش دادم برام محرز شد که توحید عملی با ثروت قابل جمعه. چون عقاید سرسختانه ای خلاف جهتی که استاد میگن داشتم. عارف مسلک بودم و تفکرم بر این پایه بنا شده بود که خداوند عاشق انسان عارفی هست که بر فقر صبر می‌کنه و در مصائب صبوری پیشه می‌کنه. من هم شب و روز تلاش میکردم عیناً این باور رو عملی کنم و از ثروت و ثروتمندان دوری کنم.اما وقتی فقر چند سال گریبانگیر شد، اسیر نجواهای شیطان شدم .پاشنه آشیلی که هنوز دارمش .با آشنا شدن با فایل های ارزنده استاد عباس منش فهمیدم ، توحید برگ دیگری هم داره که کمتر کسی جسارت داره سمتش بره. همین الان نجوایی آمد که چون تو ترسویی پس بی خیال این راه شو. عباس منش مرد میدانه نه تو! دوست دارم اینبار فقط از خودش بخوام ، دنبال نشانه هابودم و هستم. دلم برای اون روزهای پاک و معصومانه ای که با خالق داشتم یک ذره شده. روزهایی که همه ش شوق حضور در محضر پروردگار بود . اتفاقا من هم اون زمان توی یک خانه کاهگلی زندگی میکردم اما عجباکه در ، دیوار، وسایل خونه آدمها برام نشان بهشت رو داشتند و من همیشه در لحظه حال بودم .دوست ندارم بگم تجربه تکرار نشدنی..‌‌امیدوارم با گوش دادن به فایل ها و انجام تمرینات بتونم دوباره بهتر از قبل به اون دوران برگردم. دیروز که داشتم تمرین می‌کردم ، اشک از صورتم پایین می‌ریخت و عرض کردم خدایا تو آنقدر من و در تضاد ها انداختی که بهم بگی فلانی اینبار ثروت رو هم بخواه. ثروت رو بهت میدم ازش رد میشی و میایی پیش خودم. تو فقط از من بخواه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: