توحید عملی | قسمت 5 - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1245 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زیبا قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 893 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از اوست

    خدای من حال عجیبی دارم نمی دونم چی میخوام بنویسم ولی هدایت شدم به اینجا

    استاد اگه روزی این کامنت منو خوندی بدون یکی مثل من شب و روز دعات میکنه

    حتی الان اشکم بند نمیاد از حسی که گفتنش سخته

    استاد امروز یه اتفاقی افتاد شاید خوب شاید بد من نمی دونم فقط خدا میدونه

    ولی با این اتفاق انگار دوباره به داشتن این سایت افتخار کردم

    به داشتن استادم افتخار کردم

    حتی به خودم افتخار کردم که هدایت شدم به این سایت

    به خدا قسم داشتن این سایت یه ثروته ، یه نعمته، خوشبختیع ، اصلا همه ی چیزهای خوبه ، بهشته

    میدونین کار هر کسی نیست روی خودش کار کنم

    کار هر کسی نیست تو این سایت بمونه و ادامه بده

    استاد شما انگار منو کوبیدی و از اول ساختی

    بچه هام به وجودم افتخار میکنن

    حتی دوستای بچه هام عاشقم شدن

    با هر کسی حرف میزنم دوست نداره از پیشم بره

    استاد وقتی یاد دوسال پیش میفتم با تمام وجودم دوست دارم سجده کنم این خدا رو و میکنم

    دوست دارم داد بزنم اشکها بریزم که خدا تو با من چی کار کردی

    اصلا مگه میشه بدون هیچ عوامل بیرونی همیشه شاد باشی

    ولی شده من یادم نمیاد اخرین باری که استرس داشته باشم یا نگران باشم اگر بودم خیلی کوتاه اونم خیلی زمان قبل

    وقتی ادمای معمولی و نگاه میکنم میبینم اصلا انگار من یه دنیای دیگه زندگی میکنم

    امروز برای چراغ قرمزی که تازه سر خیابونمون گذاشتن

    اونقدر ذوق زده شده بودم انگار رفتم جاده های شمال

    بعد به خودم اومدم دیدم این واقعا منم

    منی که با وجود داشتن همه چی بازم انگار یه چیزی کم داشتم

    یا اونقدر کارام به راحتی پیش میره که کدومشو بگم

    امروز رفتم پرتقال بگیرم میوه فروش نداشت

    اومدم سوپر مارکت ، سوپری که اصلا میوه نمیفروخت دیدم پرتقال اورده ، فقط بچه های سایت میفهمن من چی میگم

    اصلا زندگیم شده معجزه

    صدای الهامات خدا رو اونقدر واضح میشنوم که خیلی وقتا بلند جوابشو میدم

    انگار این اتفاق بهم یه تکونی داد که بگه چه نعمتی دارم

    اتفاقی که برای یکی دیگه افتاد و منو زیرو رو کرد

    خدا خدا هرچی بنویسم کم گفتم از عظمتت

    خدایی که برام همه کس شد

    خدایی که برام شد پدر و مادر

    خدایی که برام شد قاضی مهربون

    خدایی که برام شد بهترین وکیل

    خدایی که اونقدر قشنگ مرحم شد برای زخمام که یادم رفت اصلا من زخمی داشتم یا نه

    خدایی که امروز دوباره بهم گفت من هستم

    خدایی که به شدت تاکید کرد من نزدیکترینم

    فقط خدای من ، معذرت میخوام برای تک تک لحظه هایی که ندیدمت و شرک کردم

    برای زمان هایی که قدرت و دادم به یکی دیگه معذرت میخوام.

    با تمام گمراهیم بازم دستم و گرفتی و منو کشیدی بالا.

    خدایی که نفس شدی برای بچم

    خدایی که وقتی یه چیزی ازت خواستم بهترینشو بهم دادی تازه یه چیزی هم گذاشتی روش و بهم دادی

    خدایی که ارزو داشتم دوازده قدم و بخرم و الان براحتی دارم قدم به قدم میرم جلو.

    آخخخخخ

    فقط میتونم بگم استاد اگه بدونی با من چی کار کردی

    به خدا اگه بدونی

    از صمیم قلبم سپاسسسسسسسگزارم

    و خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      مهدی باخدای اشتیوانی گفته:
      مدت عضویت: 1006 روز

      سلام بزرگوار درود برشما که برای رشد شخصی ودریافت هدایت پروردگار خودساخته شدین خیلی لذت بردم از خواندن کامنت شما وواقعا اگرتوکل تنها برپروردگار باشه دیگه زندگی روان میشود من تازه 1درصد درک کردم ونتایج به اندازه 10درصد خودشو نشون داده واقعا خداوند بی نقصه واگر ماباورهامون رو هم جهت باخداوند قراربدیم به قول استاد روی شونه های خداوند هستیم وکارهاروخداوند انجام میده ومافقط ازمیرلذت میبریم

      همواره ارزومندم درمسیر هدایت پروردگارباشید خدایاشکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    معین اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 3404 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم و همه اعضاء این گروه بزرگ

    من تا حالا فکر نکنم بیشتر از یک یا شایدم دو مورد در این سایت پیام گزاشته باشم با اینکه حدودا دوساله که با این سایت آشنا شدم . فعلا نمیخوام در مورد نتایجم چیزی بنویسم . دیشب من به مفهوم سوره حمد داشتم توجه میکردم و نتیجه ی این توجه منو به یک مفهوم شخصی رسونده که خیلی منو متحول کرده و خیلی دارم باهاش حال میکنم . امروز هم استاد صحبتهایی کردن و آخرش سوره حمد رو خوندن و خیلی با حال و هوای من جور بود و خواستم آن مفهوم شخصی که از سوره حمد برداشت کردم را با شما به اشتراک بگزارم :

    ای معین : بخوان بنام پروردگارت که بسیار بخشنده و بسیار مهربان است

    ستایش مخصوص من است که تنها فرمانروا و تنها صاحب اختیار همه ی جهانها و جهانیان هستم

    معین جان : من بسیار بخشنده و بسیار مهربانم و تو تنها تنها و فقط فقط مرا پرستش کن مرا بشناس و فقط دستت را توی دست من بگزار و فقط فقط و تنها تنها از من یاری بخواه و بدان من تورا به راه راست راه رهایی و آزادی راه ثروت سلامت و سعادت و هر آنچه که تو خواهی هدایت میکنم به شرطی که مرا باور کنی و جزء گمراهان و ضالم به خود نباشی.

    ( موفق و سربلند در دنیا و آخرت باشید.)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    محمدرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1632 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام نازنین استادم

    امیدوارم هرجا باشی مثل همیشه حالت خوب باشه

    خواستم تشکر کنم بابت این فایل

    که از وجودتون این فایل رو آماده کردین

    چقدر لذت داره وقتی گوش میدی به کلام خدا

    چقدر آدم هایی که در مدار شنیدن این حرف ها هستن خوشبختن

    البته فقط خوشبختن ولی خودشونن که با درک و عمل به این گنج های الهی موفق بشن یا ن

    استاد تقریبا یکسال و نیم هست دنبالتون میکنم

    بالا پایین خیلی داشتم و دارم

    ولی چیز هایی که از شما یاد گرفتم واقعا حالم رو خوب میکنه

    عمل کردم کمه اقرار میکنم

    خیلی خیلی موقع ها به چشم ی مسکن و آرام شدن به فایل ها گوش میکنم

    چون همون لحظه حالم خوب میشه

    ووبعدش باز نجوا ها بهم میریزه منو

    و دارم میفهمم که قشنگی این حرف ها

    درک‌عمیق این حرف ها

    و ایمان قلبی به این حرف هاتون

    فقط وفقط با عمل کردن بهشون هست که ایجاد میشه

    استاد شما سهم خودتون رو خوب انجام دادی ولی من ن

    من رفتم توی سایه قایم شدم و هی ناله میکنم چرا نور نیست توی زندگیم

    چرا من توی تاریکی ام

    پس خدا کجاست

    پس کی خدا به دادم میرسه

    پس چرا برای همه هست واسه من نیست

    خوب یکی نیست که بگه مگه خدا عشق مطلق نیست

    یعنی از دستی به تو نگاه نمیکنه

    یعنی خدا نمیبینه و دوست نداره بنده اش که تو باشی

    وتوی سن35 سالگی کلی خواسته و ارزو داری ولی نرسیدی

    تویی که دوست داری زن و زندگی داشته باشی

    توی که میخوای درآمد و ثروت و ماشین داشته باشی

    یعنی خدا نمیخواد یعنی خدا دوستت نداره

    یعنی این همه نعمت که تو زندگیت داده رو دوستت نداشته که داده

    یا فکر میکنی خدا قبلا داده ولی الان به خاطر کار های بدت پشیمون شده از کرده خودش

    یعنی فکر میکنی خدا اشتباه کرده

    یعنی فکر میکنی خدا اصلا دوستت نداره و یا نمیبینه یا فراموشت کرده و حواست نیست

    تمام اینا زاییده فکر تویه

    اینا افکار شیطانیه

    ن عزیزم تو نیستی

    تو میترسی

    تو شجاع نیستی

    تو تن پروری

    و تو تنبلی و راحت طلب

    تو مشرکی

    تو ایمان نداری

    تو اصلا خدا رو نشناختی

    تو قدرت خدا رو نفهمیدی

    تو باور نداری خدا رو

    تو تو تو به حرف ریس بانک که گفت واست وام رو میدم از خوشحالی میخواستی همونجا پاهاش رو بوس کنی و از خوشحالی داشتی میرفتی اسمون

    تو تو روی مردم حساب کردی

    تو ببینم کی از خدا خواستی و جواب نشنیدی

    تو بابا اصلا حرکت کردی

    رفتی توی دل ترسات

    یا مثل ترسو ها قایم شدی

    تو چقدر نشستی روی خودت کار کردی

    تو چقدر فایل ها رو بادقت گوش کردی نت برداری کردی

    تو چقدر عمل کردی

    تو چقدر وقت گذاشتی فکر کردی روی افکارت

    چقدر تو توت توتو تونستی جلوی دهنت رو بگیری و در مورد ناخوسته هات صحبت نکنی

    تو چقدر تونستی نری توی جمع حرف های منفی

    تو چقدر تو ببینم چقدر همین الان درک میکنی و سپاس گذار میلیارد ها نعمتی که خدا به شخص تو داده هستی

    استاد به هر کجا میخوام فرار کنم میبینم من مقصرم

    من مشرکم

    از خدا میخوام بیشتر توی قلب من خودشو جا کنه

    از خدا میخوام بیشتر درک کنم و عمل کنم

    استاد ممنونم که هستی و حواست به ما بچه های سایت هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    آزی گفته:
    مدت عضویت: 3344 روز

    توحید عملی 5

    هر حس بدی هر ترسی هر نگرانی از شرک به خداست

    هر وقت یاد این موضوع می افتم می بینم ایمان است که نشان دهنده احساس ما و ارامش ماست . ایمان از خود کنترلی ما همان تقوا مشخص می شود .

    چقدر برای من پیش می آید یا می بینم همه اش قدرت به بقیه

    حتی خشم های ما هم ریشه در نگرانی و شرک دارد خشمگین می شویم چون فکر می کنیم قدرت آزار ما را دارند حق ما را ضایع کرده اند

    اگر به درستی ایمان داشتیم که به راحتی حسمان بد نمی شد.

    من هم این حرف ها را برای خودم می زنم . من در گوشی های خوردم که هر وقت حسم بد می شود یادش می افتم .

    این همان حرفی است که عوام می زنند چقدر دنیا بی وفاست . واقعیت این است فقط ذات خداوند ماندنی است . فقط حقیقت ماندنی است .اشتباه نکنیم درمان تمام غم ها و مشکلات ما دست خداست . اگر اشتباها برداشت کردیم فلانی به ما باید کمک کند نکرد باورمان را اصلاح کنیم تاکید نکنیم این فرد این موقعیت یا این شرایط می تواند فقط به من کمک کند.ان دست خدا نبوده است ما اشتباه گرفتیم .

    امیدوارم ان قدر خدا را بشناسم که دستانش و اسبابش و و سایلش را هم درست تشخیص دهم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      ویدا قربانی گفته:
      مدت عضویت: 2718 روز

      یک سلام بزرگ خدمت تمام شما دوستان عزیز ،زندگیتون پر باشه از لحظات بسیار ناب این لحظه ای که دارم این مطالب رو تایپ میکنم گنجشک ها دارن برام به زیبایی اواز میخونن و بسیار لذت بخشه خداوند رو هزاران بار سپاسگزارم بابت تک تک لحظات نابی که در زندگیم دارم

      من بسیار زیاد خودم رو دوست دارم و همینطور تمام دنیای خداوند عزیزم عشق در زندگی من بسیار نقش پر رنگی داره من بسیار به همه چیز عشق میورزم و مهربانی میکنم و خودم و توانایی هام رو شناسایی میکنم افکار و باورهام رو شناسایی میکنم

      در زندگی من بسیار از همه سمت عشق دریافت میکنم اونقدر روابط عاشقانه زیبا در زندگیم به زیبایی حضور دارن که خودم مات و مبهوت لحظاتم هستم و به زیبایی عشق خداوند رو لمس میکنم خداوند و واقعا حرفی که استاد عزیزم به ما انتقال میدن محترم و شکوه منده همه دنیا و انسان ها دستان خداوند هستند برای عشق ورزیدن به ما???

      خداوند عاشقانه دوست دار ماست

      الانم دارم میرم اولین نمایشنامه زندگیم رو بنویسم و برام اونقدر باشکوه و زیباست که تمام بند بند وجودم و تمام سکوت اطرافم در شادی و عشق فراوانی قرار گرفته

      سپاسگزار خداوند مهربانم که این لحظه ناب رو در اختیار من گذاشت و همینطور سپاسگزار شما?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3148 روز

    خدایا ممنونم ، استاد جان ممنونم نزدیک به 3 روزِ که با برخورد به یک تضاد قانون رو یه جور دیگه پیدا کردم خدا خیلی وقته داره به وعده ای که بهم داده عمل میکنه این جملاتی بود که این روزها زیر لب میگفتم :

    در جسم من هدایتگری وجود دارد به اسم خدا ، در جسم من نیرویی وجود دارد به اسم خدا ، من به خدای درونم ایمان کامل دارم ، خدای درون من حلال تمام مسائل من است، جواب تمام سوالات من است ، خدای درون من منشی 24 ساعته من است ، خدای درون من خیر و شر من را به من الهام میکند و…

    این 3 روز تمام این جملات که این البته بخشی از اونا هست اما فقط همین ها در حافظم مونده بود رو تکرار میکردم

    تو فوق العاده ای خدا جون ، اشک تو چشام حلقه زده ، از این قانونت ، از این همه اختیار و تمامیتی که به وجودم بخشیدی از ابتدای خلقتم تا انتهای آن .

    من مدت زیادی یعنی بیش از یکسال هست دارم روی خودم کار میکنم و تازه دارم به یه درکای جدیدی از قانون میرسم که تمام زندگیم به معنای واقعی تو مشتم میبینم

    چقد اصصصصصل قانون خوبه .

    خانم شایسته عزیز

    من این 3 روز سوالی از خودم میپرسیدم این که چرا شما اول هر متن و دیدگاهی که میخواین از خودتون بزارین یا به دیگری پاسخ بدید با اصل قانون جملااتتون رو شروع میکنید

    جوابش دارم کم کم میفهمم یه ذهنیتی دارم پیدا میکنم نسبت به قانون که قسممم میخورم تا به حال این حدو اندازه از قانون حس نکرده بودم

    من مدت کوتاهی هست که خیلی جدی تر دارم روی خودم کار میکنم یعنی قبلش کار میکردم ولی شور و شوقم کم شده بود

    و چقدر استاد خوب گفتن که باید شور و شوق داشت و اگر نداشته باشیم واقعا همه چیِ زندکی کسل کننده میشه و مثل اون ماشین روی سطح شیب دار هستیم که اگر روی خودمون کار نکنیم

    سقوط میکنیم به سمت پایین

    و من تازه دارم میفهمم که جهان ثابت نمیمونه

    تازه داره دوریالیم میفته

    و چه تلنگر هایی که قراره توی وجودم ایجاد بشه ، خیلی وقت پیش بود دقیقا نمیدونم کی ولی میدونم خیلی پیش یک شب پیامی از دوست عزیزمون دریای عزیز خوندم که توی دوره عزت نفس گذاشته بود و این پیام توی کانال استاد (همونی که عکس استاد روش هست ) گذاشته شده بود

    حرفاش برام جالب بود ولی پیگرش نشدم و الان متوجه شدم که در مدارش نبودم ولی خونده بودمش.

    من از صب روز دوشنبه ، جهان هستی گوشیم ازم گرفت یعنی بابام توی خواب گوشیم برداشته بود توی کمدش گذاشته بود که دس از فایلهای استاد و کارام بردارم دقیقا بعد از اینکه خودم رو آروم کردم از این اتفاق

    دیدگاه دریا اومد تو ذهنم

    دیدگاهی که خیلی پیش خونده بودمش ، چه موقع خوبی

    حالا دریا چی گفته بود

    اینکه بعد از یکسال فهمیده که واقعا آدمها در مقابل فرکانس های ما هیچ اختیاری ندارن

    یعنی من اگر روی جلوه خوب آدمی توجه کنم که نتیجه اون توجه احساس خوب باشه محالِ که قدرت و نیرونی خارج از درون ما بتونه اونو تغییر بده

    و بنظرم اگر اینطور بود

    که قانون نقض میشد

    اگر کسی اینو درک کنه به قول دریا دنیاش گلستون میشه

    و هیچ چیزی نمیتونه جلوی نتیجه فرکانس مارو بگیره یا عوض کنه

    مگر اینکه ما فرکانسمون عوض کنیم

    شاید یکسری از شماها توی ناخودآگاهتون این باشه که بالاخره طرف مقابلت یه اختیاری داره

    منم که اینطوری توی ناخوداگاهم بود

    و خیلی خوشحالم که اینو متوجه شدم

    گوشیم پیشم نبود اما دریایی از احساس خوب در خودم ایجاد کرده بودم از درک جدیدی که پیدا کرده بودم

    چقدر شب دوشنبه بارون اومد و حتی تا فردا هم ادامه داشت

    خوزستان توی این سال چندین بارش بی سابقه داشته

    و این بارش زمانی شد که من توی همچین حس هایی بودم و به ارزش های درونی خودم بیشتر داشتم پی میبردم

    که میدونم دوره عزت نفس تا اینجا که کار کردم خیلی تأثیر گذار بوده

    توی این 3و 4 روز دقیقا حس میکردم که خدا داره میگه مریم بیا توجهت بزار روی ویژگی های مثبت پدر و مادر و اطرافیان و دنیات

    و عده داد بهم که در آینده نزدیک قراره جریانی از نعمت ها وارد زندگیم بشه که به شکر خدا به واسطه کنترل ذهن و عمل هام بخشب از اون دیشب وارد زندگیم شد و ر لحظه داره وارد زندگیم میشخ و من قول دادم که این روند ادامه بدم چون خدای من خوش قول و منم باید خوش قول باشم اولای روز سه شنبه یعنی ساعت 2یا 3 یا 4 بامداد بود که من هدایت شدم به گوشی مامانم و گوشیش گرفتم و رفتم توی سایت و اول توی ذهنم این بود که فایل توانایی کنترل ذهن گوش کنم و یه فایل دیگ که الان اسمش یادم نیست.

    ولی یهو نمیدونم چیشد

    وقتی بلافاصه وارد سایت شدم

    حسی افتاد تو دلم که برم فایل توجه برنکات مثبت قسمت 10

    همون فایلی که استا از هزینه تعویض روغن ماشینش و گوشی میکائیل صحبت میکنه

    اون فایل استاد از تأیید کردن نشونه ها میگن

    و این هدایت خدا بود که این فایل ببینم چون جواب مسائل این روزهام بود

    و نتیجه کنترل احساسم پادااشش این بود که این فایل ببینم و هدایت بشم و تصمیمات جدیدی تر بگیرم

    پاداش کنترل ذهن و ایجاد احساس خوبی که در خودم ایجاد کردم در زمانی که گوشیم که وسیله گوش دادن به فایلهای استاد بودو ازم گرفته شده بود این که به فایلهای مورد نظرم دسترسی پیدا کنم دوره عزت نفس گوش بدم

    چندتا از دیدگاهای سایت بخونم

    و البته با همسرمم که دلم براش خیلی تنگ شده بود حرف بزنم

    چون رهاا بودم و به قول استاد پاداش رهایی و احساس خوب چیزی جز احساس خوب بیشتر و رسیدن به خواسته ها نیست

    من فهمیدم که هیچ کس مشکلی نداره این منم که باید رفتار و فرکانسم تغییر بدم

    و من بودم که جلوه ی بد اونها رو برانگیخته میکردم و اونا هیچ تقصیری ندارن هیچییی .

    و چقدر رسیدن بهش زندگیت زیبا میکنه

    نهایت مسئولیت پذیریِ

    و البته آروم آروم بیشتر بیشتر باید فکر کنم درک کنم و باورش کنم این اصل تا توی عمل موفق تر باشم

    استاد ،استاد وقتی توی فایل تمرکز بر نکات مثبت قسمت 10 گفتید که باید به نشونه های اطراف و زندگیمون توجه کنیم

    نگاه کردم دیدم چقدر نشونه و چیزایی که تغییر کرده توی زندگیم هست

    که زبانم قاصر میشه از سپاسگزاری کردن همگی .

    راستش این چیزا الان توی دفترم دارم مینوسم

    که بعد وارد گوشیم کنم و برای همکی شما بفرستم

    من داشتم تمرین جلسه 4 عزت نفس انجام میدادم توی دفتر . که یه لحظه ذهنم رفت روی اینکه از خدا سپاسگزاری کنم یکم که نوشتم

    دیگه دستم رفت نوشتم و از اتفاق ها و حس های روزام

    الان 6 یا 7 صحفه شده کل این حرفام

    واقعا اینم هدایت بود

    حتما خدا با این هدایت داره بهم کمک میکنه

    تا جریان بیشتری از احساس خوب رو با نوشتن اینا وارد زندگیم کنم

    شکررررررررررررت خداجون که همیشه وقتی صدات میکنم زودی میگی حاضــــــــــر.

    یعنی دارم حس میکنم که دارم قوی تر میشم به معنای واقعی

    خیلی زود از نشونه ها و اتفاق های خوب و مثبتم مینویسم توی قسمت تمرکز بر نکات مثبت 10 چون باید باید باید باید

    توی این جریان از اتفاق های خوب بیشتر و بیــــــــشتر وارد بشم .

    استاد من حس میکنم به چیزی و درکی فراتر از گوشیم رسیدم

    گوشیم ازم گرفته شد اما من به جاش خدا و توحید قانون بیشتر پیدا کردم

    رسیدن به این درک

    اینقدر برام ارزش داره که اگر 1000 تا گوشیم هم بخوان بهم بدن باهاش عوض نمیکنم

    راستش نمیدونم این دیدگاه توی نظرات کدوم فایل بزارم

    فک میکنم توحید عملی 5 چون این حرفهام اخرش و تهش توحید و خداست

    تهش اینه که همه چیز اونه و چیزی جز اون نیست

    اســــــتاد دارم پاکت نامه درست کردنش یاد میگیرم با مدلهای مختلف میخوام یه عالمخ واسه شما و اونایی که دوسشون دارم درس کنم و باکس باکس با پیامی از عشق و دوستی بهتون هدیه بدم

    من به احساس خوبی پی بردم که فراتر از گوشی و مانتو و ماشین و… هست

    در پناه خدا باشم و باشیم

    با کمی تصحیح دوستدار همیشگی شما مریم درویشی_ با اجازه خانم شایسته ? تقدیم با عشق

    چهارشنبه 101197

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      مهرداد مرادی نظیف گفته:
      مدت عضویت: 4104 روز

      سلام به مریم عزیزم.

      وقتی دیدگاهت خوندم، با خودم گفتم خدایااااااا شکرت و یادِ فایل “دلیل سرقت تاکسی دنده آرژانتینی ام! “(https://abasmanesh.com/fa/the-reason-for-stealing-my-rickety-car/)

      افتادم که استاد در مورد کشته شدن بز میگفت.

      کشته شدن بُزِت و برداشت مثبتی که از این اتفاق داشتی باعث شد، پاداشش درکهای عالی باشه که حاضر نیستی با هیچ گوشی، مانتو و ماشین و ……. عوضش کنی .

      همین االن بهم الهام شد که اینو بهت بگم که حتما همین فایل “دلیل سرقت تاکسی دنده آرژانتینی ام! ” که لینکش هم گذاشتم با دقت و تفکر عمیق ببینی .

      وقتی به اینچنین درکهایی میرسی یعنی داری تکامل فرکانسیت در درک اصل قوانین و عمیق تر شدن توی این قوانین طی میکنی که بنظر من بالاترین ثروتِ، خوشبختیِ، زندگی واقعی …….

      دوباره یادِ این قسمت حرف استاد افتادم که تو فایل شیوه صحیح الگو برداری میگفت که : ” همه ما به جایی بریم که خودمون مرکز عالم بدونیم ، خودمون مرکز همه اتفاقات زندگیمون بدونیم ”

      و خیلی خوب داری به این درک میرسی که خودت مُسبب همه اتفاقات زندگی هستی ، همه همه همه اتفاقات چه خوب و چه به ظاهر ناخواسته .

      خیلی لذذذذت بردم مرسیییییییییییی.

      آرزوی بییییییییینهایت خوشبختی، ثروت، آرامش، لذت، شادی، سعادت، نعمت و زیبایی برات دارم .

      در پناه فرمانروای جهان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        مریم درویشی گفته:
        مدت عضویت: 3148 روز

        سلام به مهرداد عزیز

        بله خودم هم از اینکه تونستم برداشت بسیار مثبتی از این ماجرا داشته باشم خیلی خوشحال هستم

        و برکات این برداشت مثبت برای من

        درک بیشتر قانون

        و همچنین. پی بردن. به اهمیت اصل قانون به عنوان باوری که بسیار توحیدی هست، حلال تمام مسائل ماست

        ممنونم که به الهامت گوش کردی و یاد اوری کردی که این فایل رو گوش کنم

        واقعا ممنونم

        این فایل از اون فایلهاست که باید ریز شد روش

        و حتما همین کار میکنم

        فقط چیزی که بعد از اولین دفعه که به این فایل گوش دادم این بود که میگفتم

        قبل از اینکه بزم کشته بشه باید دست به کار بشم و حرکت کنم

        مچکرم از بنده ی خوب خدا

        من هم برای شما زندگی سراسر امید و ایمان و همگام با عمل

        آرزوی میکنم

        شاه دردانه خدا

        ???

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    سیده آمنه یاقوتی گفته:
    مدت عضویت: 1958 روز

    سلام خدمت استاد جانم و مریم عزیزم

    استاد تو فایل اول گفتین واقعا دلم نمیخواست که وقت بزارم برای موضوعی که ارزشش رو نداره

    موضوعی که واضحه،نه عذابی براش اومده،نه اخطاری هیچی هیچ!!!!!(در مورد حجاب میگم)

    میخوام داستان چندشب پیشم و بگم براتون واقعا به یه درکی رسیدم که دلم میخواد این خاطره ماندگار بشه برام تا بدونم بهشت چیه و جهنم چیه؟؟؟بدونم عذاب خدا چیه؟؟؟بدونم وقتی ایمان ندارم و روی غیر خدا حساب باز میکنم چه بلایی سرم میاد

    استاد خدامیدونه چه تجربه ایی داشتم بخدا همه ی وجودم پراز ترس شده بود بخاطر چی؟؟؟؟چهارتا حرف مردم،،،،،نکنه اینجوری بگن و فلان کنن

    بخاطر نداشتن ایمان عملی

    یه پاشنه آشیل که از نداشتن عزت نفس میاد و نداشتن ایمان عملی

    شب 8محرم بود و من از وقتی اشناشدم با مفاهیم وقوانین وحس بد=اتفاق بد

    نرفتم امسال عزاداری و تو خونه فقط تو سایتم و کامنت میخونم یامینویسم یا فایل گوش میدم

    خلاصه که شب هشتم به همسرم گفتم منو ببر پارک پایین خونه خیلی هوا خوبه مثل شب قبل حال کنم

    ما رفتیم و همسرجان رفت هیئت

    خدا میدونه چه حس بدی پیدا کردم از اینکه وااااای چرا عاخه شب هشتم اومدی پارک

    نمیگی کسی میبینه،،،،واینجابود که به چشم خودم دیدم که باچه سرعتی فرکانس هام پاسخ داده میشدن،،هی ماشین میرفت میومد،ادم ها ترددشون زیاد شد(درحالی که شب قبلش چون حالم خوب بود و گفتم شب هفته ایراد نداره هیچکس رد نشد و توجه نکرد)

    ومن شروع کردم آگاهانه ذهنم و کنترل میکردم و هی باخودم حرف میزدم یکم ترددها کم شد ولی نجوای اینکه

    الان میگن کافر شده طرد میشی وکلی نجواهای دیگه

    واقعا حالم و میریخت بهم واصلا یه وضعی شد که پریشون شدم

    به همسرم زنگ زدم بیا منو ببر خونه نخواستم

    باورتون نمیشه رسیدم خونه

    گفتم وااااااای خدایا جهنم همینه

    جهنم احساس بده

    جهنم همین برزخیه که توش گم میشیم و خدارو از یاد میبریم

    جهنم یعنی خدارو فراموش کردن یعنی شرک

    گفتم الحق که عباسمنش راست میگفت احساس بد=اتفاقات بد

    و با بندبند وجودم درک کردم عذابی که خدا ازش میگه چیه

    همین احساسات بدی که فیزیکی نمیبینیم وخیال میکنیم با این رنج ها گناهان این دنیامون پاک میشه میریم اونور خوب میشیم

    ولی نه

    نه

    نه

    اگه باحس بد از اینجا برم

    اون دنیا ابدیه

    وتا ابد بتهمین حس بد میمونم

    حتی درک کردم چرا بهشت وجهنم طبقات دارن

    چون بسته به هر احساس اون ادم ها درون طبقه ایی قرار میگیرن

    یسری ها همنشین خدا میشن و پیامبران چرا؟چون اونها در بالاترین سطح فرکانسی که میتونستن بهش برسن رسیدن و خودشون رو تو حال خوب فارغ ازهمه ی تضادها و نجواها نگه داشتن

    ویسری ادم ها ته اسفل السافلین با شیطان هستن چرا؟چون بدترین فرکانس ها رو داشتن(نفرت،کینه،حسد……)

    وبه خودم گفتم همه ی تلاشم رو میکنم تا در هر وضعیتی حالمو خوب نگه دارم

    از همین جایی که هستم شروع کنم به لذت بردن

    ازهمین جاحالم و خوب کنم

    واز همون لحظه معجزات شروع میشن

    واقعا دلم میخواد تو اون ابدیت شاد باشم و پر از خدا

    پس تمام تمرکز و هدفم و میزارم تواین سایت و عمل میکنم

    تکرار میکنم

    عمل میکنم

    تکرار میکنم

    میلیاردها بار تکرار عمل

    استاد متشکرم

    ازخدایی که منو هدایت کرد وقتی جدیتم رو دید

    وقتی اشتیاقم و دید

    وقتی دید از همه بریدم وبه خودش پناه آوردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1148 روز

      سلام به خواهر عزیزم آمنه جان

      خدایا شکرت که هدایت شدم به این کامنت زیبا و تجربه‌ی بسیار آشنا و مشترک مثل مال خودم که بارها و بارها خودمم توی زندگی تجربش کردم و الان فهمیدم باعث و بانی تمام این احساسات بد و نجواهای منفی و شیطانی ذهن ، تماما برمیگرده به شرک ، به مشرک بودن

      مشرک بودن پرستیدن تندیسی از یاقوت و چوب نیست

      مشرک بود قدرت دادن به هر عامل بیرونی ، غیر خداوند ،برای تجربه ی آرامش و سعادت است در زندگی

      آمنه جان واقعا درکت کردم که چی میگی و بارها و بارها تجربه ش کردم

      احساس بد=اتفاقات بد

      جهان در هر لحظه داره به افکار ما ، که دارای فرکانس مثبت یا منفی هستن پاسخ میده، و از همون جنس اتفاقات وارد زندگی مون می‌کنه

      هر فکری، هر کاری که بهت احساس خوبی میده ،از جانب خداست ، فرکانسشم مثبته پس روش تمرکز کن و ، بچسب به همون جنس فکرها

      هر فکری که بهت احساس بدی میده، مثل کینه، دشمنی ،خصاصت، حسودی یا هر فکری که تو رو ناتوان میکنه، قربانی نشونت میده، قدرت رو ازت میگیره و میده دست بقیه آدما

      اینا تماما شرکه و باید تا دیدیم دچارش شدیم آگاهانه کنترل ذهنمون رو به دست بگیریم و روی چیزایی که حالمون خوب میکنن تمرکز کنیم مثل گوش دادن آهنگ شاد و رقصیدن و خوندن باهاش

      مثل سپاسگزاری بابت نعمت‌هایی که همین الان داریم

      مثل وقت گذراندن با بچه ها

      رفتن به طبیعت

      گوش دادن به صدای اب، دریا، جنگل

      دیدن مناظر زیبا

      تجسم آرزوهات گویی که الان بهشون رسیدی و

      سلامتی

      کاملا باهات موافقم که جهنم همین احساس بده که نجواهای درون ذهنت دچارش ممکنن، هر روز و هر لحظه

      بزرگترین دشمنی که درون خودمونه و اصلا دیده هم نمیشه

      برای ساختن زندگی رویایی مون باید آگاهانه کنترل کنیم ورودی های ذهنمون رو

      این مهمترین کار ، تمام دوران زندگی هر انسانه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1470 روز

    سلام بر استاد مهربان

    سلام بر دوستان خوب خودم

    گفته استاد واقعا قابل تعمل و تفکر است

    رمز پیروزی هر کسی در این جهان مادی و در زندگی خودش شرک است

    یک نگاه توحیدی به خدای خودم همه اینها باعث موفقیت من خواهد بود

    وقتی که من روی دیگران حساب باز می کنم از خوشبختی دور می شوم

    یادم باشد که قدرت را فقط به خدای خودم بدهم

    یادم باشد که هیچ عامل بیرونی نمی تواند من را خوشبخت کند

    هر چه است در درون من است و من باید با خدای خودم قرارداد ببندم

    خدا را همیشه و همه وقت قدرت برتر این جهان زیبا بدانم و یادم باشد که او همیشه بزرگترین است

    زمانیکه خدای مهربان در پشت من باشد دیگر من از هیچ قدرت بیرونی نخواهم ترسید

    هیچکس نمی تواند خللی در زندگی من ایجاد کند

    اینگونه عمل کنم من یک توحیدی در درون خودم ایجاد خواهم کرد که هیچ طوفانی در این زندگی من نمی تواند پشت من را بلرزاند و مثل کوه استوار خواهم بود و همیشه موفق و پیروز خواهم بود و از همه مهمتر آرامشی پایدار را لمس خواهم کرد و به یک احساس خوب پایدار خواهم رسید

    چقدر اینگونه عمل کردن زیبا است

    بی شک می توان اینگونه عمل کرد و بی شک می توان موفق شد

    دیدگاه توحیدی به خدای مهربان داشت این امتیازها را دارد برای من که

    دیگر حرف مردم و تمسخر آنها هرگز برای من مهم نخواهد بود

    می دانم که روزی رسان من خدای مهربان است

    هرگز روی دیگری حساب باز نمی کنم

    قدرت از آن خدای مهربان است

    کارهای خودم را به دست او می سپارم و هرگز نگران چیزی دیگر نخواهم بود

    استاد در این فایل آگاهی های نابی را به من آموزش دادند

    در این جهان کلا یک قدرت بیشتر نیست

    من خدا را باور کنم

    مردم عاشق من می شوند

    کارهای من بخوبی انجام خواهد شد

    براحتی و بسادگی همه خواسته های من اوکی خواهد شد

    وقتی که تمام موفقیت ها و حال خوبی های زندگی خودم را به خدای مهربان خودم نسبت بدهم این توحیدی ترین کار این جهان خواهد بود و بی شک این راه مسیری است که هرگز در آن شکست و ناامیدی و ترس و وحشت وجود نخواهد داشت

    درس زیبایی یاد گرفتم از صحبت های استاد

    همان خدایی که بدون دخالت من خون را در کل بدن من پمپ می کند

    همان خدایی که بدون دخالت من دم و بازدم من را کنترل می کند

    همان خدا هم هوای من را در زندگی خودم خواهد داشت

    همان خدا هم دست من را در خواسته هایم می گذارد

    چقدر نگاه کردن به این نکته عالی است و باعث آرامش من می شود

    و باز این نکته عالی دیگر که

    به اندازه ای که روی خودم و باورهای توحیدی خودم کار می کنم جهان هستی هم به من مال و ثروت و فراوانی و حس و حال خوب را خواهد داد

    نکته این فایل

    به آدم ها وابسته نبودن

    به خدای خود وابسته بودن

    آدمها دستهای خداوند بر روی زمین برای کمک کردن به من هستند

    باید از آدمهای اطرف خودم تشکر کنم

    اما

    تشکر واقعی از آن خدای من است

    به دستهای خداوند نگاه نکنم بلکه به صاحب قدرت این دستها نگاه کنم

    آنوقت من بی شک می توانم ابراهیم گونه زندگی کنم

    هر خیری که به من می رسد از جانب خدای مهربان است چرا که خداوند خیر مطلق است و همانند خورسید برای همه به یک صورت ممکن می تابد

    ممنونم استادعزیز بخاطر این همه نکته و آگاهی ناب

    سپاس از خدای قدرتمند خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1148 روز

      سلام آقا سعید

      فقط یک قدرت هست و آن قدرت خداوند هستش و لاغیر

      هر خوبی به من رسد از جانب خداوندم است، چون خداوند خیر مطلق هستش، همون جور که قدرت مطلق هستش

      هر بدی به من رسد از جانب خودم هستش به واسطه ی افکارم، که کنترلش نکردم تا خوبی ها رو ببینه

      مهمترین کار من کنترل آگاهانه افکارم، تمرکز آگاهانه فقط روی خوبیها، خواسته هام و نعمت هام هستش و سپاسگزاری بابتشون

      سپاسگزارم از کامنت زیباتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مرتضی آستاد گفته:
    مدت عضویت: 1240 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش گرامی و عزیز دل و سلام به خانم شایسته عزیز و شجاع که هر روز تو فکرم هستین که چجوری تنها توی پارادایس هستین واقعن تحسین میکنم این شجاعت شما رو و مستقل بودن

    میرسیم به این فایل که من عاشق این فایلم اینقدر این فایل رو گوش دادم دیگه تو ذهنم خود به خود تکرار میشه این جدیتی که تو بعضی دقایق دارین واسم جالبه اون جایی که از ته دل میگین هیچ کس بهم کمک نکرد هیچ کس هیچ کس خدا همه کارا رو برام کرد از وقتی که با شما آشنا شدم دوباره با خدا دوست شدم هر بار یه تضادی برام پیش بیاد یا یه مشکلی با خدا حرف میزنم و اروم میشم بعضی وقتا اون قدر با خدا حرف میزنم و جا هوایی که بهم کمک کرده و پشتم بوده رو به یاد میارم اشک میریزم و یه حس عجیبیه او لحظه که امیدوارم همه دوستان تجربش کنن

    الان جوری شدم که هر کسی رو میبینم و نتایج زندگی اونو قانون رو به خودم یاد آوری میکنم

    و میفهمم که قانون داره کارشو انجام میده خدارو شکر از موقعی که با توحید آشنا شدم البته از طریق استاد آرامشم خیلی خیلی بهتر شده نگرانیم خیلی کم شده دوست دارم به همه بگم که آقا ما باید از خدا بخواهیم ما باید به خدا وصل بشیم نه بنده خدا نه امامزاده و خیلی چیزای دیگه ولی جلوی خودمو میگیرم دوست دارم اینقدر نتیجه بگیرم که بقیه از من بپرسن که چکار کردم که به این موفقیت ها برسم همین الان هم خدا رو شکر خیلی نتیجه گرفتم و امسال یکی از بهترین سال های زندگیم بوده با اینکه هنوز به غیر از کتاب ها محصولی نگرفتم می‌خوام بیشتر از اینا توحیدی عمل کنم و از هیچ کس هیچ انتظاری نداشته باشم جز خدا خدایی که ما رو به این دنیا آورده ما رو رشد داده و این همه نعمت توی زندگیم قرار داده چرا باید از کس دیگه انتظار داشته باشم یه مثالی چند وقت پیش راجب توحید به ذهنم اومد که می‌خوام بگم

    فرض کن من مادرم یا هرروز برام غذا درست می‌کنه بعد هربار که گشنم شد برم از زن همسایه درخواست کنم برای غذا خب مادرم چه حسی پیدا می‌کنه چی میگه به من میگه من همین جا کنارتم بهت نزدیکم و بی هیچ منتی برات غذا درست میکنم بعد تو از اینجا بلند میشی میری خونه همسایه درخواست غذا میکنی چقدر آدم باید نا شکر و ناسپاس باشه که هم چین کاری بکنه

    خدایا کمکم کن توحیدی تر از قبلم عمل کنم

    و از استاد عباس منش عزیز هم سپاسگزارم که این مباحث رو باز کردتا ما خدا رو بشناسیم واقعن ازت ممنونم و انشاالله هر جا هستی پیروز و موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1148 روز

      سلام آقا مرتضی

      در رابطه با مثال مادر و زن همسایه کاملا با شما موافقم .چون خودم مادرم و درک میکنم که یه مادر چقدر بی منت غذا میپزه برای بچه هایش

      حالا خداوند ، که جای خودش داره اون که بی نهایت هستش رحمتش، نعمتش ، رزقش، قدرتش

      بسیار زیبا و بجا بود مثالتون

      ازتون سپاسگزارم دست زیبای خداوندم که نوشتید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    Asmakarimi گفته:
    مدت عضویت: 1674 روز

    سلام ب استادعزیزم

    بادیدن و گوش کردن بارهاو بارها این فایل هنوزممم میفهمم چقدرشرک تووجودمه

    انقدرامشب حالم بدبودانقدرخسته و رونده ازهمجاو همه کس بودم اومدم توسایت ومثل هرشب گفتم بذاریکی ازفایلهای توحیدی رو دانلودکنم من ک همیشه ب ترتیب دانلودمیکردم حسم گفت فایل توحید5رودانلودکن و فهمیدم این حال و روزالانم فقط بخاطرشرکه چراانقدرفراموشکارم خدایا؟چراابااین ک چندین بارضربه خوردم بازم وابسته ی ادمات شدم

    چرابااینک گفتم باخودم ک این ادماازطرف خدادستی ازطرف خداهستن ولی بازم بهشون وابسته شدم چرا نمیتونم خدای خودم رو منبع عشق و محبت ببینم؟

    من ک اینهمه فکرمیکنم قانون رو فهمیدم

    هنوزاینقدرشرک دارم ک این شرک داره همچیو ازم میگیره

    ارامشمو،تمرکزمو.انگیزمو.امیدمو.و شایدخیلی چیزای دیگ وخیلی خواسته های دیگ ک خودمواماده ی دریافتش کردم

    چرادارم همچیوخراب میکنم؟

    چرابخودم نمیام؟

    چقدروقتی شرک تووجودمه ازخدادورترمیشم

    و چقدروقتی اینجوری درمونده میشم یادش میفتم و نشونه میذاره برام ک اسما بازم یادت رف…بازم وابسته شدی ب ادما

    خدای من

    خدای خوبم

    خدای مهربونم

    منوببخش ک جزتوبه ادمات وابسته میشم

    منوببخش ک قدرتتومیدم دست کس دیگه ای

    منوببخش ک اینقدرازت فاصله میگیرم ک یادم میره فقط باتوقلبم اروم میشه فقط باتوئه ک همچی رو بدست میارم

    منو ببخش

    خدایامن توروپیداکردم خدای واقعیمو…فقط گاهی بازم فراموش میکنم ک بایدتوروبیشترببینم گوش کنم و حست کنم،فراموش میکنم باتومیتونم همچی داشته باشم

    دقیقا الان من دنبال خورده نونا دست مردمم

    میخوام لبریزبشم ازعشقت خدا

    من عشقتومیخوام محبتت رو این واسه من همچی میاره…یادحرف استادافتادم حسم گفت،رفتی توسایه!بیاتوافتاب تابتونی دریافت کنی

    خدایامنوپرکن ازعشقت انقدرک دیگ محتاج بنده ات نباشم انقدرک بتونم باعشقت بایادت انقدرقلبم اروم باشه بتونم کارهای بزرگی رو انجام بدم ب خواسته هام برسم و بیشترباورت کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      مهدی زیرک گفته:
      مدت عضویت: 986 روز

      سلام و درود می‌فرستم خدمت شما با این متن بسیار زیبا و دل نشینی که با قلبو روحتون نوشتین،من به تازگی عضو شدم و خیلی خوشحالو قدردان پروردگارم و استاد عزیزم هستم که این لیاقت رو در من قرارداد تا در این مسیر زیبا و پر از عشق باشم،من این لحظه ای که این پیام رو نوشتم سرکار هستم و داشتم توحید عملی قسمت 5 رو گوش میدادم و بعد که تموم شد اومدم قسمت کامنت هارو خوندم که با کامنت زیبای شما رو به رو شدم خیلی خیلی خیلی دلم میخواست اشک بریزم و بغض فراوانی گلوی من رو گرفته بود اما بخاطر اینکه تو‌ محیط کاری قرار داشتم نمیتونستم از ته دل اشک بریزم بخاطر این همه زیبایی و عشقی که پروردگارم به من داده و من نسبت به این همه زیبایی و عشق و بزرگی و جلال بی اهمیت بودم،از شما بابت این متن زیبا از استاد عزیزم بخاطر راه بزرگی که در پیش دارن و از خداوند متعادل سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        Asmakarimi گفته:
        مدت عضویت: 1674 روز

        سلام دوست عزیز

        امیدوارم حال دلت خوب باشه

        بهت تبریک میگم و خوشحالم ک پاتوی این مسیرگذاشتی مسیری ک هرچقدرک واردش میشی برات زیباترمیشه

        مسیری ک خداباتوئه

        خدای واقعیرودرک میکنی و حسش میکنی

        واقعانمیدونم چطوربابت این همه هدایت خداشکرگزارباشم

        ک الان گفتم بذاربرم توسایت و دیدم یکی برام کامنت گذاشته

        اول اومدم خوندم ببینم خودم چی نوشته بودم؟و اینکه بازم یاداورخودم شدم توحیدو ایمان فقط و فقط ب خدا

        و وقتی دیدم خدایاشماروزاوله ک عضوسایت شدین چقددددرخوشحال شدم و چقدرخوشحال شدم ک کامنت من روخوندین و چقدرحس خوبی رودرشمابه وجود اورده.واقعاازخداممنونم بابت این اتفاق خوب و عالی ک حسموعوض کردچقدرحالم بهترشدم…

        بخداباورکنیداقای زیرک من توی این 1سال و خورده ای ک سعی کردم تغییرکنم و میخواستم و میخوام ک روزبه روزبهترازقبل بشم…الان معنی شرک و توحیدو ایمان رو میفهمم.اصلامیگم چرامن تواین چندوقت رواین موضوع کارنکردم هرچی فکرمیکنم میبینم یادم نمیادفایلی شنیده باشم یادیده باشم راجبع توحیدیاشایدم دیدم و شنیدم و فراموش کردم

        ولی الان باورتون نمیشه همچیه من شده این موضوع ک توحیدداشته باشم ایمان داشته باشم ب خدا و شرک رو توی زندگیم کم کنم،میخوام ازاعماق وجودم این چندروزاخیرازخدامیخوام ک فقط منوباعشق خودش پرکنه،میخوام توحیدروبهش عمل کنم…ایمانم بخودش باشه.وابستگیم ب خودش باشه و بس…

        اقای زیرک خداخیلی شمارودوست داشته و داره…ک شماروزاول ک واردسایت شدین هدایت شدین به این فایل ،چقدرخداشمارودوست داره…

        و چقدرتومدارش بودین…و هستین

        چقدراین موضوع توحیدمهم بوده و هست ک من تاالان نمیفهمیدمش درکش نمیکردم و شایدتوی مدارش نبودم…ولی الان ک یه سرنخ رو گرفتم و حس میکنم احتمالادرکم بیشترشده ک هدایت شدم به سمت توحیدو یگانگیه خداوند و من بایدیادبگیرم ک فقط خداروتوی قلبم بزرگ کنم ن کس دیگه ای رو نه شرایط دیگه ای رو…

        ازخدای مهربونم میخوام که کمکم کنه تواین مسیربمونم و یادبگیرم و خودمو رشدبدم روحمو رشدبدم…

        و قطعاخداوندماروهدایت میکنه مثل همین الان…مثل همیشه

        فقط این ماهستیم ک بایدبهش گوش کنیم

        چقدراین سکوت ذهن این هدایته ارامش بخشه وقتی ک انگارهیچ غمی و ترسی نداری

        فقط نمیدونم چرازودفراموش میکنم

        چرا؟هنوزخیلی کارداریم

        واقعاهرروزو هرروزباید روی خودمون

        روی ایمان

        توحید

        باور

        و افکار

        و ذهنمون کارکنیم

        من واقعاالان متوجه میشم چرامیگیم خدالایتناهی هست جاودانه

        و ماتکه ای ازخداوندیم

        واسه همین همیشه جاودان بودنه س که هرچقدررررروحمون رو رشدبدیم بازم کمه بازم جاواسه بهترشدن هست هرچقدرک تجربه کنیم اگاهی کسب میکنیم و یه لول میریم بالاترو روحمون وسیع ترمیشه

        نمیدونم چراوقتی شروع کردم به تایپ کردن زمان ازدستم خارج میشه

        بیشترازهرچیزی میخوام یاداوری کنم بخودم…ک بایدبیشترکارکنم بزرگترشم

        انگارالان برام خیلی زیباشده ک بخوام بزرگترشم

        انگاریجورایی این منو متمایزمیکنه ازدیگران،

        متمایزبه معنای اینکه من میخوام تغییرکنم رشد کنم و اگاهی کسب کنم…میخوام بخدای خودم نزدیکترشم

        میخوام باخداهمیشه یکی باشم و وابسته ی اون باشم فقط

        این میتونه خیلی بهم کمک کنه میتونه بهم ارامش قلبی بده ک هیچچچچ چیز نمیتونه این حس رو بده

        اقای زیرک بخداهرچی ک استاد میگن حقیقته محضه من خودم همین الان توشرایطیم ک رو ادما حساب بازکردم

        وابسته ی ادماشدم

        ب اونادلخوش کردم

        و وابسته شدم

        نتیجشم دارم میبینم

        ولی اینباردیگه نه!این بارسعی میکنم هوشیارترعمل کنم و زودتردرسامو بگیرم و پاس کنم…

        فقط میگم که خداروباورکنید

        فقط میگم هروقت داشتیدزیادی ادماروبت میکردین توذهن و قلبتون

        بخودتون بیاین…و بگیدک این ادمه دستی ازطرف خداست

        گاهی مابه زبون میگیم ولی باورمون این نیست

        ته ذهنمون یچیز دیگس

        مثل من!

        منم میگفتم این ادمه این ادما دستی ازطرف خداهستن ولی قلبا به خداباورنداشتم دستشو داشتم میدیدم ن خودشو

        ولی اونموقع متوجه نبودم

        الان متوجه میشم ک فقط زبونی میگفتم

        ته ذهنم این بوداگه این ادم نباشه من نمیتونم زندگی خوبی داشته باشم من نمیتونم خوب زندگی کنم اگه به حرفش گوش نکنم برام بدمیشه ازدستش میدم

        فکرمیکردم فقط باوجوداوناحالم خوب و اوکیه..

        واقعامن شرک تووجودم بود،الانم هست الانم وابسته ی غیرازخداوندم

        میخوام بگم که گاهی ذهن واقعاماروگول میزنه…منم فکرمیکردم باورم اینه ک این ادمهادستی ازرف خداهستن ولی وقتی توشرایط قرارگرفتم دیدم نه…بایدالان عمل کنم و ایمانم رو نشون بدم

        استادهمیشه این حدیث رو میگن که شرک در دل مومن ن در دل کافر

        مثل راه رفتنه مورچه ای برروی تکه سنگ سیاهی در دل

        تاریکی شب پنهانه

        یعنی اینقدرپنهانه این شرک

        و مابایدخیلی حواسمون باشه و خیلی هوشیارباشیم‌..

        براتون ارزومیکنم ک همیشه تااخرعمرتوی این مسیربمونید ورشد کنید

        درپناه رب

        خدانگهدار

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          مهدی زیرک گفته:
          مدت عضویت: 986 روز

          با سلام و سپاس فراوان خدمت شما سرکار خانم کریمی عزیز.

          در درجه اول سپاسگزار پروردگارم هستم که ما هم فرکانسی هارو کنار هم جمع کرده با این قوانین فوق العادش که مارو از لذت و عشق بی حدو مرز خودش لبریز کنه.

          دقیقا همینطوره خانم کریمی عزیز،من الان در حالی این متن رو تایپ میکنم که قبلش یه متنی برای یکی از فایل های استاد عزیز تایپ میکردم که انقدر احساس فوق العاده ای بهم دست داد که قابل توصیف نیست و بعد با جواب شما مواجح شدم و گفتم این احساسم رو با شما و تمامی اعضای دوسداشتنی سایت در میان بزارم.

          دقیقا طبق توضیحاتی که دادین برای من هم این اتفاق بار ها و بار ها افتاده که توجهم بر نازیبایی ها بوده و بار ها و بار ها ناسپاسی کردم و شرک ورزیدم و افکار ناپسندی رو در خودم پرورش دادم و احساسات بدی رو تجربه کردم در صورتی که قلبا رضایت بر این اتفاقات نداشتم،اما همیشه از بچگی با اینکه در حال حاظر سن کمی هم دارم به نسبت اما از بچگی تا به الان درونم همیشه صدایی میشنیدم که قصد بر هدایت من رو داشت و من کاملا بر اساس یکسری از تجربیاتی که داشتم میدونستم و درک میکردم که این صدای خداونده که داره با من صحبت می‌کنه اما نمی‌دونم واقعا نمی‌دونم چرا بی تفاوت از کنارش گذر میکردم و توجهی بهش نداشتم و بعد که نتیجه هایی که می‌گرفتم باب میلم نبود و به نوعی خیلی زجر آور بود خودم رو سرزنش میکردم که چرا به حرف دلت گوش نکردی؟ چرا هدایت خداوند رو دنبال نکردی؟ چرا شرک ورزیدی؟ چرا زیبایی هارو نمی‌بینی ؟ چرا واقعا اینهمه نعمت رو نمی‌بینی ؟ حتما باید یه اتفاق خیلی خیلی بدی برات بیوفته تا به نوعی آدم بشی ؟

          این موارد انقدری درونم تکرار میشد که از یه زمانی به بعد تصمیم جدی گرفتم که در این مسیر باشم فارغ از اینکه چه اتفاقی میخواد بیوفته یا مردم چی بگن یا خانواده چی میگه،تصمیم گرفتم هیچکس و هیچ چیز رو نبینم فقط خودم باشم و خالق خودم.

          سرکار خانم کریمی عزیز نمی‌دونید با اینکه مدتی نیست در این مسیر قرار گرفتم اما چه آرامشی دارم،چقدر خیالم راحت تر شده،چقدر با خالقم صحبت میکنم چقدر سپاسگزار تر شدم چقدر قشنگ میتونم با خدا صحبت کنم چقدر بیشتر و بیشتر زیبایی هارو میبینم و تحسین میکنم و لذت میبرم از این دنیایی که درونش زندگی میکنم،با اینکه هنوز فایلی رو خریداری نکردم و فقط و فقط فایل های رایگان رو با دقت گوش میکنم چقدر اعتماد به نفسم و عزت نفسم بیشتر شده و چقدر قشنگ تر با انسان ها ارتباط برقرار میکنم و چقدر راحت تر ذهنم رو کنترل میکنم،با احتساب امشب،سه شبانه روزه که مرتب دارم سپاسگزاری میکنم،هم زبانی هم افکاری هم بصورت مکتوب،انقدر این احساس سپاسگزاری فوق العادس که باعث میشه فقط اشک بریزم و لذت ببرم از ارتباطم با خالقم،قشنگ حس میکنم که خدا داره انرژی و عشقش رو با حجم عظیمی به سمت من می‌فرسته و من کاری جز سپاسگزاری برای جبرانش نمیتونم واقعا انجام بدم،گاهی اوقات میگم خدایا یه قدرتی به من بده من بتونم جبران کنم بیشتر از حده سپاسگزاری تا بتونم حظم کنم این همه احساس خوب رو.

          دقیقا کلام شما متین و زیباست،و مطعنم این متن بسیار زیبا درونش خدا هست درونش انرژی و عشق پروردگار هست،و مطمعنم نتیجه ای ایمانتون و توکلتون به الله یکتارو میگیرید و بزرگترین آرزوی منه که بتونیم یک روزی استاد عزیز رو به همراه تمام اعضای سایت ملاقات کنیم و این حجم از انرژی فوق العاده و احساس خوب رو به اشتراک بزاریم.

          خانم کریمی عزیز این آیه آرامش عجیبی به من میده اونقدری که خود به خود به فکر فرو میرم و اشک‌ میریزم.

          گفت:

          او را از جایی که گمان نمی‌برد روزی میدهد،و کسی که بر خدا توکل کند،برایش کافیست.

          و در نهایت سپاسگزارم برای متن زیباتون،هرکجای این جهان زیبا که هستید سرشار از انرژی و عشق خداوند باشید همانطور که ابراهیم نبی بود.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            Asmakarimi گفته:
            مدت عضویت: 1674 روز

            سلام و درودبه شما اقای زیرک

            امیدوارم حال دلتون خدایی باشه

            خیلی خوشحالم ک حس فوق العاده رو تجربه میکنید

            واقعاحس عجیبیه

            من خودم هم یه حس اطمینان قلبی تواین چندروزنسبت به یک اتفاق دارم ک اصلاانقدرخیالم راحته اینقدرقلبم ارومه ک خودمم باورم نمیشه چرااینقدرریلکسم

            ولی این احساس همش ازاونجایی شروع شد که من خواستم فقط خودم رو تسلیم خداکنم ووووو……خیلی چیزای دیگه

            به هرحال خیلی خوشحالم و سپاسگزارخداوندم ک اینجادرکنارهم و هم فرکانس هم حضورداریم…

            خداپشت و پناهتون

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    رها گفته:
    مدت عضویت: 1224 روز

    بنام خدای هدایتگرم

    خدایی که به شدت برایم کافی است

    . ـ

    ((قدرت تنها از آنِ انرژی است که همه ما جزئی از او هستیم و به اندازه ای که به این انرژی وصل می شویم و روی او حساب می کنیم و به هر عاملی غیر از او غیر وابسته می شویم، توحیدی می شویم و می توانیم برکت این نیرو را از طریق دستان بی نهایتش و به شکل های متفاوتی در زندگی مان ظاهر و تجربه کنیم))

    این زیباترین حقیقتی است که در عمرم شنیدم و در حال تجربه اش هستم

    چه چیزهایی برایم شد

    چه کارها برایم کرد

    چه دستانی برایم اورد

    و همچنان می اورد

    چقدر ارام میگیرم

    این باوریست که هر لحظه باید تکرارش کنم

    ـــــــــــــ

    برای تجربه خوشبختی تنها یک راه است:

    ((باید انرژی و زمانی را که صرف شرک ورزیدن می نمایی، یعنی صرف زیر پا گذاشتن اهداف، ایده ها و خواسته های خود می کنی تا کاری را انجام دهی که دیگران را راضی و دنباله رو و طرفدار خود نمایی تا شاید درآمدی کسب نمایی، صرف اجرای توحید عملی و دنباله رو ی خداوند به عنوان منبع تما خیر و برکت ها و قدرت ها نمایی و به او وابسته شوی))

    به خدا انرژی که برای توحید میزاریم خیلی اسانتر و راحتتر هست

    خیلی سریع الجواب تر هست

    تا انرژی که صرف شرک میشود

    خدایا من دیدم که انرژی که برای درک قدرت تو میگذارم چقدر اسان کرد کارهایم را

    چقدر روان کرد زندگیمو

    به خاطر همینه گوش بزنگ شرک تو وجودم شدم

    اهدنا الصراط المستقیم

    ـــــــــــــ

    ((بدون ذره ای تلاش، سلامتی را از طریق تنظیم عملکرد هزاران عضو در بدنت جاری ساخته، به همین شکل نیز از طریق هزاران دستش برای کسب و کارت مشتری می شود، به تو عشق می ورزد، برایت آرامش، سلامتی و ثروت می شود.))

    و این همان درس هرروزه خودم به خودم هست

    مگر من برای سازوکاربدنم چه میکنم

    مگر من برای عملکرد سلولها چه تلاشی دارم

    پس بسپار بسپار به خودش که تمام میکند برایت انچه تو شروع کننده اش هستی

    خداروشکر که مندر مدار درک عمیقتر این آگاهی ها هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: