توحید عملی | قسمت 9 - صفحه 42 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1087 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    شهلا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1896 روز

    سلام به استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیزم

    من حدود 4 سال هست که پیرو فایلها و گفته های استاد هستم و هر وقت به هر دلیلی از فایل های توحیدی ایشون دور میشدم مشکلات به سمت من سرازیر میشدن

    ولی بعد از این همه دغدغه و جست خیز هایی که در این مسیر داشتم از حرفهای استاد برداشت هایی کردم که به ترتیب اهمیت باز گو میکنم .

    البته اینها برداشت های من هستش ممکنه نکات مهمی باشه بینشون که من به این درک نرسیده باشم

    اولین قدم برای رسیدن به آرامش کنترل ذهن هستش و ورودی ها که با سی روز نوشتن افکار و تکرار این باور که تمام گفتگوها که احساس بد دارند و زنجیر وارند مارو درگیر مسائل روزمره می‌کنند از طرف شیطان هستند .با این کار ما به تمرکز و کنترل ذهن میرسیم .

    دومین قدم بعد از تخلیه ذهن توحید هستش وقتی ذهن آرام می‌شود باید چیزهایی رو داخلش بریزیم و اولینش توحید هست و فایل های توحیدی استاد فوق العادست.

    سومین قدم که تا این دو قدم رو نگذاری بهشون نمیرسی شکرگذاریه

    چهارمین قدم هماهنگی با خودت هستش ..باید به توانایی هات با خود درونت به هماهنگی برسی.

    پنجمین قدم باور سلامتی هست

    باور ششم ثروت هستش

    ثروت در آخرین پله قرار داره به این دلیل سخت‌ترین هست که تا تمام مراحل رو طی نکنی نمیتونی به ثروت برسی تا جسمت سالم نباشه نمیتونی تا به خودت وخدا ایمان نداشته باشی نمیتونی به ثروت برسی وتا احساس شکرگذاری نداشته باشی به تو داده نمی‌شود.

    ممنون از استاد بزرگوار و این سایت ارزشمندشون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    مینا منصوری گفته:
    مدت عضویت: 1377 روز

    سلام استاد جان

    واقعا استاد قانون بزرگ وعده خداوند حق هست رو باید ثانیه به ثانیه توجه کنیم.ما قوانین رو داریم درک میکنیم و میدونیم بی هیچ استثنایی اجرایی هست.

    چقدر استاد در مورد موصوعی تصمیم گرفتم و باز نجوا نزاشت در اجرای تصمیمم مصمم باشم و روز اخیر همه درها مربوط به تصمیمم بستم تا نتونم ازش فرار کنم.الهی که بتونم موفق بشم و دیگه از اجرای تصمیمم فرار کنم.

    استاد جان چقدر باید در ایمان مان قوی باشیم تا بتونیم قوانین رو اجرا کنیم.

    فک کنم برای اجراییات مون اهرم رنج و لذت خیلی کاربردی باشه.

    خدای رو شکر برای اینهمه زیبایی و نعمت ها و قوانین و قدرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    مریم روزبهانی گفته:
    مدت عضویت: 1114 روز

    سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته ‌دوستان هم فرکانسیم. به قول استادخدایا کمک کن تا بیشتر سپاسگزارتر باشیم وقتی این فایلو گوش میدادم ناخودآگاه اشک میریختم وگریه میکردم وسپاسگزاری میکردم برای این هدایت من به این سایت برای این همه اگاهیها برای وجود استاد که خدای واقعی را به ما نشان داد من زمانی که شرک میورزیدم وبرای سروسامان دادن زندگیم سراغ ادما میرفتم دنبال جادو جنبل و شیطان میرفتم خدارو نمیدیدم فقط جادوگران عامل خوشبختی پول ثروت میدونستم جهان چک ولگدوهای خودشو به من زد. نشستم سرجام زمانی که همه چیزمو از دست دادم از همه جا رونده شدم ترس تمام وجودمو‌گرفته بود منی که یک عمر مستقل زندگی میکردم دیگه حتی میترسیدم تنهایی زندگی کنم از ترس اجاره ‌خرجش چند تا خونه عوض کردم بیشتر پولام رفت اثاث خونم خراب شدامدم پیش خواهر زادم همخونه شدم . طی حادثه ای که ترموسات ماشینم ترکید پام سوخت توبه کردم گفتم خدایا فقط خودت ‌هدایت شدم به سایت خدایی الهی و توحیدی. خدا روشناختم از خدا خواستم هدایتم کنه تغییر کنم مستقل بشم خودمو به خدا سپردم سرمو در برابر خدا اوردم پایین فقط از خودش کمک خواستم . معجزه از راه رسید مستقل شدم به لطف خودش بهترین وسایل با بهترین قیمت و شیکترین وسایلو خریدم به راحتیو آسونی خدایا شکرت برای اینهمه نعمت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    سمیه اسدی گفته:
    مدت عضویت: 985 روز

    سلام به دستی از دستان خدای من

    اومدم فایل الگوهای تکرار شونده رو که دانلود کرده بودم، گوش بدم که یه لحظه همینطوری دلی اومدم سمت فایلهای دانلودها و نگاهم به فایل توحید عملی افتاد تو همین لحظه یه تماس تلفنی داشتم که یکی از عزیزانم درگیر بیماری بود که دکتر کم و بیش چیز جالبی نگفته بود،همینکه گوشیرو قطع کردم یک آن دنیار رو سرم چرخ رفت و بی اختیار از همه چی دست کشیدم و سرم رو میز تکیه دادم و نمیدونم چقدر ولی فقط مدتی دیگه تو این دنیا نبودم،و همش میگفتم ته دلم که چیکار باید بکنم من باید چیکار کنم من درمونده شدم، که یک آن به خودم اومدم و نمیدونم چطور ولی زدم همین فایل شروع شد.

    وای وای خدای من این فایل دقیقا داره جواب درموندگی من رو میده

    داره جوابمو میده و میگه

    حیرت هرکس در این عالم به قدر بینش است

    هرکه بیناتر در این هنگامه حیران بیشتر

    و منیکه الان ارومه ارومم

    دیگه خبری از سنگینی که یکم قبل رو قلبم احساس میکردم نیست

    و این انرژی رو هیچ کس به من نمیتونست به این با شکوهی هدیه بده، جز زبان خداوندگارم که در کلام استاد جاریست

    ممنونم استاد

    بهشت همین لحظه اکنون هست وقتی ارامش رو دوباره به من هدیه داد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    فرشته اسلامی گفته:
    مدت عضویت: 802 روز

    بنام خدای مهربانم.

    سلام به استاد توحیدی و بانوی توحیدی و تمام دوستان سایت .

    چیزی که در این فایل خیلی نظر منو به خودش جلب کرد این بود که مثلا در دوران مادر حضرت موسی احتمالا تنها زنی که روی باورهای توحیدیش کار کرده بوده ایشون بودن که اونقدر باور احساس لیاقت داشتن و باور اینکه خداوند همیشه در حال هدایت هست رو در خودش ساخته که از بین اونهمه زنی که بچه شیرخواره داشتن فقط به مادر موسی خداوند الهام کرد تا نجات پیدا کنه و چقدر مادر موسی تسلیم خداوند بود که با اونهمه نجوای شیطان باز هم به الهامات الهی اجازه داد برای بلند شنیده شدن و وقتی اون کاری که خداوند بهش الهام کرد رو انجام داد و بچه رو در اب رودخانه رها کرد چه قبل انجام اینکار و چه بعد انجام اینکار صدر صد نجواهای شیطان بیکار نمیشینن و فقط تماشا کنن و نجواها هن حتما به این صورت بودن که احساس ندامت و پشیمانی و احساس قربانی بودن و کلی احساس بد دیگه که ای کاش اینکارو نمیکردم حالا معلوم نیست چه بلایی سر بچه ام بیاد بچه بقیه رو فرعون کشت اما من با دستای خودم کشتم بچه ام رو و معلوم نبوده که چند ساعت یا چند روز بعد از اینکه بچه رو در اب رها میکنه ازش به کلی بی خبر بوده و اگه به نجواها اجازه میداد اون رو از خواب و خوراک مینداختن و به کلی دیوانه اش میکردن اما اون چکار کرد انقدر باورهای قوی توحیدی داشته که به نجواهای شیطان اجازه خودنمایی نمیداده و با خیال اسوده فقط منتظر پلن های خداوند بوده برای اجرا کردنش و چقدر زیبا بودن پلن های خداوند به قول استاد رویایی بوده رسیدن مادر موسی به فرزندش .

    در پناه خدای یکتا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    Amoo_Hamed3 گفته:
    مدت عضویت: 2621 روز

    به نام خدا

    پروردگارا این عزت مرا بس که من بنده توام

    و این افتخار مرا کافی که تو پروردگار منی

    خدای عزیزم / مسائل مالی و نگرانی های اقتصادی ام را به عشق و مراقبت الهی تو می سپارم.

    از تو می خواهم که نگرانی ها، اضطراب ها و ترس هایم را در مورد پول از من بگیری و آن ها را با ایمان جایگزین فرمایی.

    دعا می کنم بدانم که فراوانی و کامیابی ، وضعیت حقیقی وجودی من است.

    تنها کافی ست به طبیعت نگاه کنم تا فراوانی و فراهم بودن نعمت هایت را ببینم.

    به من کمک کن تا سپاسگزار باشم برای تمام چیزهایی که امروز در زندگی ام دارم و تمایل و توانایی آن را داشته باشم که بیاموزم با دانایی ، مسائل مالی ام را مدیریت کنم و هر جا که نیاز بود به دنبال کمک باشم.

    به من لطف بفرما تا هدف زندگی ام را دریابم و با شجاعت و توانمندی با انجام دادن کارهایی که دوست دارم ، آن هدف را به اجرا در آورم .

    لطفا به من کمک کن تا دانش و مهارت هایم را به کار گیرم و در خدمت هستی باشم .

    خدایا از تو سپاسگذارم که به من کمک می کنی تا دریابم که : اراده ی تو ، نه اراده ی من ، بر قرار شود .

    آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    پارسا اژدهاکش پور گفته:
    مدت عضویت: 1587 روز

    به نام فرمانروای جهان هستی

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان..

    تهران تاریخ 1404/07/24 ساعت 10:20

    نشانه امروز من

    خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عباسمنش عزیز و بزرگوار…

    خدای عزیزم من عاشقتم و خیلی سورپرایز کردی و امروز با من صحبت کردی و رو به ثابت قدمی و ادامه را هدایت کردی شکرت…

    خداوند یعنی :

    پدر

    مادر

    برادر

    خواهر

    نفس

    امید

    توانمند

    همایتگر

    هدایتگر

    قدرت بی نهایت

    راه گشا

    و قدرت بی نهایت کیهان

    و وووو…….……………………

    خدایا خودت سربلند کن در ایران و جهان چون تویی انرژی و قدرت جهان هستی سپاس فراوان…

    به زودی فلوریدا آمریکا می‌بینمتون استاد گرانقدر

    (In God we trust)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    اعظم معین قفقازی گفته:
    مدت عضویت: 2841 روز

    باسلام خدمت استاد عزیزم مریم جان

    من تلاش می‌کنم روز به روز روی توحید عملی خودم کار کنم و مثال های متعدد از قرآن و اطرافم و همچنین اتفاقاتی که برای خودم افتاده بیاورم تا بیشتر خدای خودم را بشناسم و به ایمان صد و توکل بیشتری داشته باشم وقتی این شعر خوانده می‌شد دلم یه حال غریبی داشت و خیلی ناراحت بودم که چرا زودتر خدای خودم را نشناختم خدایی که اینگونه پیامبر خود را نجات می‌دهد همه ی بندگانش را نجات میده خدایی که اینگونه زیباست و من این همه زیبایی را نمیبینم اگر من توکل صد به او داشته باشم میتونم به تمامی آنچه که می‌خواهم برسم.

    موضوع دیگه که میخواستم بگم در مورد این باران قشنگ و زیبا که دیشب دقیقا این اتفاق برای ما افتاد و بخاطر اینکه چیزی را فراموش کردیم وقتی باران شدید بود زیر باران بودیم هم حال دلمان عالی شد هم اینکه ایمانم به خدا قوی تر شد لبریز از حس عالی شدم حس اینکه امسال سال منه یه آدم متفاوت با دیدگاه متفاوت شده ام و خدا داده نعمت های بیشترش را به من نشان می‌دهد و از من می‌خواهد در عملم ایمانم را ثابت کنم تا اینگونه باران نعمت روی سرت بریزم و تو لذت ببری.

    خیلی خوشحال خدای مهربانی دارم که استادی همچون شما را سر راه من قرار داده است تا من او را بهتر بشناسم استاد تو شمس تبریزی من هستی.

    خداییییاااااا بابت وجود خودت و استاد مهربانم و زندگی عالی و قوانین بی نقصت شکرت می‌گویم.

    خدایا صدهزار مرتبه سپاس گزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    صالح فتح خانی گفته:
    مدت عضویت: 1795 روز

    با سلام

    خیلی شعر و داستان آموزنده ای بود داستان موسی و مادرش و داستان نمرود،واقعا کی میتونه این کار رو بکنه،اون موقع مادر موسی نمیدونسته که موسی می‌خواد پیامبر بشه،اصلا پیامبر چیه،کدوم مادری حاضر تو اون شرایطی که همه بچه هارو می‌کشتن بچش رو بذاره رو آب بفرسته بره،اصلا آدم نمیتونه تصور کنه چه برسه انجامش بده ،اونم مادری که بچش رو تازه به دنیا آورده انقدر وابسته هستش بهش،بچمون یه ذره اب بینیش راه میفته آسمون رو به زمین میبافیم و نگران میشیم،فقط و فقط توکلِ بی‌نهایت می‌خواد این کار،فقط ایمان و باور به قدرت بی‌نهایت میتونه جرات و شجاعتش رو فراهم کنه،واقعا تحسین بر انگیزه و چه قدر این داستان ها کمک می‌کنه به ما که ما هم روی خدا حساب کنیم برای هر کاری،یعنی انقدر باید این داستان هارو تکرار کنیم تو ذهنمون بهش فکر کنیم و درموردش حرف بزنیم ،که وقتی به مساله و تضادی برخوردیم سریع بهم نریزیم،سریع نا امید و عصبانی نشیم،بتونیم دهن نجواهای ذهن رو ببندیم،من در راستای کار کردن روی توحید عملی مخصوصا در مورد مسائل مالی،فهمیدم که بابا من اصلا این پول و اومدن پول رو سال هاست گنده کرده بودم تو ذهنم، یعنی همیشه نگران اومدن پول بودم ،همیشه از نبود پول ناراحت بودم و همیشه از تموم شدن پول تو حسابم نگران بودم،و همین فرکانس ها همین نگرانی ها، ناراحتی ها، ترس های من در مورد کمبود پول ،اتفاقاتِ زندگی من رو به شکل نیومدن کار و پروژه جدید ،به شکل بی پول موندن و… رقم میزد،و آنقدر این سیکل ادامه داشت که وقتی از خدا از این انرژی کمک خواستم که بهم بگه ایراد من درمورد” نتایج مالی سینوسی” چی هستش،خیلی ساده بهم گفت و چه قدر جوابش ساده و واضح بود،که آقا تو داری به کمبود پول توجه میکنی،هزار بار بیشتر از استاد شنیده بودم “وقتی شما دارین به پول فکرمیکنی نباید به وجه کمبود و نبود پول فکرکنی و جالب اینجاست نشونش رو هم میگفت که وقتی به پول فکر میکنی و غمگین هستی می ترسی نگران هستی یعنی داری به کمبود و نبود پول توجه میکنی”اصلا اینو من انگاری نمیشنیدم،گوشم بدهکار این جمله نبود،از بس من معتاد این “نگرانی و ترس و غم نبود پول” بودم ،هیچ وقت نمیشستم بهش فکر کنم آخه چرا؟!البته اینم بگم اینطوری هم نیست که بگم اتفاقی بوده،شانسی متوجه شدم ،نه،اینم مربوط به سیر تکامل من هستش که اینجا باید بهش می‌رسیدم و در این مدار، این رو میگرفتم که درستش کنم برم مدار بالاتر، برای دریافت نعمت های بیشتر،(یعنی به فکرکردن زیاد هم نیست ،به “جدی گرفتن زیاد قانون” هستش که میتونی مسیر دریافت نعمت هارو هموارتر کنی)،خلاصه من فهمیدم ایراد این بود، یعنی خدا بهم گفت ،من که نمیدونستم و نمیدونم، اگه می‌دونستم که خیلی زودتر از اینها باغ خودم رو بیل میزدم،منبع آگاهی اونه،منبع کمک اونه،اونه که میدونه،اگر بخواهی ازش و اگر باور داشته باشی که میگه و اگر باور داشته باشی که کمکت میکنه،قطعا میگه بهت، قبلا هم گفتم باید یکم گوشِت رو تیز کنی که بشنوی صداش رو، کمکش رو،انقدر سرو صدا و نجواهای”با خود در صلح نبودن”و”آرامش نداشتن ها”زیاد هستش که باید تمرین کنی اول صدای اینارو کم کنی تا صدای خدارو بشنوی،خلاصه رفتم سراغ ایراد،یه مثال بزنم که بهتر متوجه بشید که “وقتی داری به پول فکرمیکنی و به نبود پول فکرمیکنی” یعنی چی،مثلا من می‌رفتم یه پروژه انجام می‌دادم یه 20 روزی هم مشغول بودم و حین انجام پروژه پول هم دریافت می‌کردم و اوضاع خوب بود(یعنی هیچ نگرانی و ترس خاصی درمورد کمبود پول نبود)،بعدِ پروژه یه چند روزی همینجوری بچرخیم و یه مسافرتی بریم و ازین حرفا،پولو خرج کنیم اینو بخر اونو بخر ،یواش یواش پول تو حساب کم میشد،اون اوایلش چون پولِ بیشتری تو حساب هستش نگران نیستی و همینجوری خرج میکنی، یواش یواش مبلغ تو حساب کم میشه و به همون اندازه نگرانی و دلهرهِ من شروع میشد ،که چرا کار بعدی شروع نمیشه،چرا پروژه بعدی استارت نمیخوره،چرا کسی زنگ نمیزنه،من که آگهی کردم چرا خبری نیست،یعنی شروع می‌کردم به تمرکز کردن روی کمبود پول ،روی نبود پول و احساسم بد میشه ترس میاد سراغت که این پولم تموم شه چیکار کنم،این ها کل روز رو درگیرت نمیکنن،ولی در طول روز سه چهار بار میان تو سرت،یه سری اتفاقات هم تو اون روز ها برامون پیش می اومد که مربوط به همون کمبود بود،یعنی مثلا یه مهمونی تو همون روزا میومد خونمون، من و همسرم پیش خودمون حرص می‌خوردیم که چرا پول نیست،اه چه وضعشه اخه،این پول چرا نمیاد،یعنی غمگین تر می‌شدیم و ناراحت تر میشدیم از نبود پول،یعنی از زمان تمام شدن پول ما فرکانس ترس،نگرانی،غم و ناراحتی درمورد نبود و کمبود پول رو به جهان میفرستادیم و بعد چند روز تازه میومدیم آگاهانه ذهنمون رو کنترل میکردیم یعنی تمرکز میذاشتیم رو داشته هامون ،پول هایی که ساخته بودیم ،رشد و پیشرفت مالی که تو زندگیمون داشتیم رو یادآوری می‌کردیم به خودمون،یعنی فرکانسمون رو تغییر می‌دادیم به احساس امیدواری، فراوانی و احساس خوب،یواش یواش خبر های خوب کاری میومد، تایید میکردیم که داره

    فرکانسامون جواب میده ،حتی چند نفر زنگ میزنن بابت کار،اگرم اوکی نمیشد تایید میکردیم که اینها نشونست و داره جواب میده،تا اینکه یه پروژه شروع میشد و ودوباره پول میومد و دوباره همون سیکل ادامه پیدا می‌کرد تا بی پولیه بعدی و… یعنی واضح ما “نتایج سینوسی مالی” رو متوجه می‌شدیم ولی درستش نمیکردیم،ولی الان داریم برای همیشه درستش میکنیم،یعنی دقیقا دورانی هستیم که پول نیست تو حسابمون و کلی اتفاق در مورد نبود پول برامون تو این چند روز افتاده ولی این بار آگاهانه تلاش ذهنی کردیم و از خداوند کمک خواستیم که راهمون رو ساده و هموار کنه،صبرمون رو بیشتر کنه،که حرص نخوریم، غمگین نباشیم، ناراحت نباشیم به خاطر نبود پول، نگران نباشیم بخاطر نبود پول ،با این منطق که اگر مثل قبل بخوایم ناراحت باشیم عصبانی بشیم پر از خشم بشیم بخاطر نبود پول ،دوباره اتفاقات رو مثل قبل رقم خواهیم زد،اولش هم خیلی سخته،چون مسیر عصبی قبلی انقدر کلفت هست که هی می‌خوای مثل قبل حرص بخوری هی می‌خوای ناراحت باشی،ولی میشه کنترل ذهن کرد،باید تمرین کنی باید تمرین کنی،تواناییش رو از خدا بخواهید میده،مثلا یکی از همین کمک هایی که خدا کرد بهم،مثلا ازش خواستم کمکم کنه راهش رو بگه که سختیش کمتر شه برام ،خیلی ساده هدایتم کرد به اخر همین فایل توحید عملی 9 که استاد میگه “سپاسگذاری ” سپاسگذاریِ درست ،باید شمارو به فراوانی برسونه،یعنی سپاسگذاریِ درست، نمیذاره شما کمبودِ موقتی رو ببینی ،نمیذاره ناراحت باشی بخاطر کمبودِ موقتی،ارامتون میکنه،امیدوارتون نگه میداره،دلتون رو قرص میکنه برای اومدن نتایج مالی،سپاسگذاری کنترل ذهن رو راحت تر میکنه،اینجوری داریم مسیرمون رو در مورد مسائل مالی میریم جلو،چون مشکل من و بیشتر دوستان این هست که خودمون رو خالق زندگی خودمون در مورد “مسائل مالی” نمیدونیم،خدارو توانا در مورد “مسائل مالیِ زندگیمون” نمیدونیم،واقعا خالق نمیدونیم که هرموقع بی پول میشیم به راحتی عصبانی میشیم ناراحت میشیم نگران میشیم،و منطق ذهنمون هم اینه که ما درمورد پول و مسائل مالی هیچکاره هستیم،بازار خرابه،کار نیست،پروژه نیست،توی شغل مورد علاقم نیستم،سرمایه ندارم،الان فصلِ کارِ من نیست،شهری که توش هستم کوچیکه،ابزارآلاتم ناقصه، نفراتش رو ندارم و… هزار تا دلیل که من به هیچ کدومشون کاری ندارم،چون اصل نیستن، ما باید با همین شرایطی که داریم فرکانس خودمون در مورد کمبودِ پول رو درست ارسال کنیم تا شرایط دلخواه مالی ایجاد بشه این اصل هستش، وسلام

    صالح

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1208 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که قدرتش را هر ثانیه باید شکر کنیم که با قدرتش داره جهان رو فرمانروایی میکنه خدایا من در برابرت تسلیمم

    سلام استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم

    این فایل نکته ها و گنجها از ایمان و توکل و تسلیم شدن رو به ما می آموزد

    که وقتی خواسته ای رو به خداوند یه بار میگیم اون صدای ما رو میشنوه و خواسته ما رو اجابت میکنه سمته خودشو انجام داده فقط مونده ما سمته خودمون رو انجام بدیم

    وقتی مادر موسی بچه رو در آب گذاشت ایمانشو به خداوند نشان داد و خداوند هم جواب ایمانشو بهش داد کاری کرد که کنار فرزندش رفت که خود مادر اصلا فکرشو نمیکرد و خداوند قشنگ و آسان سمته خودشو انجام داد

    سمته ما همان داشتن ایمان به غیب ست

    توکل کردن و تسلیم شدن

    روی قدرتش حساب کردن

    ماندن در احساسه خوب ست

    شکرگزاری زیاد ست

    فرستادن فرکانس خوب

    داشتن باورهای توحیدی

    باور به فراوانی جهان

    این فایلها و کامنتها رو هر روز بارها و بارها باید تکرار کنیم لازمه داشتن یه زندگی خوب و ایده آل ست لازمه خوشبختی و ثروت ست

    خدایا برای هدایت امروزت شکرت سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: