اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سپاسگزارم بابت فرصتی که می دهی تا در این سایت حضور داشته باشم
سپاسگزارم بابت سلامتی که هیچوقت یادش نمیکنیم مگر اینکه جایی از بدن مون صداش دربیاد!!
سپاسگزارم بابت مهربانی همیشگی ات که هرچی هم ناسپاسی میکنیم باز هم تو مهر میورزی، یاز هم دستگیری میکنی
سپاسگزارم که ما را هدایت میکنی وگرنه ما با این همه بی وفایی اگر مهر تو را نداشتیم که بدجوری بی پناه و بی کس می موندیم خدایا!!
سپاسگزارم که علم تو بر هر چیزی احاطه داره و بر هر کاری توانایی ، این ویژگی تو دلم رو قرص میکنه که هرچی بشه میدونم تو حواست به من هست، هرچی ام من غافل باشم تو یک لحظه هم از من غفلت نمیکنی، از رگ گردن هم به من نزدیک تری، پس با تو دگه چه ترسی؟ چه اضطرابی؟ چه غمی؟ چه ناراحتی ای؟
سپاسگزارم که می توانم الهامات تو را دریافت کنم
سپاسگزارم که چنین آرامش و اطمینانی در قلب من قرار داده ای
سپاسگزارم که هر قدم مرا صد حساب میکنی، دائم نزدیک و نزدیک تر می شوی
خدایا خیلیییی نیازمند و فقیرم به تو، خیلییی لازمت دارم خیلییی میخوام هدایتم کنی رهایم نکنی خب ؟؟
خدایا به کرم و بخششت نیاز دارم، به حس بودنت نیاز دارم، به نشانه هایی که هر روز میفرستی تا یادآوری کنی که هستی و حواست به من هست نیاز دارم خب؟؟
خدایا میشه یک شیطنت کنم؟؟ میخوام افتادگی ای رو به من بدی، همونطور که به ثروتمندان واقعی میدی همونا که چشمشون به زرق و برق دنیا نیست. با اینکه فرااااااوان نعمت و ثروت دارن، اما بسیار رئوف و مهربان هستن
دست نیازمندهارو میگیرن
به فقرا کمک میکنن
تلاش میکنن با دست آوردهاشون دنیا رو جای بهتری برای زندگی کنن
اما وقتی از نزدیک نگاه میکنی انقدر پُر و افتاده هستن که انگار نه انگار این همه ثروت مال ایناست
هیمنقدر خاکی و خوب… خب؟؟؟
خدایا خیلی دوستت دارم خب ؟؟؟
موقع خوندن شعر پروین و داستان حضرت موسی، یاد زمانی افتادم که خودم بعد از کلی تلاش پروژه ای رو داشتم که خیلیی شرایط خوبی داشت، پول نسبتا خوب، کارفرمای خوش اخلاق و مهربون، اعتماد و عزتی که تو روابط کاری مون برقرار بود ….
و تو یکهو به قلبم الهام کردی و با نشانه هایی که فرستادی گفتی
رها کن !!!
این پروژه دگه مال تو نیست، رها کن بره!
باید همه تمرکزتو بزاری روی پروژه خودت!
و ناگهان درست در زمانی که همه چیز داشت خوب پیش میرفت باید میرفتم تو دل داستان و اینکارو کردم….
من که انجام ندادم، تو انجام دادی خدایا!
با نشانه هایی که فرستادی گفتی
من فقط گفتم چشم
و مطمئن هستم که تو برام کولاک میکنی!
هزاران برابر رو قسمتم میکنی که بدجور وهاب هستی ……
خدایا کمک کن بتونیم کنترل ذهن داشته باشیم
بتونیم روی نعمتهایی که داریم بیشتر تمرکز کنیم
بتونیم بهتر و بیشتر سپاسگزار تو باشیم
و بتونیم در عمل بیشتر و بیشتر تسلیم تو باشیم
خدایا استاد عباسمنش عزیزم و مریم بانوی زیبا را در پناه خودت حفظ کن و عاقبت بخیر بدار آمین
به نام خداوند بخشنده مهربان که هر آنچه دارم از ان اوست
سلام به استاد گرامی و تمام دوستان عباس منشی
نشانه روز من
خدایاشکرت
انگارخداوند با این نشانه میخواست به من بگوید تنها سپاس گزارتر و صبورتر باشم
و چرا که نه من نیز از صمیم قلبم میخواهم
من خودم یکی از پاشنه آشیل های خودم عجول بودن میدونم خیلی بیشتر از صبرم کمه و از خداوند متعال طلب هدایت دارم تا قدم به قدم صبرم افزایش پیدا کند
در پاسخ به تمرین زیبای این قسمت
استاد من چند سال پیش با یکی از دوستانم که الان دیگر باهاش هیچ ارتباطی ندارم باهاش به یه تضادی برخوردم و یه دعوایی بین ما شکل گرفت
به حدی که کار به جایی کشیده شد که قرار دعوا گذاشتیم
بهتره بگم قرار دعوا طرف مقابل گذاشت و من نیز حتی میخواستم به آنجا برم ولی الان که فکر میکنم انگار درونم میگفت نه قلبم راضی نبود و واقعا هدایت شدم که نرم و تنها کاری که کنم این بود که به خانوادش بگم
و واقعا شکرخدا وقتی گفتم دست از سرم برداشت و همه چی به روال قبل برگشت و تنها خدا میداند اگر میرفتم چه اتفاقاتی برایم رخ میداد
استاد در رابطه با قسمت دوم تمرین باید بگم که زمانی در امتحانات خرداد کلاس نهم من با یکی از دوستانم هماهنگی های تقلب را انجام دادیم و به زیبایی هر چه تمام تر تقلب میکردیم برگه جا به جا میکردیم و…غیره
و واقعا غروری من گرفته بود من با اینکه هیچ اعتقادی به شانی ندارم ولی الان که فکر میکنم میبینم اون موقع موفقیت این کار به خودم دادم و نه به خداوند که دستش به سمت من روانه کرد خداوند بود که تمام شرایط برای من مهیا کرد و با اینکه جلو سالن اولین نفر بودیم هیچکس ما را نمیدید و اکنون شکرگزار خداوند هستم
استاد عزیز بابت این فایل آموزنده از صمیم قلبم ازتون سپاس گزارم
به نام رب جهانیان که همواره در حال هدایت و حمایت من است.
خدایا شکرت به خاطر وجود این سایت ارزشمند و الهی
خدایا شکرت به خاطر حضور استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته ی مهربان
خدایا شکرت به خاطر سلامتی خودم و عزیزانم
خدایا من به هرخیری که از تو بهم برسه فقیرم.
امروز به لطف و اجازه ی خداوند این موهبت نصیب من شد تا این فایل رو گوش بدم و خداروشکر میکنم که این فرصت رو به من داد تا گوش کنم و تفکر کنم.
راستش من امروز صبح رفتم آزمایش بدم و نتیجه ش خیلی برام مهم بود. رفتم آزمایشگاه و برگشتم و فایل رو گوش کردم و شروع کردم به خوندن کامنت های زیبا و تاثیر گزار دوستان.
عصر پیامک نتیجه ی ازمایشم اومد و در کمال ناباوری نتیجه خوب نبود. اولش واقعا در حد ده دقیقه ناراحت شدم ولی یادم افتاد به صحبت های استاد عزیز و مقایسه کردم با شرایط خودم.
استاد تو این فایل میگن که شاید شرایط بروفق شما نیست و به ظاهر خوب نیست ولی ما باید به خدا و برنامه هایی که برامون میچینه اعتماد کنیم و آرام باشیم و صبر کنیم که قطعا خدا هوامونو داره و قراره اتفاق بهتری رو تجربه کنیم.
منم مدام به خودم یادآوری کردم که حواست باشه فرزانه خانم درسته که الان شرایط به ظاهر خوب نیست ولی به خدا اعتماد کن.
فررانه خانم امروز خدا داره ازت امتحان میگیره ببینه این همه فایل های توحیدی استادت رو گوش میدی میتونی تو زندگیت عملی کنی یا فقط حرف میزنی.
امروز وقتشه نشون بدی ایمانت چقدره.
شروع مردم ذهنم رو بردم سمت داشته هایم. هرچند نجواهای شیطان دست بردار نیست. مدام در گوشم میگه نمیخواد کامنت بنویسی تو که حالت خوب نیست. تو جواب آزمایشت بد شده. تو هیچ وقت بچه دار نمیشی و…
اما من تسلیم نمیشم و مدام میگم نه خداوند میخواد تو شرایط عالی تر به من بچه بده. خدا میخواد من رو خودم کار کنم و خودم رو پرورش بدم تا بتونم فرزند سالم تری به دنیا بیارم. خدا برنامه ی بهتری برام داره و من به خداوندم اعتماد دارم.
یادمه قبل آشناییم با استاد عباسمنش عزیز هرموقع میرفتم دکتر و جواب آزمایشات خوب نبود من با همسرم دعوامون میشد تا چند روز قهر میکردیم من بهونه میگرفتم و زندگیم تا چندروز داغون میشد ولی الان به لطف خداوند مهربانم کنترل ذهن میکنم.
نمیگم راحته اما امکان پذیره و واقعا آرامش میگیرم. امشب ازش کلی تشکر کردم و با عشق باهاش رفتار کردم.
واقعا خدایا هزاران بار شکرت که منو به این سایت و گوش دادن به این فایل ها و آگاهی های ناب الهی هدایتم کردی و اینجور غرق آرامشم کردی.
از استاد عباسمنش دانا و خانم شایسته ی فداکار هم تشکر میکنم که این فایلها رو با عشق برای هدایت ما اماده میکنن و به رایگان در اختیار ما قرار دادن.
این داستانی که پروین میگه باز به من یاد آورری میکنه که وقتی وحی میاد و به تو گفته میشه که فلان کارو بکن دقیقا تو همون لحظه هم نجواهای شیطان وجود دارند
و چقدر با ارزش و عزت هستند آدم هایی که به وحی خدا ایمان دارند و بااینکه هیچ خبری ندارند که بعدش چی میشه ولی بااین حال چیزی که بهشون گفته میشه رو عملی میکنن و نتایج معجزه آسا هم میبینن
من همیشه سوالم این بود که چطور تشخیص بدم که وحی شده بهم یا نجوای شیطانه؟
تااینکع استاد میگفتند وحی با آرامش میادو حس خوب و نجواهای شیطان همیشه با غم و ترس وحس بد گفته میشه
خدایا اول کمکون کن که وحی رو از نجوای شیطان به درستی تشخیص بدیم و بعد کمکمون کن تا بتونیم حتی به وحی های کوچیک به هدایت های کوچولو هم اعتماد کنیم و عملیشون کنیم و ایمانمون رو بهت ثابت کنیم و نتایج معجزه آسامونم بگیریم
این شعر زیبا چقدر قشنگ قدرت تورو عظمت تورو آگاهیی تورو به رخ میکشه و مو به تن آدم سیخ میشه از این همه قدرت ،توانایی و عظمت و…
(ما به دریا حکم طوفان می دهیم)و به من یاد آوری میکنه کسی که انقدر قدرت داره و تو به این قدرت ایمان آوردی و هرلحظه داری این ایمان و محکم تر کنی ببین برای تو چه کارایی که نمیکنه
بهم یاد آوری میکنه که نجواهای شیطان را برای خودت مهم نکن و توجه نکن فقط مسیری رو که ایمان آوردی بهش رو ادامه بده
تو هیچی نمیدونی و خدا برهمه چی داناست
تو هیچ قدرتی نداری ولی خدا فرمانروای جهانیانه
پس هیچ وقت نزار شک و تردید بهت غلبه کنه و به یادت بیار که چه قدرتی مراقبته ،حمایتت میکنه،عاشقته
(تو این برهه از زندگیم خیلیا دنبال اینن که منو بکشونن پایین بهم ضربه بزنن با حرفاشون خرابم کنن اما دارم میبینم خدایا چطور داری ازم محافظت میکنی و چطور تیرهایی که به سمت من پرتاب میکنن باخودشون برخورد میکنه و کیست که خدا بخواد بیارتش بالا و بتونن بکشوننش پایین
خدایا بهم قدرتی بده که بتونم تو ذهنم به این آدما بهایی ندم و با آرامش کامل برخورد کنم باهاشون
و براشون آرزوی خیر بکنم
من کی هستم که بخوام بنده های تو رو قضاوت کنم
ازت ممنونم که طوری ازم محافظت میکنی که یکی از اطرافیان نزدیک میاد و بهم میگه زهرا اسم تو رو گذاشتم یکی یدونه ی خدا
بهش میگم چرا ؟میگه اخه نمیدونی که چه کارایی بر علیه تو دارن انجام میدن و من شاهد اینم که کاراشون بر علیه خودشون تموم میشه وتو داری از زندگیت عشق و لذت میبری
من یکی یدونه ی توام وتوام از یکی یدونت خیلی خوب داری محافظت میکنی ،خیلی خوب داری ظرف وجودیش رو تو همه جنبه ها بزرگ میکنی،خیلی بینظیر هدایتش میکنی ،خیلی عالی آگاهش میکنی،بهش یاد میدی،بهش الهام میکنی،واضح باهاش حرف میزنی ،مملوش میکنی از حس آرامش و…
خدایا هرچقدر که شکرت کنم خیلی خیلی کمه
عاشقتم و تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
اگر بخواهم به سوال شما پاسخ دهم باید از جملات استاد کمک بگیرم.
استاد در یکی از فایلهایش گفتن که برای انجام یک کاری ما باید سهم خودمون رو به درستی انجام بدیم. حالا کی میتونه یک کاری رو شروع کنه بدون اینکه از نتیجه اون مطمین باشه؟ جوابش اینه که کسی که به غیب ایمان داشته باشه. کسی که به رب ایمان داشته باشه و باور کرده باشه که خدای مهربان از خودش بیشتر میخواد تا اون کار به سرانجام برسه. حالا اگر یک کم بریم عقبتر باید بپرسیم که اون آدم چه موقع کاری رو شروع میکنه؟ چه موقع استارت میزنه؟ وقتی به خودش مطمین باشه که میتونه سهم خودش رو بدرستی انجام بده. در واقع کسی که عزت نفس داشته باشه. طبق آموزشهای استاد اگر کسی با ایمان به قدرت الهی یک قدم برداره خدای وهاب هزار قدم براش برمیداره.
مثلا در مورد مادر موسی، سوال این هست که چی میشه که ایشون فرزندش رو به دریا مینداره؟؟
غیر از اینه که بهش وحی شده یا اینکه هدایت شده.
در غیر اینصورت کدام عقل سلیم همچین کاری رو میکنه.
منطق میگه که مثلا با بچت فرار کن یا یک جایی اون رو پنهان کن و یا راههای دیگه. ولی چون مادر موسی در مسیر صحیحی بوده هدایت میشه به این راه حل. چون یک ایمان قلبی داره. اگر چه ترس هم به سراغش اومده ولی تونسته بر ترسهاش غلبه کنه.
حالا برگردیم به ادامه پاسخ
اگر بعد از نجات موسی به دست فرعون و اینکه بعد از مدتها مادر موسی دوباره بچش رو بغل میکنه و به اون شیر میده، بیاد و بگه این من بودم که تونستم این راه حل رو پیدا کنم…
این من بودم که تونستم توی شرایطی که همه بچه ها رو میکشن، من بچم رو زنده نگه دارم…
شما چه جوابی بهش میدید…
منظور از اینکه(( این ما هستیم که اتفاقات رو رقم میزنیم)) این هست که تمام اعمال ما بر اساس افکاری هست که از طرف ما پذیرفته شده. مثلا اگر کسی پذیرفته باشی که ارتفاع و بلندی خطرناک هست و نسبت بهش احساس بدی داره، اگر یک روز به شهر بازی بره هیچ وقت اون اسباب بازی رو سوار نمیشه که ارتفاع زیادی داشته باشه چون میترسه، نگران میشه و حالش بد میشه.
و در آخر اگر بخوام جمعبندی کنم
اگر ما در مداری باشیم که بتونیم هدایتهای الهی رو درک کنیم به خاطر ایمانی که به غیب داریم اون هدایتها رو در زندگیمون اجرا میکنیم و سهم خودمون رو انجام میدیم سپاسگزار هستیم شاد هستیم امیدوار هستیم نگران نیستیم و خداوند هم پاداش ایمان ما رو طوری عطا میکنه که سورپرایز میشیم.
اولا اینکه من از اون روز که این کامنت و گذاشتم خودم و واقعا از ته دل سپردم گفتم من نمیدونم تو بگو
و خدا گفت …..
درست فهمیدم اول خدا میگه بعد تو شروع میکنی حالا به قول شما میری سهم خودت و انجام بدی این بزرگترین دستاورد من در زندگی به شمار میاد خدا رو شکر
ماجرا از این قراره من بعد اینکه سر سپردگی و انتخاب کردم سرماخوردگی داشتم ، گفتم بیام از همین سرماخوردگی شروع کنم گفتم خدایا سرما خوردم من و کمک کن خوب بشم نمیخام برم دکتر یه جوری بشه تا فردا خوب بشم بعد خوابیدم نصف شب که پاشدم آب بخورم دیدم هیچ علامتی از سرماخوردگی نیست و با تعجب چند دقیقه ای نشستم و فکر کردم گفتم ینی الان این خوبم کرد ؟ نکنه دارو اینا خوردم ببینید خیلی زود شرک میاد سریع خودم و جمع کردم گفتم این کار و درست کرد برام بریم سراغ قدم بعدی
دو روز بعد داشتم میرفتم بیرون همسایه من و دید و گفت فلانی من 15 تن برنج دارم نمیتونم بفروشم میتونی برام بفروشی ؟
تا اینو گفت گفتم الرزق و الرزقان همینه این روزی دنبال من اومده
گفتم بله حتما انجام میدم شما نمونه بیار برام من کار میکنم
آخه کار قبلی من خرید و فروش بود و محصولات بهداشتی و اینا در سطح بالا تجربه خرید و فروش داشتم تو تهران
با خودم گفتم ببین چطور هدایت میکنه اون همسایه نمیدونست که من فروش بلدم خدا بهش گفته
حالا قراره فردا پس فردا نمونه کار دستم برسه و من از الان چند نفر و پیدا کردم برم و بفروشم
حالا چقدر میفروشم و چی میشه اینجا برمیگرده به بحث باورها ، اینجاست که من اگه خودم و لایق ندونم ممکنه طرف بهم چک سه ماهه بده یا اگه عزت نفس نداشته باشم محکم صحبت نکنم طرف میگه بیخیال این اصلا یه جوریع
در مورد مادر موسی هم همین بوده ببینید زمانیکه دستور قتل صادر میشه که بچه ها رو بکشید همزمان با مادر موسی مادران زیاد دیگری در حال تلاش برای حفظ جان فرزند خود کردن قطعا ولی چرا مادر موسی هدایت شده ؟ چون اون دلی قبلا خواسته چون توکلش به خدا بوده نه توکل زبانی واسه همین هدایت شده
کلا میخام به این نکته برسم که ما هیچی نیستیم ما از خودمون چیزی نداریم
هر جا چیزی داشتیم اون بهمون گفته ، مثلا گفته برو فلان کار و شروع کن یا گفته برو این پیشنهاد و بده منتها مشکل از زمانی پیدا میشه ما فکر میکنیم ما فکر کردیم و امتیازش و میدیم به خودمون و دیگه هدایت نمیشیم دقیقاً کاری که من کرده بودم من میگفتم درسته خدا هست و توکل کردم ولی منم باید برم مهارت مو افزایش بدم من باید فلان چیز و هم درست کنم
بچه ها این تله اس از نظر من
هر چه توکل و تسلیم قوی تر باشه و اجازه بدیم هدایت انجام بشه چون هدایت اجازه دادنیست ، اون موقع وقت حرکت کردن و اقدام عملی و تغییر باور و …..هست
نه اینکه شروع کنی یه کاری و انجام بدی قدمهای بعدی گفته بشه
استاد بارها این جمله رو گفتن که شروع کن قدم ها گفته میشه منتها استاد فکر میکنه ما میدونیم اون شروع کن و بهمون خدا گفته در حالیکه ما نمیدونیم ما اصلا نمیدونیم از کجا شروع کنیم
تو روانشناسی ثروت 1 جلسه 23_24 بود اگه اشتباه نکنم که استاد میگه از همون جایی که هستی شروع کن و نمیخاد قرض کنی وام بگیری و …..با چیزی که داری شروع کن
من اینو وقتی شنیدم شروع کردم به حرکت کردن ولی هیچ جوابی نمیگرفتم الان میفهمم که بابا جان تو باید توکل کنی تو باید توحیدی عملی کنی اصلا کی به استاد این جمله رو گفته ؟ استاد با چه مبنایی این و میگه ؟ داستانش همینه استاد پرسیده و گفته شده البته من نمیتونم جای استاد نظر بدم ایشون بهتر بلدن شاید کلا من اشتباه میکنم نمیدونم
ولی تجربیات من در گذشته اینو میگه هر وقت خواستم هدایتم کرده و من حرکت کردم و نتایج اومده همین
پیچیده شد ….
ولی اینو در کل میخام بگم من نوعی خواسته رو ایجاد میکنم و تنها از خدا میخام ، خداوند من و هدایت میکنه نشونه ها میاد و من میرم با توجه به باورهام عمل میکنم و نتایج کم یا زیاد نسبت به باورها حاصل میشه
استاد این شعر خیلی حال منم دگرگون میکنه و عاشقش هستم و هر چند روز گوش میکنم به همراه توضیحات عالی شما
درسهایی که از این فایل گرفتم
نترس و غمگین نباش ، ما همه مثل مادر موسی خدا هر لحظه الهام میکنه به ما و هدایتمون میکنه ولی همزمان نجواهای شیطان هم هست که نزاره به الهامات خدا درست عمل کنیم به همین خاطر نترسیدن، ایمان ، غمگین نبودن فرمول دست رسی به هدایت خداونده
وقتی طبق قوانین خدا عمل میکنیم ، از دیدگاه خدا اتفاقات افتاده جای هیچ شک و تردید نیست
رهرو ما اینک اندر منزل است
عدل خداوند بی نقصه ، همه اتفاقات زندگی ما با فرکانسهایی که خودمان میفرستیم خلق میشود
همه چی تحت کنترل خداست، خدا خوابش نمیبره
من نباید مثل نمرود ناسپاس باشم ، مقابل خدا فروتن باشم، شرک نداشته باشم ، فقط یه رب و قدرت وجود داره و آن خداست،
به اندازه ای که سرمان جلو خداوند پایین باشد جلو غیر خدا سربلند و سرافراز هستیم
واقعا به زندگی خودم نگاه میکنم ناسپاس هستم خیلی مهمه که هر روز به یاد بیارم و ببینم نعمتهایی که خدا هر لحظه بهممیده مثل نفس کشیدن، مثل کار کردن قلبم،
خدا رو شکر میکنم که من را هدایت کرد برای این فایل استاد مدتی که کار میکنم هر روز میام سایت میگم برم چی ببینم؟ فایل های دانلودی که باز میکنم نمیدونم چرا همیشه میام فایل اجرای توحید در عمل انگار که خدا داره بهم میگه باورهای توحیدیت رو تقویت کن تو اینجا مشکل داری این فایل را دیدم دوباره با اون که همون موقع هم که روی سایت گذاشته بودید دیده بودم . شما درست میگید باید هر فایلی بیش از 5 بار همون موقع دید تا در ذهنت بشینه یه بار دیدن فایده نداره .باید هر فایلی رو یه دفتر برداری کلمه به کلمه بنویسی مثال هاش رو بنویسی بعد دوباره هم گوش بدی هم از روی دفتر بخونی چندین بار و هر چی دوباره یادت امد بنویسی واینقدر تکرار کنی که این سیمان ها کنده بشن .استاد خودم باورم نمیشه منی که هر روز دارم سپاسگزاری مینویسم جنس سپاسگزاری های من با دیدن و شنیدن این فایل فرق کرد شکر گزاری هام با یه احساس عشق بیشتری شد ، تپش های قلبم را حین نوشتن این سپاسگزاری هام میشنوم . احساس من، نوشته های من فرق کرد، برای خودم که خیلی لذت بخش تر شد . هر روز که یه درسی یاد میگیرم همون روز یه شرایطی پیش میاد که من طبق باور جدید عمل کنم با قدرت بشتر ایمان بیشتر . توی یه فایل دیگه گفتم خدا مربی هم هست ، این فایل های توحید عملی را گذاشته جلوی من میگه گوش بده بعد تمرین میده میگه اجراش کن حالا تا یاد بگیری . من چی میتونم بگم اصلا فقط میتونم بگم خدایا شکرت . اصلا چیزی نمیتونم بگم . یاد حرف شما می افتم که همیشه میگید من روی شانه های خدا نشستم ، می شنیدم ولی نمی تونستم درک کنم واقعا این خشوع این گوش به فرمان بودن این تسلیم بودن ایمان داشتن و اعتماد داشتن به خدا هر روز میتونه بیتشر بشه عمیق تر بشه. رها کردن این مغز از اعتماد به خودم به این که من چی هستم که بخوام به خودم تکیه کنم منی که از یک لحظه بعدم خبر ندارم و سپردن به خدا . باعث آرامش میشه باعث احساس شادی میشه . انجای که مادر موسی تسلیم میشه رها میکنه و بچه رو میگذاره روی آب . بار خودش را زمین میگذاره اصلا غوغا میکنه چقدر ایمان میخواد . ایمان بهش میده بعد بهش قوت قلب میده
وحی امد کین چه فکر باطل است رهرو ما اینک در منزل است . پرده شک را برنداز از میان تا ببینی سود کردی یا زیان . مثل انجای که شما گفتی من دیگه نمیام سر کار . و ورق برگشت همون روز سود شد .
نوشته هام زیاد شد توی یه فایل دیگه تجربه م رو مینویسم .
دوستتون دارم و بی نهایت سپاسگزارم در پناه الله مهربان شاد باشید .
به نام خدای مهربان که هرلحظه ماراهدایت وحمایت میکند .
سلام استادجانم سلام مریم عزیزم ..
خدایاشکرت که این اجازه روبه استاددادی که این شعر پرازآگاهی وبرامون بخونه واقعا که به دل میشینه و چشمامون بارونی میکنه ..
استادعزیزم ازهر لحظه اززندگیتون درست استفاده کردید حتی موقعی که درمسیر هستید این زمان وفرصت دونستید وبرامون فایل ضبط کردید ،این جزلطف خداوندنمیتونه باشه …
به اندازه ای که سرمون مقابل خداوند پایین باشه درمقابل خلق الله سرمون بالاست ،،به اندازه ای که بپذیریم هرچی که داریم لطف خداونده اگه ایده ای هست ازطرف خداونده اگه کاری درست پیش رفته خداوندانجامش داده ،،چه قدر این شعر قدرت خداوند وبرامون به یادآورد زمانی هست که مامیگیم این آب این کوه یافلان اتفاق افتاد اگه نمی افتاد اگه دیریازود میشد این اتفاق نمیوفتادمثلا بارون نمیومد تواون لحظه یا دریاطوفانی نبود یا …..هرمسائل دیگه ای انگارمافک میکنیم دریا خودش دریاست کوه بااون همه عظمتش خودش کوهه انگار صاحب نداره خدایا ماروببخش انسان وقتی وقتی آگاهی داشته باشه خیلی چیزارو درک میکنه این که هرچی که درجهان هست مدیرو مدبرش پروردگاره هرکدوم برای ماموریتی درجهان هستند واونام شعوردارند وهمواره تسبیح گوی خداوندهستن خدایاشکرت ،،،
خدایاکمکم کن که همه ی قدرت وبه توبدم شرکی دروجودم ریشه نزنه همون ابتدای کار قبلا ازاین که حتی تودلم بکارمش جوونه نزده بکنمش بندازم دور خدایا من هنوز اول کارم ولی چقدر این مسیرخوبه چقدر آرامش دارم ولذت میبرم ..
مومن هیچ گاه نمیترسد ونگران نیست اگه ماتوکل داشته باشیم آرامش داریم ونگران نیستیم ونمیترسیم وخداوندکافیست برای ما…
خدایا تنهاتورامیپرستیم وتنهاازتویاری میجوییم توحواست به همه چیزهست به همه چیزتسلط داری این وبایدهمواره تکرارکنم وورودی ذهنم باشه ..تونزدیکی ،به فکرمایی ،عاشق مایی ،تنهافرمانروای جهان تویی،به ماالهام میکنی ،ماروکمک میکنی و….
خدایاشکرت واقعا این شعرزیبا خیلی کمکم کرد آرامش وآگاهی دادبهم خداروشکرمیکنم که من وهم فرکانس کرد بااستادومریم جان این دوفرشته ی توحیدی ..
چقدر عمل به الهامات مانندحضرت موسی که عمل کردند خوب هست وعاقبتش خیره ،حتی اگر منطقی نباشه حرف دل بامنطق خیلی فرق داره ،انشالله که خداوند کمک مون کنه تشخیصش بدیم ونجواهای شیطان وپس بزنیم وانجامش بدیم .
خداونداقدرت سپاسگذاری بیشتروبه مابده که هم فراوانی وبرکت وآرامش راداره ..
به نام خالق ، به نام رب العالمین
خدایا به امید خودت برای نوشتن آنچه باید بنویسم
خدایا خداوندا
سپاسگزارم بابت فرصتی که می دهی تا بنویسم
سپاسگزارم بابت فرصتی که می دهی تا در این سایت حضور داشته باشم
سپاسگزارم بابت سلامتی که هیچوقت یادش نمیکنیم مگر اینکه جایی از بدن مون صداش دربیاد!!
سپاسگزارم بابت مهربانی همیشگی ات که هرچی هم ناسپاسی میکنیم باز هم تو مهر میورزی، یاز هم دستگیری میکنی
سپاسگزارم که ما را هدایت میکنی وگرنه ما با این همه بی وفایی اگر مهر تو را نداشتیم که بدجوری بی پناه و بی کس می موندیم خدایا!!
سپاسگزارم که علم تو بر هر چیزی احاطه داره و بر هر کاری توانایی ، این ویژگی تو دلم رو قرص میکنه که هرچی بشه میدونم تو حواست به من هست، هرچی ام من غافل باشم تو یک لحظه هم از من غفلت نمیکنی، از رگ گردن هم به من نزدیک تری، پس با تو دگه چه ترسی؟ چه اضطرابی؟ چه غمی؟ چه ناراحتی ای؟
سپاسگزارم که می توانم الهامات تو را دریافت کنم
سپاسگزارم که چنین آرامش و اطمینانی در قلب من قرار داده ای
سپاسگزارم که هر قدم مرا صد حساب میکنی، دائم نزدیک و نزدیک تر می شوی
خدایا خداوندا عاطفه اگه تورو نداشته باشه بدجوری زمین میخوره ، دلش میگیره بلد نیست راهو گم میکنه اشتباه میره دستشو رها نکن خب؟!
خدایا بهت سخت نیاز دارم، دستمو محکم بگیر خب؟؟
خدایا خیلیییی نیازمند و فقیرم به تو، خیلییی لازمت دارم خیلییی میخوام هدایتم کنی رهایم نکنی خب ؟؟
خدایا به کرم و بخششت نیاز دارم، به حس بودنت نیاز دارم، به نشانه هایی که هر روز میفرستی تا یادآوری کنی که هستی و حواست به من هست نیاز دارم خب؟؟
خدایا میشه یک شیطنت کنم؟؟ میخوام افتادگی ای رو به من بدی، همونطور که به ثروتمندان واقعی میدی همونا که چشمشون به زرق و برق دنیا نیست. با اینکه فرااااااوان نعمت و ثروت دارن، اما بسیار رئوف و مهربان هستن
دست نیازمندهارو میگیرن
به فقرا کمک میکنن
تلاش میکنن با دست آوردهاشون دنیا رو جای بهتری برای زندگی کنن
اما وقتی از نزدیک نگاه میکنی انقدر پُر و افتاده هستن که انگار نه انگار این همه ثروت مال ایناست
هیمنقدر خاکی و خوب… خب؟؟؟
خدایا خیلی دوستت دارم خب ؟؟؟
موقع خوندن شعر پروین و داستان حضرت موسی، یاد زمانی افتادم که خودم بعد از کلی تلاش پروژه ای رو داشتم که خیلیی شرایط خوبی داشت، پول نسبتا خوب، کارفرمای خوش اخلاق و مهربون، اعتماد و عزتی که تو روابط کاری مون برقرار بود ….
و تو یکهو به قلبم الهام کردی و با نشانه هایی که فرستادی گفتی
رها کن !!!
این پروژه دگه مال تو نیست، رها کن بره!
باید همه تمرکزتو بزاری روی پروژه خودت!
و ناگهان درست در زمانی که همه چیز داشت خوب پیش میرفت باید میرفتم تو دل داستان و اینکارو کردم….
من که انجام ندادم، تو انجام دادی خدایا!
با نشانه هایی که فرستادی گفتی
من فقط گفتم چشم
و مطمئن هستم که تو برام کولاک میکنی!
هزاران برابر رو قسمتم میکنی که بدجور وهاب هستی ……
خدایا کمک کن بتونیم کنترل ذهن داشته باشیم
بتونیم روی نعمتهایی که داریم بیشتر تمرکز کنیم
بتونیم بهتر و بیشتر سپاسگزار تو باشیم
و بتونیم در عمل بیشتر و بیشتر تسلیم تو باشیم
خدایا استاد عباسمنش عزیزم و مریم بانوی زیبا را در پناه خودت حفظ کن و عاقبت بخیر بدار آمین
به نام خداوند بخشنده مهربان که هر آنچه دارم از ان اوست
سلام به استاد گرامی و تمام دوستان عباس منشی
نشانه روز من
خدایاشکرت
انگارخداوند با این نشانه میخواست به من بگوید تنها سپاس گزارتر و صبورتر باشم
و چرا که نه من نیز از صمیم قلبم میخواهم
من خودم یکی از پاشنه آشیل های خودم عجول بودن میدونم خیلی بیشتر از صبرم کمه و از خداوند متعال طلب هدایت دارم تا قدم به قدم صبرم افزایش پیدا کند
در پاسخ به تمرین زیبای این قسمت
استاد من چند سال پیش با یکی از دوستانم که الان دیگر باهاش هیچ ارتباطی ندارم باهاش به یه تضادی برخوردم و یه دعوایی بین ما شکل گرفت
به حدی که کار به جایی کشیده شد که قرار دعوا گذاشتیم
بهتره بگم قرار دعوا طرف مقابل گذاشت و من نیز حتی میخواستم به آنجا برم ولی الان که فکر میکنم انگار درونم میگفت نه قلبم راضی نبود و واقعا هدایت شدم که نرم و تنها کاری که کنم این بود که به خانوادش بگم
و واقعا شکرخدا وقتی گفتم دست از سرم برداشت و همه چی به روال قبل برگشت و تنها خدا میداند اگر میرفتم چه اتفاقاتی برایم رخ میداد
استاد در رابطه با قسمت دوم تمرین باید بگم که زمانی در امتحانات خرداد کلاس نهم من با یکی از دوستانم هماهنگی های تقلب را انجام دادیم و به زیبایی هر چه تمام تر تقلب میکردیم برگه جا به جا میکردیم و…غیره
و واقعا غروری من گرفته بود من با اینکه هیچ اعتقادی به شانی ندارم ولی الان که فکر میکنم میبینم اون موقع موفقیت این کار به خودم دادم و نه به خداوند که دستش به سمت من روانه کرد خداوند بود که تمام شرایط برای من مهیا کرد و با اینکه جلو سالن اولین نفر بودیم هیچکس ما را نمیدید و اکنون شکرگزار خداوند هستم
استاد عزیز بابت این فایل آموزنده از صمیم قلبم ازتون سپاس گزارم
خدایا شکرت
به نام رب جهانیان که همواره در حال هدایت و حمایت من است.
خدایا شکرت به خاطر وجود این سایت ارزشمند و الهی
خدایا شکرت به خاطر حضور استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته ی مهربان
خدایا شکرت به خاطر سلامتی خودم و عزیزانم
خدایا من به هرخیری که از تو بهم برسه فقیرم.
امروز به لطف و اجازه ی خداوند این موهبت نصیب من شد تا این فایل رو گوش بدم و خداروشکر میکنم که این فرصت رو به من داد تا گوش کنم و تفکر کنم.
راستش من امروز صبح رفتم آزمایش بدم و نتیجه ش خیلی برام مهم بود. رفتم آزمایشگاه و برگشتم و فایل رو گوش کردم و شروع کردم به خوندن کامنت های زیبا و تاثیر گزار دوستان.
عصر پیامک نتیجه ی ازمایشم اومد و در کمال ناباوری نتیجه خوب نبود. اولش واقعا در حد ده دقیقه ناراحت شدم ولی یادم افتاد به صحبت های استاد عزیز و مقایسه کردم با شرایط خودم.
استاد تو این فایل میگن که شاید شرایط بروفق شما نیست و به ظاهر خوب نیست ولی ما باید به خدا و برنامه هایی که برامون میچینه اعتماد کنیم و آرام باشیم و صبر کنیم که قطعا خدا هوامونو داره و قراره اتفاق بهتری رو تجربه کنیم.
منم مدام به خودم یادآوری کردم که حواست باشه فرزانه خانم درسته که الان شرایط به ظاهر خوب نیست ولی به خدا اعتماد کن.
فررانه خانم امروز خدا داره ازت امتحان میگیره ببینه این همه فایل های توحیدی استادت رو گوش میدی میتونی تو زندگیت عملی کنی یا فقط حرف میزنی.
امروز وقتشه نشون بدی ایمانت چقدره.
شروع مردم ذهنم رو بردم سمت داشته هایم. هرچند نجواهای شیطان دست بردار نیست. مدام در گوشم میگه نمیخواد کامنت بنویسی تو که حالت خوب نیست. تو جواب آزمایشت بد شده. تو هیچ وقت بچه دار نمیشی و…
اما من تسلیم نمیشم و مدام میگم نه خداوند میخواد تو شرایط عالی تر به من بچه بده. خدا میخواد من رو خودم کار کنم و خودم رو پرورش بدم تا بتونم فرزند سالم تری به دنیا بیارم. خدا برنامه ی بهتری برام داره و من به خداوندم اعتماد دارم.
یادمه قبل آشناییم با استاد عباسمنش عزیز هرموقع میرفتم دکتر و جواب آزمایشات خوب نبود من با همسرم دعوامون میشد تا چند روز قهر میکردیم من بهونه میگرفتم و زندگیم تا چندروز داغون میشد ولی الان به لطف خداوند مهربانم کنترل ذهن میکنم.
نمیگم راحته اما امکان پذیره و واقعا آرامش میگیرم. امشب ازش کلی تشکر کردم و با عشق باهاش رفتار کردم.
واقعا خدایا هزاران بار شکرت که منو به این سایت و گوش دادن به این فایل ها و آگاهی های ناب الهی هدایتم کردی و اینجور غرق آرامشم کردی.
از استاد عباسمنش دانا و خانم شایسته ی فداکار هم تشکر میکنم که این فایلها رو با عشق برای هدایت ما اماده میکنن و به رایگان در اختیار ما قرار دادن.
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خدایی که رحمتش بی اندازه ومهربانیش همیشگیست
سلام عزیزانم
خداباکمک تو میخوام بنویسم من بلد نیستم
خدایا شکرت برای اینکه اینجا هستم
شکرت برای دوستان خوب دراین سایت
شکرت برای نفس کشیدنم
شکرت برای انسان بودنمم
شکرت برای آسمان زیبا
خدایا مهربانی توبی نهایت است نمیدونم ازکجاش بگم
ازجاهایی که عهد کردم باتوباشم ولی خطاکردم
وتواصلا به روی من هم نیاوردی انگار نه انگار که اشتباه کردم
خدایا منو ببخش ودستمو بگیر وببربه سمت خودت وزیباییهای این جهان
خدایا میدونم اگه ذهنمو کنترل کنم فارِغ از این که بیرون چه خبره برای من همه چی عالی پیش میره پس کمکم کن بتونم کنترل ذهن داشته باشم
خدایا میدونم اگه قدرت روفقط به توبدم همه چی عالی پیش میره چون هیچ چیز وهیچ کس دربیرون قدرتی نداره اگه من فقط قدرت روبه خدای خودم بدم پس کمکم کن
خدایا زندگی باتوآسان وزیباترینه ونیازمند توأم هیچی بلد نیستم وازتویاری میخوام برای همه چی
دوست دارم
توکریمی
تورحیمی
توغفاری
تومهربانی
توبحشنده ی
به نام خدا
سلام به همه عزیزان
این داستانی که پروین میگه باز به من یاد آورری میکنه که وقتی وحی میاد و به تو گفته میشه که فلان کارو بکن دقیقا تو همون لحظه هم نجواهای شیطان وجود دارند
و چقدر با ارزش و عزت هستند آدم هایی که به وحی خدا ایمان دارند و بااینکه هیچ خبری ندارند که بعدش چی میشه ولی بااین حال چیزی که بهشون گفته میشه رو عملی میکنن و نتایج معجزه آسا هم میبینن
من همیشه سوالم این بود که چطور تشخیص بدم که وحی شده بهم یا نجوای شیطانه؟
تااینکع استاد میگفتند وحی با آرامش میادو حس خوب و نجواهای شیطان همیشه با غم و ترس وحس بد گفته میشه
خدایا اول کمکون کن که وحی رو از نجوای شیطان به درستی تشخیص بدیم و بعد کمکمون کن تا بتونیم حتی به وحی های کوچیک به هدایت های کوچولو هم اعتماد کنیم و عملیشون کنیم و ایمانمون رو بهت ثابت کنیم و نتایج معجزه آسامونم بگیریم
این شعر زیبا چقدر قشنگ قدرت تورو عظمت تورو آگاهیی تورو به رخ میکشه و مو به تن آدم سیخ میشه از این همه قدرت ،توانایی و عظمت و…
(ما به دریا حکم طوفان می دهیم)و به من یاد آوری میکنه کسی که انقدر قدرت داره و تو به این قدرت ایمان آوردی و هرلحظه داری این ایمان و محکم تر کنی ببین برای تو چه کارایی که نمیکنه
بهم یاد آوری میکنه که نجواهای شیطان را برای خودت مهم نکن و توجه نکن فقط مسیری رو که ایمان آوردی بهش رو ادامه بده
تو هیچی نمیدونی و خدا برهمه چی داناست
تو هیچ قدرتی نداری ولی خدا فرمانروای جهانیانه
پس هیچ وقت نزار شک و تردید بهت غلبه کنه و به یادت بیار که چه قدرتی مراقبته ،حمایتت میکنه،عاشقته
(تو این برهه از زندگیم خیلیا دنبال اینن که منو بکشونن پایین بهم ضربه بزنن با حرفاشون خرابم کنن اما دارم میبینم خدایا چطور داری ازم محافظت میکنی و چطور تیرهایی که به سمت من پرتاب میکنن باخودشون برخورد میکنه و کیست که خدا بخواد بیارتش بالا و بتونن بکشوننش پایین
خدایا بهم قدرتی بده که بتونم تو ذهنم به این آدما بهایی ندم و با آرامش کامل برخورد کنم باهاشون
و براشون آرزوی خیر بکنم
من کی هستم که بخوام بنده های تو رو قضاوت کنم
ازت ممنونم که طوری ازم محافظت میکنی که یکی از اطرافیان نزدیک میاد و بهم میگه زهرا اسم تو رو گذاشتم یکی یدونه ی خدا
بهش میگم چرا ؟میگه اخه نمیدونی که چه کارایی بر علیه تو دارن انجام میدن و من شاهد اینم که کاراشون بر علیه خودشون تموم میشه وتو داری از زندگیت عشق و لذت میبری
من یکی یدونه ی توام وتوام از یکی یدونت خیلی خوب داری محافظت میکنی ،خیلی خوب داری ظرف وجودیش رو تو همه جنبه ها بزرگ میکنی،خیلی بینظیر هدایتش میکنی ،خیلی عالی آگاهش میکنی،بهش یاد میدی،بهش الهام میکنی،واضح باهاش حرف میزنی ،مملوش میکنی از حس آرامش و…
خدایا هرچقدر که شکرت کنم خیلی خیلی کمه
عاشقتم و تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
میدونم که تو برام کافی هستی…
با سلام
استاد جان خیلی فایل خوبی بود و لذت بردم
ولی من چند وقته نمیتونم بفهمم سهم من از کارکرد من چیه و سهم خدا کدومه
بخوام واضحتر بگم شما در دوره کشف قوانین میگین فارغ از تمام اتفاقات این من هستم که اتفاقات و رقم میزنم و….
اینجا میگین فرعون گفت منم که تعیین میکنم و خدا به اصطلاح حالش و گرفت یا داستان موسی و ….
حالا سوال من اینه بالاخره ما هستیم داریم تعیین میکنیم یا خداونده که تعیین میکنه
اگه ما داریم تعیین میکنیم دیگه این حرفا چیه
نه اگه خداوند هست ما چی میگیم
این سوال من نتونستم جواب پیدا کنم
آدم حیران میمونه و نمیدونه چیکار کنه
لطفاً به این سوال من پاسخ دهید
سلام دوست عزیز
اگر بخواهم به سوال شما پاسخ دهم باید از جملات استاد کمک بگیرم.
استاد در یکی از فایلهایش گفتن که برای انجام یک کاری ما باید سهم خودمون رو به درستی انجام بدیم. حالا کی میتونه یک کاری رو شروع کنه بدون اینکه از نتیجه اون مطمین باشه؟ جوابش اینه که کسی که به غیب ایمان داشته باشه. کسی که به رب ایمان داشته باشه و باور کرده باشه که خدای مهربان از خودش بیشتر میخواد تا اون کار به سرانجام برسه. حالا اگر یک کم بریم عقبتر باید بپرسیم که اون آدم چه موقع کاری رو شروع میکنه؟ چه موقع استارت میزنه؟ وقتی به خودش مطمین باشه که میتونه سهم خودش رو بدرستی انجام بده. در واقع کسی که عزت نفس داشته باشه. طبق آموزشهای استاد اگر کسی با ایمان به قدرت الهی یک قدم برداره خدای وهاب هزار قدم براش برمیداره.
مثلا در مورد مادر موسی، سوال این هست که چی میشه که ایشون فرزندش رو به دریا مینداره؟؟
غیر از اینه که بهش وحی شده یا اینکه هدایت شده.
در غیر اینصورت کدام عقل سلیم همچین کاری رو میکنه.
منطق میگه که مثلا با بچت فرار کن یا یک جایی اون رو پنهان کن و یا راههای دیگه. ولی چون مادر موسی در مسیر صحیحی بوده هدایت میشه به این راه حل. چون یک ایمان قلبی داره. اگر چه ترس هم به سراغش اومده ولی تونسته بر ترسهاش غلبه کنه.
حالا برگردیم به ادامه پاسخ
اگر بعد از نجات موسی به دست فرعون و اینکه بعد از مدتها مادر موسی دوباره بچش رو بغل میکنه و به اون شیر میده، بیاد و بگه این من بودم که تونستم این راه حل رو پیدا کنم…
این من بودم که تونستم توی شرایطی که همه بچه ها رو میکشن، من بچم رو زنده نگه دارم…
شما چه جوابی بهش میدید…
منظور از اینکه(( این ما هستیم که اتفاقات رو رقم میزنیم)) این هست که تمام اعمال ما بر اساس افکاری هست که از طرف ما پذیرفته شده. مثلا اگر کسی پذیرفته باشی که ارتفاع و بلندی خطرناک هست و نسبت بهش احساس بدی داره، اگر یک روز به شهر بازی بره هیچ وقت اون اسباب بازی رو سوار نمیشه که ارتفاع زیادی داشته باشه چون میترسه، نگران میشه و حالش بد میشه.
و در آخر اگر بخوام جمعبندی کنم
اگر ما در مداری باشیم که بتونیم هدایتهای الهی رو درک کنیم به خاطر ایمانی که به غیب داریم اون هدایتها رو در زندگیمون اجرا میکنیم و سهم خودمون رو انجام میدیم سپاسگزار هستیم شاد هستیم امیدوار هستیم نگران نیستیم و خداوند هم پاداش ایمان ما رو طوری عطا میکنه که سورپرایز میشیم.
امیدوارم که پاسخ من کمکتون کرده باشه.
در پناه ایزد منان
سلام مژگان عزیز
ممنون از کامنت خوب شما
اولا اینکه من از اون روز که این کامنت و گذاشتم خودم و واقعا از ته دل سپردم گفتم من نمیدونم تو بگو
و خدا گفت …..
درست فهمیدم اول خدا میگه بعد تو شروع میکنی حالا به قول شما میری سهم خودت و انجام بدی این بزرگترین دستاورد من در زندگی به شمار میاد خدا رو شکر
ماجرا از این قراره من بعد اینکه سر سپردگی و انتخاب کردم سرماخوردگی داشتم ، گفتم بیام از همین سرماخوردگی شروع کنم گفتم خدایا سرما خوردم من و کمک کن خوب بشم نمیخام برم دکتر یه جوری بشه تا فردا خوب بشم بعد خوابیدم نصف شب که پاشدم آب بخورم دیدم هیچ علامتی از سرماخوردگی نیست و با تعجب چند دقیقه ای نشستم و فکر کردم گفتم ینی الان این خوبم کرد ؟ نکنه دارو اینا خوردم ببینید خیلی زود شرک میاد سریع خودم و جمع کردم گفتم این کار و درست کرد برام بریم سراغ قدم بعدی
گفتم خدایا پول ندارم و وضعیت مالی اصلا جالب نیست برام کمکم کن همون لحظه گفت صبر کن درست میکنیم
دو روز بعد داشتم میرفتم بیرون همسایه من و دید و گفت فلانی من 15 تن برنج دارم نمیتونم بفروشم میتونی برام بفروشی ؟
تا اینو گفت گفتم الرزق و الرزقان همینه این روزی دنبال من اومده
گفتم بله حتما انجام میدم شما نمونه بیار برام من کار میکنم
آخه کار قبلی من خرید و فروش بود و محصولات بهداشتی و اینا در سطح بالا تجربه خرید و فروش داشتم تو تهران
با خودم گفتم ببین چطور هدایت میکنه اون همسایه نمیدونست که من فروش بلدم خدا بهش گفته
حالا قراره فردا پس فردا نمونه کار دستم برسه و من از الان چند نفر و پیدا کردم برم و بفروشم
حالا چقدر میفروشم و چی میشه اینجا برمیگرده به بحث باورها ، اینجاست که من اگه خودم و لایق ندونم ممکنه طرف بهم چک سه ماهه بده یا اگه عزت نفس نداشته باشم محکم صحبت نکنم طرف میگه بیخیال این اصلا یه جوریع
در مورد مادر موسی هم همین بوده ببینید زمانیکه دستور قتل صادر میشه که بچه ها رو بکشید همزمان با مادر موسی مادران زیاد دیگری در حال تلاش برای حفظ جان فرزند خود کردن قطعا ولی چرا مادر موسی هدایت شده ؟ چون اون دلی قبلا خواسته چون توکلش به خدا بوده نه توکل زبانی واسه همین هدایت شده
کلا میخام به این نکته برسم که ما هیچی نیستیم ما از خودمون چیزی نداریم
هر جا چیزی داشتیم اون بهمون گفته ، مثلا گفته برو فلان کار و شروع کن یا گفته برو این پیشنهاد و بده منتها مشکل از زمانی پیدا میشه ما فکر میکنیم ما فکر کردیم و امتیازش و میدیم به خودمون و دیگه هدایت نمیشیم دقیقاً کاری که من کرده بودم من میگفتم درسته خدا هست و توکل کردم ولی منم باید برم مهارت مو افزایش بدم من باید فلان چیز و هم درست کنم
بچه ها این تله اس از نظر من
هر چه توکل و تسلیم قوی تر باشه و اجازه بدیم هدایت انجام بشه چون هدایت اجازه دادنیست ، اون موقع وقت حرکت کردن و اقدام عملی و تغییر باور و …..هست
نه اینکه شروع کنی یه کاری و انجام بدی قدمهای بعدی گفته بشه
استاد بارها این جمله رو گفتن که شروع کن قدم ها گفته میشه منتها استاد فکر میکنه ما میدونیم اون شروع کن و بهمون خدا گفته در حالیکه ما نمیدونیم ما اصلا نمیدونیم از کجا شروع کنیم
تو روانشناسی ثروت 1 جلسه 23_24 بود اگه اشتباه نکنم که استاد میگه از همون جایی که هستی شروع کن و نمیخاد قرض کنی وام بگیری و …..با چیزی که داری شروع کن
من اینو وقتی شنیدم شروع کردم به حرکت کردن ولی هیچ جوابی نمیگرفتم الان میفهمم که بابا جان تو باید توکل کنی تو باید توحیدی عملی کنی اصلا کی به استاد این جمله رو گفته ؟ استاد با چه مبنایی این و میگه ؟ داستانش همینه استاد پرسیده و گفته شده البته من نمیتونم جای استاد نظر بدم ایشون بهتر بلدن شاید کلا من اشتباه میکنم نمیدونم
ولی تجربیات من در گذشته اینو میگه هر وقت خواستم هدایتم کرده و من حرکت کردم و نتایج اومده همین
پیچیده شد ….
ولی اینو در کل میخام بگم من نوعی خواسته رو ایجاد میکنم و تنها از خدا میخام ، خداوند من و هدایت میکنه نشونه ها میاد و من میرم با توجه به باورهام عمل میکنم و نتایج کم یا زیاد نسبت به باورها حاصل میشه
این بود انشای من ….
بنام رب بسیار بخشنده و بی حساب رزاق من
استاد این شعر خیلی حال منم دگرگون میکنه و عاشقش هستم و هر چند روز گوش میکنم به همراه توضیحات عالی شما
درسهایی که از این فایل گرفتم
نترس و غمگین نباش ، ما همه مثل مادر موسی خدا هر لحظه الهام میکنه به ما و هدایتمون میکنه ولی همزمان نجواهای شیطان هم هست که نزاره به الهامات خدا درست عمل کنیم به همین خاطر نترسیدن، ایمان ، غمگین نبودن فرمول دست رسی به هدایت خداونده
وقتی طبق قوانین خدا عمل میکنیم ، از دیدگاه خدا اتفاقات افتاده جای هیچ شک و تردید نیست
رهرو ما اینک اندر منزل است
عدل خداوند بی نقصه ، همه اتفاقات زندگی ما با فرکانسهایی که خودمان میفرستیم خلق میشود
همه چی تحت کنترل خداست، خدا خوابش نمیبره
من نباید مثل نمرود ناسپاس باشم ، مقابل خدا فروتن باشم، شرک نداشته باشم ، فقط یه رب و قدرت وجود داره و آن خداست،
به اندازه ای که سرمان جلو خداوند پایین باشد جلو غیر خدا سربلند و سرافراز هستیم
واقعا به زندگی خودم نگاه میکنم ناسپاس هستم خیلی مهمه که هر روز به یاد بیارم و ببینم نعمتهایی که خدا هر لحظه بهممیده مثل نفس کشیدن، مثل کار کردن قلبم،
سلام استاد عزیز وخانم شایسته گل
خدا رو شکر میکنم که من را هدایت کرد برای این فایل استاد مدتی که کار میکنم هر روز میام سایت میگم برم چی ببینم؟ فایل های دانلودی که باز میکنم نمیدونم چرا همیشه میام فایل اجرای توحید در عمل انگار که خدا داره بهم میگه باورهای توحیدیت رو تقویت کن تو اینجا مشکل داری این فایل را دیدم دوباره با اون که همون موقع هم که روی سایت گذاشته بودید دیده بودم . شما درست میگید باید هر فایلی بیش از 5 بار همون موقع دید تا در ذهنت بشینه یه بار دیدن فایده نداره .باید هر فایلی رو یه دفتر برداری کلمه به کلمه بنویسی مثال هاش رو بنویسی بعد دوباره هم گوش بدی هم از روی دفتر بخونی چندین بار و هر چی دوباره یادت امد بنویسی واینقدر تکرار کنی که این سیمان ها کنده بشن .استاد خودم باورم نمیشه منی که هر روز دارم سپاسگزاری مینویسم جنس سپاسگزاری های من با دیدن و شنیدن این فایل فرق کرد شکر گزاری هام با یه احساس عشق بیشتری شد ، تپش های قلبم را حین نوشتن این سپاسگزاری هام میشنوم . احساس من، نوشته های من فرق کرد، برای خودم که خیلی لذت بخش تر شد . هر روز که یه درسی یاد میگیرم همون روز یه شرایطی پیش میاد که من طبق باور جدید عمل کنم با قدرت بشتر ایمان بیشتر . توی یه فایل دیگه گفتم خدا مربی هم هست ، این فایل های توحید عملی را گذاشته جلوی من میگه گوش بده بعد تمرین میده میگه اجراش کن حالا تا یاد بگیری . من چی میتونم بگم اصلا فقط میتونم بگم خدایا شکرت . اصلا چیزی نمیتونم بگم . یاد حرف شما می افتم که همیشه میگید من روی شانه های خدا نشستم ، می شنیدم ولی نمی تونستم درک کنم واقعا این خشوع این گوش به فرمان بودن این تسلیم بودن ایمان داشتن و اعتماد داشتن به خدا هر روز میتونه بیتشر بشه عمیق تر بشه. رها کردن این مغز از اعتماد به خودم به این که من چی هستم که بخوام به خودم تکیه کنم منی که از یک لحظه بعدم خبر ندارم و سپردن به خدا . باعث آرامش میشه باعث احساس شادی میشه . انجای که مادر موسی تسلیم میشه رها میکنه و بچه رو میگذاره روی آب . بار خودش را زمین میگذاره اصلا غوغا میکنه چقدر ایمان میخواد . ایمان بهش میده بعد بهش قوت قلب میده
وحی امد کین چه فکر باطل است رهرو ما اینک در منزل است . پرده شک را برنداز از میان تا ببینی سود کردی یا زیان . مثل انجای که شما گفتی من دیگه نمیام سر کار . و ورق برگشت همون روز سود شد .
نوشته هام زیاد شد توی یه فایل دیگه تجربه م رو مینویسم .
دوستتون دارم و بی نهایت سپاسگزارم در پناه الله مهربان شاد باشید .
به نام خدای مهربان که هرلحظه ماراهدایت وحمایت میکند .
سلام استادجانم سلام مریم عزیزم ..
خدایاشکرت که این اجازه روبه استاددادی که این شعر پرازآگاهی وبرامون بخونه واقعا که به دل میشینه و چشمامون بارونی میکنه ..
استادعزیزم ازهر لحظه اززندگیتون درست استفاده کردید حتی موقعی که درمسیر هستید این زمان وفرصت دونستید وبرامون فایل ضبط کردید ،این جزلطف خداوندنمیتونه باشه …
به اندازه ای که سرمون مقابل خداوند پایین باشه درمقابل خلق الله سرمون بالاست ،،به اندازه ای که بپذیریم هرچی که داریم لطف خداونده اگه ایده ای هست ازطرف خداونده اگه کاری درست پیش رفته خداوندانجامش داده ،،چه قدر این شعر قدرت خداوند وبرامون به یادآورد زمانی هست که مامیگیم این آب این کوه یافلان اتفاق افتاد اگه نمی افتاد اگه دیریازود میشد این اتفاق نمیوفتادمثلا بارون نمیومد تواون لحظه یا دریاطوفانی نبود یا …..هرمسائل دیگه ای انگارمافک میکنیم دریا خودش دریاست کوه بااون همه عظمتش خودش کوهه انگار صاحب نداره خدایا ماروببخش انسان وقتی وقتی آگاهی داشته باشه خیلی چیزارو درک میکنه این که هرچی که درجهان هست مدیرو مدبرش پروردگاره هرکدوم برای ماموریتی درجهان هستند واونام شعوردارند وهمواره تسبیح گوی خداوندهستن خدایاشکرت ،،،
خدایاکمکم کن که همه ی قدرت وبه توبدم شرکی دروجودم ریشه نزنه همون ابتدای کار قبلا ازاین که حتی تودلم بکارمش جوونه نزده بکنمش بندازم دور خدایا من هنوز اول کارم ولی چقدر این مسیرخوبه چقدر آرامش دارم ولذت میبرم ..
مومن هیچ گاه نمیترسد ونگران نیست اگه ماتوکل داشته باشیم آرامش داریم ونگران نیستیم ونمیترسیم وخداوندکافیست برای ما…
خدایا تنهاتورامیپرستیم وتنهاازتویاری میجوییم توحواست به همه چیزهست به همه چیزتسلط داری این وبایدهمواره تکرارکنم وورودی ذهنم باشه ..تونزدیکی ،به فکرمایی ،عاشق مایی ،تنهافرمانروای جهان تویی،به ماالهام میکنی ،ماروکمک میکنی و….
خدایاشکرت واقعا این شعرزیبا خیلی کمکم کرد آرامش وآگاهی دادبهم خداروشکرمیکنم که من وهم فرکانس کرد بااستادومریم جان این دوفرشته ی توحیدی ..
چقدر عمل به الهامات مانندحضرت موسی که عمل کردند خوب هست وعاقبتش خیره ،حتی اگر منطقی نباشه حرف دل بامنطق خیلی فرق داره ،انشالله که خداوند کمک مون کنه تشخیصش بدیم ونجواهای شیطان وپس بزنیم وانجامش بدیم .
خداونداقدرت سپاسگذاری بیشتروبه مابده که هم فراوانی وبرکت وآرامش راداره ..
سپاسگذار خداوندم برای وجود استاد عزیزی چون شما
سپاسگذار خداوندم برای حضور خانم شایسته و همراهی استاد عزیزمون
سپاسگذار خداوندم برای همزمانی شدنم با این فایل فوق العاده توحیدی
سپاسگذار خداوندم برای اینکه با توحید آشنا شدم و با استاد عزیزم کامل شدم
سپاسگذار خداوندم برای تک تک این اشعار و توضیح و حال خوب استاد
سپاسگذار خداوندم برای لحظه لحظه بودن با این سایت و بودنم در این خانواده بزرگ استاد عباسمنش
سپاسگذار خداوندم سپاسگذار خداوندم سپاسگذار خداوندم برای انرژی شیرینم