توحید عملی | قسمت 9 - صفحه 51 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1087 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1527 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    1مادر موسی، چو موسی را به نیل در فکند، از گفتهٔ رب جلیل

    -زمانی که مادر موسی تصمیم به انداختن موسی در اب نیل می کند خداوند به او می فرمایید:

    نترس و غمگین مباش که ما او را به تو باز می گردانیم

    -اگر تصمیمات ما بر اساس ترس و غم باشد نادرست است

    2خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه گفت کای فرزند خرد بی‌گناه

    3گر فراموشت کند لطف خدای چون رهی زین کشتی بی ناخدای

    -افکار و نجواهای شیطان همواره همراه با ندای الهی در وجود ماست

    -خداوند به ما وعده ی فزونی و نعمت و شیطان وعده ی فقر و فحشا می دهد

    4گر نیارد ایزد پاکت بیاد آب خاکت را دهد ناگه بباد

    5وحی آمد کاین چه فکر باطل است رهرو ما اینک اندر منزل است

    -وعده های خداوند تحقق یافتنی است

    -تمام خواسته های ما توسط خداوند اجابت شده ما در مدار دریافت آن قرار نداریم

    6پردهٔ شک را برانداز از میان تا ببینی سود کردی یا زیان

    -شک و تردید بزرگترین مانع توکل و ایمان است

    -تبدیل شک و تردید به ایمان و یقیین کار اسانی نیست

    -یادآوری وعده های خداوند شک و تردید ما را به ایمان و یقیین تبدیل می کند

    7ما گرفتیم آنچه را انداختی دست حق را دیدی و نشناختی

    8در تو، تنها عشق و مهر مادری است شیوهٔ ما، عدل و بنده پروری است

    -خداوند عادل است و هرگز اشتباه نمی کند

    -هر آن چیزی که دریافت می کنیم به خاطر فرکانس هایی است که از پیش فرستادیم(بما کانوا تعملون بما قدمت ایدیهم بما کسبت ایدیهم)

    9نیست بازی کار حق، خود را مبازآنچه بردیم از تو، باز آریم باز

    -اتفاقات بر اساس شانس و تصادف رخ نمی دهد بلکه کاملا منطبق با قوانین ثابت و بدون تغییر خداوند است

    -قوانین الهی در قرآن با کلمه ی مشیت بیان شده است

    -خداوند قدم به قدم ما را به سمت تحقق اهدافمان هدایت می کند

    10سطح آب از گاهوارش خوشتر است دایه‌اش سیلاب و موجش مادر است

    11رودها از خود نه طغیان میکنندآنچه میگوئیم ما، آن میکنند

    12ما، بدریا حکم طوفان میدهیم ما، بسیل و موج فرمان می‌دهیم

    13نسبت نسیان بذات حق مده بار کفر است این، بدوش خود منه

    -تمام اتفاقات طبق قوانین ثابت و بدون تغییر خداوند رخ می دهد

    -برگی بدون اذن خداوند بر زمین فرو نمی افتد

    -تمام کیهان در سیطره ی خداوند و تحت مدیریت و کنترل اوست

    -استفاده از ضمیر ما اشاره به قوانینی دارد که خداوند مطابق با آنها جهان را اداره و مدیریت می کند

    -وعده ی خداوند حق است

    -شک و ترد در وعده های خداوند شرک محسوب می شود

    14به که برگردی، بما بسپاریش کی تو از ما دوست‌تر میداریش

    -به هدایت ها و الهامات الهی عمل کرده و نتیجه را به خداوند واگذار کنیم

    15نقش هستی، نقشی از ایوان ماست خاک و باد و آب، سرگردان ماست

    16قطره‌ای کز جویباری میرود از پی انجام کاری میرود

    -تمام اتفاقات طبق قوانین ثابت و بدون تغییر خداوند است

    -حتی قطره ای آب که به جوی می رود طبق قانون خداوند و تحت مشیت اوست

    -همه ی اجزای هستی به ماموریتی که خداوند به آنها سپرده است عمل می کنند

    17ما بسی گم گشته، باز آورده‌ایم ما، بسی بی توشه را پرورده‌ایم

    18میهمان ماست، هر کس بینواست آشنا با ماست، چون بی آشناست

    -خداوند همه چیز می شود همه کس را

    -تنها خداوند برای ما کافی است

    19ما بخوانیم، ار چه ما را رد کنندعیب پوشیها کنیم، ار بد کنند

    -خداوند هدایت ما را بر عهده گرفته است

    -خداوند می فرمایید: انا علینا الهدی

    -خداوند به ما قوه ی اختیار عطا کرده و ما می توانیم پیام ها و هدایت های خداوند را نپذیرفته و نادیده بگیریم

    -خداوند اشتباهات ما را با لطف و رحمت بی نهایتش می بخشد

    -با طی کردن مسیر اشتباه خداوند ما را عذاب می کند

    20سوزن ما دوخت، هر جا هر چه دوخت زاتش ما سوخت، هر شمعی که سوخت

    21کشتئی زاسیب موجی هولناک رفت وقتی سوی غرقاب هلاک

    22تند بادی، کرد سیرش را تباه روزگار اهل کشتی شد سیاه

    23طاقتی در لنگر و سکان نماندقوتی در دست کشتیبان نماند

    24ناخدایان را کیاست اندکی است ناخدای کشتی امکان یکی است

    -کشتی که مدیریت ان به دست انسان است از مسیر خارج شده اما کشتی خداوند هرگز از مسیر خارج نمی شود

    25بندها را تار و پود، از هم گسیخت موج از هر جا که راهی یافت ریخت

    26هر چه بود از مال و مردم، آب برد زان گروه رفته، طفلی ماند خرد

    27طفل مسکین، چون کبوتر پر گرفت بحر را چون دامن مادر گرفت

    28موجش اول، وهله، چون طومار کرد تند باد اندیشهٔ پیکار کرد

    29بحر را گفتم دگر طوفان مکن این بنای شوق را، ویران مکن

    30در میان مستمندان، فرق نیست این غریق خرد، بهر غرق نیست

    31صخره را گفتم، مکن با او ستیزقطره را گفتم، بدان جانب مریز

    32امر دادم باد را، کان شیرخوارگیرد از دریا، گذارد در کنار

    33سنگ را گفتم بزیرش نرم شوبرف را گفتم، که آب گرم شو

    34صبح را گفتم، برویش خنده کن نور را گفتم، دلش را زنده کن

    35لاله را گفتم، که نزدیکش بروی ژاله را گفتم، که رخسارش بشوی

    36خار را گفتم، که خلخالش مکن مار را گفتم، که طفلک را مزن

    37رنج را گفتم، که صبرش اندک است اشک را گفتم، مکاهش کودک است

    38گرگ را گفتم، تن خردش مدردزد را گفتم، گلوبندش مبر

    39بخت را گفتم، جهانداریش ده هوش را گفتم، که هشیاریش ده

    40تیرگیها را نمودم روشنی ترسها را جمله کردم ایمنی

    41ایمنی دیدند و ناایمن شدند دوستی کردم، مرا دشمن شدند

    -خداوند نعمت های بسیاری به ما عطا کرده و ما به جای سپاسگزاری از نعمت های بی انتهای الهی ناسپاسی می کنیم

    -ما هرگز نمی توانیم از تمام نعمت های الهی سپاسگزاری کنیم

    -همواره از خداوند درخواست کنیم قدرت سپاسگزاری بیشتر را به ما عطا کند

    -با سپاسگزاری از خداوند اتفاقات خوب لاجرم برای ما رخ می دهد

    -سپاسگزاری از نعمت های بی انتهای الهی باید احساس خوب در ما ایجاد کند

    -با سپاسگزاری از خداوند و داشتن احساس خوب تمام کارها برای ما توسط خداوند انجام می شود

    42کارها کردند، اما پست و زشت ساختند آئینه‌ها، اما ز خشت

    43تا که خود بشناختند از راه، چاه چاهها کندند مردم را براه

    -در سختی ها و گرفتاری ها همیشه خداوند را می خوانیم و به محض برطرف شدن آنها خداوند را فراموش می کنیم

    44روشنیها خواستند، اما ز دود قصرها افراشتند، اما به رود

    45قصه‌ها گفتند بی‌اصل و اساس دزدها بگماشتند از بهر پاس

    -اغلب خداوند را فراموش کرده دچار غرور و تکبر می شویم و فکر می کنیم کارها توسط ما انجام شده است

    -باورهای شرک آمیز و توحیدی در وجود ما توامان با هم وجود دارد

    -همواره باید سعی کنیم باورهای خود را به خداوند و توحید نزدیک کنیم

    46جامها لبریز کردند از فساد رشته‌ها رشتند در دوک عناد

    47درسها خواندند، اما درس عاراسبها راندند، اما بی‌فسار

    48دیوها کردند دربان و وکیل در چه محضر، محضر حی جلیل

    49سجده‌ها کردند بر هر سنگ و خاک در چه معبد، معبد یزدان پاک

    -در حضور خداوند همه چیز و همه کس را بت کرده ایم

    -اینکه دیگران و عوامل بیرونی را عامل اصلی نتایج و اتفاقات رخ داده شده می دانیم مشرک هستیم

    -خداوند قدرت خلق زندگی دلخواه را به ما عطا کرده است

    50رهنمون گشتند در تیه ضلال توشه‌ها بردند از وزر و وبال

    -تنها با تسلیم شدن به درگاه خداوند است که برای آسانی ها آسان می شویم

    -بر روی عقل خود و قدرت دیگران حساب نکنیم

    -تنها قدرت حاکم بر جهان خداوند است

    51از تنور خودپسندی، شد بلند شعلهٔ کردارهای ناپسند

    52وارهاندیم آن غریق بی‌نوا تا رهید از مرگ، شد صید هوی

    53آخر، آن نور تجلی دود شد آن یتیم بی‌گنه، نمرود شد

    54رزمجوئی کرد با چون من کسی خواست یاری، از عقاب و کرکسی

    55کردمش با مهربانیها بزرگشد بزرگ و تیره دلتر شد ز گرگ

    56برق عجب، آتش بسی افروخته وز شراری، خانمان‌ها سوخته

    57خواست تا لاف خداوندی زند برج و باروی خدا را بشکند

    58رای بد زد، گشت پست و تیره رای سرکشی کرد و فکندیمش ز پای

    59پشه‌ای را حکم فرمودم که خیزخاکش اندر دیدهٔ خودبین بریز

    60تا نماند باد عجبش در دماغ تیرگی را نام نگذارد چراغ

    -قدرت ما در مقابل خداوند هیچ است

    -ما در مقابل قدرت خداوند بسیار ضعیف هستیم

    61ما که دشمن را چنین میپروریم دوستان را از نظر، چون میبریم

    62آنکه با نمرود، این احسان کندظلم، کی با موسی عمران کند

    63این سخن، پروین، نه از روی هوی ست هر کجا نوری است، ز انوار خداست

    -هر آن چیزی که داریم برای خداوند و از ان اوست

    -همواره از خداوند درخواست کنیم ما را به سپاسگزاری از خداوند فروتنی و تواضع به درگاه او ایمان و توکل بیشتر هدایت کند

    -به اندازه ای که در مقابل خداوند متواضع و فروتنیم در مقابل غیر خداوند جایگاه بالاتری داشته و سر افرازتریم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    S A گفته:
    مدت عضویت: 1018 روز

    سلام ی سوال ذهنمو درگیر کرده مگه ما نمیگیم اینده ما مشخص نشده و توسط خودمون رقم خورده چطوری پس اونموقع خدا به مادر موسی گفته بچه تو پیامبر میشه و… و حتی اگ بگیم به خاطر ایمان مادرش بوده خب ایمان مادرش که ربطی به اینده بقیه نداره منم ایمان داشته باشم برای یکی این اتفاق میوفته اما خودش باور نداشته باشه که نمیشه و اون موقع موسی کوچیک بوده پس چطوری اینو گفته این یعنی اون از اول انتخاب شده بوده؟!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    سمیرا گفته:
    مدت عضویت: 1699 روز

    خداااای من خدااااای من

    آخه تو چقـــــــــدر بزرگی و من نمیدونستم

    واقعا درک نکرده بودم

    خدایا اصلا نمیدونم چی بگم، فقط پراز هیجانم

    که چطور داره کارام راست و ریس میشه

    چطور داری دستانت رو برای من روی زمین میفرستی

    خدای من…..

    من درخواست یه کسب و کار داده بودم از خدا

    گفتم خدایا من هیچی بلد نیستم خودت کارمو راه بنداز

    دستانت رو برای من بفرست

    امروز که داشتم توی اینستا میچرخیدم

    یه پست دیدم از یه آقاهی که عمده فروش لباس بود

    و فقط رسالتش این بوده انگار که بیاد توی اکسپلور من

    و راه رو بهم نشون بده

    باورتون نمیشه دوره فروش و که از زیر صفر شروع کنی تا صد کا شدن پیج و فروش خیلی بالا واسه آنلاین شاپ رو

    داره بصورت دوره میفروشه اونم چقدر؟

    هرچقدر که توان داری از هزار تومن تا هرچقدر

    باورتون میشه؟

    اونم چه دوره ی بینظیری آخه

    واااای خدا

    بزرگیتو شکر

    قربونت برم که اینقدر بفکرمی

    من درخواست کردن بلد نبودم

    وگرنه تو خدای نشدن هایی

    تو خدای معجزه هایی

    تو خدای ثروتمندی

    چاکرتم خدا جووووووووونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      فریبا حاجی زاده گفته:
      مدت عضویت: 478 روز

      سلام. خوب هستید.

      ببخشید من هم دنبال جای مطمئن برای همچنین دوره ای هستم.

      اگر راضی بودید میشه آدرس پیج شون رو برام بفرستید.ممنون

      برای فروش آنلاین و اینکه از صفر آموزش بدن.

      خیلی لطف میکنید.

      واقعا ممنون که کامنت میزارید و باعث میشوید با خوندن کامنت ها به هدف ها مون و سوالاتمون پاسخ داده بشه.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    زهرا کمیجانی گفته:
    مدت عضویت: 1354 روز

    سلام ای بزرگ مرد دوباره قصه موسی از دهان شما استاد عشق و به این زیبایی حالمان خوب است حالمان خوب است حالمان خوب است با شنیدن این قصه زیبا و این واقعییت وصف ناپذیر آنهم با صدای دلنشین شما که چقدر زیبا به جان می‌نشیند واقعا مو به تن سیخ می‌شود استاد امشب که این فایل زیبا را گوش دادم یاد اولین باری که صدای شما را در اتوبان داخل ماشینم که دوستم برام فرستاده بودن که من ازشون خیلیییی ممنونم و دقیقا شما قصه موسی و مادرش رو میگفتین و من آن روز با شنیدن سخنان شما در باره این واقعیت زیبای قرآن به پهنای صورتم اشک می‌ریختم اشک شادی و از آنروز تا به امروز با شما و مسیر روشن شما همراه هستم افتادم خدایا روی ماه تورا میبوسم که من رو در این مسیر سبز قرار دادی تمام دلخوشی زندگی من این راه است ومیدانم در بهترین جای دنیا قرار گرفته ام و این لطف سرشار خداوند است نسبت به من استاد عزیزم ممنونم ممنونم ممنونم سپاسگزارم سپاسگزارم به قول خودتون انشالله همیشه شاد خوشبخت سعادتمند وثروتمند در دنیا و آخرت باشین خدا نگهدارتون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    خورشید گفته:
    مدت عضویت: 1428 روز

    خداوند از طریق این فایل با من صحبت کرد و خواست من رو به مسیر برگردونه اولای مسیرمه و من خیلی خیلی کار دارم تا بهتر شم و درکم بیشتر شه وقتی ب این فایل خوردم ازخودم پرسیدم من چ چیزیو خواستم ک ب این فایل هدایت شدم جواب کدوم سوالم بود

    این فایل برای من مرور قوانین بود برای اینک دوباره به حس و حال خوب برگردم و بدونم خواسته هام همین حالا هم اجابت شدن و فاصله من و خواسته هام با احساس خوب و باورای درست پر میشه یاداوری خداوند برای حضورش در زندگیم فک کردم دیدم من پرسیدم از خدا نکنه این قانون الکیه نکنه حواست به من نیس امروز اره احساس بی کسی کردم و خداوند در پاسخم خیلی سریع گفت تو تنها نیستی برگرد پیش من تا برات هرکسی ک میخای بشم جای خالیه هرکسی ک تو زندگیت نیست و پر کنم یا هرکسی ک میخای باشه

    فک کردم یکسری اتفاقا شانسی میفته و تحت کنترل من نیست و باز شرک ورزیدم اره مشرک شدم و خیلیی زود خیلی خیلی زود یادم رفت قوانینو و فهمیدم من به عنوان یک انسان چه قدر فراموشکارم چه قدر ناسپاسم و یادم میره نعمتایی ک دارم رو و اینک کی بهم دادتشون ولی خدا بهتر از من من رو شناخت و میشناسه و بهم گفت خودتو سرزنش نکن تو یک انسانی و فراموشکار و یک ذهن نجواگر داری و گاهی غلبه میکنه بهت ولی تو از پسش برمیای تو ازش قوی تری و میتونی جلوشو بگیری مثل خیلی وقتا ک تونستی اینبارم میتونی و گفت تحت هیچ شرایطی خودتو سرزنش نکن چون من خیلی خیلی بخشنده ام تازه خیلی از بدی هارو نمیبینم و چی بشه و چه قدر تو مسیر نادرست باشی تا عذاب اعمالتو ببینی پس نگران نباش و خودتو سرزنش نکن و مثل من خودتو ببخش و بدون هر تضادی در مسیر اگ نگاهتو تغییر بدی باعث پیشرفت بیشترت میشه هر تضادی توش یک تجربه ای برای بهتر شدن هست برای اینک بهتر راهتو پیدا کنی و به خواسته هات نزدیکتر شی

    و من فهمیدم کافیه فقط یکم از خودم غافل شم حتی برای لحظه ای کافیه یکم تعهدم کم شه همون لحظه دوباره برمیگردم به مسیر قبلی زندگیم و چه قدر همه چیزو زود فراموش میکنم و فهمیدم اگر واقعا میخام ک زندگیم تغییر کنه باید بها بدم من حاضر ب بها دادن نبودم متوجه جدیت یکسری مسایل نشدم و گفتم کنترلم بالاست

    ولی دیدم چ قد راحت میشه همه چیزو فراموش کرد و اگر میخام نتیجه بگیرم نتیجه واقعی و بزرگ باید تعهدمو در بالاترین حد ممکن ببرم و بها بدم

    این بها چیه؟

    من یکسری موقعیت هایی هست که ب راحتی باعث میشن از مسیر خارج شم شایدم چون من بهشون قدرت میدم باعث میشم این اتفاق بیفته

    ولی فهمیدم نباید بگم من تو هیچکاره ای و حتی اینم باید از خدا بخای ب خاطر همینم ازش میخام برای شروع دوبارم هرچیزی ک باعث میشه ذره ای از یاد تو از یاد قوانینت از مسیر درست از مسیر رسیدن به خواسته هام خارج شم رو به راحتی از زندگیم خارج کن و بهم بگو دقیقا باید چیکاری انجام بدم و چیکارایی و انجام ندم

    مدام باید به خودم یاداوری کنم یک راه بیشتر برای تغییر زندگیت وجود نداره البته اگر واقعن میخای زندگیت تغییر کنه فقط همین یکدونه راهه

    خدا بهم گفت شک و تردیدو بنداز دور و بعد ببین ب جای ضرر چه منافعی بهت میرسه

    بهم گفت دوباره از شکرگزاری شروع کن دوباره قدم اولو بردار چون دیدم هر بار که قدم اولو برداشتم چ قد مسیر راحت و واضح شد و قدمای بعدی بهم گفته شد

    و اصلا اون حال خوبی که تو این مسیر دارم از هرچیزی باارزشتر و ارامشبخشتره و انگیزه بخش تر برای اینک هربار برگردم و هربار با قدم برداشتن در این مسیر خواسته هام و چقد ب خودم نزدیک میبینم و دست یافتنی و هرروزم با امید و اشتیاق برای ساختن زندگیه جدید و بهتر سپری میشه

    خدایا سپاسگزارم ازت که نشونه هات رو ازم دریغ نمیکنی به امید تو دوباره قوی تر و متعهدتر در این مسیر قدم برمیدارم و تو کمکم کن تاهربهایی ک لازمه در این مسیر بپردازم حتی اگر اون بها جونم باشه یعنی به همچین درجه ای برسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    سارا امیدی گفته:
    مدت عضویت: 601 روز

    سلام سارای عزیزم دیروز که اتفاق ناگوار زوپز برات پیش اومد و چشمت آسیب دید اولش چقدر ترسیدی که دیگه نتونی ببینی ولی خدارو هزار مرتبه شکر که بیناییت آسیب ندید خداروشکر که صورتت اسیب ندید و میتونست اتفاق بدتری بیوفته اونجا بود که سوزش چند روزه چشمت به تو گفت قدر دان این بیناییت که هروز میتونی باهاش همه چیو ببینی باید بیشتر باشی و چقدر به کارهای با حساب خدا پی بردی تمام اون لحظه هایی که یک خطر از بیش گوشت گذشت اونجا خدا بود که هواتو داشت پس به خودت متعهد شو به جای اینکه همواره در ذهنت باشی با دوبار تنفس به قلبت برگردی به وجود خدا در اعماق وجودت در تمام لحظه های زندگی خدایی که از تو جدا نیس خدایی که سرچشمه آگاهی ای هست که تو ازش نشات گرفتی خدایا هزاران مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2443 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    .

    .

    .

    من فایل های توحیدی را داشتم گوش می دادم و چند تا تراز در خودم پیدا کردم خدا را شکر

    .

    من یه مدتی هست که بیشتر افراد تو سرم می زنند از دارایی هایی که دارم . از دارایی هایی که ندارم .

    و این را فهمیدم که خود من تو سر همه می زدم …

    اولش واضح این کار را می کردم ولی وقتی فهمیدم و دیگه سعی کردم این مار را انجام ندهم

    حالا در ناخودآگاهم داشتم این عمل زشت و پست را انجام می دادم

    و نتیجه اش چیه : همه از بچه و بزرگ تو سر من زدن و من متعجب و حیرت زده ؟!؟!….

    خدایا توبه

    خدایا توبه می کنم اگر تو سر کسی زدم برای عیب هایی که داشت به شوخی یا به جدی ….

    حتی من در ناخودآگاه خودم

    چون قانون را خیلی دنبال می کنم

    خدا را صد هزار مرتبه شکر

    در ناخودآگاه خودم به بقیه می خندیدم و مسخره شون می کردم

    و می گفتم : من می دونم و شماها نمی دانید

    و این باعث شده خیلی از افراد

    من را «« تو سری خور »»»

    ببینند

    حتی مادرم . دیگه از مادر نزدیکتر

    چون قانون جهان که فرد و افراد و آدم و آدمها را که نمی‌بینه که چه کسیه ؟؟؟

    فرکانس من را به خودم پس می دهد

    و جواب فرکانس من را به خودم می دهد

    .

    یا مثال دیگه اینکه در بازار مغازه هایی که خیلی جنس دارند را میگم من که ندارم من که نمی تونم

    و کاسب هایی هم که حتی کم دارند و ضعیف هست کاسبی شون

    میگن این هم چیزی ندارد

    این ندارد

    و از همون تر سرچشمه می گیرد

    .

    می تونستم این موارد را در دوره عزت نفس بنویسم

    ولی چون فایل های توحیدی

    را دارم دنبال می کنم

    و در حین گوش دادن و فرادادن

    به فایل های معجزه آسای توحیدی

    این ترمزها خودش را بهم نشان داد

    چون در برابر خداوند‌ خودم را صفر کردم و خدا را بردم بالا

    الهی شکرت

    خدایا خودت کمکم کن تا به گذشته فکر نکنم

    چون هر چی بوده تموم شده

    و من الان این هستم

    خدایا توبه

    و تمام

    همین پیدا کردن ترمز و ترمزها هم برای من وابستگی به الله مهربانم را نشان می دهد و مژده ی بزرگی تست برای شخص خودم خدا را شکر

    .

    .

    ترمز بعدی که در خودم دیدم و خداوند بهم گفت تا در اینجا بگم

    ««در خلوت بیشتر افراد همه باهام خوب بودندو برخورد خوبی داشتند و ازم تعریف می کردند

    ولی در جمع اصلا برخورد خوبی باهام نداشتند

    شایدهم گاهی اوقات آبروم را می بردند .

    همیشه برام سوال بود که چرا؟؟؟

    چطور رفعش کنم ؟

    و باز هم خداوند پاسخ می دهد

    همیشه پاسخ من را داده است

    خدایا شکرت

    .

    این هم بر می گشت به خود خودم

    چون در جمع دونفری با فرد مقابل

    گرم می گرفتم ولی در جمع های بزرگتر اون را خار و کوچک می کردم

    و پاسخ جهان : همون فرکانس . همون بازخورد را به خودم بر می گرداند

    و الان خوشحالم برای این همه تغییر

    خوشحالم برای این همه تغییرات

    خیلی وقت بود در جمع این ترمز را متوجه اش شده بودم ولی نمی دونستم بازتاب این نوع فرکانس به خودم بر می گردد و خودم دریافتش می کنم

    من متعهد میشوم چه در جمع کوچک چه در جمع بزرگتر و هر کجا

    شخصیت خودم را داشته باشم

    و نخواهم فرد یا افرادی را کوچک کنم چون برای خودم رقم می خورد و من این را نمی خواهم

    .

    خدایا نمی دونم چطور می تونم ازت تشکر کنم

    فقط شکرت

    فقط شکرت

    فقط شکرت

    .

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    سید محمد رضا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 531 روز

    سلام و درود خدمت انرژی مقدس خالق و فرمانروای کل کائنات ،

    یگانه هستی بخش من ، یگانه خالق آفرین من

    سلام خدمت خانواده بزرگ عباس منش ،

    شادی و آرامش عمیق که بعد از سپردن و اعتماد کردن به این انرژی مقدس این خالق مهربون نسیب دل تک تک ماها میشه ،،

    خدای مهربانم ای پروردگار عشق و محبت و دوستی ، صد هزار مرتبه شکرت برای آگاهی بیداری ، برای حضورت توی بند بند وجود تموم مخلوقاتت ای یگانه رَب من ، ای رب العالمین ،

    بله ، ما گرفتیم آنچه را انداختی ، دست حق را دیدی و نشناختی ،،

    ما ها همیشه یادمون میره که توی کشتی در حال غرق شدن بودیم و این خدای مهربون بوده که مارو نجات داده و به ساحل امن رسونده و ما بلافاصله تا پامون روی ساحل گذاشتیم شروع کردیم دنبال غیر خدا رفتن دنبال منفی بافی دنبال کج فهمی دنبال بی فکری دنبال هوا و هوس ، دنبال نفس ،،

    خیلی قشنگ قانون های این هستی قانونای خدای مهربون ، باید به آرامش برسونی ذهن و قلبت و باید از آرزوها و وهم و خیال باطل دور کنیم تا باز بشه دریچه چشمانمون تا تازه بتونیم ببینیم اصل این بازی چی میگه ، تا ببینیم راه کجاست ، مسیر کدوم ، بی راهه و از راه تشخیص بدیم ، فقط باید از خدا بخواهیم باید بخواهیم و اجازه بدیم هدایتمون کنه بخواهیم که نور و نشونمون بده ، بدونیم چیا برامون ارزشمند ، توی ذهنمون چی میگذره ،،

    چقدر شگفت انگیز این سخنان خداوند این قرآن بی نظیر ، واقعاً مو تن آدم سیخ میشه از این همه قدرت و ظرافت خیره کننده که توی بند بند هستی آفریده ،

    نمرودی که از دریا نجات داد ،،

    حضرت موسی که از دریا نجات داد ،،

    دوتا دشمن خونی که ور دل هم زندگی کردن و ،،

    واقعاً کیه که خداوند رو بتونه بشناسه و از قدرتش نترسه و کیه که بتونه درک کنه این نظام فوق‌العاده خداوند آفریده و نگران چیزی باشه ،،

    خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که هر لحظه به لحظه هر قدم به قدم منو راهنمایی میکنی و زمام کل هستی من به دستان مهربان و مبارک دوست ،،

    خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که مرا به راه بندگانت راهنمایی میکنی که به آنها ثروت و سلامتی و فراوانی عطا نمودی ن گمراهان ،

    خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که ظرف دریافت منرا از باران بی کران روزی و نعمت و ثروت و سلامتی و سعادت ات را ده ها برابر کردی ،،

    خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که منرا از بدو تولد ارزشمند و لایق عشق بی پایان خود آفریدی ،،

    شکرت

    شکرت

    شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    حمزه لطیفی صدر گفته:
    مدت عضویت: 1551 روز

    سلام دوستان عزیزم در این سایت توحیدی

    استاد آدم چی بگه از این نعمت های که خدا بمون داده و چقدر باید سپاسگزاری کنم نمی‌دونم چقدر مدیون خدا هشتم

    این چند روز خیلی گریه میکنم و اشک شوق میریزم بخصوص از کامنت ها و فایل های توحید عملی ، از عظمت خدا نمی‌دونم چطور سپاسگزار این نعمتها بشم

    و ان تعدو نعمه الله لا تحصوها

    هو الذی جعل لکم اسمع و الابصار و الافئده* قلیلا ما تشکرون

    واقعا همه رو بُت غیر از خدا

    استاد بی نهایت ازتون سپاسگزارم که قوانین خدا رو همیشه تثبیت و آپدیتشون می‌کنی مرسی که هستی …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    شهلاحیدری گفته:
    مدت عضویت: 1536 روز

    به نام خدای مهربانم که هر چه دارم از اوست

    سلام استاد عزیزم سلام مریم بانوی زیبای خودم وسلام به همه ی دوستان نابم

    نمی‌دونم باید دقیقا چی بنویسم ولی یه حسی بهم گفت کامنت بنویس خیلی وقت ننوشتی

    من هرروز صدای شمارو تو گوشم میشنوم ،شده برام یه کار واجب هر روزه

    چند وقتی هست که شروع کردم فایلهای مربوط به توحید عملی رو‌گوش میدم

    انگار ذهنم بیشتر نیاز داره از خدا بیشتر وبیشتر بشنوم،این روزهایی که چشم وگوش بسته تر شدم ‌دلم می‌خواد بیشتر تو‌خلوت خودم باشم

    تو جریان‌های اخیر ،یکی از دوستان خیلی نزدیکمون رو از دست دادیم،قطعا روزهای اول شوک بدی بود،ولی استاد چقدررر خوب متوجه شدم که واقعا این چهار سال وخورده ای که شاگرد شما بودم ،شخصیتم تغییر کرده وبه تمام معنا از بدنه ی جامعه جدا شدم،وبه تبع اون بچه هام هم تغییر کردن،با این وجود که اصلا توی سایت نیستن،ولی انگار آرامش وتغییر رفتار درونی وبیرپنی من روی اونها هم تاثیر مثبت گذاشته،‌جالب‌تر آرامشی که تو‌وجود همسرم بوده هم بیشتر شده

    خیلی خداروشکر میکنم که تو شرایط فعلی که دارم میبینم خیلی‌ها دارن از خدا دور میشن،من وخانواده م بهش نزدیکتر ‌نزدیکتر شدیم

    استاد وقتی از دریچه ی توحید ویکتا درستی به معنای واقعی نه در ظاهر ،به زندگی نگاه میکنی،قدرتی در درونت موج میزنه که بهش افتخار میکنی

    من این روزها این قدرت رو بیشتر حسش کردم وبهش میبالم

    استاد اتفاقات کوچیک وبزرگ این روزها تو زندگی همه مون زیاد افتاده ،خود من یه جاهایی حتی اون شرک کوچیک هم به سراغم اومده ،ولی ده دقیقه نشده همه چیو سپردم به خدا وگفتم‌من نمی‌دونم تو میدونی

    خیلی از ذهنم به نحو احسنت مراقبت کردم ‌بابت این موضوع خیلی خوشحالم

    باز هم تاکید میکنم صد نبوده ولی اون یه ذره نجوای شیطان هم با قدرت جلوش درومدم و نزاشتم مومنتوم منفی صورت بگیره

    الان متوجه شدم بودن در کنار شما چقدر بهم کمک کرد ظرف وجودم بزرگ‌تر بشه

    وصدالبته تلاش ومتعهد بودن کمک بزرگی میکنه به پایداری بیشتر در راه توحیدویکتا پرستی

    خدا جونم شکرت که همیشه هستی

    شدی بهترین دوست ویار و مونس برام

    کم نمیارم وقتی تو هستی

    امیدوارم تمام دوستانم در صحت وسلامتی کامل باشن

    استاد سه هفته پیش خوابتون رو دیدم که اومده بودین با مریم جون به ایران،میخواستین سمینار برگزار کنید

    یه حسی بهم میگه به زودی قرار این اتفاق بیفته

    به امید دیدارتون

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: