اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خیلی روش مکس کردم و خیلی زیاد داشتم با مثال برای خودم به این موضوع توجه میکردم
بعد از ظهری خواستم یه فایل گوش کنم و از خدا خواستم که هدایتم کنه به یه فایل و بصورت معجزه اسا امدم تو فایل های گوشیم و یه چیزی گفت اصلا بیا قسمت 9 توحید عملی و ببین و الان وست فایلم و خواستم بگم به خودم که چقدر خداوند قشنگ هدایت میکنه انقدری بگم به خودم که پسر ببین قوانین چقدر دقیق داره عمل میکنه انقدری به خودم بگم تا ایمانم بیشتر بشه تا باورم بیشتر بشه که هیچ اتفاقی اتفاقی نیست و خداوند هر لحظه در حال هدایت کردنه ماست خدایا شکرت برای این فایل زیبا خدایا شکرت که برای بار چند صدمین بار من هدایت میکنی به این فایل و باز برای من تازگی داره باز برای من جذابه قطره قطره ی این صحبت ها خدایا شکرت برای این اگاهی ها برای درک بیشتر این اگاهی ها
به نام خدای مهربان و هادی و قادر و وهاب و البته که منجی
سلام به استاد ارجمند و خانم شایسته ی گرامی و دوست داشتنی و خانوادهی صمیمی سایت عباسمنش
خدایا بی نهایت سپاسگزارم برای ذره ذره ی هدایت کردنهایت و برای داشتن این سایت بی نظیر و خانواده ی گرم وصمیمی عباسمنش.
اینجا همون خونه ای که سقفش ازطلا و خشت خشت دیوارهاش طلاکاری شده با جملات و گفته های استادی که آیتی از طرف خداست، و من امروز به جد این نشانه و آیت را چنان درک کردم که باعث شد با وجود اینکه مدت نسبتا زیادی است که در این خانه هستم و از محصولات و فایلهای آن استفاده کرده ام برای اولین بار دست به خط شوم و اینجا بنویسم، امروز دقیقا مثله مادر موسی نگرانی عظیمی برای فرزندم داشتم و تقریبا ترسیده بودم که نکنه خدا فراموش کنه که فرزندم رو در آغوش خودش حفظ کنه و دقیقا مثله مادر موسی درساحل دریای مواج زندگی ایستاده بودم و تمام وجودم ترس بود و نگرانی تا اینکه امروز صبح شربت شیرین این فایل رو با گوش جان نوشیدم و شهد شیرین شنیدنش بر جانم نشست چنان که تونستم درک کنم که اگر چه گاهی ظاهر قضا یا بخشی از زندگی ناخوشایند به نظر میاد اما در پشت آن به نفع من است و خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتر و خدایی که به زمین و آسمان سوگند خورده که زمبن را مسخر من گردانده و خدایی که خودش گفته از جایی برات می رسونم که فکرشم نمی کنی و خدایی که خودش گفته از خزانه ی غیب خودش برایم می رساند و خدایی که عظمت وجودش برزبانم نمی گنجد امکان ندارد که من و فرزندانم را از طوفان دریای مواج زندگی، موسی گونه رهایی ندهد و به ساحل امن نرساند همان خدایی که خودش قول داده تا در گاهواره ی امن آغوش پر مهرش ما را جای دهد و حافظ و اجابت کننده و هادی ما باشد. پس با تمام وجود خودم و خانواده ام را به او می سپارم و قلبم را آرام و وجودم را سرشار از امید به درگاهش آماده ی دریافت نگاه پر مهرش میگذارم . الخیر فی ما وقع. یادم باشد در هر واقعه ای برای من خیریتی وجود دارد . و باز هم یادم باشد ایاک نعبد و ایاک نستعین ،تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری می طلبیم
و باز هم یادم باشد که وعده خداوند حق است و خدا هر گز خلف وعده نمی کند
خدایا بی نهایت سپاسگزارم برای هر لحظه که کنارمی و بی نهایت سپاسگزارم برای وجود استاد و خانم شایسته ی الگو منش
خدایا توانایی به من بده که بتوانم بیشتر و بیشتر تغییر کنم و بیشتر و بیشتر ردپایم را ثبت کنم .
همه ی دوستان و استاد و خانم شایسته ی الگو منش را به خدای حافظ و منجی می سپارم .
این که ما گفتیم حفاظتش میکنیم اتفاق افتاده است نتیجه مشخصه
احساس خوب بدون ترس و غم مسیرمون پیش بگیریم نتیجه اتفاق افتاده است
شک و تردید بزرگ ترین دشمن
خدایا چقد شجاع بوده مادر موسی
چطوری بچشو انداخته تو اب بدون اینکه بدونه چی قراره اتفاق بیفته فرض کن امینه بچتو بندازی تث اب جحالا تو فقط خواستی از محیطی که فک کرد توش بهت بی احترامی میشه بیای بیرون روی خودت کار کنی
شجاعت مادر موسی نگا کن
چجوری ی مادر با ی الهام بچش انداخته تو اب بدون ترس و غم با اطمینان و بعد موقعیت خودشو بچش اینقدر رویایی میشه
اون چیزی از تو گرفتیم به تو پس خواهیم داد
حتی بهترش
انچه میگوییم ما ان میکند
ما به دریا حکم طوفان میدهیم
تمام جهان در اختیار و سلطه خداونده امینه
تمام اتفاقات تحت کنترل خداونده
هیچ برگی بدون اذن خداوند نمیفته هیچ برگی بدون اذن خداوند نیفته هیچ برگی
امینه باورت میشه این حد از قدرت و سلطه خدارو اینکه خود خدا میتونه شرایط زیرو رو کنه همونطور ک شرایط استاد و بقیه بچها کرد فقط کافیه به قلب گوش بدی و از همه مهم تر نترس و غمگین نباش
تو تو این مدت تو ی حالت ناامیدی و غمی بودی از همه شکایت داشتی دوستات خانواده تنهاییت
تهش میگفتی اشکال نداره ولی ناراحت بودی قربونت برم ناراحت بودی ناامید بودی اونقدری به زبون میگفتی اشکال نداره خدا با منه باورش نداشتی
که اگ داشتی زمانی تنهایی هونقدز که بیرون میری با دوستات بهت خوش میگذره حتی بیشتر
خدا هرگز چیزیو فراموش نمیکنه
واده خدا حقه
امینه غصه گذشته نخور بیا فقط روی خودت کار کن سعی کن کیفیت خودتو ی درجه بعتر از دیروز کین
همچی درست میشه
حتی یک قطره هم به ماموریتی که ما بهش دادیم داره عمل میکنه یک قطره امینه
همه اجزا هستی ماموریت داره همچی در عین نظم و ماموریته
همیشه خداوند داره مارو هدایت میکنه
قدرت انتخاب ما میتونیم درخواست خدارو رد کنیم برای هدایت
چرا فک میکنی دوستای بهتر برای تو نیست
چرا فک میکنی فقط همونان اگ برای به دست اوردن چیزای بهتر رهاشون کنی تو بی کس میشی
من مطمئنم به مسیر خدا اعتماد کنی حتی دوستای بهتر پیدا میکنی
خیلی خیلی باکیفیت تر
که به خودت میخندی چرا اون موقع اون رفتارا تحمل میکردی
اونجا حتی ممکنه اینا بخوان علاقه داشته باشن با تو باشن
میتونی فرکانش های باکیفیت تر بفرستی و ادمای با کیفیت تر به زندگیت دعوت کنی
هرچه در جهان میبینی اینه خود تو باور های توعه
اوضاع صد ها برار میتونه بهتر بشه با ارامش تر ساده تر
وقتی رها باشی میتونی فکرتو و خلاقیتت خرج کارای بزرگ کنی
اره کارای بزرگ
تو میتونی کارای بزرگ کنی میتونی قدم های خیلی محکم و مفید تو زندگیت برداری
من عاشقانه همراهتم هر قدم که برداری به افتخار دست میزنم و همراهتم
با شوق با امید بدون ترس و غم
بدون غم و ناامیدی امینه
با قلبی روشن و نورانی پر از امید خدا پر از عشق و محبت
سلام آقای عباسمنش من یه سوال ذهنم رو مشغول کرده . مگه نمیگیم که خداوند از پیش تعیین نمیکنه پیامبری رو برای کسی مگر این که اون شخص باید به مرحله پیامبری برسه . چطور قانون تکامل اینجا بهم میریزه؟ چگونه خداوند از قبل موسی رو به پیامبری انتخاب کرده؟ مگه نمیگیم خداوند قوانین داره و تغییر در قوانین نیست؟ شخصا خود استاد جواب بده من سیستمی بودن خداوند رو اینجا یکم ابهام درونم ایجاد شده بلکه من نه شاید بچههای دیگه هم این سوال پیش بیاد یا اومده باشه . پاسخ بدید
خوب اینجا خدا همه چیز روکنترل کرده وبه همه چیز فرمان داده که پیامبر خودش رونجات بده .آیا برای ماهم خدا این همه فرمان میده که خواسته ما انجام بشه ؟؟ پس این ظلم ها که رخ میده در حق این همه بچه اینا چی؟؟؟ یعنی این بلاهایی که سر بچه ها درکودکی میاد به خاطر ارتعاش فرستادنه کیه ؟؟ پدرومادرشون؟، پس چراخدا مانع این اتفاق هانمیشه ؟؟
سلام استاد عزیز از صفحه نشانه برای کاری که تردید و شک داشتم استفاده کردم و چه زیبا جوابمو دادید که شک و تردیدها که نجواهای شیطانی هستند رو اگر بردارید و ایمان داشته باشید همه قدمها مشخص و روشن و اتفاقات میفته . بازم اومدم از اول گوش بدم دقیقن اومد قسمته شک و تردید و دوباره تاکید کرد .وعده خدا حقه و وقتی توکل میکنیم نتیجه اتفاق افتاده است
9مین گام توی مدار خودشناسی وخداشناسی وانسان سازی توحیدی ردپاواثر لیلا جان بارهبریت خداو2مین دوره ای که باخدابه این گام رسانده ایم.
به نام خدا ی خودم وسلام به خدای خودم.
و سلام توحیدی به استادومریم جون وهمه ی همکلاسیهای عزیزم.
خداراسپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ام وفرشته الهیم.
استادیعنی چپ میرم این فایل رو گوش میکنم.
راست میرم گوش میکنم پارسال بچه ها برای سفرکاری به اصفهان رفته بودندباعزیزدلم گوش می کردیم میگفت عزیزجان داستان موسی رو بذار.
خیلی عاشق این فایل هستم الهی توفیق بیشتری پیداکنین که ازاین دست فایلهابرامون درست کنین یعنی حتی نوشتن کامنتها برای این فایل باگریه س.
توکامنتهای دیگه گفتم حدوداشایدسال1396بودباعزیزدلم وخواهرقبل خودم ودختربزرگش رفتیم شمال ، بابلسر اونقدربه ماخوش گذشت که نمیتونم توصیف کنم.
ولی همون روزاول که رسیدیم دریامنوخواهرم ودخترش 3نفری درحال غرق شدن بودیم که خواهرم میگفت همونطورکه زیزآب کشیده میشدم دخترم رو هل میدادم بالای آب وگاهی هم دستشوبه من میرسونده که روی آب بمونم وباا یا بوالفضل ، یا ابوالفضل گفتن یک دست قدرتمندفقط متوجه شدم منو. هل دادجلوبه سمت ساحل چون یکم روآب خودمو نگه داشته بودم یک کوچولو شنابلدبودم البته توی استخر نه دریا ولی توی اون موج100٪نمیتونستم خودمونجات بدم فقط هلم دادوبقیه ی مسیرروخودم آمدم که یک آقای قدبلندواردآب شددستموگرفت ازآب بیرون کشیدولی اون مردقوی خواهرم ودخترش رو زیربغل زده ونجات داده بودوازاین نجات ازدریا چی پیغامی برای ماداشت؟
یکی اینکه شوهرخواهرم تشنجی بودودهن بین خانواده ش بودشایدول کن معامله نبود.اگه غرق می شدیم عزیزدلم خیلی موذب میشد .ویک دختردیگه هم توخانه داشت اون دختردق میکرد الهی شکرت که نجات پیداکردیم.
مهمترازهمه اینکه خدا معجزه کردو به من فرصت داده که منوبه خودم وخودش رو به من معرفی کنه بگه اینی که تورویاهات بودکه تورو از افکار کودکانه نجات داد. که تو اشرف مخلوقات هستی نه اون گاو وگوسفندچراگاهای برنامه کودک باشی بیاتا بقیه ی سفر را ازبهشت خاکی به بهشت ابدی توی بهشت سایت ببرمت پاکت کنم بشویمت لیلاخیلی حیف بایدمثل ابراهیم باشه بتها، فرعونهای درونش، غرور،ترس، نگرانی،ووووووووو همه رو ازبین ببره بعدبه فرکانس بعدی بریم هرچندکه هنوزخیلی اول راهم قدم برداشتم ولی ایاک نعبدوایاک نستعین میگم.من هنوز با تنهایی موافق نیستم.ازتنهایی وتاریکی قبر هنوزراحت نیستم خدایاتومراموردامتحان قراردادی تو خدایی خودت رو بلدی ولی من بچه ام خیلی خام هستم کمکم کن.
استاداون فایلهای صوتی که دارین گندمم ریختی تازر دهی و. اون فایل خدا به اندازه خواسته ی تو کوچک میشود رو بارهاگوش میکنم وفقط گریه ، گریه، گریه ،خب چی نتیجه ای می خوام بگیرم نمیدونم فقط میگم خدایاصبرم بده ازاینکه اون روزهااتفاقات به قول خودم تومملکت نورافشانی رخ داداصلا نترسیدم فقط می خندیدم.اون سالهاکه زلزله زیادمیومدنمیترسیدم باعزیزدلم وبچه هام پسرهستندخیلی ریلگس توخونه بودیم اصلابرای یک لحظه خونه رو ترک نکردیم گفتیم ازترس آواربریم بیرون اگه زمین دهان بازکنه چه کارکنیم ؟خب به زمین فرومیریم . اون زمان زلزله که باقانون جذب آشنانبودم.
این فایل روباولع که انگاریک آدمی که فرسنگهاراه توی بیابان راه رفته زیرآفتاب سوزان وبه چشمه ی آب رسیده عطش داره ونمی فهمه چطورآب بخوره اینطورعطش دارم این توحیدی ترین فایل برای زندگی من است واون فایل انرژی که نامش راخدانامیده ایم بااون فایل خداروبه من معرفی کردین که خداآدم نیست درهمین حدونمیگم من پرفکتم دیگه خداروشناختم نه!¡!!!
فقط نگاهم از انسانی خداتغییرکرده.
خدایاکمکم کن که آدم بشم یعنی خیلی مراعات میکنم رفت وآمدهانیم درصدشده فقط باسایتم می خونم ومی نویسم ولی خب آدممعمولی هستم.
گریه هاامونم نمیده ولی انگاراین کامنت هم مقصدنیست یک مسیربایدازش گذشت وبه ادامه ی دوره ی خودسازی ام بپردازم.الان مثل یک بچه ای که والدینش رو گم کرده والان بهشون رسیده اینطور کودکی شدم فقط از گریه دل میزنم وکامنت مینویسم خدایابرای استادم جبران کن آمین.
ازمریم جون وهمکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی ام بی نهایت سپاسگذارم برعکس که بعضی کامنتهارومیگه چی داری که بنویسی؟؟!!!
ولی امشب میگه هنوزحالابه اون اصل رسیدی.خدایافقط توآرامم کن یاحق.دورت بگردم خدای محبوبم ببخش که من یک مشرک به تمام معنابودم کمکم کن جبران خسارتهای زندگی ام رابکنم ورهای، رهای، رهاازاین دنیاپربکشم بالذت بردن هم جهان رو برای خودم زیباکنم وهم ردپای زیبای توحیدی توی جهان بذارم ونام نیکم همه جابماندآمین.ببخشیدچشمام دیگه نمیبینه اگه غلط املایی دارم ولی ازاعماق کوآرکهای وجودم نوشتم.سعادت وسربلندباشین.
سلام بر دوستان هم سفر در این سایت ارزنده و همچننین استاد عباس منش محترم و همسرشان، امروز که این جای سایت هستم دقیقا دهمین سالگرد شروع یک مرحله پیچیده از زندگیم که ابتدایش ذوق بود و بعد فلاکت و ورشکستگی و زیر صفر و بعد نجاتم در اوج ناباوری و به شکل حیرت انگیز درست دقیقه آخر توسط خدا . امروز حال دلم عجیب بود چند روزیست بیشتر از روزهای قبل تر مشغول واکاوی خودم و این چند سال زندگیم هستم . توحید توحید توحید عجب رازهای بزرگی در این یک کلمه هست خدا رو شاهد میگیرم اگر صد بار مثلا از خواب بیدار بشم و بگویند که هر آنچه دیدی از کابوس های وحشتناک چندین ساله و آن همه فراز و فرود همه اش یک خواب بود و میتوانی این راه را نروی و در همان حالت قبل به زندگی ادامه بدی ( مشروط به اینکه انتخاب سومی نداشته باشم ) خدا رو شاهد میگیرم که این راه رو صد بار دیگه هم بشه انتخاب میکنم چون من رو ساخت چون رشدم داد چون موحدترم کرد و اینها هزاران برابر چندین ملیارد تومن مغازه و سرمایه هایی که از دست دادم برایم می ارزند . من روی کسانی حساب باز میکردم که از هر حیث موجه بودند از انسانیت از سخاوت و از وجدان از تعهد و از شرافت همه سرآمد بودند اما به طرز شگفت انگیزی همه یکی بعد از دیگری پشتم رو خالی میکردند و حتی به من آسیب میزدند اون روز ها نمیدونستم مشکل از کجاست و در مقابل اون اشخاص جبهه میگرفتم و با اونها برخورد میکردم و خبر نداشتم که این خداست که میخواد روی نیازم رو فقط به سمت اون بچرخونم به قول مرحوم پروین اعتصامی: نعمت زان معنی ندادندم خسان تا تو را دانم پناه بی کسان؛ تیشه زان بر هر رگو بندم زنند تا که با لطف تو پیوندم زنند ؛ ناتوانی زان دهی بر تندرست تا بداند هر چه دارد مال توست ….. .من آنقدر مشرک بودم که حتی زمانی که برجام امضا شد کلی ذوق کردم که اوضاعم به طبع بهتر میشود و عجیب بود آن سال فلاکت بارترین سال زندگی من بود خدا شاهده . و حیرت انگیز تر از همه افرادی بودند که من آنها رو بی خیر ترین و به درد نخور ترین افراد برای اینکه خیری و یاری از دستشون بر بیاد میدونستم و عجیب اینکه بدون اینکه حتی بهش فکر کنم اتفاقا از طرف اونها دو موردشون کمک ها و راهنمایی های خیلی به درد بخوری نصیبم شد که خیلی به کارم اومد و من بعدها رمز و راز این کار رو درک کردم و انفاقا و خنده دار اینکه تا اومدم به اونها هم وابسته بشم به همان حالتی که از اول داشتند برگشتند حالت خساست.
و پایان کامنتم رو با یک بیت باز از مرحوم اعتصامی تمام میکنم ؛ هر که مسکین و پریشان تو بود خود نمیدانست و مهمان تو بود. روز و شب همگی به خیر
خدایا شکرت خیلی لذت بردم از این فضا و باران و صحبت های استاد
سلام استاد عزیزم
سلام خانم شایسته عزیز
و سلام خدای مهربانم که تمام قدرت ازآن توست
خدایا شکرت برای بی نهایت نعمتی که بما داده ای و این روز زیبا
خدا همیشه هست
توی داستان موسی رودخانه خداست،سبدی که موسی توشه خداست،موج خداست کوسه خداست همه جهان مادی خداست و خدا مراقب خودش هست نفسی که اون لحظه مادر موسی میکشید هم لطف خداست و وقتی به مادر موسی گفته میشه نترس و غمگین مباش و ذهنتو کنترل کن همین سپاسگزاری از نعمت هایی که الان داری میشه.خدایا شکرت
سلام.این فایل نشونه امروز من بود. منم تو ی کاری خیلی ترس و استرس داشتم و میخواستمم کارمو به خدا بسپرم اما بازم ترس دارم .وقتی داشتم این فایل گوش میکردم یه آن ب ذهنم رسید ک نگاه کن اگر مادر موسی میخواست کاری بکنه نهایتا به ذهنش میرسید ک بچش رو سالم و زنده کنار خودش بتونه بزرگ بکنه اما ببین خدا چه برنامه ی خفنی داشت براشون ک هم پیش هم باشن هم بچه و خودش تو ناز و نعمت زندگی کنن و هم موسی بشه یکی از مهم ترین و قدرتمند ترین آدم های اون دربار. گاهی اوقات ما چیزی ک میخوایم اصلا زمین تا آسمون فرقشه با برنامه ی خدا برای ما. خدا اگر بهش تکیه کنی ن تنها چیزی ک میخوای رو بهت میده بلکه خیلی بیشترشم بهت میده.و من اینو تقریبا دوماه پیش ب چشم دیدم .وقتی ک شغل من جوری شد ک ظاهرا نمیتونستیم دیگه اونجا بمونیم و مشخص نبود دیگه میتونم اینجا کار کنم یا ن. اومدم گفتم خدایا من نمیدونم خودت کاری ک میدونی درسته رو بکن.اگر میخواست فقط خواسته منو انجام بده فقط شغلم رو برام نگه میداشت اما وقتی سپردم ب خدا کارم رو ن تنها شغلم رو برام نگه داشت بلکه احتمال دیدن همکار خانمی ک خیلی منفی بود رو هم صفر کرد و من خیلی دلم میخواست دیگه نبینمشون و از فاز منفیشون دور بشم.
الانم تو همچین شرایطی هستم ک تو شرایط بدی هستم ک از م کاری بر نمیاد ولی میخوام باز ب خدا بسپرم کارم رو. تمام مدت ذهنم گولم میزنه ک نکن تو اصلا از کجا میدونی چی میشه یا اگر خدا برات نتیجه بدی برات درست کرد چی؟ اما من ب خدا اعتماد دارم خدا میدونه داره چیکار میکنه و منم میدونم ک ازش صلاح و نتیجه خوب خواستم.درسته ممکنه نتیجه جوری بشه ک ظاهرش بده اما من مطمئنم ک اون فقط ظاهرشه وگرنه کاملا ب نفع منه.پس میخوام ب خدا بازم بگم ک خدایا نتیجه من رو چیزی بزار ک خودت میدونی ب نفع منه و برام خیلی خوبه. هر چی باشه من قبولش دارم هر چی باشه . و میدونم اون نتیجه خوبست ک ازت خواستم. هر چی باشه قبوله چ مطابق میل من باشه چ خلاف میل من باشه من قبولت دارم و هر چی بشه رو قبول دارم
سلام به استاد عزیزم و تمامی دوستان هم فرکانسیم
امروز درحال مطالعه قسمت 6 دوره دوازده قدم بودم
رسیدم به اون قسمتی که هر اتفاقی اتفاقی نیست
خیلی روش مکس کردم و خیلی زیاد داشتم با مثال برای خودم به این موضوع توجه میکردم
بعد از ظهری خواستم یه فایل گوش کنم و از خدا خواستم که هدایتم کنه به یه فایل و بصورت معجزه اسا امدم تو فایل های گوشیم و یه چیزی گفت اصلا بیا قسمت 9 توحید عملی و ببین و الان وست فایلم و خواستم بگم به خودم که چقدر خداوند قشنگ هدایت میکنه انقدری بگم به خودم که پسر ببین قوانین چقدر دقیق داره عمل میکنه انقدری به خودم بگم تا ایمانم بیشتر بشه تا باورم بیشتر بشه که هیچ اتفاقی اتفاقی نیست و خداوند هر لحظه در حال هدایت کردنه ماست خدایا شکرت برای این فایل زیبا خدایا شکرت که برای بار چند صدمین بار من هدایت میکنی به این فایل و باز برای من تازگی داره باز برای من جذابه قطره قطره ی این صحبت ها خدایا شکرت برای این اگاهی ها برای درک بیشتر این اگاهی ها
عاشقتونم
به نام خدای مهربان و هادی و قادر و وهاب و البته که منجی
سلام به استاد ارجمند و خانم شایسته ی گرامی و دوست داشتنی و خانوادهی صمیمی سایت عباسمنش
خدایا بی نهایت سپاسگزارم برای ذره ذره ی هدایت کردنهایت و برای داشتن این سایت بی نظیر و خانواده ی گرم وصمیمی عباسمنش.
اینجا همون خونه ای که سقفش ازطلا و خشت خشت دیوارهاش طلاکاری شده با جملات و گفته های استادی که آیتی از طرف خداست، و من امروز به جد این نشانه و آیت را چنان درک کردم که باعث شد با وجود اینکه مدت نسبتا زیادی است که در این خانه هستم و از محصولات و فایلهای آن استفاده کرده ام برای اولین بار دست به خط شوم و اینجا بنویسم، امروز دقیقا مثله مادر موسی نگرانی عظیمی برای فرزندم داشتم و تقریبا ترسیده بودم که نکنه خدا فراموش کنه که فرزندم رو در آغوش خودش حفظ کنه و دقیقا مثله مادر موسی درساحل دریای مواج زندگی ایستاده بودم و تمام وجودم ترس بود و نگرانی تا اینکه امروز صبح شربت شیرین این فایل رو با گوش جان نوشیدم و شهد شیرین شنیدنش بر جانم نشست چنان که تونستم درک کنم که اگر چه گاهی ظاهر قضا یا بخشی از زندگی ناخوشایند به نظر میاد اما در پشت آن به نفع من است و خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتر و خدایی که به زمین و آسمان سوگند خورده که زمبن را مسخر من گردانده و خدایی که خودش گفته از جایی برات می رسونم که فکرشم نمی کنی و خدایی که خودش گفته از خزانه ی غیب خودش برایم می رساند و خدایی که عظمت وجودش برزبانم نمی گنجد امکان ندارد که من و فرزندانم را از طوفان دریای مواج زندگی، موسی گونه رهایی ندهد و به ساحل امن نرساند همان خدایی که خودش قول داده تا در گاهواره ی امن آغوش پر مهرش ما را جای دهد و حافظ و اجابت کننده و هادی ما باشد. پس با تمام وجود خودم و خانواده ام را به او می سپارم و قلبم را آرام و وجودم را سرشار از امید به درگاهش آماده ی دریافت نگاه پر مهرش میگذارم . الخیر فی ما وقع. یادم باشد در هر واقعه ای برای من خیریتی وجود دارد . و باز هم یادم باشد ایاک نعبد و ایاک نستعین ،تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری می طلبیم
و باز هم یادم باشد که وعده خداوند حق است و خدا هر گز خلف وعده نمی کند
خدایا بی نهایت سپاسگزارم برای هر لحظه که کنارمی و بی نهایت سپاسگزارم برای وجود استاد و خانم شایسته ی الگو منش
خدایا توانایی به من بده که بتوانم بیشتر و بیشتر تغییر کنم و بیشتر و بیشتر ردپایم را ثبت کنم .
همه ی دوستان و استاد و خانم شایسته ی الگو منش را به خدای حافظ و منجی می سپارم .
خدا یادش بره هوای ترو داشته باشه
رهرو ما اینک در منزل است
این که ما گفتیم حفاظتش میکنیم اتفاق افتاده است نتیجه مشخصه
احساس خوب بدون ترس و غم مسیرمون پیش بگیریم نتیجه اتفاق افتاده است
شک و تردید بزرگ ترین دشمن
خدایا چقد شجاع بوده مادر موسی
چطوری بچشو انداخته تو اب بدون اینکه بدونه چی قراره اتفاق بیفته فرض کن امینه بچتو بندازی تث اب جحالا تو فقط خواستی از محیطی که فک کرد توش بهت بی احترامی میشه بیای بیرون روی خودت کار کنی
شجاعت مادر موسی نگا کن
چجوری ی مادر با ی الهام بچش انداخته تو اب بدون ترس و غم با اطمینان و بعد موقعیت خودشو بچش اینقدر رویایی میشه
اون چیزی از تو گرفتیم به تو پس خواهیم داد
حتی بهترش
انچه میگوییم ما ان میکند
ما به دریا حکم طوفان میدهیم
تمام جهان در اختیار و سلطه خداونده امینه
تمام اتفاقات تحت کنترل خداونده
هیچ برگی بدون اذن خداوند نمیفته هیچ برگی بدون اذن خداوند نیفته هیچ برگی
امینه باورت میشه این حد از قدرت و سلطه خدارو اینکه خود خدا میتونه شرایط زیرو رو کنه همونطور ک شرایط استاد و بقیه بچها کرد فقط کافیه به قلب گوش بدی و از همه مهم تر نترس و غمگین نباش
تو تو این مدت تو ی حالت ناامیدی و غمی بودی از همه شکایت داشتی دوستات خانواده تنهاییت
تهش میگفتی اشکال نداره ولی ناراحت بودی قربونت برم ناراحت بودی ناامید بودی اونقدری به زبون میگفتی اشکال نداره خدا با منه باورش نداشتی
که اگ داشتی زمانی تنهایی هونقدز که بیرون میری با دوستات بهت خوش میگذره حتی بیشتر
خدا هرگز چیزیو فراموش نمیکنه
واده خدا حقه
امینه غصه گذشته نخور بیا فقط روی خودت کار کن سعی کن کیفیت خودتو ی درجه بعتر از دیروز کین
همچی درست میشه
حتی یک قطره هم به ماموریتی که ما بهش دادیم داره عمل میکنه یک قطره امینه
همه اجزا هستی ماموریت داره همچی در عین نظم و ماموریته
همیشه خداوند داره مارو هدایت میکنه
قدرت انتخاب ما میتونیم درخواست خدارو رد کنیم برای هدایت
چرا فک میکنی دوستای بهتر برای تو نیست
چرا فک میکنی فقط همونان اگ برای به دست اوردن چیزای بهتر رهاشون کنی تو بی کس میشی
من مطمئنم به مسیر خدا اعتماد کنی حتی دوستای بهتر پیدا میکنی
خیلی خیلی باکیفیت تر
که به خودت میخندی چرا اون موقع اون رفتارا تحمل میکردی
اونجا حتی ممکنه اینا بخوان علاقه داشته باشن با تو باشن
میتونی فرکانش های باکیفیت تر بفرستی و ادمای با کیفیت تر به زندگیت دعوت کنی
هرچه در جهان میبینی اینه خود تو باور های توعه
اوضاع صد ها برار میتونه بهتر بشه با ارامش تر ساده تر
وقتی رها باشی میتونی فکرتو و خلاقیتت خرج کارای بزرگ کنی
اره کارای بزرگ
تو میتونی کارای بزرگ کنی میتونی قدم های خیلی محکم و مفید تو زندگیت برداری
من عاشقانه همراهتم هر قدم که برداری به افتخار دست میزنم و همراهتم
با شوق با امید بدون ترس و غم
بدون غم و ناامیدی امینه
با قلبی روشن و نورانی پر از امید خدا پر از عشق و محبت
سلام آقای عباسمنش من یه سوال ذهنم رو مشغول کرده . مگه نمیگیم که خداوند از پیش تعیین نمیکنه پیامبری رو برای کسی مگر این که اون شخص باید به مرحله پیامبری برسه . چطور قانون تکامل اینجا بهم میریزه؟ چگونه خداوند از قبل موسی رو به پیامبری انتخاب کرده؟ مگه نمیگیم خداوند قوانین داره و تغییر در قوانین نیست؟ شخصا خود استاد جواب بده من سیستمی بودن خداوند رو اینجا یکم ابهام درونم ایجاد شده بلکه من نه شاید بچههای دیگه هم این سوال پیش بیاد یا اومده باشه . پاسخ بدید
سلام استاد بزرگ
خوب اینجا خدا همه چیز روکنترل کرده وبه همه چیز فرمان داده که پیامبر خودش رونجات بده .آیا برای ماهم خدا این همه فرمان میده که خواسته ما انجام بشه ؟؟ پس این ظلم ها که رخ میده در حق این همه بچه اینا چی؟؟؟ یعنی این بلاهایی که سر بچه ها درکودکی میاد به خاطر ارتعاش فرستادنه کیه ؟؟ پدرومادرشون؟، پس چراخدا مانع این اتفاق هانمیشه ؟؟
سلام دوست عزیزم
من به اندازه درک خودم پاسخ میدم
استاد در یکی از فایلهاگفتند
این جهان مثل یک مهمانی هست و هر کسی به اندازه خاصی در این مهمانی حضور داره و بهره می بره
پس شما ناراحت نباش و تسلیم باش و وعده اصلی جای دیگری هست و هرکسی نتیجه اعمال و توجه خود را میبیند
سلام خانم زارعی عزیز
همنطور که دوستمون یدالله عزیزم هم گفتن در تکمیل صحبتشون پیشنهاد میکنم فایل ما بی انتها هستیم رو گوش بدین.
جواب سوالتون رو به طور کامل استاد دادن توی اون فایل فوق العاده عالی
لینکش رو براتون میذارم که راحت پیداش کنین
https://abasmanesh.com/fa/we-are-eternal
شاد باشید
درود و مهر و ادب مهربانو صالحی
در پاسخ به سوال شما خود بنده هم درک درستی ندارم که به شما پاسخ بدم ولی پیشنهاد میکنم
بیشتر تو این مسیر بمونید و ادامه و استمرار داشته باشید
با توجه به اینکه از زمان عضویت شما فقط 43روز گذشته
حداقل صدتا از فایل های رایگانی که استاد عباسمنش
بر روی سایت گذاشته اند و گوش بدید بدون مقاومت!
یا حق
سلام استاد عزیز از صفحه نشانه برای کاری که تردید و شک داشتم استفاده کردم و چه زیبا جوابمو دادید که شک و تردیدها که نجواهای شیطانی هستند رو اگر بردارید و ایمان داشته باشید همه قدمها مشخص و روشن و اتفاقات میفته . بازم اومدم از اول گوش بدم دقیقن اومد قسمته شک و تردید و دوباره تاکید کرد .وعده خدا حقه و وقتی توکل میکنیم نتیجه اتفاق افتاده است
9مین گام توی مدار خودشناسی وخداشناسی وانسان سازی توحیدی ردپاواثر لیلا جان بارهبریت خداو2مین دوره ای که باخدابه این گام رسانده ایم.
به نام خدا ی خودم وسلام به خدای خودم.
و سلام توحیدی به استادومریم جون وهمه ی همکلاسیهای عزیزم.
خداراسپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ام وفرشته الهیم.
استادیعنی چپ میرم این فایل رو گوش میکنم.
راست میرم گوش میکنم پارسال بچه ها برای سفرکاری به اصفهان رفته بودندباعزیزدلم گوش می کردیم میگفت عزیزجان داستان موسی رو بذار.
خیلی عاشق این فایل هستم الهی توفیق بیشتری پیداکنین که ازاین دست فایلهابرامون درست کنین یعنی حتی نوشتن کامنتها برای این فایل باگریه س.
توکامنتهای دیگه گفتم حدوداشایدسال1396بودباعزیزدلم وخواهرقبل خودم ودختربزرگش رفتیم شمال ، بابلسر اونقدربه ماخوش گذشت که نمیتونم توصیف کنم.
ولی همون روزاول که رسیدیم دریامنوخواهرم ودخترش 3نفری درحال غرق شدن بودیم که خواهرم میگفت همونطورکه زیزآب کشیده میشدم دخترم رو هل میدادم بالای آب وگاهی هم دستشوبه من میرسونده که روی آب بمونم وباا یا بوالفضل ، یا ابوالفضل گفتن یک دست قدرتمندفقط متوجه شدم منو. هل دادجلوبه سمت ساحل چون یکم روآب خودمو نگه داشته بودم یک کوچولو شنابلدبودم البته توی استخر نه دریا ولی توی اون موج100٪نمیتونستم خودمونجات بدم فقط هلم دادوبقیه ی مسیرروخودم آمدم که یک آقای قدبلندواردآب شددستموگرفت ازآب بیرون کشیدولی اون مردقوی خواهرم ودخترش رو زیربغل زده ونجات داده بودوازاین نجات ازدریا چی پیغامی برای ماداشت؟
یکی اینکه شوهرخواهرم تشنجی بودودهن بین خانواده ش بودشایدول کن معامله نبود.اگه غرق می شدیم عزیزدلم خیلی موذب میشد .ویک دختردیگه هم توخانه داشت اون دختردق میکرد الهی شکرت که نجات پیداکردیم.
مهمترازهمه اینکه خدا معجزه کردو به من فرصت داده که منوبه خودم وخودش رو به من معرفی کنه بگه اینی که تورویاهات بودکه تورو از افکار کودکانه نجات داد. که تو اشرف مخلوقات هستی نه اون گاو وگوسفندچراگاهای برنامه کودک باشی بیاتا بقیه ی سفر را ازبهشت خاکی به بهشت ابدی توی بهشت سایت ببرمت پاکت کنم بشویمت لیلاخیلی حیف بایدمثل ابراهیم باشه بتها، فرعونهای درونش، غرور،ترس، نگرانی،ووووووووو همه رو ازبین ببره بعدبه فرکانس بعدی بریم هرچندکه هنوزخیلی اول راهم قدم برداشتم ولی ایاک نعبدوایاک نستعین میگم.من هنوز با تنهایی موافق نیستم.ازتنهایی وتاریکی قبر هنوزراحت نیستم خدایاتومراموردامتحان قراردادی تو خدایی خودت رو بلدی ولی من بچه ام خیلی خام هستم کمکم کن.
استاداون فایلهای صوتی که دارین گندمم ریختی تازر دهی و. اون فایل خدا به اندازه خواسته ی تو کوچک میشود رو بارهاگوش میکنم وفقط گریه ، گریه، گریه ،خب چی نتیجه ای می خوام بگیرم نمیدونم فقط میگم خدایاصبرم بده ازاینکه اون روزهااتفاقات به قول خودم تومملکت نورافشانی رخ داداصلا نترسیدم فقط می خندیدم.اون سالهاکه زلزله زیادمیومدنمیترسیدم باعزیزدلم وبچه هام پسرهستندخیلی ریلگس توخونه بودیم اصلابرای یک لحظه خونه رو ترک نکردیم گفتیم ازترس آواربریم بیرون اگه زمین دهان بازکنه چه کارکنیم ؟خب به زمین فرومیریم . اون زمان زلزله که باقانون جذب آشنانبودم.
این فایل روباولع که انگاریک آدمی که فرسنگهاراه توی بیابان راه رفته زیرآفتاب سوزان وبه چشمه ی آب رسیده عطش داره ونمی فهمه چطورآب بخوره اینطورعطش دارم این توحیدی ترین فایل برای زندگی من است واون فایل انرژی که نامش راخدانامیده ایم بااون فایل خداروبه من معرفی کردین که خداآدم نیست درهمین حدونمیگم من پرفکتم دیگه خداروشناختم نه!¡!!!
فقط نگاهم از انسانی خداتغییرکرده.
خدایاکمکم کن که آدم بشم یعنی خیلی مراعات میکنم رفت وآمدهانیم درصدشده فقط باسایتم می خونم ومی نویسم ولی خب آدممعمولی هستم.
گریه هاامونم نمیده ولی انگاراین کامنت هم مقصدنیست یک مسیربایدازش گذشت وبه ادامه ی دوره ی خودسازی ام بپردازم.الان مثل یک بچه ای که والدینش رو گم کرده والان بهشون رسیده اینطور کودکی شدم فقط از گریه دل میزنم وکامنت مینویسم خدایابرای استادم جبران کن آمین.
ازمریم جون وهمکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی ام بی نهایت سپاسگذارم برعکس که بعضی کامنتهارومیگه چی داری که بنویسی؟؟!!!
ولی امشب میگه هنوزحالابه اون اصل رسیدی.خدایافقط توآرامم کن یاحق.دورت بگردم خدای محبوبم ببخش که من یک مشرک به تمام معنابودم کمکم کن جبران خسارتهای زندگی ام رابکنم ورهای، رهای، رهاازاین دنیاپربکشم بالذت بردن هم جهان رو برای خودم زیباکنم وهم ردپای زیبای توحیدی توی جهان بذارم ونام نیکم همه جابماندآمین.ببخشیدچشمام دیگه نمیبینه اگه غلط املایی دارم ولی ازاعماق کوآرکهای وجودم نوشتم.سعادت وسربلندباشین.
سلام بر دوستان هم سفر در این سایت ارزنده و همچننین استاد عباس منش محترم و همسرشان، امروز که این جای سایت هستم دقیقا دهمین سالگرد شروع یک مرحله پیچیده از زندگیم که ابتدایش ذوق بود و بعد فلاکت و ورشکستگی و زیر صفر و بعد نجاتم در اوج ناباوری و به شکل حیرت انگیز درست دقیقه آخر توسط خدا . امروز حال دلم عجیب بود چند روزیست بیشتر از روزهای قبل تر مشغول واکاوی خودم و این چند سال زندگیم هستم . توحید توحید توحید عجب رازهای بزرگی در این یک کلمه هست خدا رو شاهد میگیرم اگر صد بار مثلا از خواب بیدار بشم و بگویند که هر آنچه دیدی از کابوس های وحشتناک چندین ساله و آن همه فراز و فرود همه اش یک خواب بود و میتوانی این راه را نروی و در همان حالت قبل به زندگی ادامه بدی ( مشروط به اینکه انتخاب سومی نداشته باشم ) خدا رو شاهد میگیرم که این راه رو صد بار دیگه هم بشه انتخاب میکنم چون من رو ساخت چون رشدم داد چون موحدترم کرد و اینها هزاران برابر چندین ملیارد تومن مغازه و سرمایه هایی که از دست دادم برایم می ارزند . من روی کسانی حساب باز میکردم که از هر حیث موجه بودند از انسانیت از سخاوت و از وجدان از تعهد و از شرافت همه سرآمد بودند اما به طرز شگفت انگیزی همه یکی بعد از دیگری پشتم رو خالی میکردند و حتی به من آسیب میزدند اون روز ها نمیدونستم مشکل از کجاست و در مقابل اون اشخاص جبهه میگرفتم و با اونها برخورد میکردم و خبر نداشتم که این خداست که میخواد روی نیازم رو فقط به سمت اون بچرخونم به قول مرحوم پروین اعتصامی: نعمت زان معنی ندادندم خسان تا تو را دانم پناه بی کسان؛ تیشه زان بر هر رگو بندم زنند تا که با لطف تو پیوندم زنند ؛ ناتوانی زان دهی بر تندرست تا بداند هر چه دارد مال توست ….. .من آنقدر مشرک بودم که حتی زمانی که برجام امضا شد کلی ذوق کردم که اوضاعم به طبع بهتر میشود و عجیب بود آن سال فلاکت بارترین سال زندگی من بود خدا شاهده . و حیرت انگیز تر از همه افرادی بودند که من آنها رو بی خیر ترین و به درد نخور ترین افراد برای اینکه خیری و یاری از دستشون بر بیاد میدونستم و عجیب اینکه بدون اینکه حتی بهش فکر کنم اتفاقا از طرف اونها دو موردشون کمک ها و راهنمایی های خیلی به درد بخوری نصیبم شد که خیلی به کارم اومد و من بعدها رمز و راز این کار رو درک کردم و انفاقا و خنده دار اینکه تا اومدم به اونها هم وابسته بشم به همان حالتی که از اول داشتند برگشتند حالت خساست.
و پایان کامنتم رو با یک بیت باز از مرحوم اعتصامی تمام میکنم ؛ هر که مسکین و پریشان تو بود خود نمیدانست و مهمان تو بود. روز و شب همگی به خیر
خدایا شکرت خیلی لذت بردم از این فضا و باران و صحبت های استاد
سلام استاد عزیزم
سلام خانم شایسته عزیز
و سلام خدای مهربانم که تمام قدرت ازآن توست
خدایا شکرت برای بی نهایت نعمتی که بما داده ای و این روز زیبا
خدا همیشه هست
توی داستان موسی رودخانه خداست،سبدی که موسی توشه خداست،موج خداست کوسه خداست همه جهان مادی خداست و خدا مراقب خودش هست نفسی که اون لحظه مادر موسی میکشید هم لطف خداست و وقتی به مادر موسی گفته میشه نترس و غمگین مباش و ذهنتو کنترل کن همین سپاسگزاری از نعمت هایی که الان داری میشه.خدایا شکرت
اوضاع همیشه تحت کنترل خداونده
من تحت حمایت و هدایت خداوند هستم
من عاشق خودم هستم
سلام.این فایل نشونه امروز من بود. منم تو ی کاری خیلی ترس و استرس داشتم و میخواستمم کارمو به خدا بسپرم اما بازم ترس دارم .وقتی داشتم این فایل گوش میکردم یه آن ب ذهنم رسید ک نگاه کن اگر مادر موسی میخواست کاری بکنه نهایتا به ذهنش میرسید ک بچش رو سالم و زنده کنار خودش بتونه بزرگ بکنه اما ببین خدا چه برنامه ی خفنی داشت براشون ک هم پیش هم باشن هم بچه و خودش تو ناز و نعمت زندگی کنن و هم موسی بشه یکی از مهم ترین و قدرتمند ترین آدم های اون دربار. گاهی اوقات ما چیزی ک میخوایم اصلا زمین تا آسمون فرقشه با برنامه ی خدا برای ما. خدا اگر بهش تکیه کنی ن تنها چیزی ک میخوای رو بهت میده بلکه خیلی بیشترشم بهت میده.و من اینو تقریبا دوماه پیش ب چشم دیدم .وقتی ک شغل من جوری شد ک ظاهرا نمیتونستیم دیگه اونجا بمونیم و مشخص نبود دیگه میتونم اینجا کار کنم یا ن. اومدم گفتم خدایا من نمیدونم خودت کاری ک میدونی درسته رو بکن.اگر میخواست فقط خواسته منو انجام بده فقط شغلم رو برام نگه میداشت اما وقتی سپردم ب خدا کارم رو ن تنها شغلم رو برام نگه داشت بلکه احتمال دیدن همکار خانمی ک خیلی منفی بود رو هم صفر کرد و من خیلی دلم میخواست دیگه نبینمشون و از فاز منفیشون دور بشم.
الانم تو همچین شرایطی هستم ک تو شرایط بدی هستم ک از م کاری بر نمیاد ولی میخوام باز ب خدا بسپرم کارم رو. تمام مدت ذهنم گولم میزنه ک نکن تو اصلا از کجا میدونی چی میشه یا اگر خدا برات نتیجه بدی برات درست کرد چی؟ اما من ب خدا اعتماد دارم خدا میدونه داره چیکار میکنه و منم میدونم ک ازش صلاح و نتیجه خوب خواستم.درسته ممکنه نتیجه جوری بشه ک ظاهرش بده اما من مطمئنم ک اون فقط ظاهرشه وگرنه کاملا ب نفع منه.پس میخوام ب خدا بازم بگم ک خدایا نتیجه من رو چیزی بزار ک خودت میدونی ب نفع منه و برام خیلی خوبه. هر چی باشه من قبولش دارم هر چی باشه . و میدونم اون نتیجه خوبست ک ازت خواستم. هر چی باشه قبوله چ مطابق میل من باشه چ خلاف میل من باشه من قبولت دارم و هر چی بشه رو قبول دارم