این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/09/abasmanesh-3.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-08-30 19:46:032025-12-05 22:11:41اجرای توکّل در عمل
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به همگی عزیزانم و قلب های مهربان و توحیدی تان
خدایا سپاس گزارم بابت امروزم و روز 44ام این سفر زیبا و اعجاب انگیز
چقدر لذت بردم از این فایل
و واقعا که توحید همه چیزه و فایلی از استاد نیست که در اون اشاره ای به توحید نشده باشه .
امروز صبح که اومدم از خونه بیرون تو یه صبح زیبای پاییزی و آفتاب دلچسب ،اصلا خودجوش یهو شروع کردم به صحبت درباره ی خودم ، اصن همینطوری یهو یاد پارسال همین موقع افتادم و داشتم از تغییرات فوق العاده خودم حرف میزدم با خودم ،به خودم گفتم که رضا دمت گرم پارسال همین موقع ها یه شکست سنگین عاطفی و مالی داشتی و کلی کلی کلی کلی کلی کلی کلی بهانه برای مقصر دونستن این و اون و فش کشیدن به همه چی ،ولی تو اون شرایط یادمه پسر فقط خودت بودی و خدای خودت و اون همه بارسنگینه روحیو که میتونس کمر هر کسیو خرد کنه، تو فقط تو تنهایی خودت و خدای خودت و بدون حتی بیان یک کلمش پیش هر کسی باهاشون کنار اومدی ،بهت افتخار میکنم با تمام وجودت در اون شرایط سعی میکردی ببخشی و آرزوی سعادت و خوشبختی کنی برای همه اونهایی که بهت ضربه زدن ،(البته که حاصل تصمیمات احساسی بود)و باورم نسبت به اینکه خالق شرایطم و همه چیز حاصل فرکانس ها و باورهای منه ، باعث میشد مردونه و مثل یک آدم آگاه با این اوضاع وحشتناک که میتونست هر کسی و به چالش جدی بکشه روبرو شدم و کنار اومدم ، یادم اومد که درگیر مشروب و روابط نامناسب و دود و سیگار و مواد بودم و با تمام وجودم به خودم تبریک گفتم بابت اراده ی فولادینی که از کسی ندیدم در تجربیاتم که بعد اون در گوشی ها و چالش ها مسیر درست و انتخاب کردم و تصمیم گرفتم تا پاک بشم و الان رضای امروز با رضای حتی 3ماه پیش قابل مقایسه نیست آنقدر که متعهد به تغییر و پیشرفته و هرروز داره بهتر میشه نه در یک زمینه در تمام زمینه ها ،یادم اومد و گفتم پسر دمت گرم مگه الکیه 5سال سیگار بکشی و مشروب و دود و حتی قرص های روان گردان مصرف کنی و یک آدم به شدت افراطی باشی در تمام این موارد ،ولی وقتی با تمام وجودت بخوای پاک بشی و از اول متولد بشی در عرض یک سال اینقدر تغییر کنی ، خیلی به خودم افتخار کردم به تعهدم به اراده ام و غرق در قدرت بودم از عزت نفسی که ساخته شده و به خودم گفتم رضا وقتی در عرض یک سال دست به تغییراتی زدی که الان خودت اون رضای قبلی و نمیشناسی ببین چه کارها و چه قدرت هایی هنوز تو وجودت دارن خاک میخورن و منتظرن با فرمان تو ظهور کنن
به خودم گفتم ،کارهایی که تو این یک سال کردی و تغییراتی که درونت ایجاد شده کمتر از یک انقلاب بزرگ نیست ،به خودم گفتم رضا تویی که تو یک سال به این ذهنیت قوی و بی نظیر رسیدی و به منطق تمام کارهایی که به درستی انجام دادنشان با تمام وجودت اعتقاد داری ،ببین با ادامه این مسیر و بهتر و بهتر شدن این ذهنیت و توانایی در کنترل ذهنت چه انقلاب هایی میتونی بکنی تو زندگیت و زندگی دیگران و تاثیری که خواهی گذاشت و به خودم باتمام وجودم افتخار کردم بیشتر از همه ،به خاطر رعایت قانون تکامل و ادامه دادن و استمرار که واقعا مرد عمل میخواد و ایمانی قوی به درستی مسیر ،گفتم تویی که تو یک سال این جوری خودتو به چالش میکشی و سوار ذهنت میشی و به خدمت میگیریش ،خب تو که تا آخره عمرت میخوای این مسیرو ادامه بدی و بهتر و بهتر بشی ،چه کارهایی میتونی بکنی؟؟؟چه شخصیت ناب و توحیدی روز به روز و هفته به هفته ماه به ماه و سال به سال قراره ازت ساخته بشه ، تویی که در یک سال به درجه ای رسیدی که همواره احساس خوبت پایداره به واسطه تواناشدن در کنترل ذهنت ،پس تا آخر عمری که میخوای ادامه بدی این مسیرو قراره این احساس خوب و معنویتی که تجربه میکنی چقدر عمیق بشه؟؟؟ ،تویی که فقط با 900هزار تومان پول تو حسابت و 66میلیون بدهی داری با تمام وجودت از لحظاتت آزاد و رها لذت میبری و با حس خوب اون ماشین چند میلیاردی و جوری تجسم میکنی که انگار 10برابره پولش تو حسابته و این حد از ایمان درتو شکل گرفته پس با ادامه مسیر چقدر ایمانت قویتر میشه؟؟؟؟بله همهی اینها تکاملیه تکامل تکامل
تویی که در تشخیص نشانه ها و هدایت ها و قوه ی شهودت انقدر توانا شدی و آنقدر احساس نزدیکی و آرامش و اطمینان قلبی داری پس با ادامه مسیر قراره چقدر توانا بشی چقدر شهودی بشی ،چقدر مردم با دیدنت یاده توحید بیفتن و آرامش صدات ،و خدارو شاکرم بابت این ذهنیت فوق العاده و و اینکه ذهنیتی فوق العاده مثبت ساختم و افکار غالب من فقط تجسم و رویا و حرف های استاد و مثبت نگری و ساده نگریه و همواره نیمه ی پر لیوان و میبینم بدون اینکه بخوام دیگه زور بزنم ، خودکار و این هزاران بار میتواند بهتر و بهتر و بهتر شود به لطف الله مهربانم.
چقدر تو این یک سال تجربه به دست آوردم و به خودم نزدیکتر شدم و انگیزه هام از اهدافی که دارم درست تر و خدایی تر شده و این به نظرم مهم ترینشه ،اینکه من انگیزم از رسیدن به اهدافم مهمه و باید انگیزه درستی باشی نه بخاطر کورکردن چشم دیگران و هزارتا انگیزه بی معنی و پوچ که تو این فیلمهای انگیزشی دیده بودم و چقدر ما خالص تریم دوستان عزیزم ،چقدر مایی که تو این خانواده ایم برگزیده های خداییم ،چقد ما 1000به هیچ جلوییم از بقیه افراد فلج جامعه (فلج از نظر ذهن و شرک و هزاران باور مخربی که دارن و طرف 70سالشه و هنوز به درک حقیقت نرسید و خیلیها ناآگاه میمیرن و از دنیا میرن )اما الله وکیلی این درکتون از هستی و قوانین و الله و حتی آخرت رو با چند میلیارد حاضرین عوض کنین ؟؟؟؟؟ برا من این سوال مثله اینه که یکی بگه 10میلیارد بهت میدم توتا چشمتو دربیار بده به من و هی بندازه رو مبلغ و بکنه اصلا 100میلیارد ؟؟!!!!!مگه قابل مقایسس معنویت و احساس آرامشی که هرروز داریم به واسطه شناخت درست از خداوند و این قوانین تجربه میکنیم؟؟؟؟با چه مقدار مادیاتی ؟؟؟؟؟ کل مادیات جهان همه باهم آیا دردی از من در آخرت دوا میکنند؟؟؟؟
آه خدای من اینا تغییرات یک ساله بود که نوشتم و دارم به این فکر میکنم که بدهی هامو دادم و با هر بار اس ام اس واریزی صد میلیون و دویست میلیون و هر رقم که از جانب تو به کارتم واریز میشه چقدر منو عمیق تر میکنه درکمو از توحید و یگانگی و قدرتت و توانایی هام ؟؟؟؟!!!!!واقعا یه آدم تا چه حد میتونه رشد کنه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!آیا انتهایی است؟؟؟؟
پاک و منزه است خداوند بلند مقام من و اورا سپاس میگویم .
عاشقتونم دوستان بهشتیه من
در پناه الله یکتا هر روز آگاهتر و توحیدی تر و نزدیکتر به درگاهش و محرم تر به اسرارش باشید.
– سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشههای خود و در حقیقت به طراحی مایکروسافت می اندیشیدم، روزی در فرودگاهی در نیویورک بودم که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد ندارم. خواستم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه مرا دید. گفت: این روزنامه مال خودت؛ بخشیدمش؛ بردار برای خودت.
گفتم: آخه من پول خرد ندارم!
گفت: برای خودت! بخشیدمش!
سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همان فرودگاه و همان سالن پرواز داشتم. دوباره چشمم به یک مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همان بچه بهم گفت این مجله رو بردار برای خودت.
گفتم: پسرجون چند وقت پیش من اومدم یه روزنامه بهم بخشیدی تو هر کسی میاد اینجا دچار این مسئله میشه، بهش میبخشی؟!
پسره گفت: آره من دلم میخواد ببخشم؛ از سود خودم میبخشم.
به قدری این جمله پسر و این نگاه پسر تو ذهن من موند که با خودم فکر کردم خدایا این بر مبنای چه احساسی این را میگوید.
فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت میخواهی به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمیکنه
بعد از 19 سال زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد رو پیدا کنم تا جبران گذشته رو بکنم. گروهی را تشکیل دادم و گفتم بروند و ببینند در فلان فرودگاه کی روزنامه میفروخته. یک ماه و نیم تحقیق کردند متوجه شدند یک فرد سیاه پوست مسلمان بوده که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردند اداره؛
از او پرسیدم: منو میشناسی؟
گفت: بله! جناب عالی آقای بیل گیتس معروفید که دنیا میشناسدتون.
گفتم: سال ها قبل زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه میفروختی دو بار چون پول خرد نداشتم به من روزنامه مجانی دادی، چرا این کار را کردی؟
گفت: طبیعی است، چون این حس و حال خودم بود.
گفتم: حالا میدونی چه کارت دارم؟ میخواهم اون محبتی که به من کردی را جبران کنم.
جوان پرسید: چطوری؟
– هر چیزی که بخواهی بهت میدهم.
(خود بیلگیتس میگوید این جوان وقتی صحبت میکرد مرتب میخندید)
جوان سیاه پوست گفت: هر چی بخوام بهم میدی؟
– هرچی که بخواهی!
– واقعاً هر چی بخوام؟
بیل گیتس گفت: آره هر چی بخواهی بهت میدم، من به 50 کشور آفریقایی وام دادهام، به اندازه تمام آنها به تو میبخشم.
جوان گفت: آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی!
گفتم: یعنی چی؟ نمیتوانم یا نمیخواهم؟
گفت: میخواهی اما نمیتونی جبران کنی.
پرسیدم: چرا نمیتوانم جبران کنم؟
جوان سیاه پوست گفت: فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت میخواهی به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمیکنه. اصلا جبران نمیکنه. با این کار نمیتونی آروم بشی. تازه لطف شما از سر ما زیاد هم هست!
بیل گیتس میگوید: همواره احساس میکنم ثروتمندتر از من کسی نیست جز این جوان 32 ساله مسلمان سیاه پوست.
خدارو شکر دوباره در مسیر توحید و توکل همراه شدم وتوفیق مرور آگاهی هارو پیدا کردم تا قانون رو بهتر بشناسم و باور های درستی هم جهت با خواسته هام بسازم
تایباد بگیرم و به یاد بیارم که کلید موفقیت های بزرگ فقط و فقط درک توحید و اجرای اون و توکل در عمل است کلید موفقیت ساخت رابطه خوب با خدواندی است که طاعتش موجب نعمت است
خدایا شکرت
وقتی استاد حرف از توکل و توحید و اجرای توکل حضرت ابراهیم در عمل زدن من فکر کردم که آیا اصلا معنی توکل رو میدونم ؟آیا این همه سال که به کلام میگفتم خدایا توکل به تو معنای اون رو میدونم ؟رفتم و سرچ کردم
معنی توکل به طور کلی اینه که با اختیار کامل یه نفر رو به ولایت بپذیری و تمام امورتو به اون بسپاری بعد من دیدم برای اینکه یه نفر رو ولی و کیل خودم قرار بدم باید شناخت داشته باشم نسبت به اون که شد دقیقا حرف استاد شناخت خداوند و رابطه ای بر پایه شناخت و اعتماد و من کی میتونم با خیال راحت یه چیزی رو به کسی بسپارم حتی پولی رو تو یه بانک خاص بزارم وقتی شناخت کافی دارم
پس برمیگردم به نقطه سر خط
شناخت خدا و درک توحید
استاد گفتن که ازحضرت ابراهیم همیشه درس گرفتن از توکلش و اعتمادش به خدا
چقدر خوبه که منم به همچین حد از شناخت خدا برسم که وقتی میگه برو تو آتیش دیگه واینستم تا نجوا ها منو از اون فرمان بازدارن وقتی میگه رها کن عزیزانی رو که دوست داری حتی تو بیابون دیگه نیام چونه بزنه که آخه اینجا بیابونه برهوته نه آبی و نه غذایی وقتی میگه چاقو رو بردار دیگه چک و چونه نباشه دقیقا استاد این حد از توکل و اعتماد به خدا از شناخت خدا میاد که وقتی میشناسی خدا روانتخاب میکنی که تمام امورتو به اون واگذار کنی که ایمان داری تنها قدرت حاکم بر جهانه
خدایا شکرت
استاد باز هم داری اصل رو به من یاد آوری میکنی که اصل توحید تو فقط روی خدا حساب کن عزت از آن اوست قلبهارو نرم میکنه و من خودم به عینه تو همین چند وقت دیدم که چطور وقتی فقط و فقط روی خودش حساب میکنم نه هیچ کس دیگه و نه حتیعقل خودم نتیاحی رخ میده که حتی توی رویاهای منم نبوده خدایا شکرت
استاد گاهی که شما از اهدافت حرف میزنی و میگی من اینطور دوست دارم یا در مورد روابط من فلان جور روابط رو دوست دارم من میگم خوب این نگاه استاده خواسته های من فرق داره اما هرچی جلو تر میرم میبینم که شما تو تمام اهداف و خواسته هات اصل رو بر توحید و قدرت دادن فقط به خدا گذاشتی و آزادی میبینم که منم دقیقا خواسته هام رنگ و بوی دیگه ای گرفت و حالا در مورد ثروت هم خیلی وقته که دارم به همین موضوع فکر میکنم که من میخام آدم توحیدی تربشم و خواسته های مالی هم و ثروتمند شدن هم معنوی ترین کار دنیاست چون آدم فقیر آزادی نداره و حق انتخاب ندارع و همیشه عزت نفسش پایمال میشه وخدا هیچ جای زندگیش نیست پس من هدفم اجرای توحید در زندگیم هست قدم برمیدارم و همینکه به احساس بهتری رسیدم حتما خدا هدایتم میکنه به مسیر های که احساس آرامش و شادی بیشتری رو داشته باشم پس با اعتماد و ایمان کامل توکل میکنم و همه امورم رو به خودش میسپارم که رب العالمین هست و تنها قدرت و فرمانروای کل کیهان
خدایا شکرت
استاد جان مریم جان عاشقتونم و به زودی آمریکا میبینمتون 😘😘
دوستای خوبم عاشقتونم و با عشق کامنت هاتون رو میخونم 😘😘😘
سلام به دوستانم. خیلی ذوق کردم از اینکه بخوام داستانمو و تجربیاتم بگم . قبل از این حرفا از بچگی هر شبی که میخوابیدم با این فکر که یه گنجی پیدا کردم و با اون زندگیم تغییر کرده . خیلی با اعتماد به نفس شدم شغل خوبی دارم همه بهم احترام میذارن همه رو دوس دارم و خیلی ثروتمند هستم و همیشه میگفتم خدایا منو به راه راست هدایت کن . میگفتم خدایا من که نماز نمیخونم حتما تو باهام قهری ولی منو به راه راست هدایت کن . مطمئنم که ایین خواسته من باعث شد به تضاده بزرگی در زندگی بخورم و هدایت شم . من از نظر روحی وضعیت خیلی بدی داشتم کنترل عصبانیتم خیلی برام سخت بود مشکل شدید وابستگی به همسرم و داشتم و در رنج و عذاب بودم داشتم به حالت افسردگی میرفتم اون روز ها فقط از خدا میخواستم تا نجاتم بده . مدام التمسش میکردم که راه درست و نشونم بده پس چرا هر چی نماز میخونم قران میخونم خوب نمیشم و حتی پیش مشاورم رفتم و تاثیری نداشت . یک شبی که هیچوقت فراموشش نمیکنم دیدم توی گوشیم یک کانالی اومده به اسم ارشیو جذب باور کنید دوستان به خدا قسم من تو هیچ کانال و گروهی عضو نمیشدم و نمیدونم چجوری اون کانال روی گوشیم بود اومدم پاکش کنم دیدم یک فیلمی هست پایینش نوشته حرف مردم از استاد عباس منش لباسشم نارنجی بود توجه منو جلب کرد فیلم و باز کردن همانا و تغییرات زندگی من همانا . باورش واسه خودمم سخته یه وقتایی میگم خدایا چیشد که منو هدایت کردی . خلاصه فتم توی سایتش ولی ثبت نامم به مشکل خورده بود منم فقط یک سری فیلم هارو میدیدم و شب و روزم واسم سوال شده بود که باور یعنی چی چرا این اقای عباس منش میگه باوراتون و درست کنید اصلا درکش نمیکردم باورنید ولی یه حسی میگفت برو ببین بازم فیلم ببین راهشو میفهمی برام جالب شده بود انقد فیلم های ایشون و دانلود کردم تا بعد از شش ماه معنی باور و درک کردم البته تواین شش ماه ارمش عجیبی داشتم وابستگیم به حدی به همسرم کم شده بود که داشت ااز بین میرفت خیلی راحت خودم از جمع فاصله گرفتم . غیبت و گذاشتم کنار . ولی نتایج شدید زندگیم از وقتی فهمیدم باور یعنی چی شروع شد روزی که درک کردم باور و شروع کدم به دو تا خواسته هام که از قبل میخواستم و ترمز هاشو کشف کردم بعد از دو روز یه خونه به همون متراژی که میخواستم جذب کردم بعدشم توی کارم بعد از دو روز پیشرفت کردم . الان دوس دارم شب تا صبح روی باورام کار کنم باور کردم که همه چیز باوره . باور کردم که تک تک لحظه های زندگیمو خودم میسازم . یهو میگم به فلانی زنگ بزنم بیاد بعدش میگم ولشکن اگه هدایت شده باشم پس خودش زنگ میزنه میاد بعد میبینم همون لحظه زنگ میزنه . مثلا شوهرم منو میبره مهمونی بعد همونجا خوابش میبره و منم مجبور میشم میمونم قبلنا خیلی بحثمون میشد الان یه نمونش پریشب بود گفتم اگه خدا بخواد الان خودش بلند میشه باورتون نمیشه یهو از خواب بیدار شد گفت بریم .خوشحالم دارم از چیزای کوچیک شروع میکنم تا بتونم چیزا بزرگترو خلق کنم . من از وقتی قانون تکامل و فهمیدم خیلی صبور شدم من شدیدا ادمه عجولی بودم و سریع نا امید میشدم الان میگم اگه یه چیزی نشده پس یعنی باورام درست نبوده نمیگم ااا قاون عمل نکرد . الان به یه جیزی رسیدم تا وقتی حالتون خوبه روی خودتون شدیدا کار کنید بر ها شده حالم اوکی بوده شیطان بهم میگه دیگه حله تو استاد شدی زیادی ام تو این فازا باشی یهو دلتو میزنه منم تا به حرفش گوش میدم به یه تضادی بر میخورم که بعدا کار کردن روی خودم سخت میشه باید وایسم اوضاع اروم بشه . خلاصه خیلی خوبه هدایت شدن عشقه بازی کردن با خدا عشقه اینکه تسلیمش باشی عشقه اینکه خودتو هیچ کاره بدونی و وایسی اون واست انجام بده عشقه دنیاست اینو با هیچی نمیشه عوض کرد . امیدوارم خوب توضیح داده باشم و از خوندن این مطلب خوشتون بیاد .
آفرییییین عااااااالی توضیح دادی حال کردم که خونه مورد نظرتو جذب کردی منم هدفم خونه دار شدنه دعا کن واسم هدایت بشم به مسیر خرید خونه دوست هم فرکانسی من موفق و باعشق و ثروتمند باشی
پیرو ملت ابراهیم باشید که او موحد بود و مشرک نبود.
این آیه ها رو من بارها و بارها خوندم ولی هیچ وقت درک نکردم که داره چی میگه.
پس همینجا ازتون تشکر میکنم که دارم درس توحید یاد میگیرم.خدایا شکرت
ابراهیم حنیف که خداپرست بود و خدا رو با تحقیق پیدا کرد.نه کور کورانه و بر اساس دین پدرانش.
اون اول خورشید رو به عنوان خدا پذیرفت ولی وقتی دید که خورشید شبها نیست گفت نه خدا فراتر از این حرفهاست بعد ماه و ستاره و … تا خدای واحد و بی شریک رو انتخاب کرد
و اینجوری به دیگران هم درس خداپرستی و یکتا پرستی میداد.
و از همه آزمایشاتش موفق و سربلند بیرون اومد.
پیامبری که تو جای جای قرآن خداوند به عنوان خلیل الله (دوست خدا)ازش یاد میکنه.
خدایا شکرت که استاد من همچون ابراهیم موحده و به من توحید رو آموخت.
استاد واقعا هم لذت بخشه وقتی نتیجه و ثمره کارت رو میبینی .و شما واقعا خیلی خیلی عالی عمل کردین.و این حس و حال خوب و این اشک شوق حق شماست و این لذت بردن از نتیجه دیگران ،حال خوبی داره که وصف شدنی نیست .استاد خوبم بهتون تبریک میگم که رسالت خودتونو خیلی عالی انجام دادین.
این سایت حال خوبی داره که بی هوا دلم پرمیکشه برای سرزدن بهش.
این سایت اینقدر الهی و آرامبخشه که هر گوشه ای که سر میکشی از توحیده، از عشق به خداست ،از عشقیه که بچه ها بهم میدن و من پر از حس خوبم هرزمان که اینجام.
فرقی نمیکنه چه فایلی باشه ،میخواد سریال زندگی در بهشت یا سفر به دور آمریکا باشه،میخواد فایلهای توحیدی باشه،میخواد فایلهای ثروت باشه،فایلهایی در مورد روابط باشه در مورد هدفگذاری و سلامتی و …..
هر فایلی رنگ و بوی خدارو داره ،رنگ و بوی توحید داره.
استاد خوبم ،معلم توحیدی من عاشقتم .
استاد خوبم چقدر با حرفاتون ایمان رو در من قویتر کردین وقتی گفتین منم اولش از پول و ثروت برام خبری نبود ولی آرام آرام با تغییر باورهام ،اونم وارد زندگیم شد.
پس منم نباید به خودم سخت بگیرم و بخوام زود نتیجه بگیرم ،منم رها میشم، و فقط روی خودم و باورهام کار میکنم تا نتیجه خودشو نشون بده.
استاد چقدر قشنگه که شما برای ذهن منطق میاری و همه کسب و کارها رو بررسی میکنی .چون میدونی باورهاست که نتیجه رو می سازه.باورهای درست باعث نتیجه خوب میشه.
وقتی ترمزاتو برداری ،وقتی به خدا بعنوان تنها قدرت جهان اعتماد کنی ،وقتی ثروت رو بد ندونی و اجازه ورود به زندگیت بدی اون وقته که ثروت برات از در و دیوار میاد.
استاد چقدر قشنگ از اون کیف بعنوان کیف هدف استفاده کردین تا همیشه بتونین یاد خودتون بیارین که چه هدفهایی دارین و براشون قدم برمیدارین.
خدایا شکرت که اینجا تو این سایت عالی و بینظیر تو رو پیدا کردم .
خدایا شکرت که منو در مسیر استاد خوب و توحیدی قرار دادی و من جزو هدایت شدگانم.
خدایا شکرت که دارم قرآن رو متفاوت از سی سال پیشم میخونم.و درسهایی یاد میگیرم که حتی فکر هم نمیکردم توی قرآن به این واضحی در موردش صحبت کرده باشه.
خدایا شکرت که آیات قرآن واضح و روشنه و هرکسی که بخواد میتونه اونو به راحتی درک کنه.
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
عاشقتم استاد خوبم و ازت ممنونم که به رسالت خودت عمل کردی و آدمهای زیادی رو به این مسیر زیبا هدایت کردی.
سلام! سلام به استاد همیشه آرامم که اتصال به منبع از وجودش نمایانه. چقدر میبالم به آرامشتون، به اتصالتون و به عمق حقیقتی که در قلبتون دارید. توجهم خیلی به این آرامشتوت جلب شد چون خوب میدونم آرامش نتیجه ی کنترل ذهنه و این نشان از مهارت بالای شما در کنترل ذهنتون داره. بهتون افتخار میکنم.
یه چیزی خیلی برام جالبه هرچند که قانون تعجب نداره ! امروز صبح در مورد این موضوع با خودم فکر کردم و گفتم باید تمرکزم رو بذارم روی بحث فراوانی و ثروت. به قول استاد، بهم برمیخوره اگه تمام جوانب زندگیم متحول بشه اما این تحول رو اونجور که باید در بحث ثروت حس نکنم. بهم برمیخوره اگه در اوج آرامش و سلامتی و توحید زندگی کنم اما تغییرات مالی گسترده ای مثل تغییرات باورهای توحیدیم نبینم. بهم برمیخوره دم از خدا بزنم اما ثروتم شباهتی به ثروت خداوند نداشته باشه من با طی کردن تکاملم، حالا دیگه نتایج ملموس میخوام! نتایجی که بتونم با چشم ببینم و حس کنم. اخه خیلی برام سخته ببینم نسبت به دوسال پیش، زندگی و شرایط و شخصیتم زمین تا اسمون تغییر کنه اما ثروتم اون تغییرات گسترده رو نداشته باشه که باید. این یعنی یه جای کار میلنگه! این رد پای یک ترمز اساسی و یک پاشنه آشیله که نمیذاره تغییرات ثروتم به اندازه تغییرات باقی جنبه های زندگیم باشه! خب حضور چنین پاشنه آشیل و عامل بیگانه ای منو ازار میده و باید حلش کنم.
اینا حرفای امروز خودم با خودم بود
گفتم اخه کی لایق تر از من؟! منی که این همه تغییر کردم و تونستم طرز فکر و شخصیتم رو عوض کنم و این همه از زندگی لذت ببرم، منی که تونستم دقیقا بر خلاف دیگران، بر خلاف مردمی که همیشه نا امید و نگران و غرغرو هستن، با امید و ایمان زندگی کنم و لذت ببرم و خدا رو در همه چیز بینم، پس باید هم ثروت خدا رو به طور طبیعی داشته باشم! چون من از وقتی تغییر کردم به طور طبیعی زیبایی های خداوند رو میبینم و به طور طبیعی از هر لحظه لذت میبرم و به طور طبیعی، حالم خوبه و آرام هستم. پس باید به طور طبیعی ثروت رو داشته باشم همونطور که به صورت طبیعی زیبایی ها رو میبینم!
اما یه چیزی رو از تو حرفام کشیدم بیرون …
همین الان!
من گفتم زیبایی ها رو می بینم ! زیبایی رو از قله ی قاف نمیبینم که! بلکه همون منظره ی اطراف خونه خودمون رو که ۱۵ ساله اینجا داریم زندگی میکنیم زیبا میبینم ! . این زیبایی ها به وجود نیومده که! بلکه از وقتی باورامو تغییر دارم و تمرکز روی زیبایی ها و نکات مثبت هرجا و مکانی گذاشتم، زیبابین شدم ک هر جا رفتم، حتی خونه خودمون رو زیبا دیدم. یعنی همه این زیبایی ها از قبل بود اما من یادگرفتم زیبایی شون رو درک* کنم و ببینم.
بحث ثروت هم همینه! الان بهم گفته شد. همونطور که اون زیبایی ها از قبل بودن و من یادگرفتم که درکشون کنم، همون زیبایی هایی که بیخ گوشم کنار خونه بود ها … ! ثروت هم هست! همه جا هست! طبیعیه که باشه! همونطور که هر مکانی مملو از زیبایی های خداونده و هر کسی اون زیبایی رو درک نمیکنه، هر مکانی و هر بیزنسی و هر جایی پر از رزق و ثروته اما هر کسی نمیتونه اون ثروت رو بدست بیاره و درک کنه! مثل اینه که همه کنار رودخونه ای زندگی کنن که پر از طلاست اما فقط افرادی اون طلا رو پیدا کنن که باور داشته باشن هست و بتونن ببیننش!
این یکی از دیدگاه های ناب نسبت به فراوانی میتونه باشه! یعنی همونطور که من از وقتی زیبا بین شدم بینهایت زیبایی رو هرروز اطراف خونه خودمون میبینم، از وقتی فراوانی بین بشم هم میتونم ثروت فراوان تری بدست بیارم. و تموم همی ندارع! همونطور که هرروز زیبایی های اطراف خونه ما تمومی نداره، اگه فراوانی بینی رو در ذهنم نصب کنم، میتونم بینهایت و تمام نشدنی ثروت کسب کنم.
اره استاد عزیزم …
فراوانی همه چیه! ثروت یعنی فراوانی و فراوانی، ستون اصلی ثروته!
فراوانی یعنی زیبایی…
همونطور که زیبایی خداوند بی انتهاست و فراوانه، فراوانی هم بی انتهاست و زیبا!
پس اگه ثروت میخوام، باید رو فراوانی کار کنم. همونطور که اول سال با خودم عهد کردم زیبا بین باشم و هر جا رفتم تمرکزم روی زیبایی بود و زیبا بینم کرد، فقط کافیه این شش ماه دوم رو بر فراوانی تمرکز کنم. یعنی هر جا میرم، دو وظیفه دارم. علاوه بر کشف و درک زیبایی ها، فراوانی رو هم کشف و درک کنم. این باعث میشه آپشن فراوانی بینی رو هم بر ذهنم نصب کنم و جز فراوانی و زیبایی نبینم.
امید دارم همین ایده رو هم برام بازتر میکنه، همون که این ایده رو به دلم انداخت.
برای کنترل و جهت دهی اگاهانه به کانون توجه به سمت توجه و تمرکز به نکات مثبت و زیبایی ها و فراوانی و نعمت و تحسین
خدایا شکرت برای این روز زیبا که با بهترین رفتار و عملکرد و باور و ورودی هامو کانون توجهم میسازمش
خدایا شکرت برای قدرتی که برای خلق زندگیم بهم دادی
خدایا شکرت برای من زیبا
که امروز دوباره شکفت
دوباره اغاز شد
سعی و تمرین در
کمی شاد تر بودن
کمی لذت بیشتر بردن
کمی بخشنده تر بودن
کمی تماشاگر تر بودن
می توحیدی تر بودن
کمی زیبابین تر
کمی ارام تر
کمی صبور تر
کمی رشد ظرفم
کمی تکرار و تکرار بیشتر باورام و منطقی کردنشون
کمی اعراض تر از ناخواسته هام
کمی متمرکز شدن بر خواسته هام
کمی بی غید ئو شرط به خودمو جهانم عشق ورزیدن
کمی بهبود عاداتم
کمی کمتر به تعویق انداختن کارا
کمی با ایمان تر
کمی جثور تر
کمی قدرتمند تر
کمی با اعتماد به نفس تر
و در اخر کمی خوشبخت تر و خداگونه تر زندگی کنم
خدایا شکرت
بزن بریم کامنتو از ادامه بنویسیم
و قبلش
یه شرک دیگه ای که پیدا کردم
و میخوام بنویسمش تا بهتر یادبگیرم که بهتر عمل کنم
و اشتراک بزارم با تمام کسایی که میخوان توحیدی تر باشن
اینکه وقتی چیزی میشه
وقتی مثلا نزدیکه توپ بخوره به جایی
یا بچه دستش ببره
یا هر اتفاقی
تقریبا ذکر لب هممون
یا حسیبن
یا ابولفضل
یا علی
یا امام زمان و…….
هست
کم پیش میاد بگیم یا خدا
یا بسم الله
خب چیزی که من ازش فهمیدم اینه که اینم شرکه
چون من دارم از دست خدا میخوام حالا نجات چیزی یا کسی باشه
یا بلند شدن از زمین
یا یعنی ای
و من حس میکنم نیتمون
که اون مهمه
داره ازاونا کمک میخواد برای حفظ بچه وسیله یا هرچی
ولی یادمه تو یه فایلی استاد داشت درمورد عزت نفس میگفت و یکی از شاگرداش تو مشاورش درباره ترس و.بهش گفته بود بیاد تو سمینارش صحبت کنه و………………. اخرش ه غلبه میکنه به ترسشو میاد بیرون میگه خب دفه بعد کی بیام استاد میگه یا خدا
این شاید چیز ساده ای باشه
ولی توحیده
و هرچی جلوترمیرم بهتر میفهمم سخن پیامبرو که میگه شرک در دل امت من مثل راه رفتن مورچه روی سنگ در شب پنهانه
و من باید یاد بگیرم که حتی تو گفتار و نیتم که اصلشه فارغ از اینکه از بیرون چقدر انسان مومنی نظر میام با ایمان و توحیدی تر باشم
وقتی به ترسام غلبه میکنم یعنی ایمان دارم
وقتی از کسی نمیترسم یعنی ایمان دارم
وقتی زندگیمو و قدرت خلقو فقط و فقط دست خودمو باور و فرکانس هام میدونم فارغ از عوامل بیرونی یعنی ایمان دارم
وقتی به الهامم عمل میکنم یعنی ایمان دارم
وقتی تسلیم هستم به معنای رها بودن در جریان هدایت خوشبختی ها و لذت میبرم و میزارم خودش منو به لذت بیشتر هدایت کنه و خودم نمیام یه عالمه برنامه ریزی کنم و میسپرم به استاد برنامه ریزی ها یعنی ایمان دارم
وقتی چیزی بهم الهام میشه و منطقی نیست
وقتی سعی میکنم نجواهارو ساکت کنم
و صدای هدایت ربو بالا ببرم و بهش عمل کنم یعنی ایمان دارم
وقتی از دایره امنیتم بیرون میام
وقتی به دل ناشناخته ها و چیزای جدید و یادگیری و استفاده از توانمندی هام میرم یعنی ایمان دارم
وقتی در شرایطی که همه نا ارامند همه عصبی و نگرانند ارامم شادم نه به این معناست که شنگول و مستم
به این معناست که ایمان دارم
وقتی به هراتفاقی از پنجره باور الخیر و فی ما وقع نگاه میکنم و اسوده ام یعنی ایمان دارم
وقتی ظاهر قضیه رو کنار میزنم با مسائلم با قانون برخورد میکنم و باور میکنم نه من قدرت و تاثیری در زندگی کسی دارم و میتونم ظلم کنم بهش نه کس دیگه ای یعنی ایمان دارم
وقتی تسلیم شرایط بد نمیشم و اگاهانه تمرکز و ذهنمو کنترل میکنم یعنی ایمان دارم
وقتی از زندگی و مسیرش لذت میبرم و عجله نمیکنم و نگران رسیدن به خواسته هام نیستم و از بودن با خانوادم و بازی و..لذت میبرم یعنی ایمان دارم به خدایی که به عنوان استاد برنامه ریزی ها و هماهنگی ها بر اساس فرکانس غالب من اتفاقات و شرایط و نعمات و لذت ها و ادم ها و شرایط و………رو معجزه اسا وارد زندگیم میکنه
وقتی نگران حرف و نظر مردم نیستم
وقتی سبک خودمو پیدا میکنم
وقتی بحث نمیکنم
وقتی نمیخوام کسی رو راضی و قانع کنم
و زندگیمو در گرو نظر یا فکرش یا ابرومو در گروش نمیبینم
یعنی ایمان دارم
وقتی نمیخوام دفاع کنم وقتی نیازی ندارم بحث کنم و ثابت کنم
یعنی ایمان دارم و……..
و نتیجه ایمان
نتیجه اون فرکانس
حمایت و لطف خداونده نتیجش
اتفاقات خوبه
نتیجش استقلالی هست نه وابستگی
نتیجش همونی میشه که من میخوام از زندگی یا چیزی خوبی که من حتی تصورشم نمیکنم در زندگی
وقتی ایمان داشته باشم
انسان پرهیزکاریم و جایگاهم در دنیا و اخرت بهشته
فقط کسی که ایمان داره پاداش هارو دریافتن میکنه
وقتی ایمان داشته باشم هدایت میشم
وقتی ایمان داشته باشم طبق قانون احساس خوب اتفاقات خوب همه چیز برام عالی و خوب پیش میره
وقتی ایمان دارم بر اساس فرکانسم که ایمانه نه ترس اتفاقات ازادی نعمت و ثروت و پاداش و هدایت به مسیر های دریافت اینا برام
وقتی ایمان نداشته باشم قدمی برنمیدارم که بخواد منو با ادامه دادنش به موفقیت برسونه
ایمان اون اهرمیه که اگر ایجادش کنم در تمام مراحل خوشبختی و لذت من کمکم میکنه با حساس بهتر اتفاقات خارق العاده تری دعوت کنم
ایمان اون معیاریه که خداوند با اون بهت کمک میکنه تا از قدرت هات استفاده کنی
توحید
وقتی تو هر مسئله کوچیک و بزرگی تو هر کاری تو هر روند و موضوعی
فقط و فقطو فقط خدارو روزی رسان و یاور و هدایتگر خودم بدونم تنها کسی که میتونه بهم کمک کنه
فقط اونو منشاء قدرت و رزق و خوشبختی بدونم
وقتی تمام بندگانشو دستی ازش بدونم و ممنون باشم که از بی نهایت طریق بهم عشق و ثروت و شادی و.هدیه میکنه
وقتی با رفتن یا یاری نکردن کسی یا جواب ندادن ایده یا رفتن مشتری ای نگرارن نشم
ارام باشم
شاد باشم
و باور داشته باشم به الخیر و فی ما وقع و اینکه خداوند از بینهایت طریق بهم کمک میکنه
خداوند بینهایت دست داره
و هربار با هرکدومشون به کمکم میاد
باور کنم
و وقتی از کسی درخواست میکنم
با این باور درخواست کنم که دستی از دستان خداست و من تمرین عزت نفس میکنم
من میدونم خداوند یا از این طرثق یا از بی نهایت طریق دیگه بهم کمک میکنه و روزیمو میده
اگر این ادمم قبول نکنه نگران نشم قبولم کنه دستی از دستان خدا بدونمش و از خدا تشکر کنم و به او تکیه کنم
وقتی خودمو پاره ای از خدا بدونم که همیشه بامنه
وقتی برای عبادتش
برای ارتباط باهاش
واسطه و شرایطی خاص قرار ندهم
وقتی پیروی نکنم از هرچی از گذشته بامنه
و بیام فکر کنم و برسی کنم ایا درسته یا نه
وقتی هرکار فانتزی وقشنگی رو چون نسل در نسل سالیان سال همه انجام میدادن انجام ندم و فکر کنم ببینم اصلا برای چی دارم میرم زیارت
اصلا یعنی چی
اصلا من اونجا چه کاری انجام میدم
و….
یعنی دارم توحید میورزم
وقتی رو هیچ چیز و. کس به غیر از خدا حساب نمیکنم و وابسته نمیشم یعنی دارم توحید میورزم
وقتی کاری برای کسی نکنم به این نیت که اون تو فلان موضوع میتونم کمکم کنه
و فقط کارارو با عشق و بی غید و شرط انجام بدم
و تو هر موضوعی ایمان داشته باشم خداوند منو به سمت راهکار هدایت میکنه و از بی نهایت طریق یاری ام میکنه
دارم توحید میورزم
خدایا شکرت
و وقتی توحید میورزم تمام جهان از سوی خدا بسیج میشن برای یاری من
البته تکرار و تکرار توحید
وقتی نمیترسم از غیر خدا
هیچ کس هیچ تسلط و قدرتی درم نداره
و وقتی شرک میورزم در دنیا و اخرت جهنم و بی وفایی و غم و ترس و نگرانی و بلا تکلیفی و عذاب و بدبختی تجربه میکنم
پس نقطه مقابل تجربه همه اینا توحیده
اگه بهشت
اگه ازادی زمانی و مکانی و مالی
اگه قدرت خلق زندگیم
اگه ارامش
اگه شادی و ثروت و نعمت میخوام
توحید از باورا و پایه های اصلی همشونه
خدایا شکرت بزن بریم از دقیقه 15 شرو.ع کنیم
راستی
خدایا شکرت
امشب 2 تا مهمون درجه یک مثبت و خوب و شاد داشتیم
منم کلی بازی اماده کرده بودم بتر کونیم از انرژی و لذت توپ توپ
جنگا و پاسور وکارت حافظه و پانتومیم و دابسمش بخور بخور و…………
و اولش داشت بحث میرفت به سمت منفی کمتر از دو دقیقه گمونم که گذشت
گفتم نه خیر
اینا دارن بحث بیماری رو ادامه میدن
زدم تو کارش و بازیارو اوردم
و گفتم ول کنین بابا این چیزا چه فایده ای داره
بعد من که قدم در راه گذاشتم به سمت کنترل کانون توجه به سمت مثبت
جهان با من همراه شد و ایشونم گفت
افرین افرین
مثبت
بعد دیگه بردیم بحثو به سمت بازی های پاسور و…….و لذت و خنده و هیجان و شوخی و بخور بخور و ……….
خدایا شکرت واقعا چه روز خوبی بود
سرشار از عمل به قانون
سرشار از شاد بودن
سعی در تغییر زاویه نگاه
تحسین
تمرکز بر نکات مثبت
لذت
شادی
بازی
و……………..
خدایا شکرت
وقتی من متعهدانه به سمتی در هر وجه و ابعادی در زندگی چه سلامتی چه روابط و…….حرکت میکنم جهان و خداوند با دستانش با من همراه میشه
خدایا شکرت
و در ضمن
من حین بازی
توحید یابی کردم درونشون
مهمونامون اون معیارای ایمان ظاهری حجاب و ریش و.نداشتن
اما من توحیدو درونشون دیدم
وقتی بازی میکردیم
جنگا هیجانی
یه بارم نگفتن یا علی یا حسین و..(کمک خواستن و تکیه به غیر خدا)هر بار میگفت یا خدا
خدای من
و………..
خدایا شکرت چقدر لذت بردم
و ارتباطی میان همین رگه های کوچک توحیدی که من تو چند ساعت دیدم و ثروت و زندگی خوبشون و تفریح و…شون جاریه
خدایا شکرت
خداوند عشق و ثروت و شادی و لذت و نیک بختی و سعادت بیشتری وارد زندگیشون کنه
خدایا شکرت یه چیز زیبا
خبری از صحبت و بحث درباره دولت و سیاست و …….و تلویزیون و اخبار و……نبود
همش بازی
همش سرگرمی
همش عشق
همش تحسین
همش خوبی واقعا خدایا شکرت
توحید گستردس اما جوانه هایی ازش در زندگی خیلی مهمه
هرچقدر بیشتر
زندگی بهتر
خدایا شکرت
خدایا شکرت استاد وقتی این جمله رو گفتین
خیلی خوندن و دیدن موفقیت افراد به ما کمک میکنه یعنی برامون باور پذیر میکنه
یاد این افتادم
که واقعا چقدر زاویه دید مهمه
من باید با برخورد با تضادا و مسائل و روزمرگی های مختلف این عادت از زاویه ای که احساس خوب بهم میده رو در خودم ایجاد و بهتر و بهتر کنم
چون
همین موفقیت افراد دو زاویه داره
کسی که
فحش و بد و بیرا میده
حسادت میکنه
میگه شانس داشته اله بله فلان کشور فلان خانواده فلان زمان نمیدونم سرمایه و……………(و قدرت به عوامل بیرونی و شرک)
و کسی که تحسین میکنه
میگه پس میشود
پس من میتونم
با هر شرایطی
اها این تونسته منم میتونم
منم میتونم نتیجه بگیرم
ثروت
موفقیت
سلامتی
عشق
شهرت یا هر خواسته ای دست یافتنیه
البته یه نکته
مهمه که خورد بشم تو خواستم ببینم ایا خواستم از باور مخربی میاد؟
ایا شهرتو برای جلب توجه میخوام
ایا ثروتو برای تایید طلبی میخوام
ایا برای خودم میخوام یا برای اثباتش به بقیه
ایا خواستم اگه خونه لوکسه و من عاشق کارایی و امکانات فول اما ساده ام
برای چشم و هم چشمیه؟
باید هدفامو بنویسم
برسیشون کنم
که چرا اپل 11 پلاس میخوام
ایا میخوام بهترین رو داشته باشم؟
ایا میخوام به بقیه نشونه بدم؟
ایا هویت من در اونه که با افتخار دستش بگیرم؟
یا واقعا کیفیت دوربینش برای کار من و علاقم کاراست؟
ایا کار منو از ابتدا برای تکامل موبایل دیگه ای راه میندازه؟
ایا من بلدم کار با ویژگی هاشو؟
ایا طبق قانون تکامل که تاحالا گوشی نداشتم بهتر نیست از یک مدل بالا خوب استفاده کنم قدم قدم اگر نیاز داشتم بهترینو بگیرم؟
و…….
که من هنوز خوب نفهمیدمش
نمیدونم کدوم مقاومت ذهنمه کدوم راست و قانونه
ولی میفهمم با تکامل
هدایت میشم
مثلا در خونه
من مدتها لوکس و نمیدونملوستر و مبل و نرده انچنانی تصور میکردم
الان سادگی و کارایی و راحتی میخوام
نه اینه چیزای ساده بخوام مثلا من یه قایق بزرگ شناور رو اب که میز نهار خوریه در دریاچه میخوام
اما نه مثلا نمیدونم دستگیرش طلا باشه و…….
منظورم از سادگی امکانات عالی و تجارب باحال مثل میز نهار خوری پرنده هست
اما نه نمیدونم طلا و………
کارایی بالا تجارب خفن و سادگی و راحتی
نه لوکس که ظاهرشو بخوام
این مدلی
خدایا شکرت
خدای من چقد لذت میبرم بر خلاف همه
استاد نمیاد نوع شغل پولسازو مطالعه کنه
میاد باور های یک کارافرین که با هر شغلی ثروتمند شده رو برسی میکنه
خدایا شکرت اونی که قانونو ندونه میگه که چی
خب که چی انقدر نفر موفق شدن
اما ادمی که قانونو میدونه
و میدونه کانون توجهش داره زندگیشو میسازه
کانون توجهشو با خوندن و تایید و تثبیت و تحسین این موفقیت ها در هر زمینه ای رهبری میکنه
و جهان اونو به سمت تمرکز و کانون توجهش هدایت میکنه
خیلی سادس
فقط باید اصلشو یاد بگیرم در هر موضوع و زمینه ای به کار ببندم
خدایا شکرت با خوندن و دیدن موفقیت افراد و تکرار و تکرارش ارام ارام ذهن منطقی من یاد میگیره و باور پذیر و منطقی میشه براش موفقیت و ثروت
اره طبیعیه
سادس
همه میتونن
همه قدرتشو دارن
خدا به همه میده
به شرط باور
خدایا شکرت پس میرم اون مصاحبه ها و……..هایی که دوستان تو عقل کل گفتنو دانلود میکنم
اخ اخ گفتم عقل کل
باورتون میشه دیشب خواهرم رفت سر کامپیور فیلم و..مثبت دانلود کنه ببینیم
بعد من کنارش بودم گفتم اره
کاش عباسمنش الان اینجا بود
میدونستیم اون برنامه کودکایی که برای مایک جمع اوری کرده کدومن و………
بعد رفتم اب بخورم چیکار کنم
ساجده گفت
باورت میشه
همین الان سرچ کردن انیمیشن و..مثبت
اومد سایت عباسمنش با عنوان معرفی انیمیشن و فیلم و ….مثبت
میگه زدم روش
عقل کل اومد و پاسخ دوستان نقل از استاد
جانمی جان
یوهوووووووووو
خدای من میبینی
جهان با چه سرعت و قدرتی پاسخ میده به خواسته ها
فقط من باید باور مخرب و محدود نداشته باشم
میخواهم میشود
واقعا خدایا شکرت
تحسین و تصدیق این نتایج منو هدایت میکنه قدم قدم به مدار هایی که هی خواسته های بزرگتری رو به همین سادگی با باورای درست و کار کردن رو هرکدومشون بخواهم و بشود هربار ساده تر
و بدین شکل من همواره اسان میشوم برای اسانی ها
جانمی جااااااااااااااااااان
یوهو
خدای من شکرت
میبینی نتایج باورو
خیلی ها مثلا تو ظبط ویدئو حساسند حتما به دوربین نگاه کن نمیدونم فلان کن و……….
اما استاد همون لحظاتی که به افق خیره میشه و فکر میکنش شیرینه به خدا
واقعا خدایا شکرت جهان همواره داره به سمت کارا تر و ساده تر و سریع تر پیش میره
شاید 1000 سال پیش یا صد هزار سال پیش ما باید در طی بازه زمانی 50 هزار ساله تکاملمونو طی میکردیم
الان هی بهتر و بهتر و 10 سال
9 سال
سال
7 سال
6 سال 5 سال 4 سال
3 سال
بسته به تعهد
بسته به امادگی
و موضوع مثلا مالی سلامتی و نمیدونم کاری و تناسب اندام و اشپزی و مهارت و……….زمان میخواد
و در ضمن باید باور کنم
تکامل به این معنا نیست که زمان بیشتری طول میکشه که من به خواستم برسم
بلکه قدم قدم کم کم ارام ارام بهتر و بهتر و بهتر میشه نه یه شبه ره صد ساله رفتن
نه یه شبه جنین به انسان بالغ تبدیل شدن
نه یه شبه توحیدی و با ایمان شدن
نه یه شبه اختراع لامپ
قدم قدم
هرچقدر بهتر درس بگیری و پیش بری و باوراتو بسازی ساده تر
هرچقدر باور کنی هرمسیر سخت مسیر اشتباهه ساده تر
زمانه فقط بهانه ای برای لذت از مسیریه که طی میکنی برای خواسته هات
که در نهایت اگه ازش لذت ببری نتیجه رو لذت بخش تر میکنه
چون شانسی نبوده
خلقش کردی
عزت نفست
باور و قدرتت افزوده میشه
خدایا شکرت اینکه از زیر صفر افرادی میرسن به مولتی بیلیونر
یعنی اصلا مهم نیست الان کجایی
چقدر زندگیت در هر ابعادی خوب یا بده
مهم اینه که چقدر ذهنتو کنترل و حالت خوبهو باوراو میاسزی
اینچه که الان هست متغیره به میزان متغیر بودن تو و باورا و فرکانست
تا من تغییر نکنم نتایج همونه
من به هرچی بخوام میرسم
عدالت خداوند اینه که مهم نیست تا الان چی ساختی
الان جیمیخوای بسازی
بسم الله
واقعا خدایا شکرت
خدایا شکرت با تصدیق و تایید و تحسین موفقیت ها و…..نه تنها در مدارش قرار میکیری و هدایت میشی بلکه باورات باورای فراوانی و ممکن بودن وهمه ارام ارام ساخته میشه
واقعا خدایا شکرت چقدر باحاله
چقدر قشنگه
چقدر خفنه
چقدر سادس
خدایا شکرت بی نهایت ثروت هست برای هر کسی که بخواد و هر روز و هر روز ثروت داره بیشتر و بیشتر میشه
هر روز و هر روز زمان رسیدن به ثروت و موفقیت بینهایت زیاد کوتاه تر میشه
هر روز و هر روز جهان داره پاسخ میده به درخواست افراد و سریع تر و بیشتر موفق تر شدن
خدایا شکرت قشنگیش اینه که هرچی بیشتر درخواست ارائه بدی و تند و تند پاسخ و هی بزرگتر بده
میدونی سوت نمیکشه خراب شه
بزرگتر میشه
قوی تر میشه
مثل پدری با باورای ثروت درست
هرچقدر افراد خانواده بیشتر ازش درخواست کنن نه تنها له نمیشه زیر چرخدنده فشار بلمه بزرگتر و قوی تر و پولساز تر میشه
این قانونه
واقعا خدایا شکرت این چقدر کد به نظرم
هرچقدر بیشتر مطالعه میکنم در کسب و کار های موفق بیشتر به یک الگوی یکسان تو تمام کسب و کار ها و کسب و کار خودم رسیدم
یعنی میدونی الگو و باوره یکی هست که نتایج خوبو میسازه نیاز نیست هزار جور و تم و دست باور خوب باشه هرکی یکیو داشته باشه
هرکسی از این نوع باور پیروی کنه این نتیجه رو میگیره هرچی بهتر نتیجه بهتر
همه قوانین یکیه فقط کافیهکه از قوانین بیشتر و بیشتر استفاده کنم
بیشتر و بیشتر باور کنم و بعد با سرعت بیشتر در زمان کمتر به موفقیت های بزرگتری برسم
خدایا شکرت استاد میگهبه نظر خودمکسب و کار موفقی بودهو……….یعنی من مهمم
اقا من موفقیتو شرح میکنم
نظر من مهمه
دیدگاه و باورای من زندگیمو میسازه
پس خودم مهمم نمیگهاز نظر رئیس جمهور فلام
اول میگه از نظر خودم
و بعد در درجات بعدی میگه بقیه تحسینم کردن و……..
و بیان میکنه وقتی خودم موفقیتو فلان میدونم و میازمش بقیه هم منو موفق میبینن
وقتی خودم
همه چیز منم
خدایا شکرت اینکه استاد هم کسب و کارای انلاین و هم افلاینو مطالعه میکنه یعنی
فرقی نمیکنه شیوه و تکنیک و روش و سبکت
باوره هست که کارو میکنه
خدایا شکرت هر روز سرعت موفقیت بیشتر و تعداد بلیونر های جهان بیشتر و بیشتر میشه
خدایا شکرت یه نکته ای یادم اومد بگم
الان منو خواهرم هی بین کامنت از قانون صحبت میکردیم
و انقدر درک بهتر و بهتر و تکرار و تکرارش منو به وجد میاره منی که روزی 9 شب خواب بودم 2 نصفه شب دارم با عشق و سرحالی کامنت مینویسم
و چقدر خوب که جهان باهام همراه و دستاش رو خدا برام رام کرده و من در ازادی زمانی و مکانی زندگی میکنم و همه هم خوابن میتونم بیدار باشم و در اتاقی که خواهرم خوابه تایپ کنم
واقعا خداای شکرت
خدیا شکرت راستی استاد گفت الگو
من باید از زندگی و باور ها و عملکرد امامان و پیامبران درس بکیرم و عمل کنم نه اینه از طریقشون و واسطه و خواستن ازشون شرک بورزم
و اینکه قطعا ظاهرا کسی منو ادم خوب و با ایمان و تقوا نمیبینه چون اونا بستن به معیارای ظاهری اما من باید یاد بگیرم نظر و فکرشون برام مهم نباشه کاری که فکر میکنم درسته کنم
حتی وقتی همه باهام مخالفن و منو از راه بدر میدونن
ولی من فکر کردم بهش رسیدم که زیارت کردن و نسل در نسل سالیان سال رفتن به زیارت و دعا از ائمه غلطه شرکه
پس نمیکنمش جدا میشم از غالب جامعه و راه خودمو میرم هربار با اگاهی و درکم
شاید نادرست باشه
ولی الان فکر میکنم درسته
بعدا اگه فکر کردم مسیر دیگه ای درسته با این قاطعیت اونو میرم
خدایا شکرت صحبت درمورد جوهره تمام موارد کسب و کار یعنی نه تکنیک و برخورد با مشتری و عامل دونستن دکور
یعنی باور ها که عملو میارن ممکنه تغییر دکور باشه
اما باوره هست که از طریق این تغییر نتیجه رو میاره
خدایا شکرت استاد میگه جهان ما نامحدوده
فارغ از سن و جنس و تحصیلات و………همه میتونن موفق بشن
ستایش
سن یه عدده
پس انقدر مهم ندونش در موفقیت
نامحدوده جهان
ازین به بعد نمینوییسم زیر کامنتام ستایش 13 ساله
چون دارم باورامو میسازم
سن مهم نیست
در هر سنی میشه موفق شد
با نوشتنش دارم مهمش میکنم که افراد بیان و پاسخ بدن و…….نه جلب توجهو کنار میزارم
عاداتمو تغییر میدم
هرکی همفرکانس من باشه میاد
نیاز به کار من نیست
خدایا شکرت تفاوت در شکست و موفقیت افرادفقط و فقط تفاوت در باور ها و فرکانسشونه*
خدایا شکرت میشود بدون شکست با رشد بسیار بسیار زیاد از اول پیش رفت میشه درس گرفت بدون شکست
خدایا شکرت نکته طلاییبه میزانی که من جهانو گسترش میدم
به سمت هدفش پشرفت در هر حوزه و زمینه ای با باورای درستم ،جهان کمک میکنه که من ثروتمند تر بشم
به میزانی که به افراد بیشتری خدمات میرسونم هر خدمات و کار و سرویسی
به میزانی که به تعداد بیشتر مردم جهان خدمت رسانی کنه و با عث گسترش جهان بشه
به همون میزان ثروت بیشتری رو برام به ارمغان میاره
شرکت هایی که در زمان خیلی خیلی کوتاه میتونن به افراد خیلی خیلی بیشتری سرویس بدن و باعث گسترش جهان بشن به همون نسبت در زمان خیلی خیلی کوتاه تری میتونن ثروتمند بشن
خدایا شکرت
واقعا خداای شکرت
این نشون میده
همه اینا دروغه که کسی میتونه با کلاه برداری و ظلم به جایی برسه
به میزان رشد و کمک به جهان و باورای خوب ثروت دریافت میکنی وقتی کمکی نکنی کلاه برداری و دزدی و………. کنی خبری نیست
سلام دوست عزیز و ارزشمند و همفکانسی و عضو خانواده صمیمی من
ممنونم برای کامنت قشنگت که باعث شد باز دوباره بخونم کامتتمو و مرور و تکرار کنم این آگاهی ها رو و تلاش کنم در بهبود عملکرد
عاشقتم
و تحسین میکنم شما و هر کسی رو که در این مسیر هست و برات آرزوی سالی نو و بهترین سال زندگیت مملو از عشق و لذت و تفریح و اتفاقات زیبا و تندرستی و سعادت و ثروت و موفقیت و توحید و پیشرفت رو آرزو دارم
می گویند: در زمان موسی علیه السلام خشک سالی آمد. آهوان در دشت، خدمت موسی علیه السلام رسیدند که ما از تشنگی تلف میشویم، لذا از خداوند متعال در خواست باران کن! موسی «ع» به درگاه الهی شتافت و داستان آهوان را نقل نمود!
خداوند فرمود: موعد آن نرسیده،
موسی هم برای آهوان جواب رد آورد!
تا اینکه یکی از آهوان، داوطلب شد که برای صحبت و مناجات بالای کوه طور رود. آهو پیش از رفتن، به دوستان خود گفت: «اگر من جست و خیز کنان پایین آمدم بدانید که باران می آید وگرنه امیدی نیست!»
آهو به بالای کوه رفت و حضرت حق به او هم جواب رد داد. اما در راهٔ برگشت، وقتی به چشمان منتظر دوستانش نگاه کرد، ناراحت شد! شروع به جست و خیز کرد و با خود گفت:
«دوستانم را خوشحال می کنم و توکل مینمایم؛ تا پایینرفتن از کوه هنوز امید هست!»
تا آهو به پائین کوه رسید، باران شروع به باریدن کرد!
موسی علیه السلام معترض پروردگار شد،
خداوند به او فرمود: «همان پاسخ تو را آهو نیز دریافت کرد با این تفاوت که، آهو دوباره با توکل حرکت کرد و این پاداش توکل او بود!»
استاد هر لحظه که از حضورم در این سایت میگذره بیشتر هدایت میشم انگار اینجا یه دایره المعارف جامع و کامل هست که هر آگاهی در مورد خداوند و قوانین جهان هستی که به دنبالش هستیم رو اینجا به زبان ساده و قابل فهم با سند و مدرک می تونیم پیداش کنیم !
تمام صحبتهای شما در این فایل انگار از زبان من بود !
من هم مدرس تند خوانی هستم !
اول خودم یاد گرفتم که کتابهای بیشتری رو در زمان کمتری بخونم و بعد رفتم دوره های تربیت مدرسش رو گذروندم تا حرفه ای تر به بقیه هم یاد بدم تا بیشتر کتاب بخونن . اما قبل از همه این داستانهای در سایت شما حضور داشتم و با خدا از زاویه ای جدیدی آشنا شدم و متوجه شدم که چقدر مشرک بودم !!!
چقدر روی غیر خدا حساب میکردم و همیشه به درگاهش با دلشکسته دعا میکردم و طوقی از گناه بر گردنم احساس میکردم و هفته هفت روز بود من در مراسمها و زیارت اهل قبور بودم ( با توجه به جو محل سکونتم و شرایط خانوادگی و تفکرات مسموم گذشته گان )! تبدیل شدم به یک دختر افسرده و با توجه به سختیهایی که در کودکی از شهادت پدرم کشیده بودم ( ۴ ساله بودم پدر که نظامی بود نزدیک خونه ترور شد) و تعارض و تضادهایی که با نا پدری داشتم هم از نظر روحی مشکل داشتم و هم از نظر جسمی دچار یک میگرن شدید شدم که زندگی رو برام به بن بست رسونده بود !
اون روزها بزرگترین خواسته من و تمرکزم فقط خارج شدن از شهر محل سکونتم بود بزرگتر که شدم دانشگاه قبول شدم و دور ترین شهر رو نسبت به شهر خودم انتخاب کرده بودم و بازهم به دلیل مدار اشتباه و فرکانسهای خودم در مسیر نادرستی قرار گرفتم اما همچنان گذر از اون شرایط در تک تک سلولهایم فریاد میزد .چون باورهای اشتباهی نسبت به خداوند داشتم شدم یک دختر مداح با تعصبات خشک و فقط و فقط گریه و زاری به درگاه خدا که روحم کمی آروم بشه اون روزها بلد نبودم و نبود کسی که جور دیگه ای فکر کنه وبگه اصلا این که تو قبولش داری اصلا خدا نیست !
همون خواسته که با تمام وجود باعث شد به دنبال خارج شدن از شهر محل سکونتم بشم باعث شد با فردی آشنا بشم که فرسنگها از شهر ما فاصله داشت و این همون چیزی بود که من می خواستم با تمام مخالفتهای شدید خانواده و فامیل با کلی جنگیدن و بها دادن و طول کشیدن خواستگاری تا ازدواجم به مدت سه سال و پافشاری بر خواسته ام بلاخره باهاش ازدواج کردم و از اون شهر خارج شدم !
رابطه عالی با همسرم و خانواده اش و یه زندگی آروم حالم رو بهتر کرده بود اما هنوز از نظر سلامتی مشکل داشتم !
همسرم که میرفت سر کار من خونه تنها بودم و تنهایی خودم رو با کتاب پر میکردم و کتاب شد بهترین همدم روزهای تنهایی من ! اون روزها با خوندن کتاب گفتگو با خدا اثر نیل دونالد والش با دیدگاه جدیدی نسبت به خدا آشنا شدم و اوایل ذهنم خیلی مقاومت میکرد خوندن و درک کردن کتاب خیلی طول کشید دو جلد دیگه اش هم خریدم و خوندم و پرونده جدیدی نسبت به خداوند در ذهنم باز شد !
و از اونجایی که وقتی به دنبال شناختش باشی خودشو بهت نشون میده چندین سال بعد از ازدواج فکر میکنم سال ۹۰ یا ۹۱ بود یکی از فامیلهای همسرم به دلیل اینکه علاقه منو به کتاب خوندن میدونست لینک یکی از فایلهای استاد که در مورد مطالعه بود رو برامون فرستاد و ما اون فایل رو دیدیم و من خیلی لذت بردم و رفتم توسایت و با فایلهای استاد در مورد حزن در قرآن آشنا شدم و این سایت شد ابراهیم بت شکن ذهن من و هر روز یک بت در ذهنم شکسته شد طی این سالها فراز و نشیبهای زیادی داشتیم اما بزرگترین دریافتی که از حضورم در این سایت داشتم شناخت خداوند یکتا و رهایی از شرک و رهایی از غیر خدا و آرامش درونی روابط عالی و پایان همیشگی میگرن بود !!!
از اون روز به بعد سعی کردم منهم پیام آور توحید باشم اما از نظر دیگران من شدم کافر و عاملش هم شد عباسمنش ! چون دیگه مداحی نمیکردم و در قبرستانها گریه و زاری نمیکردم و از مردگان دل بریدم و دل بستم به خدای یکتا که از ازل تا ابد بوده و هست خدایی که نه به دنیا اومده و نه از دنیا میره خدایی که به اندازه بزرگی و کوچکی ذهن من بزرگ و کوچیک میشه خدایی که برگی بدون ازن اون بر زمین نمی افته خدایی که با قوانین بدون تغییرش داره جهان رو اداره می کنه خدایی یکتاست و شریکی نداره !
اما من از نظر دیگران شدم کافر !!!
استاد با این یکتا پرستی خیلی حالم خوبه و اگر تمام ثروتهای زمین و آسمان رو بهم بدن حاضر نیستم به دیدگاه قبلی برگردم چون یقین دارم و ایمان دارم که تنها راه سعادت و نیک بختی خدای یکتایی است که پیداش کردم !
مهم نیست دیگران چی میگن مسخره میکنن یا هر دیدگاه دیگه ای که دارن تا در مورد خدا حرف میزنم میگن این خدا پول هم بهت میده پس چرا ثروتمند نیستی !؟
نمیدونن که باورهای من نسبت به پول مثل ۹۰ درصد افراد جامعه باورهای اشتباه و مسمومی هست !
روزی که به این فکر کردم چرا ثروتمند نیستم به این پاسخ رسیدم : چون پول رو فضیلت نمیدونستم چون ثروت رو معنوی نمیدونستم چون نمیدونستم که ثروتمند شدن معنوی ترین کار جهانه !
از حضورم در سایت تا به امروز ۱۳۱۹ روز میگذره اما تازه دو ماه هست که به شدت دارم رو باورهام کار میکنم و تو این دو ماه به شدت تحت فشارم از نظر مالی و طی این چند سال به دلیل باز هم فرکانس خودم به یک آلرژی مبتلا شدم که بعد از خوندن ماجرای شفای آقا ابراهیم مدیر محترم فنی سایت و شنیدن فایل صوتی و مکالمه شما با ایشون به قول شما خیلی بهم بر خورد ! که چرا اجازه دادم این همه سال در بدن من بمونه !؟ چرا با خوردن دارو مسیر خداوند رو بستم و سر راه خداوند قرار گرفتم بعد از اون همه داروها رو ریختم سطل زباله و گفتم خدایا من به تو اجازه میدم تا درمانم کنی میدونم تو بدن من رو طوری خلق کردی که خودش می تونه خودشو ترمیم کنه پس از سر راهش کنا رفتم ! و چند روز به شدت انگار روحم طغیان کرده بود به شدت تحت فشارم گذاشت و به شکل عجیب آلرژی بالا گرفت اما اصلا مهم نسیت و نبود دارو نخوردم و کم کم آروم شد انگار متوجه شد که باید برود !
طی این دو ماه هیچ ثبت نامی نداشتم !! چیزی که اصلا این مدت تجربه اش نکردم ! اما فقط دارم رو خودم و باورهام کار می کنم !
این روزها من آروم آرومم چون میدونم الان اون زمانی هست که من باید به خودم نشون بدم چقدر در ایمانم ثابت قدم هستم !؟
روزها صدای شما در مورد خداوند در گوشم زنگ میزنه شب با بعضی کلید واژه های شما به خواب میرم و حتی بعضی شبها خواب میبینم !
هر روز با آگاهیهای ناب و تازه ای آشنا میشم و هر روز به سمت توحید بیشتر و بیشتر هدایت میشم و به خودم قول دادم پیام آور توحید باشم و مثل شما از خدا خواستم اینقدر بهم ثروت بده که بتونم به دیگران بشناسونمش !
صحبتهای شما در این فایل دقیقا انگار از زبان من و از ذهن من بود و ایمان به رسالتم بیشتر و بیشتر شد .
شما بت شکن ذهن من شدید و دستی از دستان خداوند بودید برای رهایی من از شرک . استاد با این نگرش حال دلم خیلی خوبه و خدا رو شکر میکنم که فیلتری از تفکر و تعقل بر ذهنم قرار دادم و از جهل و بت پرستی رها شدم ! همه کسانی که من رو می شناختند اصلا و اصلا این همه تغییر نگرش رو باور نمی کنن و نمی تونن بپذیرن ! من خیلی خیلی تغییر کردم ! حرفهای دیگران ذره ای برام مهم نیست من ثروتی رو بدست آوردم که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست این مزد اون ساعتهایی که تنها خونه بودم و فایل شما که فقط روی خدا حساب باز کن رو صدها بار گوش میکردم فایلهای شناخت خدا رو گوش میکردم و یادداشت میکردم و می خوندم و بهش فکر میکردم دور خیلی چرت و پرتها رو خط کشیدم از خیلی گروههای شبکه های اجتماعی خارج شدم تلوزیون و ماهواره رو از زندگیم حذف کردم و ذهنم رو شخم زدم و باورهای مسمومم رو نسبت به خداوند به توپ بستم و ساختمان جدیدی از یکتا پرستی رو آجر به آجر با ساعتها تفکر و تعقل ساختم و ازش مراقبت کردم و مراقبت می کنم و هر روز از خدا وند یکتا می خوام که منو به راه راست هدایت کنه راه کسانی که به آنها نعمت و ثروت داده و نه گمراهان و مغضوبین !
از شما سپاسگزارم براتون بهترینها رو می خوام و امیدوارم به زودی آمریکا ببینمتون و خواب ملاقاتم با شما که دیدم به زودی تعبیر بشه !
سلام سلام سلام به فرحناز توحیدی….. افرین افرین… به این کامنت توحیدی…. درجه یک بود افرین… از اول کامنت تا اخر کامنتتون اشک میریختم از دیدگاه زیباتون خداوند در های نعمت ثروت و سلامتی رو بی حساب از جایی که گمان نمیبرید وارد زندگی تان کند……. رب خوبم حافظ و نگهدارتان باشد….
تشکر میکنم اول از از خداجونم که خانم شایسته رو بهش الهام میکنه که این فایل ها رو کی وکجا قرار بده و بعد از خانم شایسته تشکر میکنم که اجازه میده خدا هدایتگرش باشه و به الهاماتی که دریافت میکنه باعشق عمل میکنه و ما هر روز در این سفر سورپرایز میشیم .
الان که دارم تایپ میکنم فایل داره دانلود میشه خواستم کامنت دوستان رو بخونم دوست داشتم اول کامنت بزارم بعد بخونم
من دیوانه این شدک خانم شایسته که نوشتید :
مهم ترین چیزی که مانعِ رابطه ی نزدیکِ من با خداوند و شناختِ او گردیده بود، شرکی خفی بود که معمولا خیلی از افراد درونِ خود دارند.
تو این مدت که این سفر رویای رو شروع کردم برای آزمونم دارم آماده میشم مدتی برای کنترل ذهنم رفتم در انباری وروزی 3 ساعت روب باورهام ومنطقی کردنشون کار میکردم ولی بخاطر سردشدن از دیروز اومدم تو خونه ولی نتونستم اون بازدهی رو داشته باشم ذهنم رفت در حاشیه.
فایل پله 42 رو بارها پلی کردم وگوش کردم
رفتم حموم آروم بشم که دنبال چیزهای در باورهام گشتم.
به این درک رسیدم که من درسته دارم کار میکنم ولی تو ذهنم خانوادم وحرفاشون قدرت دارن من فکر میکنم و میترسم باشنیدن حرفاشون من سقوط میکنم ودیدم اینجا خود خوده شرک هست من میترسم . قدرت رو از خودم گرفتم ودادم به حرف ها ورفتار عزیزانم .
ما تو ذهنم باهاشون حرف میزنم درحالی تو ذهنم من باید با خدا حرف بزنم نه آدم های دیگه.
من باید با خدا هماهنگ باشم و از ذهنم همه آدم ها رو خارج کنم .
دیشب مادرم پیشم خوابیده بود و اصلا نگران نشدم که الان سردشه گرمشه خیلی راحت خوابیدم و با سرفه های مادرم بیدار یشدم ذهنم رو روی خودموخدا و قدرتش نگه میداشتم ونگران نمیشدم خیلی آرامش داشتم
از صبح هم روان تر دارم کار انجام میدم
تازه از صبح که بیدارشدم کلی کارهام روان تر میشه.
البته تو این مدت با لذت وشادی در همون زمان میزان مطالعه ام 2 برابر شده ولی خستگیم کم شده وپرانرژی تر شدم.
والان یادم اومد وقتی 5 دبستان بودم مدرسه میرفتم و اون موقع خواهر کوچیکم دنیا اومده بود اکثرا من ازش نگهداری میکردم البته خودم دوست داشتم وبه همکلاسیام درس مسدادم ودرسام رو منظم هم میخوندم اون سال هم بااینکه زمانم کم بود و خونه شلوغ بود راز سروصدا ولی بالاترین معدل آوردم و تو آزمون مدرسه نمونه دولتی به راحتی عین آب خوردن قبول شدم .
پس الان که با کنترل ذهنم بهتر میتونم نتایج شگفت انگیز ودلخواهم رو بسازم .
خدایاشکرت شکرت شکرت
من اینهارو برای خودم نوشتم که به ودم یادآوری کنم که موحد باشم وهر لحظه و سپاسگزار و هر کسی وهر چیزی به یر از خدا رو از ذهنم خارج کنم واهمیت ندهم بهشون به حرف ها ورفتارها وبیشتر صبحت هام با رفیقم داجون باشه
چقدر این قسمت از کامنت تون برای حالِ الان ِ من بود دقیقا سر بزنگاه…
به این درک رسیدم که من درسته دارم کار میکنم ولی تو ذهنم خانوادم وحرفاشون قدرت دارن من فکر میکنم و میترسم باشنیدن حرفاشون من سقوط میکنم ودیدم اینجا خود خوده شرک هست من میترسم . قدرت رو از خودم گرفتم ودادم به حرف ها ورفتار عزیزانم .
ما تو ذهنم باهاشون حرف میزنم درحالی تو ذهنم من باید با خدا حرف بزنم نه آدم های دیگه.
من باید با خدا هماهنگ باشم و از ذهنم همه آدم ها رو خارج کنم .
استاد
دم شما و خدامون گرم که به شما میگه کدوم کامنتو لایک کنید و ماها رو هم به موقع به کامنت های برگزیده ی شما هدایت میکنه
همین الان این افای که افتاد برات مینوسم من لب تابم خاموش بود داشتم درس میخوندم ولی ذهنم داشت نجوا میکرد من شروع کردم جملات خوب گفتن واز خدا هدایت خواستم گفتم برم رآن بخونم جلوی چشمم دیدم توسایت پاسخی به کامنتم داده شده وجلوی چشمم چشمک میزد اومدم لبت روشن ووارد سایت شدم یهویی دیدم آرهاتفا افتاده وشما دوست عزیزم پاسخ دادید اونم پاسخی که بهش نیاز داشتم اومدم کامنت خودم رو خوندم وجوابم رو گرفتم که هر روز وهرروز حواسم به گفتگوهای ذهنم وببینم که درت رو به چه کسی دادم .
ازمطالبی که نوشته بودید برای خودم یادداشت برداری کردم
وازمطالب شما خیلی لذت بردم
همین امروزاین اتفاق برام معنی شدبانوشته های شما
درسته من دارم روی خودم کارمیکنم میگم به خودم فقط رب من خداست من بایدفقط به اواعتماد کنم
ولی یجاهایی هم صحبت دیگران سبک سنگین میکردم صحبت اطرافیان رو
که ذهنم دلایلی می آورد ولی بامطلب شمافهمیدم شرکه واگر به خداایمان داشته باشی خودش هدایتت میکنه لازم نیست بگی اونجا این جور این جا اون جور وبری توگذشته وکارهایی که کردی رویادت بیاد
خودت وخدای خودت روباورداشته باش هدایت میشی مثلی همین که هدایت شدی به کامنت زیبای فرزانه خانم واین شرک خفی روشناختی ویاداشت کردی که داشته باشی وازش استفاده کنی
به نام الله یکتا
سلام به همگی عزیزانم و قلب های مهربان و توحیدی تان
خدایا سپاس گزارم بابت امروزم و روز 44ام این سفر زیبا و اعجاب انگیز
چقدر لذت بردم از این فایل
و واقعا که توحید همه چیزه و فایلی از استاد نیست که در اون اشاره ای به توحید نشده باشه .
امروز صبح که اومدم از خونه بیرون تو یه صبح زیبای پاییزی و آفتاب دلچسب ،اصلا خودجوش یهو شروع کردم به صحبت درباره ی خودم ، اصن همینطوری یهو یاد پارسال همین موقع افتادم و داشتم از تغییرات فوق العاده خودم حرف میزدم با خودم ،به خودم گفتم که رضا دمت گرم پارسال همین موقع ها یه شکست سنگین عاطفی و مالی داشتی و کلی کلی کلی کلی کلی کلی کلی بهانه برای مقصر دونستن این و اون و فش کشیدن به همه چی ،ولی تو اون شرایط یادمه پسر فقط خودت بودی و خدای خودت و اون همه بارسنگینه روحیو که میتونس کمر هر کسیو خرد کنه، تو فقط تو تنهایی خودت و خدای خودت و بدون حتی بیان یک کلمش پیش هر کسی باهاشون کنار اومدی ،بهت افتخار میکنم با تمام وجودت در اون شرایط سعی میکردی ببخشی و آرزوی سعادت و خوشبختی کنی برای همه اونهایی که بهت ضربه زدن ،(البته که حاصل تصمیمات احساسی بود)و باورم نسبت به اینکه خالق شرایطم و همه چیز حاصل فرکانس ها و باورهای منه ، باعث میشد مردونه و مثل یک آدم آگاه با این اوضاع وحشتناک که میتونست هر کسی و به چالش جدی بکشه روبرو شدم و کنار اومدم ، یادم اومد که درگیر مشروب و روابط نامناسب و دود و سیگار و مواد بودم و با تمام وجودم به خودم تبریک گفتم بابت اراده ی فولادینی که از کسی ندیدم در تجربیاتم که بعد اون در گوشی ها و چالش ها مسیر درست و انتخاب کردم و تصمیم گرفتم تا پاک بشم و الان رضای امروز با رضای حتی 3ماه پیش قابل مقایسه نیست آنقدر که متعهد به تغییر و پیشرفته و هرروز داره بهتر میشه نه در یک زمینه در تمام زمینه ها ،یادم اومد و گفتم پسر دمت گرم مگه الکیه 5سال سیگار بکشی و مشروب و دود و حتی قرص های روان گردان مصرف کنی و یک آدم به شدت افراطی باشی در تمام این موارد ،ولی وقتی با تمام وجودت بخوای پاک بشی و از اول متولد بشی در عرض یک سال اینقدر تغییر کنی ، خیلی به خودم افتخار کردم به تعهدم به اراده ام و غرق در قدرت بودم از عزت نفسی که ساخته شده و به خودم گفتم رضا وقتی در عرض یک سال دست به تغییراتی زدی که الان خودت اون رضای قبلی و نمیشناسی ببین چه کارها و چه قدرت هایی هنوز تو وجودت دارن خاک میخورن و منتظرن با فرمان تو ظهور کنن
به خودم گفتم ،کارهایی که تو این یک سال کردی و تغییراتی که درونت ایجاد شده کمتر از یک انقلاب بزرگ نیست ،به خودم گفتم رضا تویی که تو یک سال به این ذهنیت قوی و بی نظیر رسیدی و به منطق تمام کارهایی که به درستی انجام دادنشان با تمام وجودت اعتقاد داری ،ببین با ادامه این مسیر و بهتر و بهتر شدن این ذهنیت و توانایی در کنترل ذهنت چه انقلاب هایی میتونی بکنی تو زندگیت و زندگی دیگران و تاثیری که خواهی گذاشت و به خودم باتمام وجودم افتخار کردم بیشتر از همه ،به خاطر رعایت قانون تکامل و ادامه دادن و استمرار که واقعا مرد عمل میخواد و ایمانی قوی به درستی مسیر ،گفتم تویی که تو یک سال این جوری خودتو به چالش میکشی و سوار ذهنت میشی و به خدمت میگیریش ،خب تو که تا آخره عمرت میخوای این مسیرو ادامه بدی و بهتر و بهتر بشی ،چه کارهایی میتونی بکنی؟؟؟چه شخصیت ناب و توحیدی روز به روز و هفته به هفته ماه به ماه و سال به سال قراره ازت ساخته بشه ، تویی که در یک سال به درجه ای رسیدی که همواره احساس خوبت پایداره به واسطه تواناشدن در کنترل ذهنت ،پس تا آخر عمری که میخوای ادامه بدی این مسیرو قراره این احساس خوب و معنویتی که تجربه میکنی چقدر عمیق بشه؟؟؟ ،تویی که فقط با 900هزار تومان پول تو حسابت و 66میلیون بدهی داری با تمام وجودت از لحظاتت آزاد و رها لذت میبری و با حس خوب اون ماشین چند میلیاردی و جوری تجسم میکنی که انگار 10برابره پولش تو حسابته و این حد از ایمان درتو شکل گرفته پس با ادامه مسیر چقدر ایمانت قویتر میشه؟؟؟؟بله همهی اینها تکاملیه تکامل تکامل
تویی که در تشخیص نشانه ها و هدایت ها و قوه ی شهودت انقدر توانا شدی و آنقدر احساس نزدیکی و آرامش و اطمینان قلبی داری پس با ادامه مسیر قراره چقدر توانا بشی چقدر شهودی بشی ،چقدر مردم با دیدنت یاده توحید بیفتن و آرامش صدات ،و خدارو شاکرم بابت این ذهنیت فوق العاده و و اینکه ذهنیتی فوق العاده مثبت ساختم و افکار غالب من فقط تجسم و رویا و حرف های استاد و مثبت نگری و ساده نگریه و همواره نیمه ی پر لیوان و میبینم بدون اینکه بخوام دیگه زور بزنم ، خودکار و این هزاران بار میتواند بهتر و بهتر و بهتر شود به لطف الله مهربانم.
چقدر تو این یک سال تجربه به دست آوردم و به خودم نزدیکتر شدم و انگیزه هام از اهدافی که دارم درست تر و خدایی تر شده و این به نظرم مهم ترینشه ،اینکه من انگیزم از رسیدن به اهدافم مهمه و باید انگیزه درستی باشی نه بخاطر کورکردن چشم دیگران و هزارتا انگیزه بی معنی و پوچ که تو این فیلمهای انگیزشی دیده بودم و چقدر ما خالص تریم دوستان عزیزم ،چقدر مایی که تو این خانواده ایم برگزیده های خداییم ،چقد ما 1000به هیچ جلوییم از بقیه افراد فلج جامعه (فلج از نظر ذهن و شرک و هزاران باور مخربی که دارن و طرف 70سالشه و هنوز به درک حقیقت نرسید و خیلیها ناآگاه میمیرن و از دنیا میرن )اما الله وکیلی این درکتون از هستی و قوانین و الله و حتی آخرت رو با چند میلیارد حاضرین عوض کنین ؟؟؟؟؟ برا من این سوال مثله اینه که یکی بگه 10میلیارد بهت میدم توتا چشمتو دربیار بده به من و هی بندازه رو مبلغ و بکنه اصلا 100میلیارد ؟؟!!!!!مگه قابل مقایسس معنویت و احساس آرامشی که هرروز داریم به واسطه شناخت درست از خداوند و این قوانین تجربه میکنیم؟؟؟؟با چه مقدار مادیاتی ؟؟؟؟؟ کل مادیات جهان همه باهم آیا دردی از من در آخرت دوا میکنند؟؟؟؟
آه خدای من اینا تغییرات یک ساله بود که نوشتم و دارم به این فکر میکنم که بدهی هامو دادم و با هر بار اس ام اس واریزی صد میلیون و دویست میلیون و هر رقم که از جانب تو به کارتم واریز میشه چقدر منو عمیق تر میکنه درکمو از توحید و یگانگی و قدرتت و توانایی هام ؟؟؟؟!!!!!واقعا یه آدم تا چه حد میتونه رشد کنه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!آیا انتهایی است؟؟؟؟
پاک و منزه است خداوند بلند مقام من و اورا سپاس میگویم .
عاشقتونم دوستان بهشتیه من
در پناه الله یکتا هر روز آگاهتر و توحیدی تر و نزدیکتر به درگاهش و محرم تر به اسرارش باشید.
در پناه حق .
سلام دوست خوبم عالی بود
آفرین به این اراده عالی و دمت گرم که خوب خداروشناختی پسر تبریک میگم بهت با همین قدرت برو جلو من قدرت رو به خدا بده
آدما هیچ تاثیری در زندگی تو ندارن تو خالق شرایط دلخواهت هستی
افرررین
در پناه خداوند باشی
از بیل گیتس پرسیدند:
از تو ثروتمند تر هم هست؟
گفت: بله فقط یک نفر.
– چه کسی؟
– سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشههای خود و در حقیقت به طراحی مایکروسافت می اندیشیدم، روزی در فرودگاهی در نیویورک بودم که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد ندارم. خواستم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه مرا دید. گفت: این روزنامه مال خودت؛ بخشیدمش؛ بردار برای خودت.
گفتم: آخه من پول خرد ندارم!
گفت: برای خودت! بخشیدمش!
سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همان فرودگاه و همان سالن پرواز داشتم. دوباره چشمم به یک مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همان بچه بهم گفت این مجله رو بردار برای خودت.
گفتم: پسرجون چند وقت پیش من اومدم یه روزنامه بهم بخشیدی تو هر کسی میاد اینجا دچار این مسئله میشه، بهش میبخشی؟!
پسره گفت: آره من دلم میخواد ببخشم؛ از سود خودم میبخشم.
به قدری این جمله پسر و این نگاه پسر تو ذهن من موند که با خودم فکر کردم خدایا این بر مبنای چه احساسی این را میگوید.
فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت میخواهی به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمیکنه
بعد از 19 سال زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد رو پیدا کنم تا جبران گذشته رو بکنم. گروهی را تشکیل دادم و گفتم بروند و ببینند در فلان فرودگاه کی روزنامه میفروخته. یک ماه و نیم تحقیق کردند متوجه شدند یک فرد سیاه پوست مسلمان بوده که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردند اداره؛
از او پرسیدم: منو میشناسی؟
گفت: بله! جناب عالی آقای بیل گیتس معروفید که دنیا میشناسدتون.
گفتم: سال ها قبل زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه میفروختی دو بار چون پول خرد نداشتم به من روزنامه مجانی دادی، چرا این کار را کردی؟
گفت: طبیعی است، چون این حس و حال خودم بود.
گفتم: حالا میدونی چه کارت دارم؟ میخواهم اون محبتی که به من کردی را جبران کنم.
جوان پرسید: چطوری؟
– هر چیزی که بخواهی بهت میدهم.
(خود بیلگیتس میگوید این جوان وقتی صحبت میکرد مرتب میخندید)
جوان سیاه پوست گفت: هر چی بخوام بهم میدی؟
– هرچی که بخواهی!
– واقعاً هر چی بخوام؟
بیل گیتس گفت: آره هر چی بخواهی بهت میدم، من به 50 کشور آفریقایی وام دادهام، به اندازه تمام آنها به تو میبخشم.
جوان گفت: آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی!
گفتم: یعنی چی؟ نمیتوانم یا نمیخواهم؟
گفت: میخواهی اما نمیتونی جبران کنی.
پرسیدم: چرا نمیتوانم جبران کنم؟
جوان سیاه پوست گفت: فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت میخواهی به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمیکنه. اصلا جبران نمیکنه. با این کار نمیتونی آروم بشی. تازه لطف شما از سر ما زیاد هم هست!
بیل گیتس میگوید: همواره احساس میکنم ثروتمندتر از من کسی نیست جز این جوان 32 ساله مسلمان سیاه پوست.
سلام
مرسی عالی بود لذت بردم
دوست عزیز مطلبی که گذاشتید فوق العاده بود.بسیار تاثیر گذار بود
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوندی که مهرش همیشگی و لطفش فراوان است
خدایا شکرت
روز شمار تحول من روز 44
سلام استاد جان سلام مریم نازنین
خدارو شکر دوباره در مسیر توحید و توکل همراه شدم وتوفیق مرور آگاهی هارو پیدا کردم تا قانون رو بهتر بشناسم و باور های درستی هم جهت با خواسته هام بسازم
تایباد بگیرم و به یاد بیارم که کلید موفقیت های بزرگ فقط و فقط درک توحید و اجرای اون و توکل در عمل است کلید موفقیت ساخت رابطه خوب با خدواندی است که طاعتش موجب نعمت است
خدایا شکرت
وقتی استاد حرف از توکل و توحید و اجرای توکل حضرت ابراهیم در عمل زدن من فکر کردم که آیا اصلا معنی توکل رو میدونم ؟آیا این همه سال که به کلام میگفتم خدایا توکل به تو معنای اون رو میدونم ؟رفتم و سرچ کردم
معنی توکل به طور کلی اینه که با اختیار کامل یه نفر رو به ولایت بپذیری و تمام امورتو به اون بسپاری بعد من دیدم برای اینکه یه نفر رو ولی و کیل خودم قرار بدم باید شناخت داشته باشم نسبت به اون که شد دقیقا حرف استاد شناخت خداوند و رابطه ای بر پایه شناخت و اعتماد و من کی میتونم با خیال راحت یه چیزی رو به کسی بسپارم حتی پولی رو تو یه بانک خاص بزارم وقتی شناخت کافی دارم
پس برمیگردم به نقطه سر خط
شناخت خدا و درک توحید
استاد گفتن که ازحضرت ابراهیم همیشه درس گرفتن از توکلش و اعتمادش به خدا
چقدر خوبه که منم به همچین حد از شناخت خدا برسم که وقتی میگه برو تو آتیش دیگه واینستم تا نجوا ها منو از اون فرمان بازدارن وقتی میگه رها کن عزیزانی رو که دوست داری حتی تو بیابون دیگه نیام چونه بزنه که آخه اینجا بیابونه برهوته نه آبی و نه غذایی وقتی میگه چاقو رو بردار دیگه چک و چونه نباشه دقیقا استاد این حد از توکل و اعتماد به خدا از شناخت خدا میاد که وقتی میشناسی خدا روانتخاب میکنی که تمام امورتو به اون واگذار کنی که ایمان داری تنها قدرت حاکم بر جهانه
خدایا شکرت
استاد باز هم داری اصل رو به من یاد آوری میکنی که اصل توحید تو فقط روی خدا حساب کن عزت از آن اوست قلبهارو نرم میکنه و من خودم به عینه تو همین چند وقت دیدم که چطور وقتی فقط و فقط روی خودش حساب میکنم نه هیچ کس دیگه و نه حتیعقل خودم نتیاحی رخ میده که حتی توی رویاهای منم نبوده خدایا شکرت
استاد گاهی که شما از اهدافت حرف میزنی و میگی من اینطور دوست دارم یا در مورد روابط من فلان جور روابط رو دوست دارم من میگم خوب این نگاه استاده خواسته های من فرق داره اما هرچی جلو تر میرم میبینم که شما تو تمام اهداف و خواسته هات اصل رو بر توحید و قدرت دادن فقط به خدا گذاشتی و آزادی میبینم که منم دقیقا خواسته هام رنگ و بوی دیگه ای گرفت و حالا در مورد ثروت هم خیلی وقته که دارم به همین موضوع فکر میکنم که من میخام آدم توحیدی تربشم و خواسته های مالی هم و ثروتمند شدن هم معنوی ترین کار دنیاست چون آدم فقیر آزادی نداره و حق انتخاب ندارع و همیشه عزت نفسش پایمال میشه وخدا هیچ جای زندگیش نیست پس من هدفم اجرای توحید در زندگیم هست قدم برمیدارم و همینکه به احساس بهتری رسیدم حتما خدا هدایتم میکنه به مسیر های که احساس آرامش و شادی بیشتری رو داشته باشم پس با اعتماد و ایمان کامل توکل میکنم و همه امورم رو به خودش میسپارم که رب العالمین هست و تنها قدرت و فرمانروای کل کیهان
خدایا شکرت
استاد جان مریم جان عاشقتونم و به زودی آمریکا میبینمتون 😘😘
دوستای خوبم عاشقتونم و با عشق کامنت هاتون رو میخونم 😘😘😘
سلام به دوستانم. خیلی ذوق کردم از اینکه بخوام داستانمو و تجربیاتم بگم . قبل از این حرفا از بچگی هر شبی که میخوابیدم با این فکر که یه گنجی پیدا کردم و با اون زندگیم تغییر کرده . خیلی با اعتماد به نفس شدم شغل خوبی دارم همه بهم احترام میذارن همه رو دوس دارم و خیلی ثروتمند هستم و همیشه میگفتم خدایا منو به راه راست هدایت کن . میگفتم خدایا من که نماز نمیخونم حتما تو باهام قهری ولی منو به راه راست هدایت کن . مطمئنم که ایین خواسته من باعث شد به تضاده بزرگی در زندگی بخورم و هدایت شم . من از نظر روحی وضعیت خیلی بدی داشتم کنترل عصبانیتم خیلی برام سخت بود مشکل شدید وابستگی به همسرم و داشتم و در رنج و عذاب بودم داشتم به حالت افسردگی میرفتم اون روز ها فقط از خدا میخواستم تا نجاتم بده . مدام التمسش میکردم که راه درست و نشونم بده پس چرا هر چی نماز میخونم قران میخونم خوب نمیشم و حتی پیش مشاورم رفتم و تاثیری نداشت . یک شبی که هیچوقت فراموشش نمیکنم دیدم توی گوشیم یک کانالی اومده به اسم ارشیو جذب باور کنید دوستان به خدا قسم من تو هیچ کانال و گروهی عضو نمیشدم و نمیدونم چجوری اون کانال روی گوشیم بود اومدم پاکش کنم دیدم یک فیلمی هست پایینش نوشته حرف مردم از استاد عباس منش لباسشم نارنجی بود توجه منو جلب کرد فیلم و باز کردن همانا و تغییرات زندگی من همانا . باورش واسه خودمم سخته یه وقتایی میگم خدایا چیشد که منو هدایت کردی . خلاصه فتم توی سایتش ولی ثبت نامم به مشکل خورده بود منم فقط یک سری فیلم هارو میدیدم و شب و روزم واسم سوال شده بود که باور یعنی چی چرا این اقای عباس منش میگه باوراتون و درست کنید اصلا درکش نمیکردم باورنید ولی یه حسی میگفت برو ببین بازم فیلم ببین راهشو میفهمی برام جالب شده بود انقد فیلم های ایشون و دانلود کردم تا بعد از شش ماه معنی باور و درک کردم البته تواین شش ماه ارمش عجیبی داشتم وابستگیم به حدی به همسرم کم شده بود که داشت ااز بین میرفت خیلی راحت خودم از جمع فاصله گرفتم . غیبت و گذاشتم کنار . ولی نتایج شدید زندگیم از وقتی فهمیدم باور یعنی چی شروع شد روزی که درک کردم باور و شروع کدم به دو تا خواسته هام که از قبل میخواستم و ترمز هاشو کشف کردم بعد از دو روز یه خونه به همون متراژی که میخواستم جذب کردم بعدشم توی کارم بعد از دو روز پیشرفت کردم . الان دوس دارم شب تا صبح روی باورام کار کنم باور کردم که همه چیز باوره . باور کردم که تک تک لحظه های زندگیمو خودم میسازم . یهو میگم به فلانی زنگ بزنم بیاد بعدش میگم ولشکن اگه هدایت شده باشم پس خودش زنگ میزنه میاد بعد میبینم همون لحظه زنگ میزنه . مثلا شوهرم منو میبره مهمونی بعد همونجا خوابش میبره و منم مجبور میشم میمونم قبلنا خیلی بحثمون میشد الان یه نمونش پریشب بود گفتم اگه خدا بخواد الان خودش بلند میشه باورتون نمیشه یهو از خواب بیدار شد گفت بریم .خوشحالم دارم از چیزای کوچیک شروع میکنم تا بتونم چیزا بزرگترو خلق کنم . من از وقتی قانون تکامل و فهمیدم خیلی صبور شدم من شدیدا ادمه عجولی بودم و سریع نا امید میشدم الان میگم اگه یه چیزی نشده پس یعنی باورام درست نبوده نمیگم ااا قاون عمل نکرد . الان به یه جیزی رسیدم تا وقتی حالتون خوبه روی خودتون شدیدا کار کنید بر ها شده حالم اوکی بوده شیطان بهم میگه دیگه حله تو استاد شدی زیادی ام تو این فازا باشی یهو دلتو میزنه منم تا به حرفش گوش میدم به یه تضادی بر میخورم که بعدا کار کردن روی خودم سخت میشه باید وایسم اوضاع اروم بشه . خلاصه خیلی خوبه هدایت شدن عشقه بازی کردن با خدا عشقه اینکه تسلیمش باشی عشقه اینکه خودتو هیچ کاره بدونی و وایسی اون واست انجام بده عشقه دنیاست اینو با هیچی نمیشه عوض کرد . امیدوارم خوب توضیح داده باشم و از خوندن این مطلب خوشتون بیاد .
سلام رضوان جان
از خوندن کامنتت لذت برم عزیزززززززم
برای تمام نتایج بزرگ و کوچکی که گرفتی، و برای عمل کردنت به قوانین ثابت الهی بهت تبریک میگم و تحسینت می کنم
در پناه خدا در تمام جوانب زندگی موفق باشی 💖
آفرییییین عااااااالی توضیح دادی حال کردم که خونه مورد نظرتو جذب کردی منم هدفم خونه دار شدنه دعا کن واسم هدایت بشم به مسیر خرید خونه دوست هم فرکانسی من موفق و باعشق و ثروتمند باشی
بنام یکتای بی همتا
سلام به استاد عزیزم
سلام به مریم مهربانم
و سلام به دوستان خوبم در این سفر بی نظیر
چهل و چهارمین روز سفر
اجرای توکل در عمل
پیرو ملت ابراهیم باشید که او موحد بود و مشرک نبود.
این آیه ها رو من بارها و بارها خوندم ولی هیچ وقت درک نکردم که داره چی میگه.
پس همینجا ازتون تشکر میکنم که دارم درس توحید یاد میگیرم.خدایا شکرت
ابراهیم حنیف که خداپرست بود و خدا رو با تحقیق پیدا کرد.نه کور کورانه و بر اساس دین پدرانش.
اون اول خورشید رو به عنوان خدا پذیرفت ولی وقتی دید که خورشید شبها نیست گفت نه خدا فراتر از این حرفهاست بعد ماه و ستاره و … تا خدای واحد و بی شریک رو انتخاب کرد
و اینجوری به دیگران هم درس خداپرستی و یکتا پرستی میداد.
و از همه آزمایشاتش موفق و سربلند بیرون اومد.
پیامبری که تو جای جای قرآن خداوند به عنوان خلیل الله (دوست خدا)ازش یاد میکنه.
خدایا شکرت که استاد من همچون ابراهیم موحده و به من توحید رو آموخت.
استاد واقعا هم لذت بخشه وقتی نتیجه و ثمره کارت رو میبینی .و شما واقعا خیلی خیلی عالی عمل کردین.و این حس و حال خوب و این اشک شوق حق شماست و این لذت بردن از نتیجه دیگران ،حال خوبی داره که وصف شدنی نیست .استاد خوبم بهتون تبریک میگم که رسالت خودتونو خیلی عالی انجام دادین.
این سایت حال خوبی داره که بی هوا دلم پرمیکشه برای سرزدن بهش.
این سایت اینقدر الهی و آرامبخشه که هر گوشه ای که سر میکشی از توحیده، از عشق به خداست ،از عشقیه که بچه ها بهم میدن و من پر از حس خوبم هرزمان که اینجام.
فرقی نمیکنه چه فایلی باشه ،میخواد سریال زندگی در بهشت یا سفر به دور آمریکا باشه،میخواد فایلهای توحیدی باشه،میخواد فایلهای ثروت باشه،فایلهایی در مورد روابط باشه در مورد هدفگذاری و سلامتی و …..
هر فایلی رنگ و بوی خدارو داره ،رنگ و بوی توحید داره.
استاد خوبم ،معلم توحیدی من عاشقتم .
استاد خوبم چقدر با حرفاتون ایمان رو در من قویتر کردین وقتی گفتین منم اولش از پول و ثروت برام خبری نبود ولی آرام آرام با تغییر باورهام ،اونم وارد زندگیم شد.
پس منم نباید به خودم سخت بگیرم و بخوام زود نتیجه بگیرم ،منم رها میشم، و فقط روی خودم و باورهام کار میکنم تا نتیجه خودشو نشون بده.
استاد چقدر قشنگه که شما برای ذهن منطق میاری و همه کسب و کارها رو بررسی میکنی .چون میدونی باورهاست که نتیجه رو می سازه.باورهای درست باعث نتیجه خوب میشه.
وقتی ترمزاتو برداری ،وقتی به خدا بعنوان تنها قدرت جهان اعتماد کنی ،وقتی ثروت رو بد ندونی و اجازه ورود به زندگیت بدی اون وقته که ثروت برات از در و دیوار میاد.
استاد چقدر قشنگ از اون کیف بعنوان کیف هدف استفاده کردین تا همیشه بتونین یاد خودتون بیارین که چه هدفهایی دارین و براشون قدم برمیدارین.
خدایا شکرت که اینجا تو این سایت عالی و بینظیر تو رو پیدا کردم .
خدایا شکرت که منو در مسیر استاد خوب و توحیدی قرار دادی و من جزو هدایت شدگانم.
خدایا شکرت که دارم قرآن رو متفاوت از سی سال پیشم میخونم.و درسهایی یاد میگیرم که حتی فکر هم نمیکردم توی قرآن به این واضحی در موردش صحبت کرده باشه.
خدایا شکرت که آیات قرآن واضح و روشنه و هرکسی که بخواد میتونه اونو به راحتی درک کنه.
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
عاشقتم استاد خوبم و ازت ممنونم که به رسالت خودت عمل کردی و آدمهای زیادی رو به این مسیر زیبا هدایت کردی.
در پناه خدا باشید❤❤❤
سلام! سلام به استاد همیشه آرامم که اتصال به منبع از وجودش نمایانه. چقدر میبالم به آرامشتون، به اتصالتون و به عمق حقیقتی که در قلبتون دارید. توجهم خیلی به این آرامشتوت جلب شد چون خوب میدونم آرامش نتیجه ی کنترل ذهنه و این نشان از مهارت بالای شما در کنترل ذهنتون داره. بهتون افتخار میکنم.
یه چیزی خیلی برام جالبه هرچند که قانون تعجب نداره ! امروز صبح در مورد این موضوع با خودم فکر کردم و گفتم باید تمرکزم رو بذارم روی بحث فراوانی و ثروت. به قول استاد، بهم برمیخوره اگه تمام جوانب زندگیم متحول بشه اما این تحول رو اونجور که باید در بحث ثروت حس نکنم. بهم برمیخوره اگه در اوج آرامش و سلامتی و توحید زندگی کنم اما تغییرات مالی گسترده ای مثل تغییرات باورهای توحیدیم نبینم. بهم برمیخوره دم از خدا بزنم اما ثروتم شباهتی به ثروت خداوند نداشته باشه من با طی کردن تکاملم، حالا دیگه نتایج ملموس میخوام! نتایجی که بتونم با چشم ببینم و حس کنم. اخه خیلی برام سخته ببینم نسبت به دوسال پیش، زندگی و شرایط و شخصیتم زمین تا اسمون تغییر کنه اما ثروتم اون تغییرات گسترده رو نداشته باشه که باید. این یعنی یه جای کار میلنگه! این رد پای یک ترمز اساسی و یک پاشنه آشیله که نمیذاره تغییرات ثروتم به اندازه تغییرات باقی جنبه های زندگیم باشه! خب حضور چنین پاشنه آشیل و عامل بیگانه ای منو ازار میده و باید حلش کنم.
اینا حرفای امروز خودم با خودم بود
گفتم اخه کی لایق تر از من؟! منی که این همه تغییر کردم و تونستم طرز فکر و شخصیتم رو عوض کنم و این همه از زندگی لذت ببرم، منی که تونستم دقیقا بر خلاف دیگران، بر خلاف مردمی که همیشه نا امید و نگران و غرغرو هستن، با امید و ایمان زندگی کنم و لذت ببرم و خدا رو در همه چیز بینم، پس باید هم ثروت خدا رو به طور طبیعی داشته باشم! چون من از وقتی تغییر کردم به طور طبیعی زیبایی های خداوند رو میبینم و به طور طبیعی از هر لحظه لذت میبرم و به طور طبیعی، حالم خوبه و آرام هستم. پس باید به طور طبیعی ثروت رو داشته باشم همونطور که به صورت طبیعی زیبایی ها رو میبینم!
اما یه چیزی رو از تو حرفام کشیدم بیرون …
همین الان!
من گفتم زیبایی ها رو می بینم ! زیبایی رو از قله ی قاف نمیبینم که! بلکه همون منظره ی اطراف خونه خودمون رو که ۱۵ ساله اینجا داریم زندگی میکنیم زیبا میبینم ! . این زیبایی ها به وجود نیومده که! بلکه از وقتی باورامو تغییر دارم و تمرکز روی زیبایی ها و نکات مثبت هرجا و مکانی گذاشتم، زیبابین شدم ک هر جا رفتم، حتی خونه خودمون رو زیبا دیدم. یعنی همه این زیبایی ها از قبل بود اما من یادگرفتم زیبایی شون رو درک* کنم و ببینم.
بحث ثروت هم همینه! الان بهم گفته شد. همونطور که اون زیبایی ها از قبل بودن و من یادگرفتم که درکشون کنم، همون زیبایی هایی که بیخ گوشم کنار خونه بود ها … ! ثروت هم هست! همه جا هست! طبیعیه که باشه! همونطور که هر مکانی مملو از زیبایی های خداونده و هر کسی اون زیبایی رو درک نمیکنه، هر مکانی و هر بیزنسی و هر جایی پر از رزق و ثروته اما هر کسی نمیتونه اون ثروت رو بدست بیاره و درک کنه! مثل اینه که همه کنار رودخونه ای زندگی کنن که پر از طلاست اما فقط افرادی اون طلا رو پیدا کنن که باور داشته باشن هست و بتونن ببیننش!
این یکی از دیدگاه های ناب نسبت به فراوانی میتونه باشه! یعنی همونطور که من از وقتی زیبا بین شدم بینهایت زیبایی رو هرروز اطراف خونه خودمون میبینم، از وقتی فراوانی بین بشم هم میتونم ثروت فراوان تری بدست بیارم. و تموم همی ندارع! همونطور که هرروز زیبایی های اطراف خونه ما تمومی نداره، اگه فراوانی بینی رو در ذهنم نصب کنم، میتونم بینهایت و تمام نشدنی ثروت کسب کنم.
اره استاد عزیزم …
فراوانی همه چیه! ثروت یعنی فراوانی و فراوانی، ستون اصلی ثروته!
فراوانی یعنی زیبایی…
همونطور که زیبایی خداوند بی انتهاست و فراوانه، فراوانی هم بی انتهاست و زیبا!
پس اگه ثروت میخوام، باید رو فراوانی کار کنم. همونطور که اول سال با خودم عهد کردم زیبا بین باشم و هر جا رفتم تمرکزم روی زیبایی بود و زیبا بینم کرد، فقط کافیه این شش ماه دوم رو بر فراوانی تمرکز کنم. یعنی هر جا میرم، دو وظیفه دارم. علاوه بر کشف و درک زیبایی ها، فراوانی رو هم کشف و درک کنم. این باعث میشه آپشن فراوانی بینی رو هم بر ذهنم نصب کنم و جز فراوانی و زیبایی نبینم.
امید دارم همین ایده رو هم برام بازتر میکنه، همون که این ایده رو به دلم انداخت.
پس تا هدایتای بعدی بدرود
سلام به دوست زیبابین خودم یزدان عزیز
خیلی فوق العاده کنکاش میکنی درونت رو
و چقدر خوب در کلامت و در نوشته هات، این احساس درونی ات رو به ما هم منتقل میکنی.
ممنونم ازت که اینقدر آگاهی
ممنونم ازت که اینقدر روی خودت کار کردی
ممنونم ازت که بیداریِ عمیقی داری
ممنونم ازت که هستی و راهگشایی برای دیدگان من شدی
ممنونم که اینقدر خوبی و خوبی میپراکنی …
خدایا شکرت هزاران بار شکرت که در جمع عزیزانی چون یزدان عزیز هستم
به نام خداوند غنی قادر رزاق ثروتمند
خدایا شکرت
الهی صد هزار مرتبه شکر برای این روز زیبا
برای فرصتی دوباره
برای حیاتی لذت بخش
برای کنترل و جهت دهی اگاهانه به کانون توجه به سمت توجه و تمرکز به نکات مثبت و زیبایی ها و فراوانی و نعمت و تحسین
خدایا شکرت برای این روز زیبا که با بهترین رفتار و عملکرد و باور و ورودی هامو کانون توجهم میسازمش
خدایا شکرت برای قدرتی که برای خلق زندگیم بهم دادی
خدایا شکرت برای من زیبا
که امروز دوباره شکفت
دوباره اغاز شد
سعی و تمرین در
کمی شاد تر بودن
کمی لذت بیشتر بردن
کمی بخشنده تر بودن
کمی تماشاگر تر بودن
می توحیدی تر بودن
کمی زیبابین تر
کمی ارام تر
کمی صبور تر
کمی رشد ظرفم
کمی تکرار و تکرار بیشتر باورام و منطقی کردنشون
کمی اعراض تر از ناخواسته هام
کمی متمرکز شدن بر خواسته هام
کمی بی غید ئو شرط به خودمو جهانم عشق ورزیدن
کمی بهبود عاداتم
کمی کمتر به تعویق انداختن کارا
کمی با ایمان تر
کمی جثور تر
کمی قدرتمند تر
کمی با اعتماد به نفس تر
و در اخر کمی خوشبخت تر و خداگونه تر زندگی کنم
خدایا شکرت
بزن بریم کامنتو از ادامه بنویسیم
و قبلش
یه شرک دیگه ای که پیدا کردم
و میخوام بنویسمش تا بهتر یادبگیرم که بهتر عمل کنم
و اشتراک بزارم با تمام کسایی که میخوان توحیدی تر باشن
اینکه وقتی چیزی میشه
وقتی مثلا نزدیکه توپ بخوره به جایی
یا بچه دستش ببره
یا هر اتفاقی
تقریبا ذکر لب هممون
یا حسیبن
یا ابولفضل
یا علی
یا امام زمان و…….
هست
کم پیش میاد بگیم یا خدا
یا بسم الله
خب چیزی که من ازش فهمیدم اینه که اینم شرکه
چون من دارم از دست خدا میخوام حالا نجات چیزی یا کسی باشه
یا بلند شدن از زمین
یا یعنی ای
و من حس میکنم نیتمون
که اون مهمه
داره ازاونا کمک میخواد برای حفظ بچه وسیله یا هرچی
ولی یادمه تو یه فایلی استاد داشت درمورد عزت نفس میگفت و یکی از شاگرداش تو مشاورش درباره ترس و.بهش گفته بود بیاد تو سمینارش صحبت کنه و………………. اخرش ه غلبه میکنه به ترسشو میاد بیرون میگه خب دفه بعد کی بیام استاد میگه یا خدا
این شاید چیز ساده ای باشه
ولی توحیده
و هرچی جلوترمیرم بهتر میفهمم سخن پیامبرو که میگه شرک در دل امت من مثل راه رفتن مورچه روی سنگ در شب پنهانه
و من باید یاد بگیرم که حتی تو گفتار و نیتم که اصلشه فارغ از اینکه از بیرون چقدر انسان مومنی نظر میام با ایمان و توحیدی تر باشم
وقتی به ترسام غلبه میکنم یعنی ایمان دارم
وقتی از کسی نمیترسم یعنی ایمان دارم
وقتی زندگیمو و قدرت خلقو فقط و فقط دست خودمو باور و فرکانس هام میدونم فارغ از عوامل بیرونی یعنی ایمان دارم
وقتی به الهامم عمل میکنم یعنی ایمان دارم
وقتی تسلیم هستم به معنای رها بودن در جریان هدایت خوشبختی ها و لذت میبرم و میزارم خودش منو به لذت بیشتر هدایت کنه و خودم نمیام یه عالمه برنامه ریزی کنم و میسپرم به استاد برنامه ریزی ها یعنی ایمان دارم
وقتی چیزی بهم الهام میشه و منطقی نیست
وقتی سعی میکنم نجواهارو ساکت کنم
و صدای هدایت ربو بالا ببرم و بهش عمل کنم یعنی ایمان دارم
وقتی از دایره امنیتم بیرون میام
وقتی به دل ناشناخته ها و چیزای جدید و یادگیری و استفاده از توانمندی هام میرم یعنی ایمان دارم
وقتی در شرایطی که همه نا ارامند همه عصبی و نگرانند ارامم شادم نه به این معناست که شنگول و مستم
به این معناست که ایمان دارم
وقتی به هراتفاقی از پنجره باور الخیر و فی ما وقع نگاه میکنم و اسوده ام یعنی ایمان دارم
وقتی ظاهر قضیه رو کنار میزنم با مسائلم با قانون برخورد میکنم و باور میکنم نه من قدرت و تاثیری در زندگی کسی دارم و میتونم ظلم کنم بهش نه کس دیگه ای یعنی ایمان دارم
وقتی تسلیم شرایط بد نمیشم و اگاهانه تمرکز و ذهنمو کنترل میکنم یعنی ایمان دارم
وقتی از زندگی و مسیرش لذت میبرم و عجله نمیکنم و نگران رسیدن به خواسته هام نیستم و از بودن با خانوادم و بازی و..لذت میبرم یعنی ایمان دارم به خدایی که به عنوان استاد برنامه ریزی ها و هماهنگی ها بر اساس فرکانس غالب من اتفاقات و شرایط و نعمات و لذت ها و ادم ها و شرایط و………رو معجزه اسا وارد زندگیم میکنه
وقتی نگران حرف و نظر مردم نیستم
وقتی سبک خودمو پیدا میکنم
وقتی بحث نمیکنم
وقتی نمیخوام کسی رو راضی و قانع کنم
و زندگیمو در گرو نظر یا فکرش یا ابرومو در گروش نمیبینم
یعنی ایمان دارم
وقتی نمیخوام دفاع کنم وقتی نیازی ندارم بحث کنم و ثابت کنم
یعنی ایمان دارم و……..
و نتیجه ایمان
نتیجه اون فرکانس
حمایت و لطف خداونده نتیجش
اتفاقات خوبه
نتیجش استقلالی هست نه وابستگی
نتیجش همونی میشه که من میخوام از زندگی یا چیزی خوبی که من حتی تصورشم نمیکنم در زندگی
وقتی ایمان داشته باشم
انسان پرهیزکاریم و جایگاهم در دنیا و اخرت بهشته
فقط کسی که ایمان داره پاداش هارو دریافتن میکنه
وقتی ایمان داشته باشم هدایت میشم
وقتی ایمان داشته باشم طبق قانون احساس خوب اتفاقات خوب همه چیز برام عالی و خوب پیش میره
وقتی ایمان دارم بر اساس فرکانسم که ایمانه نه ترس اتفاقات ازادی نعمت و ثروت و پاداش و هدایت به مسیر های دریافت اینا برام
وقتی ایمان نداشته باشم قدمی برنمیدارم که بخواد منو با ادامه دادنش به موفقیت برسونه
ایمان اون اهرمیه که اگر ایجادش کنم در تمام مراحل خوشبختی و لذت من کمکم میکنه با حساس بهتر اتفاقات خارق العاده تری دعوت کنم
ایمان اون معیاریه که خداوند با اون بهت کمک میکنه تا از قدرت هات استفاده کنی
توحید
وقتی تو هر مسئله کوچیک و بزرگی تو هر کاری تو هر روند و موضوعی
فقط و فقطو فقط خدارو روزی رسان و یاور و هدایتگر خودم بدونم تنها کسی که میتونه بهم کمک کنه
فقط اونو منشاء قدرت و رزق و خوشبختی بدونم
وقتی تمام بندگانشو دستی ازش بدونم و ممنون باشم که از بی نهایت طریق بهم عشق و ثروت و شادی و.هدیه میکنه
وقتی با رفتن یا یاری نکردن کسی یا جواب ندادن ایده یا رفتن مشتری ای نگرارن نشم
ارام باشم
شاد باشم
و باور داشته باشم به الخیر و فی ما وقع و اینکه خداوند از بینهایت طریق بهم کمک میکنه
خداوند بینهایت دست داره
و هربار با هرکدومشون به کمکم میاد
باور کنم
و وقتی از کسی درخواست میکنم
با این باور درخواست کنم که دستی از دستان خداست و من تمرین عزت نفس میکنم
من میدونم خداوند یا از این طرثق یا از بی نهایت طریق دیگه بهم کمک میکنه و روزیمو میده
اگر این ادمم قبول نکنه نگران نشم قبولم کنه دستی از دستان خدا بدونمش و از خدا تشکر کنم و به او تکیه کنم
وقتی خودمو پاره ای از خدا بدونم که همیشه بامنه
وقتی برای عبادتش
برای ارتباط باهاش
واسطه و شرایطی خاص قرار ندهم
وقتی پیروی نکنم از هرچی از گذشته بامنه
و بیام فکر کنم و برسی کنم ایا درسته یا نه
وقتی هرکار فانتزی وقشنگی رو چون نسل در نسل سالیان سال همه انجام میدادن انجام ندم و فکر کنم ببینم اصلا برای چی دارم میرم زیارت
اصلا یعنی چی
اصلا من اونجا چه کاری انجام میدم
و….
یعنی دارم توحید میورزم
وقتی رو هیچ چیز و. کس به غیر از خدا حساب نمیکنم و وابسته نمیشم یعنی دارم توحید میورزم
وقتی کاری برای کسی نکنم به این نیت که اون تو فلان موضوع میتونم کمکم کنه
و فقط کارارو با عشق و بی غید و شرط انجام بدم
و تو هر موضوعی ایمان داشته باشم خداوند منو به سمت راهکار هدایت میکنه و از بی نهایت طریق یاری ام میکنه
دارم توحید میورزم
خدایا شکرت
و وقتی توحید میورزم تمام جهان از سوی خدا بسیج میشن برای یاری من
البته تکرار و تکرار توحید
وقتی نمیترسم از غیر خدا
هیچ کس هیچ تسلط و قدرتی درم نداره
و وقتی شرک میورزم در دنیا و اخرت جهنم و بی وفایی و غم و ترس و نگرانی و بلا تکلیفی و عذاب و بدبختی تجربه میکنم
پس نقطه مقابل تجربه همه اینا توحیده
اگه بهشت
اگه ازادی زمانی و مکانی و مالی
اگه قدرت خلق زندگیم
اگه ارامش
اگه شادی و ثروت و نعمت میخوام
توحید از باورا و پایه های اصلی همشونه
خدایا شکرت بزن بریم از دقیقه 15 شرو.ع کنیم
راستی
خدایا شکرت
امشب 2 تا مهمون درجه یک مثبت و خوب و شاد داشتیم
منم کلی بازی اماده کرده بودم بتر کونیم از انرژی و لذت توپ توپ
جنگا و پاسور وکارت حافظه و پانتومیم و دابسمش بخور بخور و…………
و اولش داشت بحث میرفت به سمت منفی کمتر از دو دقیقه گمونم که گذشت
گفتم نه خیر
اینا دارن بحث بیماری رو ادامه میدن
زدم تو کارش و بازیارو اوردم
و گفتم ول کنین بابا این چیزا چه فایده ای داره
بعد من که قدم در راه گذاشتم به سمت کنترل کانون توجه به سمت مثبت
جهان با من همراه شد و ایشونم گفت
افرین افرین
مثبت
بعد دیگه بردیم بحثو به سمت بازی های پاسور و…….و لذت و خنده و هیجان و شوخی و بخور بخور و ……….
خدایا شکرت واقعا چه روز خوبی بود
سرشار از عمل به قانون
سرشار از شاد بودن
سعی در تغییر زاویه نگاه
تحسین
تمرکز بر نکات مثبت
لذت
شادی
بازی
و……………..
خدایا شکرت
وقتی من متعهدانه به سمتی در هر وجه و ابعادی در زندگی چه سلامتی چه روابط و…….حرکت میکنم جهان و خداوند با دستانش با من همراه میشه
خدایا شکرت
و در ضمن
من حین بازی
توحید یابی کردم درونشون
مهمونامون اون معیارای ایمان ظاهری حجاب و ریش و.نداشتن
اما من توحیدو درونشون دیدم
وقتی بازی میکردیم
جنگا هیجانی
یه بارم نگفتن یا علی یا حسین و..(کمک خواستن و تکیه به غیر خدا)هر بار میگفت یا خدا
خدای من
و………..
خدایا شکرت چقدر لذت بردم
و ارتباطی میان همین رگه های کوچک توحیدی که من تو چند ساعت دیدم و ثروت و زندگی خوبشون و تفریح و…شون جاریه
خدایا شکرت
خداوند عشق و ثروت و شادی و لذت و نیک بختی و سعادت بیشتری وارد زندگیشون کنه
خدایا شکرت یه چیز زیبا
خبری از صحبت و بحث درباره دولت و سیاست و …….و تلویزیون و اخبار و……نبود
همش بازی
همش سرگرمی
همش عشق
همش تحسین
همش خوبی واقعا خدایا شکرت
توحید گستردس اما جوانه هایی ازش در زندگی خیلی مهمه
هرچقدر بیشتر
زندگی بهتر
خدایا شکرت
خدایا شکرت استاد وقتی این جمله رو گفتین
خیلی خوندن و دیدن موفقیت افراد به ما کمک میکنه یعنی برامون باور پذیر میکنه
یاد این افتادم
که واقعا چقدر زاویه دید مهمه
من باید با برخورد با تضادا و مسائل و روزمرگی های مختلف این عادت از زاویه ای که احساس خوب بهم میده رو در خودم ایجاد و بهتر و بهتر کنم
چون
همین موفقیت افراد دو زاویه داره
کسی که
فحش و بد و بیرا میده
حسادت میکنه
میگه شانس داشته اله بله فلان کشور فلان خانواده فلان زمان نمیدونم سرمایه و……………(و قدرت به عوامل بیرونی و شرک)
و کسی که تحسین میکنه
میگه پس میشود
پس من میتونم
با هر شرایطی
اها این تونسته منم میتونم
منم میتونم نتیجه بگیرم
ثروت
موفقیت
سلامتی
عشق
شهرت یا هر خواسته ای دست یافتنیه
البته یه نکته
مهمه که خورد بشم تو خواستم ببینم ایا خواستم از باور مخربی میاد؟
ایا شهرتو برای جلب توجه میخوام
ایا ثروتو برای تایید طلبی میخوام
ایا برای خودم میخوام یا برای اثباتش به بقیه
ایا خواستم اگه خونه لوکسه و من عاشق کارایی و امکانات فول اما ساده ام
برای چشم و هم چشمیه؟
باید هدفامو بنویسم
برسیشون کنم
که چرا اپل 11 پلاس میخوام
ایا میخوام بهترین رو داشته باشم؟
ایا میخوام به بقیه نشونه بدم؟
ایا هویت من در اونه که با افتخار دستش بگیرم؟
یا واقعا کیفیت دوربینش برای کار من و علاقم کاراست؟
ایا کار منو از ابتدا برای تکامل موبایل دیگه ای راه میندازه؟
ایا من بلدم کار با ویژگی هاشو؟
ایا طبق قانون تکامل که تاحالا گوشی نداشتم بهتر نیست از یک مدل بالا خوب استفاده کنم قدم قدم اگر نیاز داشتم بهترینو بگیرم؟
و…….
که من هنوز خوب نفهمیدمش
نمیدونم کدوم مقاومت ذهنمه کدوم راست و قانونه
ولی میفهمم با تکامل
هدایت میشم
مثلا در خونه
من مدتها لوکس و نمیدونملوستر و مبل و نرده انچنانی تصور میکردم
الان سادگی و کارایی و راحتی میخوام
نه اینه چیزای ساده بخوام مثلا من یه قایق بزرگ شناور رو اب که میز نهار خوریه در دریاچه میخوام
اما نه مثلا نمیدونم دستگیرش طلا باشه و…….
منظورم از سادگی امکانات عالی و تجارب باحال مثل میز نهار خوری پرنده هست
اما نه نمیدونم طلا و………
کارایی بالا تجارب خفن و سادگی و راحتی
نه لوکس که ظاهرشو بخوام
این مدلی
خدایا شکرت
خدای من چقد لذت میبرم بر خلاف همه
استاد نمیاد نوع شغل پولسازو مطالعه کنه
میاد باور های یک کارافرین که با هر شغلی ثروتمند شده رو برسی میکنه
خدایا شکرت اونی که قانونو ندونه میگه که چی
خب که چی انقدر نفر موفق شدن
اما ادمی که قانونو میدونه
و میدونه کانون توجهش داره زندگیشو میسازه
کانون توجهشو با خوندن و تایید و تثبیت و تحسین این موفقیت ها در هر زمینه ای رهبری میکنه
و جهان اونو به سمت تمرکز و کانون توجهش هدایت میکنه
خیلی سادس
فقط باید اصلشو یاد بگیرم در هر موضوع و زمینه ای به کار ببندم
خدایا شکرت با خوندن و دیدن موفقیت افراد و تکرار و تکرارش ارام ارام ذهن منطقی من یاد میگیره و باور پذیر و منطقی میشه براش موفقیت و ثروت
اره طبیعیه
سادس
همه میتونن
همه قدرتشو دارن
خدا به همه میده
به شرط باور
خدایا شکرت پس میرم اون مصاحبه ها و……..هایی که دوستان تو عقل کل گفتنو دانلود میکنم
اخ اخ گفتم عقل کل
باورتون میشه دیشب خواهرم رفت سر کامپیور فیلم و..مثبت دانلود کنه ببینیم
بعد من کنارش بودم گفتم اره
کاش عباسمنش الان اینجا بود
میدونستیم اون برنامه کودکایی که برای مایک جمع اوری کرده کدومن و………
بعد رفتم اب بخورم چیکار کنم
ساجده گفت
باورت میشه
همین الان سرچ کردن انیمیشن و..مثبت
اومد سایت عباسمنش با عنوان معرفی انیمیشن و فیلم و ….مثبت
میگه زدم روش
عقل کل اومد و پاسخ دوستان نقل از استاد
جانمی جان
یوهوووووووووو
خدای من میبینی
جهان با چه سرعت و قدرتی پاسخ میده به خواسته ها
فقط من باید باور مخرب و محدود نداشته باشم
میخواهم میشود
واقعا خدایا شکرت
تحسین و تصدیق این نتایج منو هدایت میکنه قدم قدم به مدار هایی که هی خواسته های بزرگتری رو به همین سادگی با باورای درست و کار کردن رو هرکدومشون بخواهم و بشود هربار ساده تر
و بدین شکل من همواره اسان میشوم برای اسانی ها
جانمی جااااااااااااااااااان
یوهو
خدای من شکرت
میبینی نتایج باورو
خیلی ها مثلا تو ظبط ویدئو حساسند حتما به دوربین نگاه کن نمیدونم فلان کن و……….
اما استاد همون لحظاتی که به افق خیره میشه و فکر میکنش شیرینه به خدا
واقعا خدایا شکرت جهان همواره داره به سمت کارا تر و ساده تر و سریع تر پیش میره
شاید 1000 سال پیش یا صد هزار سال پیش ما باید در طی بازه زمانی 50 هزار ساله تکاملمونو طی میکردیم
الان هی بهتر و بهتر و 10 سال
9 سال
سال
7 سال
6 سال 5 سال 4 سال
3 سال
بسته به تعهد
بسته به امادگی
و موضوع مثلا مالی سلامتی و نمیدونم کاری و تناسب اندام و اشپزی و مهارت و……….زمان میخواد
و در ضمن باید باور کنم
تکامل به این معنا نیست که زمان بیشتری طول میکشه که من به خواستم برسم
بلکه قدم قدم کم کم ارام ارام بهتر و بهتر و بهتر میشه نه یه شبه ره صد ساله رفتن
نه یه شبه جنین به انسان بالغ تبدیل شدن
نه یه شبه توحیدی و با ایمان شدن
نه یه شبه اختراع لامپ
قدم قدم
هرچقدر بهتر درس بگیری و پیش بری و باوراتو بسازی ساده تر
هرچقدر باور کنی هرمسیر سخت مسیر اشتباهه ساده تر
زمانه فقط بهانه ای برای لذت از مسیریه که طی میکنی برای خواسته هات
که در نهایت اگه ازش لذت ببری نتیجه رو لذت بخش تر میکنه
چون شانسی نبوده
خلقش کردی
عزت نفست
باور و قدرتت افزوده میشه
خدایا شکرت اینکه از زیر صفر افرادی میرسن به مولتی بیلیونر
یعنی اصلا مهم نیست الان کجایی
چقدر زندگیت در هر ابعادی خوب یا بده
مهم اینه که چقدر ذهنتو کنترل و حالت خوبهو باوراو میاسزی
اینچه که الان هست متغیره به میزان متغیر بودن تو و باورا و فرکانست
تا من تغییر نکنم نتایج همونه
من به هرچی بخوام میرسم
عدالت خداوند اینه که مهم نیست تا الان چی ساختی
الان جیمیخوای بسازی
بسم الله
واقعا خدایا شکرت
خدایا شکرت با تصدیق و تایید و تحسین موفقیت ها و…..نه تنها در مدارش قرار میکیری و هدایت میشی بلکه باورات باورای فراوانی و ممکن بودن وهمه ارام ارام ساخته میشه
واقعا خدایا شکرت چقدر باحاله
چقدر قشنگه
چقدر خفنه
چقدر سادس
خدایا شکرت بی نهایت ثروت هست برای هر کسی که بخواد و هر روز و هر روز ثروت داره بیشتر و بیشتر میشه
هر روز و هر روز زمان رسیدن به ثروت و موفقیت بینهایت زیاد کوتاه تر میشه
هر روز و هر روز جهان داره پاسخ میده به درخواست افراد و سریع تر و بیشتر موفق تر شدن
خدایا شکرت قشنگیش اینه که هرچی بیشتر درخواست ارائه بدی و تند و تند پاسخ و هی بزرگتر بده
میدونی سوت نمیکشه خراب شه
بزرگتر میشه
قوی تر میشه
مثل پدری با باورای ثروت درست
هرچقدر افراد خانواده بیشتر ازش درخواست کنن نه تنها له نمیشه زیر چرخدنده فشار بلمه بزرگتر و قوی تر و پولساز تر میشه
این قانونه
واقعا خدایا شکرت این چقدر کد به نظرم
هرچقدر بیشتر مطالعه میکنم در کسب و کار های موفق بیشتر به یک الگوی یکسان تو تمام کسب و کار ها و کسب و کار خودم رسیدم
یعنی میدونی الگو و باوره یکی هست که نتایج خوبو میسازه نیاز نیست هزار جور و تم و دست باور خوب باشه هرکی یکیو داشته باشه
هرکسی از این نوع باور پیروی کنه این نتیجه رو میگیره هرچی بهتر نتیجه بهتر
همه قوانین یکیه فقط کافیهکه از قوانین بیشتر و بیشتر استفاده کنم
بیشتر و بیشتر باور کنم و بعد با سرعت بیشتر در زمان کمتر به موفقیت های بزرگتری برسم
خدایا شکرت استاد میگهبه نظر خودمکسب و کار موفقی بودهو……….یعنی من مهمم
اقا من موفقیتو شرح میکنم
نظر من مهمه
دیدگاه و باورای من زندگیمو میسازه
پس خودم مهمم نمیگهاز نظر رئیس جمهور فلام
اول میگه از نظر خودم
و بعد در درجات بعدی میگه بقیه تحسینم کردن و……..
و بیان میکنه وقتی خودم موفقیتو فلان میدونم و میازمش بقیه هم منو موفق میبینن
وقتی خودم
همه چیز منم
خدایا شکرت اینکه استاد هم کسب و کارای انلاین و هم افلاینو مطالعه میکنه یعنی
فرقی نمیکنه شیوه و تکنیک و روش و سبکت
باوره هست که کارو میکنه
خدایا شکرت هر روز سرعت موفقیت بیشتر و تعداد بلیونر های جهان بیشتر و بیشتر میشه
خدایا شکرت یه نکته ای یادم اومد بگم
الان منو خواهرم هی بین کامنت از قانون صحبت میکردیم
و انقدر درک بهتر و بهتر و تکرار و تکرارش منو به وجد میاره منی که روزی 9 شب خواب بودم 2 نصفه شب دارم با عشق و سرحالی کامنت مینویسم
و چقدر خوب که جهان باهام همراه و دستاش رو خدا برام رام کرده و من در ازادی زمانی و مکانی زندگی میکنم و همه هم خوابن میتونم بیدار باشم و در اتاقی که خواهرم خوابه تایپ کنم
واقعا خداای شکرت
خدیا شکرت راستی استاد گفت الگو
من باید از زندگی و باور ها و عملکرد امامان و پیامبران درس بکیرم و عمل کنم نه اینه از طریقشون و واسطه و خواستن ازشون شرک بورزم
و اینکه قطعا ظاهرا کسی منو ادم خوب و با ایمان و تقوا نمیبینه چون اونا بستن به معیارای ظاهری اما من باید یاد بگیرم نظر و فکرشون برام مهم نباشه کاری که فکر میکنم درسته کنم
حتی وقتی همه باهام مخالفن و منو از راه بدر میدونن
ولی من فکر کردم بهش رسیدم که زیارت کردن و نسل در نسل سالیان سال رفتن به زیارت و دعا از ائمه غلطه شرکه
پس نمیکنمش جدا میشم از غالب جامعه و راه خودمو میرم هربار با اگاهی و درکم
شاید نادرست باشه
ولی الان فکر میکنم درسته
بعدا اگه فکر کردم مسیر دیگه ای درسته با این قاطعیت اونو میرم
خدایا شکرت صحبت درمورد جوهره تمام موارد کسب و کار یعنی نه تکنیک و برخورد با مشتری و عامل دونستن دکور
یعنی باور ها که عملو میارن ممکنه تغییر دکور باشه
اما باوره هست که از طریق این تغییر نتیجه رو میاره
خدایا شکرت استاد میگه جهان ما نامحدوده
فارغ از سن و جنس و تحصیلات و………همه میتونن موفق بشن
ستایش
سن یه عدده
پس انقدر مهم ندونش در موفقیت
نامحدوده جهان
ازین به بعد نمینوییسم زیر کامنتام ستایش 13 ساله
چون دارم باورامو میسازم
سن مهم نیست
در هر سنی میشه موفق شد
با نوشتنش دارم مهمش میکنم که افراد بیان و پاسخ بدن و…….نه جلب توجهو کنار میزارم
عاداتمو تغییر میدم
هرکی همفرکانس من باشه میاد
نیاز به کار من نیست
خدایا شکرت تفاوت در شکست و موفقیت افرادفقط و فقط تفاوت در باور ها و فرکانسشونه*
خدایا شکرت میشود بدون شکست با رشد بسیار بسیار زیاد از اول پیش رفت میشه درس گرفت بدون شکست
خدایا شکرت نکته طلاییبه میزانی که من جهانو گسترش میدم
به سمت هدفش پشرفت در هر حوزه و زمینه ای با باورای درستم ،جهان کمک میکنه که من ثروتمند تر بشم
به میزانی که به افراد بیشتری خدمات میرسونم هر خدمات و کار و سرویسی
به میزانی که به تعداد بیشتر مردم جهان خدمت رسانی کنه و با عث گسترش جهان بشه
به همون میزان ثروت بیشتری رو برام به ارمغان میاره
شرکت هایی که در زمان خیلی خیلی کوتاه میتونن به افراد خیلی خیلی بیشتری سرویس بدن و باعث گسترش جهان بشن به همون نسبت در زمان خیلی خیلی کوتاه تری میتونن ثروتمند بشن
خدایا شکرت
واقعا خداای شکرت
این نشون میده
همه اینا دروغه که کسی میتونه با کلاه برداری و ظلم به جایی برسه
به میزان رشد و کمک به جهان و باورای خوب ثروت دریافت میکنی وقتی کمکی نکنی کلاه برداری و دزدی و………. کنی خبری نیست
نمیتونه کسی از این روش به ثروت برسه
جهان نمیزاره
خدایا شکرت واقعا این قسمت محشر بود
سپاسگزارم رب من
ممنونم استاد جونم
خدایا شکرت
چه روز شاهکاری بود
خدایا شکرت
ممنونم
دوستون دارم
امریکا ببینمتون
نه
امریکا میبینمیتون
بوس بوس
شب خوش
سلام
چقدرکه لذت بردم هرچی میخوندم تموم نمیشد بعددوباره دیدم یکی دیگه هم هست
گفتم این یکی روجواب بدم بعد واقعیت دیشب نمی خواستم کامنتت روبخونم ولی امروزهدایت شدم وخوندم
درموردشرک لذت بردم
درموردکسب وکارلذت بردم
درموردسن که دیگه نمیگی 13ساله هستم لذت بردم
یادصحبتهای مریم خانم بااستادافتادم که میگفت استادچقدرتجربه داره
واقعامرحبا عالی درک کردی درسته محصولات روداری ولی وقت گذاشتن ودرک کردنشوهم هنرمیخوادکه شما هنرشوداری
شادباشی
میبینمتون
سلام دوست عزیز و ارزشمند و همفکانسی و عضو خانواده صمیمی من
ممنونم برای کامنت قشنگت که باعث شد باز دوباره بخونم کامتتمو و مرور و تکرار کنم این آگاهی ها رو و تلاش کنم در بهبود عملکرد
عاشقتم
و تحسین میکنم شما و هر کسی رو که در این مسیر هست و برات آرزوی سالی نو و بهترین سال زندگیت مملو از عشق و لذت و تفریح و اتفاقات زیبا و تندرستی و سعادت و ثروت و موفقیت و توحید و پیشرفت رو آرزو دارم
می گویند: در زمان موسی علیه السلام خشک سالی آمد. آهوان در دشت، خدمت موسی علیه السلام رسیدند که ما از تشنگی تلف میشویم، لذا از خداوند متعال در خواست باران کن! موسی «ع» به درگاه الهی شتافت و داستان آهوان را نقل نمود!
خداوند فرمود: موعد آن نرسیده،
موسی هم برای آهوان جواب رد آورد!
تا اینکه یکی از آهوان، داوطلب شد که برای صحبت و مناجات بالای کوه طور رود. آهو پیش از رفتن، به دوستان خود گفت: «اگر من جست و خیز کنان پایین آمدم بدانید که باران می آید وگرنه امیدی نیست!»
آهو به بالای کوه رفت و حضرت حق به او هم جواب رد داد. اما در راهٔ برگشت، وقتی به چشمان منتظر دوستانش نگاه کرد، ناراحت شد! شروع به جست و خیز کرد و با خود گفت:
«دوستانم را خوشحال می کنم و توکل مینمایم؛ تا پایینرفتن از کوه هنوز امید هست!»
تا آهو به پائین کوه رسید، باران شروع به باریدن کرد!
موسی علیه السلام معترض پروردگار شد،
خداوند به او فرمود: «همان پاسخ تو را آهو نیز دریافت کرد با این تفاوت که، آهو دوباره با توکل حرکت کرد و این پاداش توکل او بود!»
هیچوقت نا امید نشو،
لحظهی آخر، شاید نتیجه عوض شود!
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام
دوست عزیزم
قابل تحسین هستی با این کامنت زیبایت چقدر مفهوم توکل را در قالب داستان قشنگ توضیح دادی
واقعا توکل می تونه نتیجه را عوض کنه و در شرایطی که اصلا راه حلی به ذهن نمیر سه گشایش الهی همه چیز را درست کنه .
آن شالله در نور الهی همیشه شاد و خوشحال و ثروتمند باشی
علیرضا یکتای مقدم مشهد مقدس
بنام خداوند بخشنده مهربان یکتا قادر متعال
درود بر شما استاد عباسمنش عزیز نازنین
استاد هر لحظه که از حضورم در این سایت میگذره بیشتر هدایت میشم انگار اینجا یه دایره المعارف جامع و کامل هست که هر آگاهی در مورد خداوند و قوانین جهان هستی که به دنبالش هستیم رو اینجا به زبان ساده و قابل فهم با سند و مدرک می تونیم پیداش کنیم !
تمام صحبتهای شما در این فایل انگار از زبان من بود !
من هم مدرس تند خوانی هستم !
اول خودم یاد گرفتم که کتابهای بیشتری رو در زمان کمتری بخونم و بعد رفتم دوره های تربیت مدرسش رو گذروندم تا حرفه ای تر به بقیه هم یاد بدم تا بیشتر کتاب بخونن . اما قبل از همه این داستانهای در سایت شما حضور داشتم و با خدا از زاویه ای جدیدی آشنا شدم و متوجه شدم که چقدر مشرک بودم !!!
چقدر روی غیر خدا حساب میکردم و همیشه به درگاهش با دلشکسته دعا میکردم و طوقی از گناه بر گردنم احساس میکردم و هفته هفت روز بود من در مراسمها و زیارت اهل قبور بودم ( با توجه به جو محل سکونتم و شرایط خانوادگی و تفکرات مسموم گذشته گان )! تبدیل شدم به یک دختر افسرده و با توجه به سختیهایی که در کودکی از شهادت پدرم کشیده بودم ( ۴ ساله بودم پدر که نظامی بود نزدیک خونه ترور شد) و تعارض و تضادهایی که با نا پدری داشتم هم از نظر روحی مشکل داشتم و هم از نظر جسمی دچار یک میگرن شدید شدم که زندگی رو برام به بن بست رسونده بود !
اون روزها بزرگترین خواسته من و تمرکزم فقط خارج شدن از شهر محل سکونتم بود بزرگتر که شدم دانشگاه قبول شدم و دور ترین شهر رو نسبت به شهر خودم انتخاب کرده بودم و بازهم به دلیل مدار اشتباه و فرکانسهای خودم در مسیر نادرستی قرار گرفتم اما همچنان گذر از اون شرایط در تک تک سلولهایم فریاد میزد .چون باورهای اشتباهی نسبت به خداوند داشتم شدم یک دختر مداح با تعصبات خشک و فقط و فقط گریه و زاری به درگاه خدا که روحم کمی آروم بشه اون روزها بلد نبودم و نبود کسی که جور دیگه ای فکر کنه وبگه اصلا این که تو قبولش داری اصلا خدا نیست !
همون خواسته که با تمام وجود باعث شد به دنبال خارج شدن از شهر محل سکونتم بشم باعث شد با فردی آشنا بشم که فرسنگها از شهر ما فاصله داشت و این همون چیزی بود که من می خواستم با تمام مخالفتهای شدید خانواده و فامیل با کلی جنگیدن و بها دادن و طول کشیدن خواستگاری تا ازدواجم به مدت سه سال و پافشاری بر خواسته ام بلاخره باهاش ازدواج کردم و از اون شهر خارج شدم !
رابطه عالی با همسرم و خانواده اش و یه زندگی آروم حالم رو بهتر کرده بود اما هنوز از نظر سلامتی مشکل داشتم !
همسرم که میرفت سر کار من خونه تنها بودم و تنهایی خودم رو با کتاب پر میکردم و کتاب شد بهترین همدم روزهای تنهایی من ! اون روزها با خوندن کتاب گفتگو با خدا اثر نیل دونالد والش با دیدگاه جدیدی نسبت به خدا آشنا شدم و اوایل ذهنم خیلی مقاومت میکرد خوندن و درک کردن کتاب خیلی طول کشید دو جلد دیگه اش هم خریدم و خوندم و پرونده جدیدی نسبت به خداوند در ذهنم باز شد !
و از اونجایی که وقتی به دنبال شناختش باشی خودشو بهت نشون میده چندین سال بعد از ازدواج فکر میکنم سال ۹۰ یا ۹۱ بود یکی از فامیلهای همسرم به دلیل اینکه علاقه منو به کتاب خوندن میدونست لینک یکی از فایلهای استاد که در مورد مطالعه بود رو برامون فرستاد و ما اون فایل رو دیدیم و من خیلی لذت بردم و رفتم توسایت و با فایلهای استاد در مورد حزن در قرآن آشنا شدم و این سایت شد ابراهیم بت شکن ذهن من و هر روز یک بت در ذهنم شکسته شد طی این سالها فراز و نشیبهای زیادی داشتیم اما بزرگترین دریافتی که از حضورم در این سایت داشتم شناخت خداوند یکتا و رهایی از شرک و رهایی از غیر خدا و آرامش درونی روابط عالی و پایان همیشگی میگرن بود !!!
از اون روز به بعد سعی کردم منهم پیام آور توحید باشم اما از نظر دیگران من شدم کافر و عاملش هم شد عباسمنش ! چون دیگه مداحی نمیکردم و در قبرستانها گریه و زاری نمیکردم و از مردگان دل بریدم و دل بستم به خدای یکتا که از ازل تا ابد بوده و هست خدایی که نه به دنیا اومده و نه از دنیا میره خدایی که به اندازه بزرگی و کوچکی ذهن من بزرگ و کوچیک میشه خدایی که برگی بدون ازن اون بر زمین نمی افته خدایی که با قوانین بدون تغییرش داره جهان رو اداره می کنه خدایی یکتاست و شریکی نداره !
اما من از نظر دیگران شدم کافر !!!
استاد با این یکتا پرستی خیلی حالم خوبه و اگر تمام ثروتهای زمین و آسمان رو بهم بدن حاضر نیستم به دیدگاه قبلی برگردم چون یقین دارم و ایمان دارم که تنها راه سعادت و نیک بختی خدای یکتایی است که پیداش کردم !
مهم نیست دیگران چی میگن مسخره میکنن یا هر دیدگاه دیگه ای که دارن تا در مورد خدا حرف میزنم میگن این خدا پول هم بهت میده پس چرا ثروتمند نیستی !؟
نمیدونن که باورهای من نسبت به پول مثل ۹۰ درصد افراد جامعه باورهای اشتباه و مسمومی هست !
روزی که به این فکر کردم چرا ثروتمند نیستم به این پاسخ رسیدم : چون پول رو فضیلت نمیدونستم چون ثروت رو معنوی نمیدونستم چون نمیدونستم که ثروتمند شدن معنوی ترین کار جهانه !
از حضورم در سایت تا به امروز ۱۳۱۹ روز میگذره اما تازه دو ماه هست که به شدت دارم رو باورهام کار میکنم و تو این دو ماه به شدت تحت فشارم از نظر مالی و طی این چند سال به دلیل باز هم فرکانس خودم به یک آلرژی مبتلا شدم که بعد از خوندن ماجرای شفای آقا ابراهیم مدیر محترم فنی سایت و شنیدن فایل صوتی و مکالمه شما با ایشون به قول شما خیلی بهم بر خورد ! که چرا اجازه دادم این همه سال در بدن من بمونه !؟ چرا با خوردن دارو مسیر خداوند رو بستم و سر راه خداوند قرار گرفتم بعد از اون همه داروها رو ریختم سطل زباله و گفتم خدایا من به تو اجازه میدم تا درمانم کنی میدونم تو بدن من رو طوری خلق کردی که خودش می تونه خودشو ترمیم کنه پس از سر راهش کنا رفتم ! و چند روز به شدت انگار روحم طغیان کرده بود به شدت تحت فشارم گذاشت و به شکل عجیب آلرژی بالا گرفت اما اصلا مهم نسیت و نبود دارو نخوردم و کم کم آروم شد انگار متوجه شد که باید برود !
طی این دو ماه هیچ ثبت نامی نداشتم !! چیزی که اصلا این مدت تجربه اش نکردم ! اما فقط دارم رو خودم و باورهام کار می کنم !
این روزها من آروم آرومم چون میدونم الان اون زمانی هست که من باید به خودم نشون بدم چقدر در ایمانم ثابت قدم هستم !؟
روزها صدای شما در مورد خداوند در گوشم زنگ میزنه شب با بعضی کلید واژه های شما به خواب میرم و حتی بعضی شبها خواب میبینم !
هر روز با آگاهیهای ناب و تازه ای آشنا میشم و هر روز به سمت توحید بیشتر و بیشتر هدایت میشم و به خودم قول دادم پیام آور توحید باشم و مثل شما از خدا خواستم اینقدر بهم ثروت بده که بتونم به دیگران بشناسونمش !
صحبتهای شما در این فایل دقیقا انگار از زبان من و از ذهن من بود و ایمان به رسالتم بیشتر و بیشتر شد .
شما بت شکن ذهن من شدید و دستی از دستان خداوند بودید برای رهایی من از شرک . استاد با این نگرش حال دلم خیلی خوبه و خدا رو شکر میکنم که فیلتری از تفکر و تعقل بر ذهنم قرار دادم و از جهل و بت پرستی رها شدم ! همه کسانی که من رو می شناختند اصلا و اصلا این همه تغییر نگرش رو باور نمی کنن و نمی تونن بپذیرن ! من خیلی خیلی تغییر کردم ! حرفهای دیگران ذره ای برام مهم نیست من ثروتی رو بدست آوردم که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست این مزد اون ساعتهایی که تنها خونه بودم و فایل شما که فقط روی خدا حساب باز کن رو صدها بار گوش میکردم فایلهای شناخت خدا رو گوش میکردم و یادداشت میکردم و می خوندم و بهش فکر میکردم دور خیلی چرت و پرتها رو خط کشیدم از خیلی گروههای شبکه های اجتماعی خارج شدم تلوزیون و ماهواره رو از زندگیم حذف کردم و ذهنم رو شخم زدم و باورهای مسمومم رو نسبت به خداوند به توپ بستم و ساختمان جدیدی از یکتا پرستی رو آجر به آجر با ساعتها تفکر و تعقل ساختم و ازش مراقبت کردم و مراقبت می کنم و هر روز از خدا وند یکتا می خوام که منو به راه راست هدایت کنه راه کسانی که به آنها نعمت و ثروت داده و نه گمراهان و مغضوبین !
از شما سپاسگزارم براتون بهترینها رو می خوام و امیدوارم به زودی آمریکا ببینمتون و خواب ملاقاتم با شما که دیدم به زودی تعبیر بشه !
در پناه الله یکتا محفوظ باشید .
سلام سلام سلام به فرحناز توحیدی….. افرین افرین… به این کامنت توحیدی…. درجه یک بود افرین… از اول کامنت تا اخر کامنتتون اشک میریختم از دیدگاه زیباتون خداوند در های نعمت ثروت و سلامتی رو بی حساب از جایی که گمان نمیبرید وارد زندگی تان کند……. رب خوبم حافظ و نگهدارتان باشد….
درود بر شما جناب آقای عباسیان بزرگوار
از شما سپاسگزارم دوست همفرکانسی و خیلی خوشحالم که در این خانواده صمیمی در کنار دوستان آگاه و فرهیخته ای چون شما هستم.
چیزی که همیشه از خدا می خواستم !
همیشه از خدا می خواستم با افرادی آشنا بشم که بودن در کنارشون منو به خدا نزدیکتر کنه.
الهی شکر از این بابت
ممنونم از شما و احساسات پاکتون
در پناه الله یکتا محفوظ باشید🌻
به نام خدایی که در همین نزدیکیست
به نام خدایی که به شدت کافیست برای من
سلام برهمه پاره های وجودم
پله 44 از سفر تحول زندگیم
تشکر میکنم اول از از خداجونم که خانم شایسته رو بهش الهام میکنه که این فایل ها رو کی وکجا قرار بده و بعد از خانم شایسته تشکر میکنم که اجازه میده خدا هدایتگرش باشه و به الهاماتی که دریافت میکنه باعشق عمل میکنه و ما هر روز در این سفر سورپرایز میشیم .
الان که دارم تایپ میکنم فایل داره دانلود میشه خواستم کامنت دوستان رو بخونم دوست داشتم اول کامنت بزارم بعد بخونم
من دیوانه این شدک خانم شایسته که نوشتید :
مهم ترین چیزی که مانعِ رابطه ی نزدیکِ من با خداوند و شناختِ او گردیده بود، شرکی خفی بود که معمولا خیلی از افراد درونِ خود دارند.
تو این مدت که این سفر رویای رو شروع کردم برای آزمونم دارم آماده میشم مدتی برای کنترل ذهنم رفتم در انباری وروزی 3 ساعت روب باورهام ومنطقی کردنشون کار میکردم ولی بخاطر سردشدن از دیروز اومدم تو خونه ولی نتونستم اون بازدهی رو داشته باشم ذهنم رفت در حاشیه.
فایل پله 42 رو بارها پلی کردم وگوش کردم
رفتم حموم آروم بشم که دنبال چیزهای در باورهام گشتم.
به این درک رسیدم که من درسته دارم کار میکنم ولی تو ذهنم خانوادم وحرفاشون قدرت دارن من فکر میکنم و میترسم باشنیدن حرفاشون من سقوط میکنم ودیدم اینجا خود خوده شرک هست من میترسم . قدرت رو از خودم گرفتم ودادم به حرف ها ورفتار عزیزانم .
ما تو ذهنم باهاشون حرف میزنم درحالی تو ذهنم من باید با خدا حرف بزنم نه آدم های دیگه.
من باید با خدا هماهنگ باشم و از ذهنم همه آدم ها رو خارج کنم .
دیشب مادرم پیشم خوابیده بود و اصلا نگران نشدم که الان سردشه گرمشه خیلی راحت خوابیدم و با سرفه های مادرم بیدار یشدم ذهنم رو روی خودموخدا و قدرتش نگه میداشتم ونگران نمیشدم خیلی آرامش داشتم
از صبح هم روان تر دارم کار انجام میدم
تازه از صبح که بیدارشدم کلی کارهام روان تر میشه.
البته تو این مدت با لذت وشادی در همون زمان میزان مطالعه ام 2 برابر شده ولی خستگیم کم شده وپرانرژی تر شدم.
والان یادم اومد وقتی 5 دبستان بودم مدرسه میرفتم و اون موقع خواهر کوچیکم دنیا اومده بود اکثرا من ازش نگهداری میکردم البته خودم دوست داشتم وبه همکلاسیام درس مسدادم ودرسام رو منظم هم میخوندم اون سال هم بااینکه زمانم کم بود و خونه شلوغ بود راز سروصدا ولی بالاترین معدل آوردم و تو آزمون مدرسه نمونه دولتی به راحتی عین آب خوردن قبول شدم .
پس الان که با کنترل ذهنم بهتر میتونم نتایج شگفت انگیز ودلخواهم رو بسازم .
خدایاشکرت شکرت شکرت
من اینهارو برای خودم نوشتم که به ودم یادآوری کنم که موحد باشم وهر لحظه و سپاسگزار و هر کسی وهر چیزی به یر از خدا رو از ذهنم خارج کنم واهمیت ندهم بهشون به حرف ها ورفتارها وبیشتر صبحت هام با رفیقم داجون باشه
خدایا دوستت دارم
خدیا تنها تورا میپرستیم وتنها از تو یاری میجوییم
خدایا کمکم کن که از مسیر درست منحرف نشوم.
خدایا کمک کن همواره شاد و آسون گیر باشم
سپاسگزارم
دوست عزیز
چقدر این قسمت از کامنت تون برای حالِ الان ِ من بود دقیقا سر بزنگاه…
به این درک رسیدم که من درسته دارم کار میکنم ولی تو ذهنم خانوادم وحرفاشون قدرت دارن من فکر میکنم و میترسم باشنیدن حرفاشون من سقوط میکنم ودیدم اینجا خود خوده شرک هست من میترسم . قدرت رو از خودم گرفتم ودادم به حرف ها ورفتار عزیزانم .
ما تو ذهنم باهاشون حرف میزنم درحالی تو ذهنم من باید با خدا حرف بزنم نه آدم های دیگه.
من باید با خدا هماهنگ باشم و از ذهنم همه آدم ها رو خارج کنم .
استاد
دم شما و خدامون گرم که به شما میگه کدوم کامنتو لایک کنید و ماها رو هم به موقع به کامنت های برگزیده ی شما هدایت میکنه
سلام نغمه جان عزیزم
سپاس از کامنتت
همین الان این افای که افتاد برات مینوسم من لب تابم خاموش بود داشتم درس میخوندم ولی ذهنم داشت نجوا میکرد من شروع کردم جملات خوب گفتن واز خدا هدایت خواستم گفتم برم رآن بخونم جلوی چشمم دیدم توسایت پاسخی به کامنتم داده شده وجلوی چشمم چشمک میزد اومدم لبت روشن ووارد سایت شدم یهویی دیدم آرهاتفا افتاده وشما دوست عزیزم پاسخ دادید اونم پاسخی که بهش نیاز داشتم اومدم کامنت خودم رو خوندم وجوابم رو گرفتم که هر روز وهرروز حواسم به گفتگوهای ذهنم وببینم که درت رو به چه کسی دادم .
سپاسگزارم از کامنت تاثیرگذار وارزشمندت دوست عزیزم
سپاسگزارم از خداوند که هر لحظه ما رو هدایت میکند
خدایاشکرت شکرت شکرت
خدا همواره یاروهدایتگرمون باشه
هرچه آرزوی خوبه مال تو
سلام فرزانه خانم
ازمطالبی که نوشته بودید برای خودم یادداشت برداری کردم
وازمطالب شما خیلی لذت بردم
همین امروزاین اتفاق برام معنی شدبانوشته های شما
درسته من دارم روی خودم کارمیکنم میگم به خودم فقط رب من خداست من بایدفقط به اواعتماد کنم
ولی یجاهایی هم صحبت دیگران سبک سنگین میکردم صحبت اطرافیان رو
که ذهنم دلایلی می آورد ولی بامطلب شمافهمیدم شرکه واگر به خداایمان داشته باشی خودش هدایتت میکنه لازم نیست بگی اونجا این جور این جا اون جور وبری توگذشته وکارهایی که کردی رویادت بیاد
خودت وخدای خودت روباورداشته باش هدایت میشی مثلی همین که هدایت شدی به کامنت زیبای فرزانه خانم واین شرک خفی روشناختی ویاداشت کردی که داشته باشی وازش استفاده کنی
ثروتمندباشی عزیزم