اجرای توکّل در عمل - صفحه 5 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

740 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    احمدرضا کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 4228 روز

    به نام خداوند رزاق وهاب

    سلام به استاد عزیز ودوستان گرامی

    از دیدن این فایل بسیار خوشحال شدم .گوشی دستم بود که پیامی از تلگرام آمد،آن را باز کردم وفایل جدید استاد را دیدم.بسیار خوشحال شدم و سریع فایل رادانلود کرده ودیدم.

    دوباره از استاد عزیز بابت ترتیب دادن همچین مسابقه ای و اینکه 7 نفر را برنده کردند وهمچنین از دوستان عزیزی که در این مسابقه شرکت کردند وکلی باورهای ما راقوی تر کردند تشکر می کنم.

    دوباره به 7 نفری که برنده شدند تبریک می گویم.

    با آرزوی موفقیت برای همه دوستان و سربلندی برای استاد عزیز.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    زهـره احمدجانی گفته:
    مدت عضویت: 1358 روز

    بِه نامِ خُداوَندِ بی نَهایَتُ لامَکانُ لازَمان

    بهِ نامِ خُداوَندی کِه هَمه چیز می شَود هَمه کَس را…

    سلام و درود خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیز

    برگ چهل و چهارم از سفرنامه من

    تاریخ 1403/4/13

    ساعت 22:03

    استاد از وضعیت تغییر در زندگی گفتید

    من نمیدونم چطور اوضاع زندگیم را شرح بدم ک بتونید کاملا درک کنید

    خدای من شاهده حتی نمیتونم و اصلا دوست ندارم ب اوضاع دوماه قبلم فکر کنم چ برسه ب اینکه بیانش کنم

    من تغییر کردم خیلی هم تغییر کردم الان من با خانواده ام رفت و آمد ندارم چون دور از همیم

    ک کسی بیاد بمن بگه ک من تغییر کردم

    اما استاد چی بگم از حالم چی بگم از روابطم چی بگم از شرایط زندگیم چی بگم از ارتباط با درونم با خدای درونم

    میخام از وضعیت همین امروزم بگم

    تازه دارم میفهمم درک میکنم ک چطور با سپاسگزاری حالمو خوب کنم

    خیلی وقتا سپاسگزاری میکردم اما حال خوبی واقعا نداشتم

    خدای من 4 صبح بیدار میشم

    تو دلم حمد و تسبیح خداوند را بجا می آورم

    وای خداااا اونقدر غرق در انرژی مثبت و حال خوب میشم ک لبخند میزنم و دلم میخاد بلند بلند داد بزنم بگممممممم خدااااجونممممم عااااشقتم من سپاسگزارتم خدااایااااا شکرت برای زندگی قشنگممممم

    گفتممم زندگی قشنگم !!!!!!!

    زندگی من قشنگه ؟؟؟!!!!!

    منی ک تا دوماه قبل به جدااایی فکر میکردم ؟

    الان چیشد میگم زندگی قشنگم ؟

    منی ک دوماه قبل تمام وجودم را تنفر پر کرده بود

    چیشد الان میگم زندگی قشنگم ؟؟

    خداایاااا منو ببخش

    تنفر از همسر ک هیچ

    تنفر از پسر یازده ساله ام داشتم من واقعااا چراااا ؟

    بچه من ؟ ک از وجود خود من هست ؟ من تنفر داشتم ازش؟

    خدااایا من را ببخش

    ناشکری تا کجا؟

    کوری تا کجا؟

    اینجاست ک خداوند در قرآن میفرماید

    خدا قلبها ی آنان را مهر نهاده و بر گوشها و چشمهایشان پرده افکنده است و بر آنها عذابی بزرگ است .

    شیطان تمام وجود من را غلبه کرده بود .

    من جز تاریکی کثیفی و جنگ و دعوا و تنفر و زشتی چیزی نمیدیدم

    وضعیت در خونه ما طوری بود

    دخترم گوشه خونه

    من یک گوشه دیگه

    پسرم یک گوشه دیگه

    همسرم یک گوشه دیگه

    همه هم با هم جنگ و دعوا و بی احترامی و ….

    ولی چیزی ک من را بیدار کرد

    چیزی ک بمن فشار آورد ک باید راهی پیدا کنم

    بی احترامی های پسر یازده ساله ام بود

    رو سرم داد میکشید

    چیزهای زشتی بمن میگفت

    من دلم میخاست زمین دهن باز کنه و منو قورت بده

    خرد شدم شکسته شدم داغون شدم از رفتارهای توهین آمیز پسرم

    بخودم گفتم ب کجا رسوندی ؟

    چیکار کردی با خودت ؟

    خیلی چک و لگد خوردم از جهان خیلی زیاد

    کامنت های قبلم گفتم

    اما امروز همون زندگی من تبدیل شده به زندگی قشنگممممممم

    بله وااااقعااااا میگممم زندگی قشنگگگمممممم

    اونقدررررر هر لحظه خداروشکر میکنم هرلحظه زیباییشو میبنینم و لذتشو میبرم و کیف میکنم .

    هرلحظه میگم خدااایاااا شکرت

    برای همسر خوبی ک در مسیرم قرار دادی

    آخ همسری ک تنفر تنفر بود همش

    همسری ک چشم دیدنشو نداشتم

    همسری ک فقط میخاستم فرار کنم .

    همین دیشب همین امروز صبح داشتم علاوه بر سپاسگزاری براش کلی دعای خیر میکردم

    دوستان هیچکدوم از اعضای خانواده ی من تغییر نکردن

    من بودم من هستم ک تغییر کردم

    من واقعا آدم سختی بودم آدم سختگیری بودم

    من واقعا آدم نادرستی بودم بشدت

    نمیخام دونه دونه بگم بازهم تو‌کامنت های قبلی گفتم

    من تغییر کردم با تغییر دیدگاهم

    اول

    فرزندان من حق زندگی کردن دارن

    فرزندان من حق لذت بردن از زندگی دارن

    فرزندان من حق تجربه کردن دارن

    فرزندان من حق شادی کردن دارن

    فرزندان من حق دارن راحت زندگی کنن

    فرزندان من حق دارن طبق علاقه و سلیقه ی خودشون زندگی کنن

    دوم

    خداوندی ک آسمان و زمین و کهکشان و ماه و ستاره ها را هدایت میکنه

    خداوندی موسی را ک آدم کشت هدایت کرد

    ب راحتی هم فرزندان من را در زمان مناسب هدایت میکنه

    خداوند حامی و نگه دار فرزندان من هست

    من هیچ تأثیری در تغییر زندگی دیگران ندارم

    سوم

    گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع

    سخت می‌گردد جهان بر مردمانِ سخت‌کوش

    تصمیم گرفتم آسون بگیرم جدی نگیرم ریلکس باشم شاد باشم و لذت ببرم

    اهمیت ندم توجه نکنم

    چهارم

    توکل کردم بر قدرتمندترین فرمانروای جهانیان

    رب العالمین اللّه

    ک آرامش دهنده ی قلب من بود و هست

    نتیجه این شد :

    دوماه عصبانی نشدم اصلا اصلا

    دوماه صدام بالا نرفته اصلا اصلا

    ارتباطم با فرزندانم اندازه ای صمیمی شد

    ک دخترم میاد بغلم میکنه بوسم میکنه

    زمانیکه دراز کشیدم

    میگه : مانی بالشت نمیخای ؟

    مانی پتو نمیخای ؟

    میاد کنارم پوست خوارکی ها رجمع میکنه

    وقتی بیرون میریم با اشتیاق دستمو میگیره

    وقتی میگم عاشقتم میگه : می تو

    پسرم میگم عاشقتم : میگه منم عاشقتم

    میگه نفسم قلبم

    میرم بیرون میگه مواظب خودت باش زود بیای

    همسرم تو خونه میگه میخنده

    لحن صبحت هاش عوض شده آروم و ملایم

    هرچی میگم اکثرا میپذیره

    ینی میخام بگم تو خونه ی من صلح و صفا و صمیمیت شده

    دوستی برپا شده

    عشق جریان داره

    لذت جریان داره

    الان وقتی از بیرون میام خونه با عشق میام

    میام تو خونه اون انرژی مثبت خونه را لمس میکنم

    اونقدر فضای خونم حس خوبی گرفته

    حس لذت و خوشبختی بخودش گرفته

    اونقدر خنده و دوستی و ارتباط خوب تو خونم جریان گرفته

    من شب میشه میگم کی میخاد صبح بشه

    صبح میشه میگم کی میخاد شب بشه دورهم جمع شیم

    خلاصه ک خدا را در زندگیم در خودم پیدا کردم

    خلاصه ک من با خودم با درونم آشتی کردم

    خلاصه ک خداوند نجاتم داد

    خلاصه ک خداوند من را از گمراهی نجاتم داد

    دستمو گرفت محکمم گرفت

    من را مورد لطف و محبت خودش قرار داد

    چشم و دل من را بینا کرد ب زیبایی ها .ب عشق

    ب دوستی

    به صلح با خودم با جهانم

    خداوندا سپاسگزارم‌

    اینجوریه ک‌ چهار صبح لحظه ی دورهمی هامون

    دور سفره نشستنمون را تجسم میکنم

    عشق دخترم بخودم را تجسم میکنم

    صفا و صمیمیت خونمو تجسم میکنم

    باعشق بالذت واقعی

    میگمممممم

    خدااااااااا جوووونمممممم دوررررت بگردممممم من

    میگمممم خداااایاااااات شکررررت

    تازه میفهمم ک بعد از سپاسگزاری حال ادم خوب میشه

    تازه درک کردم سپاسگزاری واقعی ینی این

    خداااایااااا سپاسگزارتممممم دنیااا دنیااااا

    من از نمره ی 100 بخودم نمره 30 را میدم

    چون خیلی خیلی خیلی زیاد مونده روی خودم کار کنم

    چون خیلی کار دارم

    قلبم آرام گرفت

    قلبم از استرس ها و اضطراب های همیشگی در مورد خانواده ام آرام گرفت

    من آرامش گرفتم نجات پیدا کردم از حساسیت ها و گیر دادن های بیخودو بی جهتم

    خدایاااا شکرت

    استاد از آموزش های شما نبود من امروز اینجا نبودم

    اگر سایت و فایل های شما نبود من هرگز نمیتونستم ادامه بدم

    استاد من همیشه روش شما را میپذیرفتم

    و همیشه میگفتم استاد عباسمنش

    آدم را متوجه منظورش میکنه خیلی راحت محتوا را بیان میکنن

    و این بزرگترین دلیلی بود ک من موندم و شما را انتخاب کردم

    شاید اساتید دیگه موضوع ارتباط با خداوند و توحید و همه ی اموزش های شما را هم داشته باشند

    ولی روش بیان شما را ندارند

    من قبل از اینکه اصلا عضو سایت شما بشم از اینستا

    صحبت های شما را دیدم و شنیدم

    میگفتم چقدر واضح هر موضوعی را بیان میکنه

    چقدر آدم میفهمه کلیت موضوعی را

    چون اونموقع من شناختی از شما نداشتم و در مدار شما نبودم

    نیومدم سایت

    تا اینکه الان شدم یکی از اعضای خانواده شما استاد عزیز

    و باعث افتخارمه

    و با تمام وجودم براتون آرزوی سلامتی و خیر و برکت و سعادت در دنیا و آخرت را دارم

    سپاسگزارم

    روز شمار تحول زندگی من

    روز چهل و چهارم 1403/4/13

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      بهناز عادلی فر گفته:
      مدت عضویت: 768 روز

      سلام دوست عزیز

      چقدر خوندن کامنت شما به من انرژی داد.

      من هم تا قبل عید نوروز امسال اوضاع خوبی نداشتم.مخصوصا توی روابط، بعضی وقتها به جدایی فکر میکردم ،بعضی وقتها فکر میکردم که خیلی خوشبختم.

      خیلی خیلی سخت گیر بود.

      همه چیز رو در حد عالی میخواستم.

      حتی همسرم رو، همش گیر دادن و غرغر بود.

      چون من خیلی سخت گیر بودم و به قول خودم کمال گرا بودم.

      تا اینکه عید نوروز از طریق یکی از دستان خداوند با استاد عباسمنش آشنا شدم.

      وقتی توی یکی از فایل ها استاد گفتن هر رفتاری با شما میشه خودتون اون فرکانس رو فرستادین، این قدر روی این حرف فکر کردم که فهمیدم دلیل خیلی از رفتارهای همسرم رو، دلیل خیلی از مسائل رو،

      سخت گیری های من ،چیزی که به عنوان عشق تو ذهنم بوده سال های قبل ،از طریق فیلم ها، خیلی چیزها فهمیدم.

      و الان خیلی دارم سعی میکنم گیر ندم ،خونسرد باشم،

      و هر وقت مشکل کوچکی پیش میاد سریع میفهمم که فلان فکر رو کردم، از فلان رفتار میترسیدم ، و …

      الان زندگیم نسبت به قبل خیلی خیلی بهتر شده و خدا رو صد هزار مرتبه شکر میکنم که با استاد عباسمنش عزیز آشنا شدم و دوستان خوبی مثل شما توی سایت پیدا کردم که از خوندن کامنت های زیباتون لذت میبرم.

      در پناه خداوند یکتا شاد باشید ️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      فاطمه هلالی گفته:
      مدت عضویت: 931 روز

      سلام دوست عزیزم

      امیدوارم هرجاهستی شادو سلامت وثروتمند باشی

      چقد لذت بردم از خواندن کامنتت

      هربار توی مسیر موندم ادامه دادم احساس.خوب وامید وتوکل رو

      روابط،عالی شد.

      بدنم پرانرژی شد

      اعتمادبنفسم بالارفت وکلی شخصیتم ومهارتهام رشد کرد و خوشحالم کرد خداوند

      ورودی مالیم بیشتر شد

      هربار ک یویو شدم یکروز کار کردم یکروز درگیر حواشی زندکی شدم

      دورشدم ازمسیر

      واوضاع بهم ریخت وزندگی نچسب شد ک دوزاریم میفته آقا من خارج شدم ازمسیر ب کمک خوابهام ونشانه های خداوند آگاه میشم

      با تمام وجود تمام تلاشمو میکنم بیام تو مسیر وخودمو جموجور کنم

      سپاسگذارم بابت این کامنت زیبا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        زهـره احمدجانی گفته:
        مدت عضویت: 1358 روز

        سلام دوست عزیزم فاطمه جان

        خداوند را سپاسگزارم برای این همزمانی

        عزیزم خیلی سپاسگزارم که طبق هدایت خداوند عمل کردید و برای من نشانه ی ارزشمندی بود در بهترین زمان

        دیدگاه شما یادآوری شد از روزهایی که با تمرکز و بدون توجه به حواشی روی خودم کار میکردم و پیشرفت داشتم

        بخاطر این میگم بهترین زمان برای اینکه دیروز درگیر حواشی شدم

        و خداروشکر که مثل همیشه حواسش بمن بود و هست و اجازه نداد که ادامه بدم و

        با دیدگاه شما مرا مورد لطف خودش قرار داد.

        موفق باشی عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    نظری گفته:
    مدت عضویت: 3399 روز

    “به نام االله یکتا ”

    سلااااام خدمت خانم شایسته گل و استاد عزیزم :

    خداروشکر که امروزم تونستم یک فایل ارزشمند از استاد ببینم .

    نکات مهم این فایل ارزشمند :

    من با دیدن برنامه های استاد منتظر نتایج خیلی بزرگ بودم غافل از اینکه من با این قانون”” خییییییلیییییی “””نتایج ریز و درشت گرفتم که اصلا فراموشش کردم چون منتظر اون نتیجه بزرگه بودم . استاد راست میگن منم از وقتی شروع کردم به کار کردن با این قوانین روابطم خیلییییی بهتر شده ،اخلاقم ،آرامشم و هزاران چیز دیگه ای که نمی دیدم و منتظر اون نتیجه بزرگ بزرگه بودم .

    ازلحاظ مالی ام قطعا استاد راست میگن که باید خیلی کار کنی چون این باورا مثل سیمان چسیبده به ذهنمون چون هرروز هی داریم اخبار می شنویم و نمیدونیم که دقیقا داریم فرکانس می فرستیم که من فقر بیشتر میخام و از اون طرفم می نالیم که چرا شرایطم خوب نمیشه .

    اینا رو دارم به خودم میگم که هر وقت مثل استاد تونستم روی خودم کار کنم کانون توجهمو کنترل کنم مثل استادم نتیجه می گیرم .

    (استاد میگه وقتی از لحاظ مالی نتیجه نگرفتم از دید دیگران حرفام جدی گرفته نمی شده : منم دقیقا این ترمز رو دارم که همیشه عادت داریم گره میزنم افراد و دید گاهشون رو با اون موفقیت مالیه که چقدر از لحاظ مال پیشرفت کرده توی این مسیر ، ما آرامش و روابط خوب و سلامتی رو جز موفقیت نمی دونیم ، مثلا وقتی شروع می کنیم به گوش همین فایلای استاد کم تر عجولیم برای رسیدن به اون موفقیت بزرگه کم تر عجله می کنیم که کارامون انجام بشه به ی آرامشی می رسیم با خیال راحت تر کارارو پیش می بریم واز مسیرم لذت می بریم لذت می بریم که داریم روی خودمون کار می کنیم که متفاو ت با شیم با ۹۵ درصد دیگه آدما این خودش ی موفقیت بزرگه که اگر به خاطر همین سپاس گزار باشم میتونم به کلیییی موفقیت دیگه برسم .

    توحید : همه ما ی شرک خفی در مورد آدما و دنیا داریم ،مهم ترین کار یک فرد این که خدارو به عنوان قدر تمند ترین فرمانروای کاینات درک کنه . همممممممممه چیز عوض میشه ( سلامتی ، اعتبار ، نفوذ، ثروت و….)

    همه چیز برمیگرده که چقدر باور های خوبی در مورد خداوند ساختین چقدر بهش تکیه میکنین و چقدر بقیه””” کوچیکن “”” در مقابل خدا….( دقیقا برعکس کاری که من دارم انجام میدم آدما رو بزرگ می کنم چون فکر می کنم اگه اونا نباشن و کارمو رو انجام ندن کارما تمومه دیگه ناامید میشم . چقدر تا حالا خدا دستمون رو گرفته و ما فکر کردیم که این آدما بودن که کمک کردن و دستمون رو گرفتن غافل از اینکه اون آدما فقط دستای خدا بودن که ما کارمون انجام بشه

    چقدر اثبات میکنه که شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب مخفی و پنهانه . چقدر تا حالا خدارو کوچیک کردیم و آدما رو بزرگ ولی بازم خدا تنهامون نذاشته ……)

    چقدر این حرفا به آدم آرامش میده ….

    قبلا که این فایلا رو گوش میکردم فقط به این خاطر بود که به خودم بگم بیا دیدی گوش کردی و نتیجه نگرفتی ی چیزی مثل اینکه فقط بخوام ی باری از روی دوشم برداشته بشه که ذهنمو اروم کنم که من کارمو کردم نتیجه نداد ، خداروشکر میکنم بابت اینکه هر روز آررررررامشم داره بیشتر و راحت از کنار این فایلا نمی گذرم .

    خداروشکر که هر روز داره آگاهی هام بیشتر میشه و خدارو شکر میکنم بابت وجود استادی که عشقه .

    شادااااااااب باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2007 روز

    بنام رب جمیل خالق زیبایی ها

    سلاام ب استاد یکتاپرستم ،مریم دوسداشتی و دوستان همسفرم

    44ومین برگ سفرنامه

    خداروشکر میکنم بابت اینکه قدم ب قدم دارم هدایت میشم

    هرروز آگاهیای بیشتری دریافت میکنم

    و نکات جدیدی یاد میگیرم

    و ب کامنت های توحیدی تر هدایت میشم

    در طول روز تایم بیشتری احساسم خوبه و بخاطر ی توفیق اجباری

    الان فقط من وپدر خونه هستیم و فرصت مناسبی پیش اومده ک عالی رو خودم کار کنم(این فرصتو خودم خلق کردم)

    و اینکه باوخیال راحت رو خودم کار میکنم

    امشب دومین روز پیاده رویم بود

    ک خداروشکر خییلی عالی انجامش دادم

    وکلی سرحال شدم

    اجرای توکل درعمل:

    توکل یعنی تو و کل

    تو ک جزیی از کلی

    یعنی من سمت خودمو انجام میدم وبقیه ش ک سمت خداست و بسپرم ب خودش تا برام انجام بده

    وقتی ک من باور کنم قدرت خدارو،

    ایمان داشته باشم بهش

    تو ذهنم فقط قدرتو بدم دست خودش

    و فقط خدارو ب عنوان قدرتمند ترین فرمانروای کیهان بدونم

    دیگه نگرانی معنایی نداره وقتی میدونی ک همه چی دست خداست

    تو لحظات سخت

    تو لحظه های سخت

    این حس امنیتی ک تو وجودت هست

    تو رو از دل طوفان عبور میده

    یاد حرف دوستم افتادم

    ی روز بهم ی نکته ی مهمی و گفت:

    گفت اینو همیشه یادت باشه

    ک تو زندگیت گاهی ی شرایطی پیش میاد ک زندگیت طوفانی میشه

    شرایط ب ظاهر ب نفع تو نیست

    ولی اگه تو اون روزا تو اون دقایق

    اون حس آرامش

    اون حس امنیتی ک در درونت

    ب واسطه ی ارتباطی ک باخدا داری و داشته باشی

    ب راحتی میتونی اون شرایط سخت و رد کنی این یادت باشه

    میتونی در دل طوفان هم آرام باشی وقتی ایمان داشته باشی

    همه چی درست میشه فقط باید صبور باشی این چیزیه ک من بهش رسیدم

    22:22 اینم نشونه ی تاییدش

    ساعت گوشیم

    الهی صدهزار بارشکرت

    امروز متوجه ی تغییر بزرگ توخودم شدممم

    پدر سرما خورده و اصلا سوپ دوست نداره، برای همین من اومدم برای ناهار

    ی خورش آب دار درست کردم

    خلاصه نهارشو نوش جان کرد و هیچی ام نگفت :/

    تاااا شب گفت این چی بود درست کردی ب زور خوردمش خخخخخخ

    گفتم سوپپپپ

    گفت ی سری هم داداشت برام همچین غذایی درست کرده و کلی هم ازش تعریف کرد ازش خوردم حالم بد شده خخخخخخ

    گفتم برای اینکه سرما خوردی اینحور درست کردم

    و زدم زیر خنده خخخخ

    پدر هم از خنده ی من خنده ش گرفت

    الان ک دارم مینویسم هم کلی خندیدم

    الهی صدهزار بارشکرت بخاطر سلامتی پدرم

    حالا اگه زکیه گذشته بودم ن تنها نمیخندیدم و بهم برمیخورد و ناراحت میشدم

    بلکه برای اینکه ثابت کنم ک پدر اشتباه میکنه کلی بحث میکردم باهاش

    هم حال خودم گرفته میشد هم حال پدر

    خداروشکر میکنم بخاطر این تغییر بزرگ

    خیییلی خوشحالم بابتش

    ی جورایی انگار دیگه از حرف بقیه ناراحت نمیشم یا خیلی کم تحت تاثیر قرار میگیرم

    مامانم دیشب تماس گرفت گفت تنهات گذاشتم اومدم ناراحت بود

    گفتم مادر من راحتم خیلی هم بهم خوش میگذره مخصوصا شبا ک تو حیاط میخوابیم آسمون پره ستاره س و ماه هم داره هرشب پرنور تر میشه

    چقددد من آرامشششش شبو دوسدارم

    الهی صدهزار بارشکرت ک شب و برای آرامش واستراحت ما آفریدی ممنونم ازت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      رضا زارعی گفته:
      مدت عضویت: 1310 روز

      سلام دوست خوبم

      لذت بردم از مطالعه کامنت زیبات

      و اشارت به اینکه حتی در دل طوفان هم میشود آرام بود اگر بدانی ناخدای کشتی ات همانیست که به بادوباران و طوفان و همه و همه فرمان می‌دهد ،وقتی بدانی که یکتایی داری که برگی بی اذن اون به زمین نمیفته ،وقتی ایمان داشته باشی که او همانیست که موسی را در گهواره به سلامت به منزل رساند ،وقتی ایمان داشته باشی که هر لحظه از طریق بی نهایت نشانه باهات داره حرف میزنه ،چند روزه داره باهام از طریق نوشته های بالای کامیون ها حرف میزنه و من بوس می‌فرستم با دستم به سمت اسمش رو کامیون و ملت نمی‌فهمن چمه ،وقتی ایمان دارم که مرا از خاک مرده و از نطفه ی ضعیف تنومندم ساخته ،وقتی میبینم بچه های تازه به دنیا آمده ای که حتی اختیار نگه داشتن گردنشان را ندارن و الان از لطف و عظمتش چشمانم پرشده ،وقتی میدانم که از رگ گردن به من نزدیکتر است ،یاده شعر زیبای پروین افتادم که استاد به زیبایی معناش کردن ،اینکه حتی قطره ای که از جوی سرازیر است اون هم به اذن الله پی ماموریتیست ،

      اون روز منتظر ماشین بودم و نیفتاد اونجام شب بود و خلوت و فقط من بودم ،بعدش یه ماشین نگه داشت رفتم سوار شم گف آقا آدرس فلان جا کجاس فهمیدم مسافر کش نیس گفتم اونور خیابون دقیقا جایی که وایسادم و تشکر کرد و رف و بعدش ماشین که افتاد برام گفتم خدایا منتظرم نگه داشتی که آدرس به اون بندت بدی که راه رد نکنه ؟؟؟!!!! یادم اومد چندین بار خودم به شکل های مختلف هدایت شدم با آدمهای مختلف که اصن خودشونم مثلا برا کاری که برام انجام دادن مات بودن ،و میگفتن مثلا من هیچوخ از این مسیر نمی اومدم امروز نمیدونم چی شد از اینور اومدم یا هزاران مثاله دیگه و چقدر زیباست اعتماد و توکل و ایمان به ربی که جهانیان تسبیح گوی او هستند و اوست که زنده میکند و می میراند ،اوست که حیات می‌بخشد ،اوست که مهربانیش کیهان را فراگرفته است و در برابر عظمت کیهانش مات و مبهوتم

      الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت این کامنت دوست عزیزم که باعث شد بنویسم و بیشتر و بیشتر حست کنم .

      سپاس گزارم دوست نازنینم .

      الهی که همواره غرق در نعمت و ثروت و سلامتی باشی .

      راستی اینم بگم که اشاره کرده بودی به تغییرات خودت ، و چقدر قابل تحسینه دیدن این تغییرات حتی کوچیک و تحسین اونها و انگیزه دادن به خود و ادامه مسیر ،و این یعنی قبول و اجرای تکامل به زیبایی و با لذت بردن از هر لحظه .

      در پناه حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        زکیه لرستانی گفته:
        مدت عضویت: 2007 روز

        سلااام رضای عزیز رفیق خوبم

        سپاسگزار خداوندم ک دوستان ارزشمندی چون شما دارم

        عجب کامنت پر ملات توحیدی نوشتی برام

        خیییییلی لذت بردم و حسم عالی شد

        میدونی 20دقیقه پیش ک داشتم پیاده روی میکردم کلی باخدا حرف زدم شکرگزاری کردم

        خییلی حسم عالی شد

        از خدا خواستم ک هدایتم کنه تا بهتر بشناسمش و درکش کنم

        و دقیقا بعد پیاده روی اومدم سراغ سایت

        و ی نقطه ی آبی دیدم ک کلی انرژی گرفتم باشوق بازش کردم

        ودیدم شما امشب دست خدا شدی برای من برای اینکه خدارو بهتر درک کنم و بشناسم

        سپاسگزارم ک وقت ارزشمندتو گذاشتی و ب ندای قلبت گوش دادی

        و باعشق برام نوشتی:))

        این کامنت و باید بارها بخونم تا بتونم درکش کنم

        و اینکه تحسینت میکنم چقد قشنگ قانون و یادگرفتی

        چ رابطه ی عالی با خدای درونت برقرار کردی

        چقددد لذت بردم

        چقد خوب درکش کردی

        واقعا بهت تبریک میگم پسرررر

        تو معرکه ای

        عکس پروفایلتو نگاه کردم چقد زیباست و عجب آرامشی بهم منتقل شد

        چ عکس زیبایی از خودت ثبت کردی

        بهت تبریک میگم

        و برات بهترین ها رو از الله یکتا میخوام

        در پناه رب جهانیان

        شاد باشی

        سالم باشی

        وثروتمند وسعادتمند در دنیا وآخرت ان شاالله

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      امین زندی گفته:
      مدت عضویت: 1324 روز

      سلام عالی بود خواهر خوبم

      موفقیت یعنی حفظ ایمان در دل طوفان

      موفقیت یعنی ایمان به قدرتش موفقیت یعنی صبور بودن

      موفقیت یعنی بندگی برای خدا

      موفقیت یعنی باور کردن خودت موفقیت یعنی داشتن اعتماد به نفس

      موفقیت یعنی هرچه بشه جا نمیزنم

      موفقیت یعنی کنترل ذهن

      عالی بود کامنتتون واقعا کیف کردم در پناه خداوند سالم سلامت و سعادتمند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    ارش اریا گفته:
    مدت عضویت: 2168 روز

    درود صد هزار سلام بر استاد و همراهان

    چه زیبا امروز با وارد شدن به سایت با ورود به بخش نشانه امروز من فایل حاضری برای رسیدن به هدف چه چیز رو قربانی کنی اومد

    این یادداشت گر چه جمع واژگان است ولی شرح حال پیشرفت و دگرگونی و توکل و مسیر سفر و اعتماد و اعتقاد و …من است

    روزی که خودم رو درمانده میدیدم و راه به جایی نمیبردم به سایت و استاد پناه آوردم

    گرچه 1200 روز از عضویت من در این سایت میگذشت ولی هیچ بازدیدی در سایت نداشتم خدا منو دوباره به سایت هدایت کرد

    با اولین فایل ترغیب شدم به دیدن فایلهای بیشتر و امروز که دارم این جملات رو مینویسم آهنگ و ترانه ها جاشون رو دادن به فایلهای استاد

    در رانندگی در باشگاه در دوش گرفتن در راه همدمم شده حرفهای استاد

    کفر به خدا به توکل به خدا مبدل شد

    دیدن نازیبایی به دیدن تنها زیبایی تغییر کرد

    نا امیدی به امید مبدل شد

    جا زدن به تلاش مبدل شد

    حرفهای استاد از من 40 ساله یه آذم کاملا تازه ساخت

    دنیام دگرگون شد

    کسی که راه به کار و درآمدی نمیبرد همین امشب صاحب مغازه شد

    آری دوستان منه بیکار و درمانده امشب صاحب مغازه شدم

    واین تنها تا لحظه ای که کارها رو به خدا نسپردم و تنها به خودش توکل نکردم محقق نشد

    فهمیدم خدا آگاه است

    فهمیدم خدا قادر است

    فهمیدم خدا خیلی باشکوه است

    فهمیدم خدا مهربانترین است

    فهمیدم عشق یعنی خدا

    فهمیدم خدا بخشنده است

    و امشب با تمام وجود با ذره ذره و تک تک مولکول وجودم به بندگی خدا افتخار میکنم

    به فرموده استاد اگه فکری به ذهنتون رسید خدا اینکارو کرده

    اگه کاری رو تونستین انجام بدین خدا انجام داده

    اگه موقعیتی جور شده خدا انجام داده و اینو من شخصا تجربه کردم

    خدا خدا خدا خدا خدا دوست دارم تا وقتی نفس میکشم از خدا تشکر کنم

    یه ماه پیش اولین کنسرت عمرم رو رفتم کنسرت استاد معین

    تمام صندلی پر بود حتی یه صندلی خالی نبود

    گفتم ببین معین چقدر موفقه که در سن نزدیک به 80 سالگی اینچنین غوغا میکنه

    و چند روز بهد یه مصاحبه دیدم ازشون که ازش میپرسیدن دلیل موفقیتتون چی بوده گفت فقط خدا و ورودی خونشون رو چنتا آیه زده بودن ازشون پرسیدن واسه زیبایی زدین یا بهش اعتقاد دارین گفتن اعتقاد دارم

    دوستتون دارم

    درآینده نه چندان دور از پیشرفتهای بیشتر براتون مینویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      علیرضا یکتای مقدم گفته:
      مدت عضویت: 1610 روز

      به نام خداوند مهربان وهدایتگر

      سلام دوست عزیزم

      حقیقتا چقدر خوشحال شدم وقتی دیدم کنسرت معین رفتین ، عالیه.

      دیروز دوستم آمد مغازه ام و گفت کنسرت معین شد خبرم می کنه بریم و لذت ببریم .

      من با استفاده از دوره کشف قوانین زندگی (توانایی غلبه برترس) 2 بار تنهایی رفتن استانبول و چقدر لذت بردم و کشتی شب رفتم و تا 12 شب بزن و برقص بود و خیلی خوش گذشت.

      از شما ممنونم .

      در نور الهی شاد و سالم و ثروتمند باشید.

      علیرضا یکتای مقدم

      مشهد مقدس

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    ستایش قوام گفته:
    مدت عضویت: 2794 روز

    به نام خداوند بخشنده رزاق غنی اکبر

    سلام سلام سلام

    به تمام دوستان عزیزم و استاد و مریم خوبم

    و سلامی ویژه به خودم که هرروز سعی دارم بهتر و بهتر بشم و سپاسگزار تر و ثروتمند و توحیدی تر و لذت برنده تر

    خدایا شکرت خدای من

    من عاشق خوندن نتایج دوستانم تو سایت

    با اینکه در کامنت خوندن تنبلی میکنم و دارم سعی میکنم کم کم هر شب کامنت بخونم و عادتمو از بین ببرم اما وقتی پای نتیجه از دوره ها و فایلا و قوانین وسط باشه خیلی ذوق دارم بخونم تحسین کنم و باور کنم که میشود و خودم تصمیم بگیرم بهتر عمل کنم متعهد تر با باورای بهتر و با تحسین کردن و عادت دادن ذهنم به ورودی های خوب و توجه و تمرکز به نکات مثبت و زیبایی ها خودمو در مدار اتفاقات عالی بیشتری قرار بدم

    و از خداوند هدایت میخوام برای رفتن به اون بخشی که استاد صحبت میکنه

    خوب قدم و ایده اول

    نشونه امروز من

    بریم بزنیم

    خب چقدر خوبه که همون لحظه میاد

    زندگی در بهشت

    قسمت6

    بعد این فایل و کامنتم امشب که احتمالا مهمون داریم هیچی فردا میبینم

    و هدایت و نشونه خدارو دریافت میکنم

    و قطعا خداوند منو از بی نهایت طریق به سمت اون قسمتی که دوستان نتایجشونو نوشتن هدایت میکند

    خدایا شکرت من عاشقتم استاد با این مثال قشنگت و احساس زیبات

    و درواقع توضیح تکامل

    اول ارام ارام جوانه زدن

    و ریشه دار شدن

    و بوته شدن

    ساقه گرفتن

    و الان پس از مدتی باغی پراز میوه تر و تازه که ماعسل اعمالشه

    اول ما درخواستی یا اگاهانه یا ناخود اگاه به جهان ارسال میکنیم و طی روندی هدایت میشیم به این بهشت

    بعد ارارم ارام میشنویم

    بعد میپذیریم

    بعد خیلی چیزا مقاومت داریم

    بعد طی روند

    جدی میگیریم

    مسیرو میفهمیم که اصلا قضیه چیه

    متوجه میشیم اشتباهاتمونو که تغییری نکردیم و انتظار نتیجه داریم و……

    بعد کم کم

    جدی و متعهد میشیم

    حرکت میکنیم

    ورودی هامونو هی بهتر و بهتر کنترل میکنیم

    هی بیشتر یاد میگیریم به خودمون بگیریم قوانینو

    درکش میکنیم هی بهتر وبهتر

    سوال داریم

    مجهول داریم

    اما سعی میکنیم بهتر متوجه بشیم و عادات و شنیده ها و دیده های قبلیمونو بزاریم کنار هی نگیم این چی میگه اون چی میگه

    با تکامل در مسیرلذتبخش زندگیهی بهتر با مثال هایی زنده مواجه و بهتر درکش میکنیم

    اهمیتشو

    عمل بهشو

    معجزه کانون توجه و احساس خوب و باور به الخیر و فی ما وقع

    و کم کم درک میکنیم چجور باورامونو بشناسیم درستشون کنیم

    تکاملو عجله نداشتن و تصمیم گرفتن و به تعویق ننداختن و هزاران عادت دیگه و محصولات و درک بهتر و تعهد و عمل و عمل و تکرار و تکرار و پیشرفت و تکامل و تداوم و ثبات فرکانسی و تمرکز و دستیابی به اهداف و بی نهایت بی نهایت مولتی تیلیارد اتفاقت و شرایط و افراد و موقعیت های فوق العاده که هر بار بهتر میشه

    نمیتونم تصورشو کنم که خداوند چقدر دست داره برای وارد کردن نکته مثبت به زندگیم و از چه شرایطی این کارا رو میکنه

    وقتی من تغییر میکنم

    وقتی باور و عاداتمو شخصیتمو عوض میکنم

    وقتی پامو با تکامل ازترمز برمیدارم

    وقتی با احساس خوب از تمام لحظات زندگیم لذت میبرم

    به تصاعد میرسم و از همون اول

    او همون اغاز تعهد تغییر اتفاقات

    بوم بوم بوم بوم بوم بوم رخ میدهد و هیچ نهایتی برای من نیست

    و پیش میریم

    و با پیشرفت خودمون

    با رسیدن به موفقیت جهانو افراد رو به سمت موفقیت بیشتری صعود میدیم

    خدایا شکرت

    منم باید باورمو نسبت به خداوند قادر مطلق

    به عنوان کسی که میشه ازش کمک گرفت و تنها کسی که میشه بهش تکیه کرد

    تنها کسی که میتونه به من کمک کنه

    هدایتم کنه و همه چی بهم بده

    باور کنم

    به طرزی که هینطور نتیجه بگیرم

    خدایا شکرت خدای من دیوانه شدم

    ایول ایول ایول

    استاد

    از الات شرکم برای توحید استفاده میکنی

    این کیف معمولا برای حرز امامان و دعا استفاده میشه به عنوان حافظ و نگه دار انسان

    ولی شما چقدر زیبا توش تعهد و هدف و رسلاتتو مینویسی

    خدایا شکرت

    خدای من

    هدف استاد ترویج توحیده

    و تمام اموشهاش

    تمام خلق زندگی

    تمام ثروتمد شدن

    تمام سپاسگزار بودن

    چیزیه که در مسیر توحیده

    برای رسیدن به توحید

    و همواره توحیدی تر بودن

    باید ثروتمند باشی

    تا به خدا برسی

    باید خودتو خداوندو خالق زندگیت بدونی و نه عوامل بیرونی و فقط امیدت به اون باشه(ستایش)و نه به دستان خداوند باید سپاسگزار باشی از خداوند و دستانش اما همه رو از طرف خدا بدونی با ایمان به اینکه هربار با یه دستیش بهت کمک میکنه

    و اینطوریه که داری توحید میورزی و این بخشیشه

    و نباید یکبار یا چند بار اینطوری عمل کنی

    باید هشیار باشی که همیشه و همیشه و هر بار و همواره توحیدی باشی

    این وقته که جایگاهت بهشته

    باید تمرین کنی شرک نورزی

    هر بار کمترش کنی

    و با هر بار افزوده شدن جوهره ای کوچیک از توحیدی عمل ردن و فکر کردن پاداش هارو دریافت میکنی و هرچقدر بیشتر توحیدی باشی طبق فرکانست به جهان اینه ای

    تو نعمت بیشتری رو دریافت میکنی

    سربلندی و خدایی زندگی کردن بیشتری

    چون طبق قانون جایگاه تکرار و تکرار فرکانس توحید تکرار و تکرار تجربه بهشت و عزت و لذت و پیشرفت و کمک خداونده

    و فرکانس شرک و تکیه به غیر خدا

    و تکرار و تکرارش

    جاگاهش پسرفت و ضربه خوردن و بدبختی و جهنم و درواقع به قول خودمون بی وفایی دیدن از افراد و……هست

    خدایا شکرت عاشقتم استاد و تحسینت میکنم

    که انقدر عالی زیبا و با چشم قلب میخوندی که در روح و وجودت نفوذ و روت تاثیر میگذاشت

    خدایا شکرت استاد وقتی این دوتا جمله و ترجمه ایه رو میگی

    پیروی ایین ابراهیم باش که او موحد بود و مشرک نبود

    و ابراهیم از تمام ازمایشاتش سربلند بیرون اومد

    یه احساسی بهم دست میده که اینطوری میتونم در واژه بگونجونمش

    ابراهیم استوره درج 1 قرانه

    که میشه و باید ازش پیروی کنیم

    خدایا شکرت واقعا توحید چیزیه که تغییر نکرده

    و میتونم بگم خوشبختانه من خیلی خوب میتونم توش پیش برم

    چون خیلی خرافات و شرک ها هست

    و هرچی تضاد بیشتری هست نشون میده پیشرفت و سعادت و خوشبختی بیشتری با حلش در انتظارمه

    خدای شکرت و خیلی مهمه که از شکست ها یا تجارب بد و تضاد هام درس بگیرم

    هر درسی

    از قطعا توحیدی بودن گرفته تا …………..

    خدای من خدای من خدای من خدای من

    شکرت

    اکثریت خدارو میخوایم برای ثروت

    اما

    استاد ثروتو میخواست برای

    1 رسیدن به خدا

    2 رواج توحید خدا

    پس یادگرفتم

    همه اینها دستانی از خداوندند برای رسیدن من بهش

    برای درک کردنش

    خدا که در درونه منه

    برای درک کردنش

    برای واقعا خدایا شکرت واژه ای بهتر از درک کردن پیدا نمیکنم ممنونم از هدایتت

    برای بیشتر باهاش بودن و خداگونه تر عمل کردن

    برای بهشتی بودن

    برای بیشتر بهش گوش کردن

    برای خوب زندگی کردن در دنیا و اخرت

    برای سعادت

    برای توحید

    برای اونجور که خدا سفارش کرده بودن

    خدایا شکرت دقیقا من از طریق مامانم اشنا شدم

    مامانم از طریق مامان دوست من

    مامان دوست من از طریق خواهرش

    و خواهرش در یک مغازه پارچه فروشی گمونم صدای استادو شنیده

    دیگه پارچه فروشو نمیدونم

    و ببین یک ادم که خواهر مامان دوستم یا خاله دوستم باشه چقدر با هدایت شدنش به مسیر درست

    و حرکت درش جهانو انسان هارو صعود داده

    خواهراش و بچه های خواهراش و دوست خواهراش و بچه های دوست خواهراش که من باشمو خداوند از طریقش هدایت کرده واقعا خدایا شکرت

    ما با خوشبختی خودمون جهانو به سمت خوضبختی سعود و میدیم و دستی از دستان خداوند میشیم

    خدایا شکرت و خیلی جالبه استاد

    تمام روند اشنایی هایی که من گفتمو

    مغزه و خواهر و دوست و مامانو گفت

    خدای من

    خدایا شکرت حالا که فرصتش شد بزار اصلا بگم فرکانسی که فکر میکنم منو به این مسیر هدایت کرد

    خب من یه دختر بی اعتماد به نفسی بودم

    که از سایه و قیافه خودش متنفر بود

    هیچکس دوسش نداشت

    و همه رو مسئول زندگیش میدونست

    و از همه انتظار داشت

    و به شدت شرک داشت

    و از بقیه میخواست همه چیو

    خودشو باور نداشت

    و نمیتونست باور کنه خودش میتونه پول ساز باشه و به خواسته هاش برسه

    با جدا شدن مامان و بابام

    دقیقا روندو یادم نمیاد ولی حدودا همچین چیزی بود

    خیلی دنبال جلب ترحم بودم

    همیشه با مرور خاطرات خوب

    خوب گذشتم گریه میکردم و هرشب یادمه میگفتم خدایا پس کی اون اسانی پس از سختی میاد

    درحالی که باهاش بود واقعا

    من شادی های بسیاری هم داشتم

    تفیحات و لذت های بسیاری

    دستان خداوند به شدت در زندگیم جاری بودند و واقعا نعمات زیادی داشتم

    اما

    من تمرکز گمونم میزاشتم رو اونجه ندارم

    که داشتن مامان و بابا باهم بود

    خیلی درسام خوب بود و از مبصر و سرگروه شدن همیشگی لذت میبردم و تازه این مسئله باعث شده بود من فقط از خدا بخوام همه چیو نه از مامانم

    و کمی توحید در من جاری شد

    وابسته بود شادیم به عوامل بیرونی

    و اها شکر گذار نبودم به هیچ و.جه

    خیلی خیلی خیلی خیلی نعمات داشتم ولی به نداشته هام می اندیشیدم

    عاشق البته ناخواسته عاشق بیان مشکلاتم با بقیه و ترحمشون بودم

    ولی زندگی زیبایی داشتم

    تمام اخر هفته ها عشق و حال و مهمونی بود و شنبه

    تو سرویس اماده میکردم خاطراتو با ترتیب و باهم تو مدرسه از خاطرات 5 شنبه جمعمون میگفتیم

    ولی با یه اتفاق بد کوچولو سریع ناشکری ورم میداشت و…

    البته شادی و شکرگذاری و دفتراش و…..برای اواخر زمانی بود که قبل اشنایی با این سایت بود

    وگر نه قبلش ازین خبرا نبود

    درست یادم نیست

    ولی به شدت احساساتی بودم

    به شدت تایید و توجه طلب

    در عین حال خلاق

    و کم کم انگار این تضادا منو هدایت کرد به نوشتن شکر گذاری و لذت و تمرکز بر نکات مثبت و قدم قدم به استاد و اول ازش تنفر داشتن به خاطر گرفتن حافظه بازی تو تبلت ازش و کم کم کار کردن رو خودمو و کنترل ورودی ها و طی بازه زمانی کمی و هی کمی و هی بهتر و بیشتر جدیش گرفتن و درک بهتر قوانین و…….. و پیشرفت و گرفتن اینکه دقیقا اصل چیه و باید کانون توجهمو بچسبم و ….

    و الان دیگه اون ادم نیستم

    عاشق خودمم بی غید و شرط و همواره دارم سعی میکنم عاشق ترباشم

    اصلا دلسوزی نمیخوام و فهمیدم پاشنه اشیلمه و قدم قدم مدتی میشه دارم رفعش میکنم

    دارم سعی میکنم سپاسگزار تر باشم

    همه دوسم دارن

    و بهم کمک میکنن و عشق میورزن

    خیلی کم خارج از سایت وقت میگذرونم و کم یش میاد هر روز چندین ساعت در سایت نباشم

    خیلی ارام تر و سپاسگزار ترم

    خیلی بهتر از قبل میتونم زاویه نگاهمو تغییر بدم

    و خیلی بهتر بی غید و شرط عشق میورزم

    سعی میکنم وابسته و دل تنگ نباشم

    سعی میکنم راحت بگیرم و عشق کنم

    خیلی تو بحث نکردن و رها بودن پیشرفت کردن

    درباره بیخیالی منظورمه ولی هنوز خیلی باخیالم

    خیلی تو هدایت شدن تجربه های فوق العاده ای داشتم که بیشترشونو تو کاتمنتام گفتم

    خیلی دارم سعی میکنم همه چیو از زاویه قوانین نگاه و حلش کنم

    و باهاش برخورد کنم

    و ممنونم برای دو سری سریال زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا که خیلی بهم کمک کرد ببینم استاد اگه الان تو این شرایط بود چیکار میکرد

    خدایا شکرت و خیلی رابطم با هم پدر و هم مادرم تفکیک شده عالیه بر خلاف گذشته که هربار با یکیشون مسئله داشتم

    و دارم تلاش میکنم روابطم بهتر شه

    و دارم سعی میکنم

    دلسوزی نکنم

    و واقعا باور کنم هرکسی خالق و عامل خوشبختی یا بدبختیشه

    و نخوام هدایتش کنم

    چون یه بار کردم و تو مدار نیست

    اگر بخواد مثل من هدایت میشه

    دارم تمزکزمو میزارم رو خودم و پیشرفتم

    چون وقتی خودم موفق شم عملی میتونم کسی رو کمک کنم

    و او از نتایجم هدایت شه

    خدایا شکرت

    و خیلی خوشبخت ترم

    و خیلی خوش شانس تر

    خوش بین تر و سعی در زیبا بین تر شدن

    خدایا شکرت و این پیشرفت و ثروت و فراوانی و لذت و ثروت پایانی ندارد

    و خیلی امید وار تر و قوی تر شدم

    و خدایا ممنونم برای هدایتم به این بهشت زمینی

    و سپس به بهشت اون دنیا

    خدایا شکرت

    واقعا خدایا شکرت

    همه چیز

    همه چیز

    همه چیز

    همه چیز

    به این وصله

    به توحید

    سلامتی

    اعتبار

    محبوبیت

    ثروت

    روابط و……

    همه چیز به این برمیگرده که چقدر

    رابطم با خدا خوبه

    چقدر باور های خوبی نسبت به خداوند در ذهنم ساختم

    چقدر خدا رو خوب باور کردم و چقدر بهش تکیه میکنم

    و بقیه کوچیکن درمقابل خدایی که در ذهن منه

    و چقدر در لحظات سخت و پشت کردن بقیه و سختی و….. من چقدر میتونم خداوندو باور کنم و چقدر ایمان و باور دارم که نتیجه این باور اینه که چقدر میتونم خودمو اروم کنم تو اون لحظات سخت

    میتونم امید وار باشم تو اون لحظات سخت

    و بگم الخیر و فی ماوقع و ایمان داشته باشم بهش و نتیجش الا به ذکر الله تطمئن القلو هست

    واقعا خدایا شکرت

    خدایا شکرت که انقدر استاد عالی زندگی کرده و به هرانچه خواسته رسیده

    چقدر جهانو به سمت ثروت و خوشبختی و توحید و سلامتی و زیبایی پیش برد و میبره

    چقدر با موفق شدنش با توحیدی عمل کردنش تونست اونو رواج بده

    چقدر عالی دستی شد از دستان خدا برای همه ی ما

    واقعا خدایا شکرت

    منم میخوام عالی زندگی کنم

    و جهانو رشد بدم

    مثل استاد

    خدایا شکرت اینکه استاد الان تو هیچین وضعیت عالی مالی ای هست

    و داره میگه که اوایل نتیجه نگرفته بوده

    بهم امیدی میده

    که ستایش ادامه بده

    استادم اولش نتایجش با سلامتی و روابط و…….اغاز شد ولی وقتی ادامه داد

    وقتی لذت برد و تحسین کرد نتایجو

    قدم قدم ثروتم اومد و الان در این ازادی مالی هست

    پس نجوارو به وجودت راه نده و ادامه بده

    صد در صد قطعا یقینا این مسیری زیباست هدایت شده از سوی پرورد گارت

    خدایا شکرت

    دقیقا استاد

    عجب نکته ای رو گفتی

    نمیشه بگی دقیقا از چه نقطه و روزی شروع و کی نتیجه گرفتی

    مثل اینکه من یه بار داشتم تصور میکردم میخوام اون نقطه و خطی که ازین ورش زمین شبه و ازین ورش روز هست رو باشم و یه دستمو این ور بگیرم تو تاریکی و یکی هم تو روشنایی

    و خطی رو متصور میشدم

    بعد یهو دیدم این اصلا با قانون تکامل همخونی نداره

    اینطوری نیست که از یه مرز مشخصی شب مطلق و به همین شکل روز مطلق باشه

    رونده

    یکمی روشن تر

    یکمی روشن تر

    گرگ و میشی تر و روشن تر و روشن تر تا صبح و یه رونده این قسمتهای زمین

    و اونورم یکم تاریک تر غروب یکم تاریک و گرگ و میشی و تاریک و تاریک تر تا سیاه سیاه

    یعنی مثل جدول رنگی که در کلاس طراحی میدن از پر رنگ پر رنگ پررنگ تا سفید تو باید ارام ارام سایه زدنو یاد بگیری

    نباید حط میکشیدم در تقسیمشونو

    مدادو خیلی فشار میدادم

    بعد خیلی شد زیاد

    بعد کم

    بعد کم

    بعد شل شل

    و بدینشکل جدول اماده میشد

    و این تکامله

    تو از یه روز مطلق رو باورای ثروتت کار نمیکنی حرکت کردن درشو تصمیم گرفتن و شل و سفت شدن و متعهد شدن و….روند داره

    و هی نتایج از اروم اروم شروع و هر بار بیشتر میشه نمیشه بگی کی نتیجه گرفتی

    باید باورای اشتباه نسل در نسل و سیمان گونمو ارام ارام لایه لایه تراش بدم و جدا کنم و باورای درستو جایگزین کنم

    باورای مرمرین رو

    با تکرار و تکرار و تاید و تحسین و درس گرفتن و…..

    کاری که دارم تو کامنت هام و سفر به دور امریکا میکنم و سعی میکنم در زندگیمم همین طور باشم

    باید با تعهد بیشتر ی رو باورای فراوانی و ثروتم کار کنم

    و اونوقت نتایج تغییر میکنه شک ندارم قطعا

    یقینا

    مطمئنا

    وحی منزل

    وعده خداونده

    که وقتی توبه میکنی و روی میگردانی و تغییر میکنی بخشیده میشی

    قطعا بهت روی میدهیم اونقدر که راضی شوی

    خدایا شکرت عاشقتم استاد که درس میگیری از حتی کامنت هایی که تکررا و تکرار و مرور درس ها و اگاهی های خودته

    خدایا شکرت که انقدر مفید و روغن دهنده چرخ دنده هاست مطالعه نتایج بقیه

    خدایا شکرت من باید بخوابم از دقیقه 15 مینویسم

    خدانگه دار

    ممنونم

    خدایا شکرت

    ستایش 13 ساله

    امریکا میبینمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
      • -
        ستایش قوام گفته:
        مدت عضویت: 2794 روز

        سلام ساناز عزیزم

        خدای من

        تو دردونه دستی از دستان خداوند شدی برای هدایتم

        تو این کامنتم در مهر ماه هدایت خواستم برای قسمت نتایج و یه ۵ یا ۴ یا ۶ روز میش بنده با نشونه امروزم خدای من هدایت شدم به همون نقطه نتایج دوستان

        مصاحبه با استاد قسمت ۱۳

        و اتفاقا هدایت میخواستم برای همون کامنتم که توش نوشته بودم دوست دارم بدونم نتایج کجاست تا بیام و نتیجه رو بنویسم خدای من و وقتی ما دوست عزیز پاسخ برام نوشتی

        کامنتم و دوباره خوندم

        و دارم پرواز میکنم

        که خدای من چجور منو از بی نهایت طریق اینبار نشونه امروزم ک کامنتم دست بی نظیر هدایت میکنی آخه

        خدایا شرکت راند تکاملی رو میبینی

        که به قول استاد هر بار ساده تر و سریع تر میشه چون رو دور میکنی؟

        هدایت به نتایج بعد حدود ۱ ماه اتفاق افتاد

        و هدایت به این کامنتم که بنویسم چه زیبا خداوند همواره عاشقانه هدایت میکنه به قول پرنس الا دردانه هایش را، ۶ یا ۴ روز بعد اتفاق افتاد خدای من چقدر دارم پیشرفت میکنم

        چقدر دارم پیش می رم و ظرف وجودم و رشد میدم و آماده دریافت نعمتها و هدایای ارزشمند تری میشم واقعا خدایا شکرت

        واقعا خدایا شرکت

        قانون جواب میدهد

        قانون ساده هست

        قانون محشره

        الهی شکرت

        و ساناز عزیزم تو مایه افتخار منی

        و به قول محمد هم پاره ای ارزشمندم🎶🎁🎁🎈🎈🎉🎉🎉🎉❤❤💝💝💞💞💟💟💌💌👄👄👣👩‍💻🤠🤓🤓🤓🤓🤓🤓🤑🤑🤑🤑🤑😢👑👑👑💎💎💎

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      ستایش قوام گفته:
      مدت عضویت: 2794 روز

      به نام خدای عزیز هدایتگر

      سلام سلام صد تا سلام

      امروز هدایت شدم کامنتهای این فایلمو بخونم

      و یه بهبود بخشی خواستم بگم

      اونجایی که گفتم

      سعی میکنم وابسته و دل تنگ نباشم

      خب میخواستم بگم این از کجا اومد که انقدر متحول شد وضعیت وابستگی من به بقیه

      خب داستانو که تعریف کردم

      و من یک ادمی بودم به شدت وابسته به دوست و فامیل و اشنا و هرچی که فکرشو کنی

      و از اون زمانی که من متها از پدرم دور بودم

      شاید 6 ماه

      خب در این روند 2 الی 3 سال

      من به شدت ادم مستقلی شدم

      شاید اوایل خیلی سختم بود

      ولی طبق قانون الخیر و فی ما وقع

      یه اتفاق ظاهرا از دید بقیه بد

      به من در بهبود عظیممممممممممممم یکی از بزرگترین پاشنه اشیلام کمک کرد

      اون موقع نمیدونستم اصلا قانون و پاشنه اشیل و…………. رو

      الان میفهمم

      و تازه این بیماریه باز چقدر به من کمک کرد

      تعصب اطرافیانم که موجب خونه نشینیم شد اصلا استارت اومدن تو سایت و دالنود فایلا و محصولات و قدم قدم قدم تا الانو زد خدای من شکرت چحوری اخه هدایت میکنی؟

      همین خونه نشینی از نظر بقیه زجر اور منو مستقل تر کرد از تمام فامیلام

      و پله ای هست برای اسانی مهاجرتم به امریکا ایشالا

      همین باعث شد شخصیتم قوی تر بشه

      همین باعث شد به اینجا برسم

      به این حال خوب

      به این هدفمندی

      به این بهبود شخصیتم و زندگیم

      به این کار کردن رو خودم و عشق کردن

      به این واقعا زندگی کردن

      واقعا خدایا شگرت

      یه حسی بهم گفت و دوست داشتم اینارو بنویسم

      عاشقتونم

      دوستون دارم

      خدایا شکرت

      ممنونم

      امریکا میبینمتون

      شاد و ثروتمند و زیبا بین و با عزت نفس و خداگونه باشید

      با عشق

      یع عشق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    ویدا قربانی گفته:
    مدت عضویت: 2698 روز

    سلام استاد عزیزم مریم جان و همه شما دوستان مهربان و خدا دوست

    دوستان من سال های زیادی هست که روی ذهنم و ارتعاشم و ارتباطم با خدا دارم کار میکنم

    و به تازگی اتفاقات خیلی جالبی درونم افتاده که به لطف خدا به اشتراک میزارمشون

    دوستان من با خداوند خوب رابطه خیلی صمیمانه و عاشقانه ای برقرار کردم و این ارتباط صمیمانه و عاشقانه باعث شده که ارتعاش و انرژیم خیلی بالاتر رفته الهاماتم شفاف تر شده و بسیار بسیار در ساخت باورهام تغییر اساسی شکل گرفته خدا حضورش بسیار برام پر رنگ تر شده و خود خدا داره همینطور منو به سمت خوشی و فراوانی می‌بره کاملا متوجه هستم و میبینم از اتفاقات مثلا ماشین دلخواهم سفر رویایی که دوستش دارم هر چیزی رو برام خیلی نزدیک تر آورده خیلی بیشتر حسشون میکنم و بهم میگه اینا همه مال تو هستن دوستان ارتباط با خدا و وقت گذاشتن برای خدا و اینکه یک رابطه عشقی احساسی خیلی نزدیک و سراسر احترام و دوستی با خدا برقرار کنید در ساخت باورهاتون بهتون کمک می‌کنه وقتی شما با تمام این انرژی قدرتمنده نورانی که انتهای تمام خوبی هاست هر چه خوبی رفاقت میکنید اونقدر براتون همه چیز باور پذیر تر دست‌یافتنی تر نزدیک تر اصلا کاملا خودتون رو درون هر چه میخواین می‌بینید و این ارتعاش فوق‌العاده قوی هست عزیزای من تا میتونید خودتون رو اینه کنید و رها کنید یعنی ظرف درنتون رو خالی کنید که چیزای خوب جا برای حضورشون باز بشه و کاملا رها باشین اصلا آزاد باشین نچسبین به هیچی دیدین خدا چقدر رهاست اصلا به هیچی نچسبیده و همینطور فقط لذت میبره و خلق می‌کنه دوستی با خدا ما رو شبیه به خودش می‌کنه و اصلا رسیدن به ثروت بسیار آسان راحت و در دسترس میشه و همینطور ادامه بدیم چون خدا بیشتر ما دوست داره که ما بریم وسط دل همه فراوانی هاش چون عاشقه خدا انتهای عشقه و عاشق تک تکمونه

    مرسی که خوندیش دوست خوبم موفق باشی بی نهایت سپاسگزارم ☺️💗🌺🙏🏻🌼

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      اکرم هاشمی گفته:
      مدت عضویت: 1700 روز

      سلام به دوست عزیزم

      فوق العاده براتون خوشحالم و بهتون افتخار میکنم که رابطه فوق العاده با خدا دارین

      یه نکته خیلی قشنگی دیدم اینکه گفتین برای خدا وقت بذاریم

      دوست خوبم ممنون میشم منو هم راهنمایی کنی که تشنه عشق خدا هستم

      در پناهش باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    مصطفی عبداللهی مقدم گفته:
    مدت عضویت: 4024 روز

    سلام استاد

    باز هم مثل همیشه عالی بود و بی صبرانه منتظر فایل بعدی و محصول روانشناسی ثروت 3 هستم

    این مسابقه یه فرصت طلایی داد تا بتونیم به طور رایگان از تجربه خوب دوستان در ابعاد مختلف استفاده کنیم .

    باز هم ممنونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 973 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای روز 22 مهر رو با عشق مینویسم

    قبل اینکه رد پای روزم رو شروع کنم این موضوع که الان میخوام درموردش بگم ،در خاطرم نبود که در رد پای روز 21 مهر بنویسم

    دیروز که من رسیدم سر کلاس متوجه شدم گل سینه که به لباسم زده بودم و حالت سنجاقی داشت و گل رز زیبایی بود ،نیست

    وقتی متوجه شدم نیست ، حیرت زده شدم از این رفتار خودم ،تو دلم سریع گفتم هیچ اشکالی نداره هر کس پیداش کرد به شادی ازش استفاده کنه و مبارکش باشه

    قرار بود تا امروز من این سنجاق رو داشته باشم

    و هیچ ناراحت نشدم و این حیرت زده ام میکرد

    چون من قبل آگاهیم وقتی چیزی گم میکردم خیلی ناراحت میشدم و حتی چندین روز درگیر اون چیزی که گم کردم میشدم و میگفتم هرکی پیداش کنه نتونه ازش استفاده کنه

    وای چی داشت رخ میداد

    من تغییر کردم و این تغییرو از نتیجه داشتم میدیدم و انقدر آروم بودم و در لحظه گفتم اشکالی نداره یکی دیگه میگیرم

    خدایا شکرت که به من این همه محبت داری

    شبش وقتی برمیگشتم خونه تو راه سوار ون محله مون شده بودم خدا ازطریق یه مرد که دستی شد از دستای خدا تو اتوبوس کمکم کرد تا بومم رو نگه داره و چون خیس بود نمیشد تکیه بدم به جایی و کل میز رو از بومم نگه داشت

    .و من بابت تشکر بهش گل سر جوانه دادم

    و یادم بود که خدا همه این کارهارو برای من انجام میده

    خب الان رد پای روز 22 مهر رو با عشق مینویسم

    جملات استاد فرشچیان در یک سالن پر از جمعیت در یک کشور خارجی ::

    بالای میز کارم نوشته بودم

    من باید نابغه بشوم

    نابغه نشدم ولی سعی کردم که بشم و کارهایی بکنم که در تاریخ هنر ماندگار بشم

    به جوانان توصیه میکنم که نفر اول بشن در کارشون ،در هر علمی که دارن می آموزن در هر کاری ،اول باشن و از دقایق زندگی خودشون واقعا استفاده بکنن

    من یادمه جوان که بودم شبانه روزی دو ساعت میخوابیدم

    همش کار کار کار

    و حالا که به اینجا رسیدم میبینم که خداروشکر خدا منو موفق داشته بتونم یک اثر هنری در ایران بگذارم

    و یه حرف قشنگی زد :

    خدا کنه که حمل بر خود ستایی نباشه

    خدا میدونه از قلب بنده

    این یه نشونه از طرف خدا برای من بود

    امروز صبح که بیدار شدم و وسایلامو برداشتم تا برم ورکشاپ رایگان پاساژ نقاشی کلاسم تو تجریش ،قبلش میخواستم برم حسن آباد تا کاموای زرد برای گل سرا بگیرم

    حاضر شدم و رفتم و مثل همیشه به درخت توتی که جریانشو تو رد پاهام نوشتم سلام دادم و همیشه با خودم یه بطری کوچیک میبرم که بهش آب بدم و باهاش احوال پرسی میکنم

    و امروز دوباره مثل هفته پیش رفتم حسن آباد کاموا بگیرم

    وقتی رفتم کامواهامو گرفتم سمت خروجی مترو دو تا پسر جوان داشتن آهنگ زیبایی با گیتار میزدن خیلی آرامش بخش بود

    وقتی رفتم و خرید کردم برگشتم تو دلم گفتم پول بدم بهشون ولی گفتم نه بذار بهشون گل بدم ،از این گلایی که بافتم

    همین که میخواستم گل بدم حس کردم و به خودم گفتم نه طیبه خدا بهت عطا میکنه بیشتر از این ها رو بهت میده

    نگو پولم تموم میشه شون حس کردم تو ذهنم میترسیدم پولم کم بشه

    به خودم گفتم تو اگر از این دستت بدی ، خدا بی نهایت به دست دیگه ات عطا میکنه و مطمئن باش فراوان به حسابت پول میاد

    پس با خیال راحت از پول بگذر مثل حرفای استاد عباس منش که میگفت از پولت بگذر

    وقتی برای چیزی خرج میکنی یا میبخشی ،بگو من که میدونم بی نهایت بهم عطا میکنی ، پس میبخشم

    و سریع از کیفم 50 هزار تمنی برداشتم و توی کیف گیتارشون گذاشتم و به هر دوتاشون گل بابونه و گل آفتاب گردانی که با کاموا بافته بودم دادم و رفتم

    برگشتنی باید خط عوض میکردم باز مثل هفته پیش یادم نبود کجا باید پیاده بشم

    به امام خمینی که رسید وایساد ، دیدم قطار نمیرفت پرسیدم و با خودم گفتم چرا درای قطار بسته نمیشه اونم تو روز عادی که تعطیل هم نیست ،من یه لحظه به خودم اومدم دیدم رنگ تابلو آبیه و نوشته امام خمینی

    پرسیدم از خانمی که تجریش میره گفت نه فرهنگسرا

    وای خندم گرفت زود دوییدم

    من کجا بودم؟؟؟؟

    الان جوابشو میگم

    با خدا

    با کیفی که با خدا میبردم و باهاش هم صحبتی میکردم و جوری هوش از سرم برده بود که فراموش کرده بودم کجا میخوام برم

    خدایا از این حال برای تک تک بنده هات آرزومندم از این حس خوب از این عشق بی نهایت از این لحظه به همه عطا کن

    آمین

    بعد که فکر کردم ، درای قطار انگار برای من باز مونده بودن و قطار حرکت نمیکرد

    خدا میخواست من پیاده بشم الان که مینویسم گریم گرفت

    برای من

    برای من

    برای طیبه

    قطار وایساده بود و دراشو نمیبست

    ببین چقدر ارزشمندم که خدا قطارو برای من نگه داشته بود تا منو به جهان مادی برگردونه و بگه پیاده شو ،باید خط عوض کنی

    ماچ ماچی منه دیگه

    خیلی دوستش دارم

    خیلی میخوامش

    مگه ماچ ماچی تر از ربّ و صاحب اختیارم کسی هست؟؟؟ نه نیست ..فقط و فقط ربّ من هست و بس.

    اینو نوشتم یاد دیروز افتادم که از کلاس رنگ روغن برمیگشتم خونه نزدیکای مترو که رسیدم بهم یادآوری شد که کیف دستی من تو کلاس جا مونده و چون داشتم به بچه ها توضیح میدادم رنگارو وجا گذاشتم و خدا به سرعت یادآوری کرد تا برم و بردارم

    اگر قبل آگاهیم بود من فراموش میکردم و وقتی میرسیدم خونه یادم میفتاد ولی الان همیشه خدا به سرعت بهم یادآوری میکنه که من چیزی که جا گذاشتم رو برگردم و بردارم

    بعد من رفتم و سمت تجریش خط عوض کردم ،همه اش داشتم میخندیدم و واقعا حس خوبی داشتم

    و بعد به فایلای تیکه ای از اینستاگرام نگاه میکردم که خدا بهم نشونه داد و اون صحبتای استاد نقاشی

    استاد فرشچیان بود که اول رد پام صحبتاشو نوشتم

    وای من وقتی گوش میدادم ،عمیقا از خدا درخواست کردم که منم میخوام فقط دو ساعت بخوابم

    و پرسیدم چه کارهایی باید انجام بدم تا هم به انرژی بیشتر بدنم اضافه تر بشه و تغذیه ام مناسب تر بشه و دو ساعت فقط بخوابم؟؟؟؟

    و اینارو که میگفتم وایساده بودم تو مترو تا قطار بیاد و یه انرژی خیلی خیلی زیادی تو سرم حس میکردم و سرم پر از برق بود

    و عمیقا درخواست کردم

    وقتی رفتم ورکشاپ رو رسیدم ، دیدم همه نشستن مثل هفته پیش از محیط بیرون و طبیعت اطراف میدان تجریش نقاشی میکشن ،منم شروع کردم به طراحی و تقریبا آخرین نفر بودم که کارمو تحویل دادم

    استاد طراحی تو کلاس استادم ،بهم یه کتاب رو معرفی کرد و گفت برو اونو بگیر تو طراحی از منظره خیلی کمکت میکنه

    تو راه برگشت میخواستم برم انقلاب تا کتابی که گفته بود رو بخرم و از طرفی میخواستم کتاب مبانی هنر که استادم معرفی کرده بود رو بخرم

    گفتم خدا من میخوام برم انقلاب کتاب بخرم ،برم؟؟

    که حس کردم نه نرو و برگرد خونه

    و من برگشتم خونه تو راه برگشت کلی گل بافتم که با خودم برده بودم و تو مترو که نشستم ، از زمانم بهترین استفاده رو بردم و کلی گل بافتم

    خدایا شکرت که این همه فعال شدم و از زمانم به بهترین نحو استفاده میکنم

    الان که مینویسم 28 مهر هست انقدر تو این یک هفته اتفاقات نابی افتاد که فرصت نشد من بیام و بنویسم

    ولی سعیمو میکنم تا جایی که یادم مونده بنویسم و هر روز چکیده شو مینویسم تو گوگل درایوم تا بعد یادم باشه و درموردش جزئیاتشو بنویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      زهرا مختاری گفته:
      مدت عضویت: 2641 روز

      سلام دوباره به طیبه جانم ،

      این جمله ای که از استاد فرشچیان نوشتی اصن روز منو ساخت،

      منم تو دلم همچین درخواستی هست،که دوستدارم فقط نقاشی بکشم..و می‌دونم که اگر می‌خوام عالی بشم باید عالی تمرین کنم…

      من در شبانه روز به خاطر بچه هام میانگین شش ساعت می‌خوابم و البته خیلی پر انرژی نیستم ،

      ولی می‌خوام باشم،

      غذامو کم کردم ،

      ولی می‌خوام که بهتر بشم…

      امیدوارم خداوند منو به جواب سوالاتم هدایت کنه.

      دوست خوبم در پناه هدایت خداوند باشی همیشه.️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        طیبه گفته:
        مدت عضویت: 973 روز

        به نام ربّ

        سلام زهرا جان

        من بعد دیدن پیام شما و پیام دوست دیگه که براتون نوشتم

        امروز هدایت شدم به فایل جدید که استاد گذاشتن

        و خدا شگفتانه بهم نشونه داد

        و من فصل اول دوره 12 قدم رو خریدم

        چقدر خدا دقیقه که داره از پاسخ های دوستان انقدر دقیق چیدمان رو میچینه و هدایت میکنه

        https://abasmanesh.com/fa/perception-of-universal-laws-in-quran/comment-page-8/#comment-1489249

        لینکشو برات میذارم دوست داشتی بخون

        درک قوانین جهان در قرآن کریم | قسمت 1 – صفحه 8

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          زهرا مختاری گفته:
          مدت عضویت: 2641 روز

          سلام طیبه جانم ،

          امیدوارم عالی باشی،

          الان با اکانت دیگه م تو سایت بودم ، همش نشونه هایی از کار کردن روی روابط و از دوره ی عشق و مودت می دیدم،

          ی لحظه گفتم خدایا اگر منظورت اینه که دوره ی عشق و مودت رو بخرم همین الان واضح بهم بگو تا بدونم، و تا تردیدها نیومده ، همین الان عشق و مودت رو میخرم،

          آخه من دارم رو دوازده قدم کار میکنم از اول، تا قدم چهار رو دارم،

          ولی گفتم اگر این الهام از طرف توئه ، بهم واضح بگو…

          اومدم تو این اکانت که دوره رو بخرم،

          دیدم پاسخ تو اومده،

          و چی شد؟؟

          از زبون تو بهم گفت روی همون دوازده قدم کار کن و منحرف نشو،

          فهمیدم که هدف از اون نشونه ها توجه کردن به نکات مثبت اطرافیانم بوده، چون من اتفاقا این مدت تمرین نوشتن نکات مثبت فرزندانم رو شروع کردم.

          من در حال حاضر جلسه ی 6 قدم اول هستم. و تصمیم دارم با طمآنینه دوره رو جلو برم ،

          بدون عجله ،

          هر روز یک قسمت از زندگی در بهشت رو حتما ببینم ، شایدم بیشتر،

          و همزمان با دوازده قدم از فایل های دانلودی استفاده کنم.

          خیلی خوشحال شدم که تو هم دوازده قدم رو شروع کردی،

          خیلی مسیر لذت بخشیه،

          ازت ممنونم که آنقدر خوب روی خودت کار می کنی که شدی دست خداوند برای هدایت..

          برات یک روزی بغیر الحساب و یک شادی عمیق در دلت آرزو می کنم.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
          • -
            طیبه گفته:
            مدت عضویت: 973 روز

            به نام ربّ

            سلام زهرا جان عزیز

            روزی که کامنتت برای من با چراغ آبی روشن شد من اومدم و برات نوشتم

            وقتی خواستم تو سایت دیدگاهم رو ارسال کنم ،هرچی نوشته بودم پاک شد

            اولش گفتم وای اون همه نوشتم

            ولی سریع گفتم نه طیبه وای نگو

            حتما نباید اون لحظه پاسخی مینوشتی و باید پاک میشد

            الان که اومدم در قدم اول دوره 12 قدم رد پامو نوشتم و گفتم که امروز 7 آبان شروعش کردم از جلسه اول

            بعد دیدم دوباره دایره آبی پاسخ دوستان اومده برام و یکی یکی و بعد هدایت شدم به نظر شما و انگار الان وقتش بود که من بنویسم

            تو رد پام در جلسه اول قدم اول نوشتم که بهم گفته شد کل فایل های رایگانی که تو گالری گوشیت داری رو به فلش انتقال بده

            و برام خیلی سخت بود تا انتقال بدم چون میخواستم در کنار گوش دادن به دوره 12 قدم ،به فایل های رایگان هم گوش بدم

            و حتی این بهم گفته شد که هر موقع وقتش باشه که نیاز باشه به فایل های رایگان گوش بدی بهت گفته میشه و هدایت میشی

            ولی الان باید تمرکز اصلیت روی دوره 12 قدم باشه و متمرکز تر روی دوره کار کن

            و هر روز تمریناتش رو انجام بده و هر لحظه سعی کن عمل کنی

            تا جایی که عمل میکنی بهت داده میشه و مدارت بالاتر میره

            پس طیبه تمرکز یادت باشه

            من اینارو دریافت کردم و چشم گفتم

            برای دوست خوب و آگاهی چون زهرای عزیزم از خدا بی نهایت عشق ،شادی و سلامتی و آرامش و ثروت میخوام

            دوستت دارم زهرا جان

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
            • -
              زهرا مختاری گفته:
              مدت عضویت: 2641 روز

              سلام طیبه جانم،

              چقد خوشحالم که تکاملت رو آنقدر قشنگ طی کردی و هدایت شدی به دوره وازده قدم، من مطمئنم که تو در این دوره بی نهایت رشد می کنی و ظرف وجودت خیلی بزرگ تر میشه، چون از کامنت هات فهمیدم که چقدر متعهد و مشتاق و توحیدی هستی.

              ممنونم که برام روند کارت رو نوشتی،

              بهت افتخار می کنم.

              عشق الهی گرمی دلت و نور راهت باشه.

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        طیبه گفته:
        مدت عضویت: 973 روز

        به نام ربّ

        سلام زهرا جان

        اتفاقا منم چند روزه میگم خدا منو هدایت کن به سمتی که تغذیه ام رو درست کنم تا انرژی بیشتر داشته باشم و از الانم هم فعال تر باشم

        و میپرسم که کی زمانش میشه من بتونم دوره قانون سلامتی رو بخرم

        به خدا گفتم خودش هدایتم کنه اولین دوره رو بخرم و دوست دارم دوره قانون سلامتی رو اول بخرم ،چون حس میکنم بدنم باید بیشتر پر انرژی تر و سالم تر بشه تا بتونم بیشتر سعی کنم تا با آرامش بیشتر کنترل کنم ورودی های ذهنم رو

        به خدا گفتم کاری کن من تا آبان ماه که استاد با قیمت قبل میفروشه دوره رو خرید کنم و پول تمام دوره رو خودم بدم

        البته که خدا میده من چیکاره ام این وسط

        به خدا گفتم کاری کن که تنهایی بخرم دیگه به مادرم نگم که شریکی بخریم و مادرمم دوست داره بخره

        و استاد میگفت اگر خانواده تون راضی باشن میتونین فایلارو در اختیارشون قرار بدین اما اگر در مدار ددیافتش نباین نباید به زور بهشون بگین

        و من میخوام خدا خودش کاری کنه که من به خووسته ام برسم

        البته باز هرچی که خودش صلاح بدونه من دوست دارم اول دوره قانون سلامتی رو بخرم ولی اگر شد که خوشحال میشم ولی اگرم گفت یه دوره دیگه بخر چشم میگم

        وای الان یه لحظه متوجه شدم ،جوری دارم حرف میزنم انگار 10 میلیون پول دوره تو حسابمه و دارم الان خریدش میکنم

        وای چقدر لذت بخشه

        جدیدا وقتی چیزی رو میخوام جوری میشه رفتارم که دارمش و لذت میبرم

        خدایا شکرت

        ممنونم که همه دوره های استاد رو بهم عطا میکنی

        سپاسگزارم

        یاد حرف همکلاسیم افتادم این هفته شنبه تو کلاس گفت

        طیبه تو چجوری به همه این کارا میرسی و نقاشیات از ما تمیز تر در اومده

        خندیدم و جواب خدا بود تو دلم گفتم خدا تو بودیا همه کارا رو برام انجام دادی

        خدا که بهم گفته دیگه گل سر قلاب بافی نفروش و بچسب به نقاشی و بهم زمان داده که تا اواسط آبان میتونم بفروشم و بعدش دیگه باید اصل خارپشتی رو برم و عمل کنم و اونموقع هست که بهم اجازه رفتن به گام سوم خانه تکانی ذهن داده میشه

        منم خیلی دوست دارم تمرکزمو فقط و فقط به نقاشی بدم

        برای زهراجان بی نهایت زیبایی و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت از خدا میخوام

        وای زهرا جان الان از اینجا که مینویسم ویرایش رو زدم

        https://abasmanesh.com/fa/does-god-act-like-loving-mother/comment-page-25/#comment-1484316

        فایل آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل می کند؟ – صفحه 24

        بعد نوشتن برای شما رفتم تا پاسخ یکی از دوستان رو هم بخوندم که دیدم وای خدایا به دقیقه نرسید جوابمو داد

        گفت 12 قدم رو باید اول بخری

        وقتی در مدار دریافت دوره ای قرار گرفتی قدم اول باید از 12 قدم شروع کنی

        دوست داشتی نظر دوستمونو بخون

        وای از حیرت دارم با گریه این حرفارو مینویسم

        چقدر خدا باحاله

        خدایا شکرت

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    سمیه کریمی مهر ماهی گفته:
    مدت عضویت: 2666 روز

    سلام

    امروز یه روز خوبه

    یه روز خیلی خوب

    قبلاً ها میگفتم امروز یکی از روزهای خوب خداست

    اما این روزها که این جمله رو از ابتدای صبح با خودم میگم

    هر روز روز خوب خداست

    و هر لحظه اش برای من یه روز خوبِ

    و لحظه بعد خیلی بهتر از حالا

    این نگرش در من چنان شکل گرفته که هر اتفاقی میفته

    بهش میگم

    تو خوبی

    اما بهتر از تو در انتظار منه

    همیشه روزهای بیست و هشتم شکر گزاری هام رو، روزهای پر معجزه میدونستم

    برای همین همیشه از شب قبل تمرین کردم

    که منتظر معجزات باشم

    تکرار و تمرین

    باعث شد

    که هر شب با همین فکر بخوابم

    که فردا پر از معجزه هست

    و صبح چنان پر انرژی بیدار میشم که دست از پا نمیشناسم

    این قانون از من یه منِ جدید داره میسازه که

    که تو کامنتهای ابتدایی نوشتم

    من عااااااااااااااااشق این آدمِ جدیدم

    من عاااااااااااااااشق این شحصیت جدیدم

    من عاااااااااااااشق این مسیرم

    حس ایمانی که دیگه نمیزاره غمگین باشم

    یه زمانهایی هست که اطرافیانم میگن

    سمیه حالت خوبه؟

    میگم عالی خداروشکر

    میگن اما تو خودتی

    اونها نمیدونن

    اون لحظه ها که همه انتظار دارن

    من رو تو ناراحتی ببینن

    دارم فکر میکنم

    با خودم حرف میزنم که نجواهای شیطانی

    با من حرف نزنن

    من هنوز کامل نشدم

    خیلی کاردارم

    لحظه هایی که یه ناخواسته وارد زندگیم میشه

    میرم فکر میکنم

    استاد این جمله چی بود که گفتی ؟

    (اصلاً تو زندگیت تاحالا فکر کردی؟)

    استاد فکر نکردم

    فقط اجازه دادم که ذهنم یه سری حرفها رو نشخوار کنه

    اما این روزها

    فکر میکنم

    که الان باید چکار کنی سمیه ؟

    بعد جواب میدم

    قانون چی میگه ؟

    همین حالا گفتم سایت رو باز کنم

    فقط این حس و حال خوبم رو با دوستانم به اشتراک بزارم

    یهو دیدم این قسمت باز شد که

    از موفقیتهات بگو

    چه موفقیتی از این بهتر که تازه فهمیدم باید فکر کنم

    من فکر نمیکردم

    اجازه میدادم ذهنم هر جا میخواد بره

    این روزها دارم مثل یه فرمول قانون رو تو زندگیم به کار میبرم

    میدونم آماتور هستم

    باز یه جاهایی قانون رو کامل نمیتونم درک کنم که با من چه کارهایی میخوادکنه

    اما

    ایمان دارم که خدا

    من رو هدایت میکنه

    اگر آگاهی لازم داشته باشم، بهم میده

    و من فقط باید به الهامات با شجاعت جواب بله بدم

    و هر اتفاقی از هر جنس رو

    در راستای بهتر زندگی کردنِ خودم ببینم

    گاهی وقتها حس میکنم که خیلی وقته اون حال بد رو ندارم

    خیلی وقتها میتونم خودمو کنترل میکنم

    و به من سخت نمیگذره

    اگر یه تضاد بیاد

    اینقدر استاد راه به ما نشون دادکه در برابر احساسات بد بتونیم خودمون رو کنترل کنیم

    که از هر کدوم استفاده کنم

    نتونم با اون لحظه خودم رو وقف بدم

    میرم سراغ یه راهه دیگه

    اگر ببینم اون جور که باید پیش نمیره

    متوجه میشم این جای کار باید باور بسازم

    باید ریشه رو پیدا کنم

    متوجه میشم که آلارم هست

    که سمیه حال بد رو وِل کن

    باور خوب روبساز

    ونهادینه اش کن

    و اون باور رو قدرتمند کن

    و کمکش کن رشد کنه

    اینقدر درگیر ساختن اون باور میشم

    اینقدر به اون نهال میرسم

    که این باور مثل یه درخت تنومند

    سایه بندازه تو تمام زندگیم

    کلاً یادم میره اون تضاد

    حواسم پرتِ باور ساختن میشه

    پرتِ جواب دادن به سوالهایی که از خودم میپرسم

    سمت خودم رو میخوام درست انجام بدم

    سمت خدا

    خودش انجام میشه

    همه چیز روبه راهه

    اگه من بزارم

    همه چیز سرجاش هست

    اگه من بزارم

    همه چیز به بهترین نحو تو زندگی من داره رقم میخوره

    اگه من بزارم

    یعنی این روزها فقط حواسم هست

    که بزارم همه چیز روی محور توحید انجام بشه

    و جلوی اتفاق افتادن اتفاقها رو نگیرم

    خدایا شکر که دارمت

    که میبینمت

    که هستی و من این بودنت رو دارم حس میکنم

    با تک تک سلولهام دارم حست میکنم

    دوستت دارم خدا

    دوستتون دارم عباسمنشی های عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: