این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/07/abasmanesh-21.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-07-29 11:47:012025-12-17 04:56:40ساختن عزت نفس در عمل
374نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد عزیزم،مریم جان و تمام دوستان هدایت شده ام
استاد من دختری ام که تو شهرستان کوچیک به دنیا اومدم و بزرگ شدم ولی فرقم در این بود که با کتاب بزرگ شدم و افق دید وسیعی داشتم.یه روز بعد از شنیدن فایل شما در مورد کاری که بهش عشق دارین تصمیم گرفتم بیام تهران و کار کنم کاری که عاشقشم.استاد اگه بگم سیاه بودم شدم سفید باورتون میشه؟؟!!نمیگم الان عالی ام پرفکتم بی نقصم،نه!من هر ساعت از ساعت قبلم بهترم.استاد برای کاری که میخواستم انجام بدم برای اموزشش هزینه زیادی میخواستن و من نداشتم هدایت شدم با کمترین هزینه یاد گرفتم.استاد من هنوز کلی باور اشتباه دارم عزت نفسی که میخوام و ندارم ولی استاد؟؟استاد؟!استاد؟!!!هر وقت هر مشکلی داشتم شانسی گفتم از استاد چیزی گوش بدم گوش کردم یا کامنت خوندم و جوابمو گرفتم و عمل کردم،عمل کردم استاد.همیشه میخواستم نتیجه ای که میخوام وقتی گرفتم بهتون ایمیل بدم پیغام بدم یا هر چیزی ولی الان امروز دیروزم انقد هدایت شدم که میخوام کل زمین بگردم و سجده کنم به خدام استاد قلب زیبای شمارو میبوسم و عاشقتونمممم
استاد اگه بگم من همین چند دقیقه قبل از اینکه بیام و فایل سفرنامه رو ببینم داشتم به حرف مردم فکر میکردم و نگران بودم باورتون میشه؟
پس تصمیم گرفتم برم تو دل ترسام و دقیقا همون کار رو انجام بدم تا ترسم بریزه. وقتی میری تو دل ترست یه جورایی انگار سبک میشی و بعد میفهمی اونقدرام عجیب و ترسناک نبود.
یه تجربهای دارم از اینکه پا روی ترسم گذاشتم. من خیلیی از ارتفاع میترسم در حدی که نمیتونم حتی روی یه چهارپایهی کوچیک هم بایستم. ولی چندوقت قبل با اینکه خیلیییی میترسیدم رفتم لامپ اتاقمو عوض کردم. اونم با اون ارتفاع خیلی زیاد. خسلس ترسناک بود واقعا .چند بار منصرف شدم هی میگفتم میرم بابامو صدا میزنم ولی تهش بالاخره تونستم انجامش بدم با اینکه تا مرز سکته پیش رفتم.🙄😂🤦🏻♀️
استاد دومین موضوع هم دقیقا همونی بود که من باید میشنیدمش. اصلا فایل امروز انگار برای جواب سوالا و راهنمای من بود.
من خیلی کمالگرام و همش منتظرم همه شرایط عالی باشه تا کاری رو شروع کنم.
یکیش اینکه منتظرم صبح زود بیدار شم تا اون روز روز عالی برلم باشه و بتونم کامل کارامو انجام بدم. و این خیلییییی به من ضربه زده. ولی از امروز تصمیم گرفتم منتظر این نباشم که همه شاریط محیا باشه چون هیچوقت این اتفاق نمیفته.
ممنون برای این فایل عالی و ارزشمند. براتون بهترینهارو آرزومندم💗
عزت نفس، احساس لیاقت پایه و اساس تمام موفقیت ها و دستاورد هاست
ما هرچقدر هم خوب باشیم، زیبا باشیم، ویژه گی های مثبتی داشته باشیم اما اگر خودمون این خوبی هارو نبینیم، خودمونو دست کم بگیریم جهان هم مارو نادیده میگیره
خیلی از ماها بشمول خودم ارزشمندی خود را زیبایی خود را گره زدیم به نظر دیگران
یعنی اگر بقیه تایید کنند ما چهره ای زیبایی داریم اونوقت است ک خودمونو زیبا میبینیم اما بعضی از ماها اوضاع ما خیلی خراب است تا جای که وقتی حتی بقیه هم بما میگن تو زیبا هستی ما نمیپذیریم.
میخوام تجربه از خودم بنویسم اینجا بعنوان ردپا از خودم
ذهن من خیلی مقاومت دارد در پذیرش خودم همیشه شیطان ذهنم احساس ناکافی بودن بهم میده میگه تو زیبا نیستی، زیادی لاغری و… دنبال ایراد گرفتن از خودم هستم.
هرچند که از وقتی دوره احساس لیاقت شروع کردم کم کم دارم بهبود میدم خودم را اما این باور ها خیلی عمیق و ریشه دار است و. به قول استاد یک شبه تغییر نمیکند
چند روزی بود من همش باخودم میگفتم پوستم تمیز شده دیگه خیلی کم جوش میزنه و واقعا هم خیلی خوب شده و حتی یک دو نفر بهم گفتن صورتت شفاف شده و دو روز بعدش زن داداشم بهم گفت ک جوش هات زیاد شده پوستت یه جوری شده این در حالی بود که زیاد خسته بودم و کم خواب و روی زیبایی پوستم تاثیر گذاشته بود و خودش هم گفت شاید بخاطر اینه که خسته ای الان همون لحظه بهش گفتم اتفاقا الان صورتم در بهترین حالتش قرار داره بیشتر از هر زمان دیگه ای تمیزتر است
اما در درون من حس نارضایتی عمیقی از وضعیت پوستم ایجاد شد واقعا ذهنم درگیر شد تازه پی بردم به این موضوع که چقدر اهمیت دادن به حرف دیگران پاشنه آشیل من است
البته این اتفاق دوتا مزیت داشت برام
اول اینکه پی ببرم هنوز خیلی خیلی جا داره روی احساس لیاقت و ارزشمندی درونی ام کار کنم
دوم، هدایت شدم به یه روش کاملا طبیعی و بی ضرر برای داشتن یه پوست شفاف
من دوست دارم پوست تمیز و شفافی داشته باشم و علاقه ای ندارم با کرم های آرایشی صورتم را یکدست و صاف کنم. اما باید روی خودم کار کنم تا ارزشمندی ام را به داشتن پوست بی نقص وصل نکنم
از امروز دوباره تمرین آیینه را شروع کردم ذهنم بسیار مقاومت داره اما باید رامش کنم باید زیبایی های که خداوند بمن داده را ببینم، تحسین کنم و سپاس گذار باشم
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار
درست در زمانی که من با ی تضادی روبرو شدم که باید عزت نفسم رو در عمل نشون بدم این فایل انتخاب شد و اینجا قرار داده شد تا به خودم بیام و فکر کنم به اعمال و رفتارم
تا حالا فکر میکردم که خیلی خوب روی عزت نفسم کار کردم توی این دوساله اما با این تضادی که بهش برخوردم فهمیدم که هنوز خیلی خیلی کار دارم و این پاشنه آشیله خیلی ریشه داره در من
این یکی دوروزه فهمیدم که هنوز نظر مردم برام مهمه چون اگر مهم نبود اون کاری رو که دوست دارم انجام بدم رو انجام میدادم و اینقدر خودم رو اذیت نمیکردم
حالا دارم میفهمم که عمل کردن چقدر سخته توی حوزه ی عزت نفس .اینکه بگی من میتونم فلان کار رو انجام بدم اما وقت عمل که میرسه ترس ها احاطتت میکنن و نجواها شروع میشن و اگر نتونی کنترلشون کنی اوضاع رو براات سخت میکنن
اما باز هم خوبه که ی جایی هست مثل اینجا که آدم میتونه با بیان ضعف هاش خودش رو بهتر بشناسه که توی چه زمینه ای هنوز خیلی مشکل داره و باید بیستر و بیشتر روشون کار کنه
از وقتی که دوره عزت نفس رو خریدم فهمیدم که دلیل تمام نا کامی های گذشته من از ان ناشی میشده .
جلسات عزت نفس برام سنگین بودن .هرچی استاد میگفتن بررسی که میکردم میدیدم که دقیقا در مورد من صدق میکنن و میگفتم آره همینه من اینجوریم
چند تا از جلسات رو تونستم در عمل پیاده کنم از جمله درخواست کردن و کار کردن روی فیزیک بدن و تحسین و تمجید کردن از خودم جلوی آینه و خیلی بهتر شدم توی این زمینه و دارم سعی میکنم آگاهانه انجامشون بدم .اما تمرین آگهی بازرگانی رو هنوز انجام ندادم چون هنوز نظر مردم برام مهمه چون هنوز میترسم از انجام اینکار .هنوز اونقدر نظر مردم برام کمرنگ نشده
البته که ذهنم هزار تا بهانه آورد برای انجام ندادنش که مثلا پارک نیست ایستگاه اتوبوس نیست مترو نیست تو محل کارم فقط خودم هستم و—
اما وقتی خوب فکر کردم متوجه شدم که ی بار فرصت انجام اینکار رو داشتم توی ی جمع خانوادگی اما من اونقدر هنوز قوی نبودم که این کار رو انجام بدم .من حتی توی اون جمع پا نشدم که برم چند تا عکس بگیرم چون فکر میکردم با پالتویی که تنه خوشگل نمی افتم توی عکس
الان که دارم فکر میکنم به این اتفاقات متوجه میشم که حتی عزت نفس هم خودش از یکسری شاخه های در هم تنیده تشکیل شده که تا روی همشون خوب کار نشه نمیشه عزت نفسه خیلی بره بالا بهتر میشه اما خیلی تنش قوی و محکم نمیشه و واسه همین لرزش هاش زیاده
توی این فایل استاد داره به دو نکته یمهم اشاره میکنه یکی مهم نبودن نظر دیگران و یکی هم شروع اقدامات با همون امکاناتی که هست که البته اولی دومی رو هم تحت الشعاع خودش قرار میده به این معنی که اگر من نظر دیگران برام مهم نباشه کاری که دوست دارم رو انجام میدم با همین شرایط الانم و همش بهانه نمیارم که فلان چیز باید مهیا باشه .
راستش رو بخواین من توی امتحان نظر دیگران با توجه به این تضادی که بهش برخوردم تجدید شدم و دوباره باید بشینم و این دوره رو کار کنم
راستش نمیدونم چی بگم و چجوری بگم ولی میدونم که توی عزت نفس حتی یه ذره هم ک شده یک سری عیب و گیر هایی دارم نسبت به قبلن ها بهتر شدم خیلی ولی بادیدن این فایل فهمیدم ک کلی کار داره تا اونی که باید بشم و یجاهایی همین عدم عزت نفس بوده ک مانع بیان حرفم،خواستم مانع عملکردم شده و باعث شده کاری رو انجام بدم ک خلاف میلمه و چون عزت نفس نداشتم اونی ک میخواستم نشده
خیلیی سخته خیلیی ولی باید دست به کار بشم و یه تغییراتی در خودم ایجاد کنم و عزت نفسم رو تقویت کنم اینجوری نمیشه باید درست بشه باید در همه جهات بهترین خودم بشم بهترین ورژن از خودم بسازم اونوقته که نتیجه ای که میخوام رو میبینم اینجا بشینم ک کاری نکنم اتفاق و اون تغییر و تحول بزرگ رخ نمیده باید بهتر از اینی ک هستم بشم.
چندین مرتبه این فایلُ شنیده بودم ولی براش کامنتی نزاشته بودم. من درحال حاضر درگیر یک سری مسائل هستم و کلی ضعف شخصیتی دارم که در جهاد اکبر باهاشون هستم، هی من میکشم خودم جلو هی اونا من و میکشن عقب هی من میکشم هی اونا میکشن
خلاصه امروز یک اتفاقی افتاد که احساس ترس کردم من از دیده شدن و اینکه مردم پشت سرم از خوبیام بگن خیلی می ترسم جالبه اگر مردم از بریام پشت سرم بگن خیلی اذیت نمی شم زیاد بهش اهمیت نمی دم ولی اگر از خوبیام بگن از اینکه نکنه حس حسادتشون برانگیخته کنم برام دردسر درست کنن خیای می ترسم و مثل همیشه برای پیدا کردن راهکار به سایت مراجعه کردم روی نشانه های امروز کلیک کردم این فایل اومد
سرتون درد نیارم بعد از گوش دادن این فایل با خودم گفتم تو حاضری بری توی یک جمع از خودت بگی، دو دل بودم که برم یا نه چون همین امروز رفته بودم طرحم و جایی ارائه بدم رفتم و بدون ترس و با اعتماد به نفس ارائه ش دادم بعد اینکه اومدم بیرون یه نهیبی بهم گفت حالا رفتی فک کردی بهترت میشه الان فهمیدن چقدر تو دختر فهمیده ای هستی کارت تمومه دیگه زیرآبت خورده ست و این نهیب هی بلندتر شد که رسید به این اقدامات و اینجا
خلاصه اینکه فهمیدم شاید ترس من از نفس عمل نباشه از پیامدشه پس باید یه راه دیگه پیدا کنم تا اعتماد به نفسم تقویت کنم یه صدایی بهم گفت بیام و هر روز برای ارتقا اعتماد به نفسم انجام بدم تا تکاملم وطی کنم و به بهترین حالت برسم من واقعا با تمام وجودم میخوام که اعتماد به نفسم ارتقا بدم. خدایا خودت راه رو بهم نشون بده من واقعا اعتماد به نفس عالی رو با تمام وجودم می خوام.
تصمیمم بر این شد که روی ده نظر یا فایل همین امروز نظر بزارم کاری که تا بحال انجام ندادم و این متن هم برای این اینجا نوشته شد که به خودم تعهد بدم
این هم از داستان هدایت امروز من
ممنون از شما عزیزانی که وقت گذاشتین و مطلب من مطالعه کردین
دیشب بود که تمرین آگهی بازرگانی رو اجرا کردم و الان این فایل
خدایا شکرت
اره استاد واقعا این تمرین و امثال این تمرینات واقعا انسان قدرتمندتری از آدم میسازه
وازتون ممنونم به خاطر این دوره بینظیر
منم وقتی فایل رو دیدم فقط عزت نفس اومد تو ذهنم اینکه حرف مردم براشون مهم نیست
اینکه با اینکه هیکلهای fitnesi نداشتن ولی بازم داشتن کاری که دوس دارن رو انجام میدن
واقعا عزت نفس همه چیزه
استاد من کارمو که نجاریه با ابتدایی ترین ابزارهایی که میتونستم شروع کردم ۱۳ سال پیش و الان کلی ابزار حرفه ای دارم تو کارگاه و کاملا درک میکنم قسمت دوم صحبتهاتون
و دارم سعی میکنم بهونه ها رو از خودم بگیرم و عمل کنم با هرچی که میتونم
سلام استاد عزیزم. به کامنت قبلی من رای ندادین. من دوباره مینویسم. انشالله که اینبار برداشت و نوشته بهتری داشته باشم.
روز ۷۷ام سفرنامه
استاد عزیزم شما با این فایل به نگرانی ما از حرف مردم درباره خودمون اشاره کردین و اینکه این یک پاشنه آشیل قوی هست که همیشه باید روش کار کنیم.
میخوام از تجربه و روند خودم در اینباره بگم. من کم پیش میومد کاری رو بخاطر نظر مردم انجام بدم. من خودم بودم اما این خود رو نه دوست داشتم نه قبول. مشکل من این بود که از چیزی که بودم راضی نبودم. من از خودم خوشم نمیومد. سبک خودم رو دوست نداشتم. سبک من سادگی در ظاهر، لباس و آرایش بود. حتی شخصیت پیچیده و پنهان کاری هم نداشتم. من تابع دیگران نبودم. اما با خودم خوشحال نبودم. در صلح نبودم. همش فکر میکردم بقیه از من بهترن. اما آموزههای ناب شما ورق رو برگردوند. من با دیدن سبک شخصی شما و بخصوص مریم جان خیلی خیلی تغییر کردم. خودم رو پذیرفتم، دوست داشتم و با خودم مهربان شدم. من با آموزشهای شما عزت نفس و اعتماد بنفسم رو تا حد خوبی بهبود بخشیدم. الان بسیار از تنهایی و بودن با خودم راضی هستم. من با آموزشهای شما خودم رو پیدا کردم، خودم رو دیدم. یه چیز دلم میخواد بگم. امیدوارم مریم جان ببینن. مریم عزیزم شما شایستگی زنان زیادی از جمله خود من رو بهشون یادآوری کردین. من ازتون ممنونم. خوشحالم که الگویی مثل شما دارم. دیدن شما من رو با خودم به صلح و آرامش رسوند و امیدوارم با دوره ای که در اینباره آماده کردین بازهم بهتر بشم.
استاد عزیزم در مورد ترسها و اینکه بریم تو دلشون باز میخوام از خودم و تغییری که کردم بگم. استاد جان من بسیار بسیار از رانندگی میترسیدم. یعنی لرزش دستهام نمیزاشت فرمون رو بگیرم و رانندگی حتی در یک مسافت کوتاه و خلوت برای من دشوار بود و قبل از ورودم به سایت رانندگی رو کلا کنار گذاشتم. با آموزههای شما و آرامشی که بدست اوردم تصمیم گرفتم بر این ترس غلبه کنم. از خدا خواستم کمکم کنه و ایمان داشتم که خیلی خوشحال میشه من این ترس رو بزارم کنار و حتما کمکم میکنه. خلاصه آرووم آرووم شروع کردم و الان جوری شدم که توی شلوغی، خلوتی، شب یا روز میتونم رانندگی کنم. قدم بعدی دلم میخواد رانندگی در جاده رو تجربه کنم. مثل مریم جان. امیدوارم اینطور بشه.
استاد عزیزم شما بارها گفتین تغییرات درست اینه که باید از همون جایی که هستین و با همون امکاناتی که دارین شروع کنین. و من خیلی خوشحالم که به لطف خدا به آموزههای شما دارم درست عمل میکنم. من با کار کردن روی خودم مسیری برای یک شغل و مهارت تازه به رووم باز شده که با شرایط الانم کاملا قابل انجام هست. با همین امکاناتی که دارم. و هر بار میخوام برای قدم بعدی تصمیم بگیرم میرم نشانه و به طرز عجیبی راهنمایی میشم. یکیش رو براتون میگم. قسمتی از روند کار من اینجور بود که استاد راهنما میگفت برای بهتر نتیجه گرفتن بهتره که سایت شخصی داشته باشین. من فکر میکردم برای من زوده. ولی این جمله مدام تو گوش من وارد میشد که باید سایت شخصی داشته باشین. گفتم خدایا چیکار کنم؟ رفتم قسمت نشانه. گفتم خدایا سایت بزنم؟ فایل زیباییها را ببینیم اومد و شما توی ۵ ثانیه اول گفتین: سلام به همراهان سایت عباس منش دات کام. من اینجوری شدم.😳😳😳
خلاصه استاد جان من سعی میکنم بهانه ها رو کنار بزارم و همیشه بخصوص توی ستاره قطبی از خدا میخوام که عملگرام کنه و هم اینکه از حواشی و بهانه ها به دور.
استاد من تمرین آگهی بازرگانی و هواپیما رو یکبار انجام دادم و انصافا احساس خیلی خوبی بعد از اون داشتم. امیدوارم با یادآوری این فایل دوباره اونها رو انجام بدم. دوره عزت نفس مثل همه دوره ها و آموزشهای شما ارزشمند هست.
خیلی ازتون ممنونم.
در پناه همون خدایی باشین که دست ما رو گذاشتین تو دستش . 🌺🙏
سلام استاد عزیز
اره من یساله با فایل های شما پیش میرم
و بعد یکسال و یک تضاد باعث شد حرکت کنم قدم بردارم
تمام دلیل من برای شروع نکردن تصور ادما راجع ب خودم بود
منی ک دیدم همه برنامه هام و کارام ب شکست خورده و باید از یجایی ورودی مالی میساختم و فقط شروع میکردم
ولی میگفتم فلانی چی میگه
مسخرم میکنن
و کلی بهونه های دیگه
و دوماه پیش به یه تضاد برخوردم یه اتفاق عجیب ولی بازم پناه اوردم ب رب
و حتی برای خوب شدنم توکل کردم ب خداوند
این بار گفتم خدایا عجله دیگه نمیکنم ناسپاسی نمیکنم حرکت میکنم قدم برمیدارم
فقط نجاتم بده به شیوهٔ خودت زمان بندی خودت و ارادهٔ ی خودت خدای من
و هدایت شدم ب راه هایی ک الان ب لطف رب ب ارامشی رسیدم ک تونستم باز بیام اینجا و از جایی دیگه نتونستم ادامه بدم شروع کردم
و این لطف خدای بزرگ منه
خدایا با تمام وجودم شکرت تا بی نهایت شکرت
الان میگم سلامتی بدن جسم روح ذهنو روان واقعااااا ثروته
نفس کشیدنمون
ارامش و امنیت ثروته
و چقدر برای ما عادی شده این نعمت ها و ثروت ها
و بعد یکسال دیدم فاطمه چقدر رشد کرده
و چقدر شرمش کمتر شده عزت نفسش بهتر شده و میخوام از شرایطی برام پیش اومده استفاده کنم قدم بردارم فارغ از نگاه و قضاوت افراد
و باور دارم ب خداوند ک نجاتم میده هدایتم میکنه حمایتم میکنه
و چقدر خوشحالم خدایا شکرت
استاد ازتون ممنونم ک هستین
و وجود ادمی مثه شما بازم لطف خداوند هست
و اگاهی پیدا کردن من هم بازم هدایت خدای بزرگ هست
الهی شکرررررر
خدایا بی نهایت سپاسگزارتمممم
شکرت
و از شما هم ممنونم استاد عزیزم
سلام استاد عزیزم،مریم جان و تمام دوستان هدایت شده ام
استاد من دختری ام که تو شهرستان کوچیک به دنیا اومدم و بزرگ شدم ولی فرقم در این بود که با کتاب بزرگ شدم و افق دید وسیعی داشتم.یه روز بعد از شنیدن فایل شما در مورد کاری که بهش عشق دارین تصمیم گرفتم بیام تهران و کار کنم کاری که عاشقشم.استاد اگه بگم سیاه بودم شدم سفید باورتون میشه؟؟!!نمیگم الان عالی ام پرفکتم بی نقصم،نه!من هر ساعت از ساعت قبلم بهترم.استاد برای کاری که میخواستم انجام بدم برای اموزشش هزینه زیادی میخواستن و من نداشتم هدایت شدم با کمترین هزینه یاد گرفتم.استاد من هنوز کلی باور اشتباه دارم عزت نفسی که میخوام و ندارم ولی استاد؟؟استاد؟!استاد؟!!!هر وقت هر مشکلی داشتم شانسی گفتم از استاد چیزی گوش بدم گوش کردم یا کامنت خوندم و جوابمو گرفتم و عمل کردم،عمل کردم استاد.همیشه میخواستم نتیجه ای که میخوام وقتی گرفتم بهتون ایمیل بدم پیغام بدم یا هر چیزی ولی الان امروز دیروزم انقد هدایت شدم که میخوام کل زمین بگردم و سجده کنم به خدام استاد قلب زیبای شمارو میبوسم و عاشقتونمممم
سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایستهی عزیز
استاد اگه بگم من همین چند دقیقه قبل از اینکه بیام و فایل سفرنامه رو ببینم داشتم به حرف مردم فکر میکردم و نگران بودم باورتون میشه؟
پس تصمیم گرفتم برم تو دل ترسام و دقیقا همون کار رو انجام بدم تا ترسم بریزه. وقتی میری تو دل ترست یه جورایی انگار سبک میشی و بعد میفهمی اونقدرام عجیب و ترسناک نبود.
یه تجربهای دارم از اینکه پا روی ترسم گذاشتم. من خیلیی از ارتفاع میترسم در حدی که نمیتونم حتی روی یه چهارپایهی کوچیک هم بایستم. ولی چندوقت قبل با اینکه خیلیییی میترسیدم رفتم لامپ اتاقمو عوض کردم. اونم با اون ارتفاع خیلی زیاد. خسلس ترسناک بود واقعا .چند بار منصرف شدم هی میگفتم میرم بابامو صدا میزنم ولی تهش بالاخره تونستم انجامش بدم با اینکه تا مرز سکته پیش رفتم.🙄😂🤦🏻♀️
استاد دومین موضوع هم دقیقا همونی بود که من باید میشنیدمش. اصلا فایل امروز انگار برای جواب سوالا و راهنمای من بود.
من خیلی کمالگرام و همش منتظرم همه شرایط عالی باشه تا کاری رو شروع کنم.
یکیش اینکه منتظرم صبح زود بیدار شم تا اون روز روز عالی برلم باشه و بتونم کامل کارامو انجام بدم. و این خیلییییی به من ضربه زده. ولی از امروز تصمیم گرفتم منتظر این نباشم که همه شاریط محیا باشه چون هیچوقت این اتفاق نمیفته.
ممنون برای این فایل عالی و ارزشمند. براتون بهترینهارو آرزومندم💗
باسلام و درود خدمت همران عزیز و دوس داشتنی
خود خداهم داره میگه که آنچه از پیش فرستاده اید
استاد ما پاشنه آشیلمون همین چیزاس که وقتی تو
مسیرمون قدم برمیداریم
آروم درها برامون بازمیشن و ما میتونیم قدم هامونو
بزرگ تر برداریم
واین عزت نفس چیزی نیس که یه روز دو روز کاربشه روش
باید همیشه روش کارکنیم
تا نتیجه زندگیمون عوض بشه
استاد شما الگوهاتونو خودتون انتخاب کردین و این که ما میتونی سمت خودمونو انجام بدیم باقیشو خدا انجام بده یک موهبت الهیه
روزشمار تحول زندگی من روز 77
من به خودم تعهد میدم که تاجایی که میتونیم روباورهام کارکنم ومسیرمو طی کنم
ایاک نعبد و ایاک نستعین
خدایا تنها تورا میپرستم وتنها ازتو یاری میجوییم
1403/12/22
بنام رب العالمین
درود بشما استاد عزیزم و خانم شایسته جانم
روز شمار تحول زندگی من /روز77 ام
عزت نفس، احساس لیاقت پایه و اساس تمام موفقیت ها و دستاورد هاست
ما هرچقدر هم خوب باشیم، زیبا باشیم، ویژه گی های مثبتی داشته باشیم اما اگر خودمون این خوبی هارو نبینیم، خودمونو دست کم بگیریم جهان هم مارو نادیده میگیره
خیلی از ماها بشمول خودم ارزشمندی خود را زیبایی خود را گره زدیم به نظر دیگران
یعنی اگر بقیه تایید کنند ما چهره ای زیبایی داریم اونوقت است ک خودمونو زیبا میبینیم اما بعضی از ماها اوضاع ما خیلی خراب است تا جای که وقتی حتی بقیه هم بما میگن تو زیبا هستی ما نمیپذیریم.
میخوام تجربه از خودم بنویسم اینجا بعنوان ردپا از خودم
ذهن من خیلی مقاومت دارد در پذیرش خودم همیشه شیطان ذهنم احساس ناکافی بودن بهم میده میگه تو زیبا نیستی، زیادی لاغری و… دنبال ایراد گرفتن از خودم هستم.
هرچند که از وقتی دوره احساس لیاقت شروع کردم کم کم دارم بهبود میدم خودم را اما این باور ها خیلی عمیق و ریشه دار است و. به قول استاد یک شبه تغییر نمیکند
چند روزی بود من همش باخودم میگفتم پوستم تمیز شده دیگه خیلی کم جوش میزنه و واقعا هم خیلی خوب شده و حتی یک دو نفر بهم گفتن صورتت شفاف شده و دو روز بعدش زن داداشم بهم گفت ک جوش هات زیاد شده پوستت یه جوری شده این در حالی بود که زیاد خسته بودم و کم خواب و روی زیبایی پوستم تاثیر گذاشته بود و خودش هم گفت شاید بخاطر اینه که خسته ای الان همون لحظه بهش گفتم اتفاقا الان صورتم در بهترین حالتش قرار داره بیشتر از هر زمان دیگه ای تمیزتر است
اما در درون من حس نارضایتی عمیقی از وضعیت پوستم ایجاد شد واقعا ذهنم درگیر شد تازه پی بردم به این موضوع که چقدر اهمیت دادن به حرف دیگران پاشنه آشیل من است
البته این اتفاق دوتا مزیت داشت برام
اول اینکه پی ببرم هنوز خیلی خیلی جا داره روی احساس لیاقت و ارزشمندی درونی ام کار کنم
دوم، هدایت شدم به یه روش کاملا طبیعی و بی ضرر برای داشتن یه پوست شفاف
من دوست دارم پوست تمیز و شفافی داشته باشم و علاقه ای ندارم با کرم های آرایشی صورتم را یکدست و صاف کنم. اما باید روی خودم کار کنم تا ارزشمندی ام را به داشتن پوست بی نقص وصل نکنم
از امروز دوباره تمرین آیینه را شروع کردم ذهنم بسیار مقاومت داره اما باید رامش کنم باید زیبایی های که خداوند بمن داده را ببینم، تحسین کنم و سپاس گذار باشم
ساختن عزت نفس در عمل
با سلام خدمت استاد عزیزم
بنام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار
درست در زمانی که من با ی تضادی روبرو شدم که باید عزت نفسم رو در عمل نشون بدم این فایل انتخاب شد و اینجا قرار داده شد تا به خودم بیام و فکر کنم به اعمال و رفتارم
تا حالا فکر میکردم که خیلی خوب روی عزت نفسم کار کردم توی این دوساله اما با این تضادی که بهش برخوردم فهمیدم که هنوز خیلی خیلی کار دارم و این پاشنه آشیله خیلی ریشه داره در من
این یکی دوروزه فهمیدم که هنوز نظر مردم برام مهمه چون اگر مهم نبود اون کاری رو که دوست دارم انجام بدم رو انجام میدادم و اینقدر خودم رو اذیت نمیکردم
حالا دارم میفهمم که عمل کردن چقدر سخته توی حوزه ی عزت نفس .اینکه بگی من میتونم فلان کار رو انجام بدم اما وقت عمل که میرسه ترس ها احاطتت میکنن و نجواها شروع میشن و اگر نتونی کنترلشون کنی اوضاع رو براات سخت میکنن
اما باز هم خوبه که ی جایی هست مثل اینجا که آدم میتونه با بیان ضعف هاش خودش رو بهتر بشناسه که توی چه زمینه ای هنوز خیلی مشکل داره و باید بیستر و بیشتر روشون کار کنه
از وقتی که دوره عزت نفس رو خریدم فهمیدم که دلیل تمام نا کامی های گذشته من از ان ناشی میشده .
جلسات عزت نفس برام سنگین بودن .هرچی استاد میگفتن بررسی که میکردم میدیدم که دقیقا در مورد من صدق میکنن و میگفتم آره همینه من اینجوریم
چند تا از جلسات رو تونستم در عمل پیاده کنم از جمله درخواست کردن و کار کردن روی فیزیک بدن و تحسین و تمجید کردن از خودم جلوی آینه و خیلی بهتر شدم توی این زمینه و دارم سعی میکنم آگاهانه انجامشون بدم .اما تمرین آگهی بازرگانی رو هنوز انجام ندادم چون هنوز نظر مردم برام مهمه چون هنوز میترسم از انجام اینکار .هنوز اونقدر نظر مردم برام کمرنگ نشده
البته که ذهنم هزار تا بهانه آورد برای انجام ندادنش که مثلا پارک نیست ایستگاه اتوبوس نیست مترو نیست تو محل کارم فقط خودم هستم و—
اما وقتی خوب فکر کردم متوجه شدم که ی بار فرصت انجام اینکار رو داشتم توی ی جمع خانوادگی اما من اونقدر هنوز قوی نبودم که این کار رو انجام بدم .من حتی توی اون جمع پا نشدم که برم چند تا عکس بگیرم چون فکر میکردم با پالتویی که تنه خوشگل نمی افتم توی عکس
الان که دارم فکر میکنم به این اتفاقات متوجه میشم که حتی عزت نفس هم خودش از یکسری شاخه های در هم تنیده تشکیل شده که تا روی همشون خوب کار نشه نمیشه عزت نفسه خیلی بره بالا بهتر میشه اما خیلی تنش قوی و محکم نمیشه و واسه همین لرزش هاش زیاده
توی این فایل استاد داره به دو نکته یمهم اشاره میکنه یکی مهم نبودن نظر دیگران و یکی هم شروع اقدامات با همون امکاناتی که هست که البته اولی دومی رو هم تحت الشعاع خودش قرار میده به این معنی که اگر من نظر دیگران برام مهم نباشه کاری که دوست دارم رو انجام میدم با همین شرایط الانم و همش بهانه نمیارم که فلان چیز باید مهیا باشه .
راستش رو بخواین من توی امتحان نظر دیگران با توجه به این تضادی که بهش برخوردم تجدید شدم و دوباره باید بشینم و این دوره رو کار کنم
سپاسگزارم استاد
روزشمار 77
سلامم
راستش نمیدونم چی بگم و چجوری بگم ولی میدونم که توی عزت نفس حتی یه ذره هم ک شده یک سری عیب و گیر هایی دارم نسبت به قبلن ها بهتر شدم خیلی ولی بادیدن این فایل فهمیدم ک کلی کار داره تا اونی که باید بشم و یجاهایی همین عدم عزت نفس بوده ک مانع بیان حرفم،خواستم مانع عملکردم شده و باعث شده کاری رو انجام بدم ک خلاف میلمه و چون عزت نفس نداشتم اونی ک میخواستم نشده
خیلیی سخته خیلیی ولی باید دست به کار بشم و یه تغییراتی در خودم ایجاد کنم و عزت نفسم رو تقویت کنم اینجوری نمیشه باید درست بشه باید در همه جهات بهترین خودم بشم بهترین ورژن از خودم بسازم اونوقته که نتیجه ای که میخوام رو میبینم اینجا بشینم ک کاری نکنم اتفاق و اون تغییر و تحول بزرگ رخ نمیده باید بهتر از اینی ک هستم بشم.
سلام روز همگی بخیر
چندین مرتبه این فایلُ شنیده بودم ولی براش کامنتی نزاشته بودم. من درحال حاضر درگیر یک سری مسائل هستم و کلی ضعف شخصیتی دارم که در جهاد اکبر باهاشون هستم، هی من میکشم خودم جلو هی اونا من و میکشن عقب هی من میکشم هی اونا میکشن
خلاصه امروز یک اتفاقی افتاد که احساس ترس کردم من از دیده شدن و اینکه مردم پشت سرم از خوبیام بگن خیلی می ترسم جالبه اگر مردم از بریام پشت سرم بگن خیلی اذیت نمی شم زیاد بهش اهمیت نمی دم ولی اگر از خوبیام بگن از اینکه نکنه حس حسادتشون برانگیخته کنم برام دردسر درست کنن خیای می ترسم و مثل همیشه برای پیدا کردن راهکار به سایت مراجعه کردم روی نشانه های امروز کلیک کردم این فایل اومد
سرتون درد نیارم بعد از گوش دادن این فایل با خودم گفتم تو حاضری بری توی یک جمع از خودت بگی، دو دل بودم که برم یا نه چون همین امروز رفته بودم طرحم و جایی ارائه بدم رفتم و بدون ترس و با اعتماد به نفس ارائه ش دادم بعد اینکه اومدم بیرون یه نهیبی بهم گفت حالا رفتی فک کردی بهترت میشه الان فهمیدن چقدر تو دختر فهمیده ای هستی کارت تمومه دیگه زیرآبت خورده ست و این نهیب هی بلندتر شد که رسید به این اقدامات و اینجا
خلاصه اینکه فهمیدم شاید ترس من از نفس عمل نباشه از پیامدشه پس باید یه راه دیگه پیدا کنم تا اعتماد به نفسم تقویت کنم یه صدایی بهم گفت بیام و هر روز برای ارتقا اعتماد به نفسم انجام بدم تا تکاملم وطی کنم و به بهترین حالت برسم من واقعا با تمام وجودم میخوام که اعتماد به نفسم ارتقا بدم. خدایا خودت راه رو بهم نشون بده من واقعا اعتماد به نفس عالی رو با تمام وجودم می خوام.
تصمیمم بر این شد که روی ده نظر یا فایل همین امروز نظر بزارم کاری که تا بحال انجام ندادم و این متن هم برای این اینجا نوشته شد که به خودم تعهد بدم
این هم از داستان هدایت امروز من
ممنون از شما عزیزانی که وقت گذاشتین و مطلب من مطالعه کردین
سلام استاد عزیزم
چقدر این همزمانی برام لذتبخشه
دیشب بود که تمرین آگهی بازرگانی رو اجرا کردم و الان این فایل
خدایا شکرت
اره استاد واقعا این تمرین و امثال این تمرینات واقعا انسان قدرتمندتری از آدم میسازه
وازتون ممنونم به خاطر این دوره بینظیر
منم وقتی فایل رو دیدم فقط عزت نفس اومد تو ذهنم اینکه حرف مردم براشون مهم نیست
اینکه با اینکه هیکلهای fitnesi نداشتن ولی بازم داشتن کاری که دوس دارن رو انجام میدن
واقعا عزت نفس همه چیزه
استاد من کارمو که نجاریه با ابتدایی ترین ابزارهایی که میتونستم شروع کردم ۱۳ سال پیش و الان کلی ابزار حرفه ای دارم تو کارگاه و کاملا درک میکنم قسمت دوم صحبتهاتون
و دارم سعی میکنم بهونه ها رو از خودم بگیرم و عمل کنم با هرچی که میتونم
خدارو بابت وجودت سپاسگزارم❤
بنام خدای مهربان
سلام استاد عزیزم. به کامنت قبلی من رای ندادین. من دوباره مینویسم. انشالله که اینبار برداشت و نوشته بهتری داشته باشم.
روز ۷۷ام سفرنامه
استاد عزیزم شما با این فایل به نگرانی ما از حرف مردم درباره خودمون اشاره کردین و اینکه این یک پاشنه آشیل قوی هست که همیشه باید روش کار کنیم.
میخوام از تجربه و روند خودم در اینباره بگم. من کم پیش میومد کاری رو بخاطر نظر مردم انجام بدم. من خودم بودم اما این خود رو نه دوست داشتم نه قبول. مشکل من این بود که از چیزی که بودم راضی نبودم. من از خودم خوشم نمیومد. سبک خودم رو دوست نداشتم. سبک من سادگی در ظاهر، لباس و آرایش بود. حتی شخصیت پیچیده و پنهان کاری هم نداشتم. من تابع دیگران نبودم. اما با خودم خوشحال نبودم. در صلح نبودم. همش فکر میکردم بقیه از من بهترن. اما آموزههای ناب شما ورق رو برگردوند. من با دیدن سبک شخصی شما و بخصوص مریم جان خیلی خیلی تغییر کردم. خودم رو پذیرفتم، دوست داشتم و با خودم مهربان شدم. من با آموزشهای شما عزت نفس و اعتماد بنفسم رو تا حد خوبی بهبود بخشیدم. الان بسیار از تنهایی و بودن با خودم راضی هستم. من با آموزشهای شما خودم رو پیدا کردم، خودم رو دیدم. یه چیز دلم میخواد بگم. امیدوارم مریم جان ببینن. مریم عزیزم شما شایستگی زنان زیادی از جمله خود من رو بهشون یادآوری کردین. من ازتون ممنونم. خوشحالم که الگویی مثل شما دارم. دیدن شما من رو با خودم به صلح و آرامش رسوند و امیدوارم با دوره ای که در اینباره آماده کردین بازهم بهتر بشم.
استاد عزیزم در مورد ترسها و اینکه بریم تو دلشون باز میخوام از خودم و تغییری که کردم بگم. استاد جان من بسیار بسیار از رانندگی میترسیدم. یعنی لرزش دستهام نمیزاشت فرمون رو بگیرم و رانندگی حتی در یک مسافت کوتاه و خلوت برای من دشوار بود و قبل از ورودم به سایت رانندگی رو کلا کنار گذاشتم. با آموزههای شما و آرامشی که بدست اوردم تصمیم گرفتم بر این ترس غلبه کنم. از خدا خواستم کمکم کنه و ایمان داشتم که خیلی خوشحال میشه من این ترس رو بزارم کنار و حتما کمکم میکنه. خلاصه آرووم آرووم شروع کردم و الان جوری شدم که توی شلوغی، خلوتی، شب یا روز میتونم رانندگی کنم. قدم بعدی دلم میخواد رانندگی در جاده رو تجربه کنم. مثل مریم جان. امیدوارم اینطور بشه.
استاد عزیزم شما بارها گفتین تغییرات درست اینه که باید از همون جایی که هستین و با همون امکاناتی که دارین شروع کنین. و من خیلی خوشحالم که به لطف خدا به آموزههای شما دارم درست عمل میکنم. من با کار کردن روی خودم مسیری برای یک شغل و مهارت تازه به رووم باز شده که با شرایط الانم کاملا قابل انجام هست. با همین امکاناتی که دارم. و هر بار میخوام برای قدم بعدی تصمیم بگیرم میرم نشانه و به طرز عجیبی راهنمایی میشم. یکیش رو براتون میگم. قسمتی از روند کار من اینجور بود که استاد راهنما میگفت برای بهتر نتیجه گرفتن بهتره که سایت شخصی داشته باشین. من فکر میکردم برای من زوده. ولی این جمله مدام تو گوش من وارد میشد که باید سایت شخصی داشته باشین. گفتم خدایا چیکار کنم؟ رفتم قسمت نشانه. گفتم خدایا سایت بزنم؟ فایل زیباییها را ببینیم اومد و شما توی ۵ ثانیه اول گفتین: سلام به همراهان سایت عباس منش دات کام. من اینجوری شدم.😳😳😳
خلاصه استاد جان من سعی میکنم بهانه ها رو کنار بزارم و همیشه بخصوص توی ستاره قطبی از خدا میخوام که عملگرام کنه و هم اینکه از حواشی و بهانه ها به دور.
استاد من تمرین آگهی بازرگانی و هواپیما رو یکبار انجام دادم و انصافا احساس خیلی خوبی بعد از اون داشتم. امیدوارم با یادآوری این فایل دوباره اونها رو انجام بدم. دوره عزت نفس مثل همه دوره ها و آموزشهای شما ارزشمند هست.
خیلی ازتون ممنونم.
در پناه همون خدایی باشین که دست ما رو گذاشتین تو دستش . 🌺🙏