چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم - صفحه 39 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم
    459MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم
    0MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

773 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Geloria گفته:
    مدت عضویت: 753 روز

    سلام سلام

    دیگه داره شمارش نوشتن کامنت ها از دستم خارج می‌شه ولی این و می‌دونم که امروز سه تا کامنت گذاشتم تو سایت.

    و به خودم افتخار میکنم که با ترسم مقابله کردم و از خودم سپاسگزارم.

    از دو روز پیش که تو رابطه عاطفیم ی ناخواسته ای پیش اومده برای اینکه حالم خوب بشه تصمیم گرفتم علاوه بر دیدن سفر به دور آمریکا ، هر روز نشانه امروز منم را هم نگاه کنم که وای معجزه هست معجزه .

    امروز این فایل بود نشانه امروزم که نزارم افکار منفی بیاد و زاویه دیدم تغییر بدم در هر موضوعی.

    وای خداااااااااااااا مگه میشه مگه داریم آنقدرررررررررررر دقیق و به موقع خدا جواب بده آخه مگه مییشهههه

    ولی میشه اره با خدا میشه وقتی فقط خدارو

    فرمان روای جهان ببینی همه چی میشه.

    میگن با خدا باش پادشاهی کن و الان دارم میفهمم و درک می‌کنم.

    منم گفتم باشه بیام زاویه دیدم تغییر بدم و بگم مشکلی که تو رابطه عاطفی پیش اومده رو چه طوری بهش نگاه کنم که حالم نه تنها بهتر بشه بلکه ازش انرژی بگیرم و بشه سوخت موتورم تا ارزش و لیاقتمو ببرم بالا.

    حالا دیدگاه جدید من به این قضیه اینکه من این فاصله و جدایی رو به این چشم میبینم که پارتنرم قدر من بیشتر بدونه و عمیقا نبودن من درک کنه و بفهمه چه جواهری داره و قدر نمیدونه و خودش با اشتیاق و علاقه خیلییییی بیشتری به سمت من برگرده.

    تازه ی اتفاق جالب دیگه هم صبح افتاد (وای که چقدر چیزهای جالب و خوب داره برام رخ میده)

    من دیروز به یکی از بزرگترین استادان به نام ایران در زمینه شنا که از بزرگان هستن و از مدال آوران قبل انقلاب و قبلن برام ی فایل پی دی اف برنامه تمرینی فرستاده بودن تماس گرفتم که مجدد اون فایل بفرستن چون پاک شده بود تو گوشیم و ایشون علاوه بر اون فایل چندتا فایل دیگه هم فرستادن .

    بعد امروز خودشون تماس گرفتن که چرا ازم سوالاتو نمی‌پرسی . یعنی من از ذوق میخواستم خدارو بغل کنم .

    یعنی دارم میفهمم که تمرکز رو نکات مثبت و همین که جلوی افکار منفی بگیریم یعنی چی و دارم نمونه‌هاش و میبینم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 194 روز

    سلام به استاد عزیزم، من از صبح مورد حمله نجوا های شیطان قرار گرفته بودم و از پروردگار هدایت خواستم تا بتونم غلبه کنم

    اول هدایت شدم به خوندن قرآن و بعدش قلبم بسیار اروم شد و نجوا ها کمرنگ شدن، بعد هدایت شدم به این فایل الهی و چقدر آرامش گرفتم ، از صبح یکی از نجوا ها این بود که تو مگر روی خودت کار نمیکنی؟ پس چرا این نجوا ها ذهنتو درگیر کرده؟

    تا جایی که شما گفتین همه دچار افکار منفی و نجوای شیطان میشن ولی تفاوت اونجاست که بعضی ها ذهنشون رو کنترل میکنن و غیره ، استاد ازتون بابت این فایل خیلی سپاس گزارم، بعد این فایل سپاس گزاری نوشتم و آب بود روی آتیش نجوا های شیطان. الان احساس بسیار خوب و آرامشی الهی دارم ، سپاس گزارم استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    حمید زرقانی گفته:
    مدت عضویت: 198 روز

    سلام و درود ب استاد و تمامی دوستان .

    خدارو سپاسگزارم که منو هروز داره هدایت می‌کنه به مسیر درست زندگیم .در مورد نشانه من اینو من خیلی وقته باور کردم که اگه یه مشکلی یا اتفاقی برا من میوفته اصلا ناراحتم نمیشم میگم این از سمت خدا بود که من اینجا بمونم وبعد حرکت کنم

    مثال دیشب موتور من پنچر شد خیلی راحت پیاده شدم و هیچ ناراحتی نداشتم وبردم یه مسیری وبادش کردم منو برد خونه و خیلی راحت صب بلند شدم بغل خونه یه آپاراتچی هست گذاشتم درست کردم از خیلی وقته این فکر در وجود من هست که اگه عجله دارم میخام جایی برم و اتفاقی برا موتوره میوفته اصلا نگران نیستم که بخوام ب افکار منفی قدرت بدم واین چند وقته که ب طور مرتب تو ساید هستم خیلی کنترلم ب احساسات منفی بیشتر شده دقیقا میفهمم که مغزم باهام صحبت می‌کنه یا قلبم و به این باور رسیدم که مغزم هر چی میگه عمل نکنم وقتی کاری رو انجام میدم که از قلبم حرف میزنه یه حسی در درون من ایجاد می‌کنه که بدون آهنگ من می‌رقصم یه انرژی و احساس خوب به من میده .مخصوصا وقتی کارمو انجام میدم وپول برام واریز میشه دقیقا خانمم متوجه میشه این حس منو میگه باز پول اومد تو حسابت ومن میام سهم دخترم وخانمم رو هم میدم بهشون همه با حسی خوب میان رو مبل هر سه تا مون همدیگرو بغل میکنم وشادی میکنیم این خیلی حس قشنگیه که بهم دست میده خوشحال میشم خداوند اینقدر بهم قدرت میده که بتونم ب راحتی ببخشم وحال خوبی داشته باشم .خدایا شکرت .دیشب هم خانمم به خاستش رسید ورفت کربلا ومن قبل از رفتن برنامه ریزی کردم تو این 10روز بشین در خلوت خودم با نیروی برتر .ارتباط بر قرار کنم .وچند وقته شروع کردم به قرآن خواندن واین 10روز بهترین فرصت برای قرآن خواندن .خدارو شکر حالم خیلی خوبه تازه قرآن که میخونم چقد آرامش خاصی به من میده .سپاسگزارم از خداوند و استاد عزیز و تموم دوستانی که در حال رشد وتعالی هستن .خدا یارو یاورتان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    فاطمه رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1074 روز

    سلامم

    سپاسگزارم خداوندا که هدایتم کردی به این فایل

    و کمکم میکنی و روشن میکنی برام درکش رو

    شکرت

    امروز که اون نجوا ها و احساس بد سر جلسه ازمون اومد نذاشت بفهمم ینی من فکر میکردم دارم ب الهامات گوش میدم

    و در عین حال احساس خوبی ب نتیجه ازمون نداشتم میگفت افت افت افت تراز

    چطور نفهمیدم اون موقع هر حسی بیاد اشتباهه

    و یاد اون فایل افتادم که راجع به حضرت محمد گفتین که به یه نفر گفت فردا میگم بهت پاسخ رو و 40 روز بهش الهام نشد

    اره منم فکر کردم هر موقع با هر فرکانسی بخوام خدا بهم میگه

    فکر کردم خدا میاد تو فرکانس من

    چرا چون فرق فکر کردن به چیزی و عمل کردن و توجه کردن و در مدار بودن رو متوجه نشده بودم

    من فکر میکردم خدا بهم میگه جوابو همنطور که قبلا بار ها گفت

    و شب سپاسگزاری هامو ننوشتم

    دقیقا یه الگوییه هر موقع من سپاسگزاری هارو انجام نمیدم مکتوب نمیکنم

    و گوش نمیدم ب ندای قلبم حسم از مدار خارج میشه

    همین دیشب داشتم به اینهمه پیشرفتی که این مدت داشتم فکر میکردم و ب خیال خودم مثل زدن همین علفای هرز بس بود و دیگه تمرینات رو انجام ندادم همیشه اینجوریه به محض اینکه میخوایم از مسبر خارج شیم خداوند میگه بهمون

    و راه کار که برا من نماز یا نوشتن باشه رو میگه و اون موقعها که گوش نمیدم نمود عینیشو تو زندگیم میبینم که یه تضادی میاد یه حس بدی یه چیزی

    و باز هم خداوند توبه پذیر مهربان منو میبخشه و اتفاقات خوب رقم میزنه برام

    مثل معجزه وقتی حسم خوب شد دستانشو فرستاد بهم یاداور شد چرایی زندگیمو

    و همیشه کمک میکنه خداوند همیشه هدایتمون میکنه به هر طرف که بخوایم

    خدایا هدایتم کن سمت خواسته های زیبام

    به سلامتی بیشتر

    موفقیت پیشرفت و توجه بیشتر به مهمات زندگی حال خوب بیشتر روابط بهتر تمرکز و اراده بیشتر ثروت نعمت برکت سعادت و بسیار نعمت های بیشماری که هر روز هر لحظه مارا شگفت زده میکنی باهاشون

    مثل باغ پروانه هایی که تو سفر به دور امریکا بود

    زندگی سرشار از قشنگیهه فقط باید چشامون رو باز کنیم

    تکامل رو درک کنیم

    عجله نکنیم

    خودمون رو مقایسه نکنیم

    اره من وقتی رویه و روش خودمو عوض نمیکنم چرا به چه دلیل به چه عنوان انتظار تغیر نتیجه رو دارم نمیفهمم

    این ذهن چگونه افسار رو دست میگیره

    تو کامنت یکی از دوستان و کامنت برتر به نکاتی برخوردم که نکات فایل رو کامل تر کردم برام

    من باز دارم تلویزیون میبینم و انتظار دارم تغیر کنم؟

    انتظار دارم شبیه بقیه جامعه نشم؟

    تا کی میخوام انکار کنم و بگم که من که تلاش نکردم فلان چرا تلاش و صبر رو به کار نبندم و از خدا یاری نجویم؟

    چرا اخه

    ای ذهن من رئیسم اینو آویزه گوشت کن

    بس کن نجواتو من رئیسم

    خدایا هدایتمون کن به راه راست راه کسانی که به انها نعمت دادی و نه کسانی که به انها غضب کردی و نه گمراهان

    شکرت برای یادآوری

    ذات انسان فراموشکار است

    شکرت برای یادآوری و تمرین و مرور

    سپاسگزارم مارا یک لحظه هم به حال خودمون رها نکن عاشقتم همیشه روشنگر راهم باش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1093 روز

    سلام سلام‌و سلام

    امروز برای من روز جالبی بود

    دیشبش به طرزفووووق العاده ای خوش گذرونی کردم و پر از حس خوب

    امروز ور از رزق و روزی و شیرینی

    درکنارش نتیجه ازمونی که داده بودم اومد که نشده بود

    میدونم که باید به فال نیک بگیرم

    میدونم که خدا بد رقم نمیزنه

    میدونم که حواسش بهم هست

    میدونم که میخاسته تمرکزمو بذارم رو حیطه شغلی خودم

    میخاسته راه موفقیتو برم

    میدونم قراره بعدا تشکر ویژه کنم ازش که خداروشکرنشد

    درسته یه ذره ناراحت شدم

    ولی این تضاد باعث اتفاقات خوبی تو وجودم شد

    امیدوارم بتونم دیدگاهمو رو‌نکات مثبت بذارم امیدوارم خدا دستم‌ومحکمتر بگیره و ببرتم تو راهی که باید برم

    من این مدت غالب افکارم مثبت بوده

    و میدونم خداوند قطعا این حس غالبو وارد زندگیم کرده

    امروز روز بیست و هشتم چله من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    زهرا رجبی گفته:
    مدت عضویت: 1468 روز

    سلاممممم استاد خوش هیکلم

    اخ استاد چقدر لذت بردم نیاز دارم این فایل هم مثل بقیه فایل هاتون هزاران بار گوش بدم باورم نمیشه از هرچیز به نسبت کوچیکی مثال هایی فوق العاده میزنید برای ما قانون خداوند رو برای ما واضح تر توضیح میدین خداروشکر که شما هستین و خداروشکر که ما در این مسیر با شما همراهیم

    استاد من لذت میبرم هردفعه که مریم جون پا به پای شما میان و تو هر هوایی چه افتاب باشه چه نباشه از شما فیلم میگیرن و شما خیلی زیبا ازشون سپاسگزاری میکنین، شاید باورتون نشه دوستان ولی من سختمه که از دیگران برای کارهایی که برام انجام میدن سپاسگزاری کنم ولی به خودم گفتم اگه میخای افردا در رابطه ی بهتری با تو باشن باید اینکارو انجام بدی و قول میدم که از همین الان و امروز اینکارو بکنم چون بنظر خیلی کار لذت بخشیه

    وای استاد اخر فایل که میگین اگر ما یاد بگیریم که تو هر شرایط به ظاهر سختی به دنبال نکته ی مثبت و خیری باشیم افکار منفی رو دور کردیم و ذهنمون اروم میشه چقدر نیازه اینو تمرین کنم داخل زندگیم سپاسگزارم برای یاد دادن این نکات عالی و خداروشاکرم برای بودن در این مسیر:)))))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1240 روز

    بنام خداوند هدایت گر

    امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم دیدم حال روحیم اوکی نیست

    رفتم توی باغ و نشستم وفکر کردم ذهنم خیلی شلوغ بود خیلی طول کشید صبر کردم تا آروم بشه ،واونجا ازخدا خواستم بهم بگه

    فهمیدم چند وقتیه که کنترل ذهن ندارم بااینکه توی سایتم وفایل گوش میدم ولی مسائل دیگه ای روهم قاطی کردم ونشتی انرژی دارم

    یک چیزی بهم گفت که فایل های ارامش درپرتو اگاهی رو گوش کن

    من همه ورودی هارو کنترل کردم وگفتم امروز نمیزارم ثانیه ای ذهنم بره جایی که نمیخام

    به راستی انسان فراموش کاره

    موضوع امروز که باید روش تمرکز کنم کنترل ذهن وتوجه وتمرکز روی زیبایی

    جالبه تواین چند وقت همه چیز عالیییییی پیش میره ولی من درونم شاد نیست اونم چون توجهم خیلی جاها پرت میشه

    کنترل ذهن کلید تمام موفقیت هاست

    تغییر باورها ونتیجه میشه پاداشی که میگیری

    فرق بین ادم موفق وعادی فقط همین نکته س

    هدایتگر من خداست ومن تنها از او در خواست میکنم ،

    آسان گرفتن کارها،تسلیم شدن دربرابر حکمت خدا،خیلی لذت بخش ولی نیاز به تلاش داره

    شدت افکار منفی میتونه انقدر قوی وسریع باشه که تا به خودت بیای میبینی کل افکارتو درگیر کرده

    اولش به شکل یک فکر کوچولو میاد توذهن بعد که رها میشه میبینی شده باور همون چیزی که از بچگی به ما گفتن ما قبول کردیم

    تاروزی که سعی کردیم روی خودمون کار کنیم والان ما توی اون مرحله هستیم

    امروز خیلی بیشتر تلاش میکنم نزارم هرچیزی رو به خوردم بدن چون کندنش بامنه

    وتمام کسانی که حرفی زدن ومن قبول کردم هیچ کاری بامن ندارن

    استاد خیلی اگاهانه این مثال زیبا رو زدن تشبیه علف های هرز به افکار منفی

    توی ناخوداگاه من یک سری باور هست که امروز پی بردم غلطه ومن بیش ازاین نمیتونم بااین افکار رشد وپیشرفت کنم

    جالبه من امروز فهمیدم تمام افکاری که من دارم هرروز تکرار میکنم منفی نیست ولی خیلی ذهنم شلوغه کلی کار هست که باید انجام بدم

    یاکتاب فلان تموم نکردم ،فلان چیز مثبت رو گوش ندادم وذهن من مدام ازاین شاخه به اون شاخه میپره

    خداروشکر همیشه تلاش کردم به افسردگی نرسم

    چون همیشه یه داس دستم بود که نذارم اونم با شکرگذاری

    ولی خب شدت افکار منفی سریع اتفاق نیفته

    زحمت تلاش کندن اون باورها واقعا زیاده

    وقتی اتفاق نا جالب میفته باید بتونی برگردونی به مثبت این اوج هنر روی خود کار کرده

    من دارم تلاش میکنم امیدوارم که بتونم به اون حد برسم

    استاد عزیزم ممنون ازاین اگاهی های ناب

    نمیشه جلوی افکار منفی رو کامل گرفت چون ما درجهانی زندگی میکنیم که تضاد هست فقط باید تلاش کنیم که اعراض کنیم وافکار منفی رو بامثبت عوض کنیم موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    رها احمدی گفته:
    مدت عضویت: 609 روز

    سلام استاد جان و مریم عزیزم

    امیدوارم همیشه شاد باشید

    استاد جان من دو روز قفلی زدم روی این فایل و بلاخره ازش جواب گرفتم و ب خودم قبل از دیدن فایل گفتم ک اول باید از فایل های رایگان نتیجه بگیرم و بخودم گفتم ک حالا ک چند روزه این افکار منفی احساسم رو بد کرده باید از فایل های رایگان استفاده کنم و اینطوری شد مو ب مو دو روز کامل فایل رو گوش کردم و در طول مدتی هم ک گوش نمیکردن دیگ هیچ فایل دیگه ای گوش نکردم و کامل ب حرف های استاد توی ذهنم گوش میکردم و مرور میکردم و بلاخره رفتم توی دفترم این سوال رو پرسیدم از خودم ک چطور ب این ناخواسته نگاه کنم ک احساس بهتری داشته باشم ؟؟؟

    و بلاخره هرچند جوابایی ک نوشتم درد داشت برام ولی خوب بازم ب جوابم ک کاملا قانون بود فک کردم و حالم در پایان جواب دادن بدترم شد

    چون نوشتم ک من خودم خالق زندگی ام هستم و با افکارم این اتفاق افتاده و من هر روز ب این سوال توی دفترم پاسخ میدم ک معجزه زندگی من چیه ؟؟و من هر روز در پاسخ ب این سوال مینویسم ک آشنایی و ایمان و باور داشتن ب این قانون

    و در پاسخ ب سوال اول ک گفتم از چ زاویه ای نگاه کنم ب خودم گفتم منی ک معجزه زندگی ام هر روز صبح آگاهی و ایمان و باور ب این قانونه ،الان اگ راست میگم همین قانون ک باورش دارم داره میگه این شرایط الان رو خودت خلق کردی و اون آدمی ک تو مقصرش میدونی کاملا بی گناه هست .فقط اون خلق کردنت از طریق این آدم بهت نشون داده شده تموم شد و رفت (خیلییی خیلییی خیلییی سخت بود برام پذیرش این موضوع ک اون آدم بی گناهه و من شرایط الانم رو رقم زدم)حالا از این مرحله رد شدم بگی نگی افتادم توی تله سرزنش کردن خودم و احساس گناه دادن ب خودم اونم چقد بد و تند

    سریع گفتم بازم ک گفتی قانون بزرگترین دارائی توعه پس همین قانون میگه پایین ترین فرکانس ماله احساس گناهه تورو نیست و نابود میکنه حواست باشه بازم مچ ذهنم رو گرفتم

    و شروع کردم ب خودم گفتم تو باید برای خودم رفیق باشی خودت رو دوست داشته باشی و ب خودم گفتم یادته فلانی رو دوست داشتی از همه چی خودت میزدی براش چقد زود میبخشیدیش براش هدیه میخریدی و …

    حالا بیا این کارارو یه بار برای خودت انجام بده خودت رو راحت بزار دوست داشته باش خودتو تو لیاقت آرامش رو داری اشکال نداره حالا یه اشتباهی هم کردی

    (صفحه دفترم پر شد من موندم و در انتها اشک هایی ک می‌ریخت )

    خلاصه استاد دفترم رو بستم با حس بد یکم بهتر شده

    و هیچ فایل جدیدی گوش نکردم فقط نوشته هام رو مرور کردم و ب زور خودم رو زدم ب اون راه

    و رفتم سر کار و تا یکی دوُاعت محل کارم همون طور بودم ولی یکم بهتر ولی بعدش یهو کاملا یهو انگار در باز شد و من از اون در رفتم داخل و دیگ اون احساس سه روز حال خرابی رو نداشتم شاد بودم اهنگ شاد گزاشتم رقصیدم خیلیییی پر انرژی شدم

    و من واقعا طبق این فایل عمل کردم و معجزه اش رو دیدم

    و الان کامل داداشت برداری کردم و میخوام یه دفترچه خوشگل تو جیبی برای خودم بردارم اسم فایل و تمرینی ک ازم خواسته بودین رو توی دفترم بنویسم و هر بار مرور کنم و ب یاد بیارم ک چطوری با پرسیدن این سوال ک چطوری ب این اتفاق نگاه کنم ک احساس بهتر داشته باشم؟؟

    معجزه رخ داد (اینو بگم در لحظه جواب نداد تازه وقتی آخر نوشته هام همه چی رو خودم گردن گرفتم ،گریه ام گرفت و تازه بعدش احساس گناه اومد ک سلاخی ام کنه و خدا بهم لطف کرد ک آگاهی داشتم در مورد احساس گناه و خودم رو ب لطف خدا نجات دادم

    و بعدش مرور جوابم توی ذهنم دائم

    واقعا معجزه دو ساعت بعد رخ داد و بار سنگینی از روی دوشم برداشته شد)

    آخیش این یکی از بهترین کامنت های زندگیمه

    راستی من تجربه اون اتفاق رو یادم مونده ک دوباره تکرار نشه و حواسم باشه چیکار کردم ک چند روز احساس بدی داشتم

    هر لحظه ب خودم میگم هی دختره حواست باشه ک دوباره تکرار نشه ک اینبار سخت تره و ذهنت اینبار این رو بهت میگه ک تو بی عرضه ای و سرکوفت ام میزنه

    خخخخخ تازه ب خاطر این احساس سرزنشی ک ذهنم بهم میده خیلی حواسم جمع هس ک تکرار نکنم

    حالا استاد با خیال راحت میتونم برم فایل بعدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    میلاد خوشبخت گفته:
    مدت عضویت: 1429 روز

    سلام عزیزان دل

    وقتی یه فکری میاد اول خیلی کوچیکه اما وقتی هی بهش توجه میکنیم کم کم بزرگ و بزرگتر میشه و تا جایی که باعث اعمال ما میشه و همین توجه کردن بهش قدرتمندش میکنه و وقتی دیگه حسابی قدرت پیدا کرد اونموقع دیگه کنترلش خیلی سخت میشه که هرجوری میخای توجهت رو از روش برداری به این راحتی نمیتونی و توی چرخه معیوب قرار می‌گیریم.من و بهتره بگم ما این اتفاق رو بارها تجربه کردیم.

    در رابطه با موضوع هدایت خداوند

    من امروز رفتم کارواش همسایمون که ماشینم رو بشورم خودش دستش بند بود قرار شد خودم بشورمش من دکمه روشن رو میزدم میرسیدم پای ماشین خاموش میشد دوباره برگشتم روشن کردم بازم رسیدم پای ماشین خاموش شد و بعدش دیگه اصلا روشن نشد.

    حالا ذهن قضاوت گر من

    این نشسته از دور داره با ریموت خاموشش میکنه که من ماشین رو نشورم

    بعد اومدم بهش گفتم این هی خاموش میشه و رفتم همون لحظه بخودم گفتم میلاد انقدر زود قاضی نشو حتما یه داستانی هست که تو خبر نداری

    یعنی یجوری ذهنم داشت بزرگش میکرد که اگه پابه پاش میرفتم الان مطمئنن اینجا نبودم که بخام این کامنتو بنویسم.

    خلاصه اومدم خونه همینطور که داشتم کارامو انجام میدادم متوجه شدم داره بارون میاد الله اکبر در حد دو سه دقیقه بارون زد و تموم شد همونجا بخودم گفتم خدای من اینطوری هدایت میکنه

    خدایا شکرت هزاران مرتبه

    اصل احساس خوبه این چیزی که باید با خودمون تکرار کنیم و من خالق زندگی خودم هستم

    من توجه ام رو از روی یه موضوع به ظاهر بد برداشتم و از یه زاویه دیگه بهش نگاه کردم نمیگم همه چی درست شد و تمام نه اما احساس و حال من خیلی عالی تر شده و یواش یواش داره اتفاقات خوب با ایده هایی که دریافت میکنم و عمل میکنم میفته.خدایا شکرت

    من توانایی کنترل ذهنم را دارم

    من عاشق خودم هستم

    هرروز بخودم میگم میلاد گفتن این حرفا اگه عمل نباشه حرف مفته

    باید رفتارتو عوض کنی و روی باورها هم کار کنی تا جهانت عوض شه

    جهان کاری به حرف های من نداره جهان رفتار من و احساس من رو دریافت میکنه و از همون جنس بیشتر وارد زندگیم میکنه.

    هرچقدر ثروتمندتر میشوم به خدا نزدیکتر میشوم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    رقیه سربازی گفته:
    مدت عضویت: 559 روز

    باسلام و خسته نباشید استاد سپاسگزارم این فایل خیلی خیلی عالی بود چه مثال خوبی زدین استاد،واقعا به آدم تلنگر میزنه از خواب بیدار میکنه من خیلی ذهن منفی و افکار منفی درگیرم که واقعا خدا منو به این فایل راهنمایی کرد ممنون استاد عزیز و مریم عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: