نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
- فهمیدن و عمل کردن به آگاهی های این دوره عالی که زندگی من و افراد زیادی رو داره متحول میکنه
میخواهم از نتایج فوقالعادهای بگویم که تا این لحظه با عمل به آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱ در زندگیام کسب کردهام. الان که این متن را مینویسم، طبق آموزشهای استاد عباسمنش، در زندگی من و عزیزدلم هیچگونه وام، قرض و بدهی وجود ندارد و ما در آرامش کامل ذهنی هستیم. ما در کنار هم کار میکنیم و از مسیرمان لذت میبریم. نکته شگفتانگیز اینجاست که هر روز کیفیت مشتریها بالاتر میرود و از راههایی که اصلاً فکرش را هم نمیکنیم، مشتریان عالی به سمت ما هدایت میشوند.
من هر لحظه شکرگزار خداوند هستم که این آرامش را وارد زندگیام کرد تا بتوانم از لحظهبهلحظه عمرم لذت ببرم. دیگر خودم را در دام قسط و وام نمیاندازم تا شاید دو سال دیگر به خواستهای برسم که با سختی و درگیری به دست آمده باشد. دوست دارم وقتی خواستهای در درونم شکل میگیرد، آنقدر ذهنم آرام باشد که با لذت برای رسیدن به آن اقدام کنم و هم از مسیر لذت ببرم و هم از نتیجه.
یک اتفاق رویایی و زیبای دیگر، سفر بینظیری بود که همراه با عزیزدلم و دوستانمان تجربه کردیم. ما به شکلی عجیب به مکانی هدایت شدیم که درست مثل پارادایس بود؛ یک دریاچه زیبا با انبوه درختان و سرسبزیِ خیرهکننده که انسان از دیدن آن سیر نمیشد. این سفر هم یکی دیگر از نتایج کار کردن روی دوره روانشناسی ثروت ۱ و البته تأثیر تماشای سریال زندگی در بهشت بود. این اولین مسافرتی بود که من و عزیزدلم با آرامش کامل و بدون هیچگونه نگرانی بابت هزینهها یا فکر کردن به بدهیها تجربه کردیم.
ما کاملاً رها و آزادانه سفر کردیم و لذت بردیم. من هر لحظه سپاسگزار بودم که به خاطر اجرای اصول ثروت، میتوانم تا این حد آرام و در لحظه باشم و از زیباییها و نعمتهای جهان به خوبی استفاده کنم. روزی را که با قایق وسط دریاچه بودیم، در آن هوای عالی، زیر آسمان آبی و در دل طبیعت بکر، هرگز فراموش نمیکنم. هر زمان یاد آن روز میافتم حالم عالی میشود و خدا را شکر میکنم که لایق رفتن به آن طبیعت و استفاده از آن موقعیت بودم.
نتیجه ارزشمند بعدی، توانایی کنترل ذهن است. خیلی وقتها نجواهای ذهنی سعی دارند نتایج مرا کوچک جلوه دهند، اما من همانجا قاطعانه پاسخ میدهم: این اتفاقات برای من مثل معجزه است؛ اگر نیست، چرا تا الان تجربهاش نکرده بودم؟ چرا تا حالا این شرایط عالی و این فراوانی در زندگیام نبود؟ سریع این نجواها را خاموش میکنم و به قول استاد عباسمنش میگویم که من سند و نتیجه در دستانم است. خدایا شکرت برای فهمیدن و عمل کردن به آگاهیهای این دوره عالی که زندگی من و افراد زیادی را متحول کرده است.
استاد عباسمنش عزیز، اول از همه میخواهم از آموزههای بسیار عالی شما تشکر کنم که هرچه بگویم کم گفتهام. من یک خانم سرپرست خانواده هستم. زمانی که همسرم به رحمت خدا رفت، با وجود آنهمه بدهی که به جا مانده بود، تنها چیزی که حالم را خوب میکرد فقط فایلهای دانلودی شما بود. صبحها به اشتیاق اینکه فایل جدیدی از شما روی سایت قرار گرفته باشد بیدار میشدم.
وقتی خواستم قدم اول از دوره ۱۲ قدم را تهیه کنم، با خودم عهد بستم که اگر تا ۳ ماه دیگر بدهیام صاف شد، بیایم و در سایت دیدگاه بنویسم. اما باید بگویم که در کمال ناباوری، نه تنها در ۳ ماه، بلکه تنها در عرض ۴۰ روز درآمدم ۲ برابر شد. از جایی که گمان نمیبردم پول به دستم رسید و توانستم تمام بدهیهایم را پرداخت کنم؛ آن هم فقط در چهل روز!
نتیجه بزرگ بعدی مربوط به یک شکایت قانونی بود. یکی از طلبکاران از من شکایت کرده بود و حتی با اینکه حاضر بودم مبلغی اضافه پرداخت کنم تا شکایت نکند، راضی نمیشد. من به عمل به آموزشهای شما ادامه دادم تا اینکه مدتی بعد، همان فرد شاکی با من تماس گرفت و گفت بیا اصل پولم را بده و من رضایت میدهم. باورم نمیشد که آن فرد فقط اصل پولش را میخواست و وقتی تلفن را قطع کرد، از شدت خوشحالی فریاد میکشیدم. روز بعد آن فرد به محضر آمد، پولش را گرفت و آن ماجرا به بهترین شکل تمام شد.
نتیجه فوقالعاده دیگر این بود که من طلبی از شخصی داشتم که مربوط به سال ۹۷ بود. درست روز بعد تلفنم زنگ خورد و آن فرد بدهیاش را به من برگرداند. من یقین دارم که تمام این نتایج معجزهآسای مالی و قانونی، حاصل شروع دوره ۱۲ قدم، استفاده از فایلهای دانلودی و عمل به تمریناتی است که استاد عباسمنش در دورهها فرمودند.
راستی مسئله بزرگی داشتم که چند سال بود هر کاری میکردم حل نمیشد، تا اینکه دوره شیوه حل مسائل زندگی روی سایت قرار گرفت. من این دوره را همزمان با قدم سوم تهیه کردم و به زودی دوباره میآیم و از نتایج جدیدم مینویسم.
من حدود یک سال پیش دوره قانون سلامتی را تهیه کردم و با وزن ۶۹ کیلوگرم، زندگی به شیوه این دوره را با هدف بهبود و سلامتی پوستم آغاز نمودم. امروز که این دیدگاه را مینویسم، به وزن رویاییام یعنی ۵۵ کیلوگرم رسیدهام.
من ۲۴ سال درگیر بیماری پوستی پسوریازیس بودم و در طی این سالها، وقت و هزینه زیادی برای درمان صرف کردم. هر دکتری، هر دارو و روش درمانی را که پیشنهاد میدادند، استفاده میکردم؛ از داروهای گیاهی و کرمهای موضعی گرفته تا آمپول و قرصهای شیمیایی. اما دریغ از اندکی بهبود، بلکه وضعیتم بدتر هم میشد. کار به جایی رسیده بود که حتی به کنترل بیماری و پیشرفت نکردنش هم راضی بودم، اما هر روز بیشتر گسترش مییافت. این بیماری هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ مالی آسیبهای زیادی به من زد. خصوصاً اینکه بعد از اولین زایمانم و در اوج جوانی و زیبایی به این بیماری مبتلا شدم و پوست سفید، صاف و شفاف من به یکباره قرمز، متورم، همراه با خارش و پوستهریزی شدید شد.
هر نقطهای از پوستم که دچار خارش میشد، شروع به زخم شدن و پوسته زدن میکرد و بدتر اینکه این مشکل به صورت قرینه در سمت دیگر بدنم نیز ظاهر میشد. بعد از زایمان دوم، این بیماری شدیدتر شد و با داروهایی که وزارت بهداشت تایید کرده بود، وضعیتم وخیمتر گشت؛ بهطوریکه سر تا پای من درگیر شد. همراه با این بیماری، مشکلات دیگری هم در بدنم بروز کرد مثل: کلسترول خون بالا، کبد چرب، بیخوابی، استرس شدید، روماتیسم مفصلی، خارش، سوزش، قرمزی، التهاب پوست، خفگی در خواب، اضافهوزن، ترک خوردن لبها در اثر داروهای شیمیایی، ریزش مو و غیره. تحمل این بیماری برای یک خانم که مادر دو فرزند است، واقعاً سخت بود و روزگار دشواری را پشت سر گذاشتم اما ناامید نشدم و مدام روی عزتنفس و اعتمادبهنفسِ از دست رفتهام کار میکردم.
همواره از خداوند طلب درمان میکردم تا اینکه به لطف پروردگار حدود یک سال پیش با استاد عباسمنش آشنا شدم. روزی ۷ الی ۸ ساعت فایل گوش میکردم و یادداشت برمیداشتم تا اینکه ایشان دوره قانون سلامتی را ارائه کردند. وقتی نتایج دوستان را میشنیدم، شعلههای امید در من زبانه میکشید. سپس این دوره را خریدم و متعهدانه زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم.
تا قبل از عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی، آرزو داشتم یک شب راحت بخوابم؛ آرزو داشتم مثل همه خانمها لباس آستینکوتاه بپوشم؛ آرزو داشتم صبحها لباسم خونی نباشد از بس که شب تا صبح بدنم خارش داشت؛ آرزو داشتم بدون درد از خواب بیدار شوم. تمام این آرزوها از سادهترین و بدیهیترین نعمتهای تقریبا همه افراد دنیاست که من از آنها محروم بودم.
به لطف پروردگار و آموزههای استاد عباسمنش در دوره قانون سلامتی، اکنون ۹۵ درصد مشکلات سلامتی و پوستی من حل شده است. پوستم شفاف شده، بیماریام بهبود یافته و اندامم متناسب و زیبا شده است. امروز به خاطر عقل سالم و بدن سالم، دو بال برای پرواز دارم و تا آخرین روز زندگیام، این شیوه را ادامه میدهم که شاهانهترین سبک سلامتی است.
در آخر به تمام دوستانی که مبتلا به بیماری پسوریازیس هستند، پیشنهاد میکنم وارد دوره قانون سلامتی شوند. تمام جلسات را بارها گوش کنند؛ خصوصا جلسات ۱۰، ۱۱ و ۱۲ پاسخ درمان این بیماری است. از دوستان خواهش میکنم متعهدانه به تمام مواردی که استاد عباسمنش در این دوره میگویند عمل کنند تا زودتر به بهبودی برسند، چرا که این دوره جای آزمون و خطا نیست، بلکه جای تعهد، مداومت و نتیجه گرفتن است. استاد عباسمنش عزیز، با تمام وجودم و تا زمانی که زنده هستم، بهترینها را از خداوند برای شما آرزو دارم.



به نام ذولجلال مهربان
سلام ، به لطف خدای عزیزم 5 روز میگذره از آشنایی من با سایت و استاد مهربانم و 3 روز هست که با پروژه خانه تکانی ذهن شروع کردم. اول اینکه بگم چقدر این بخش نتایج دانشجویان زیباست انقدر که بهش علاقه پیدا کردم مثل سرگرمی برام لذتبخشه چقدر خوشحال کنندست این همه نتایج بزرگ چقدر تحسین برانگیزه مخصوصا نظرات دوره سلامتی چقدر به وجدم میاره.
امروز بهم الهام شد تا نتایجی که توی این 5 روز گرفتم و برام مشهود تر بود رو به اشتراک بذارم اول خواستم توی دفترم بنویسم بعد تصمیم بر این شد که اینجا به صورت دیدگاه بفرستم.
من کار کردن روی این پروژه رو صبح ها توی فضای سبز انجام میدم و چقدر چقدر به جانم میشینه ، قشنگ ترین فضا ، هوای عالی و خنک اون هم توی تیرماه ، پوششی که دوست دارم ، سکوت و آرامشی که دوست دارم و خلاصه که همه چیز رو خدای قشنگم فراهم کرده برام تا اختصاصی لذت ببرم و توی این مسیر گام بردارم ، این فضا همیشه بود ولی انگار این زمان بهترین زمان برای استفاده ازش بود تا نهایت لذت رو ببرم، انگار دارم توی آمریکا قدم میزنم. امروز داشتم با مادرم میگفتم انگار من در نقش شاهزاده خداوند به طور اختصاصی این فضا رو مخصوص لذت بردن من درست کرده ، دمت گرم خدای عزیزم دوسِت دارما!!!!! و اما نتایج و عشق های جاری دیگه: پلاک گرنبندم که مدت ها پیش بود گمش کرده بودم و خیلی دوستش داشتم به گونه ای معجزه آسا افتاد جلوی چشمم و پیدا شد. عینکی که گم شده بود توسط مادرم پیدا شد و بهم رسونده شد . یک بازی انلاین انجام میدادم و همش امتیاز های بالا بهم میداد همون 2 باری که واردش شدم.3تا تیشرت به کمد لباسم اضافه شد یکی از یکی قشنگ تر . وزنم یک کیلو کم شد و میلم به پرخوری بیش از حد انگار کنترل شده .برادرم که به ماهیگیری علاقه داره و دفعه پیش یکدونه گرفت ایندفعه 4 تا گرفت یکی از یکی بزرگ تر چقدر برکت بیشتر وارد خونه شد. توی گوشیم یک پیام اومد با تیتر “من به کلام خدا ایمان دارم که به موسی وحی کرد:ای موسی من به بندگانم از مادر مهربان تر هستم” و چه شوق و حال خوب و لذت عجیبی در من با دیدنش شکل گرفت.
جواب سوالاتم رو انگار دارم با هدایت خداوند میگیرم و گرفتم و انگار به درک عجیبی رسیدم از این کلام استاد که میگفت زندگی سادست. و چقدر حالم خوبه با این جمله و این مفهموم چقدر جوابه که کل زندگی برای لذت بردن ما آفریده شده و خدا عاشق اینه که ما لذت ببریم و از نعماتش استفاده کنیم ،هیچ چیز سختی در این موضوع وجود نداره و هرکاری که احساس خوبی بهم میده درواقع عین شکرگزاریه عملیه و من رو به خدای جانم اتفاقا بیشتر نزدیک میکنه ،چون همش سختش میکردم همش میرفتم ببینم کی مثلا راجب فلان موضوع فلان کار نظرش چیه درواقع به اون موضوع حس خوبی داشتم ولی انقدر میگشتم که نظرات منفی راجبش پیدا کنم بی دلیل و میگفتم این آدم که توی مسیر خودشناسیه چطور همچین باوری داره و مثلا کسی که باورش متفاوته رو گناهکار میدونه، و حسم رو بد میکردم همش نظر و باور های دیگران برام مهم بود و انگار بُتشون میکردم برای خودم، مخصوصا اگر فکر میکردم طرف دانا و فرهیختس که تفکرم ناخوداگاه این بود که اگه نظر و باورم برخلافش باشه هیچی واقعا خودم رو اذیت میکردم درحالی ک حس های قشنگ داشتم میرفتم با توجه به نظرات و باورهای دیگران حال خوبم رو خراب میکردم ! کامل شرک میورزدیم ترس داشتم از متفاوت بودن باور هام با بعضی انسان ها بجای اینکه بگم من و خداوند عزیزم یک تیم هستیم و طرز تفکر هیچکسی تاثیری روی زندگی من نداره نظر بقیه بت بود برام . و الان به این باور رسیدم که اینکار رو رها کنم چون همونطور که اثر انگشت همه انسان ها متفاوته باورهاشونم میتونه متفاوت باشه، سبک زندگی و همه چیشون و این برای اون آدم اون لحظه درسته و دلیل نمیشه برای بقیه حتما درست یا غلط باشه من میتونم باورهای که مناسب منه و حس خوبی بهم میده رو بگیرم همین. نه اون هایی که به قلبم ننشسته. در واقع باید به اصل بچسبم و به باور بقیه درباره هر موضوعی که باشه کاری نداشته باشم حتی اون دسته که به خاطر متفاوت بودن عقاید دیگران اون هارو گناهکار میدونن چون این هم باور اون ادمه و به من ربطی نداره.اون چیزی که به خودم حس خوب واقعی میده رو دنبال کنم و اصل اینه احساس خوب= اتفاقات خوب ، حالا اون احساس خوب برای هرادم به شکل متفاوتی میتونه بوجود بیاد ، چون اینجا یک اصل هست و میلیارد ها روش برای رسیدن بهش.مثل اینکه یک دفتر زنگ آمیزی هست و بی شمار رنگ ، هرکسی میتونه هر رنگی که بخواد بزنه و در نهایت اون اصل که رنگ کردن هست رو به زیبایی انجام بده. این چیزی هست که درکش کردم یک درک پایه هست و ذهنم خیلی هنوزم قلقلم میده ولی تا چند روز پیش از 100 باری ک توی روز حال خودم رو بد میکردم الان مقداریش رو میتونم کنترل کنم و خداروشکرم که داره ذهنم رو از دشمنم تبدیل به رفیقم میکنه. و البته که خ باید روی خودم و باور هام چه تثبیت چه تغییرشون بیشتر کار کنم و با استمرار بیشتر به نتایج عالی تر و خداگونه تری برسم و قطعا خداوند عزیزم در این راه با منه.
این بخشی از نتایجی بود که توی این 5 روز گرفتم و خداروشکر که در این لحظه با شما در اشتراک گذاشتم و از استاد عزیزم کمال تشکر را دارم انشالله نعمات از در و دیوار آسمان و زمین بر شما و همه ما ببارد.
پی نوشت: 40 دقیقه گذشته و این متن ادیت هست خواستم بگم یکدفعه چنان بارانی گرفت که سراسر رحمته و این هم قطعا نشانه عشق پروردگارمه ، دوستِ دارم خدای عزیزم ، مهربان ترین ، عشق ترین ، شاهکارترین ، عزیزترین ، مرا تا ابد در آغوش پر از محبتت نگه دار . خدایا شکرت که مهربانی و نیکویی تو در سراسر عمرم با من است و من تا ابد در خانه عشق تو ، زیبایی و شادمانی تو و وجود تو ساکن هستم. به بزرگیت یقین دارم . شکرت خدایا که در چنین جهان زیبایی چشم گشودم و شکرت که پروردگارم تو هستی ، ای خالق یکتا.