نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
انشاءالله به لطف خداوند و با کمک آموزشهای ارزشمند استاد عباسمنش در دوره همجهت با جریان خداوند، همه ما در مومنتوم مثبت و همجهت با جریان بینهایت و همیشگی الله مهربان باشیم.
میخواهم از دیدگاهی کلیتر به زندگیام نگاه کنم و بگویم که از زمانی که با آموزشهای استاد عباسمنش آشنا شدم، زندگیام در تمام جنبهها روانتر، آرامتر و زیباتر شده است.
چه زمانی که از فایلهای رایگان ایشان استفاده میکردم و چه اکنون که در این دوره فوقالعاده شرکت کردهام، به وضوح میبینم که چرخ زندگیام نرمتر میچرخد و شرایط زندگیام در جنبههای مالی، عاطفی و آرامش درونی بسیار بهتر شده است.احساس میکنم تمام اتفاقات و حتی مشکلات در نهایت به نفع من تمام میشوند.
گاهی در موقعیتی قرار میگیرم که ظاهرش ناخوشایند است، اما با گذر زمان میبینم همه چیز طوری پیش رفته که بهترین نتیجه ممکن برایم رقم خورده است.
این تغییر بزرگ را مدیون یادگیری کنترل ذهن و باورهایی هستم که در این دوره همجهت با جریان خداوند بینظیر آموختم.
حالا خیلی راحتتر با مسائل کنار میآیم، برای هر مشکلی راهحلی پیدا میکنم و حتی احساس میکنم بسیاری از مشکلات دیگر اصلاً برایم پیش نمیآیند.انسانهای درست و موقعیتهای مناسب به شکل جادویی در مسیرم ظاهر میشوند.
باور قدرتمند الخیر فی ما وقع تأثیری شگفتانگیز بر زندگیام گذاشته است.
بارها و بارها در شرایط مختلف از آن استفاده کردهام و هر بار شاهد نتایج خارقالعاده و معجزهآسایی بودهام.
این باور، دیدگاه من را نسبت به اتفاقات کاملاً تغییر داده و آرامش، ایمان و امید را در من زنده کرده است.به راستی اگر هر کسی بتواند بر روی همین یک باور کار کند، آن را درک و در زندگیاش به کار گیرد، بسیاری از مشکلاتش حل خواهد شد و حتی بسیاری از تضادها دیگر به وجود نخواهند آمد.
چون در دل این باور، تسلیم آگاهانه در برابر اراده خداوند وجود دارد؛ زمانی که همه تلاش خود را میکنی و سپس با ایمان کامل میگویی: خداوندا، تو میدانی و من نمیدانم، حلش کن.
نتیجه همیشه به نفع من رقم میخورد، چون یاد گرفتهام ذهنم را کنترل کنم و به جریان الهی اعتماد داشته باشم.مثالهای زیادی از این تغییرات دارم که پیشتر در جلسات نیز دربارهشان صحبت کردهام.
اما به طور کلی باید بگویم زندگیام در همه زمینهها متحول شده است.
شاید هنوز به تمام آرزوها و رؤیاهای بزرگم نرسیدهام، اما امروز در شرایطی هستم که روزی حتی تصورش را هم نمیکردم، و این را فقط و فقط مدیون لطف خداوند و آموزشهای نجاتبخش استاد عباسمنش هستم.رهایی از بحرانهای خانوادگی، آرامسازی ذهن، ساخت رابطهای سالم و شروع جریان مالی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
سال ۱۴۰۱ وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تازه با استاد عباسمنش آشنا شده بودم. آن زمان زندگیام در یکی از سختترین دورههای خودش بود.
مشکلات جدی با همسر و مادرِ همسرم داشتم. دختر ششسالهام علاقهای نداشت کنار من بماند و مدام پیش فامیل بود؛ اگر مانعش میشدم پرخاشگری شدیدی میکرد و من هم متأسفانه او را تنبیه فیزیکی میکردم. خودم فردی عصبی، پرتنش و منفینگر بودم و داروی آرامبخش مصرف میکردم. رابطهام با پدر و مادرم خراب بود، هیچ دوستی نداشتم و ورودی مالیام صفر بود.
هر روز درگیری و دعوا داشتم، شبها خواب آرام نداشتم، اشتهایم کم بود و برای غذا خوردن از محرکهای اشتهاآور استفاده میکردم. همیشه غمگین و افسرده بودم. پنج کیلو اضافهوزن داشتم و از آدمهای غریبه میترسیدم؛ نمیگذاشتم هیچکس به من نزدیک شود.با خرید دوره ۱۲ قدم و انجام تمرینها، آرامآرام تغییرات زندگیام شروع شد و هر قدم تحول تازهای رقم زد.
افراد نامناسب یکییکی از زندگیام حذف شدند. رابطهام با همسرم چنان بهتر شد که خانوادهام متعجب شدند؛ مردی که زمانی حتی اجازه نمیداد تا دم درِ حیاط بروم، امروز همراه و همدل من است و برای رشد و اهدافم قدمبهقدم کنارم میایستد.
دخترم کمکم آرام شد. حالا کنار من میماند و رابطهمان صمیمی، پرمحبت و امن شده است. سالها آرزو داشتم فرزند دومم، پسری تپل باشد. بعد از انجام قدم سوم ۱۲ قدم، این خواسته هم به لطف خدا محقق شد. واقعاً حس میکردم دست خدا در همهجا همراه من است.
تمام هزینههای زندگی، تفریح، بارداری و مهارتهایی که برای پیشرفت لازم داشتم، بهطرز معجزهآسایی فراهم شد. به دنبال کسب مهارت رفتم و کسبوکار خودم را آغاز کردم. داروهای آرامبخش را کنار گذاشتم و دلیل اصلی بهبودم را در ساختن ذهن و احساساتم پیدا کردم. وزنم کم شد و با آدمهای جدید ارتباطهای سالم و دوستانه برقرار کردم. رابطهام با پدر و مادرم بسیار بهتر شد و امروز مورد احترام خانواده و اطرافیانم هستم.
ورودی مالیام شروع شد و با هر بار حرکت در مسیر درست، چند برابر شد. تجربه و نتایجی که از این دوره گرفتم آنقدر قوی و واقعی بود که بعد از مشاهدهٔ این تغییرات، هر بار یک دورهٔ جدید هم خریدم؛ چون با چشم خودم دیدم که وقتی این آموزهها را بهکار میگیرم، زندگیام دگرگون میشود.
خدایا شکرت برای هدایت به این مسیر و این آگاهیهای نجاتبخش.
بازگشت به سلامت کامل و جوانی دوباره با یکونیم سال زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی
استاد عزیزم، میخواهم از نتایج باور نکردنی بنویسم که از زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی گرفتم؛ نتایجی که همین الان که مینویسم، لبخند شما را از دیدن آنها در ذهنم تصور میکنم.
من دقیقاً یکونیم سال پیش زندگی به شیوهی این دوره را شروع کردم. اول از همه، بگذارید نتایج آزمایشهای قبل از شروع دوره را با نتایج آزمایشهای بعد از یکونیم سال زندگی به این شیوه مقایسه کنم؛ چون این مقایسه خودش یک معجزه است.
آزمایش قبل از شروع دوره (۱۹ / ۱۲ / ۱۴۰۲):
قند ناشتا ۹۵ — چربی خون ۴۸۵ — ویتامین D بیستوپنج — HOMA-IR در محدودهی پیشدیابت — FOB مثبت — تیروئید کمکار — و چندین شاخص نگرانکننده دیگر.شرایط ظاهری و جسمی هم مناسب نبود:
وزن ۶۲ کیلو، دور کمر ۹۴، دور شکم ۹۵، دردهای معدهی شدید، سردردهای ضربهای پشت سر، تهوع، سرگیجه، پرخاشگری، تنگی نفس، میخچه و درد پا، عفونتهای مداوم زنانه، غدهی چرکی زیر بغل، تیرگی و لکهای پوستی، ریزش مو، ناخنهای ضعیف، پف چشمها، سنگینی دستوپا، پریودهای نامنظم، کمکاری تیروئید، و لیستی از ۲۲ مشکل جسمی که از شدت آنها سالها درگیر بودم.اما آزمایش بعد از یکونیم سال زندگی به شیوهی دوره (۳۰ / ۶ / ۱۴۰۴) یک تحول کامل بود:
قند ناشتا ۷۸ — چربی خون ۱۲۸ — ویتامین D پنجاهوشش — TSH کاملاً نرمال — تمام موارد نگرانکننده برطرف شده.شرایط ظاهری هم کاملاً تغییر کرده:
دور کمر از ۹۴ به ۷۵ رسیده؛ دور شکم از ۹۵ به ۸۲؛ و شانهها متناسبتر و عضلانیتر شده.اما مهمتر از عددها، حالی است که دارم. استاد، با زندگی به شیوهی این دوره، من واقعاً شبیه یک دختر هجدهساله شدهام؛ سبک، سالم، آرام و پرانرژی.
یکی از پررنگترین مشکلاتم قبل از شروع دوره، کمبود تمرکز و فراموشی بود؛ اما این موضوع بهطور باور نکردنی برطرف شده. همزمان با شروع این شیوه، کلاس زبان ثبتنام کردم و الان یکونیم سال است در کنار کار و بچهداری، زبان میخوانم و نهتنها تمرکزم عالی شده بلکه حافظهام هم بسیار قوی شده.
خوابم سبک و باکیفیت شده؛ صبحها بدون زنگ و بدون کسلی، خودم بیدار میشوم.
ظاهرم آنقدر متناسب و زیبا شده که همه از من تعریف میکنند، اما تحول درونی را فقط خودم میدانم که چقدر عمیق بوده.دیگر هیچ اثری از دانههای چرکی زیر بغل یا کف پا نیست.
هیچ درد معدهای ندارم.
تیرگی و داغی کف پا کاملاً ناپدید شده.
پریودها کاملاً منظم شده.
کمکاری تیروئید بهطور کامل برطرف شده.
چهرهام شفاف شده و لکها از بین رفته.
ریزش مو ندارم و ناخنهایم محکم و سالم شدهاند.
بدنم جوان، سبک، شاداب و پرانرژی است.یادم هست وقتی آزمایش اولیه را به دکتر نشان دادم، گفت: «به هیچ عنوان نمیتوانی بدون قرص و دارو این وضعیت چربی خون را درست کنی.»
به اصرار همسرم سه تا از قرصها را خوردم، اما چند روز بعد از شروع زندگی به شیوهی دوره، حس کردم نیازی ندارم. قرصها را گذاشتم بالای یخچال، که ببینمشان اما نخورمشان. یک سال تمام همانطور ماند… و بعد هم آنها را دور انداختم.در این مدت حتی یک سرماخوردگی ساده هم نداشتم.
اثر این تغییرات فقط روی خودم نبود؛ همسرم که همیشه با دورهها مخالف بود، وقتی نتایجم را دید، خودش تصمیم گرفت به شیوهی دوره زندگی کند و الان یک سال است با من همراه شده.وقتی بعد از یکونیم سال دوباره آزمایش دادم و هر دو آزمایش قبل و بعد از دوره را به دکتر نشان دادم، مات و مبهوت مانده بود و فقط یک جمله میگفت:
«چطور ممکنه…؟»استاد عزیزم، من عاشقتم و تا آخر عمرم سپاسگزار زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی هستم. این دوره نهتنها جسم من، بلکه ذهن و روح من را دوباره ساخت.
تحول درونی، جهش مالی و دریافت خواستهها با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم، دوره کشف قوانین زندگی، و دوره همجهت با جریان خداوند
دوره مقدس ۱۲ قدم اولین دورهای بود که من از سایت abasmanesh.com خریداری کردم. یادم هست قبل از خرید این دوره، نشانهها از همهطرف به سمتم میآمد؛ آنقدر قوی و واضح که چارهای جز تسلیم شدن و خرید این دوره نداشتم.
وقتی وارد دوره ۱۲ قدم شدم، با تمام وجودم روی آگاهیهای آن کار کردم. روحم لطیفتر شده بود، انگار روی زمین نبودم؛ احساس میکردم انسان دیگری شدهام. روی هوا پرواز میکردم و خواستههایم را یکییکی خلق میکردم. هر نتیجهای که دریافت میکردم، ایمانم عمیقتر میشد و باورم به قوانین محکمتر.
اوایل که تازه وارد سایت شده بودم و فقط از فایلهای هدیه استفاده میکردم، توان خرید دورهها را نداشتم. وقتی میدیدم دوستان تعداد زیادی دوره خریداری کردهاند، باورم نمیشد و با خودم میگفتم: «چطور توانستهاند این همه دوره بخرند؟»
اما ورود به دوره ۱۲ قدم، مدار من را از همان ابتدا تغییر داد. وارد مدار آسانیها شدم؛ مدار خوبیها، مدار نشانهها، مدار وفور.
استاد همیشه میگفتند:
«وقتی وارد دورهای میشوید و با تعهد شروع به اجرا میکنید، اتفاقات و نشانهها از راه میرسند… حتی پیدا کردن پول و طلا.»
و همینطور هم شد.به محض شروع دوره ۱۲ قدم، پولها از راه رسید.
نشانههای تغییر شرایط بهوضوح دیده میشد.
حقوقم سه برابر شد.
آدمهایی که برای مسیرم مناسب نبودند، خودبهخود کنار رفتند.
ماشین همسرم را به راحتی تبدیل به ۲۰۷ صفر کردم.
و خودم وارد مسیری شدم روشنتر، هموارتر، زیباتر… و واقعاً تبدیل شدم به فردی دیگر.یکی از بزرگترین تغییرها، جسارت و توکل عمیقی بود که از جلسات قرآنی ۱۲ قدم گرفتم. این جلسات انقلابی در وجودم ایجاد کرد. فهمیدم که همه چیز توحید است. ترسها یکییکی محو شدند و اگر هم بود، بسیار کمرنگ. من وارد ترسهایم شدم و دیدم آنچه سالها مرا نگه داشته بود، چیزی جز یک توهم ذهنی نبوده. فهمیدم که فقط من خالق شرایط زندگیام هستم.
هرچه بیشتر روی خودم کار میکردم، نتایج قدرتمندتر و شفافتر میشد.
وقتی خواستم دوباره دوره ۱۲ قدم را شروع کنم، نشانهها آمد که باید دوره کشف قوانین زندگی را تهیه کنم و کنار آن شروع کنم.
به محض شروع این دوره و کار کردن روی حذف ترمزهای ذهنی، زمینی که مدتها برای فروشش تلاش کرده بودم اما هیچ خبری نمیشد، به سادگی و با بهترین شرایط و کاملاً نقد فروخته شد.
در ادامه، وارد دوره همجهت با جریان خداوند شدم. این دوره هم مثل یک معجزه بود. علاوه بر نشانهها و اتفاقات عالی، من سومین ماشینم که یک شاسیبلند بینظیر بود را نقدی در اسفند ۱۴۰۳ خریدم. بارها و بارها با این نعمت الهی سفر رفتم و لذت بردم. هر تجربهای که در این مسیر رخ داد، برای من ارزشمند و شیرین بود.
و این مسیر الهی همچنان ادامه دارد…
رهایی از اعتیاد، رسیدن به سلامت کامل، آرامش درونی و ارتباط عمیق با خداوند با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
چطور میتوانم حال و احساس خوب این روزهایم را بیان کنم؟ خدایا خودت صداقتت را در قلبم جاری کن تا بنویسم. میخواهم با عشق اعتراف کنم که:
«بابا من هم از عمل به قوانین نتیجه گرفتم. من هم با عمل به آموزههای استاد عباسمنش تغییر کردم.»
میخواهم شهادت بدهم که وقتی تصمیم گرفتم در مسیر تو باشم، چگونه من را هدایت کردی و از کجا به کجا رساندی.استاد عزیز، آموزههای توحیدی شما، بهخصوص در دوره همجهت با جریان خداوند، من را به شکلی با خدا همسو و هماهنگ کرده که در تمام ۵۰ سال عمرم، هیچ مسجدی، هیچ هیئتی، هیچ سفر زیارتی و هیچ مراسم مذهبی نتوانست اینگونه من را به خدا نزدیک کند.
من در این مسیر دگرگون شدم. نتایجی گرفتم که برایم مثل معجزه است.
از وقتی وارد این مسیر شدم، بعد از ۱۵ سال مصرف مواد مخدر را برای همیشه کنار گذاشتم و امروز کاملاً پاک هستم.
قرصهای کدئین را که خشابخشاب میخوردم، برای همیشه ترک کردم.
مشروبات الکلی را کنار گذاشتم.
بعد از ۳۵ سال سیگار کشیدن، بهطور کامل ترک کردم.
سالها هر چند وقت یکبار مریض میشدم، اما حالا یادم نمیآید آخرین بار کی دارو خوردم. امروز سالمِ سالمم و پر از انرژی.منِ کسی که حتی یکبار هم به همسرم یا عزیزانم نگفته بودم «عاشقتم»، امروز این کلمه ورد زبانم شده.
منِ آدم فوقالعاده واکنشگرا و عصبانی، حالا وقتی کنارم دعوا میشود، سرم را میاندازم پایین، دخالت نمیکنم و آرام رد میشوم.
منِ کسی که قبلاً برای جلب توجه اسم خدا را میآوردم، امروز ستایش خداوند برایم درونی و واقعی شده و سپاسگزاری در عمق وجودم جریان دارد.من که وزنم بالای ۱۰۰ کیلو بود، با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی امروز ۷۲ کیلو هستم. تناسب اندام دارم، بدنم سالم شده، انرژیام چند برابر شده و از آن کسالتهای همیشگی خبری نیست. از ۵ صبح بیدارم و تا آخر شب پرتوان و سرحال هستم.
روابطم چه در خانه و چه در محل کار فوقالعاده شده، مخصوصاً از وقتی با تمرکز بیشتری روی آموزههای دوره مقدس همجهت با جریان خداوند کار میکنم.
استاد نازنینم، چند جلسه آخر این دوره که موشکافانه درباره سپاسگزاری صحبت کردید، زندگی مرا زیر و رو کرده. واضح میبینم که آن آموزهها رابطهام را با خداوند چنان تغییر داده و چنان من را در برابر او متواضع کرده که هر لحظه واکنش جهان اطرافم را نسبت به این تغییرات درونی در زندگیام مشاهده میکنم.
خدا را شکر میکنم بابت این همه تغییرات عمیق چه درونم و چه در بیرون زندگیام.
خدا را شکر میکنم که در ۵۴ سالگی چشمم را باز کرد و مرا به مسیر آموزههای پربرکت استاد عباسمنش هدایت کرد.
خدایا شکرت برای این مسیر نورانی، پر از خیر، برکت، آرامش و تحول.تحول بنیادین در ایمان، آرامش، روابط و وضعیت مالی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم و دوره همجهت با جریان خداوند
من بیش از سه سال است که دانشجوی دوره ۱۲ قدم هستم. بعد از سه سال و نیم شاگردی، حتی نمیتوانم بگویم به پنجاه درصدِ آموزشها عمل کردهام، اما همین اندازه عمل کردن، تمام ورق زندگیام را برگردانده است. از هر طرف که به خودم نگاه میکنم، میبینم هیچ شباهتی به سعیدهی سال ۱۴۰۰ که تازه وارد abasmanesh.com شده بود ندارم؛ نه از نظر شخصیت، نه آرامش، نه درآمد، نه ایمان.
آموزههای استاد در دوره ۱۲ قدم به من شیوه زندگی توحیدی را یاد داده؛ طبیعیترین و هموارترین مسیر رشد و سعادت. استاد در «دانشگاه ۱۲ قدم»، ماهی به دستمان نمیدهد، بلکه روش ماهیگیری را یاد میدهد. به همین دلیل این دوره میتواند از یک فرد ناموفق در هر مدار ناهماهنگ، انسانی توحیدی، آرام، قدرتمند و همجهت با خداوند بسازد؛ انسانی که خورشید در دستانش دارد و فقط زندگی خودش را روشن نمیکند، بلکه زندگی دیگران را نیز روشن میسازد.
استاد در قدم نهم که به نظر من توحیدیترین قدم این دوره است میفرمایند:
«دانشجوهای من، یادتان باشد همه چیز توحید است. اگر الآن این را درک نکنید، وقتی وارد دنیا شوید و هرچقدر هم گشتوگذار کنید، آخرش به همین نقطه میرسید که همه چیز توحید بود.»شنیدن همین یک جمله طوفانی در وجود من ایجاد کرد. از همان روز تصمیم گرفتم هیچجا دنبال چیزی نگردم و تنها به «طناب توحید» و آموزههای الهی استاد بچسبم. همین جمله طلایی «همه چیز توحید است» سنگ بنای دورهای شد که امروز به نام دوره همجهت با جریان خداوند میشناسیم؛ دورهای مقدس، معنوی و پربرکت که فقط خدا میداند عمل به آن چه انسانهای موفق، توحیدی و نورانیای تحویل جامعه میدهد.
نتایجی که من در این سه سال و نیم با عمل به آموزهها گرفتم آنقدر شگفتانگیز و معجزهآساست که هیچکس با عقل انسانی نمیتواند آن را توضیح دهد. این نتایج فقط میتواند حاصل درک خداوند، تسلیم جریان هدایت شدن و پیروی از قوانینی باشد که دوره ۱۲ قدم از صفر تا صد در عمل به انسان یاد میدهد.
در این مسیر:
از خداناباوری رسیدم به عشق مطلق به خداوند و اتصال کامل به الهامات.
از افسردگی و پوچی رسیدهام به احساس عمیق خوشبختی بیقید و شرط.
عزتنفس لهشدهام تبدیل شده به احساس لیاقت توحیدی و پایدار.
روابط ناسالمم تبدیل شده به روابطی شگفتانگیز، محترمانه و هماهنگ.
بیپولی، کار سخت و درآمد کمم تبدیل شده به آزادی زمانی، حرکت در مسیر عشق و علاقه و رفاه مالی.
جسم بیمار و نیمهجانم امروز تبدیل شده به بدنی سالم، پرانرژی و جوان.و این مسیر پر از عشق، نور و رشد همچنان ادامه دارد. دانشجوی دوره ۱۲ قدم بودن، برای من یعنی قرار گرفتن در مسیر سعادت دنیا و آخرت؛ مسیری که نمیخواهم حتی یک لحظه از آن دور شوم.
استاد عزیزم، از شما بابت تمام آموزشهای الهیتان سپاسگزارم. سپاسگزاری من در کلمات نمیگنجد. فقط دوست داشتم با نوشتن بخشی از نتایجم، لحظهای لبخند روی صورتتان بیاورم.
آرامش، توانمندی، درآمد عالی و هدایتهای شگفتانگیز با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
استاد عزیزم، از شما عمیقاً سپاسگزارم برای تولید و ارائهی دورهی فوقالعادهی همجهت با جریان خداوند؛ دورهای که زندگی من را از درون دگرگون کرده و نگاه من را به هدایت الهی کاملاً تغییر داده است.
شما در انتهای یکی از جلسات فرمودید: «زندگی من آسون پیش میره چون اجازه میدم خداوند من رو هدایت کنه. باید کسی از نزدیک روند زندگی من رو ببینه تا بفهمه هدایت خداوند چقدر میتونه مسیر زندگی رو آسون کنه.»
و واقعیت این است که من دقیقاً همین تجربه را در زندگی خودم پیدا کردهام.حدود شش ماه است که وارد این دوره شدهام. آنقدر جلساتش را گوش دادم، دوباره گوش دادم، از زاویههای مختلف بررسی کردم و روی مفاهیمش عمیق شدم که انگار آگاهیهای تکتک جلساتش را «شخم زدهام». روزی نبوده که حداقل یک ساعت برای درک بیشتر آموزههای این دوره زمان نگذارم.
البته میدانم قدرت تشخیص هدایت الهی در وجود من هنوز در ابتدای مسیر است و با شما فاصله زیادی دارد، چون شما سالهاست در مسیر آگاهی و قانون زندگی میکنید. اما با این حال، حتی همین مقدار از درک هدایت برای من چنان تغییراتی ایجاد کرده که واقعاً قابل توصیف نیست.
به خدا قسم، از روزی که وارد این دوره شدم و مفهوم مومنتوم مثبت را درک کردم و شروع به اجرا کردم، زندگیام چنان آسان شده که باید از نزدیک آن را ببینید تا باور کنید:
درآمدم عالی شده و هر ماه جریانهای مالی جدید وارد زندگیام میشود.
سلامتیام فوقالعاده شده؛ یوگا را شروع کردهام و با نظم کامل ورزش میکنم.
احساس میکنم خداوند مستقیم حواسش به برنامهریزی من هست؛ نمیگذارد کارهایم عقب بیفتد و هر کاری را دقیق در زمان درستش انجام میدهم.
اعتمادبهنفسم چندین برابر شده، چون هر روز کارهایی را انجام میدهم که قبلاً از پسشان برنمیآمدم.
توانمندتر شدهام، قویتر شدهام و باورم نمیشود این همه کار را بهتنهایی و بدون خستگی به اتمام میرسانم.
روابطم با همسر و فرزندم عالی و آرام شده؛ ارتباطمان عمیقتر و پر از احترام است.استاد عزیز، واقعاً باید از نزدیک ببینید زندگی من چقدر آسان، روان و بیدردسر پیش میرود. هر روز بیشتر مطمئن میشوم که وقتی آدم اجازه دهد خداوند هدایتش کند، زندگی به معنای واقعی «آسان» میشود.
جهش انگیزه، بازگشت انرژی و سهبرابر شدن درآمد با عمل به آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱
من حدود دو ماه پیش دوره روانشناسی ثروت ۱ را تهیه کردم و با تعهد جدی، همراه با همسرم، شروع کردیم به کار کردن روی آگاهیهای این دوره. قبل از شروع این دوره، حدود یک سال بود که هم درآمدم کمتر شده بود و هم انگیزهام. بهخصوص در ماههای آخر که بهخاطر بارداری و زایمان، از هدف اصلیام خیلی دور شده بودم و نمیدانستم چطور باید دوباره به مسیر برگردم.
از روزی که این دوره را شروع کردم، حسم هر روز بهتر و بهتر شد. در این مدت که دارم روی آگاهیهای این دوره کار میکنم و ذهنم آرامآرام از باورهای محدودکننده پاک میشود، متوجه شدم اولین تغییری که کاملاً تکاملی و درونی در من اتفاق افتاد، بازگشت انگیزه، اشتیاق و ذوقم برای کار بود. قبل از این دوره مدام از خدا میپرسیدم: «خدایا چکار کنم که شوق کار کردن دوباره برگرده؟»
این دوره به من یاد داد که چطور گوشبهزنگ نشانهها باشم، الهامات را دریافت کنم و درست همانطور که استاد در دوره تأکید میکنند، در راستای ایدههای الهامی اقدام عملی انجام بدهم.
الان که حدود ۴۰ روز از شروع کار با این دوره گذشته، درآمدم تقریباً سه برابر شده و فروشم فوقالعاده رشد کرده است.
وقتی شخصیت امروز خودم را با دو ماه پیش مقایسه میکنم، میبینم قبلاً محال بود با این جدیت و سرعت به سمت الهاماتم حرکت کنم. اما آموزههای این دوره، من را بهشدت عملگرا، پرانرژی و پای کار کرده است.
امروز از کاری که انجام میدهم عمیقاً لذت میبرم و همین لذت، خودش نعمتها و فرصتها را وارد زندگیام میکند.
استاد عزیزم، از شما بابت آگاهیهای بینظیر و تحولآفرین این دوره بینهایت سپاسگزارم.تحول عمیق در روابط، آرامش، درآمد و نگاه توحیدی با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
استاد عزیزم، سلام و درود و رحمت و برکت خداوند بر شما باد. پنج ماه است که روی آگاهیهای دوره همجهت با جریان خداوند کار میکنم و امروز که به خودم نگاه میکنم، میبینم مرجانِ امروز هیچ شباهتی به مرجانِ پنج ماه پیش ندارد.
وقتی به سمت آموزههای شما هدایت شدم، در اوج یک تضاد وحشتناک با همسرم بودم. همسرم اجازه نمیداد آموزشهای استاد قبلیام را گوش بدهم. از درون پر از کینه و نفرت بودم؛ دنیا را مقصر میدانستم به جز خودم. حس قربانی بودن هر روز مرا عصبیتر میکرد، اما با نقاب سکوت زندگی میکردم. شدت خشم و نفرت به حدی رسیده بود که هر روز آرزو میکردم همسرم بمیرد. حتی تخیلاتم درباره خواستههایم، تصویر مراسم مرگ او بود. نه شکرگزاری میفهمیدم، نه توحید؛ گرفتار شرک و ناسپاسی بودم و حتی راضی به طلاق هم نبودم.
در چنین شرایطی سال گذشته به سمت آموزههای شما هدایت شدم و دوره کشف قوانین زندگی و دوره شیوه حل مسائل زندگی را تهیه کردم تا از این وضعیت بیرون بیایم. با کمک این دورهها آرام آرام به هماهنگی با خودم رسیدم و بعد خداوند مسیرم را به سمت دوره همجهت با جریان خداوند برد؛ جایی که نقطه تولد دوباره من بود.
نمیتوانم توصیف کنم که آگاهیهای این دوره چه بر سر من آوردند. آن مرجانی که حتی یک مورد برای شکرگزاری پیدا نمیکرد، امروز چندین صفحه از شکرگزاریهای روزانهاش فقط درباره عشق و محبتی است که از همسرش دریافت میکند. عشقی که بهخاطر همراهی با آگاهیهای این دوره، هر روز زیباتر و عمیقتر شد.
این دوره چه باورهای قدرتمندی را در وجودم ساخت؟
من باور کردم که خالق شرایط زندگیام هستم.
باور کردم که «الخير فی ما وقع» حقیقت محض است و همین باور آرام جانم شد.
و تیر خلاصِ رهایی از بند شرکها و ترمزهای قدیمی را آگاهیهای جلسه ۱۷ زد؛ جایی که هدایتهای ظریف خداوند را دوباره به من یادآوری کرد.خداوند امسال با هدایت من به خرید این دوره، بهترین سفر عمرم را برایم رقم زد.
بهترین تولد ۴۴ سال زندگیام را برایم ساخت.
بهترین طلاها را برایم خرید.
پسفردا هم قرار است مرا به سفر دیگری ببرد.
آنقدر همزمانی و نعمت وارد زندگیام کرده که حیران ماندهام.
آنقدر مرا آرام کرده که ناخودآگاه مدام در حال سپاسگزاریام؛ مشتری داشته باشم سپاسگزارم، نداشته باشم هم سپاسگزارم.این خدا کاری کرده که چنان از تنهایی خودم لذت میبرم که حد ندارد.
این خدا چنان عشق را وارد زندگیام کرده که همسرم مثل پروانه دورم میچرخد؛ انگار مأموریتش مراقبت از من باشد.
در این چند ماه بهترین درآمدها، بهترین مشتریها و بهترین خریدها نصیبم شده است.استاد عزیزم، از شما بابت آگاهیهای الهی و بینظیر دوره همجهت با جریان خداوند بینهایت سپاسگزارم. زندگیام را در همه جنبهها از این رو به آن رو کردید.
تغییر باورها، رشد شخصیتی و جهش بزرگ مالی و شغلی با عمل به آموزههای استاد عباسمنش، مخصوصاً دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره ۱۲ قدم
امروز آزمون روانشناسی ثروت ۱ را در سایت انجام دادم و همین باعث شد یاد خودم در پنج سال پیش بیفتم؛ زمانی که با استفاده از ویدئوی استاد، این تست را انجام میدادم. آن روزها پاسخ دادن به سؤالها برایم بسیار سخت بود. باید زیاد فکر میکردم، آخرش هم با شک و تردید جواب میدادم و مطمئن نبودم که اصلاً درست میفهمم یا نه.
اما امروز وقتی همین تست را انجام دادم، با تمام وجودم حس کردم که چقدر شخصیت و باورهای من درباره ثروت تغییر کرده؛ تغییری که فقط و فقط نتیجه کار کردن روی آموزههای استاد عباسمنش است. این بار بدون حتی یک لحظه شک و تردید، کاملاً صادقانه پاسخ دادم و جالب این بود که تمام جوابها از باورهای قدرتمندکنندهای میآمد که در این سالها درباره ثروت در ذهنم ساختهام. همین موضوع باعث شد به خودم افتخار کنم.
من خیلی کم در سایت abasmanesh.com کامنت میگذارم، اما امروز دلم خواست بنویسم، چون وقتی به نتایجم نگاه میکنم فقط میتوانم بگویم:
خدایا صد هزار مرتبه شکر.اینها بخشی از نتایجی است که با عمل مداوم به آموزههای استاد عباسمنش به دست آوردهام:
من از کارگری به کارآفرینی و داشتن یک کسبوکار تولیدیِ شخصی رسیدم.
از زندگی مجردی به تشکیل یک زندگی عاشقانه و آرام وارد شدم.
از یک فرد بیهویت و بیاعتمادبهنفس، تبدیل شدم به انسانی ارزشمند و شناختهشده در محیط کاریام در سطح کشور.
آموزههای استاد از فردی خجالتی، من را تبدیل کرد به انسانی جسور، باانگیزه و هدفمند که مدام در حال تحقق اهدافش است.
از فردی که شدیداً متعصب مذهبی بود، تبدیل شدم به انسانی توحیدی، آرام، متصل و معنوی.
از بیماشین بودن رسیدم به خرید یک ماشین خوب و دلخواه.و دهها نتیجه و دستاورد دیگر که اگر بخواهم همه را بنویسم، باید ساعتها وقت بگذارم.
اینها بخشی از تغییرات بزرگی است که هم در شخصیت من و هم در شرایط زندگیم ایجاد شده؛ و همه اینها را مدیون کار کردن روی خودم با آموزههای استاد عباسمنش هستم، مخصوصاً دوره ۱۲ قدم که برای من یک مسیر عمیق رشد و شکوفایی بوده است.
امروز با تمام وجود به این مسیر افتخار میکنم.



به نام ذولجلال مهربان
سلام ، به لطف خدای عزیزم 5 روز میگذره از آشنایی من با سایت و استاد مهربانم و 3 روز هست که با پروژه خانه تکانی ذهن شروع کردم. اول اینکه بگم چقدر این بخش نتایج دانشجویان زیباست انقدر که بهش علاقه پیدا کردم مثل سرگرمی برام لذتبخشه چقدر خوشحال کنندست این همه نتایج بزرگ چقدر تحسین برانگیزه مخصوصا نظرات دوره سلامتی چقدر به وجدم میاره.
امروز بهم الهام شد تا نتایجی که توی این 5 روز گرفتم و برام مشهود تر بود رو به اشتراک بذارم اول خواستم توی دفترم بنویسم بعد تصمیم بر این شد که اینجا به صورت دیدگاه بفرستم.
من کار کردن روی این پروژه رو صبح ها توی فضای سبز انجام میدم و چقدر چقدر به جانم میشینه ، قشنگ ترین فضا ، هوای عالی و خنک اون هم توی تیرماه ، پوششی که دوست دارم ، سکوت و آرامشی که دوست دارم و خلاصه که همه چیز رو خدای قشنگم فراهم کرده برام تا اختصاصی لذت ببرم و توی این مسیر گام بردارم ، این فضا همیشه بود ولی انگار این زمان بهترین زمان برای استفاده ازش بود تا نهایت لذت رو ببرم، انگار دارم توی آمریکا قدم میزنم. امروز داشتم با مادرم میگفتم انگار من در نقش شاهزاده خداوند به طور اختصاصی این فضا رو مخصوص لذت بردن من درست کرده ، دمت گرم خدای عزیزم دوسِت دارما!!!!! و اما نتایج و عشق های جاری دیگه: پلاک گرنبندم که مدت ها پیش بود گمش کرده بودم و خیلی دوستش داشتم به گونه ای معجزه آسا افتاد جلوی چشمم و پیدا شد. عینکی که گم شده بود توسط مادرم پیدا شد و بهم رسونده شد . یک بازی انلاین انجام میدادم و همش امتیاز های بالا بهم میداد همون 2 باری که واردش شدم.3تا تیشرت به کمد لباسم اضافه شد یکی از یکی قشنگ تر . وزنم یک کیلو کم شد و میلم به پرخوری بیش از حد انگار کنترل شده .برادرم که به ماهیگیری علاقه داره و دفعه پیش یکدونه گرفت ایندفعه 4 تا گرفت یکی از یکی بزرگ تر چقدر برکت بیشتر وارد خونه شد. توی گوشیم یک پیام اومد با تیتر “من به کلام خدا ایمان دارم که به موسی وحی کرد:ای موسی من به بندگانم از مادر مهربان تر هستم” و چه شوق و حال خوب و لذت عجیبی در من با دیدنش شکل گرفت.
جواب سوالاتم رو انگار دارم با هدایت خداوند میگیرم و گرفتم و انگار به درک عجیبی رسیدم از این کلام استاد که میگفت زندگی سادست. و چقدر حالم خوبه با این جمله و این مفهموم چقدر جوابه که کل زندگی برای لذت بردن ما آفریده شده و خدا عاشق اینه که ما لذت ببریم و از نعماتش استفاده کنیم ،هیچ چیز سختی در این موضوع وجود نداره و هرکاری که احساس خوبی بهم میده درواقع عین شکرگزاریه عملیه و من رو به خدای جانم اتفاقا بیشتر نزدیک میکنه ،چون همش سختش میکردم همش میرفتم ببینم کی مثلا راجب فلان موضوع فلان کار نظرش چیه درواقع به اون موضوع حس خوبی داشتم ولی انقدر میگشتم که نظرات منفی راجبش پیدا کنم بی دلیل و میگفتم این آدم که توی مسیر خودشناسیه چطور همچین باوری داره و مثلا کسی که باورش متفاوته رو گناهکار میدونه، و حسم رو بد میکردم همش نظر و باور های دیگران برام مهم بود و انگار بُتشون میکردم برای خودم، مخصوصا اگر فکر میکردم طرف دانا و فرهیختس که تفکرم ناخوداگاه این بود که اگه نظر و باورم برخلافش باشه هیچی واقعا خودم رو اذیت میکردم درحالی ک حس های قشنگ داشتم میرفتم با توجه به نظرات و باورهای دیگران حال خوبم رو خراب میکردم ! کامل شرک میورزدیم ترس داشتم از متفاوت بودن باور هام با بعضی انسان ها بجای اینکه بگم من و خداوند عزیزم یک تیم هستیم و طرز تفکر هیچکسی تاثیری روی زندگی من نداره نظر بقیه بت بود برام . و الان به این باور رسیدم که اینکار رو رها کنم چون همونطور که اثر انگشت همه انسان ها متفاوته باورهاشونم میتونه متفاوت باشه، سبک زندگی و همه چیشون و این برای اون آدم اون لحظه درسته و دلیل نمیشه برای بقیه حتما درست یا غلط باشه من میتونم باورهای که مناسب منه و حس خوبی بهم میده رو بگیرم همین. نه اون هایی که به قلبم ننشسته. در واقع باید به اصل بچسبم و به باور بقیه درباره هر موضوعی که باشه کاری نداشته باشم حتی اون دسته که به خاطر متفاوت بودن عقاید دیگران اون هارو گناهکار میدونن چون این هم باور اون ادمه و به من ربطی نداره.اون چیزی که به خودم حس خوب واقعی میده رو دنبال کنم و اصل اینه احساس خوب= اتفاقات خوب ، حالا اون احساس خوب برای هرادم به شکل متفاوتی میتونه بوجود بیاد ، چون اینجا یک اصل هست و میلیارد ها روش برای رسیدن بهش.مثل اینکه یک دفتر زنگ آمیزی هست و بی شمار رنگ ، هرکسی میتونه هر رنگی که بخواد بزنه و در نهایت اون اصل که رنگ کردن هست رو به زیبایی انجام بده. این چیزی هست که درکش کردم یک درک پایه هست و ذهنم خیلی هنوزم قلقلم میده ولی تا چند روز پیش از 100 باری ک توی روز حال خودم رو بد میکردم الان مقداریش رو میتونم کنترل کنم و خداروشکرم که داره ذهنم رو از دشمنم تبدیل به رفیقم میکنه. و البته که خ باید روی خودم و باور هام چه تثبیت چه تغییرشون بیشتر کار کنم و با استمرار بیشتر به نتایج عالی تر و خداگونه تری برسم و قطعا خداوند عزیزم در این راه با منه.
این بخشی از نتایجی بود که توی این 5 روز گرفتم و خداروشکر که در این لحظه با شما در اشتراک گذاشتم و از استاد عزیزم کمال تشکر را دارم انشالله نعمات از در و دیوار آسمان و زمین بر شما و همه ما ببارد.
پی نوشت: 40 دقیقه گذشته و این متن ادیت هست خواستم بگم یکدفعه چنان بارانی گرفت که سراسر رحمته و این هم قطعا نشانه عشق پروردگارمه ، دوستِ دارم خدای عزیزم ، مهربان ترین ، عشق ترین ، شاهکارترین ، عزیزترین ، مرا تا ابد در آغوش پر از محبتت نگه دار . خدایا شکرت که مهربانی و نیکویی تو در سراسر عمرم با من است و من تا ابد در خانه عشق تو ، زیبایی و شادمانی تو و وجود تو ساکن هستم. به بزرگیت یقین دارم . شکرت خدایا که در چنین جهان زیبایی چشم گشودم و شکرت که پروردگارم تو هستی ، ای خالق یکتا.