نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
رشد مالی ۲۴ برابری، آرامش عمیق خانوادگی و جهش شخصیتی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
استاد عزیز عباسمنش، روزهای اولی که وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تمرین ستاره قطبی را انجام میدادم، درآمد ماهانهام حدود ۱۲ میلیون تومان بود. از همان روزها شروع کردم به گوش دادن و عمل کردن به آگاهیهای این دوره؛ آگاهیهایی که به من کمک کردند خدا را واقعیتر، نزدیکتر و زندهتر باور کنم.
تمرین ستاره قطبی چنان آرامشی در زندگی من ایجاد کرده که واقعاً قابل وصف نیست. از طرف همسرم و دو فرزندم چنان عشق و محبتی دریافت میکنم که حتی یادآوریاش اشک به چشمانم میآورد. عشقی که خداوند بین ما چهار نفر جریان داده، چیزی است که گفتنش ممکن نیست. امروز بچه یکسالهام با سرعت من را میبوسید و من فقط شگفتزده از این حجم محبت خدا بودم. از رابطه زیبایی که بین تمام اعضای خانوادهام ایجاد شده، هر روز لذت میبرم و شبها آنقدر با خیال راحت میخوابم که حد و اندازه ندارد. کارهایم به آسانی و از طریق بینهایت دستان خداوند انجام میشود و این برایم یک معجزهی روزانه است.
در طی قدمهای این دوره، از کارگری رسیدم به کارفرمایی و رئیس یک شرکت موفق. در قدم هفتم، درآمدم بیش از ۱۵ برابر افزایش پیدا کرد و به ۱۹۰ میلیون تومان رسید. و حالا که در قدم دهم هستم، درآمدم نسبت به شروع دوره ۲۴ برابر شده است؛ فقط به خاطر مداومت در آموزهها و مخصوصاً تمرین ستاره قطبی.
الان خدا را درونم حس میکنم. خدا را یار و همراه خودم میبینم. خدا را عشق، ثروت و صاحب حقیقی زندگیام میدانم. رسیدن به این احساس برایم یک فرایند تکاملی بود؛ قدمبهقدم، با عمل به آگاهیها.
در طول مسیر دیدم که واقعاً نتایج صعودی میشوند؛ همان جملهای که استاد در قدم دوم فرمودند:
«وقتی عمل به آگاهیها را شروع میکنید، ابتدا نتایج کوچک میآید، اما رشد میکند، بهتر میشود، و اگر ادامه دهید، هر خواستهای را میتوانید به دست بیاورید.»من تلاش کردم طبق قانون اول باور کنم که میتوانم درآمد دلخواهم را بسازم. وقتی توانستم افزایش درآمد ۱۵ برابری را تجربه کنم، برایم کاملاً منطقی شد که میتوانم این رقم را بیشتر کنم.
عبارتهای تأکیدی باورساز در قدم نهم این دوره و همچنین خواندن نتایج و کامنتهای دوستان، نقش بزرگی در ساختن باورهای جدید من داشتند. امروز ایمان دارم که این تازه اول مسیر است و نتایجم کمکم بزرگتر و بزرگتر میشوند.
خدایا هزار بار شکر برای این اتفاقات عالی که برای من رقم میزنی.
بازگشت به مسیر، جهش مالی دوباره و حل آسان مسائل با عمل به آموزههای دوره شیوه حل مسائل زندگی و دوره احساس لیاقت
من خارج از کشور زندگی میکنم و با عمل به آگاهیهای استاد عباسمنش، تنها در مدت یک سال، از درآمد صفر به درآمد ۲۴٬۰۰۰ دلار رسیدم. اما بعد از سفرم به ایران، کار کردن روی خودم را رها کردم. دیگر ورودیهای ذهنم را کنترل نکردم و پر از احساسات منفی شدم؛ هر روز با خودم در جنگ بودم. نتیجهاش این شد که آن درآمد عالی، دوباره به صفر رسید. هیچ مشتریای نداشتم، با اینکه خدماتم عالی بود و مشابهش در بازار وجود نداشت.
تا اینکه به لطف هدایتهای عشق خداوندی که همیشه خیر مرا میخواهد، دوباره کار کردن با دورههای استاد را شروع کردم.
دوره شیوه حل مسائل زندگی من را نجات داد؛ ذهنم را آرام کرد، به من نشان داد چطور باید با مسائل برخورد کنم و چطور بدون تقلا از آنها عبور کنم.پازل پیشرفت من وقتی کامل شد که دوره احساس لیاقت را هم شروع کردم. تازه فهمیدم چقدر در حق خودم نامهربان بودم، چقدر خودم را کوچک میدیدم و چقدر اجازه داده بودم ذهنم من را از مسیرم دور کند.
اما حالا با ترکیب این دو دوره، انگار در بهشت زندگی میکنم. مسائل زندگیام یکییکی و بدون زور و فشار حل میشوند. آرامش دارم، وضوح دارم، و دوباره دیدم که وقتی در مدار درستی هستم، خداوند چگونه مشتریان و فرصتها را بدون تلاش اضافه به زندگیام برمیگرداند.
من عاشقانه سپاسگزارم از خداوند و از استاد عزیزم و از این آموزههای نجاتبخش.
رهایی از بدهی، بهبود خانواده، رشد مالی و آرامش درونی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
من در ابتدای آشنایی با آموزههای استاد عباسمنش، تازه از همسرم جدا شده بودم. از هر طرف با بدهیهای ریز و درشت و طلبکارها احاطه شده بودم. بچههایم از لحاظ روحی شرایط بسیار بدی داشتند. خودم چاق و مریض بودم و عملاً هیچچیز نداشتم. اما امروز که سه سال از آن روزها گذشته و این مدت را با کار کردن روی آموزههای استاد و ورود به دوره ۱۲ قدم گذراندهام، زندگیام چیزی شبیه یک معجزه است. بخشی از نتایج و تغییراتم را مینویسم:
۹۰ درصد بدهیهایم را پرداخت کردهام؛
سلامت، زیبا و خوشهیکل شدهام؛
بچههایم وضعیت روحی فوقالعادهای دارند؛
رابطهام با همسر سابقم کاملاً محترمانه و آرام است؛
یک شرکت موفق و با اعتبار دارم؛
یک پارتنر فوقالعاده از همهنظر کنارم هست؛
یک دفتر کار در بهترین نقطه شهر با بهترین دیزاین دارم؛
اخیراً مدیر فروش بزرگترین پروژه ساختوساز شهر شدهام؛
با تمام اعضای خانوادهام که سالها با من قهر بودند رابطهای عالی دارم؛
اعتمادبهنفسم چندین برابر شده و پرسنل عالی همراه من هستند؛
رابطهام با خدا بسیار عمیقتر و معنویتر شده و آگاهیام نسبت به گذشته بهشدت افزایش یافته؛
با طبیعت و کائنات ارتباطی بینظیر پیدا کردهام؛
کنترل ذهنم فوقالعاده شده؛ قبلاً اصلاً کنترل ذهن نداشتم، اما حالا در ۸۰٪ مواقع ذهنم را هدایت میکنم؛
و چون فرکانسم تغییر کرده، تقریباً تمام دوستان قبلیام خودبهخود از زندگیام حذف شدهاند و من از این بابت کاملاً خوشحالم، چون حالا در مدار بسیار بهتری هستم.استاد عزیز عباسمنش، برای همه آنچه تا کنون از شما آموختهام و برای هر آنچه در ادامه مسیر خواهم آموخت، از صمیم قلب سپاسگزارم.
رهایی از شکست مالی، شروع دوباره و ساخت یک شرکت موفق با عمل به آموزههای استاد عباسمنش (بهویژه آگاهیهای دوره روانشناسی ثروت ۱)
یه زمانی من شکست مالی سختی خورده بودم و از همهجا ناامید بودم. اما در وجودم یک قدرت و انگیزه عمیق بود؛ یک صدای درونی که میگفت: «تو هنر و مهارت داری، میتونی دوباره بسازی.» همین صدا باعث شد شروع کنم به کار کردن روی خودم. برای خودم اهرمهای رنج و لذت نوشتم و انگیزه ساختم. همین انگیزه برایم عشق به کار بهوجود آورد.
با اینکه همه مرا میشناختند و قبلاً شرکت داربستی داشتم، اما به خودم گفتم: «کار که عار نیست.» تصمیم گرفتم با شرایطی که داشتم، از کارگری شرکتهای داربستی شروع کنم. نه برای اینکه کارگر بمانم؛ بلکه برای اینکه این قدم اول باشد تا ایدهها و مسیرهای جدید برای راهاندازی شرکت خودم باز شود. همین نگرش، انگیزه بزرگی در من ایجاد کرد.
با کارگری ماهی ۱۰ میلیون شروع کردم. حرف مردم برایم مهم نبود؛ مهم فقط مسیرم بود. قدمبهقدم قانون تکامل را طی کردم. در مسیر، هزاران انگیزه و ایده تازه در ذهنم شکل میگرفت و خداوند هر روز مسیر تحقق خواستههایم را واضحتر و روشنتر میکرد.
و امروز—با لطف خدا و عمل به آگاهیها—یک شرکت موفق دارم. درآمد من در ماه گذشته ۲۱۰ میلیون تومان بود. یعنی درآمدم بیش از ۲۰ برابر افزایش پیدا کرده.
این مسیر برای من ثابت کرد که وقتی روی خودت کار میکنی، خداوند در برابر هر قدم، دهها درِ جدید باز میکند.
کاهش ۲۲ کیلو وزن و بهبود ۸۰ درصدی بیماری اماس با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
تقریباً ۸ ماه از روزی که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم میگذرد. تصمیم گرفتم در هر جلسه از دوره، بخشی از تجربهها و نتایجم را بنویسم؛ هم برای اینکه دینم را به استاد عباسمنش ادا کنم و هم اینکه نتیجههای من، برای دوستان همفرکانسی انگیزهای باشد تا باور کنند که سلامتی دوباره کاملاً ممکن است حتی اگر پزشکان بگویند فلان بیماری درمانناپذیر است. دوست دارم با اشتراک نتایجم، این باور قدرتمندکننده را گسترش دهم که: همه ما باید سلامت باشیم، این نعمت حق همه است؛ فقط باید در مدارش قرار بگیری.
قبل از شروع دوره قانون سلامتی، طبق نتایج آزمایشها و امآرآی، درگیر بیماری مولتیپل اسکلروز (اماس) بودم و حملات و نشانههایش را تجربه میکردم. اما همان زمان که بیماری برایم مشخص شد، این دوره را خریدم و زندگی به شیوه قانون سلامتی را آغاز کردم.
طی این ۸ ماه، نتایج بزرگی گرفتم که دو مورد از مهمترین آنها را مینویسم:
نزدیک ۲۲ کیلو وزن کم کردم؛
و بیماری اماس حدود ۸۰ درصد بهبود یافته و روند درمانم کاملاً رو به جلو است—تا حدی که نشانههای بیماری بسیار کم شده و امروز بهراحتی زندگی میکنم.خدایا شکرت برای هدایت من به سمت دوره قانون سلامتی و آگاهیهای شفابخش و نجاتبخش این دوره.
نتایج چشمگیر من در ۶ ماه عمل به آموزههای دوره احساس لیاقت
با سلام به استاد عزیز. در این شش ماهی که در دوره احساس لیاقت هستم، خداروشکر نتایج فوقالعادهای گرفتهام که بخشی از آن را با شما به اشتراک میگذارم.
کنترل ذهن برایم آسانتر شده و دیگر عجله و بدو بدوهای قبل را ندارم. متوکلتر شدهام و خودم و زندگیام را در کمترین حد ممکن با دیگران مقایسه میکنم. آموزههای این دوره باعث شده بتوانم تعهدات سازندهای به خودم بدهم و آنها را اجرا کنم. آرامش بیشتری دارم، خودم را بیشتر دوست دارم و دیگر خودم را سرزنش نمیکنم. احساس میکنم مورد احترام همه هستم و خیلی راحت میتوانم به درخواستهای نامعقول دیگران «نه» بگویم.
در این مدت، توانستهام به تغییر، یادگیری و رشد مهارتهایم تن بدهم. در زمینه کنترل و مدیریت احساس گناه، تغییرات بسیار خوبی داشتهام و بهطور کلی چرخ زندگیام خیلی روانتر شده، خداروشکر.
درآمد ماهانهام شش برابر شده و توانستهام برای خودم و خانه وسایل خوبی بخرم. همچنین به لطف اصولی که در دوره احساس لیاقت یاد گرفتهام، در این شش ماه دوره قانون سلامتی را هم دقیقتر انجام میدهم و برای سلامت جسمم ارزش بیشتری قائل شدهام؛ همین باعث شده شبها با آرامش بیشتری بخوابم.
خداروشکر برای این مسیر زیبا و نتایج ارزشمندی که وارد زندگیام شده است.
- درمان بیماری ام اس
سلامتی کامل، رهایی از اماِس، تناسب اندام پایدار و عزتنفس بالا با زندگی به شیوهٔ دوره قانون سلامتی
من حدود دو سال است که به شیوهٔ دوره قانون سلامتی زندگی میکنم و میخواهم همهچیز را از ابتدا توضیح دهم.
اوایل تیرماه ۱۴۰۱ این دوره را خریدم و با قدرت و تعهد فراوان شروع کردم. طبق دستور استاد عباسمنش در جلسه اول، آزمایشهای اولیه را انجام دادم و شرایط من در شروع دوره اینگونه بود:
وزن ۱۰۳ کیلوگرم؛ سلامتی: داغون؛ رابطه زناشویی: داغون؛ وابستگی شدید به خانواده و مادرم…
حالا که این حرفها را مینویسم و شرایط آن زمان را به یاد میآورم، بینهایت شکرگزار خداوند میشوم. واقعاً باورم نمیشود از کجا به کجا رسیدم.قبل از دوره قانون سلامتی مبتلا به بیماری اماِس (MS) بودم. مدارک و MRI و داروهای فراوان داشتم. اما همیشه در وجودم یک حس محکم بود؛ انگار میدانستم خداوند دوباره سلامتی را به من میدهد. بارها تجسم میکردم که سلامت شدهام و از شدت حس آن لحظهها اشک شوق میریختم؛ و الان میفهمم که همان ایمان قلبی چقدر زیبا مرا هدایت کرد.
قبل از دوره مدام رژیم بودم و همسرم دائماً باید برایم غذاهای خاص درست میکرد. انگیزهای برای زندگی نداشتم. اما وقتی وارد دوره قانون سلامتی شدم، انگار یک نیروی تازه به زندگیام دمیده شد.
در سه ماه اول وزنم از ۱۰۳ به ۹۲ کیلو رسید و حتی تا ۸۷ کیلو کاهش یافت. بعد از مدتی اجرای دوره، داروهای اماِسم را کنار گذاشتم و فقط به آموزههای قانون سلامتی عمل کردم. خیلیها میگفتند باید با پزشک مشورت کنم، اما صدای خداوند بلندتر بود که میگفت: «به تعهدت عمل کن.» از همان روز اول، حرفهای استاد برایم وحی منزل بود، و همین تعهد، باعث شد همهچیز به بهترین شکل پیش برود. حتی با وجود کاهش وزن زیاد، پوستم اصلاً شل نشد.
امروز، بعد از دو سال زندگی به شیوهٔ این دوره، نتایج من اینهاست:
وزنم کاملاً نرمال و ثابت شده؛
هر روز باشگاه میروم و بدنسازی میکنم؛
پوستم شفاف، نرم و درخشان شده؛
اندامی بسیار خوشفرم دارم و صورتم استخوانی و زیبا شده؛
عزتنفسم بهطرز چشمگیری بالا رفته؛
سایز لباسهایم کاملاً تغییر کرده؛
خانوادهام ژنتیک را مقصر چاقی میدانستند، اما من فهمیدم بدن طبق قانون عمل میکند نه ژنتیک؛
و مهمتر از همه… بیماری اماِس در بدنم درمان شده است.دیگر هیچکدام از علائم اماِس را ندارم:
نه ریزش مو؛
نه خلط پشت گلو؛
نه ضعف بینایی؛
نه لکنت زبان؛
نه بیحسی عصبی؛
نه لرزش دستوپا؛همهچیز صددرصد درمان شده. شکرت خدا.
الان دقیقاً یک سال است که هیچ علامتی از اماِس در من وجود ندارد و دو سال است که کاملاً به سبک دوره زندگی میکنم. با این سبک زندگی، بعد از ده سال از شر رژیمهای سخت، وسواس غذایی و محدودیتها خلاص شدم و نهتنها لاغر شدم، بلکه سلامتی کامل را به دست آوردم.
در مورد تغذیه هم کاملاً متعهدانه طبق دوره پیش میروم، مخصوصاً توضیحات مربوط به رژیم لیکیگات که از جلسه ۱۰ به بعد دوره آمده است. اثر آن روی بدنم فوقالعاده بوده.
استاد عزیز عباسمنش، از صمیم قلب سپاسگزارم؛
سلامتی، زیبایی، آرامش، عزتنفس و آزادی از بیماری همه و همه بهبرکت این دوره و عمل کردن به آن وارد زندگی من شد. درمان دیابت، کاهش وزن و جوانسازی کامل سبک زندگی با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
من شهناز هستم، مادر وهاب زارعی. در کامنتهای قبلیام نوشته بودم که با چه وضعیت سلامتی نامناسبی وارد دوره قانون سلامتی شدم. امروز دقیقاً شش ماه است که به شیوه این دوره زندگی میکنم. در سن ۶۰ سالگی تصمیم گرفتم سبک زندگیام را تغییر بدهم و به زندگی به شیوه این دوره روی بیاورم.
وزن من از ۹۰ کیلوگرم به ۷۳ کیلوگرم رسیده است.
در این مدت، دیابت نوع ۲ من درمان شده و چربی خون بالا به سطح نرمال برگشته است.روزی که وارد دوره قانون سلامتی شدم، برای کنترل قند خون، چربی خون، تیروئید و کلیه سنگساز، داروهای زیادی مصرف میکردم؛ اما امروز، بعد از شش ماه زندگی به این شیوه، هیچ دارویی مصرف نمیکنم.
زمانی ورود به دوره، به خاطر مشکلات سیاتیک و… بیش از هزار قدم در روز نمیتوانستم راه بروم؛ اما الان، بعد از شش ماه، در کمترین حالت، حداقل ۷۰۰۰ قدم راه میروم. علاوه بر آن، پیاده به کلاس یوگا میروم، در کلاس یوگا روزی حداقل ۵۰۰ کالری میسوزانم و اکثر شبها تا زمان خواب، عدد حدود ۱۰۰۰ کالری روی ساعتم ثبت میشود.
تمام کارهای منزل را خودم انجام میدهم و در آستانه ۶۰ سالگی، از لایفاستایل سالم و سرشار از انرژیام واقعاً راضی هستم. البته هنوز اضافهوزن دارم، اما از عملکردم در این شش ماه بسیار راضیام و مطمئنم خیلی زود به وزن و سلامتی ایدهآلم میرسم.
خدا را شکر، زانو دردم بسیار بهتر شده و منتظرم در شش ماه دوم با خبرهای بهتر و بزرگتری درباره سلامتیام بازگردم.
این نتایج را نوشتم برای دوستانی که میگویند «سنم گذشته، نمیتوانم سبک زندگیام را عوض کنم»؛
تا بگویم: اگر من در آستانه ۶۰ سالگی توانستم، شما هم قطعاً میتوانید.رشد مالی خیرهکننده، بهبود روابط و گسترش کسبوکار بینالمللی با عمل به آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱
استاد جان، من از سال ۹۹ کار کردن روی آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱ را شروع کردم و از همان زمان، معجزه پشت معجزه وارد زندگیم شد.
وقتی این دوره را خریدم، فقط یک آموزشگاه کوچک و قدیمی داشتم که نهایتاً ماهی ۳۰ میلیون تومان درآمد داشت. رابطه عاطفی خوبی نداشتم؛ رابطهام با خانوادهام پر از تنش بود و حتی با پسرهای خودم هم ارتباط خوبی نداشتم.
اما حالا سال ۱۴۰۳ است و چهار سال است که با ایمان و تعهد با آگاهیهای این دوره روی خودم کار میکنم، و نتایج زندگیسازم اینهاست:
الان برای آموزشگاهم یک دانشگاه اجاره کردهام و ماهی حدود ۳۰۰ میلیون تومان درآمد از آن دارم.
علاوه بر این، یک مدرسه ابتدایی راهاندازی کردهام که حداقل ۲۰۰ میلیون تومان در ماه درآمد دارد.
در مجموع، طی این چهار سال، درآمدم ۱۷ برابر رشد کرده است.با یک معجزه الهی، حدود سه سال است که پرونده مهاجرتم به آمریکا استارت خورده و میدانم همه اینها کار خدا بوده و من فقط سپاسگزار بودهام. و سال آینده، انشاءالله با گرینکارت وارد آمریکا میشوم.
در روابط، الآن یک رابطه عاشقانه بینظیر دارم که باورش برایم سخت است. رابطهام با خانوادهام و با پسرهایم کاملاً متحول و فوقالعاده شده است.
در کشور عمان نیز کار آموزشی خودم را استارت زدهام که حدود چهار ماه دیگر به درآمد میرسد و قصد دارم آن را بهطور جدی گسترش بدهم. اکنون همراه پسر بزرگم در عمان، در خانهای که اجاره کردهایم، با یک ماشین آمریکایی لوکس زندگی میکنیم و در حال راهاندازی و توسعه بخش جدیدی از کسبوکار آموزشی هستیم.
استاد عزیز، شما بهتر میدانید که راهاندازی یک کسبوکار آن هم در یک کشور بیگانه، با اختلاف زیاد ارزش پول و چالشهای فرهنگی، کار سادهای نیست؛ اما من با دست در دست خدای بزرگم، در حال عبور از این مرحله هستم.
امروز دوباره دوره روانشناسی ثروت ۱ را از ابتدا شروع کردهام تا دوباره به این آگاهیهای زندگیساز گوش کنم و باورهای قدرتمندکننده بیشتری بسازم.



به نام ذولجلال مهربان
سلام ، به لطف خدای عزیزم 5 روز میگذره از آشنایی من با سایت و استاد مهربانم و 3 روز هست که با پروژه خانه تکانی ذهن شروع کردم. اول اینکه بگم چقدر این بخش نتایج دانشجویان زیباست انقدر که بهش علاقه پیدا کردم مثل سرگرمی برام لذتبخشه چقدر خوشحال کنندست این همه نتایج بزرگ چقدر تحسین برانگیزه مخصوصا نظرات دوره سلامتی چقدر به وجدم میاره.
امروز بهم الهام شد تا نتایجی که توی این 5 روز گرفتم و برام مشهود تر بود رو به اشتراک بذارم اول خواستم توی دفترم بنویسم بعد تصمیم بر این شد که اینجا به صورت دیدگاه بفرستم.
من کار کردن روی این پروژه رو صبح ها توی فضای سبز انجام میدم و چقدر چقدر به جانم میشینه ، قشنگ ترین فضا ، هوای عالی و خنک اون هم توی تیرماه ، پوششی که دوست دارم ، سکوت و آرامشی که دوست دارم و خلاصه که همه چیز رو خدای قشنگم فراهم کرده برام تا اختصاصی لذت ببرم و توی این مسیر گام بردارم ، این فضا همیشه بود ولی انگار این زمان بهترین زمان برای استفاده ازش بود تا نهایت لذت رو ببرم، انگار دارم توی آمریکا قدم میزنم. امروز داشتم با مادرم میگفتم انگار من در نقش شاهزاده خداوند به طور اختصاصی این فضا رو مخصوص لذت بردن من درست کرده ، دمت گرم خدای عزیزم دوسِت دارما!!!!! و اما نتایج و عشق های جاری دیگه: پلاک گرنبندم که مدت ها پیش بود گمش کرده بودم و خیلی دوستش داشتم به گونه ای معجزه آسا افتاد جلوی چشمم و پیدا شد. عینکی که گم شده بود توسط مادرم پیدا شد و بهم رسونده شد . یک بازی انلاین انجام میدادم و همش امتیاز های بالا بهم میداد همون 2 باری که واردش شدم.3تا تیشرت به کمد لباسم اضافه شد یکی از یکی قشنگ تر . وزنم یک کیلو کم شد و میلم به پرخوری بیش از حد انگار کنترل شده .برادرم که به ماهیگیری علاقه داره و دفعه پیش یکدونه گرفت ایندفعه 4 تا گرفت یکی از یکی بزرگ تر چقدر برکت بیشتر وارد خونه شد. توی گوشیم یک پیام اومد با تیتر “من به کلام خدا ایمان دارم که به موسی وحی کرد:ای موسی من به بندگانم از مادر مهربان تر هستم” و چه شوق و حال خوب و لذت عجیبی در من با دیدنش شکل گرفت.
جواب سوالاتم رو انگار دارم با هدایت خداوند میگیرم و گرفتم و انگار به درک عجیبی رسیدم از این کلام استاد که میگفت زندگی سادست. و چقدر حالم خوبه با این جمله و این مفهموم چقدر جوابه که کل زندگی برای لذت بردن ما آفریده شده و خدا عاشق اینه که ما لذت ببریم و از نعماتش استفاده کنیم ،هیچ چیز سختی در این موضوع وجود نداره و هرکاری که احساس خوبی بهم میده درواقع عین شکرگزاریه عملیه و من رو به خدای جانم اتفاقا بیشتر نزدیک میکنه ،چون همش سختش میکردم همش میرفتم ببینم کی مثلا راجب فلان موضوع فلان کار نظرش چیه درواقع به اون موضوع حس خوبی داشتم ولی انقدر میگشتم که نظرات منفی راجبش پیدا کنم بی دلیل و میگفتم این آدم که توی مسیر خودشناسیه چطور همچین باوری داره و مثلا کسی که باورش متفاوته رو گناهکار میدونه، و حسم رو بد میکردم همش نظر و باور های دیگران برام مهم بود و انگار بُتشون میکردم برای خودم، مخصوصا اگر فکر میکردم طرف دانا و فرهیختس که تفکرم ناخوداگاه این بود که اگه نظر و باورم برخلافش باشه هیچی واقعا خودم رو اذیت میکردم درحالی ک حس های قشنگ داشتم میرفتم با توجه به نظرات و باورهای دیگران حال خوبم رو خراب میکردم ! کامل شرک میورزدیم ترس داشتم از متفاوت بودن باور هام با بعضی انسان ها بجای اینکه بگم من و خداوند عزیزم یک تیم هستیم و طرز تفکر هیچکسی تاثیری روی زندگی من نداره نظر بقیه بت بود برام . و الان به این باور رسیدم که اینکار رو رها کنم چون همونطور که اثر انگشت همه انسان ها متفاوته باورهاشونم میتونه متفاوت باشه، سبک زندگی و همه چیشون و این برای اون آدم اون لحظه درسته و دلیل نمیشه برای بقیه حتما درست یا غلط باشه من میتونم باورهای که مناسب منه و حس خوبی بهم میده رو بگیرم همین. نه اون هایی که به قلبم ننشسته. در واقع باید به اصل بچسبم و به باور بقیه درباره هر موضوعی که باشه کاری نداشته باشم حتی اون دسته که به خاطر متفاوت بودن عقاید دیگران اون هارو گناهکار میدونن چون این هم باور اون ادمه و به من ربطی نداره.اون چیزی که به خودم حس خوب واقعی میده رو دنبال کنم و اصل اینه احساس خوب= اتفاقات خوب ، حالا اون احساس خوب برای هرادم به شکل متفاوتی میتونه بوجود بیاد ، چون اینجا یک اصل هست و میلیارد ها روش برای رسیدن بهش.مثل اینکه یک دفتر زنگ آمیزی هست و بی شمار رنگ ، هرکسی میتونه هر رنگی که بخواد بزنه و در نهایت اون اصل که رنگ کردن هست رو به زیبایی انجام بده. این چیزی هست که درکش کردم یک درک پایه هست و ذهنم خیلی هنوزم قلقلم میده ولی تا چند روز پیش از 100 باری ک توی روز حال خودم رو بد میکردم الان مقداریش رو میتونم کنترل کنم و خداروشکرم که داره ذهنم رو از دشمنم تبدیل به رفیقم میکنه. و البته که خ باید روی خودم و باور هام چه تثبیت چه تغییرشون بیشتر کار کنم و با استمرار بیشتر به نتایج عالی تر و خداگونه تری برسم و قطعا خداوند عزیزم در این راه با منه.
این بخشی از نتایجی بود که توی این 5 روز گرفتم و خداروشکر که در این لحظه با شما در اشتراک گذاشتم و از استاد عزیزم کمال تشکر را دارم انشالله نعمات از در و دیوار آسمان و زمین بر شما و همه ما ببارد.
پی نوشت: 40 دقیقه گذشته و این متن ادیت هست خواستم بگم یکدفعه چنان بارانی گرفت که سراسر رحمته و این هم قطعا نشانه عشق پروردگارمه ، دوستِ دارم خدای عزیزم ، مهربان ترین ، عشق ترین ، شاهکارترین ، عزیزترین ، مرا تا ابد در آغوش پر از محبتت نگه دار . خدایا شکرت که مهربانی و نیکویی تو در سراسر عمرم با من است و من تا ابد در خانه عشق تو ، زیبایی و شادمانی تو و وجود تو ساکن هستم. به بزرگیت یقین دارم . شکرت خدایا که در چنین جهان زیبایی چشم گشودم و شکرت که پروردگارم تو هستی ، ای خالق یکتا.