نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -محمدمهدی

    ان‌شاءالله به لطف خداوند و با کمک آموزش‌های ارزشمند استاد عباس‌منش در دوره هم‌جهت با جریان خداوند، همه ما در مومنتوم مثبت و هم‌جهت با جریان بی‌نهایت و همیشگی الله مهربان باشیم.

    می‌خواهم از دیدگاهی کلی‌تر به زندگی‌ام نگاه کنم و بگویم که از زمانی که با آموزش‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم، زندگی‌ام در تمام جنبه‌ها روان‌تر، آرام‌تر و زیباتر شده است.
    چه زمانی که از فایل‌های رایگان ایشان استفاده می‌کردم و چه اکنون که در این دوره فوق‌العاده شرکت کرده‌ام، به وضوح می‌بینم که چرخ زندگی‌ام نرم‌تر می‌چرخد و شرایط زندگی‌ام در جنبه‌های مالی، عاطفی و آرامش درونی بسیار بهتر شده است.

    احساس می‌کنم تمام اتفاقات و حتی مشکلات در نهایت به نفع من تمام می‌شوند.
    گاهی در موقعیتی قرار می‌گیرم که ظاهرش ناخوشایند است، اما با گذر زمان می‌بینم همه چیز طوری پیش رفته که بهترین نتیجه ممکن برایم رقم خورده است.
    این تغییر بزرگ را مدیون یادگیری کنترل ذهن و باورهایی هستم که در این دوره هم‌جهت با جریان خداوند بی‌نظیر آموختم.
    حالا خیلی راحت‌تر با مسائل کنار می‌آیم، برای هر مشکلی راه‌حلی پیدا می‌کنم و حتی احساس می‌کنم بسیاری از مشکلات دیگر اصلاً برایم پیش نمی‌آیند.

    انسان‌های درست و موقعیت‌های مناسب به شکل جادویی در مسیرم ظاهر می‌شوند.
    باور قدرتمند الخیر فی ما وقع تأثیری شگفت‌انگیز بر زندگی‌ام گذاشته است.
    بارها و بارها در شرایط مختلف از آن استفاده کرده‌ام و هر بار شاهد نتایج خارق‌العاده و معجزه‌آسایی بوده‌ام.
    این باور، دیدگاه من را نسبت به اتفاقات کاملاً تغییر داده و آرامش، ایمان و امید را در من زنده کرده است.

    به راستی اگر هر کسی بتواند بر روی همین یک باور کار کند، آن را درک و در زندگی‌اش به کار گیرد، بسیاری از مشکلاتش حل خواهد شد و حتی بسیاری از تضادها دیگر به وجود نخواهند آمد.
    چون در دل این باور، تسلیم آگاهانه در برابر اراده خداوند وجود دارد؛ زمانی که همه تلاش خود را می‌کنی و سپس با ایمان کامل می‌گویی: خداوندا، تو می‌دانی و من نمی‌دانم، حلش کن.
    نتیجه همیشه به نفع من رقم می‌خورد، چون یاد گرفته‌ام ذهنم را کنترل کنم و به جریان الهی اعتماد داشته باشم.

    مثال‌های زیادی از این تغییرات دارم که پیش‌تر در جلسات نیز درباره‌شان صحبت کرده‌ام.
    اما به طور کلی باید بگویم زندگی‌ام در همه زمینه‌ها متحول شده است.
    شاید هنوز به تمام آرزوها و رؤیاهای بزرگم نرسیده‌ام، اما امروز در شرایطی هستم که روزی حتی تصورش را هم نمی‌کردم، و این را فقط و فقط مدیون لطف خداوند و آموزش‌های نجات‌بخش استاد عباس‌منش هستم.

  • فاطمه

    رهایی از بحران‌های خانوادگی، آرام‌سازی ذهن، ساخت رابطه‌ای سالم و شروع جریان مالی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    سال ۱۴۰۱ وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تازه با استاد عباس‌منش آشنا شده بودم. آن زمان زندگی‌ام در یکی از سخت‌ترین دوره‌های خودش بود.
    مشکلات جدی با همسر و مادرِ همسرم داشتم. دختر شش‌ساله‌ام علاقه‌ای نداشت کنار من بماند و مدام پیش فامیل بود؛ اگر مانعش می‌شدم پرخاشگری شدیدی می‌کرد و من هم متأسفانه او را تنبیه فیزیکی می‌کردم. خودم فردی عصبی، پرتنش و منفی‌نگر بودم و داروی آرام‌بخش مصرف می‌کردم. رابطه‌ام با پدر و مادرم خراب بود، هیچ دوستی نداشتم و ورودی مالی‌ام صفر بود.
    هر روز درگیری و دعوا داشتم، شب‌ها خواب آرام نداشتم، اشتهایم کم بود و برای غذا خوردن از محرک‌های اشتهاآور استفاده می‌کردم. همیشه غمگین و افسرده بودم. پنج کیلو اضافه‌وزن داشتم و از آدم‌های غریبه می‌ترسیدم؛ نمی‌گذاشتم هیچ‌کس به من نزدیک شود.

    با خرید دوره ۱۲ قدم و انجام تمرین‌ها، آرام‌آرام تغییرات زندگی‌ام شروع شد و هر قدم تحول تازه‌ای رقم زد.

    افراد نامناسب یکی‌یکی از زندگی‌ام حذف شدند. رابطه‌ام با همسرم چنان بهتر شد که خانواده‌ام متعجب شدند؛ مردی که زمانی حتی اجازه نمی‌داد تا دم درِ حیاط بروم، امروز همراه و همدل من است و برای رشد و اهدافم قدم‌به‌قدم کنارم می‌ایستد.

    دخترم کم‌کم آرام شد. حالا کنار من می‌ماند و رابطه‌مان صمیمی، پرمحبت و امن شده است. سال‌ها آرزو داشتم فرزند دومم، پسری تپل باشد. بعد از انجام قدم سوم ۱۲ قدم، این خواسته هم به لطف خدا محقق شد. واقعاً حس می‌کردم دست خدا در همه‌جا همراه من است.

    تمام هزینه‌های زندگی، تفریح، بارداری و مهارت‌هایی که برای پیشرفت لازم داشتم، به‌طرز معجزه‌آسایی فراهم شد. به دنبال کسب مهارت رفتم و کسب‌وکار خودم را آغاز کردم. داروهای آرام‌بخش را کنار گذاشتم و دلیل اصلی بهبودم را در ساختن ذهن و احساساتم پیدا کردم. وزنم کم شد و با آدم‌های جدید ارتباط‌های سالم و دوستانه برقرار کردم. رابطه‌ام با پدر و مادرم بسیار بهتر شد و امروز مورد احترام خانواده و اطرافیانم هستم.

    ورودی مالی‌ام شروع شد و با هر بار حرکت در مسیر درست، چند برابر شد. تجربه و نتایجی که از این دوره گرفتم آن‌قدر قوی و واقعی بود که بعد از مشاهدهٔ این تغییرات، هر بار یک دورهٔ جدید هم خریدم؛ چون با چشم خودم دیدم که وقتی این آموزه‌ها را به‌کار می‌گیرم، زندگی‌ام دگرگون می‌شود.

    خدایا شکرت برای هدایت به این مسیر و این آگاهی‌های نجات‌بخش.

  • -خدیجه اعتمادی

    بازگشت به سلامت کامل و جوانی دوباره با یک‌ونیم سال زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی

    استاد عزیزم، می‌خواهم از نتایج باور نکردنی بنویسم که از زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی گرفتم؛ نتایجی که همین الان که می‌نویسم، لبخند شما را از دیدن آن‌ها در ذهنم تصور می‌کنم.

    من دقیقاً یک‌ونیم سال پیش زندگی به شیوه‌ی این دوره را شروع کردم. اول از همه، بگذارید نتایج آزمایش‌های قبل از شروع دوره را با نتایج آزمایش‌های بعد از یک‌ونیم سال زندگی به این شیوه مقایسه کنم؛ چون این مقایسه خودش یک معجزه‌ است.

    آزمایش قبل از شروع دوره (۱۹ / ۱۲ / ۱۴۰۲):
    قند ناشتا ۹۵ — چربی خون ۴۸۵ — ویتامین D بیست‌وپنج — HOMA-IR در محدوده‌ی پیش‌دیابت — FOB مثبت — تیروئید کم‌کار — و چندین شاخص نگران‌کننده دیگر.

    شرایط ظاهری و جسمی هم مناسب نبود:
    وزن ۶۲ کیلو، دور کمر ۹۴، دور شکم ۹۵، دردهای معده‌ی شدید، سردردهای ضربه‌ای پشت سر، تهوع، سرگیجه، پرخاشگری، تنگی نفس، میخچه و درد پا، عفونت‌های مداوم زنانه، غده‌ی چرکی زیر بغل، تیرگی و لک‌های پوستی، ریزش مو، ناخن‌های ضعیف، پف چشم‌ها، سنگینی دست‌وپا، پریودهای نامنظم، کم‌کاری تیروئید، و لیستی از ۲۲ مشکل جسمی که از شدت آن‌ها سال‌ها درگیر بودم.

    اما آزمایش بعد از یک‌ونیم سال زندگی به شیوه‌ی دوره (۳۰ / ۶ / ۱۴۰۴) یک تحول کامل بود:
    قند ناشتا ۷۸ — چربی خون ۱۲۸ — ویتامین D پنجاه‌وشش — TSH کاملاً نرمال — تمام موارد نگران‌کننده برطرف شده.

    شرایط ظاهری هم کاملاً تغییر کرده:
    دور کمر از ۹۴ به ۷۵ رسیده؛ دور شکم از ۹۵ به ۸۲؛ و شانه‌ها متناسب‌تر و عضلانی‌تر شده.

    اما مهم‌تر از عددها، حالی است که دارم. استاد، با زندگی به شیوه‌ی این دوره، من واقعاً شبیه یک دختر هجده‌ساله شده‌ام؛ سبک، سالم، آرام و پرانرژی.

    یکی از پررنگ‌ترین مشکلاتم قبل از شروع دوره، کمبود تمرکز و فراموشی بود؛ اما این موضوع به‌طور باور نکردنی برطرف شده. همزمان با شروع این شیوه، کلاس زبان ثبت‌نام کردم و الان یک‌ونیم سال است در کنار کار و بچه‌داری، زبان می‌خوانم و نه‌تنها تمرکزم عالی شده بلکه حافظه‌ام هم بسیار قوی شده.

    خوابم سبک و باکیفیت شده؛ صبح‌ها بدون زنگ و بدون کسلی، خودم بیدار می‌شوم.
    ظاهرم آن‌قدر متناسب و زیبا شده که همه از من تعریف می‌کنند، اما تحول درونی را فقط خودم می‌دانم که چقدر عمیق بوده.

    دیگر هیچ اثری از دانه‌های چرکی زیر بغل یا کف پا نیست.
    هیچ درد معده‌ای ندارم.
    تیرگی و داغی کف پا کاملاً ناپدید شده.
    پریودها کاملاً منظم شده.
    کم‌کاری تیروئید به‌طور کامل برطرف شده.
    چهره‌ام شفاف شده و لک‌ها از بین رفته.
    ریزش مو ندارم و ناخن‌هایم محکم و سالم شده‌اند.
    بدنم جوان، سبک، شاداب و پرانرژی است.

    یادم هست وقتی آزمایش اولیه را به دکتر نشان دادم، گفت: «به هیچ عنوان نمی‌توانی بدون قرص و دارو این وضعیت چربی خون را درست کنی.»
    به اصرار همسرم سه تا از قرص‌ها را خوردم، اما چند روز بعد از شروع زندگی به شیوه‌ی دوره، حس کردم نیازی ندارم. قرص‌ها را گذاشتم بالای یخچال، که ببینمشان اما نخورمشان. یک سال تمام همان‌طور ماند… و بعد هم آن‌ها را دور انداختم.

    در این مدت حتی یک سرماخوردگی ساده هم نداشتم.
    اثر این تغییرات فقط روی خودم نبود؛ همسرم که همیشه با دوره‌ها مخالف بود، وقتی نتایجم را دید، خودش تصمیم گرفت به شیوه‌ی دوره زندگی کند و الان یک سال است با من همراه شده.

    وقتی بعد از یک‌ونیم سال دوباره آزمایش دادم و هر دو آزمایش قبل و بعد از دوره را به دکتر نشان دادم، مات و مبهوت مانده بود و فقط یک جمله می‌گفت:
    «چطور ممکنه…؟»

    استاد عزیزم، من عاشقتم و تا آخر عمرم سپاسگزار زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی هستم. این دوره نه‌تنها جسم من، بلکه ذهن و روح من را دوباره ساخت.

  • -مصطفی شاه محمدی

    تحول درونی، جهش مالی و دریافت خواسته‌ها با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم، دوره کشف قوانین زندگی، و دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    دوره مقدس ۱۲ قدم اولین دوره‌ای بود که من از سایت abasmanesh.com خریداری کردم. یادم هست قبل از خرید این دوره، نشانه‌ها از همه‌طرف به سمتم می‌آمد؛ آن‌قدر قوی و واضح که چاره‌ای جز تسلیم شدن و خرید این دوره نداشتم.

    وقتی وارد دوره ۱۲ قدم شدم، با تمام وجودم روی آگاهی‌های آن کار کردم. روحم لطیف‌تر شده بود، انگار روی زمین نبودم؛ احساس می‌کردم انسان دیگری شده‌ام. روی هوا پرواز می‌کردم و خواسته‌هایم را یکی‌یکی خلق می‌کردم. هر نتیجه‌ای که دریافت می‌کردم، ایمانم عمیق‌تر می‌شد و باورم به قوانین محکم‌تر.

    اوایل که تازه وارد سایت شده بودم و فقط از فایل‌های هدیه استفاده می‌کردم، توان خرید دوره‌ها را نداشتم. وقتی می‌دیدم دوستان تعداد زیادی دوره خریداری کرده‌اند، باورم نمی‌شد و با خودم می‌گفتم: «چطور توانسته‌اند این همه دوره بخرند؟»

    اما ورود به دوره ۱۲ قدم، مدار من را از همان ابتدا تغییر داد. وارد مدار آسانی‌ها شدم؛ مدار خوبی‌ها، مدار نشانه‌ها، مدار وفور.

    استاد همیشه می‌گفتند:
    «وقتی وارد دوره‌ای می‌شوید و با تعهد شروع به اجرا می‌کنید، اتفاقات و نشانه‌ها از راه می‌رسند… حتی پیدا کردن پول و طلا.»
    و همین‌طور هم شد.

    به محض شروع دوره ۱۲ قدم، پول‌ها از راه رسید.
    نشانه‌های تغییر شرایط به‌وضوح دیده می‌شد.
    حقوقم سه برابر شد.
    آدم‌هایی که برای مسیرم مناسب نبودند، خودبه‌خود کنار رفتند.
    ماشین همسرم را به راحتی تبدیل به ۲۰۷ صفر کردم.
    و خودم وارد مسیری شدم روشن‌تر، هموارتر، زیباتر… و واقعاً تبدیل شدم به فردی دیگر.

    یکی از بزرگ‌ترین تغییرها، جسارت و توکل عمیقی بود که از جلسات قرآنی ۱۲ قدم گرفتم. این جلسات انقلابی در وجودم ایجاد کرد. فهمیدم که همه چیز توحید است. ترس‌ها یکی‌یکی محو شدند و اگر هم بود، بسیار کمرنگ. من وارد ترس‌هایم شدم و دیدم آنچه سال‌ها مرا نگه داشته بود، چیزی جز یک توهم ذهنی نبوده. فهمیدم که فقط من خالق شرایط زندگی‌ام هستم.

    هرچه بیشتر روی خودم کار می‌کردم، نتایج قدرتمندتر و شفاف‌تر می‌شد.

    وقتی خواستم دوباره دوره ۱۲ قدم را شروع کنم، نشانه‌ها آمد که باید دوره کشف قوانین زندگی را تهیه کنم و کنار آن شروع کنم.

    به محض شروع این دوره و کار کردن روی حذف ترمزهای ذهنی، زمینی که مدت‌ها برای فروشش تلاش کرده بودم اما هیچ خبری نمی‌شد، به سادگی و با بهترین شرایط و کاملاً نقد فروخته شد.

    در ادامه، وارد دوره هم‌جهت با جریان خداوند شدم. این دوره هم مثل یک معجزه بود. علاوه بر نشانه‌ها و اتفاقات عالی، من سومین ماشینم که یک شاسی‌بلند بی‌نظیر بود را نقدی در اسفند ۱۴۰۳ خریدم. بارها و بارها با این نعمت الهی سفر رفتم و لذت بردم. هر تجربه‌ای که در این مسیر رخ داد، برای من ارزشمند و شیرین بود.

    و این مسیر الهی همچنان ادامه دارد…

  • -ابوالفضل خازنه

    رهایی از اعتیاد، رسیدن به سلامت کامل، آرامش درونی و ارتباط عمیق با خداوند با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    چطور می‌توانم حال و احساس خوب این روزهایم را بیان کنم؟ خدایا خودت صداقتت را در قلبم جاری کن تا بنویسم. می‌خواهم با عشق اعتراف کنم که:
    «بابا من هم از عمل به قوانین نتیجه گرفتم. من هم با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش تغییر کردم.»
    می‌خواهم شهادت بدهم که وقتی تصمیم گرفتم در مسیر تو باشم، چگونه من را هدایت کردی و از کجا به کجا رساندی.

    استاد عزیز، آموزه‌های توحیدی شما، به‌خصوص در دوره هم‌جهت با جریان خداوند، من را به شکلی با خدا هم‌سو و هماهنگ کرده که در تمام ۵۰ سال عمرم، هیچ مسجدی، هیچ هیئتی، هیچ سفر زیارتی و هیچ مراسم مذهبی نتوانست این‌گونه من را به خدا نزدیک کند.

    من در این مسیر دگرگون شدم. نتایجی گرفتم که برایم مثل معجزه است.

    از وقتی وارد این مسیر شدم، بعد از ۱۵ سال مصرف مواد مخدر را برای همیشه کنار گذاشتم و امروز کاملاً پاک هستم.
    قرص‌های کدئین را که خشاب‌خشاب می‌خوردم، برای همیشه ترک کردم.
    مشروبات الکلی را کنار گذاشتم.
    بعد از ۳۵ سال سیگار کشیدن، به‌طور کامل ترک کردم.
    سال‌ها هر چند وقت یک‌بار مریض می‌شدم، اما حالا یادم نمی‌آید آخرین بار کی دارو خوردم. امروز سالمِ سالمم و پر از انرژی.

    منِ کسی که حتی یک‌بار هم به همسرم یا عزیزانم نگفته بودم «عاشقتم»، امروز این کلمه ورد زبانم شده.
    منِ آدم فوق‌العاده واکنش‌گرا و عصبانی، حالا وقتی کنارم دعوا می‌شود، سرم را می‌اندازم پایین، دخالت نمی‌کنم و آرام رد می‌شوم.
    منِ کسی که قبلاً برای جلب توجه اسم خدا را می‌آوردم، امروز ستایش خداوند برایم درونی و واقعی شده و سپاسگزاری در عمق وجودم جریان دارد.

    من که وزنم بالای ۱۰۰ کیلو بود، با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی امروز ۷۲ کیلو هستم. تناسب اندام دارم، بدنم سالم شده، انرژی‌ام چند برابر شده و از آن کسالت‌های همیشگی خبری نیست. از ۵ صبح بیدارم و تا آخر شب پرتوان و سرحال هستم.

    روابطم چه در خانه و چه در محل کار فوق‌العاده شده، مخصوصاً از وقتی با تمرکز بیشتری روی آموزه‌های دوره مقدس هم‌جهت با جریان خداوند کار می‌کنم.

    استاد نازنینم، چند جلسه آخر این دوره که موشکافانه درباره سپاسگزاری صحبت کردید، زندگی مرا زیر و رو کرده. واضح می‌بینم که آن آموزه‌ها رابطه‌ام را با خداوند چنان تغییر داده و چنان من را در برابر او متواضع کرده که هر لحظه واکنش جهان اطرافم را نسبت به این تغییرات درونی در زندگی‌ام مشاهده می‌کنم.

    خدا را شکر می‌کنم بابت این همه تغییرات عمیق چه درونم و چه در بیرون زندگی‌ام.
    خدا را شکر می‌کنم که در ۵۴ سالگی چشمم را باز کرد و مرا به مسیر آموزه‌های پربرکت استاد عباس‌منش هدایت کرد.
    خدایا شکرت برای این مسیر نورانی، پر از خیر، برکت، آرامش و تحول.

  • -سعیده شهریاری

    تحول بنیادین در ایمان، آرامش، روابط و وضعیت مالی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم و دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    من بیش از سه سال است که دانشجوی دوره ۱۲ قدم هستم. بعد از سه سال و نیم شاگردی، حتی نمی‌توانم بگویم به پنجاه درصدِ آموزش‌ها عمل کرده‌ام، اما همین اندازه عمل کردن، تمام ورق زندگی‌ام را برگردانده است. از هر طرف که به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم هیچ شباهتی به سعیده‌ی سال ۱۴۰۰ که تازه وارد abasmanesh.com شده بود ندارم؛ نه از نظر شخصیت، نه آرامش، نه درآمد، نه ایمان.

    آموزه‌های استاد در دوره ۱۲ قدم به من شیوه زندگی توحیدی را یاد داده؛ طبیعی‌ترین و هموارترین مسیر رشد و سعادت. استاد در «دانشگاه ۱۲ قدم»، ماهی به دستمان نمی‌دهد، بلکه روش ماهیگیری را یاد می‌دهد. به همین دلیل این دوره می‌تواند از یک فرد ناموفق در هر مدار ناهماهنگ، انسانی توحیدی، آرام، قدرتمند و هم‌جهت با خداوند بسازد؛ انسانی که خورشید در دستانش دارد و فقط زندگی خودش را روشن نمی‌کند، بلکه زندگی دیگران را نیز روشن می‌سازد.

    استاد در قدم نهم که به نظر من توحیدی‌ترین قدم این دوره است می‌فرمایند:
    «دانشجوهای من، یادتان باشد همه چیز توحید است. اگر الآن این را درک نکنید، وقتی وارد دنیا شوید و هرچقدر هم گشت‌وگذار کنید، آخرش به همین نقطه می‌رسید که همه چیز توحید بود.»

    شنیدن همین یک جمله طوفانی در وجود من ایجاد کرد. از همان روز تصمیم گرفتم هیچ‌جا دنبال چیزی نگردم و تنها به «طناب توحید» و آموزه‌های الهی استاد بچسبم. همین جمله طلایی «همه چیز توحید است» سنگ بنای دوره‌ای شد که امروز به نام دوره هم‌جهت با جریان خداوند می‌شناسیم؛ دوره‌ای مقدس، معنوی و پربرکت که فقط خدا می‌داند عمل به آن چه انسان‌های موفق، توحیدی و نورانی‌ای تحویل جامعه می‌دهد.

    نتایجی که من در این سه سال و نیم با عمل به آموزه‌ها گرفتم آن‌قدر شگفت‌انگیز و معجزه‌آساست که هیچ‌کس با عقل انسانی نمی‌تواند آن را توضیح دهد. این نتایج فقط می‌تواند حاصل درک خداوند، تسلیم جریان هدایت شدن و پیروی از قوانینی باشد که دوره ۱۲ قدم از صفر تا صد در عمل به انسان یاد می‌دهد.

    در این مسیر:

    از خداناباوری رسیدم به عشق مطلق به خداوند و اتصال کامل به الهامات.
    از افسردگی و پوچی رسیده‌ام به احساس عمیق خوشبختی بی‌قید و شرط.
    عزت‌نفس له‌شده‌ام تبدیل شده به احساس لیاقت توحیدی و پایدار.
    روابط ناسالمم تبدیل شده به روابطی شگفت‌انگیز، محترمانه و هماهنگ.
    بی‌پولی، کار سخت و درآمد کمم تبدیل شده به آزادی زمانی، حرکت در مسیر عشق و علاقه و رفاه مالی.
    جسم بیمار و نیمه‌جانم امروز تبدیل شده به بدنی سالم، پرانرژی و جوان.

    و این مسیر پر از عشق، نور و رشد همچنان ادامه دارد. دانشجوی دوره ۱۲ قدم بودن، برای من یعنی قرار گرفتن در مسیر سعادت دنیا و آخرت؛ مسیری که نمی‌خواهم حتی یک لحظه از آن دور شوم.

    استاد عزیزم، از شما بابت تمام آموزش‌های الهی‌تان سپاسگزارم. سپاسگزاری من در کلمات نمی‌گنجد. فقط دوست داشتم با نوشتن بخشی از نتایجم، لحظه‌ای لبخند روی صورتتان بیاورم.

  • -رضا حقیقی

    آرامش، توانمندی، درآمد عالی و هدایت‌های شگفت‌انگیز با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، از شما عمیقاً سپاسگزارم برای تولید و ارائه‌ی دوره‌ی فوق‌العاده‌ی هم‌جهت با جریان خداوند؛ دوره‌ای که زندگی من را از درون دگرگون کرده و نگاه من را به هدایت الهی کاملاً تغییر داده است.

    شما در انتهای یکی از جلسات فرمودید: «زندگی من آسون پیش میره چون اجازه می‌دم خداوند من رو هدایت کنه. باید کسی از نزدیک روند زندگی من رو ببینه تا بفهمه هدایت خداوند چقدر می‌تونه مسیر زندگی رو آسون کنه.»
    و واقعیت این است که من دقیقاً همین تجربه را در زندگی خودم پیدا کرده‌ام.

    حدود شش ماه است که وارد این دوره شده‌ام. آن‌قدر جلساتش را گوش دادم، دوباره گوش دادم، از زاویه‌های مختلف بررسی کردم و روی مفاهیمش عمیق شدم که انگار آگاهی‌های تک‌تک جلساتش را «شخم زده‌ام». روزی نبوده که حداقل یک ساعت برای درک بیشتر آموزه‌های این دوره زمان نگذارم.

    البته می‌دانم قدرت تشخیص هدایت الهی در وجود من هنوز در ابتدای مسیر است و با شما فاصله زیادی دارد، چون شما سال‌هاست در مسیر آگاهی و قانون زندگی می‌کنید. اما با این حال، حتی همین مقدار از درک هدایت برای من چنان تغییراتی ایجاد کرده که واقعاً قابل توصیف نیست.

    به خدا قسم، از روزی که وارد این دوره شدم و مفهوم مومنتوم مثبت را درک کردم و شروع به اجرا کردم، زندگی‌ام چنان آسان شده که باید از نزدیک آن را ببینید تا باور کنید:

    درآمدم عالی شده و هر ماه جریان‌های مالی جدید وارد زندگی‌ام می‌شود.
    سلامتی‌ام فوق‌العاده شده؛ یوگا را شروع کرده‌ام و با نظم کامل ورزش می‌کنم.
    احساس می‌کنم خداوند مستقیم حواسش به برنامه‌ریزی من هست؛ نمی‌گذارد کارهایم عقب بیفتد و هر کاری را دقیق در زمان درستش انجام می‌دهم.
    اعتمادبه‌نفسم چندین برابر شده، چون هر روز کارهایی را انجام می‌دهم که قبلاً از پسشان برنمی‌آمدم.
    توانمندتر شده‌ام، قوی‌تر شده‌ام و باورم نمی‌شود این همه کار را به‌تنهایی و بدون خستگی به اتمام می‌رسانم.
    روابطم با همسر و فرزندم عالی و آرام شده؛ ارتباطمان عمیق‌تر و پر از احترام است.

    استاد عزیز، واقعاً باید از نزدیک ببینید زندگی من چقدر آسان، روان و بی‌دردسر پیش می‌رود. هر روز بیشتر مطمئن می‌شوم که وقتی آدم اجازه دهد خداوند هدایتش کند، زندگی به معنای واقعی «آسان» می‌شود.

  • -Vida

    جهش انگیزه، بازگشت انرژی و سه‌برابر شدن درآمد با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    من حدود دو ماه پیش دوره روانشناسی ثروت ۱ را تهیه کردم و با تعهد جدی، همراه با همسرم، شروع کردیم به کار کردن روی آگاهی‌های این دوره. قبل از شروع این دوره، حدود یک سال بود که هم درآمدم کمتر شده بود و هم انگیزه‌ام. به‌خصوص در ماه‌های آخر که به‌خاطر بارداری و زایمان، از هدف اصلی‌ام خیلی دور شده بودم و نمی‌دانستم چطور باید دوباره به مسیر برگردم.

    از روزی که این دوره را شروع کردم، حسم هر روز بهتر و بهتر شد. در این مدت که دارم روی آگاهی‌های این دوره کار می‌کنم و ذهنم آرام‌آرام از باورهای محدودکننده پاک می‌شود، متوجه شدم اولین تغییری که کاملاً تکاملی و درونی در من اتفاق افتاد، بازگشت انگیزه، اشتیاق و ذوقم برای کار بود. قبل از این دوره مدام از خدا می‌پرسیدم: «خدایا چکار کنم که شوق کار کردن دوباره برگرده؟»

    این دوره به من یاد داد که چطور گوش‌به‌زنگ نشانه‌ها باشم، الهامات را دریافت کنم و درست همان‌طور که استاد در دوره تأکید می‌کنند، در راستای ایده‌های الهامی اقدام عملی انجام بدهم.

    الان که حدود ۴۰ روز از شروع کار با این دوره گذشته، درآمدم تقریباً سه برابر شده و فروشم فوق‌العاده رشد کرده است.

    وقتی شخصیت امروز خودم را با دو ماه پیش مقایسه می‌کنم، می‌بینم قبلاً محال بود با این جدیت و سرعت به سمت الهاماتم حرکت کنم. اما آموزه‌های این دوره، من را به‌شدت عملگرا، پرانرژی و پای کار کرده است.

    امروز از کاری که انجام می‌دهم عمیقاً لذت می‌برم و همین لذت، خودش نعمت‌ها و فرصت‌ها را وارد زندگی‌ام می‌کند.
    استاد عزیزم، از شما بابت آگاهی‌های بی‌نظیر و تحول‌آفرین این دوره بی‌نهایت سپاسگزارم.

  • -مرجان

    تحول عمیق در روابط، آرامش، درآمد و نگاه توحیدی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، سلام و درود و رحمت و برکت خداوند بر شما باد. پنج ماه است که روی آگاهی‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند کار می‌کنم و امروز که به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم مرجانِ امروز هیچ شباهتی به مرجانِ پنج ماه پیش ندارد.

    وقتی به سمت آموزه‌های شما هدایت شدم، در اوج یک تضاد وحشتناک با همسرم بودم. همسرم اجازه نمی‌داد آموزش‌های استاد قبلی‌ام را گوش بدهم. از درون پر از کینه و نفرت بودم؛ دنیا را مقصر می‌دانستم به جز خودم. حس قربانی بودن هر روز مرا عصبی‌تر می‌کرد، اما با نقاب سکوت زندگی می‌کردم. شدت خشم و نفرت به حدی رسیده بود که هر روز آرزو می‌کردم همسرم بمیرد. حتی تخیلاتم درباره خواسته‌هایم، تصویر مراسم مرگ او بود. نه شکرگزاری می‌فهمیدم، نه توحید؛ گرفتار شرک و ناسپاسی بودم و حتی راضی به طلاق هم نبودم.

    در چنین شرایطی سال گذشته به سمت آموزه‌های شما هدایت شدم و دوره کشف قوانین زندگی و دوره شیوه حل مسائل زندگی را تهیه کردم تا از این وضعیت بیرون بیایم. با کمک این دوره‌ها آرام آرام به هماهنگی با خودم رسیدم و بعد خداوند مسیرم را به سمت دوره هم‌جهت با جریان خداوند برد؛ جایی که نقطه تولد دوباره من بود.

    نمی‌توانم توصیف کنم که آگاهی‌های این دوره چه بر سر من آوردند. آن مرجانی که حتی یک مورد برای شکرگزاری پیدا نمی‌کرد، امروز چندین صفحه از شکرگزاری‌های روزانه‌اش فقط درباره عشق و محبتی است که از همسرش دریافت می‌کند. عشقی که به‌خاطر همراهی با آگاهی‌های این دوره، هر روز زیباتر و عمیق‌تر شد.

    این دوره چه باورهای قدرتمندی را در وجودم ساخت؟
    من باور کردم که خالق شرایط زندگی‌ام هستم.
    باور کردم که «الخير فی ما وقع» حقیقت محض است و همین باور آرام جانم شد.
    و تیر خلاصِ رهایی از بند شرک‌ها و ترمزهای قدیمی را آگاهی‌های جلسه ۱۷ زد؛ جایی که هدایت‌های ظریف خداوند را دوباره به من یادآوری کرد.

    خداوند امسال با هدایت من به خرید این دوره، بهترین سفر عمرم را برایم رقم زد.
    بهترین تولد ۴۴ سال زندگی‌ام را برایم ساخت.
    بهترین طلاها را برایم خرید.
    پس‌فردا هم قرار است مرا به سفر دیگری ببرد.
    آن‌قدر همزمانی و نعمت وارد زندگی‌ام کرده که حیران مانده‌ام.
    آن‌قدر مرا آرام کرده که ناخودآگاه مدام در حال سپاسگزاری‌ام؛ مشتری داشته باشم سپاسگزارم، نداشته باشم هم سپاسگزارم.

    این خدا کاری کرده که چنان از تنهایی خودم لذت می‌برم که حد ندارد.
    این خدا چنان عشق را وارد زندگی‌ام کرده که همسرم مثل پروانه دورم می‌چرخد؛ انگار مأموریتش مراقبت از من باشد.
    در این چند ماه بهترین درآمدها، بهترین مشتری‌ها و بهترین خریدها نصیبم شده است.

    استاد عزیزم، از شما بابت آگاهی‌های الهی و بی‌نظیر دوره هم‌جهت با جریان خداوند بی‌نهایت سپاسگزارم. زندگی‌ام را در همه جنبه‌ها از این رو به آن رو کردید.

  • -حمید صمدنژاد

    تغییر باورها، رشد شخصیتی و جهش بزرگ مالی و شغلی با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش، مخصوصاً دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره ۱۲ قدم

    امروز آزمون روانشناسی ثروت ۱ را در سایت انجام دادم و همین باعث شد یاد خودم در پنج سال پیش بیفتم؛ زمانی که با استفاده از ویدئوی استاد، این تست را انجام می‌دادم. آن روزها پاسخ دادن به سؤال‌ها برایم بسیار سخت بود. باید زیاد فکر می‌کردم، آخرش هم با شک و تردید جواب می‌دادم و مطمئن نبودم که اصلاً درست می‌فهمم یا نه.

    اما امروز وقتی همین تست را انجام دادم، با تمام وجودم حس کردم که چقدر شخصیت و باورهای من درباره ثروت تغییر کرده؛ تغییری که فقط و فقط نتیجه کار کردن روی آموزه‌های استاد عباس‌منش است. این بار بدون حتی یک لحظه شک و تردید، کاملاً صادقانه پاسخ دادم و جالب این بود که تمام جواب‌ها از باورهای قدرتمندکننده‌ای می‌آمد که در این سال‌ها درباره ثروت در ذهنم ساخته‌ام. همین موضوع باعث شد به خودم افتخار کنم.

    من خیلی کم در سایت abasmanesh.com کامنت می‌گذارم، اما امروز دلم خواست بنویسم، چون وقتی به نتایجم نگاه می‌کنم فقط می‌توانم بگویم:
    خدایا صد هزار مرتبه شکر.

    این‌ها بخشی از نتایجی است که با عمل مداوم به آموزه‌های استاد عباس‌منش به دست آورده‌ام:

    من از کارگری به کارآفرینی و داشتن یک کسب‌وکار تولیدیِ شخصی رسیدم.
    از زندگی مجردی به تشکیل یک زندگی عاشقانه و آرام وارد شدم.
    از یک فرد بی‌هویت و بی‌اعتمادبه‌نفس، تبدیل شدم به انسانی ارزشمند و شناخته‌شده در محیط کاری‌ام در سطح کشور.
    آموزه‌های استاد از فردی خجالتی، من را تبدیل کرد به انسانی جسور، باانگیزه و هدفمند که مدام در حال تحقق اهدافش است.
    از فردی که شدیداً متعصب مذهبی بود، تبدیل شدم به انسانی توحیدی، آرام، متصل و معنوی.
    از بی‌ماشین بودن رسیدم به خرید یک ماشین خوب و دلخواه.

    و ده‌ها نتیجه و دستاورد دیگر که اگر بخواهم همه را بنویسم، باید ساعت‌ها وقت بگذارم.

    این‌ها بخشی از تغییرات بزرگی است که هم در شخصیت من و هم در شرایط زندگیم ایجاد شده؛ و همه این‌ها را مدیون کار کردن روی خودم با آموزه‌های استاد عباس‌منش هستم، مخصوصاً دوره ۱۲ قدم که برای من یک مسیر عمیق رشد و شکوفایی بوده است.

    امروز با تمام وجود به این مسیر افتخار می‌کنم.

1 2 3 24

1 comment(s) need to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    على شيرازى گفته:
    مدت عضویت: 3731 روز

    به نام خداوند مهربان و با سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و دانشجوهای عزیز ‌ و مریم بانو

    56.

    خداروسپاسگزارم از بابت این شب زیبا و‌ مهتابی چه قدر آسمان زیباست امشب

    کلی عکس از ماه زیبا گرفتم چه قدر آسمون روشن و نورانی بود مخصوصا توی جاده بیرون از شهر که نوری نبود خداروشکر از بابت این بخش نتایج دوستان که ایمان آدم رو‌قوی تر می کنه و هیچ چیز قابل باور تر نمی کنه قوانین رو مثل این که ببینیم و‌بخونیم نتایج عالی اجرای قوانین رو در زندگی دوستان و‌دانشجویان

    خداروشکر از بابت قانون فراوانی ، قانون مومنتوم ‌‌قانون نکامل

    تنور‌دلتون گرم از استاد سپاسگزارم و همچنین دوستان متعهد و نوشت نتایجشون اینجا خداروشکر

    New Mexico

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  2. -
    زرين ناز شكراني گفته:
    مدت عضویت: 2574 روز

    سلام

    من نازی هستم.من هم از شاگردان دوره اول 12 قدم هستم که بااموزه های استاد به خیلی از خواسته هام رسیدم و خیلی چیزهارو تجربه کردم

    صاحب خونه از خودم شدم باغ خریدم فروختم ویلا خریدم ماشین خریدم و کلی درامد و اتفاقات خوبوتجربه کردم و به زندگیم سروسامان دادم وکمک بچه هامم کردم تا رشد کنند.

    اما بالینکه در زمینه روابط هم کار میکردم اتفاق خاصی بین من وهمسرم نمی افتاد

    هرچی با دوستان 12 قدمیم هم صحبت میکردم اونام میگفتن رو دوره و خودت کار کن اما نتایج من تغییر چشمگیری نداشت

    رابطه من وهمسرم عاشقانه نبود و من در سالهایی ک باایشون بودم بیشتر سقف مشترک را تجربه میکردم بجای تجربه ناب عشق!

    و در واقع من تنهای تنها زندگی میکردم در هر موردی..

    یک جا استاد حرف قشنگی زدن و گفتند ک اگر تو رو خودت کارکنی یا ب خواسته ات میرسی یا اون شخص از زندگی تو خارج میشود!

    چگونه؟؟؟نمیدونم ! و حتی مثال مرگو زد و گفت شاید مرگ ادمها رو جدا کنه…من چه میدونم چه طوری؟ولی این اتفاق می افته….

    و برامنم همینطور شد و شرایط متارکه برام رقم خورد و خداوند من رااسان کرد برای خروج از چهاردیواری که فقط برای مردم قشنگ بود و من در طی اون سالها عشقو تجربه نکردم…من بااین که حدود 53 سال دارم بدون ترس وارد این مقوله شدم ورفتم تا انتها

    طوری که اول خودم باور کردم سن یک عدد هست و من بسیار بسیار جوانتر هستم و پر از شور وعشق ناب زندگی کردنم و تا نفس میکشم امیدوارم که خداوند من راهدایت کند به مسیری که عشق راتجربه کنم با انسان اگاهی که قدر تک ب تک لحظاتش رابداند و بداند که برای چی و به چه علت اینحاست؟؟؟

    و قدر بودن عزیزان را درک کند

    تا جایی که در هر دادگاهی قاضی باشنیدن 27 سال زندگی مشترک! میگفت زشته برین باهم بسازید! و من یک کلمه فقط…

    در این زندگی عشق نیست ومن نمیخواهم دیگر بخاطر مردم زندگی کنم…

    تا سرانجام با بخشش کل مهریه ام و حتی خانه ای ک داشتم ازادیم را خریدم وبهاشو کامل دادم و اومدم بیرون…. من هرجا سفر میرفتم رو زمین رو برگ رو درو دیوار مینوشتم

    خدایا طلاق من رو تو بگیر ومن را رها کن

    گرچه زندگی ب ظاهر هیچ کم و کسری نداشت و هیچ مشگلی هم در ظاهر نداشت ن اعتیادی ون کتک وکاری …هیچ

    ولی سکوت مرگبار ….رابطه سرد وبی عشق…

    و قاضی باشنیدن صحبت من متقاعد شد ک ادامه بی فایده است

    سخن کز دل براید….لاجرم بر دل نشیند…

    من بستر رسیدن ب خواسته ام رو مهیا کردم

    اوندم ی خانه اجاره کردم

    شب اول حتی قاشق نداشتم! دره خود ماست قاشقم بود

    ن رختخوابی و ن هیچ وسیله ای!

    من حیاط واسمونو خیلی دوست دارم خونه ای ک اجاره کردم حیاط داره

    و رفتم ب ایشون گفتم ببین….ما سالها کنارهم زندگی کردیم خوب یا بد

    تا همینجا کافیست…من دارم میرم چه با وسیله وچه بی وسیله…

    دردسرتون ندم کم کم ب لطف الله تونستم مبلهای شیک و ب روز بخرم و زندگی رو بسازم

    شاید باورتون نشه ودروغ بیاد ک مهم نیست!

    اما خداوند همو روزهای اول ک من در سردرگمی و چه کنم تهیه یخچال و وسایلم بودم(چون همه وسایل برقی اون منزل بوش اصل المان بود ک من شخصا تهیه کردم باپول خودم و لباسشویی مادرم هدیه داده بود ک ایشون گفت بزار وبرو ب سلامت)

    و من رها کردم

    خدای بی پدر ! قابل ستایش 199 میلیون ب کارت من به شکل ناشناس پول ریخت

    بله پول به مبلغ 199 میلیون!

    اهان ذهنت درگیرشد؟ ک من نرفتم دنبالش؟

    چرا من رفتم دنبالش اونم ن یک بار

    4 بار! اخربار گفتم ای خدای مهربان من اهل سحرم

    اهل دزدی و خلاف نبودم تا حالا این اخرین باره ک میرم واعلام میکنم ک این پول مال کیه؟صاحب نداره؟اعتراضی نداره برگشت نمیخواد؟

    و تا امروز که یک سال و اندی است میگذرد این پول ناشناس و از طرف حضرتش برای من واریزشد و هزینه خرید یخچال وفریزر وگاز شد و لبلسشویی وظرفشویی…

    بله ب قول مادرم من از اسب افتادم اما از اصل خودم ک نیفتادم و حتی ظرفشور هم خریدم…و زندگی از نو تهیه شد

    من در دفترم نوشته بودم خدایا من مبل میخوام لوستر میخوام و.و.و…

    اینها هم ب سادگی وراحتی امدند

    طوری ک من حتی یادم نیس چه طوری پولشا دادم همه هم نقد…چک وپک نداریم طبق اموزش استاد…

    من تونستم عید برم چین و یک سفر رویایی تجربه کنم

    یک سفر هم دبی رفتم

    ک اگر حرکت نمیکردم مرگ ارزوهامو با ورشکستگی خانواده همسرم و عشق بی رویه ای ک او نسبت ب انها داشت ومن وکودکانم را گویی از سر راه بدست اورده بود میدیدم!

    این نتیجه غلبه بر ترس و حرکت رو به جلو است

    شاید ی عده بگویند اموزه های استاد شاگردان متوقع و خودخواه پرورش میدهد

    بگویند! از حرف مفت چه ثمر؟؟؟چه باک؟؟؟

    من باید طبق تشخیص وصلاحدید افراد اجتماع همچنان بخاطر حفظ ابرو شاهد مرگ جسم وروح واحساسم بودم؟؟؟ایا این طبق ایات قران است؟

    من چند بار زندگی میکنم ک خودم را فنا دیگران کنم

    ک دست اخر هم از همه کس بدتر باشم؟

    التماس تفکرررر!

    من انقدر در این مسیر معجزه دیدم ک اگر بنویسم کتاب میشود اگر کسی مایل ب شنیدن واشنایی بیشتر بامن است در صورتی ک استاد اجازه میدهد این شماره من است و من مایلم با فردی عباس منشی واگاه به زندگی ادامه مسیرم را طی کنم

    و تو ای سید! ای پیامبر زمان من….

    دستانت را میبوسم و بر خدای تو عاجزانه وشاکرانه سجده شکر میکنم ک تو من را از منجلاب مرگ تدریجی…و تجربه بی عشقی رهانیدی

    تو تاابد زنده ای!

    برای تو مرگ ونیستی وجود ندارد

    تو تا ابدیت خواهی ماند عمرت بهشت وبه عشق!

    و من بعد از خداوند عاشق تو هستم ک تو دست بی منت خدایی و یکتا در روی زمین خاکی

    دوستت دارم زرین ناز

    19/5/1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      سانیا رهبری گفته:
      مدت عضویت: 3492 روز

      سلام عزیزم

      چطور از شما تشکر کنم که این کامنت رو در زمان درست و در مکان درستی خوندم و نکته و‌درس رو گرفتم .

      نمی‌دونم از شدت ذوق و شوق با چشمانی پر از اشک چه واکنشی نشون بدم!!

      حق میدم که نمیدونی از چی دارم حرف میزنم … اگر با جزئیات از گوشه ایش بگم ، متوجه منظورم و دلیل اشکهام خواهی شد .

      من تو وضعیتی هستم که هدایت شدم به خواندن این کامنت ، یعنی مولا درز هدایت نمیره !!

      خودم شوک زده و متعجبم …

      از خوندن کامنت شما و تطابق با شرایط خودم و نیاز به مبلغ پولی که تو متن بهش اشاره کردید ، منو دیوونه کرده . البته اینم بگم که من تو رابطه با همسرم عشق میکنم و زندگی … ولی از لحاظ مالی هنوز شرایطم ضعف داره و تو این ماه مخصوصا تو این هفته آخر بیشتر رو مبلغ 199 میلیون تومان توجه و تمرکز گذاشتم …. الله اکبر ، سبحان الله از نظم و هدایت دقیق الله …

      شوک و حیرتم همچنان باقیست …

      بگم ایمان قوی شد ، بیراه نگفتم ! بگم هدایت شدم ، قطعاً شدم ! بگم باور ساختم با نمونه عینی که قطعاً کلید خورد …. یعنی واقعاً الان نمی‌دونم چی بگم !!

      فقط و فقط متحیرم و شوک زده!!

      ربّی که به یک بنده بی پناه و یاورش به اون زیبایی روزی می‌رسونه ، بی نیاز از هر شخص و انسانی میکنه یعنی منو نمیتونه ؟؟

      (الیس الله بکاف عبده)

      چرا نیست ؟ از خدایی خدا چه میخواهی که در او یافت نمیشود؟!

      کل پیام کامنت شما عزیزم همین بود: (الیس الله بکاف عبده)

      وای …. وای …. از جهل و شرک !!

      امان از شرک های پنهان و آشکار …

      به الله که تنهاترین مسئولیت منِ انسان ، تقوا است و بس ….

      تنها وظیفه و حقم ، کنترل ذهن است و بس ….

      هر چی تو این مسیر یاد بگیرم باز هیچی نبوده و نیستم !!

      (الهی و ربّی من لی غیرک)

      الهی که از پرهیزگاران و باتقوایان باشم و باشیم … مستمر در مسیر قانون!!

      عالی بودی عزیزم

      بهترینهای بیشتر نصیب خودت و فرزندانت باشه .

      در پناه الله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1191 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم دوست شجاع و بخشنده و نترس زرین عزیزم

      که با ایمان به خدا پا روی ترسهاش گذاشت و اون گاری زهوار در رفته رو از خودش جدا کرد و راحت شدی

      گاری که تو رو از خواسته هات چند ساله جدا کرده بود

      عزت نفستو بدست آوردی

      و پول و ثروت و نعمت رو به زندگیت وارد کردی

      مانعها رو برداشتی و با ایمان به خدا حرکت کردی

      من تحسینت میکنم میبوسمت از راه دور

      دوستت دارم مرحبا مرحبا

      ممنونم که وفت گذاشتی و کامنتته زیبا و پر از درس رو برامون نوشتی

      انشالله خداوند یه همفرکانس مهربون و ثروتمند نصیبت کنه

      در پناه خداوند مهربان باشین

      دوستت دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    امیر فدایی گفته:
    مدت عضویت: 707 روز

    با سلام و درود خدمت استاد عزیزم جناب اقای عباس منش،استاد نمیدونم چجوری و با چه کلماتی احساسات خودم را نسبت به شما بیان کنم،ولی خدا خودش میدونه صبح تا شب دارم براتون درود میفرستم و قربون صدقه تون میرم،نمیدونم این چه احساسی هست که تا حالا هم هیچ وقت این احساس رو نداشتم ولی وقتی صحبت های شما رو گوش می‌کنم آرامش کامل تمام وجودم رو فرا میگیره و یه حسی بهم میگه که صحبت های شما از عمق وجودتون و با صداقت کامل هست و تا حالا این حس رو با هیچ انسانی و با صحبت ها و کلام هیچ کسی تجربه نکرده بودم،از روزی که خداوند مهربان شما رو در مسیر زندگی من قرار داد روز به روز حال و احساسم بهتر و بهتر و بهتر میشه،من یه آدم ورشکسته بود و کلی هم غرض داشتم و دارم ولی از روزی که با شما آشنا شدم و کلیپ های شما رو نگاه میکنم تصمیم گرفتم دیگه از کسی غرضی نگیرم و دیگه پول نزولی هم نگیرم و از روزی که به خودم و خدای خودم این قول رو دادم روز به روز کاسبی مغازم داره بهتر و بهتر میشه،مغازه ای که فروشش به روزی زیر یک میلیون تومن و بعضی وقت ها چندین روز هیچ کاسبی نمیکردم الان جوری شده که هدف های روزی 10 میلیونی رو میزنم و توقع 20 میلیون دارم و کمترین فروش مغازم به چهار پنج میلیون رسیده،آنقدر حالم خوبه و احساس شادمانی دارم که قابل بیان نیست،همسرم از دست بدهکاری های من افسردگی گرفته بود و دیگه کاملا داشت از لحاظ روحی و احساسی و عاطفی از بین میرفت،ولی الان خدا رو شکر برق شادی و خوشحالی رو توی چشماش میبینم،جوری شده بود که دیگه هیچ امیدی به بهبودیش نداشتم ولی به لطف شما الان میگه میخنده امیدوار شده ومنم یکسره از قوانینی که شما میگین براش حرف میزنم و اونم روز به روز امیدوار تر و پر انرژی تر میشه،آنقدر از شما تعریف کردم توی خونه که دخترام تا حرفی میزنم میگن بابایی عباس منش گفته اینم،خدا رو روزی هزار بار شکر میکنم که شما رو سر راه من و خانواده من قرار داد تا امیدم به زندگی و سرپا شدن در کاسبی هزاران برابر بیشتر و بیشتر بشه،و اینم بگم که چه اتفاقات جالبی داره میوفته،منی که دیگه هیچ کس قبولم نداشت و هیچ کسی بهم جنس نمی‌داد در عرض یکی دوهفته ششصد هفتصد میلیون جنس اومد تو مغازم و خدا رو شکر بازارم خوب شد و مشتری هام برگشتن،نمیدونم چجوری بگم ولی مطمئنم شما یه روزی این احساس الان منو داشتین و منو وکاملا درک میکنین،چون وقتی شما دارین حرف میزنین از طرز صحبت کردن تون و از هیجان صحبت کردنتون متوجه میشم که همه چیز رو راست راست و بدون هیچ گونه‌ اغراقی دارین میگین،خیلی خیلی خیلی دوستتون دارم استاد عزیزم،استاد خوبم،باور کنین از نظر من شما یک انسان پیامبر گونه در عصر جدید هستید،بی نهایت دوستتون دارم و آرزوی سلامتی و عمر دراز براتون دارم️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  4. -
    وفا ناصری گفته:
    مدت عضویت: 1077 روز

    سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزیز و تاثیر گذار من وفا ناصری از خوزستان هستم حقیقتش اولین باره روی سایت کامنت میزارم ولی سالهاست که من پیگیر آموزه های شما هستم اولین موضوعی که میخوام راجبش صحبت کنم اینه که هر وقت آموزه های استاد رو گوش بدم بلافاصله اتفاقات خوب میفتن و میدونم اینا همش نشانه است که قدرت و تاثیر کلام رو نشون میده که کلام خوب برابر با اتفاقات خوب هستش از وقتی که شروع کردم به نوشتن شرایط زندگیم خیلی تغییر کرد من قبلا هیچ شغل و درآمدی نداشتم همیشه از این شاخه به اون شاخه تا اینکه خدا هدایتم کرد و الان در کار آرایشگری لاین شینیون مشغول هستم و کا ملااستقلال مالی دارم که این موضوع باعث شد تو خیلی از زمینه ها اعتماد به نفسم بالا بره و تو دورهمی ها همیشه سعی میکنم حرفهایی بزنم که آگاهی خودم و اطرافیانم و ببرم بالا که این موضوع باعث شد مسیر زندگی خالم هم عوض بشه و هدایت شد به جایی که خودش همیشه آرزو میکرد ولی هنوز هم یه جاهایی مسیرو اشتباه میرم اما خدارو هزاران مرتبه شکر میکنم که این آگاهی رو دارم که میدونم دارم مسیر و اشتباه میرم و برمیگردم که از مسیر درست برم همیشه خدارو بابت وجودت شکر گزارم استاد عزیز و از خدا در خواست میکنم که بیش از پیش تو این مسیر مصمم تر باشم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
    • -
      مهری حصاري گفته:
      مدت عضویت: 1666 روز

      سلام دوست خوبم وفا عزیز

      چقدر خوبه ک اولین کامنتی ک گذاشتی شد نشانه ای برای من ممنونم ازت

      توی قسمت نتایج دوستان کامنتهای قدم 1 رو میخوندم تا نشانه ای رو برای خودم پیدا کنم

      من دارم از قدم 1 مجددا شروع میکنم

      و با کامنت شما روب رو شدم گفتم بخونمش تا رسیدم ب قسمتی ک گفتی ب استقلال مالی رسیدم در کار شنیون بهت تبریک میگم ، من چند وقتی هست ک دارم ب این فکر میکنم کسب وکار خودم رو داشته باشم و این ایده اومده بود ب ذهنم ک دوره شنیون رو بگذرونم و جالب برام شد ک به کامنت شما هدایت شدم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    آیدا گفته:
    مدت عضویت: 2571 روز

    سلام به خانواده بزرگ عباسمنش

    سلام به استاد بزرگم که پدر معنوی همه ماست و من به وجود و حضور این پدر توی زندگیم به خودم میبالم و از خدا واسش خواستار بهترین نعمتهای دو جهانم

    من نمیدونم از کجا شروع کنم چی بگم ، انقدر معجزه ها توی زندگیم هر لحظه رخ داده که اگه هزاران کتاب بنویسم بازم کمه

    از دوره آفرینش بگم که کل زندگیم با اون عوض شد جمله به جمله های استاد هنوز تو گوشمه که گفت به هر آنچه میخواهید میرسید مثل الان که روزه و روشنه

    از دوره های ثروت بگم از 12 قدم بگم که اتفاقاتی واسم افتاد که اگه بنویسم با خط به خطش اشک همه در میاد

    از قانون سلامتی بگم که تحول عظیمی توی زندگیم جسمم روحم درونم ایجاد کرد و سلامتی دائمی رو بهم هدیه داد که ثانیه ایی میلیون ها بار خدارو‌ شکر کنم کم کردم

    از دوره توحید عملی بگم که با گوش دادن بهش فهمیدم خدا و ایمان داشتن یعنی چی باهاش قدرت گرفتم از همون فایل اولش

    دوره احساس لیاقت منو با ارزش ترین آدم زندگیم کرد با فایل های رایگان زندگی کردم با نشانه های روزم حرکت کردم از هر دوره بخوام یه چیزی بگم فقط تونستم با چندتا کلمه وصفش کنم اما درون من شد تحول، شد صلح، شد خدا ، ایمان ، عشق، توکل، قدرت، عظمت و …

    حالا دوره هم جهت با جریان خدا منو برده به آسمونها با هر فایلش مثل عقابی میشم که پرواز میکنه میرسه به اوج بدون بال زدن

    به اونجایی میرسم که فقط خدا هست و من

    و دیگه هیچکسی وجود نداره

    خودمو سپردم دست خدا اونم شده ناخدای کشتی زندگی من که فقط ازین اقیانوسی که توش هستم دارم لذت میبرم با هر موجی که بیاد با هر طوفانی که پیش رومه با هر لحظه ی آروم و …

    اگه بخوام فقط یه نصیحت به کساییکه وارد این خانواده میشن بکنم اینه که هیچ لحظه ایی رو از دست ندید حتی 1 ثانیه و با این آموزه ها زندگی کنین عشق کنین خدا بهمون لطف کرده مارو بینا کرد به این سمت هدایت کرد پس لذت ببرین و انرژی و عشقتونو بفرستین واسه استاد همیشه هرلحظه و هر روز ️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
  6. -
    خدیجه اعتمادی گفته:
    مدت عضویت: 1987 روز

    داستان هدایت میرسه به زمستان 1401.زمانی که در شرایط روحی و مالی خیلی‌ بدی قرار داشتم .دو ماه شده بود که پدر نازنینم رو از دست داده بودم و پذیرش نبودش برام غیرممکن بود. غمی که به اندازه ده سال پیرتر شدم .چون وابستگی شدیدی به پدرم داشتم و یجورایی بابایی تمرین آدم خانواده مون بودم. بابرادرم که با آموزشهای شما کلی نتیجه گرفته بود و باهم از لحاظ روحی نزدیکیم . داداشم پیشنهاد داد که باید از خانه بزنی بیرون و یه کاری رو شروع کنی منم که تنها داراییم یه پراید بود تصمیم گرفتم باهاش کار کنم تا هم کمی وضعیت مالی مون بهتر بشه و هم وضعیت روحیم. خلاصه شروع کارم شد شروع آموزشهام . سابقه عضویت من به خیلی قبل‌تر برمیگرده و دلیلشم اینه که برادرم خارج از ایران زندگی می‌کنه و من این پروفایل رو برای ایشون ایجاد کردم و چندتا از دوره های شما رو با پول خودش خریدم .و اگه به خیلی‌ قبل‌تر برگردم من برای اولین بار سال 94 یه فایل از شما دیدم فقط اون تی شرت قرمز رنگ و فضای سبز شمال که اونجا فایل ضبط شده بود یادمه ولی تو مدار دریافت آگاهی نبودم و از حرفا تون هیچی یادم نیست فقط حس خوبی که به من داده بود باعث شد که اسم تون تو ذهنم بمونه . خلاصه من همزمان با کارکردن با پرایدم شروع کردم فایل‌های عزت نفس رو که برای برادرم خریده بودم با اجازه خودش گوش دادن . 6 ماه فقط عزت نفس گوش دادم. تو اون 6 ماه به لطف خدا و آموزش‌ها اولاً پذیرشم در مورد از دست دادن پدرم رفت بالا. دوماً اعتماد به نفس من خیلی‌ تقویت شد و من چالش هایی که در مورد شغلم پیش آمده بود با تکیه بر آموزه های عزت نفس پشت سر گذاشتم و همه بدهی هامون پرداخت کردم .بعد از اون چندین ماه فایل های رایگان رو استفاده کردم .استاد من با فایل‌های توحیدی خدایی در درونم پیدا کردم که رفیق منه و من هر لحظه من در آغوش امن او هستم و این آرامش درونم شروع تحول من بود.ماشینمو عوض کردم و از لحاظ مالی به اندازه تمام 35 سال عمرم پس انداز کردم و سرمایه جمع کردم و به لطف الله از اول سال 1403 من دوره قانون سلامتی رو استارت زدم .

    در شروع دوره چربی خونم 485 . سردرد های تنشی و ضربه ای، افزایش وزن با دور کمر 94 و دور شکم 95 ، غده ای تیله مانند زیر بغلم ، کبد چرب و معده آندوسکوپی شده به دلیل خونریزی و و وزن 61 کیلو و چندین مشکل دیگه که جمعا 22 مورد من در شروع دوره نوشته بودم ولی الان در تاریخ 13 اسفند 1403 به لطف دوره قانون سلامتی چربی خونم کامل برطرف شده و منی که تا یادمه سر درد داشتم هیچگونه سردردی بعد از سه ماه که از دوره گذشت ندارم بدون حتی یه دونه قرص. اوایل دوره وسوسه میشدم که قرص بخورم ولی من خودمو متعهد کرده بودم که با شیوه قانون سلامتی ،سلامتی مو به دست بیارم .دور کمر الان 76و شکم 83،و وزن 48 کیلو خدا را شاهد میگیرم در این مدت حدود 1 سال که به شیوه قانون سلامتی زندگی کردم حتی حتی حتی یدونه قرص نخوردم و این به اعتماد به نفس داد. و انرژی باور نکردنی که حتی من تو18 سالگی اینقدر سالم و پر انرژی نبودم و استفاده از دوره عشق و مودت در روابط که عشق واقعی رو دارم تجربه میکنم عشق بدون وابستگی و در یک کلام مثل دوره نامزدی که همه میگن بهترین دوره مزدوجی هست ولی من با 8 سال زندگی مشترک دارم مثل دوران نامزدی زندگی میکنم . و الان شروع دوره بی نظیر هم جهت با جریان خداوند و نتایجی بعدا خواهم نوشت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
    • -
      سحر رستمی گفته:
      مدت عضویت: 814 روز

      سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

      سلام به دوستان هم فرکانسی و خدیجه خانم عزیز،مدتها بود کامنت نذاشته بودم،الان با دیدن پیام شما یچیزی درونم گفت دست به قلم شم و بنویسم.

      خدیجه عزیز من هم مثل شما درگیر سردرد های تنشی و میگرن عصبی هستم،که 12 ساله درگیرم کرده،هر شب باید دارو بخورم همیشه کیفام پره دارو هست،یخچال و کابینت های آشپزخونه

      عین پیرزنای 80 ساله فقط با خودم دارو حمل میکنم اینور اونور،من 32 سالمه،الان نزدیک دو ماهه که سردردم یکباره شدید تر شده و حتی داروهای همیشگی خودم هم نتونستن ساکتش کنن،و حتی امروز هم نتونستم برم سرکار مرخصی گرفتم من دبیر هستم،الان یک ماهی بود که با خودم درگیر بودم قانون سلامتی رو بگیرم یا نه،میتونه این سردرد 12 ساله منو درمان بکنه یا نه،همش دو دل بودم،از خدا میخواستم یه نشونه یه پیام یه چیزی از تو سایت بهم نشون بده که دلم رو قرص کنه با خیال راحت قانون سلامتی رو تهیه کنم،تا اینکه امروز از صب تو سایت چرخیدم رفتم تو صفحات مربوط به کامنت های قانون سلامتی کلی اونجا کامنت خوندم وقتی چشمم افتاد به پیام دوست عزیزی که نوشته بود میگرن داشته و بعد از 20 روز عمل به قانون سلامتی بکل سردردش از بین رفته و خوبشده از شدت خوشحالی اشکم ریخت گفتم خدایا شکرت بالاخره جواب دو دل بودنم رو دادی،دیگه مصمم شدم همین هفته این دوره رو تهیه کنم،بعدش هم به پیام شما هدایت شدم بی نهایت خوشحال شدم خدارو سپاسگزاری کردم بابت این جوابی که از طریق دوستان عزیزی چون شما بهم داد.

      خدایا ازت بینهایت سپاسگذارم،بابت جوابهای خوبی که از طریق کامنت های دوستانم بهم گفتی،باورم نمیشه چقدر خوشحالم خیالم راحت که دیگه میتونم با عمل به قانون سلامتی از شر این سردرد چندین ساله خلاص بشم.

      استاد عزیزم بی نهایت از شما سپاسگذارم بابت این دوره های فوق العاده هر چقدر از شما سپاسگذاری بکنم بازم کمه.

      خیلی دوستتون دارم استاد جانم

      عاشقتونم مریم عزیزم

      دوستان هم فرکانسی من خیلی دوستتون دارم،نمیدونید با کامنت های شما چقدر از جواب سوالاتم پیدا میکنم.حالم خوب میشه

      امشب این ساعت این لحظه خواستم این رد پارو از خودم بذارم تا بعد از تهیه قانون سلامتی و عمل به آموزه هاش بیام و مثل خدیجه عزیز با خوشحالی از نتایجم بنویسم از سلامتیم.

      خدایااااااااااااا من عاشقتممممممم

      شکررررررررررررررتتتتتتتتتت خدا

      دوستدار شما=سحر

      1404/1/18

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        سید حامد حقیقت طلب گفته:
        مدت عضویت: 1012 روز

        به نام خداوند یکتا

        سلام به همه دوستان عزیزم و خانم رستمی گرامی

        امیدوارم دوره قانون سلامتی رو تهیه کرده باشید. مطمئن باشید از دست سر درد که چه عرض کنم از هرگونه کسالت و بی حالی جزئی هم خلاص میشید. من نتایج فوق‌العاده ای از دوره قانون سلامتی گرفتم. البته مسئله‌ای که شما درگیرش هستید نبوده ولی برای کسیکه از شکم مادرش اضافه وزن داشت معجزه بحساب میاد که در عرض 3 ماه به وزن و اندام دلخواهش برسه. شک نکنید، تهیه کنید و متعهدانه عمل کنید حتماً نتیجه می‌گیرید.

        شاد، سلامت و ثروتمند باشید در پناه خدا

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          سحر رستمی گفته:
          مدت عضویت: 814 روز

          سلام به استاد عزیز،دوستان هم فرکانسی و برادر گرامی آقای حقیقت طلب،بسیار خوشحال شدم از شنیدن نتایجی که در قانون سلامتی گرفتین.،با دیدن و شنیدن نتایج دوستان در این دوره باعث شد من مصمم تر با قدرت تمام و اراده قوی‌تر این مسیر را ادامه دهم، دوره قانون سلامتی را دو هفته پیش تهیه کردم و دارم مرحله به مرحله طبق فرمایشات استاد عزیز با شوق و انگیزه زیاد جلو میرم،مطمئنم نتایج فوق العاده ای خواهم گرفت،و حتما نتایج خوبم رو با دوستان عزیز و هم فرکانسی های نازنینم به اشتراک خواهم گذاشت.سپاس از شما برادر گرامی، براتون آرزوی سلامتی هر چه بیشتر و موفقیت در این مسیر رو دارم..

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        خدیجه اعتمادی گفته:
        مدت عضویت: 1987 روز

        سلام به دوست هم فرکانسی ام سحر جانم

        امیدوارم وقتی که این پیام رو می‌خونید تمام سردرد های شما برطرف شده باشه .

        سحر جان من از زمان دبیرستان درگیر سر درد بودم و هر وقت دکتر مراجعه کردم هرکس یه چیزی گفت که اکثر دکترا میگفتن میگرن هست ،اوایل جلوی سرم درد داشت بعدها یه طرف سرم مخصوصا سمت راستم که از شدت درد چشمام میخواست در بیاد و تون اخرا هم که پشت سرم دردهای ضربه ای داشتم ولی به لطف دوره قانون سلامتی الان بعد از گذشت یک و نیم سال حتی یه سرماخوردگی ساده هم سراغم نیومده ،من 30 / 6 / 1404 آزمایش دادم که نتیجه اش حیرت انگیز بود ، چربی 485 من شده 128. وای خدا اصلأ برام شگفت انگیزه. و خدا را صدهزار مرتبه شکر از همه لحاظ مثل 18 ساله ها شدم

        امیدوارم با عمل به قانون سلامتی خیلی‌ زود به اندام دلخواه ،به سلامتی دلخواه رسیده باشی سحر جانم و اگر هنوز تهیه نکردی همین امروز اقدام چون نه تنها سردردهات خوب میشند بلکه لذت یه زندگی واقعی را تجربه می‌کنی

        موفق باشی دوست قشنگم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      مریم فرقدانی گفته:
      مدت عضویت: 1418 روز

      به نام خداوند بی همتا

      سلام خدیجه جان ،واقعا تحسینتون میکنم به خاطر موفقیت‌ها و پیشرفتی که کردید.

      ازتون میخوام بپرسم که شما به چه روشی فایلها رو تمرین میکنیدوعمل میکنید ؟؟ که اینقدر نتایج خوب گرفتید.من با اینکه چندین سال است که روی خودم کار میکنم آنطور که باید نتیجه نگرفتم. از همه لحاظ پیشرفت آنچنان نگرفتم و اگر هم بوده یه دوره کوتاهبوده و دوباره به حالت قبل برمیگردم .

      ممنون میشم تجربیات خودتون رو دراختیارمون بزارین.

      در پناه الله شاد و سلامت و ثروتمندو سعادتمند در دنیا وآخرت باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    یلدا گفته:
    مدت عضویت: 997 روز

    سلام خدمت استاد مهربونم

    مثل همیشه ازتون ممنونم بابت اگاهی های ارزشمندی که در اختیار ما قرار میدید که از خودشناسی به خداشناسی برسیم

    امروز میخوام یکی از نتایجم که با کارکردن روی دوره هم جهت با جریان خداوند کسب کردم رو عرض کنم خدمتتون

    من دقیقا یکماه پیش یه خواسته در من ایجاد شد که برم در حوزه مورد علاقه ام که گرافیک کاراموزی کنم، و هروز با فایل های مراقبه اینو تصویرسازی میکردم

    با اینکه خیلی کار ساده ایی بنظر میرسه ولی بخاطر دانشجو بودنم هرجا که میرفتم قبول نمیکردن

    یه شب که داشتم بایکی از دوستانم صحبت میکردم از تعطیلات پیش رو که من خبر نداشتم بهم گفت تلفنم که تموم شد یه حسی بهم گفت یلدا یسر برو بندر به خانواده سر بزن توی این تعطیلات( چون هیچ برنامه ایی واسه برگشتن نداشتم) چون باید زودی برگردی تهران دوباره که کارات بعدش درست میشه منم گفتم خب اوکی

    خلاصه من برگشتم و یه روز بندر بودم بعد خواهرم گفت جمع کن یه سفری بریم توی طول اون سفر با خواهرم حرف میزدم که اره هرجا میرم بخاطر دانشجو بودنم قبول نمیکنن و این داستانا

    یه دفعه که باهم داشتیم میرفتم سمت یه ابشار فوق العاده زیبا و داشتم باخودم فکر میکردم که چرا این کاره جور نمیشه

    یهو به خودم اومدم گفتم یلدا جون میدونی چرا جور نمیشه؟ چون تو فک میکنی اون ادما باید استخدامت کنن و اصل رو رها کردی

    بنظرت اگر خدا بالا سر یک کدوم از اینا نبود اینا سرپا میموندن؟؟ اینو که فهمیدم شروع کردم خودم رو تصور کردن که به طرز عجیبی من هدایت شدم به یه جای خوب

    خلاصه فقط دو روز از این فکر گذشته بود که گوشیه من زنگ خورد با اینکه بهشون گفتم که من یه هفته دیگه برمیگردم ولی اونا اوکی دادن

    من رفتم بازم بهونه دانشجو بودنم رو اوردن ولی صبحش پیام دادن که بیا

    و من هدایت شدم به یه جایی که اون ادم کارکشته این کار و من خیلی دارم یاد میگیرم ازش

    و الان توی مسیر برگشت از یه جشن کوچیکی که برای خودم گرفتم برای این موفقیت هستم

    سپاسگزارم از خدای مهربون برای وجود شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
  8. -
    راضیه نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 399 روز

    سلام به خدای مهربانم سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیز استاد عزیز من و همسرم 4 ماهه که با فایل های شما اشنا شدیم در اصل خدا مارو هدایت کرد به سمت این فایل ها ولی تو این 4 ماه اندازه ی یک سال من رو خودم کار کردم جوری که صبح که از خواب پامیشدم فقط تو گوشم صحبت های شما بود تا شب که میرم بخوابم یعنی جوری شده که من تو خونه موقع کار تو ماشین تو مهمونی تو خرید هر جا که باشم دارم از صحبت های شما استفاده میکنم من و همسرم خیییلی خوشحال و خوشبختیم که با شما اشنا شدیم و این هم از لطف خداس تو این 4 ماه خیلی چیزا تغیر کرده هم رابطه ی عاطفی ما هم سلامتیمون هم ارامشون هم نعمتهامون ما یه دختر 15 ساله داریم بعد از شنیدن صحبت های شما برای خودش دفتر شکر کزاری و دفتر هدف گزاری درست کرده و من خیلی خوشحالم که شما استاد عزیز مانند یه نور پاک وارد زندگی ما شدید و خیلی شیرین و دوست داشتنی مارو هدایت میکنید خدایا هزارررران بار شکر برای وجود خودت برای وجود استاد عزیز برای اینکه من و خانواده ام لایق این هدایت شده ایم ما هر روز بیشتر و بیشتر تلاش میکنیم تا به بهترین خودمون تبدیل بشیم ممنونم از شما استاد عزیز شما نور الهی هستید برای روشن کردن زندگی دیگران خوش به سعادت شما و خوش به حال ما که شمارو داریم خدارا سپاس برای این لحظه و هر لحظه به امید موفقیت بیشتر و بیشتر خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  9. -
    سیده سعیده موسوی گفته:
    مدت عضویت: 734 روز

    به نام خداوند قادر مطلق خدایی که این روزا اینقدر باهاش صمیمی شدم که هر لحظه دارم باهاش حرف میزنم

    خدایی غیر از خدایی که قبلاً می شناختمش

    الان هم اومدم نتایج شما دوستان عزیزم رو برای اولین بار توی این قسمت از سایت بخونم ،که خدا یهویی بهم گفت تو هم بنویس

    بنویس که همه باور کنن اگه با من رفیق بشن دیگه نگران هیچی نمیشین.،من میگم چی کار کنن که چرخ زندگی شون روان بشه

    به خدا الان که دارم می‌نویسم اشک از چشمام سرازیره .

    نه از ناراحتی بلکه از سر شوق که چنین خدایی داشتم و ازش بی خبر بودم.

    تازه منی که خیلی ادعای خداشناسی و این حرفا رو داشتم.

    برای همه مادر بودم برا خودم زن بابا

    از بس باورهای خراب تو ذهنم بود

    باور این که خدا دعاهای منو در حق دیگران چقدر زود جواب میده ولی برای خودم نه

    همه ازم التماس دعا داشتم و منم به خدا میگفتم تو که خیلی مهربونه حاجتشون رو بده و جالب این که همه به حاجتشون میرسیدن و البته وصد البته این به خاطر باور خودشون بود که جواب میگرفتن نه به خاطر دعای من

    و

    من اینو میدونستم و به روی خودم نیاوردم.

    و

    به خودم میگفتم چون خدا خیلی دوستم داره

    هی میخواد ازش التماس کنم برای گرفتن حاجت خودم

    و

    با خودم میگفتم هر چه بیشتر دارم اذیت میشم

    پس جایگاه بهتری پیش خدا دارم

    پس اگه اینجا نشد حتما اون دنیا برام بهتره

    و

    این هم یه باور مخرب دیگه و

    هزاران باور دیگه که به خدا میچسپوندم

    البته که این باور در جامعه آیی که بودم تاثیر گرفته بودم و در خودم تقویت کرده بودم متاسفانه.

    اما خدای درون الانم کجا و اون خدا کجا

    که هر لحظه داره منو هدایت می کنه به بهترین راه ها ،

    و این رو مدیون آموزش های استاد عزیزم می‌دونم.

    که زندگی منو عوض کرده از هر لحاظ.

    خدایا شکرت

    همیشه با خودم میگم استاد عزیزم تو که دراستان من در صد کیلومتر متری من سالها زندگی کردی و آغاز تغییرت از اون جا بود

    چرا امن

    من این همه دیر با شما آشنا شدم.

    از فایلهای رایگان که ارزش میلیاردی دارن شروع کردیم و الا با دوازده قدم داریم رو به جلو پیش میریم چ بیشتر از چیزی که می‌شنوم دارم به گفته های استاد عمل می کنم.

    به هر حال خدا را هزاران بار شکر از بودن در کنار شما و این دوستان عزیز و خصوصاً عزیز دلت مریم جان که هر روز با دیدن زندگی پر بهشت دارم در بهشت افکارم زندگی میکنم.

    از لحاظ روابط با همسرم که عالی شده و تا قبل از این که ایشون واقعا یه آدم دیگه آیی شده

    ما هر روز زندگی در بهشت رو با هم میبینم و این همه فراوانی و عشق رو از بودن با شما تجربه می کنیم .

    فایلهای توحیدی استاد عزیزم انقلابی در ما به وجود آورده که الان با قدرت و یقین به هدایت الله با دست خالی و به صورت تکاملی طی مدت یک سال اخیر داریم کاری رو برای اولین بار شروع می کنیم که

    خدا خودش بهم الهام کرده و مجوزش رو هم خودش داده و مطمئن هستم به بهترین شکل پیش می‌ره و ما رو به ثروت و روزی به غیر حساب می‌رسونه.

    در هر حال اینو به دوستان گلم خواستم بگم که هر طوری تو خدا رو توی ذهنت بسازید همون رو می بینی .

    من الان یه جوری باهاش رفیق شدم که دوست ندارم وقتم رو پیش کسی دیگه ایی بذارم.

    من الان هر چه ازش بخوام بهم میده

    و

    مهم تر از همه رفاقت با خودشه .

    حال خوب بودن با خودش.

    دورت بگردم خدای ارحم الراحمین.

    ممنون از شما دوستان عزیزم که کامنت منو خوندید و باور کردید هم حرفای منو

    هم خدای درون وجود خودت رو

    در پناه الله یکتا شاد و پیروز و ثروتمند و سعادتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  10. -
    ارشیا گفته:
    مدت عضویت: 385 روز

    بنام خداوند وهاب و روزی دهنده.

    سلام به همه بچه های سایت و سلام پر مهر به استاد عزیزم و مریم خانم مهربان.

    استاد میخام از نتایجی که توی این چند وقت گرفتم براتون بگم

    من به همراه مادرم بعد از عید1404با پولی که از عیدی جمع کرده بودیم دوره عزت نفس رو باهم خریدیم( فایل روی این صفحه که من دارم نیست و روی موبایل مادرم هست)، و باهم روی خودمون کار کردیم. من قبل از خرید دوره از طریق مادرم که فایل های شمارو گوش میداد با شما آشنا شدم.

    ولی زیاد توجه ای نداشتم روی فایل ها.

    تا اینکه یک روز دوره عزت نفس رو خریدیم باهم.

    و شروع کردم به کار کردن و واقعیت با تمرکز متوسط روی خودم کار کردم ولی باز هم نتایج باور نکردنی توی زندگی ام رخ داد. الان هم خوشحال هستم که توی سن 15سالگی دارم فایل های استاد رو گوش میدم و وقت زیاد میزارم روی فایل ها چون میدونم تا چند سال آینده خیلی پیشرفت میکنم مخصوصا توی فوتبال.

    انقدر که نتیجه گرفتم نمیدونم از کجا شروع کنم.

    اولین اتفاق باور نکردنی که افتاد بابام بعد این همه سال که مسافر کشی میکرد و نمیرفت سرکار اصلی خودش برگشت به کار اصلی خودش یعنی نقاشی ساختمان شاید باورتون نشه ولی تا الان که دارم مینویسم کار پشت سرهم داره گیرش میاد و واقعا از لحاظ مالی پیشرفت کرده ایم و زندگی مون خیلی خیلی بهتر شده. چند سال بود که مشکل آب داشتیم و اصلا توی خونه ما آب نبود برای ظرف شستن. ولی پمپ آب خدا برامون جور کرد و خریدیم که خیلی خوشحال هستم. استاد من 15سالم هست و به لطف خدا درسم همیشه عالی بوده و هست ولی به یک مشکل خیلی بزرگ خورده بودم. مشکل این بود که هیچ ایده ای برای انتخاب رشته تحصیلی نداشتم.

    از خدا هدایت خاستم تا به بهترین رشته تحصیلی هدایت بشم واقعا خودم رو رها کردم، چند روز مونده بود تا انتخاب رشته.

    شب به خدا گفتم خدایا به بهترین رشته منو هدایت کن

    باورم نمیشه صبح بیدار شدم و فقط توی سرم این بود که برو رشته ریاضی، گفتم خدایا من درسته نمره درس هام بالا هست ولی توی ریاضی مشکل دارم. فقط خدا میگفت برو ریاضی.

    تا اینکه رفتم کارنامه پایه نهم رو گرفتم دیدم معدلم19.57شده ولی نمره ریاضی ام 15.5 رفتم برگه هدایت تحصیلی ام رو گرفتم، دیدم داخل اولویت بندی نود درصد رشته هارو گزینه ب اوردم(یعنی جزء دانش آموزانی که توی مدرسه اگر جا بود راه میدن) با اینکه درس های که لازم بود برای اون رشته ها رو بالای19گرفتم. ولی رشته ریاضی با این نمره کم الف اورده بودم یعنی جزءدانش آموزان برتر.

    باورم نمیشد. رفتم مدرسه ثبت نام کنم مدیر گفت نمره هات عالی هست و انگار هیچ توجه ای به نمره ریاضی من نکرد ولی دوستم با نمره بالاتر از من مدیر مدرسه برای قبولی اش شرط هایی گذاشته بود که از ترس رشته اش رو ریاضی نزد.

    بعد ها فهمیدم همکلاسی هایم با نمره 16و17رشته ریاضی رو نیاوردن و دوباره امتحان داده بودن. خیلی خوشحال بودم و هر لحظه خدا رو شکر میکردم و بدون ترس رفتم رشته ریاضی

    الان که یک ماه از مدارس میگذره تمام درس ها برام راحت هست.

    استاد، تابستون بود که هی به خودم میگفتم باید مدرسه برم چند وقت دیگه. کلاس زبان هم که دارم میرم نکنه وقت کم بیارم نتونم برم فوتبال و به فوتبالم لطمه بزنه منی که این همه سال دارم میرم کلاس فوتبال. هی فکر میکردم وقت کم میارم، نمیتونم، نمیشه. یاد حرف استاد افتادم که میگفت همه چیز رو بسپار به خداوند.مامانم هم بهم همینو میگف یاد حرف های استاد بیفت همه چیز رو بسپار به خدا.

    من در برابر خدا تسلیم شدم و همه چیو گفتم خودت درست کن خدا جونم. الان دارم میبینم به همه کلاس هام دارم میرسم و کلی وقت اضافه دارم که این وقت اضافه رو چند وقت پیش به خودم تعهد دادم فقط به فایل های استاد گوش بدم تا میتونم در وقت هایی که دارم. استاد این بخشی از نتایج من هست.

    من خیلی خجالتی بودم و واقعیت همین الان هم هستم ولی خیلی بهتر شدم. دیگه آروم حرف نمیزنم. با بقیه ارتباط میگیرم. و دارم همینطور بهتر و بهتر میشم. قبل تهیه دوره چون بابام سرکار نمیرفت همیشه منو میبرد کلاس فوتبال ولی بعد اینکه دوره رو خریدیم دیگه بابام رفت سرکار مجبور شدم خودم با اتوبوس برم خیلی ترس داشتم ولی انقدر خودم تنهایی رفتم تمرین الان جاهای مختلف از شهر و خارج شهرمون با اتوبوس میرم و هیچ ترسی الان ندارم و همجا با اتوبوس بلد هستم برم. یکی از ترس هایی بود داشتم و تونستم این ترسمو نابود کنم

    من یک پولی داشتم نمیدونستم چیکارش کنم تا اینکه خدا بهم گفت طلا بخر ولی من به عقب مینداختم تا امروز تصمیم گرفتم بخرم که رفتم سکه خریدم. ولی خدا گفت همشو نده طلا یه مقداریشو نگهدار بعدا باهاش فایل بگیر که به هدایت خدا گوش دادم و مقداری از پول رو نگه داشتم. استاد این پول هایی بود که خودم جمع کردم و خداوند بهش برکت داد تا چند وقت دیگه فایل جدید بخرم.

    برای شروع مدارس من کیف مناسبی نداشتم. به خدا گفتم من یک کیف بزرگ و عالی با قیمت کم میخام، خدا هدایتم کرد رفتم کیف بزرگتر با جنس عالی نصف قیمت خریدم. استاد چند روز پیش دیگه کفشم نابود شده بود گفتم خدا جونم یه کفش برام برسون، چند روز بعدش رفتیم با خانواده ام توی طبیعت روز عالی داشتیم و راه برگشتن دیدم بابام برد منو توی یک فروشگاه گفت برو کفش انتخاب کن رفتم کفش خریدم و به جز اون یک کفش فوتبالی هم گرفتم با اینکه از قبل داشتم. استاد این دوره های شما رو که بخریم و روی خودمون کار کنیم زندگی مون توی همه ابعاد بهتر میشه. دیروز هم کارهای زبانم رو انجام دادم تا یکی از مدارک زبان انگلیسی ام بیاد و خیلی خوشحالم.

    از خدا هزاران هزاران مرتبه شاکرم و از شما استاد عزیزم سپاس گزارم بابت همه آگاهی هایی که با ما به اشتراک میزارید. خداحافظ همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
    • -
      فریبا گفته:
      مدت عضویت: 1896 روز

      سلام دوست عزیز ارشیا جان

      من از خوندن کامنتت چقدر لذت بردم وچقدر تحسینت می کنم تواین سن تو این سایت بی نظیر هستی ورو خودت کار می کنی تو این سن شنیدن و بکار بردن این آگاهی ها نعمت خیلی بزرگی هست برات آرزوی موفقیت های بیشتر و بهترین ها را دارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      مژگان گفته:
      مدت عضویت: 460 روز

      سلام به ارشیای عزیز وباهوش.

      چقدر لذت بردم از خوندن کامنتت گل پسر وچقدررر تحسنت کردم.

      بهت تبریک میگم که از این سن پایین شروع به کارکردن روی ذهنت و شخصیتت کردی ،یقینا آینده ی روشنی خواهی داشت و البته که به همه خواسته هات خواهی رسید اگر با همین پشتکار وایمانی که الان داری روی خودت کار میکنی.

      ضمناً احسنت که با مادر عزیزت همراه شدی و وارد این مسیر وسایت الهی شدی.

      برات از خدای متعال همواره موفقیت،هدایت و شادی رو خواستارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      سجاد گفته:
      مدت عضویت: 1762 روز

      درود و سلام ویژه خدمت جوان دوست داشتنی خانواده خودم ارشیاجان لایق و درجه یک

      امیدوارم حالت ععاالللییی باشه بهت تبریک میگم پسر جان

      بخاطر وجود ذهن باز مادرت که باعث این موضوع شد

      بخاطر اینکه تو سن15 سالگی شروع کردی

      و از همه مهمتر بهت تبریک میگم که تونسی تو این مدت 200و خورده ای روز نتایج خوبی بگیری

      چچققدددررر ساده نویسیت به دلم نشست چقدر دوست دارم حضوری برام بگی و لذت ببرم از گفتنت

      کلی تحسینت کردم که پیگیر اموزش شدی،دیدی،نتیجه گرفتی و تتاازززههه اومدی برامنه سجاد29ساله و خواهر برادرات نوشتی که بخونیم و لذت ببریم

      ازت یاد گرفتم

      اول همه کارها را بسپارم به خدا حتی خریدن کفش

      بعدش ایمان و عمل(یاد حرف استاد افتادم ایمان بدون عمل حرف مفت است)تو با انتخاب رشته ات و…این ایمان را نشون دادی ددممتتت گگررممم

      داشتم فراموش میکردم چقدر یاداوری قشنگی بود همونطور که استاد گفته بود(با باورسازی و ارتقا خودومون میتونیم رو بقیه تاثیر بذاریم)تو پیگیر پیشرفت خودت شدی و باعث شدی اوضاع مالی پدرت بهتر بشه

      میبوسمت از دور و برات بهترین های دنیا و اخرت را میخوام دمت گرم که برامون مینویسی از پیشرفت هات

      سالم وشاد و موفق باشی در کنار خانواده ات

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: