نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -محمدمهدی

    ان‌شاءالله به لطف خداوند و با کمک آموزش‌های ارزشمند استاد عباس‌منش در دوره هم‌جهت با جریان خداوند، همه ما در مومنتوم مثبت و هم‌جهت با جریان بی‌نهایت و همیشگی الله مهربان باشیم.

    می‌خواهم از دیدگاهی کلی‌تر به زندگی‌ام نگاه کنم و بگویم که از زمانی که با آموزش‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم، زندگی‌ام در تمام جنبه‌ها روان‌تر، آرام‌تر و زیباتر شده است.
    چه زمانی که از فایل‌های رایگان ایشان استفاده می‌کردم و چه اکنون که در این دوره فوق‌العاده شرکت کرده‌ام، به وضوح می‌بینم که چرخ زندگی‌ام نرم‌تر می‌چرخد و شرایط زندگی‌ام در جنبه‌های مالی، عاطفی و آرامش درونی بسیار بهتر شده است.

    احساس می‌کنم تمام اتفاقات و حتی مشکلات در نهایت به نفع من تمام می‌شوند.
    گاهی در موقعیتی قرار می‌گیرم که ظاهرش ناخوشایند است، اما با گذر زمان می‌بینم همه چیز طوری پیش رفته که بهترین نتیجه ممکن برایم رقم خورده است.
    این تغییر بزرگ را مدیون یادگیری کنترل ذهن و باورهایی هستم که در این دوره هم‌جهت با جریان خداوند بی‌نظیر آموختم.
    حالا خیلی راحت‌تر با مسائل کنار می‌آیم، برای هر مشکلی راه‌حلی پیدا می‌کنم و حتی احساس می‌کنم بسیاری از مشکلات دیگر اصلاً برایم پیش نمی‌آیند.

    انسان‌های درست و موقعیت‌های مناسب به شکل جادویی در مسیرم ظاهر می‌شوند.
    باور قدرتمند الخیر فی ما وقع تأثیری شگفت‌انگیز بر زندگی‌ام گذاشته است.
    بارها و بارها در شرایط مختلف از آن استفاده کرده‌ام و هر بار شاهد نتایج خارق‌العاده و معجزه‌آسایی بوده‌ام.
    این باور، دیدگاه من را نسبت به اتفاقات کاملاً تغییر داده و آرامش، ایمان و امید را در من زنده کرده است.

    به راستی اگر هر کسی بتواند بر روی همین یک باور کار کند، آن را درک و در زندگی‌اش به کار گیرد، بسیاری از مشکلاتش حل خواهد شد و حتی بسیاری از تضادها دیگر به وجود نخواهند آمد.
    چون در دل این باور، تسلیم آگاهانه در برابر اراده خداوند وجود دارد؛ زمانی که همه تلاش خود را می‌کنی و سپس با ایمان کامل می‌گویی: خداوندا، تو می‌دانی و من نمی‌دانم، حلش کن.
    نتیجه همیشه به نفع من رقم می‌خورد، چون یاد گرفته‌ام ذهنم را کنترل کنم و به جریان الهی اعتماد داشته باشم.

    مثال‌های زیادی از این تغییرات دارم که پیش‌تر در جلسات نیز درباره‌شان صحبت کرده‌ام.
    اما به طور کلی باید بگویم زندگی‌ام در همه زمینه‌ها متحول شده است.
    شاید هنوز به تمام آرزوها و رؤیاهای بزرگم نرسیده‌ام، اما امروز در شرایطی هستم که روزی حتی تصورش را هم نمی‌کردم، و این را فقط و فقط مدیون لطف خداوند و آموزش‌های نجات‌بخش استاد عباس‌منش هستم.

  • فاطمه

    رهایی از بحران‌های خانوادگی، آرام‌سازی ذهن، ساخت رابطه‌ای سالم و شروع جریان مالی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    سال ۱۴۰۱ وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تازه با استاد عباس‌منش آشنا شده بودم. آن زمان زندگی‌ام در یکی از سخت‌ترین دوره‌های خودش بود.
    مشکلات جدی با همسر و مادرِ همسرم داشتم. دختر شش‌ساله‌ام علاقه‌ای نداشت کنار من بماند و مدام پیش فامیل بود؛ اگر مانعش می‌شدم پرخاشگری شدیدی می‌کرد و من هم متأسفانه او را تنبیه فیزیکی می‌کردم. خودم فردی عصبی، پرتنش و منفی‌نگر بودم و داروی آرام‌بخش مصرف می‌کردم. رابطه‌ام با پدر و مادرم خراب بود، هیچ دوستی نداشتم و ورودی مالی‌ام صفر بود.
    هر روز درگیری و دعوا داشتم، شب‌ها خواب آرام نداشتم، اشتهایم کم بود و برای غذا خوردن از محرک‌های اشتهاآور استفاده می‌کردم. همیشه غمگین و افسرده بودم. پنج کیلو اضافه‌وزن داشتم و از آدم‌های غریبه می‌ترسیدم؛ نمی‌گذاشتم هیچ‌کس به من نزدیک شود.

    با خرید دوره ۱۲ قدم و انجام تمرین‌ها، آرام‌آرام تغییرات زندگی‌ام شروع شد و هر قدم تحول تازه‌ای رقم زد.

    افراد نامناسب یکی‌یکی از زندگی‌ام حذف شدند. رابطه‌ام با همسرم چنان بهتر شد که خانواده‌ام متعجب شدند؛ مردی که زمانی حتی اجازه نمی‌داد تا دم درِ حیاط بروم، امروز همراه و همدل من است و برای رشد و اهدافم قدم‌به‌قدم کنارم می‌ایستد.

    دخترم کم‌کم آرام شد. حالا کنار من می‌ماند و رابطه‌مان صمیمی، پرمحبت و امن شده است. سال‌ها آرزو داشتم فرزند دومم، پسری تپل باشد. بعد از انجام قدم سوم ۱۲ قدم، این خواسته هم به لطف خدا محقق شد. واقعاً حس می‌کردم دست خدا در همه‌جا همراه من است.

    تمام هزینه‌های زندگی، تفریح، بارداری و مهارت‌هایی که برای پیشرفت لازم داشتم، به‌طرز معجزه‌آسایی فراهم شد. به دنبال کسب مهارت رفتم و کسب‌وکار خودم را آغاز کردم. داروهای آرام‌بخش را کنار گذاشتم و دلیل اصلی بهبودم را در ساختن ذهن و احساساتم پیدا کردم. وزنم کم شد و با آدم‌های جدید ارتباط‌های سالم و دوستانه برقرار کردم. رابطه‌ام با پدر و مادرم بسیار بهتر شد و امروز مورد احترام خانواده و اطرافیانم هستم.

    ورودی مالی‌ام شروع شد و با هر بار حرکت در مسیر درست، چند برابر شد. تجربه و نتایجی که از این دوره گرفتم آن‌قدر قوی و واقعی بود که بعد از مشاهدهٔ این تغییرات، هر بار یک دورهٔ جدید هم خریدم؛ چون با چشم خودم دیدم که وقتی این آموزه‌ها را به‌کار می‌گیرم، زندگی‌ام دگرگون می‌شود.

    خدایا شکرت برای هدایت به این مسیر و این آگاهی‌های نجات‌بخش.

  • -خدیجه اعتمادی

    بازگشت به سلامت کامل و جوانی دوباره با یک‌ونیم سال زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی

    استاد عزیزم، می‌خواهم از نتایج باور نکردنی بنویسم که از زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی گرفتم؛ نتایجی که همین الان که می‌نویسم، لبخند شما را از دیدن آن‌ها در ذهنم تصور می‌کنم.

    من دقیقاً یک‌ونیم سال پیش زندگی به شیوه‌ی این دوره را شروع کردم. اول از همه، بگذارید نتایج آزمایش‌های قبل از شروع دوره را با نتایج آزمایش‌های بعد از یک‌ونیم سال زندگی به این شیوه مقایسه کنم؛ چون این مقایسه خودش یک معجزه‌ است.

    آزمایش قبل از شروع دوره (۱۹ / ۱۲ / ۱۴۰۲):
    قند ناشتا ۹۵ — چربی خون ۴۸۵ — ویتامین D بیست‌وپنج — HOMA-IR در محدوده‌ی پیش‌دیابت — FOB مثبت — تیروئید کم‌کار — و چندین شاخص نگران‌کننده دیگر.

    شرایط ظاهری و جسمی هم مناسب نبود:
    وزن ۶۲ کیلو، دور کمر ۹۴، دور شکم ۹۵، دردهای معده‌ی شدید، سردردهای ضربه‌ای پشت سر، تهوع، سرگیجه، پرخاشگری، تنگی نفس، میخچه و درد پا، عفونت‌های مداوم زنانه، غده‌ی چرکی زیر بغل، تیرگی و لک‌های پوستی، ریزش مو، ناخن‌های ضعیف، پف چشم‌ها، سنگینی دست‌وپا، پریودهای نامنظم، کم‌کاری تیروئید، و لیستی از ۲۲ مشکل جسمی که از شدت آن‌ها سال‌ها درگیر بودم.

    اما آزمایش بعد از یک‌ونیم سال زندگی به شیوه‌ی دوره (۳۰ / ۶ / ۱۴۰۴) یک تحول کامل بود:
    قند ناشتا ۷۸ — چربی خون ۱۲۸ — ویتامین D پنجاه‌وشش — TSH کاملاً نرمال — تمام موارد نگران‌کننده برطرف شده.

    شرایط ظاهری هم کاملاً تغییر کرده:
    دور کمر از ۹۴ به ۷۵ رسیده؛ دور شکم از ۹۵ به ۸۲؛ و شانه‌ها متناسب‌تر و عضلانی‌تر شده.

    اما مهم‌تر از عددها، حالی است که دارم. استاد، با زندگی به شیوه‌ی این دوره، من واقعاً شبیه یک دختر هجده‌ساله شده‌ام؛ سبک، سالم، آرام و پرانرژی.

    یکی از پررنگ‌ترین مشکلاتم قبل از شروع دوره، کمبود تمرکز و فراموشی بود؛ اما این موضوع به‌طور باور نکردنی برطرف شده. همزمان با شروع این شیوه، کلاس زبان ثبت‌نام کردم و الان یک‌ونیم سال است در کنار کار و بچه‌داری، زبان می‌خوانم و نه‌تنها تمرکزم عالی شده بلکه حافظه‌ام هم بسیار قوی شده.

    خوابم سبک و باکیفیت شده؛ صبح‌ها بدون زنگ و بدون کسلی، خودم بیدار می‌شوم.
    ظاهرم آن‌قدر متناسب و زیبا شده که همه از من تعریف می‌کنند، اما تحول درونی را فقط خودم می‌دانم که چقدر عمیق بوده.

    دیگر هیچ اثری از دانه‌های چرکی زیر بغل یا کف پا نیست.
    هیچ درد معده‌ای ندارم.
    تیرگی و داغی کف پا کاملاً ناپدید شده.
    پریودها کاملاً منظم شده.
    کم‌کاری تیروئید به‌طور کامل برطرف شده.
    چهره‌ام شفاف شده و لک‌ها از بین رفته.
    ریزش مو ندارم و ناخن‌هایم محکم و سالم شده‌اند.
    بدنم جوان، سبک، شاداب و پرانرژی است.

    یادم هست وقتی آزمایش اولیه را به دکتر نشان دادم، گفت: «به هیچ عنوان نمی‌توانی بدون قرص و دارو این وضعیت چربی خون را درست کنی.»
    به اصرار همسرم سه تا از قرص‌ها را خوردم، اما چند روز بعد از شروع زندگی به شیوه‌ی دوره، حس کردم نیازی ندارم. قرص‌ها را گذاشتم بالای یخچال، که ببینمشان اما نخورمشان. یک سال تمام همان‌طور ماند… و بعد هم آن‌ها را دور انداختم.

    در این مدت حتی یک سرماخوردگی ساده هم نداشتم.
    اثر این تغییرات فقط روی خودم نبود؛ همسرم که همیشه با دوره‌ها مخالف بود، وقتی نتایجم را دید، خودش تصمیم گرفت به شیوه‌ی دوره زندگی کند و الان یک سال است با من همراه شده.

    وقتی بعد از یک‌ونیم سال دوباره آزمایش دادم و هر دو آزمایش قبل و بعد از دوره را به دکتر نشان دادم، مات و مبهوت مانده بود و فقط یک جمله می‌گفت:
    «چطور ممکنه…؟»

    استاد عزیزم، من عاشقتم و تا آخر عمرم سپاسگزار زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی هستم. این دوره نه‌تنها جسم من، بلکه ذهن و روح من را دوباره ساخت.

  • -مصطفی شاه محمدی

    تحول درونی، جهش مالی و دریافت خواسته‌ها با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم، دوره کشف قوانین زندگی، و دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    دوره مقدس ۱۲ قدم اولین دوره‌ای بود که من از سایت abasmanesh.com خریداری کردم. یادم هست قبل از خرید این دوره، نشانه‌ها از همه‌طرف به سمتم می‌آمد؛ آن‌قدر قوی و واضح که چاره‌ای جز تسلیم شدن و خرید این دوره نداشتم.

    وقتی وارد دوره ۱۲ قدم شدم، با تمام وجودم روی آگاهی‌های آن کار کردم. روحم لطیف‌تر شده بود، انگار روی زمین نبودم؛ احساس می‌کردم انسان دیگری شده‌ام. روی هوا پرواز می‌کردم و خواسته‌هایم را یکی‌یکی خلق می‌کردم. هر نتیجه‌ای که دریافت می‌کردم، ایمانم عمیق‌تر می‌شد و باورم به قوانین محکم‌تر.

    اوایل که تازه وارد سایت شده بودم و فقط از فایل‌های هدیه استفاده می‌کردم، توان خرید دوره‌ها را نداشتم. وقتی می‌دیدم دوستان تعداد زیادی دوره خریداری کرده‌اند، باورم نمی‌شد و با خودم می‌گفتم: «چطور توانسته‌اند این همه دوره بخرند؟»

    اما ورود به دوره ۱۲ قدم، مدار من را از همان ابتدا تغییر داد. وارد مدار آسانی‌ها شدم؛ مدار خوبی‌ها، مدار نشانه‌ها، مدار وفور.

    استاد همیشه می‌گفتند:
    «وقتی وارد دوره‌ای می‌شوید و با تعهد شروع به اجرا می‌کنید، اتفاقات و نشانه‌ها از راه می‌رسند… حتی پیدا کردن پول و طلا.»
    و همین‌طور هم شد.

    به محض شروع دوره ۱۲ قدم، پول‌ها از راه رسید.
    نشانه‌های تغییر شرایط به‌وضوح دیده می‌شد.
    حقوقم سه برابر شد.
    آدم‌هایی که برای مسیرم مناسب نبودند، خودبه‌خود کنار رفتند.
    ماشین همسرم را به راحتی تبدیل به ۲۰۷ صفر کردم.
    و خودم وارد مسیری شدم روشن‌تر، هموارتر، زیباتر… و واقعاً تبدیل شدم به فردی دیگر.

    یکی از بزرگ‌ترین تغییرها، جسارت و توکل عمیقی بود که از جلسات قرآنی ۱۲ قدم گرفتم. این جلسات انقلابی در وجودم ایجاد کرد. فهمیدم که همه چیز توحید است. ترس‌ها یکی‌یکی محو شدند و اگر هم بود، بسیار کمرنگ. من وارد ترس‌هایم شدم و دیدم آنچه سال‌ها مرا نگه داشته بود، چیزی جز یک توهم ذهنی نبوده. فهمیدم که فقط من خالق شرایط زندگی‌ام هستم.

    هرچه بیشتر روی خودم کار می‌کردم، نتایج قدرتمندتر و شفاف‌تر می‌شد.

    وقتی خواستم دوباره دوره ۱۲ قدم را شروع کنم، نشانه‌ها آمد که باید دوره کشف قوانین زندگی را تهیه کنم و کنار آن شروع کنم.

    به محض شروع این دوره و کار کردن روی حذف ترمزهای ذهنی، زمینی که مدت‌ها برای فروشش تلاش کرده بودم اما هیچ خبری نمی‌شد، به سادگی و با بهترین شرایط و کاملاً نقد فروخته شد.

    در ادامه، وارد دوره هم‌جهت با جریان خداوند شدم. این دوره هم مثل یک معجزه بود. علاوه بر نشانه‌ها و اتفاقات عالی، من سومین ماشینم که یک شاسی‌بلند بی‌نظیر بود را نقدی در اسفند ۱۴۰۳ خریدم. بارها و بارها با این نعمت الهی سفر رفتم و لذت بردم. هر تجربه‌ای که در این مسیر رخ داد، برای من ارزشمند و شیرین بود.

    و این مسیر الهی همچنان ادامه دارد…

  • -ابوالفضل خازنه

    رهایی از اعتیاد، رسیدن به سلامت کامل، آرامش درونی و ارتباط عمیق با خداوند با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    چطور می‌توانم حال و احساس خوب این روزهایم را بیان کنم؟ خدایا خودت صداقتت را در قلبم جاری کن تا بنویسم. می‌خواهم با عشق اعتراف کنم که:
    «بابا من هم از عمل به قوانین نتیجه گرفتم. من هم با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش تغییر کردم.»
    می‌خواهم شهادت بدهم که وقتی تصمیم گرفتم در مسیر تو باشم، چگونه من را هدایت کردی و از کجا به کجا رساندی.

    استاد عزیز، آموزه‌های توحیدی شما، به‌خصوص در دوره هم‌جهت با جریان خداوند، من را به شکلی با خدا هم‌سو و هماهنگ کرده که در تمام ۵۰ سال عمرم، هیچ مسجدی، هیچ هیئتی، هیچ سفر زیارتی و هیچ مراسم مذهبی نتوانست این‌گونه من را به خدا نزدیک کند.

    من در این مسیر دگرگون شدم. نتایجی گرفتم که برایم مثل معجزه است.

    از وقتی وارد این مسیر شدم، بعد از ۱۵ سال مصرف مواد مخدر را برای همیشه کنار گذاشتم و امروز کاملاً پاک هستم.
    قرص‌های کدئین را که خشاب‌خشاب می‌خوردم، برای همیشه ترک کردم.
    مشروبات الکلی را کنار گذاشتم.
    بعد از ۳۵ سال سیگار کشیدن، به‌طور کامل ترک کردم.
    سال‌ها هر چند وقت یک‌بار مریض می‌شدم، اما حالا یادم نمی‌آید آخرین بار کی دارو خوردم. امروز سالمِ سالمم و پر از انرژی.

    منِ کسی که حتی یک‌بار هم به همسرم یا عزیزانم نگفته بودم «عاشقتم»، امروز این کلمه ورد زبانم شده.
    منِ آدم فوق‌العاده واکنش‌گرا و عصبانی، حالا وقتی کنارم دعوا می‌شود، سرم را می‌اندازم پایین، دخالت نمی‌کنم و آرام رد می‌شوم.
    منِ کسی که قبلاً برای جلب توجه اسم خدا را می‌آوردم، امروز ستایش خداوند برایم درونی و واقعی شده و سپاسگزاری در عمق وجودم جریان دارد.

    من که وزنم بالای ۱۰۰ کیلو بود، با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی امروز ۷۲ کیلو هستم. تناسب اندام دارم، بدنم سالم شده، انرژی‌ام چند برابر شده و از آن کسالت‌های همیشگی خبری نیست. از ۵ صبح بیدارم و تا آخر شب پرتوان و سرحال هستم.

    روابطم چه در خانه و چه در محل کار فوق‌العاده شده، مخصوصاً از وقتی با تمرکز بیشتری روی آموزه‌های دوره مقدس هم‌جهت با جریان خداوند کار می‌کنم.

    استاد نازنینم، چند جلسه آخر این دوره که موشکافانه درباره سپاسگزاری صحبت کردید، زندگی مرا زیر و رو کرده. واضح می‌بینم که آن آموزه‌ها رابطه‌ام را با خداوند چنان تغییر داده و چنان من را در برابر او متواضع کرده که هر لحظه واکنش جهان اطرافم را نسبت به این تغییرات درونی در زندگی‌ام مشاهده می‌کنم.

    خدا را شکر می‌کنم بابت این همه تغییرات عمیق چه درونم و چه در بیرون زندگی‌ام.
    خدا را شکر می‌کنم که در ۵۴ سالگی چشمم را باز کرد و مرا به مسیر آموزه‌های پربرکت استاد عباس‌منش هدایت کرد.
    خدایا شکرت برای این مسیر نورانی، پر از خیر، برکت، آرامش و تحول.

  • -سعیده شهریاری

    تحول بنیادین در ایمان، آرامش، روابط و وضعیت مالی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم و دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    من بیش از سه سال است که دانشجوی دوره ۱۲ قدم هستم. بعد از سه سال و نیم شاگردی، حتی نمی‌توانم بگویم به پنجاه درصدِ آموزش‌ها عمل کرده‌ام، اما همین اندازه عمل کردن، تمام ورق زندگی‌ام را برگردانده است. از هر طرف که به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم هیچ شباهتی به سعیده‌ی سال ۱۴۰۰ که تازه وارد abasmanesh.com شده بود ندارم؛ نه از نظر شخصیت، نه آرامش، نه درآمد، نه ایمان.

    آموزه‌های استاد در دوره ۱۲ قدم به من شیوه زندگی توحیدی را یاد داده؛ طبیعی‌ترین و هموارترین مسیر رشد و سعادت. استاد در «دانشگاه ۱۲ قدم»، ماهی به دستمان نمی‌دهد، بلکه روش ماهیگیری را یاد می‌دهد. به همین دلیل این دوره می‌تواند از یک فرد ناموفق در هر مدار ناهماهنگ، انسانی توحیدی، آرام، قدرتمند و هم‌جهت با خداوند بسازد؛ انسانی که خورشید در دستانش دارد و فقط زندگی خودش را روشن نمی‌کند، بلکه زندگی دیگران را نیز روشن می‌سازد.

    استاد در قدم نهم که به نظر من توحیدی‌ترین قدم این دوره است می‌فرمایند:
    «دانشجوهای من، یادتان باشد همه چیز توحید است. اگر الآن این را درک نکنید، وقتی وارد دنیا شوید و هرچقدر هم گشت‌وگذار کنید، آخرش به همین نقطه می‌رسید که همه چیز توحید بود.»

    شنیدن همین یک جمله طوفانی در وجود من ایجاد کرد. از همان روز تصمیم گرفتم هیچ‌جا دنبال چیزی نگردم و تنها به «طناب توحید» و آموزه‌های الهی استاد بچسبم. همین جمله طلایی «همه چیز توحید است» سنگ بنای دوره‌ای شد که امروز به نام دوره هم‌جهت با جریان خداوند می‌شناسیم؛ دوره‌ای مقدس، معنوی و پربرکت که فقط خدا می‌داند عمل به آن چه انسان‌های موفق، توحیدی و نورانی‌ای تحویل جامعه می‌دهد.

    نتایجی که من در این سه سال و نیم با عمل به آموزه‌ها گرفتم آن‌قدر شگفت‌انگیز و معجزه‌آساست که هیچ‌کس با عقل انسانی نمی‌تواند آن را توضیح دهد. این نتایج فقط می‌تواند حاصل درک خداوند، تسلیم جریان هدایت شدن و پیروی از قوانینی باشد که دوره ۱۲ قدم از صفر تا صد در عمل به انسان یاد می‌دهد.

    در این مسیر:

    از خداناباوری رسیدم به عشق مطلق به خداوند و اتصال کامل به الهامات.
    از افسردگی و پوچی رسیده‌ام به احساس عمیق خوشبختی بی‌قید و شرط.
    عزت‌نفس له‌شده‌ام تبدیل شده به احساس لیاقت توحیدی و پایدار.
    روابط ناسالمم تبدیل شده به روابطی شگفت‌انگیز، محترمانه و هماهنگ.
    بی‌پولی، کار سخت و درآمد کمم تبدیل شده به آزادی زمانی، حرکت در مسیر عشق و علاقه و رفاه مالی.
    جسم بیمار و نیمه‌جانم امروز تبدیل شده به بدنی سالم، پرانرژی و جوان.

    و این مسیر پر از عشق، نور و رشد همچنان ادامه دارد. دانشجوی دوره ۱۲ قدم بودن، برای من یعنی قرار گرفتن در مسیر سعادت دنیا و آخرت؛ مسیری که نمی‌خواهم حتی یک لحظه از آن دور شوم.

    استاد عزیزم، از شما بابت تمام آموزش‌های الهی‌تان سپاسگزارم. سپاسگزاری من در کلمات نمی‌گنجد. فقط دوست داشتم با نوشتن بخشی از نتایجم، لحظه‌ای لبخند روی صورتتان بیاورم.

  • -رضا حقیقی

    آرامش، توانمندی، درآمد عالی و هدایت‌های شگفت‌انگیز با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، از شما عمیقاً سپاسگزارم برای تولید و ارائه‌ی دوره‌ی فوق‌العاده‌ی هم‌جهت با جریان خداوند؛ دوره‌ای که زندگی من را از درون دگرگون کرده و نگاه من را به هدایت الهی کاملاً تغییر داده است.

    شما در انتهای یکی از جلسات فرمودید: «زندگی من آسون پیش میره چون اجازه می‌دم خداوند من رو هدایت کنه. باید کسی از نزدیک روند زندگی من رو ببینه تا بفهمه هدایت خداوند چقدر می‌تونه مسیر زندگی رو آسون کنه.»
    و واقعیت این است که من دقیقاً همین تجربه را در زندگی خودم پیدا کرده‌ام.

    حدود شش ماه است که وارد این دوره شده‌ام. آن‌قدر جلساتش را گوش دادم، دوباره گوش دادم، از زاویه‌های مختلف بررسی کردم و روی مفاهیمش عمیق شدم که انگار آگاهی‌های تک‌تک جلساتش را «شخم زده‌ام». روزی نبوده که حداقل یک ساعت برای درک بیشتر آموزه‌های این دوره زمان نگذارم.

    البته می‌دانم قدرت تشخیص هدایت الهی در وجود من هنوز در ابتدای مسیر است و با شما فاصله زیادی دارد، چون شما سال‌هاست در مسیر آگاهی و قانون زندگی می‌کنید. اما با این حال، حتی همین مقدار از درک هدایت برای من چنان تغییراتی ایجاد کرده که واقعاً قابل توصیف نیست.

    به خدا قسم، از روزی که وارد این دوره شدم و مفهوم مومنتوم مثبت را درک کردم و شروع به اجرا کردم، زندگی‌ام چنان آسان شده که باید از نزدیک آن را ببینید تا باور کنید:

    درآمدم عالی شده و هر ماه جریان‌های مالی جدید وارد زندگی‌ام می‌شود.
    سلامتی‌ام فوق‌العاده شده؛ یوگا را شروع کرده‌ام و با نظم کامل ورزش می‌کنم.
    احساس می‌کنم خداوند مستقیم حواسش به برنامه‌ریزی من هست؛ نمی‌گذارد کارهایم عقب بیفتد و هر کاری را دقیق در زمان درستش انجام می‌دهم.
    اعتمادبه‌نفسم چندین برابر شده، چون هر روز کارهایی را انجام می‌دهم که قبلاً از پسشان برنمی‌آمدم.
    توانمندتر شده‌ام، قوی‌تر شده‌ام و باورم نمی‌شود این همه کار را به‌تنهایی و بدون خستگی به اتمام می‌رسانم.
    روابطم با همسر و فرزندم عالی و آرام شده؛ ارتباطمان عمیق‌تر و پر از احترام است.

    استاد عزیز، واقعاً باید از نزدیک ببینید زندگی من چقدر آسان، روان و بی‌دردسر پیش می‌رود. هر روز بیشتر مطمئن می‌شوم که وقتی آدم اجازه دهد خداوند هدایتش کند، زندگی به معنای واقعی «آسان» می‌شود.

  • -Vida

    جهش انگیزه، بازگشت انرژی و سه‌برابر شدن درآمد با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    من حدود دو ماه پیش دوره روانشناسی ثروت ۱ را تهیه کردم و با تعهد جدی، همراه با همسرم، شروع کردیم به کار کردن روی آگاهی‌های این دوره. قبل از شروع این دوره، حدود یک سال بود که هم درآمدم کمتر شده بود و هم انگیزه‌ام. به‌خصوص در ماه‌های آخر که به‌خاطر بارداری و زایمان، از هدف اصلی‌ام خیلی دور شده بودم و نمی‌دانستم چطور باید دوباره به مسیر برگردم.

    از روزی که این دوره را شروع کردم، حسم هر روز بهتر و بهتر شد. در این مدت که دارم روی آگاهی‌های این دوره کار می‌کنم و ذهنم آرام‌آرام از باورهای محدودکننده پاک می‌شود، متوجه شدم اولین تغییری که کاملاً تکاملی و درونی در من اتفاق افتاد، بازگشت انگیزه، اشتیاق و ذوقم برای کار بود. قبل از این دوره مدام از خدا می‌پرسیدم: «خدایا چکار کنم که شوق کار کردن دوباره برگرده؟»

    این دوره به من یاد داد که چطور گوش‌به‌زنگ نشانه‌ها باشم، الهامات را دریافت کنم و درست همان‌طور که استاد در دوره تأکید می‌کنند، در راستای ایده‌های الهامی اقدام عملی انجام بدهم.

    الان که حدود ۴۰ روز از شروع کار با این دوره گذشته، درآمدم تقریباً سه برابر شده و فروشم فوق‌العاده رشد کرده است.

    وقتی شخصیت امروز خودم را با دو ماه پیش مقایسه می‌کنم، می‌بینم قبلاً محال بود با این جدیت و سرعت به سمت الهاماتم حرکت کنم. اما آموزه‌های این دوره، من را به‌شدت عملگرا، پرانرژی و پای کار کرده است.

    امروز از کاری که انجام می‌دهم عمیقاً لذت می‌برم و همین لذت، خودش نعمت‌ها و فرصت‌ها را وارد زندگی‌ام می‌کند.
    استاد عزیزم، از شما بابت آگاهی‌های بی‌نظیر و تحول‌آفرین این دوره بی‌نهایت سپاسگزارم.

  • -مرجان

    تحول عمیق در روابط، آرامش، درآمد و نگاه توحیدی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، سلام و درود و رحمت و برکت خداوند بر شما باد. پنج ماه است که روی آگاهی‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند کار می‌کنم و امروز که به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم مرجانِ امروز هیچ شباهتی به مرجانِ پنج ماه پیش ندارد.

    وقتی به سمت آموزه‌های شما هدایت شدم، در اوج یک تضاد وحشتناک با همسرم بودم. همسرم اجازه نمی‌داد آموزش‌های استاد قبلی‌ام را گوش بدهم. از درون پر از کینه و نفرت بودم؛ دنیا را مقصر می‌دانستم به جز خودم. حس قربانی بودن هر روز مرا عصبی‌تر می‌کرد، اما با نقاب سکوت زندگی می‌کردم. شدت خشم و نفرت به حدی رسیده بود که هر روز آرزو می‌کردم همسرم بمیرد. حتی تخیلاتم درباره خواسته‌هایم، تصویر مراسم مرگ او بود. نه شکرگزاری می‌فهمیدم، نه توحید؛ گرفتار شرک و ناسپاسی بودم و حتی راضی به طلاق هم نبودم.

    در چنین شرایطی سال گذشته به سمت آموزه‌های شما هدایت شدم و دوره کشف قوانین زندگی و دوره شیوه حل مسائل زندگی را تهیه کردم تا از این وضعیت بیرون بیایم. با کمک این دوره‌ها آرام آرام به هماهنگی با خودم رسیدم و بعد خداوند مسیرم را به سمت دوره هم‌جهت با جریان خداوند برد؛ جایی که نقطه تولد دوباره من بود.

    نمی‌توانم توصیف کنم که آگاهی‌های این دوره چه بر سر من آوردند. آن مرجانی که حتی یک مورد برای شکرگزاری پیدا نمی‌کرد، امروز چندین صفحه از شکرگزاری‌های روزانه‌اش فقط درباره عشق و محبتی است که از همسرش دریافت می‌کند. عشقی که به‌خاطر همراهی با آگاهی‌های این دوره، هر روز زیباتر و عمیق‌تر شد.

    این دوره چه باورهای قدرتمندی را در وجودم ساخت؟
    من باور کردم که خالق شرایط زندگی‌ام هستم.
    باور کردم که «الخير فی ما وقع» حقیقت محض است و همین باور آرام جانم شد.
    و تیر خلاصِ رهایی از بند شرک‌ها و ترمزهای قدیمی را آگاهی‌های جلسه ۱۷ زد؛ جایی که هدایت‌های ظریف خداوند را دوباره به من یادآوری کرد.

    خداوند امسال با هدایت من به خرید این دوره، بهترین سفر عمرم را برایم رقم زد.
    بهترین تولد ۴۴ سال زندگی‌ام را برایم ساخت.
    بهترین طلاها را برایم خرید.
    پس‌فردا هم قرار است مرا به سفر دیگری ببرد.
    آن‌قدر همزمانی و نعمت وارد زندگی‌ام کرده که حیران مانده‌ام.
    آن‌قدر مرا آرام کرده که ناخودآگاه مدام در حال سپاسگزاری‌ام؛ مشتری داشته باشم سپاسگزارم، نداشته باشم هم سپاسگزارم.

    این خدا کاری کرده که چنان از تنهایی خودم لذت می‌برم که حد ندارد.
    این خدا چنان عشق را وارد زندگی‌ام کرده که همسرم مثل پروانه دورم می‌چرخد؛ انگار مأموریتش مراقبت از من باشد.
    در این چند ماه بهترین درآمدها، بهترین مشتری‌ها و بهترین خریدها نصیبم شده است.

    استاد عزیزم، از شما بابت آگاهی‌های الهی و بی‌نظیر دوره هم‌جهت با جریان خداوند بی‌نهایت سپاسگزارم. زندگی‌ام را در همه جنبه‌ها از این رو به آن رو کردید.

  • -حمید صمدنژاد

    تغییر باورها، رشد شخصیتی و جهش بزرگ مالی و شغلی با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش، مخصوصاً دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره ۱۲ قدم

    امروز آزمون روانشناسی ثروت ۱ را در سایت انجام دادم و همین باعث شد یاد خودم در پنج سال پیش بیفتم؛ زمانی که با استفاده از ویدئوی استاد، این تست را انجام می‌دادم. آن روزها پاسخ دادن به سؤال‌ها برایم بسیار سخت بود. باید زیاد فکر می‌کردم، آخرش هم با شک و تردید جواب می‌دادم و مطمئن نبودم که اصلاً درست می‌فهمم یا نه.

    اما امروز وقتی همین تست را انجام دادم، با تمام وجودم حس کردم که چقدر شخصیت و باورهای من درباره ثروت تغییر کرده؛ تغییری که فقط و فقط نتیجه کار کردن روی آموزه‌های استاد عباس‌منش است. این بار بدون حتی یک لحظه شک و تردید، کاملاً صادقانه پاسخ دادم و جالب این بود که تمام جواب‌ها از باورهای قدرتمندکننده‌ای می‌آمد که در این سال‌ها درباره ثروت در ذهنم ساخته‌ام. همین موضوع باعث شد به خودم افتخار کنم.

    من خیلی کم در سایت abasmanesh.com کامنت می‌گذارم، اما امروز دلم خواست بنویسم، چون وقتی به نتایجم نگاه می‌کنم فقط می‌توانم بگویم:
    خدایا صد هزار مرتبه شکر.

    این‌ها بخشی از نتایجی است که با عمل مداوم به آموزه‌های استاد عباس‌منش به دست آورده‌ام:

    من از کارگری به کارآفرینی و داشتن یک کسب‌وکار تولیدیِ شخصی رسیدم.
    از زندگی مجردی به تشکیل یک زندگی عاشقانه و آرام وارد شدم.
    از یک فرد بی‌هویت و بی‌اعتمادبه‌نفس، تبدیل شدم به انسانی ارزشمند و شناخته‌شده در محیط کاری‌ام در سطح کشور.
    آموزه‌های استاد از فردی خجالتی، من را تبدیل کرد به انسانی جسور، باانگیزه و هدفمند که مدام در حال تحقق اهدافش است.
    از فردی که شدیداً متعصب مذهبی بود، تبدیل شدم به انسانی توحیدی، آرام، متصل و معنوی.
    از بی‌ماشین بودن رسیدم به خرید یک ماشین خوب و دلخواه.

    و ده‌ها نتیجه و دستاورد دیگر که اگر بخواهم همه را بنویسم، باید ساعت‌ها وقت بگذارم.

    این‌ها بخشی از تغییرات بزرگی است که هم در شخصیت من و هم در شرایط زندگیم ایجاد شده؛ و همه این‌ها را مدیون کار کردن روی خودم با آموزه‌های استاد عباس‌منش هستم، مخصوصاً دوره ۱۲ قدم که برای من یک مسیر عمیق رشد و شکوفایی بوده است.

    امروز با تمام وجود به این مسیر افتخار می‌کنم.

1 2 3 24

1 comment(s) need to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 835 روز

    به خدای خدای مهربان خدای ک در قلب من است و اجابت میکند

    من اومدم بخشی از نتایجم رو از دوره قانون سلامتی بگم

    اول از همه بگم چند وقتی بود که مدام از خدا میخواستم دوره قانون سلامتی رو به من بده چون شرایط مالی اجازه خرید بهم نمیداد و منم خیلی دوست داشتم ک دوره رو بخرم چون فایل های مقدمش خیلی منو به وجد اورده بود من قبلا یه بار رژیم گرفته بودم همرا با رژیم ورزش سخت هم میکردم توی حدود چهار ماه من سی کیلو وزن کم کردم ولی با یه فشار خیلی زیاد و تمام وقت گشنه بودن و بسیار زیاد عضله از دست دادم ریزش مو گرفتم و خیلی زیاد کم انرژی بودم بعد از یک سال تقریبا ده تا پانزده کیلو وزنم برگشت و همش به فکر خریده دوره قانون سلامتی بودم تا این که به صورت معجزه اسا دو برابر پول دوره بهم داده شد از طریق دستان خداوند من دوره رو خریدم الان دقیق سه ماهه که من به شیوه قانون سلامتی زندگی میکنم( تاریخ شروع 1404/01/16 تاریخ امروز 1404/04/16) دیگ خبری از گشنگی نیست منی که اصلا هیچ کس باور نمیکرد از جمله خودم ک بتونم روزی یه بار غذا بخورم چون من یه ادم به شدت شکمو و بسیار زیاد پر خوراک بودم و اصلا سیر نمیشدم الان در بیشتر مواقع در روز یه وعده غذا میخورم و سیر سیر جوری که دیگ جا ندارم بخورم غذا های خوش مزه و لذت میبرم تو این مدت یه بار 40 ساعت و یه بار حدود 70 ساعت چیزی نخوردم بدون اذیت

    15 کیلو وزن کم کردم به راحتی بدنم خیلی عضلانی شده جوری که همه متوجه عضلاتم شدن خوابم کم تر شده نسبت به قبل نفخ شکمم کاملا از بین رفته

    خلت گلوم به مراتب از بین رفته

    درد بین شانه هام و کمر درد و گردن درد داشتم که میشه گفت از بین رفته

    دیگ هرچقدر هم غذا بخورم احساس سنگینی بیش از حد ندارم

    انرژیم بهتر شده

    دیگه دوست ندارم برگردم به اون سبک نادرست قبلی

    بخشی ازنتایجم بود که یهو یه حسی بهم گفت بنویسم چون داشتم نتایج دوستان رو مطالعه میکردم

    استاد عزیزم سپاس گذارم ازت بابت این دوره عالی

    خدایا هزاران بار شکر

    انشالله همیشه در این مسیر ثابت قدم باشیم

    دوستون دارم

    علی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  2. -
    فاطمه جلیل خانی گفته:
    مدت عضویت: 837 روز

    بنام خدا که رحمتش شامل حالم شده

    سلام فاطمه هستم

    درود بر استادبینظرم که خداوند شماراراهنمای من قرارداده بخاطر وجودتون ازخداوندمتعال سپاسگزارم

    دروهله اول خانم خانه داربودم ودارای 3فرزند که یکی از یکی زیباترو باایده و خلاق تر(خداروشکرمیکنم بخاطر داشته های زندگیم)

    همیشه ازخدامیخاستم که برام دری بازکنه

    تااینکه به کمک یکی از دوستانم بهم پیشنهاد کاری شده بود

    حدود5سال پیش شغلی بهم پیشنهادشده بود که هیچ آشنایی با این شغل نداشتم بعدچندوقت رفت و آمد هایکی ازدوستان وویسهای رایگان استاد روبرام فرستاده بود.انگارباشنیدن این وویسها یک آرامش خاصی از درونم داشتم و یکی بهم میگفت که خیالت راحت باشه.

    ولی بازیک زمزمه هایی هرازگاهی باخودم داشتم.

    درگذشته من درواقع یک بازگشت به زندگیم داشتم ولی خداروشکرمیکنم که دری به روم بازشده که تونستم باهمین درآمدی که دارم برای خودم خریددوره داشته باشم.همیشه توخونه وویسهای استادروپخش میکنم.انگارکل خونمون آرامش خاصی داره و هرکسی میادمیگه چقدرخونتون حس خوبی داره.من واقعا آرامش رادرخانه ام باتمام وجودم حس میکنم خداروشکر تونستم تحصیل خودمو ادامه بدم شاغل هم هستم کارمنزل هم انجام میدم.خداروشکربرخورد همسرم بامن خیلی خوب شده.بهم میگه دیگه نمیتونم بهت دروغ بگم. وقتی حالم توخونه خوبه اونم حالش خوب.

    سپاسگذاری روزانه انجام میدم همیشه

    تازه اولین بار که دارم دیدگاه میفرستم تازه یادگرفتم که چطوری بفرستم

    همینکه ازدیروزخودم بهترم خداروشکرمیکنم

    سپاس فراوان از استادگلم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  3. -
    عسل گفته:
    مدت عضویت: 1026 روز

    1404/5/20روز401

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به بهترین استاد دنیا و مریم عزیز ودوستان گل

    اینقدر احساسم خوبه که گفتم حتما باید بیام اینجا بنویسم و ردپا بزارم بمونه خدایا هزاران مرتبه شکرت

    الانکه دارم مینویسم از یه خرید خوشگل برای خودم برگشتم و دوش گرفتم و درحال خشک کردن موهای زیبام هستم و این هدیه بی نظیر و پوشیدم

    400روز از تحول روز شمار من میگذره و خداروهزاران مرتبه شکر که امروز برای خودم یه نیم ست گوشواره و پلاک گردنی طلا حدود 3گرمی خریدم 21میلیون تومان

    با پولی که از علاقه ام از شغلم ساختم مخصوصا این 4ماه اخیر خدایا هزاران مرتبه شکرت بخاطر این حجم ازنعمت و فراوانی

    امروز هدایت شدم و یه الهام قوی میگفت برو بخر منم گوش کردم و هدایت شدم به پلاک گردنی و گوشواره طرح صلیب کاملا زیبا و مینمیال و پراز حس خوب خدایا شکرت یادم اومد که برای اولین بار که دیدم استاد عزیزم گردنبند صلیب انداخته چقدر خوشم اومد و این خواسته درمن شکل گرفت ولی من دیگه کلا رها کرده بودم اصلا به یادش هم نبودم تا اینکه امروز توی ویترین طلا فروشی دیدم و چقدر به دلم نشست و یه گوشواره زیبا طرح صلیب هم بود و باهاش ست کردم و چقدر راحت پولش توی حسابم بود و خیلی راحت بدون اینکه چونه بزنم و خود طلا فروش تخفیف داد و رند شد21 میلیون و منم راحت با احساس خوب کارت کشیدم خدایا شکرت الان این هدیه زیبا توی گردنم هست و چقدر احساسم خوبه

    قبلا وقتی پول توی حسابم بود همش نگران بودم از دست بره یا اینکه زودی تبدیلش میکردم به سکه و طلای شکسته ولی الان چندماه هست این پول توی حسابم بود و اصلا هم نگران نبودم و امروز هدایت شدم که این هدیه زیبا رو برای خودم بخرم و ازش لذت ببرم و نگران سرمایه گذاری و… هم نبودم خدایا شکرت چقدر احساسم عالیه من با پولی که خودم با کمک تو ساختم تونستم این طلای بی نظیر و بخرم و ازش لذت ببرم خدایا چقدر احساسم خوبه با خریدی که انجام دادم کمک کردم که جهان تو گسترش پیدا کنه

    و خدایا شکرت ماشالله چقدر فراوانی و نعمت و کلی مغازه های بزرگ و پراز طلا و جواهر خدایا شکرت چقدر ثروت زیاده

    وقتی خودمو با400روز پیش مقایسه می‌کنم من تونستم حدود شاید بالای 100میلیون از کار خودم پول بسازم و به راحتی برای خودم لباس های مارک و طلا خریدم هزینه های باشگاهم و ویتامین هام و خورد خوراکم و اوکی کردم میلیون ها تومان برای دوره های آموزشی استاد عباسمنش و میلیون ها تومان برای آموزشهای تخصصی خودم هزینه کردم خدایا شکرت که داری هدایتم میکنی به مدار ثروت خدایا شکرت که دارم بهت نزدیکتر میشم خدایا هزاران مرتبه شکرت که منو هدایت کردی به این مسیر و سایت الهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
    • -
      فاطمه حبیبی گفته:
      مدت عضویت: 938 روز

      عسل عزیزم

      سلام دختر خفن و بی نظیر،

      خیلیی تبریک می گم بهت هدیه ای زیبایی که برات خریدی!

      واقعا خوشحال شدم قلبا،

      ان شالله ازین اتفاقات عالی همیشه تو زندگیت داشته باشی و قطعا که داری و همه مون که درین مسیر ،زیبا هستیم یقینا که اتفاقات عالی در انتطار مونه،

      خیلی تحسنت می کنم دختر زیبا و خوش قلب،

      من خیلی دوست دارم شخصیت افرادی رو که خیلی جسورانه و مستمر یه هدفی رو دنبال می کنند، قدم های کوچیک اما مستمر ،

      من متوجه عدد روز شمارت هستم، و خیلی بهم انگیزه میده که اینقدر خوب رو خودت کار می کنی و رد پا میزاری،

      خودمم شخصیتم اینجوریه که یکاری رو آرام و باقدم های کوچیک واما مستمر انجام میدهم، و توی این زمینه از خودم راضی ام،

      خدارا شکر می کنم که مدت یک سال و 4 ماه می شود که من دوره بی نظیر 12 قدم رو شروع کردم، و از همان لحظه ای که جلسه ای تمرین ستاره قطبی رو گوش دادم تا همین الان باعشق و انگیزه هر روز و هر شب این تمرین زیبا رو انجام میدهم،

      توی این مدت یک سال و خورده ای شاید دو سه روز انجام نداده باشم،

      خواندن کامنت های شما دوست عزیز خیلی بهم حس خوب میده و معمولا میخوانمش،

      از موقع که متوجه عدد روز شمار شما شدم، انگیزه گرفتم در کنار تمرین ستاره قطبی ام، یه برنامه داشته باشم که هر روز یه کامنت بزارم تا ثابت قدم تر بمونم درین مسیر، و خدارا شکر که الان 43روز می شود که هر روز یه کامنت میزارم،

      خدارا شکررر بابت داشتن دوستان عزیزی همچون شما و بقیه عزیزان که کامنت شون برایم کلی انگیزه میده و احساس عالی دارم.

      درپناه خدای مهربان سربلند باشید!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        عسل گفته:
        مدت عضویت: 1026 روز

        سلام به دوست گلم فاطمه عزیزم

        چقدر احساسم خوبه یه حس قلبی خاصی بهت دارم عزیزم با اینکه هیچ شناختی نسبت بهت ندارم اما یه ارتباط قلبی نزدیکی بینمون هست و اینو دقیقا از پیامی که برام نوشتی دقیقا بهم ثابت شد

        تو چقدر دختر فوق العاده ایی هستی خدایا شکرت که اینقدر قلبت مهربونه و میتونی اینقدر خوب تحسین کنی فاطمه عزیزم وقتی برام مینویسی دختر خفن دقیقا این توی ذهنم میاد که خودت چقدر دختر خفنی هستی که میتونی اینطوری تحسین کنی و اینو به زبون بیاری این قلب بزرگ هدیه خداست که بهت داده عزیزم خداروشکر می‌کنم بخاطر این قلب های بزرگ و مهربون که خدای مهربونم توشون زندگی و پادشاهی میکنه میکنه واقعا بهت تبریک میگم عزیزم

        چقدر خوشحالم که با دوستان بی نظیری چون شما. توی این سفر رویایی همسفر هستم و خوشحالم که نوشته های روزانه من که خداوند هدایتم میکنه و مینویسم که بدون خداوند من هیچ اراده و توانایی ندارم فقط خدای مهربونم که کمکم میکنه و هدایتم میکنه میتونم ادامه بدم وهر روز ازش میخوام که کمکم کنه بهتر بشناسمش هر روز ازش میخوام که کمکم کنه باورهام و خودمو بشناسم و در مسیر اصلاحشون قدم بردارم .

        بهترینها سهم شما باشه عزیزم

        موفق و پایدار باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    زهرا رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 1213 روز

    سلام و درود بر استاد گرامی و عزیز

    استاد من تقریبا 40 روزه که وارد سایت شدم و قدم اول و دوم رو خریدم

    میخوام از نتایجم برای قدم اول بگم

    قبلا با فایلهای رایگان سایت نتایج مالی هم گرفته بودم .بعد مدتها تصمیم گرفتم که دوره ها رو بخرم و خدا هم کمکم کرد که محصول رو بخرم.استاد قبل از اینکه با شما اشنا بشم هیچ پولی نداشتم .اما از زمانی که فایلهای رایگان رو دیدم و شنیدم درهای نعمتهای خداوند ب روی من باز شد .پولهایی وارد زندگیم شد که اصلا حتی بهش فکر هم نکرده بودم .پول داشتم اما هنوز اقدام ب خرید محصول نکرده بودم .با خودم گفتم من که با فایل رایگان تونستم پول وارد زندگیم کنم دیگه نیازی نیست که محصول رو بخرم .اما یکی هر روز بهم میگفت محصول رو بخر بخر بخر .و من با کمک خدا اقدام کردم به خرید قدم اول از دوره دوازده قدم

    باز هم نیت من ثروت بود

    خدا رو شکر میکنم که خدا منو دوباره توی این مسیر انداخت .چیزی که من متوجه شدم تمام

    دوره های شما فقط برای ورودی ثروت نیست .به نظرم یکجور روانشناسی هست که اول هر کسی که وارد دوره میشه باید خودشو بشناسه و جایگاهش رو توی این دنیا پیدا کنه وبعد خدا رو بشناسه ‌.اگر این دو قدم رو برای خودش برداره اونوقته که درهای خوشبختی و ثروت و سلامتی براش باز میشه .اونم با بهترین کیفیت .خودم هم این قدم رو برداشتم و خدای خودم رو شناختم .بعد از شناخت خدای مهربان هر روزی که از خواب بیدار میشم توی دفترم اول خدا رو شکر گزاری میکنم .هر روز مینویسم خدایا اول تو راشکر میکنم فقط به خاطر وجود خودت. به خاطر اینکه تو خدای منی .تو سرور منی .تو را شکر میکنم که تو رب منی .تو را شکر میکنم که تو رو پیدا کردم .استاد بخدا اینقدر اینها رو مینویسم و ازش تشکر میکنم که یکدفعه ب خودم میام میبینم یک صفحه پر شده اما هنوز ب شکرگزاری نعمت هاییکه بهم داده نرسیدم . وقتی به دوران قبل خودم نگاه میکنم میبینم چقدر دیدگاه من شرک الود بوده و چقدر ب خاطر این دیدگاه من خورد میشدم چقدر بی عزت میشدم ‌.و….

    اما الان فقط خدا رو شکر میکنم. که خدایا از اینکه تو پروردگار من هستی خیلی خوشحالم و تو رو شکر میکنم .از اینکه نباید به ادمهای دیگه التماس کنم تو رو شکر میکنم .از اینکه دیگه به ادمها به عنوان خدا نگاه نمیکنم تو رو شکر میکنم .هر روز به خدا میگم خدایا من حاضرم هر لحظه فقط تو رو بندگی کنم و لا غیر .من حاضرم منت تو بالای سر من باشه و نه کسی دیگه ای .من حاضرم تو فقط خدای من باشی و من فقط تو رو بپرستم .

    استاد واقعا از خود بیخود میشم وقتی شکرگذاری میکنم از وجود خودش

    استاد به نظرم چه ثروتی بالاتر از اینکه خدای خودت رو بشناسی .چه نعمتی بالاتر از این ؟

    وقتی خدا رو پیدا کنیم و بشناسیمش اونوقت تازه نعمتهاش رو میبینیم .

    استادمن به هر جنبنده و هر گیاه یا هر چیزی حتی وسایل هم که نگاه میکنم فقط خدا رو میبینم و همونجا خدا رو شکر گذاری میکنم .

    قبلا قران رو میخوندم . بعضی وقتها معنی قران اینقدر برام ترس اور بود که از خدا شاکی میشدم که چرا اینجوری گفتی .اما الان که هم خودش رو شناختم و هم کتابش رو فهمیدم ،اینقدر قران خوندن برام لذت بخشه که متوجه گذر زمان نمیشم .خدایا شکرت خدایا شکرت .

    وقتی خدا رو بشناسیم اونوقته که به ارامش میرسیم

    و وقتی ارامش داشته باشیم خدا خودش دست ب کار میشه و نعمتها سرازیر میشه به سمت ما

    مثل الان من که دارم با چشم میبینم که درهای بسته روبرام باز کرده و هر روز نعمتهای بیشتری وارد زندگیم شده .

    از خدا ارامش خواستم ارامشی با ایمان به خدا .قلب مطمئن .که او هست و همیشه هست و همه جا هست .

    استاد از خدای مهربان برای شما و مریم جان سلامتی و عزت در تمام طول عمرتون رو خواستم

    خدا پشت و پناهتون باشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
    • -
      طاهره هاشمی گفته:
      مدت عضویت: 526 روز

      به نام خدای عزیز و مهربانم

      سلام خدمت استاد عزیزم وخانم شایسته وخدمت شما دوست عزیز هم فرکانسی من

      من قدم اول و دوم رو مثل شما تهیه کردم و چون توان مالی نداشتم نتونستم بقیه قدم هارو تهیه کنم

      خواستم من رو راهنمایی کنید که تمرین های دو قدم رو چگونه انجام دادین من نمیدونم چی بنویسم چه کار کنم به خاطرهمین هم نتیجه نگرفتم میشه لطف کنید کمی شفاف برام توضیح بدید

      در پناه الله یکتا شاد، سعادتمندوثروتمند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        زهرا رحیمی گفته:
        مدت عضویت: 1213 روز

        سلام دوست عزیزم .من هم مثل شما وقتی با دیدگاه های استاد آشنا شدم توی در و دیوار بودم .گفته های استاد با تمام چیزهایی ک قبلا شنیده بودم و دیده بودم از زمین تا آسمون فرق داشت .خودم دو سال یا شاید بیشتر فقط فایلهای رایگان استاد رو گوش میدادم .ب نظرم فایلهای رایگان استاد به اندازه ی دوره ها کیفیت دارن و اگر کسی واقعا خواهان باشه و در مسیر باشه همه ی گفته های استاد رو درک میکنه و مدار به مدار بالاتر میره .یعنی قدم به قدم نزدیکتر میشه به فرکانس اصلی .با گوش دادن به حرفهای استاد اولین چیزی که به ذهنم اومد این بود که گفته های استاد رو مطابقت دادم با اتفاقاتی که در زندگی مردم افتاده بود .

        هر بار میرفتم دنبال اینکه عه اره این حرف استاد مثل کار فلانی هست که براش جور شده .

        برای هر کدوم از گفته های استاد سریع ادمی رو می اوردم توی ذهنم که اون اتفاق به راحتی براش افتاده و بهش رسیده .پس اگر مردم تونستن بهش برسن من هم میتونم .

        دوست عزیزم تمرین های همین دو فایل رو انجام بده فقط تکرار تکرار تکرار کن

        هر شب بنویس .و همونها رو تجسم کن .من هر شب در خانه ی رویایی که برای خودم ساخته بودم خودم رو تجسم میکنم با حس خوب و عالی که اره من الان رسیدم به اون خواسته هام و دارم توی اون خونه زندگی میکنم .

        و هر شب میگم خدایا قدم بعدی رو خودت برام بخر .و ایمان دارم که حتما برام میخره .

        راحت ترین راهی رو که میتونم بهت بگم اینه که هر روز حتی کوچکترین اتفاقهای خوبی که برات افتاده رو ببین و بهش فکر کن .همون لحظه خود بخود لبحند روی لبت میاد . همون لحظه سپاسگذاری کن بابت همون اتفاق کوچولو و به ظاهر معمولی .

        به نظر من بهترین راه اینه که فایلهای رایگان رو بارها و بارها گوش بدین و هر اندازه که متوجه شدید عمل کنید . عمل کنید .عمل کنید .تا ملکه ی ذهنتون بشه

        وقتی مدارتون بالاتر بیاد خودبخود هزینه ی دوره براتون جور میشه حتی در روز اخر .

        به مو میرسه ولی پاره نمیشه .

        امیدوارم تونسته باشم کمکی بهت کرده باشم .

        خدایا شکرت .خدایا تو توانایی تو قدرتمندی تو غنی هستی پس فقط تو میتونی و من همه چیز رو فقط از تو میخوام.

        خدایا هر لحظه به خودم میبالم و تو را شکرمیکنم که همچین خدایی دارم .

        در پناه خداوند همیشه سربلند باشی دوست عزیز

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1190 روز

    به نام خداوند حی و حاضر

    خدای بخشنده و مهربانم

    خدایا شکرت می‌گویم که امروز منو به اینجا هدایت کردی که بتونم کامنت بذارم

    من و همسرم و دوتا دخترانم سه چهار ساله با استاد هستیم

    اوایل از 28 روز شکر گزاری شروع کردیم و بعد از اون دوره زیبای 12 قدم روشروع کردیم به گوش دادن تحولات و تغییرات کم و بیش خوب بود اما اون چیزی که ما می‌خواستیم نبود

    تا یک سال گوش دادیم حال روحیمون خوب شد زندگی تازه معنا گرفته بود و یه چیزایی میفهمیدیم

    و بعد از 12 قدم اولین فایل رو خریدیم از سایت دوره کشف قوانین زندگی بود خیلی خیلی عالی بود بعد کتاب رویاهایی که رویا نیستن رو خریداری کردیم

    یاد گرفتیم تعهد بدهیم

    یاد گرفتیم هر اتفاقایی که افتاده در زندگیمون مسؤلش خودمون هستیم

    یاد گرفتیم بپذیریم وقتی پذیرفتیم همه چیز تغییر کرد مشکلی برای ازدواج دخترم پیش اومده بود تونستیم با این قانون پذیرفتن و بعد هم قانون رهایی و سپردن به خداوند درست شد هر نتیجه خوب و مثبتی می‌دیدیم هر دفعه ایمانمون بالاتر میرفت احساسمون بهتر و بهتر میشد

    و تا الان که اینجا هستم خوشحالم که در بیشتر زمینه ها تغییر کردم و رشد داشتم

    خدایا شکرت سپاسگزارتم که تو رو پیدا کردم و شناختمت بوسیله دستانت

    استاد عباس منش عزیزم

    خدایا خودت بهشعزت و ثروت و سلامتی نامحدود بده آمین یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  6. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2493 روز

    من سلام می‌کنم به همه دانشجویان عزیز و استاد عزیز بسیار ارزشمندم که چقدر باعث تحول زندگی من در همه جنبه‌ها شده. من یکی از درس‌های استاد که میگه که در هر جایی که هستین بهترین‌هاتون رو انجام بدین اگه توی کار دولتی هستین اگه تو کار خصوصی هستین اگر که هر فعالیتی رو می‌خواین انجام بدین در هر جایی که هستین اون رو به بهترین شکل ممکن و با تمام وجود انجام بدین. من هدایت شدم به یکی تجربه خودمو باهاتون در میون بذارم که من در واقع وقتی که دوره کووید بود و من در مالزی زندگی می‌کردم. و طبیعتاً کالجی که درش کار می‌کردم تعطیل بود همه بیزینسا تعطیل بود. و من باید هزینه‌های زندگی و کرایه خونه رو پرداخت می‌کردم چیزی که همیشه و همیشه صاحب اون خونه می‌دونست که من به موقع انجام میدم. مسئله پرداخت من بدلیل تعطیلی کارم طول کشید و هی به من پیامی داد زنگ می‌زد که شما فقط یه هفته دیگه فرصت داری و می‌خوای چیکار کنی گفتم نمی‌دونم ولی می‌دونم که خداوند به من کمک می‌کنه برای این پرداخت. و دوباره هم می‌شد همون یه هفته و می‌گفت که ببین خدا کاری نکرد و این پوله و در مورد پول بعد یه جور دیگه فکر کرد خب منم کاری نمی‌تونستم انجام بدم تو اون شرایط واقعاً نه ایده‌ای داشتم و نمی‌دونستم باید چیکار کنم و باز می‌گفتم خدا به من کمک میکنه و. کاری که من انجام می‌دادم بدون اینکه بدونم نتیجه چه خواهد بود هر روز سه ساعت تمام خونه بزرگ سه خوابه بطرزی جادویی تمیز می‌کردم و همه جا برق میزد عین دوره موفقیت شغلی استاد که میگه در هر جایی که هستید بهترین هاتون را انجام بدید و من اینو اصلاً در وجودم از قبل داشتم چه در کاری که دولتی بوده چه در خصوصی بوده همیشه من بسیار بسیار بیشتر از اون چیزی که از من می‌خواستند من انجام می‌دادم. اصلاً برام مهم نبود که مدیر کل چه جوری با من برخورد می‌کنه اون مدیر اون بخش خصوصی چه کار می‌کنه چه جوری با من برخورد می‌کنه هر جوری که رفتار می‌کردن من باز بهترین‌های خودم رو همیشه انجام می‌دادم. و نتیجه این شد که من در اون دوره تنها چیزی که به نظرم میومد که می‌تونستم انجام بدم این بود که روزی 3 ساعت و نیم وقت می‌ذاشتم و خونه رو خونه به اون بزرگی سه خوابه رو بسیار بسیار با تمام وجود در و دیوار همه جا را برق می‌انداختم از تمیزی به بهترین شکل ممکن انجام می‌دادم. هر روز و هر روز و هر روز این کارو تکرار می‌کردم. و نتیجه این شد که دیگه اون تاریخ که به من فرصت داده بودم تموم شد و گفتش که من میام و کلیدا رو می‌گیرم مثلاً کارت در ورودی رو از شما می‌گیرم و دیگه تموم شد. و من خیلی برام عجیب بود که خداوند همیشه با من بوده پس چه جوری تا الان من هنوز نتیجه‌ای که می‌خوام رو پولی که می‌خوام رو راهی که می‌خوام رو که کرایه پرداخت کنم هنوز پیدا نکردم. ولی باز طبق قانون تصویرسازی و سپاسگزاری من ادامه دادم و نتیجه این شد که ایشون اومد و و جالب اینکه گفتش که چه جوریه که شما این خونه رو اینقدر تمیز نگه داشتی که غیر قابل باوره. فکر کنید زیر مثلاً زیر وسایل هم بسیار تمیز بود حتی انباری ، خود و همسرش براشون جالب بود چه جوری زیر این همه وسایل ما داریم نگاه می‌کنیم زیر اون‌ها هم برق می‌زنه. و خودش به خانمشون گفتن که ما باورمون نمی‌شه چه جوری خونه ما اصلاً یه جور دیگه شده از این همه تمیزی. و نتیجه این شد که خداوند و جهان به من پاداش داد. در واقع یه پول خیلی خیلی بزرگ می‌شد و ایشون پولو بخشید با تمام عشق با تمام مهربانی با تمام محبت و پاداش جهان شد به من که کارمو اونقدر عالی انجام داده بودم. و دوباره نتیجه این شد که خواهر من بدون اینکه من بهش بگم پول خونه بعدی رو فراهم کرد ما رفتیم توی خونه جدید قرار گرفتیم. و یکی از تجربیات دیگه هم که یادم اومد برای بچه‌ها بگم که درس خیلی فوق العاده‌ایه من سالیانی در پست‌های بالای بودم در ایران و بعد که مهاجرت کردم چون زبان بلد نبودم رفتم در دوره دانشجویی در رستوران کار کردم. و این باعث شد که من در همون جایی که در رستوران کار کردم چنان متفاوت کار کردم که همون هفته اول درآمد این رستوران حدود سه چهار برابر بیشتر شد. و همیشه و همیشه کارم قبل عالی انجام دادم که نتیجه این شد دوباره جهان به من پاداش داد من در اون تایم یه وام حدود خیلی زیادی که مبلغش برای من بزرگ بود که در ایران داشتم و هر ماه باید قسط پرداخت می‌کردم اصلاً شرایط راحتی نبود. و به طرزی عجیب بدون اینکه من درخواست بکنم دوستم به من گفت که این وامو من می‌خوام برات تسویه کنم مبلغش خیلی مبلغ به اندازه پول یه خونه خریدن بود و این فرشته خداوند دست خداوند شد بدون اینکه من بگم پول وام به طور کامل تسویه شد فقط به خاطر اینکه من در جایی که بودم واقعاً عالی عمل می‌کردم هنوز در اون تایم قانون را نمی‌دونستم و سپاسگزاری هم بلد نبودم خداوند هم به جهان پاداش متفاوت را به من داد و من واقعاً از اون به بعد دیگه نه وام گرفتم و سعی کردم که در آرامش زندگی کنم. سپاسگزار خداوندم به خاطر اینکه همیشه و همیشه به عملکرد ما جواب میده و سپاسگزار خداوندم به خاطر داشتن استادم که وجودش باعث شده که من زندگیم روز به روز آرام‌تر زیباتر و باشکوه‌تر بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      سجاد گفته:
      مدت عضویت: 1762 روز

      درود خانم خضری گل

      چقدر جالب که هرجایی هستیم کار را به درستی انجام بدیم قوانین عمل میکنه

      احساس میکنم شما از شرایط فعلی با من باخبر بودین و این جملات گفتین که من بخونم و بدونم منم از این شرایط به ظاهر بد درمیام البته مطمئنم منم هدایت میشم

      ممنون که تجاربتون نوشتید و البته که تاثیر گذار هستش برامن

      چقدر خوب که دیگه وام نگرفتین کاش منم به تعهدم عمل کرده بودم

      اگه نکته ای در این باره داشتید به منم بگید که چطور میشه بدون وام خرید کرد وسیله ای که نیازدارم الان؟

      ممنونم سالم و سرحال باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    اکرم گفته:
    مدت عضویت: 2236 روز

    سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته و تمام دوستان

    الان که میخوام این کامنت رو بنویسم خیلی زیاد احساستی هستم که با چشمانی که پر از اشک هست برایتان مینویسم

    از نتایج تازه ای تا ردپایی برای خود من باشد تا در زمره سپاسگزاران باشم و ذکر نعمت خداوند را به جا اورده باشم.

    مدتیست دنبال خرید خانه بودیم یه خانه خوب دیده بودیم که صاحب خونه برای معامله هی امروز و فردا میکرد و این موضوع شاید نزدیک به یک ماه طول کشید

    دیگه ناامید از شرایط بودم و خونه ی دیگه رو دیدیم که البته اونم خوب بود اما اون اولیه بهتر بود و خونه بزرگتری بود

    یه شب نشستم با خدای خودم صحبت کردم گفتم ببین من نمیدونم تو گفتی من قدرتمندم تمام زمین و اسمان مال توست تو این صاحب ملک رو بیار پای معامله و کاری کن نه تنها بیاد پای معامله بلکه خودش زنگ بزنه و پیگیری کنه(چون تا قبلش مرتب ما زنگ میزدیم اون هی دورمون میداد)

    من صبح روز بعد رفتم سرکار توی محل کارم بودم حدود ساعت 11 صبح مادرم زنگ زد و گفت که صاحب ملک خودش تماس گرفته گفته من حاضرم و بیاید پای معامله!!!

    این رو جز لطف پروردگارم ندیدم .

    دقیقا زمانی که به خدای خودم گفتم تو قدرتمندی و من تمام قدرت رو به تو میدم.

    تو بر زبان دیگران برای من کار رو انجام بده

    پدرومادر من کارهای من رو انجام میدادن گفتم خدایا من روی تو حساب باز کردم نه روی پدرم و نه روی مادرم همه این ها محبت های تو تو از زبان بقیه با من حرف بزن

    و استاد دقیقا صبح روز بعد انجام شد

    خدای من …من عاشقتم….

    من خدارو دیدم استاد

    من در تماس صاحب ملک خدارو دیدم من در کلام پدر و مادرم خدارو دیدم من در پیگیر شدن خود صاحب ملک خدارو دیدم من دیدم کسی که حاظر نبود بیاد خدا راضیش کرد.

    استاد اشک های من دوباره امشب زمانی دراومد که گفتم خدایا قدرتت رو بهم نشان بده و قیمت رو یه چیزی انتخاب کردم حدود 100 میلیون پایین تر توی ذهنم انتخاب کردم و به خدا گفتم تو که به من ثابت کردی قدرتمندی آیا توانایی این رو ام داری که قیمت رو انقدر پایینتر بیاری؟

    حتی زمانی که این خواسته رو در قلبم گفتم سریع ذهنم گفت که دیگه این محال ممکنه ! این دیگه نمیشه اما من از خدای خودم درخواست کردن

    و معجزه ها اتفاق افتاد زمین و زمان دست به دست داد کسی دیگه اومد وسط که کلام خدا شد

    و امروز عصر دقیقا با همان قیمتی که مدنظر من بود معامله انجام شد

    من لشکریان غیب خداوند رو دیدم

    وَلِلَّهِ غَیۡبُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ

    من دیدم که خداوند با نیروهای غیبی اش دل ها رو نرم کرد اتفاق ها رو به وجود اورد ادم ها با کلامشون اومدن و من رو صاحب ملکی کرد که از لحاظ قیمت خیلی بیشتر ارزش داره اما وقتی به خداوند توکل میکنی خداوند کارو انجام خواهد داد

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میطلبم.

    خدایا امروز معجزه هایی به چشم دیدم که از توان من برای سپاسگزاری خارج هست

    من چه طور شکرت رو به جا بیارم که در حد و اندازه بخشش تو باشد ای مهربانترینم

    ای خالق من ای بخشنده ی وهاب ای صاحب آسمان و زمین تو به من بگو تو کمکم کن در مسیر تو باشم کمکم هر لحظه در سپاسگزاری تو غرق باشم

    من از خدا خواستم که قدرتش را به من نشان بدهد چه زیبا نشان داد چه زیبا قلب من رو به خودش محکم کرد.

    الان که دارم این کامنت رو مینوسم چشمانم پر اشک نه به خاطر خرید ملک یا قیمتی که من خواستم بلکه به خاطر شنوا بودن خداوندم به خاطر قدرت خداوندم که هر لحظه از قلب من آگاه ست .

    خداوند ازت درخواست دارم تا لحظه مرگم مرا در زمره سپاسگزاران و صالحان درگاهت قرار دهی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  8. -
    مصطفی گفته:
    مدت عضویت: 984 روز

    سلام به همه سلام استاد عزیز استاد شایسته عزیز سپاس گزارم از شما و این مکان الهی

    من دوسال بود که نمیتونستم خودمو راضی کنم تا از همین جایی که هستم و امکانات کنونی ام کسب و کاری رو شروع کنم یعنی نجواها مقایسه ها حرف مردم ها نمیزاشتن ولی

    ولی به کمک اموزش های شما بعد دوسال من تونستم یک کسب و کاری رو برای خودم اغاز کنم از همین جایی که هستم و امکانات کنونی خودم در حد و توان خودم در همین موقعیت جغرافیای ای که هستم

    و از شما تو اقدام این‌کار یاد گرفتم که اگه تو حرکتی کنی حتی نتیجه نده باز تو موفق شدی چون تجربه کسب میکنی ک همین حرف شما به من‌قوت قلب داد

    و من‌بعد دوسال بی حرکتی تونستم پا رو ترسم بزارم و کاری رو شروع کنم برای خودم تا یک درامدی داشته باشم

    خدایا نعمت هات رو به من بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  9. -
    محمد واحدي گفته:
    مدت عضویت: 2214 روز

    سلام به استاد عزیزم و به دوستان

    میخوام براتون از نتیجه‌ی عمل کردنم

    به آگاهی تمامی دوره ها بگم ولی قبلش یه کم از شرایطی که قبل از آشنایی با شما داشتم براتون تعریف می‌کنم.شاید یکم طولانیباشه اما مطمئنم هستم بسیار نتایج کاربردی دارم.

    من 46 سالمه و در جنوب تهران به دنیا اومدم.از اونجایی لطف خدا شامل حالم بوده زیاد تو گذشته نمی‌مونم حالا چه تلخ چه شیرین .خیلی چیزا از گذشته یادم نمیاد.

    اما در کل یه خانواده 6 نفری بودیم دو تا برادر و دو تا خواهر .پدرم کارگر ایران‌خودرو بود، مادرم هم خونه‌دار بود.

    متأسفانه وقتی 15 سالم بود، برادرام فوت کرد.ما موندیم با یه مادری که همیشه ناراحت و غمگین بودو گریان چون برادرش هم شهید شده بود و یه پدری که خیلی مذهبی بود، بسیار انقلابی‌ و جزو این گروهای انجمن اسلامی و غیره ،جنگ رو خیلی یادم نمیاد، ولی دوران سخت اقتصادی رو گذروندیم.یادمه از وقتی برادرم فوت کرد، بیشتر توی مرکز توجه والدین و فامیل بودم.

    حالا تصور کن توی همچین خانواده‌ای ما با خواهرانم با چه سختی و محدودیت های بزرگ شدیم اونم توی جنوب شهری که خیلی مذهبی بود ،همه‌ی این اتفاقا باعث شد من از همون اول خیلی روی کسی حساب نکنم چون خصوصیات اخلاقی پدرم باعث شده بود که خیلی با اقوام و دوستان و غیره تماس نداشته باشیم باورهای مالی هم که داغون ،البته خودمم یه‌جورایی همیشه دنبال توجه و دیده شدن بودم.همیشه می‌خواستم همه ازم تعریف کنن، تحویلم بگیرن.همیشه سعی می‌کردم بهترین و مهم‌ترین باشم.این باعث شد یه جوری با خانواده واطرافیانم فاصله بگیرم .خلاصه و با راهنمایی یکی از دوستان پدرم از هنرستان فارغ التحصیل شدم .باورم نمی‌شد همون دفعه اول بدون کلاس کنکور اینها قبول شدم و وارد دانشگاه شدم .دو تا از خواهرای بزرگ‌ترم هم قبل از من دانشگاه رفته بودن.و هر دو دکترا دارن یکی‌شون مهاجرت کرده به یه کشور دیگه،اون یکی هم مدیر یه شرکت خیلی بزرگه.جفتشونم ازدواج کردن و بچه‌دارن، وسط های سالهای دانشگاه حس کردم بابام خیلی تحت فشاره.خب هم‌زمان سه تا بچه دانشگاهی داشت، منم دانشگاه آزاد بودم.برای همین تصمیم گرفتم کار کنم. البته قبلش هم کارجورواجورزیادمی‌کردم.

    سال 76 یه پیکان 75 خریدم. با کمک بابام، یه وام کوچیک و یکم قرض باهاش مسافرکشی می‌کردم و خرج دانشگاهمو درمی‌آوردم.خلاصه دانشگاه تموم شد. به اجبار پدرم رفتم خدمت سربازی آموزشی کرمانشاه و بعدش اومدم تهران.

    چند ماه بعد ازشروع سربازی توسط یه آشنا در یه شرکت به صورت پاره وقت شروع به کار کردم، خیلی سخت بود. دقیقا تو زمان نوجوانی و جوانی همه دوستان دانشگاهی تفریح و گشت و گذار اما من سرکارصبح ها پادگان و حدود ساعت ١٢ با هر ترفندی بود از پادگان میزدم بیرون یه موتور خریده بودم وپیکانمو فروخته بودم.با اون موتور می‌رفتم اتوبان کرج یادمه زمستون پشت کامیونا می‌رفتم که یه ذره گرم بشم،خلاصه سربازی تموم شد.بازم به خاطر محدودیت های خانواده مجبور شدم ازدواج کنم.یه ازدواج کاملاً سنتی، با دختری از همون جنوب تهران،

    که حاصل ازدواجم دوتا دختر هست.

    یه چیز باحال بگم خرج عروسیمو با قرض و قوله و وام جورکردیم عروسی گرفتیم کادوهارو پدرم گرفت گفت من کلی کادو بردم برای عروسی ها اینا مال منه و دوباره ما خالی شدیم ولی غرورم اجازه نداد بگم به پدرم و ازش پول بخوام از همون موقع.البته اینم بگم، بابام شرایط مالی خوبی نداشت و من الانم ازش اصلا ناراحت نیستم،حق می‌دم بهش، چون واقعاً توی فشار بوده. تعصبات مذهبی تو وجودم قوی‌بود می‌رفتم هیئت، دعا می‌کردم، شب و روز نماز می‌خوندم.دعای ندبه .زیارت عاشورا وغیره خلاصه چون همسرم کار عکاسی انجام میداد و دیر می‌اومد خونه،خیلی برام سخت بود.منم کم‌کم وارد همون کار شدم.ذره‌ذره توی اون کار جدید جلو رفتم، دیدم درآمدش بهتره از اون کار قبلیم، استعفا دادم رفتم تو شروع کار جدیداز اونجایی که وضع مالی خانواده‌مون خوب نبود،و واقعاً سخت بود پول گرفتن از بابام،همیشه دلم می‌خواست خیلی پولدار و مرفه باشم بهترین بخش ازدواجم این بود که من و همسرم خیلی مسیر مشابهی داشتیم،اونم مثل من فکر می‌کرد،برای همین سریع پیشرفت کردیم.تو سه چهار سال چند شعبه بزرگ تو تهران راه انداختیم،و پول مثل سیل اومدسمت‌مون.ماشینهای لاکچری مسافرت های خارجی …،اما با کلی زحمت، خلاصه شرایط تغییر کرد.تا اینکه حس کردیم باید کارمونو عوض کنیم.باید ازین هم بهتر باشیم

    گفتم بهترین بخش کار ما تالار هست آقا آرزو ها به واقعیت میپیونده خودمم نفهمیدم چی شد که یکی از بهترین تالار های تهران راه انداختیم بازم کلی پول درآوردیم. یادم میاد اولین تابستون بود که افتتاح کردیم،هیچ شبی خالی نداشتیم.همه این کارها رو بدون هیچ تجربه‌ای شروع کردم.بازم همون دیدگاهی که همیشه می‌خواستم همه‌چی برام بهتر باشه، باعث شد وارد این کار بشم..

    اما فشارکارم بسیار زیاد شد تا جایی که توی زندگی زناشوی مون کلی تاثیر گذاشت خیلی درگیری و داستان داشتیم ساعت کار زیاد و با استرس ،کم‌کم دیدیم پول دیگه خوشحال‌مون نمی‌کنه.وآروم‌آروم پول کمتر شد.گفتیم باید بازسازی کنیم.دوباره همه پول‌هامونو خرج کردیم.سالن رو از نو بازسازی کردیم.ولی دیگه جواب نداد.

    گفتیم کشور ورشکسته‌ست. دیگه نمی‌شه ادامه داد.اقتصاد خوابیده.کی دیگه عروسی می‌گیره؟‌اما کسی نبود بگه بابا تو افکارت تغییر کرده تو عوض شدی.هیچ چیزی اون بیرون تغییر نکرده.گفتیم باید از ایران بریم.ایران دیگه جواب نمی‌ده.سالن رو اجاره دادیم و مهاجرت کردیم به کشور دوست و همسایه خیلی شرایط سخت شده بود هر روز دلار بالا پایین می‌رفت.هر روز یه قیمت جدید.یه‌ذره اوضاع داشت بهترمی شدکه بعدش پاندمی شد . هیچی به هیچی دوباره همه جا تعطیل شد ومجبور شدیم برگردیم ایران.عروسی‌ها کنسل شد.هیچ درآمدی نداشتیم.نه اجاره نه کارو با کلی ضرر و زیان، برگشتیم سر نقطه اول.و اینجا بود که یه اتفاق جالب افتاد.اگه بخوام زندگی‌مو به دو بخش تقسیم کنم،می‌گم زندگیِ من قبل از آشنایی با شما بعداز آشنایی اونم دقیقاً از سن 40 سالگی. من همیشه می‌گفتم من توی چهل‌سالگی‌ دیگه کار نمی‌کنم و فقط استراحت باور کنین دقیقا همینطور شد ولی به اجبار شرایط پاندمی .از نظر مالی، اجتماعی و خانوادگی خیلی تحت فشار بودم.

    همه میخواستم ببینن چرا ما برگشتیم کلی هم باید توضیح می‌دادیم دوران سختی بود.

    شب‌ها که تنها بودم، انقدر گریه می‌کردم که

    دیگه حالم خراب میشد .با دوتا بچه با اون شرایط خوب قبلی الان داغون خلاصه اونجا ها بود که تصمیم گرفتم مشکل کار رو پیدا کنم و زندگیمو تغییر بدم استاد این مهاجرت شروع به تغییر اساسی بود یه کلاس درس گرون اما پر منفعت ،قبلاً هم چندتا شکست سنگین مالی خورده بود ولی می‌گفتم برای همه پیش میاد جون تر بودم و حلشون کرده بودم اما این بار فرق میکرد دیگه نمی‌خواستم الگوهای تکرار شونده داشته باشم نه تو خونه حال خوبی داشتم، نه تو کار.یادمه صدای شمارو بروز تو گوشی همسرم که اونم سعی داشت شرایط رو بهتر کنه شنیدم ولی هیچی درک نکردم اما اینم بگم همبازی هم خیلی مهمه همیشه خانمم آرامش داشت اونم کار میکرد و کمک خرج بود و کلی بهم آرامش میداد،اول با یه استاد دیگه آشنا شدیم که صحبتهای مذهبی داشت یه کم نزدیک‌تر شدم به این مسیر ولی از یه جایی به بعد دیگه دوستش نداشتم بعد با یه استاد دیگه آشنا شدم که خیلی روی درون کار می‌کرد،یه انقلاب واقعی تو وجودم اتفاق افتادآروم شدم حالم بهتر شد.کم‌کم اطرافیان و دوستامم شروع کردن به تغییر.تا اینکه توی این گروه‌های تلگرامی با شما آشنا شدم.اولش یکم سخت بود،ولی بگم، دیگه می فهمیدم چی می‌گین،هدایت شدم به سایت شما.اولین دوره‌ای که خریدم، دوره 12 قدم بود. چون شما دوره های قرآنی هم داشتید بیشتر به من میچسبید.ولی استاد همون‌طور که خودت گفتین از لحظه‌ای که برای تغییر اقدام میکنی جهان هستی نشونه هاشو می‌فرسته اینم بگم سالهای مریضی و کرونا،

    شد سالای پول‌ساز من.پولی که راحت می‌اومدباورم نمی‌شد تا حالا به این راحتی پول درنیاورده بودم از درآمد صفر و شرایط زیر صفر توی سال 1400، بالای یه میلیارد درآوردم،اونم توی چند ماه به راحتی دستهای خدا اومدن تو زندگیم.ایده‌های خوب گرفتم، مثلاً خرید و فروش زمین

    اصلاً قبلاً اینکارها رو نکرده بودم بودم اما اصلا مگه داریم به این راحتی خلاصه اون دوران تموم شد و کاسبی تالار راه افتاد

    آقا ایندفعه همون کار قبلی که سود کمی داشت و حتی ضرر ،همون کار سود ٧٠درصدی میدادو سیل مشتری اومد سمتم.اصلا تبلیغ نداشتیم فقط یه کوچولو اصلا بگم میخندین قبلاً با تخفیف و اینا میخواستم با مشتری قرارداد ببندم بعدش من مشتریارو با توجه به پولاشون انتخاب میکردم.و هر روزروی خودمون کار میکردیم خودمون رو بسته بودیم به دوره ها ،شب وروز،باهمسرم هم که به نظرم خیلی توی این ضمیمه آگاه تر بودساعت‌ها می‌نشستیم با هم راجع به قوانین حرف می‌زدیم.

    تقریبا همه دوره ها رو خریدیم یه‌جوری شد که اطرافیان ازم می‌پرسیدم چیکار میکنین چی گوش میدم و الان یه گروه بسیار بزرگی با شما آشنا شدن استاد اون موقع بود که واقعاً معنای کلمه خدا رو فهمیدیم تو اون سال‌هایی که فقط عقاید مذهبی داشتم،

    هیچی نمی‌فهمیدم.همیشه به آدمایی که میکروفن دستشون بود اعتماد میکردیم اما الان ارتباط مستقیم با خود خود خدا،

    رسیدم به جایی که دوباره همه چی آروم شد.

    از زندگی چیزایی می‌خواستم که اینجا نبود.

    تصمیم گرفتیم دوباره مهاجرت کنیم اینبار به اروپاوقتی اطرافیان متوجه شدن همه می‌پرسیدن مشکل شما اینجا چیه که میخواین برین خونه داری ماشین داری ویلا داری درآمد خوب داری دیگه چی می‌خوای؟ولی اونا نمی‌دونستن ما چه افکاری تو ذهنمون هست و دنبال چی هستیم.پروژه‌مونو شروع کردیم،و با صبر، بعد دوسال تونستیم اقامت کشور زیبای اسپانیا رو بگیریم باور کنین راحت و آسون بودالبته زمان برد ولی صبر کردیم و گفتیم خدا یه برنامه بزرگ برامون داره و الان باید رو خودمون کار کنیم همیشه میگیم ما لیاقت سرزمین آزاد و پیشرفته با حقوق انسانی بالاتر رو داریم

    الان که دارم براتون می‌نویسم،یه خونه توی مادرید اجاره کردم اونم با هدایت دستان خدا تو یک هفته دوستان تو اسپانیا می‌دونن به خاطر قوانین این کشوراجاره کردن خونه چقدر سخته،ولی ما راحت تونستیم یه خونه بزرگ با همه امکانات اجاره کنیم الان هم مسیر گرفتن کارت اقامت یک‌ساله‌مون رو طی میکنیم.پس انداز داریم جوری که فکر کنم حدود یکسال حداقل نیاز به کار کردن نداریم خیلی از جزئیات رو نگفتم خیلی زندگیم ابعاد دیگه ای داشت .گفتم دیگه طولانی میشه

    من همیشه به خودم قول داده بودم،که وقتی به یه نتایج خوب رسیدم،یه روز میام می‌نویسم که به خداایمان داشته باش صبر کن توکل کن بعد بشین کنار ببین الله چیکار می کنه برات ،الان، شکر خدا، وقتی به چک آپ های فرکانسی قدیم نگاه می‌کنم، اصلاً شبیه الان نیست. ولی حالا، شکر خدا، از نظر مالی پشتوانه دارم و با خیال راحت زندگی می‌کنم.

    رابطه‌ام با همسرم خیلی بهتر شده طوری که آخرین بار که با هم جروبحث داشتیم یادم نمیاد حدود دو ساله به روش قانونی سلامتی زندگی می‌کنیم و نتایج خیلی مثبتی گرفتیم و رابطه‌م با خدا خیلی خوب و دلنشین شده.هرروز هم سپاسگذاریمون رو مینویسیم و تمرین ستاره قطبی هم انجام میدیم احساس می‌کنم خدا یه نورافکن خاص روسرمون انداخته و همیشه مراقبمونه از همه‌ لحاظ توی زندگیم خوشحال و راضی‌ام و تا جایی که بتونم از این دوره ها تا آخر عمرم به امید الله یکتا استفاده می‌کنم.الان هم داریم پیج یوتوب برای گردش گری و سفر رو راه اندازی میکنیم وبعدا میام و از نتایج جدیدمون مینویسم ممنونم که رنگ خدا رو بهمون نشون دادین براتون عمر طولانی و پر از شادی آرزو می‌کنم.

    دوستتون دارم و ازتون ممنونم و خداروشاکرم که شما هستین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
    • -
      مهران ازغندی گفته:
      مدت عضویت: 1098 روز

      سلام آقا محمد عزیز

      واقعا لذت بردم مثل یک فیلم سینمایی لذت بخش بود برام کامنت شما

      خیلی خوبه که دوستان آنقدر با جزئیات میان و مینویسن و زمان میزارن

      انشالله که هر روز اتفاقات مثبت و رشد رو در مسیر زندگی داشته باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      علیرضا گفته:
      مدت عضویت: 928 روز

      سلام محمد جان بسیار بسیار لذت بردم از هدایتهای که شدی و اینکه تعهد داشتی و ادامه دادی و باور داشتی که خدا بهت کمک میکنه امیدوارم که زندگیت همیشه سرشار از عشق و ثروت و نعمت و حضور پررنگ رب یکتا باشه میسپارمت به حضرت دوست که هرچه داریم از فضل و رحمت اوست .

      یا حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    پوریا گفته:
    مدت عضویت: 1226 روز

    با سلام خدمت استاد عباس منش. خدا رو شکر میکنم که هدایت شدم. قبل از هدایتم فکر میکردم خدا با من ارتباط نداره و همیشه به عنوان یک رویا در سرم بود که چه خوب میبود میتونستم با خدای بزرگ که خالق من هست ارتباط داشته باشم. آقای عباسمنش زندگی امروزم با زندگی فبل از هدایتم هیچ ربطی به هم ندارن و شما دست خداوند شدید برای بیداری و آگاهی من. باورهام تغیر کرد و دنیام و احساسم و ارتباطم با جهان هر لحظه عالی و عالی تر میشه. از نظر حال خوبم و انرژی درونی ام و امید به زندگی ام و هدایتهایی که هر لحظه توسط خداوند به من الهام میشود از روابط زناشویی ام از ارتباط خانوادگی ام. از اینکه هر چقدر درک میکنم هیچ عامل بیرونی اصلا وجود نداره چه برسه به اینکه بخواد اثر داشته باشه. از درامدم که برام آرزو بود که به آرامش نسبی برسم و حداقل بدهکار نباشم. و از خواسته های جدیدم که به لطف خداوند توانای یکتای بزرگ و مهربان بی نهایت بخشنده بخشایشگر در وجودم هر لحظه بیشتر و بیشتر میشه. تزینکه هرلحظه هرکسی که منو میبینه دیگه به زبون میاره که چقدر خوبی تو. ازینکه میبینم همه مشتاق ارتباط داشتن با من هستند. ازینکه …… بینهایت و بینهایت اتفاقات عالی که در زندگی من افتاده. منی که روز اول شکر گزاریم جوری قابل مقایسه با الانم نیست که میتونم ساعتها بنشینم و درراره نعمتهای خدا شکرگزاری کنم. منی که مثل شما یک روز شرایط خیلی سخت داشتم و امروز تا همینجا تونستم انقدر تغییر کنم تا هر احظه به خودم بگم که تو تونستی به فضل خداوند تا اینجا بیای پس بقیشم میتونی. استاد واقعا چکار کردید با زندگی من شما چه دستی بودید از دستان خداوند. میخواستم بزارم نتیجه هام بزرگتر بشن تا بیام بنویسم ولی هدایت شدم برای نوشتن. تا شاید بقیه بخوانند و بدونن عباسمنش یکبار تکرار نشده به تعداد افرادی که در راه هدایت خداوند قرار گرفتند و هدایت شدند تعداد افرادی وجود دارند که حرکت کردند و به لطف خداوند نتیجه گرفتند و با دیدن و شنیدنش باور میکنن که میشه. استاد بغض عاشقانه توی گلومه. خدا رو صد هزار مرتبه شکر

    استاد من دریای هنر رو در وجودم کشف کردم که سالیان سال بود به من عطا شده بود ولی نمیدیدمش و فکر میکردم مهم نیست

    الان که دارم با شما صحبت میکنم سایتم رو راه اندازی گردم و چند روز دیگه میاد بالا. از خدا خواستم تا من رو هم پرچمدار توحید و ایمان خودش قرار بده که با آموزشهای هنری ام در جهان صدای الله ربّ العالمین رو به گوش همه برسونم و ثروت و نعمت و خوشبختی و عشق و سلامتی و سعادت در دنیا و آخرت و پکیج خوشبختی رو به لطف خدای منزه یکتا در زندگی خودم و انسانهایی که میخواهند و آماده اند و خدای من فرستاده جاری کنم.

    استاد خواب دیدم اومدم پرادایس و همدیگه رو در آغوش گرفتیم و با هم مثل دو دوست که سالها همدیگه رو میشناختند با هم صحبت میکردیم.

    به امید دیدار…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای: