نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -محمدمهدی

    ان‌شاءالله به لطف خداوند و با کمک آموزش‌های ارزشمند استاد عباس‌منش در دوره هم‌جهت با جریان خداوند، همه ما در مومنتوم مثبت و هم‌جهت با جریان بی‌نهایت و همیشگی الله مهربان باشیم.

    می‌خواهم از دیدگاهی کلی‌تر به زندگی‌ام نگاه کنم و بگویم که از زمانی که با آموزش‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم، زندگی‌ام در تمام جنبه‌ها روان‌تر، آرام‌تر و زیباتر شده است.
    چه زمانی که از فایل‌های رایگان ایشان استفاده می‌کردم و چه اکنون که در این دوره فوق‌العاده شرکت کرده‌ام، به وضوح می‌بینم که چرخ زندگی‌ام نرم‌تر می‌چرخد و شرایط زندگی‌ام در جنبه‌های مالی، عاطفی و آرامش درونی بسیار بهتر شده است.

    احساس می‌کنم تمام اتفاقات و حتی مشکلات در نهایت به نفع من تمام می‌شوند.
    گاهی در موقعیتی قرار می‌گیرم که ظاهرش ناخوشایند است، اما با گذر زمان می‌بینم همه چیز طوری پیش رفته که بهترین نتیجه ممکن برایم رقم خورده است.
    این تغییر بزرگ را مدیون یادگیری کنترل ذهن و باورهایی هستم که در این دوره هم‌جهت با جریان خداوند بی‌نظیر آموختم.
    حالا خیلی راحت‌تر با مسائل کنار می‌آیم، برای هر مشکلی راه‌حلی پیدا می‌کنم و حتی احساس می‌کنم بسیاری از مشکلات دیگر اصلاً برایم پیش نمی‌آیند.

    انسان‌های درست و موقعیت‌های مناسب به شکل جادویی در مسیرم ظاهر می‌شوند.
    باور قدرتمند الخیر فی ما وقع تأثیری شگفت‌انگیز بر زندگی‌ام گذاشته است.
    بارها و بارها در شرایط مختلف از آن استفاده کرده‌ام و هر بار شاهد نتایج خارق‌العاده و معجزه‌آسایی بوده‌ام.
    این باور، دیدگاه من را نسبت به اتفاقات کاملاً تغییر داده و آرامش، ایمان و امید را در من زنده کرده است.

    به راستی اگر هر کسی بتواند بر روی همین یک باور کار کند، آن را درک و در زندگی‌اش به کار گیرد، بسیاری از مشکلاتش حل خواهد شد و حتی بسیاری از تضادها دیگر به وجود نخواهند آمد.
    چون در دل این باور، تسلیم آگاهانه در برابر اراده خداوند وجود دارد؛ زمانی که همه تلاش خود را می‌کنی و سپس با ایمان کامل می‌گویی: خداوندا، تو می‌دانی و من نمی‌دانم، حلش کن.
    نتیجه همیشه به نفع من رقم می‌خورد، چون یاد گرفته‌ام ذهنم را کنترل کنم و به جریان الهی اعتماد داشته باشم.

    مثال‌های زیادی از این تغییرات دارم که پیش‌تر در جلسات نیز درباره‌شان صحبت کرده‌ام.
    اما به طور کلی باید بگویم زندگی‌ام در همه زمینه‌ها متحول شده است.
    شاید هنوز به تمام آرزوها و رؤیاهای بزرگم نرسیده‌ام، اما امروز در شرایطی هستم که روزی حتی تصورش را هم نمی‌کردم، و این را فقط و فقط مدیون لطف خداوند و آموزش‌های نجات‌بخش استاد عباس‌منش هستم.

  • فاطمه

    رهایی از بحران‌های خانوادگی، آرام‌سازی ذهن، ساخت رابطه‌ای سالم و شروع جریان مالی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    سال ۱۴۰۱ وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تازه با استاد عباس‌منش آشنا شده بودم. آن زمان زندگی‌ام در یکی از سخت‌ترین دوره‌های خودش بود.
    مشکلات جدی با همسر و مادرِ همسرم داشتم. دختر شش‌ساله‌ام علاقه‌ای نداشت کنار من بماند و مدام پیش فامیل بود؛ اگر مانعش می‌شدم پرخاشگری شدیدی می‌کرد و من هم متأسفانه او را تنبیه فیزیکی می‌کردم. خودم فردی عصبی، پرتنش و منفی‌نگر بودم و داروی آرام‌بخش مصرف می‌کردم. رابطه‌ام با پدر و مادرم خراب بود، هیچ دوستی نداشتم و ورودی مالی‌ام صفر بود.
    هر روز درگیری و دعوا داشتم، شب‌ها خواب آرام نداشتم، اشتهایم کم بود و برای غذا خوردن از محرک‌های اشتهاآور استفاده می‌کردم. همیشه غمگین و افسرده بودم. پنج کیلو اضافه‌وزن داشتم و از آدم‌های غریبه می‌ترسیدم؛ نمی‌گذاشتم هیچ‌کس به من نزدیک شود.

    با خرید دوره ۱۲ قدم و انجام تمرین‌ها، آرام‌آرام تغییرات زندگی‌ام شروع شد و هر قدم تحول تازه‌ای رقم زد.

    افراد نامناسب یکی‌یکی از زندگی‌ام حذف شدند. رابطه‌ام با همسرم چنان بهتر شد که خانواده‌ام متعجب شدند؛ مردی که زمانی حتی اجازه نمی‌داد تا دم درِ حیاط بروم، امروز همراه و همدل من است و برای رشد و اهدافم قدم‌به‌قدم کنارم می‌ایستد.

    دخترم کم‌کم آرام شد. حالا کنار من می‌ماند و رابطه‌مان صمیمی، پرمحبت و امن شده است. سال‌ها آرزو داشتم فرزند دومم، پسری تپل باشد. بعد از انجام قدم سوم ۱۲ قدم، این خواسته هم به لطف خدا محقق شد. واقعاً حس می‌کردم دست خدا در همه‌جا همراه من است.

    تمام هزینه‌های زندگی، تفریح، بارداری و مهارت‌هایی که برای پیشرفت لازم داشتم، به‌طرز معجزه‌آسایی فراهم شد. به دنبال کسب مهارت رفتم و کسب‌وکار خودم را آغاز کردم. داروهای آرام‌بخش را کنار گذاشتم و دلیل اصلی بهبودم را در ساختن ذهن و احساساتم پیدا کردم. وزنم کم شد و با آدم‌های جدید ارتباط‌های سالم و دوستانه برقرار کردم. رابطه‌ام با پدر و مادرم بسیار بهتر شد و امروز مورد احترام خانواده و اطرافیانم هستم.

    ورودی مالی‌ام شروع شد و با هر بار حرکت در مسیر درست، چند برابر شد. تجربه و نتایجی که از این دوره گرفتم آن‌قدر قوی و واقعی بود که بعد از مشاهدهٔ این تغییرات، هر بار یک دورهٔ جدید هم خریدم؛ چون با چشم خودم دیدم که وقتی این آموزه‌ها را به‌کار می‌گیرم، زندگی‌ام دگرگون می‌شود.

    خدایا شکرت برای هدایت به این مسیر و این آگاهی‌های نجات‌بخش.

  • -خدیجه اعتمادی

    بازگشت به سلامت کامل و جوانی دوباره با یک‌ونیم سال زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی

    استاد عزیزم، می‌خواهم از نتایج باور نکردنی بنویسم که از زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی گرفتم؛ نتایجی که همین الان که می‌نویسم، لبخند شما را از دیدن آن‌ها در ذهنم تصور می‌کنم.

    من دقیقاً یک‌ونیم سال پیش زندگی به شیوه‌ی این دوره را شروع کردم. اول از همه، بگذارید نتایج آزمایش‌های قبل از شروع دوره را با نتایج آزمایش‌های بعد از یک‌ونیم سال زندگی به این شیوه مقایسه کنم؛ چون این مقایسه خودش یک معجزه‌ است.

    آزمایش قبل از شروع دوره (۱۹ / ۱۲ / ۱۴۰۲):
    قند ناشتا ۹۵ — چربی خون ۴۸۵ — ویتامین D بیست‌وپنج — HOMA-IR در محدوده‌ی پیش‌دیابت — FOB مثبت — تیروئید کم‌کار — و چندین شاخص نگران‌کننده دیگر.

    شرایط ظاهری و جسمی هم مناسب نبود:
    وزن ۶۲ کیلو، دور کمر ۹۴، دور شکم ۹۵، دردهای معده‌ی شدید، سردردهای ضربه‌ای پشت سر، تهوع، سرگیجه، پرخاشگری، تنگی نفس، میخچه و درد پا، عفونت‌های مداوم زنانه، غده‌ی چرکی زیر بغل، تیرگی و لک‌های پوستی، ریزش مو، ناخن‌های ضعیف، پف چشم‌ها، سنگینی دست‌وپا، پریودهای نامنظم، کم‌کاری تیروئید، و لیستی از ۲۲ مشکل جسمی که از شدت آن‌ها سال‌ها درگیر بودم.

    اما آزمایش بعد از یک‌ونیم سال زندگی به شیوه‌ی دوره (۳۰ / ۶ / ۱۴۰۴) یک تحول کامل بود:
    قند ناشتا ۷۸ — چربی خون ۱۲۸ — ویتامین D پنجاه‌وشش — TSH کاملاً نرمال — تمام موارد نگران‌کننده برطرف شده.

    شرایط ظاهری هم کاملاً تغییر کرده:
    دور کمر از ۹۴ به ۷۵ رسیده؛ دور شکم از ۹۵ به ۸۲؛ و شانه‌ها متناسب‌تر و عضلانی‌تر شده.

    اما مهم‌تر از عددها، حالی است که دارم. استاد، با زندگی به شیوه‌ی این دوره، من واقعاً شبیه یک دختر هجده‌ساله شده‌ام؛ سبک، سالم، آرام و پرانرژی.

    یکی از پررنگ‌ترین مشکلاتم قبل از شروع دوره، کمبود تمرکز و فراموشی بود؛ اما این موضوع به‌طور باور نکردنی برطرف شده. همزمان با شروع این شیوه، کلاس زبان ثبت‌نام کردم و الان یک‌ونیم سال است در کنار کار و بچه‌داری، زبان می‌خوانم و نه‌تنها تمرکزم عالی شده بلکه حافظه‌ام هم بسیار قوی شده.

    خوابم سبک و باکیفیت شده؛ صبح‌ها بدون زنگ و بدون کسلی، خودم بیدار می‌شوم.
    ظاهرم آن‌قدر متناسب و زیبا شده که همه از من تعریف می‌کنند، اما تحول درونی را فقط خودم می‌دانم که چقدر عمیق بوده.

    دیگر هیچ اثری از دانه‌های چرکی زیر بغل یا کف پا نیست.
    هیچ درد معده‌ای ندارم.
    تیرگی و داغی کف پا کاملاً ناپدید شده.
    پریودها کاملاً منظم شده.
    کم‌کاری تیروئید به‌طور کامل برطرف شده.
    چهره‌ام شفاف شده و لک‌ها از بین رفته.
    ریزش مو ندارم و ناخن‌هایم محکم و سالم شده‌اند.
    بدنم جوان، سبک، شاداب و پرانرژی است.

    یادم هست وقتی آزمایش اولیه را به دکتر نشان دادم، گفت: «به هیچ عنوان نمی‌توانی بدون قرص و دارو این وضعیت چربی خون را درست کنی.»
    به اصرار همسرم سه تا از قرص‌ها را خوردم، اما چند روز بعد از شروع زندگی به شیوه‌ی دوره، حس کردم نیازی ندارم. قرص‌ها را گذاشتم بالای یخچال، که ببینمشان اما نخورمشان. یک سال تمام همان‌طور ماند… و بعد هم آن‌ها را دور انداختم.

    در این مدت حتی یک سرماخوردگی ساده هم نداشتم.
    اثر این تغییرات فقط روی خودم نبود؛ همسرم که همیشه با دوره‌ها مخالف بود، وقتی نتایجم را دید، خودش تصمیم گرفت به شیوه‌ی دوره زندگی کند و الان یک سال است با من همراه شده.

    وقتی بعد از یک‌ونیم سال دوباره آزمایش دادم و هر دو آزمایش قبل و بعد از دوره را به دکتر نشان دادم، مات و مبهوت مانده بود و فقط یک جمله می‌گفت:
    «چطور ممکنه…؟»

    استاد عزیزم، من عاشقتم و تا آخر عمرم سپاسگزار زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی هستم. این دوره نه‌تنها جسم من، بلکه ذهن و روح من را دوباره ساخت.

  • -مصطفی شاه محمدی

    تحول درونی، جهش مالی و دریافت خواسته‌ها با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم، دوره کشف قوانین زندگی، و دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    دوره مقدس ۱۲ قدم اولین دوره‌ای بود که من از سایت abasmanesh.com خریداری کردم. یادم هست قبل از خرید این دوره، نشانه‌ها از همه‌طرف به سمتم می‌آمد؛ آن‌قدر قوی و واضح که چاره‌ای جز تسلیم شدن و خرید این دوره نداشتم.

    وقتی وارد دوره ۱۲ قدم شدم، با تمام وجودم روی آگاهی‌های آن کار کردم. روحم لطیف‌تر شده بود، انگار روی زمین نبودم؛ احساس می‌کردم انسان دیگری شده‌ام. روی هوا پرواز می‌کردم و خواسته‌هایم را یکی‌یکی خلق می‌کردم. هر نتیجه‌ای که دریافت می‌کردم، ایمانم عمیق‌تر می‌شد و باورم به قوانین محکم‌تر.

    اوایل که تازه وارد سایت شده بودم و فقط از فایل‌های هدیه استفاده می‌کردم، توان خرید دوره‌ها را نداشتم. وقتی می‌دیدم دوستان تعداد زیادی دوره خریداری کرده‌اند، باورم نمی‌شد و با خودم می‌گفتم: «چطور توانسته‌اند این همه دوره بخرند؟»

    اما ورود به دوره ۱۲ قدم، مدار من را از همان ابتدا تغییر داد. وارد مدار آسانی‌ها شدم؛ مدار خوبی‌ها، مدار نشانه‌ها، مدار وفور.

    استاد همیشه می‌گفتند:
    «وقتی وارد دوره‌ای می‌شوید و با تعهد شروع به اجرا می‌کنید، اتفاقات و نشانه‌ها از راه می‌رسند… حتی پیدا کردن پول و طلا.»
    و همین‌طور هم شد.

    به محض شروع دوره ۱۲ قدم، پول‌ها از راه رسید.
    نشانه‌های تغییر شرایط به‌وضوح دیده می‌شد.
    حقوقم سه برابر شد.
    آدم‌هایی که برای مسیرم مناسب نبودند، خودبه‌خود کنار رفتند.
    ماشین همسرم را به راحتی تبدیل به ۲۰۷ صفر کردم.
    و خودم وارد مسیری شدم روشن‌تر، هموارتر، زیباتر… و واقعاً تبدیل شدم به فردی دیگر.

    یکی از بزرگ‌ترین تغییرها، جسارت و توکل عمیقی بود که از جلسات قرآنی ۱۲ قدم گرفتم. این جلسات انقلابی در وجودم ایجاد کرد. فهمیدم که همه چیز توحید است. ترس‌ها یکی‌یکی محو شدند و اگر هم بود، بسیار کمرنگ. من وارد ترس‌هایم شدم و دیدم آنچه سال‌ها مرا نگه داشته بود، چیزی جز یک توهم ذهنی نبوده. فهمیدم که فقط من خالق شرایط زندگی‌ام هستم.

    هرچه بیشتر روی خودم کار می‌کردم، نتایج قدرتمندتر و شفاف‌تر می‌شد.

    وقتی خواستم دوباره دوره ۱۲ قدم را شروع کنم، نشانه‌ها آمد که باید دوره کشف قوانین زندگی را تهیه کنم و کنار آن شروع کنم.

    به محض شروع این دوره و کار کردن روی حذف ترمزهای ذهنی، زمینی که مدت‌ها برای فروشش تلاش کرده بودم اما هیچ خبری نمی‌شد، به سادگی و با بهترین شرایط و کاملاً نقد فروخته شد.

    در ادامه، وارد دوره هم‌جهت با جریان خداوند شدم. این دوره هم مثل یک معجزه بود. علاوه بر نشانه‌ها و اتفاقات عالی، من سومین ماشینم که یک شاسی‌بلند بی‌نظیر بود را نقدی در اسفند ۱۴۰۳ خریدم. بارها و بارها با این نعمت الهی سفر رفتم و لذت بردم. هر تجربه‌ای که در این مسیر رخ داد، برای من ارزشمند و شیرین بود.

    و این مسیر الهی همچنان ادامه دارد…

  • -ابوالفضل خازنه

    رهایی از اعتیاد، رسیدن به سلامت کامل، آرامش درونی و ارتباط عمیق با خداوند با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    چطور می‌توانم حال و احساس خوب این روزهایم را بیان کنم؟ خدایا خودت صداقتت را در قلبم جاری کن تا بنویسم. می‌خواهم با عشق اعتراف کنم که:
    «بابا من هم از عمل به قوانین نتیجه گرفتم. من هم با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش تغییر کردم.»
    می‌خواهم شهادت بدهم که وقتی تصمیم گرفتم در مسیر تو باشم، چگونه من را هدایت کردی و از کجا به کجا رساندی.

    استاد عزیز، آموزه‌های توحیدی شما، به‌خصوص در دوره هم‌جهت با جریان خداوند، من را به شکلی با خدا هم‌سو و هماهنگ کرده که در تمام ۵۰ سال عمرم، هیچ مسجدی، هیچ هیئتی، هیچ سفر زیارتی و هیچ مراسم مذهبی نتوانست این‌گونه من را به خدا نزدیک کند.

    من در این مسیر دگرگون شدم. نتایجی گرفتم که برایم مثل معجزه است.

    از وقتی وارد این مسیر شدم، بعد از ۱۵ سال مصرف مواد مخدر را برای همیشه کنار گذاشتم و امروز کاملاً پاک هستم.
    قرص‌های کدئین را که خشاب‌خشاب می‌خوردم، برای همیشه ترک کردم.
    مشروبات الکلی را کنار گذاشتم.
    بعد از ۳۵ سال سیگار کشیدن، به‌طور کامل ترک کردم.
    سال‌ها هر چند وقت یک‌بار مریض می‌شدم، اما حالا یادم نمی‌آید آخرین بار کی دارو خوردم. امروز سالمِ سالمم و پر از انرژی.

    منِ کسی که حتی یک‌بار هم به همسرم یا عزیزانم نگفته بودم «عاشقتم»، امروز این کلمه ورد زبانم شده.
    منِ آدم فوق‌العاده واکنش‌گرا و عصبانی، حالا وقتی کنارم دعوا می‌شود، سرم را می‌اندازم پایین، دخالت نمی‌کنم و آرام رد می‌شوم.
    منِ کسی که قبلاً برای جلب توجه اسم خدا را می‌آوردم، امروز ستایش خداوند برایم درونی و واقعی شده و سپاسگزاری در عمق وجودم جریان دارد.

    من که وزنم بالای ۱۰۰ کیلو بود، با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی امروز ۷۲ کیلو هستم. تناسب اندام دارم، بدنم سالم شده، انرژی‌ام چند برابر شده و از آن کسالت‌های همیشگی خبری نیست. از ۵ صبح بیدارم و تا آخر شب پرتوان و سرحال هستم.

    روابطم چه در خانه و چه در محل کار فوق‌العاده شده، مخصوصاً از وقتی با تمرکز بیشتری روی آموزه‌های دوره مقدس هم‌جهت با جریان خداوند کار می‌کنم.

    استاد نازنینم، چند جلسه آخر این دوره که موشکافانه درباره سپاسگزاری صحبت کردید، زندگی مرا زیر و رو کرده. واضح می‌بینم که آن آموزه‌ها رابطه‌ام را با خداوند چنان تغییر داده و چنان من را در برابر او متواضع کرده که هر لحظه واکنش جهان اطرافم را نسبت به این تغییرات درونی در زندگی‌ام مشاهده می‌کنم.

    خدا را شکر می‌کنم بابت این همه تغییرات عمیق چه درونم و چه در بیرون زندگی‌ام.
    خدا را شکر می‌کنم که در ۵۴ سالگی چشمم را باز کرد و مرا به مسیر آموزه‌های پربرکت استاد عباس‌منش هدایت کرد.
    خدایا شکرت برای این مسیر نورانی، پر از خیر، برکت، آرامش و تحول.

  • -سعیده شهریاری

    تحول بنیادین در ایمان، آرامش، روابط و وضعیت مالی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم و دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    من بیش از سه سال است که دانشجوی دوره ۱۲ قدم هستم. بعد از سه سال و نیم شاگردی، حتی نمی‌توانم بگویم به پنجاه درصدِ آموزش‌ها عمل کرده‌ام، اما همین اندازه عمل کردن، تمام ورق زندگی‌ام را برگردانده است. از هر طرف که به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم هیچ شباهتی به سعیده‌ی سال ۱۴۰۰ که تازه وارد abasmanesh.com شده بود ندارم؛ نه از نظر شخصیت، نه آرامش، نه درآمد، نه ایمان.

    آموزه‌های استاد در دوره ۱۲ قدم به من شیوه زندگی توحیدی را یاد داده؛ طبیعی‌ترین و هموارترین مسیر رشد و سعادت. استاد در «دانشگاه ۱۲ قدم»، ماهی به دستمان نمی‌دهد، بلکه روش ماهیگیری را یاد می‌دهد. به همین دلیل این دوره می‌تواند از یک فرد ناموفق در هر مدار ناهماهنگ، انسانی توحیدی، آرام، قدرتمند و هم‌جهت با خداوند بسازد؛ انسانی که خورشید در دستانش دارد و فقط زندگی خودش را روشن نمی‌کند، بلکه زندگی دیگران را نیز روشن می‌سازد.

    استاد در قدم نهم که به نظر من توحیدی‌ترین قدم این دوره است می‌فرمایند:
    «دانشجوهای من، یادتان باشد همه چیز توحید است. اگر الآن این را درک نکنید، وقتی وارد دنیا شوید و هرچقدر هم گشت‌وگذار کنید، آخرش به همین نقطه می‌رسید که همه چیز توحید بود.»

    شنیدن همین یک جمله طوفانی در وجود من ایجاد کرد. از همان روز تصمیم گرفتم هیچ‌جا دنبال چیزی نگردم و تنها به «طناب توحید» و آموزه‌های الهی استاد بچسبم. همین جمله طلایی «همه چیز توحید است» سنگ بنای دوره‌ای شد که امروز به نام دوره هم‌جهت با جریان خداوند می‌شناسیم؛ دوره‌ای مقدس، معنوی و پربرکت که فقط خدا می‌داند عمل به آن چه انسان‌های موفق، توحیدی و نورانی‌ای تحویل جامعه می‌دهد.

    نتایجی که من در این سه سال و نیم با عمل به آموزه‌ها گرفتم آن‌قدر شگفت‌انگیز و معجزه‌آساست که هیچ‌کس با عقل انسانی نمی‌تواند آن را توضیح دهد. این نتایج فقط می‌تواند حاصل درک خداوند، تسلیم جریان هدایت شدن و پیروی از قوانینی باشد که دوره ۱۲ قدم از صفر تا صد در عمل به انسان یاد می‌دهد.

    در این مسیر:

    از خداناباوری رسیدم به عشق مطلق به خداوند و اتصال کامل به الهامات.
    از افسردگی و پوچی رسیده‌ام به احساس عمیق خوشبختی بی‌قید و شرط.
    عزت‌نفس له‌شده‌ام تبدیل شده به احساس لیاقت توحیدی و پایدار.
    روابط ناسالمم تبدیل شده به روابطی شگفت‌انگیز، محترمانه و هماهنگ.
    بی‌پولی، کار سخت و درآمد کمم تبدیل شده به آزادی زمانی، حرکت در مسیر عشق و علاقه و رفاه مالی.
    جسم بیمار و نیمه‌جانم امروز تبدیل شده به بدنی سالم، پرانرژی و جوان.

    و این مسیر پر از عشق، نور و رشد همچنان ادامه دارد. دانشجوی دوره ۱۲ قدم بودن، برای من یعنی قرار گرفتن در مسیر سعادت دنیا و آخرت؛ مسیری که نمی‌خواهم حتی یک لحظه از آن دور شوم.

    استاد عزیزم، از شما بابت تمام آموزش‌های الهی‌تان سپاسگزارم. سپاسگزاری من در کلمات نمی‌گنجد. فقط دوست داشتم با نوشتن بخشی از نتایجم، لحظه‌ای لبخند روی صورتتان بیاورم.

  • -رضا حقیقی

    آرامش، توانمندی، درآمد عالی و هدایت‌های شگفت‌انگیز با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، از شما عمیقاً سپاسگزارم برای تولید و ارائه‌ی دوره‌ی فوق‌العاده‌ی هم‌جهت با جریان خداوند؛ دوره‌ای که زندگی من را از درون دگرگون کرده و نگاه من را به هدایت الهی کاملاً تغییر داده است.

    شما در انتهای یکی از جلسات فرمودید: «زندگی من آسون پیش میره چون اجازه می‌دم خداوند من رو هدایت کنه. باید کسی از نزدیک روند زندگی من رو ببینه تا بفهمه هدایت خداوند چقدر می‌تونه مسیر زندگی رو آسون کنه.»
    و واقعیت این است که من دقیقاً همین تجربه را در زندگی خودم پیدا کرده‌ام.

    حدود شش ماه است که وارد این دوره شده‌ام. آن‌قدر جلساتش را گوش دادم، دوباره گوش دادم، از زاویه‌های مختلف بررسی کردم و روی مفاهیمش عمیق شدم که انگار آگاهی‌های تک‌تک جلساتش را «شخم زده‌ام». روزی نبوده که حداقل یک ساعت برای درک بیشتر آموزه‌های این دوره زمان نگذارم.

    البته می‌دانم قدرت تشخیص هدایت الهی در وجود من هنوز در ابتدای مسیر است و با شما فاصله زیادی دارد، چون شما سال‌هاست در مسیر آگاهی و قانون زندگی می‌کنید. اما با این حال، حتی همین مقدار از درک هدایت برای من چنان تغییراتی ایجاد کرده که واقعاً قابل توصیف نیست.

    به خدا قسم، از روزی که وارد این دوره شدم و مفهوم مومنتوم مثبت را درک کردم و شروع به اجرا کردم، زندگی‌ام چنان آسان شده که باید از نزدیک آن را ببینید تا باور کنید:

    درآمدم عالی شده و هر ماه جریان‌های مالی جدید وارد زندگی‌ام می‌شود.
    سلامتی‌ام فوق‌العاده شده؛ یوگا را شروع کرده‌ام و با نظم کامل ورزش می‌کنم.
    احساس می‌کنم خداوند مستقیم حواسش به برنامه‌ریزی من هست؛ نمی‌گذارد کارهایم عقب بیفتد و هر کاری را دقیق در زمان درستش انجام می‌دهم.
    اعتمادبه‌نفسم چندین برابر شده، چون هر روز کارهایی را انجام می‌دهم که قبلاً از پسشان برنمی‌آمدم.
    توانمندتر شده‌ام، قوی‌تر شده‌ام و باورم نمی‌شود این همه کار را به‌تنهایی و بدون خستگی به اتمام می‌رسانم.
    روابطم با همسر و فرزندم عالی و آرام شده؛ ارتباطمان عمیق‌تر و پر از احترام است.

    استاد عزیز، واقعاً باید از نزدیک ببینید زندگی من چقدر آسان، روان و بی‌دردسر پیش می‌رود. هر روز بیشتر مطمئن می‌شوم که وقتی آدم اجازه دهد خداوند هدایتش کند، زندگی به معنای واقعی «آسان» می‌شود.

  • -Vida

    جهش انگیزه، بازگشت انرژی و سه‌برابر شدن درآمد با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    من حدود دو ماه پیش دوره روانشناسی ثروت ۱ را تهیه کردم و با تعهد جدی، همراه با همسرم، شروع کردیم به کار کردن روی آگاهی‌های این دوره. قبل از شروع این دوره، حدود یک سال بود که هم درآمدم کمتر شده بود و هم انگیزه‌ام. به‌خصوص در ماه‌های آخر که به‌خاطر بارداری و زایمان، از هدف اصلی‌ام خیلی دور شده بودم و نمی‌دانستم چطور باید دوباره به مسیر برگردم.

    از روزی که این دوره را شروع کردم، حسم هر روز بهتر و بهتر شد. در این مدت که دارم روی آگاهی‌های این دوره کار می‌کنم و ذهنم آرام‌آرام از باورهای محدودکننده پاک می‌شود، متوجه شدم اولین تغییری که کاملاً تکاملی و درونی در من اتفاق افتاد، بازگشت انگیزه، اشتیاق و ذوقم برای کار بود. قبل از این دوره مدام از خدا می‌پرسیدم: «خدایا چکار کنم که شوق کار کردن دوباره برگرده؟»

    این دوره به من یاد داد که چطور گوش‌به‌زنگ نشانه‌ها باشم، الهامات را دریافت کنم و درست همان‌طور که استاد در دوره تأکید می‌کنند، در راستای ایده‌های الهامی اقدام عملی انجام بدهم.

    الان که حدود ۴۰ روز از شروع کار با این دوره گذشته، درآمدم تقریباً سه برابر شده و فروشم فوق‌العاده رشد کرده است.

    وقتی شخصیت امروز خودم را با دو ماه پیش مقایسه می‌کنم، می‌بینم قبلاً محال بود با این جدیت و سرعت به سمت الهاماتم حرکت کنم. اما آموزه‌های این دوره، من را به‌شدت عملگرا، پرانرژی و پای کار کرده است.

    امروز از کاری که انجام می‌دهم عمیقاً لذت می‌برم و همین لذت، خودش نعمت‌ها و فرصت‌ها را وارد زندگی‌ام می‌کند.
    استاد عزیزم، از شما بابت آگاهی‌های بی‌نظیر و تحول‌آفرین این دوره بی‌نهایت سپاسگزارم.

  • -مرجان

    تحول عمیق در روابط، آرامش، درآمد و نگاه توحیدی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، سلام و درود و رحمت و برکت خداوند بر شما باد. پنج ماه است که روی آگاهی‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند کار می‌کنم و امروز که به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم مرجانِ امروز هیچ شباهتی به مرجانِ پنج ماه پیش ندارد.

    وقتی به سمت آموزه‌های شما هدایت شدم، در اوج یک تضاد وحشتناک با همسرم بودم. همسرم اجازه نمی‌داد آموزش‌های استاد قبلی‌ام را گوش بدهم. از درون پر از کینه و نفرت بودم؛ دنیا را مقصر می‌دانستم به جز خودم. حس قربانی بودن هر روز مرا عصبی‌تر می‌کرد، اما با نقاب سکوت زندگی می‌کردم. شدت خشم و نفرت به حدی رسیده بود که هر روز آرزو می‌کردم همسرم بمیرد. حتی تخیلاتم درباره خواسته‌هایم، تصویر مراسم مرگ او بود. نه شکرگزاری می‌فهمیدم، نه توحید؛ گرفتار شرک و ناسپاسی بودم و حتی راضی به طلاق هم نبودم.

    در چنین شرایطی سال گذشته به سمت آموزه‌های شما هدایت شدم و دوره کشف قوانین زندگی و دوره شیوه حل مسائل زندگی را تهیه کردم تا از این وضعیت بیرون بیایم. با کمک این دوره‌ها آرام آرام به هماهنگی با خودم رسیدم و بعد خداوند مسیرم را به سمت دوره هم‌جهت با جریان خداوند برد؛ جایی که نقطه تولد دوباره من بود.

    نمی‌توانم توصیف کنم که آگاهی‌های این دوره چه بر سر من آوردند. آن مرجانی که حتی یک مورد برای شکرگزاری پیدا نمی‌کرد، امروز چندین صفحه از شکرگزاری‌های روزانه‌اش فقط درباره عشق و محبتی است که از همسرش دریافت می‌کند. عشقی که به‌خاطر همراهی با آگاهی‌های این دوره، هر روز زیباتر و عمیق‌تر شد.

    این دوره چه باورهای قدرتمندی را در وجودم ساخت؟
    من باور کردم که خالق شرایط زندگی‌ام هستم.
    باور کردم که «الخير فی ما وقع» حقیقت محض است و همین باور آرام جانم شد.
    و تیر خلاصِ رهایی از بند شرک‌ها و ترمزهای قدیمی را آگاهی‌های جلسه ۱۷ زد؛ جایی که هدایت‌های ظریف خداوند را دوباره به من یادآوری کرد.

    خداوند امسال با هدایت من به خرید این دوره، بهترین سفر عمرم را برایم رقم زد.
    بهترین تولد ۴۴ سال زندگی‌ام را برایم ساخت.
    بهترین طلاها را برایم خرید.
    پس‌فردا هم قرار است مرا به سفر دیگری ببرد.
    آن‌قدر همزمانی و نعمت وارد زندگی‌ام کرده که حیران مانده‌ام.
    آن‌قدر مرا آرام کرده که ناخودآگاه مدام در حال سپاسگزاری‌ام؛ مشتری داشته باشم سپاسگزارم، نداشته باشم هم سپاسگزارم.

    این خدا کاری کرده که چنان از تنهایی خودم لذت می‌برم که حد ندارد.
    این خدا چنان عشق را وارد زندگی‌ام کرده که همسرم مثل پروانه دورم می‌چرخد؛ انگار مأموریتش مراقبت از من باشد.
    در این چند ماه بهترین درآمدها، بهترین مشتری‌ها و بهترین خریدها نصیبم شده است.

    استاد عزیزم، از شما بابت آگاهی‌های الهی و بی‌نظیر دوره هم‌جهت با جریان خداوند بی‌نهایت سپاسگزارم. زندگی‌ام را در همه جنبه‌ها از این رو به آن رو کردید.

  • -حمید صمدنژاد

    تغییر باورها، رشد شخصیتی و جهش بزرگ مالی و شغلی با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش، مخصوصاً دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره ۱۲ قدم

    امروز آزمون روانشناسی ثروت ۱ را در سایت انجام دادم و همین باعث شد یاد خودم در پنج سال پیش بیفتم؛ زمانی که با استفاده از ویدئوی استاد، این تست را انجام می‌دادم. آن روزها پاسخ دادن به سؤال‌ها برایم بسیار سخت بود. باید زیاد فکر می‌کردم، آخرش هم با شک و تردید جواب می‌دادم و مطمئن نبودم که اصلاً درست می‌فهمم یا نه.

    اما امروز وقتی همین تست را انجام دادم، با تمام وجودم حس کردم که چقدر شخصیت و باورهای من درباره ثروت تغییر کرده؛ تغییری که فقط و فقط نتیجه کار کردن روی آموزه‌های استاد عباس‌منش است. این بار بدون حتی یک لحظه شک و تردید، کاملاً صادقانه پاسخ دادم و جالب این بود که تمام جواب‌ها از باورهای قدرتمندکننده‌ای می‌آمد که در این سال‌ها درباره ثروت در ذهنم ساخته‌ام. همین موضوع باعث شد به خودم افتخار کنم.

    من خیلی کم در سایت abasmanesh.com کامنت می‌گذارم، اما امروز دلم خواست بنویسم، چون وقتی به نتایجم نگاه می‌کنم فقط می‌توانم بگویم:
    خدایا صد هزار مرتبه شکر.

    این‌ها بخشی از نتایجی است که با عمل مداوم به آموزه‌های استاد عباس‌منش به دست آورده‌ام:

    من از کارگری به کارآفرینی و داشتن یک کسب‌وکار تولیدیِ شخصی رسیدم.
    از زندگی مجردی به تشکیل یک زندگی عاشقانه و آرام وارد شدم.
    از یک فرد بی‌هویت و بی‌اعتمادبه‌نفس، تبدیل شدم به انسانی ارزشمند و شناخته‌شده در محیط کاری‌ام در سطح کشور.
    آموزه‌های استاد از فردی خجالتی، من را تبدیل کرد به انسانی جسور، باانگیزه و هدفمند که مدام در حال تحقق اهدافش است.
    از فردی که شدیداً متعصب مذهبی بود، تبدیل شدم به انسانی توحیدی، آرام، متصل و معنوی.
    از بی‌ماشین بودن رسیدم به خرید یک ماشین خوب و دلخواه.

    و ده‌ها نتیجه و دستاورد دیگر که اگر بخواهم همه را بنویسم، باید ساعت‌ها وقت بگذارم.

    این‌ها بخشی از تغییرات بزرگی است که هم در شخصیت من و هم در شرایط زندگیم ایجاد شده؛ و همه این‌ها را مدیون کار کردن روی خودم با آموزه‌های استاد عباس‌منش هستم، مخصوصاً دوره ۱۲ قدم که برای من یک مسیر عمیق رشد و شکوفایی بوده است.

    امروز با تمام وجود به این مسیر افتخار می‌کنم.

1 2 3 24

1 comment(s) need to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مائده کردی گفته:
    مدت عضویت: 2803 روز

    سلام و خداقوت به شما استاد جانم و مریم جانم

    بعد از دو بار گوش دادن به فایل آخر متوجه شدم چنین صفحه ای به سایت اضافه شده

    خیلی خیلی خیای خوشحال شدم و خیلی کیف کردم

    اینقد ذووووووق کردم که نهایت نداره

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    اما میخوام یه درخواستی بکنم

    یه بهبود کوچولو به این قسمت اضافه بشه معرکه میشه

    اونم اینکه کامنت های هر دوره ای جداگانه باشه

    یعنی یه فیلتری اضافه کنید به این صفحه که

    مثلا من میخوام فقط کامنتای نتایج بچه های عزت نفس و بخونم بعد منو ببره به اون صفحه

    یا نتایج بچه های دوازده قدم که منو ببره فقط به اون قسمت که بتونم بخونم

    اینجوری جداگانه بشه خیلی بهتره و نظم بهتری میگیره و هرموقع بخوایم میتونیم به راحتی دسترسی داشته باشیم به نتایج هر قسمت از دوره ها

    عاااااااشثتووووونم استاد جونم

    و بی نهایت عاشثتم مریم جووون دلممممم

    سپاسگزارم برای این زحماتی که میکشین

    خداوند و شکزگزارم برای وجودتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  2. -
    Ali mahmoodi گفته:
    مدت عضویت: 4046 روز

    سلام به استاد عزیز

    من چندین ساله با نام کاربری پدرم که خانوادگی از فایل های شما استفاده میکنیم تو سایت وارد میشم

    من عسلم 21 سالمه پارسال بعد دیدن دوره قانون افرینش حس کردم امادگی کافی و برای شروع دوره دوازده قدم دارم و یه حسی بهم گفت عسل شروع کن

    هر ویسی و شاید دوبار یا سه بار در روز گوش میدادم که وارد تک تک سلول های مغزم بشه

    اما تاحالا به خودم اجازه نداده بودم کامنتی بزارم چون خودم رو لایق نمیدونستم و ذهنم میگفت کار خاصی نکردی و دستاورد خاصی نداری و ….

    قبل از سال تحویل شروع کردم با ایمان قوی و یه نیرو توی وجودم به ساختن ویژن برد

    توی ویژن برد درامد دلاری خواستم یه عکس با اسمون صورتی و ابی از نمای پنجره هواپیما یه دسته دلار یه گوشی خوب ، و …

    با قاطعیت حس کردم همش بهم داده شده و با مدیتیشین سعی میکردم کودک درونمو فعال نگه دارم تا سپاسگذار تر باشم

    بعد از یک هفته به طور معجزه اسایی از عراق برای یک هفته برام درخواست کار اومد با درامد فوققققق بالا که حاضر بودن برای 10 روز بهم 500 دلار بدنو هزینه هواپیما و رفت و برگشت و اقامت من هم با خودشون بود

    قبل اینکه سوار هواپیما بشم و برم عراق هر لحظه به قول شما میکفتم. من تو حفاظت پروردگارم و تو زمان درست بین ادم های درست قرار دارم

    10 روز سفر کاری من به بهترین فوق العاده ترین شکل و اسون ترین شکل تموم شد بعد این سفر انگار نتیجه بزرگی گرفته بودم از تغییر باور هام تو این سه جلسه ️

    ممنون استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      طاهره هاشمی گفته:
      مدت عضویت: 530 روز

      سلام دوست عزیز چقدر خوشحال شدم از اینکه همچین نتیجه ای گرفتید وخداوند را شاکرم که دوستان هم فرکانسی من همچین نتیجه هایی میگیرن

      منم دوره ی دوازده قدم رو خریداری کردم. قدم اول و دوم رو تمام کردم وچندین بار گوش مردم فایلهای رایگان هم حیلی گوش میدم هر روز ولی نتیجه ی دلخواهم را نمیگیرم حتی بعضی وقت ها برای مسائل خیلی کوچک به مشکل بزرگ برمیخورم

      خواستم منو راهنمایی کنید چه طوری از دوره ها استفاده کردین که همچین نتیجه ای را به راحتی و به این سرعت به دست آوردین

      ممنون میشم توضیح بدید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    پروانه سهرابي گفته:
    مدت عضویت: 2841 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم و بچه های سایت

    امروز حدودا یک سال و نیم که از شیوه زندگی ب شکل قانون سلامتی برای من میگذره و نتایج جالبی ب خصوص اخیرا گرفتم خواستم اینجا با شما به اشتراک بذارم که با قدرت بیشتر به قانون سلامتی و همه دوره ها عمل کنیم

    من وقتی متوجه شدم کیست تخمدان از نوع سالید دارم که دارای ندول بود و فقط با عمل جراحی یا تخلیه تخمدان میشد از شرش راحت شد با هدایت خداوند بدون اینکه بخوام دوره سلامتی بخرم وارد دوره شدم دوماه از زندگی ب شیوه قانون سلامتی نگذشته بود که کیست برطرف شد این ی نوع کیستی بود که فقط حراحی میتونست حلش کنه به گفته پزشکها به لطف قانون سلامتی حل شد وزنم‌ کم شد بدنم شروع به فرم گرفتن عضله سازی کرد درحال خاضر فرم عالی دارم که فقط باید حجم بگیره خیلی راحت فقط با هفته ای دوبار ورزش همین منم مثل خیلی ها ب مشکل ریزش مو ابرو مژه برخوردم تا مدتها از خداوند خاستم هدایتم کنه مسکل حل بشه میدونستم قانون ایرادی نداره و خداوند هدایتم کرد به کامنت یکی از بچه ها که راجب اینکه باید مکمل های گروه ب زینک و یتامین سی دی ایی همه جداگونه مصرف بشن هر روز حالا من چیکار کرده بودم فقط ی مولتی ویتامین خریده بودم هرازگاهی میخوردمالان حدودا دوماه و نیم موها ابروهام درست دارن میشن انرژی برگشته و مشکل از عدم مصرف مکمل ها بود خداوند هدایت کرد پوستم سفاف تر شده تیرگی های بدنم خیلی کم شده تیرگی دور چشم پف چشم که بازم هیچ محصولی گرون قیمتی روش تاثیر نداشت برای من با قانون سلامتی عالی شده درواقع قیافه من عوض شده واقعا خیلی زیباتر شدم واقعا اسم دوره بایذد قانون سلامتی و زیبایی باشهچشمای درشت ابروهای لیفت شده رو ب بالا مژه های تاب خورده ب بالا پوست شفاف صاف تر بدن همینطور خیلی صاف و‌تمیر شفاف هست موهای براق ارامش ذهن و بدن عرقی ک‌اصلا بو‌نمیده فرم بدن عالی فقط حجم گرفتنش مونده اون انفاق خاصی که میخام ازش حرف بزنم برمیگرده ب دو هفته پیش که من دندان عقل فک پایینم که روی عصب قرار گرفت جراحی کردم که همه گفتن‌عوارضی ممکن ایجاد کنه چون روی عصب هستش خلاصه من جراحی انجام دادم به خونه اومدم از فرداش دهان من ی بافت بسیار ضخیم بزرگی در دهانم ایجاد کرد شبیه پانسمان بود به رنگ کرم دورتادور حفره جراحی پوشاند من اومدم داخل گوگل راجب بافت سرچ کردم دیدم هرکسی دندان عقل حراحی کرده همش داره ناله میکنه از درهای شدید و گیر غذایی در حفره و عفونت بوی بد دهان تا یک ماه عجیب بود واسم من ن حفره ای دیده بودم نه گیر غذایی ن دردی که نتونم کنترلش کنم‌ اومدن از هوش مصنوعی سوال کردم که داستان بافت چیه اونم بهم گفت کسایی که رژیم خیلی سالم دارن و سیستم ایمنی قوی این بافت در محل جراحی تشکیل میشه از حفره محافظت میکنه و تو هرگز حفره نخواهی دید فقط لثه سالم بعد تشکیلش میبینی اونجا بود که فهمیدم خدای من قانون سلامتی چقدر فوق العاده اس استاد گفته بودن حتی زخمی ایجاد بشه با زندگی ب این شیوه ب سرعت بسته میشه و‌من واقعا زمانی که لثه در حال بسته شدن بود کشیدی دوتا لبه باهم حس میکردم بدون درد و‌واقعا تجربه متفاوت از جراحی دندان عقل داشتم ب جرات میگم هر سایتی بالا پایین کردم حتی یک نفر به تشکیل این بافت در دهان هیچ اشاره نکرده و‌همه ناله و ناراحنی از مشکلاتشون با حفره دارن ب شخصه تجربه خیلی جالب بود که بدنم چقدر زیبا خودش بدون هیچ دارویی خودش ترمیم کرد و‌اینا همش ب لطف قانون سلامتی بود تشکر کنم از استاد بابت دوره عالی و سپاسگزاری از خداوند برای هدایت من ب دوره بینظیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  4. -
    سید حسن گفته:
    مدت عضویت: 1353 روز

    سلام

    امشب داشتم در نتایج دوستان از دوره های استاد نگاه میکردم

    دوتا از نتایج خودم را دیدم وکلی شکر گذار شدم

    که چقدر من پیشرفت کردم

    و وقتی داشتم کامنت خودم را میخوندم ایمانم نصبت به آموزه های استاد بیشتر شد

    وذهنم بیشتر پذیرا شد که این همه دست آورد را از همین دوره های استاد عباسمنش دریافت کردم

    استادی که حرف هایی از کلام خدا میگوید

    این را که گفتم به دلیلی هست که وقتی دوره ها را الان گوش میکنم در حین گوش دادن گاهی اینقدر احساسم خوب میشود که میخواد گریم بگیره و همین نشانه این هست که حس خوب بهم دست میدهد

    وقتی احساس خوب میگیرم یعنی این که خدا داره باهام صحبت میکند

    همه این آموزه ها نه تنها برای من برای کلی از افراد که در 23 صفحه اومده که هر کدام به طریقی نتیجه گرفتن از آموزه های استاد

    اگر چکاپ فرکانسی ام را اول شروع خرید دوره ها را بخونم وشرایط الآنم را هم بنویسم

    خودتون بهترین نتیجه ها می‌بینید

    من این نتایج را بارهای بارها برای خودم مرور میکنم وذهنم را برای خودم بیشتر باور پذیر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  5. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2496 روز

    درس توحید عملی

    سلام به استاد عزیزم و مریم عشق عزیزم من می‌خوام یک تجربه فوق العاده‌ای رو در مورد چند روز پیش خودم به بچه‌ها بگم. من می‌خواستم ویزام را تمدید کنم و می‌خواستمم که از کشور خارج نشم و و برام تمدیدش بکنم در واقع از لحاظ منطقی اصلاً امکان‌پذیر نبود. می‌گفتن نه برات انجام نمیدیم دفعه گذشته انجام دادیم برات ولی الان امکانش نیست و باید حتماً خروج از کشور بزنی و بعد دوباره برگردیم. و من صبح توی اون اون برنامه ستاره قطبی برای خودم نوشته بودم که خدا تو امروز با منی و تو همه افراد اونجا رو مسخ می‌کنی و کار من توسط دستور تو که فرمانروای جهان هستی انجام میشه. و از همون موقع که اونجا رفتم از استاد عزیزم یاد گرفتم که تحسین کنم تمام چیزایی که تو اونجا می‌بینم از مثلاً فضای تمیز اونجا از بوی خوب اونجا از لبخندی که دارن می‌زنن خلاصه تماماً توی اون تصویر بودم که کارم انجام شده و. شیرینی می‌ریزم دارم شادی می‌کنم و دستم رو به آسمون بود در تصویرسازی ذهنی ام و دفتر سپاسگزاری را هم با من بود مرتب مینوشتم موضوع مهم اینه که من در دلم یاد گرفته بودم از استاد که بگم من الان قدرت رو از تمام پلیس‌ها از اداره ایمیگریشن می‌گیرم و قدرت رو به خداوند می‌دم فرمانروا اونه و اگه او دستور بده شما نمی‌تونین بگین نه. و داشتم مرتب تکرار می‌کردم و به طرز شگفت انگیز منو هدایت کردن به سمت اتاقی که کار من با تمام عشق انجام شد. و جالبه بدونین که حتی مثلاً من 4 ماه اینجا بودم اونا فکر کردن که سه ماه من اینجا هستم در ان اتاق متفاوت و با اینکه پاسپورتم تو دستشون بوده نمی‌دیدند که من چهار ماه هستم. و خدا نشون داد که چه جوری همه آدما را مسخ کرد کار من انجام شد طبق معمول خداوند و قانون خداوند و من پیروز شدیم. گفتم این تجربه رو بنویسم هی قلبم به من گفت که اینو باید حتماً در میون بزارم باهاتون که چقدر وقتی که به خداوند وصل می‌شیم چقدر همه چیز متفاوت می‌شود. و قانون همیشه و همیشه و همیشه پیروزه.

    من واقعا از شما استاد عزیزم عباسمنش سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  6. -
    حاتم خُرم گفته:
    مدت عضویت: 930 روز

    بنام خدای هدایتگران به سمت سلامتی خوشبختی و سعادت و ثروت و شادی و پول و توحید

    خدایاشکرت

    سلام به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته و سلامی به تمام افرادی که این کامنت ومیخونن ولایت بگم که ما لیاقت خواندن این کامنت های مثبت وداریم و خداوند ماروانتهاب کرده برای موفقیت و خداوند مارو برای رسیدن به ارزوهامون خلق کرده و به خودش عشق داده که مارو خلق کرده خودشو برای خلق ما تحسین گفته و آفرین گفته

    پس با رسیدن ما به خواسته هامون جهان و رشد میده و خدا میخواد با رسوندن ما به خواسته هامون جهان بزرگتر بشه

    قانون سلامتی :

    اول از قانون سلامتی بگم که هرکسی میخواد رشد کنه اول باید قانون سلامتی وبهره دوره هم جهت با جریان خدا که اول باید سالم باشه و بتونه روی مومنتوممثبت بمونه تا خیلی خیلی سریع تر رشد بکنه من الان 3 ماه هست که به سبک زندگی قانون سلامتی زندگی میکنم بدنم برای اولین بار خوشکل وخوش فرمشده که من از وزن 87کیلوبه 57رسیدم والان 63کیلو ماهبجه دارم و بدنمو‌که میبینم عشق میکنم و لذت میبرم از درصورتیکه که بعضی وقتا چیت دی داشتم

    و بماند کسانیکه بدون چیت دی عمل کردن و وقتی که دوره هم جهت با جریان خدارو خریدم که همون روز اول پولش ساخته شد و بیشتر قانون مومنتوم و تایم‌ اوت درک کردم خیلی کنترل ذهن برام آسون شد و اینم بگم ریزش موی من کاملا برطرف شده

    پوست صورتم زیبا شده حتی روزای اول ریزش داشتم بعلت نخوردن ویتامین ها الان کاملا عالی شده و حتی توسرم جای بخیه داشتم اوناهم مو درآوردن موهام به شدت ضخیم و نرم‌ومشکی شدن

    دوستم سفید شده جوشهام از بین رفتن از دوتا سوراخ ببینیم نفس میکشم ماهیج های بدنم به شدت زیبا شدن وبا کمترین تمرین خیلی استالیم عالی شده توی باشگاه بوکس وقتی میدومم حس میکنم می‌خوام پرواز بکنم اصلا خسته نمیشم درد کمرم از بین رفته خیلی صاف میتونم بشینم روی موتور پیاده رویی بالای یکساعت و مقا آب خوردن میرم هزینه هام به شدت پایین اومدن و از همه مهم تر اعتماد به نفسم به شدت بالا رفته چون خودم یک آدم خاص با لایف استایل خاص میبینم

    و خودم لایق عالی ترین ها می‌دونم

    قانون هم جهت با جریان خدا :

    خدایاشکرت بابت این دوره باشکوه

    اولا روز اول پولشو ساختم و با خریدن این دوره به شدت خودمو یک فرد موفق دیدم و از اونجایی که این دوره و خریدم درآمد بالاتروتجربه کردم مشتری های بهتر و مثبت تر حالو آرامش بیشتر و شادی بیشتر احساس سپاس گذاری بالاتر موندن روی مومنتوم مثبت و خداوند از هزاران طریق باهام صحبت می‌کنه کمکم می‌کنه داره رشدم میده ی نمونه دیدن واشنا شدن با مربی بکسم که هر بار بدون اینکه ازش بخوام شاگردارو می‌فرسته سمتم خودشم میاد اصلاحشو میکنم چون من آرایشگرم وشده تبلیغ برام مشتری های بیشتر رابطه های عالی تر با دوستام با مشتری هام

    انجام شدن آسون مارا برام

    نگران نبودم و ایمان به غیب بیشتر

    رسیدن و تیک خوردن خواسته هام مثلاً چند روز پیش دوره راز مکالمه آقای فرش بافی که مدرس زبان انگلیسی هست یکی از خواسته هام بود که به سادگی وبا درخواست تونستم 2میلیون زیر قیمت خریداریم بکنم و اول سال این خواسته من بود ودیردز تیک خورد گرفتن گوشی بجای گوشی بی مدارکی که داشتم از فروشنده که یکسالی بود بلاتکلیف بود این موضوع

    و یک شکایتی هم دارم اونم به سادگی به هم رضایت میدم و میام همینجا مینویسمش

    قانون آفرینش:

    واقعا خداروشکر میکنم که این قانون به شدت توجه منو برده به سمت نکات مثبت و به اندازه ای که روش کار کردم ازش نتیجه گرفتم و‌خیررو برکت وارد زندگیم شده که یکجا تونستم از مسافر کشیدن 60میلیون کار بکنم و لذت ببرم و تونستم دوره هم جهت با جریان خدارو بخرم دوره شیوه حل مسایل زندگی وبخرم خداروشکر و پول های بیشتری هم باهاش ساختم و هر معامله ای میکنم سود میکنم و هر اتفاقی میوفته برام خیره و باورهامو به شدت داره قوبی می‌کنه

    دوره راهنمای عملی دست یابی به رویاها:

    منو وابسته به ردیاهام نکرده و حسمو بهشون عالی کرده و‌نگرانشون نیستم چون می‌دونم به سادگی اتفاق میفتن وله شدت این دوره بهم آرامش داره و واقعا منن نمیدونم چطوری از این همه نتایج بنویسم همین کامنتم کلی شد

    دوره 12قدم که باعث شده کن حدود 250میلیون تومان بدهکاری تصفیه بکنم و از کل بدهکاری ام 39و‌پونصد مونده

    دوره عزت نفس که به راحتی ایده و‌نظرودیدگاه خودمو مطرح میکنم و‌شحاعم کرده

    دوره حل مسایل زندگی که به من یاد داده راه حل مسأله با خود مسعلست تازه من به طور کامل دوره هارو گوش ندادم و این نتایج از کارکردن روی جلساا اولیست

    دوستون دارم استاد جانم و باعشق منتظر روزی هستم که از نزدیک‌بغلتون بگیرمردپا از حاتم فوق‌العاده و بینظیرو خلاق و دویت داشتنی که خدا آسونه کرده برای اسونی ها 1404.07.06

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  7. -
    لیلی یارایی گفته:
    مدت عضویت: 657 روز

    سلام من لیلا هستم الان که می نویسم 17دی 1403هست از اینکه خداوند استاد عباس منش را سر راهم قرار داد بی نهایت سپاسگزارم من دوره های مختلف استاد را در کانال تلگرام گوش دادم باورم نمی سه در کمتر از 6ماه آنچه را که می خواستم بدست آوردم استاد می گفت هرچه راکه می خواهید را بنویسید واز خدا بخواهید با اینکه چطوری می شود کاری نداشته باشید من هم گفتم حالا امتحان کنم سنگ مفت گنجشک مفت شروع کردم به نوشتن خواسته ام اول از خدا خواستم یک یخچال فریزر بخرم ویک سکه تا پایان سال 1403درکمتر از یک ماه هردو را خریدم بعد شروع کردم به نوشتن برای پسرم می خواستم خانه بخرم تا پایان سال1404می نوشتم واز خدا می خواستم به خدا قبل پایان سال 1403بعنی دیروز 16دی ماه قولنامه خانه پسرم نوشته شد آمدم خانه خیلی شکر کردم ونماز شکر خواندم من قبل از اینکه با استاد آشنا بشم کاملا دور از خدا بودم ویک فرد کاملا بی دین ولی الان به خدایم ایمان آوردم و به گفته های استاد عباس منش خیلی ایمان آوردم به خدا باورم نمی شه اصلا چه جوری اتفاق افتاد خدا یا شکر من را با استاد عزیز آشنا کردی همیشه آرزو داشتم کسی سر راهم قرار بگیره من را ازته دل ایمان دار کنه ومن به گفته هایش ایمان بیاورم استاد چقدر ساده وقشنگ آیه های قرآن را تفسیر می کنه استاد من را با خدایم آشنا کرد خدا استاد را برایمان حفظ کند صداقت در کلامش جاریست قلبا بهش اعتماد دارم وگفته هایش بر دلم می نشیندمن ایمان داشتم روزی می رسد که بیایم اینجا کامنت بگذارم‌واز نتایج آموزه های استاد بنویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  8. -
    مجتبی زمانی گفته:
    مدت عضویت: 1149 روز

    به نام تنها قدرت جهان

    سلامی گرمی دارم خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته پر انرژی و تمامی همکلاسی های عزیزم

    انشالله که این پیام را بخونی استاد عزیز

    فرستنده مجتبی زمانی مقدم ( از مشهد اصالتا قوچان)

    گیرنده سید حسین عباس منش ( آمریکا ،)

    استاد جان چند وقت هست امروز فردا میکردم که بزار نتایج بزرگ بگیرم بعد برای استاد جانم بفرستم ،

    من ملی پوش سابق تیم ملی هستم از قهرمانان ورزشی رشته (جودو،کوراش ، کشتی چوخه در سطح (کشوری،آسیایی، جهانی ،بازیهای آسیایی داخل سالن آسیا هستم)

    در سال 1401بعد از 4 ،5 ماه رفتن سر خانه زندگی با همسرم با 180 میلیون بدهی با آموزه‌های شما آشنا شدم

    با اعتماد به نفس خیلی پایین

    روابط عمومی ضعیف

    درآمد صفر

    معنویت نزدیک شدن به خدا ایمان قلبی خیلی پایین

    و من نمیخوام زیاد از منفی هام بگم فقط امروز بهم الهام شد که بعد دوسال بیام یه رد پایی بزارم از خودم و بی وجدانی نکنم حداقل کاری که میتونم بکنم برای باورام قوی بشه و دوستانی که این متنو میخوانند باورای اونا هم قوی بشه و چون منم همش نتایج دوستان را می‌خوندم و اوایل میگفتم مگه میشه …

    خلاصه از نتایج ام بگم

    از لحاظ مالی:

    من در حال حاضر هیچ بدهی ندارم خدا را شکر

    و الان چند لحظه بغض منو گرفت استاد جان که چقدر استاد عالی هستی دمت گرم خدا را شکر

    و در حال حاضر درآمدم 16 میلیون هست که از (حراست فروشگاه شهرما هستم 11 میلیون هست و شغل عاشقم 5 مربیگری جودو) که انشالله به زودی برای همیشه میرم سمت شغل عاشقم

    از لحاظ معنویت:

    الان ایمانم نسبت به قبل خیلی زیاد شده هر لحظه با خدایم صحبت میکنم و دست رو قلبم میزارم اما قبل آشنایی با استاد فقط قلب را یک عضو از بدن میدونستم و وقتی فهمیدم خدا تو قلبمه حتی بعضی شبا خدا را در آغوش میگیرم در ضمن قرآن هم فقط معنیاشو الان دارم میخونم و داخل پرانتز نمیخونم و چند صفحه از قرآن بیشتر نمونده به گفته استاد از اول به آخر ،از آخر به اول

    احساس گناه ام کم شده دیگر مثل قبل نیست

    و میگویم خداوند میبخشه

    از لحاظ سلامتی:

    خب در حال حاضر هم خودم وزنه میزم و خداوند منو هدایت کرد البته استاد عباس منش عزیز دست خداوند شد و شغل عاشقم با شاگردام جودو کار میکنم و یه هدف ورزشی قهرمانی بزرگ دارم انشالله برسم میام صحبت میکنم و یه وسیله نقلیه برای رفتنم با شاگردام به مسابقات میگیرم

    اعتماد به نفس:

    من درسته ورزشکار تیم ملی بودم ولی خیلی اعتماد به نفس پایین داشتم و با تمرین آگهی بازرگانی که در محصولات رایگان و دوره 12 قدم

    گفتید و من سریع انجام دادم و بعد از آن آنقدر پیشرفت کردم که حد نداره و هرچی بخوام درصد زیاد میتونم به طرف مقابل ام بیان کنم هرچند باید زیاد کار کنم

    عشق عاشقی:

    فقط میتونم بگم دعوامون خیلی کم شده و هرچند با ورودی مالی زیاد بشه خیلی بهتر و قشنگتر میشه زندگی و در ضمن همسرمم با من هم فرکانس نیست

    روابط عمومی:

    آدمای منفی از زندگیم حذف شدند حتی خواهر برادر…

    و تعداد کم ولی با کیفیت با مادرم خیلی کم صحبت و رفت آمد میکنم

    و من فقط تا الان یه محصول 12 قدم ،تا قدم 6 گرفتم

    و خیلی از نشانه هها و معجزات زیادی که برام اتفاق میفته هم بماند

    و یه چیز مهمی بجز اینا من از شما یاد گرفتم چقدرعالیست

    استاد عزیز این که شما چقدر صداقت دارید و الگویی برای من و هزاران نفر شدید اگر من قبلاً چند باری در سال دروغ میگفتم الان یک کلمه هم دروغ نمیگم حتی اگه به ضررم باشه

    استاد خدا را شکر میکنم تونستم الان از نتایج بگم

    استاد عزیز به امید روزی که بیام آمریکا و شما و خانم شایسته عزیز و گل پسر دوست داشتنی در یه رستوران عالی از شما دعوت کنم و بهتون کادو بدم و تشکری کنم ازتون به امید آن روز

    سه شنبه

    1403.12.7

    ساعت 17.53

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  9. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 2533 روز

    سلامممممم به بهترین استاد دنیا و مریم جان عزیز و بقیه دوستان

    من میخوام از نتایجم حرف بزنم

    همیشه دوست داشتم بیام و از نتایجم بنویسم و میگفتم اگ فلان طور شد میام مینویسم اما وقتی اتفاق میفتاد تا یکم از روش میگذشت میگفتم نه، این ک چیز خاصی نبود بذار یه اتفاق خفن تر که افتاد بعد بنویس با این ک همون اتفاقات هم قبل رخدادش برای من خفن بود …

    این بار با خودم گفتم اگ اوکی شد سریع میام مینویسم ک بعد نگم این ک چیزی نبود…

    داستان اینه ک من دامپزشک هستم و پارسال شهریور دفاع کردم، من از همون زمان های پندمیک ک ترم 4 و 5 دانشگاه بودم شروع کردم ب افزایش مهارتم و جدای از دانشگاه، تموم سعیم را میکردم ک از مسیر لذت ببرم و مهارت هامو افزایش بدم،  من خیلی سال هست ک شاگرد استاد هستم و از استاد یاد گرفته بودم میشه اسون ب خواسته ها رسید و میشه مسیر رسیدن ب خواسته لذت بخش باشه و قرار نیس انقدر سخت باشه، اخه خیلی وقت ها ادم یه خواسته ای داره اما وقتی ب مسیر فکر میکنه میگه اووووو این ک خیلی سخته و کلا خواسته و تلاش برای رسیدن بش را رها میکنه و خب اینا همش باور های مخربی هست ک از اول بخاطر ورودی هامون دریافت کردیم..

    مثلا من برای کنکور سراسری بی نهاااااایت تلاش کردم، کلاس برو، روزی 12 ساعت درس بخون و …

    نتیجه چی شد؟ نمیگم بد شد، راضی هستم ولی اون موقع نتیجه نسبت ب تلاشی ک من کرده بودم هیچی بود و این قضیه منی ک انقدر پشتکار داشتم را خیلی دل سرد میکرد، چون مسیر خیلی سختی را طی کرده بودم ولی نتیجه ای که میخواستم و متناسب با اون حجم از تلاشم بود را نگرفته بودم

    و این قضیه باعث شده بود که وقتی ب هدف بعدی فک میکنم و بعد ب اون مسیر سختی ک قرار هست طی بشه و بخصوص این که بعدش هم اصلا معلوم نیس بشه یا ن، کلا ناامید میشدم

    تا این ک با استاد اشنا شدم و فهمیدم نه، میشه جور دیگ فک کرد و قرار نیس من برای رسیدن ب خواسته ام له بشم (تو دوره راهنمای عملی برای رسیدن ب رویاها استاد اینو عالی تدریس میکنن..)

    و با تغییر همین باور و شکر گذاری هر شب، اتفاقات شروع به رخ دادن کرد، منی ک با کلی درس خوندن ترم 2 معدلم 16.50 شد، ترم 3 یهو شد 17، ترم بعد 17.5 و …

    شاید معدل بنظرتون خیلی چیز خاصی نباشه اما برای من خیلی لذت بخش بود چون برای اولین بار با تلاش کمتر، نتیجه بیشتر گرفته بودم

    بعد از دبیرستان عاشق این بودم ک برم تهران، ولی دانشگاه تهران قبول نشدم ولی همیشه تجسمش میکردم، تا این ک پندمیک شد و من رفتم تهران، خانواده میگفتن نمیشه تنها بری اونجا بمونی و ….، اما من رفتم، تا رفتم یه کلاس زبان نوشتم ک ب خانواده بگم کلاس دارم و نمیتونم برگردم و … و در این حین ب یه عااالمه بیمارستان دامپزشکی سر زدم ک بذارند من برم کاراموزی ، اما قبول نمیکردن، چون من ترمم پایین بود و نامه از دانشگاه نداشتم و یه سری ادم میگفتن باید پارتی پیدا میکنی ،اما من میگفتم نهههه خدا خودش درست میکنه و باید بشه اما هرجا میرفتم نمیشد ، تا این ک دیگ تقریبا دو هفته و نیم گذشت و ترم کلاس زبان فشردم تموم شد و خانواده میگفتن فایده نداره، برگرد شهر خودمون…

    مثلا قرار بود دو روز دیگ، داداشم ک میاد تهران ، من باش برگردم شهرمون و کلا بیخیال شم

    اما من بازم مطمئن بودم یه معجزه رخ میده، از خونه اومدم بیرون و ب خدا دقیقااا یادمه ک گفتم خدایا من تسلیمم، هر جا ک ب عقل خودم میرسید سر زدم نشد، یه کاریش بکن، رفته بودم قدم بزنمممم ولی اینارو هعی با خودم میگفتم ک دیدم یه خانمی با سگش داره تو خیابون قدم میزنه یه حسی گفت برو ازش بپرس سگش را کجا میبره دکتر،رفتم پرسیدم، گفت فلان بیمارستان و 45 دقیقههههه برای من از خوبیای اون بیمارستان گفت، انگار خدا اونو گذاشته بود سر راه من ک ب من اینارو بگه

    جالب بود ک بیمارستان ب خونمون نزدیک بود و من با سرچ این بیمارستان را پیدا نکرده بودم

    خیلی عجیب بود…

    و من رفتم باشون صحبت کردم و در عین ناباوری قبول کردن یک روز در هفته برم، بماند ک من خودم خورد خورد اخراش 4 روز در هفته میرفتم…، اون روز ک قبول کردن تا خوووونه اشک شوق میریختم

    ن بخاطر صرفا پذیرشم، بخاطر حس کردن خدا با بند بند وجودم…چون واقعا برام معجزه رخ داده بود…

    گذشت و من خلاصه شروع کردم ب وبینار دیدن برای این ک از نظر بالینی با سواد بشم هر روز میدیدم و لذت میبردم و کلی چیز یاد میگرفتم و اصلا هم خسته نمیشدم و اصلا هم ب تخصص فکر نمیکردم

    و 6 سال درس من تموم شد و شهریور 1403 من دفاع کردم

    تو این بین هزارتا معجزه اتفاق افتاده ک بخوام بنویسم اندازه یه کتاب میشه اما میخوام الان اخرین معجزه را بنویسم..

    تیر 1403 ک از دانشگاه برگشتم خونه (درسم تموم شده بود فقط کامل کردن پایان نامه و دفاع مونده بود)، یک هفته بعد ب طور معجزه اسا یه کلینیکی پیدا کردم برم سرکار، ک اینم ب واسطه ی کار کردن رو دوره ی شیوه ی حل مسائل زندگی بود ک من کمال گراییمو روش کار کردم ک درمانش کنم و بگم میشه بدون داشتن تجربه کاری شروع کرد و لازم نیس از همون ابتدا من بهترین باشم ب محض اصلاح این باور ب جایی هدایت شدم ک باعث شد دقیقا سر جای خودم قرار بگیرم

    چون من کارای عملیم خوب نبود اما بخش داخلیم عالی بود چون هم یه عاااالمه وبینار دیده بودم و هم این ک تهران دوره دیده بودم، بعد باور محدود کنندم این بود ک چون تجربم کمه و کار عملیم اوکی نیس کار پیدا نمیشه و من باید وایسم تا عملیم درست شه بعد برم دنبال کار، اما من با حل این مسئله ، ک نه، میشه از همینجا شروع کرد و لازم نیس پرفکت پرفکت باشی ب جایی هدایت شدم ک اون دکتر دقیقا مشکلش مباحث درمانی بود و دنبال کسی بود ک از نظر داخلی خوب باشه و خودش ب زبون گفت ک من خودم جراحی میکنم و نیاز ب کسی دارم ک علم داخلی و درمانش عالی باشه و این قضیه برام مهمه و حتی اگ عملیش کامل عالی نباشه مشکلی ندارم و من اصلا دنبال همچین ادمی بودم ک داخلیش خوب باشه…

    اینم معجزه بود و من تا خونه اشک شوق میریختم

    هم سرکار میرفتم هم کارای پایان نامه را میکردم وب خدا میگفتم من میخوام بهترین دامپزشک بشم

    اون کلینیک خوب بود ولی خو ابزار تشخیصی خاصی نداشت و خیلی جای مانور برای دکتر داخلی نداشت…

    اما من همچنان میرفتم و میگفتم برای شروع خوبه

    شهریور ک دفاع کردم

    یک ماه بعدش بخاطر قضیه حجاب کلینیک پلمپ شد و دکترش هعی به من می گفت صب کن تا بگم بیای…

    خلاصه ک یک ماه گذشت و من سرکار نمیرفتم، بم الهام شد ک با حقوق این دو سه ماه برو وسایل مورد نیاز برای ویزیت در محل را بخر

    من رفتم خریدم و تو دیوار اگهی گذاشتم، چندجا رفتم ویزیت ، خیلی سخت بود، چون حس میکنم تکاملمو تو ویزیت کردن طی نکرده بودم ، خیلی بم فشار میومد، نمیتونستم عالی عمل کنم ولی اونم در نهایت تجربه خوبی بود، بعد دوجا ویزیت رفتن، یه دوستام ک پدرش دامپزشک بود گفت تو گروه گذاشتن یه عده دارن بدون مجوز تو دیوار کار میکنن و دارن میگردن اونارا پیدا کنن، منم ترسیدم و سریع اگهی را پاک کردم( من شماره نظام داشتم ولی هنوز مجوز کار نگرفته بودم، باید یه سری دوره میرفتم و بعد مجوز میگرفتم و چون هنوز دوره ها تموم نشده بود ، مجوز نداشتم)

    بعد گفتم خدا چرا هرچی میرم ب بن بست میخورم؟

    چرا نمیشه؟

    اخر ابان بود…

    الهام شد حالا ک نمیشه خدا میخواد بهت بگه بشین برای تخصص بخون…

    منم شروع کردم ب خوندن تا اول اسفند ک کنکور بود…

    بیس خوبی داشتم چون تو طول تحصییل دوره عمومی کلییی وبینار دیده بودم و با لذت یه عالمه چیز یاد گرفته بودم در نتیجه با 4 ماه تلاش بنطرم میشد ک قبول شم…

    کنکور را دادم و دو روز بعد یه جای جدید رفتم سرکار(تو بهمن از یه جا بهم زنگ زدن ، گفتن ما میخوایم کلینیک بزنیم و فلانی شمارو معرفی کرده و میشه بیاین برای بخش داخلی‌‌…و ما دستگاه رادیو و سونو داریم منم گفته بودم بعد کنکور میام، اون دکتر اصلی هم چون بی سواد بود و مامانش براش کلینیک زده بود و هیچی بلد نبود و تکامل را اصلا طی نکرده بود کلینیک را بسته نگه داشت تا اسفند بشه و من برم و در کلینیک را باز کنه، 7 ماه داشت اجاره میداد ولی کلینیک بسته بود، چرا؟ چون چیزی بلد نبود ک بتونه کار کنه‌…، تازه شروع کرده بود ب خوندن ولی تکاملشو برای کلینیک زدن طی نکرده بود)

    منم از اسفند رفتم ولی نمیدونستم کلینیکی ک تازه تاسیس هس ، کیس نداره، راهش خیییلی دور بود و تقریبا هیچ فایده ای برام نداشت…

    ن تجربه بم میداد ن پول خوب…

    اردیبهشت سر یه بحثی اومدم بیرون‌…

    و نا امید شده بودم‌ و میگفتم تو این شهر نمیشه کار کرد تا این ک یکم بعدش نتایج اومد

    من دعوت ب مصاحبه شده بودمممممممم

    باورتون میشه؟؟؟

    کلا 3 تا دانشگاه و کلا 8 نفر دولتی میتونن تخصص داخلی بخونن

    یعنی انقدر بنظر سخت و نشد میاد

    اما من ب خدا ایمان داشتم..

    تا این اتفاق افتاد گفتم شاید باید میومدم بیرون از اون کار ک برای مصاحبه بخونم، نشستم برای مصاحبه خوندن…

    مقاله پایان نامه هم داشتم ک اونم یه رزومه قوی بود ک البته همینم معجزه خدا بود و من ذره ای اذیت نشده بودم براش…

    برای مصاحبه گفته بودن، پارتی میخواد، دولتی ک نمیگیره ب این اسونی…

    ولی من ایمان داشتم بارهااااا اون فایل رایگان استاد ک داستان حضرت موسی را میگند گوش دادم و میگفتم میشه…

    و دوره جهان بینی توحیدی را تا مصاحبه مدام گوش میدادم و میگفتم باید ایمان داشت و فایل رایگان کلید اجابت دعا را بارهااااا و بارررررها گوش دادم ک استاد از زکریا میگن ک بچه میخواسته و میگفته منطق میگه نمیشه اما خدا در جواب میگه میشه و …، فقط باید باورتو ب قدرت من تغییر بدی…

    و همش مینوشتم خدا پارتیه منه، خدا ماموراش را میفرسته تا منو قبول کنن…

    چون از نظر رتبه ای واقعا معلوم نبود بشه و شاید حتی احتمالش کم بود…

    روز مصاحبه مدام اون ایه را با خودم میگفتم ک استاد تو تفکر در قران کریم تو داستان حضرت موسی میگن…:

    قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَهً مِّن لِّسَانِی* یفْقَهُواْ قَوْلِی

    مصاحبهههه عالی شد من همهههه را عالی جواب دادم، خدا یه کاری کرده بودن اونا یه چیزایی بپرسن ک من مسلطم…

    و راستی اینو یادم رفت بگم

    از بچه هایی ک مصاحبه این شهر رفته بودن پرسیده بودم و اونا گفته بودن، وای فلان استادش خیلی بده و خیلی اذیت میکنه و .. اما من گفتم اونم خدا درست میکنه و بش اصلا فک نکردم

    باورتون میشه بگم در عین ناباوری ، اون روز اون استاد نتونسته بود بیاد؟ و مصاحبه من عالی تر اونچه فکر میکردم پیش رفت؟

    و خلاصه من اون روز خیلی خوشحال بودم و دوباره معجزه را حس کردم…

    اما چند روز بعد نجواها شروع شد و هعی بهم میگفت چون رتبت عالی نیس شاید نشه و گاهی نگرانی سراغم میومد و هعی خودمو مقایسه میکردم و هعی میگفتم اگ نشه چی…، فلانی پارسال قبول شد یا فلانی ک واسه تخصص نخوند حداقل سرکاره…

    اما هعی دوره احساس لیاقتو گوش میدادم و سعی میکردم گفت و گوهای ذهنیم را کنترل کنم (جلسه 2 احساس لیاقت) اینستامم از رو گوشیم حذف کردم ک هعی خودمو مقایسه نکنم (جلسه 1 دوره ی احساس لیاقت) و ورودی منفی ندم(این کار خیییییلی برام سخت بود چندینننننن ساله میخواستم حذف بکنم و نمیکردم، اما دیگ گفتم زهرا ، دلیل این ک اون نتایج خیلی بزرگ را نمیگیری برای اینه ک به همه ی حرفای استادا عمل نمیکنی ، باید اینستا را حذف کنی…و وقتی حذف کردم ب چه ارااااامشی رسیدم، انگار واقعا تمرکزم رفت رو زندگی خودم و از این که هعی خودمو مقایسه کنم نجات پیدا کرده بودم)

    اینم بگمممم ستاره قطبی را هم انجام میدادم(دوره 12 قدم را از شهریور 1403 شروع به خرید کردم تا قدم 5 و 6 را کار کردم اما بقیشو دیگ گوش نداده بودم چون از عملکرد خودم راضی نبودم و میگفتم من حرفا استادا کامل انجام ندادم، دوره تموم کردن مهم نیس ک ، مهم اجرا کردن هست…)

    خلاصه در جواب این سوال ک چرا نتیجه بزرگ نمیگیرم ب این نتیجه رسیدم ک

    اولا اینستارا پاک نکردم و ورودی هامو کنترل نکردم

    و دوم این ک با وجود این ک فایل های استاد را مداااام گوش میدم اما بازم حواسم ب اصل مهم احساس خوب داشتن اصلا نیست  و هعی میگم خدا چی میشه؟

    تخصص میشه نمیشه؟

    عقب نیفتم و ….

    و در جهت اصلاح همین دو مورد ، هم اینستا را پاک کردم و هم صبح ب صبح ک بیدار میشدم میگفتم

    وظیفه ی امروز تو اینه ک اگاهانه رو نکات مثبت تمرکز کنی و احساس خودتو خوب نگه داری، هیچ کار دیگم ک نکردی مهم نیست ولی احساست باید خوب باشه و فایل گوش دادن تنها کافی نیس باید تک ب تک حرفای استادا اجرا کنی و دوباره از صفر به طور جدی دوره 12 قدم شروع کردم، الان قدم 2 قسمت 4 هستم

    و به شدت این یک ماه اخیر رو بحث تجسم کار کردم(قسمت دو جلسه 2 دوره ی دوازده قدم) و الان بهتووون میگم ک

    من تخصص داخلی قبووووول شدم

    دو روز پیش نتایج اومد

    و من دو روزه ک تو هوا هستم…، نمیدونین چقدر اشک شوق ریختم، چقدر وجود خدا را دوباره احساس کردم…

    من ن پارتی داشتم، ن واسه خوندن اذیت شدم(برخلاف کنکور سراسری 7 سال پیش)، ن مدرک زبان داشتم(به خاطر مسائلی ک تو ایران پیش اومد امتحان زبان عقب افتاد و من نتونستم مدرک زبان روز مصاحبه ببرم، تو مرداد مدرک گرفتم ک دیگ از مصاحبه گذشته بود…)، نه رتبم عالی بود…

    اما چون ایمااان داشتم ک خدا همه کمبودهارو جبران میکنه و تمرکزم رو چیزایی بود ک داشتم، اون اتفاق فووووق العاده برام رخ داد

    اون چیزایی که داشتم هم سواد فوق العاده بود چون وبینار زیاد دیده بودم به خصوص از همون استادی ک باهام مصاحبه کرد خیلییییی وبینار دیده بودم و همین باعث شده بود هرچی ازم میپرسه از گفته های خودش جواب بدم و برای همین خود استاد کیف کرده بود از این حجم از سواد بالینی و پشتکار‌…

    هم پایان نامم خیلی حرفه ای بود و هم مقاله Q1 از پایان نامم داشتم….(این ها هم همش بخاطر معجزاتی ک الان تعریف نکردم انقدر عالی شد و همین قدر بگم ک همه را خدا برام انجام داد و من هیچ زجری برای به دست اوردنش نکشیدم)

    مدام رو اینا تمرکز میکردم

    دقیقا مثل حصرت موسی ک ب خدا گفت تو زبون من را باز کن، مسیر را برام اسان کن، کاری کن اونا حرف منو بفهمن….

    از نداشته هاش نگفت…، رو کمبودها تمرکز نکرد

    قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَهً مِّن لِّسَانِی* یفْقَهُواْ قَوْلِی

    من با تمام قوا این کار را کردم

    و خدا مجدد برام ترکووووند

    اینارا نوشتم ک هم رد پا بشه و ایمان خودم قوی تر بشه و هم به شماها ک کامنتمو میخونید بگم

    به خدااا میشه ، به خداااااا قانون جواب میده، بگم باور کنین راهی اسون تر و لذت بخش تر عمل ب قوانین نیست ک شما را ب خواستتون برسونه

    شما میتونین خیلی اسوووون ب خواستتون برسین فقط ایمان میخواد ، ایمان قوی ک نگرانی را از شما دور کنه و باعث بشه حستون مثبت بشه…

    به چطورش فکر نکنین خدا از جایی ک تو مخیلتون نمیگنجه درستش میکنه…

    و از همه مهمترررر وقتی به یک ناخواسته برمیخورین با تمووووم وجود باور داشته باشین به الخیر فی ما وقع، من تمام اتفاقات به ظاهر بدی که برام افتاد را سعی کردم از یه زاویه ای ببینم که انگار یه نشونست، حتما خیریتی داشته که مثلا کلینیک پلمب شد یا از کلینیک دوم هم اومدم بیرون و میگفتم حتما خدا میخواد یه چیزی بهم بگه و همین بااااعث شد اتفاقات به ظاهر بد برای من زیبااااترین و بهترین نتیجه ممکن را رقم بزنه….

    قبولی تو تخصص اونم تو دانشگاه دولتی از نظر همهههههه ی هم رشته های من یه کار نشد و طاقت فرسا هست اما برای من به زیباترین و ساده ترین شکل رقم خورد، زحمت کشیدممم اما له نشدم، زجر نکشیدم، امیدوارم حس کرده باشین موفقیتی که بدون زجر کشیدن به دست میاد چقدررررررر شیرینه، چقدرررررر میچسبه، چقدررررررر ایمان ادمو به خدا و رب بودنش و قادر مطلق بودنش بیشتررررررر میکنهههه…

    خلاصهههههه که بخدا قانووووون 100 درصد جواب میده ذره ای شک نکنین اگه یه موقع هایی جواب نمیگیریم یه اشکالی تو کار خودمون هست

    باور کنین حرفای استاد را…، عمل کنین، این ک استاد انقدر تاکید رو ورودی ها میکنن واقعا مهمه…

    این ک گوش بدیم و عمل نکنیم تغییری ایجاد نمیکنه…

    معجزات وقتی برای من رخ داد ک من متفاوت فکر و عمل کردم…

    باور کنین ک میشه زجر نکشید و از مسیر لذت برد و به اسانی ب خواسته ها رسید….

    هنو خیلی از مسائل مونده ک باید حل کنم ولی خوشحالم ک تونستم یه نتیجه خیلی ملموس بگیرم و هعی به این تجربه استناد کنم و هعی ب خودم بگم قانون کار میکنه و واقعا باید از این مسیر بری اگ میخوای اسون ب خواسته هات برسی و زجر نکشی…

    استاد من واقعا نمیدونم چجوری باید تشکر کنم، گریم گرفته….، شما خود معجزه هستین، من با شما توحید را فهمیدم، خدا را شناختم….

    یاد گرفتم میشه هم خدارا داشت و هم از زندگی لذت برد….

    میشه خدا را با بند بند وجود حس کرد، لمسش کرد…

    واقعا واژه ها نمیتونن میزان خوشحالی من و قدر دانی من ازشما را بیان کنند…

    امیدوارم همیشههههه سلامتتتتتت باشین و حال دلتون عالی باشه و ما دانشجوهاتون بتونیم تا ابد ازتون یاد بگیریم

    مریم جان ، از شما هم بسیار ممنوووونم، من با صحبت های شما تو دوره ی شیوه ی حل مسائل زندگی تونستم کمال گراییمو کنترل کنم و تاحدی حلش کنم و هر روز دارم بیشتر روش کار میکنم…

    چون پاشنه اشیل من هست و باید تا اخر عمر روش کار کنم…

    خدا برامون حفظتووووون کنهههه

    بی نهاااااااایت دوستتون دارمممممممممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      خانم اکبرزاده گفته:
      مدت عضویت: 1311 روز

      سلام ودرود به دوست عزیزم

      سپاسگزارم از کامنت فوق‌العاده العاده تون که انگار خداوند از طریق شما سوالهای ذهنی مرا جواب گفت و بسیار آرام شدم و امیدوار که هر چه پیش آمده خیریتی در آن هست که الان

      نمی دانم اما نتایج عالی اش در آینده مشخص خواهد شد .

      ● به صورت معجزه هدایت شدم به نوشته نابت

      سایت چند بار انگار صفحات مختلف را خود به خود رد می کردو من متعجب صفحه که ثابت شد

      در اصل بخش دیگری بودم حس کردم مطلب مهمی هست که بخوانم و دقیقا وسط کامنت شما در صفحه نمایان شد تا آخر خوندم و بعد برگشتم از اول بخونم .

      مرسی خواهر جون از قبل ها برام کامنت نوشتی الان که نیازم هست هدایت شوم معجزه وار به خواندنش با عشق

      به خداوند اعتماد کنیم که ما را به بهترین مسیر و آسان ترین مسیر هدایت می‌کند.

      در پناه حق به همه خواسته ها و اهدافتان به آسانی و معجزه وار برسید .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      Zahra گفته:
      مدت عضویت: 1559 روز

      سلام زهرای عزیز

      چقدر خوشحال شدم که کامنت گذاشتن و من هدایت شدم به کامنت شما و چقدررر لذت بردم از خواندنش و از اینکه تونستن ذهنتون رو کنترل کنید که به خدا ایمان داشته باشید و نتیجه دلخواهتون رو خدا بهتون بده

      و ارزوی بهتر از اینها دارم برای شما در زندگیتان

      فردا یک روز عالی هست بذای من چون روز اول که من میخام برم سر کار انشالله منم تا یک ماه اینده بیام و از نتایجم بگم انشاله فردا خدا برای منم عالی بسازه و منم بتونم به درامد برسم و بتونم عالی ثروت خلق کنم و اروز خودم که مستقل شدن هست برسم

      کامنت شما دوستان از نتایجتان عالی به ما انگیره میده لطفا همیشه بنویسید

      من خودم در حد ی که نتیجه میگیرم می نویسم که شایدبرای کسیباعث انگیزه باشم

      انشالله اگر فردا همه چیز را خدا مسخر من کرد منم تا اخر ماه اینده میامو نتایجمرو می نویسممممممم🫡🫡🫡🫡🫡🫡

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        زهرا گفته:
        مدت عضویت: 2533 روز

        سلاااام

        خیلی ممنووون زهرا جان

        بازخورد شما هم کلی به من انرژی داد ک باز هم بیام و از نتایجم بنویسم….

        انشاالله ک شما هم مووووفق باشین و سرکارتون اونجور ک میخواین پیش بره و بیاین و از نتایج عالیتون بنویسین.

        اگ ایمانتون را حفظ کنین و حالتون خوب باشه مطمئن باشین همه چی به نفع شما تموم میشه حتی اگ یک درصد ان اتفاق ظاهر قشنگی نداشته باشه…

        فقط و فقط سعی کنین حالتون خوب باشه بقیشو خود خدا درست میکنه

        شاد و موفق باشین

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    مهدی کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 683 روز

    دوره روانشناسی ثروت 1 سلام خدمت استاد عباسمنش وخانواده بزرگ عباسمنش میخوام ازاتفاقاتی که برام افتاده براتون بگم که من اصلا پول خرید این دوره راحتی نداشتم ولی باتمرین ستاره قطبی براحتی تونستم بخرم من پس از استفاده ازاین دوره بدهکاری هامو دادم برای اولین بار توزندگیم تونستم عرض چند ماه بالا 100ملیون پول پس انداز کنم دیگه از کسی پول قرض نکردم دیگه لازم نیست که وسایلی روبفروشم تا پولش رو بزنم به زخم زندگیم منی که لنگ هزار تومان بودم الان باپول رفیقم همیشه 500تومن پول رو تو کیفم دارم که احتیاج نباشه خرجش کنم چون توکارتم هم پول دارم خیلی خدارو سپاسگزارم ازاین همه تغییرات تازه اول راهه استاد من حالاحالاها باشما کاردارم ازشما استادبی نظیر هم سپاسگزارم که هر چی داشتی واسه ما روکردی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای: