نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -هاجر نخکو

    تحول کامل مالی، شغلی و سبک زندگی با عمل به آموزه‌های
    دوره ۱۲ قدم،
    قانون سلامتی،
    کشف قوانین زندگی،
    و شیوه حل مسائل زندگی

    من از سال ۹۸ با آموزه‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم. تا امروز دوره ۱۲ قدم، قانون سلامتی، کشف قوانین زندگی و شیوه حل مسائل زندگی را خریده‌ام و همراه همسرم روی آموزه‌های این دوره‌ها کار می‌کنیم.

    امروز دوباره چکاپ فرکانسی ۱۲ قدم را انجام دادم و زندگی امروزمان را با سال ۹۸ زمان شروع این مسیر مقایسه کردم و دیدم که چقدر پیشرفت کرده‌ایم؛ پیشرفتی که اگر ثبتش نکنم، واقعاً قدرش را نمی‌دانم.

    در سال ۹۸، همسرم بدهی سنگین بانکی داشت. چک‌های زیادی از من و خودش دست طلبکارها بود. مغازه پوشاک‌فروشی‌مان را جمع کرده بودیم و او شغلی نداشت؛ فقط گاهی با اسنپ کار می‌کرد. وضعیت مالی، روحی و امید ما اصلاً خوب نبود.

    اما با کار کردن روی آگاهی‌ها، الهامات یکی‌یکی رسید.
    همسرم ایده‌های جدید گرفت و با هدایت الهی، مسیرش را در حوزه حقوق پیدا کرد. در مهر ۹۸ در رشته حقوق دانشگاه ثبت‌نام کرد و ۲۳ بهمن ۹۸ مؤسسه حقوقی خودش را تأسیس کرد.

    و جالب اینکه قبل از شروع این مرحله جدید، طبق آموزه‌های استاد که همیشه تأکید داشتند «تا بدهی‌های خود را پرداخت نکنید، پیشرفتی رخ نمی‌دهد»، ما تمام بدهی‌ها را تا آبان ۹۸ تسویه کردیم و حتی خانه‌مان را هم از رهن بانک آزاد کردیم.

    امروز که پنج سال از کار کردن مستمر ما با این آگاهی‌ها گذشته، همسرم فوق‌لیسانس حقوق دارد، در کارش به‌طرز چشمگیری رشد کرده و مؤسسه‌اش حالا یکی از بهترین مؤسسات حقوقی اصفهان است؛ به لطف خدای بزرگ و آموزش‌های استاد عباس‌منش.

    در این پنج سال، زندگی ما از پایه متحول شد:
    ما یک باغ خریدیم.
    دو ماشین صفر داریم.
    پس‌انداز عالی و موجودی حساب بانکی‌مان بسیار خوب است.
    با آرامش، عزت نفس و اعتماد به خداوند، از زندگی‌مان واقعاً لذت می‌بریم.

    خدایا سپاسگزارم که ما را با این مسیر آشنا کردی. حالا با تمام وجود باور دارم که هر لحظه‌ای که به قانون عمل می‌کنیم، همان لحظه شرایط دلخواهمان را خلق می‌کنیم.

  • -بنیامین ترکمان

    رشد ارزشمندی درونی، ثبات شغلی و روابط عاطفی سالم با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    یکی از مهم‌ترین نتایج من از کار کردن با دوره ۱۲ قدم، احساس ارزشمندی و عزت‌نفسی است که در وجودم ساخته شده؛ نتیجه‌ای که به‌جرئت می‌گویم با هیچ دستاورد دیگری قابل مقایسه نیست.

    قبل از کار کردن با این آگاهی‌ها، در روابط کاری، دوستی و حتی عاطفی برای خودم ارزش قائل نمی‌شدم و همین مسئله «پاشنه آشیل» زندگی من بود. همیشه کمتر از یک سال در یک کار دوام می‌آوردم؛ یا با صاحب‌کار بحث می‌کردم یا اخراج می‌شدم. اما بعد از کار کردن روی بهبود شخصیت به کمک این آگاهی‌ها، توانستم سه سال در یک شغل بمانم و در نهایت هم با آرامش و به اختیار خودم از آن کار بیرون آمدم و شغل موردعلاقه‌ام را شروع کردم. آن هم با سرمایه‌ای حدود ۱۰ میلیون تومان. امروز بعد از فقط یک سال، سرمایه‌ام حداقل ۲۰ برابر شده و از نظر خودم این رشد یک معجزه واقعی است.

    در روابط عاطفی هم قبل از آشنایی با آگاهی‌های ۱۲ قدم، رابطه‌هایم بیشتر از دو ماه دوام نمی‌آورد؛ چون وابسته بودم. من طرف مقابل را همیشه بیشتر از خودم دوست داشتم، برای خودم ارزش قائل نبودم. مثلاً اول او باید غذا می‌خورد، سفر بدون او برایم زهرمار بود، اگر یک روز نبود انگار دنیا برایم تمام می‌شد. اما وقتی روی خودم کار کردم، به لطف خدا همه‌چیز تغییر کرد. امروز توانستم برای خودم ارزش قائل شوم، با خودم در صلح باشم، خودم را مهم بدانم، خودم را در اولویت قرار بدهم و وابسته نباشم. نتیجه؟
    روابط عاطفی‌ام ادامه‌دار، بالغ، محترمانه و لذت‌بخش شده‌اند.

    البته همان‌طور که استاد عباس‌منش می‌گویند: «پاشنه آشیل با یک‌مدت کار کردن کاملاً از بین نمی‌رود.» برای همین من هم می‌دانم که لازم است به طور منظم روی این موضوع کار کنم تا این تغییرات در شخصیت من تثبیت شوند.

    این احساس ارزشمندی عمیق که امروز در وجودم دارم، برای من بزرگ‌ترین معجزه مسیر دوره ۱۲ قدم است.

  • -moghadam

    بازسازی کامل زندگی در حوزه مالی، سلامتی، روابط و عزت‌نفس با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم، دوره قانون سلامتی، و دوره عزت نفس

    ورود من به «دانشگاه خودشناسی abasmanesh.com» در سال ۹۸ و با خرید دوره ۱۲ قدم آغاز شد. در شروع دوره، چکاپ فرکانسی‌ام را نوشتم و در طی کار کردن روی خودم با آگاهی‌های این دوره، آرام‌آرام تبدیل به یک انسان جدید با شرایط کاملاً جدید شدم؛ و امروز به این رشد و تغییرات به خودم می‌بالم.

    فایل‌های «سفر به دور آمریکا» و «زندگی در بهشت» دریچه‌ای تازه به رویم باز کردند و به من یاد دادند که می‌شود جور دیگری دید، جور دیگری باور داشت و جور دیگری زندگی کرد. یاد گرفتم می‌شود در تمام لحظات با خودت مهربان باشی و شرایط دلخواهت را خلق کنی. جمله استاد عباس‌منش که می‌گویند «همیشه با مدرک و نتیجه حرف بزنید»، تبدیل شد به محور زندگی من. حالا می‌خواهم بخشی از مدارک و نتایجم را از عمل به آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم در طی سه سال اخیر بگویم:

    در حوزه مالی
    قبل از شروع دوره ۱۲ قدم، تنها سرمایه من مقدار کمی طلا بود. اما در این مدت، ورودی مالی چشمگیری داشتم و الان صاحب ملک و ماشین هستم. این رشد مالی محصول مستقیم تغییر باورهایم و عمل به آموزه‌های این دوره بوده است.

    در حوزه سلامتی
    وضعیت سلامتی من با ورود به دوره قانون سلامتی شگفت‌انگیز شده است. هیچ قرص یا دارویی مصرف نمی‌کنم و طی حدود دو سال، حتی یک سرماخوردگی کوچک هم نداشته‌ام. بدنم سبک، قوی و پرانرژی است.

    در حوزه روابط
    امروز در روابط، قابل‌قیاس با گذشته نیستم. منِ همیشه منتقد و توقع‌دار، تبدیل به فردی شده‌ام که به عقاید همه احترام می‌گذارد، با همه دوست است و حضور دیگران را در جهان می‌پذیرد. این تغییر، ثمره مستقیم کار کردن روی خودم با آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم بوده است.

    در ارتباط با خداوند
    سال ۹۸ وارد سایت شدم چون دنبال شناخت خدا بودم؛ فردی ضعیف با باورهای پوسیده. اما آرام‌آرام، خدای درونم تبدیل شد به همراه، همدم و راهنمای دائمی من. هنوز هم این مسیر جای رشد دارد، اما آرامش عمیق درونم نشان می‌دهد که چقدر جلو آمده‌ام و چقدر این مسیر الهی درست بوده است.

    در حوزه عزت‌نفس
    با کار کردن روی دوره عزت نفس تغییر عظیمی در من اتفاق افتاد. تجربه یک سال زندگی در ملبورن استرالیا، برای من تبدیل شد به نقطه عطف. با اینکه زبان را به‌درستی بلد نبودم، اما دوستان زیادی پیدا کردم، گواهینامه استرالیا را گرفتم، کارهای داوطلبانه انجام دادم و مسیرهای تازه‌ای از اعتمادبه‌نفس را در خودم فعال کردم. این حضور در محیط‌های جدید، کلاس‌ها، مهمانی‌ها و تعامل با افراد غریبه، نشانه واقعی رشد من بود و استارت همه این‌ها در دوره عزت نفس زده شد.

    سفر به ملبورن باعث شد قسمت بزرگی از سد کمبود عزت‌نفس در من فرو بریزد و در کنترل ذهنم توانمندتر شوم. باوری در من تقویت شد که هیچ‌چیز نمی‌تواند مانع رشدم شود. این باور که همیشه همراه من بوده و با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش، هر روز قوی‌تر می‌شود.

    امروز، وقتی به مسیر سه‌ساله‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم زندگی‌ام در تمام ابعاد مالی، سلامتی، روابط، عزت‌نفس و ارتباط با خدا به‌طور کامل بازسازی شده است. همه این‌ها به لطف عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش و ادامه‌دادن مسیر رشد بوده است.

  • -ژاله نقوی علائی

    رهایی از بدهی، بهبود خانواده، رشد مالی و آرامش درونی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من در ابتدای آشنایی با آموزه‌های استاد عباس‌منش، تازه از همسرم جدا شده بودم. از هر طرف با بدهی‌های ریز و درشت و طلبکارها احاطه شده بودم. بچه‌هایم از لحاظ روحی شرایط بسیار بدی داشتند. خودم چاق و مریض بودم و عملاً هیچ‌چیز نداشتم. اما امروز که سه سال از آن روزها گذشته و این مدت را با کار کردن روی آموزه‌های استاد و ورود به دوره ۱۲ قدم گذرانده‌ام، زندگی‌ام چیزی شبیه یک معجزه است. بخشی از نتایج و تغییراتم را می‌نویسم:

    ۹۰ درصد بدهی‌هایم را پرداخت کرده‌ام؛
    سلامت، زیبا و خوش‌هیکل شده‌ام؛
    بچه‌هایم وضعیت روحی فوق‌العاده‌ای دارند؛
    رابطه‌ام با همسر سابقم کاملاً محترمانه و آرام است؛
    یک شرکت موفق و با اعتبار دارم؛
    یک پارتنر فوق‌العاده از همه‌نظر کنارم هست؛
    یک دفتر کار در بهترین نقطه شهر با بهترین دیزاین دارم؛
    اخیراً مدیر فروش بزرگ‌ترین پروژه ساخت‌وساز شهر شده‌ام؛
    با تمام اعضای خانواده‌ام که سال‌ها با من قهر بودند رابطه‌ای عالی دارم؛
    اعتمادبه‌نفسم چندین برابر شده و پرسنل عالی همراه من هستند؛
    رابطه‌ام با خدا بسیار عمیق‌تر و معنوی‌تر شده و آگاهی‌ام نسبت به گذشته به‌شدت افزایش یافته؛
    با طبیعت و کائنات ارتباطی بی‌نظیر پیدا کرده‌ام؛
    کنترل ذهنم فوق‌العاده شده؛ قبلاً اصلاً کنترل ذهن نداشتم، اما حالا در ۸۰٪ مواقع ذهنم را هدایت می‌کنم؛
    و چون فرکانسم تغییر کرده، تقریباً تمام دوستان قبلی‌ام خودبه‌خود از زندگی‌ام حذف شده‌اند و من از این بابت کاملاً خوشحالم، چون حالا در مدار بسیار بهتری هستم.

    استاد عزیز عباس‌منش، برای همه آنچه تا کنون از شما آموخته‌ام و برای هر آنچه در ادامه مسیر خواهم آموخت، از صمیم قلب سپاسگزارم.

  • -امیر کاظمی منش

    تحول مالی، سلامتی، ایمان و بازگشت به مسیر درست با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    بنده چند سال است که عضو سایت abasmanesh.com هستم. البته مدت‌ها قبل از عضویت رسمی، با استاد عباس‌منش آشنا بودم و تا کمتر از ده ماه پیش تقریباً تمام فایل‌های شما را—حتی محصولاتی که غیرقانونی به دستم رسیده بود—دیده و شنیده بودم. صادقانه می‌گویم هیچ صحبت یا فایلی نبود که استاد عباس‌منش تولید کرده باشند و من نشنیده باشم. اما با وجود این حجم از گوش دادن، مطلقاً هیچ نتیجه‌ای نداشتم.

    سال ۹۵ یک شکست بزرگ کاری زندگی‌ام را زیر و رو کرد. تمام نتیجه هفت سال کارم از بین رفت. به‌شدت افسرده شدم، قند و چربی و فاکتورهای پزشکی‌ام به‌هم ریخت و روزانه حدود ۱۵۰ قرص مصرف می‌کردم. در دوران پاندمی با وجود احتیاط شدید، بیمار شدم، ریه‌ام درگیر شد، کار به بستری شدن و تزریق‌های سنگین رسید و مدتی به نبود خودم فکر می‌کردم.
    در کارم خرید و فروش ملک در تهران در رکود کامل گیر افتاده بودم. سالی یکی دو معامله با زور انجام می‌دادم و هیچ پیشرفتی نداشتم. می‌دیدم اطرافیان با سرعت رشد می‌کنند و من انگار با زنجیر بسته شده‌ام. این وضعیت باعث سقوط عزت نفس و رفتارهای ناشی از آن شده بود که گفتنش مایه شرمساری است.

    اوایل فروردین، همسرم برای اولین بار درباره استاد عباس‌منش از من پرسید. چند فایل به او دادم و گفت: «عجب استادی!». با خوش‌خدمتی برایش یک جلسه از دوره ۱۲ قدم را فرستادم. چند دقیقه نگذشته بود که با ناراحتی برگشت و گفت:
    «این فایل را از کجا دزدیده‌ای؟ مگر نمی‌بینی استاد می‌گوید راضی نیست؟ چطور محصول خریدنی را بدون پرداخت بها گوش می‌کنی؟»

    همان لحظه به‌قدری لرزیدم و از خواب غفلت بیدار شدم که از خودم منزجر شدم. چطور بارها کلام استاد را شنیده بودم اما هیچ اثری نکرده بود، اما همسرم در همان چند دقیقه واکنشی این‌چنین پاک و درست داشت؟
    دو سه ماه حتی دستم نمی‌رفت فایل‌های استاد را پخش کنم. از تصویر ایشان هم خجالت می‌کشیدم.

    اما همه آن وضعیت‌های بد ادامه داشت… تا ۱ تیر ۱۴۰۲.

    در آن روز، انگار یک طوفان روحی در من بیدار شد. تصمیم گرفتم این‌بار از مسیر درست شروع کنم.
    در فایل‌های شما شنیده بودم:
    «اگر می‌خواهی شروع کنی، از همین الآن شروع کن. فردا و شنبه و سرماه دیر است. همین امکانات فعلی کافی است.»

    و شنیده بودم:
    «در کاری که می‌خواهی شروع کنی، اول مدتی برای دیگران کارآموز یا کارگر باش تا با هزینه آنان یاد بگیری.»

    دوستی داشتم که کار اجرایی ساختمان داشت. هنوز تصمیم نگرفته بودم تماس بگیرم که همان لحظه خودش تماس گرفت! گفت بیا ببینمت. رفتم و گفتم می‌خواهم طبق توصیه استاد، کارآموز سر پروژه‌ات باشم. با روی باز پذیرفت.
    این اولین معجزه بود؛ نه بعد از سال‌ها گوش دادن فایل‌های غیرقانونی، بلکه بعد از پشیمانی واقعی و شروع از مسیر درست.

    از همان روز با فایل‌های هدیه سایت شروع کردم. تصمیم گرفتم کلام به کلام اجرا کنم.
    درونم دگرگون شد؛
    با وجود اینکه ظاهراً اتفاق خاصی نمی‌افتاد، اما اعتمادبه‌نفس، آرامش، ایمان و انرژی بازگشت.
    شرایط ظاهری سخت بود؛ منِ سازنده سابق، حالا کارآموز رایگان بودم. اما به یاد شروع استاد در بندرعباس افتادم… و آرام می‌شدم.

    ماه‌ها گذشت و نتایج عجیب یکی‌یکی ظاهر شد:

    ایمانم بازگشت.
    خدا در زندگی‌ام زنده شد.
    امیدم بازگشت.
    روحیه‌ام احیا شد.
    هدایت الهی در زندگی‌ام جاری شد.

    و معجزه‌های واقعی:

    مشکل دیسک گردنم کاملاً درمان شد.
    وزنم با رژیم و ورزش بیش از ۱۵ کیلو کم شد.
    فاکتورهای پزشکی‌ام ۹۰٪ نرمال شد.
    مصرف ۶۰ قرص اعصاب در ماه را در ۱۰ روز ترک کردم.
    افسردگی‌ام برای همیشه از بین رفت.
    یک شب فقط با ذکر «یامن اسمه دوا و ذکره شفا» در لحظه از تب و سرماخوردگی شدید شفا گرفتم.
    چند اتفاق بزرگ مالی، اداری و حتی دریافت یک ویزای مهم رخ داد.
    کارها به طرز باورنکردنی روان شد.

    اما نقطه اوج:
    ده‌ها فایل ملکی بررسی می‌کردم تا اینکه ۱۰ دی یک آپارتمان گران‌قیمت‌ام با پول نقد فروش رفت و همان شب بهترین ملک کلنگی ممکن را قولنامه کردم—ملکی با سودآوری چند برابر املاک مشابه.
    برای پرداخت باقی وجه، هیچ مشتری نبود. فشار زیاد بود اما به خدا سپردم.

    ۲۰ اسفند شب با خدا صحبت کردم که: «نمی‌خواهم شروع کارم به ضرر کسی باشد… اگر تا اینجا رساندی، ادامه‌اش را هم تو درست کن.»

    صبح فردا مشتری دست‌به‌نقد برای ملک دوم آمد.
    شرایط سختی گذاشتم که مطمئن شوم برکت الهی است:
    ۶۰٪ نقد روی قرارداد، ۱۰ روزه دفترخانه، بدون تخفیف، بدون تحویل کلید.
    همه را قبول کرد.
    روز بعد چک را گرفتم.
    ۲۷ اسفند کل مبلغ نقد شد.
    ۲۸ اسفند سند ملک جدید آماده شد و نقداً پرداخت کردم.
    اتفاقی که در ۳۰ سال فعالیت ملکی، نه دیده بودم و نه شنیده بودم.
    اکنون دوره ۱۲ قدم را از ابتدا و به‌صورت رسمی و درست شروع کرده‌ام و قدم اول هستم.

    اگر این نوشته هدایت یک نفر شود، من وظیفه‌ام را نزد پروردگار و استاد عزیزم انجام داده‌ام.

  • -مریم عبدلی

    رشد مالی، آرامش عمیق و شکوفایی فردی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من اواخر سال ۱۴۰۰ وارد سایت شدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم. در شروع مسیر، کل پس‌انداز زندگی من فقط دو میلیون تومان بود، اما تصمیم گرفتم قدم اول دوره ۱۲ قدم را بخرم. کار کردن با آموزش‌های این دوره، همان سال اول تغییرات زیادی در زندگی‌ام ایجاد کرد. هزینه‌های غیرمترقبه و هزینه‌های دارو و درمانم به‌طور چشمگیری کم شد و علاوه بر اینکه خیلی راحت توانستم تمام قدم‌های دوره ۱۲ قدم را خریداری کنم، موفق شدم دو دوره ارزشمند دیگر را نیز تهیه کنم.

    در همین سال ماشین صفر خریدم، از لحاظ روحی آرامش بسیار بیشتری داشتم و بخش بزرگی از روزهایم با شادمانی و احساس خوب سپری می‌شد. اواخر سال ۱۴۰۱ که با دوستم صحبت می‌کردم به او گفتم: «سال ۱۴۰۱ بهترین سالی بوده که تا حالا تجربه کرده‌ام.» چون در آن سال فهمیدم اگر باورهای قدرتمندکننده بسازم، از هدایت‌های همیشگی خداوند استفاده کنم، ذهنم را مدیریت کنم و از داشته‌هایم لذت ببرم، تمام خواسته‌هایم خودبه‌خود وارد زندگی‌ام می‌شود. همین درک، آرامش عمیقی به من داده بود.

    اما امروز که سال ۱۴۰۲ هم به پایان رسیده، با جرأت می‌گویم سال ۱۴۰۲ از هر نظر مالی، سلامتی، روابط، حال خوب، امید به آینده و… به‌مراتب بهتر از سال قبل بوده است.

    در سال ۱۴۰۲ به لطف خداوند، کارگاه هنری خودم را در یکی از اتاق‌های خانه‌ام راه‌اندازی کردم؛ در زمینه کسب‌وکار شخصی‌ام آموزش دیدم و در کنار کار کارمندی‌، کار هنری خودم را نیز استارت زدم. کاملاً سالم هستم، وزن ایده‌آل خودم را دارم و مهم‌تر از همه، حال خوب، شادی و امید به آینده‌ام به حدی زیاد شده که اصلاً قابل مقایسه با سال قبل نیست.

    امروز با افتخار می‌گویم این مسیر، زیباترین هدایت زندگی من بوده و هر قدمی که با آگاهی‌های استاد عباس‌منش برداشتم، به لطف خداوند، مرا به نسخه‌ای بهتر از خودم تبدیل کرده است.

  • -احمد فرهنگیان

    نتایج درخشان هفت‌ماهه با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    تعهد داده بودم که به مدت هفت ماه فقط روی دوره ارزشمند ۱۲ قدم تمرکز کنم و اولین روز سال ۱۴۰۳ بیایم و از تغییرات و نتایج این مدت بنویسم. من از اول مرداد ۱۴۰۲ قدم اول را شروع کردم و تا پایان سال ۱۴۰۲ تا پایان قدم ششم را کار کردم و به امید خدا قرار است در ایام عید، قدم هفتم را آغاز کنم.

    اما حالا وقت آن رسیده درباره تغییرات شگرفی بنویسم که در طی این هفت ماه، در اثر عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم در زندگی‌ام اتفاق افتاده است:

    من هدف گذاشته بودم که درآمد سالانه‌ام به یک میلیارد تومان برسد و امروز وقتی جمع‌بندی کردم دیدم درآمد سالانه من به یک میلیارد و سیصد میلیون تومان رسیده و حتی از هدفم هم فراتر رفته‌ام.

    اول مرداد یعنی هفت ماه پیش وقتی دوره ۱۲ قدم را شروع کردم، فقط ده میلیون تومان پول داشتم و کلی بدهکار بودم. اما حالا بعد از هفت ماه، تمام بدهی‌هایم صفر شده و پنجاه میلیون تومان پس‌انداز دارم.

    در این مدت، کسب‌وکار خودم را راه انداختم و از آن لذت می‌برم؛ کاری که همیشه آرزویش را داشتم.

    تا قبل از شروع ۱۲ قدم، سفر رفتن و سوار شدن به هواپیما برایم یک آرزوی دور بود؛ اما در همین هفت ماه، یک سفر رویایی با هواپیما به جزیره کیش رفتم و در هتل چهارستاره اقامت داشتم.

    هفت ماه پیش اضافه‌وزن داشتم اما الان در وزن و اندام ایده‌آلم هستم؛ چون دوره ارزشمند قانون سلامتی را نقداً از سایت خریدم و دقیقاً طبق آن زندگی می‌کنم.

    هفت ماه پیش، ماهی دو بار مریض می‌شدم اما حالا هفت ماه است که کاملاً سالم هستم.

    هفت ماه پیش، هفته‌ای دوبار با همسرم دعوا می‌کردیم؛ اما حالا عشق، آرامش و صمیمیت زیبا، پایه اصلی رابطه‌مان شده.

    هفت ماه پیش با خدا دعوا داشتم و مدام می‌گفتم چرا بلا سرم می‌آوری؛ اما حالا زندگی‌ام آن‌قدر روان و پرنعمت شده که احساس می‌کنم روی دوش خدا نشسته‌ام. کافی‌ست چیزی را بخواهم؛ غیرممکن است که به من نرسد.

    نتایجم واقعاً زیاد، روشن و درخشان است. اما چون تعهد داده بودم، خواستم قسمتی کوچک از این برکت‌ها را اینجا بنویسم.
    خدایا شکرت برای این مسیر زیبا.

  • -مهدی و مینا

    دستیابی به نتایج غیرممکن و معجزه‌آسا با عمل مستمر به تمرین ستاره قطبی در دوره ۱۲ قدم

    الان حدود ۹ ماه است که دارم روی دوره ۱۲ قدم کار می‌کنم و هر روز به‌طور منظم تمرین ستاره قطبی را انجام می‌دهم. نتایجی که از این آگاهی‌ها و این تمرین گرفته‌ام، واقعاً باور نکردنی است. خداوند در این مدت کارهایی برای ما انجام داده که از نظر همه اطرافیانم «غیرممکن» بوده است.

    من و همسرم هر دو فرهنگی هستیم. همسرم توانست بدون سابقه کاری کافی و در همان سال اول، انتقالی بین‌استانی بگیرد؛ در حالی که تمام افراد اداره می‌گفتند انتقالی زیر پنج سال سابقه یا پیش از پایان تعهد، کاملاً غیرممکن است. اما با تمرین ستاره قطبی و توکل، همان غیرممکن به ساده‌ترین شکل ممکن شد.

    ما نه ماشین داشتیم و نه پولی برای خرید آن. در تمرین ستاره قطبی فقط از خداوند یک وسیله برای رفت‌وآمد می‌خواستم و بعد به‌طور کاملاً معجزه‌آسا، توانستیم ماشین‌دار شویم؛ چیزی که در ظاهر هیچ راهی برایش نبود.

    امروز از ته دل به این باور رسیده‌ام که می‌توانم زندگی‌ام را خودم بسازم و در این مسیر، خدای بزرگ همیشه کنارم هست. هرچه را با ایمان و سپاسگزاری بخواهم، خداوند در بهترین زمان و به ساده‌ترین شکل به من می‌بخشد.

  • -حسین و سکینه

    ازگشت به مسیر، جهش مالی و برآورده شدن خواسته‌ها با عمل دوباره به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    مدت یک سالی می‌شود که قدم اول دوره ۱۲ قدم را با همسرم تهیه کردیم. دو ماه اول با جدیت و تعهد کامل جلسات دوره را گوش می‌دادیم و به آموزه‌ها عمل می‌کردیم و همان زمان نتایج فوق‌العاده‌ای وارد زندگی‌مان شد؛ نتایجی مثل روابط زیباتر، احساس آرامش عمیق‌تر، پیشنهاد شغلی عالی با درآمد بسیار بهتر و… تا جایی که درآمد ماهانه من چهار برابر شد.

    اما بعد از مدتی، جدیتم برای ادامه آموزش‌ها کم شد، روی خودم کار نمی‌کردم و به همان نسبت، نتایج هم کمتر شد. فروش روزانه‌ام کم و کمتر شد تا جایی که تقریباً به صفر رسید.

    تا اینکه یک روز فایل «چگونه در عرض یک سال درآمد خود را چند برابر کنیم» را نگاه کردم و دوباره تعهد، انگیزه و دلیل موفقیت‌های قبلی‌ام را به یاد آوردم. همان‌جا تصمیم جدی گرفتم که دوباره شروع کنم. الان کمتر از دو ماه است که با جدیت بالا آموزه‌های دوره ۱۲ قدم را اجرا می‌کنم و به قول استاد، برای کار کردن روی خودم «جهاد اکبر» راه انداخته‌ام. صبح و شب تمرین ستاره قطبی را انجام می‌دهم، با آگاهی‌های دوره باورهای قدرتمندکننده می‌سازم و تمرکز کامل گذاشته‌ام روی رشد کسب‌وکارم.

    و این‌ها بخشی از نتایجی است که فقط در همین دو ماه تجربه کرده‌ام:

    همسرم بعد از حدود یک سال صبر، باردار شده است.

    فروشی که تقریباً صفر شده بود، دوباره به اوج برگشته؛ فقط در دی‌ماه ۱۹۵ کارتن فروش داشتم.

    مشتری‌هایم یکی‌یکی بازگشته‌اند و دوباره از من خرید می‌کنند.

    یک عزیز بدون اینکه از او بخواهم، برای گسترش کسب‌وکارم کاری انجام داد که کمک بسیار بزرگی برایم بود.

    و مهم‌ترین نتیجه‌ام در این مدت کوتاه، خرید ماشین مورد علاقه‌ام است. این ماشین هدف اول امسال من بود و بعد از افت‌ها و مشکلات، کاملاً از آن ناامید شده بودم؛ اما خداوند دوباره به من ثابت کرد که اگر به هدایت و حمایتش ایمان بیاورم و مسیر درست را ادامه بدهم، همه چیز سر زمان درست به من می‌رسد.

    من از عمل به آگاهی‌های قدم اول به اندازه کافی نتیجه گرفته‌ام و حالا نوبت قدم بعدی است. با اشتیاق کامل وارد قدم دومِ دوره ۱۲ قدم می‌شوم و مطمئنم نتایج شگفت‌انگیز زیادی در راه است.

  • -زهرا

    تحول زندگی من با قدم اول دوره ۱۲ قدم

    روزی که خداوند مرا به سمت فایل «توحید عملی، قسمت ۶» هدایت کرد، حتی تصور نمی‌کردم این اتفاق آغاز یک تحول بزرگ در زندگی‌ام باشد. کمتر از یک سال بعد توانستم همه کارهای نیمه‌تمامی را که به‌سبب ترس رها کرده بودم و کارهایی را که هرگز به خاطر ترس شروع نکرده بودم، آغاز کنم و مهم‌تر از همه، هرگز فکر نمی‌کردم که از مسیری که اکنون از آن درآمد دارم، با این میزان آزادی زمانی و مکانی بهره‌مند شوم.

    پیش از آن سه سال عضو سایت بودم ولی صرفاً از محتوای عقل کل لذت می‌بردم و گاهی پرسش و پاسخ‌ها را می‌خواندم. سپس درگیر اتفاقات سیاسی و عضویت در گروه‌های فمینیستی شدم و کانون توجه‌ام به نکات منفی و مقاومت نسبت به هر چیزی مرتبط با دین کشیده شد. در همان زمان به‌دلیل حجم کارهای پژوهشی نمی‌توانستم روی کاری تمرکز کنم و درآمدی داشته باشم؛ در حالی که استقلال مالی برایم مهم بود. بنابراین شروع کردم به کار کردن روی عزت‌نفس و چند ماه بعد دوباره همان فایل «توحید عملی» را دیدم. با وجود جهت‌گیری‌های منفی‌ نسبت به استاد عباس‌منش، حس کردم تمام آگاهی‌ایی که مدت‌ها گم کرده بودم، در آن فایل وجود دارد. ناگهان خودم را دیدم که گریه می‌کنم و احساس می‌کردم چیزی را که سال‌ها گمش کرده بودم پیدا کرده‌ام. من خدایی را پیدا کرده بودم که با وجود مذهبی بودن خانواده‌ام، هرگز این‌گونه درباره‌اش نشنیده بودم.

    اکنون حدود یک سال از آن زمان می‌گذرد. از آن گروه‌های فمینیستی خارج شده‌ام و جهان ناخودآگاه ارتباطم را با دوستان قبلی قطع کرد. روزهای خاکستری‌ام رنگ گرفتند؛ توانستم مزه لذت و شادی را بچشم، از ته دل بخندم و از لحظه‌ها و اتفاق‌های کوچیک خوشحال شوم. برای اهدافی که سال‌ها به تعویق انداخته بودم قدم برداشتم و فایل‌های هدیه سایت را مدام گوش می‌دادم. کار مورد علاقه‌ام را آغاز کردم و قدم‌ها را یکی پس از دیگری برداشتم. حدود هشت ماه در مسیر اهدافم کار می‌کردم بدون اینکه درآمدی داشته باشم، اما به آنچه خدایم به من گفته بود عمل می‌کردم و ادامه می‌دادم. از همان روزی که کار بر روی باورهای مالی‌ام را شروع کردم، درآمدم نیز آغاز شد.

    دوره ۱۲ قدم اولین محصولی است که خریداری کردم و خیلی خوشحالم که با اولین درآمد خودم توانستم آن را تهیه کنم. اکنون از مسیری درآمد دارم که نه رشته‌اش را خوانده‌ام و نه مدرکش را دارم؛ تنها از خدا هدایت خواستم و دیدم مهارتی که سال‌ها پیش آموخته بودم اکنون می‌تواند منبع درآمدم باشد. در کمتر از یک ماه اخیر ۲۱ میلیون درآمد داشته‌ام و برای شروع کار از این نتیجه بسیار راضی‌ام؛ در حالی که تازه دوره ۱۲ قدم را آغاز کرده‌ام.

1 2 3

The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 441 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام ب همگی

    منم اومدم از نتایج این چند روزم بگم ک البته در لحظه رخ میده از من یا اتفاقات

    من مدت کمی هست ک دارم جدی کار میکنم خیلی کم کمتر از سه هفته

    ولی خب بگم از تغییرات ذهنیم

    من امروز داشتم ب فایل استاد درمورد قضاوت گوش میدادم

    و خیلی روم تاثیر داشت ی خصلت خداروشکر خوبی ک دارم برای شنیدن این حرفا ذهنم اصلا مقاومت نداره اصلا

    یعنی یکی از بیرون ببینه ممکنه بگه توام رو هوا هرچیو قبول نکن

    ولی واقعا اینطور نیست

    خب برگردیم ب تعریفات من

    من دو سه روزه شروع کردم و خصلت های مثبت خانوادم می‌نویسم

    نمیخوام بگم اونا تغییر کردن

    تغییر در من داره رخ میده

    اینکه وقتی پدرم ی طوری باهام صحبت می‌کنه که آدم واقعا ناراحت میشه

    قبلا دقیقه ها گریه میکردم و حس اینکه چقد بدبختم چقد احمقم این همه محبت کن بعد این بهم دست میداد

    امشب دوباره اون رفتار داشت

    ناراحت شدم (بالاخره انسانیم و احساس داریم طبیعیه)ولی ی فرق داشت

    ب پنج ثانیه نکشید ک چشمم اشکی شد سریع ب خودم اومدم ک سارا

    این مسئله رو بزرگ نکن نزار حالتو بگیره

    شیطان هر فرصتی گیرش بیاد میخواد بکشت پایین خودتو کنترل کن

    و بعدش اومدم گفتم که

    سارا بیا قضاوتش نکنیم ب قول استاد

    من چ می‌دونم پدرم در چ شرایط روحیه ایه الان ،وضعیت سلامتیش افتضاح ، ذهنش درگیر ،کارش اون ، بچگیش پر از سختی

    از کجا معلوم جاش بودی برخورد بهتری داشتی

    سعی کن بگذری چون این شرایط گذراست

    ولی ب خودم گفتم ک اگر موقعی از حرفی شرایطی ناراحت شدی یا کلا حس کردی ب گریه نیاز داری یکم گریه کن اینو بدون ک انسانی و اتفاقا ی موقع هایی گریه خوبه سبک میشی

    این نشه ک اگر عصبی شدی ناراحت شدی و.. بخوای خودتو قضاوت کنی نه

    خودتو بپذیر دیگران هم بپذیر

    و بدون تکاملی ویژگی ها مثبتت و ری اکشنت نسبت ب برخورد های ناخواسته بهتر میشه و اون برخورد ها اگر در مسیر باشی کم و یا حتی حذف میشه

    و من خیلی ذهنم درگیره سوال های فرا آگاهی میشه سوال های مربوط ب روح و ..

    و من میگم سارا ببین ن که سوالات بد باشه ولی جواب قانع کننده ای توی دنیای ماده نمیشه بهش داد نمیشه خیلی چیزا رو با زبان و فهم انسانی درک کرد

    اینجا ی مدرسس ی زمین بازی هرچی لازم بوده برای رشد داده شده

    دنبال حاشیه نرو چیزی پیدا کن ک کمکت کنه

    بدرد این زمین بخوره

    بشه باهاش کاری کرد

    و مطمنم برای همه پیش میاد خیلی از سوالا

    ولی چون جواب قابل درکی نیست آدم بیخیالش بشه بهتره بزارع خدا در فهم انسانیت بهش متوجه کنه چی ب چیه ک بدرد بخور باشه

    چون ممکنه از مسیر خارج شویم سراغ جواب بریم بهش نرسیم نتیجه عکس بگیریم و گمراه بشیم

    و می‌دونم ک خداوند آینه خودشو هدایت می‌کنه

    الهی شکرت

    یا اینکه امروز تنها بودم شیطان داشت نجوا می‌گفت و من رفتم دفتر شکر گزاری آوردم م ذهنمو پرت کنم

    و با خودم صحبت میکردم سعی میکردم جهان رو برای خودم ساده توضیح جوری م بتونم یکم بفهممش

    میگفتم سارا فقط اینو بدون تو خیلی گرونی خیلی با ارزشی

    فکر کن تنها موجود عالم تنها چیزی که وجود داره ما فقط جلوه اونیم آینه اونیم

    اومده ب تو قدرتی از خودش داده که ب هیچکس نداده

    همه برای تو سجده کردن می‌دونی یعنی چی

    می‌دونی چقدر مهمی چقدر عظمت داری

    نگاه نکن اومدی تو جسم محدود شدی تو خود جهانی و واقعا اشکم در میومد هم درکش سخت بود و حس خوبی میداد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 441 روز

    به نام خدا

    سلام ب همه دوستان گلم

    انقد ذوقم زیاده ک دوس دارم هر لحظشو بیام بنویسم ک این ذوق هی بیشتر بشه

    بخدا وقتی ب رویاهام

    ب نتایج نگاه میکنم بدنم مور مور میشه انگار ی سوزن انرژی زا زدن بهم

    اینکه چ چیزی در انتظار منه در هر لحظه

    اینکه منم مثل هر کسی توانایی رسیدن و خلق دارم

    امشب داشتم شام درست میکردم برا خودمو پدرم و داداشم

    رفتم پای پنجره و دیدم چندین ماشین میلیاردی تو کوچه هستن تو کوچه ای ک تقریبا سطح پایینه نسبت ب کل این منطقه

    و همرو دیدم و ب خودم گفتم ببین سارا حتی تو همین محل هم کلی آدم هست ک زندگیش خیلی خوبه

    ی ماشین اومده بود نمی‌دونم اسمشو فکر کنم شاهین بود

    و چشممو گرفت گفتم این چیه چ جدیده چ خفنه چقدر ذوق کردم و تحسین

    چ موتور های خفنی هست

    و تاریک بود هوا

    گفتم ای کاش ی نوری چیزی بیاد من ببینم اینو واضح تر

    و خداشاهده نشانه و هدایت از این واضح تر ندیدم

    تا قبل از این درخواست چیری نبود

    تا گفتم

    چند ثانیه بعد ی ماشین اومده و این در ذهنم در لحظه اومد ک چراغ ماشین الان میزنه بهش ببینش

    یعنی این ایده جدید بود در اون لحظه اصلا ب ذهنم نمی‌رسید و قشنگ دیدمش و چراغ هایی داشت ببین خیلی خفن بود سیستم داخلش اصلا اوف

    بعد ما اومدیم شام خوردیم داداشم نخورد و پدرم گفت براش ی چیز دیگه درست کن و تو خونه ای ک این داداش عملا کارای خودشو انجام نمی‌ده انجام دادن یه سری کار براش یه ذره آدم بدش میاد زورش میگیره ک ب من چ

    داشت حرصم می‌گرفت و داشت احساسم بد میشد ک ب خودم گفتم سارا این شرایط رو بیخیال نزار این احساسات حالتو بد کنه خودتو کنترل کن ترمزتو بکش لطفاً بخاطر ی غذا حالتو بد نکن عیب نداره

    و خوشحالم که هر لحظه دارم هدایت میشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 441 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام ب همگی شما خانواده حقیقی و روحی من

    من اوایل حوصله خواندن کامنت نداشتم چون بلند بودن

    ولی مدتیه ک شروع کردم و ببیییین یعنی نصفه مسیر تو همین خوندن کامنت هاست

    وقتی میبینی برای بقیه جواب داده ناخودآگاه ایمانت قوی تر میشه

    یعنی خوندن و نوشتن کامنت شده کار مورد علاقه من نه یکی دوتا چند تا می‌نویسم و میخونم و واقعا لذت میبرم

    چقد لذت میبرم از نتیجه های بچه ها یعنی انقد ذوق میکنم انقد شوق دارم انقد عشق میکنم ک قشنگ خودمو جاشون حس میکنم فرقی نمی‌بینم واقعا

    چندین روزه ک من جدی شروع کردم و هر روز حالم بهتر میشه (فایل های هدیه)

    قبلا خیلی بد خوابم میبرد افکار ترسناک و منفی میومد الان خوابم بهتر شده کیفیتش بیشتر شده

    تعهدم نسبت ب کارام مخصوصا مهم تر ها بیشتر شده

    مخصوصا از وقتی شروع ب درمان لکنت کردم این روند بهم یاد داد ک تکامل طی کنم و جا نزنم

    و از حال امروزم بگم اصلا سرشار از شوقم

    سرشار از حال خوبم

    سرشار از انرژیم

    سرشار از آرزو ام

    مثلا هواپیما ک میاد رد میشه من خودمو تصور میکنم ک دارم با هواپیما سفر یا هجرت میکنم و درونم شوق می‌کنه و مو ب تنم سیخ میشه

    یعنی قشنگ حس میکنم ک خود درونی من خود حقیقی من داره می‌رقصه تو این مسیر

    و گفتم سارا تو همین الآنم در حال هجرتی هجرت ب یه سارای جدید نسخه پیتو ب نسخه ویتو

    ی نسخه قوی قدرتمند نماینده خداوند

    آینه خداوند ک باید نشان از شادی باشه

    تو همین الآنم در حال هجرتی اینکه تمرکزت خیلی زیاد تر از قبل اومده روی خودت و حتی روابطی ک زیاد بود تلفنی یا حضوری هم بخاطر مسیرت هم فرکانست کمتر شده و تو عملا وقتت قشنگ باز شده برای خودت

    دیگه مثل قبل نیستی اگر عزیزانتو روز ها ماه ها سالها نبینی و ارتباط بسیار کمی داشته باشی حالت خوبه و تمرکزت روی خودته ک این نتیجه تکاملیه ک از بچگی داشتی از اتفاقات ب ظاهر تلخ از اون وابستگی های شدید ک بسختی تونستی در خودت حلشون کنی

    تو همین الآنم در حال هجرتی داری خودتو درمان میکنی (لکنت)و این ی قدم بسیار بزرگ در عمل ب کار ها و نتایج برات ب ارمغان میاره

    تو همین الان هم در حال هجرتی ک خودت نشستی با خودت تفکر میکنی و یه سری باور های غلط وابستگی احساس دلسوزی و حرفهای مسخره ک (عجب آدم بی احساسی هستیا میخوای بری ،یا چقد بی معرفت شدی قبلا خیلی ارتباط داشتیم ) رو در خودم می‌شکنم و خودمو تربیت میکنم ک فقط مسئول حال خودم باشم و برام مهم نباشه حتی مادرم پدرم چی میگن در این خصوص

    من بهشون حتی اگر خیلی دور بشم عشق میدم

    تا جایی ک بتونم ارتباط دارم کمکی از دستم بر بیاد ب خانوادم میکنم

    ولی خودمو اهدافم فدای هیچ چیزی نمیکنم

    یا مثلا من قبلا هرقدم هر کار هر فکر ک داشتم رو سریع باید برای عمم تعریف می‌کردم و اگر نمی‌گفتم این حس ب وجود میومد ک این رسم رفاقت نیستا باید همه چیو بگی شما باید همیشه بهم همه چیو بگید

    ولی الان خیلی کم شده من مسیرمو خیلی از کارامو نمی‌گم

    یعنی انقد سرگرم کارام شدم ک رابطهه خیلی کم شده و منی ک قبلا میگفتم چرا انقد کم شده و نگران میشدم ک ای وای نکنه فرکانسمون جدا بشه رابطمون کم بشه یا نکنه صفر بشه

    الان اصلا این نیستم می‌دونی برای خودمم تعجب اوره من واقعا تغییر کردم ب خودم میگم اون عمه اون دوست همیشه برای من عزیزه ولی فرق الآنم با قبلا اینه اگر ده سالم هیچ گونه ارتباطی بینمون نباشه فکر نکنم من بگم دلم تنگ شده یا برام مهم باشه ک بهم بگن بی معرفت ولی بعد چند سالم ببینمش بازم گرم و صمیمی هستم

    دارم روی خودم کار کنم ک عمق رابطه رو ربط ندم ک چقدر حرف می‌زنیم یا چقدر ارتباط هست

    بلکه چقدر کیفیت هست

    من حاضرم عزیزانم رو چند سال یبار ببینم هرکی میخواد باشه ولی همون یبار کیفیت ازش بباره عشق بباره خوشحالی بباره

    از طرف من ها من کاری با اونا ندارم دلتنگن گلایه دارن شاکی هستن

    دید من با اونا فرق داره

    ولی خب مطمنا وقتی فرکانسم تغییر کنه هربار فاصلم و ارتباطم کم و کمتر میشه و من هیچگونه ناراحتی ندارم حس خاصی ندارم

    و برعکس خوشحالم که آخ جون رشد ،پیشرفت ،هجرت وای خدا

    این روزا ک از خواب پا میشم میگم آخ جون بریم فایل گوش بدیم تمرین کنیم ورزش کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    زهرا لهراسبی گفته:
    مدت عضویت: 608 روز

    بنام خداوندبخشنده روزی رسان..سلام به دوستان گلم..من دوماهی هست که دوره دوازده قدم..قدم اول ودوم روخریدم ودارم روی خودم کار میکنم وسپاس گزارخدای هستم که نموتوی این مسیر اورد..حال دلم انقدرخوب شده که همیشه لبخند روی لبامه..حتی وقتی خواب هستم..ارامشی دروجودم موج میزنه که بی نطیره خدایاشکرت انقد اروم شدم وخودم روکنترل میکنم وقتی ناخاسته ای برمیخورم که خودم از خوشحالی به وجد میام..ممنون از استاد عزیزم ومریم جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    حسین مقدم گفته:
    مدت عضویت: 536 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان همراه

    حس سپاسگزاری عمیقی اومده سراغم چند روزی هست که آرامش رو دارم تجربه می کنم و کمتر رو مومنتوم منفی قرار می گیرم و اتفاقات جالب و صحنه های خوب رو دارم می بینم

    اوایلش زور میزدم زیباییها رو ببینم ولی الان که 13 جلسه از دوره میره همه ی زیبایی ها ی دور و برم خود به خود میاد جلوی چشمم

    بابت همه زیبایی ها سپاسگزارم

    گل محمدی کاشته بودم که الان غنچه داده چقدر لذت بخشه بذر کوچک به یه همچین شکلی تبدیل شده

    بابت جنین درون شکم همسرم سپاس که یادم میاره خدا داخل اون فضای به ظاهر کوچک و تنگ چقدر حواسش هست و بدون اینکه پسرم بفهمه و از خدا بخواد . خداوند همه ی نیازهاش رو برطرف میکنه

    چشم و گوش و هر چیزی که نیازش هست رو براش اماده میکنه تا بتونه تو این دنیا لذت ببره

    بابت عطر گل یاس که هر جای محل میرم بوش پیچیده چون بسیار فراوانه

    بابت درآمد مالیم سپاس که مقدارش مهم نیست برکتش مهم شده برام

    بابت خانواده ام سپاس که آرامش داره برمیگرده درون خانواده

    بابت خدای قشنگم سپاس که باران و نعمت های فراوانش رو داره توی این فصل میریزه رو سرمون

    بابت هوای خنک سپاس

    بابت اعتباری که خداوند هدیه داده بهم سپاسگزارم

    بابت همه ی دارایی های مالی که تا دیروز نمی دیدم و چشمم داره یواش یواش میبینه سپاسگزارم

    بابت تن سالمی که دارم و احتیاج به هیچ نوع دارو و دکتری نیست سپاسگزارم

    بابت خون سالمی که دارم و میتونم اهدا کنم سپاسگزارم

    بابت این برنامه ی عالی و این دوره ی زیبا سپاسگزارم

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    مهدی قربانی گفته:
    مدت عضویت: 564 روز

    خدایا شکرت به خاطر این همه نتیجه خوب که دوستان توحیدیم گرفتن با قلب پاکی خداوند بهم داده تحسین میکنم این دوستان توحیدیم رو واز خداوند در خواست میکنم مرا در مسیر هدایت کنه تا هم مدار با خوسته هایم بشوم ومثل دوستان نتایج مالی وارمش ذهنی برسم خدایا شکرت به خاطر این حد از اگاهی درونی خداوند بهم داده خدایا شکرت به خاطر اینکه در دانشگاه توحیدی هستم ومطعنم وشک ندارم وایمان دارم خدادوند هماهنگم میکنه جریان خیر خودش چون درون خودم اگاه شدم وتنها ایراد کارم پیدا کردم وهمیشه فکر می کردم خدایا چرا من که اینقدر ادم خوبی هستم واین خوبی میکنم ولی همیشه بد بیاری میارم همیشه باهام بد رفتار میشه وهمیشه احساحس بدبختی میکنم ویک روز خوش رو به چشم ندیدم غافل از اون مدت کوتاهی خداوند وجود مرا سرشار نورانیت خودش،کردن ومرا هم جریان کرده بود با خودش،احساحس شادی واحساحسی در من ایجاد کرده بود که عین خود خداوند احساحس بی نیازی میکردم از هرچه کمبود شده بود روحم لطیف که از لطافت روح اساحس خوشبینی وخوشبیختی می کردم ولی باریک تضاد برخوردم از لحاظ فرکانس درمدار از ترس وحشت قرار گرفتم که لفطف خداوند یکتا این تضاد هم داره بهم کمک میکنه به لطف قران واگاهی استاد یک ادمی بودم که فکر می کردم هیج توانایی ندارم یک ادم بودم پر شرک وترس که الان که دارم باشما صحبت میکنم ادمی که از ترس از خونه نمی توانم شب بزنم بیرون به لطف خداوند شب های در جاهای گذروندم که زمانی تو روز هم فکرش نمی کردم برم والان لطف خداوندواگاهی از او هروقت که بخواهم می توانم شب ها رو در بدترین جاها بگذرونم به لطف خداوند یکتا بوده از لحاظ مالی کانملا بدهکار بودم که لطف خداوند توی دوماده دارمد چند برابری شده الان نزدیک صد ملیون پس نداز ودرآمدی سی ملیون تومنی دارم که خداوند کمک میکنه که توی بقیقه مسائل زندگی خداونددگداره کمک میکنه تا ارمش ذهنی رووتجربه کنم که یک عمر هست اروز داشتم وخداوند وعدش حق است این معنی حق اون چیزی به جای حق به خوردنده بودن حق رو خداونددرناخداگاه ذهنم نظر میکنه که نظر او ارام بخش روح روان من است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    کاوه رعنایی گفته:
    مدت عضویت: 1089 روز

    سلام استاد خوبم.سلام مریم جانان.خیلی خیلی دوستون داریم من و همسرم.من سحر با اکانت همسرم براتون می نویسم‌.استاد من و همسرم و دخترم هرشب با عشق می شینیم و سفربه دور امریکا رو نگاه می کنیم و لذت می بریم.راستش خونواده ی ما سه نفره نیست،پنج نفره س،چون همه ش با شما دو تا زندگی می کنیم و عاشق این سبک زندگی هستیم. می خوام از نتایجم بعد از آشنایی با شما بگم استاد.استاد من قبل از اینکه با شما و دوره های ارزشمندتون آشنا بشم،آدم بسیار ضعیفی بودم.من افسردگی داشتم و به مدت دو سال قرص افسردگی مصرف می کردم.و البته همیشه ی خدا سردرد کلافه م کرده بود.یک آدم نق نقو و اهل گله و شکایت و منفی گرا.من خیلی آدم کینه ای ای بودم و به قول معروف کینه شتری داشتم. همیشه جنبه های بد افراد رو می دیدم و بسیار مغرور.روابط من همممیشه دچار مشکل بود با خخخیلی از اطرافیانم.خیلی زیاد حرص می خوردم و در برابر کوچکترین رفتار ناراحت کننده ی دیگران به شدت واکنش نشون می دادم چه در درون و چه در بیرون.من خیلی منزوی بودم و یک آدم بی هدف،که تا لنگ ظهر می خوابیدم و بعد هم با حال بد و کوفتی از خواب بیدار می شدم،خلاصه بگم که درونم جهنم به تمام معنا بود.طوری که بعد از ازدواجم کارم با همسرم و خانواده ی همسرم به دعوا و جاهای باریک و بدی کشیده شد و طوری وضعیت به شدت بد داشت پیش می رفت که همسرم از دستم کلافه بود و خانواده ی همسرم یکی یکی داشتن ازم بدشون میومد.اما بعد از هدایت به مسیر پر نور شما، کلا به یک آدم دیگه ای تبدیل شدم و همه می گفتن که چقدر تغییر کردی. دیگه از هیچ کس متنفر نبودم و تمام افرادی که باعث رنجش من شده بودند رو با تمام وجودم بخشیدم و براشون طلب بخشش کردم، و دقیقا بعد از این کار به طرز عجیبی سبک شدم، و همون اطرافیانم که داشتن بهم پشت می کردن،به سمتم اومدن و روابطم با همسرم و خانواده ی همسرم به طرز چشمگیری عالی شد. چند ساله که دیگه قرص افسردگی نمی خورم و بی نیاز شدم به قرص. و اصلا سردرد سراغم نیومد. همه ی فامیل همسرم خیلی به من احترام می گذارن و دوستم دارن. همسرم عاشقم شده و بدون اینکه من بخوام اونو تغییر بدم،تمام رفتارهاش برای من و در حق من همونیه که می خوام باشه. رابطه مون عالی شده و الان سه ساله که از زندگیمون،خوشبخی و آرامشی که داریم لذت می بریم و خدا رو سپاسگزاریم. افراد سمی که قبلا همه ش سعی در حرص دادن به من و اذیت کردن من داشتن،به طور کلی از زندگیم به رررااااحتی و بدون هیچ ناراحتی حذف شدن و قدرتشون رو در مقابل من از دست دادن و یه جورایی میشه گفت خلع سلاح شدن. دقیقا بعد از شستن قلبم با وایتکس و پاک کردن و شستن اون همه زنگار،هدفم و رسالتم به راحتی و بدون هیچ دست و پا زدنی به من الهام شد و در جهتش گام برداشتم و هر روز دارم آموزش می بینم. اولین کتابی که ترجمه کردم بعد از دوسال و فهمیدن راه و چاه و استقامت در مسیر( چون راه رو بلد نبودم و بارها راه رو اشتباه رفتم اما با الهامات و هدایت های شیرین خداوند مسیر رو بلاخره پیدا کردم و هر روز دارم بیشتر خودم رو رشد می دم تا کار رو بهتر و بهتر بلد بشم)و همسرم هم به لطف خدا کار کردن برای مردم رو رها کرد و کسب و کار خودش رو استارت زد.

    ما به جای اخبار و سریال ،سریال سفر به دور امریکا رو نگاه می کنیم و دور همی هامونو به حدددداقل رسوندیم. ماهواره رو فروختیم و دو ساله که تلویزیون نگاه نمی کنیم.بیمه هامونو قطع کردیم.و افراد سمی هم خودبه خود حذف شدن از زندگیمون. و زندگی مون گل و گلستان و پر از هدف و جوشش و خلق شده،برای کسب و کارمون هنوز اول راهیم ،البته قدم اول که سخت ترین قدم هست رو برداشتیم اما هنوز مونده که بیام و بقیه ی نتایج رو براتون بگم. هرچند از پارسال که ثروت یک رو تهیه کردیم از بی ماشینی به یک ماشین سمند عالی و تمیز رسیدیم و به راحتی صاحب این ماشین خوب شدیم. همسرم از کارگری به صاحبکار تبدیل شده. و خودم هم که گفتم در ابتدای شروع کارم هستم. و این روند رشد همچنان ادامه داره.خدا رو هزاران بار سپاسگزارم که در مسیر هدایت و آگاهی قرار گرفتیم و خداوند ما رو لایق آشنایی با این مسیر و آشنایی با شما و آگاهی های ناب شما قرار داد.من و همسرم در حال استفاده از فایل های توحید عملی،ثروت یک و هم جهت با جریان خداوند هستیم.سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    مينا ماجدي گفته:
    مدت عضویت: 1307 روز

    سلام استاد عزیزم و مریم جان

    امروز من خوشحال ترینم

    استاد نظر و نتیجه منو توی کانال تلگرامشون گذاشتن

    الهی شکر که دیدنش حالمو خوب کرد

    برام انگیزه شد که بیشتر بنویسم

    خیلی خوشحالم که استاد متن منو خوندن

    چقدر حالم خوبه و چقدر دارم یاد میگیرم هدایت الهی رو ببینم

    الان دارن روی دوره آفرینش هم کار میکنم و امروز‌واقعا جلسه سطوح بخش چهارم چقدررررر جذاب بود

    در مورد باور به هرچیزی که با هم نتیجه میشه

    داستان مرتاز های هندی یا علی ولی الله های

    خیلی منو شگفت زده کرد

    خیلی خوشحالم

    خیلی ارمم

    حالم‌خوبه

    ممنونم ازتون

    لازم از نتایجم‌میگم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1205 روز

    به نام خدایی که مهربان ست و از در فضل و مهربانیش به من می‌میبخشد و راه رو برایم هموار کرده ست

    سلام به استاد عزیزم من ممنون شما هستم هیچ جوری نمیشه تشکر کرد برای این پروژه بزرگ و زندگی ساز دوره هم جهت با جریان خداوند

    منم دوست دارم بیام و دستاوردها و نتایج کوچیک مو بنویسم برای خودم ردپا بذارم خودمو تحسین کنم و شکرگزاری کنم از خدای بزرگ و از دستانه زیبایش که استاد و مریم جانم هستن

    دستانه زیبایش دوستان خوبم هستن

    از زمانی که کامنتها رو میخونم و تلاشمو بیشتر کردم و به اون چیزی که میخونم دارم عمل میکنم

    و حالا نتایج و دستاوردهایم

    توجه بر نکات مثبت بیشتر

    موندن در احساسه خوبه بیشتر

    از کسی به هیچ عنوان حرف نزدن چه در زندگی و چه در محل کار

    کار کردن فقط و فقط روی خودم

    از خوبیها و اهدافم صحبت کردن

    همونطور که دارم کار میکنم در مسیرها و جاهایی قرار میگیرم که خداوند خود بخود سر راهم انسانهای خوب و مهربان رو قرار میده

    هر روز آرامشم بیشتر میشه

    دیدگاهم به هر چیزی و کسی بیشتر به طرفه مثبته

    هر روز حضور خدا رو بهتر حس میکنم

    بیشتر به ندای قلبم گوش میدم

    همه با من رفتار مودبانه دارن

    با عشق غذا درست میکنم و کارهای منزل رو انجام میدم

    مشتریهای مهربان و زیاد برام میان از جاهایی که من نمیشناسمشون

    استاد عزیزم هر بار که کامتتها و نتایج دوستان رو میخونم یعنی در روز 20 بار میشه هر بار باورم قوی تر میشه

    طوری شده که اصلا دوست ندارم از سایت بیرون بیام

    ایمانم محکم تر میشه قدمهامو بهتر برمیدارم

    عمل کردنم بهتر میشه

    باید هر روز با تعهد و مصمم تر بری جلو برای رسیدن به خواسته ها و اهدافت به سمته خوبیها و توجه بر نکات مثبت و توانایی بیشتر در کنترل کردن ذهنت در هر دقیقه

    خدایا من لایق خوبیها و زیبایی هستم

    خدایا برای تمام داشته هایم شکرت می‌گویم سپاسگزارتم

    همه عزیزان رو به خداوند مهربانم میسپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 441 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد و مریم جان عزیزم

    با خواندن این نتایج هربار ایمان من به مسیر بیشتر میشه هربار انگیزم برای جدی تر کار کردن بیشتر میشه

    از موقعی که شروع کردم و میرم بیرون انقد چیزای زیبا میبینم ک تا حالا حتی چشمم بهشون نخورده

    دیروز عصر بود یهو چشمم خورد به آسمون از پشت پنجره که ای وای (کرج) چقد این صحنه زیبا بود شبیه آسمون پرادایس شده بود

    آسمون آبی ابر ها پراکنده ماه داشت نور می‌گرفت و پر رنگ میشد و نور نارنجی غروب خورشید نشسته بود روشون و روی دیوار

    به قدری این صحنه زیبا بود که من اصلا گفتم خدای من چقدر زیباست چقدر قشنگه

    از موقعی که شروع کردم با ترس هام پله پله دارم روبه رو میشم سفر رفتن تنهایی کلی غر شنیدم ولی گفتم خداوند حافظ منه شما هرچی دوست دارید بگید

    بیرون ک میرم دقیقا چیزایی رو میبینم ک یا تخیل کردم یا توی درین بردمه یا تو زندگی در بهشت دیدم شبیه اوناست

    خیلی انگیزم بیشتر شده

    من به خودم قول دادم که ایندفعه باید خیلی خیلی جدی بمونم پای اهدافم پای مسیرام

    چون دوست دارم متفاوت از خانوادم زندگی کنم

    خانواده من جدا شدن منو داداشمو پدرم باهمیم

    قبلا سر دلسوزی اینکه اگر من برم پس پدرم چی و.. میخواستم از آرزو هام بزنم ولی ته دلم اجازه نمی‌داد ارزوعع ته دلم میموند

    ولی الان دیگه اونطور نیستم و اتفاقا هر تضادی که توی خونه پیش میاد هر محدود کردن هر گیر دادن ب من انگیزه میده ک بیشتر مصمم بشم برای هدف قلبیم

    و به خودم میگم که سارا اصلا به تو مربوط نیست که اگر توی بری بقیه قراره چیکار کنن

    جدا از هر نوع نسبت خانوادگی و.. تو آزادی و اگر سر دلسوزی بخوای بگذری خودش شرکه

    و اینکه تو به خودت به جای خدا قدرت دادی

    انگار اگر تو نباشی پدرت نمیتونه ب زندگیش برسه

    خلاصه گفتم دیگه اینش به من مربوط نیست من اومدم ک برم همه جا رو ببینم و خداروشکر اصلا آدم تعصبیم نیستم ک بگم نه کشورمه یا ن شهرمه

    عاشق اینم که رشد کنم بگردم با آدم های متفاوت آشنا بشم چیزای مختلف رو امتحان کنم

    و همین کارم میکنم من به تمامی اهدافم با هدایت پروردگار میرسم و هیچکس حتی ب اندازه یه ارزن قدرت اینو نداره ک‌ جلومو بگیره چ با گیر دادن چ با ناراحت شدن

    هرکسی مسئول زندگی خودشه ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      مهسا 🌙پیریان گفته:
      مدت عضویت: 995 روز

      سلام به سارای عزیزم

      دمت گرررررم دختر ک توی این مدت کوتاهی ک اومدی انقدرررر خوب داری روی خودت کار میکنی و انقد قشنگ مسائل و درک کردی و داری با قانون خداوند هم مسیر میشی

      دمت گرررم برای تک تک جمله هااات

      چه جمله ی قشنگی نوشتی اگه من بخاطر دلسوزی بمونم این خودش شرکه

      چقدر خوب داری درک میکنی عزیزدلم

      دقیقا درست گفتی هرکسی مسئول زندگیه خودشه

      خوشحالم ک کامنت قشنگت رو خوندم و بهت تبریک میگم ک انقدر خوب و پرقدرت و با اراده داری جلو میری

      خداقوت سارای قشنگم موفق ترین باشیییییی منتظر نتیجه های پربارتر و مستقل شدنت هستممممم

      عاشقتونمممم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        سارا درویشی گفته:
        مدت عضویت: 441 روز

        به نام خدا

        سلام به شما مهسای عزیزو قشنگم

        نمی‌دونید چقدر وقتی بچه ها میخونن نظراتمو و بعضیاشون پاسخ میدن انقد ذوق میکنم سارای درونم ذوق می‌کنه

        و چقدر لذت بردم از نظر شما ک انقد با دقت خوندید خوشگلم

        و بله من ب قول استاد وقتش الان بوده

        چون قبلا هم من گوش میدادم از این چیزا ولی توی رفتار نه

        ولی الان دارم کم کم توی رفتارم نشون میدم قوانین هر روز یادآوری میکنم مخصوصا تکامل ک پاشنه آشیل شدید منه

        و اینو بگم خیلی دوست داشتنی هستی و شیرین و زیبا

        من تا حالا به نظراتتون برخورد نکردم

        و منم می‌دونم ک شما به دستاورد های بسیار خوبی می‌رسی و میای برامون میگی

        دوست دارم مهسا خانواده روحی من(:

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: