نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -هاجر نخکو

    تحول کامل مالی، شغلی و سبک زندگی با عمل به آموزه‌های
    دوره ۱۲ قدم،
    قانون سلامتی،
    کشف قوانین زندگی،
    و شیوه حل مسائل زندگی

    من از سال ۹۸ با آموزه‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم. تا امروز دوره ۱۲ قدم، قانون سلامتی، کشف قوانین زندگی و شیوه حل مسائل زندگی را خریده‌ام و همراه همسرم روی آموزه‌های این دوره‌ها کار می‌کنیم.

    امروز دوباره چکاپ فرکانسی ۱۲ قدم را انجام دادم و زندگی امروزمان را با سال ۹۸ زمان شروع این مسیر مقایسه کردم و دیدم که چقدر پیشرفت کرده‌ایم؛ پیشرفتی که اگر ثبتش نکنم، واقعاً قدرش را نمی‌دانم.

    در سال ۹۸، همسرم بدهی سنگین بانکی داشت. چک‌های زیادی از من و خودش دست طلبکارها بود. مغازه پوشاک‌فروشی‌مان را جمع کرده بودیم و او شغلی نداشت؛ فقط گاهی با اسنپ کار می‌کرد. وضعیت مالی، روحی و امید ما اصلاً خوب نبود.

    اما با کار کردن روی آگاهی‌ها، الهامات یکی‌یکی رسید.
    همسرم ایده‌های جدید گرفت و با هدایت الهی، مسیرش را در حوزه حقوق پیدا کرد. در مهر ۹۸ در رشته حقوق دانشگاه ثبت‌نام کرد و ۲۳ بهمن ۹۸ مؤسسه حقوقی خودش را تأسیس کرد.

    و جالب اینکه قبل از شروع این مرحله جدید، طبق آموزه‌های استاد که همیشه تأکید داشتند «تا بدهی‌های خود را پرداخت نکنید، پیشرفتی رخ نمی‌دهد»، ما تمام بدهی‌ها را تا آبان ۹۸ تسویه کردیم و حتی خانه‌مان را هم از رهن بانک آزاد کردیم.

    امروز که پنج سال از کار کردن مستمر ما با این آگاهی‌ها گذشته، همسرم فوق‌لیسانس حقوق دارد، در کارش به‌طرز چشمگیری رشد کرده و مؤسسه‌اش حالا یکی از بهترین مؤسسات حقوقی اصفهان است؛ به لطف خدای بزرگ و آموزش‌های استاد عباس‌منش.

    در این پنج سال، زندگی ما از پایه متحول شد:
    ما یک باغ خریدیم.
    دو ماشین صفر داریم.
    پس‌انداز عالی و موجودی حساب بانکی‌مان بسیار خوب است.
    با آرامش، عزت نفس و اعتماد به خداوند، از زندگی‌مان واقعاً لذت می‌بریم.

    خدایا سپاسگزارم که ما را با این مسیر آشنا کردی. حالا با تمام وجود باور دارم که هر لحظه‌ای که به قانون عمل می‌کنیم، همان لحظه شرایط دلخواهمان را خلق می‌کنیم.

  • -بنیامین ترکمان

    رشد ارزشمندی درونی، ثبات شغلی و روابط عاطفی سالم با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    یکی از مهم‌ترین نتایج من از کار کردن با دوره ۱۲ قدم، احساس ارزشمندی و عزت‌نفسی است که در وجودم ساخته شده؛ نتیجه‌ای که به‌جرئت می‌گویم با هیچ دستاورد دیگری قابل مقایسه نیست.

    قبل از کار کردن با این آگاهی‌ها، در روابط کاری، دوستی و حتی عاطفی برای خودم ارزش قائل نمی‌شدم و همین مسئله «پاشنه آشیل» زندگی من بود. همیشه کمتر از یک سال در یک کار دوام می‌آوردم؛ یا با صاحب‌کار بحث می‌کردم یا اخراج می‌شدم. اما بعد از کار کردن روی بهبود شخصیت به کمک این آگاهی‌ها، توانستم سه سال در یک شغل بمانم و در نهایت هم با آرامش و به اختیار خودم از آن کار بیرون آمدم و شغل موردعلاقه‌ام را شروع کردم. آن هم با سرمایه‌ای حدود ۱۰ میلیون تومان. امروز بعد از فقط یک سال، سرمایه‌ام حداقل ۲۰ برابر شده و از نظر خودم این رشد یک معجزه واقعی است.

    در روابط عاطفی هم قبل از آشنایی با آگاهی‌های ۱۲ قدم، رابطه‌هایم بیشتر از دو ماه دوام نمی‌آورد؛ چون وابسته بودم. من طرف مقابل را همیشه بیشتر از خودم دوست داشتم، برای خودم ارزش قائل نبودم. مثلاً اول او باید غذا می‌خورد، سفر بدون او برایم زهرمار بود، اگر یک روز نبود انگار دنیا برایم تمام می‌شد. اما وقتی روی خودم کار کردم، به لطف خدا همه‌چیز تغییر کرد. امروز توانستم برای خودم ارزش قائل شوم، با خودم در صلح باشم، خودم را مهم بدانم، خودم را در اولویت قرار بدهم و وابسته نباشم. نتیجه؟
    روابط عاطفی‌ام ادامه‌دار، بالغ، محترمانه و لذت‌بخش شده‌اند.

    البته همان‌طور که استاد عباس‌منش می‌گویند: «پاشنه آشیل با یک‌مدت کار کردن کاملاً از بین نمی‌رود.» برای همین من هم می‌دانم که لازم است به طور منظم روی این موضوع کار کنم تا این تغییرات در شخصیت من تثبیت شوند.

    این احساس ارزشمندی عمیق که امروز در وجودم دارم، برای من بزرگ‌ترین معجزه مسیر دوره ۱۲ قدم است.

  • -moghadam

    بازسازی کامل زندگی در حوزه مالی، سلامتی، روابط و عزت‌نفس با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم، دوره قانون سلامتی، و دوره عزت نفس

    ورود من به «دانشگاه خودشناسی abasmanesh.com» در سال ۹۸ و با خرید دوره ۱۲ قدم آغاز شد. در شروع دوره، چکاپ فرکانسی‌ام را نوشتم و در طی کار کردن روی خودم با آگاهی‌های این دوره، آرام‌آرام تبدیل به یک انسان جدید با شرایط کاملاً جدید شدم؛ و امروز به این رشد و تغییرات به خودم می‌بالم.

    فایل‌های «سفر به دور آمریکا» و «زندگی در بهشت» دریچه‌ای تازه به رویم باز کردند و به من یاد دادند که می‌شود جور دیگری دید، جور دیگری باور داشت و جور دیگری زندگی کرد. یاد گرفتم می‌شود در تمام لحظات با خودت مهربان باشی و شرایط دلخواهت را خلق کنی. جمله استاد عباس‌منش که می‌گویند «همیشه با مدرک و نتیجه حرف بزنید»، تبدیل شد به محور زندگی من. حالا می‌خواهم بخشی از مدارک و نتایجم را از عمل به آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم در طی سه سال اخیر بگویم:

    در حوزه مالی
    قبل از شروع دوره ۱۲ قدم، تنها سرمایه من مقدار کمی طلا بود. اما در این مدت، ورودی مالی چشمگیری داشتم و الان صاحب ملک و ماشین هستم. این رشد مالی محصول مستقیم تغییر باورهایم و عمل به آموزه‌های این دوره بوده است.

    در حوزه سلامتی
    وضعیت سلامتی من با ورود به دوره قانون سلامتی شگفت‌انگیز شده است. هیچ قرص یا دارویی مصرف نمی‌کنم و طی حدود دو سال، حتی یک سرماخوردگی کوچک هم نداشته‌ام. بدنم سبک، قوی و پرانرژی است.

    در حوزه روابط
    امروز در روابط، قابل‌قیاس با گذشته نیستم. منِ همیشه منتقد و توقع‌دار، تبدیل به فردی شده‌ام که به عقاید همه احترام می‌گذارد، با همه دوست است و حضور دیگران را در جهان می‌پذیرد. این تغییر، ثمره مستقیم کار کردن روی خودم با آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم بوده است.

    در ارتباط با خداوند
    سال ۹۸ وارد سایت شدم چون دنبال شناخت خدا بودم؛ فردی ضعیف با باورهای پوسیده. اما آرام‌آرام، خدای درونم تبدیل شد به همراه، همدم و راهنمای دائمی من. هنوز هم این مسیر جای رشد دارد، اما آرامش عمیق درونم نشان می‌دهد که چقدر جلو آمده‌ام و چقدر این مسیر الهی درست بوده است.

    در حوزه عزت‌نفس
    با کار کردن روی دوره عزت نفس تغییر عظیمی در من اتفاق افتاد. تجربه یک سال زندگی در ملبورن استرالیا، برای من تبدیل شد به نقطه عطف. با اینکه زبان را به‌درستی بلد نبودم، اما دوستان زیادی پیدا کردم، گواهینامه استرالیا را گرفتم، کارهای داوطلبانه انجام دادم و مسیرهای تازه‌ای از اعتمادبه‌نفس را در خودم فعال کردم. این حضور در محیط‌های جدید، کلاس‌ها، مهمانی‌ها و تعامل با افراد غریبه، نشانه واقعی رشد من بود و استارت همه این‌ها در دوره عزت نفس زده شد.

    سفر به ملبورن باعث شد قسمت بزرگی از سد کمبود عزت‌نفس در من فرو بریزد و در کنترل ذهنم توانمندتر شوم. باوری در من تقویت شد که هیچ‌چیز نمی‌تواند مانع رشدم شود. این باور که همیشه همراه من بوده و با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش، هر روز قوی‌تر می‌شود.

    امروز، وقتی به مسیر سه‌ساله‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم زندگی‌ام در تمام ابعاد مالی، سلامتی، روابط، عزت‌نفس و ارتباط با خدا به‌طور کامل بازسازی شده است. همه این‌ها به لطف عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش و ادامه‌دادن مسیر رشد بوده است.

  • -ژاله نقوی علائی

    رهایی از بدهی، بهبود خانواده، رشد مالی و آرامش درونی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من در ابتدای آشنایی با آموزه‌های استاد عباس‌منش، تازه از همسرم جدا شده بودم. از هر طرف با بدهی‌های ریز و درشت و طلبکارها احاطه شده بودم. بچه‌هایم از لحاظ روحی شرایط بسیار بدی داشتند. خودم چاق و مریض بودم و عملاً هیچ‌چیز نداشتم. اما امروز که سه سال از آن روزها گذشته و این مدت را با کار کردن روی آموزه‌های استاد و ورود به دوره ۱۲ قدم گذرانده‌ام، زندگی‌ام چیزی شبیه یک معجزه است. بخشی از نتایج و تغییراتم را می‌نویسم:

    ۹۰ درصد بدهی‌هایم را پرداخت کرده‌ام؛
    سلامت، زیبا و خوش‌هیکل شده‌ام؛
    بچه‌هایم وضعیت روحی فوق‌العاده‌ای دارند؛
    رابطه‌ام با همسر سابقم کاملاً محترمانه و آرام است؛
    یک شرکت موفق و با اعتبار دارم؛
    یک پارتنر فوق‌العاده از همه‌نظر کنارم هست؛
    یک دفتر کار در بهترین نقطه شهر با بهترین دیزاین دارم؛
    اخیراً مدیر فروش بزرگ‌ترین پروژه ساخت‌وساز شهر شده‌ام؛
    با تمام اعضای خانواده‌ام که سال‌ها با من قهر بودند رابطه‌ای عالی دارم؛
    اعتمادبه‌نفسم چندین برابر شده و پرسنل عالی همراه من هستند؛
    رابطه‌ام با خدا بسیار عمیق‌تر و معنوی‌تر شده و آگاهی‌ام نسبت به گذشته به‌شدت افزایش یافته؛
    با طبیعت و کائنات ارتباطی بی‌نظیر پیدا کرده‌ام؛
    کنترل ذهنم فوق‌العاده شده؛ قبلاً اصلاً کنترل ذهن نداشتم، اما حالا در ۸۰٪ مواقع ذهنم را هدایت می‌کنم؛
    و چون فرکانسم تغییر کرده، تقریباً تمام دوستان قبلی‌ام خودبه‌خود از زندگی‌ام حذف شده‌اند و من از این بابت کاملاً خوشحالم، چون حالا در مدار بسیار بهتری هستم.

    استاد عزیز عباس‌منش، برای همه آنچه تا کنون از شما آموخته‌ام و برای هر آنچه در ادامه مسیر خواهم آموخت، از صمیم قلب سپاسگزارم.

  • -امیر کاظمی منش

    تحول مالی، سلامتی، ایمان و بازگشت به مسیر درست با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    بنده چند سال است که عضو سایت abasmanesh.com هستم. البته مدت‌ها قبل از عضویت رسمی، با استاد عباس‌منش آشنا بودم و تا کمتر از ده ماه پیش تقریباً تمام فایل‌های شما را—حتی محصولاتی که غیرقانونی به دستم رسیده بود—دیده و شنیده بودم. صادقانه می‌گویم هیچ صحبت یا فایلی نبود که استاد عباس‌منش تولید کرده باشند و من نشنیده باشم. اما با وجود این حجم از گوش دادن، مطلقاً هیچ نتیجه‌ای نداشتم.

    سال ۹۵ یک شکست بزرگ کاری زندگی‌ام را زیر و رو کرد. تمام نتیجه هفت سال کارم از بین رفت. به‌شدت افسرده شدم، قند و چربی و فاکتورهای پزشکی‌ام به‌هم ریخت و روزانه حدود ۱۵۰ قرص مصرف می‌کردم. در دوران پاندمی با وجود احتیاط شدید، بیمار شدم، ریه‌ام درگیر شد، کار به بستری شدن و تزریق‌های سنگین رسید و مدتی به نبود خودم فکر می‌کردم.
    در کارم خرید و فروش ملک در تهران در رکود کامل گیر افتاده بودم. سالی یکی دو معامله با زور انجام می‌دادم و هیچ پیشرفتی نداشتم. می‌دیدم اطرافیان با سرعت رشد می‌کنند و من انگار با زنجیر بسته شده‌ام. این وضعیت باعث سقوط عزت نفس و رفتارهای ناشی از آن شده بود که گفتنش مایه شرمساری است.

    اوایل فروردین، همسرم برای اولین بار درباره استاد عباس‌منش از من پرسید. چند فایل به او دادم و گفت: «عجب استادی!». با خوش‌خدمتی برایش یک جلسه از دوره ۱۲ قدم را فرستادم. چند دقیقه نگذشته بود که با ناراحتی برگشت و گفت:
    «این فایل را از کجا دزدیده‌ای؟ مگر نمی‌بینی استاد می‌گوید راضی نیست؟ چطور محصول خریدنی را بدون پرداخت بها گوش می‌کنی؟»

    همان لحظه به‌قدری لرزیدم و از خواب غفلت بیدار شدم که از خودم منزجر شدم. چطور بارها کلام استاد را شنیده بودم اما هیچ اثری نکرده بود، اما همسرم در همان چند دقیقه واکنشی این‌چنین پاک و درست داشت؟
    دو سه ماه حتی دستم نمی‌رفت فایل‌های استاد را پخش کنم. از تصویر ایشان هم خجالت می‌کشیدم.

    اما همه آن وضعیت‌های بد ادامه داشت… تا ۱ تیر ۱۴۰۲.

    در آن روز، انگار یک طوفان روحی در من بیدار شد. تصمیم گرفتم این‌بار از مسیر درست شروع کنم.
    در فایل‌های شما شنیده بودم:
    «اگر می‌خواهی شروع کنی، از همین الآن شروع کن. فردا و شنبه و سرماه دیر است. همین امکانات فعلی کافی است.»

    و شنیده بودم:
    «در کاری که می‌خواهی شروع کنی، اول مدتی برای دیگران کارآموز یا کارگر باش تا با هزینه آنان یاد بگیری.»

    دوستی داشتم که کار اجرایی ساختمان داشت. هنوز تصمیم نگرفته بودم تماس بگیرم که همان لحظه خودش تماس گرفت! گفت بیا ببینمت. رفتم و گفتم می‌خواهم طبق توصیه استاد، کارآموز سر پروژه‌ات باشم. با روی باز پذیرفت.
    این اولین معجزه بود؛ نه بعد از سال‌ها گوش دادن فایل‌های غیرقانونی، بلکه بعد از پشیمانی واقعی و شروع از مسیر درست.

    از همان روز با فایل‌های هدیه سایت شروع کردم. تصمیم گرفتم کلام به کلام اجرا کنم.
    درونم دگرگون شد؛
    با وجود اینکه ظاهراً اتفاق خاصی نمی‌افتاد، اما اعتمادبه‌نفس، آرامش، ایمان و انرژی بازگشت.
    شرایط ظاهری سخت بود؛ منِ سازنده سابق، حالا کارآموز رایگان بودم. اما به یاد شروع استاد در بندرعباس افتادم… و آرام می‌شدم.

    ماه‌ها گذشت و نتایج عجیب یکی‌یکی ظاهر شد:

    ایمانم بازگشت.
    خدا در زندگی‌ام زنده شد.
    امیدم بازگشت.
    روحیه‌ام احیا شد.
    هدایت الهی در زندگی‌ام جاری شد.

    و معجزه‌های واقعی:

    مشکل دیسک گردنم کاملاً درمان شد.
    وزنم با رژیم و ورزش بیش از ۱۵ کیلو کم شد.
    فاکتورهای پزشکی‌ام ۹۰٪ نرمال شد.
    مصرف ۶۰ قرص اعصاب در ماه را در ۱۰ روز ترک کردم.
    افسردگی‌ام برای همیشه از بین رفت.
    یک شب فقط با ذکر «یامن اسمه دوا و ذکره شفا» در لحظه از تب و سرماخوردگی شدید شفا گرفتم.
    چند اتفاق بزرگ مالی، اداری و حتی دریافت یک ویزای مهم رخ داد.
    کارها به طرز باورنکردنی روان شد.

    اما نقطه اوج:
    ده‌ها فایل ملکی بررسی می‌کردم تا اینکه ۱۰ دی یک آپارتمان گران‌قیمت‌ام با پول نقد فروش رفت و همان شب بهترین ملک کلنگی ممکن را قولنامه کردم—ملکی با سودآوری چند برابر املاک مشابه.
    برای پرداخت باقی وجه، هیچ مشتری نبود. فشار زیاد بود اما به خدا سپردم.

    ۲۰ اسفند شب با خدا صحبت کردم که: «نمی‌خواهم شروع کارم به ضرر کسی باشد… اگر تا اینجا رساندی، ادامه‌اش را هم تو درست کن.»

    صبح فردا مشتری دست‌به‌نقد برای ملک دوم آمد.
    شرایط سختی گذاشتم که مطمئن شوم برکت الهی است:
    ۶۰٪ نقد روی قرارداد، ۱۰ روزه دفترخانه، بدون تخفیف، بدون تحویل کلید.
    همه را قبول کرد.
    روز بعد چک را گرفتم.
    ۲۷ اسفند کل مبلغ نقد شد.
    ۲۸ اسفند سند ملک جدید آماده شد و نقداً پرداخت کردم.
    اتفاقی که در ۳۰ سال فعالیت ملکی، نه دیده بودم و نه شنیده بودم.
    اکنون دوره ۱۲ قدم را از ابتدا و به‌صورت رسمی و درست شروع کرده‌ام و قدم اول هستم.

    اگر این نوشته هدایت یک نفر شود، من وظیفه‌ام را نزد پروردگار و استاد عزیزم انجام داده‌ام.

  • -مریم عبدلی

    رشد مالی، آرامش عمیق و شکوفایی فردی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من اواخر سال ۱۴۰۰ وارد سایت شدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم. در شروع مسیر، کل پس‌انداز زندگی من فقط دو میلیون تومان بود، اما تصمیم گرفتم قدم اول دوره ۱۲ قدم را بخرم. کار کردن با آموزش‌های این دوره، همان سال اول تغییرات زیادی در زندگی‌ام ایجاد کرد. هزینه‌های غیرمترقبه و هزینه‌های دارو و درمانم به‌طور چشمگیری کم شد و علاوه بر اینکه خیلی راحت توانستم تمام قدم‌های دوره ۱۲ قدم را خریداری کنم، موفق شدم دو دوره ارزشمند دیگر را نیز تهیه کنم.

    در همین سال ماشین صفر خریدم، از لحاظ روحی آرامش بسیار بیشتری داشتم و بخش بزرگی از روزهایم با شادمانی و احساس خوب سپری می‌شد. اواخر سال ۱۴۰۱ که با دوستم صحبت می‌کردم به او گفتم: «سال ۱۴۰۱ بهترین سالی بوده که تا حالا تجربه کرده‌ام.» چون در آن سال فهمیدم اگر باورهای قدرتمندکننده بسازم، از هدایت‌های همیشگی خداوند استفاده کنم، ذهنم را مدیریت کنم و از داشته‌هایم لذت ببرم، تمام خواسته‌هایم خودبه‌خود وارد زندگی‌ام می‌شود. همین درک، آرامش عمیقی به من داده بود.

    اما امروز که سال ۱۴۰۲ هم به پایان رسیده، با جرأت می‌گویم سال ۱۴۰۲ از هر نظر مالی، سلامتی، روابط، حال خوب، امید به آینده و… به‌مراتب بهتر از سال قبل بوده است.

    در سال ۱۴۰۲ به لطف خداوند، کارگاه هنری خودم را در یکی از اتاق‌های خانه‌ام راه‌اندازی کردم؛ در زمینه کسب‌وکار شخصی‌ام آموزش دیدم و در کنار کار کارمندی‌، کار هنری خودم را نیز استارت زدم. کاملاً سالم هستم، وزن ایده‌آل خودم را دارم و مهم‌تر از همه، حال خوب، شادی و امید به آینده‌ام به حدی زیاد شده که اصلاً قابل مقایسه با سال قبل نیست.

    امروز با افتخار می‌گویم این مسیر، زیباترین هدایت زندگی من بوده و هر قدمی که با آگاهی‌های استاد عباس‌منش برداشتم، به لطف خداوند، مرا به نسخه‌ای بهتر از خودم تبدیل کرده است.

  • -احمد فرهنگیان

    نتایج درخشان هفت‌ماهه با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    تعهد داده بودم که به مدت هفت ماه فقط روی دوره ارزشمند ۱۲ قدم تمرکز کنم و اولین روز سال ۱۴۰۳ بیایم و از تغییرات و نتایج این مدت بنویسم. من از اول مرداد ۱۴۰۲ قدم اول را شروع کردم و تا پایان سال ۱۴۰۲ تا پایان قدم ششم را کار کردم و به امید خدا قرار است در ایام عید، قدم هفتم را آغاز کنم.

    اما حالا وقت آن رسیده درباره تغییرات شگرفی بنویسم که در طی این هفت ماه، در اثر عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم در زندگی‌ام اتفاق افتاده است:

    من هدف گذاشته بودم که درآمد سالانه‌ام به یک میلیارد تومان برسد و امروز وقتی جمع‌بندی کردم دیدم درآمد سالانه من به یک میلیارد و سیصد میلیون تومان رسیده و حتی از هدفم هم فراتر رفته‌ام.

    اول مرداد یعنی هفت ماه پیش وقتی دوره ۱۲ قدم را شروع کردم، فقط ده میلیون تومان پول داشتم و کلی بدهکار بودم. اما حالا بعد از هفت ماه، تمام بدهی‌هایم صفر شده و پنجاه میلیون تومان پس‌انداز دارم.

    در این مدت، کسب‌وکار خودم را راه انداختم و از آن لذت می‌برم؛ کاری که همیشه آرزویش را داشتم.

    تا قبل از شروع ۱۲ قدم، سفر رفتن و سوار شدن به هواپیما برایم یک آرزوی دور بود؛ اما در همین هفت ماه، یک سفر رویایی با هواپیما به جزیره کیش رفتم و در هتل چهارستاره اقامت داشتم.

    هفت ماه پیش اضافه‌وزن داشتم اما الان در وزن و اندام ایده‌آلم هستم؛ چون دوره ارزشمند قانون سلامتی را نقداً از سایت خریدم و دقیقاً طبق آن زندگی می‌کنم.

    هفت ماه پیش، ماهی دو بار مریض می‌شدم اما حالا هفت ماه است که کاملاً سالم هستم.

    هفت ماه پیش، هفته‌ای دوبار با همسرم دعوا می‌کردیم؛ اما حالا عشق، آرامش و صمیمیت زیبا، پایه اصلی رابطه‌مان شده.

    هفت ماه پیش با خدا دعوا داشتم و مدام می‌گفتم چرا بلا سرم می‌آوری؛ اما حالا زندگی‌ام آن‌قدر روان و پرنعمت شده که احساس می‌کنم روی دوش خدا نشسته‌ام. کافی‌ست چیزی را بخواهم؛ غیرممکن است که به من نرسد.

    نتایجم واقعاً زیاد، روشن و درخشان است. اما چون تعهد داده بودم، خواستم قسمتی کوچک از این برکت‌ها را اینجا بنویسم.
    خدایا شکرت برای این مسیر زیبا.

  • -مهدی و مینا

    دستیابی به نتایج غیرممکن و معجزه‌آسا با عمل مستمر به تمرین ستاره قطبی در دوره ۱۲ قدم

    الان حدود ۹ ماه است که دارم روی دوره ۱۲ قدم کار می‌کنم و هر روز به‌طور منظم تمرین ستاره قطبی را انجام می‌دهم. نتایجی که از این آگاهی‌ها و این تمرین گرفته‌ام، واقعاً باور نکردنی است. خداوند در این مدت کارهایی برای ما انجام داده که از نظر همه اطرافیانم «غیرممکن» بوده است.

    من و همسرم هر دو فرهنگی هستیم. همسرم توانست بدون سابقه کاری کافی و در همان سال اول، انتقالی بین‌استانی بگیرد؛ در حالی که تمام افراد اداره می‌گفتند انتقالی زیر پنج سال سابقه یا پیش از پایان تعهد، کاملاً غیرممکن است. اما با تمرین ستاره قطبی و توکل، همان غیرممکن به ساده‌ترین شکل ممکن شد.

    ما نه ماشین داشتیم و نه پولی برای خرید آن. در تمرین ستاره قطبی فقط از خداوند یک وسیله برای رفت‌وآمد می‌خواستم و بعد به‌طور کاملاً معجزه‌آسا، توانستیم ماشین‌دار شویم؛ چیزی که در ظاهر هیچ راهی برایش نبود.

    امروز از ته دل به این باور رسیده‌ام که می‌توانم زندگی‌ام را خودم بسازم و در این مسیر، خدای بزرگ همیشه کنارم هست. هرچه را با ایمان و سپاسگزاری بخواهم، خداوند در بهترین زمان و به ساده‌ترین شکل به من می‌بخشد.

  • -حسین و سکینه

    ازگشت به مسیر، جهش مالی و برآورده شدن خواسته‌ها با عمل دوباره به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    مدت یک سالی می‌شود که قدم اول دوره ۱۲ قدم را با همسرم تهیه کردیم. دو ماه اول با جدیت و تعهد کامل جلسات دوره را گوش می‌دادیم و به آموزه‌ها عمل می‌کردیم و همان زمان نتایج فوق‌العاده‌ای وارد زندگی‌مان شد؛ نتایجی مثل روابط زیباتر، احساس آرامش عمیق‌تر، پیشنهاد شغلی عالی با درآمد بسیار بهتر و… تا جایی که درآمد ماهانه من چهار برابر شد.

    اما بعد از مدتی، جدیتم برای ادامه آموزش‌ها کم شد، روی خودم کار نمی‌کردم و به همان نسبت، نتایج هم کمتر شد. فروش روزانه‌ام کم و کمتر شد تا جایی که تقریباً به صفر رسید.

    تا اینکه یک روز فایل «چگونه در عرض یک سال درآمد خود را چند برابر کنیم» را نگاه کردم و دوباره تعهد، انگیزه و دلیل موفقیت‌های قبلی‌ام را به یاد آوردم. همان‌جا تصمیم جدی گرفتم که دوباره شروع کنم. الان کمتر از دو ماه است که با جدیت بالا آموزه‌های دوره ۱۲ قدم را اجرا می‌کنم و به قول استاد، برای کار کردن روی خودم «جهاد اکبر» راه انداخته‌ام. صبح و شب تمرین ستاره قطبی را انجام می‌دهم، با آگاهی‌های دوره باورهای قدرتمندکننده می‌سازم و تمرکز کامل گذاشته‌ام روی رشد کسب‌وکارم.

    و این‌ها بخشی از نتایجی است که فقط در همین دو ماه تجربه کرده‌ام:

    همسرم بعد از حدود یک سال صبر، باردار شده است.

    فروشی که تقریباً صفر شده بود، دوباره به اوج برگشته؛ فقط در دی‌ماه ۱۹۵ کارتن فروش داشتم.

    مشتری‌هایم یکی‌یکی بازگشته‌اند و دوباره از من خرید می‌کنند.

    یک عزیز بدون اینکه از او بخواهم، برای گسترش کسب‌وکارم کاری انجام داد که کمک بسیار بزرگی برایم بود.

    و مهم‌ترین نتیجه‌ام در این مدت کوتاه، خرید ماشین مورد علاقه‌ام است. این ماشین هدف اول امسال من بود و بعد از افت‌ها و مشکلات، کاملاً از آن ناامید شده بودم؛ اما خداوند دوباره به من ثابت کرد که اگر به هدایت و حمایتش ایمان بیاورم و مسیر درست را ادامه بدهم، همه چیز سر زمان درست به من می‌رسد.

    من از عمل به آگاهی‌های قدم اول به اندازه کافی نتیجه گرفته‌ام و حالا نوبت قدم بعدی است. با اشتیاق کامل وارد قدم دومِ دوره ۱۲ قدم می‌شوم و مطمئنم نتایج شگفت‌انگیز زیادی در راه است.

  • -زهرا

    تحول زندگی من با قدم اول دوره ۱۲ قدم

    روزی که خداوند مرا به سمت فایل «توحید عملی، قسمت ۶» هدایت کرد، حتی تصور نمی‌کردم این اتفاق آغاز یک تحول بزرگ در زندگی‌ام باشد. کمتر از یک سال بعد توانستم همه کارهای نیمه‌تمامی را که به‌سبب ترس رها کرده بودم و کارهایی را که هرگز به خاطر ترس شروع نکرده بودم، آغاز کنم و مهم‌تر از همه، هرگز فکر نمی‌کردم که از مسیری که اکنون از آن درآمد دارم، با این میزان آزادی زمانی و مکانی بهره‌مند شوم.

    پیش از آن سه سال عضو سایت بودم ولی صرفاً از محتوای عقل کل لذت می‌بردم و گاهی پرسش و پاسخ‌ها را می‌خواندم. سپس درگیر اتفاقات سیاسی و عضویت در گروه‌های فمینیستی شدم و کانون توجه‌ام به نکات منفی و مقاومت نسبت به هر چیزی مرتبط با دین کشیده شد. در همان زمان به‌دلیل حجم کارهای پژوهشی نمی‌توانستم روی کاری تمرکز کنم و درآمدی داشته باشم؛ در حالی که استقلال مالی برایم مهم بود. بنابراین شروع کردم به کار کردن روی عزت‌نفس و چند ماه بعد دوباره همان فایل «توحید عملی» را دیدم. با وجود جهت‌گیری‌های منفی‌ نسبت به استاد عباس‌منش، حس کردم تمام آگاهی‌ایی که مدت‌ها گم کرده بودم، در آن فایل وجود دارد. ناگهان خودم را دیدم که گریه می‌کنم و احساس می‌کردم چیزی را که سال‌ها گمش کرده بودم پیدا کرده‌ام. من خدایی را پیدا کرده بودم که با وجود مذهبی بودن خانواده‌ام، هرگز این‌گونه درباره‌اش نشنیده بودم.

    اکنون حدود یک سال از آن زمان می‌گذرد. از آن گروه‌های فمینیستی خارج شده‌ام و جهان ناخودآگاه ارتباطم را با دوستان قبلی قطع کرد. روزهای خاکستری‌ام رنگ گرفتند؛ توانستم مزه لذت و شادی را بچشم، از ته دل بخندم و از لحظه‌ها و اتفاق‌های کوچیک خوشحال شوم. برای اهدافی که سال‌ها به تعویق انداخته بودم قدم برداشتم و فایل‌های هدیه سایت را مدام گوش می‌دادم. کار مورد علاقه‌ام را آغاز کردم و قدم‌ها را یکی پس از دیگری برداشتم. حدود هشت ماه در مسیر اهدافم کار می‌کردم بدون اینکه درآمدی داشته باشم، اما به آنچه خدایم به من گفته بود عمل می‌کردم و ادامه می‌دادم. از همان روزی که کار بر روی باورهای مالی‌ام را شروع کردم، درآمدم نیز آغاز شد.

    دوره ۱۲ قدم اولین محصولی است که خریداری کردم و خیلی خوشحالم که با اولین درآمد خودم توانستم آن را تهیه کنم. اکنون از مسیری درآمد دارم که نه رشته‌اش را خوانده‌ام و نه مدرکش را دارم؛ تنها از خدا هدایت خواستم و دیدم مهارتی که سال‌ها پیش آموخته بودم اکنون می‌تواند منبع درآمدم باشد. در کمتر از یک ماه اخیر ۲۱ میلیون درآمد داشته‌ام و برای شروع کار از این نتیجه بسیار راضی‌ام؛ در حالی که تازه دوره ۱۲ قدم را آغاز کرده‌ام.

1 2 3

The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 441 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام ب همگی دوستان

    در حال گوش دادن یه فایل درمورد خواسته ها بودم

    و قرار بود امروز برای اینکه برم تو دل ترسام برم توی مغازه های مختلف کم کم صحبت کنم(لکنت)خودمو بسنجم

    یعنی تا قبل این هدایت خداوند ذهنم این بود

    تا اینکه استاد گفت من برای شروع کسب کارم رفتم باورهامو درست کردم

    چون قانون اینه هرچقدر هم تو ی کار ماهر باشی ولی ذهنیت درستی نباشه اون میشه ترمز تو میزنت زمین

    یعنی ذهنت باید پشتت باشه

    تا ی لحظه ب خودم اومدم گفتم

    سارا یه لحظه ترمزتو بکش بشین ببینم

    ی بررسی کن

    تو زمانی ک لکنت بسیار شدید داشتی و هنوز وارد این درمان نشدی با بدترین وضع ممکن یعنی وحشتناک

    بارها و بارها و بارها این مغازه برو

    تو مدرسه داوطلب شو تقریبا هر روز

    برو تو پارک برای مردم شعر بخون یکی یکی برای چند نفر

    کنفرانس بده

    وقتیم ک تا ی حد درمان رسیدم

    مغازه

    مهمونی های پرجمعیت

    آدم های جدید

    تلفنی و..

    پس چرا این ترسه هست چرا هنوز استرس میگیری

    متوجه شدم قضیه آدما نیستن

    قضیه مغازه نیست

    کلاس نیست

    هیچی بیرون از من نیست

    حتی قضیه خود لکنت هم نیست چرا که خیلیا لکنت ندارن نمیتونن برن ی بستنی بخرن

    پس چرا ک الان دارم درمان میشم اینطوره الان ک میتونم تا 90درصد عالی صحبت کنم چرا ذهنم مقاومت داره

    بله درست متوجه شدید

    بخاطر باور های غلط

    بخاطر افکار نادرست در لحظه

    بخاطر خاطراتی ک لکنت ب وجود آورد و یه ذهنیت غلط داد

    بخاطر گنده کردن آدما و هرچیزی ک بیرونه

    بخاطر توهم ترس

    بخاطر گنده کردن چیزی ک هیچ تهدیدی نداره

    بعد گفتم سارا بیرون هست همیشه ارتباطات هم همیشه هستن

    هروقت دوست داشتی برا خودت برو

    ولی با این فکر ک برم چون می‌خوام ترسم بریزه نرو

    چون هزار بار رفتی هزار بار دیگم بری اگر باورات اینجوری باشه سخنرانم باشی باز می‌ترسی

    گفتم بشین اینارو در بیار ببین چین

    دنبال راه حل بگرد

    باور های درست بساز و تکرار کن

    نترس بیرون فرار نمیکنه ولی نزار این ذهنیت غلط ادامه پیدا کنه

    ما اشتباهمون اینه میگردیم ببینیم راه حل یا مشکل از کجاست و بیرون دنبالشیم

    آقا بیرونی نیست

    همش درونه

    من همیشه میگفتم من استرس دارم

    چون استرس دارم لکنت میکنم

    نه این بهونس من چون کنترلی بر بدنم

    بر افکارم

    بر تمرکزم

    بر دستگاه صوتیم ندارم گیر میکنم

    میندازم گردن بقیه

    ک حالا پاشم انر انر برم برای چیزی ک بارها با سر رفتم تو دلش

    ب قول استاد همون الگو ذهنی باید باشه

    باور درست باید باشه

    وگرنه همیشه می‌ترسی

    نمی‌گم نمیرم حرف بزنم ها من واقعا از خود صحبت کردنه ترسی ندارم اصلا

    من تو کلاسم بارها شده رفتم برای غریبه ترین آدما شروع کردم صحبت دقیقه ها صحبت کردم با لذت

    مسئلع چیزی ریشه تره

    اینو گفتم ک ترسو در ذهن ببینید

    و ببینید این ترس چ عواقبی برای شما داره اکثرا عواقب خاصی نداره و بزرگش کردیم

    حالا بیاید این ترسو با ی ترس واقعی

    مثل این ترس

    ببرنت تو بیمارستان جلوی کسی ک فهمیده قراره بخاطر بیماریش پنج روز دیگه فوت کنه

    با کلی آرزو

    بشینیم از اون ترس براش بگیم اصلا خندمون میگیره

    و اینم تمرین میخواد

    این کار باعث میشه توهم بشکنه

    روی ذهنمون کار کنیم

    همه چی درون ماست

    درون ما ک در مسیر غلط باشه هزار مهارت هم داشته باشیم باز می‌زنیم ب دیوار

    مثل ی راننده ک کلی یاد گرفته

    ولی می‌ترسه

    کارش تمومه

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 441 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی

    اومدم تا قانون تکامل رو ب خودم و هم‌چنین شما یادآوری کنم

    من برای درمان لکنتم باید مهارت هارو بسیار تمرین کنم تا به تسلط برسم

    ولی از کجا بفهمم ب تسلط رسیدم ؟!

    اینکه برم تو موقعیت های متناسب با ضعف قرار بگیرم تا ببینم چقد تغییر داشتم

    مسلما تو خونه تنها باشم اتفاقی نمیفته

    تا بتونم از اون طریق تغییرات رو بهبود بدم

    و مثلا من الان میگم سارا تو الان توی خانواده خودت

    توی اکثریت فامیل تا یه حدی خوبی تونستی بفهمی ک میتونی تکنیک گفتار رو رعایت کنی و بازم جای بهبود داره

    حالا سعی کن کم کم با رعایت قانون تکامل

    اصلا نه فشار بیار نه اینکه هر دقیقه یا هر روز

    یه روزایی بزار آگاهانه از جاهای کوچیک از مغازه دار هایی ک میشناسی کم کم برو و خودتو بسنج چند روز یبار

    الان با مغازه های کوچه خودمونم تقریبا اوکیم تسلط دیدم دارم

    باید یکم بره بالا تر مغازه های جدید تر

    برم مثلا در حد سلام این چنده هم خودش خیلی خوبه

    و امروز تلفنی خودم تماس گرفتم اولین باره ب فامیل مادر بزرگ من تماس میگیرم و بسیار عالی بودم

    حالام گفتم اگر کاراتو کردی و وقت بود ی بیرونم برو ی هوا بخور ی دوتا مغازم برو ی سوالی بپرس

    خواستی ی چیزی بخر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 441 روز

    به نام آنکس که ما انسان ها را کامل ترین تجلی خود قرار داد

    سلام به همگی دوستان گلم و استاد گلم و مریم جانم

    اومدم تا از این چند روز بگم ک واقعا درسته وقتی میری سراغ ی مسئله خداوند هدایتت می‌کنه تا بفهمی

    همیشه برای من سوال بود ک یعنی چی من خدام یعنی اینو نمیتونستم بپذیرم

    چون من یه انسانم

    و این ذهن منو درگیر کرد استرس میداد و..

    ک من خودمو کنترل کردم تا بگردم دنبال جواب

    جوابی ک میشینه در من و حس کردنیه

    از سایت و.. من تحقیق کردم میدونید ولی در مداری نبودم ک متوجه اصل بشم

    تا اینکه گفتم دوباره برم کتاب چهار میثاق رو بخونم

    بچه ها یعنی فوق العاده است یعنی هرکی بخونش و درک کنه زندگیو برده

    و این تجلی خداوند برای من نا مفهوم بود

    همش فکر میکردم تجلی یعنی خدا ب شکل انسان دراومده

    و بازم منطقی نیومد نمیتونستم بپذیرم

    رفتم ریشه تجلی رو درآوردم

    که آقا این تجلی چیه یعنی چی

    که فهمیدم و اومدم بگم بهتون و مطمنم خیلی بهتون کمک می‌کنه ک بفهمیم چقدر ارزشمندیم

    تجلی یعنی نمایان شدن خصلت ها و ویژگی های خداوند در ی موجود

    مثلا گل ویژگی جمیل خدا رو داره

    مثلا روباه ویژگی مکار بودن خدا رو داره

    ولی ما انسان ها کامل ترین و فشرده ترین ورژن از همه ویژگی هاییم یعنی اون روحی ک خدا ب ما داد تمامی این خصلت هارو با خودش داشت

    و همه این خصلت ها ب ما برای رشد کمک می‌کنه یعنی نمیتونم بگم فقط زیبایی

    اصلا نیازه ک دو وجه باشه

    منتها خداوند برعکس اون گل اون روباه

    ب من ویژگی خلق داده دیگه درسته

    و میگه تو میتونی خودت انتخاب کنی ک کدوم از این خصلت ها در تو پر رنگ تر باشن

    و اونو بولد کنی هرچقدر پررنگش کنی از همون بیشتر با شکل های مختلف میبینی

    مثل یه دانشمند ک وقتی ی چیزی کشف می‌کنه یا میسازه تجلی ای اثری از افکارش

    خلاقیتش هنرش توی اون کاره

    ولی خودش ک نیست درواقع ویژگی هاشه

    و اون دانشمند یا اون هنرمند هی کارشو آپدیت می‌کنه هی کامل می‌کنه

    عین ما انسانها

    ک وقتی ب منبع تجلی خودمون وصل بشیم و انتخاب کنیم کدوم تجلی هارو می‌خوایم همونا میاد تو زندگیمون

    من خودم می‌خوام ک تجلی ای از زیبایی باشم از ثروت از عشق از احترام هرچیز خوبی ک خداوند داره و بتونم این خصلت هاشو در خودم پر رنگ کنم و شبیه این مدل خدا بشم

    چون خدا شکل خاصی نداره ک

    هرجور ببینیش ب شکل های مختلف میاد تو زندگیت

    بنظرم این کامل ترین و قشنگ ترین توصیفی بود ک طی تحقیقاتم و هدایت شدنم داشتم و هربار اشکم درمیومد

    بازم توصیه میکنم کتاب چهار میثاق رو از برنامه cast box با گویندگی آقای رییسی گوش بدید

    هیچگونه حاشیه ای ندارد و خیلی چیزا بر ما نمایان میشود

    کتاب برای سرخ دوستان بوده و چقدر این سرخ دوستان افراد معنوی ای هستن واقعا

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      علیرضا گفته:
      مدت عضویت: 943 روز

      سلام و درود خدمت شما و همه دوستان

      بسیار لذت بردم از درک زیباتون و خدا را شاکرم که همواره در حال هدایت ما هست امیدوارم که به مدارهای بالاتر هدایت بشیم

      میسپارمتون به حضرت دوست که هرچه داریم از فضل و رحمت اوست.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    کوروش کبیر گفته:
    مدت عضویت: 1097 روز

    سلام. من دوره قانون سلامتی رو نخریدم ولی یکی از نزدیکان من خرید و شش ماه انجام داد و میشه گفت یک دوره مزخرف بود که نتایج خوب که نداشت هیچ زندگیش هم داره از هم می پاشه و در نتایج آزمایش بعد انجام دوره چند مورد منفی هم که در قبل دوره نداشت بهش اضافه شد موهاش ریزش پیدا کرد اندامش بشدت لاغر شد . از همه خواهشمندم قبل از اینکه بخواهند دوره ای از این طور سایت ها بخرن کمی فکر کنند مگر کسانی که این دوره ها رو می فروشند چقدر تحصیل کرده این دوره ها هستند یا تخصص این دوره ها رو دارند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      رها ازادی گفته:
      مدت عضویت: 1375 روز

      سلام دوست عزیز

      امیدوارم هر کجا ک هستد سلامت باشید

      من ک ب شخصه زندگیم ب دومرحله تقسیم میشه قبل اشنایی با استاد وبعد اشنایی با استاد

      من 35سال در گمراهی زندگی میکردم اصلا نمیشه اسمشو گذاشت زندگی زجر بود زجر بود وزجر

      ولی سه ساله ک هر چی بیشتر غرق میشم تو سایت استاد واموزهاش

      زندگیم شده حال خوب ولذت وشادی وپیشرفت

      اصلا زندگیم با قبل اشنایی با استاد هیچ ربطی ب هم ندارن

      پس نتایج فرق داره، همه مثل هم نتیجه ک نمیگیرن

      مثل قران ک خداوند خودش فرموده همین قران یه عده ای رو راهنمایی میکنه ورستگار میشوند وهمین قران یه عده ای رو گمراه میکنه

      بستگی ب هر فرد دا ه با چ نیتی ب سراغ قران برن وبا چ نیتی ب سراغ اموزهای استاد برن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    یلدا گفته:
    مدت عضویت: 1011 روز

    استاد مهربونم من دقیقا یک ماه پیش همینجا نتایجم رو از دوره قانون سلامتی گفتم چقدر انرژی به بدنم برگشته حسم خوبه و خلق و خوم عالیه

    ولی تا اونموقع اصلا به این فکر نمیکردم انرژی داخل بدنم ، سلامت سلول به سلول بدنم به قدری باشه که تو دوماه تمرین فقط کوهنوردی اونم تا 16 کیلومتر بتونم بعد از دوماه قله 3250 رو صعود کنممممم و این عالیه

    توی مسیری که داشتم به سمت قله میرفتم با یک شخصی هم کلام شدم که آدم فوق العاده مهربون و باشخصیتی بودن ایشون هم کلی تعجب کرده بود که سرعت من و خودشون دقیقا به یک اندازه بوده برای رسیدن به قله با اینکه من دوماه دارم کار میکنم ایشون سه سال حتی به این هم نوتیس کردن که چقدر بدن من سبک و راحته

    یعنی هیچموقع برنامه ایی نداشتم واسه اینکه همچنین موفقعیت تو 20 سالگی داشته باشم

    ولی خب چون توی مسیر درستی قدم برداشتم نتایج درست و از نظر من خیلی بزرگ هم رقم خورد

    خداروشکر واقعا بابت وجود شما️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 441 روز

    به نام خدا

    سلام به همگی دوستان

    اومدم تا از تجارب امروزم بگم

    امروز رفتم کلاس برای لکنتم و من 90٪درصد پیشرفت داشتم تا الان

    و توی کلاس امروز متوجه شدم ک بشدت بدنم منقبض میشد سفت میشد و من نمی‌تونستم صدا رو درست از حنجره خارج کنم

    بشدت ناراحت شدم و ذهنم رفته بود تو مقایسه ک چرا چند نفر میتونن بگن با اینکه من 90درصدم

    و بغضم گرفته بود

    ولی خب سعی کردم تو ذهنم حلش کنم و شد ی اهرم ک بتونم تمارینم رو بیشتر و با کیفیت تر انجام بدم و یه سری اعمال برای تسلط در جاهای مختلف پیدا کنم

    و نکات مثبت

    من امروز توی کلاسی بودم که همگی افرادش آقا بودن و فقط من مراجعه کننده خانم بودم

    دیدید ک توی کشور ما اینجوریه ک صحبت با جنس مخالف رو بد می‌دونن

    و میگن اگر صحبت کردی یا گرم بودی یا صمیمی برخورد کردی پس منظوری داری

    همین قضیه آدمو می‌بره تو توهم و تصویر سازی غلط

    ک نکنه طرف من از خوشش میاد ک صحبت می‌کنه

    این افکار تو ذهن منم بودم

    ولی با چند نفر از آقایون اونجا صحبت کردم و اجازه ندادم این ذهنیت بخواد جلوی یک گفتگوی دوستانه و لذتبخش رو بگیره

    البته تمرین میخواد و تغییر باور ک توی ذهنت ی چیز عادی باشه این صحبت ها

    و واقعا لذت بردم از صحبت با آقایونی ک اونجا بودن خیلی محترم و مودبانه برخورد میکردن

    و این شروع خوبی بود برای اینکه یاد بگیرم ما انسانیم ما حق اینو داریم با هرکسی ک دوس داریم گفتگو کنیم جدا از جنسیتش

    و اگر اینو حل کنیم میبینیم ک بخاطر تصورات الکی زود هنگام توهم زا روابطو خراب نمی‌کنیم

    یا الکی احساسات درگیر نمیشن

    و توی مترو یکی از اون آقایون رو دیدم و درمورد احساسم تو کلاس و اون استرس و فشار صحبت کردم

    و گفت که هیچ عیبی نداره منو یادته قبلا چقد افتضاح بودم

    ماه بعد بهتر از الانی

    و من هم قانون تکامل یادم اومد و هم اهرم حرکت کردن

    و من دیدم من همین الانش از الان این آقا خیلی بهترم ولی دیدگاه اون خیلی بهتره

    یا حتی توی کلاس آقایون خیلی باحرفاشون سعی میکردن ب من امید بدن یا من دیدم ک حمایتگر بودن واقعا قشنگ گوش میدادن و میگفتن بخاطر ذهنیت هست در ذهن باید درست کنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 441 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی دوستانم

    واقعا این مطلب درستیه که وقتی شروع میکنی از اول خدارو شناختن خیلی سوالات ایجاد میشه

    آدم گیج میشه

    و مطمنن ذهن هممون این موضوع رو داره

    مطرح میکنم چ سوالاتی میاد شاید برای شمام باشه

    یکی از سوالات که هم استاد گفت هم خدا میگه تشابهات هست

    من ذهنم زیاد درگیر تشابهات میشه

    من خودم به اندازه ای نیاز بوده متوجه شدم چرا اومدم چرا که در آینده با درک و تجربه بهتر میفهمم

    اینکه ما کی هستیم

    خودمون انتخاب کردیم

    بخاطر استفاده از قدرت خلق اومدیم توی این آواتار جسم

    چون توی دنیای غیر مادی نمیشه چیزی حلق کرد (یعنی ما نمی‌توانیم)

    و روی زمین حتما باید جسم باشه

    من می‌دونم و ذهن استدلال گر من ک دهن ادمو سرویس میکنه همش می‌پرسه چرا؟

    خب ک چی؟

    خب تهش ک دوباره برمیگردیم

    بعد چی میشه ؟

    قبلش چیشد

    بشدت ذهن کنجکاوی دارم که بخواد همه چیو بفهمه

    ولی من بطور آگاهانه می‌دونم ک بعضی مسائل رو من خودمم بکشم نمیتونم درکشون کنم از دایره درک این ذهن انسانی خارجه

    اصلا بفهمه هم کمکی بهش نمیکنه

    و جالب اینه هربار ک میاد انگار هی مسئله ساده تر میشه برام انگار این چیزایی ک می‌دونم توی درونم خیلی ساده تر میشه راحت تر میشه درکم بهتر میشه و ب سکوت ذهنم کمک می‌کنه

    (چ بسا شیطان دنبال اینه مارو ناامید کنه و مارو ب بی راهی ببره)

    مثلا دیشب ب این درک رسیدم که

    سارا اول ک هیچ چیزی وجود نداشته فقط خدا بوده

    (همون یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود)

    و خدا اومده از وجود خودش یه سری موجود خلق کرده

    حالا ما هم یکی از اونا بودیم منتها ی تفاوت داشتیم

    اینکه قدرت خلق به ما داد

    یعنی قدرتی ک خودش داشت رو داد ب ما

    طبق چیزی ک ما خواستیم و این قدرت

    ی فرصت فراهم کرد تا ما بیایم روی زمین البته با انتخاب خودمون

    یجورایی انگار من اینجوری درک کردم که

    ما اومدیم تا ب زمین پرو بال بدیم

    (میگم زمین چون تو زمین هستیم و سیارات دیگه کسی نمیدونه چ موجوداتی هست )

    و خودشم گفته من هواتونو دارم و بهتون طرز استفاده از این قدرت رو یاد میدم

    مثل اینکه یکی به من ی ماشین بده بعد طرز استفاده ازشو یادم بده دقیقا همینه

    تا بیایم با اومدن تو جسم مورد نظر و ضعف هایی ک داره و اتفاقات و علاقه هامون هم خودمون اون حس رو تجربه کنیم هم ق گسترش جهان کمک کنیم

    ولی من سعی میکنم ک زیاد واردش نشم و اجازه ندم ذهن استدلال گرم هی بخواد بره

    چون می‌دونم از یه حدی بیشتر نمیتونه بفهمه و منو می‌بره تو باقالیا

    اگر چیزی لازم باشه بفهمم خداوند خودش بهم میگه

    و دارم تمرکز بر اصل میزارم ب طور آگاهانه تا کم کم کانون توجهم درست بشه

    و سعی میکنم حس بدی ب خودم ندم ک چرا ذهنم همش دنبال این چیزاست بالاخره هم کنجکاویه هم بخاطر ورودی هاست

    ایمان دارم ک خداوند هرآنچه ب دردم بخوره بهم میگه اگر من ذهن سرکش رو ب دست بگیرم

    شمام اگر تجربه ای دارید بهم بگید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 441 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام ب همگی

    امشب پدرم یه فیلم هندی گذاشت و من گفتم بزن بره چیه

    خبر نداشتم توی همین فیلم یه هدایت از سمت خداوند برای منه

    یعنی مو ب تنم سیخ شد

    از این قشنگ تر نمیشد انسان رو توصیف کرد

    همین الان ک می‌نویسم گریم گرفته

    می‌گفت ای مسافر ای مسافر هیچکس از آینده خبر نداره

    زندگی تو با تامل تو شکل میگیره

    تو سرباز نور هستی که مسیر ها با آرزو های تو شکل میگیره

    جهان با تو گسترش پیدا می‌کنه و مسیر هاش شکل میگیره

    آرزو های تو هیچ حدو مرزی ندارن

    یعنی من از اتاق اومدم بیرون و این اومد یعنی من محوش شدم سراسر وجودم آرامش شد

    اصل همینه

    ما سربازان نوریم ما سربازان عشقیم ما آمده ایم تا از قدرت خلقمون استفاده کنیم و حسش کنیم برای این حس اومدیم

    این تضاد ها و آرزو ها اقدامات هستن ک مارو شکل میدن جهان رو شکل میدن

    خداوند ،انرژی جهان ب ما این قدرتو داده و خودشم مثل کوه پشت ماست و اگر بهش اجازه بدیم مسیر هارو برای خلق راحت می‌کنه

    و بهمون یاد میده چطور از قدرتی ک داده استفاده کنیم

    خیلی احساساتی شدم اصلا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 441 روز

    به نام خدا

    سلام ب همگی دوستان گلم

    الان بعد از مدیتیشن میام اینجا

    حرفم مرتبط با نتایج بچه ها نیست

    می‌خوام بگم بچه ها مدیتیشن رو جدی بگیرید بعنوان ی ابزار بشدت قدرتمند برای کنترل ذهن

    بعد از ی مدت انقد ب لطیف شدن روح کمک می‌کنه ک‌نگم

    مخصوصا اگر روی ذهنت کار کنی

    اصلا مزش فرق داره قشنگ میری ب دنیای درونت دنیای سکوت و آرامش

    دنیای هیچ شدن و یکی شدن با معشوق

    روشی ک من استفاده میکنم و سادست

    از زمان کوتاه (تکامل)

    می‌شینم و ی موزیک مناسب

    چند نفس عمیق با چشم بسته

    و بعد نفس رو رها میکنم و تمرکز میکنم روی نفس یا شکم یا سینه ی بینی هرکدون راحتید و نگاهش می‌کنه از درون توجه میکنم بهش

    و بدنمم شول میکنم و هر فکری میاد (اولش سخته) فکر میکنم ی برگه فرقی ندارد چ فکری

    این مدیتیشن سکوته چ +چ – ما باید انقد توانا بشیم ک بتونیم کنترل جفت رو دست بگیریم

    فکر میکنیم ی برگ در باده و میاد و می‌ره و فقط نگاهش میکنیم و باهاش درگیر نمیشیم نمیریم توش

    و اگر رفتیم ب محض فهمیدن دوباره برگرد ب نفس

    و معجزشو ببینید ب خوابم خیلی کمک می‌کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    مریم شجاعی گفته:
    مدت عضویت: 352 روز

    سلام تجربه دوستان عزیز رو که خوندم واقعا امیدوار شدم که به خاطر یک عالم بیماری که دارم قانون سلامتی رو شروع کنم اما نمیدونم چیشد که نظرات بقیه رو هم بیرون سایت خوندم و بعضی دوستان اصلا نظرات خوبی نداشتند و خیلی منفی حرف زده بودند درباره استاد و اموزشهاشون حالا من دو دل شدم ایا واقعا نظرات اونها که بیرونه سایت استاد هستند درسته یا شما دوستان عزیزم داخل سایت راهنمایی کنین ممنون میشم چون خیلی مریضم و اگه واقعا قانون سلامتی که این همه دوستان تعریف کردند درست باشه منم بتونم شروع کنم و سلامت بشم بازم ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      معصومه صفائی گفته:
      مدت عضویت: 1121 روز

      سلام عزیزم

      بستگی داره هدفت از خرید دوره چی باشه من برای لاغر کردن و تناسب اندام این دوره رو خریدم ولی به لطف خدا از نظر دردهای مفصلی .خستگی و بی‌حالی مداوم .بوی عرق .نفخ معده .سردرد و….خیلی بهتر و عالی شدم .من هرروز حالت خواب آلودگی و بی انرژی بودن داشتم ولی با انجام این رژیم بدنم سبک و سرحال شد و وقتم دیگه همش تو آشپزخونه و پای گاز و وعده های متعدد نبود .رنگ پوستم شفاف تر شده و سیستم بدنم خیلی بهتر کار میکنه ببین اگه دوره رو به صورت تکاملی انجام بدی خیلی راحته اما اگه یکدفعه شروع کنی اذیت میشی ولی به نظر من دوره ی عالیه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      زهره صفری گفته:
      مدت عضویت: 628 روز

      سلام دوست عزیزم من دوره رو همسرم خریده منم در کنارش با همدیگه این دوره رو پیش رفتیم همه اطرافیان میگفتن چیه خودتون رو اینقدر لاغر کردین ولی من و همسرم توجه نمی‌کردیم من مشکل دستگاه گوارش داشتم اصلا نمی‌تونستم فلفل سبز تند و حتی شیرین بخورم الان به لطف خداوند مهربانم و دوره بینظیر استاد عزیزم این مسأله حل شده تقریبا پیاده روی هر روز تو برنامه کارهام دارم پیش میرم خداروشکر سپاسگزارم از استاد عزیزم بابت دوره بینظیر که در اختیارمان قرار دادین

      سپاسگزارم از خدای وهابم که من وهمسر عزیزم رو به این مسیر الهی هدایت کردی

      خداوند یار یاور هدایتگر همگیمون باشه دوستتون دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      زهرا گفته:
      مدت عضویت: 515 روز

      سلام. دوست عزیزم دوره بسیار عالی هست به شرط اینکه بشکلی که گفته میشه عمل کنی از لحاظ سلامتی و تناسب اندام بی نظیره بدون دارو همه مریضات درمان میشه این دوره بسیار بر پایه علم طراحی شده منکه هر دکتری توی تلوزیون صحبت میکنه ته حرفاش همینه که استاد توی دوره گفتن البته من گوش نمیدم مامانم خیلی گوش میکنه منم می‌شنوم گاهی اوقات نترس حرکت کن حتما از خدا خواستی وخدا هدایت کرده به لطف الله بهترین نتیجه هارو میگیری فراتر از حد تصورت دوست خوبم در پناه حق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: