رابطه خداوند و ثروت در ذهن


نکته مهم:

ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را به‌طور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.


در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربه‌های معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرت‌هایم با آن‌ها – مثل همیشه – سعی کرده‌ام از طریق یافتن ارتباط‌های معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آن‌ها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیق‌تر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد می‌کنند.

در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را می‌بینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» به‌شدت مذمت می‌شود و «فقر» به‌عنوان جلوه‌ای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرد. فرقی هم نمی‌کند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.

قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز به‌خاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگی‌ام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قوی‌ترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگی‌ام، همین باور است.

سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوه‌های مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.

از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار می‌کند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطق‌هایی داشتم که به‌حدی از منطق‌های محدودکننده قبلی محکم‌تر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روان‌شناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.

در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمی‌توانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمی‌توانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور می‌کند» و اصلاح آن، آرام‌آرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگی‌ام باز کرد. به یاد می‌آورم که در مدت کوتاهی، بدهی‌هایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواسته‌های مالی‌ام رسیدم.

سپس، آرام‌آرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگی‌ام بیشتر و باثبات‌تر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیده‌ام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگی‌ام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشه‌ای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.

تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزه‌های این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، به‌صورت پایدار متحول کرده‌اند که بخشی از نتایج آن‌ها را می‌توانید در سایت مطالعه کنید.


برمی‌گردم به موضوع این فایل:
در مراوده‌هایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفت‌وگوهای آن‌ها، به‌وضوح باورهای محدودکننده‌شان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار می‌کرد و قانون را با دقت برایم مرور می‌کرد.

نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جست‌وجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قوی‌ای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأمل‌تر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمی‌آید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم می‌کنند و بعضاً خیلی هم تلاش می‌کنند اما به نتیجه نمی‌رسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا می‌داند، به‌اندازه‌ای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالی‌اش، این باور به‌راحتی رشته‌های او را پنبه می‌کند و او را با مسائل مالی تمام‌نشدنی احاطه می‌کند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آن‌ها بی‌خبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمت‌های فراوانی محروم کرده‌اند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.


در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:

چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمی‌تواند در کنار هم بگنجد و به‌قول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم می‌تواند به بهشت برود!

همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.

توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهی‌ها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکننده‌ای می‌رساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکته‌برداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:

الف)
چقدر در لایه‌های درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور می‌شوم؟
وقتی نعمت‌ها وارد زندگی شما می‌شوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر می‌شود، چقدر در لایه‌های پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمت‌ها به زندگی‌تان را حس می‌کنید؟
چقدر احساس می‌کنید که با ورود این نعمت‌ها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟

  • چقدر در مراوده‌های خود، این صحبت‌ها در زبان یا فکر شما می‌چرخد که:

فلانی که اوضاع مالی‌اش خوب شده، خدا می‌داند چه بی‌عدالتی، دزدی یا حق‌خوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
 پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛

  • چقدر می‌ترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت می‌کند؟
    چقدر در رفتارها یا برداشت‌های ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
    چقدر نسبت به درست‌کاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟

در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟

تجربه‌های خود یا افرادی را بنویسید که به‌خاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش می‌کنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک می‌کند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور می‌کند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درست‌کار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش می‌کنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.

ب)
همچنین، اگر روی دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کرده‌اید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهی‌های این دوره‌ها:

  • چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
    به چه ایده‌ها و فرصت‌هایی هدایت شدید؟
    چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدم‌هایی وارد زندگی شما شدند؟
    چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
    و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟

منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «صدف صادقی» در این صفحه: 6
  1. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 919 روز

    بنام خداى فراوانى ها

    سلام به همه دوستان

    امروز دوباره تمرکز کردم رو این فایل و لازم مطالب جدید از ذهنم دستگیرم شد

    من باور دارم وقتى ثروتمند بشم انقد درگیر بول و پول دراوردن هستم که اصلا دیگه وقت و حوصله خدا و ارتباط و وقت گذاشتن واسه خدا و خانواده و خیلى چیزهای مثبت رو ندارم و با اصطلاح ادم تک بعدى میشم که فقط پول دارن

    چون اطرافیانم اونای که پول داشتن دقیقا اینطورى بودن یه ادم های تک بعدى نچسب گند اخلاق که تو حوزه های دیگه زندگیشون پیشرفت نکرده بودن و مشکل داشتن و فقط تمرکز گذاشته بودن رو پول تا اون خدا و ضعف های خوزه های دیگه رو درست نکنن

    مثلا نه روابط خوبى دارن ، نه حال و احساس خوبى ، نه به سلامتى غذا و ظاهرشون میرسن و تک بعدى تک بعدى

    پول براشون میشه یک عاملى که بتونن ضعف هاشون رو پوشش بدن و درستش نکنن یعنى اشغال ها رو بزارن رو مبل

    ازون طرف هم فکر میکنم ثروت وقت ادم رو تا جایی میگیره که نمی تونى به چیزهایی که الان من واسش وقت میزارم برسم ( مثل توسعه و رشد فردى ، سلامتک ورزش و تغذیه ، حال خوب و روابط خوب ) چیزهایی که توش الان عالى هستم

    حتى خود استاد هم تا قبل دوره سلامتى تو زمینه ورزش و تناسب اندام مسئله داشت و این رو خیلى ناجور می دونستم

    حالا ذهنم رو این قفل شده

    ١- ثروت وقت رو کامل میگیره نه به خدا می سرى نه به خودت نه به زندگیت نه به درون و نه به ظاهرت یکى رو باید انتخاب کنى

    خب راه حل من هم اینه که به خودم گفتم من راه سوم رو انتخاب میکنم می تونم پول در بیارم ثروتمند بشم و به حوزه های دیگه زندگیم هم برسم

    اصلا پول کمک میکنه من بهتر ورزش کنم ، حال بهترى داشته باسم روابط بهترى داشته باسم دوره هاى بهترى بخرم بهتر رو خودم کار کنم ، اعتماد به نفسم بره بالاتر او روابط بهتر ظاهر شم ، و ….. این ارتباط درست هست که باید بین ثروت و خدا و سایر مسایل زندگی ایجاد کنم

    نه اینکه ثروت جلو همه این ها رو خواهد گرفت

    اصلا واسه این ترمز من تلاش مستمر نمی تونستم تو حوزه کارى ام انجام بدم و همش فکر میکردم که من بی اراده هستم ولى هر چقد به خودم توجه می کردم میدیدم مشکل از اراده نیست چون من دختر خیلى با اراده ای هستم مشکل از ریشه میاد و اراده ریشه اصلى نیست

    باور ها و ذهنیت ما ریشه اصلى هستن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 919 روز

    بنام خداى فراوانى ها

    سلام به همه دوستان عزیزم همه ثروتمندان آینده

    من چند روز هست رو این فایل هستم و ساعت ١-۴ که وقت استراحتم هست میام روش کار میکنم روزهاى ااول سطحى داشتم ولى به هر حال مفید بود

    امروز دوتا از ترمز هامو پیدا کردم

    این ترمز ها به خاطر تجربه خودم در گذشته و الگوهای اطرافیانم هست

    اونجا که استاد میگفت هر چقد ثروتمند تر بشم توحیدی تر میشم و ربط میدم به توحید ( من تو ذهنم میگفتم اره این توحید نیست ، مغرور میشه ادم حتى خدا رو هم بنده نیست دیگه ترس از خدا نداره هر کارى دوست داره میکنه باد اون و میگیره و چون خدا رو فراموش میکنه پس گناه هم میکنه و ادم خوبى دیگه نیست و اون دنیا میره جهنم به خاطر گناه هاش ولى وقتى ثروت نداره ترس از خدا داره چون بیشتر خودشو نیازمند به خدا می دونه – عجب پس نیازمند بودن به خدا ربط داره که چقد ثروت داریم! – پس گناه هم نمیکنه و اینطورى هم ادم خوبه میمونه و ادم با بار گناه کم و سبک بال و شاد تازه بهشت هم میره )

    به خدا خودم شاخ دراوردم

    بعد هر چه به خودم گفتم عزیزم نه ببین اینطوری نیست و فلان ولى اون انقد محکم و به مدت طولانى چسبیدع بود رو این ذهنیت که من اصلا نتونستم با حرف های اولیه و سطحى ام تکونش بدم چه برسه بخوام بشکنمش ( نیاز به الگو. و منطق های عکس زیادى داره به صورت مستمر و مداوم )

    ٢- اگر ثروتمند بشم دیگه شکرگزار نیستم و این لذتى که از داشته هام دارم ندارم چون همش دنبال یه چیز جدیدم و این لذت کاذب هست که هی دنبال بهترش باشى و اصلا نمی تونى ذهنت رو بزارى رو چیزى که داری یه طوری حرص وجودتو میگیره و اینطوری از زندگى لذتى نمیبرى همش دارى حرص میزنى و همش حالت بده ( اینم طبق تجربه های قبلى ام و الگو های اطرافم )

    این دوتا رو تو دفترم نوشتم و قرار گذاشتم هر موقع میام رو این قسمت ثروت کار کنم چند تا نمونه و منطق جدید برای شکستنش بنویسم و روش بمونم و تعمق کنم می دونم که یک مسیر هست ، قبلا اگر بود میگفتم واى خدا چه خوب پیداش کردم و ….. بعدش هم فقط بر و بر نگاه میکردم

    فکر میکردم به خاطر پیدا کردن ترمز ها قراره اتفاقات مالى جدید واسم بیوفته

    ولى اتفاقات مالى جدید زمانى می افته که ترمزهامو کم رنگ کنم و باورهام جدید رو غالب کنم نه اینکه فقط پیدا کنم و بس

    همون اندازه که تلاش میکنم ترمز ها رو ضعیف کنم همون اندازه نتیجه میاد چون همون اندازه فرکانس های ارسال دچار تغییر میشن

    ایده ام هم اینه که بشینم فکر کنم ببینم ثروت واقعا ادم رو مغرور میکنه ؟ ثروت واقعا ادم رو خریص میکنه ؟ ثروت واقعا کارى با ادم میکنه از زندگی و داشته ها لذت نبره و فقط به فکر بعدی باشه ؟ ثروت واقعا کارى میکنه ادم بشه ادم بده و نامحبوب خدا ؟

    می خوام ببینم ابنائی که ذهن من کت بسته پذیرفته آیا رسمیت دارن یا اینکه رو هوا ساخته و چسبیده اینطوری بهش و اصلا اجازه نمیده طرفش هم برم

    ببینم این باورهاى که من پذیرفتم ایا واقعا درست هستن ؟ می خوام ببینم ایا واقعا به خودم زحمت اینو میدم که درونم رو کنکاش کنم و اصلاح کنم ؟؟؟؟؟؟ یه فکرى به حال باورهای پیش فرض خودم بکنم

    چون من مسئول اون ها هستم حتى اگر ناآگاهانه در من بوجود اومده باشه من مسئول تغییر دادن آگاهانه اون ها هستم ………. و خودشون به خودى خود تغییر نمیکنن خودشون به خودى خود تقویت میشن اگر بزارم به حال خودشون باشن مثل علف هاى هرز که به حال خودشون راه بشن وحشى تر پر تر و بلند تر میشن تازه بعد یه مدت علفشون تبدیل به چوب هم میشه …. یعنى اینطوری جاشون رو قرص میکنن که باید یه تیم بسیح شن از ریشه خشکشون کنن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 919 روز

    بنام خداى فراوانى ها

    سلام به همه دوستان عزیزم

    چه هم زمانى جالبى من صبح یه تیکه از فیلم مورددعلاقه ام رو دیدم

    و جالبه که خدا چطورى ریشه ترمزهامو شناسایی کرد و از طریق ارزش های خودم ترمز رو برام تبدیل به ارزش هاى خودم کرد

    من تو ذهنم می دونم که نسبت به خدا و ثروت ، ارامش و ثروت ، انسان خرب بودن و ثروت مقاومت داشتم و دارم البته

    نسبت به اینکه یه زن ثروتمند بشه زیاد مثاومت داشتم چون فکر میکردم و میکنم البته زن از زنانگى خارج میشه و مرتب میره دنبال کار و …. و ازون طرف همسرش هم دیگه حمایتش نمیکنه و عشق ضعیف میشه

    امروز تو یه فیلم که واسه ۵٠٠ سال قبل بود یه زن یهودى رو دیدم که تونست بواسطه ثروت و تجارت شخصى خودش که شوهر هم نداشت کلى از مردم هم کیش خودش رو از دست پاپ نجات بده که قصد کشتنشون رو داشتن در عین حال خیلى هم لوند و زنانه بود و اون تحارت و اون ثروت ابدا مردونه اش نکرده بود

    اون لحظه نمی دونستم چرا اون صحنه انقد تو ذهنم بولد شده

    ولى وقتى طبق قرار یا خودم اومدم رو این فایل کار کنم متوجه شدم اون خانم تو فیلم داشته ترمزهای منو رفع میکرده ، چطورى ؟ با الگوى مخالف ترمز هام و اینطورى ترمز هامو بی اعتبار کنه که بابا عکسش هم هست اونطورى که فکر میکنى نیست

    تو می تونى خیلى ثروتمند باشى

    در عین حال روز و شبت به هم دوخته نباشه ، هنوز زنونگى داشته باشى ارامش داشته باشى وقت واسه خودت داشته باشى ، شوهرت هم همچنان از همه نظر حمایتت کنه و عاشقت باشه

    واقعا هیچ جیز مثل الگو نمی تونه مقاومت های ما رو بی اعتبار کنه

    وقتى کامنت بچه ها رو می خونم بازم پى میبرم که درونم چیا می تونه بگذره …… و بیشتر منو عمیق میکنه …..

    باور فراوانى

    باور معنوى بودن ثروت ، اینکه ثروتمندان انسان های خوبى هستن

    باور احساس لیاقت

    باور راحت بودن ثروت

    مادر تمام باورها راجع به ثروت هست

    به نظرم اصل همشون همین معنوى بودن ثروت هست

    من امروز وقتى اون زن یهودى تو فیلم رو دیدم با اون همه ثروت تازه یکم احساس کردم که چقد تو وجود یهودى ها هست که ثروت اصل و اساس زندگى هست وظیفه معنوى ما هست

    واقعا اگر من باور کرده باشم ثروتمند شدن وظیفه معنوى من هست ، اینطورى باید باشم ؟ یا با عشق و هیجان انرژى مضاعف دنبال پول ساختن بیشتر

    ولى هر موقع می خوام برم دنبال پول ساختن بیشتر اون عشق نیست که هولم میده

    یه حس های متناقض باهاش دارم ( ناشى از باورهام متناقضم نسبت به ثروت ) مثلا همزمان ذوقشو دارم ، بعدش ترس دارم ، بعدش اعصابم خورد میشه ( مثلا ترس میاد نمی دونم از کجا ولى حس میکنم واسه این باور که ثروت و راه الهى در مسیر متفاوته ) اعصابم خورد میشه چون باورى در وجودم هست که الان راه درازى در پیش دارى و سخت و …. همه این حس ها با هم جمع میشن و برایندش میشه اقدامات فیزیکى و ذهنى سینوسى و باالطبع نتایج مادى سینوسى

    اگر بتونم درونم رو نسبت به ثروت یکدست ترکنم

    یعنى هى باور کنم اره ثروت معنوى هست با دلیل لا استدلال درست لا الگوهای هماهنگ

    هو باور کنم فراووونه

    باور کنه بیشتر که راحته

    باور کنم که خدا مقدر کرده من ثروتمند باشم

    اینا رو هم بیشتر و بیشتر باور کنم

    و بعد یه مدت بیاد از باورهام قبلى بالاتر و قوى تر شه و اینا به جای اونا غالب بشم و اینا فرکانس های منو راجع به ثروت ارسال کنم به خودى خود بعد می دونى چى میشه ؟

    مثل ورزش کردن می مونه

    قبل اینکه چند سال پیش ورزش مرتب رو شروع کنم هر چى غذا می خوردم سریع تبدیل به چربى میشد چون متابولیسم من پایین بود ماهیحه هام کم بود

    الان بعد چند سال من همون غذا رو می خورم و شاید هم بیشتر ولى چون متابولسم رفته بالا وزنم بابا نمیره

    این مثال منو اید همین باورهای غالب جدید ثروت می اندازه

    بعد یه مدت من دیگه با ورزش کمتر چربى می سوزونم تو حالت عادى

    بعد یه مدت کار کردن رو باورها ثروت هم این باورهام هستن که خودشون فرکانس های خود به خودى من رو تغییر میدن …. و نتایج رو میارن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 919 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    سلام به همه دوستان عزیزم

    استاد واقعا همینه امروز بازم گوش دادم و امروز عمیق تر شنیدم ، وقتی گوش میدادم امروز به لابه های عمیق تر درونم میرسیدم‌

    مثلا این اومد تو ذهنم که تو ذهن من یک اهرم رنج و لذتی درست شده بود از لذت معنویات و لذت مادیات

    خب هر دوتا رو تو زندگیم به صورت جداگانه تا حد خیلی خوبی تجربه کرده بودم

    و اون روزهایی که من شب و روز داشتم با خدا نیایش میکردم و حالم و آرامشم عالی بود تو ذهن من به عنوان یک لذتی که نهایت همه لذت هاست و جایگزینی نداره نقش بسته بود

    و خب یک برهه هم من تو مادیات پیشرفت های خوبی داشتم و زندگیم از نظر مادی عالی بود و اون تایم من هیچ ارتباط معنوی با خدا و …. نداشتم

    و حالا ذهن من این دوتا لذت رو گذاشت مقابل هم و چون باور اینو داشتم که این دوتا متضاد هم هستن ، ناخودآگاه لذت معنوی بودن چربید و کلا مادیات رو حذف کردم

    یعنی تا تحت فشار مالی قرار میگرفتم پول هم نمیومد ذهنم الارم میداد که نه اگه الان پول باشه تو دوباره این لذت ارتباط با خدا رو از دست میدی و خدا رو از دست میدی و من خس بد میگرفتم دقیقا اصلا نمیدونستم چرا مثل یک ماشین خودکار دچار حس وحشتناک میشدم ‌و اون پول باید فقط صرف هزینه زنده موندنم فقط می‌شد و مابقی رو با عجله از زندگیم پاک میکردم و بعدش یک حس عجیب آرامش بهم دست میداد که اخیش ازش رها شدم دوباره برگشتم به این آرامش ‌‌عشق خدایی و مکان امن معنوی خودم و …… هر چقد هم نیازهای مادی بهم فشار میاورد و رنج ایجاد می‌کرد از بس اون لذت معنوی تو ذهنم قوی بود میتونستم تحمل کنم

    ولی خالا میدونم و درک کردم من اگر مومن واقعی هستم باید ثروتمند باشم ، نه فقیر

    ثروتمند تو زمینه مادی و معنوی ….

    هیچ لذتی تو خالی بودن نیست و هیچ رنجی تو دارا بودن وجود نداره …..

    هر چقد ثروت و دارایی هام بیشتر بشه خداوند رو بیشتر حس میکنم ‌‌میتونم ارتباطم رو با خدا قوی تر کنم

    من اون قسمت دوم رو ندارم که اگه پول داشته باشم بدم به بقیه تا طوری پول رو‌حلال کنم ، در واقع ذهن من اصلا نمی خواد دارای ثروت باشه که بخواد بعدش اینطوری از فیلتر رد کنه اصلا به اون مرحله نمیرسه تو همین مرحله دریافت دچار مشکل هست و خیلی کار دارم برای اینکه حس معنوی رو تزریق کنم به مادیات ‌‌و پول و ثروت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  5. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 919 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    سلام به استاد عزیزم

    از اونجایی که دارم با تمرکز روی ثروت کار میکنم خدا بهم هدایت کرد که همونطور که تو ورزش یه روز روی بالاتنه کار میکنی یه روز پایین تنه و یه روز شکم و فیله و کل بدن تو باید روی باورهای اساسی ثروت به این صورت کار کنی

    باورهایی که دراوردم از اصل و اساس ترمز ها بهش وابسته هست به ترتیب برای من

    1- عدم معنویت ثروت

    2- عدم لیاقت

    3- سخت بودن ثروت ساختن

    4-عدم لزوم داشتن ثروت ( شاید به معنویت ربط داشته باشه )

    5- کمبود

    باور کمبود برای من آخرین عامل بوده و اولیش همین معنوی نبودن ( خود معنوی نبودن ابعاد وسیعی داره مثلا ثروت منو یه انسان بد میکنه بی رحم میکنه ، سنگدل میکنه ، بی اعتنا به دیگران میکنه ، مغرور میکنه ، آدم بی ادب و گستاخ میکنه و ……….. کاری میکنه انقد مغرور و مست بشم که خدا رو فراموش کنم ) حالا این سناریو یا این ارتباط چطور تو مغز من بوجود اومد ؟

    از پدرم ….. ذهن انسان ها به شدن الگو پذیر هست به شدت …..از بچگی به شدت با زندگی پدر مادرم و رفتار و اخلاق و افکارشون مشکل داشتم و هر چی اونا بودن من برعکس بودم چون فکر می کردم چون زندگیشون نا‌مناسبه من باید برعکسش بشم ……سعی میکردم ادب از که آموختی از بی ادبان رو رعایت کنم

    ولی این کار یه جاهاش به نفعم نشد ، پدرم وقتی به پول یا موقعیت میرسید به شدت انسان نا مناسبی می‌شد خیانت ، دروغ ، غرور ، توهین به دیگران و ….. همین که می نویسم احساس خشم رو در درون خوپم‌نسبت به ثروت علی الخصوص ثروتی که جمع بشه و استفاده نشه احساس میکنم

    همین باعث شد ذهن من سفت و سخت پرونده ثروت جمع کردن رو ببنده

    من با پولی که هزینه بشه و استفاده بشه مشکلی ندارم ذهنم میگه گه اتفاقا الهی هست پول به جریان می افته و‌زندگی به جریان می افته ولی به شدت با پول داشتن مشکل دارم چون طبق الگو بچگیم پول داشتن رو مخصوصا راحت باشه منشا فساد و‌ از بین رفتن کانون‌خانواده و حرص و طمع خساست و …. میبینم

    البته الان آگاه شدم و می دونم که پدر من شخصیتش اینطور بوده و پول فقط بهش فضایی داده تا خودشو نشون بده ( البته اینم بگم پدرم پول خاصی نمی ساخت ارث و اجاره ملک و …. بود دارایی و درآمدش )

    و در نتیجه من ناخودآگاه یه احساس سنگین نسبت به ثروت دارم که وقتی رو آموزه هایی کار میکنم خصوصا الگوهایی میبینم که ثروت دارن معنویت هم دارن و انسان های درستکاری هستن خیالم راحت میشه ( چون در ذهن من درستکار بودن جایگاه بالاتری داره نسبت به ثروت ) و اگر این منطق ایجاد بشه برعکس پدرم ثروت باعث بهتر شدن ‌‌معنویت میشه باز شدن درهای ثروت رو همین الان احساس میکنم

    قدم اول برای تغییر این باور اینه که دیگه به الگو قدیمی ام فکر نکنم و اون رو تو ذهنم شرطی سازی نکنم

    بیام الگوهای جدید ببینم و توجه کنم تا قلبم درهاشو به سمت ثروت باز کنه

    مثلا استاد رو میبینم که هم این همه ثروت داره هم شخصیتش نسبت به گذشته اش بهتر شده نه اینکه بدتر شده دلم آروم میشه میگم خب پس ترس نداره ثروت قرار نیست بیاد کار بدی کنه تو زندگی من

    یکی دیگه از عواملی که باعث میشه من فکر کنم خالی بودن مالی یعنی الهیت مادرم بود

    مادرم یا واسه باورهای مذهبی نسبت به ثروت یا واسه عدم لیاقت و یا هردوباهم چون به هم ربط دارن از نظر مالی خیلی خیلی توقع پایین و اصلا خواسته مالی در زندگیش اش نداشت ( قانون فرکانس ! دقیقا گیر مردی افتاد که به شدت خسیس و هیچ پولی هم بهش نمیداد ….)

    ولی عوضش همش تو مراسمات مذهبی و متولی مکتب و مسجد و بنیان گذار ساخت مکتب و کلی انجمن های مذهبی و …… ولی به دنبال ثروت اصلا …….. همش در حال خدمت کردن به دیگران شوهر و بچه و …. و نادیده کرفتن خودش و اعتقاد داشت این کارش الهی هست و انسان الهی دنبال دریافت نیست ( یعنی رایگان سرویس بدم ) تا جایی که دوست داره بره خادم هم بشه هر چند الان هم یه مکتب تو زمین پدرم ساختن که مادرم متولی اونجا هست …. یعنی تو مغزش خدمت کردن رایگان یعنی معنویت و الهیت دریافت پول یعنی دور شدن از اجر معنوی

    اینا الگو ها بودن تو ذهن من. دقیقا هم همینطوره استاد تو درون درون خیلی از ما ها اون معنویت واقعی اون ایمان واقعی یعنی چشم پوشی از هر چه مادیات هست …….. و من هم این مسیر رو رفتم به حدی که انقد نیازهای مادی ام بهم فشار آورد گفتم ولش کن برم سمت ثروت یعنی ناخودآگاه دیدم کخ درونم یه دودستگی وجود داره یا به من فرمان این جهت زو میده یا اون جهت ولی من می خوام این دوتا رو کنار هم و باهم بسازم هرچقد هم که سخت باشه

    خیلی از خانم ها ناخودآگاه دوست ندارن همسرشون ثروتمند باشه یا حتی اقایون چون پشتش یه عالمه باور منفی دارن که عموما ناشی ازینه که این آدمه عوض میشه یا منو نمی خواد یا یه انفاق نا مناسب واسه رابطمون می افته

    که درستش اینه که بگیم هر چقد طرف مقابلم ثروتمندتر بشه اتفاقا وفادار تر بهتر میشه و رابطه ما هم به دلیل وجود ثروت آرامش و آسایش بهتر و بهتر میشه ……

    کلا خیلی تو نهاد ما هست اگر مرد ثروتمند بشه انگار بوی یه نفر سوم میتونه بیاد …..

    اینک بر میگرده به الگوهای قدیمی که مردهای ثروتمند چند تا زن داشتن و مرد فقیر اصلا نمیتونه یه زن رو مدیریت کنه چه برسه چند تا !!

    استاد من قبل آموزش های 12 قدم و ثروت فکر میکردم یعنی حس می کردم الان یکم پول هام رو هم اومده خدا عصبانی شده سریع نمی دونم چطور می‌شد استرس میگرفتم حتما خرج کنم خالی کنم خودمو تا این استرس ناشی از عصبانیت خدا بخوابه

    قطعا ریشه داره تو گذشته ام چون ناخودآگاه بهم دست می داد

    چند بار دقت کردم به این الگو‌

    اوایل نمی دونستم چیه سریع خرج میکردم اصلا نمی تونستم ببینم هست و وقتی چندین بار اتفاق افتاد با خودم فکر کردم ببینم چطوره که من اینطوری آشفته میشم وقتی میبینم پول داره زیاد میشه …. و وقتی به حسم توجه کردم این جواب ها رو بهم داد که خدا عصبانی میشه خدا رو از دست میدی ، حودتو راحت کن ارزش نداره خدا رو باید داشته باشی و پول کثیفه پاک نیست پاکی خودتو از دست دادی

    یعنی به حدی تا پول میومد منو بمباران می کرد من اصلا وقتی برای فکر کردن نداشتم سریع به صورت روتین و ناخودآگاه پول رو رد می کردم تا راحت بشم از این فشار استرسی کخ نمی دونستم عاملش چیه فقط میدونستم راه حلش رد کردن پول و خالی کردن خودم هست ( دلیلش الگوهام ) یعنی حال خوب = بی پولی ، حال بد اعصاب خراب = پول

    ولی الان می دونم که من میتونم ارتباط های جدید بسازم و اون قبلی ها رو قدرتشون رو بگیرم ( قدرت فرکانسیشون ) تا این چیزی که دارم جدید میسازم فرکانسش قوی بشه در حد ایجاد واقعیت

    یه چیزی هم بگم که بازم مربوط به همین فایل هست

    تو روزهای گذشته که جنگ بین ایران و اسراییل اتفاق افتاد من واسم خیلی جالب بود که چطور یه کشور با 1/10 جمعیت و مساحت ایران اینطوری در مقابل ایران هست و قدرت نظامی اش و قدرتش کلا بالاست ……….

    که بازم مربوط. به همین فایل اونا ثروت دارن و بعد جنگ‌من نسبت به ثروت یه نگاه جدید پیدا کردم ……

    چون خودم شمال زندگی میکنم با خودم گفتم اگر این تهرانی ها خونه داشته باشن شمال الان راحت هستن اکر نداشته باشن خب کار براشون سخت میشه ( چطور ثروت باعث امنیت یک انسان و خانواده میشه ) یا اینکه یه کشور به اسن کوچکی چطور دستش تو قدرت های جهان هست چطور بدون ترس موشک می اندازه تو خاک هر کشوری که بهش شک کنه حتی براش آسیب داره !!!! چون ثروت داره ، چرا ایران با وجود این همه خاک و جمعیت و این همه دانش و تمدن و …… یه کشور مثل اسراییل می تونه امنیتش رو به خطر بندازه !!! همش بر می گرده به ثروت

    اون روزا شاید خیلی ها به چیزهای ظاهری فکر می کردن ولی من همه چیز رو از قانون می سنجیدم …..

    احساس گناه میکردم وقتی می گفتم ثروت آلویت زندگی من هست انگار یه احساس گناه که نباید نسبت به ثروت عشق و شور داشته باشی ( این با حرص فرق میکنه ) ولی تو ذهن من دنبال ثروت رفتن معمولی هم یعنی انسان طماع بودن و حریص بودن و پولکی بودن

    من یه آماری خوندن از نسبت ثروت هر فرد تو هر دین

    پایین ترین درصد مربوط به اسلام

    بعد مسیحیت

    بعد دین های متفرقه

    بعد یهودیت بود

    البته بیتشرین ثروت دست یهودی ها نیست

    بلکه میانگین درصد ثروت هر فرد یهودی بالاتر از میانگین درصد افراد در دین های دیگه هست که اسلام پایین ترین هست

    حالا چرا اینطوری هست ؟ من وقتی قرآن رو می خوندم چند تا آیه بود که به پیامبر میگفت مثلا به وقتی اون افراد مستضعف رو از خودت نرانی اون ها به من ایمان دارن و ….. شاید از این آیه قرآن همچنین برداشتی کردن که منطق این برداشت درست نیست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  6. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 919 روز

    سلام به دوست عزیزم

    من امروز بعد چند روز تمرکز گذاشتن رو این فایل دوتا از ترمز هامو پیدا کردم و نوشتم و بعد اومدم دوباره کامنت بخونم که ربط داشت به ترمز هام

    دقیقا من هم فکر میکنم ثروت باعث میشه من مغرور بشم ، خدا رو بنده نباشم به اطرافیانم توجه نکنم ، افاده ای بشم و ….. هر کارى کردم که این ترمز رو رفع منم مغزم میگفت نه نمیشه اگر ثروتمند شى مغرور میشى ادم بد میشی ادم نامحبوب خدا میشی از خدا نمی ترسى گناه میکنى و بعد میری جهنم و ….

    اخرش گفتم خب باشه همه این ها میشم بزار بشم …. من اگر لایه های سیاه وجودم رو نبینم چطور میتونم اصلاح و رفع کنم ….

    اینطورى فقط دارم صورت مسئله رو پاک میکنم بزار مغرور شم بعد اون موقع باید درستش کنم نه اینکه هنوز مغرور نشدم به این فکر کنم پس بیام جلوى بروزش رو بگیرم

    اگر واقعا تو وجودم باشه الانم هست من فقط دارم فشار میارم بروز نکنه !!! چه ارزشى داره ؟؟؟؟

    واقعا از خوندن کامنت هات عمیق تر به درون خودم نگاه کردم

    ازت ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: