رابطه خداوند و ثروت در ذهن
نکته مهم:
ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را بهطور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.
در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربههای معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرتهایم با آنها – مثل همیشه – سعی کردهام از طریق یافتن ارتباطهای معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آنها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیقتر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد میکنند.
در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را میبینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» بهشدت مذمت میشود و «فقر» بهعنوان جلوهای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار میگیرد. فرقی هم نمیکند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.
قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز بهخاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگیام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قویترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگیام، همین باور است.
سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوههای مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.
از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار میکند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطقهایی داشتم که بهحدی از منطقهای محدودکننده قبلی محکمتر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روانشناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.
در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمیتوانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمیتوانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور میکند» و اصلاح آن، آرامآرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگیام باز کرد. به یاد میآورم که در مدت کوتاهی، بدهیهایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواستههای مالیام رسیدم.
سپس، آرامآرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگیام بیشتر و باثباتتر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیدهام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگیام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشهای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.
تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزههای این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، بهصورت پایدار متحول کردهاند که بخشی از نتایج آنها را میتوانید در سایت مطالعه کنید.
برمیگردم به موضوع این فایل:
در مراودههایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفتوگوهای آنها، بهوضوح باورهای محدودکنندهشان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار میکرد و قانون را با دقت برایم مرور میکرد.
نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جستوجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قویای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأملتر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمیآید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم میکنند و بعضاً خیلی هم تلاش میکنند اما به نتیجه نمیرسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا میداند، بهاندازهای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالیاش، این باور بهراحتی رشتههای او را پنبه میکند و او را با مسائل مالی تمامنشدنی احاطه میکند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آنها بیخبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمتهای فراوانی محروم کردهاند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.
در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:
چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمیتواند در کنار هم بگنجد و بهقول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم میتواند به بهشت برود!
همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.
توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهیها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکنندهای میرساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکتهبرداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
الف)
چقدر در لایههای درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور میشوم؟
وقتی نعمتها وارد زندگی شما میشوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر میشود، چقدر در لایههای پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمتها به زندگیتان را حس میکنید؟
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
- چقدر در مراودههای خود، این صحبتها در زبان یا فکر شما میچرخد که:
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛
- چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند؟
چقدر در رفتارها یا برداشتهای ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
چقدر نسبت به درستکاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟
در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟
تجربههای خود یا افرادی را بنویسید که بهخاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش میکنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک میکند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور میکند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درستکار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش میکنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.
ب)
همچنین، اگر روی دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کردهاید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهیهای این دورهها:
- چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
به چه ایدهها و فرصتهایی هدایت شدید؟
چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدمهایی وارد زندگی شما شدند؟
چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟
منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن252MB35 دقیقه
- فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن34MB35 دقیقه













سلاااااااام به همگی!
خدایا خیلیییییی شکرت :)
استاد دوست داشتنی و مریم شایسته مهربانم عاشششششقتونم!
امیدوارم حال دوستای عزیزم که متعهد شدن و دارن روی خودشون و باور هاشون کار میکنن عالی باشه!
من از 26 مرداد 1404 تا الان که 22 شهریور هست 27 روز یا تقریبا 4 هفته هست که دارم هر روز روی فایل «رابطه خداوند و ثروت در ذهن » کار میکنم و تو چند وقت نتایج کوچک ولی ارزشمندی گرفتم که مدیون آگاهی ها و باور های ثروت ساز این فایل بینظیرم.
میخوام چند تا از نتایجم رو بنویسم تا هم بدونم درحال رشد و پیشرفتم و دارم تغییر میکنم و هم برای دیگران انگیزه و امیدی باشه تا اونا هم از این فایل زیبا نتایج زیادی بگیرن:
بابام که فرهنگی بازنشسته هست و تو خونه میمونه و کار کاغذ دیواری هم بلده، از بعد عید کار کاغذ دیواری کم بود یا نبود و سرکار نمیرفت، ولی تو این چند روز خیلی غیر منتظره براش یه کار پیدا شد و سرکار رفت و پول درآورد.
چند وقتیه که از طرق مختلف نعمت و برکت وارد خونمون میشه، مثلا یه بار همسایمون از باغشون کدو و گوجه فرنگی میده، یه بار داییم از روستا گردو و مربای تمشک و گوجه گیلاسی میفرسته، یه بار دوست مامانم از باغشون سیبای بزرگ و خوشمزه میده، یه بارم عمم از روستا ماست محلی و چیزای دیگه میفرسته و…
من همون دختریم که کتاباشو آگهی کرده بود و تو هفته اول کار کردن روی این فایل بالاخره مشتری پیدا شده بود و دو تا از کتابارو خریده بود، از اون موقع کلا فروختن کتابا یادم رفته بود و اصلا بهش فکر نمیکردم، تا اینکه 3 روز پیش که تو ماشین بودم و سرم درد میکرد و حالت تهوع داشتم و پدرم مثل همیشه داشت غر میزد و من سعی میکردم به نکات مثبت توجه کنم و حالم رو خوب نگهدارم، یه دفعه گوشیم زنگ خورد شماره ناشناس بود و وقتی جواب دادم فهمیدم که مشتری جدید هست و میخواد یکی از کتاب ها رو بخره! یعنی یه جوری خوشحال شدم و ذوق کردم که کلا سر درد و حالت تهوع و خستگی و… یادم رفت، بعد هماهنگ کردیم و فرداش مشتریه اومد و کتاب رو تحویل گرفت… و باز هم پول و برکت وارد زندگیم شد!
حالا میخوام یه نتیجه جزئی تر درباره همین فروختن کتابام بگم: بار اول که همون سه هفته پیش میشه و کامنتش رو هم گذاشتم، خیلی استرس و نگرانی داشتم، از همون صبح که اون خانم زنگ زد تا شب ساعت 9 که اومد و تحویل گرفت، دائم ذهنم درگیر بود که نکنه دیگه منصرف شه، نکنه یه کتاب ارزون تر از مال من پیدا کنه، نکنه براش کار پیش بیاد و نتونه بیاد، نکنه… خلاصه که این فکرای الکی مغزم رو میخورد و نمیذاشت یه لحظه آروم بگیرم ،بعد رفتم و نوشتم و با خدا حرف زدم و آروم شدم و دقیقا چند دقیقه بعد نوشتم، اومدن و کتاب رو خریدن!
ولی این بار که دیگه هم بیشتر رو خودم کار کرده بود و هم نتیجه اول باعث شده بود که باورهام قوی تر بشه و ترسم بریزه، تا زمان تحویل کتاب خیلی راحت تر و با آرامش بیشتر منتظر موندم و هیچگونه نگرانی یا تردیدی به دلم راه ندادم و با ایمان بیشتر صبر کردم …
دفعه اول که تجربه و آگاهیم کمتر بود و خیلی مقاومت ذهنی داشتم، راحتی مشتری رو به راحتی خودم ترجیح دادم و در حالی که هوا تاریک و سرد بود و باد شدیدی می وزید، حدود یک ربع تو خیابون منتظر موندم و خودمو علاف کردم تا مبادا اونا بیان و منتظر بمون و وقتشون تلف شه…
ولی این بار به خودم ارزش قائل شدم و راحتی خودم رو در اولویت قرار دادم، اینطوری که تا اونا برسن و زنگ بزنن من با آرامش کارامو انجام دادم و از وقتم استفاده کردم و بعد اینکه مشتری اومد و زنگ زد که رسیدم، تازه رفتم و کتابو تحویل دادم و الکی خودمو به سختی ننداختم.
موضوع دیگه اینکه بار اول خیلی اصرار داشتم که مشتری پول نقد بده و ترجیحا کارت به کارت نکنه ولی گفتن که پول نقد ندارن و مجبور شدم شماره کارتمو بدم تا واریز کنن، ولی دفعه دوم خیلی جالب بدون اینکه من بگم و درخواست کنم مشتری خودش گفت که میشه پول نقد بدم؟ و من گفتم بله و تو دلم از خدای مهربون و بخشندم تشکر کردم که چقدر زیبا خودش کارارو انجام میده:) و اینکه اون مشتری قبلی خیلی تو پول دادن اذیت کرد و تخفیف زیادی گرفت ولی مشتری دومیه تخفیف نخواست و خیلی راحت پول داد!!!
برای من ثابت شد که اگر متعهد بشم و تمرکزی روی یک فایل کار کنم و کامنت بذارم، خیلی جادویی و راحت شرایط تغییر میکنه و باورها عوض میشه و نتایج یکی یکی پشت سر هم میان و تکاملی رشد میکنی و حالت هم بهتر و بهتر میشه :)
سلام گرم من به تمام کسایی که این نوشته هارو می خونند، مخصوصا استاد عباسمنش عزیزم و مریم شایسته بینظیرم :)
در ادامه کامنت قبلیم میخوام چند تا از باور های درست و ثروت سازی رو که از دیدگاه دوستان و آموزه های استاد عباسمنش نکته برداری کردم بنویسم تا هم برای خودم تثبیت بشه و هم شاید برای دیگران مفید باشه:
خدا بی نیاز و ثروتمنده و همه چی داره پس ما که جانشین اون روی زمین هستیم هم باید مثل خودش ثروتمند وبی نیاز باشیم و نعمت های فراوانی رو تجربه کنیم…
دیدگاه درست درباره ثروتمند شدن اینه که هدفمون غنی و بی نیاز شدن باشه نه رقابت با دیگران! نخوایم خودمون رو با بقیه مقایسه کنیم و بگیم من باید از فلانی پولدار تر باشم، بلکه بگیم من میخوام آزادی مالی رو تجربه کنم و بتونم هر چی دلم خواست بخرم.
امکان نداره که انسان بد و نادرستی به پول و ثروت پایدار برسه و حتما اگر اون ثروت از راه اشتباه و مخالف با قوانین جهان هستی به دست بیاد یه جوری از بین میره. پس تمام انسانهای ثروتمند دنیا که پول و دارایی و ورودی مالی فراوان و پایدار دارند حتما و قطعا و یقیناً انسان های درستکار و پاک و معنوی هستند.
همیشه از خدا ثروت رو اول برای رفاه و آسایش خودمون بخوایم و بعد برای کمک به دیگران! چون ما لیاقت یه زندگی خوب رو داریم و این یک خواسته درست و الهیه نه خودخواهی یا طمع…
خداوند همه چیز رو در جهان فراوان آفریده مثل آب که سه چهارم کره زمین رو فرا گرفته، خاک، درختان، گیاهان، گلها، انواع میوه ها، انواع حیوانات، ستارگان، انسان ها و خیلی چیزای دیگه… ما باید به این فراوانی ها توجه کنیم و بدونیم که ثروت و موفقیت و فرصت و نعمت هم در این جهان بی انتهاست و کافیه که باورش کنیم!
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و مریم شایسته بینظیرم و تمامی دوستان خوبم در این سایت الهی! 。◕‿◕。
می خوام چند تا از باور های مخربم درباره ثروت رو بنویسم که طی این مدت از طریق کار کردن روی این فایل فوق العاده و خواندن کامنت های پرنکته دوستان عزیزم بهشون آگاهی پیدا کردم.
باور ها و افکار محدود کننده من درباره ثروتمند شدن:
اینکه احساس گناه میکنم من که دخترم با سن کم به ثروت و درآمد بالا برسم درحالی که پدرم مَرده و اینهمه سال تلاش کرده و به پول نرسیده! انگار یه حس بدی دارم که ممکنه بعد موفقیت مالی من، پدرم خجالت بکشه و شرمنده بشه…
اینکه اگه ثروتمند بشم مغرور و متکبر میشم و خودمو از دیگران بالاتر میبینم یا خدارو از یاد میبرم و فکر میکنم کار خودم بوده و…
یا اگه پولدار بشم آدما فقط به خاطر ثروتم باهام ارتباط میگیرن و دیگران با من رابطه صادقانه ای نخواهد داشت، بلکه برای سو استفاده از پولم خواهد بود، و شعر گمراه کننده «این دغل دوستان که میبینی مگسانند گرد شیرینی»
میترسم اگه ثروتمند بشم یه وقت آدمای حسود و بدخواه بخوان بهم آسیب بزنن! مثلا رو ماشین گرونم خط بندازن یا خرابش کنن…
اینکه بعد پولدار شدن همه چی برام عادی بشه و دیگه اون شوق و ذوق و آرزوها رو نداشته باشم و به قول یکی از دوستان شکرگزاری یادم بره و زندگی برام اون هیجان و تازگیشو از دست بده!
این دیدگاه که خدا که همه چی رو یه جا به آدم نمیده و شاید اگه ثروتمند بشم یه چیزی رو از دست بدم مثل خانواده، سلامتی، آرامش یا شادی. در حالی که انسان همزمان میتونه هم ثروتمند و پولدار باشه و هم سالم و زیبا و معنوی و شاد آرام و هم رابطش با همه خوب باشه…
این ضرب المثل (هر که بامش بیش برفش بیشتر) از بن و ریشه غلطه! کی گفته هر کی ثروت، نعمت و برکت بیشتری داشته باشه بدبخت تره گرفتار تره یا زحمت بیشتری داره؟! والا ما که برعکس، هر فقیری رو دیدیم مشکلات و مسائل فراوان داشت یا زحمت و تلاش فیزیکی بیشتری می کشید نه ثروتمندا ! من به شخصه انسان ثروتمندی ندیدم که به اندازه یه آدم فقیر بلا و مصیبت سرش بیاد، اتفاقا چرخ زندگیش روون تره اتفاقا مشکلات و گرفتاری هایی کمتری داره و اتفاقا برف بامش کمتره…
من هر وقت فکر میکنم بیشتر بحث ها و دعوا ها و مشکلات خانوادگی و اجتماعی و سیاسی دنیا به خاطر پول نداشتن و فقره! به نظر من که اینجوریه. اگه ته توشو در بیاری میبینی آخر اون مشکل اغلب به فقر میرسه…
افراد فقیر بیشتر از افراد دیگر خیانتکار، فاسد، بداخلاق بی صبر و دارای جنبه های منفی هستند.
باور کمبود ناهماهنگ ترین باور با قوانین و حقیقت جهانه! این کیهان پر از فراوانی و فزونیه. کهکشان ها ستاره ها و سیاره های فراونی در جهان وجود داره، آب مایه حیات سه چهارم کره زمین رو پوشونده! درختان گیاهان حیوانات میوه ها و نعمت های بیشماری روی زمین قرار داره و از هرچیزی در این جهان فراوان هست…
پس مشتری پول برکت امکانات و فرصت های زیادی وجود داره که ما نمیبینمش و فکر میکنیم که کم هست و این احساس کمبود باعث دفع کردن نعمت های فراوانی میشه که در اطرافمون هست!
امیدوارم خدا کمکمون کنه تا بتونیم کم کم و تکاملی این علف های هرز و باور های اشتباه رو از ذهنمون بیرون کنیم و یواش یواش ثروت و نعمات الهی در زندگیمون جریان پیدا کنه :)
سلاممممممم به همه:)
چند روز پیش کامنت یکی از دوستان عزیز رو خوندم که دو تا از آشناهاش رو با هم مقایسه کرده بود(دقیق یادم نمیاد جزئیاتش رو چون یادم رفته) و من خیلی لذت بردم از اون نوشته ها و درکم نسبت به این فایل بیشتر شد و ایده این اومد که من هم مثل ایشون کامنتی بذارم و دو تا از فامیل هام رو باهم مقایسه کنم…
من کلا دو تا عمه دارم که یکیش ثروتمنده و تو شهر زندگی میکنه و یکیش فقیره و تو روستای کم امکانات زندگی میکنه… میخوام زندگی و شرایط هر دو رو باتوجه به تاثیر ثروت در ابعاد دیگر زندگیشون مقایسه کنم تا بفهمم که ثروت منفی و بد نیست بلکه خوب و مفیده و کیفیت همه چی رو بهتر میکنه!
عمه بزرگترم که تو روستا زندگی میکنه و شرایط مالی خوبی ندارن از لحاظ سلامتی داغونه و همیشه درگیر دوا و درمون و دکتر و بیمارستانه، بیماری های مختلفی داره و مدام همه جاش درد میکنه، اما عمه کوچکترم که وضع مالی نسبتا خوبی دارن سالمِ سالمه و کم پیش میاد که مریض بشه و من تا حالا ندیدم که دکتر بره یا قرص و دارو بخوره…
از لحاظ روابط، عمه فقیرم با همه مشکل داره، با همه دعوا و جرو بحث میکنه و فک کنم کسی تو روستا نباشه که حداقل یه بار با عمم دعوا و مشاجره نداشته باشه! حتی با خواهر و برادرای خودش هم اختلاف داره (البته به جز بابای من که نمیدونم چرا خیلی دوسش داره). رابطش با عروس هاش هم افتضاحه و اصلا با هم جور نمیشن.
ولی اون یکی عمم که ثروتمنده روابط و ارتباطاتش با همه عالیه! رابطه عاطفی خیلی خوبی با همسرش داره، عروس هاشو خیلی دوست داره و اوناهم عمم رو دوست دارن، یادم نمیاد که اختلاف یا جروبحثی با کسی داشته باشه و خلاصه کل فامیل اونو به مهربونی و خوشرویی و با اخلاقی میشناسن و اعتبار و احترام زیادی داره.
حالا تاثیر ثروت یا فقر عمه هام روی زندگی بچه هاشون رو مقایسه میکنم، بچه های عمه فقیرم زندگی آنچنان خوبی ندارن، همه شون از لحاظ مالی در وضعیت بدی هستند و برای به دست آوردن پول به این در و اون در میزنن، اعتماد به نفس و رابطه عاطفی هم دختراش و هم پسراش تعریف کردنی نیست و همچنین بچه هاش هم مثل خودش آوازه و اعتبار خوبی تو فک و فامیل ندارن…
برعکس بچه های عمه ثروتمندم همشون بدون استثنا پولدار و بی نیازن، همشون رابطه شون با همسرشون خوبه و در کل زندگی خیلی بهتری نسبت به بچه های اون یکی عمم دارن!
عمه فقیرم خیلی پیر شده و پوستش بسیار چروک و خشن شده به خاطر کمبود ها و سختی های زیادی که تو روستا تجربه کرده اما عمه ثروتمندم کاملا شاداب و سرزنده و زیبا هست و پوستش روشن و جوان مونده و انگار نه انگار که یه خانم مسنه. عمه ثروتمندم اعتماد به نفس و عزت نفس بالایی داره خوب غذا میخوره، خوب به خودش میرسه، خوب زندگی میکنه و کل دستاش و گردنش پر از طلا و جواهره. ولی عمه فقیرم همیشه درحال غر زدن و فحش دادن و گله و شکایت کردنه، بیچاره یدونه طلا و جواهر هم نداره و زندگی دشوار و طاقت فرسایی تو روستا داره!
الان میتونم بهتر درک کنم که ثروت چقدر و چقدر تو زندگی مهم و ارزشمنده و میتونه کل زندگی رو در تمام جنبه ها بهبود و ارتقا ببخشه…
خدایااااااااااااا شکرت عاشششششششقتم ممنونممممممممممممم!️
خیلی برام عجیب و شگفت انگیزه، بعد از گذشت فقط 1 هفته دارم آروم آروم نتیجه های کوچیک رو می بینم! منی که اصلا هیچ کار خاصی نکردم و فقط متعهد شدم که هر روز به فایل (رابطه خداوند و ثروت در ذهن) گوش بدم، تغییرات کوچیک و نشونه ها رو دارم حس میکنم! دارم ایمان میارم که با تکرار آگاهی ها و باور های درست خیلی زود پیشرفت های کوچیک رو میشه تجربه کرد…
دیروز که روز هفتم گوش دادن به فایل ارزشمند استاد بود شب که داشتم ویدیو رو نگاه میکردم یه دفعه نمیدونم چطوری خودمو در حال خوندن کامنت های دوستان درباره این فایل دیدم، خداوند منو هدایت کرده بود و داشتم با ذوق و اشتیاق کامنت هارو میخوندم و تو هر دیدگاه نکته ها و جزئیات بیشتری برام روشن میشد و داشتم لذت میبردم و از شدت تاثیرگذاری اون نوشته ها حتی اشک شوق از چشمام جاری شده بود!
خلاصه نتونستم فایل رو کامل گوش بدم و در عوض یه عالمه نظر و دیدگاه زیبا خوندم و بعد خوابیدم…
من حدود یک ماه قبل تصمیم گرفتم کتاب هایی رو که دیگه استفاده نمیکردم و مونده بود گوشه کتابخونه رو بفروشم تا هم خونه از وسایل اضافه خالی بشه و هم اون کتاب هایی که به دردم نمیخوره رو به یه چیز قابل استفاده مثل پول تبدیل کنم و ازش برای رشد و ارتقا خودم استفاده کنم.
بعد به ذهنم رسید که تو دیوار آگهی کنم و لازم نباشه حضوری کتابام رو بفروشم چون شرایطش رو نداشتم، خلاصه آگهی کردم و چند روز گذشت ولی مشتری پیدا نشد و فقط چند نفر برای خرید پیام دادن و بعد به یه طریقی منصرف شدن و یا دیگه ازشون خبری نشد… منم خیلی ناراحت و عصبانی بودم و با خودم میگفتم خدایااا چرا با اینکه قیمت خیلی خیلی کمی برا این کتابا گذاشتم و حتی تخفیف و شرایط ویژه قرار دادم، هیچکس پیدا نمیشه که این کتابارو بخره!؟ به خاطر همین ناامید شده بودم و فکر میکردم دیگه هیچوقت اون کتابا فروخته نمیشه…
تا اینکه خداوند بزرگ منو به آگاهی های بینظیر این فایل هدایت کرد و من تنها با گوش دادن به این ویدیو به مدت هفت روز و گذاشتن یک کامنت، نشونه ها و نتایج واضحی از تغییر دیدم که فقط دو تا از اونارو میخوام بنویسم:
یکیش اینه که امروز صبح که خواب بودم یه دفعه گوشیم زنگ خورد و وقتی جواب دادم دیدم یه مشتری برا کتابا پیدا شده که میخواد امروز حتما اونارو خریداری کنه! خداوند مهربانم مشتری رو سر راهم قرار داد که هم خیلی جدی بود و خواهش میکرد که اون کتابارو به هیچکس نفروشم و حتما براش نگهدارم و هم پروردگارم به گونه ای زمان خرید رو تنظیم کرد که امروز دقیقا یه روز تعطیله(شهادت امام رضا (ع) ) و هر دو طرف وقت آزاد داریم تا هماهنگ کنیم و پروسه فروختن کتابم سریعتر شد و هم اتفاقا خونه اون مشتری نزدیک خونه ماست و به راحتی میتونیم در مسیر خیلی کوتاه همدیگه رو ببینیم… با زنگ زدن اون خانوم بسیار خوشحال و امید وار شدم و ایمان آوردم که این جهان جهان فراوانیه و دنیا پر از مشتری های خوب و فرصت های زیاد و پول و برکت و ثروته!
و دومی… ما کلا خانواده ای هستیم که ورودی مالی متوسط رو به پایین داریم و اینجوریه که فقط نیاز های اولیه زندگی رو تامین میکنه، و نمیتونیم به قول بابا خرجای الکی و کم اولویت انجام بدیم و اصلا امکان نداره با وجود اینکه بتونیم تو خونه با خرج و هزینه کم یه غذای ساده درست کنیم، بخوایم بریم بیرون و برا شام یه غذای خوب و گرون بخوریم…
ولی با باز شدن کد های آگاهی استاد تو ذهنم شرایط تغییر کرد و برای اولین بار خانواده ای رفتیم یه جای خوب و باکلاس که امکانات و زیبای زیادی داشت و بدون در نظر گرفتن گرونی و مقایسه قیمت ها یه غذای خوشمزه انتخاب کردیم و سفارش دادیم…
این هم نمود ثروت و فراوانیه که یواش یواش پول داره خودشو تو زندگی من و خانوادم نشون میده!
من هنوز اول راهم و این نتایج و نشونه های کوچک نوید بخش اینه که قطعا قانون جواب میده و هر چقدر بیشتر روی خودم و باورهام کار کنم، نتایج و پیشرفت های بزرگتر و بهتری میبینم…
خدارو خیلی شکر میکنم که گوشی و اینترنت و امکانات دارم، با استادانی مثل شما و مریم جان آشنا شدم، به کانال تلگرامی و سایت فوق العاده شما هدایت شدم، تونستم در این مسیر قدم بذارم و انگیزه و امید داشته، با این فایل بینظیر نتیجه های ریز ولی رضایت بخش بگیرم بعد بلافاصله یه صدایی از قبلم بهم بگه که بیام و ردپامو بذارم و دست آوردهای هرچند کوچیکم رو بنویسم تا هم ایمان خودم ببشتر بشه و هم شاید دیگران از نوشته های من الهام بگیرند و یا هدایت و امیدی دریافت کنند برای شروع یا ادامه دادن مسیر…
خدایا خیلی دوست دارم!خیلی خفنی! خیلی باحالی! عاشقتم! ممنونم! و سپاسگزار تمام نعمت ها و زیبایی هایی هستم که در این جهان شگفت انگیز آفریدی:)
سلام خدمت همه شما عزیزان و درودی ویژه به استاد عباس منش دوست داشتنی و خانم شایسته عزیز :)
خیلی جالبه که این چند روزه خیلی علاقه مند شدم به خواندن نتایج دانش جویان در کانال تلگرامی استاد، و همچنین دو بار از طریق همین نوشته ها در کانال هدایت شدم به فایل های بسیار زیبا و تاثیر گذار! الان روز پنجمه که دارم هر روز به صورت منظم به این ویدیو(رابطه خداوند و ثروت در ذهن) گوش میدم، اینم بگم که یه همزمانی جالب رخ داد و اون این بود که دقیقا زمانی که من تصمیم گرفتم به مدت سه هفته روی این فایل تمرکز کنم تا به نتایج مالی برسم، متوجه شدم که قرعه کشی که من در آن شرکت کرده ام دقیقا سه هفته دیگست ! من با برخوردن به این همزمانی زیبا ،دیگه نگرانی و ناامیدی که نسبت به برنده شدن در قرعه کشی پنج جایزه پنجاه میلیونی داشتم، تبدیل به امید و ایمانی شد که خداوند حتما چیزی می دونسته که تو رو به این قرعه کشی و بلافاصله به این ویدیو استاد هدایت کرده، پس الکی احساس بد و ارتعاش پایین نداشته باش که باز هم برنده نمیشوم و بدون که پروردگار بخشنده و مهربان این بار یکی از اون جایزه های پنجاه میلیونی رو برای تو نگهداشته. چون من که دختری 18 ساله و بدون کار و درآمد هستم، اون پول برام مثل گنجه، و با برنده شدن اون هم می تونم راحت و بدون مخالفت پدر و مادرم، در دوره 12 قدم استاد شرکت کنم، هم آموزش های دوره ادمینی رو خریداری کرده و شروع به کار کنم تا ورودی مالی داشته باشم، و هم یک گوشواره طلا برای خودم بخرم! :)
ایمان دارم که اون روز میام و می نویسم که به این خواسته ها و اهدافم دست پیدا کردم و تونستم با استفاده از این فایل دانلودی رایگان و البته ارزشمند استاد، نتایج شگفت انگیز بگیرم! به امید آن روز…
حالا میخوام درباره سوالاتی که استاد پرسیده و باید جواب بدیم بنویسم:
من فهمیدم که در ناخودآگاهم این باور مخرب رو داشتم که اگه ثروتمند بشم تبدیل به یک آدم مغرور و متکبر میشم. این افکار و باور ها باعث میشد که من با وجود اینکه در ظاهر به شدت خواستار پول و بی نیازی بودم، ناخودآگاهم نذاره که ثروتمند بشم تا مبادا انسان مغرور و بدی بشم! این نکته به تنهایی باعث شد به خودم بیام و بدونم که باور های محدودکننده ای در وجودم هست که به صورت پنهانی، همه تلاش ها و کارهای من رو در راستای رسیدن به درآمد و ثروت بی نتیجه و خراب میکنه…
این موضوع هم وجود داشت که من به خاطر دلسوزی نسبت به آدم های فقیر و بدبخت، انگار احساس گناه داشتم از اینکه بخوام انسان ثروتمندی بشم و انصاف نیست که من ماشین و خونه و غذاهای آنچنانی داشته باشم و کسانی هم حتی شب چیزی برای خوردن نداشته باشن!
اون جاییم که استاد گفت خیلی از ماها موقع دعا کردن به خدا میگیم، خدایا به من پول بده تا برای مادرم فلان چیز رو بخرم، برای پدرم فلان ماشین رو بخرم، خونوادم رو به فلان مسافرت ببرم یا به نیازمندان و یتیمان کمک کنم، دیدم چند روز پیش با خواهرم داشتیم دقیقا همین حرف ها رو به خدا میزدیم ،و نمیگفتیم پول میخوام تا اول خودم به رفاه و آسایش برسم و انگار بد میدونستیم که ثروت رو برای خودمون بخوایم، اینجوری با خواستن پول برای کمک به خانواده و دیگران سعی میکردیم به قول استاد اون پولی که تو ذهنمون اگه برای خودمون میخواستیم ناپاک و کثیف بود رو پاک و تمیز کنیم!
این موضوع رو هم بگم که پدر عزیز و مهربان من که یک کارمند فرهنگی هست وقتی 6 سال پیش بازنشسته شد و حقوق ناچیز دولت کفاف هزینه ها و خرج و مخارج زندگی یک خانواده 5 نفری رو نمیداد، تصمیم گرفت شروع کنه به یاد گرفتن معامله در بازار بورس و فارکس…
پدر من خیلی خیلی آدم پرتلاش، سخت کوش و درستکاریه و با اینکه چندین و چند میلیون تومان صرف تهیه دوره های آموزشی ترید و تحلیل تکنیکال و… که نمیدونم اسمشون چیه کرد، و 6 سال از عمر و وقت و پولش رو گذاشت برای کسب اون مهارت تا یک درآمد کمکی داشته باشه، با تبدیل شدن به یک تریدر حرفه ای و کاربلد هم باز نتوست پول خوبی از اونجا دربیاره و همچنان ورودی مالی کمی داره، انگار تمام کار و تلاشش برای ثروتمند شدن بی فایده بود ! چرا؟؟؟ چون یک فرد کاملا مذهبی هست و بدیهیه که مثل تمام افراد معنوی، باورها و اعتقادات نادرستی نسبت به ثروت داره و تو ناخودآگاهش خداوند و ثروت در مقابل هم هستند و اصلا مادیات و پول رو مخالف معنویات و نزدیکی به پروردگار میدونه! پدر دوست داشتنیم خیلی زحمت میکشه و به هر دری میزنه تا درآمدش بیشتر بشه بلکه بتونه از پس تامین نیاز های خانوادش تو این گرونی بر بیاد، ولی بدون تغییر باور های فقر آفرین و اشتباهش و ایجاد باورهای درست و ثروت ساز ، باز همان نتایج قبلی رو خواهد گرفت…
من امروز بعد گوش دادن به این فایل بهم الهام شد که هم بیام ردپا و دیدگاهم رو بنویسم و هم برم به بابام بگم که باهم این فایل بینظیر استاد رو ببینیم، تا جرقه هایی تو ذهنش زده بشه و از این آگاهی ها باخبر بشه. با اینکه پدرم نسبت به این موضوعات مقاومت شدیدی داره و اصلا علاقه ای به این چیزا نداره، اما من در هر صورت به شهودم اعتماد میکنم و به الهام پروردگار بزرگم عمل میکنم…
بماند به یادگار از قدم های کوچک در ابتدای مسیر رشدم :)
سلام فاطمه عزیزم:)
خدارو خیلی شکر میکنم که با انسان های پرتلاش و درحال رشدی مثل شما هم مسیر و هم فرکانس هستم.
هر روز که کامنت میزاری و میبینم چقدر زیبا به تعهد چهل روزت پایبندی واقعا از صمیم قلبم تحسینت میکنم و وقتی نتایج فوق العاده ات رو میخونم خیلی لذت میبرم و افتخار میکنم که انقدر به فکر تغییر خودت و زندگیت هستی! منم ازت ممنونم که با گذاشتن این پاسخ دوست داشتنی باعث شدی یه عالمه خوشحال بشم و امید و انگیزه بیشتری تو دلم روشن بشه…
همچنین برات آرزوی موفقیت بی پایان دارم و دعا میکنم خداوند بخشنده و مهربان درهای ثروت و برکتش رو به روی همه ما باز کنه و ما رو در نور و عشق بی کران خودش غرق کنه!
سلام آقای حوا زاده عزیز خیلی ممنونم از این کامنت زیباتون!
(من از این تابستون یعنی سال 1404 به لطف الله هدایت شدم به ثبت نام در کلاس حفظ قرآن و شروع اون! این هدایت دقیقا زمانی اتفاق افتاد که من خیلی دوست داشتم مثل استاد قرآن و معنیش رو بخونم و کنجکاو بودم ببینم خدا تو کتاب آسمونیش دقیقا چی گفته؟)
وااااای خیلی جالبه که دقیقا چند روز پیش داشتم همین آیه رو حفظ میکردم و وقتی کامنتتون رو خوندم و اولِ این آیه رو دیدم بقیش از حفظ به ذهنم اومد و بسیار شگفت زده شدم از این همزمانی…
خدارو خیلی شکر میکنم که همزمان با اینکه دارم قرآن رو حفظ میکنم و همزمان با اینکه دارم روی این فایل زیبا درباره ثروت کار میکنم، پروردگار مهربانم به طرزی جادویی و هماهنگ دقیقا اون آیه ای رو که درباره ثروت بود و من هنوز اون موقع کامل مفهومش رو درک نکرده بودم و عمق معنی اون رو متوجه نشده بودم، به این شکل از طریق هدایتم به خوندن کامنت دوست عزیزم، آگاهی های این آیه رو برام رمزگشایی کرد و فهمم از باور های ثروت ساز در قرآن رو بیشتر و بهتر کرد!
واقعا خدای من خدای وصف ناپذیری هست که انقد حساب شده و شگفت انگیز پازل ها رو در ذهنم میچینه و آروم آروم با ارتباط دادن چیزهای مختلف به هم، مغزم رو برای دریافت ثروت و نعمت و برکت آماده میکنه:)
خدایا سپاسگزارم که از طریق مهدی عزیز با من حرف زدی و نشونه هات رو فرستادی و امیدوارم کردی که مسیرم درسته.
عاششششششششقتم خدای خفن و باحالم!!!
سلام نفیسه جان امیدوارم حالت عالیِ عالی باشه و زندگیت پر از ثروت و برکت الهی:)
داشتم کامنت زیبات رو میخوندم و وقتی دیدم اسممون رو نوشتی و ازمون تشکر کردی خیلی خیلی خوشحال شدم و نمیدونی چقد خداروشکر کردم که نتایج هر چند کوچکم باعث انگیزه شما شده!
سپاسگزار پروردگار مهربانم هستم که از طریق آموزه های استاد و کامنت های شما عزیزان آگاهی ها و درس های زیادی به من داده و باعث افتخارم هست که تو همچین جمع فوق العاده ای حضور دارم.
منم به نوبه خودم از نفیسه شایسته عزیزم، فاطمه هلالی، صبا سعادت، مهدی حوا زاده، عباس حیدری، محمد رضا یکتای مقدم، شیدا میرزایی، محمد صادق امام بخش زاده، زهرا شجاعی، حمید مطهری، محمد خلیلی، محمد مهوری و شیما مظفری تشکر میکنم که با گذاشتن کامنت های پربار و انتقال تجربیات و آگاهی هاشون باعث میشن که دیگران هم رشد کنند و باهم مسیر تغییر و تحول رو طی کنیم.(البته نتونستم اسامی تمام کسایی رو که از کامنتشون الهام گرفتم و باعث بازتر شدن ذهنم شد رو نام ببرم…)